1
00:00:01,500 --> 00:00:12,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,990 --> 00:00:14,760
‫پلیس منطقه‌ی فدرال

3
00:00:15,700 --> 00:00:16,700
‫بله؟

4
00:00:17,200 --> 00:00:20,080
‫ماکاریا کادناس؟
‫من کارآگاه خراردو هررا هستم

5
00:00:20,080 --> 00:00:22,320
‫دنبال شوهرتون هستیم

6
00:00:24,200 --> 00:00:25,480
‫خیلی دیر کردید

7
00:00:26,170 --> 00:00:28,000
‫شوهرم دیگه اینجا زندگی نمی‌‌کنه

8
00:00:31,250 --> 00:00:33,260
‫- بریم. همه‌ی اتاق‌ها رو بگردید
‫- چی‌کار می‌کنید؟

9
00:00:33,260 --> 00:00:34,840
‫شما نمی‌تونید برید تو.
‫اینجا نیست

10
00:00:34,840 --> 00:00:37,070
‫طبقه‌ی بالا. تک‌تک اتاق‌ها

11
00:00:39,930 --> 00:00:42,020
‫گرگوریو کادناس

12
00:00:42,020 --> 00:00:43,970
‫اگه اینجایی، بیا بیرون

13
00:00:43,980 --> 00:00:45,960
‫فقط اومدیم حرف بزنیم

14
00:00:58,410 --> 00:01:00,870
‫همسایه‌ها حرف زنش رو تأیید کردن

15
00:01:00,870 --> 00:01:03,960
‫دو روز پیش، بار و بندیلش رو گذاشته تو ماشین

16
00:01:03,960 --> 00:01:07,310
‫زنش هم با گریه و زاری سعی کرده
‫جلوش رو بگیره اما نتونسته

17
00:01:08,250 --> 00:01:10,960
‫- حس کرده که بهش نزدیکیم
‫- احتمالاً

18
00:01:11,300 --> 00:01:13,300
‫باز خوبه زنش رو نکشته

19
00:01:14,260 --> 00:01:17,260
‫شانس آورده که اون حروم‌زاده
‫تمرکزش هنوز رو پلیس‌هاست

20
00:01:17,810 --> 00:01:24,810
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21
00:01:25,120 --> 00:01:28,580
‫« زنان آبی‌پوش »

22
00:02:30,750 --> 00:02:34,840
‫شب گذشته، موجی از خشونت در شهر بالا گرفت

23
00:02:34,840 --> 00:02:39,090
‫و نه به دست جلاد،
‫بلکه به دست شهروندان مکزیکی‌ای که

24
00:02:39,090 --> 00:02:41,840
‫از اعمال یه روان‌پریش، تمجید می‌کنن

25
00:02:41,840 --> 00:02:45,390
‫رئیس اسکوبدو، نظرتون در این باره چیه؟

26
00:02:45,390 --> 00:02:49,350
‫ده بیست نفر از افرادم توی بیمارستانـن

27
00:02:49,350 --> 00:02:51,690
مجروح و دچار سوختگی شدید

28
00:02:51,690 --> 00:02:55,730
‫اما خشونت منجر به خشونت بیشتر میشه

29
00:02:55,730 --> 00:02:57,800
‫ما دنبال صلحیم

30
00:02:57,800 --> 00:02:59,650
‫و شما تنها نیستید، جناب رئیس

31
00:02:59,650 --> 00:03:04,200
‫صبح امروز، صدها تماس از
شهروندان داشتیم که

32
00:03:04,200 --> 00:03:09,600
‫حملات خشونت‌آمیز شب گذشته
‫علیه پلیس رو محکوم کردند

33
00:03:10,000 --> 00:03:12,920
‫مایلید چند کلمه با این مردم
صحبتی داشته باشید؟

34
00:03:12,920 --> 00:03:15,110
‫مچکرم، یاکوبو

35
00:03:15,670 --> 00:03:17,920
‫این رو به همه‌ی عزیزان توی خونه میگم

36
00:03:18,550 --> 00:03:20,300
‫امیدتون رو از دست ندید

37
00:03:20,300 --> 00:03:22,800
‫این قاتل دنبال بدترین جنایات...

38
00:03:22,800 --> 00:03:23,890
‫خدافظ، مامان

39
00:03:23,890 --> 00:03:26,850
‫بیا، عزیزم. هر چی معلمت گفت رو
‫بهم میگی، باشه؟

40
00:03:26,850 --> 00:03:29,600
‫- باشه. من هم همین‌طور
‫- دوستت دارم

41
00:03:29,600 --> 00:03:31,770
‫- خدافظ
‫- خدافظ، عزیزم. بیا

42
00:03:33,610 --> 00:03:34,610
‫مرسی

43
00:03:35,820 --> 00:03:36,820
‫مار

44
00:03:39,440 --> 00:03:40,740
‫خب...

45
00:03:40,740 --> 00:03:42,970
‫من و بابات امروز برمی‌گردیم پیش مشاور

46
00:03:43,820 --> 00:03:49,580
‫به اون خانمه میگم که کارم رو
‫نمی‌ذارم کنار و این یعنی...

47
00:03:49,580 --> 00:03:51,410
‫یعنی اخراج میشم

48
00:03:51,410 --> 00:03:55,480
‫احتمالش هست. هر کاری از دستم بر بیاد
‫انجام میدم تا جلوش رو بگیرم

49
00:03:56,130 --> 00:03:57,620
‫قول میدم

50
00:04:10,730 --> 00:04:14,690
‫قربان، قربان. نظرتون راجع به
‫اتهامات غلطی که بهتون زدن چیه؟

51
00:04:14,690 --> 00:04:18,270
‫خب... راستش هیچ تعجبی نمی‌کنم

52
00:04:18,270 --> 00:04:20,360
‫من همیشه یه هدف راحت بودم و خواهم بود

53
00:04:20,360 --> 00:04:23,660
‫برای کسایی که می‌خوان پرونده‌ها بسته شن،
‫نه حل، آقایون

54
00:04:23,660 --> 00:04:26,280
‫میشه توضیح بدی واسه چی
‫این جاکش رو‌ آزاد کردیم؟

55
00:04:26,280 --> 00:04:28,370
‫چون شاهد داشت

56
00:04:28,950 --> 00:04:31,040
‫پیش ریکاردو لاندا بوده

57
00:04:31,040 --> 00:04:32,250
‫اون پفیوز دیگه کیه؟

58
00:04:32,250 --> 00:04:34,250
‫سرمایه‌گذار فیلم‌هاش

59
00:04:35,120 --> 00:04:37,960
‫ریکاردو لاندا اسم هنریشـه

60
00:04:37,960 --> 00:04:41,320
‫اسم واقعیش ریکاردو اِچِوریاست

61
00:04:42,300 --> 00:04:43,340
‫ای تو روحش

62
00:04:44,050 --> 00:04:46,640
‫برادر رئیس‌جمهور

63
00:04:46,640 --> 00:04:48,950
‫چرا از همون اول شاهدش رو رو نکرد؟

64
00:04:48,950 --> 00:04:50,550
‫چون دنبال همین بود

65
00:04:51,390 --> 00:04:55,540
‫تا توجه رسانه‌ها رو جلب کنه و
‫اسم فیلمش همه‌جا بترکونه

66
00:04:57,270 --> 00:05:00,350
‫به لطف ما، اون حروم‌زاده موفق شد

67
00:05:01,700 --> 00:05:05,760
‫خب، پس تکلیف اون نشان‌هایی که گیلبرتو
‫تو صندوق عقب ماشینش پیدا کرده چی میشه؟

68
00:05:14,290 --> 00:05:16,470
‫با من کاری داشتی؟

69
00:05:20,700 --> 00:05:24,610
‫میشه بگی این نشان‌ها، چطوری سر از
‫صندوق عقب ماشین آریزمندی در آوردن؟

70
00:05:27,090 --> 00:05:29,030
‫اون احمق اونجا گذاشتت‌شون

71
00:05:29,030 --> 00:05:32,650
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم که آریزمندی
‫چه‌جور آدمیـه، گیل

72
00:05:33,430 --> 00:05:34,870
‫اما احمق نیست

73
00:05:34,880 --> 00:05:37,310
‫اون جاکش گناهکاره

74
00:05:37,310 --> 00:05:38,940
‫تنها چیزی که اهمیت داره، همینـه

75
00:05:38,940 --> 00:05:40,020
‫گناهکار؟

76
00:05:41,320 --> 00:05:43,110
‫همین الان آزادش کردیم

77
00:05:44,400 --> 00:05:45,880
‫شاهد داشت

78
00:05:46,860 --> 00:05:49,160
‫- شاهدش به درد نمی‌خوره
‫- نه، گیل

79
00:05:49,160 --> 00:05:54,060
‫چیزی که به درد نمی‌خوره،
‫اینـه که همه‌ی کارها رو یه‌جور بکنیم

80
00:05:55,460 --> 00:05:56,460
‫گیلبرتو هررا

81
00:05:58,750 --> 00:06:01,420
‫تو اخراجی

82
00:06:01,420 --> 00:06:04,700
‫به جرم درست کردن پاپوش برای
‫وارد کردن اتهام به یه بی‌گناه

83
00:06:05,350 --> 00:06:07,970
‫نشان و تفنگت رو تحویل بده

84
00:06:08,640 --> 00:06:10,450
‫دیگه کاری باهات ندارم

85
00:06:12,810 --> 00:06:13,810
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

86
00:06:14,680 --> 00:06:16,230
‫لوزانو رو که از دست دادم

87
00:06:16,230 --> 00:06:20,000
‫نمی‌خوام یه قربانی دیگه رو
‫تحویل اون حروم‌زاده بدم

88
00:06:23,150 --> 00:06:24,920
‫با بابا حرف بزن

89
00:06:27,070 --> 00:06:28,740
‫حتماً باهاش حرف می‌زنم، گیل

90
00:06:30,280 --> 00:06:32,620
‫اما این تصمیمم رو عوض نمی‌کنه

91
00:06:38,960 --> 00:06:39,960
‫درستـه

92
00:06:40,880 --> 00:06:43,880
‫چون همیشه فکر می‌کنی از ما بهتری، نه؟

93
00:06:43,880 --> 00:06:45,250
‫خیلی شاخی

94
00:06:45,260 --> 00:06:48,840
‫پسر بی‌نقص، پلیس بی‌نقص،
‫پدر بی‌نقص، شوهر بی‌نقص

95
00:06:48,840 --> 00:06:50,130
‫خب، دیگه نه، کودن!

