1
00:00:06,027 --> 00:00:09,072
‫تک‌تک حرکت‌هایی که توی
‫دهه‌ی ششم زندگیت می‌کنی

2
00:00:09,155 --> 00:00:10,448
‫سرنوشت‌سازن.

3
00:00:11,115 --> 00:00:12,659
‫حیاتیـن.

4
00:00:12,742 --> 00:00:16,246
‫هر تصمیمی مثل یه مترونومِ مداوم و بلنده

5
00:00:16,329 --> 00:00:18,581
‫که زمان باقی‌مونده‌ات روی زمین رو می‌شماره،

6
00:00:18,665 --> 00:00:20,667
‫و با هر انتخاب زندگیت همراهی می‌کنه.

7
00:00:20,750 --> 00:00:22,919
‫وقتی نوجوونی،
‫شدیداً نگرانی

8
00:00:23,002 --> 00:00:25,338
‫که بقیه درباره‌ات چی فکر می‌کنن.

9
00:00:25,421 --> 00:00:27,590
‫اما فکر می‌کنم الان،
‫فقط می‌تونی بیشتر خوش بگذرونی.

10
00:00:28,841 --> 00:00:31,678
‫و هیچ دهه‌ای سریع‌تر از ۵۰ تا ۶۰ نمی‌گذره.

11
00:00:33,096 --> 00:00:35,014
‫باید کاری کنی که تک‌تک ثانیه‌های زمانت

12
00:00:35,098 --> 00:00:36,849
‫باارزش باشه.

13
00:00:42,272 --> 00:00:45,316
‫راز داشتنِ این باسن‌های خوش‌فرم،
‫انجام این چهارتا تمرینـه...

14
00:00:45,400 --> 00:00:51,322
‫روز سوم بعد از عمل لیفت گردن،
‫لیفت صورت، بلفاروپلاستی پلک پایین...

15
00:00:51,406 --> 00:00:52,782
‫باهام ازدواج کن، ماهی سالمون...

16
00:00:52,865 --> 00:00:55,285
‫خب، این لابیا مینورا،
‫توی دوران بلوغ رشد می‌کنن

17
00:00:55,368 --> 00:00:56,953
‫و توی یائسگی از بین میرن.

18
00:00:57,036 --> 00:00:58,597
‫و کل چیزی که ما...
‫ما هیچی نمی‌دونیم

19
00:00:58,621 --> 00:00:59,872
‫درباره‌ی لابیا مینورا.

20
00:00:59,956 --> 00:01:01,308
‫به استروژن ربط داره؟ به تستوسترونـه؟

21
00:01:01,332 --> 00:01:02,332
‫« کدوم گوری هستی؟ »

22
00:01:01,332 --> 00:01:02,518
‫- می‌شه دوباره رشدشون داد؟
‫- لعنتی... اوه!

23
00:01:02,542 --> 00:01:04,669
‫آخ!

24
00:01:06,254 --> 00:01:07,338
‫آخ!

25
00:01:12,510 --> 00:01:14,012
‫گندش بزنن. ببخشید.

26
00:01:14,095 --> 00:01:15,346
‫- هی!
‫- وایسا!

27
00:01:16,014 --> 00:01:17,765
‫هی، وایسا!

28
00:01:17,849 --> 00:01:19,225
‫اوه! ببخشید. معذرت می‌خوام.

29
00:01:19,309 --> 00:01:20,393
‫بهش بگو، بهش بگو وایسه!

30
00:01:21,394 --> 00:01:23,021
‫وایسا!

31
00:01:24,147 --> 00:01:25,148
‫ببخشید.

32
00:01:25,690 --> 00:01:26,899
‫نزن به اتوبوس.

33
00:01:26,983 --> 00:01:28,443
‫خب، فکر نکنم بهش آسیب زده باشم...

34
00:01:30,000 --> 00:01:41,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

35
00:01:41,024 --> 00:01:48,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

36
00:01:48,379 --> 00:01:50,214
‫- ببخشید، الکس.
‫- نه. وقت نداریم. اینجاست؟

37
00:01:50,298 --> 00:01:51,567
‫- آره. الکس، فقط سریع.
‫- باشه.

38
00:01:51,591 --> 00:01:53,360
‫- مالکوم هموند مدام زنگ می‌زنه.
‫- نه. نه نه.

39
00:01:53,384 --> 00:01:54,864
‫- نه، اونا توی دفتر سم هستن.
‫- چی؟

40
00:01:54,927 --> 00:01:56,614
‫- اونا توی دفتر سم هستن.
‫- لعنت. آره آره آره.

41
00:01:56,638 --> 00:01:58,723
‫وای خدای من، خیلی معذرت می‌خوام که دیر کردم.

42
00:01:58,806 --> 00:02:00,367
‫یه تصادف داشتم.
‫راستش، گوشیم از دستم افتاد روی...

43
00:02:00,391 --> 00:02:02,644
‫دیمین زیاد وقت نداره الکس،
‫پس شروع کنیم؟

44
00:02:03,645 --> 00:02:05,480
‫وای، از دیدنـتون خیلی خوشحالم.

45
00:02:05,563 --> 00:02:07,065
‫خیلی شبیه به...

46
00:02:07,148 --> 00:02:08,228
‫فقط یه گربه‌ی سفید کم داری

47
00:02:08,274 --> 00:02:09,960
‫- که روی پات باشه تا...
‫- من واقعاً زیاد وقت ندارم.

48
00:02:09,984 --> 00:02:11,879
‫- آره، آره آره.
‫- آره، می‌شه در رو ببندی؟

49
00:02:11,903 --> 00:02:12,904
‫آره آره آره.

50
00:02:13,821 --> 00:02:15,466
‫می‌دونی، مدام ازم پرسیده می‌شد که

51
00:02:15,490 --> 00:02:16,866
‫کِی می‌خوام کتاب بنویسم.

52
00:02:16,949 --> 00:02:18,201
‫می‌دونی، مثل استیون فرای.

53
00:02:18,284 --> 00:02:19,511
‫- حتماً همینطوره.
‫- آره آره آره.

54
00:02:19,535 --> 00:02:21,412
‫خب، الان حدود ۸۰ هزار کلمه نوشتم.

55
00:02:21,496 --> 00:02:24,374
‫وای. خب، موضوعش چیه؟

56
00:02:24,457 --> 00:02:26,751
‫طنز اجتماعیـه.
‫چیزی مثل بالکنِ ژان ژنه رو تصور کن،

57
00:02:26,834 --> 00:02:30,630
‫اما به جای فاحشه‌خونه،
‫توی جشنواره‌ی گوشت سگ یولین اتفاق می‌افته.

58
00:02:30,713 --> 00:02:33,883
‫غم‌انگیز به نظر میاد، ولی خیلی خنده‌داره،
‫در حد خنده‌دارهای استیون فرای.

59
00:02:34,342 --> 00:02:35,802
‫اسم کتاب گوشت سگـه.

60
00:02:36,803 --> 00:02:37,887
‫- خوشم اومد.
‫- خب.

61
00:02:38,638 --> 00:02:39,472
‫می‌تونم...

62
00:02:39,555 --> 00:02:41,307
‫البته فکر می‌کنم که مردم

63
00:02:41,391 --> 00:02:45,937
‫نسبت به سگ به عنوان غذا،
‫حس خیلی تندی داشته باشن.

64
00:02:46,020 --> 00:02:47,063
‫من که خوشم اومد.

65
00:02:47,146 --> 00:02:51,317
‫راحته که توی پر قو بشینیم
‫و فرهنگ‌های دیگه رو قضاوت کنیم، نه؟

66
00:02:51,401 --> 00:02:53,569
‫خواهرم یه خوک داره. حرف نداره.

67
00:02:53,653 --> 00:02:55,213
‫می‌تونه با سُمش تا سه رو بشماره.

68
00:02:55,279 --> 00:02:58,074
‫ولی من کل سرش رو می‌خورم.

