1
00:00:01,500 --> 00:00:12,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,950 --> 00:00:16,450
‫عزیزم، آروم باش.
‫هی، من رو نگاه کن

3
00:00:16,450 --> 00:00:17,990
‫- آروم باش
‫- هنوز اینجاس؟

4
00:00:17,990 --> 00:00:19,290
‫دیگه رفته، خب؟

5
00:00:19,290 --> 00:00:21,830
‫نمی‌ذارم هیچ اتفاق بدی برات بیفته

6
00:00:21,830 --> 00:00:24,700
‫آروم نفس بکش، خب؟

7
00:00:25,040 --> 00:00:27,460
‫عزیزای من، چقدر خوشحالـم که حال‌تون خوبـه

8
00:00:27,460 --> 00:00:29,570
‫وای، چقدر ترسیده بودم

9
00:00:29,980 --> 00:00:31,510
‫- بریم
‫- من باید بمونم

10
00:00:31,510 --> 00:00:33,130
‫شما برید، من بعد میام پیش‌تون

11
00:00:33,130 --> 00:00:35,510
‫- نمیشه باهامون بیای خونه؟
‫- مامان. من باید بمونم

12
00:00:35,510 --> 00:00:37,300
‫- ماریا، خطرناکـه. بیا بریم
‫- مامان، لطفاً

13
00:00:37,300 --> 00:00:39,970
‫- دلا توره، قضیه چیـه؟
‫- جناب کارآگاه

14
00:00:39,970 --> 00:00:43,310
‫فقط خود قربانی توی اتاق پروژکتور هست

15
00:00:43,310 --> 00:00:44,980
‫حواسم بود کس دیگه‌‌ای وارد نشه

16
00:00:44,980 --> 00:00:47,610
‫برای همین ممکنه ردی از قاتل پیدا کنیم

17
00:00:47,610 --> 00:00:48,980
‫فیلم اعتراف طبقه‌ی بالاس؟

18
00:00:48,980 --> 00:00:51,490
‫بله، همه‌چیز سر جای خودشـه

19
00:00:51,490 --> 00:00:55,000
‫کارت عالی بود، ستوان.
‫با خونواده‌ت خدافظی کن و بیا دنبالـم

20
00:00:55,740 --> 00:00:58,310
‫برو، مامان. نگران ما نباش

21
00:00:59,280 --> 00:01:00,830
‫- موفق باشی
‫- مرسی

22
00:01:02,620 --> 00:01:03,750
‫کارآگاه

23
00:01:05,120 --> 00:01:06,120
‫کارآگاه!

24
00:01:07,670 --> 00:01:10,210
‫دلا توره. یه چیزی هست که متوجه نمیشم

25
00:01:10,210 --> 00:01:12,590
‫تو اینجا چه غلطی می‌کردی؟

26
00:01:12,590 --> 00:01:15,500
‫گابریل آریزمندی، کارگردان این فیلمه
‫دعوتم کرده بود

27
00:01:16,300 --> 00:01:19,140
‫- اون‌وقت دقیقاً چرا این کار رو کرده؟
‫- نمی‌دونم

28
00:01:19,140 --> 00:01:22,020
‫با سروان روماندیا رفته بودیم
ازش سؤال بپرسیم

29
00:01:22,020 --> 00:01:25,810
‫نکته‌ی مهم اینـه که به محض شروع اعتراف
‫از جام بلند شدم و

30
00:01:25,810 --> 00:01:28,510
‫با تمام سرعت خودم رو رسوندم این بالا

31
00:01:30,440 --> 00:01:32,900
‫دیدم که در بازه و قربانی همون‌جاس

32
00:01:32,900 --> 00:01:36,610
‫اسمش الیازار بود،
‫دستیار آریزمندی

33
00:01:37,200 --> 00:01:40,830
‫ظاهراً مهاجم از پشت بهش چاقو زده

34
00:01:40,830 --> 00:01:43,850
‫بعد فیلم اعتراف رو پخش کرده و
‫فرار کرده

35
00:01:44,130 --> 00:01:47,370
‫باید فیلم اعتراف رو بذاریم و
ببینیم لوزانو چیا گفته

36
00:01:47,370 --> 00:01:48,370
‫آره

37
00:01:53,250 --> 00:01:54,260
‫در رو نگاه کن

38
00:01:54,910 --> 00:01:57,370
‫قاتل چطوری پنهونی وارد شده؟

39
00:01:58,640 --> 00:01:59,760
‫این فرق می‌کنه

40
00:01:59,760 --> 00:02:00,930
‫به چه لحاظ؟

41
00:02:00,930 --> 00:02:02,560
‫این یه فیلم ۳۵ میلی‌متریـه

42
00:02:02,560 --> 00:02:05,390
‫اعتراف‌های دیگه، نوار ویدیویی بودن

43
00:02:05,390 --> 00:02:07,900
‫هر کی این کار رو کرده،
‫به لابراتوار فیلم دسترسی داشته

44
00:02:07,900 --> 00:02:09,600
‫فرایند راحتی نداره

45
00:02:09,600 --> 00:02:14,400
‫ماریا، گفتی آریزمندی قبل از شروع اعتراف
‫از اونجا رفته؟

46
00:02:14,400 --> 00:02:16,190
‫بله، درست قبل از اعتراف

47
00:02:16,190 --> 00:02:18,450
‫دیدم که با عجله از سالن سینما رفت

48
00:02:18,450 --> 00:02:20,030
‫وقتی رفتم بیرون، پیداش نکردم

49
00:02:20,030 --> 00:02:21,820
‫دیاز، تو با گیلبرتو برو

50
00:02:21,820 --> 00:02:25,080
‫اون پدرسگ رو پیدا کن و
‫یه‌راست ببرش اداره

51
00:02:25,080 --> 00:02:26,280
‫بریم

52
00:02:30,960 --> 00:02:32,950
‫« به کارگردانی گابریل آریزمندی »

53
00:02:33,680 --> 00:02:37,010
‫« زنان آبی‌پوش »

54
00:02:37,034 --> 00:02:44,034
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

55
00:03:34,730 --> 00:03:37,050
‫«قاتل‌ پلیس‌ها که به جلاد مشهور است،

56
00:03:37,050 --> 00:03:39,930
‫کارآگاه لوزانو را وادار کرد که
به اقدام به قتل خبرنگاری

57
00:03:39,930 --> 00:03:41,640
‫به نام لوکاس اوترو، اعتراف کند

58
00:03:39,930 --> 00:03:44,740
‫« نور، دوربین، اعتراف! »

59
00:03:41,640 --> 00:03:45,300
‫تا این جنایت به گونه‌ای، رنگ و بوی
‫جنایات «لخت‌کن» را به خود بگیرد»

60
00:03:45,325 --> 00:03:46,325
‫خب؟

61
00:03:48,290 --> 00:03:50,750
‫نه‌تنها به تلاش برای قتل لوکاس اعتراف کرد،

62
00:03:50,750 --> 00:03:52,750
‫گفت که از بالا هم دستور گرفته

63
00:03:52,750 --> 00:03:54,080
‫اما از کی؟

64
00:03:54,080 --> 00:03:57,130
‫کسی که نمی‌خواسته لوکاس
‫دیگه درمورد «لخت‌کن» حرف بزنه

65
00:03:57,130 --> 00:03:58,990
‫ممکن بوده کار هر کسی باشه

66
00:03:59,010 --> 00:04:00,720
‫نه، نه هر کسی

67
00:04:00,720 --> 00:04:05,000
‫- پس به‌نظرت کار کی بوده؟
‫- رئیس‌جمهور، اسکوبدو...

68
00:04:05,600 --> 00:04:07,080
‫شاید هم بابات

69
00:04:10,810 --> 00:04:13,180
‫نگو که خودت هم بهش فکر نکرده بودی!
‫گابینا...

70
00:04:14,950 --> 00:04:19,360
‫میشه بعد از جلسه صحبت کنیم؟
‫باید یه چیزی بهت بگم

71
00:04:19,360 --> 00:04:22,360
‫لطفاً یادمون نره برای چی اومدیم اینجا

72
00:04:22,360 --> 00:04:26,310
‫باور کن، فقط وقتی یادم میره که
‫مغزم رو جراحی کنن

73
00:04:27,410 --> 00:04:29,080
‫مار رو دارم میگم

74
00:04:29,080 --> 00:04:30,580
‫چرا این کار رو کردی؟

75
00:04:32,790 --> 00:04:34,870
‫می‌خواستی حسادتم رو تحریک کنی؟

76
00:04:34,870 --> 00:04:37,460
‫- واقعاً می‌خوای درمورد من حرف بزنی؟
‫- نمی‌دونم

77
00:04:37,950 --> 00:04:40,600
‫فکر می‌کردم داریم پیشرفت می‌کنیم،
‫که دیگه تموم شده

78
00:04:40,600 --> 00:04:42,950
‫آنفولانزا که نیست، الخاندرو

79
00:04:51,200 --> 00:04:53,560
‫امروز قضیه درمورد خودمون نیست

80
00:04:53,560 --> 00:04:55,100
‫درمورد کمک کرده به ماره

81
00:04:56,300 --> 00:04:58,800
‫حدأقل سر این موضوع که
می‌تونیم تو یه تیم باشیم

82
00:05:01,480 --> 00:05:03,190
‫- آره
‫- خیلی خب

83
00:05:06,060 --> 00:05:09,240
‫« نمرات انضباطی در سوابق تحصیلی »

84
00:05:09,240 --> 00:05:13,000
‫طبق چیزی که به گوشم رسیده،
‫شما جدا از هم زندگی می‌کنید

85
00:05:13,000 --> 00:05:16,460
‫وضعیت فعلی‌مون اینـه

86
00:05:16,460 --> 00:05:21,000
‫اما ما همچنان... تو فرآیند تصمیم‌گیری هستیم

87
00:05:21,000 --> 00:05:22,450
‫همم، بله

88
00:05:24,510 --> 00:05:27,260
‫در رفتگی شونه، در واقع دومین اتفاق

89
00:05:27,260 --> 00:05:28,850
‫بین مار و هم‌کلاسیش هست

90
00:05:28,850 --> 00:05:32,850
‫خب، هم‌کلاسیش حرف‌های وحشتناکی
‫به دخترمون زده

91
00:05:32,850 --> 00:05:35,690
‫مار هم احساس کرده که باید از من دفاع کنه

92
00:05:35,690 --> 00:05:38,310
‫چرا باید احساس کنه که باید
‫از شما دفاع کنه؟

93
00:05:38,310 --> 00:05:42,730
‫حتی اگه این‌طور هم بوده باشه،
‫شما کارش رو تأیید می‌کنید؟

94
00:05:42,730 --> 00:05:45,860
‫- نه
‫- نه، نه، البته که نه

95
00:05:45,860 --> 00:05:50,990
‫خدا رو شکر کنید که اون پسربچه
‫بلد بوده به اعصابش مسلط باشه

96
00:05:50,990 --> 00:05:53,240
‫چون اوضاع می‌تونست برای دخترتون
خیلی بدتر بشه

97
00:05:53,240 --> 00:05:54,870
‫- نه
‫- بله، البته

98
00:05:55,830 --> 00:06:00,000
‫درست متوجه شدم که شما تمام‌وقت
‫تو اداره‌ی پلیس کار می‌کنید؟

