WEBVTT

00:04.192 --> 00:08.278
‫ساعت ۵ و ۵ دقیقه عصر،
‫اینجا رادیو اسمرالداست؛

00:08.279 --> 00:11.365
‫موج ۹۲.۸ اف‌ام

00:11.366 --> 00:13.284
‫برنامه «گنجینه موسیقی»

00:14.035 --> 00:15.328
‫عزیزم!

00:17.288 --> 00:19.082
‫بیا ببین چی خریدم!

00:21.709 --> 00:22.961
‫پلوتارکو، نه!

00:24.254 --> 00:27.256
‫این‌طوری نکن؛ ضروریه خب!

00:27.257 --> 00:29.092
‫از غذای سر سفره‌مون ضروری‌تره؟

00:30.593 --> 00:32.844
‫یه سالن کوچیکه، بزرگ که نیست!

00:32.845 --> 00:35.974
‫- خیلی کوچیکه!
‫- می‌دونم اما ما فعلاً همین‌قدر در توان‌مونه

00:37.642 --> 00:41.311
‫من که نیومدم ازت اجازه بگیرم، خب؟
‫خودم پولش رو میدم، ختم کلام

00:41.312 --> 00:43.064
‫ناسلامتی جشن پونزده سالگیشـه‌ها

00:43.982 --> 00:44.983
‫واقعاً؟

00:45.984 --> 00:47.569
‫پولش رو از کجا می‌خوای بیاری؟

00:48.069 --> 00:51.029
‫یه‌ذره توی خرج و مخارج‌مون
صرفه‌جویی می‌کنیم

00:51.030 --> 00:53.533
‫- تو سه ماهه که پاکی!
‫- چهار

00:55.159 --> 00:56.494
‫و پاک هم می‌مونم

00:57.412 --> 00:59.037
‫چه ربطی داشت؟

00:59.038 --> 01:00.122
‫ربطش این‌جاست که اگه ببازی،

01:00.123 --> 01:02.542
‫دیگه نه خبری از سالن کوچیکه نه بزرگ

01:03.668 --> 01:05.253
‫من که منظورم قمار نبود!

01:06.754 --> 01:07.922
‫لعنت بر شیطون

01:10.049 --> 01:11.050
‫عزیزم

01:12.468 --> 01:14.345
‫نگران نباش

01:15.555 --> 01:16.556
‫خب...

01:17.307 --> 01:18.850
‫باشه، اصلاً هرچی تو می‌گی

01:20.351 --> 01:22.060
‫اما خودت باید به لولو بگی!

01:22.061 --> 01:24.730
‫- چی بگم؟
‫- عزیزدلم

01:24.731 --> 01:26.398
‫- بابایی!
‫- حالت چطوره عزیزدلم؟

01:26.399 --> 01:28.610
‫لولوکای خوشگلِ من

01:29.360 --> 01:33.155
‫من و مامانت داشتیم درمورد آهنگی که می‌خوایم
‫باهاش توی تولدت برقصیم صحبت می‌کردیم

01:33.156 --> 01:35.449
‫چه عالی، آخه منم یه آهنگ انتخاب کردم

01:35.450 --> 01:37.075
‫آهنگ نت کینگ کول، بابا

01:37.076 --> 01:38.785
‫انگلیسیه؟

01:38.786 --> 01:40.204
‫نه، نه، نه، نه. من...

01:40.205 --> 01:42.165
‫من با آهنگ‌هایی که نمی‌فهمم چی می‌گه
نمی‌رقصم

01:43.082 --> 01:45.125
‫اما همه با آهنگ‌های انگلیسی می‌رقصن!

01:45.126 --> 01:46.961
‫خب من که همه نیستم!

01:48.046 --> 01:51.965
‫چون این خارجی‌ها به هیچ عنوان نمی‌تونن
آهنگی به زیبایی

01:51.966 --> 01:54.301
‫«فلک گر بی‌ستاره گردد...» بخونن!

01:54.302 --> 01:55.719
‫نه!

01:55.720 --> 01:57.137
‫«و اقیانوس بی‌کران...»

01:57.138 --> 01:58.723
‫- «تهی از وسعت خویش...»
‫- نه مامان!

01:59.265 --> 02:02.143
‫«مبادا سیاهی چشمانت هرگز بمیرد...»

02:02.727 --> 02:04.478
‫«و پوست گندمی‌رنگت...»

02:04.479 --> 02:05.938
‫- «همان‌گونه بماند»
‫- نه! بس کنید دیگه. کافیه

02:05.939 --> 02:07.314
‫نه!

02:07.315 --> 02:09.148
‫- تا وقتی آهنگِ من رو قبول نکنی بس نمی‌کنم
‫- نه!

02:09.149 --> 02:11.068
‫- «تو برام خیلی عزیزی»
‫- بابا، پیرپاتال‌ها این‌ها رو گوش میدن

02:11.069 --> 02:12.778
‫- «فقط تو، فقط تو...»
‫- من این‌طوری نمی‌رقصم

02:12.779 --> 02:14.780
‫«جز تو هیچ‌کس، هیچ‌کس...»

02:14.781 --> 02:16.281
‫پیرپاتال‌ها این‌ها رو گوش میدن

02:16.282 --> 02:20.035
‫«تو برام خیلی عزیزی، فقط تو، فقط تو...»

02:20.036 --> 02:23.206
‫«هیچ‌کس به جز تو، هیچ‌کس...»

02:32.340 --> 02:34.342
‫حالا این که دیشب نیومده خونه

02:35.134 --> 02:36.928
‫دلیل نمیشه مفقود شده باشه

02:38.137 --> 02:40.013
‫تو لوزانو رو بهتر از هر کسی می‌شناسی

02:40.014 --> 02:42.517
‫می‌دونم که شوهرم بعضی‌شب‌ها خونه نمیاد

02:43.226 --> 02:44.935
‫اما این دفعه فرق می‌کنه

02:44.936 --> 02:46.688
‫فرق می‌کنه؟ یعنی...

02:47.230 --> 02:49.481
‫مثل تمام اون دفعاتی که تا صبح
منتظرش موندی نیست؟

02:49.482 --> 02:51.818
‫ببین، پلوتارکو خیلی وقته
دور این کارها رو خط کشیده

02:52.443 --> 02:55.446
‫از وقتی کارهای جشن لولو رو انجام می‌دادیم
‫سمت اون کار نرفته!

02:56.155 --> 02:57.990
‫طوری حرف نزن انگار عقلم رو از دست دادم

02:57.991 --> 02:59.409
‫ببین، سوءتفاهم نشه؛

02:59.909 --> 03:02.870
‫اما این روزها فشار کار رومون خیلی زیاده،
‫خودت هم که لوزانو رو می‌شناسی...

03:02.871 --> 03:05.415
‫تونی، جشن تولد فرداست!

03:06.958 --> 03:08.501
‫امکان نداره با دخترش همچین کاری بکنه!

03:09.752 --> 03:10.753
‫توروخدا!

03:11.629 --> 03:13.214
‫دارن پلیس‌ها رو می‌کُشن!

03:14.299 --> 03:16.508
‫دیدم توی تلویزیون مجبورشون می‌کنن
چه حرف‌هایی بزنن

03:16.509 --> 03:18.427
‫لوزانو پیش این مرتیکه نیست

03:18.428 --> 03:19.595
‫از کجا می‌دونی؟

03:19.596 --> 03:22.347
‫می‌دونم شوهرم هزارتا اشکال داره،
‫اما از کجا می‌دونی؟ *

03:22.348 --> 03:25.393
‫دنبالش می‌گردیم و پیداش می‌کنیم

03:25.977 --> 03:28.730
‫لوزانو رو فردا توی جشن دخترش می‌بینی

03:29.314 --> 03:30.732
‫قول میدم

03:31.566 --> 03:42.566
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:43.077 --> 03:44.078
‫خراردو

03:47.248 --> 03:48.374
‫یه مشکلی پیش اومده

03:51.961 --> 03:53.588
‫لوزانو گُم شده

03:58.509 --> 04:01.554
‫« زنان آبی‌پوش »

04:03.097 --> 04:10.097
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:01.322 --> 05:02.490
‫من میرم

05:06.077 --> 05:07.578
‫- صبح به‌خیر خانم
‫- سلام. روز به‌خیر

05:07.579 --> 05:10.080
‫برای ستوان ماریا دلا توره بسته آوردم

05:10.081 --> 05:11.790
‫- من میدم خدمت‌شون
‫- بفرمایید

05:11.791 --> 05:13.084
‫- ممنونم
‫- روز خوبی داشته باشید

05:25.263 --> 05:26.264
‫مامان!

05:26.764 --> 05:29.349
‫مامان! دعوتت کردن به اکران خصوصی یه فیلم!

05:29.350 --> 05:31.352
‫- میشه منم باهات بیام؟ توروخدا
‫- معلومه که نه

05:32.395 --> 05:34.045
‫آخه چرا باید من رو دعوت کنن؟

05:32.395 --> 05:35.241
‫«گابریل آریزمندی از شما و یک نفر همراه
‫دعوت به عمل می‌آورد»

05:35.273 --> 05:37.525
‫نمی‌دونم؛ شاید چون توی اداره هم رو دیدیم

05:38.026 --> 05:41.738
‫اما من که کُلی کار دارم، تو هم مدرسه داری،
‫درست هم نیست

05:42.572 --> 05:44.990
‫از کسی که نمی‌شناسم هدیه‌‌ قبول کنم

05:44.991 --> 05:47.451
‫- چرا آخه؟
‫- بی‌خیالش. نه. برو

05:47.452 --> 05:48.703
‫برو، بابات...

05:49.412 --> 05:51.747
‫الان‌هاست که برسه. برو وسایلت رو بردار

05:51.748 --> 05:53.498
‫- مامان توروخدا!
‫- گفتم نه

05:53.499 --> 05:54.709
‫امکان نداره. بریم

06:02.258 --> 06:03.927
‫کی هست حالا؟ چرا این‌قدر واسه‌ت مهمه؟

06:06.846 --> 06:08.139
‫چون طرف آشناست

06:09.724 --> 06:10.725
‫بابامه!