96
00:06:50,130 --> 00:06:52,220
‫واسه همین بابا همیشه واسه کارهاش
‫میاد پیش من

97
00:06:52,220 --> 00:06:54,720
‫و این فشاریت کرده،
‫واسه همین می‌خوای اخراجم کنی

98
00:06:54,720 --> 00:06:57,020
‫دارم بهت لطف هم می‌کنم

99
00:06:57,020 --> 00:06:58,940
‫چه لطفی، کودن؟

100
00:07:01,770 --> 00:07:02,940
‫بابا درست میگه

101
00:07:04,230 --> 00:07:06,170
‫تو مایه‌ی خجالتی

102
00:07:10,020 --> 00:07:12,050
‫نشانت رو تحویل بده

103
00:07:35,220 --> 00:07:38,800
‫مگه قرار نبود تو کسی باشی که
‫من رو از زندان بیرون میاره؟

104
00:07:40,940 --> 00:07:42,350
‫لطفاً یه لحظه تنهامون بذار

105
00:07:45,940 --> 00:07:48,570
‫می‌خوام به علت سوءاستفاده از قدرت
‫شکایت رسمی کنم

106
00:07:48,570 --> 00:07:49,690
‫تو به پلیس حمله کردی

107
00:07:49,690 --> 00:07:52,910
‫اونا پلیس‌ مخفی بودن که
لباس شخصی پوشیده بودن

108
00:07:52,910 --> 00:07:54,360
‫تو که نمی‌دونی، لوکاس

109
00:07:54,370 --> 00:07:57,030
‫این لباس فرم تخمی نمی‌ذاره ببینی.
‫کورت کرده

110
00:07:57,040 --> 00:08:00,750
‫- تو نمی‌بینی که مردم از کنترل خارج شدن
‫- مردم بیدار شدن

111
00:08:01,600 --> 00:08:03,460
‫این رو کسی میگه که دست‌بند داره

112
00:08:03,460 --> 00:08:05,580
با پارتی‌بازی من آزاد شدی

113
00:08:05,590 --> 00:08:07,710
‫انگار باید یادت بیارم که
می‌خواستن من رو بکشن

114
00:08:07,710 --> 00:08:09,270
‫من هم می‌خواستن بکشن

115
00:08:09,280 --> 00:08:14,390
‫بعدش هم، من می‌دونم که
‫تو می‌خوای تفاوت ایجاد کنی

116
00:08:14,390 --> 00:08:16,640
‫اما لوکاس، به عواقبش فکر نمی‌کنی

117
00:08:16,640 --> 00:08:19,390
‫- نمی‌دونی چی داری میگی
‫- چرا، می‌دونم

118
00:08:19,390 --> 00:08:22,310
‫می‌دونم، چون من هم دارم همین کار رو می‌کنم.
‫با دم شیر بازی می‌کنیم

119
00:08:22,310 --> 00:08:23,980
‫و چون باید با یکی حرف بزنی

120
00:08:23,980 --> 00:08:26,450
‫اگه می‌خوای آزادم کنی،
‫آزادم کن برم دیگه

121
00:08:27,600 --> 00:08:31,200
‫نه که نگهم داری اینجا تا نصیحتم کنی، خب؟

122
00:08:32,150 --> 00:08:35,160
‫« اداره‌ی پلیس و راهنمایی و رانندگی مرکزی »

123
00:08:54,220 --> 00:08:55,220
‫به چی رسیدیم؟

124
00:08:55,220 --> 00:08:58,430
‫هیچ سرنخی نداریم که گویو کادناس
‫کجا می‌تونه باشه

125
00:08:58,430 --> 00:09:02,100
‫پس عقلانی‌ترین کار اینـه که
‫بگردیم دنبال تمومی ارتباط‌ها

126
00:09:02,100 --> 00:09:04,070
‫بین اون و قربانی‌ها

127
00:09:04,600 --> 00:09:07,270
‫اگه همین‌طوری الکی قربانی‌هاش رو
‫انتخاب کرده باشه چی؟

128
00:09:07,280 --> 00:09:10,320
‫بعید بدونم همین‌طوری الکی
‫چنین تصمیم مهمی رو گرفته باشه

129
00:09:10,320 --> 00:09:12,780
‫شاید داره با این کارش
‫یه چیزی رو بهمون میگه

130
00:09:12,780 --> 00:09:15,200
‫این که شاید پیدا کردن پلیس‌ فاسد
‫کار سختی نیست

131
00:09:15,200 --> 00:09:16,610
‫چون همه‌شون هستن

132
00:09:16,610 --> 00:09:20,330
‫نظریه‌ی جالبیـه.
‫با محتوای کتابش هم هم‌خونی داره

133
00:09:20,330 --> 00:09:22,570
‫جای دوری هم نرفته

134
00:09:23,500 --> 00:09:25,070
‫آبی‌پوش‌ها

135
00:09:26,290 --> 00:09:27,540
‫جناب سروان

136
00:09:28,130 --> 00:09:30,210
‫اون دیگه سروان نیست، استعفا داده

137
00:09:31,460 --> 00:09:34,800
‫ترجیح میدی اکتاویو صدات بزنیم،
‫یا آقای روماندیا؟

138
00:09:34,800 --> 00:09:36,750
‫هر جوری دل‌تون می‌خواد

139
00:09:37,970 --> 00:09:39,830
‫یه معذرت‌خواهی بهتون بدهکارم

140
00:09:40,720 --> 00:09:42,800
‫من نباید می‌رفتم

141
00:09:42,800 --> 00:09:47,000
‫راسته میگن فقط واسه این
‫تمرین‌مون دادی که کارآگاهت کنن؟

142
00:09:48,520 --> 00:09:49,710
‫درستـه

143
00:09:50,020 --> 00:09:53,050
عمراً اگه حدس می‌زدم که
‫نیروی پلیس زنی داشته باشیم

144
00:09:54,030 --> 00:09:56,490
‫بهش می‌خورد یه‌جور تبلیغات سیاسی باشه

145
00:09:56,490 --> 00:09:58,450
‫همین‌طور هم می‌شد

146
00:09:59,030 --> 00:10:02,050
‫اما شما کاری کردید که هیشکی
انتظارش رو نداشت

147
00:10:02,700 --> 00:10:05,500
‫جاتون رو به دست آوردید

148
00:10:05,500 --> 00:10:08,650
‫و به کمک شماها،
من هم فهمیدم جام کجاست

149
00:10:09,210 --> 00:10:10,500
‫جای من همین‌جاس

150
00:10:11,500 --> 00:10:13,170
‫کنار شماها

151
00:10:13,670 --> 00:10:16,650
‫با اسکوبدو حرف زدم و
‫کارم رو بهم برگردوند

152
00:10:17,300 --> 00:10:18,970
‫فقط این که...

153
00:10:19,640 --> 00:10:23,490
‫تا شماها قبول نکنید،
‫من هم این کار رو قبول نمی‌کنم

154
00:10:28,940 --> 00:10:29,980
‫من مشکلی ندارم

155
00:10:33,320 --> 00:10:35,050
‫من هم همین‌طور

156
00:10:35,070 --> 00:10:37,450
‫اگه کارآگاهت نکردن چی؟

157
00:10:37,990 --> 00:10:40,740
‫من سروانِ واحدِ زنان آبی‌پوشـم

158
00:10:40,740 --> 00:10:42,080
‫همین برام کافیـه

159
00:10:42,770 --> 00:10:44,180
‫پس من هم مشکلی ندارم

160
00:10:56,050 --> 00:10:58,840
‫واسه این پرونده، به کمک‌تون نیاز داریم

161
00:11:03,100 --> 00:11:04,580
‫ممنونم

162
00:11:05,770 --> 00:11:09,330
‫حالا یه چیز خیلی مهم دارم که
‫باید نشون‌تون بدم

163
00:11:09,710 --> 00:11:15,000
« تیوپنتال سدیم »

164
00:11:10,450 --> 00:11:15,000
‫تیوپنتال سدیم. سلاحی که گویو
‫باهاش قربانی‌هاش رو اعدام می‌کنه

165
00:11:15,900 --> 00:11:20,660
‫تیوپنتال سدیم سال ۳۴ و ‫با هدفِ
بی‌هوشی برای جراحی ساخته شد

166
00:11:20,660 --> 00:11:23,280
‫برای پیدا کردن دوز مؤثر

167
00:11:23,280 --> 00:11:27,490
‫صدها تحقیق انجام شد،
‫چون ترکیبش می‌تونست کشنده باشه

168
00:11:27,500 --> 00:11:30,870
‫اما یه دوزش تو یه محدوده‌ی دقیق که

169
00:11:30,870 --> 00:11:34,540
‫از حد مُسکن بیشتر بود و
‫از حد کشنده هم کم‌تر،

170
00:11:34,540 --> 00:11:37,000
‫اثرات عجیبی گذاشت

171
00:11:37,760 --> 00:11:40,550
‫قبل این که بیمارها از هوش برن،

172
00:11:41,620 --> 00:11:42,970
‫شروع به حرف زدن کردن

173
00:11:42,970 --> 00:11:45,420
‫- چیا گفتن؟
‫- چیزهایی که نباید

174
00:11:45,450 --> 00:11:48,060
‫اسمش رو گذاشتن، «سرُم حقیقت»

175
00:11:48,430 --> 00:11:50,600
‫- جواب هم می‌داد؟
‫- بستگی داشت

176
00:11:50,600 --> 00:11:54,400
‫کاری که می‌کنه، اینـه که
‫لوب پیشانی رو مهار می‌کنه

177
00:11:54,400 --> 00:11:58,070
‫بخشی از مغزه که قضاوت اخلاقی آدم رو
‫تنظیم می‌کنه

178
00:11:58,080 --> 00:12:01,110
‫مهار غریزه‌ها، توانایی دروغ گفتن

179
00:12:01,110 --> 00:12:02,400
‫دقیقاً

180
00:12:02,410 --> 00:12:04,910
‫به محض این که تزریق میشه

181
00:12:04,910 --> 00:12:09,660
فقط یه مصاحبه‌گر ماهر لازم داری

182
00:12:09,660 --> 00:12:13,420
‫پس اگه آدم درستی، سؤالات درستی بپرسه

183
00:12:14,500 --> 00:12:18,050
‫همه‌شون به حرف میان

184
00:12:20,340 --> 00:12:24,090
‫چقدر باید عزت نفست کم باشه که
‫با یه قاتل ازدواج کنی؟

185
00:12:24,090 --> 00:12:26,180
‫اگه زنی آسیب زیادی دیده باشه

186
00:12:26,180 --> 00:12:29,100
‫ممکنه همچین مردی از نظرش ایده‌آل باشه

187
00:12:29,890 --> 00:12:30,890
‫منظورت چیـه؟

188
00:12:31,560 --> 00:12:35,360
‫مردی که پشت میله‌های زندان باشه
‫نمی‌تونه ترکش کنه یا بهش آسیب بزنه