99
00:06:00,000 --> 00:06:01,170
‫بله. تمام‌وقت

100
00:06:03,380 --> 00:06:08,010
‫ببینید، خانم، بچه‌ها از قدیم
‫به غیبت پدرشون عادت دارن

101
00:06:08,010 --> 00:06:12,300
‫چون پدرشون مسئول فراهم کردن
‫نیازهای مالی خانواده‌ست

102
00:06:12,810 --> 00:06:15,890
‫با این‌حال مادر با حضورش

103
00:06:16,390 --> 00:06:19,480
‫مسئول فراهم کردن عشق و محافظتـه

104
00:06:19,480 --> 00:06:21,980
‫و با همدیگه، ثبات فراهم میشه

105
00:06:21,980 --> 00:06:27,530
‫لازمـه بگم که من هر روز
‫ساعت ۴ و نیم صبح بیدار میشم

106
00:06:27,530 --> 00:06:30,620
‫- بچه‌ها رو بیدار می‌کنم، براشون...
‫- غفلت مادرانه

107
00:06:32,200 --> 00:06:36,050
‫بچه‌های شما از غفلت مادرانه رنج می‌برن

108
00:06:36,660 --> 00:06:38,460
‫غفلت مادرانه؟

109
00:06:38,460 --> 00:06:41,130
‫متأسفانه این‌ روزها خیلی شایع شده

110
00:06:41,130 --> 00:06:44,170
‫مار هر روز چشم به راه شماست که
برگردید خونه

111
00:06:44,170 --> 00:06:48,340
‫آقای دلا توره، شما به درآمد همسرتون برای

112
00:06:48,340 --> 00:06:53,640
‫تأمین نیازهای اولیه‌ی خونه
احتیاج دارید؟

113
00:06:56,980 --> 00:07:00,650
‫- نه، نه، آنچنان نه اما...
‫- تنها دلیل منطقی همین بود

114
00:07:00,650 --> 00:07:04,020
‫خانم... شما باید از کارتون استعفا بدید

115
00:07:04,020 --> 00:07:06,000
‫راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه

116
00:07:07,110 --> 00:07:08,530
‫چی؟

117
00:07:08,530 --> 00:07:11,410
‫چطور ممکنه همچین حرفی به من بزنید؟
‫شما خودتون شاغلید

118
00:07:11,410 --> 00:07:13,310
‫بله اما بچه‌های من ازدواج کردن

119
00:07:14,450 --> 00:07:16,950
‫فردا توصیه‌م رو به مدرسه ابلاغ می‌کنم

120
00:07:16,950 --> 00:07:20,360
‫و تا اون موقع بهتون فرصت میدم که
‫بهش فکر کنید

121
00:07:20,370 --> 00:07:22,000
‫واسه چی این‌طوری گذاشتی و رفتی؟

122
00:07:22,000 --> 00:07:25,460
‫حدأقل یه راه‌حل برای مار بهمون دادن

123
00:07:25,460 --> 00:07:27,130
‫غفلت مادرانه؟

124
00:07:27,130 --> 00:07:29,380
‫من که نگفتم. اون گفت

125
00:07:29,380 --> 00:07:32,300
‫- تو هم ساکت موندی. ای خدا!
‫- چی ازم می‌خوای؟

126
00:07:32,300 --> 00:07:33,855
‫- که باز باهات جر و بحث کنم؟
‫- خدایا!

127
00:07:33,880 --> 00:07:36,560
‫ماریا. ماریا، خواهش می‌کنم

128
00:07:36,560 --> 00:07:39,980
‫باید یه چیزی بهت بگم.
‫باید درمورد یه موضوع باهات صحبت کنم

129
00:07:39,980 --> 00:07:41,630
‫واسه این کار دیگه خیلی دیر شده!

130
00:07:50,200 --> 00:07:51,360
‫وال. ببخشید

131
00:07:51,360 --> 00:07:52,360
‫لوکاس

132
00:07:59,660 --> 00:08:01,830
‫- حالت چطوره؟
‫- بد نیستم. خوبم

133
00:08:02,460 --> 00:08:04,580
‫از روزنامه‌ اومدم بیرون

134
00:08:04,580 --> 00:08:06,000
‫چی؟ دیگه نمی‌نویسی؟

135
00:08:06,000 --> 00:08:09,550
‫چرا، معلومـه. هنوز خیلی می‌نویسم اما
واسه یه نشریه‌ی مستقل

136
00:08:11,050 --> 00:08:14,140
‫هی، احتمالاً ماجرای اون اعتراف آخر
‫به گوشت رسیده

137
00:08:16,720 --> 00:08:19,470
‫اسم کسی که دستور قتل من رو
داده رو پیدا کردی؟

138
00:08:19,470 --> 00:08:21,530
‫نه، روحم هم خبر نداره

139
00:08:21,530 --> 00:08:25,230
‫- خب، داخل این ساختمونـه
‫- آره، آره. به احتمال خیلی زیاد

140
00:08:25,230 --> 00:08:26,900
‫خب پس واسه چی هنوز اینجایی؟

141
00:08:26,900 --> 00:08:28,320
‫جای تو اون بیرونـه

142
00:08:29,250 --> 00:08:31,480
‫که اعتراض کنی. یادت رفته؟

143
00:08:31,480 --> 00:08:34,280
‫نه این که تنها کسی که می‌خواد
‫حقیقت رو فاش کنه، دستگیر کنی

144
00:08:34,280 --> 00:08:35,850
‫داری درمورد یه قاتل حرف می‌زنی

145
00:08:35,850 --> 00:08:39,990
‫چرا متوجه نیستی که اگه اون خوک کثیف
‫تو رو هم می‌دید، الان مُرده بودی؟

146
00:08:39,990 --> 00:08:42,600
‫انگار تنها کسی که داره عوض میشه، تویی

147
00:08:47,290 --> 00:08:49,090
‫هنوز خیلی دیر نشده

148
00:08:49,090 --> 00:08:52,230
‫امشب داریم یه تجمع سکوت برگزار می‌کنیم

149
00:08:53,340 --> 00:08:54,340
‫بیا

150
00:08:55,620 --> 00:08:58,800
‫« تجمع سکوت! اداره‌ی پلیس »
‫« برای حقیقت »

151
00:08:57,300 --> 00:08:58,760
‫اگه خواستی بیای، من همین‌جام

152
00:09:14,860 --> 00:09:15,910
‫اومدم

153
00:09:20,410 --> 00:09:22,790
‫چی شد؟ واسه چی خودت رو حبس کردی؟

154
00:09:22,790 --> 00:09:24,460
‫- چی شده؟
‫- هیچی

155
00:09:25,790 --> 00:09:28,500
‫وال

156
00:09:29,000 --> 00:09:30,340
‫- حالت خوبـه؟
‫- آره

157
00:09:35,680 --> 00:09:36,870
‫چی شده؟

158
00:09:37,590 --> 00:09:40,430
‫لوکاس رو دیدم و...

159
00:09:41,830 --> 00:09:46,850
‫دارن ترتیب یه تجمع سکوت برای
‫حمایت از جلاد رو میدن

160
00:09:46,850 --> 00:09:49,080
‫امشبـه و من هم دعوت کرده

161
00:09:49,080 --> 00:09:50,900
‫برای حمایت از یه قاتل؟

162
00:09:50,900 --> 00:09:52,320
‫آره، لوکاس هم...

163
00:09:52,320 --> 00:09:54,650
‫عین دشمن‌هاش به من نگاه می‌کرد

164
00:09:57,950 --> 00:10:00,580
‫- چطوری می‌تونم کمکت کنم، وال؟
‫- بهم کار بده

165
00:10:01,450 --> 00:10:04,870
‫اگه می‌خوای کمک کنی، بهم کار بده تا
‫اون جاکش رو دستگیر کنیم، باشه؟

166
00:10:10,250 --> 00:10:12,920
‫تجمع سکوت در حمایت از جلاد

167
00:10:12,920 --> 00:10:15,510
‫برای امشب، جناب رئیس‌جمهور

168
00:10:15,930 --> 00:10:19,550
‫خب برای این که قبل از بدتر شدن اوضاع
‫این رو فیصله بدیم، چی توی ذهنت داری؟

169
00:10:19,550 --> 00:10:22,140
‫این که باهاشون گفت‌وگو کنیم

170
00:10:22,140 --> 00:10:26,310
‫- مذاکره کنیم
‫- با حیوون‌ها که نمیشه مذاکره کرده، امیلیو

171
00:10:26,940 --> 00:10:28,780
‫باید زور بالای سرشون باشه

172
00:10:29,270 --> 00:10:31,020
‫می‌دونم

173
00:10:31,020 --> 00:10:35,150
‫اما از رسانه‌ها میان و باید یه تصویرِ
قابل اعتماد ‫از خودمون نشون بدیم

174
00:10:35,150 --> 00:10:37,320
‫من نظرت رو نخواستم، امیلیو

175
00:10:37,320 --> 00:10:40,320
‫قبل از این که اعتراف دیگه‌ای پخش بشه،
‫خودم وارد عمل میشم

176
00:10:56,550 --> 00:10:58,420
‫لوزانو جوابت رو داد

177
00:11:05,060 --> 00:11:09,950
‫من دستورش رو ندادم و
‫هیچ ربطی به من نداشت

178
00:11:10,480 --> 00:11:13,630
‫فکر می‌کنی چون نقشی نداشتی، بی‌گناهی؟

179
00:11:15,610 --> 00:11:17,630
‫خب، این‌طور نیست، خراردو

180
00:11:20,110 --> 00:11:21,320
‫- دیاز
‫- گابینا

181
00:11:23,700 --> 00:11:25,390
‫آریزمندی رو پیدا کردیم

182
00:11:28,960 --> 00:11:30,250
‫خوبـه

183
00:11:32,670 --> 00:11:35,250
‫- بیارش اینجا
‫- نه، نه، احتیاجی به این کارها نیست

184
00:11:35,250 --> 00:11:37,170
‫داوطلبانه خودش رو تحویل داده

185
00:11:37,170 --> 00:11:39,170
‫همین الان اومده دم اداره

186
00:11:39,170 --> 00:11:40,680
‫این دیگه نوبرشـه

187
00:11:40,680 --> 00:11:41,970
‫جاکوبو، چیزی که ما می‌دونیم

188
00:11:41,970 --> 00:11:44,930
‫اینـه که این کارگردان معروف داره میاد تا
‫اظهاراتش رو

189
00:11:44,930 --> 00:11:47,140
‫درمورد اعترافات آخرین قربانی که

190
00:11:47,140 --> 00:11:50,100
‫در جریان اکران فیلمش یعنی «موجِ سرخ»
‫پخش شد رو بیان کنه

191
00:11:50,100 --> 00:11:53,810
‫قبل از هر چیزی، می‌خوام انزجار عمیق خودم رو

192
00:11:53,810 --> 00:11:56,570
‫از اعترافی که دیشب پخش شد، ابراز کنم

193
00:11:56,950 --> 00:11:59,070
‫و با این که از فساد به شدت بیزارم

194
00:11:59,070 --> 00:12:02,530
‫اتفاقی که دیشب افتاد،
از نظرم کاملاً غیرقابل‌ قبولـه