06:14.145 --> 06:16.439
‫- نه. فکر نمی‌کنم دیده باشمش
‫- مطمئنید؟

06:17.732 --> 06:19.067
‫بله

06:19.943 --> 06:23.654
‫می‌تونید من رو با بقیه آدم‌هایی که
‫توی تجمع بودن آشنا کنید؟

06:23.655 --> 06:26.658
‫نه، شرمنده. بعد از قضیه تلاتلولکو
‫رابطه‌ام رو با همه قطع کردم

06:27.325 --> 06:28.409
‫ببین گابینا

06:28.910 --> 06:30.745
‫تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم اینه که

06:31.246 --> 06:33.580
‫هر چقدر هم آدم خوبی به‌نظر بیای،
‫توی این یونیفورم،

06:33.581 --> 06:36.125
‫انتظار نداشته باش آدم‌ها
با آغوش باز ازت استقبال کنن

06:36.626 --> 06:37.919
‫ببخشید

06:38.503 --> 06:39.504
‫ممنونم

06:49.889 --> 06:51.391
‫ماریا؟ سلام

06:51.891 --> 06:53.768
‫دیشب از نگرانی مُردم

06:54.352 --> 06:57.480
‫سریع رفتی توی اتاقت و تعریف نکردی
‫قرارت با آلخاندرو چطور بود

06:59.941 --> 07:03.111
‫الکس بهش گفت کجایی، خب؟ نه من!

07:04.988 --> 07:07.531
‫یعنی می‌خوای تمام روز
بهم بی‌محلی کنی ماریا؟

07:07.532 --> 07:08.533
‫نه

07:09.534 --> 07:13.079
‫فقط دیگه از زندگی شخصی‌ام
هیچی بهت نمی‌گم، فهمیدی؟

07:13.621 --> 07:14.622
‫هیچی

07:15.290 --> 07:17.958
‫اگه هضمش برات سخته،
‫می‌فرستمت یه گرُدان دیگه

07:17.959 --> 07:18.960
‫همین

07:23.840 --> 07:26.092
‫قانون برای اجرا شدنه؛

07:26.926 --> 07:30.346
‫نیروهای انتظامی پایتخت نیز با اراده‌‌ای
فولادین قوانین را اجرا می‌کنند

07:30.889 --> 07:33.391
‫- مدارای صفر با قانون‌شکن‌ها...
‫- همین‌جا وایسا

07:35.310 --> 07:37.061
‫به همچین چهره‌ای میشه اعتماد کرد؟

07:38.521 --> 07:39.730
‫ابهت داره دیگه

07:39.731 --> 07:41.315
‫مگه من همچین چیزی خواسته بودم؟

07:41.316 --> 07:45.152
‫شما گفتید جلب اعتماد،
‫اعتمادم از موضع قدرت به دست میاد

07:45.153 --> 07:48.865
‫ترس از موضع قدرت میاد، احمق!

07:50.200 --> 07:51.806
‫اعتماد وقتی به دست میاد که

07:51.830 --> 07:55.393
‫ دست یه پیرزن رو بگیری
‫ردش کنی اون‌طرف خیابون، مرتیکه‌ی کُسخل!

07:55.580 --> 07:56.955
‫ببخشید رئیس،

07:56.956 --> 07:59.542
‫ولی ما مثل همیشه طبق شیوه‌نامه‌ی تبلیغات
پیش رفتیم، خب؟

07:59.985 --> 08:02.712
‫با این‌همه تظاهرات و اعتراضات که
توی شهر راه افتاده،

08:03.588 --> 08:08.300
‫به‌نظرتون اسلحه کشیدن روی یه
‫نوجوان که شبیه دانشجوهاست فکر خوبیه؟

08:08.301 --> 08:09.801
‫ایشون که دزدن نه دانشجو

08:09.802 --> 08:10.803
‫اما...

08:11.763 --> 08:13.722
‫می‌تونیم یه لباس راه‌راه تنش کنیم

08:13.723 --> 08:14.932
‫مثل دزدهای کلاسیک

08:14.933 --> 08:16.226
‫کلاسیک بیاد بره توی کونم!

08:17.685 --> 08:19.520
‫من یه‌چیزی می‌خوام که خیرخواهی رو
فریاد بزنه

08:20.104 --> 08:21.356
‫بچه‌مچه می‌خوام،

08:22.315 --> 08:25.067
‫پدربزرگ و مادربزرگ، کانون گرم خانواده

08:25.068 --> 08:26.861
‫نه یه گشتاپوی کوفتی!

08:35.745 --> 08:38.080
‫اوکتاویو، باید حرف بزنیم

08:52.971 --> 08:55.097
‫نیازی به عذرخواهی نیست

08:55.098 --> 08:56.640
‫نیومدم عذر خواهی کنم

08:56.641 --> 08:59.226
‫اومدم بهت بگم من نبودم که
به شوهرم گفتم کجاییم

08:59.227 --> 09:00.645
‫هنوزم بهش می‌گه شوهر...

09:01.145 --> 09:02.146
‫چون هنوز شوهرمه!

09:02.647 --> 09:04.315
‫واسه همین هم رفتی باهاش خوابیدی؟

09:05.066 --> 09:06.358
‫اونش دیگه به تو ربطی نداره

09:06.359 --> 09:09.236
‫وقتی به‌خاطرش مُشت می‌خورم خیلی هم ربط داره

09:09.237 --> 09:11.113
‫والا کسی که پهن شد کف زمین اون بود!

09:11.114 --> 09:13.091
‫چون مُشت‌های من پدر آدم رو در میاره

09:13.116 --> 09:15.492
‫یعنی می‌خواستی اون وسط
زور بازوت رو ثابت کنی؟

09:15.493 --> 09:17.119
‫سر اون قضیه شکی نیست، خیالت تخت

09:17.120 --> 09:18.370
‫بچه‌بازی در نیار

09:18.371 --> 09:20.223
‫بچه‌بازی؟

09:20.248 --> 09:23.824
‫زنی این حرف رو می‌زنه که از من
‫برای حرص دادن شوهرش سوءاستفاده کرده!

09:24.294 --> 09:25.961
‫بهت که گفتم،
‫من بهش نگفته بودم اونجاییم

09:25.962 --> 09:30.465
‫ولی مثل یه کارآگاه زبده، رد پاها رو
‫یه‌جوری چیدی تا بو ببره و مچم‌مون رو بگیره!

09:30.466 --> 09:32.726
‫- چرند نگو
‫- ببخشید رئیس

09:46.925 --> 09:49.860
‫چرند اینه که من نفهمیدم هرچیزی که
بین‌مون بود صرفاً گذرا بوده

09:49.861 --> 09:52.196
‫تا شما تصمیم بگیری ببینی دلت می‌خواد
‫برگردی پیشش یا نه!

09:52.197 --> 09:55.633
‫اینو کسی می‌گه که بیشتر از اون ‌که
به وظیفه‌ش ‫به‌عنوان سروان برسه،

09:55.658 --> 09:57.535
‫وقتش رو تلف کرد تا من رو بکشونه توی تختش!

10:00.997 --> 10:03.332
‫نمی‌دونم با چه لجن‌هایی توی
‫زندگیت سر و کار داشتی،

10:03.333 --> 10:05.210
‫اما من اصلاً همچین آدمی نیستم

10:06.044 --> 10:07.670
‫دلیل این هم که متوجه این موضوع نمی‌شی

10:08.338 --> 10:09.797
‫اینه که خودت نمی‌خوای!

10:16.763 --> 10:18.263
‫باید پای قولت بمونی

10:18.264 --> 10:20.265
‫وقتی می‌خوای بیای پیشم
باید از منشی‌ام وقت بگیری

10:20.266 --> 10:22.101
‫پای قولت بمون لعنتی!

10:23.436 --> 10:25.522
‫چه می‌گی زبون بسته؟

10:26.022 --> 10:27.649
‫ارتقای من به مقام کارآگاهی

10:28.483 --> 10:31.069
‫قرارمون این بود که در ازای آموزشِ
‫زنان آبی‌پوش، کارآگاه بشم

10:31.903 --> 10:32.904
‫آموزش‌شون دادم

10:34.781 --> 10:35.782
‫قرارمون این بود

10:36.574 --> 10:38.659
‫هرموقع که دک‌شون کردیم رفتن بهت ارتقا بدم

10:38.660 --> 10:40.077
‫فعلاً که همین‌جان

10:40.078 --> 10:41.787
‫نکنه می‌خوای اخراج‌شون کنم؟

10:41.788 --> 10:42.913
‫نه، نمی‌خوام

10:42.914 --> 10:46.292
‫من فقط می‌خوام دوباره کارآگاه بشم،
‫نه یه پرستار کوفتی!