69
00:02:58,741 --> 00:03:00,743
‫می‌فهمی؟ همه‌اش رو، اگه مجبور باشم.

70
00:03:02,495 --> 00:03:03,913
‫اشکالی نداره ویپ بکشم؟

71
00:03:03,996 --> 00:03:05,289
‫- نه.
‫- آره.

72
00:03:08,710 --> 00:03:12,672
‫به نوشتن کتاب کودکان فکر کردی؟

73
00:03:12,755 --> 00:03:16,342
‫بیشتر بازیگرها با نوشتن یه کتاب بچه‌گونه
‫وارد این فضا می‌شن.

74
00:03:16,426 --> 00:03:18,553
‫- تو اون مرحله رو پریدی، پس.
‫- مگه استیون فرای

75
00:03:18,636 --> 00:03:20,012
‫کتاب کودکان نوشته؟

76
00:03:22,640 --> 00:03:24,225
‫من پای گوشت سگ ایستادم.

77
00:03:25,685 --> 00:03:26,686
‫آه!

78
00:03:27,228 --> 00:03:28,312
‫آخ، فکم!

79
00:03:29,439 --> 00:03:30,982
‫ببخشید، فکم یهو قفل کرد.

80
00:03:31,065 --> 00:03:32,400
‫ببخشید. داری چی کار می‌کنی؟

81
00:03:32,483 --> 00:03:34,444
‫- من... من... من...
‫- داره تشنج می‌کنه؟

82
00:03:34,527 --> 00:03:36,547
‫- نمی‌دونم. خیلی معذرت می‌خوام.
‫- نمی‌تونم دهنم رو باز کنم!

83
00:03:36,571 --> 00:03:38,614
‫خدایا، قبلاً هرگز این اتفاق نیفتاده بود!

84
00:03:38,698 --> 00:03:39,907
‫- پلام!
‫- ببخشید، واقعاً؟

85
00:03:39,991 --> 00:03:41,075
‫- آب بخور.
‫- باشه.

86
00:03:41,159 --> 00:03:42,201
‫پلام، می‌تونی بیای تو؟

87
00:03:43,411 --> 00:03:44,871
‫خیلی بابت این موضوع معذرت می‌خوام، دیمین.

88
00:03:44,954 --> 00:03:46,581
‫شاید بهتره به دکتر طب سوزنیش زنگ بزنیم.

89
00:03:46,664 --> 00:03:47,664
‫پزشک!

90
00:03:47,707 --> 00:03:48,833
‫- ایده‌ی خوبیه.
‫- سلام!

91
00:03:48,916 --> 00:03:50,710
‫از دیدنـتون خیلی خوشبختم. من پلام هستم.

92
00:03:50,793 --> 00:03:52,712
‫چرا نمی‌تونی حرف بزنی؟
‫درست رفتار کن دیگه.

93
00:03:52,795 --> 00:03:54,172
‫- توی سریال هوم‌لند خیلی درخشیدی.
‫- باشه.

94
00:03:54,255 --> 00:03:56,233
‫بازیت من رو مبهوت کرد.
‫آره، واقعاً برام

95
00:03:56,257 --> 00:03:57,735
‫- الهام‌بخش بود.
‫- فصل موردعلاقه‌ات کدوم بود...

96
00:03:57,759 --> 00:03:59,135
‫فصل موردعلاقه‌ای داشتی؟

97
00:04:00,344 --> 00:04:03,347
‫خب، به نظر من که آرتروزه.

98
00:04:03,431 --> 00:04:05,975
‫- نه.
‫- آرتروز فک پایین، آره.

99
00:04:06,058 --> 00:04:07,810
‫چی؟ به خاطر اینکه گوشی افتاد روی...

100
00:04:07,894 --> 00:04:10,188
‫خب، برات یه معرفی‌نامه می‌نویسم
‫برای متخصص روماتولوژی

101
00:04:10,271 --> 00:04:12,416
‫- و چندتا آزمایش میگیریم.
‫- آخه، منظورم اینه که خیلی محکم خورد.

102
00:04:12,440 --> 00:04:14,609
‫خیلی بده. فقط به خاطر سنـه.

103
00:04:14,692 --> 00:04:17,945
‫خب، یعنی بعدش چی می‌شه؟

104
00:04:18,029 --> 00:04:20,782
‫این شروع یه فروپاشی کُلیـه یا...

105
00:04:20,865 --> 00:04:22,241
‫چقدر منفی‌بافی!

106
00:04:22,325 --> 00:04:27,205
‫نه، چیزی که احتمالاً باهاش مواجه می‌شی،
‫کاهش دامنه‌ی حرکتیـه.

107
00:04:27,288 --> 00:04:30,666
‫یعنی دهنت محدود باز می‌شه.
‫پس دیگه از ساک زدن خبری نیست.

108
00:04:31,667 --> 00:04:33,294
‫- دیگه از چی خبری نیست؟
‫- کباب.

109
00:04:33,377 --> 00:04:35,296
‫گوشت‌های سفت. تا یه مدتی نمی‌شه.

110
00:04:35,379 --> 00:04:37,715
‫- آره. آره.
‫- اطلاعاتت رو به‌روز کنیم؟

111
00:04:37,799 --> 00:04:39,008
‫هنوز مطلقه هستی؟

112
00:04:39,091 --> 00:04:40,510
‫آره، هنوز مطلقه‌ام.

113
00:04:41,093 --> 00:04:44,263
‫یعنی، حتی اگه دوباره ازدواج کنم،
‫یه جورایی هنوز مطلقه‌ام.

114
00:04:44,347 --> 00:04:46,432
‫- دوباره ازدواج کردی؟
‫- نه.

115
00:04:47,683 --> 00:04:49,894
‫اما پسرم، روری،

116
00:04:49,977 --> 00:04:52,063
‫ماه دیگه میره دانشگاه.

117
00:04:52,146 --> 00:04:54,857
‫واسه همین، داشتم فکر می‌کردم
‫دوباره وارد رابطه بشم،

118
00:04:54,941 --> 00:04:56,901
‫می‌دونی، وقتی که اون بره.

119
00:04:58,236 --> 00:04:59,737
‫اما می‌دونی، این...

120
00:05:00,988 --> 00:05:02,740
‫این اصلاً شروع خوبی نیست.

121
00:05:05,764 --> 00:05:10,764
‫« جوونی »

122
00:05:17,088 --> 00:05:19,841
‫فکر می‌کنی وقتی ۶۰ سالت بشه،
‫هنوز می‌تونی سکسی باشی؟

123
00:05:20,716 --> 00:05:23,469
‫سکسی برای کی آخه؟ برای یه ۶۰ ساله‌ی دیگه؟

124
00:05:23,553 --> 00:05:25,054
‫نه، برای هر کسی.

125
00:05:25,137 --> 00:05:28,599
‫یا نه هر کسی، ولی مثلاً،
‫توی یه کلاب یا روی یه کشتی تفریحی.

126
00:05:28,683 --> 00:05:31,185
‫آخه چرا می‌خوای وقتی ۶۰ سالته،
‫توی کشتی تفریحی سکسی باشی؟

127
00:05:31,269 --> 00:05:34,981
‫تا حالا هیچ مردی گفته
‫باید با دوست‌دخترم آشنا بشی.

128
00:05:35,064 --> 00:05:38,192
‫اون سکسیـه، باحاله، ۶۰ سالشه.؟

129
00:05:38,276 --> 00:05:41,237
‫می‌فهمی؟ من باید همین الان با یکی آشنا بشم.

130
00:05:41,320 --> 00:05:42,488
‫ای خدا.

131
00:05:42,572 --> 00:05:45,533
‫فکر می‌کنم نهایتاً، ۱۰ سال دیگه
‫به عنوان یه موجود جنسی برام باقی مونده باشه.

132
00:05:45,616 --> 00:05:47,618
‫یکی رو می‌خوام برای وقتی که منِ فعلی مُرد.

