1
00:00:04,192 --> 00:00:08,278
‫ساعت ۵ و ۵ دقیقه عصر،
‫اینجا رادیو اسمرالداست؛

2
00:00:08,279 --> 00:00:11,365
‫موج ۹۲.۸ اف‌ام

3
00:00:11,366 --> 00:00:13,284
‫برنامه «گنجینه موسیقی»

4
00:00:14,035 --> 00:00:15,328
‫عزیزم!

5
00:00:17,288 --> 00:00:19,082
‫بیا ببین چی خریدم!

6
00:00:21,709 --> 00:00:22,961
‫پلوتارکو، نه!

7
00:00:24,254 --> 00:00:27,256
‫این‌طوری نکن؛ ضروریه خب!

8
00:00:27,257 --> 00:00:29,092
‫از غذای سر سفره‌مون ضروری‌تره؟

9
00:00:30,593 --> 00:00:32,844
‫یه سالن کوچیکه، بزرگ که نیست!

10
00:00:32,845 --> 00:00:35,974
‫- خیلی کوچیکه!
‫- می‌دونم اما ما فعلاً همین‌قدر در توان‌مونه

11
00:00:37,642 --> 00:00:41,311
‫من که نیومدم ازت اجازه بگیرم، خب؟
‫خودم پولش رو میدم، ختم کلام

12
00:00:41,312 --> 00:00:43,064
‫ناسلامتی جشن پونزده سالگیشـه‌ها

13
00:00:43,982 --> 00:00:44,983
‫واقعاً؟

14
00:00:45,984 --> 00:00:47,569
‫پولش رو از کجا می‌خوای بیاری؟

15
00:00:48,069 --> 00:00:51,029
‫یه‌ذره توی خرج و مخارج‌مون
صرفه‌جویی می‌کنیم

16
00:00:51,030 --> 00:00:53,533
‫- تو سه ماهه که پاکی!
‫- چهار

17
00:00:55,159 --> 00:00:56,494
‫و پاک هم می‌مونم

18
00:00:57,412 --> 00:00:59,037
‫چه ربطی داشت؟

19
00:00:59,038 --> 00:01:00,122
‫ربطش این‌جاست که اگه ببازی،

20
00:01:00,123 --> 00:01:02,542
‫دیگه نه خبری از سالن کوچیکه نه بزرگ

21
00:01:03,668 --> 00:01:05,253
‫من که منظورم قمار نبود!

22
00:01:06,754 --> 00:01:07,922
‫لعنت بر شیطون

23
00:01:10,049 --> 00:01:11,050
‫عزیزم

24
00:01:12,468 --> 00:01:14,345
‫نگران نباش

25
00:01:15,555 --> 00:01:16,556
‫خب...

26
00:01:17,307 --> 00:01:18,850
‫باشه، اصلاً هرچی تو می‌گی

27
00:01:20,351 --> 00:01:22,060
‫اما خودت باید به لولو بگی!

28
00:01:22,061 --> 00:01:24,730
‫- چی بگم؟
‫- عزیزدلم

29
00:01:24,731 --> 00:01:26,398
‫- بابایی!
‫- حالت چطوره عزیزدلم؟

30
00:01:26,399 --> 00:01:28,610
‫لولوکای خوشگلِ من

31
00:01:29,360 --> 00:01:33,155
‫من و مامانت داشتیم درمورد آهنگی که می‌خوایم
‫باهاش توی تولدت برقصیم صحبت می‌کردیم

32
00:01:33,156 --> 00:01:35,449
‫چه عالی، آخه منم یه آهنگ انتخاب کردم

33
00:01:35,450 --> 00:01:37,075
‫آهنگ نت کینگ کول، بابا

34
00:01:37,076 --> 00:01:38,785
‫انگلیسیه؟

35
00:01:38,786 --> 00:01:40,204
‫نه، نه، نه، نه. من...

36
00:01:40,205 --> 00:01:42,165
‫من با آهنگ‌هایی که نمی‌فهمم چی می‌گه
نمی‌رقصم

37
00:01:43,082 --> 00:01:45,125
‫اما همه با آهنگ‌های انگلیسی می‌رقصن!

38
00:01:45,126 --> 00:01:46,961
‫خب من که همه نیستم!

39
00:01:48,046 --> 00:01:51,965
‫چون این خارجی‌ها به هیچ عنوان نمی‌تونن
آهنگی به زیبایی

40
00:01:51,966 --> 00:01:54,301
‫«فلک گر بی‌ستاره گردد...» بخونن!

41
00:01:54,302 --> 00:01:55,719
‫نه!

42
00:01:55,720 --> 00:01:57,137
‫«و اقیانوس بی‌کران...»

43
00:01:57,138 --> 00:01:58,723
‫- «تهی از وسعت خویش...»
‫- نه مامان!

44
00:01:59,265 --> 00:02:02,143
‫«مبادا سیاهی چشمانت هرگز بمیرد...»

45
00:02:02,727 --> 00:02:04,478
‫«و پوست گندمی‌رنگت...»

46
00:02:04,479 --> 00:02:05,938
‫- «همان‌گونه بماند»
‫- نه! بس کنید دیگه. کافیه

47
00:02:05,939 --> 00:02:07,314
‫نه!

48
00:02:07,315 --> 00:02:09,148
‫- تا وقتی آهنگِ من رو قبول نکنی بس نمی‌کنم
‫- نه!

49
00:02:09,149 --> 00:02:11,068
‫- «تو برام خیلی عزیزی»
‫- بابا، پیرپاتال‌ها این‌ها رو گوش میدن

50
00:02:11,069 --> 00:02:12,778
‫- «فقط تو، فقط تو...»
‫- من این‌طوری نمی‌رقصم

51
00:02:12,779 --> 00:02:14,780
‫«جز تو هیچ‌کس، هیچ‌کس...»

52
00:02:14,781 --> 00:02:16,281
‫پیرپاتال‌ها این‌ها رو گوش میدن

53
00:02:16,282 --> 00:02:20,035
‫«تو برام خیلی عزیزی، فقط تو، فقط تو...»

54
00:02:20,036 --> 00:02:23,206
‫«هیچ‌کس به جز تو، هیچ‌کس...»

55
00:02:32,340 --> 00:02:34,342
‫حالا این که دیشب نیومده خونه

56
00:02:35,134 --> 00:02:36,928
‫دلیل نمیشه مفقود شده باشه

57
00:02:38,137 --> 00:02:40,013
‫تو لوزانو رو بهتر از هر کسی می‌شناسی

58
00:02:40,014 --> 00:02:42,517
‫می‌دونم که شوهرم بعضی‌شب‌ها خونه نمیاد

59
00:02:43,226 --> 00:02:44,935
‫اما این دفعه فرق می‌کنه

60
00:02:44,936 --> 00:02:46,688
‫فرق می‌کنه؟ یعنی...

61
00:02:47,230 --> 00:02:49,481
‫مثل تمام اون دفعاتی که تا صبح
منتظرش موندی نیست؟

62
00:02:49,482 --> 00:02:51,818
‫ببین، پلوتارکو خیلی وقته
دور این کارها رو خط کشیده

63
00:02:52,443 --> 00:02:55,446
‫از وقتی کارهای جشن لولو رو انجام می‌دادیم
‫سمت اون کار نرفته!

64
00:02:56,155 --> 00:02:57,990
‫طوری حرف نزن انگار عقلم رو از دست دادم

65
00:02:57,991 --> 00:02:59,409
‫ببین، سوءتفاهم نشه؛

66
00:02:59,909 --> 00:03:02,870
‫اما این روزها فشار کار رومون خیلی زیاده،
‫خودت هم که لوزانو رو می‌شناسی...

67
00:03:02,871 --> 00:03:05,415
‫تونی، جشن تولد فرداست!

68
00:03:06,958 --> 00:03:08,501
‫امکان نداره با دخترش همچین کاری بکنه!

69
00:03:09,752 --> 00:03:10,753
‫توروخدا!

70
00:03:11,629 --> 00:03:13,214
‫دارن پلیس‌ها رو می‌کُشن!

71
00:03:14,299 --> 00:03:16,508
‫دیدم توی تلویزیون مجبورشون می‌کنن
چه حرف‌هایی بزنن

72
00:03:16,509 --> 00:03:18,427
‫لوزانو پیش این مرتیکه نیست

73
00:03:18,428 --> 00:03:19,595
‫از کجا می‌دونی؟

74
00:03:19,596 --> 00:03:22,347
‫می‌دونم شوهرم هزارتا اشکال داره،
‫اما از کجا می‌دونی؟ *

75
00:03:22,348 --> 00:03:25,393
‫دنبالش می‌گردیم و پیداش می‌کنیم

76
00:03:25,977 --> 00:03:28,730
‫لوزانو رو فردا توی جشن دخترش می‌بینی

77
00:03:29,314 --> 00:03:30,732
‫قول میدم

78
00:03:31,566 --> 00:03:42,566
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

79
00:03:43,077 --> 00:03:44,078
‫خراردو

80
00:03:47,248 --> 00:03:48,374
‫یه مشکلی پیش اومده

81
00:03:51,961 --> 00:03:53,588
‫لوزانو گُم شده

82
00:03:58,509 --> 00:04:01,554
‫« زنان آبی‌پوش »

83
00:04:03,097 --> 00:04:10,097
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

84
00:05:01,322 --> 00:05:02,490
‫من میرم

85
00:05:06,077 --> 00:05:07,578
‫- صبح به‌خیر خانم
‫- سلام. روز به‌خیر

86
00:05:07,579 --> 00:05:10,080
‫برای ستوان ماریا دلا توره بسته آوردم

87
00:05:10,081 --> 00:05:11,790
‫- من میدم خدمت‌شون
‫- بفرمایید

88
00:05:11,791 --> 00:05:13,084
‫- ممنونم
‫- روز خوبی داشته باشید

89
00:05:25,263 --> 00:05:26,264
‫مامان!

90
00:05:26,764 --> 00:05:29,349
‫مامان! دعوتت کردن به اکران خصوصی یه فیلم!

91
00:05:29,350 --> 00:05:31,352
‫- میشه منم باهات بیام؟ توروخدا
‫- معلومه که نه

92
00:05:32,395 --> 00:05:34,045
‫آخه چرا باید من رو دعوت کنن؟

93
00:05:32,395 --> 00:05:35,241
‫«گابریل آریزمندی از شما و یک نفر همراه
‫دعوت به عمل می‌آورد»

94
00:05:35,273 --> 00:05:37,525
‫نمی‌دونم؛ شاید چون توی اداره هم رو دیدیم

95
00:05:38,026 --> 00:05:41,738
‫اما من که کُلی کار دارم، تو هم مدرسه داری،
‫درست هم نیست

96
00:05:42,572 --> 00:05:44,990
‫از کسی که نمی‌شناسم هدیه‌‌ قبول کنم

97
00:05:44,991 --> 00:05:47,451
‫- چرا آخه؟
‫- بی‌خیالش. نه. برو

98
00:05:47,452 --> 00:05:48,703
‫برو، بابات...

99
00:05:49,412 --> 00:05:51,747
‫الان‌هاست که برسه. برو وسایلت رو بردار

100
00:05:51,748 --> 00:05:53,498
‫- مامان توروخدا!
‫- گفتم نه

101
00:05:53,499 --> 00:05:54,709
‫امکان نداره. بریم

102
00:06:02,258 --> 00:06:03,927
‫کی هست حالا؟ چرا این‌قدر واسه‌ت مهمه؟

103
00:06:06,846 --> 00:06:08,139
‫چون طرف آشناست

104
00:06:09,724 --> 00:06:10,725
‫بابامه!