10:46.918 --> 10:48.211
‫می‌دونی چرا به این روز افتادی؟

10:50.004 --> 10:53.591
‫چون تنها کُسخلی که موافقِ
اومدن‌شون بود، تو بودی

10:57.387 --> 10:58.721
‫دوباره کارآگاهم کن

10:59.806 --> 11:00.932
‫وگرنه استعفا میدم

11:03.101 --> 11:05.395
‫هر غلطی دلت می‌خواد بکن عوضی

11:41.264 --> 11:44.100
‫ای کاش می‌شد جور دیگه‌ای
این خبر رو اعلام کرد

11:45.602 --> 11:47.312
‫سروان روماندیا رهاتون کرد و رفت

11:48.271 --> 11:51.148
‫- چی؟
‫- بله. درست شنیدید

11:51.149 --> 11:53.609
‫- همین یه‌کم پیش استعفا داد
‫- چرا؟

11:53.610 --> 11:57.321
‫چون از روز اولی که ازش خواستم
‫توی این پروژه درخشان شرکت کنه،

11:57.322 --> 12:00.407
‫سروان روماندیا فقط می‌خواست
عضو دایره کارآگاهی بشه

12:00.408 --> 12:03.827
‫وقتی بهش گفتم باید به همکاری با
شماها ادامه بده،

12:03.828 --> 12:06.288
‫بچه‌بازی درآورد و نشونش رو تحویل داد

12:06.289 --> 12:07.915
‫پس تا اطلاع ثانوی

12:07.916 --> 12:11.628
‫بنده تقسیم وظایف‌تون رو انجام میدم

12:13.046 --> 12:14.171
‫ببخشید جناب رئیس

12:14.172 --> 12:16.925
‫ولی ستوان دلا توره شیفت‌های ما رو می‌چینه

12:22.513 --> 12:23.514
‫نه از این به بعد

12:24.891 --> 12:26.516
‫ولی ناراحت نباشید

12:26.517 --> 12:28.311
‫لبخند بزنید

12:28.853 --> 12:31.480
‫چون من دقیقاً همین رو ازتون می‌خوام؛
‫که لبخند بزنید

12:31.481 --> 12:35.067
‫می‌خوام یه مأموریت فوق‌العاده مهم
بهتون ‫بسپارم،

12:35.068 --> 12:36.986
‫مأموریتی که فقط از پسِ خودِ شماها برمیاد

12:37.946 --> 12:40.906
‫پس برید آماده بشید.
‫چون قراره...

12:40.907 --> 12:44.410
‫ستاره‌های کمپین تبلیغاتی جدیدی باشید که
‫قراره از...

12:45.662 --> 12:46.663
‫از...

12:48.915 --> 12:50.083
‫تلویزیون سراسری پخش بشه

12:50.667 --> 12:53.169
‫نگران نباشید. آرایش و مدل‌موهاتون رو
ردیف می‌کنیم

12:53.836 --> 12:54.963
‫ده دقیقه دیگه می‌بینمتون

13:04.013 --> 13:05.682
‫بگیرش، خواهش می‌کنم

13:08.518 --> 13:10.562
‫اگه خبری ازش شد بهم زنگ بزن

13:11.604 --> 13:12.605
‫موضوعِ مهمیه

13:14.274 --> 13:15.483
‫فهمیدی؟

13:16.276 --> 13:17.277
‫فهمیدم

13:22.407 --> 13:23.991
‫از این چیزی دستگیرمون نمیشه

13:23.992 --> 13:25.701
‫به‌نظرت نباید به اسکوبدو بگیم؟

13:25.702 --> 13:26.785
‫نه

13:26.786 --> 13:30.807
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه
‫که این کثافت دیشب نرفته خونه

13:30.832 --> 13:32.897
‫اگه پای اسکوبدو رو بکشیم وسط و
بعد یهو لوزانو

13:32.921 --> 13:34.894
‫با اون پوزخند مسخره‌ش سر و کله‌ش پیدا بشه

13:34.919 --> 13:36.671
‫- تعلیقش می‌کنن
‫- آره

13:45.555 --> 13:48.348
‫- دیشب بینِ تو و روماندیا چی شده؟
‫- به تو ربطی نداره

13:49.694 --> 13:51.577
‫هر چی که هست به‌خاطر اون رفته و
تمام زحمات ما هم

13:51.602 --> 13:53.261
‫باهاش به فنا رفت،
پس دقیقاً به من ربط داره!

13:53.286 --> 13:54.521
‫مسئله شخصیه

13:54.522 --> 13:55.731
‫فقط می‌خوایم بدونیم چی شده

13:55.732 --> 13:57.483
‫بابا یه توضیح ساده که دیگه حق‌مونه!

13:59.986 --> 14:01.946
‫با روماندیا رفته بودم بولینگ، که...

14:02.530 --> 14:05.866
‫شوهرم ما رو دید و دعواشون شد

14:05.867 --> 14:08.870
‫یعنی شوهرت چون داشتید
بولینگ بازی می‌کردید افتاد به جونش؟

14:11.122 --> 14:14.584
‫نه، فکر نمی‌کنم فقط بولینگ بوده باشه،
‫شوهر این خانم...

14:15.960 --> 14:18.004
‫دیده داشتن هم‌دیگه رو می‌بوسیدن و
رد داده، نه؟

14:18.630 --> 14:20.215
‫و الان هم دوتاشون باهام قهرن!

14:20.715 --> 14:22.758
‫چرا بهم گفتی داری با آلخاندرو میری بیرون

14:22.759 --> 14:23.927
‫درحالی که پیش روماندیا بودی؟

14:25.261 --> 14:26.762
‫- با توئم‌ها
‫- می‌خوای بدونی چرا؟

14:26.763 --> 14:29.449
‫- آره، می‌خوام بدونم
‫- چون اگه می‌گفتم قضاوتم می‌کردی

14:29.474 --> 14:31.142
‫از طرفی دلم نمی‌خواست اون شب تنها بخوابم

14:32.227 --> 14:34.536
‫از اون گذشته، این‌که تو دوست داری
‫همه از سکس‌هات باخبر بشن

14:34.561 --> 14:36.873
‫دلیل نمیشه منم این‌طوری باشم

14:36.898 --> 14:38.273
‫حتماً کُلی خجالت کشیدی

14:38.274 --> 14:40.109
‫بس کن وال. چی از جونم می‌خوای؟

14:40.735 --> 14:41.902
‫می‌خوام یه غلطی بکنی!

14:41.903 --> 14:44.655
‫می‌خوام بری سراغ روماندیا و
بگی برگرده سر کارش

14:44.656 --> 14:46.865
‫و می‌خوام ما رو زودتر ببری اداره‌ی پلیس

14:46.866 --> 14:49.159
‫جلاد هنوز داره واسه خودش ول می‌چرخه ماریا

14:49.160 --> 14:50.245
‫ما همین‌جا پیاده می‌شیم

14:58.419 --> 15:00.213
‫دست‌هام رو بگیرید کوچولوها

15:07.595 --> 15:11.641
‫رد شدن از خیابون بدون بزرگترها خیلی خطرناکه

15:12.141 --> 15:16.813
‫پلیس پایتخت، برای این کار و کارهای
‫بزرگ‌تر، همیشه در کنار شماست

15:18.523 --> 15:20.775
‫کات! کات!

15:21.568 --> 15:22.860
‫این چه افتضاحی بود کاماچو؟

15:22.861 --> 15:24.736
‫انگار یکی از آشناهات مُرده

15:24.737 --> 15:27.155
‫شاید بهتر باشه یکی دیگه رو برای
این کار انتخاب کنید قربان

15:27.156 --> 15:29.075
‫نه، از اول می‌گیریم

15:30.368 --> 15:32.286
‫دندونات پیدا باشه کاماچو! دندون‌ها!

15:32.287 --> 15:33.453
‫لبخند بزن!

15:33.454 --> 15:34.914
‫حالا شد

15:35.707 --> 15:36.874
‫یه بار دیگه

15:36.875 --> 15:38.668
‫- باید یه بار دیگه بگیریم
‫- باشه

15:39.419 --> 15:41.045
‫یه بار دیگه

15:41.880 --> 15:43.005
‫ستوان دلا توره؟

15:43.006 --> 15:45.341
‫- ستوان دلا توره؟
‫- همه سرجاهاشون لطفاً

15:47.635 --> 15:49.888
‫ستوان دلا توره به گوشم

15:51.055 --> 15:53.473
‫ماریا، از مدرسه دخترت زنگ زدن

15:53.474 --> 15:56.018
‫یه مورد اورژانسی پیش اومده،
‫آمبولانس خبر کردن

15:56.019 --> 15:58.646
‫بهمون نگفتن چی شده. تمام

16:01.107 --> 16:03.775
‫- قربان من باید برم
‫- نه، نمیشه

16:03.776 --> 16:05.569
‫یه مورد اضطراری برای دخترم پیش اومده

16:05.570 --> 16:08.697
‫منم وسطِ یه فیلم‌برداری اضطراری‌ام،
‫گفتم نه!

16:08.698 --> 16:11.284
‫زنگ زدن آمبولانس بیاد! التماس می‌کنم

16:12.619 --> 16:14.037
‫وقت ناهار

16:14.537 --> 16:16.997
‫- فقط زود برگرد
‫- چشم. ممنونم

16:16.998 --> 16:18.625
‫تو برو. ما حواس‌مون هست

16:25.590 --> 16:27.634
‫اینم از عاقبت استخدام کردنِ زن‌های بچه‌دار

16:29.510 --> 16:30.678
‫خاموش کن اون کیری رو

16:33.056 --> 16:35.558
‫خیلی خب، همگی گوش کنید

16:36.976 --> 16:38.644
‫کسی پلوتارکو لوزانو رو ندیده؟

16:38.645 --> 16:40.270
‫- نه
‫- نه قربان

16:40.271 --> 16:42.439
‫گوش کنید چی می‌گم حرومزاده‌ها،
بی‌خود لاپوشونی نکنید

16:42.440 --> 16:45.567
‫مهم نیست رفته سراغ قمار یا هر غلط دیگه‌ای،

16:45.568 --> 16:47.278
‫من فقط می‌خوام بدونم کجاست

16:47.779 --> 16:49.404
‫ندیدینش؟ آره یا نه؟

16:49.405 --> 16:50.489
‫نه قربان

16:50.490 --> 16:51.907
‫اگه کسی دیدش،

16:51.908 --> 16:54.661
‫بهش بگید فوراً بیاد پیش من، باشه؟

16:55.620 --> 16:57.120
‫چشم قربان

16:57.121 --> 16:58.122
‫دیاز

16:58.665 --> 17:01.125
‫زیاد کوفت نکنید کُسکش‌ها،
‫فردا باید سر کار باشید

17:01.709 --> 17:04.795
‫خیلی عجیبه. یعنی به‌نظر من خیلی عجیبه که

17:04.796 --> 17:07.798
‫بدون هیچ انگیزه‌ای، همین‌طوری یهویی،

17:07.799 --> 17:10.050
‫بزنه کتف بچه مردم رو دربیاره

17:10.051 --> 17:11.731
‫- خانم دلا توره
‫- بله. ببخشید

17:11.756 --> 17:14.196
‫بیشتر از این نتونستیم منتظرتون بمونیم،
‫صحبت‌مون رو شروع کردیم

17:14.221 --> 17:16.556
‫- به محض این‌که فهمیدم سریع اومدم
‫- همون‌طور که عرض می‌کردم

17:16.890 --> 17:20.352
‫مار اهل دعوا و کتک‌کاری نیست،
‫اصلاً همچین بچه‌ای نیست

17:20.353 --> 17:22.479
‫حتماً یه‌چیزی عصبانیش کرده بوده

17:22.480 --> 17:24.731
‫ببخشید که می‌پرم وسط حرف‌تون،
‫دقیقاً چی شده؟

17:24.732 --> 17:27.818
‫یه‌کم پیش برای همسرتون توضیح دادم
‫و وقت ندارم وارد جزئیات بشم،

17:27.819 --> 17:30.946
‫ولی دختر شما کتف هم‌کلاسیش رو
‫از جا درآورده!