133
00:05:47,702 --> 00:05:51,789
‫نیاز دارم الان یکی عاشقم بشه
‫تا یکم زمان با این من داشته باشیم،

134
00:05:51,873 --> 00:05:53,624
‫قبل از اینکه منِ پیر بیاد و بگه...

135
00:05:53,708 --> 00:05:55,042
‫من اومدم.

136
00:05:55,710 --> 00:05:56,794
‫تو واقعاً مسخره‌ای، زن.

137
00:05:56,878 --> 00:05:58,212
‫- امشب می‌بینمت.
‫- نه، وایسا!

138
00:05:58,296 --> 00:06:00,176
‫واسه اون برنامه‌ی بارِ فرانک چی بپوشم؟

139
00:06:01,757 --> 00:06:03,050
‫روری!

140
00:06:04,570 --> 00:06:05,570
‫« بی‌عقل - بعدِ فارغ‌التحصیلی حرف بزنیم؟
‫کارت دارم. »

141
00:06:05,595 --> 00:06:07,972
‫- مامان؟ مامان؟
‫- چی کارم داری؟

142
00:06:08,055 --> 00:06:09,599
‫بریم دیگه؟

143
00:06:09,682 --> 00:06:11,350
‫مگه ردای فارغ‌التحصیلی رو از کالج نمیگیری؟

144
00:06:11,434 --> 00:06:13,495
‫- آره، ولی مال خودم رو خریدم.
‫- ردای خودت رو خریدی؟

145
00:06:13,519 --> 00:06:15,479
‫- چرا؟
‫- می‌خوام نگهش دارم.

146
00:06:15,563 --> 00:06:17,583
‫خب، بذار یه اتویی بهش بکشم.
‫چون یکم...

147
00:06:17,607 --> 00:06:19,525
‫نه مامان. بیا بریم، زود باش.

148
00:06:19,609 --> 00:06:21,611
‫اون کلاهه رو هم خریدی؟

149
00:06:30,077 --> 00:06:31,370
‫سلام به همگی.

150
00:06:31,454 --> 00:06:34,165
‫ممنون که برای جشن گرفتنِ
‫این روز بزرگ تشریف آوردید.

151
00:06:34,248 --> 00:06:38,044
‫به عنوان نماینده‌های ارشد دانش‌آموزان، افتخار ماست
‫که مراسم امروز رو مدیریت کنیم.

152
00:06:38,127 --> 00:06:40,755
‫قبل از اینکه شروع کنیم،
‫فقط چندتا مورد مهم...

153
00:06:40,838 --> 00:06:42,673
‫- چه جالب که اینجا می‌بینمت.
‫- لعنتی!

154
00:06:42,757 --> 00:06:44,508
‫- این چه کاری بود؟
‫- یهو چشمم بهت خورد،

155
00:06:44,592 --> 00:06:48,471
‫گفتم بیام یه سلامی بکنم و دوباره
‫بابت اخراج کردنم ازت تشکر کنم.

156
00:06:48,554 --> 00:06:49,847
‫من رو تعقیب کردی تا اینجا؟

157
00:06:49,931 --> 00:06:52,433
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- خودت رو تحویل نگیر.

158
00:06:52,516 --> 00:06:54,310
‫برادرزاده‌ام داره فارغ‌التحصیل می‌شه.

159
00:06:54,393 --> 00:06:56,270
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

160
00:06:57,647 --> 00:06:59,273
‫خب، من اخراجت نکردم، مالکوم.

161
00:06:59,357 --> 00:07:02,193
‫احساس کردم دیگه نمی‌تونم بهترین کارهام رو
‫برات انجام بدم.

162
00:07:02,276 --> 00:07:04,987
‫واسه همین، من رو مثل
‫یه آدم در حال غرق شدن ول کردی،

163
00:07:05,071 --> 00:07:07,114
‫که داشتم می‌کشیدمت پایین. من رو ول کردی...

164
00:07:07,198 --> 00:07:08,074
‫فکر نمی‌کنم اینجا

165
00:07:08,157 --> 00:07:09,075
‫- جای مناسبی باشه برای...
‫- که خودت رو نجات بدی،

166
00:07:09,158 --> 00:07:11,577
‫- ولی همون باعث شد انگیزه بگیرم.
‫- ببخشید.

167
00:07:11,661 --> 00:07:13,788
‫می‌دونی، وقتی یه دختر فروشنده
‫اخراجت می‌کنه،

168
00:07:13,871 --> 00:07:15,915
‫- یه آدم تازه‌به‌دوران‌رسیده!
‫- مستی؟

169
00:07:15,998 --> 00:07:18,751
‫یه تاثیری روت می‌ذاره، پس ازت ممنونم.

170
00:07:18,834 --> 00:07:20,562
‫در ضمن، اون کتابی رو
‫که نخواستی بفروشی، نوشتم.

171
00:07:20,586 --> 00:07:22,856
‫- من که رد نکردم بفروشمش، کردم؟
‫- و خودم هم چاپش کردم.

172
00:07:22,880 --> 00:07:24,382
‫خیلی هم خوب داره می‌فروشه.

173
00:07:24,465 --> 00:07:26,509
‫- عالیـه.
‫- شاید دلت بخواد بخونیش.

174
00:07:26,592 --> 00:07:28,260
‫دوست دارم برم جلوتر بشینم.

175
00:07:28,344 --> 00:07:31,472
‫پس، تبریک میگم بابت کتاب و...

176
00:07:31,555 --> 00:07:33,015
‫موفق باشی.

177
00:07:33,099 --> 00:07:34,558
‫خودت موفق باشی.

178
00:07:35,101 --> 00:07:36,227
‫سلیطه.

179
00:07:38,688 --> 00:07:40,272
‫همونطور که جوایز رو اهدا می‌کنیم،

180
00:07:40,356 --> 00:07:43,025
‫می‌خوایم یکم به مراسم تنوع بدیم.

181
00:07:43,109 --> 00:07:45,069
‫- هی.
‫- یه سفر به گذشته

182
00:07:45,152 --> 00:07:46,696
‫برای والدین عزیز

183
00:07:46,779 --> 00:07:48,465
‫با چندتا عکس از وقتی که شروع کردیم...

184
00:07:48,489 --> 00:07:50,408
‫توی مدرسه‌ی لِوِنهال، سال هفتم.

185
00:07:50,491 --> 00:07:55,037
‫جاشوآ اَبوت قصد داره
‫توی دانشگاه لیدز بیوشیمی بخونه،

186
00:07:55,121 --> 00:07:57,957
‫و همچنین تونست نقش اصلی رو توی نمایش مدرسه،

187
00:07:58,040 --> 00:07:59,542
‫قانوناً بلوند، به دست بیاره.

188
00:08:03,921 --> 00:08:05,965
‫بریجت کالاهان، که توی دانشگاه کِنت

189
00:08:06,048 --> 00:08:08,300
‫- علوم سیاسی خواهد خوند.
‫- واسه الکس دست تکون بده.

190
00:08:17,143 --> 00:08:20,563
‫روری فلین، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل،

191
00:08:20,646 --> 00:08:23,232
‫اون هم توی دانشگاه کِنت.

192
00:08:30,406 --> 00:08:31,574
‫خیکیِ کثیف.

193
00:08:34,744 --> 00:08:37,329
‫اینجا مدرسه‌ی یه مشت گوسفنده...

194
00:08:37,413 --> 00:08:38,914
‫که گرگ‌ها اداره‌اش می‌کنن...

195
00:08:38,998 --> 00:08:40,559
‫- و صاحبش خوک‌ها هستن.
‫- بیا پایین از سن!

196
00:08:40,583 --> 00:08:42,126
‫- یا خدا.
‫- توی تمام مدتی که اینجا بودید،

197
00:08:42,209 --> 00:08:44,795
‫دروغ‌های کثیفی به خوردتون دادن.