195
00:12:02,530 --> 00:12:06,450
‫می‌خواستم بدونید که من اومدم اینجا،
‫از چیزی نمی‌ترسم

196
00:12:06,450 --> 00:12:11,120
‫و اینجا، درست مثل فیلم‌هام، هر جا که قدرت
‫پنهون شده، باهاش روبه‌رو میشم

197
00:12:11,120 --> 00:12:12,540
‫آریزمندی چندین مرتبه

198
00:12:12,540 --> 00:12:14,940
‫به اتهام برهم زدن نظم عمومی بازداشت شده

199
00:12:14,970 --> 00:12:18,380
‫باید نتیجه‌گیری‌ کنیم.
‫چه اطلاعاتی داریم؟

200
00:12:18,380 --> 00:12:20,380
‫دوربینی که باهاش اعتراف‌ها ضبط شده

201
00:12:20,380 --> 00:12:22,970
‫همون دوربینی بوده که دستیارش
‫گزارش دزدیش رو داده

202
00:12:22,970 --> 00:12:25,051
‫آریزمندی که می‌دونسته
‫بالأخره پیداش می‌کنیم،

203
00:12:25,075 --> 00:12:27,060
‫اون رو می‌فرسته تا یه گزارش جعلی ثبت کنه

204
00:12:27,060 --> 00:12:29,020
‫تو مراسم اکران هم، از پشت بهش چاقو می‌زنه

205
00:12:29,020 --> 00:12:30,100
‫تا ردی به جا نمونه

206
00:12:30,100 --> 00:12:32,980
‫خراردو گفت که با توجه به
‫موقعیت بین در و پروژکتور

207
00:12:32,980 --> 00:12:35,190
‫قاتل نمی‌تونسته قربانی رو غافل‌گیر کنه

208
00:12:35,190 --> 00:12:37,110
‫غافل‌گیری نبوده، چون طرف رئیسش بوده

209
00:12:37,110 --> 00:12:38,980
‫جالبـه، اما مدرک محسوب نمیشه

210
00:12:38,980 --> 00:12:41,780
‫اما چرا باید اعتراف رو توی
‫مراسم اکران خودش نشون بده؟

211
00:12:41,780 --> 00:12:43,240
‫دقیقاً

212
00:12:43,240 --> 00:12:44,990
‫ارزش ریسک کردن نداره

213
00:12:44,990 --> 00:12:48,930
‫چون می‌خواد با دم شیر بازی کنه.
‫برای یه خودشیفته، این طبیعیـه

214
00:12:50,580 --> 00:12:53,500
‫باید از دید روان‌شناسی این موضوع رو
بررسی کنیم

215
00:12:55,170 --> 00:12:57,790
‫چند وقته که دارم یه مطالعه‌ی بریتانیایی

216
00:12:57,790 --> 00:12:59,840
‫به اسم «روش برایتون» رو بررسی می‌کنم

217
00:12:59,840 --> 00:13:01,460
‫یه روش تطبیقیـه

218
00:13:01,460 --> 00:13:03,510
‫باید دو تا خصیصه روان‌شناختی درست کنیم

219
00:13:03,510 --> 00:13:05,470
‫یکی بر اساس صحنه‌های جرم

220
00:13:05,470 --> 00:13:09,720
‫الگوهای رفتاری، میزان خشونت و
‫نظم کارها رو بررسی می‌کنیم

221
00:13:09,720 --> 00:13:14,560
‫با این اطلاعات، می‌تونیم ویژگی‌های شخصیتی و
‫انگیزه‌های احتمالی رو بررسی کنیم

222
00:13:14,560 --> 00:13:16,270
خصیصه‌ی دوم چی؟

223
00:13:16,270 --> 00:13:18,440
‫بر اساس گابریل آریزمندی درستش می‌کنیم

224
00:13:18,440 --> 00:13:22,400
‫با کمکِ بازجویی، سؤال کردن از آشناهاش،
‫سوابق و اظهاراتش

225
00:13:22,400 --> 00:13:23,950
‫بعد این‌ها رو مقایسه می‌کنیم

226
00:13:23,950 --> 00:13:25,820
‫ما هم باید توی اتاق بازجویی باشیم

227
00:13:25,820 --> 00:13:27,950
‫لازم نیست چهار نفرمون بریم

228
00:13:27,950 --> 00:13:30,030
‫یکی‌مون باید بره و سوابق عمومی رو بررسی کنه

229
00:13:30,030 --> 00:13:31,490
‫من می‌تونم

230
00:13:31,490 --> 00:13:34,040
‫باید با افرادی که بهش نزدیکـن هم صحبت کنیم

231
00:13:34,040 --> 00:13:35,750
‫می‌تونیم با زنش شروع کنیم

232
00:13:35,750 --> 00:13:37,460
‫- می‌خوای تو ازش سؤال بپرسی؟
‫- من؟

233
00:13:37,460 --> 00:13:39,790
‫آره، خودت ‌خواستی بهت کار بدم

234
00:13:39,790 --> 00:13:42,050
‫همه‌ی اطلاعات رو که جمع‌آوری کردیم

235
00:13:42,050 --> 00:13:45,470
‫با مقایسه مشخص میشه که مجرمـه یا

236
00:13:45,470 --> 00:13:48,370
‫از لیست مظنونین خارج میشه

237
00:13:53,230 --> 00:13:54,960
‫هیچ کدوم از قربانی‌ها رو می‌شناختی؟

238
00:13:56,180 --> 00:14:00,550
‫موکل من حق خودش رو برای پاسخ ندادن
‫به این سؤال، محفوظ می‌داره

239
00:14:01,070 --> 00:14:03,690
‫چون با دولت مشکل داری، نه؟

240
00:14:03,690 --> 00:14:05,280
‫جناب کارآگاه...

241
00:14:05,280 --> 00:14:07,070
‫مراقب باشید

242
00:14:07,070 --> 00:14:10,980
‫موکل من کارگردان مشهوری هستن

243
00:14:10,980 --> 00:14:14,000
‫و باید بهتون یادآوری کنم که
ایشون تحت بازداشت نیستن

244
00:14:17,290 --> 00:14:19,350
‫تا حالا توی خیالت...

245
00:14:20,340 --> 00:14:22,200
‫کشتن یه پلیس رو تصور کنی؟

246
00:14:27,550 --> 00:14:29,340
‫کیه که نکرده باشه؟

247
00:14:29,340 --> 00:14:32,930
‫درمورد نفرت شوهرتون نسبت به پلیس
‫چی می‌تونید بهم بگید؟

248
00:14:32,930 --> 00:14:37,020
‫ما فقط اسم‌هامون توی شناسنامه‌ی همدیگه‌ست.
‫درمورد دیدگاه‌هاش هم...

249
00:14:37,020 --> 00:14:40,150
‫خب، نفرتی که نسبت به پلیس داره
‫از هیچ‌کس پنهون نیست

250
00:14:40,150 --> 00:14:43,610
‫تا حالا شده درمورد این که نفرتش رو
‫به سینما محدود نکنه، چیزی بگه؟

251
00:14:43,610 --> 00:14:45,280
‫گابریل آدم واقع‌بینیـه

252
00:14:45,280 --> 00:14:48,950
‫به‌اندازه سود یا زیانی که ممکنه بکنه

253
00:14:48,950 --> 00:14:51,660
‫ریسک می‌کنه

254
00:14:51,660 --> 00:14:53,870
‫و ممکنـه که اعتقاداتش،
اون رو کور کرده باشن؟

255
00:14:53,870 --> 00:14:57,790
‫بعید بدونم حتی خودش هم بدونه که
‫واقعاً چه اعتقاداتی داره

256
00:14:57,790 --> 00:15:00,250
‫فیلم‌هاش که خلاف این رو میگن

257
00:15:01,830 --> 00:15:05,090
‫چون خوب می‌دونه مردم
‫چی می‌خوان ببینن

258
00:15:05,090 --> 00:15:06,760
‫و این...

259
00:15:06,760 --> 00:15:09,550
‫- خودش هم یه‌جور هنره، نه؟
‫- شما به روایاتش اعتقاد ندارید؟

260
00:15:09,550 --> 00:15:13,260
‫گابریل همیشه بیشتر به
کارگردان بودن علاقه داشته

261
00:15:13,260 --> 00:15:14,430
‫تا کارگردانی

262
00:15:14,430 --> 00:15:15,770
‫آدم خشنیـه؟

263
00:15:15,770 --> 00:15:18,350
‫به‌نظر من همه‌ی نابغه‌ها،
خشونت خودشون رو داره

264
00:15:18,350 --> 00:15:24,230
‫خشونتش اون‌قدری هست که پلیس‌ها رو بدزده و
‫از اعترافات‌شون فیلم بگیره؟

265
00:15:24,230 --> 00:15:28,900
‫از پلیس‌های فاسد موقع اعتراف به
‫جنایات‌شون فیلم بگیره؟

266
00:15:28,900 --> 00:15:33,280
‫می‌تونم تصور کنم که این فکر به سرش زده باشه

267
00:15:36,700 --> 00:15:39,360
‫اما این که اونا رو بکشه؟ عمراً

268
00:15:40,370 --> 00:15:42,710
‫این اولین جعبه‌ست، سرکار

269
00:15:42,710 --> 00:15:43,790
‫اولین جعبه؟

270
00:15:43,790 --> 00:15:45,590
‫آقای آریزمندی خودش یه پا مؤسسه‌ست

271
00:15:46,250 --> 00:15:48,010
‫اون صدای آدم‌های بی‌صداس

272
00:15:58,180 --> 00:16:00,500
‫« آریزمندی به دولت حمله می‌کند »

273
00:16:02,460 --> 00:16:05,430
‫« آریزمندی، صدای جوانان »
‫« مردم خواستار آزادی زندانیان سیاسی »

274
00:16:09,240 --> 00:16:11,600
‫« گابریل آریزمندی »
‫« مقاومت سینمایی در دوران سانسور »

275
00:16:14,820 --> 00:16:17,810
‫« آریزمندی، رهبر تظاهرات »

276
00:16:18,330 --> 00:16:19,500
‫جواب بده

277
00:16:20,790 --> 00:16:22,610
‫اون روزها کجا بودی؟

278
00:16:24,630 --> 00:16:26,500
‫دلت که نمی‌خواد توی زندان بپوسی

279
00:16:26,930 --> 00:16:30,300
‫دو ساعت گذشته و یه کلمه هم حرف نزده

280
00:16:30,300 --> 00:16:34,700
‫داره از این همه توجه کیف می‌کنه.
‫تو باید ازش بازجویی کنی

281
00:16:41,350 --> 00:16:42,940
‫با تو کار دارن

282
00:16:50,740 --> 00:16:51,860
‫- گابریل،‌ خواهش می‌کنم
‫- هیس

283
00:16:54,320 --> 00:16:55,410
‫کار کی بود؟

284
00:16:55,410 --> 00:16:56,410
‫من

285
00:16:57,080 --> 00:16:58,160
‫گندش بزنن، کروز

286
00:16:58,830 --> 00:17:02,250
‫یا به بازجویی احترام می‌ذاری،
‫یا میری بیرون، حالیتـه؟