189
00:12:35,360 --> 00:12:37,560
‫توی ذهن خودش، اون عاشق یه قاتل نیست

190
00:12:37,570 --> 00:12:39,610
‫عاشق مردیـه که به اون زن نیاز داره

191
00:12:39,610 --> 00:12:44,110
‫در ازاش، مرد چیزی رو بهش میده که
‫هیچ‌وقت تا حالا نداشته. امنیت

192
00:12:44,110 --> 00:12:47,370
‫فقط این که هیچ‌کدوم‌شون،
‫انتظار نداشتن که اون آزاد شه

193
00:12:48,050 --> 00:12:50,620
‫شاید زنه فکر کرده می‌تونه عوضش کنه

194
00:12:50,620 --> 00:12:52,120
‫رایجـه

195
00:12:52,120 --> 00:12:55,250
‫کسایی که حس می‌کنن زندگی بی‌هدفی دارن

196
00:12:55,250 --> 00:12:59,300
هدف رو توی کمک کردن به کسایی که نجات‌شون
‫غیرممکن به‌نظر میاد، می‌بینن

197
00:12:59,300 --> 00:13:01,210
‫- من می‌تونم باهاش حرف بزنم
‫- که چی بشه؟

198
00:13:01,920 --> 00:13:05,130
‫شاید یه چیزایی می‌دونه اما
‫نخواسته به خراردو بگه

199
00:13:05,130 --> 00:13:06,610
‫شاید با ما حرف بزنه

200
00:13:07,430 --> 00:13:09,390
‫امتحان کردنش ضرری نداره

201
00:13:09,390 --> 00:13:12,070
‫وسایلم رو میارم.
‫برید تو ماشین تا من بیام

202
00:13:21,650 --> 00:13:25,200
‫الخاندرو؟ واسه چی اومدی اینجا؟
‫همه‌چی مرتبـه؟

203
00:13:25,200 --> 00:13:26,490
‫- آره، آره!
‫- چی شده؟

204
00:13:26,490 --> 00:13:30,010
‫نه، هیچی نشده.
‫یه لحظه وقت داری؟

205
00:13:32,200 --> 00:13:33,620
‫چی شده، الخاندرو؟

206
00:13:33,620 --> 00:13:37,080
‫روزی که... اومدم سالن بولینگ دنبالت...

207
00:13:37,080 --> 00:13:39,590
‫مهمـه که دلیلش رو بدونی

208
00:13:39,590 --> 00:13:41,000
‫خب، می‌دونم. دلیلش رو می‌دونم

209
00:13:41,000 --> 00:13:42,630
‫نه، نمی‌دونی. نه

210
00:13:43,300 --> 00:13:46,800
‫اومدم دنبالت، چون می‌خواستم باهات حرف بزنم

211
00:13:46,800 --> 00:13:49,470
‫این که سر یه پروژه، بهم فرصت رقابت دادن

212
00:13:50,350 --> 00:13:51,350
‫پروژه‌ای که...

213
00:13:52,020 --> 00:13:53,600
‫شروع به طراحیش کردم، ماریا

214
00:13:53,600 --> 00:13:58,610
‫و بعدش احساسات زیبا و
دیوونه‌واری بهم دست داد

215
00:13:59,110 --> 00:14:02,360
‫آخرین باری که این‌قدر انگیزه داشتم،
دانشگاه بود

216
00:14:02,390 --> 00:14:03,500
‫آخرش هم برنده شدم

217
00:14:04,360 --> 00:14:07,360
‫- تبریک میگم، الخاندرو
‫- رقابت رو برنده شدم

218
00:14:07,360 --> 00:14:08,530
‫آره

219
00:14:08,530 --> 00:14:09,950
‫- تبریک میگم
‫- آره، عزیزم

220
00:14:11,740 --> 00:14:13,200
‫اما...

221
00:14:13,200 --> 00:14:15,100
‫پروژه‌ش توی برزیلـه

222
00:14:16,290 --> 00:14:18,370
‫منظورت چیـه که تو برزیلـه؟
‫یعنی داری میری؟

223
00:14:19,170 --> 00:14:20,170
‫نمی‌دونم

224
00:14:21,130 --> 00:14:24,670
‫اما... حس می‌کنم... این آخرین فرصتمـه

225
00:14:24,670 --> 00:14:29,220
‫تا دوباره عاشق کاری که می‌کنم بشم،
‫عاشق شغلم بشم

226
00:14:30,350 --> 00:14:31,930
‫و نمی‌خوام از کفم بره

227
00:14:38,310 --> 00:14:39,600
‫باید تنها برم داخل

228
00:14:40,400 --> 00:14:43,130
‫شاید اگه هر چهار نفرمون رو ببینه،
بهش فشار بیاد

229
00:14:43,160 --> 00:14:44,160
من رو می‌شناسه

230
00:14:44,190 --> 00:14:47,180
‫هی، الکی نیست که پلیس‌ها
دو نفری کار می‌کنن

231
00:14:47,200 --> 00:14:49,260
‫از کجا می‌دونی روت چاقو نمی‌کشه؟

232
00:14:50,240 --> 00:14:51,870
‫روم چاقو نمی‌کشه، وال

233
00:14:51,870 --> 00:14:55,080
‫منطقی‌تره که جای دیگه‌ای باهاش حرف بزنیم

234
00:14:55,080 --> 00:14:57,790
‫موافقم. خراردو امروز صبح ریخته خونه‌ش

235
00:14:57,790 --> 00:14:59,420
‫شاید گارد بگیره

236
00:14:59,900 --> 00:15:03,380
‫همکاری هم نمی‌کنه،
‫چه برسه به این که راه‌مون بده خونه‌ش

237
00:15:03,380 --> 00:15:06,300
‫خب، چاره‌ی دیگه‌ای هم نداره،
‫چون داره میره

238
00:15:07,200 --> 00:15:08,410
‫باید تعقیبش کنیم

239
00:15:24,020 --> 00:15:25,530
‫کمکی لازم نداری؟

240
00:15:26,360 --> 00:15:28,490
‫می‌خوای کمک کنی؟
‫زنگ بزن به برادرت

241
00:15:29,220 --> 00:15:31,930
‫با این وضعی که من می‌بینم،
‫اون‌جا بیشتر لازمت دارن

242
00:15:31,930 --> 00:15:34,550
‫می‌خواستم با بابا حرف بزنم اما
‫تو کلانتری نبود

243
00:15:34,550 --> 00:15:36,100
‫دیشب هم نیومد خونه

244
00:15:36,830 --> 00:15:38,600
‫چی؟ منظورت چیه؟

245
00:15:38,910 --> 00:15:40,500
‫شلوغش نکن بابا

246
00:15:40,500 --> 00:15:42,120
‫صبح زنگم زد

247
00:15:42,130 --> 00:15:45,380
‫گفت تو دفترش خوابیده و
‫کل روز هم مشغول کاره

248
00:15:45,380 --> 00:15:46,840
‫مشغول کار؟ چه کاری؟

249
00:15:47,680 --> 00:15:49,620
‫چرا باید همچین چیزی ازش بپرسم؟

250
00:15:52,840 --> 00:15:55,050
‫باید بفهمیم گویو کجاس

251
00:15:55,050 --> 00:15:57,650
‫ماکاریا هم تنها کسیـه که جاش رو می‌دونه

252
00:16:04,940 --> 00:16:07,230
‫باید صبر کنیم تا بیاد بیرون؟

253
00:16:07,230 --> 00:16:09,740
‫بعید بدونم دلش بخواد توی اونجا
‫باهامون حرف بزنه

254
00:16:09,740 --> 00:16:10,820
‫بستگی داره

255
00:16:11,450 --> 00:16:13,320
‫اتفاقاً کلیسا می‌تونه بهترین جا باشه

256
00:16:13,320 --> 00:16:15,580
‫من هم داشتم به همین فکر می‌کردم

257
00:16:15,580 --> 00:16:17,290
‫اگه واقعاً زن با ایمانی باشه،

258
00:16:17,830 --> 00:16:21,310
‫تو خونه‌ی خدا دروغ نمیگه.
‫این کار گناهـه

259
00:16:30,300 --> 00:16:32,220
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- ماکاریا، خواهش می‌کنم

260
00:16:32,220 --> 00:16:34,180
‫- ولم کن...
‫- ببخشید

261
00:16:34,180 --> 00:16:38,000
‫التماس می‌کنم به چیزی که باید بگم
‫گوش کنی، خواهش می‌کنم

262
00:16:44,350 --> 00:16:46,780
‫باید با گویو حرف بزنم،
‫مسئله‌ی مهمیـه

263
00:16:47,940 --> 00:16:50,780
‫به همکارهات هم گفتم،
‫همو‌ن موقع که به زور ریختن تو خونه‌م

264
00:16:50,780 --> 00:16:53,950
‫روحم هم خبر نداره که کجاست.
‫اگه می‌دونستم هم بهتون نمی‌گفتم

265
00:16:54,910 --> 00:16:57,030
‫به‌نظر من که می‌دونی کجاست

266
00:16:58,240 --> 00:17:01,080
‫به‌نظرم اگه خودش بود،
‫ازت می‌خواست بهم بگی کجاست

267
00:17:01,700 --> 00:17:05,370
‫یعنی تو بیشتر از زنش می‌دونی که
‫اون چی می‌خواد؟

268
00:17:05,370 --> 00:17:07,500
‫نه، معلومـه که نه، اما بهش فکر کن

269
00:17:07,500 --> 00:17:11,760
‫این شانس رو داره تا به درد پلیس بخوره

270
00:17:12,380 --> 00:17:15,130
‫اونا... درک می‌کنن که اون چقدر ارزشمنده

271
00:17:15,130 --> 00:17:19,390
‫اگه از این فرصت محرومش کنی و
‫یه‌وقت بفهمه...

272
00:17:20,310 --> 00:17:21,620
‫چه فکری درموردت می‌کنه؟

273
00:17:23,390 --> 00:17:24,560
‫می‌دونم ازش می‌ترسی

274
00:17:24,560 --> 00:17:28,150
‫چقدر رو داری که با این همه کفرگویی
‫پات رو گذاشتی اینجا

275
00:17:28,480 --> 00:17:30,770
‫می‌دونم که اون کوچیک‌ترین محلی بهت نمیده

276
00:17:30,770 --> 00:17:32,580
‫نه، تو هیچی نمی‌دونی

277
00:17:33,240 --> 00:17:36,610
‫اون قصدش فقط کمک بود،
‫اون‌وقت تو عین جذامی‌ها باهاش رفتار کردی

278
00:17:36,610 --> 00:17:38,910
‫می‌دونم، برای همین اومدم اینجا و خونه‌تون

279
00:17:38,910 --> 00:17:41,600
‫و می‌دونم با این که کارهای وحشتناکی کرده

280
00:17:41,600 --> 00:17:43,910
‫ته دلش قصدش کمکـه

281
00:17:43,910 --> 00:17:47,230
‫واسه همین اومدم اینجا.
‫بدون اطلاعِ مافوق‌هام

282
00:17:47,580 --> 00:17:49,230
‫مطمئنی که...