17:30.947 --> 17:32.990
‫و حتماً خودتون هم می‌دونید که در این مجموعه،

17:32.991 --> 17:36.076
‫ما تحت هیچ شرایطی خشونت رو تحمل نمی‌کنیم

17:36.077 --> 17:38.203
‫مخصوصاً از جانب یک دخترخانم!

17:38.204 --> 17:41.206
‫دخترم به من گفته بود یکی از هم‌کلاسی‌هاش
پاپیچش شده بوده

17:41.207 --> 17:43.458
‫شاید همون پسره باعث و بانیِ این ماجراست

17:43.459 --> 17:45.628
‫دارید قربانی رو مقصر جلوه می‌دید؟

17:46.921 --> 17:49.089
‫- نه. نه. بنده منظورم...
‫- نه خانم

17:49.090 --> 17:51.467
‫- اصلاً، اصلاً
‫- نه خانم. نه

17:52.218 --> 17:53.811
‫ریشه‌ی این مشکل به خونه‌تون برمی‌گرده

17:54.762 --> 17:57.264
‫مار همیشه یک دختر نمونه بود،

17:57.265 --> 17:58.474
‫تا قبل از...

17:59.893 --> 18:02.453
‫قبل از این اختلافاتِ بین شما

18:02.478 --> 18:04.146
‫ببخشید، اون موضوع چه ربطی به
این داره؟

18:04.147 --> 18:07.274
‫این رو دیگه همه می‌دونن که خانواده‌ی
‫متزلزل، بچه‌ی متزلزل تحویل جامعه میده *

18:07.275 --> 18:08.734
‫ببخشید!

18:08.735 --> 18:11.945
‫راستش به‌نظر من، این اتفاق کاملاً
‫یه مورد استثنایی و بی‌سابقه‌ست

18:11.946 --> 18:13.280
‫- کاملاً
‫- بهتون اطمینان میدم

18:13.281 --> 18:16.909
‫من دخترم رو می‌شناسم، مطمئنم
‫خودش هم بی‌نهایت ناراحته

18:16.910 --> 18:19.996
‫خانواده‌ی اون پسر خواستار اخراج مار هستن

18:20.997 --> 18:22.582
‫نه، نه. خواهش می‌کنم

18:23.082 --> 18:24.750
‫نه، نه

18:24.751 --> 18:28.128
‫راهی نداره تنبیه سبک‌تری
براش در نظر بگیرید؟

18:28.129 --> 18:31.090
‫خودتون هم فرمودید، مگه نه؟
‫اون دختر نمونه‌ای بوده

18:32.091 --> 18:35.302
‫اگر شما قول بدید که با ما همکاری کنید
موردی نیست

18:35.303 --> 18:37.596
‫بله، هر کاری لازم باشه انجام می‌دیم، حتماً

18:37.597 --> 18:40.225
‫آره، هر کاری لازم باشه.
‫باید چی‌کار کنیم؟

18:42.143 --> 18:43.853
‫این شماره مشاور خانواده ماست

18:44.938 --> 18:45.939
‫باهاشون صحبت کنید

18:47.315 --> 18:49.483
‫اگر ایشون تأیید کنن،

18:49.484 --> 18:53.030
‫می‌تونم با والدین اون پسر صحبت کنم
‫تا مار اخراج نشه و امسال رو از دست نده

18:53.055 --> 18:54.055
‫مشکل جدایی ما نیست

18:54.080 --> 18:57.221
‫- مشکل اینه که تو تکلیف‌ رو مشخص نمی‌کنی
‫- می‌دونستم تقصیر رو میندازی گردن من

18:57.246 --> 18:58.784
‫زود از این مشاوره وقت بگیر،

18:58.785 --> 19:01.038
‫چون در حال حاضر مهم‌ترین چیزی که
باید حلش کنیم همینه

19:01.063 --> 19:02.538
‫می‌تونی این کار رو برای دخترت بکنی؟

19:02.539 --> 19:04.623
‫تو هم میشه مار رو برسونی خونه؟
چون من با تاکسی اومدم

19:04.624 --> 19:06.208
‫آره، میشه،

19:06.209 --> 19:08.627
‫اما من باید درمورد یه موضوع خیلی مهم
باهات صحبت کنم

19:08.628 --> 19:10.170
‫که هربار یه مشکلی پیش میاد نمی‌تونم

19:10.171 --> 19:11.172
‫مامان...

19:11.756 --> 19:13.675
‫مار!
‫بیا بریم عزیزم

19:18.096 --> 19:19.097
‫مامان

19:20.598 --> 19:23.768
‫فردا که رفتی مدرسه اولین کاری که می‌کنی
‫از اون پسره معذرت خواهی می‌کنی!

19:24.352 --> 19:26.061
‫اون باید از من معذرت خواهی کنه!

19:26.062 --> 19:27.688
‫ماریا، زدی کتف پسره رو از جا در آوردی!

19:27.689 --> 19:30.607
‫آره، چون گفت اعتراف بعدی‌ای که
اون قاتله پخش می‌کنه

19:30.608 --> 19:31.818
‫اعتراف توئـه!

19:36.072 --> 19:37.197
‫اهمیت نمی‌دادی!

19:37.198 --> 19:38.657
‫مار!

19:38.658 --> 19:40.577
‫بعد سر یه وقت مناسب درموردش حرف می‌زنیم

19:43.872 --> 19:45.248
‫بابات منتظره

20:01.347 --> 20:02.557
‫خراردو!

20:04.100 --> 20:06.185
‫ای حرومی! ماشینش اینجاست

20:09.230 --> 20:10.398
‫لوزانوی کُسکش!

20:11.482 --> 20:15.153
‫- از موهاش می‌گیرم کشون‌کشون میارمش بیرون
‫- حواست باشه مُدل‌موش خراب نشه

20:15.737 --> 20:17.780
‫توبه گرگ مرگه، جدی میگم

20:25.371 --> 20:26.914
‫اسکار آگیره هستم، در خدمتم.

20:26.915 --> 20:28.498
‫روز به‌خیر آقا اسکار

20:28.499 --> 20:31.793
‫خب راستش بنده دارم دنبالِ همکارمون می‌گردم،
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو

20:31.794 --> 20:33.296
‫اینجا بهش می‌گیم الویس!

20:33.880 --> 20:36.549
‫- بله بله. دیشب همین‌جا بود
‫- پس یعنی اومد اینجا و بعد رفت؟

20:37.091 --> 20:38.092
‫خیلی خوشحال بود

20:38.593 --> 20:39.927
‫همه‌ی دست‌ها رو بُرد

20:39.928 --> 20:43.513
‫همین‌طور که می‌رقصید از اینجا رفت،
‫همه رو هم به جشن دخترش دعوت کرد

20:43.514 --> 20:45.141
‫می‌گفت یه سالن بزرگ رزرو کرده

21:08.957 --> 21:09.958
‫خراردو!

21:19.926 --> 21:21.718
‫آقایون! جلسه داریم

21:21.719 --> 21:24.806
‫همه‌ زود بیاید اینجا! موضوع خیلی مهمیه،
‫گوش‌هاتون با من باشه!

21:26.558 --> 21:28.893
‫پلوتارکو لوزانو مفقود شده

21:29.394 --> 21:32.563
‫امروز صبح ماشینش رو
توی «خای‌الای» پیدا کردیم

21:32.564 --> 21:34.439
‫حدس می‌زنیم از همون‌جا ربوده شده باشه

21:34.440 --> 21:37.527
‫ببخشید خرا ولی خب داری
درمورد لوزانو حرف می‌زنی

21:38.152 --> 21:40.822
‫احتمالاً لباس‌هاشم توی قمار باخته،
‫خودت که می‌شناسیش!

21:42.448 --> 21:44.701
‫این‌بار نه خیل.
‫دیشب برنده شده

21:45.952 --> 21:47.036
‫پول زیادی هم بُرده بوده

21:48.454 --> 21:51.124
‫گفتن مشروب نخورده بوده و
حسابی کیفش کوک بوده

21:52.000 --> 21:55.294
‫داشته به بقیه می‌گفته که
قراره بهترین جشن تاریخ

21:55.295 --> 21:57.839
‫رو برای دخترش بگیره!

21:58.631 --> 22:01.384
‫دسته کلیدش رو بغل ماشینش پیدا کردیم

22:02.260 --> 22:06.055
‫فرض ما اینه که همکارمون، پلوتارکو لوزانو،

22:06.681 --> 22:09.641
‫به چنگ همون کسی افتاده

22:09.642 --> 22:11.644
‫که کینتانیا و گِرا رو به قتل رسوند

22:12.312 --> 22:13.730
‫- حالیتون شد؟
‫- بله قربان

22:14.564 --> 22:16.649
‫یعنی ممکنه اعترافش رو بزودی
از تلویزیون پخش کنن؟

22:17.984 --> 22:19.444
‫محض رضای خدا واکا

22:20.195 --> 22:22.446
‫همکارت گُم شده!