105
00:06:14,145 --> 00:06:16,439
‫- نه. فکر نمی‌کنم دیده باشمش
‫- مطمئنید؟

106
00:06:17,732 --> 00:06:19,067
‫بله

107
00:06:19,943 --> 00:06:23,654
‫می‌تونید من رو با بقیه آدم‌هایی که
‫توی تجمع بودن آشنا کنید؟

108
00:06:23,655 --> 00:06:26,658
‫نه، شرمنده. بعد از قضیه تلاتلولکو
‫رابطه‌ام رو با همه قطع کردم

109
00:06:27,325 --> 00:06:28,409
‫ببین گابینا

110
00:06:28,910 --> 00:06:30,745
‫تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم اینه که

111
00:06:31,246 --> 00:06:33,580
‫هر چقدر هم آدم خوبی به‌نظر بیای،
‫توی این یونیفورم،

112
00:06:33,581 --> 00:06:36,125
‫انتظار نداشته باش آدم‌ها
با آغوش باز ازت استقبال کنن

113
00:06:36,626 --> 00:06:37,919
‫ببخشید

114
00:06:38,503 --> 00:06:39,504
‫ممنونم

115
00:06:49,889 --> 00:06:51,391
‫ماریا؟ سلام

116
00:06:51,891 --> 00:06:53,768
‫دیشب از نگرانی مُردم

117
00:06:54,352 --> 00:06:57,480
‫سریع رفتی توی اتاقت و تعریف نکردی
‫قرارت با آلخاندرو چطور بود

118
00:06:59,941 --> 00:07:03,111
‫الکس بهش گفت کجایی، خب؟ نه من!

119
00:07:04,988 --> 00:07:07,531
‫یعنی می‌خوای تمام روز
بهم بی‌محلی کنی ماریا؟

120
00:07:07,532 --> 00:07:08,533
‫نه

121
00:07:09,534 --> 00:07:13,079
‫فقط دیگه از زندگی شخصی‌ام
هیچی بهت نمی‌گم، فهمیدی؟

122
00:07:13,621 --> 00:07:14,622
‫هیچی

123
00:07:15,290 --> 00:07:17,958
‫اگه هضمش برات سخته،
‫می‌فرستمت یه گرُدان دیگه

124
00:07:17,959 --> 00:07:18,960
‫همین

125
00:07:23,840 --> 00:07:26,092
‫قانون برای اجرا شدنه؛

126
00:07:26,926 --> 00:07:30,346
‫نیروهای انتظامی پایتخت نیز با اراده‌‌ای
فولادین قوانین را اجرا می‌کنند

127
00:07:30,889 --> 00:07:33,391
‫- مدارای صفر با قانون‌شکن‌ها...
‫- همین‌جا وایسا

128
00:07:35,310 --> 00:07:37,061
‫به همچین چهره‌ای میشه اعتماد کرد؟

129
00:07:38,521 --> 00:07:39,730
‫ابهت داره دیگه

130
00:07:39,731 --> 00:07:41,315
‫مگه من همچین چیزی خواسته بودم؟

131
00:07:41,316 --> 00:07:45,152
‫شما گفتید جلب اعتماد،
‫اعتمادم از موضع قدرت به دست میاد

132
00:07:45,153 --> 00:07:48,865
‫ترس از موضع قدرت میاد، احمق!

133
00:07:50,200 --> 00:07:51,806
‫اعتماد وقتی به دست میاد که

134
00:07:51,830 --> 00:07:55,393
‫ دست یه پیرزن رو بگیری
‫ردش کنی اون‌طرف خیابون، مرتیکه‌ی کُسخل!

135
00:07:55,580 --> 00:07:56,955
‫ببخشید رئیس،

136
00:07:56,956 --> 00:07:59,542
‫ولی ما مثل همیشه طبق شیوه‌نامه‌ی تبلیغات
پیش رفتیم، خب؟

137
00:07:59,985 --> 00:08:02,712
‫با این‌همه تظاهرات و اعتراضات که
توی شهر راه افتاده،

138
00:08:03,588 --> 00:08:08,300
‫به‌نظرتون اسلحه کشیدن روی یه
‫نوجوان که شبیه دانشجوهاست فکر خوبیه؟

139
00:08:08,301 --> 00:08:09,801
‫ایشون که دزدن نه دانشجو

140
00:08:09,802 --> 00:08:10,803
‫اما...

141
00:08:11,763 --> 00:08:13,722
‫می‌تونیم یه لباس راه‌راه تنش کنیم

142
00:08:13,723 --> 00:08:14,932
‫مثل دزدهای کلاسیک

143
00:08:14,933 --> 00:08:16,226
‫کلاسیک بیاد بره توی کونم!

144
00:08:17,685 --> 00:08:19,520
‫من یه‌چیزی می‌خوام که خیرخواهی رو
فریاد بزنه

145
00:08:20,104 --> 00:08:21,356
‫بچه‌مچه می‌خوام،

146
00:08:22,315 --> 00:08:25,067
‫پدربزرگ و مادربزرگ، کانون گرم خانواده

147
00:08:25,068 --> 00:08:26,861
‫نه یه گشتاپوی کوفتی!

148
00:08:35,745 --> 00:08:38,080
‫اوکتاویو، باید حرف بزنیم

149
00:08:52,971 --> 00:08:55,097
‫نیازی به عذرخواهی نیست

150
00:08:55,098 --> 00:08:56,640
‫نیومدم عذر خواهی کنم

151
00:08:56,641 --> 00:08:59,226
‫اومدم بهت بگم من نبودم که
به شوهرم گفتم کجاییم

152
00:08:59,227 --> 00:09:00,645
‫هنوزم بهش می‌گه شوهر...

153
00:09:01,145 --> 00:09:02,146
‫چون هنوز شوهرمه!

154
00:09:02,647 --> 00:09:04,315
‫واسه همین هم رفتی باهاش خوابیدی؟

155
00:09:05,066 --> 00:09:06,358
‫اونش دیگه به تو ربطی نداره

156
00:09:06,359 --> 00:09:09,236
‫وقتی به‌خاطرش مُشت می‌خورم خیلی هم ربط داره

157
00:09:09,237 --> 00:09:11,113
‫والا کسی که پهن شد کف زمین اون بود!

158
00:09:11,114 --> 00:09:13,091
‫چون مُشت‌های من پدر آدم رو در میاره

159
00:09:13,116 --> 00:09:15,492
‫یعنی می‌خواستی اون وسط
زور بازوت رو ثابت کنی؟

160
00:09:15,493 --> 00:09:17,119
‫سر اون قضیه شکی نیست، خیالت تخت

161
00:09:17,120 --> 00:09:18,370
‫بچه‌بازی در نیار

162
00:09:18,371 --> 00:09:20,223
‫بچه‌بازی؟

163
00:09:20,248 --> 00:09:23,824
‫زنی این حرف رو می‌زنه که از من
‫برای حرص دادن شوهرش سوءاستفاده کرده!

164
00:09:24,294 --> 00:09:25,961
‫بهت که گفتم،
‫من بهش نگفته بودم اونجاییم

165
00:09:25,962 --> 00:09:30,465
‫ولی مثل یه کارآگاه زبده، رد پاها رو
‫یه‌جوری چیدی تا بو ببره و مچم‌مون رو بگیره!

166
00:09:30,466 --> 00:09:32,726
‫- چرند نگو
‫- ببخشید رئیس

167
00:09:46,925 --> 00:09:49,860
‫چرند اینه که من نفهمیدم هرچیزی که
بین‌مون بود صرفاً گذرا بوده

168
00:09:49,861 --> 00:09:52,196
‫تا شما تصمیم بگیری ببینی دلت می‌خواد
‫برگردی پیشش یا نه!

169
00:09:52,197 --> 00:09:55,633
‫اینو کسی می‌گه که بیشتر از اون ‌که
به وظیفه‌ش ‫به‌عنوان سروان برسه،

170
00:09:55,658 --> 00:09:57,535
‫وقتش رو تلف کرد تا من رو بکشونه توی تختش!

171
00:10:00,997 --> 00:10:03,332
‫نمی‌دونم با چه لجن‌هایی توی
‫زندگیت سر و کار داشتی،

172
00:10:03,333 --> 00:10:05,210
‫اما من اصلاً همچین آدمی نیستم

173
00:10:06,044 --> 00:10:07,670
‫دلیل این هم که متوجه این موضوع نمی‌شی

174
00:10:08,338 --> 00:10:09,797
‫اینه که خودت نمی‌خوای!

175
00:10:16,763 --> 00:10:18,263
‫باید پای قولت بمونی

176
00:10:18,264 --> 00:10:20,265
‫وقتی می‌خوای بیای پیشم
باید از منشی‌ام وقت بگیری

177
00:10:20,266 --> 00:10:22,101
‫پای قولت بمون لعنتی!

178
00:10:23,436 --> 00:10:25,522
‫چه می‌گی زبون بسته؟

179
00:10:26,022 --> 00:10:27,649
‫ارتقای من به مقام کارآگاهی

180
00:10:28,483 --> 00:10:31,069
‫قرارمون این بود که در ازای آموزشِ
‫زنان آبی‌پوش، کارآگاه بشم

181
00:10:31,903 --> 00:10:32,904
‫آموزش‌شون دادم

182
00:10:34,781 --> 00:10:35,782
‫قرارمون این بود

183
00:10:36,574 --> 00:10:38,659
‫هرموقع که دک‌شون کردیم رفتن بهت ارتقا بدم

184
00:10:38,660 --> 00:10:40,077
‫فعلاً که همین‌جان

185
00:10:40,078 --> 00:10:41,787
‫نکنه می‌خوای اخراج‌شون کنم؟

186
00:10:41,788 --> 00:10:42,913
‫نه، نمی‌خوام

187
00:10:42,914 --> 00:10:46,292
‫من فقط می‌خوام دوباره کارآگاه بشم،
‫نه یه پرستار کوفتی!