283
00:17:51,330 --> 00:17:54,580
‫تنها چیزی که می‌خوای،
‫کمک اون واسه تحقیقاتـه؟

284
00:17:56,300 --> 00:17:58,630
‫شاید هم دنبال چیز دیگه‌ای

285
00:18:01,260 --> 00:18:02,830
‫لطفاً برو

286
00:18:05,750 --> 00:18:07,580
‫خب؟ چی بهت گفت؟

287
00:18:07,580 --> 00:18:09,440
‫خب، نمی‌دونم

288
00:18:09,440 --> 00:18:13,000
‫باید صبر کنیم خودش زنگ بزنه،
‫البته اگه همچین تصمیمی بگیره

289
00:18:14,440 --> 00:18:16,400
‫میشه شما تاکسی بگیرید؟

290
00:18:16,400 --> 00:18:18,410
‫من با مشاور مار، جلسه دارم

291
00:18:18,410 --> 00:18:20,490
‫حتماً، اما گوش کن چی میگم

292
00:18:21,200 --> 00:18:23,530
‫داری تصمیم درستی می‌گیری، ماریا

293
00:18:23,530 --> 00:18:25,290
‫پلیس بهت نیاز داره

294
00:18:25,290 --> 00:18:27,330
‫ممنون، وال

295
00:18:36,080 --> 00:18:39,150
‫خیلی وقت بود که با دفتر طراحیت ندیده بودمت

296
00:18:39,930 --> 00:18:43,600
‫خیلی وقتـه که جلوی تو... ازش استفاده نکردم

297
00:18:48,770 --> 00:18:50,810
‫سلام، صبح‌تون به‌خیر.
‫خانواده‌ی دلا توره؟

298
00:18:50,810 --> 00:18:51,900
‫- بله
‫- بله

299
00:18:51,900 --> 00:18:54,450
‫برای دکتر ریواس حادثه‌ای پیش اومده،
‫الان توی بیمارستانـن

300
00:18:54,450 --> 00:18:55,780
‫- ای وای. حال‌شون چطوره؟
‫- نـه

301
00:18:55,780 --> 00:18:58,740
‫خیلی خوب نیستن.
‫توی حمام سُر خوردن

302
00:18:58,740 --> 00:19:03,400
‫من دکتر ارندیرا اوچوآ هستم.
‫در جریان پرونده‌تون هستم

303
00:19:03,400 --> 00:19:05,480
‫بفرمایید داخل

304
00:19:08,710 --> 00:19:10,250
‫خب، ماریا

305
00:19:10,250 --> 00:19:12,960
‫قصد نداری به توصیه‌ی دکتر ریواس عمل کنی؟

306
00:19:13,750 --> 00:19:17,420
‫نمی‌خوام شغلم رو ول کنم و
‫این روی دخترم تأثیر بذاره

307
00:19:17,420 --> 00:19:18,550
‫شما هم موافقید؟

308
00:19:18,550 --> 00:19:22,550
‫البته. ماریا مادر فوق‌العاده‌ایـه و
‫مار هم دانش‌آموز خیلی خوبیـه

309
00:19:23,160 --> 00:19:24,910
‫چرا تصمیم گرفتید از هم جدا شید؟

310
00:19:25,950 --> 00:19:28,670
‫فکر نمی‌کنم این موضوع ربطی به
‫دخترمون داشته باشه

311
00:19:29,190 --> 00:19:31,270
‫مگه نمی‌خواید توصیه‌‌نامه‌ی متفاوتی

312
00:19:31,270 --> 00:19:33,860
‫نسبت به دکتر ریواس براتون بنویسم؟

313
00:19:33,860 --> 00:19:34,860
‫خب...

314
00:19:35,780 --> 00:19:36,900
‫چرا جدا شدید؟

315
00:19:42,950 --> 00:19:46,290
‫حقیقت اینـه که وقتی ازدواج کردیم،
‫خیلی بچه بودیم و...

316
00:19:46,290 --> 00:19:48,030
‫چون من خیانت کردم

317
00:19:49,250 --> 00:19:51,090
فقط ‫با یه زن؟

318
00:19:51,850 --> 00:19:53,500
‫بیشتر از یه مرتبه؟

319
00:19:53,500 --> 00:19:57,510
‫بله، فقط با یه زن و بله،
‫چندین مرتبه

320
00:20:00,280 --> 00:20:01,730
‫برای چی؟

321
00:20:01,930 --> 00:20:05,430
‫چون احساس کردم اون تحسینم می‌کنه

322
00:20:07,060 --> 00:20:09,730
‫تو مرحله‌ای از زندگیم بودم که

323
00:20:11,060 --> 00:20:14,730
‫احساس درموندگی می‌کردم

324
00:20:14,730 --> 00:20:17,730
‫مثل یه بی‌عرضه، توی شغلم درجا می‌زدم

325
00:20:17,900 --> 00:20:21,720
‫و اون این حس رو بهم می‌داد که
‫می‌تونم اوضاع رو بهتر کنم

326
00:20:22,680 --> 00:20:24,430
‫با ماریا چنین احساسی نداشتی؟

327
00:20:29,870 --> 00:20:31,560
‫نه

328
00:20:33,830 --> 00:20:36,130
‫تو چطور، ماریا؟

329
00:20:36,130 --> 00:20:38,630
‫تو احساس می‌کردی که
الخاندرو تحسینت می‌کنه؟

330
00:20:38,630 --> 00:20:40,240
‫حس مهم بودن بهت میده؟

331
00:20:41,130 --> 00:20:42,930
‫به‌عنوان یه مادر، آره

332
00:20:44,400 --> 00:20:46,350
‫اما من هم با یه نفر آشنا شدم

333
00:20:47,720 --> 00:20:48,720
‫کسی که...

334
00:20:51,350 --> 00:20:54,060
‫بهم چنین حسی می‌داد.
‫دقیقاً همون حسی که گفتید

335
00:20:56,810 --> 00:20:57,860
‫احساس مهم بودن

336
00:20:58,440 --> 00:21:01,030
‫ظاهراً هر دوی شما ارزش خودتون رو

337
00:21:01,030 --> 00:21:04,050
‫فقط از دید دیگران می‌سنجیدید

338
00:21:04,610 --> 00:21:09,150
‫شاید بهتر باشه که از این به بعد
‫خودتون رو...

339
00:21:09,150 --> 00:21:12,150
‫همین‌طور که هستید بشناسید

340
00:21:12,750 --> 00:21:14,930
‫خودت رو مادر خوبی می‌دونی؟

341
00:21:14,930 --> 00:21:16,830
‫اون حرف نداره

342
00:21:17,960 --> 00:21:19,960
‫مهم‌ترین چیز توی زندگیمـه

343
00:21:22,050 --> 00:21:23,470
‫بچه‌هات رو ول کردی؟

344
00:21:23,470 --> 00:21:28,470
‫نه، اما حقیقت اینـه که...
‫وقت کم‌تری باهاشون می‌ذارم

345
00:21:30,470 --> 00:21:31,600
‫ترک مادرانه

346
00:21:33,980 --> 00:21:35,960
‫اگه یه مادر خودش رو ترک کنه چی؟

347
00:21:36,810 --> 00:21:40,250
‫اگه چیزی که به زندگیش معنی میده رو
‫رها کنه چی؟

348
00:21:40,250 --> 00:21:43,340
‫همین اتفاق برای بچه‌ها،
‫عواقب منفی نداره؟

349
00:21:43,750 --> 00:21:46,220
‫مگه شما نمی‌خواید مار بره دنبال آرزوهاش؟

350
00:21:46,990 --> 00:21:48,370
‫- بله، معلومـه
‫- بله

351
00:21:49,480 --> 00:21:51,700
‫پس خودتون هم دست از رؤیاهاتون بر ندارید

352
00:21:54,030 --> 00:21:55,940
‫براشون الگو باشید

353
00:22:09,640 --> 00:22:12,270
‫میشه بگی این زن یهو از کجا اومد؟

354
00:22:14,100 --> 00:22:15,690
‫از بهشت نازل شد

355
00:22:19,310 --> 00:22:20,860
‫از بهشت نازل شد

356
00:22:22,980 --> 00:22:23,990
‫معذرت می‌خوام

357
00:22:27,450 --> 00:22:28,990
‫من متوجه نشده بودم، الخاندرو

358
00:22:32,740 --> 00:22:35,040
‫فکر می‌کردم فقط خودمـم که...

359
00:22:36,370 --> 00:22:38,900
‫احساس خفقان می‌کنه

360
00:22:39,280 --> 00:22:42,030
‫خب، فقط تو نبودی

361
00:22:43,420 --> 00:22:45,340
‫برو برزیل، الخاندرو. برو

362
00:22:47,010 --> 00:22:50,780
‫برو خودت و ‫تواناهایی‌هات رو پیدا کن

363
00:22:51,300 --> 00:22:53,640
‫و این رو به بچه‌هامون نشون بده

364
00:23:01,300 --> 00:23:04,380
‫اون‌وقت تکلیف خودمون چی میشه؟

365
00:23:04,900 --> 00:23:08,600
‫من و تو قشنگ‌ترین چیزهای زندگی‌مون رو
‫با همدیگه شریکیم

366
00:23:09,490 --> 00:23:12,020
‫و این هیچ‌وقت عوض نمیشه

367
00:23:12,580 --> 00:23:15,500
‫اما این یعنی همیشه می‌تونی روم حساب کنی

368
00:23:17,880 --> 00:23:20,070
‫نه فقط به‌عنوان همسر

369
00:24:10,720 --> 00:24:11,720
‫صبح به‌خیر

370
00:24:20,940 --> 00:24:23,400
‫صبر کن، تکون نخور،
‫تکون نخور، صبر کن

371
00:24:23,980 --> 00:24:25,820
‫کسکش حروم‌زاده!