22:22.447 --> 22:23.947
‫اون‌وقت تنها دغدغه‌ی تو اینه که

22:23.948 --> 22:26.451
‫فیلم اعترافش توی اخبار پخش میشه یا نه،
مرتیکه الدنگ؟

22:27.327 --> 22:29.621
‫هر کاری که دارید می‌کنید رو بی‌خیال بشید

22:30.538 --> 22:31.695
‫پیداش کنید!

22:31.720 --> 22:34.800
‫تا کسی کوچیک‌ترین‌ اطلاعاتی از
‫پلوتارکو لوزانو پیدا نکرده

22:34.800 --> 22:37.120
‫حق نداره برگرده اداره!

22:37.120 --> 22:39.330
‫- بله قربان
‫- اگه لوزانو رو پیدا کنیم

22:39.330 --> 22:40.960
‫جلاد هم پیدا میشه

22:40.960 --> 22:42.710
‫ترجیح میدن براش مقبره بسازن

22:42.710 --> 22:45.170
‫تا این که لو بدن کی داره
مأمورها رو می‌دزده

22:45.170 --> 22:49.076
‫حالا که پای یکی از خودتون امده وسط،
‫دارید همه‌ی زورتون رو می‌زنید، نه؟

22:49.550 --> 22:51.475
‫اگه چیزی شنیدی، خبرمون کن

22:52.220 --> 22:53.220
‫باشه، ممنون

22:53.220 --> 22:56.850
‫اگه خبری از لوزانو به گوشت رسید،
‫می‌ذاری کفِ دست من، فهمیدی؟

22:57.940 --> 23:00.300
‫- دیدیش یا نه، عوضی؟
‫- خب، شاید، شاید

23:00.300 --> 23:02.190
‫تا حالا «تخمالیسانو» به گوشت خورده؟

23:02.190 --> 23:03.190
‫تخمالیسانو؟

23:03.190 --> 23:06.440
‫- تخمام رو بلیس!
‫- ولش کن!

23:06.440 --> 23:07.950
‫خیلی خب، مادرقحبه

23:10.530 --> 23:11.570
‫ای خدا

23:13.160 --> 23:14.490
‫راه بیفت بریم!

23:18.120 --> 23:19.290
‫حالت خوبـه؟

23:19.960 --> 23:24.325
‫چطوری می‌تونم خوب باشم؟ به لطف خواهرم
‫کل روز اینجا وایسادیم و وقت تلف می‌کنیم

23:24.840 --> 23:26.420
‫بهش میگن «روان‌رنجوریِ جنگ»

23:26.420 --> 23:28.340
احتمال میدم که مشکلت همینـه

23:28.340 --> 23:31.640
‫من تا حالا توی جنگی نبودم، پس نه.
‫به گوشم نخورده

23:31.640 --> 23:33.390
‫همچین اسم با مسمایی نیست

23:34.325 --> 23:36.560
‫تنها مشکلی که فعلاً درگیرشـم،
ناتوانی جنسیـه

23:36.560 --> 23:38.890
‫چون برگشتیم تو این پارکِ کوفتی

23:38.890 --> 23:41.545
‫متوجهش نشده بودم

23:42.110 --> 23:43.650
‫اگه بخوام می‌تونم بس کنم

23:43.650 --> 23:46.400
‫احتمالاً با یه چیز بدتر جایگزینش می‌کنی

23:46.400 --> 23:49.100
‫- پیشنهاد میدم که...
‫- نگهش دار پیش خودت

23:50.320 --> 23:51.360
‫دارن حرف می‌زنن

23:52.070 --> 23:53.280
‫خیلی خب، کات

23:54.830 --> 23:56.160
‫ببین، عزیزم

23:56.160 --> 23:57.580
‫داری حرف می‌زنی

23:57.580 --> 23:59.750
‫لطفاً یه قدم هم بیا سمت راست

23:59.750 --> 24:02.191
‫- مرسی
‫- به من نگو عزیزم

24:04.840 --> 24:06.210
‫ماریا!

24:06.210 --> 24:07.920
‫- ماریا!
‫- چلا

24:09.300 --> 24:10.875
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

24:12.010 --> 24:14.720
‫- ببخشید که این رو بهت میگم اما...
‫- چی شده؟

24:14.720 --> 24:17.100
‫- دیشب لوزانو رو دزدیدن
‫- چی؟

24:17.970 --> 24:20.810
‫- وای خدا
‫- دارن همه‌جا رو دنبالش می‌گردن

24:20.810 --> 24:22.900
‫یه‌جوری درموردش حرف می‌زنن که
انگار مُرده

24:22.900 --> 24:24.980
‫باید یه کاری بکنی

24:24.980 --> 24:26.860
‫از اینجا کار زیادی نمیشه کرد

24:26.860 --> 24:29.480
‫واسه لخت‌کن هم همچین دست و بالت باز نبود

24:29.490 --> 24:31.950
‫با این‌حال تونستی دستگیرش کنی

24:31.950 --> 24:35.780
‫لطفاً هر کاری که اون موقع کردی رو
‫الان هم بکن

24:35.780 --> 24:37.200
باشه

24:37.200 --> 24:38.450
‫سعی‌مون رو می‌کنیم

24:38.450 --> 24:41.120
‫مرسی. مرسی

24:47.000 --> 24:54.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:03.230 --> 25:04.900
‫سلام. بعد از ظهرتون به‌خیر

25:04.900 --> 25:07.110
‫من ستوان ماریا دلا توره هستم

25:09.320 --> 25:11.050
‫می‌شناسم‌تون

25:11.570 --> 25:13.240
‫اومدم با شوهرتون صحبت کنم

25:13.240 --> 25:15.765
‫بهم گفته بود که کجا می‌تونم بیام سراغش

25:45.690 --> 25:46.730
‫سلام؟

26:39.120 --> 26:40.660
‫به کمک‌تون نیاز دارم

26:41.425 --> 26:43.675
‫شرمنده، ماریا

26:43.675 --> 26:45.500
‫دیگه تحملم تموم شد

26:45.500 --> 26:47.670
‫یه سرگرمی دیگه...

26:47.670 --> 26:50.590
‫برای پر کردن وقتم پیدا کردم

26:51.525 --> 26:53.925
‫اما شما اومدید سراغم و...

26:54.710 --> 26:56.090
‫درست مثل اسکوبدو

26:57.340 --> 26:58.510
‫و می‌دونی چی شد؟

26:59.220 --> 27:00.220
‫تو...

27:01.470 --> 27:03.560
‫جفت‌تون درست عین هم بهم نگاه کردید

27:05.480 --> 27:07.140
‫انگار که...

27:07.770 --> 27:09.650
‫می‌خوام بلایی سرتون بیارم

27:09.650 --> 27:11.730
‫دیروز همکارمون گم شده

27:12.650 --> 27:14.480
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو

27:15.570 --> 27:16.570
‫چرا...

27:17.070 --> 27:21.110
‫چرا باید به حرفات گوش کنم، ماریا؟

27:21.120 --> 27:22.280
‫چرا؟

27:24.490 --> 27:27.750
‫چون هنوز خیلی دیر نشده که نشون‌شون بدید

27:28.410 --> 27:32.025
‫بیشتر از دروغی که اونا سر هم کردن،
‫تو چنته دارید

27:33.960 --> 27:35.300
‫خیلی بیشتر

27:49.600 --> 27:52.027
‫می‌دونیم که قاتل قربانی‌هاش رو اسیر می‌کنه

27:52.051 --> 27:54.300
‫و بدون اعمال خشونت مجبورشون می‌کنه که

27:54.300 --> 27:55.940
‫اعتراف کنن

27:55.940 --> 27:57.650
‫به محض این که به خواسته‌ش می‌رسه

27:58.280 --> 28:00.990
‫ترکیبی به اسم تیوپنتال سدیم
‫بهشون تزریق می‌کنه

28:00.990 --> 28:02.820
‫که یه تزریق کشنده‌ست

28:02.820 --> 28:04.070
‫می‌شناسیدش؟

28:04.080 --> 28:05.830
‫من تو زندان زندگی کردم

28:05.830 --> 28:09.710
‫میگن مرگِ انسانی‌تریـه

28:10.420 --> 28:12.170
‫«مرگ انسانی». چه کلمه‌ی عجیبی

28:12.880 --> 28:15.550
‫اعدام توی مکزیک وجود نداره.
‫این رو که می‌دونستی؟

28:16.130 --> 28:19.050
‫شاید خیلی از کارهامون وحشیانه باشه اما

28:19.550 --> 28:22.340
‫از شانس من، این یکی نیست

28:26.675 --> 28:33.150
‫بهم بگو چطوری فیلم اعتراف‌ها رو می‌گیره؟

28:33.150 --> 28:35.400
‫از یه دوربین دستی استفاده می‌کنه

28:35.400 --> 28:37.730
‫خیلی پیچیده‌ست.
‫فقط چندتاش تو مکزیک هست

28:37.730 --> 28:40.610
‫از یه کارگردان سینما دزدیدتش. اما...