188
00:10:46,918 --> 00:10:48,211
‫می‌دونی چرا به این روز افتادی؟

189
00:10:50,004 --> 00:10:53,591
‫چون تنها کُسخلی که موافقِ
اومدن‌شون بود، تو بودی

190
00:10:57,387 --> 00:10:58,721
‫دوباره کارآگاهم کن

191
00:10:59,806 --> 00:11:00,932
‫وگرنه استعفا میدم

192
00:11:03,101 --> 00:11:05,395
‫هر غلطی دلت می‌خواد بکن عوضی

193
00:11:41,264 --> 00:11:44,100
‫ای کاش می‌شد جور دیگه‌ای
این خبر رو اعلام کرد

194
00:11:45,602 --> 00:11:47,312
‫سروان روماندیا رهاتون کرد و رفت

195
00:11:48,271 --> 00:11:51,148
‫- چی؟
‫- بله. درست شنیدید

196
00:11:51,149 --> 00:11:53,609
‫- همین یه‌کم پیش استعفا داد
‫- چرا؟

197
00:11:53,610 --> 00:11:57,321
‫چون از روز اولی که ازش خواستم
‫توی این پروژه درخشان شرکت کنه،

198
00:11:57,322 --> 00:12:00,407
‫سروان روماندیا فقط می‌خواست
عضو دایره کارآگاهی بشه

199
00:12:00,408 --> 00:12:03,827
‫وقتی بهش گفتم باید به همکاری با
شماها ادامه بده،

200
00:12:03,828 --> 00:12:06,288
‫بچه‌بازی درآورد و نشونش رو تحویل داد

201
00:12:06,289 --> 00:12:07,915
‫پس تا اطلاع ثانوی

202
00:12:07,916 --> 00:12:11,628
‫بنده تقسیم وظایف‌تون رو انجام میدم

203
00:12:13,046 --> 00:12:14,171
‫ببخشید جناب رئیس

204
00:12:14,172 --> 00:12:16,925
‫ولی ستوان دلا توره شیفت‌های ما رو می‌چینه

205
00:12:22,513 --> 00:12:23,514
‫نه از این به بعد

206
00:12:24,891 --> 00:12:26,516
‫ولی ناراحت نباشید

207
00:12:26,517 --> 00:12:28,311
‫لبخند بزنید

208
00:12:28,853 --> 00:12:31,480
‫چون من دقیقاً همین رو ازتون می‌خوام؛
‫که لبخند بزنید

209
00:12:31,481 --> 00:12:35,067
‫می‌خوام یه مأموریت فوق‌العاده مهم
بهتون ‫بسپارم،

210
00:12:35,068 --> 00:12:36,986
‫مأموریتی که فقط از پسِ خودِ شماها برمیاد

211
00:12:37,946 --> 00:12:40,906
‫پس برید آماده بشید.
‫چون قراره...

212
00:12:40,907 --> 00:12:44,410
‫ستاره‌های کمپین تبلیغاتی جدیدی باشید که
‫قراره از...

213
00:12:45,662 --> 00:12:46,663
‫از...

214
00:12:48,915 --> 00:12:50,083
‫تلویزیون سراسری پخش بشه

215
00:12:50,667 --> 00:12:53,169
‫نگران نباشید. آرایش و مدل‌موهاتون رو
ردیف می‌کنیم

216
00:12:53,836 --> 00:12:54,963
‫ده دقیقه دیگه می‌بینمتون

217
00:13:04,013 --> 00:13:05,682
‫بگیرش، خواهش می‌کنم

218
00:13:08,518 --> 00:13:10,562
‫اگه خبری ازش شد بهم زنگ بزن

219
00:13:11,604 --> 00:13:12,605
‫موضوعِ مهمیه

220
00:13:14,274 --> 00:13:15,483
‫فهمیدی؟

221
00:13:16,276 --> 00:13:17,277
‫فهمیدم

222
00:13:22,407 --> 00:13:23,991
‫از این چیزی دستگیرمون نمیشه

223
00:13:23,992 --> 00:13:25,701
‫به‌نظرت نباید به اسکوبدو بگیم؟

224
00:13:25,702 --> 00:13:26,785
‫نه

225
00:13:26,786 --> 00:13:30,807
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه
‫که این کثافت دیشب نرفته خونه

226
00:13:30,832 --> 00:13:32,897
‫اگه پای اسکوبدو رو بکشیم وسط و
بعد یهو لوزانو

227
00:13:32,921 --> 00:13:34,894
‫با اون پوزخند مسخره‌ش سر و کله‌ش پیدا بشه

228
00:13:34,919 --> 00:13:36,671
‫- تعلیقش می‌کنن
‫- آره

229
00:13:45,555 --> 00:13:48,348
‫- دیشب بینِ تو و روماندیا چی شده؟
‫- به تو ربطی نداره

230
00:13:49,694 --> 00:13:51,577
‫هر چی که هست به‌خاطر اون رفته و
تمام زحمات ما هم

231
00:13:51,602 --> 00:13:53,261
‫باهاش به فنا رفت،
پس دقیقاً به من ربط داره!

232
00:13:53,286 --> 00:13:54,521
‫مسئله شخصیه

233
00:13:54,522 --> 00:13:55,731
‫فقط می‌خوایم بدونیم چی شده

234
00:13:55,732 --> 00:13:57,483
‫بابا یه توضیح ساده که دیگه حق‌مونه!

235
00:13:59,986 --> 00:14:01,946
‫با روماندیا رفته بودم بولینگ، که...

236
00:14:02,530 --> 00:14:05,866
‫شوهرم ما رو دید و دعواشون شد

237
00:14:05,867 --> 00:14:08,870
‫یعنی شوهرت چون داشتید
بولینگ بازی می‌کردید افتاد به جونش؟

238
00:14:11,122 --> 00:14:14,584
‫نه، فکر نمی‌کنم فقط بولینگ بوده باشه،
‫شوهر این خانم...

239
00:14:15,960 --> 00:14:18,004
‫دیده داشتن هم‌دیگه رو می‌بوسیدن و
رد داده، نه؟

240
00:14:18,630 --> 00:14:20,215
‫و الان هم دوتاشون باهام قهرن!

241
00:14:20,715 --> 00:14:22,758
‫چرا بهم گفتی داری با آلخاندرو میری بیرون

242
00:14:22,759 --> 00:14:23,927
‫درحالی که پیش روماندیا بودی؟

243
00:14:25,261 --> 00:14:26,762
‫- با توئم‌ها
‫- می‌خوای بدونی چرا؟

244
00:14:26,763 --> 00:14:29,449
‫- آره، می‌خوام بدونم
‫- چون اگه می‌گفتم قضاوتم می‌کردی

245
00:14:29,474 --> 00:14:31,142
‫از طرفی دلم نمی‌خواست اون شب تنها بخوابم

246
00:14:32,227 --> 00:14:34,536
‫از اون گذشته، این‌که تو دوست داری
‫همه از سکس‌هات باخبر بشن

247
00:14:34,561 --> 00:14:36,873
‫دلیل نمیشه منم این‌طوری باشم

248
00:14:36,898 --> 00:14:38,273
‫حتماً کُلی خجالت کشیدی

249
00:14:38,274 --> 00:14:40,109
‫بس کن وال. چی از جونم می‌خوای؟

250
00:14:40,735 --> 00:14:41,902
‫می‌خوام یه غلطی بکنی!

251
00:14:41,903 --> 00:14:44,655
‫می‌خوام بری سراغ روماندیا و
بگی برگرده سر کارش

252
00:14:44,656 --> 00:14:46,865
‫و می‌خوام ما رو زودتر ببری اداره‌ی پلیس

253
00:14:46,866 --> 00:14:49,159
‫جلاد هنوز داره واسه خودش ول می‌چرخه ماریا

254
00:14:49,160 --> 00:14:50,245
‫ما همین‌جا پیاده می‌شیم

255
00:14:58,419 --> 00:15:00,213
‫دست‌هام رو بگیرید کوچولوها

256
00:15:07,595 --> 00:15:11,641
‫رد شدن از خیابون بدون بزرگترها خیلی خطرناکه

257
00:15:12,141 --> 00:15:16,813
‫پلیس پایتخت، برای این کار و کارهای
‫بزرگ‌تر، همیشه در کنار شماست

258
00:15:18,523 --> 00:15:20,775
‫کات! کات!

259
00:15:21,568 --> 00:15:22,860
‫این چه افتضاحی بود کاماچو؟

260
00:15:22,861 --> 00:15:24,736
‫انگار یکی از آشناهات مُرده

261
00:15:24,737 --> 00:15:27,155
‫شاید بهتر باشه یکی دیگه رو برای
این کار انتخاب کنید قربان

262
00:15:27,156 --> 00:15:29,075
‫نه، از اول می‌گیریم

263
00:15:30,368 --> 00:15:32,286
‫دندونات پیدا باشه کاماچو! دندون‌ها!

264
00:15:32,287 --> 00:15:33,453
‫لبخند بزن!

265
00:15:33,454 --> 00:15:34,914
‫حالا شد

266
00:15:35,707 --> 00:15:36,874
‫یه بار دیگه

267
00:15:36,875 --> 00:15:38,668
‫- باید یه بار دیگه بگیریم
‫- باشه

268
00:15:39,419 --> 00:15:41,045
‫یه بار دیگه

269
00:15:41,880 --> 00:15:43,005
‫ستوان دلا توره؟

270
00:15:43,006 --> 00:15:45,341
‫- ستوان دلا توره؟
‫- همه سرجاهاشون لطفاً

271
00:15:47,635 --> 00:15:49,888
‫ستوان دلا توره به گوشم

272
00:15:51,055 --> 00:15:53,473
‫ماریا، از مدرسه دخترت زنگ زدن

273
00:15:53,474 --> 00:15:56,018
‫یه مورد اورژانسی پیش اومده،
‫آمبولانس خبر کردن

274
00:15:56,019 --> 00:15:58,646
‫بهمون نگفتن چی شده. تمام

275
00:16:01,107 --> 00:16:03,775
‫- قربان من باید برم
‫- نه، نمیشه

276
00:16:03,776 --> 00:16:05,569
‫یه مورد اضطراری برای دخترم پیش اومده

277
00:16:05,570 --> 00:16:08,697
‫منم وسطِ یه فیلم‌برداری اضطراری‌ام،
‫گفتم نه!

278
00:16:08,698 --> 00:16:11,284
‫زنگ زدن آمبولانس بیاد! التماس می‌کنم

279
00:16:12,619 --> 00:16:14,037
‫وقت ناهار

280
00:16:14,537 --> 00:16:16,997
‫- فقط زود برگرد
‫- چشم. ممنونم

281
00:16:16,998 --> 00:16:18,625
‫تو برو. ما حواس‌مون هست

282
00:16:25,590 --> 00:16:27,634
‫اینم از عاقبت استخدام کردنِ زن‌های بچه‌دار

283
00:16:29,510 --> 00:16:30,678
‫خاموش کن اون کیری رو

284
00:16:33,056 --> 00:16:35,558
‫خیلی خب، همگی گوش کنید

285
00:16:36,976 --> 00:16:38,644
‫کسی پلوتارکو لوزانو رو ندیده؟

286
00:16:38,645 --> 00:16:40,270
‫- نه
‫- نه قربان

287
00:16:40,271 --> 00:16:42,439
‫گوش کنید چی می‌گم حرومزاده‌ها،
بی‌خود لاپوشونی نکنید

288
00:16:42,440 --> 00:16:45,567
‫مهم نیست رفته سراغ قمار یا هر غلط دیگه‌ای،

289
00:16:45,568 --> 00:16:47,278
‫من فقط می‌خوام بدونم کجاست

290
00:16:47,779 --> 00:16:49,404
‫ندیدینش؟ آره یا نه؟

291
00:16:49,405 --> 00:16:50,489
‫نه قربان

292
00:16:50,490 --> 00:16:51,907
‫اگه کسی دیدش،

293
00:16:51,908 --> 00:16:54,661
‫بهش بگید فوراً بیاد پیش من، باشه؟

294
00:16:55,620 --> 00:16:57,120
‫چشم قربان

295
00:16:57,121 --> 00:16:58,122
‫دیاز

296
00:16:58,665 --> 00:17:01,125
‫زیاد کوفت نکنید کُسکش‌ها،
‫فردا باید سر کار باشید

297
00:17:01,709 --> 00:17:04,795
‫خیلی عجیبه. یعنی به‌نظر من خیلی عجیبه که

298
00:17:04,796 --> 00:17:07,798
‫بدون هیچ انگیزه‌ای، همین‌طوری یهویی،

299
00:17:07,799 --> 00:17:10,050
‫بزنه کتف بچه مردم رو دربیاره

300
00:17:10,051 --> 00:17:11,731
‫- خانم دلا توره
‫- بله. ببخشید

301
00:17:11,756 --> 00:17:14,196
‫بیشتر از این نتونستیم منتظرتون بمونیم،
‫صحبت‌مون رو شروع کردیم

302
00:17:14,221 --> 00:17:16,556
‫- به محض این‌که فهمیدم سریع اومدم
‫- همون‌طور که عرض می‌کردم

303
00:17:16,890 --> 00:17:20,352
‫مار اهل دعوا و کتک‌کاری نیست،
‫اصلاً همچین بچه‌ای نیست

304
00:17:20,353 --> 00:17:22,479
‫حتماً یه‌چیزی عصبانیش کرده بوده

305
00:17:22,480 --> 00:17:24,731
‫ببخشید که می‌پرم وسط حرف‌تون،
‫دقیقاً چی شده؟

306
00:17:24,732 --> 00:17:27,818
‫یه‌کم پیش برای همسرتون توضیح دادم
‫و وقت ندارم وارد جزئیات بشم،

307
00:17:27,819 --> 00:17:30,946
‫ولی دختر شما کتف هم‌کلاسیش رو
‫از جا درآورده!