287
00:17:02,250 --> 00:17:03,670
‫اون آدم مغروریـه

288
00:17:03,670 --> 00:17:06,920
‫نشونه‌های خودشیفتگی داره و
‫خودش رو خدا می‌دونه

289
00:17:06,920 --> 00:17:08,980
‫و اگه بهش یادآوی کنی که فقط یه آدم معمولیـه

290
00:17:08,980 --> 00:17:10,850
‫- می‌تونی تعادلش رو بهم بزنی
‫- باشه

291
00:17:10,850 --> 00:17:12,630
‫اما نمی‌تونی کار من رو بهم یاد بدی

292
00:17:12,630 --> 00:17:15,930
‫کارآگاه، خواهش می‌کنم.
‫بذارید من باهاش حرف بزنم

293
00:17:15,930 --> 00:17:18,300
‫من رو برای اکرانش دعوت کرد و
‫من دلیلش رو می‌‌دونم

294
00:17:18,300 --> 00:17:19,750
‫می‌خواسته خودنمایی کنه

295
00:17:19,750 --> 00:17:21,100
‫من رو دست‌کم می‌گیره و

296
00:17:21,100 --> 00:17:24,500
‫می‌تونیم از این قضیه به نفع خودمون
‫استفاده کنیم، خواهش می‌کنم

297
00:17:39,410 --> 00:17:40,490
‫ستوان

298
00:17:41,540 --> 00:17:44,580
‫هی، تغییر عالی‌‌ای بود، نه بچه‌ها؟

299
00:17:44,580 --> 00:17:47,130
‫- آقای آریزمندی
‫- من رو گابریل صدا کن

300
00:17:47,130 --> 00:17:48,330
‫میشه تنها صحبت کنیم؟

301
00:17:48,330 --> 00:17:51,050
‫- البته که نه
‫- برو بیرون

302
00:17:54,130 --> 00:17:55,130
‫بشین

303
00:17:56,180 --> 00:17:57,180
‫ممنون

304
00:18:02,270 --> 00:18:05,690
‫بابت اکران‌تون ناراحت شدم.
‫خیلی دلم می‌خواست فیلم رو ببینم

305
00:18:05,690 --> 00:18:08,130
‫هم تو و هم کل کشور

306
00:18:08,770 --> 00:18:10,430
‫قطعاً همین‌طوره

307
00:18:10,860 --> 00:18:14,320
‫می‌دونستید دوربینی که باهاش
اون اعترافات ضبط شده

308
00:18:14,320 --> 00:18:16,490
‫همونی بوده که شما گزارش دزدیش رو دادید؟

309
00:18:16,490 --> 00:18:20,070
‫خب، اولاً که الیازار گزارش داد، نه من

310
00:18:20,600 --> 00:18:23,540
‫دوماً، من از کجا باید بدونم؟

311
00:18:23,540 --> 00:18:24,830
‫میشه یه رازی بهت بگم؟

312
00:18:25,500 --> 00:18:27,680
‫همه از من خوش‌شون نمیاد

313
00:18:29,580 --> 00:18:33,340
‫و فکر می‌کنید برای همین دستیارتون،
‫ الیازار رو کشتن؟ تا براتون پاپوش بدوزن؟

314
00:18:33,340 --> 00:18:37,130
‫حیوونکی، واقعاً حیف شد.
‫گذشته‌ی پر ماجرایی داشت

315
00:18:37,130 --> 00:18:40,140
‫بچه‌ی خوبی هم بود اما این متعجبم نمی‌کنه

316
00:18:40,890 --> 00:18:45,630
‫قدرت همیشه کسانی رو که تهدید تلقی میشن،
‫سرکوب می‌کنه

317
00:18:46,520 --> 00:18:48,440
‫هو شی مین، ماندلا...

318
00:18:48,440 --> 00:18:49,770
‫حتی فیدل

319
00:18:51,360 --> 00:18:53,190
‫من خیلی از سینما سر در نمیارم اما...

320
00:18:54,440 --> 00:18:58,730
‫شما کارگردان مشهوری هستید، درستـه؟

321
00:18:59,910 --> 00:19:01,990
‫اونا که این‌طور میگن

322
00:19:03,160 --> 00:19:05,480
‫و تا جایی که من می‌دونم،
خیلی از فیلم‌های شما

323
00:19:05,480 --> 00:19:07,980
‫ضد دولت هستن، دلیلش چیه؟

324
00:19:09,130 --> 00:19:11,210
‫من چیزی که می‌بینم رو به تصویر می‌کشم

325
00:19:11,210 --> 00:19:13,900
‫حتی اگه خیلی از آدم‌ها رو ناراحت کنه

326
00:19:14,850 --> 00:19:18,490
‫برای همینـه که فیلم‌هاتون اون‌قدرها
اثرگذار نبوده؟

327
00:19:26,060 --> 00:19:28,060
‫ببین، عزیزم، بذار یه چیزی رو روشن کنم

328
00:19:28,060 --> 00:19:31,600
‫این ماجرا که اون عوضی‌ها توی آکادمی
‫به من حسودی می‌کنن...

329
00:19:31,600 --> 00:19:33,980
‫منظور من آکادمی نبود،
‫درمورد مردم صحبت می‌کردم

330
00:19:33,980 --> 00:19:36,570
‫طبق اطلاعات من، فیلم‌های اخیرتون

331
00:19:36,570 --> 00:19:38,980
‫همچین فروش خوبی نداشتن

332
00:19:43,180 --> 00:19:46,900
‫مردم اگه باز خود مونا لیزا هم
با لگد بزنه تو تخم‌هاشون

333
00:19:46,900 --> 00:19:48,330
‫هنر رو نمی‌فهمن

334
00:19:48,330 --> 00:19:49,910
‫داشتم توی سوابق‌تون می‌گشتم و

335
00:19:49,910 --> 00:19:53,170
‫ظاهراً وقتی مست بودید،
‫از مراسم آریل بیرون‌تون کردن...

336
00:19:53,170 --> 00:19:55,460
‫چرا باید به شایعات مزخرف اهمیت بدی؟

337
00:19:55,460 --> 00:19:58,300
‫به یکی از برگزارکننده‌ها،
حمله‌ی فیزیکی کردید

338
00:19:58,300 --> 00:20:00,380
‫- البته
‫- فقط چون نامزد نشدید؟

339
00:20:00,380 --> 00:20:03,510
‫چون اون حروم‌زاده حقش بود و
‫می‌دونی کی دیگه حقشـه؟

340
00:20:03,510 --> 00:20:05,660
‫پلیس کثافتِ این شهر!

341
00:20:06,500 --> 00:20:08,270
‫می‌خوای درمورد اعتراف‌ها حرف بزنی؟

342
00:20:08,270 --> 00:20:11,700
‫بگو ببینم. وقتی دوربین از تو فیلم بگیره
‫به چی اعتراف می‌کنی؟

343
00:20:14,980 --> 00:20:16,900
‫تو اکران من چه غلطی داشتی می‌کردی؟

344
00:20:16,900 --> 00:20:18,190
‫لطفاً ولم کن

345
00:20:18,190 --> 00:20:20,030
‫با تو بودم، زنیکه‌‌ی جنده!

346
00:20:20,570 --> 00:20:22,660
‫به من دست نزن، حیوون عوضی!

347
00:20:23,360 --> 00:20:26,910
‫گابریل آریزمندی، تو به‌علت حمله به
‫مأمور پلیس، بازداشتی

348
00:20:26,910 --> 00:20:29,200
‫- هی، هی، هی
‫- دیگه به گا رفتی

349
00:20:29,200 --> 00:20:30,870
‫آره، راست میگی. ببینیم چی میشه

350
00:20:30,870 --> 00:20:31,870
‫ببریدش!

351
00:20:37,460 --> 00:20:39,800
‫- حالت خوبـه؟
‫- آره

352
00:20:40,930 --> 00:20:42,380
‫کارت خوب بود

353
00:20:42,380 --> 00:20:45,090
‫خودش مجوز بررسی خونه‌ش رو بهمون داد

354
00:20:50,640 --> 00:20:53,350
‫اگه نمی‌خوای با رئیست بری کلانتری، برو کنار

355
00:20:53,350 --> 00:20:54,730
‫- برو کنار!
‫- کنار وایسا!

356
00:20:54,730 --> 00:20:56,270
‫گروه یک، دنبال من بیاید

357
00:20:56,270 --> 00:20:57,650
‫گروه دو، برید حیاط

358
00:20:57,650 --> 00:20:59,070
‫- تکون بخورید!
‫- نه، نه، نه!

359
00:20:59,070 --> 00:21:00,610
‫برید عقب!

360
00:21:00,610 --> 00:21:02,130
‫دور شید!

361
00:21:08,080 --> 00:21:09,740
‫یالا، کل اینجا رو خالی کن!

362
00:21:11,410 --> 00:21:12,910
‫برو عقب!

363
00:21:14,080 --> 00:21:16,750
‫- برید کنار!
‫- گارسیا، تو با فلورسی!

364
00:21:16,750 --> 00:21:17,840
‫برو عقب!

365
00:21:17,840 --> 00:21:19,800
‫تو! تکون بخور!

366
00:21:30,060 --> 00:21:31,640
‫همینـه. بازه، قربان

367
00:22:15,390 --> 00:22:16,770
‫اینجا دیگه چه‌جور جاییـه؟

368
00:22:17,770 --> 00:22:23,880
‫از همون‌هایی که واسه نمایش ویدیو توی سینما،
‫لازمش داری

369
00:22:25,780 --> 00:22:26,990
‫مادرقحبه

370
00:22:42,710 --> 00:22:43,710
‫ماریا

371
00:22:44,880 --> 00:22:45,880
‫حالت خوبـه؟

372
00:22:46,720 --> 00:22:49,470
‫آره، فقط یکم شوکه شدم

373
00:22:49,470 --> 00:22:52,680
‫می‌خواستم ببینم اجازه دارم برم بیرون
‫یه چیزی بخورم؟

374
00:22:52,680 --> 00:22:55,100
‫دارم میرم با پدرمادر گابریل آشنا شم

375
00:22:55,100 --> 00:22:57,270
‫آماده‌ایم که قدم بعدی رو برداریم

376
00:22:57,270 --> 00:22:59,980
‫حتماً. بعداً می‌بینمت

377
00:22:59,980 --> 00:23:01,060
‫حق با تو بود

378
00:23:01,060 --> 00:23:03,730
‫گابریل فقط یه هُل کوچیک لازم داشت

379
00:23:16,080 --> 00:23:18,580
‫آریزمندی داره مراحل بازداشت رو طی می‌کنه

380
00:23:18,980 --> 00:23:20,950
‫تبریک میگم، دلا توره

381
00:23:21,500 --> 00:23:22,500
‫کارت خوب بود

382
00:23:23,630 --> 00:23:26,000
‫روش تو...