28:40.610 --> 28:43.000
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونیم

29:03.130 --> 29:04.970
‫دست‌تون درد نکنه. خیلی خوشمزه‌ن

29:06.510 --> 29:08.180
‫میشه تنهامون بذاری، ماکاریا؟

29:14.020 --> 29:17.070
‫ببین، این‌جور رفتارهای دوستانه

29:18.270 --> 29:19.780
‫اصلاً ضروری نیستن

29:19.780 --> 29:21.280
‫فقثط خواستم محبت کنم

29:21.280 --> 29:25.240
‫نه، نه، نه. اون این‌جور چیزها رو
‫خودبزرگ‌بینی می‌دونه

29:25.240 --> 29:28.280
‫زن حسود، وقتی می‌بینه کسی که
‫بهش حسودی می‌کنه،

29:28.304 --> 29:30.515
‫ مهربون هم هست، بیشتر می‌سوزه

29:30.540 --> 29:34.870
‫چه مسیری رو باید طی کنم تا به
‫همکارم برسم؟

29:34.870 --> 29:37.460
‫مسیر خودت، ماریا. نه مسیر دیگه‌ای

29:37.460 --> 29:39.920
‫- متوجه نمیشم
‫- البته که میشی

29:39.920 --> 29:41.000
‫چطور ممکنه نشی؟

29:41.010 --> 29:43.220
‫واسه لخت‌کن که همین کار رو کردی

29:43.220 --> 29:47.760
‫پلیس فقط نگران این بود که
‫طرف بالأخره آدم می‌کشه یا نه

29:47.760 --> 29:51.400
‫- اما تو داشتی...
‫- سعی می‌کردم از دلیلش سر در بیارم

29:52.020 --> 29:53.940
‫چه مسئله‌ی مهمی

29:55.350 --> 29:59.360
‫و وقتی داشتی دنبال حل اون مسئله می‌گشتی،
‫درمورد قربانی‌ها تحقیق کردی

29:59.940 --> 30:02.860
‫و هر چی بیشتر اونا رو شناختی

30:02.860 --> 30:05.240
‫بیشتر خود قاتل رو شناختی، درست میگم؟

30:05.990 --> 30:08.490
‫پس باید روی قربانی‌ها تمرکز کنیم

30:08.490 --> 30:09.870
‫نظر من که اینـه

30:10.910 --> 30:12.910
‫پلوتارکو لوزانو چه آدمیـه؟

30:13.500 --> 30:15.960
‫سؤالِ... بسیار خوبیـه

30:18.590 --> 30:21.250
‫جایی که اونا دنبالش می‌گردن،
‫هیچ‌وقت پیدا نمیشه

30:21.250 --> 30:23.710
‫چون لوزانو پلیس فاسدیـه

30:23.720 --> 30:26.220
‫و اونا تحت هر شرایطی،
‫درمورد این قضیه حرف نمی‌زنن

30:26.220 --> 30:29.350
‫ما باید دقیقاً برعکسش رو انجام بدیم

30:29.350 --> 30:31.560
‫باید از کثافت‌کاری‌هاش باخبر شیم

30:31.560 --> 30:34.220
‫و جلو جلو بفهمیم که قراره به چی اعتراف کنه

30:34.230 --> 30:36.230
‫این‌طوری از همه میفتیم جلو و

30:36.230 --> 30:39.020
‫می‌فهمیم که جلاد کجا می‌برتش

30:39.020 --> 30:40.650
‫خودتون می‌فهمید چی دارید میگید؟

30:40.650 --> 30:42.440
‫ما الان تو پارکیم

30:42.440 --> 30:45.570
‫اگه اسکوبدو نذاره از اینجا جم بخوریم،
‫چه تحقیقی میشه کرد؟

30:45.570 --> 30:47.660
‫لازم نیست جم بخوریم

30:48.570 --> 30:51.580
‫ما زیرزمین رو کردیم مرکزِ تحقیقات‌مون،
‫مگه نه؟

30:59.040 --> 31:01.420
‫یه مرکز ارتباطی لازم داریم

31:01.420 --> 31:02.840
‫تلفن و رادیو

31:04.380 --> 31:07.720
‫چلا می‌تونه یه نسخه از سوابق پلیسی لوزانو
‫برامون جور کنه

31:07.720 --> 31:11.260
‫همچنین تموم پرونده‌هایی که لوزانو
‫پارسال درموردشون تحقیق می‌کرده

31:11.260 --> 31:15.140
‫از صندوق عقب ماشینم هم، به‌عنوان میزِ
‫تحقیقات استفاده می‌کنیم. پهن هم هست

31:15.730 --> 31:19.020
‫احتمال داره جلاد به همه‌ی این پرونده‌ها
‫دسترسی داشته باشه و

31:19.020 --> 31:21.360
‫شاید واسه همین لوزانو رو انتخاب کرده

31:21.360 --> 31:23.730
‫یعنی میگی جلاد خودش مأمور پلیسـه؟

31:23.730 --> 31:26.690
‫دارم میگم باید همه رو در نظر داشته باشیم

31:26.690 --> 31:30.030
‫شاید لوزانو حواسش بوده اما
‫ممکنه یه ردی از خودش به جا گذاشته باشه

31:30.030 --> 31:33.660
‫تو پرونده‌های فساد پلیس،
‫مرسومه که برای مخفی کردن جرم

31:33.660 --> 31:36.620
‫از اطلاعات قلابی توی پرونده‌‌‌ها
‫استفاده ‌کنن

31:36.620 --> 31:38.790
‫« پلیس شرافت و اعتماد »

31:38.790 --> 31:40.540
‫یه چیزی پیدا کردم

31:41.750 --> 31:45.500
‫۱۷ درصد از پرونده‌های بسته‌شده‌ی
‫کارآگاه لوزانو...

31:45.510 --> 31:48.840
‫مربوط به تعطیلی اماکن و
‫مجوزهای کاربری زمین بوده

31:48.840 --> 31:50.010
‫خب؟

31:50.640 --> 31:53.628
‫طبق مقررات پلیس منطقه‌ی فدرال

31:53.653 --> 31:56.214
‫اجرای حکم تعطیلی یا بازرسی مجوزها

31:56.239 --> 31:58.205
‫خارج از حیطه‌ی اختیارات یه کارآگاهـه

31:58.230 --> 32:01.270
‫این وظیفه به عهده‌ی «واحد بررسی و
‫نظارت بر مدیریت»ـه

32:01.270 --> 32:04.085
‫پس باید دنبال همچین چیزی باشیم

32:04.110 --> 32:05.770
‫می‌تونیم با خراردو حرف بزنیم

32:05.780 --> 32:08.740
‫هیچ‌کدوم‌شون اطلاعاتی که می‌خوایم رو
‫بهمون نمیدن

32:09.570 --> 32:12.320
‫- دقیقاً
‫- می‌دونم کی می‌تونه کمک‌مون کنه

32:17.120 --> 32:19.910
‫به‌خدا اگه بدونم، فرفری.
‫چرا از یکی دیگه نمی‌پرسی؟

32:19.910 --> 32:23.210
‫چون اونا چیزهای زیادی برای
‫از دست دادن دارن، اما تو نه

32:23.210 --> 32:25.540
‫آره، چون من هیچی نمی‌دونم

32:25.550 --> 32:28.130
‫گابریل، باید لوزانو رو زنده پیدا کنیم

32:28.130 --> 32:31.550
‫فقط باید بدونیم درگیر چه کارهایی بوده

32:31.550 --> 32:32.930
‫بهت میگم، فرفری

32:33.375 --> 32:36.930
‫اما اگه به کسی بگی که من اینا رو بهت گفتم،
‫تا آخرین روز عمرم، انکار می‌کنم

32:36.930 --> 32:38.270
‫قول میدم که نگم

32:39.640 --> 32:42.900
‫یه چند ماهی ازم می‌خواست که شب‌ها
‫با ماشین برسونمش

32:42.900 --> 32:45.230
.موقعی که گیلبرتو هپاتیت گرفته بود
‫یادت میاد؟

32:48.400 --> 32:49.860
‫کار عادی شده بود

32:49.860 --> 32:53.870
‫می‌رسیدیم به مقصد، پیاده می‌شد،
‫می‌رفت یه جایی و

32:53.870 --> 32:55.830
‫من تو ماشین منتظر می‌موندم

32:59.120 --> 33:02.790
‫کلاً می‌رفت داخل و بعد از چند دقیقه

33:03.540 --> 33:05.750
‫با یه پاکت‌نامه برمی‌گشت

33:08.670 --> 33:10.010
‫معمولاً آروم بود

33:10.510 --> 33:13.130
‫تا این که یه شب...

33:20.560 --> 33:22.140
‫گابریل، بیا اینجا!

33:22.730 --> 33:25.480
‫- گفتم بیا، مادرقحبه!
‫- نـه!

33:33.610 --> 33:35.570
‫دیگه هیچ‌وقت ازم نخواست باهاش برم

33:37.450 --> 33:38.450
‫موفق باشی

33:41.580 --> 33:44.920
‫لوزانو اماکن رو پلمب می‌کرده و
‫با گرفتن پول باج‌گیریِ محافظت

33:44.920 --> 33:46.630
‫اونا رو فک پلمب می‌کرده

33:46.630 --> 33:48.840
‫اما هیچ شکایتی ازش نشده

33:48.840 --> 33:52.050
‫خب، چون یه پلیس داشته ازشون اخاذی می‌کرده

33:52.840 --> 33:54.970
‫ممکنه تو هر کدوم از این ۱۳‌ مکان باشه

33:54.970 --> 33:58.470
‫قاتل باید به یه دلیل خاص،
‫جاش رو انتخاب کرده باشه

34:04.190 --> 34:05.770
‫محض رضای خدا، امیلیو

34:06.270 --> 34:09.025
‫گفته بودم که نمی‌خوام خبر مرگِ
‫مأمور دیگه‌ای رو بشنوم

34:09.860 --> 34:12.690
‫- پیداش کردن؟
‫- نه، جناب رئیس‌جمهور

34:12.690 --> 34:15.950
‫اما باید فرض رو بر این بذاریم که
‫این مأمور...