308
00:17:30,947 --> 00:17:32,990
‫و حتماً خودتون هم می‌دونید که در این مجموعه،

309
00:17:32,991 --> 00:17:36,076
‫ما تحت هیچ شرایطی خشونت رو تحمل نمی‌کنیم

310
00:17:36,077 --> 00:17:38,203
‫مخصوصاً از جانب یک دخترخانم!

311
00:17:38,204 --> 00:17:41,206
‫دخترم به من گفته بود یکی از هم‌کلاسی‌هاش
پاپیچش شده بوده

312
00:17:41,207 --> 00:17:43,458
‫شاید همون پسره باعث و بانیِ این ماجراست

313
00:17:43,459 --> 00:17:45,628
‫دارید قربانی رو مقصر جلوه می‌دید؟

314
00:17:46,921 --> 00:17:49,089
‫- نه. نه. بنده منظورم...
‫- نه خانم

315
00:17:49,090 --> 00:17:51,467
‫- اصلاً، اصلاً
‫- نه خانم. نه

316
00:17:52,218 --> 00:17:53,811
‫ریشه‌ی این مشکل به خونه‌تون برمی‌گرده

317
00:17:54,762 --> 00:17:57,264
‫مار همیشه یک دختر نمونه بود،

318
00:17:57,265 --> 00:17:58,474
‫تا قبل از...

319
00:17:59,893 --> 00:18:02,453
‫قبل از این اختلافاتِ بین شما

320
00:18:02,478 --> 00:18:04,146
‫ببخشید، اون موضوع چه ربطی به
این داره؟

321
00:18:04,147 --> 00:18:07,274
‫این رو دیگه همه می‌دونن که خانواده‌ی
‫متزلزل، بچه‌ی متزلزل تحویل جامعه میده *

322
00:18:07,275 --> 00:18:08,734
‫ببخشید!

323
00:18:08,735 --> 00:18:11,945
‫راستش به‌نظر من، این اتفاق کاملاً
‫یه مورد استثنایی و بی‌سابقه‌ست

324
00:18:11,946 --> 00:18:13,280
‫- کاملاً
‫- بهتون اطمینان میدم

325
00:18:13,281 --> 00:18:16,909
‫من دخترم رو می‌شناسم، مطمئنم
‫خودش هم بی‌نهایت ناراحته

326
00:18:16,910 --> 00:18:19,996
‫خانواده‌ی اون پسر خواستار اخراج مار هستن

327
00:18:20,997 --> 00:18:22,582
‫نه، نه. خواهش می‌کنم

328
00:18:23,082 --> 00:18:24,750
‫نه، نه

329
00:18:24,751 --> 00:18:28,128
‫راهی نداره تنبیه سبک‌تری
براش در نظر بگیرید؟

330
00:18:28,129 --> 00:18:31,090
‫خودتون هم فرمودید، مگه نه؟
‫اون دختر نمونه‌ای بوده

331
00:18:32,091 --> 00:18:35,302
‫اگر شما قول بدید که با ما همکاری کنید
موردی نیست

332
00:18:35,303 --> 00:18:37,596
‫بله، هر کاری لازم باشه انجام می‌دیم، حتماً

333
00:18:37,597 --> 00:18:40,225
‫آره، هر کاری لازم باشه.
‫باید چی‌کار کنیم؟

334
00:18:42,143 --> 00:18:43,853
‫این شماره مشاور خانواده ماست

335
00:18:44,938 --> 00:18:45,939
‫باهاشون صحبت کنید

336
00:18:47,315 --> 00:18:49,483
‫اگر ایشون تأیید کنن،

337
00:18:49,484 --> 00:18:53,030
‫می‌تونم با والدین اون پسر صحبت کنم
‫تا مار اخراج نشه و امسال رو از دست نده

338
00:18:53,055 --> 00:18:54,055
‫مشکل جدایی ما نیست

339
00:18:54,080 --> 00:18:57,221
‫- مشکل اینه که تو تکلیف‌ رو مشخص نمی‌کنی
‫- می‌دونستم تقصیر رو میندازی گردن من

340
00:18:57,246 --> 00:18:58,784
‫زود از این مشاوره وقت بگیر،

341
00:18:58,785 --> 00:19:01,038
‫چون در حال حاضر مهم‌ترین چیزی که
باید حلش کنیم همینه

342
00:19:01,063 --> 00:19:02,538
‫می‌تونی این کار رو برای دخترت بکنی؟

343
00:19:02,539 --> 00:19:04,623
‫تو هم میشه مار رو برسونی خونه؟
چون من با تاکسی اومدم

344
00:19:04,624 --> 00:19:06,208
‫آره، میشه،

345
00:19:06,209 --> 00:19:08,627
‫اما من باید درمورد یه موضوع خیلی مهم
باهات صحبت کنم

346
00:19:08,628 --> 00:19:10,170
‫که هربار یه مشکلی پیش میاد نمی‌تونم

347
00:19:10,171 --> 00:19:11,172
‫مامان...

348
00:19:11,756 --> 00:19:13,675
‫مار!
‫بیا بریم عزیزم

349
00:19:18,096 --> 00:19:19,097
‫مامان

350
00:19:20,598 --> 00:19:23,768
‫فردا که رفتی مدرسه اولین کاری که می‌کنی
‫از اون پسره معذرت خواهی می‌کنی!

351
00:19:24,352 --> 00:19:26,061
‫اون باید از من معذرت خواهی کنه!

352
00:19:26,062 --> 00:19:27,688
‫ماریا، زدی کتف پسره رو از جا در آوردی!

353
00:19:27,689 --> 00:19:30,607
‫آره، چون گفت اعتراف بعدی‌ای که
اون قاتله پخش می‌کنه

354
00:19:30,608 --> 00:19:31,818
‫اعتراف توئـه!

355
00:19:36,072 --> 00:19:37,197
‫اهمیت نمی‌دادی!

356
00:19:37,198 --> 00:19:38,657
‫مار!

357
00:19:38,658 --> 00:19:40,577
‫بعد سر یه وقت مناسب درموردش حرف می‌زنیم

358
00:19:43,872 --> 00:19:45,248
‫بابات منتظره

359
00:20:01,347 --> 00:20:02,557
‫خراردو!

360
00:20:04,100 --> 00:20:06,185
‫ای حرومی! ماشینش اینجاست

361
00:20:09,230 --> 00:20:10,398
‫لوزانوی کُسکش!

362
00:20:11,482 --> 00:20:15,153
‫- از موهاش می‌گیرم کشون‌کشون میارمش بیرون
‫- حواست باشه مُدل‌موش خراب نشه

363
00:20:15,737 --> 00:20:17,780
‫توبه گرگ مرگه، جدی میگم

364
00:20:25,371 --> 00:20:26,914
‫اسکار آگیره هستم، در خدمتم.

365
00:20:26,915 --> 00:20:28,498
‫روز به‌خیر آقا اسکار

366
00:20:28,499 --> 00:20:31,793
‫خب راستش بنده دارم دنبالِ همکارمون می‌گردم،
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو

367
00:20:31,794 --> 00:20:33,296
‫اینجا بهش می‌گیم الویس!

368
00:20:33,880 --> 00:20:36,549
‫- بله بله. دیشب همین‌جا بود
‫- پس یعنی اومد اینجا و بعد رفت؟

369
00:20:37,091 --> 00:20:38,092
‫خیلی خوشحال بود

370
00:20:38,593 --> 00:20:39,927
‫همه‌ی دست‌ها رو بُرد

371
00:20:39,928 --> 00:20:43,513
‫همین‌طور که می‌رقصید از اینجا رفت،
‫همه رو هم به جشن دخترش دعوت کرد

372
00:20:43,514 --> 00:20:45,141
‫می‌گفت یه سالن بزرگ رزرو کرده

373
00:21:08,957 --> 00:21:09,958
‫خراردو!

374
00:21:19,926 --> 00:21:21,718
‫آقایون! جلسه داریم

375
00:21:21,719 --> 00:21:24,806
‫همه‌ زود بیاید اینجا! موضوع خیلی مهمیه،
‫گوش‌هاتون با من باشه!

376
00:21:26,558 --> 00:21:28,893
‫پلوتارکو لوزانو مفقود شده

377
00:21:29,394 --> 00:21:32,563
‫امروز صبح ماشینش رو
توی «خای‌الای» پیدا کردیم

378
00:21:32,564 --> 00:21:34,439
‫حدس می‌زنیم از همون‌جا ربوده شده باشه

379
00:21:34,440 --> 00:21:37,527
‫ببخشید خرا ولی خب داری
درمورد لوزانو حرف می‌زنی

380
00:21:38,152 --> 00:21:40,822
‫احتمالاً لباس‌هاشم توی قمار باخته،
‫خودت که می‌شناسیش!

381
00:21:42,448 --> 00:21:44,701
‫این‌بار نه خیل.
‫دیشب برنده شده

382
00:21:45,952 --> 00:21:47,036
‫پول زیادی هم بُرده بوده

383
00:21:48,454 --> 00:21:51,124
‫گفتن مشروب نخورده بوده و
حسابی کیفش کوک بوده

384
00:21:52,000 --> 00:21:55,294
‫داشته به بقیه می‌گفته که
قراره بهترین جشن تاریخ

385
00:21:55,295 --> 00:21:57,839
‫رو برای دخترش بگیره!

386
00:21:58,631 --> 00:22:01,384
‫دسته کلیدش رو بغل ماشینش پیدا کردیم

387
00:22:02,260 --> 00:22:06,055
‫فرض ما اینه که همکارمون، پلوتارکو لوزانو،

388
00:22:06,681 --> 00:22:09,641
‫به چنگ همون کسی افتاده

389
00:22:09,642 --> 00:22:11,644
‫که کینتانیا و گِرا رو به قتل رسوند

390
00:22:12,312 --> 00:22:13,730
‫- حالیتون شد؟
‫- بله قربان

391
00:22:14,564 --> 00:22:16,649
‫یعنی ممکنه اعترافش رو بزودی
از تلویزیون پخش کنن؟

392
00:22:17,984 --> 00:22:19,444
‫محض رضای خدا واکا

393
00:22:20,195 --> 00:22:22,446
‫همکارت گُم شده!