383
00:23:26,760 --> 00:23:28,240
‫جالب بود

384
00:23:31,333 --> 00:23:34,099
« اکتاویو روماندیا »

385
00:23:38,700 --> 00:23:40,700
‫میشه یه نصیحتی بهت بکنم؟

386
00:23:41,730 --> 00:23:43,690
‫به خودت نگیر

387
00:23:43,690 --> 00:23:44,900
‫روماندیا همین‌طوریـه

388
00:23:45,570 --> 00:23:49,350
‫همیشه می‌گفتن که دیر یا زود
‫به همه‌مون پشت می‌کنه

389
00:23:52,078 --> 00:23:53,913
‫با تمام احترامی که براتون قائلم، کارآگاه،

390
00:23:55,540 --> 00:23:56,833
‫هر کی همچین حرفی می‌زنه

391
00:23:57,542 --> 00:24:00,670
‫بهتره به جای دهن‌بینی، یه‌کم وقت بذاره
‫و خودِ اون آدم رو بشناسه،

392
00:24:01,921 --> 00:24:03,506
‫قبل از این که این‌طوری دهنش رو باز کنه

393
00:24:07,510 --> 00:24:09,762
‫متوجه شدم ستوان

394
00:24:19,022 --> 00:24:20,857
‫خانم پلیس، اینجا رو ببینید

395
00:24:20,857 --> 00:24:23,276
‫یه مقاله جدید درباره «موج سرخ» پیدا کردم

396
00:24:24,569 --> 00:24:26,738
‫« گابریل آریزمندی، تمام دارایی‌اش را
‫قمار می‌کند »

397
00:24:26,738 --> 00:24:29,449
نوشته برای تأمین هزینه‌هاش
هر دو تا خونه‌ش رو گذاشته واسه رهن

398
00:24:29,449 --> 00:24:32,243
‫همه هنرمندها همین‌طوریـن دیگه، مگه نه؟
‫یهو می‌زنن به سیم آخر

399
00:24:32,243 --> 00:24:33,549
‫ می‌دونستید بعد از ماجرای تلاتلولکو،

400
00:24:33,574 --> 00:24:35,448
رفته بوده سراغ دانشجوها و
باهاشون مصاحبه می‌کرده؟

401
00:24:35,473 --> 00:24:37,392
‫فقط تصور کنید چه داستان‌هایی که جمع نکرده!

402
00:24:42,337 --> 00:24:43,588
‫الـو؟

403
00:24:43,588 --> 00:24:44,714
‫سلام، براندون؟

404
00:24:44,714 --> 00:24:48,259
‫من گابینام. هفته پیش همدیگه رو
توی دورهمی ملاقات کردیم

405
00:24:48,259 --> 00:24:50,803
‫یادم نمیاد. گفتید کی؟

406
00:24:50,803 --> 00:24:53,806
‫گابینا؛ دوست همون دختر موقرمزی که
بهتون بد و بیراه گفت

407
00:24:54,307 --> 00:24:57,987
‫وقتی داشتید داستان برادرتون رو
تعریف می‌کردید، ‫من ردیف عقب نشسته بودم

408
00:24:59,229 --> 00:25:00,480
‫امرتون چیه؟

409
00:25:00,980 --> 00:25:03,107
‫می‌خوام بدونم اون روز چی شده

410
00:25:03,900 --> 00:25:04,943
‫دوم اکتبر

411
00:25:09,155 --> 00:25:10,156
‫باشه

412
00:25:11,824 --> 00:25:14,077
‫امروز ساعت هشت.
‫یادداشت می‌کنید؟

413
00:25:14,661 --> 00:25:17,038
‫به مامانت گفتی به مغزیجات حساسیت دارم؟

414
00:25:17,038 --> 00:25:18,206
‫نگران نباش

415
00:25:18,661 --> 00:25:22,544
‫من قراره غذا درست کنم. تازه...
‫اون خودش هم مغزیجات دوست نداره، پس...

416
00:25:22,544 --> 00:25:23,753
‫بابات چی؟

417
00:25:23,753 --> 00:25:25,296
‫بابام نمیاد

418
00:25:27,048 --> 00:25:29,092
‫لحظه آخری یه‌کاری براش پیش اومد

419
00:25:29,759 --> 00:25:31,386
‫اما بهم گفتی دوتاشون هستن!

420
00:25:32,387 --> 00:25:34,847
‫آره، ولی خب نگران نباش

421
00:25:34,847 --> 00:25:37,600
‫خودش هم خیلی دلش می‌خواست باشه،
‫ولی توی اداره یه مشکلی...

422
00:25:37,600 --> 00:25:39,143
‫توی اداره چی؟

423
00:25:39,727 --> 00:25:41,437
‫مهم نیست

424
00:25:41,938 --> 00:25:44,357
‫مامانم هست و لحظه‌شماری می‌کنه که ببینتت!

425
00:25:45,692 --> 00:25:46,693
‫باشه؟

426
00:25:49,320 --> 00:25:50,613
‫بریم

427
00:25:55,326 --> 00:25:58,329
‫بذارش زمین، اکتاویو.
این کارها وظیفه‌ی تو نیست

428
00:25:58,329 --> 00:26:03,001
‫مرد حسابی، تو کمرت داغونه،
‫آخرش میفتی زمین می‌میری!

429
00:26:03,720 --> 00:26:05,670
‫اون‌وقت با این کمر قراضه‌ت
می‌خوای چی‌کار کنی؟

430
00:26:05,670 --> 00:26:08,590
‫- قراضه؟ بدن من از فولاده‌ها داداش
‫- آره جون خودت

431
00:26:09,090 --> 00:26:11,134
‫راستی، یکی اومده می‌خواد تو رو ببینه

432
00:26:19,017 --> 00:26:22,604
‫- بهشون پشت کردی
‫- پلیسن، عادت می‌کنن

433
00:26:25,398 --> 00:26:27,066
‫توی شرایط خیلی سختی گذاشتی رفتی

434
00:26:27,567 --> 00:26:30,320
‫اگه اوضاع روبه‌راه باشه که کسی نمیره!

435
00:26:30,820 --> 00:26:32,780
‫- میره؟
‫- فکر نکنم

436
00:26:34,115 --> 00:26:37,160
‫وقت استراحتم یکم دیگه تموم میشه.
‫برو سر اصل مطلب!

437
00:26:40,496 --> 00:26:43,124
‫می‌خوام بدونم چرا زدی
بینی رئیس پلیس رو شکستی

438
00:26:45,460 --> 00:26:47,879
‫- چرا می‌خوای بدونی؟
‫- اکتاویو، من تو رو نمی‌شناسم

439
00:26:48,713 --> 00:26:51,216
‫حالمم از شنیدن حرف‌های
این و اون به‌ هم می‌خوره

440
00:26:52,342 --> 00:26:55,511
‫می‌خوام خودم بفهمم کی رو به ‌روم نشسته

441
00:27:01,726 --> 00:27:03,572
‫اگه بهت بگم دست از سرم برمی‌داری؟

442
00:27:07,106 --> 00:27:09,046
‫اگه بگی دست از سرت برمی‌دارم

443
00:27:16,407 --> 00:27:19,327
‫سال ۶۸،

444
00:27:20,620 --> 00:27:23,164
‫چند روز قبل از ماجرای تلاتلولکو،

445
00:27:23,665 --> 00:27:26,751
‫رئیس موندراگون من رو صدا زد دفترش

446
00:27:27,252 --> 00:27:29,420
‫بهم گفت امروز روز شانس توئه

447
00:27:29,420 --> 00:27:34,342
گفت تو رو انتخاب کردیم که اعتراضات
میدان شهر رو سرکوب کنی

448
00:27:35,677 --> 00:27:38,346
‫گفت این اختیار رو داری

449
00:27:39,430 --> 00:27:41,975
‫که هر کاری خواستی برای

450
00:27:43,059 --> 00:27:45,103
‫مهار کردن اون دانشجوها انجام بدی

451
00:27:49,274 --> 00:27:51,568
‫من قبول نکردم

452
00:27:52,902 --> 00:27:54,320
‫گفتم قاتی این کثافت‌کاری‌ها نمی‌شم

453
00:27:55,989 --> 00:27:58,032
‫اون هم گفت، پشیمون میشی

454
00:27:59,492 --> 00:28:02,829
‫خلاصه، پا شدم که برم بیرون

455
00:28:03,413 --> 00:28:05,206
‫اومد جلو و در رو بست

456
00:28:07,375 --> 00:28:10,128
‫گفت، «یا از دستوراتم اطاعت می‌کنی،
‫یا نشانت رو تحویل میدی»

457
00:28:11,296 --> 00:28:13,715
‫منم که جوابم رو داده بودم،
‫بهش گفتم بکش کنار

458
00:28:16,426 --> 00:28:17,552
‫بعد یهو برگشت توی روم

459
00:28:19,888 --> 00:28:21,556
‫یه حرفی زد که نمی‌خوام بگم

460
00:28:23,057 --> 00:28:24,893
‫یه‌چیزی درمورد خانواده‌ام...

461
00:28:26,853 --> 00:28:28,271
‫و همین

462
00:28:29,022 --> 00:28:31,274
‫با دست چپم نشانم رو تحویل دادم

463
00:28:33,234 --> 00:28:34,235
‫با دست راستم هم...

464
00:28:36,196 --> 00:28:37,530
‫دماغش رو شکوندم

465
00:28:45,000 --> 00:28:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

466
00:29:00,678 --> 00:29:03,014
‫دلم می‌خواد باور کنم
اوضاع می‌تونه تغییر کنه

467
00:29:04,557 --> 00:29:05,975
‫نمی‌دونم هنوزم وقت داریم یا نه

468
00:29:07,644 --> 00:29:09,145
‫ولی به‌نظرم ارزش امتحان کردنش رو داره

469
00:29:13,316 --> 00:29:17,195
‫مادرشوهرم از روی کتاب آشپزی نمی‌کرد،
‫همه‌چیز رو از بر بود

470
00:29:17,195 --> 00:29:20,073
‫ببین، پیش‌بندی که تنِ گابریله، مال اون بوده

471
00:29:20,740 --> 00:29:23,265
هرموقع که می‌خواست واسه
کسایی که ‫دوست‌شون داشت غذا بپزه

472
00:29:23,290 --> 00:29:24,841
این پیش‌بند رو می‌بست

473
00:29:24,866 --> 00:29:27,080
‫- می‌گفت جادوییه!
‫- آره

474
00:29:27,080 --> 00:29:30,375
‫بین خودمون بمونه، گابریل عزیزدردونه‌ش بود

475
00:29:30,375 --> 00:29:32,919
‫تنها کسی بود که فوت‌وفن مزه‌دار کردن
خانوادگی‌مون رو بلد بود

476
00:29:32,919 --> 00:29:34,587
‫طعم غذا نه‌ها، مزه‌دار کردنش رو میگم

477
00:29:35,588 --> 00:29:36,881
‫مگه مزه‌دار کردن هم روش داره؟

478
00:29:38,675 --> 00:29:42,804
‫نه؛ فقط یه جور زنده‌کردن
‫خاطرات با طعم و مزه‌ست

479
00:29:43,304 --> 00:29:44,639
‫توماسا؟

480
00:29:45,390 --> 00:29:46,391
‫بابات اومد

481
00:29:47,267 --> 00:29:48,434
‫مامان...

482
00:29:54,482 --> 00:29:57,944
‫فرمانده هررا، ممنونم که بنده رو به
‫خونه‌تون دعوت کردید

483
00:29:58,444 --> 00:30:00,154
‫خوشحالم که تونستید بهمون ملحق بشید

484
00:30:00,154 --> 00:30:01,739
‫همین الان اون کوفتی رو در بیار!