198
00:08:44,879 --> 00:08:50,092
‫و آینده‌ی شما ناگزیر پُر از ناامیدی
‫و طرد شدن خواهد بود.

199
00:08:50,176 --> 00:08:51,343
‫کلی طرد شدن.

200
00:08:51,427 --> 00:08:52,907
‫- همه‌تون یه مشت عوضی هستید!
‫- پشمام.

201
00:08:53,929 --> 00:08:55,014
‫اوه! روری!

202
00:08:56,307 --> 00:08:58,517
‫- این چه غلطی بود؟
‫- اون کار رو نکن، روری!

203
00:08:58,601 --> 00:08:59,852
‫نه، همین الان بیا پایین!

204
00:08:59,935 --> 00:09:02,396
‫روری، داری چی کار می‌کنی؟

205
00:09:06,000 --> 00:09:13,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

206
00:09:16,410 --> 00:09:18,496
‫- بوراتا، لطفاً.
‫- باشه.

207
00:09:18,579 --> 00:09:20,122
‫اون یه پُرس بزرگ دونفره‌ست.

208
00:09:20,206 --> 00:09:22,166
‫- آره.
‫- باشه.

209
00:09:26,837 --> 00:09:28,356
‫میا می‌دونست می‌خوای اون کار رو بکنی؟

210
00:09:28,380 --> 00:09:30,257
‫- یا دوست‌هات؟
‫- کدوم دوست‌ها؟

211
00:09:30,341 --> 00:09:32,551
‫منظورت چیه که کدوم دوست... دوست‌هات دیگه.

212
00:09:32,635 --> 00:09:34,220
‫اِیدن. تدی.

213
00:09:34,303 --> 00:09:36,097
‫- روری، این طرف رو نگاه کن.
‫- بابا. بابا.

214
00:09:36,180 --> 00:09:38,307
‫عکس‌ها رو بعداً میگیریم.

215
00:09:38,390 --> 00:09:40,392
‫- فقط ولش کن.
‫- آخه منظورت از اون کار چی بود؟

216
00:09:40,476 --> 00:09:43,062
‫واسه خنده بود.
‫خواستم پُرسروصدا تمومش کنم.

217
00:09:43,145 --> 00:09:45,606
‫شانس آوردی که بازداشت نشدی، احمق.

218
00:09:45,689 --> 00:09:47,983
‫می‌شه یه بطری دیگه
‫از شراب سفید خونه بیارید؟

219
00:09:48,067 --> 00:09:50,236
‫و می‌تونم کرامبل گلابی سفارش بدم؟

220
00:09:50,319 --> 00:09:52,404
‫مامان، ما فعلاً فقط پیش‌غذا
‫و غذای اصلی رو سفارش میدیم،

221
00:09:52,488 --> 00:09:54,448
‫بعداً ببینیم میلـمون به دسر می‌کشه یا نه.

222
00:09:54,532 --> 00:09:57,159
‫- ممکنه تا اون موقع تموم بشه.
‫- خب، ممکنه انگشت‌های پای تو هم تموم بشن.

223
00:09:57,243 --> 00:09:58,911
‫عاشق شیرینیـه.

224
00:09:58,994 --> 00:10:01,455
‫دیابت نوع یک داره، ولی خب آره.

225
00:10:02,665 --> 00:10:03,874
‫بگو دیگه.

226
00:10:04,959 --> 00:10:06,043
‫- الان؟
‫- آره.

227
00:10:07,878 --> 00:10:09,255
‫چیه؟

228
00:10:09,922 --> 00:10:11,966
‫لورکان یه چیزی داره که به همه‌تون بگه.

229
00:10:12,049 --> 00:10:13,801
‫- امیدوارم حامله نباشی.
‫- چی؟

230
00:10:14,677 --> 00:10:16,470
‫- نه، یا خدا، الکس!
‫- نه، می‌دونم می‌دونم.

231
00:10:16,554 --> 00:10:18,389
‫- ببخشید، من فقط... باشه.
‫- نه.

232
00:10:18,472 --> 00:10:19,807
‫ببخشید.

233
00:10:19,890 --> 00:10:23,769
‫نه، من برای یه نقش ثابت توی
‫یه سریال جدید آمریکایی انتخاب شدم.

234
00:10:23,853 --> 00:10:25,229
‫استار شیپ: کریمسون کنترل،

235
00:10:25,312 --> 00:10:26,730
‫و...

236
00:10:28,357 --> 00:10:29,358
‫چیش خنده‌داره؟

237
00:10:31,068 --> 00:10:32,653
‫هیچی.

238
00:10:32,736 --> 00:10:33,736
‫باشه.

239
00:10:34,238 --> 00:10:35,573
‫و بگذریم...

240
00:10:35,656 --> 00:10:37,259
‫خنده‌داره چون تو از سریال‌های سفینه‌ای متنفری.

241
00:10:37,283 --> 00:10:39,083
‫- خب، این یه سریال سفینه‌ای نیست.
‫- باشه.

242
00:10:39,160 --> 00:10:40,286
‫یه کار علمی‌تخیلیـه.

243
00:10:40,995 --> 00:10:42,746
‫و قراره به مدت ۶ ماه

244
00:10:42,830 --> 00:10:44,957
‫توی کانادا فیلمبرداری بشه.

245
00:10:45,040 --> 00:10:47,084
‫واسه همین، داریم از این فرصت
‫برای جابجایی استفاده می‌کنیم.

246
00:10:48,502 --> 00:10:49,503
‫به کانادا.

247
00:10:50,337 --> 00:10:52,047
‫این همون فرصت طلاییـته، لورکان؟

248
00:10:52,131 --> 00:10:54,842
‫خب، نمی‌شه گفت فرصت طلایی، والی.

249
00:10:54,925 --> 00:10:58,262
‫فرصت طلایی جدیدت. اون نمایش افتضاحی
‫که توش بودی رو یادمه.

250
00:10:58,345 --> 00:10:59,513
‫والی، تمومش کن، هیس.

251
00:10:59,597 --> 00:11:00,907
‫یادته اون سه ساعت و نیم...

252
00:11:00,931 --> 00:11:03,184
‫ببین، من همیشه در دسترس هستم.

253
00:11:03,267 --> 00:11:06,270
‫و وقتی سال اول روری تموم بشه،
‫اونم می‌تونه بیاد پیش ما.

254
00:11:08,314 --> 00:11:09,315
‫احتمالاً.

255
00:11:10,941 --> 00:11:13,360
‫- دیگه کم‌کم باید بریم خونه.
‫- بابا.

256
00:11:13,444 --> 00:11:15,196
‫ما تازه سفارش دادیم، پس...

257
00:11:16,572 --> 00:11:18,616
‫میا اونجاست. میا کلاً...

258
00:11:18,699 --> 00:11:19,700
‫ممنون.

259
00:11:20,284 --> 00:11:21,744
‫روری، میا اونجاست.

260
00:11:22,995 --> 00:11:24,288
‫نمی‌خوای با میا حرف بزنی؟

261
00:11:26,415 --> 00:11:27,791
‫چه خبره؟ روری!

262
00:11:27,875 --> 00:11:29,769
‫- یا خدا، بذارش زمین!
‫- داری چی کار می‌کنی؟! روری!

263
00:11:29,793 --> 00:11:32,421
‫- بذارش زمین!
‫- روری، بوراتا رو بذار زمین.

264
00:11:32,504 --> 00:11:34,465
‫- وای خدای من.
‫- همینطوری هم کل امروز رو

265
00:11:34,548 --> 00:11:36,217
‫درباره‌ی خودت کردی.

266
00:11:36,300 --> 00:11:38,135
‫خب، تو یکی که فقط بلدی زر بزنی، تو...

267
00:11:39,762 --> 00:11:41,305
‫چی شد؟

268
00:11:41,388 --> 00:11:43,307
‫دوباره فکم قفل کرد.

269
00:11:43,390 --> 00:11:45,100
‫بابا، نکن!