394
00:22:22,447 --> 00:22:23,947
‫اون‌وقت تنها دغدغه‌ی تو اینه که

395
00:22:23,948 --> 00:22:26,451
‫فیلم اعترافش توی اخبار پخش میشه یا نه،
مرتیکه الدنگ؟

396
00:22:27,327 --> 00:22:29,621
‫هر کاری که دارید می‌کنید رو بی‌خیال بشید

397
00:22:30,538 --> 00:22:31,695
‫پیداش کنید!

398
00:22:31,720 --> 00:22:34,800
‫تا کسی کوچیک‌ترین‌ اطلاعاتی از
‫پلوتارکو لوزانو پیدا نکرده

399
00:22:34,800 --> 00:22:37,120
‫حق نداره برگرده اداره!

400
00:22:37,120 --> 00:22:39,330
‫- بله قربان
‫- اگه لوزانو رو پیدا کنیم

401
00:22:39,330 --> 00:22:40,960
‫جلاد هم پیدا میشه

402
00:22:40,960 --> 00:22:42,710
‫ترجیح میدن براش مقبره بسازن

403
00:22:42,710 --> 00:22:45,170
‫تا این که لو بدن کی داره
مأمورها رو می‌دزده

404
00:22:45,170 --> 00:22:49,076
‫حالا که پای یکی از خودتون امده وسط،
‫دارید همه‌ی زورتون رو می‌زنید، نه؟

405
00:22:49,550 --> 00:22:51,475
‫اگه چیزی شنیدی، خبرمون کن

406
00:22:52,220 --> 00:22:53,220
‫باشه، ممنون

407
00:22:53,220 --> 00:22:56,850
‫اگه خبری از لوزانو به گوشت رسید،
‫می‌ذاری کفِ دست من، فهمیدی؟

408
00:22:57,940 --> 00:23:00,300
‫- دیدیش یا نه، عوضی؟
‫- خب، شاید، شاید

409
00:23:00,300 --> 00:23:02,190
‫تا حالا «تخمالیسانو» به گوشت خورده؟

410
00:23:02,190 --> 00:23:03,190
‫تخمالیسانو؟

411
00:23:03,190 --> 00:23:06,440
‫- تخمام رو بلیس!
‫- ولش کن!

412
00:23:06,440 --> 00:23:07,950
‫خیلی خب، مادرقحبه

413
00:23:10,530 --> 00:23:11,570
‫ای خدا

414
00:23:13,160 --> 00:23:14,490
‫راه بیفت بریم!

415
00:23:18,120 --> 00:23:19,290
‫حالت خوبـه؟

416
00:23:19,960 --> 00:23:24,325
‫چطوری می‌تونم خوب باشم؟ به لطف خواهرم
‫کل روز اینجا وایسادیم و وقت تلف می‌کنیم

417
00:23:24,840 --> 00:23:26,420
‫بهش میگن «روان‌رنجوریِ جنگ»

418
00:23:26,420 --> 00:23:28,340
احتمال میدم که مشکلت همینـه

419
00:23:28,340 --> 00:23:31,640
‫من تا حالا توی جنگی نبودم، پس نه.
‫به گوشم نخورده

420
00:23:31,640 --> 00:23:33,390
‫همچین اسم با مسمایی نیست

421
00:23:34,325 --> 00:23:36,560
‫تنها مشکلی که فعلاً درگیرشـم،
ناتوانی جنسیـه

422
00:23:36,560 --> 00:23:38,890
‫چون برگشتیم تو این پارکِ کوفتی

423
00:23:38,890 --> 00:23:41,545
‫متوجهش نشده بودم

424
00:23:42,110 --> 00:23:43,650
‫اگه بخوام می‌تونم بس کنم

425
00:23:43,650 --> 00:23:46,400
‫احتمالاً با یه چیز بدتر جایگزینش می‌کنی

426
00:23:46,400 --> 00:23:49,100
‫- پیشنهاد میدم که...
‫- نگهش دار پیش خودت

427
00:23:50,320 --> 00:23:51,360
‫دارن حرف می‌زنن

428
00:23:52,070 --> 00:23:53,280
‫خیلی خب، کات

429
00:23:54,830 --> 00:23:56,160
‫ببین، عزیزم

430
00:23:56,160 --> 00:23:57,580
‫داری حرف می‌زنی

431
00:23:57,580 --> 00:23:59,750
‫لطفاً یه قدم هم بیا سمت راست

432
00:23:59,750 --> 00:24:02,191
‫- مرسی
‫- به من نگو عزیزم

433
00:24:04,840 --> 00:24:06,210
‫ماریا!

434
00:24:06,210 --> 00:24:07,920
‫- ماریا!
‫- چلا

435
00:24:09,300 --> 00:24:10,875
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

436
00:24:12,010 --> 00:24:14,720
‫- ببخشید که این رو بهت میگم اما...
‫- چی شده؟

437
00:24:14,720 --> 00:24:17,100
‫- دیشب لوزانو رو دزدیدن
‫- چی؟

438
00:24:17,970 --> 00:24:20,810
‫- وای خدا
‫- دارن همه‌جا رو دنبالش می‌گردن

439
00:24:20,810 --> 00:24:22,900
‫یه‌جوری درموردش حرف می‌زنن که
انگار مُرده

440
00:24:22,900 --> 00:24:24,980
‫باید یه کاری بکنی

441
00:24:24,980 --> 00:24:26,860
‫از اینجا کار زیادی نمیشه کرد

442
00:24:26,860 --> 00:24:29,480
‫واسه لخت‌کن هم همچین دست و بالت باز نبود

443
00:24:29,490 --> 00:24:31,950
‫با این‌حال تونستی دستگیرش کنی

444
00:24:31,950 --> 00:24:35,780
‫لطفاً هر کاری که اون موقع کردی رو
‫الان هم بکن

445
00:24:35,780 --> 00:24:37,200
باشه

446
00:24:37,200 --> 00:24:38,450
‫سعی‌مون رو می‌کنیم

447
00:24:38,450 --> 00:24:41,120
‫مرسی. مرسی

448
00:24:47,000 --> 00:24:54,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

449
00:25:03,230 --> 00:25:04,900
‫سلام. بعد از ظهرتون به‌خیر

450
00:25:04,900 --> 00:25:07,110
‫من ستوان ماریا دلا توره هستم

451
00:25:09,320 --> 00:25:11,050
‫می‌شناسم‌تون

452
00:25:11,570 --> 00:25:13,240
‫اومدم با شوهرتون صحبت کنم

453
00:25:13,240 --> 00:25:15,765
‫بهم گفته بود که کجا می‌تونم بیام سراغش

454
00:25:45,690 --> 00:25:46,730
‫سلام؟

455
00:26:39,120 --> 00:26:40,660
‫به کمک‌تون نیاز دارم

456
00:26:41,425 --> 00:26:43,675
‫شرمنده، ماریا

457
00:26:43,675 --> 00:26:45,500
‫دیگه تحملم تموم شد

458
00:26:45,500 --> 00:26:47,670
‫یه سرگرمی دیگه...

459
00:26:47,670 --> 00:26:50,590
‫برای پر کردن وقتم پیدا کردم

460
00:26:51,525 --> 00:26:53,925
‫اما شما اومدید سراغم و...

461
00:26:54,710 --> 00:26:56,090
‫درست مثل اسکوبدو

462
00:26:57,340 --> 00:26:58,510
‫و می‌دونی چی شد؟

463
00:26:59,220 --> 00:27:00,220
‫تو...

464
00:27:01,470 --> 00:27:03,560
‫جفت‌تون درست عین هم بهم نگاه کردید

465
00:27:05,480 --> 00:27:07,140
‫انگار که...

466
00:27:07,770 --> 00:27:09,650
‫می‌خوام بلایی سرتون بیارم

467
00:27:09,650 --> 00:27:11,730
‫دیروز همکارمون گم شده

468
00:27:12,650 --> 00:27:14,480
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو

469
00:27:15,570 --> 00:27:16,570
‫چرا...

470
00:27:17,070 --> 00:27:21,110
‫چرا باید به حرفات گوش کنم، ماریا؟

471
00:27:21,120 --> 00:27:22,280
‫چرا؟

472
00:27:24,490 --> 00:27:27,750
‫چون هنوز خیلی دیر نشده که نشون‌شون بدید

473
00:27:28,410 --> 00:27:32,025
‫بیشتر از دروغی که اونا سر هم کردن،
‫تو چنته دارید

474
00:27:33,960 --> 00:27:35,300
‫خیلی بیشتر

475
00:27:49,600 --> 00:27:52,027
‫می‌دونیم که قاتل قربانی‌هاش رو اسیر می‌کنه

476
00:27:52,051 --> 00:27:54,300
‫و بدون اعمال خشونت مجبورشون می‌کنه که

477
00:27:54,300 --> 00:27:55,940
‫اعتراف کنن

478
00:27:55,940 --> 00:27:57,650
‫به محض این که به خواسته‌ش می‌رسه

479
00:27:58,280 --> 00:28:00,990
‫ترکیبی به اسم تیوپنتال سدیم
‫بهشون تزریق می‌کنه

480
00:28:00,990 --> 00:28:02,820
‫که یه تزریق کشنده‌ست

481
00:28:02,820 --> 00:28:04,070
‫می‌شناسیدش؟

482
00:28:04,080 --> 00:28:05,830
‫من تو زندان زندگی کردم

483
00:28:05,830 --> 00:28:09,710
‫میگن مرگِ انسانی‌تریـه

484
00:28:10,420 --> 00:28:12,170
‫«مرگ انسانی». چه کلمه‌ی عجیبی

485
00:28:12,880 --> 00:28:15,550
‫اعدام توی مکزیک وجود نداره.
‫این رو که می‌دونستی؟

486
00:28:16,130 --> 00:28:19,050
‫شاید خیلی از کارهامون وحشیانه باشه اما

487
00:28:19,550 --> 00:28:22,340
‫از شانس من، این یکی نیست

488
00:28:26,675 --> 00:28:33,150
‫بهم بگو چطوری فیلم اعتراف‌ها رو می‌گیره؟

489
00:28:33,150 --> 00:28:35,400
‫از یه دوربین دستی استفاده می‌کنه

490
00:28:35,400 --> 00:28:37,730
‫خیلی پیچیده‌ست.
‫فقط چندتاش تو مکزیک هست

491
00:28:37,730 --> 00:28:40,610
‫از یه کارگردان سینما دزدیدتش. اما...