485
00:30:02,448 --> 00:30:04,501
‫ما قبلاً توی اداره همدیگه رو دیدیم،

486
00:30:04,525 --> 00:30:06,525
‫ولی اومدیم اینجا تا به
‫اطلاع‌تون برسونیم که...

487
00:30:06,744 --> 00:30:10,707
‫من و گابریل با هم رابطه داریم و
می‌خوایم رابطه‌مون رو جدی‌تر کنیم

488
00:30:11,332 --> 00:30:12,625
‫من از تو چیزی پرسیدم؟

489
00:30:13,418 --> 00:30:15,545
‫نه، من هم به سؤال خاصی جواب ندادم

490
00:30:15,545 --> 00:30:18,214
‫داشتم بهتون می‌گفتم من و گابریل...

491
00:30:18,214 --> 00:30:20,842
‫گفتم همین الان اون وامونده رو دربیار!

492
00:30:20,842 --> 00:30:22,218
‫شبیه زن‌ها شدی

493
00:30:23,177 --> 00:30:26,180
‫خب طبیعیه، چون پیش‌بند مادربزرگشه

494
00:30:27,181 --> 00:30:28,516
‫باشه بابا، باشه

495
00:30:29,049 --> 00:30:31,149
‫بیا توی هال لطفاً

496
00:30:36,941 --> 00:30:38,693
‫بیا عزیزم، تو بشین

497
00:30:38,693 --> 00:30:40,153
‫- بابا
‫- بشین!

498
00:30:40,153 --> 00:30:42,488
‫- بابا، بابا. توروخدا!
‫- زانو بزن!

499
00:30:42,488 --> 00:30:45,214
‫- نه، نه. بابا. خواهش می‌کنم!
‫- زانو بزن! زانو بزن!

500
00:30:46,576 --> 00:30:49,579
‫تو به عشقی که من به وطنم داشتم خیانت کردی

501
00:30:50,246 --> 00:30:53,249
‫مقدس‌ترین قانون خونه‌م رو زیر پا گذاشتی

502
00:30:55,168 --> 00:30:56,374
‫نه، نه، نکن بابا. نکن!

503
00:30:56,399 --> 00:30:58,546
‫تازه به‌علاوه‌ی همه این‌ها،
یه فراری بی‌عرضه‌ای!

504
00:30:58,546 --> 00:30:59,714
‫نه بابا!

505
00:31:01,341 --> 00:31:02,342
‫نکن بابا!

506
00:31:03,509 --> 00:31:05,011
‫- گریه نکن
‫- بابا تو رو خدا، تو رو خدا

507
00:31:05,011 --> 00:31:06,221
‫مرد باش!

508
00:31:07,931 --> 00:31:12,393
‫تازه این کارهات کم بود، برداشتی
‫این عقب‌مونده رو هم آوردی خونه‌م؟

509
00:31:12,393 --> 00:31:13,978
‫ببخشید بابا

510
00:31:13,978 --> 00:31:14,979
‫خفه‌ شو

511
00:31:15,730 --> 00:31:17,273
‫گورت رو از خونه‌م گم کن

512
00:31:17,273 --> 00:31:19,526
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ریختت رو ببینم!

513
00:31:28,243 --> 00:31:29,661
‫خواهش می‌کنم برو

514
00:31:33,581 --> 00:31:34,582
‫گورت رو گم کن!

515
00:31:49,681 --> 00:31:51,182
‫آنخلس؟

516
00:31:53,685 --> 00:31:54,686
‫آنخلس؟

517
00:31:57,981 --> 00:32:00,358
‫آنخلس خوبی؟

518
00:32:02,902 --> 00:32:03,903
‫ببخشید

519
00:32:04,404 --> 00:32:06,239
‫خوبم. فقط...

520
00:32:06,239 --> 00:32:07,824
‫یه‌ذره فکرم درگیره

521
00:32:16,499 --> 00:32:19,711
‫ارزیابی خصوصیات روان‌کاویِ صحنه‌های جرم رو
تموم کردم

522
00:32:19,711 --> 00:32:22,046
‫با توجه به وضعیتی که جسدها داشتن

523
00:32:22,046 --> 00:32:25,216
‫میشه فهمید قاتل آدم ترتمیز و باهوشیه

524
00:32:25,216 --> 00:32:28,928
‫تکرار مو‌به‌موی کارهاش نشون میده
‫فردی بسیار منظم و اسلوب‌منده،

525
00:32:28,928 --> 00:32:31,055
با نیازی وسواس‌گونه به کنترل اوضاع

526
00:32:31,055 --> 00:32:32,932
‫استفاده از سدیم پنتوتال

527
00:32:32,932 --> 00:32:37,145
‫ماده‌ای که برای اعدام‌ها به کار می‌ره،
‫نشون میده خودش رو در جایگاه قاضی می‌بینه

528
00:32:37,145 --> 00:32:39,439
‫احساس برتری نسبت به قربانی داره

529
00:32:39,439 --> 00:32:44,152
‫مغروره و دچار نوعی بی‌تفاوتی عاطفیه
‫که حاکی از اختلال شخصیتیِ روان‌آزاریه

530
00:32:44,903 --> 00:32:47,572
‫عجیب اینجاست که موقع ضبط اعترافات،

531
00:32:47,572 --> 00:32:48,920
‫از خودش آرمان‌گرایی نشون میده

532
00:32:48,945 --> 00:32:53,953
‫آرمان‌گراهای واقعی دنبال خیر همگانیـن و
معمولاً حس همدلی دارن

533
00:32:53,953 --> 00:32:56,915
‫اما از بارزترین ویژگی‌های یه روان‌آزار

534
00:32:56,915 --> 00:32:59,042
‫دقیقاً همین فقدان همدلیه

535
00:32:59,542 --> 00:33:02,462
‫همین باعث میشه به این فکر
بیفتم که شاید آرمان‌گراییش

536
00:33:02,462 --> 00:33:06,466
‫صرفاً یه نقاب باشه تا در چشم افکار عمومی،
کارهاش رو توجیه کنه

537
00:33:06,466 --> 00:33:08,009
‫از آریزمندی چی می‌دونیم؟

538
00:33:08,009 --> 00:33:11,930
‫مطبوعات ازش به عنوان یه کارگردان
‫سرشناس و فعال اجتماعی یاد می‌کنن

539
00:33:11,930 --> 00:33:13,306
‫توی تظاهرات‌ شرکت می‌کنه،

540
00:33:13,306 --> 00:33:17,018
‫و در حمایت از کارگرها و دانشجوها
سخنرانی می‌کنه

541
00:33:17,018 --> 00:33:20,438
‫من یکی دیگه از قربانی‌های
این دولتِ جنایتکارم

542
00:33:20,438 --> 00:33:24,067
‫همون دولتی که خودش این قاتل رو پرورش داده

543
00:33:24,067 --> 00:33:25,985
‫حرف دیگه‌ای ندارید قربان؟

544
00:33:25,985 --> 00:33:28,988
‫چرا، اگر میشه. اگه می‌خواین ببینین
‫این دولت داره چه بلایی سرمون میاره،

545
00:33:28,988 --> 00:33:31,366
‫برین سینماها و فیلم «موج سرخ» رو ببینید.

546
00:33:31,366 --> 00:33:33,535
‫همیشه و همه‌جا حامی قشر ضعیفـه

547
00:33:33,535 --> 00:33:35,662
‫فردی باهوش و آرمان‌گرا

548
00:33:35,662 --> 00:33:38,331
‫توی بازجویی هم حساب‌شده حرف می‌زد

549
00:33:38,331 --> 00:33:42,001
‫ولی وقتی شهرتش رو زیر سؤال بردیم،
‫از کوره در رفت و شخصیت مغرورش رو نشون داد

550
00:33:42,001 --> 00:33:44,087
‫نتونست خونسردیش رو حفظ کنه

551
00:33:44,087 --> 00:33:45,296
‫چون فقط داشت دروغ می‌گفت

552
00:33:45,296 --> 00:33:47,924
‫زنش گفت که اصلاً آرمان‌گرا نیست

553
00:33:47,924 --> 00:33:52,887
‫این عوضی فقط دنبال منافع خودشه
‫و جز خودش هیچ‌کس رو قبول نداره

554
00:33:52,887 --> 00:33:54,597
‫ممکنه زنش هم دروغ گفته باشه

555
00:33:54,597 --> 00:33:56,516
‫فکر کنم حق با والنتیناست

556
00:33:57,100 --> 00:33:58,977
‫واکنشش توی بازجویی

557
00:33:58,977 --> 00:34:02,272
‫نشون میده که نظر بقیه خیلی براش مهمه

558
00:34:02,272 --> 00:34:06,234
‫توهم خودبزرگ‌بینی داره و مدام
تشنه‌ی اینه که ازش تعریف کنن

559
00:34:06,234 --> 00:34:10,738
‫خب کجای این خصوصیات با
قاتل پرونده ما هم‌خوانی نداره؟

560
00:34:10,738 --> 00:34:14,450
‫کسی با همچین خصوصیاتی
امکان نداره یه‌لحظه هم ناشناس بمونه

561
00:34:14,450 --> 00:34:17,287
‫همچین قاتلی حتی یه لحظه هم از
‫کانون توجه دور نمیشه

562
00:34:17,287 --> 00:34:19,080
‫حتی برای این که نیفته گوشه زندان؟

563
00:34:20,164 --> 00:34:23,042
‫انگیزه‌های روانی می‌تونن
خیلی قوی‌تر از منطق باشن

564
00:34:23,042 --> 00:34:26,211
‫پس آریزمندی جلاد نیست

565
00:34:26,211 --> 00:34:28,381
‫معنیش اینه که قاتل هنوز اون بیرونه

566
00:34:30,758 --> 00:34:35,263
‫ما معتقدیم، علیرغم این‌که در
‫برخی موارد با هم شباهت دارن،

567
00:34:35,263 --> 00:34:38,224
‫از نظر روان‌شناختی، این دو تا یکی نیستن

568
00:34:38,224 --> 00:34:39,892
‫بر چه اساسی؟

569
00:34:39,892 --> 00:34:45,148
‫ویژگی‌های روانی، انگیزه‌ها،
‫مشاهدات عینی، پرونده‌ش،

570
00:34:45,148 --> 00:34:49,193
‫مصاحبه‌ها و عوامل دیگه‌ای که
شخصیت یه انسان رو تعریف می‌کنن

571
00:34:49,193 --> 00:34:50,195
‫مُچش رو گرفتیم

572
00:34:50,778 --> 00:34:52,447
‫این حرومزاده لوزانو رو کُشته

573
00:34:53,531 --> 00:34:54,908
‫ببین

574
00:34:54,908 --> 00:34:56,284
‫این توی صندوق عقب ماشینش بود

575
00:34:56,284 --> 00:35:00,788
‫یه تاریک‌خونه هم پیدا کردیم که ظاهراً اونجا
فیلم‌ها رو ظاهر و تدوین می‌کرده

576
00:35:02,415 --> 00:35:03,625
‫برو قاضی رو خبر کن

577
00:35:06,169 --> 00:35:07,170
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

578
00:35:07,837 --> 00:35:10,298
‫امکان نداره یکی باشن

579
00:35:10,298 --> 00:35:13,218
‫ارزیابی خصوصیات روان‌کاوی
در برابر مدرک جرم هیچ ارزشی نداره

580
00:35:13,218 --> 00:35:14,677
‫خب پس کجای کار رو اشتباه کردیم؟

581
00:35:15,428 --> 00:35:16,930
‫ظاهراً همه‌چی

582
00:35:33,071 --> 00:35:34,197
‫داری میری؟

583
00:35:36,199 --> 00:35:37,617
‫بچه‌هام رو درست‌حسابی ندیدم

584
00:35:40,787 --> 00:35:43,373
‫این همه وقت گذاشتم روی این پرونده

585
00:35:43,373 --> 00:35:44,749
‫اون‌وقت تهش چی شد؟

586
00:35:48,253 --> 00:35:49,796
‫هیچی به هیچی

587
00:35:56,844 --> 00:35:58,805
‫دارم فکر می‌کنم برم قاتی معترض‌ها بشم

588
00:36:00,598 --> 00:36:01,849
‫چرا؟

589
00:36:04,269 --> 00:36:07,021
‫چون شاید لوکاس راست میگه
‫و جای من اینجا نیست

590
00:36:07,522 --> 00:36:09,315
‫- خطرناکه!
‫- این جنگ منه!