270
00:11:45,184 --> 00:11:46,644
‫بسه والی، تمومش کن.

271
00:11:46,727 --> 00:11:48,896
‫روری، فکر کنم اون مال همه بود.

272
00:11:48,979 --> 00:11:49,980
‫آره.

273
00:11:50,981 --> 00:11:52,024
‫لعنت بهش.

274
00:11:55,110 --> 00:11:57,988
‫میگه برای روری دیگه
‫مهره‌ی سوخته به حساب میاد.

275
00:11:58,072 --> 00:12:00,157
‫آره، خودش رو به یه مهره‌ی سوخته تبدیل کرده.

276
00:12:00,241 --> 00:12:02,284
‫دقیقاً. پس نیازهای من چی؟

277
00:12:02,368 --> 00:12:04,828
‫خیلی وقت بود منتظر یه ذره آزادی بودم.

278
00:12:04,912 --> 00:12:07,498
‫توی این چهار سال، هیچ مردی توی تختم نبوده.

279
00:12:07,581 --> 00:12:09,583
‫- واقعاً قدیسی.
‫- می‌دونم.

280
00:12:09,667 --> 00:12:11,752
‫و حالا، می‌دونی، بدنم داره وا میده.

281
00:12:11,835 --> 00:12:14,338
‫خانم‌ها. مارتینی دودی.

282
00:12:14,421 --> 00:12:15,798
‫- اولالا.
‫- اوه!

283
00:12:15,881 --> 00:12:17,716
‫- اوه!
‫- چقدر باکلاس!

284
00:12:17,800 --> 00:12:19,885
‫- افتتاحیه مبارک.
‫- هی، ببین. خوشت میاد؟

285
00:12:19,969 --> 00:12:21,220
‫- آره.
‫- از طرف زن عزیزمه.

286
00:12:21,303 --> 00:12:22,763
‫کادوی تبریکـه.

287
00:12:22,846 --> 00:12:24,556
‫آره خوشم میاد، عالیـه.

288
00:12:24,640 --> 00:12:27,059
‫- من خیلی خوبـم.
‫- اوهوم.

289
00:12:27,142 --> 00:12:29,436
‫چرا همه‌ی خدمتکارهای بارت
‫ممه‌های گنده دارن؟

290
00:12:29,520 --> 00:12:31,105
‫همه‌شون ممه‌گنده نیستن.

291
00:12:31,981 --> 00:12:33,649
‫در ضمن، خدمتکار نیستن.

292
00:12:33,732 --> 00:12:35,234
‫اون‌ها میکسولوژیست‌های حرفه‌ایـن.

293
00:12:35,317 --> 00:12:36,986
‫بیشتر شبیه فاحشه‌های حرفه‌ایـن.

294
00:12:37,069 --> 00:12:38,070
‫هی هی!

295
00:12:38,821 --> 00:12:39,822
‫مودب باش.

296
00:12:41,156 --> 00:12:43,158
‫مشکلی نیست. من رو نمی‌ترسونن.

297
00:12:43,242 --> 00:12:46,036
‫- بهم انگیزه میدن.
‫- فرانک اون یارو اِکس‌پت رو هم دعوت کرده؟

298
00:12:46,120 --> 00:12:47,955
‫- اونی که باهاشه کیـه؟
‫- کی اهمیت میده؟

299
00:12:48,038 --> 00:12:50,016
‫فکر کردم ازش متنفری
‫و الان فقط باهم دوستین.

300
00:12:50,040 --> 00:12:52,418
‫ازش متنفر نیستم. دوست هم نیستیم.

301
00:12:52,501 --> 00:12:54,712
‫- لعنتی.
‫- وای!

302
00:12:54,795 --> 00:12:57,589
‫- ملکه‌های شب!
‫- هی.

303
00:12:57,673 --> 00:12:58,799
‫عالی شدی، سم.

304
00:12:59,925 --> 00:13:01,260
‫- بیا اینجا ببینم.
‫- هی.

305
00:13:01,343 --> 00:13:03,512
‫نگاتون کن.

306
00:13:03,595 --> 00:13:05,389
‫سکسی‌های چهارپایه‌ای، نه؟

307
00:13:06,056 --> 00:13:08,642
‫باشه. اون زانو رو نگاه. اوه!

308
00:13:08,726 --> 00:13:09,977
‫اون برادرزاده‌ات بود، پاتریک؟

309
00:13:10,060 --> 00:13:11,895
‫اون دخترخونده‌ام بود. خب، آمار بدین ببینم.

310
00:13:11,979 --> 00:13:12,979
‫چی می‌خوریم؟

311
00:13:13,564 --> 00:13:14,898
‫خب، هرچی که اون هست.

312
00:13:14,982 --> 00:13:16,317
‫وای خدای من!

313
00:13:16,400 --> 00:13:18,527
‫فرانک رو دوست دارم،
‫اما نوشیدنی درست کردن بلد نیست.

314
00:13:18,610 --> 00:13:20,696
‫بیا سه‌تا از...

315
00:13:20,779 --> 00:13:22,406
‫بیا از اون برداریم. اون چیـه؟

316
00:13:22,489 --> 00:13:24,742
‫یکم از این. بفرمایید، برای هر نفر یکی.

317
00:13:25,367 --> 00:13:28,746
‫خب، در چه حالیم؟
‫و چرا اینقدر قیافه‌ات درهمـه؟

318
00:13:28,829 --> 00:13:30,664
‫قیافه‌ام درهم نیست. درهمـم؟

319
00:13:30,748 --> 00:13:32,791
‫نه، جذابی، فقط یکم اینی!

320
00:13:32,875 --> 00:13:34,168
‫خب، گوشی افتاد روی...

321
00:13:34,251 --> 00:13:36,091
‫پاتریک، داری چی کار می‌کنی؟ تاکسی دمِ دره.

322
00:13:37,421 --> 00:13:38,339
‫باشه.

323
00:13:38,422 --> 00:13:40,799
‫گندش بزنن، قاطی پاتی شد.

324
00:13:40,883 --> 00:13:42,718
‫ببخشید، اشتباه از من بود.

325
00:13:42,801 --> 00:13:45,387
‫خب، با هردوتون خدافظی می‌کنم
‫و می‌بینمتون...

326
00:13:46,180 --> 00:13:47,180
‫به زودی.

327
00:13:51,477 --> 00:13:52,978
‫راستش، واقعاً ازش متنفرم.

328
00:13:54,897 --> 00:13:56,273
‫دخترم بهم زنگ زد.

329
00:13:56,357 --> 00:13:57,983
‫استرالیا بوده.

330
00:13:58,067 --> 00:14:01,695
‫یعنی استرالیاست. از جزیره‌ی فریزر برگشته.

331
00:14:01,779 --> 00:14:03,072
‫حالا، فقط آروم دندون‌هات رو
‫روی هم فشار بده.

332
00:14:04,365 --> 00:14:05,366
‫همینـه.

333
00:14:05,449 --> 00:14:07,242
‫خب، بریم.

334
00:14:07,326 --> 00:14:09,036
‫حالا، فکت رو آروم فشار بده

335
00:14:09,119 --> 00:14:10,496
‫سمت

336
00:14:10,579 --> 00:14:11,914
‫- دست من.
‫- باشه.

337
00:14:11,997 --> 00:14:12,915
‫همینـه.

338
00:14:12,998 --> 00:14:14,416
‫بفرما. درست شد.

339
00:14:14,440 --> 00:14:16,440
‫« سم لاویل - می‌شه ببینی
‫این ایمیله داستانش چیه؟ »

340
00:14:16,585 --> 00:14:18,003
‫الکس. الکس، سلام.

341
00:14:18,087 --> 00:14:19,546
‫یه یافا بارگ...

342
00:14:19,630 --> 00:14:21,924
‫- بارگوتیـه، آره.
‫- بارگ... بارگ... آره.

343
00:14:22,007 --> 00:14:24,093
‫- صفحه‌های جدید رو فرستاده. مشتریـه؟
‫- آره.