492
00:28:40,610 --> 00:28:43,000
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونیم

493
00:29:03,130 --> 00:29:04,970
‫دست‌تون درد نکنه. خیلی خوشمزه‌ن

494
00:29:06,510 --> 00:29:08,180
‫میشه تنهامون بذاری، ماکاریا؟

495
00:29:14,020 --> 00:29:17,070
‫ببین، این‌جور رفتارهای دوستانه

496
00:29:18,270 --> 00:29:19,780
‫اصلاً ضروری نیستن

497
00:29:19,780 --> 00:29:21,280
‫فقثط خواستم محبت کنم

498
00:29:21,280 --> 00:29:25,240
‫نه، نه، نه. اون این‌جور چیزها رو
‫خودبزرگ‌بینی می‌دونه

499
00:29:25,240 --> 00:29:28,280
‫زن حسود، وقتی می‌بینه کسی که
‫بهش حسودی می‌کنه،

500
00:29:28,304 --> 00:29:30,515
‫ مهربون هم هست، بیشتر می‌سوزه

501
00:29:30,540 --> 00:29:34,870
‫چه مسیری رو باید طی کنم تا به
‫همکارم برسم؟

502
00:29:34,870 --> 00:29:37,460
‫مسیر خودت، ماریا. نه مسیر دیگه‌ای

503
00:29:37,460 --> 00:29:39,920
‫- متوجه نمیشم
‫- البته که میشی

504
00:29:39,920 --> 00:29:41,000
‫چطور ممکنه نشی؟

505
00:29:41,010 --> 00:29:43,220
‫واسه لخت‌کن که همین کار رو کردی

506
00:29:43,220 --> 00:29:47,760
‫پلیس فقط نگران این بود که
‫طرف بالأخره آدم می‌کشه یا نه

507
00:29:47,760 --> 00:29:51,400
‫- اما تو داشتی...
‫- سعی می‌کردم از دلیلش سر در بیارم

508
00:29:52,020 --> 00:29:53,940
‫چه مسئله‌ی مهمی

509
00:29:55,350 --> 00:29:59,360
‫و وقتی داشتی دنبال حل اون مسئله می‌گشتی،
‫درمورد قربانی‌ها تحقیق کردی

510
00:29:59,940 --> 00:30:02,860
‫و هر چی بیشتر اونا رو شناختی

511
00:30:02,860 --> 00:30:05,240
‫بیشتر خود قاتل رو شناختی، درست میگم؟

512
00:30:05,990 --> 00:30:08,490
‫پس باید روی قربانی‌ها تمرکز کنیم

513
00:30:08,490 --> 00:30:09,870
‫نظر من که اینـه

514
00:30:10,910 --> 00:30:12,910
‫پلوتارکو لوزانو چه آدمیـه؟

515
00:30:13,500 --> 00:30:15,960
‫سؤالِ... بسیار خوبیـه

516
00:30:18,590 --> 00:30:21,250
‫جایی که اونا دنبالش می‌گردن،
‫هیچ‌وقت پیدا نمیشه

517
00:30:21,250 --> 00:30:23,710
‫چون لوزانو پلیس فاسدیـه

518
00:30:23,720 --> 00:30:26,220
‫و اونا تحت هر شرایطی،
‫درمورد این قضیه حرف نمی‌زنن

519
00:30:26,220 --> 00:30:29,350
‫ما باید دقیقاً برعکسش رو انجام بدیم

520
00:30:29,350 --> 00:30:31,560
‫باید از کثافت‌کاری‌هاش باخبر شیم

521
00:30:31,560 --> 00:30:34,220
‫و جلو جلو بفهمیم که قراره به چی اعتراف کنه

522
00:30:34,230 --> 00:30:36,230
‫این‌طوری از همه میفتیم جلو و

523
00:30:36,230 --> 00:30:39,020
‫می‌فهمیم که جلاد کجا می‌برتش

524
00:30:39,020 --> 00:30:40,650
‫خودتون می‌فهمید چی دارید میگید؟

525
00:30:40,650 --> 00:30:42,440
‫ما الان تو پارکیم

526
00:30:42,440 --> 00:30:45,570
‫اگه اسکوبدو نذاره از اینجا جم بخوریم،
‫چه تحقیقی میشه کرد؟

527
00:30:45,570 --> 00:30:47,660
‫لازم نیست جم بخوریم

528
00:30:48,570 --> 00:30:51,580
‫ما زیرزمین رو کردیم مرکزِ تحقیقات‌مون،
‫مگه نه؟

529
00:30:59,040 --> 00:31:01,420
‫یه مرکز ارتباطی لازم داریم

530
00:31:01,420 --> 00:31:02,840
‫تلفن و رادیو

531
00:31:04,380 --> 00:31:07,720
‫چلا می‌تونه یه نسخه از سوابق پلیسی لوزانو
‫برامون جور کنه

532
00:31:07,720 --> 00:31:11,260
‫همچنین تموم پرونده‌هایی که لوزانو
‫پارسال درموردشون تحقیق می‌کرده

533
00:31:11,260 --> 00:31:15,140
‫از صندوق عقب ماشینم هم، به‌عنوان میزِ
‫تحقیقات استفاده می‌کنیم. پهن هم هست

534
00:31:15,730 --> 00:31:19,020
‫احتمال داره جلاد به همه‌ی این پرونده‌ها
‫دسترسی داشته باشه و

535
00:31:19,020 --> 00:31:21,360
‫شاید واسه همین لوزانو رو انتخاب کرده

536
00:31:21,360 --> 00:31:23,730
‫یعنی میگی جلاد خودش مأمور پلیسـه؟

537
00:31:23,730 --> 00:31:26,690
‫دارم میگم باید همه رو در نظر داشته باشیم

538
00:31:26,690 --> 00:31:30,030
‫شاید لوزانو حواسش بوده اما
‫ممکنه یه ردی از خودش به جا گذاشته باشه

539
00:31:30,030 --> 00:31:33,660
‫تو پرونده‌های فساد پلیس،
‫مرسومه که برای مخفی کردن جرم

540
00:31:33,660 --> 00:31:36,620
‫از اطلاعات قلابی توی پرونده‌‌‌ها
‫استفاده ‌کنن

541
00:31:36,620 --> 00:31:38,790
‫« پلیس شرافت و اعتماد »

542
00:31:38,790 --> 00:31:40,540
‫یه چیزی پیدا کردم

543
00:31:41,750 --> 00:31:45,500
‫۱۷ درصد از پرونده‌های بسته‌شده‌ی
‫کارآگاه لوزانو...

544
00:31:45,510 --> 00:31:48,840
‫مربوط به تعطیلی اماکن و
‫مجوزهای کاربری زمین بوده

545
00:31:48,840 --> 00:31:50,010
‫خب؟

546
00:31:50,640 --> 00:31:53,628
‫طبق مقررات پلیس منطقه‌ی فدرال

547
00:31:53,653 --> 00:31:56,214
‫اجرای حکم تعطیلی یا بازرسی مجوزها

548
00:31:56,239 --> 00:31:58,205
‫خارج از حیطه‌ی اختیارات یه کارآگاهـه

549
00:31:58,230 --> 00:32:01,270
‫این وظیفه به عهده‌ی «واحد بررسی و
‫نظارت بر مدیریت»ـه

550
00:32:01,270 --> 00:32:04,085
‫پس باید دنبال همچین چیزی باشیم

551
00:32:04,110 --> 00:32:05,770
‫می‌تونیم با خراردو حرف بزنیم

552
00:32:05,780 --> 00:32:08,740
‫هیچ‌کدوم‌شون اطلاعاتی که می‌خوایم رو
‫بهمون نمیدن

553
00:32:09,570 --> 00:32:12,320
‫- دقیقاً
‫- می‌دونم کی می‌تونه کمک‌مون کنه

554
00:32:17,120 --> 00:32:19,910
‫به‌خدا اگه بدونم، فرفری.
‫چرا از یکی دیگه نمی‌پرسی؟

555
00:32:19,910 --> 00:32:23,210
‫چون اونا چیزهای زیادی برای
‫از دست دادن دارن، اما تو نه

556
00:32:23,210 --> 00:32:25,540
‫آره، چون من هیچی نمی‌دونم

557
00:32:25,550 --> 00:32:28,130
‫گابریل، باید لوزانو رو زنده پیدا کنیم

558
00:32:28,130 --> 00:32:31,550
‫فقط باید بدونیم درگیر چه کارهایی بوده

559
00:32:31,550 --> 00:32:32,930
‫بهت میگم، فرفری

560
00:32:33,375 --> 00:32:36,930
‫اما اگه به کسی بگی که من اینا رو بهت گفتم،
‫تا آخرین روز عمرم، انکار می‌کنم

561
00:32:36,930 --> 00:32:38,270
‫قول میدم که نگم

562
00:32:39,640 --> 00:32:42,900
‫یه چند ماهی ازم می‌خواست که شب‌ها
‫با ماشین برسونمش

563
00:32:42,900 --> 00:32:45,230
.موقعی که گیلبرتو هپاتیت گرفته بود
‫یادت میاد؟

564
00:32:48,400 --> 00:32:49,860
‫کار عادی شده بود

565
00:32:49,860 --> 00:32:53,870
‫می‌رسیدیم به مقصد، پیاده می‌شد،
‫می‌رفت یه جایی و

566
00:32:53,870 --> 00:32:55,830
‫من تو ماشین منتظر می‌موندم

567
00:32:59,120 --> 00:33:02,790
‫کلاً می‌رفت داخل و بعد از چند دقیقه

568
00:33:03,540 --> 00:33:05,750
‫با یه پاکت‌نامه برمی‌گشت

569
00:33:08,670 --> 00:33:10,010
‫معمولاً آروم بود

570
00:33:10,510 --> 00:33:13,130
‫تا این که یه شب...

571
00:33:20,560 --> 00:33:22,140
‫گابریل، بیا اینجا!

572
00:33:22,730 --> 00:33:25,480
‫- گفتم بیا، مادرقحبه!
‫- نـه!

573
00:33:33,610 --> 00:33:35,570
‫دیگه هیچ‌وقت ازم نخواست باهاش برم

574
00:33:37,450 --> 00:33:38,450
‫موفق باشی

575
00:33:41,580 --> 00:33:44,920
‫لوزانو اماکن رو پلمب می‌کرده و
‫با گرفتن پول باج‌گیریِ محافظت

576
00:33:44,920 --> 00:33:46,630
‫اونا رو فک پلمب می‌کرده

577
00:33:46,630 --> 00:33:48,840
‫اما هیچ شکایتی ازش نشده

578
00:33:48,840 --> 00:33:52,050
‫خب، چون یه پلیس داشته ازشون اخاذی می‌کرده

579
00:33:52,840 --> 00:33:54,970
‫ممکنه تو هر کدوم از این ۱۳‌ مکان باشه

580
00:33:54,970 --> 00:33:58,470
‫قاتل باید به یه دلیل خاص،
‫جاش رو انتخاب کرده باشه

581
00:34:04,190 --> 00:34:05,770
‫محض رضای خدا، امیلیو

582
00:34:06,270 --> 00:34:09,025
‫گفته بودم که نمی‌خوام خبر مرگِ
‫مأمور دیگه‌ای رو بشنوم

583
00:34:09,860 --> 00:34:12,690
‫- پیداش کردن؟
‫- نه، جناب رئیس‌جمهور

584
00:34:12,690 --> 00:34:15,950
‫اما باید فرض رو بر این بذاریم که
‫این مأمور...