591
00:36:09,315 --> 00:36:10,650
‫نه وال!

592
00:36:10,650 --> 00:36:12,823
‫جنگ تو این نیست که بیای از جلاد حمایت کنی

593
00:36:12,848 --> 00:36:14,504
‫جنگ تو اینه که جلوش رو بگیری!

594
00:36:14,862 --> 00:36:16,864
‫اگه بخوام دوتاش رو انجام بدم چی؟

595
00:36:20,201 --> 00:36:22,370
‫فکر نکنم بتونی

596
00:36:22,370 --> 00:36:23,830
‫چرا؟

597
00:36:23,830 --> 00:36:25,957
‫آدم می‌تونه هم‌زمان دو تا کار انجام بده

598
00:36:26,666 --> 00:36:28,459
‫به‌نظرت من تا الان عملکرد خوبی داشتم؟

599
00:36:29,085 --> 00:36:31,004
‫به‌نظرم تو داری نهایت تلاشت رو می‌کنی

600
00:36:33,339 --> 00:36:35,133
‫هر کاری می‌کنی نرو تظاهرات

601
00:36:53,359 --> 00:36:55,695
‫« زنده باد جلاد »

602
00:37:21,512 --> 00:37:23,973
‫آنخلس میشه صحبت کنیم؟

603
00:37:27,310 --> 00:37:28,811
‫گابریل واسه‌م تعریف کرد

604
00:37:29,729 --> 00:37:30,813
‫چی رو؟

605
00:37:31,689 --> 00:37:33,024
‫بلایی که بابام سرش آورده

606
00:37:35,235 --> 00:37:36,486
‫حالت خوبه؟

607
00:37:38,988 --> 00:37:39,989
‫خوبم

608
00:37:41,032 --> 00:37:42,450
‫من رو که کتک نزد

609
00:37:43,409 --> 00:37:45,954
‫بچه که بودم، هروقت این‌طوری قاتی می‌کرد

610
00:37:45,954 --> 00:37:48,873
‫این‌طوری بودم انگار به یکی دیگه تبدیل شده

611
00:37:49,832 --> 00:37:51,417
‫انگار که بابام نیست

612
00:37:53,461 --> 00:37:57,090
‫روز بعدش یه‌جوری رفتار می‌کرد که
‫انگار هیچی نشده

613
00:37:58,967 --> 00:38:01,719
‫گابریل همیشه بیشتر از همه اذیت می‌شد

614
00:38:13,606 --> 00:38:14,858
‫حالت چطوره؟

615
00:38:17,861 --> 00:38:20,196
‫نمی‌دونم باید چه حالی داشته باشم

616
00:38:20,196 --> 00:38:22,824
‫باید مایدها رو بی‌خیال شو

617
00:38:24,993 --> 00:38:26,578
‫حالت چطوره؟

618
00:38:29,455 --> 00:38:30,582
‫ناراحتم

619
00:38:36,421 --> 00:38:38,506
‫باید به حرف گابریل گوش می‌کردم

620
00:38:42,510 --> 00:38:43,845
‫فکر خوبی نبود

621
00:38:46,514 --> 00:38:47,515
‫من فقط...

622
00:38:49,475 --> 00:38:51,311
‫می‌خواستم رابطه‌مون رو جدی‌تر کنم

623
00:38:53,730 --> 00:38:55,023
‫اما حالا که فکرش رو می‌کنم...

624
00:39:04,407 --> 00:39:06,910
‫این چیزها به امثال من نیومده

625
00:39:14,209 --> 00:39:15,210
‫گوش کن ببین چی میگم

626
00:39:18,296 --> 00:39:20,465
‫عشق برای همه‌ست

627
00:39:21,049 --> 00:39:22,634
‫برای تک‌تک آدم‌ها، آنخلس

628
00:39:24,010 --> 00:39:26,596
‫همیشه یه‌سری‌ها هستن که درکش نکنن

629
00:39:27,555 --> 00:39:29,015
‫اما می‌دونی چیه؟

630
00:39:29,515 --> 00:39:30,892
‫کون لق‌شون

631
00:39:33,269 --> 00:39:36,773
‫چون هر کی درکش نمی‌کنه،
‫لیاقت ما رو هم نداره

632
00:39:42,111 --> 00:39:43,863
‫میشه بغلت کنم؟

633
00:39:56,626 --> 00:39:58,628
‫می‌خوام بدونی که من پیشتم

634
00:40:00,338 --> 00:40:01,714
‫همیشه...

635
00:40:05,843 --> 00:40:09,472
‫فردا قراره به پرونده‌ش رسیدگی بشه

636
00:40:10,528 --> 00:40:17,605
‫دستور دادم که توی زندان لکومبری
یه استقبالِ خیلی گرم ازش داشته باشن

637
00:40:17,605 --> 00:40:20,108
‫تو دستور قتل اون روزنامه‌نگار رو
‫داده بودی...

638
00:40:22,318 --> 00:40:26,114
‫به چه حقی میای اینجا من رو بازخواست می‌کنی؟

639
00:40:27,657 --> 00:40:31,744
‫دیگه اجازه نمیدم افرادم رو مجبور کنی
‫بدون اطلاع من واسه‌ت کار انجام بدن

640
00:40:31,744 --> 00:40:36,374
‫وظیفه تو بود که جلوی لُخت‌کن رو بگیری
‫ولی هیچ غلطی نکردی

641
00:40:36,374 --> 00:40:40,628
‫اون خبرنگار داشت آبروی تو رو
جلوی عالم و آدم می‌برد

642
00:40:40,628 --> 00:40:42,088
‫پس تو دستور دادی

643
00:40:42,088 --> 00:40:46,467
‫همین‌طوری که خایه‌ش رو داری
‫بیای اینجا و این‌طوری سر من غر بزنی،

644
00:40:46,467 --> 00:40:51,472
‫خایه‌ی این هم داشته باش که
آبروی خانوادگیت رو حفظ کنی

645
00:40:51,472 --> 00:40:54,434
‫همون خونواده‌ای که نیروهای من رو
‫مجبور می‌کنه خلاف کنن؟

646
00:40:54,934 --> 00:40:57,228
‫همون خونواده‌ای که وقتی بچه‌هاش
بیشتر از هر زمانی

647
00:40:57,228 --> 00:41:00,148
‫بهشون نیاز داره یا وقتی که
‫باهاشون موافق نیست بهش پشت می‌کنه؟

648
00:41:08,406 --> 00:41:09,741
‫دنبال چی هستی آشغال؟

649
00:41:10,241 --> 00:41:12,118
‫می‌خوای مثل سگ بیفتم به جونت؟

650
00:41:12,118 --> 00:41:14,579
‫خایه‌ش رو نداری عوضی

651
00:41:20,126 --> 00:41:22,503
‫واسه همین تو رو انتخاب نکردم

652
00:41:24,672 --> 00:41:26,883
‫واسه همین رفتم سراغ لوزانو

653
00:41:26,883 --> 00:41:28,760
‫و واسه همین اوضاع رو سپردم دستِ گیلبرتو

654
00:41:28,760 --> 00:41:33,014
‫راستی می‌دونستی به لطف اون
‫قراره یه مدال جدید به سینه‌ت بچسبونن؟

655
00:41:34,140 --> 00:41:35,850
‫مدالی که لیاقتش رو نداری!

656
00:41:40,021 --> 00:41:41,898
‫به گیلبرتو چه دستوری دادی؟

657
00:41:45,485 --> 00:41:49,155
‫من هم می‌خواستم مبارزه کنم

658
00:41:49,864 --> 00:41:53,952
‫می‌خواستم حسی که لوکاس داشت رو احساس کنم

659
00:41:53,952 --> 00:41:56,454
‫همون خشم، همون فوران

660
00:41:57,038 --> 00:41:58,289
‫پس چرا برگشتی؟

661
00:41:58,289 --> 00:41:59,666
‫نمی‌دونم

662
00:42:00,291 --> 00:42:05,380
‫اصلاً چرا باید جلوی کسی رو بگیریم
‫که داره پلیس‌های فاسد رو می‌کُشه؟

663
00:42:06,214 --> 00:42:08,716
‫- چون قتل غیرقانونیه
‫- اما خودشون اول مرتکب قتل شدن!

664
00:42:15,223 --> 00:42:16,766
‫احساس می‌کنم نفسم بالا نمیاد

665
00:42:17,809 --> 00:42:20,228
‫مثل اون موقعی که توی اون منبع آب بودی؟

666
00:42:21,145 --> 00:42:23,147
‫نمی‌دونم چطور نمردم

667
00:42:24,440 --> 00:42:26,860
‫اون تو که بودی چه حسی داشتی؟

668
00:42:26,860 --> 00:42:28,486
‫ترس

669
00:42:30,780 --> 00:42:32,574
‫اولش فقط ترس عادی بود

670
00:42:33,616 --> 00:42:36,661
‫بعد آب کم‌کم اومد بالا،

671
00:42:37,871 --> 00:42:39,664
‫این‌قدر جیغ زده بودم که گلوم داشت می‌سوخت

672
00:42:40,623 --> 00:42:43,918
‫بعدش دیگه وقتی آب رفت توی بینیم
‫و واقعاً نتونستم نفس بکشم...