34:15.950 --> 34:17.740
‫هر چی که اسمش بوده، الان مُرده

34:18.910 --> 34:21.830
‫الان دقیقاً باید رو چه موضوعی تمرکز کنیم؟

34:22.370 --> 34:23.750
‫به اعترافش

34:24.370 --> 34:25.750
‫اون‌وقت پیشنهاد تو چیـه؟

34:27.670 --> 34:31.960
‫جناب رئیس‌جمهور، اومدم ازتون اجازه بگیرم که
‫رسانه‌ها رو خفت کنیم

34:31.960 --> 34:36.590
‫مأمورهای لباس شخصی‌مون رو می‌فرستیم
‫استودیوهای تلویزیونی، رادیویی و خبری

34:36.590 --> 34:40.720
‫تک‌تک کلمات و تصاویری که
‫میرن رو آنتن رو کنترل می‌کنیم

34:40.720 --> 34:43.890
‫اگه اون حرومزاده، اعتراف دیگه‌ای ضبط کنه

34:43.890 --> 34:45.390
‫هیشکی ازش خبردار نمیشه

34:45.930 --> 34:47.690
‫اصلاً بهش بیننده نمیدیم

34:47.690 --> 34:50.650
‫و به تدریج اون مادرقحبه، فراموش میشه

34:50.650 --> 34:55.400
‫همچنین برای جبران زحمات رسانه‌ها،
‫یه بسته تشویقی هم براشون آماده کردم

34:55.400 --> 34:57.054
‫« درمورد این موضوع ممنوعه حرف نزنید »

34:58.570 --> 35:00.990
‫اگه مشکلی پیش بیاد، گردن توئـه

35:03.975 --> 35:07.210
‫جناب رئیس‌جمهور، یه زمانی گفتید که

35:07.210 --> 35:10.960
‫شما سر جاتون باقی می‌مونید،
‫چون توی لحظات مهم

35:10.960 --> 35:12.840
‫کاری که لازم بود رو انجام دادید

35:16.590 --> 35:20.800
‫به‌گمونم کم‌کم دارم اون رئیس‌پلیسی که
‫دنبالش بودم رو پیدا می‌کنم

35:44.080 --> 35:46.790
‫یه احتمالی میدیم که لوزانو کجا ممکنه باشه

35:46.790 --> 35:50.080
‫می‌دونیم که از خیلی از کسب‌وکارها
‫واسه محافظت، باج می‌گرفته

35:50.080 --> 35:53.290
‫لوزانو ممکنه تو هر کدوم از این ۱۳ مکان باشه

35:53.290 --> 35:56.840
‫می‌دونیم کینتانیا، تو یه کانتینر باری
‫دم گمرک پیدا شده

35:56.840 --> 36:00.180
‫همون‌جایی که اعتراف کرد
‫یه مجرم رو به قتل رسونده

36:00.180 --> 36:03.800
‫لوزانو باید جایی باشه که
‫بدترین جرمش رو مرتکب شده

36:03.810 --> 36:05.520
‫اما نمی‌دونیم کدومش بوده

37:45.820 --> 37:47.330
‫ما اینجاییم، برادر

37:50.950 --> 37:51.960
‫پلوتارکو

38:45.430 --> 38:46.720
‫تسلیت میگم، چلا

38:48.180 --> 38:50.050
‫می‌دونم عاشقش بودی

38:51.260 --> 38:53.540
‫نمی‌دونم درمورد چی داری حرف می‌زنی

38:54.060 --> 38:55.600
‫اون فقط همکارم بود

38:57.690 --> 38:59.520
‫لازم نیست توضیحی به من بدی

39:00.900 --> 39:02.320
‫فقط ‌خواستم بگم که

39:03.125 --> 39:05.975
‫اگه احتیاج به کمک یه دوست داشتی

39:06.740 --> 39:07.950
‫من پیشتـم

39:10.870 --> 39:13.290
‫زنش اومده بود جسد رو شناسایی کنه

39:14.870 --> 39:17.939
‫نتونستم بهش نزدیک شم تا معذرت‌‌خواهی کنم

39:30.470 --> 39:31.970
‫سلام اسپرانزا

39:33.050 --> 39:35.019
‫من ماریا هستم

39:36.230 --> 39:38.390
‫می‌خوای ببرمت خونه؟

39:40.100 --> 39:41.110
‫نمی‌تونم

39:42.940 --> 39:44.900
‫نمی‌تونم برگردم خونه

39:47.990 --> 39:51.490
‫اون همه‌کسِ دخترش بود.
‫نمی‌دونم چطوری بهش بگم

39:58.350 --> 40:01.566
‫کلمه‌ها خودشون از زبون جاری میشن

40:03.630 --> 40:04.630
‫خواهش می‌کنم...

40:06.420 --> 40:09.180
‫میشه لطفاً شما همه‌چی رو بهش بگید؟

40:10.800 --> 40:12.550
‫اسپرانزا، من نمی‌تونم

40:14.010 --> 40:16.025
‫خودت باید این کار رو بکنی

40:16.625 --> 40:20.377
‫دلم نمی‌خواد اون کسی باشم که
‫باعث زجر کشیدنش میشه

40:21.560 --> 40:24.940
‫هر کسی هم که بهش بگه،
‫اون آخرش زجر می‌کشه

40:25.780 --> 40:27.860
‫دلم نمی‌خواد زجر بکشه

40:28.990 --> 40:32.000
‫این چیزیـه که هر مادری می‌خواد

40:32.530 --> 40:34.700
‫اما نشدنیـه

40:34.700 --> 40:36.830
‫پس فایده‌ی من چیـه؟

40:44.590 --> 40:45.670
‫این که کنارش باشی

40:47.300 --> 40:49.880
‫این که وقتی داره گریه می‌کنه،
‫دستش رو بگیری و بغلش کنی

40:50.880 --> 40:52.850
‫گاهی اوقات...

40:52.850 --> 40:56.746
‫این تنها کاریـه که ازمون بر میاد

41:00.770 --> 41:01.770
‫بله

41:21.660 --> 41:23.420
‫لوزانو باعث اون آتیش‌سوزی شد

41:27.550 --> 41:29.612
‫دست از سرم بردار، گابینا

41:31.823 --> 41:34.658
‫دو روز قبل از آتیش‌سوزی،
‫خودش دستور پلمب اونجا رو

41:34.683 --> 41:37.865
‫به‌خاطر مشکل سیستم ایمنی و حفاظت
‫در برابر آتیش‌سوزی‌شون امضا کرد

41:37.890 --> 41:40.400
‫دوستم همین چند ساعت پیش کشته شده

41:42.600 --> 41:43.940
درکش برات سختـه؟

41:48.020 --> 41:49.030
‫برو بیرون

41:50.610 --> 41:51.780
‫می‌خوام تنها باشم

41:53.450 --> 41:55.870
‫واسه همین می‌دونستی کجا پیداش کنی؟

41:58.080 --> 42:00.080
‫لوزانو مریض بود، گابینا

42:02.000 --> 42:05.800
‫با هر چیزی که می‌رسید دستش،
‫قمار می‌کرد

42:06.450 --> 42:09.000
‫داشت تو قرض و بدهی غرق می‌شد

42:10.850 --> 42:14.550
‫واسه همین پاش به هر جا که می‌رسید،
‫از اونجا پول می‌کشید

42:14.550 --> 42:18.350
‫هزار بار بهش گفتم دست از این کارهاش برداره
‫اما گوشش بدهکار نبود

42:18.350 --> 42:21.122
‫از مردم اخاذی می‌کرده

42:21.810 --> 42:24.520
‫گابینا، صاحب «دلفوس»
‫خودش همچین قدیس نبود

42:24.520 --> 42:27.520
‫صاحب دلفوس مأمور پلیس نبود.
‫اما لوزانو بود

42:27.520 --> 42:31.549
‫تو اون پرونده، گفته شده که یه نفر
‫به‌خاطر آتیش‌سوزی مُرده

42:31.800 --> 42:34.550
‫از کجا باید می‌فهمیده؟

42:37.910 --> 42:39.830
‫لوزانو آدم بدی نبود

42:41.125 --> 42:42.775
‫پس التماست رو می‌کنم...

42:42.780 --> 42:46.880
‫ازم نخواه کسی که بیشتر از یه بار جونم رو
‫نجات داده رو به صلیب بکشم!

42:46.880 --> 42:48.330
‫حالیتـه؟

42:48.330 --> 42:52.320
‫اون‌وقت من نتونستم هیچ‌کاری برای
‫نجات دادنش بکنم،‌ لعنتی!

42:53.970 --> 42:57.075
‫نتونستم هیچ‌کاری کنم!

43:13.530 --> 43:14.530
‫میشه بیام تو؟

43:15.200 --> 43:17.360
‫تکالیفم رو نوشتم و اتاقم رو هم تمیز کردم

43:17.360 --> 43:19.180
‫اگه می‌خواستی این رو بپرسی

43:28.370 --> 43:30.500
‫ممنون که پشتم در اومدی، عزیزم

43:30.500 --> 43:31.710
‫چی؟

43:31.710 --> 43:33.840
‫دلیل نمیشه با کاری که کردی موافق باشم

43:34.920 --> 43:37.340
‫اما حسی که بهت دست داده رو درک می‌کنم

43:40.720 --> 43:42.970
‫نمی‌خوام اخراج شم

43:42.970 --> 43:45.810
‫فردا، من و بابات یه جلسه داریم

43:45.810 --> 43:51.150
‫و یه کاری می‌کنیم که بفهمن مدرسه‌تون
‫به خانم‌های بیشتری مثل تو احتیاج داره

43:51.150 --> 43:53.000
‫نه کم‌تر

43:55.550 --> 43:57.975
‫و هر اتفاقی هم که بیفته...

43:58.570 --> 44:00.110
‫با همدیگه از پسش بر میایم

44:07.040 --> 44:09.000
‫میشه یه اعترافی بکنم؟

44:09.000 --> 44:10.420
‫معلومـه

44:10.420 --> 44:14.420
‫تو ماشین، بابا بهم گفت کار درستی کردم که
‫از تو دفاع کردم

44:14.920 --> 44:16.010
‫جداً؟

44:18.300 --> 44:19.760
‫نظرت چیه دو نفری بریم بیرون؟

44:20.930 --> 44:23.390
‫اگه درست یادم بیاد،
‫امشب یه افتتاحیه بزرگ در پیشه

44:23.390 --> 44:24.871
‫ما هم که بلیت داریم

44:25.390 --> 44:28.770
‫آره! عاشقتم! مرسی!