585
00:34:15,950 --> 00:34:17,740
‫هر چی که اسمش بوده، الان مُرده

586
00:34:18,910 --> 00:34:21,830
‫الان دقیقاً باید رو چه موضوعی تمرکز کنیم؟

587
00:34:22,370 --> 00:34:23,750
‫به اعترافش

588
00:34:24,370 --> 00:34:25,750
‫اون‌وقت پیشنهاد تو چیـه؟

589
00:34:27,670 --> 00:34:31,960
‫جناب رئیس‌جمهور، اومدم ازتون اجازه بگیرم که
‫رسانه‌ها رو خفت کنیم

590
00:34:31,960 --> 00:34:36,590
‫مأمورهای لباس شخصی‌مون رو می‌فرستیم
‫استودیوهای تلویزیونی، رادیویی و خبری

591
00:34:36,590 --> 00:34:40,720
‫تک‌تک کلمات و تصاویری که
‫میرن رو آنتن رو کنترل می‌کنیم

592
00:34:40,720 --> 00:34:43,890
‫اگه اون حرومزاده، اعتراف دیگه‌ای ضبط کنه

593
00:34:43,890 --> 00:34:45,390
‫هیشکی ازش خبردار نمیشه

594
00:34:45,930 --> 00:34:47,690
‫اصلاً بهش بیننده نمیدیم

595
00:34:47,690 --> 00:34:50,650
‫و به تدریج اون مادرقحبه، فراموش میشه

596
00:34:50,650 --> 00:34:55,400
‫همچنین برای جبران زحمات رسانه‌ها،
‫یه بسته تشویقی هم براشون آماده کردم

597
00:34:55,400 --> 00:34:57,054
‫« درمورد این موضوع ممنوعه حرف نزنید »

598
00:34:58,570 --> 00:35:00,990
‫اگه مشکلی پیش بیاد، گردن توئـه

599
00:35:03,975 --> 00:35:07,210
‫جناب رئیس‌جمهور، یه زمانی گفتید که

600
00:35:07,210 --> 00:35:10,960
‫شما سر جاتون باقی می‌مونید،
‫چون توی لحظات مهم

601
00:35:10,960 --> 00:35:12,840
‫کاری که لازم بود رو انجام دادید

602
00:35:16,590 --> 00:35:20,800
‫به‌گمونم کم‌کم دارم اون رئیس‌پلیسی که
‫دنبالش بودم رو پیدا می‌کنم

603
00:35:44,080 --> 00:35:46,790
‫یه احتمالی میدیم که لوزانو کجا ممکنه باشه

604
00:35:46,790 --> 00:35:50,080
‫می‌دونیم که از خیلی از کسب‌وکارها
‫واسه محافظت، باج می‌گرفته

605
00:35:50,080 --> 00:35:53,290
‫لوزانو ممکنه تو هر کدوم از این ۱۳ مکان باشه

606
00:35:53,290 --> 00:35:56,840
‫می‌دونیم کینتانیا، تو یه کانتینر باری
‫دم گمرک پیدا شده

607
00:35:56,840 --> 00:36:00,180
‫همون‌جایی که اعتراف کرد
‫یه مجرم رو به قتل رسونده

608
00:36:00,180 --> 00:36:03,800
‫لوزانو باید جایی باشه که
‫بدترین جرمش رو مرتکب شده

609
00:36:03,810 --> 00:36:05,520
‫اما نمی‌دونیم کدومش بوده

610
00:37:45,820 --> 00:37:47,330
‫ما اینجاییم، برادر

611
00:37:50,950 --> 00:37:51,960
‫پلوتارکو

612
00:38:45,430 --> 00:38:46,720
‫تسلیت میگم، چلا

613
00:38:48,180 --> 00:38:50,050
‫می‌دونم عاشقش بودی

614
00:38:51,260 --> 00:38:53,540
‫نمی‌دونم درمورد چی داری حرف می‌زنی

615
00:38:54,060 --> 00:38:55,600
‫اون فقط همکارم بود

616
00:38:57,690 --> 00:38:59,520
‫لازم نیست توضیحی به من بدی

617
00:39:00,900 --> 00:39:02,320
‫فقط ‌خواستم بگم که

618
00:39:03,125 --> 00:39:05,975
‫اگه احتیاج به کمک یه دوست داشتی

619
00:39:06,740 --> 00:39:07,950
‫من پیشتـم

620
00:39:10,870 --> 00:39:13,290
‫زنش اومده بود جسد رو شناسایی کنه

621
00:39:14,870 --> 00:39:17,939
‫نتونستم بهش نزدیک شم تا معذرت‌‌خواهی کنم

622
00:39:30,470 --> 00:39:31,970
‫سلام اسپرانزا

623
00:39:33,050 --> 00:39:35,019
‫من ماریا هستم

624
00:39:36,230 --> 00:39:38,390
‫می‌خوای ببرمت خونه؟

625
00:39:40,100 --> 00:39:41,110
‫نمی‌تونم

626
00:39:42,940 --> 00:39:44,900
‫نمی‌تونم برگردم خونه

627
00:39:47,990 --> 00:39:51,490
‫اون همه‌کسِ دخترش بود.
‫نمی‌دونم چطوری بهش بگم

628
00:39:58,350 --> 00:40:01,566
‫کلمه‌ها خودشون از زبون جاری میشن

629
00:40:03,630 --> 00:40:04,630
‫خواهش می‌کنم...

630
00:40:06,420 --> 00:40:09,180
‫میشه لطفاً شما همه‌چی رو بهش بگید؟

631
00:40:10,800 --> 00:40:12,550
‫اسپرانزا، من نمی‌تونم

632
00:40:14,010 --> 00:40:16,025
‫خودت باید این کار رو بکنی

633
00:40:16,625 --> 00:40:20,377
‫دلم نمی‌خواد اون کسی باشم که
‫باعث زجر کشیدنش میشه

634
00:40:21,560 --> 00:40:24,940
‫هر کسی هم که بهش بگه،
‫اون آخرش زجر می‌کشه

635
00:40:25,780 --> 00:40:27,860
‫دلم نمی‌خواد زجر بکشه

636
00:40:28,990 --> 00:40:32,000
‫این چیزیـه که هر مادری می‌خواد

637
00:40:32,530 --> 00:40:34,700
‫اما نشدنیـه

638
00:40:34,700 --> 00:40:36,830
‫پس فایده‌ی من چیـه؟

639
00:40:44,590 --> 00:40:45,670
‫این که کنارش باشی

640
00:40:47,300 --> 00:40:49,880
‫این که وقتی داره گریه می‌کنه،
‫دستش رو بگیری و بغلش کنی

641
00:40:50,880 --> 00:40:52,850
‫گاهی اوقات...

642
00:40:52,850 --> 00:40:56,746
‫این تنها کاریـه که ازمون بر میاد

643
00:41:00,770 --> 00:41:01,770
‫بله

644
00:41:21,660 --> 00:41:23,420
‫لوزانو باعث اون آتیش‌سوزی شد

645
00:41:27,550 --> 00:41:29,612
‫دست از سرم بردار، گابینا

646
00:41:31,823 --> 00:41:34,658
‫دو روز قبل از آتیش‌سوزی،
‫خودش دستور پلمب اونجا رو

647
00:41:34,683 --> 00:41:37,865
‫به‌خاطر مشکل سیستم ایمنی و حفاظت
‫در برابر آتیش‌سوزی‌شون امضا کرد

648
00:41:37,890 --> 00:41:40,400
‫دوستم همین چند ساعت پیش کشته شده

649
00:41:42,600 --> 00:41:43,940
درکش برات سختـه؟

650
00:41:48,020 --> 00:41:49,030
‫برو بیرون

651
00:41:50,610 --> 00:41:51,780
‫می‌خوام تنها باشم

652
00:41:53,450 --> 00:41:55,870
‫واسه همین می‌دونستی کجا پیداش کنی؟

653
00:41:58,080 --> 00:42:00,080
‫لوزانو مریض بود، گابینا

654
00:42:02,000 --> 00:42:05,800
‫با هر چیزی که می‌رسید دستش،
‫قمار می‌کرد

655
00:42:06,450 --> 00:42:09,000
‫داشت تو قرض و بدهی غرق می‌شد

656
00:42:10,850 --> 00:42:14,550
‫واسه همین پاش به هر جا که می‌رسید،
‫از اونجا پول می‌کشید

657
00:42:14,550 --> 00:42:18,350
‫هزار بار بهش گفتم دست از این کارهاش برداره
‫اما گوشش بدهکار نبود

658
00:42:18,350 --> 00:42:21,122
‫از مردم اخاذی می‌کرده

659
00:42:21,810 --> 00:42:24,520
‫گابینا، صاحب «دلفوس»
‫خودش همچین قدیس نبود

660
00:42:24,520 --> 00:42:27,520
‫صاحب دلفوس مأمور پلیس نبود.
‫اما لوزانو بود

661
00:42:27,520 --> 00:42:31,549
‫تو اون پرونده، گفته شده که یه نفر
‫به‌خاطر آتیش‌سوزی مُرده

662
00:42:31,800 --> 00:42:34,550
‫از کجا باید می‌فهمیده؟

663
00:42:37,910 --> 00:42:39,830
‫لوزانو آدم بدی نبود

664
00:42:41,125 --> 00:42:42,775
‫پس التماست رو می‌کنم...

665
00:42:42,780 --> 00:42:46,880
‫ازم نخواه کسی که بیشتر از یه بار جونم رو
‫نجات داده رو به صلیب بکشم!

666
00:42:46,880 --> 00:42:48,330
‫حالیتـه؟

667
00:42:48,330 --> 00:42:52,320
‫اون‌وقت من نتونستم هیچ‌کاری برای
‫نجات دادنش بکنم،‌ لعنتی!

668
00:42:53,970 --> 00:42:57,075
‫نتونستم هیچ‌کاری کنم!

669
00:43:13,530 --> 00:43:14,530
‫میشه بیام تو؟

670
00:43:15,200 --> 00:43:17,360
‫تکالیفم رو نوشتم و اتاقم رو هم تمیز کردم

671
00:43:17,360 --> 00:43:19,180
‫اگه می‌خواستی این رو بپرسی

672
00:43:28,370 --> 00:43:30,500
‫ممنون که پشتم در اومدی، عزیزم

673
00:43:30,500 --> 00:43:31,710
‫چی؟

674
00:43:31,710 --> 00:43:33,840
‫دلیل نمیشه با کاری که کردی موافق باشم

675
00:43:34,920 --> 00:43:37,340
‫اما حسی که بهت دست داده رو درک می‌کنم

676
00:43:40,720 --> 00:43:42,970
‫نمی‌خوام اخراج شم

677
00:43:42,970 --> 00:43:45,810
‫فردا، من و بابات یه جلسه داریم

678
00:43:45,810 --> 00:43:51,150
‫و یه کاری می‌کنیم که بفهمن مدرسه‌تون
‫به خانم‌های بیشتری مثل تو احتیاج داره

679
00:43:51,150 --> 00:43:53,000
‫نه کم‌تر

680
00:43:55,550 --> 00:43:57,975
‫و هر اتفاقی هم که بیفته...

681
00:43:58,570 --> 00:44:00,110
‫با همدیگه از پسش بر میایم

682
00:44:07,040 --> 00:44:09,000
‫میشه یه اعترافی بکنم؟

683
00:44:09,000 --> 00:44:10,420
‫معلومـه

684
00:44:10,420 --> 00:44:14,420
‫تو ماشین، بابا بهم گفت کار درستی کردم که
‫از تو دفاع کردم

685
00:44:14,920 --> 00:44:16,010
‫جداً؟

686
00:44:18,300 --> 00:44:19,760
‫نظرت چیه دو نفری بریم بیرون؟

687
00:44:20,930 --> 00:44:23,390
‫اگه درست یادم بیاد،
‫امشب یه افتتاحیه بزرگ در پیشه

688
00:44:23,390 --> 00:44:24,871
‫ما هم که بلیت داریم

689
00:44:25,390 --> 00:44:28,770
‫آره! عاشقتم! مرسی!