372
00:24:26,820 --> 00:24:30,030
‫همین حالا ولم می‌کنی وگرنه به‌خدا
‫چشمات رو از حدقه در میارم

373
00:24:30,500 --> 00:24:33,780
‫این تهدیدهایی که نمی‌تونی عملی‌شون کنی،
‫به درد نمی‌خورن

374
00:24:33,780 --> 00:24:36,870
‫من وارد سیرک مسخره‌ت نمیشم، حالیته؟

375
00:24:37,660 --> 00:24:41,830
‫یه کلمه هم نمی‌تونی از زیر زبونم بکشی بیرون

376
00:24:41,830 --> 00:24:44,320
‫حق با توئه

377
00:24:45,220 --> 00:24:49,640
‫من که نمی‌تونم حرفی از زیر زبونت بکشم،
‫ولی این می‌تونه

378
00:24:49,640 --> 00:24:51,260
‫بهشون دارو تزریق می‌کردی؟

379
00:24:55,020 --> 00:24:57,100
‫نیازی نیست به من چیزی تزریق کنی

380
00:24:57,100 --> 00:24:58,690
‫متأسفانه مجبورم

381
00:24:59,310 --> 00:25:02,020
‫من با اون حروم‌زاده‌ها فرق می‌کنم

382
00:25:02,650 --> 00:25:06,690
‫واسه اعتراف به کارهام نیازی به
دارو مارو ندارم

383
00:25:06,690 --> 00:25:09,150
این‌کارها واسه کسیه که شرمسار باشه

384
00:25:09,160 --> 00:25:10,780
‫و از کارهایی که کرده پشیمونه

385
00:25:10,780 --> 00:25:14,660
‫من از هیچی پشیمون نیستم، فهمیدی؟ هیچی

386
00:25:15,910 --> 00:25:19,370
‫- واقعاً؟
‫- انجام وظیفه، شرمساری به‌بار نمیاره

387
00:25:19,870 --> 00:25:21,580
‫اتفاقاً باعثِ افتخاره

388
00:25:21,580 --> 00:25:26,670
‫یه سرباز حق داره که بدون چشم‌بند
با مرگش روبرو بشه

389
00:25:27,340 --> 00:25:34,060
‫و چه بخوای چه نخوای، تو هم وظیفه
‫داری به آخرین خواسته من احترام بذاری

390
00:25:37,270 --> 00:25:38,850
‫می‌خوام پسرهام بدونن که...

391
00:25:40,020 --> 00:25:41,600
‫کسی من رو مجبور به اعتراف نکرده

392
00:25:42,940 --> 00:25:44,840
‫این‌‌که خودم خوب می‌دونم چی‌کار کردم

393
00:25:45,230 --> 00:25:47,320
‫و هیچ ترس و ابایی از گفتنش ندارم

394
00:25:56,830 --> 00:25:58,000
‫می‌دونید چیه جنابِ فرمانده؟

395
00:25:59,370 --> 00:26:00,960
‫با روش خودتون پیش می‌ریم

396
00:26:07,510 --> 00:26:08,510
‫با اجازه

397
00:26:10,000 --> 00:26:16,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

398
00:26:17,140 --> 00:26:18,890
‫واسه چی نیشت تا بناگوش بازه؟

399
00:26:18,890 --> 00:26:21,270
‫مار دیگه اخراج نمیشه،
‫منم می‌تونم اینجا بمونم

400
00:26:22,600 --> 00:26:26,320
‫ماریا، یکی زنگ زده باهات کار داره.
‫ماکاریا. زود باش

401
00:26:26,320 --> 00:26:27,900
‫بریم

402
00:26:33,410 --> 00:26:34,910
‫اگه تونستی با گویو حرف بزنی...

403
00:26:35,620 --> 00:26:38,910
‫راضیش کن یه شانس دیگه به
ما بده و بیاد اداره

404
00:26:38,910 --> 00:26:41,000
‫اصلاً قبول نکن بری اونجایی که اون میگه

405
00:26:41,790 --> 00:26:43,120
‫ممکنه براتون تله بذاره

406
00:26:43,920 --> 00:26:45,080
‫آماده‌ای؟

407
00:26:46,000 --> 00:26:47,130
‫آره احتمالاً

408
00:26:58,060 --> 00:26:59,060
‫ماکاریا!

409
00:26:59,560 --> 00:27:02,680
‫مطمئنی که فقط می‌خوای بهش کمک کنی؟

410
00:27:02,690 --> 00:27:03,980
‫نه...

411
00:27:07,730 --> 00:27:09,650
‫می‌خوام اون به ما کمک کنه

412
00:27:10,860 --> 00:27:15,280
‫و اگه این اتفاق بیفته،
تو هم به خواسته‌ت می‌رسی

413
00:27:24,210 --> 00:27:27,000
‫گرگوریو ساعت ۵ عصر جلوی مجسمه یادبود میهن

414
00:27:27,000 --> 00:27:29,550
‫تو پارکِ بوسکه ده چاپولتپک منتظرته

415
00:27:29,550 --> 00:27:32,050
‫تنها برو.
‫اون به هیچ‌کس دیگه‌ای اعتماد نداره

416
00:27:33,010 --> 00:27:35,010
‫بهتره که خودش بیاد اداره

417
00:27:43,890 --> 00:27:47,730
‫اگه از ماریا خواسته تنها بره،
‫حتماً حواسش هست که تنها باشه

418
00:27:48,310 --> 00:27:49,650
‫این حروم‌زاده خیلی زرنگه

419
00:27:50,530 --> 00:27:52,490
‫می‌خوام همه‌تون لباس شخصی بپوشید

420
00:27:53,860 --> 00:27:54,860
‫جز تو ماریا

421
00:27:55,860 --> 00:27:59,160
‫دیاز، تمام مسیرهای منتهی به
مجسمه یادبود رو ببندید

422
00:27:59,160 --> 00:28:01,410
‫عملیات رو خیلی چراغ خاموش پیش ببرید

423
00:28:01,410 --> 00:28:04,330
‫هیچ کار مشکوکی نکنید.
‫مثلاً وانمود کنید مأمور تعمیراتید

424
00:28:05,120 --> 00:28:06,120
‫کاملاً چراغ خاموش

425
00:28:06,710 --> 00:28:10,420
‫ماریا، موقع حرف زدن باهاش فاصله‌ت رو حفظ کن

426
00:28:11,130 --> 00:28:13,920
‫به‌محض این که من یا دیاز رو دیدی،
‫بدون وقتش رسیده

427
00:28:14,550 --> 00:28:16,170
‫سریع فرار کن

428
00:28:16,180 --> 00:28:17,260
‫اگه مسلح باشه چی؟

429
00:28:17,260 --> 00:28:19,640
‫کاماچو، مطمئن باش حتی وقت نمی‌کنه
اسلحه‌ش رو در بیاره

430
00:28:19,640 --> 00:28:21,680
‫واسه تو گفتنش راحته،
‫خواهر تو که نیست!

431
00:28:22,350 --> 00:28:23,730
‫وال، چیزی‌م نمیشه

432
00:28:24,810 --> 00:28:26,900
‫اگر هم چیزی بشه، اسلحه‌م باهامه

433
00:28:28,020 --> 00:28:29,110
‫شما هم که اونجایید

434
00:28:38,110 --> 00:28:40,370
‫- چه خبر دون چابا؟
‫- گیلبرتو کوچولو! چی شده؟

435
00:28:40,370 --> 00:28:41,870
‫با لباس شخصی اومدی

436
00:28:42,450 --> 00:28:44,290
‫شنیدم با برادرت سرشاخ شدی

437
00:28:44,290 --> 00:28:47,000
‫- زود یادش میره
‫- اگه به‌ بابات رفته باشه فکر نکنم

438
00:28:47,000 --> 00:28:50,210
‫خوشبختانه به اون نرفته.
‫راستی، بابام رو ندیدی؟

439
00:28:50,880 --> 00:28:52,130
‫بذار دفترحضور غیاب رو چک کنم

440
00:28:53,880 --> 00:28:56,760
‫وایسا ببینم.
‫اینجا نوشته دیشب ساعت ۹:۳۰ رفته

441
00:28:58,180 --> 00:28:59,430
‫- ساعت ۹:۳۰؟
‫- آره

442
00:29:17,490 --> 00:29:18,490
‫خیلی خب

443
00:29:21,240 --> 00:29:22,370
‫- من دیگه برم
‫- خوب گوش کن

444
00:29:22,870 --> 00:29:25,750
‫اگه اون حروم‌زاده دست از پا خطا کرد
‫سریع فرار کن!

445
00:29:26,410 --> 00:29:27,750
‫حواسم هست

446
00:29:30,380 --> 00:29:31,380
‫باید این رو بفهمی که...

447
00:29:31,380 --> 00:29:34,210
‫این احتمال وجود داره که مجبور بشی از
اسلحه‌ت استفاده کنی

448
00:29:34,210 --> 00:29:35,710
‫بگو که فهمیدی

449
00:29:35,710 --> 00:29:36,800
‫فهمیدم

450
00:29:44,640 --> 00:29:45,720
‫فهمیدم

451
00:29:46,770 --> 00:29:47,770
‫حالا برو

452
00:30:34,980 --> 00:30:36,070
‫آقای کادناس

453
00:30:36,980 --> 00:30:37,980
‫سلام ماریا

454
00:30:39,280 --> 00:30:40,650
‫خیلی باشکوهه مگه نه؟

455
00:30:41,740 --> 00:30:44,530
‫سال ۵۲ ساختنش...

456
00:30:45,330 --> 00:30:49,620
‫بعد از این که منو انداختن زندان.
‫برای بزرگداشت «کودکان قهرمان» نصبش کردن

457
00:30:51,540 --> 00:30:52,660
‫چه عظمتی!

458
00:30:52,670 --> 00:30:55,530
‫فقط واسه ادای احترام به ۶ تا پسربچه که

459
00:30:55,550 --> 00:30:58,280
‫که هیچ‌کدوم از اون کارهایی که می‌گن رو
‫انجام ندادن!

460
00:31:02,800 --> 00:31:05,680
‫استعداد واقعی مردم این کشور همینه...

461
00:31:06,800 --> 00:31:08,140
‫افسانه‌سازی!

462
00:31:11,600 --> 00:31:13,310
‫کودکان قهرمان...

463
00:31:14,940 --> 00:31:16,020
‫زنانِ آبی‌پوش

464
00:31:17,820 --> 00:31:20,570
‫حتی من. هیچ‌کس در امان نیست

465
00:31:22,110 --> 00:31:26,820
‫چیزی نمونده تا اون شخصی که داره
‫مأمورهای پلیس رو می‌کُشه پیدا کنیم

466
00:31:29,200 --> 00:31:30,330
‫چی شده؟

467
00:31:33,870 --> 00:31:35,380
‫استرس داری...

468
00:31:42,340 --> 00:31:46,140
‫ولی به‌خاطر من که نیست، نه؟

469
00:31:47,970 --> 00:31:49,640
‫نه، به‌خاطر یه چیز دیگه...

470
00:31:51,350 --> 00:31:52,640
‫استرس داری!

471
00:31:55,270 --> 00:31:57,190
‫یه چیزی که ظاهراً ازم پنهون کردی!