673
00:42:48,256 --> 00:42:49,591
‫یهو همه‌چی عوض شد

674
00:42:49,591 --> 00:42:51,217
‫یه آرامشی حس کردم

675
00:42:51,217 --> 00:42:53,803
‫حس کردم اگه بمیرم هم واسه کسی مهم نیست

676
00:42:54,429 --> 00:42:58,349
‫مرگم یه جور رهایی بود،
‫چون بود و نبودم توی این دنیا تأثیری نداره

677
00:42:58,349 --> 00:43:01,853
‫واسه همین ول کردم و اومدم.
‫چون به هیچ دردی نمی‌خورم

678
00:43:01,853 --> 00:43:04,147
‫فکر نکنم دامیان اوخدا باهات موافق باشه

679
00:43:07,108 --> 00:43:10,153
‫اون اومد پیشت و تو هم بهش اعتماد کردی

680
00:43:11,362 --> 00:43:16,242
‫ما رو قانع کردی و پرونده رو پیش بردی تا
بی‌گناهیش رو ثابت کنی

681
00:43:17,076 --> 00:43:18,661
‫و موفق هم شدیم

682
00:43:18,661 --> 00:43:22,373
‫حتی خراردو رو راضی کردی بدون این‌ که
بقیه بفهمن آزادش کنه

683
00:43:23,208 --> 00:43:26,711
‫اگه تو نبودی، دامیان اوخدا
الان گوشه زندون بود

684
00:43:28,254 --> 00:43:29,255
‫یا شاید هم مُرده بود

685
00:43:31,382 --> 00:43:34,177
‫اما الان زنده‌ و آزاده

686
00:43:36,429 --> 00:43:37,847
‫به لطف تو

687
00:43:40,808 --> 00:43:42,936
‫این یعنی بودنت بی‌تاثیر نیست

688
00:43:46,856 --> 00:43:48,149
‫ممنونم

689
00:43:56,783 --> 00:43:59,369
‫براندون؟ من گابینام،
‫با هم تلفنی صحبت کرده بودیم

690
00:43:59,369 --> 00:44:01,454
‫بیا تو. انتهای راهروام

691
00:44:24,394 --> 00:44:25,562
‫تکون نخور

692
00:44:27,647 --> 00:44:29,274
‫چی‌کار می‌کنی؟ این کار رو نکن

693
00:44:29,274 --> 00:44:31,442
‫فکر کردی من خرم؟

694
00:44:31,442 --> 00:44:34,028
‫می‌دونم تو و اون رفیقت پلیسید،
‫تبلیغ‌تون رو دیدم

695
00:44:34,696 --> 00:44:36,155
‫مسلحی؟

696
00:44:36,155 --> 00:44:37,574
‫نه، نه، نه

697
00:44:43,580 --> 00:44:44,998
‫پلیس‌ها بیرون کمین کردن؟

698
00:44:45,957 --> 00:44:47,542
‫از جون من چی می‌خوای؟

699
00:44:48,042 --> 00:44:49,544
‫به خاطر اون دورهمیه؟

700
00:44:49,544 --> 00:44:52,171
‫اگه یه نفر از همکارهات بیاد این داخل
دَخلت رو میارم

701
00:44:52,171 --> 00:44:53,298
‫فهمیدی؟

702
00:44:54,340 --> 00:44:55,425
‫بشین

703
00:45:05,435 --> 00:45:06,644
‫به‌خاطر این اومدم

704
00:45:08,229 --> 00:45:10,398
‫باید بدونم این آدم...

705
00:45:11,858 --> 00:45:15,737
‫این آدم نقشی توی قتل‌عام داشته یا نه...

706
00:45:18,031 --> 00:45:19,782
‫توی ماجرای دوم اکتبر

707
00:45:19,782 --> 00:45:23,578
‫می‌خوای بگم دیدمش تا فردا صبح با یه
‫کلت روی شقیقه‌م از خواب بیدار بشم؟

708
00:45:23,578 --> 00:45:24,913
‫این آدم بابامه!

709
00:45:26,039 --> 00:45:28,625
‫اسم من گابینا هرراست

710
00:45:28,625 --> 00:45:31,377
‫اینم فرمانده آلدو هرراست

711
00:45:31,920 --> 00:45:33,463
‫می‌خوام تقاص کارهاش رو پس بده

712
00:45:34,380 --> 00:45:36,633
‫چون کارهای خیلی وحشتناکی انجام داده

713
00:45:38,468 --> 00:45:42,138
‫قسم می‌خورم اگه مدرکی پیدا کنم،
‫علیهش به کار می‌گیرم

714
00:45:44,974 --> 00:45:47,018
‫چون این آدم جاش گوشه‌ی زندونه

715
00:45:47,894 --> 00:45:51,022
‫تو فقط می‌ترسی کارت به
صندلی اعترافِ جلاد بکشه

716
00:45:53,107 --> 00:45:54,108
‫راه بیفت

717
00:45:55,777 --> 00:45:56,778
‫آروم

718
00:46:08,373 --> 00:46:11,626
‫بچه‌ها، این دستور از بالا اومده

719
00:46:12,335 --> 00:46:14,087
‫از هر چیزی بخوایم می‌تونیم استفاده کنیم

720
00:46:14,087 --> 00:46:16,923
‫خبرنگارها هم میان،
‫پس اصلاً بهشون رحم نکنید

721
00:46:17,465 --> 00:46:19,634
‫هرچیزی که بود رو بشکونید و آتش بزنید

722
00:46:20,426 --> 00:46:21,844
‫- فهمیدید؟
‫- بله قربان

723
00:46:21,844 --> 00:46:22,845
‫موفق باشید

724
00:47:06,598 --> 00:47:08,725
‫این‌ها عکس‌هاییـن که اون روز گرفتم

725
00:47:10,184 --> 00:47:14,564
‫همراه با یه سری عکس‌های دیگه
‫که طی این سال‌ها جمع کردم

726
00:47:18,943 --> 00:47:20,153
‫این‌ها رو ببین

727
00:47:39,672 --> 00:47:43,009
‫پلیس تمام تلاشش رو کرد تا
‫ هر عکسی از اون روز هست رو نابود کنه

728
00:47:43,009 --> 00:47:44,469
‫تا رد جنایت‌شون رو پاک کنن

729
00:47:51,809 --> 00:47:53,061
‫میشه این یکی رو ببینیم؟

730
00:47:55,188 --> 00:47:56,189
‫آره

731
00:48:04,197 --> 00:48:05,907
‫سکوت دیگه بسه!

732
00:48:05,907 --> 00:48:07,408
‫زنده‌باد جلاد!

733
00:48:07,408 --> 00:48:09,327
‫مرگ بر پلیس‌های حرومزاده!

734
00:49:02,213 --> 00:49:03,381
‫این بابامه...

735
00:49:29,073 --> 00:49:30,533
‫« آریزمندی شما را به افتتاحیه بزرگ
‫دعوت کرده است »

736
00:49:30,533 --> 00:49:32,410
‫تو توی مراسم افتتاحیه من چه غلطی می‌کردی؟

737
00:49:34,287 --> 00:49:38,041
‫اسمش الیازار بود؛ دستیارِ گابریل آریزمندی

738
00:49:48,259 --> 00:49:50,178
‫سلام، چیزهایی که خواسته بودم آوردی؟

739
00:49:50,178 --> 00:49:51,638
‫- آره
‫- ممنون

740
00:49:56,351 --> 00:49:58,186
‫- ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

741
00:50:07,028 --> 00:50:08,780
‫از همه‌تون ممنونم که اومدید

742
00:50:08,780 --> 00:50:10,406
‫ماریا چه‌خبر شده؟

743
00:50:10,406 --> 00:50:12,116
‫اشتباه نکرده بودیم

744
00:50:13,117 --> 00:50:14,827
‫آریزمندی، جلاد نیست

745
00:50:17,080 --> 00:50:18,665
‫توی بازجویی،

746
00:50:18,665 --> 00:50:21,834
‫آریزمندی ازم پرسید توی
افتتاحیه چی‌کار می‌کردم،

747
00:50:21,834 --> 00:50:24,587
‫درحالی که ظاهراً خودش واسه‌م
دعوت‌نامه فرستاده بود

748
00:50:25,338 --> 00:50:26,798
‫می‌شد از توی چشماش خوند؛

749
00:50:26,798 --> 00:50:28,508
‫واقعاً براش سؤال بود که چرا اونجام

750
00:50:29,133 --> 00:50:32,053
‫پس، کی من رو به افتتاحیه دعوت کرده بوده؟

751
00:50:32,053 --> 00:50:33,596
‫« سدیم پنتوتال »

752
00:50:37,642 --> 00:50:40,311
‫« آغاز استفاده در فرآیند اعدام با
‫تزریق مرگبار... »

753
00:50:40,937 --> 00:50:45,525
‫دوربینش رو دزدیده بودن،
‫یا حدأقل این ادعایی بود که الیازار کرده

754
00:50:45,525 --> 00:50:47,151
‫گفت که از سر بی‌احتیاطی بوده

755
00:50:47,151 --> 00:50:50,196
‫این که هیچ‌وقت دوربین رو توی
ماشین جا نمی‌ذاشتن

756
00:50:50,196 --> 00:50:52,365
‫به جز همون روزی که دزدیده شده بوده

757
00:50:53,324 --> 00:50:54,659
‫عجب تصادفی، نه؟

758
00:50:56,786 --> 00:51:00,290
‫بعدش هم مشخص شد یکی از کسایی که
‫میشناخته از پُشت بهش چاقو زده بوده

759
00:51:02,709 --> 00:51:05,003
‫یکی که بهش اعتماد داشته

760
00:51:05,003 --> 00:51:07,797
‫اما اون شخص آریزمندی نبود

761
00:51:08,673 --> 00:51:09,757
‫گابینا

762
00:51:09,757 --> 00:51:14,345
‫الیازار قبل از این که پیش آریزمندی کار کنه،
‫بارها بازداشت شده بود؛

763
00:51:14,345 --> 00:51:17,056
‫به جرم خرابکاری و تخریب اموال عمومی

764
00:51:17,640 --> 00:51:19,642
‫سه سال هم توی زندان لکومبری آب‌خنک خورده

765
00:51:20,727 --> 00:51:23,938
‫گفتم اشتباه نکرده بودیم،
‫چون یه نفر دیگه هم هست...

766
00:51:23,938 --> 00:51:27,442
‫که مو‌به‌مو با ویژگی‌های جلاد هم‌خوانی داره

767
00:51:31,446 --> 00:51:33,865
‫یه روان‌آزار خونسرد،

768
00:51:33,865 --> 00:51:37,035
‫بابرنامه، باهوش و مغرور

769
00:51:37,869 --> 00:51:39,412
‫کسی که پلیس رو مقصر

770
00:51:39,412 --> 00:51:44,292
‫۳۴ سال تلف شدن عمرش در
زندان لکومبری، می‌دونه

771
00:51:44,292 --> 00:51:46,669
‫سال ۱۹۶۵،

772
00:51:46,669 --> 00:51:53,551
‫الیازار با فرجام‌خواهیِ موفقِ وکیل و
‫هم‌سلولیش از زندان آزاد شد...

773
00:51:53,551 --> 00:51:55,011
‫گرگوریو کادناس!

774
00:51:55,011 --> 00:51:56,471
‫دقیقاً

775
00:51:56,471 --> 00:52:01,184
‫«جنایت‌کارهای واقعی این مملکت،
‫کساییـن که لباس فرم و نشان پلیس دارن...

776
00:52:01,184 --> 00:52:05,104
‫تنها فرق اون‌ها با این زندانی‌هایی که
‫من توی لکومبری باهاشون زندگی می‌کنم،

777
00:52:05,104 --> 00:52:07,065
‫لباس مبدلیه که تن‌شونه»

778
00:52:07,065 --> 00:52:12,320
‫«حدأقل هم‌سلولی‌های من خوب
‫می‌دونن طرف کیـن»

779
00:52:12,320 --> 00:52:13,488
‫این آرمان‌گرایی نیست

780
00:52:14,697 --> 00:52:15,698
‫انتقامه!

781
00:52:16,175 --> 00:52:36,175
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