44:35.610 --> 44:37.190
‫والنتینا

44:37.190 --> 44:38.570
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

44:40.150 --> 44:42.490
‫اومدم دنبال اون کتابه که مال سور خوانائه

44:42.490 --> 44:44.450
‫دیروقتـه اما... باشه

44:45.200 --> 44:48.025
‫الان میارمش. همین‌جا بمون

45:01.970 --> 45:03.140
‫باید برش گردونی

45:03.720 --> 45:05.850
‫من معمولاً کتاب قرض نمیدم

45:05.850 --> 45:08.575
‫می‌دونم. مرسی

45:10.810 --> 45:12.060
‫یه چیز دیگه

45:12.060 --> 45:14.900
‫تو پارک، چه پیشنهادی می‌خواستی بهم بدی؟

45:16.190 --> 45:18.690
این که ‫درمورد رنجی که می‌کشی،
‫با یه آدم متخصص صحبت کنی

45:19.700 --> 45:21.803
‫همون روان‌رنجوریِ جنگ

45:23.200 --> 45:24.490
‫خب...

45:24.490 --> 45:26.700
‫خب اگه بخوای، می‌تونیم درموردش حرف بزنیم

45:27.950 --> 45:30.580
‫خب، این بلاییه که سر من اومده

45:30.580 --> 45:31.830
‫با من نه

45:31.830 --> 45:35.920
‫اگه من بدون آموزش تخصصی بهت مشاوره بدم،
‫کار غیراخلاقی‌ایـه

45:35.920 --> 45:37.550
‫تو آموزش لازم نداری

45:38.050 --> 45:39.960
‫چون من مشاوره لازم ندارم

45:41.550 --> 45:42.720
‫تو رو لازم دارم

45:44.220 --> 45:45.590
‫چرا من؟

45:45.600 --> 45:48.350
‫از کجا بدونم؟ همین‌طوری دیگه

45:49.640 --> 45:53.000
‫یا با تو حرف می‌زنم،
‫یا با هیچ‌کس دیگه‌ای حرف نمی‌زنم

45:53.690 --> 45:54.810
‫می‌تونی کمکم کنی؟

45:56.270 --> 45:57.360
‫ساعت ۹ شبـه

45:57.900 --> 46:00.780
‫و اگه تا یه ساعت دیگه نرم بخوابم،
‫خواب شبم بهم می‌ریزه

46:02.700 --> 46:03.700
‫خب...

46:04.750 --> 46:06.264
‫باشه برای یه روز دیگه؟

46:10.475 --> 46:12.520
‫یه روز دیگه. باشه

46:15.960 --> 46:16.960
‫مرسی

46:35.100 --> 46:37.230
‫- ماریا، نظرت رو بگو!
‫- ماریا! ماریا!

46:37.230 --> 46:40.570
‫- ماریا! ماریا. فقط چند کلمه لطفاً
‫- ماریا، ماریا، ماریا؟

46:43.280 --> 46:44.320
‫وای!

46:56.960 --> 46:58.630
‫ماریا فیلیکس!

46:59.210 --> 47:00.880
‫خیلی معذرت می‌خوام

47:02.420 --> 47:04.420
‫چه لباس قشنگی، عزیزم

47:05.090 --> 47:06.380
‫تو بازیگری؟

47:07.340 --> 47:09.430
‫نه، من ستوان پلیسـم

47:09.430 --> 47:11.510
‫در خدمت‌تونـم، ستوان

47:11.510 --> 47:12.970
‫خدمت از ماست

47:12.970 --> 47:14.350
‫گابریل!

47:14.850 --> 47:17.310
‫ماریا. خوش اومدی

47:17.810 --> 47:19.610
‫باعث افتخاره که به اینجا اومدی

47:20.270 --> 47:22.110
‫امیدوارم لذت ببری

47:22.110 --> 47:24.070
‫- داخل منتظرت می‌مونم
‫- البته

47:27.610 --> 47:30.200
‫- آقای آریزمندی، حال‌تون چطوره؟
‫- سلام

47:30.200 --> 47:32.620
‫من ستوان دلا توره هستم.
‫تو خونه‌تون همدیگه رو دیدیم

47:34.040 --> 47:36.370
‫البته، ستوان.
‫باعث افتخاره که دعوتم رو قبول کردید

47:37.210 --> 47:39.960
‫- ایشون دخترم، مار هستن
‫- بله

47:39.960 --> 47:42.340
‫ما معمولاً به چنین مراسم‌هایی دعوت نمیشیم

47:42.340 --> 47:45.880
‫بله، همین‌طوره.
‫من وقت ندارم. باید برم

47:45.880 --> 47:48.970
‫ببخشید اما هنوز کلی کار دارم.
‫با اجازه

47:50.800 --> 47:53.016
‫همین یارو دعوتت کرده؟

47:53.770 --> 47:56.810
‫خب، بنده‌خدا حتماً خیلی فشار روشـه

47:57.730 --> 48:00.860
‫فراخوانی دوم!
‫فراخوانی دوم!

48:33.930 --> 48:35.220
‫همین‌جاس، عزیزم

48:40.350 --> 48:41.980
‫اینجا واقعاً قشنگـه

48:41.980 --> 48:43.770
‫وای، اینجا رو نگاه

48:44.820 --> 48:46.400
‫اینجا سینمای متروپلیتانـه

48:46.400 --> 48:49.440
‫خیلی تعریفش رو شنیدم اما
‫خودم دفعه‌ی اوله که میام

48:49.450 --> 48:50.740
‫فکر می‌کردی همین‌جوری باشه؟

48:50.740 --> 48:52.870
‫- خانم‌ها و آقایون
‫- نه. تازه بهتر هم هست

48:52.870 --> 48:54.950
‫فراخوانی سوم

48:54.950 --> 48:57.700
‫- برم بیبنم اوضاع چطوره، ماریا
‫- فراخوانی سوم

48:57.700 --> 48:59.660
‫- باید یه لحظه تنهات بذارم
‫- باشه، حتماً

48:59.660 --> 49:02.000
‫واقعاً باعث افتخاره که اومدی.
‫از افتتاحیه لذت ببر

49:02.000 --> 49:03.380
‫- مرسی
‫- با اجازه

49:06.920 --> 49:09.050
‫ممنونم. ممنونم. ممنونم

49:09.928 --> 49:29.928
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

49:32.050 --> 49:34.750
‫اسم من پلوتارکو لوزانوئـه

49:35.620 --> 49:39.450
‫من یه کارآگاه توی اداره‌ی پلیسِ
منطقه‌ی فدرالم

49:40.750 --> 49:42.920
‫و این اعتراف منـه

49:42.920 --> 49:45.500
‫یه کلوب شبانه‌ای بود

49:45.500 --> 49:47.000
‫به اسم دلفوس

49:47.000 --> 49:49.670
‫- مار، خوب گوش کن چی میگم
‫- صاحبش بهم بدهکار بود

49:49.670 --> 49:50.760
‫من هم درش رو تخته کردم

49:50.760 --> 49:53.220
‫تا من برنگشتم، از جات جم نخور

49:53.220 --> 49:54.550
‫- باشه
‫- بعد هم آتیشش زدم

49:54.550 --> 49:56.600
‫قرار بود خالی باشه

49:56.600 --> 49:58.600
‫اما یکی اونجا خوابیده بود

49:58.600 --> 50:01.020
‫نتونست بیاد بیرون

50:01.020 --> 50:03.075
‫من طرف رو کشتم

50:04.350 --> 50:05.980
‫ناخواسته بود اما من کشتمش

50:11.530 --> 50:16.200
‫چندین ساله که به‌خاطر محافظت از
‫جاهای مختلف، پول در میارم

50:18.370 --> 50:22.120
‫با پولش قمار می‌کنم و تقریباً همیشه می‌بازم

50:31.880 --> 50:34.550
‫- پروژکتور کجاس؟
‫- طبقه‌ی بالا

50:35.510 --> 50:36.590
‫پلیس رو خبر کنید!

50:36.590 --> 50:38.975
‫خانم، شما اجازه ندارید برید اون بالا

50:40.890 --> 50:42.640
‫همه‌چی هزینه داره

50:43.600 --> 50:45.020
‫مشروب هزینه داره

50:46.190 --> 50:48.190
‫زن‌ها هزینه دارن

50:49.230 --> 50:52.150
‫حقوق اداره پلیس رو هم که کلاً ولش کن

50:53.610 --> 50:56.500
‫باید هر جوری که می‌تونی،
‫خرج زندگیت رو در بیاری

50:57.320 --> 51:01.410
‫من چندین ساله که از چندین‌جا
‫پولِ حفاظت می‌گیرم

51:02.700 --> 51:05.540
‫با اون پول قمار می‌کنم اما
‫تقریباً همیشه از دستش میدم

51:07.380 --> 51:10.130
‫خیلی‌ها توی اداره خبر داشتن که
‫چی‌کار می‌کردم

51:10.710 --> 51:14.880
‫اگه کسی حرفی می‌زد،
‫با هم به یه توافقی می‌رسیدیم

51:14.880 --> 51:17.140
‫سهم‌شون رو می‌دادم و ماجرا تموم می‌شد

51:18.470 --> 51:20.680
‫دیگه چی؟ آهان، درستـه

51:21.390 --> 51:22.770
‫لوکاس اوترو

51:26.140 --> 51:29.733
‫یه خبرنگار تازه‌کار از
‫روزنامه‌ی ایندیپندنسیا

51:30.350 --> 51:31.589
‫یه بی‌سروپا

51:32.980 --> 51:36.700
‫بهم دستور رسید.
‫مجبور بودم دخلش رو بیارم

51:38.320 --> 51:41.950
‫باید وانمود می‌کردم که
‫کار لخت‌کنـه اما نبود

51:45.500 --> 51:47.080
‫نه، کار من بود

51:49.710 --> 51:53.300
‫وقتی داشتم می‌رفتم که کارش رو یه‌سره کنم

51:53.300 --> 51:55.470
‫یکی واردِ آپارتمان شد و...

51:56.470 --> 51:58.550
‫مجبور شدم فرار کنم