472
00:32:02,740 --> 00:32:03,900
‫تو چی‌کار کردی ماریا؟

473
00:32:05,530 --> 00:32:06,870
‫برید! برید!

474
00:32:11,830 --> 00:32:14,040
‫تکون نخور گرگوریو کادناس!

475
00:32:14,910 --> 00:32:15,910
‫دست‌ها بالا

476
00:32:15,920 --> 00:32:17,250
‫تو بازداشتی!

477
00:32:18,590 --> 00:32:19,670
‫نگاهشون کن...

478
00:32:21,840 --> 00:32:24,010
‫ماکاریا بهم گفت نباید بهت اعتماد کنم

479
00:32:24,880 --> 00:32:28,800
‫حالا دیگه کاملاً شبیه خودشون شدی ماریا؛
‫آفرین بهت!

480
00:32:29,800 --> 00:32:31,060
‫حرف نزن کادناس!

481
00:32:32,720 --> 00:32:34,480
‫- ببرینش
‫- راه بیفت

482
00:32:34,980 --> 00:32:36,230
‫شما هررا هستید درسته؟

483
00:33:02,590 --> 00:33:05,840
‫- خرا باید باهات صحبت کنم
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

484
00:33:06,380 --> 00:33:08,620
‫تو دیگه اینجا هیچ‌جایی نداری! گمشو بیرون!

485
00:33:09,680 --> 00:33:11,180
‫درموردِ باباست

486
00:33:14,640 --> 00:33:17,850
‫ببرینش اتاق بازجویی، من الان میام

487
00:33:17,850 --> 00:33:18,940
‫راه بیفت

488
00:33:23,690 --> 00:33:25,070
‫دیشب نیومد خونه

489
00:33:25,570 --> 00:33:28,070
‫امروزم زنگ زده به مامان و
گفته شب رو اینجا مونده

490
00:33:28,660 --> 00:33:29,990
‫اما دیشب خروجش رو ثبت کرده

491
00:33:30,660 --> 00:33:33,030
‫ماشینش تو پارکینگ نیست و هیچ‌کس هم ندیدتش

492
00:33:33,910 --> 00:33:34,910
‫گابینا بیا ببینم

493
00:33:40,830 --> 00:33:42,500
‫آخرین باری که بابا رو دیدی کی بوده؟

494
00:33:43,250 --> 00:33:44,710
‫دیشب، همین‌جا. چرا؟

495
00:33:45,920 --> 00:33:48,550
‫احتمالاً دیشب گویو تو راه اداره
تا خونه دزدیدتش

496
00:33:48,550 --> 00:33:50,130
‫- چی؟
‫- آروم، آروم

497
00:33:51,590 --> 00:33:52,600
‫تو که بابا رو می‌شناسی

498
00:33:53,220 --> 00:33:55,010
‫به این راحتی‌ها دم به تله نمیده

499
00:33:58,810 --> 00:33:59,940
‫باید اول مطمئن بشیم

500
00:33:59,940 --> 00:34:01,990
‫- من با کادناس حرف می‌زنم
‫- اگه حقیقت داشته باشه چی؟

501
00:34:02,020 --> 00:34:05,690
‫اگه حقیقت داشته باشه باید هرطوری که شده
‫از زیر زبونش بکشیم بابا کجاست!

502
00:34:05,690 --> 00:34:08,610
‫- بذار منم باهات بیام
‫- نه. تو برو خونه پیش مامان

503
00:34:08,610 --> 00:34:11,450
‫- کیر توش. همین‌جا می‌مونم و کمک‌تون می‌کنم
‫- گفتم برو خونه پیش مامان!

504
00:34:11,450 --> 00:34:13,030
‫دیگه تکرار نمی‌کنم

505
00:34:13,030 --> 00:34:16,040
‫- چرا گابینا رو نمی‌فرستی؟
‫- چون اینجا بهش نیاز دارم

506
00:34:16,740 --> 00:34:17,750
‫بهش نیاز دارم

507
00:34:18,620 --> 00:34:19,790
‫به تو نیاز ندارم گیل

508
00:34:29,970 --> 00:34:35,720
‫آروم باش. بابا رو که می‌شناسی،
‫چیزی نمیشه

509
00:34:36,720 --> 00:34:39,640
‫باورت میشه؟ من اون حروم‌زاده رو
‫آزاد کردم بعد اون رفته...

510
00:34:39,640 --> 00:34:42,020
‫جنابِ رئیس من اصلاً وقت ندارم.
‫باید از گویو بازجویی کنم

511
00:34:42,020 --> 00:34:43,400
‫بازجویی؟ عمراً

512
00:34:43,400 --> 00:34:47,020
‫این حروم‌زاده رو مستقیم می‌برم
‫سلولِ انفرادی لکومبری تا همون‌جا بپوسه

513
00:34:47,030 --> 00:34:50,900
‫- فکر کرده می‌تونه...
‫- احتمالاً پدرمون رو دزدیده!

514
00:34:51,650 --> 00:34:53,570
‫- خب می‌دونی که...
‫- تنها چیزی که می‌دونیم

515
00:34:53,570 --> 00:34:56,780
‫اینه که بابام گُم شده و
این عوضی می‌دونه کجاست

516
00:35:00,790 --> 00:35:03,580
‫باشه؛ هر کاری لازمه بکنید

517
00:35:05,170 --> 00:35:06,250
‫ممنون جنابِ رئیس

518
00:35:30,940 --> 00:35:32,280
‫بابام کجاست؟

519
00:35:34,820 --> 00:35:36,410
‫ببخشید؛ بابات کیه؟

520
00:35:38,030 --> 00:35:40,040
‫این که ممکنه پدرم هنوز زنده باشه...

521
00:35:40,910 --> 00:35:43,330
‫تنها دلیلیه‌ که تو هنوز داری نفس می‌کشی!

522
00:35:43,330 --> 00:35:45,460
‫چه غم‌انگیز

523
00:35:48,040 --> 00:35:49,630
‫من روزِ مرگ بابام رو خوب یادمه...

524
00:35:51,420 --> 00:35:53,050
‫بهترین روز زندگیم بود

525
00:35:53,050 --> 00:35:56,050
‫اون اسب با کُشتنش واقعاً لطف بزرگی در حقم کرد

526
00:36:17,370 --> 00:36:19,620
‫تو اصلاً پدرت رو نمی‌شناسی

527
00:36:20,200 --> 00:36:22,080
‫باید دهن ‌باز کنی حروم‌زاده!

528
00:36:25,790 --> 00:36:28,000
‫بابام کجاست؟

529
00:36:31,630 --> 00:36:34,550
‫من فقط با ستوان ماریا دِلا توره حرف می‌زنم

530
00:36:46,900 --> 00:36:49,980
‫پدرم کجاست مادربه‌خطا؟

531
00:37:04,200 --> 00:37:07,710
‫ممنونم پذیرفتید این وقت شب
‫بنده رو ملاقات کنید آقای رئیس‌جمهور

532
00:37:08,210 --> 00:37:10,420
‫والا من دیگه با تو بیشتر از زن خودم
‫حرف می‌زنم!

533
00:37:10,450 --> 00:37:11,530
‫بگو ببینم چی می‌خوای؟

534
00:37:11,550 --> 00:37:13,340
‫گویو کادناس رو دستگیر کردیم

535
00:37:13,960 --> 00:37:15,090
‫باورم نمیشه

536
00:37:15,970 --> 00:37:18,760
‫بالأخره یه خبر خوب از طرف تو شنیدیم!

537
00:37:19,340 --> 00:37:23,470
‫مسئله اینه‌ که قبل از دستگیری،
‫فرمانده هررا رو دزدیده...

538
00:37:23,470 --> 00:37:25,060
‫و ما نمی‌دونیم کجا نگه‌ش داشته

539
00:37:26,480 --> 00:37:29,770
‫امیلیو، اون لاشی حسابی شما رو بازی‌ داده

540
00:37:29,770 --> 00:37:33,900
‫رید به هیکلت! تو هم راحت اجازه دادی
‫برینه به کلِ دورهٔ ریاست‌جمهوری من!

541
00:37:33,900 --> 00:37:35,530
‫هر دستوری دارید بفرمایید

542
00:37:35,530 --> 00:37:38,990
‫خودت فکر می‌کنی با همچین
‫موجودی باید چی‌کار کرد؟

543
00:37:47,040 --> 00:37:49,120
‫قضیه‌ی گویو کادناس...

544
00:37:51,170 --> 00:37:54,630
‫یه راهکارِ فوری و سریع می‌خواید، درسته؟

545
00:37:55,710 --> 00:37:57,920
‫درمورد فرمانده هررا هم...

546
00:37:59,630 --> 00:38:03,470
‫به ‌هر حال اون هم مثل هر مأمور پلیسِ دیگه
‫قسم خورده...

547
00:38:06,680 --> 00:38:08,020
‫که جونش رو فدای این کشور کنه

548
00:38:53,770 --> 00:38:54,860
‫ماریا

549
00:39:02,360 --> 00:39:03,360
‫ماریا؟

550
00:39:07,790 --> 00:39:08,790
‫ماریا

551
00:39:10,830 --> 00:39:12,420
‫ماریا اونجایی؟

552
00:39:15,000 --> 00:39:16,000
‫ماریا؟

553
00:39:17,920 --> 00:39:18,920
‫خب حالا چی‌کار کنیم؟

554
00:39:20,380 --> 00:39:21,760
‫چـ...
‫چـ...

555
00:39:22,760 --> 00:39:24,220
‫نظرت چیه ماریا؟

556
00:39:27,430 --> 00:39:28,510
‫چی‌کار کنیم بهتره؟

557
00:39:29,770 --> 00:39:34,020
‫منظورم اینه که دیگه هیچ‌جوره نمیشه
‫ازشون دفاع کرد، مگه نه ماریا؟

558
00:39:35,190 --> 00:39:36,770
‫یا میشه؟

559
00:39:55,960 --> 00:39:57,000
‫حالِ مامان چطوره؟

560
00:40:00,340 --> 00:40:01,630
‫دارویی چیزی بهش ندادی؟

561
00:40:04,680 --> 00:40:07,100
‫گیلبرتو اونجاست، اگه کاری داشتی بهش بگو

562
00:40:10,680 --> 00:40:12,020
‫دختر کوچولوم چطوره؟

563
00:40:12,850 --> 00:40:13,940
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

564
00:40:16,400 --> 00:40:17,400
‫دوتاتون رو خیلی دوست دارم

565
00:40:22,740 --> 00:40:25,410
‫حالا می‌فهمم چرا هیچ‌وقت
‫با پلیس شدن من موافق نبودی

566
00:40:26,570 --> 00:40:28,530
‫همیشه فکر می‌کردم به‌خاطر زن بودنمه

567
00:40:28,530 --> 00:40:31,410
‫اما به‌خاطر این‌ بود که نمی‌خواستی
‫از حقایق پشت‌پرده‌ش باخبر بشم

568
00:40:31,410 --> 00:40:32,500
‫ببین گابینا

569
00:40:33,710 --> 00:40:36,670
‫می‌دونم نگرانی، منم نگرانم. اما...