344
00:14:24,176 --> 00:14:25,987
‫- چون توی لیست ندیدمش...
‫- مشکلی نیست. ولش کن...

345
00:14:26,011 --> 00:14:27,011
‫ممنون.

346
00:14:27,054 --> 00:14:28,680
‫یه چیزی هم برات دارم.

347
00:14:28,764 --> 00:14:30,641
‫- واقعاً؟
‫- کتاب جدید مالکوم هموند.

348
00:14:30,724 --> 00:14:32,393
‫- چی؟
‫- خودش آوردش.

349
00:14:32,476 --> 00:14:34,353
‫یا خدا. باشه بابا، کریستوفر نولان.

350
00:14:34,436 --> 00:14:36,355
‫یه جایی منتظره تا من بخونمش؟

351
00:14:37,124 --> 00:14:39,124
‫« که ببینی چی رو از دست دادی »

352
00:14:39,149 --> 00:14:41,819
‫منتظر نیست که، هست؟ یه جایی منتظره؟

353
00:14:41,902 --> 00:14:43,487
‫- نه!
‫- نه؟ باشه.

354
00:14:43,570 --> 00:14:46,156
‫- یا شایدم هست، نمی‌دونم.
‫- چی؟

355
00:14:47,574 --> 00:14:49,451
‫فکر کردم اون احمق رو دَک کردیم بره. بذرِ گوبلین؟

356
00:14:49,535 --> 00:14:51,537
‫- می‌دونم، عجب منحرفیـه.
‫- اسم جالبیـه.

357
00:14:51,620 --> 00:14:52,972
‫اون ایمیل رو برام چک کردی؟

358
00:14:52,996 --> 00:14:54,498
‫این اصلاً یعنی چی؟

359
00:14:54,581 --> 00:14:56,625
‫موقع نوشتنش حوصله‌ام سر رفت. خودت تمومش کن.

360
00:14:56,708 --> 00:14:58,335
‫آره عزیزم، ممنون.

361
00:14:58,419 --> 00:15:00,712
‫راستی مایکل کارت داشت.

362
00:15:00,796 --> 00:15:02,131
‫- کی؟
‫- مایکل.

363
00:15:02,214 --> 00:15:03,841
‫اون دوست خوشتیپ و پولدارم
‫که کلی خونه داره.

364
00:15:03,924 --> 00:15:05,426
‫نه، روری از هفته‌ی دیگه میره دانشگاه.

365
00:15:05,509 --> 00:15:08,178
‫می‌خوام با اون وقت بگذرونم.
‫فَکم هم درد می‌کنه.

366
00:15:08,262 --> 00:15:09,388
‫فقط برو یکم خوش بگذرون.

367
00:15:09,471 --> 00:15:10,764
‫- یه سکسی بکن.
‫- نمی‌خوام سکس کنم.

368
00:15:10,848 --> 00:15:12,266
‫- چرا، می‌خوای.
‫- باشه، می‌خوام.

369
00:15:12,349 --> 00:15:15,310
‫می‌خوام، واقعاً دلم سکس می‌خواد،
‫اما فقط، حوصله‌ی یه کیر جدید رو ندارم.

370
00:15:15,394 --> 00:15:18,105
‫- انرژیِ کیر جدید ندارم.
‫- فقط مست کن.

371
00:15:20,399 --> 00:15:21,483
‫باشه.

372
00:15:22,901 --> 00:15:25,279
‫گوش کن، حدود شش‌تا
‫دستمال ظرف‌شویی اونجاست.

373
00:15:25,362 --> 00:15:27,781
‫حواست به زمان باشه. باشه.

374
00:15:27,865 --> 00:15:30,145
‫- پس... مگه تو...
‫- پس چی؟

375
00:15:30,284 --> 00:15:31,618
‫چیه؟

376
00:15:32,327 --> 00:15:34,097
‫- چمدونت رو جا گذاشتی، درسته.
‫- چمدونم رو جا گذاشتی.

377
00:15:34,121 --> 00:15:35,664
‫همینکه گذاشتم کارهام رو
‫راه بندازی هم کلیـه، مامان.

378
00:15:35,747 --> 00:15:37,332
‫امروز هیچ پدر و مادری این کار رو نمی‌کنه.

379
00:15:38,083 --> 00:15:40,836
‫- با بابا حرف زدی؟
‫- ۵۰ پوند برام زد.

380
00:15:40,919 --> 00:15:42,671
‫خب. این همه پول رو چی کار کنیم!

381
00:15:43,922 --> 00:15:45,400
‫خب ببین، وقتی رسیدی بهم زنگ بزن.

382
00:15:45,424 --> 00:15:46,467
‫- باشه.
‫- باشه.

383
00:15:51,263 --> 00:15:52,681
‫- باشه، برو دیگه.
‫- باشه.

384
00:15:52,764 --> 00:15:55,225
‫- مامان؟ مامان!
‫- باشه.

385
00:15:57,394 --> 00:15:58,520
‫دوستت دارم.

386
00:15:59,688 --> 00:16:01,023
‫جلسات کتاب‌خونی رو ادامه میدیم.

387
00:16:01,899 --> 00:16:03,066
‫باشه؟

388
00:16:03,150 --> 00:16:04,485
‫- روری؟
‫- دوتا کتابـه.

389
00:16:04,568 --> 00:16:05,944
‫دوستت دارم. دوستت دارم!

390
00:16:06,028 --> 00:16:08,280
‫- باشه، منم دوستت دارم. دوستت دارم.
‫- وای خدای من.

391
00:17:04,711 --> 00:17:06,380
‫اوه! اوه!

392
00:17:13,595 --> 00:17:15,681
‫روری، منم مامان. فقط زنگ زدم خبر بگیرم.

393
00:17:16,557 --> 00:17:17,766
‫بهم زنگ بزن.

394
00:17:17,849 --> 00:17:18,892
‫باشه. دوستت دارم.

395
00:17:29,570 --> 00:17:30,862
‫وای خدای من، دارم انجامش میدم!

396
00:17:30,946 --> 00:17:32,406
‫وای خدای من.

397
00:17:32,489 --> 00:17:34,324
‫یه جای کار بدجوری می‌لنگید.

398
00:17:34,408 --> 00:17:36,451
‫شوهر از صحنه‌ی جرم فجیع فرار کرده بود.

399
00:17:36,535 --> 00:17:38,870
‫جسد زنش رو داخل فر پیدا کردن

400
00:17:38,954 --> 00:17:41,081
‫که از کمر به بالا کاملاً ذغال شده بود.

401
00:17:41,105 --> 00:17:45,105
‫« سم لاویل - امشب خوش بگذره. یادت نره
‫پشمـای زبرت رو بزنی. »

402
00:17:49,000 --> 00:17:56,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

403
00:18:00,000 --> 00:18:04,000
‫« خبر میدی هفته اولت چطور بود؟
‫دوستت دارم. مامان بوس »

404
00:18:07,899 --> 00:18:08,900
‫سلام.

405
00:18:09,651 --> 00:18:10,651
‫الکس؟

406
00:18:12,779 --> 00:18:13,780
‫مایکل.

407
00:18:13,864 --> 00:18:14,948
‫اوه!

408
00:18:15,032 --> 00:18:16,033
‫باشه.

409
00:18:17,034 --> 00:18:17,951
‫باشه.

410
00:18:18,035 --> 00:18:19,971
‫- ببخشید که یکم...
‫- نه، مشکلی نیست. راحتم.

411
00:18:19,995 --> 00:18:22,414
‫به سم گفتم پایه‌ی هر چیزی هستم.
‫هر سن و سالی.

412
00:18:22,497 --> 00:18:25,292
‫درسته. داشتم می‌گفتم،
‫ببخشید که یکم دیر رسیدم.

413
00:18:25,375 --> 00:18:27,753
‫- توی دفتر تاخیر داشتم.
‫- ببخشید، من...

414
00:18:27,836 --> 00:18:29,463
‫ببخشید. خب، پس تو هنوز...

415
00:18:29,546 --> 00:18:31,673
‫- هنوز کار می‌کنی و...
‫- چی؟

416
00:18:31,757 --> 00:18:32,841
‫نه، معلومـه که کار می‌کنی.

417
00:18:34,301 --> 00:18:35,886
‫بیا یکم مشروب بخوریم.

418
00:18:42,910 --> 00:18:44,910
‫« سم لاویل - اوضاع چطوره؟ »

419
00:18:45,934 --> 00:18:47,934
‫« سنِ خر ملا رو داره. »

420
00:18:47,958 --> 00:18:51,958
‫« گفتم چه حسی به آلت جدید دارم. »

421
00:18:51,982 --> 00:18:53,982
‫« چه برسه آلت پیر. »

422
00:18:57,006 --> 00:18:59,006
‫« سم لاویل - پس باهاش نخواب.
‫خدا که نگفته. »

423
00:19:05,207 --> 00:19:06,807
‫خب، از کِی همکاریت رو با سم شروع کردی؟

424
00:19:08,919 --> 00:19:09,961
‫براش کار می‌کنم.

425
00:19:10,045 --> 00:19:11,505
‫از ۱۰ سال پیش.

426
00:19:12,506 --> 00:19:14,192
‫خدایا، ۱۰ سالـه دارم براش کار می‌کنم.

427
00:19:14,216 --> 00:19:15,217
‫این...

428
00:19:15,300 --> 00:19:16,677
‫خودم بیزینس خودم رو داشتم.

429
00:19:17,636 --> 00:19:19,805
‫یه کتاب‌فروشی، اما ورشکست شد و من...

430
00:19:19,888 --> 00:19:22,140
‫گفتی شغلت چی بود؟ توی کار...

431
00:19:22,224 --> 00:19:23,684
‫- ماشین؟
‫- نزدیک شدی.

432
00:19:23,767 --> 00:19:25,519
‫- هنر.
‫- اوه.

433
00:19:25,602 --> 00:19:27,396
‫راستش، سم و فرانک رو هم همینطوری دیدم.

434
00:19:27,479 --> 00:19:30,065
‫و بعدش، رفتم توی کار ساخت‌وساز و املاک.

435
00:19:30,148 --> 00:19:33,318
‫وای. تغییر بزرگیـه.
‫این مال بعد فوت همسرت بود؟

436
00:19:34,653 --> 00:19:35,904
‫زنم نمرده.

437
00:19:35,987 --> 00:19:37,072
‫توی ساسکسـه.

438
00:19:37,155 --> 00:19:38,532
‫ببخشید!

439
00:19:38,615 --> 00:19:40,617
‫حتماً سم... خب، اینکه خوبـه...

440
00:19:40,701 --> 00:19:44,079
‫که توی ساسکسـه و...

441
00:19:44,162 --> 00:19:44,996
‫و زنده‌ست.

442
00:19:45,080 --> 00:19:46,832
‫پس، طلاق گرفتی؟

443
00:19:46,915 --> 00:19:48,333
‫آره، ۱۲ سال پیش.

444
00:19:49,084 --> 00:19:52,713
‫و تو این مدت چی کار می‌کردی؟
‫خودت رو سرگرم کاری کردی و...

445
00:19:52,796 --> 00:19:54,715
‫آره آره، خودم رو سرگرم نگه می‌دارم.

446
00:19:54,798 --> 00:19:55,966
‫آره خب، آدم مجبوره.

447
00:19:56,049 --> 00:19:57,300
‫- آره.
‫- مجبوری.

448
00:19:57,384 --> 00:19:59,237
‫من و دوست‌دخترم همین چهار هفته پیش
‫از هم جدا شدیم.

449
00:19:59,261 --> 00:20:00,721
‫اوه.

450
00:20:00,804 --> 00:20:03,557
‫- خب، پس داغ داغـه.
‫- آره.

451
00:20:04,599 --> 00:20:05,600
‫جوون‌تره؟

452
00:20:05,684 --> 00:20:06,844
‫نمی‌دونم تو چند سالته.

453
00:20:06,893 --> 00:20:07,893
‫من ۶۷ سالمه.

454
00:20:07,936 --> 00:20:09,354
‫اوف.

455
00:20:15,986 --> 00:20:18,905
‫اگه فقط چهار هفته‌ست
‫که از دوست‌دخترت جدا شدی...

456
00:20:19,865 --> 00:20:21,241
‫چرا اینجایی؟

457
00:20:21,324 --> 00:20:25,620
‫خب، سم گفت تو خیلی وقتـه که مجردی.

458
00:20:25,704 --> 00:20:27,873
‫- باشه.
‫- منم جمعه‌ام خالی بود.

459
00:20:27,956 --> 00:20:30,250
‫پس چی، این یه... قرار از روی دلسوزیـه؟

460
00:20:30,333 --> 00:20:32,753
‫- من همچین حرفی نمی‌زنم.
‫- خب، پس اسمش رو چی می‌ذاری؟

461
00:20:32,836 --> 00:20:34,296
‫خب، بستگی داره.

462
00:20:34,379 --> 00:20:37,299
‫باید بری خونه یا می‌خوای بیای خونه‌ی من؟

463
00:20:41,386 --> 00:20:42,721
‫چی؟

464
00:20:45,682 --> 00:20:46,850
‫اوه.

465
00:20:50,729 --> 00:20:52,981
‫- فرش آنتیک روی پله‌هاست.
‫- اوه.

466
00:20:53,064 --> 00:20:54,357
‫باشه.

467
00:20:56,026 --> 00:20:57,277
‫داری چی کار می‌کنی؟

468
00:20:58,987 --> 00:21:00,447
‫داری...

469
00:21:02,073 --> 00:21:04,793
‫داری شلوارم رو درمیاری.
‫لعنتی، داری لباس‌هات رو درمیاری.

470
00:21:04,826 --> 00:21:08,121
‫توی این سال‌ها یاد گرفتم
‫این بهترین راه برای این کاره.

471
00:21:08,205 --> 00:21:09,498
‫باشه.

472
00:21:12,209 --> 00:21:14,294
‫خدای من.

473
00:21:14,377 --> 00:21:15,962
‫- مشکل چیـه؟
‫- ببخشید. فقط،

474
00:21:16,046 --> 00:21:18,340
‫می‌ترسم به تخمات دست بزنم.

475
00:21:18,423 --> 00:21:20,443
‫- چرا می‌ترسی؟
‫- آخه یه وقت نیفتاده باشن.

476
00:21:20,467 --> 00:21:22,385
‫- یا خدا.
‫- ببخشید. ببخشید.

477
00:21:22,469 --> 00:21:24,137
‫- اون‌ها...
‫- ببخشید.

478
00:21:24,221 --> 00:21:25,221
‫نیفتادن...

479
00:21:25,263 --> 00:21:26,598
‫- نیفتادن.
‫- باشه.

480
00:21:26,681 --> 00:21:28,809
‫فقط تخم‌های معمولیـن، آره.

481
00:21:30,060 --> 00:21:31,269
‫تخمام رو حس کن.

482
00:21:33,438 --> 00:21:34,439
‫آره.

483
00:21:37,108 --> 00:21:39,528
‫آره، اون‌ها...
‫آره. تخم‌های معمولیـن.

484
00:21:39,611 --> 00:21:40,612
‫ببخشید.

485
00:21:49,329 --> 00:21:52,457
‫- هی. مشکلی نیست.
‫- ببخشید!

486
00:21:53,667 --> 00:21:55,168
‫چیه؟

487
00:21:55,252 --> 00:21:56,670
‫فقط یکم...

488
00:21:56,753 --> 00:21:57,796
‫فقط دوران سختیـه.

489
00:21:58,630 --> 00:22:01,800
‫ببخشید. پسرم تازه از خونه رفته.