570
00:40:36,670 --> 00:40:38,380
‫من می‌دونم تو هم اونجا بودی

571
00:40:40,920 --> 00:40:41,960
‫اونجا؟ کجا؟

572
00:40:54,770 --> 00:40:56,690
‫- این رو از کجا آوردی؟
‫- مگه مهمه؟

573
00:40:56,690 --> 00:40:57,900
‫وایسا ببینم گابینا

574
00:40:57,900 --> 00:41:01,320
‫بگو که کس دیگه‌ای این عکس رو ندیده.
‫تو نمی‌دونی قضیه چیه خب؟

575
00:41:01,320 --> 00:41:02,900
‫خسته نشدی از بس دروغ گفتی؟!

576
00:41:05,990 --> 00:41:06,990
‫من اونجا نبودم

577
00:41:07,570 --> 00:41:09,620
‫صرفاً چون هیچ‌ عکسی ازت نیست

578
00:41:09,620 --> 00:41:11,580
‫دلیل نمیشه اونجا نبوده باشی

579
00:41:11,580 --> 00:41:13,370
‫چند نفر رو کُشتی؟

580
00:41:13,370 --> 00:41:15,750
‫گابینا، من اونجا نبودم

581
00:41:16,660 --> 00:41:19,920
‫بعدِ اون روز، دستت رو گچ گرفته بودی

582
00:41:19,920 --> 00:41:22,630
‫بهم گفتی موقع دستگیریِ یه متهم آسیب دیده

583
00:41:23,340 --> 00:41:26,510
‫اما اون هم مثل بقیه‌ی حرف‌هات دروغ بود

584
00:41:27,090 --> 00:41:28,090
‫نه

585
00:41:30,930 --> 00:41:32,010
‫واقعاً دستم شکسته بود

586
00:41:32,850 --> 00:41:36,980
‫مگه چندتا دانشجو رو کتک
‫زدی که دستت شکست؟

587
00:41:42,440 --> 00:41:43,440
‫بیا بشین

588
00:42:02,000 --> 00:42:03,920
‫چند روز قبل از قضیه دومِ اکتبر...

589
00:42:06,210 --> 00:42:08,670
‫بابا برای من و گیلبرتو جلسه گذاشت

590
00:42:08,680 --> 00:42:11,430
‫بهمون گفت یه مأموریت خیلی مهم داره...

591
00:42:13,810 --> 00:42:15,470
‫و اگه همه‌چی خوب پیش بره...

592
00:42:16,060 --> 00:42:18,390
‫بالأخره ترفیع می‌گیره و
میشه فرمانده‌ی پایگاه

593
00:42:20,400 --> 00:42:22,770
‫به ۵ نفر نیاز داشت که بهشون
اعتماد کامل داشته باشه

594
00:42:24,650 --> 00:42:26,030
‫۳ نفر اول رو پیدا کرده بود

595
00:42:28,360 --> 00:42:29,900
‫فیلیبرتو گِرا هم جزوشون بود

596
00:42:32,240 --> 00:42:33,490
‫به دو نفر دیگه نیاز داشت

597
00:42:35,910 --> 00:42:37,410
‫واسه همین به ما گفت

598
00:42:38,250 --> 00:42:42,880
‫دانشجوهایی که معترض بودن،
‫می‌دونستن المپیک نزدیکه...

599
00:42:42,880 --> 00:42:46,090
‫می‌خواستن از این فرصت واسه
‫فشار آوردن به دولت استفاده کنن

600
00:42:46,090 --> 00:42:48,880
‫به بابا دستور داده بودن
یه گروه ویژه تشکیل بدن

601
00:42:51,680 --> 00:42:53,340
‫ما باید قاطیِ جمعیت می‌شدیم...

602
00:42:55,260 --> 00:42:57,930
‫و به‌محض این که ۳ تا منور تو
‫آسمون می‌دیدیم...

603
00:43:00,310 --> 00:43:01,560
‫باید شروع به تیراندازی می‌کردیم

604
00:43:03,190 --> 00:43:07,530
‫وظیفه‌مون این بود که جلوی
فرارِ دانشجوها رو بگیریم

605
00:43:08,230 --> 00:43:12,030
‫باید می‌بردیم‌شون توی
دستشویی‌های یه ساختمون متروکه

606
00:43:14,280 --> 00:43:16,080
‫و رهبرهاشون رو شناسایی می‌کردیم

607
00:43:18,200 --> 00:43:19,700
‫و بازداشتشون می‌کردیم

608
00:43:20,370 --> 00:43:22,710
‫بقیه رو هم از فاصلهٔ نزدیک به رگبار می‌بستیم

609
00:43:23,880 --> 00:43:26,000
‫می‌خواستم به بابا بگم
‫عقلش رو از دست داده...

610
00:43:28,210 --> 00:43:31,220
‫که ما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم،
‫این کار غیرانسانیه‌!

611
00:43:32,260 --> 00:43:35,850
‫همون شبی که بابا با من و
‫گیلبرتو صحبت کرد...

612
00:43:37,390 --> 00:43:41,230
‫من و ویولتا تازه تصمیم گرفته بودیم
بچه‌دار بشیم

613
00:43:43,690 --> 00:43:45,020
‫اصلاً خواب به چشمم نمی‌اومد...

614
00:43:47,440 --> 00:43:49,480
‫نفس کشیدن برام سخت بود

615
00:43:51,190 --> 00:43:53,660
‫تا اون‌ روز روی حرف بابا حرف نزده بودم

616
00:43:55,280 --> 00:43:58,370
‫تنها چیزی که تو سرم می‌چرخید این بود که...
‫من قراره چه‌جور پدری بشم؟

617
00:44:01,580 --> 00:44:02,660
‫یه راهی پیدا کردم

618
00:44:07,090 --> 00:44:08,800
‫نمی‌خواستم آخر و عاقبتم مثل اون بشه

619
00:44:11,710 --> 00:44:13,170
‫پس گیلبرتو چی؟

620
00:44:15,930 --> 00:44:17,390
‫گیلبرتو با بابا رفت

621
00:44:21,810 --> 00:44:23,180
‫من رو ببخش

622
00:44:31,480 --> 00:44:33,490
‫هیچ‌کس از خانوادهٔ هررا
‫لیاقتِ این نشانِ رو نداره!

623
00:44:45,120 --> 00:44:46,330
‫خراردو!

624
00:44:46,830 --> 00:44:49,500
‫دکتر معاینه‌ش کرد.
‫می‌تونی بازجویی رو شروع کنی

625
00:44:54,470 --> 00:44:55,680
‫به من چیزی نمیگه

626
00:44:57,050 --> 00:44:58,470
‫اگه به تو نگه پس به کی بگه؟

627
00:44:59,760 --> 00:45:01,100
‫هر روزی که می‌گذره

628
00:45:01,100 --> 00:45:06,060
‫بیشتر مشخص میشه که مجرم‌های واقعی
پشت میله‌های زندان نیستن

629
00:45:06,060 --> 00:45:07,730
‫اتفاقاً آزادانه تو شهر می‌چرخن...

630
00:45:07,730 --> 00:45:13,110
‫پشتِ اعتبارِ یونیفورم و مصونیتِ پُرزرق‌وبرقِ
نشانِ پلیس قایم شدن

631
00:45:15,450 --> 00:45:16,700
‫این جمله‌ی شماست

632
00:45:18,360 --> 00:45:23,660
‫نه، چند باری هم گفتم که پلیس
کارش رو خوب انجام داده

633
00:45:23,660 --> 00:45:25,450
‫همه حرف‌هایی که جلوی خبرنگارها زدی
‫دروغ بود!

634
00:45:25,470 --> 00:45:27,140
نه

635
00:45:27,170 --> 00:45:31,040
‫شاید اون‌قدری که فکر می‌کردیم
همدیگه رو نمی‌شناسیم

636
00:45:31,040 --> 00:45:32,630
‫بگو آلدو هررا کجاست

637
00:45:32,630 --> 00:45:34,670
‫- اون‌وقت ما هم در عوض می‌تونیم...
‫- در عوضِ چی؟!

638
00:45:34,670 --> 00:45:39,010
‫تو کی؟ نه، تو...
‫حرفِ تو دیگه پشیزی هم ارزش نداره! هیچی!

639
00:45:39,590 --> 00:45:42,560
‫من نمی‌دونم فرمانده هررا
‫چقدر انسان فاسدیه...

640
00:45:43,430 --> 00:45:47,390
‫اما این رو خوب می‌دونم که چهار تا بچه،
یه زن و یه نوه داره

641
00:45:48,600 --> 00:45:49,940
‫دوستِ منم دخترِ همون آدمه

642
00:45:49,940 --> 00:45:53,320
‫آره خب، همه‌ی ما بچه‌ی یکی هستیم،
‫این دلیل نمیشه آدمِ خاصی باشیم

643
00:45:53,820 --> 00:45:55,150
‫اون آدم بدی نیست

644
00:45:55,740 --> 00:45:57,200
‫دروغ نباف!

645
00:46:00,870 --> 00:46:03,990
‫کارآگاه، یکی تماس گرفته با شما کار داره

646
00:46:03,990 --> 00:46:05,660
‫الان سرم شلوغه چلا

647
00:46:06,200 --> 00:46:07,200
‫آخه...

648
00:46:07,210 --> 00:46:11,330
‫اطلاعات مهمی درباره جلاد و
فرمانده هررا دارن

649
00:46:15,510 --> 00:46:17,720
‫حواست بهش باشه، خبری شد بهم بگو

650
00:46:21,550 --> 00:46:23,220
‫می‌دونی چیه؟

651
00:46:23,970 --> 00:46:25,100
‫خیلی جالبه

652
00:46:27,520 --> 00:46:29,690
‫اون قاتلی که قرار بود واسه‌تون
‫دستگیر کنم...

653
00:46:30,730 --> 00:46:32,980
‫معلوم شد یکی از خودِ شماهاست!

654
00:46:32,980 --> 00:46:35,110
‫فیلیبرتو گِرا دیگه پلیس نبود

655
00:46:35,110 --> 00:46:37,490
‫یه پلیس همیشه پلیسه

656
00:46:38,860 --> 00:46:40,740
‫به‌خاطر فساد اخراجش کردن

657
00:46:40,740 --> 00:46:42,570
‫دولت هم دقیقاً بخاطر همین استخدامش کرده بود

658
00:46:42,570 --> 00:46:44,160
‫بس کن ماریا!