490
00:22:01,883 --> 00:22:04,594
‫باباش هم تازه توی
‫یه سریال فضایی نقش گرفته.

491
00:22:05,887 --> 00:22:08,181
‫و تازه تصمیم گرفته دیگه پدر نباشه.

492
00:22:09,182 --> 00:22:10,183
‫و...

493
00:22:11,226 --> 00:22:14,521
‫می‌دونی، دیگه نمی‌دونم
‫اصلاً چیزی توی زندگیم مونده

494
00:22:14,604 --> 00:22:16,231
‫که هنوز ازش خوشم بیاد یا نه.

495
00:22:20,402 --> 00:22:22,946
‫- بیا اینجا.
‫- خدایا، ببخشید. این دیگه چه کوفتیـه؟

496
00:22:23,029 --> 00:22:24,406
‫می‌خوام برات بخورم، باشه؟

497
00:22:24,489 --> 00:22:26,217
‫- خدایا، لطفاً نکن.
‫- می‌خوام برات بخورم.

498
00:22:26,241 --> 00:22:29,077
‫- خدایا، نه.
‫- به من گوش کن.

499
00:22:29,160 --> 00:22:31,913
‫فقط دراز بکش و لذت ببر.

500
00:22:31,997 --> 00:22:33,999
‫من توی این کار خیلی واردم.

501
00:22:34,082 --> 00:22:36,626
‫ممنونم. واقعاً ممنونم.

502
00:22:36,710 --> 00:22:39,087
‫فقط مسئله اینـه که فکم آرتروز داره،

503
00:22:39,170 --> 00:22:41,440
‫و فکر کنم اگه حتی سعی کنم
‫در عوض برات ساک بزنم...

504
00:22:41,464 --> 00:22:42,382
‫لازم نیست این کار رو بکنی.

505
00:22:42,465 --> 00:22:43,484
‫- اصلاً هدف این...
‫- نه نه نه، می‌دونم.

506
00:22:43,508 --> 00:22:45,194
‫می‌دونم این رو میگی،
‫اما می‌دونی، من هنوز اونقدر

507
00:22:45,218 --> 00:22:48,013
‫خوب نمی‌شناسمت که توی تخت خودخواه باشم.

508
00:22:48,096 --> 00:22:50,891
‫و می‌دونی، فکر کنم اگه سعی کنم،
‫ممکنه آخرش سر از اورژانس دربیاریم یا...

509
00:22:52,350 --> 00:22:53,894
‫می‌تونم برات کف‌دستی بزنم.

510
00:22:56,813 --> 00:22:58,356
‫برات کف‌دستی می‌زنم.

511
00:23:10,243 --> 00:23:11,244
‫اوه...

512
00:23:20,003 --> 00:23:21,004
‫وایسا!

513
00:23:44,527 --> 00:23:46,029
‫خیلی حشریـم.

514
00:24:16,351 --> 00:24:17,811
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

515
00:24:17,894 --> 00:24:20,146
‫- تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- خودت بهم پیام دادی.

516
00:24:20,230 --> 00:24:21,230
‫هان؟

517
00:24:21,272 --> 00:24:22,941
‫کلمه‌ی حشری رو غلط نوشتی.

518
00:24:26,569 --> 00:24:28,446
‫فکر می‌کردم اجازه‌ی دوروبر
‫اینجا پلکیدن رو ندارم.

519
00:24:28,530 --> 00:24:29,948
‫اون مال وقتی بود که پسرم
‫اینجا زندگی می‌کرد.

520
00:24:30,031 --> 00:24:32,033
‫رفت؟ چه حسی داره؟

521
00:24:32,117 --> 00:24:34,557
‫- می‌شه دربارش حرف نزنیم؟
‫- آره آره آره.

522
00:24:35,662 --> 00:24:37,872
‫- مزه‌ی کباب میدم؟
‫- آره، یه ذره.

523
00:24:37,956 --> 00:24:39,290
‫- گندش بزنن.
‫- و خمیردندون.

524
00:24:39,374 --> 00:24:40,654
‫- ببخشید.
‫- نه نه نه، خوشم میاد.

525
00:24:47,090 --> 00:24:50,010
‫- به طرز عجیبی دلم برات تنگ شده بود.
‫- منم ساده و معمولی.

526
00:24:50,093 --> 00:24:52,095
‫واقعاً؟

527
00:24:52,178 --> 00:24:54,139
‫- چرا بهم زنگ نزدی؟
‫- باید زنگ می‌زدم.

528
00:24:54,222 --> 00:24:56,433
‫باید این کارو می‌کردم.
‫باید برای سکس بهت زنگ می‌زدم.

529
00:24:56,516 --> 00:24:58,518
‫وای خدا، نگو...

530
00:24:58,601 --> 00:24:59,978
‫نگو زنگ زدن واسه سکس.

531
00:25:00,061 --> 00:25:01,205
‫خجالت نمی‌کشی؟

532
00:25:01,229 --> 00:25:02,856
‫باید خجالت بکشی.

533
00:25:02,939 --> 00:25:05,179
‫- چرا باید خجالت بکشم؟
‫- دخترخونده‌ات کجاست؟

534
00:25:05,608 --> 00:25:07,068
‫گندش بزنن، توی پارک‌آبی جاش گذاشتم.

535
00:25:17,787 --> 00:25:19,080
‫مامان!

536
00:25:58,369 --> 00:25:59,370
‫مامان!

537
00:25:59,454 --> 00:26:00,914
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- یا خدا!

538
00:26:00,997 --> 00:26:03,333
‫روری! زهره‌ترکم کردی.

539
00:26:03,416 --> 00:26:05,627
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- تو چی کار می‌کنی؟

540
00:26:05,710 --> 00:26:07,813
‫ساعت دو صبحه، تو باید دانشگاه باشی.

541
00:26:07,837 --> 00:26:09,798
‫صدای جیغ شنیدم، واسه همین... سلام.

542
00:26:09,881 --> 00:26:11,883
‫پاتریک، این روریـه.
‫فکر نکنم قبلاً همو دیده باشین.

543
00:26:11,966 --> 00:26:12,966
‫عالیـه، از دیدنت خوشبختم.

544
00:26:13,009 --> 00:26:15,136
‫لطفاً از اتاقم برین بیرون!
‫هر دوتاتون لخت مادرزادین.

545
00:26:15,220 --> 00:26:17,013
‫خب، لخت که نیستیم، هستیم؟

546
00:26:17,847 --> 00:26:19,116
‫ببخشید، مرسی که اومدی بهم سر زدی.

547
00:26:19,140 --> 00:26:20,683
‫ممنون. من وسایلم رو برمی‌دارم.

548
00:26:20,767 --> 00:26:21,869
‫ممنون. مرسی که سر زدی.

549
00:26:21,893 --> 00:26:22,893
‫باشه.

550
00:26:25,063 --> 00:26:26,231
‫عالیـه. باشه.

551
00:26:30,151 --> 00:26:31,611
‫نمی‌دونستم اینجایی، باشه؟

552
00:26:31,694 --> 00:26:33,654
‫- حتی اگه می‌دونستم هم، ربطی...
‫- لطفاً برو بیرون.

553
00:26:34,114 --> 00:26:36,514
‫- خب، مگه توی دانشگاه اتفاقی افتاده؟
‫- نه، مهم نیست.

554
00:26:36,574 --> 00:26:38,052
‫- فقط برو بیرون.
‫- خب، مهمه چون...

555
00:26:38,076 --> 00:26:39,716
‫مامان، تو با لباس‌زیر توی اتاق منی.

556
00:26:39,744 --> 00:26:42,080
‫واقعاً عجیبه. لطفاً برو بیرون،
‫می‌خوام بخوابم.

557
00:26:44,332 --> 00:26:45,333
‫ببخشید.

558
00:27:19,242 --> 00:27:20,493
‫- نکن.
‫- ببخشید.

559
00:27:21,000 --> 00:27:41,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