659
00:46:44,160 --> 00:46:48,120
‫طوری داری درباره مرگِ این آدم‌ها
‫تحقیق می‌کنی...

660
00:46:48,120 --> 00:46:50,120
‫انگاری یه فاجعه بزرگ رخ داده!

661
00:46:50,120 --> 00:46:53,330
‫سیستم ما بی‌عیب‌ونقص نیست،
‫اما داریم سعی می‌کنیم تغییرش بدیم

662
00:46:54,090 --> 00:46:56,500
‫برات یه داستان تعریف کرده بودم.
‫درباره‌ی دو تا گرگ

663
00:46:58,050 --> 00:46:59,920
‫اون‌روز تو پارک، یادت میاد؟

664
00:47:01,130 --> 00:47:04,600
‫نمی‌دونی چقدر تلاش کردم تا به
‫گرگی غذا بدم...

665
00:47:04,600 --> 00:47:06,470
‫که فکر می‌کردم گرگ خوبه‌ست

666
00:47:08,140 --> 00:47:11,830
‫حتی تمام مدرک‌هایی که پیدا کرده بودم رو
‫برات آوردم

667
00:47:11,850 --> 00:47:13,400
‫اون‌‌وقت تو چطور جوابم رو دادی؟

668
00:47:13,400 --> 00:47:16,070
‫با ترس. نه، با تحقیر کردنم

669
00:47:20,200 --> 00:47:23,110
‫واسه همین به فکر فرو رفتم...

670
00:47:23,660 --> 00:47:25,490
‫که نکنه...

671
00:47:26,200 --> 00:47:30,870
‫دارم به گرگی غذا میدم که
اصلاً میل به غذا خوردن نداره؟

672
00:47:32,960 --> 00:47:34,460
‫درحالی که اون ‌یکی گرگه...

673
00:47:35,840 --> 00:47:39,170
‫داره از گشنگی زوزه می‌کشه؟

674
00:47:44,390 --> 00:47:46,260
‫واسه همین فیلیبرتو گرا رو کشتی!

675
00:47:48,680 --> 00:47:54,730
‫کجاست اون ماریایی که از
حرف زدن با من می‌ترسید؟

676
00:47:58,820 --> 00:47:59,820
‫کجاست؟

677
00:48:01,280 --> 00:48:04,530
‫تمام این مدت حق با تو بود و
‫من گوش نمی‌کردم...

678
00:48:05,620 --> 00:48:07,240
‫اعضای خانواده من یه مشت پست‌فطرتن!

679
00:48:10,450 --> 00:48:12,290
‫بابام قاتله!

680
00:48:13,330 --> 00:48:14,960
‫می‌خواستم بهش بگم

681
00:48:14,960 --> 00:48:17,540
‫می‌خواستم بهش بگم که باید بیفته گوشه زندون!

682
00:48:18,550 --> 00:48:19,590
‫اما نتونستم

683
00:48:23,510 --> 00:48:25,180
‫می‌خوای با این عکس چی‌کار کنی؟

684
00:48:26,590 --> 00:48:28,640
‫می‌خوام بدونه که من همه‌چی رو می‌دونم!

685
00:48:32,430 --> 00:48:34,690
‫و بدونه که دیگه نمی‌تونه بهم دروغ بگه

686
00:48:37,480 --> 00:48:38,820
‫گوش کن ببین چی میگم

687
00:48:40,530 --> 00:48:42,820
‫باید حسابی حواست رو جمع کنی

688
00:48:42,820 --> 00:48:44,450
‫این یه مدرکِ محکمه...

689
00:48:45,280 --> 00:48:47,620
‫مدرکی که ثابت می‌کنه کشتار دانشجوها به
‫دستورِ دولت بوده!

690
00:48:49,780 --> 00:48:50,950
‫خوب فکر کن گابینا

691
00:48:52,330 --> 00:48:54,170
‫اگه همچین بلاهایی سر اون دانشجوها آوردن...

692
00:48:54,190 --> 00:48:57,030
‫سر تو که این عکس رو داری
چه بلاهایی در میارن؟

693
00:48:59,380 --> 00:49:00,550
‫نمی‌دونم

694
00:49:02,380 --> 00:49:04,720
‫فقط می‌خوام بدونه که ازش متنفرم

695
00:49:08,760 --> 00:49:10,510
‫اما دلم نمی‌خواد بمیره

696
00:49:24,990 --> 00:49:26,860
‫کارآگاه هررا هستم؛
‫چی شده؟

697
00:49:30,030 --> 00:49:31,030
‫چی؟

698
00:49:33,200 --> 00:49:37,210
‫وقتی اون پیشنهاد رو دادی،
‫واقعاً می‌خواستی به پلیس کمک کنی؟

699
00:49:37,750 --> 00:49:38,920
‫معلومه که آره.
‫بهت گفته بودم

700
00:49:38,920 --> 00:49:40,750
‫وقتی که پیشنهادت رو قبول نکردن چی؟

701
00:49:41,420 --> 00:49:44,670
‫خودم دست‌به‌کار شدم و شروع کردم به تحقیق.
‫غیر از این چه کاری از دستم برمی‌اومد؟

702
00:49:45,260 --> 00:49:47,130
‫و رسیدی به فیلیبرتو گرا

703
00:49:47,130 --> 00:49:50,010
‫نه، بهتره بگیم...

704
00:49:50,010 --> 00:49:52,260
‫من زودتر از شما

705
00:49:52,260 --> 00:49:54,930
‫حقیقتی که فیلیبرتو گرا مخفی کرده بود رو
کشف کردم

706
00:49:54,930 --> 00:49:56,480
‫کدوم حقیقت؟

707
00:49:56,480 --> 00:49:58,640
‫ماریا، تو یه پلیسی

708
00:49:58,650 --> 00:50:01,230
‫با این نشانی که داری، خب...

709
00:50:01,900 --> 00:50:03,570
‫عمراً نمی‌تونستی بفهمی چی به چیه‌

710
00:50:03,570 --> 00:50:04,980
‫تو فیلیبرتو رو کُشتی یا نه؟

711
00:50:04,980 --> 00:50:09,780
‫نه، سؤال اصلی اینه که آیا فیلیبرتو گرا
حقش بود بمیره یا نه؟

712
00:50:09,780 --> 00:50:12,820
‫بله. بله.
‫حقش بود بمیره

713
00:50:12,830 --> 00:50:13,910
‫پس خودت کُشتیش!

714
00:50:15,540 --> 00:50:16,790
‫چشم‌هام به روی حقیقت باز شد

715
00:50:19,250 --> 00:50:21,040
‫چشم‌هام به روی حقیقت باز شد ماریا

716
00:50:23,040 --> 00:50:25,050
‫درست مثل بقیه مردم این کشور

717
00:50:26,420 --> 00:50:29,010
‫من به لطفِ جلاد چشم‌هام باز شد

718
00:50:30,970 --> 00:50:32,510
‫می‌دونی آلدو هررا کجاست؟

719
00:50:34,060 --> 00:50:35,310
‫من خیلی چیزها می‌دونم

720
00:50:37,060 --> 00:50:38,060
‫کجاست؟

721
00:50:39,810 --> 00:50:41,100
‫آلدو هررا رو میگی؟

722
00:50:49,240 --> 00:50:51,110
‫- پاشو حروم‌زاده
‫- کارآگاه؟

723
00:50:51,870 --> 00:50:53,870
‫- کجا می‌رید؟
‫- بهم دستور دادن ماریا

724
00:50:53,870 --> 00:50:57,290
‫- می‌خواست بگه کجاست...
‫- وقت تمومه. برو کنار

725
00:51:02,000 --> 00:51:04,340
‫خراردو. می‌تونیم با کمک هم حلش کنیم

726
00:51:05,590 --> 00:51:06,670
‫جلو نیاید!

727
00:51:06,670 --> 00:51:08,340
‫- گفتم جلو نیاید!
‫- یه لحظه گوش کن

728
00:51:08,340 --> 00:51:10,590
‫- هررا چی‌کار می‌کنی؟
‫- نمی‌تونم بگم رئیس

729
00:51:10,590 --> 00:51:12,340
‫متهم رو تحویل بده!

730
00:51:12,340 --> 00:51:13,510
‫نمی‌تونم

731
00:51:13,510 --> 00:51:15,510
‫رئیس‌جمهور شخصاً دستور داده

732
00:51:15,510 --> 00:51:16,760
‫چه دستوری؟

733
00:51:16,760 --> 00:51:19,440
‫از اون دستورهایی که نباید رو
‫حرفش حرف بزنی مادربه‌خطا!

734
00:51:24,770 --> 00:51:26,270
‫شرمنده رئیس

735
00:51:32,530 --> 00:51:35,370
‫والنتینا، گابینا؟
‫صدام رو می‌شنوید؟

736
00:51:41,960 --> 00:51:44,500
‫- خراردو
‫- اسلحه‌ت رو بنداز

737
00:51:45,790 --> 00:51:46,960
‫باید با خودم ببرمش

738
00:51:46,960 --> 00:51:49,210
‫و از هیچ‌کس هم اجازه نمی‌گیرم!

739
00:51:49,210 --> 00:51:52,720
‫- می‌خوای بکُشیش نه؟
‫- گابینا بهم اعتماد کن

740
00:51:52,720 --> 00:51:55,510
‫نه، من حتی یه‌ذره هم بهت اعتماد ندارم.
‫تو هیچ‌جایی نمیری!

741
00:51:57,350 --> 00:51:58,510
‫یکی بهم زنگ زد

742
00:51:59,140 --> 00:52:00,850
‫گفت بیا معامله کنیم

743
00:52:01,350 --> 00:52:02,770
‫گویو در ازای بابا

744
00:52:07,360 --> 00:52:08,860
‫گابینا، گولش رو نخور

745
00:52:08,860 --> 00:52:11,490
‫اگه گویو رو آزاد کنیم،
به کُشتن مأمورهای پلیس ادامه میده

746
00:52:11,490 --> 00:52:13,610
ممکنه یه تله برای آزاد کردنش باشه

747
00:52:13,610 --> 00:52:16,820
‫گابینا باید مطمئن بشم ببینم واقعیه یا نه

748
00:52:19,910 --> 00:52:21,580
‫وال، تفنگت رو بیار پایین

749
00:52:23,000 --> 00:52:24,160
‫بیارش پایین

750
00:52:24,170 --> 00:52:26,710
‫عقلت رو از دست دادی؟
‫عمراً

751
00:52:27,500 --> 00:52:28,670
‫همین حالا

752
00:52:33,050 --> 00:52:36,220
‫داری تمام زحماتمون رو به باد میدی!

753
00:52:39,970 --> 00:52:41,180
‫اون بابامه!

754
00:52:41,890 --> 00:53:01,890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