690
00:44:35,610 --> 00:44:37,190
‫والنتینا

691
00:44:37,190 --> 00:44:38,570
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

692
00:44:40,150 --> 00:44:42,490
‫اومدم دنبال اون کتابه که مال سور خوانائه

693
00:44:42,490 --> 00:44:44,450
‫دیروقتـه اما... باشه

694
00:44:45,200 --> 00:44:48,025
‫الان میارمش. همین‌جا بمون

695
00:45:01,970 --> 00:45:03,140
‫باید برش گردونی

696
00:45:03,720 --> 00:45:05,850
‫من معمولاً کتاب قرض نمیدم

697
00:45:05,850 --> 00:45:08,575
‫می‌دونم. مرسی

698
00:45:10,810 --> 00:45:12,060
‫یه چیز دیگه

699
00:45:12,060 --> 00:45:14,900
‫تو پارک، چه پیشنهادی می‌خواستی بهم بدی؟

700
00:45:16,190 --> 00:45:18,690
این که ‫درمورد رنجی که می‌کشی،
‫با یه آدم متخصص صحبت کنی

701
00:45:19,700 --> 00:45:21,803
‫همون روان‌رنجوریِ جنگ

702
00:45:23,200 --> 00:45:24,490
‫خب...

703
00:45:24,490 --> 00:45:26,700
‫خب اگه بخوای، می‌تونیم درموردش حرف بزنیم

704
00:45:27,950 --> 00:45:30,580
‫خب، این بلاییه که سر من اومده

705
00:45:30,580 --> 00:45:31,830
‫با من نه

706
00:45:31,830 --> 00:45:35,920
‫اگه من بدون آموزش تخصصی بهت مشاوره بدم،
‫کار غیراخلاقی‌ایـه

707
00:45:35,920 --> 00:45:37,550
‫تو آموزش لازم نداری

708
00:45:38,050 --> 00:45:39,960
‫چون من مشاوره لازم ندارم

709
00:45:41,550 --> 00:45:42,720
‫تو رو لازم دارم

710
00:45:44,220 --> 00:45:45,590
‫چرا من؟

711
00:45:45,600 --> 00:45:48,350
‫از کجا بدونم؟ همین‌طوری دیگه

712
00:45:49,640 --> 00:45:53,000
‫یا با تو حرف می‌زنم،
‫یا با هیچ‌کس دیگه‌ای حرف نمی‌زنم

713
00:45:53,690 --> 00:45:54,810
‫می‌تونی کمکم کنی؟

714
00:45:56,270 --> 00:45:57,360
‫ساعت ۹ شبـه

715
00:45:57,900 --> 00:46:00,780
‫و اگه تا یه ساعت دیگه نرم بخوابم،
‫خواب شبم بهم می‌ریزه

716
00:46:02,700 --> 00:46:03,700
‫خب...

717
00:46:04,750 --> 00:46:06,264
‫باشه برای یه روز دیگه؟

718
00:46:10,475 --> 00:46:12,520
‫یه روز دیگه. باشه

719
00:46:15,960 --> 00:46:16,960
‫مرسی

720
00:46:35,100 --> 00:46:37,230
‫- ماریا، نظرت رو بگو!
‫- ماریا! ماریا!

721
00:46:37,230 --> 00:46:40,570
‫- ماریا! ماریا. فقط چند کلمه لطفاً
‫- ماریا، ماریا، ماریا؟

722
00:46:43,280 --> 00:46:44,320
‫وای!

723
00:46:56,960 --> 00:46:58,630
‫ماریا فیلیکس!

724
00:46:59,210 --> 00:47:00,880
‫خیلی معذرت می‌خوام

725
00:47:02,420 --> 00:47:04,420
‫چه لباس قشنگی، عزیزم

726
00:47:05,090 --> 00:47:06,380
‫تو بازیگری؟

727
00:47:07,340 --> 00:47:09,430
‫نه، من ستوان پلیسـم

728
00:47:09,430 --> 00:47:11,510
‫در خدمت‌تونـم، ستوان

729
00:47:11,510 --> 00:47:12,970
‫خدمت از ماست

730
00:47:12,970 --> 00:47:14,350
‫گابریل!

731
00:47:14,850 --> 00:47:17,310
‫ماریا. خوش اومدی

732
00:47:17,810 --> 00:47:19,610
‫باعث افتخاره که به اینجا اومدی

733
00:47:20,270 --> 00:47:22,110
‫امیدوارم لذت ببری

734
00:47:22,110 --> 00:47:24,070
‫- داخل منتظرت می‌مونم
‫- البته

735
00:47:27,610 --> 00:47:30,200
‫- آقای آریزمندی، حال‌تون چطوره؟
‫- سلام

736
00:47:30,200 --> 00:47:32,620
‫من ستوان دلا توره هستم.
‫تو خونه‌تون همدیگه رو دیدیم

737
00:47:34,040 --> 00:47:36,370
‫البته، ستوان.
‫باعث افتخاره که دعوتم رو قبول کردید

738
00:47:37,210 --> 00:47:39,960
‫- ایشون دخترم، مار هستن
‫- بله

739
00:47:39,960 --> 00:47:42,340
‫ما معمولاً به چنین مراسم‌هایی دعوت نمیشیم

740
00:47:42,340 --> 00:47:45,880
‫بله، همین‌طوره.
‫من وقت ندارم. باید برم

741
00:47:45,880 --> 00:47:48,970
‫ببخشید اما هنوز کلی کار دارم.
‫با اجازه

742
00:47:50,800 --> 00:47:53,016
‫همین یارو دعوتت کرده؟

743
00:47:53,770 --> 00:47:56,810
‫خب، بنده‌خدا حتماً خیلی فشار روشـه

744
00:47:57,730 --> 00:48:00,860
‫فراخوانی دوم!
‫فراخوانی دوم!

745
00:48:33,930 --> 00:48:35,220
‫همین‌جاس، عزیزم

746
00:48:40,350 --> 00:48:41,980
‫اینجا واقعاً قشنگـه

747
00:48:41,980 --> 00:48:43,770
‫وای، اینجا رو نگاه

748
00:48:44,820 --> 00:48:46,400
‫اینجا سینمای متروپلیتانـه

749
00:48:46,400 --> 00:48:49,440
‫خیلی تعریفش رو شنیدم اما
‫خودم دفعه‌ی اوله که میام

750
00:48:49,450 --> 00:48:50,740
‫فکر می‌کردی همین‌جوری باشه؟

751
00:48:50,740 --> 00:48:52,870
‫- خانم‌ها و آقایون
‫- نه. تازه بهتر هم هست

752
00:48:52,870 --> 00:48:54,950
‫فراخوانی سوم

753
00:48:54,950 --> 00:48:57,700
‫- برم بیبنم اوضاع چطوره، ماریا
‫- فراخوانی سوم

754
00:48:57,700 --> 00:48:59,660
‫- باید یه لحظه تنهات بذارم
‫- باشه، حتماً

755
00:48:59,660 --> 00:49:02,000
‫واقعاً باعث افتخاره که اومدی.
‫از افتتاحیه لذت ببر

756
00:49:02,000 --> 00:49:03,380
‫- مرسی
‫- با اجازه

757
00:49:06,920 --> 00:49:09,050
‫ممنونم. ممنونم. ممنونم

758
00:49:09,928 --> 00:49:29,928
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

759
00:49:32,050 --> 00:49:34,750
‫اسم من پلوتارکو لوزانوئـه

760
00:49:35,620 --> 00:49:39,450
‫من یه کارآگاه توی اداره‌ی پلیسِ
منطقه‌ی فدرالم

761
00:49:40,750 --> 00:49:42,920
‫و این اعتراف منـه

762
00:49:42,920 --> 00:49:45,500
‫یه کلوب شبانه‌ای بود

763
00:49:45,500 --> 00:49:47,000
‫به اسم دلفوس

764
00:49:47,000 --> 00:49:49,670
‫- مار، خوب گوش کن چی میگم
‫- صاحبش بهم بدهکار بود

765
00:49:49,670 --> 00:49:50,760
‫من هم درش رو تخته کردم

766
00:49:50,760 --> 00:49:53,220
‫تا من برنگشتم، از جات جم نخور

767
00:49:53,220 --> 00:49:54,550
‫- باشه
‫- بعد هم آتیشش زدم

768
00:49:54,550 --> 00:49:56,600
‫قرار بود خالی باشه

769
00:49:56,600 --> 00:49:58,600
‫اما یکی اونجا خوابیده بود

770
00:49:58,600 --> 00:50:01,020
‫نتونست بیاد بیرون

771
00:50:01,020 --> 00:50:03,075
‫من طرف رو کشتم

772
00:50:04,350 --> 00:50:05,980
‫ناخواسته بود اما من کشتمش

773
00:50:11,530 --> 00:50:16,200
‫چندین ساله که به‌خاطر محافظت از
‫جاهای مختلف، پول در میارم

774
00:50:18,370 --> 00:50:22,120
‫با پولش قمار می‌کنم و تقریباً همیشه می‌بازم

775
00:50:31,880 --> 00:50:34,550
‫- پروژکتور کجاس؟
‫- طبقه‌ی بالا

776
00:50:35,510 --> 00:50:36,590
‫پلیس رو خبر کنید!

777
00:50:36,590 --> 00:50:38,975
‫خانم، شما اجازه ندارید برید اون بالا

778
00:50:40,890 --> 00:50:42,640
‫همه‌چی هزینه داره

779
00:50:43,600 --> 00:50:45,020
‫مشروب هزینه داره

780
00:50:46,190 --> 00:50:48,190
‫زن‌ها هزینه دارن

781
00:50:49,230 --> 00:50:52,150
‫حقوق اداره پلیس رو هم که کلاً ولش کن

782
00:50:53,610 --> 00:50:56,500
‫باید هر جوری که می‌تونی،
‫خرج زندگیت رو در بیاری

783
00:50:57,320 --> 00:51:01,410
‫من چندین ساله که از چندین‌جا
‫پولِ حفاظت می‌گیرم

784
00:51:02,700 --> 00:51:05,540
‫با اون پول قمار می‌کنم اما
‫تقریباً همیشه از دستش میدم

785
00:51:07,380 --> 00:51:10,130
‫خیلی‌ها توی اداره خبر داشتن که
‫چی‌کار می‌کردم

786
00:51:10,710 --> 00:51:14,880
‫اگه کسی حرفی می‌زد،
‫با هم به یه توافقی می‌رسیدیم

787
00:51:14,880 --> 00:51:17,140
‫سهم‌شون رو می‌دادم و ماجرا تموم می‌شد

788
00:51:18,470 --> 00:51:20,680
‫دیگه چی؟ آهان، درستـه

789
00:51:21,390 --> 00:51:22,770
‫لوکاس اوترو

790
00:51:26,140 --> 00:51:29,733
‫یه خبرنگار تازه‌کار از
‫روزنامه‌ی ایندیپندنسیا

791
00:51:30,350 --> 00:51:31,589
‫یه بی‌سروپا

792
00:51:32,980 --> 00:51:36,700
‫بهم دستور رسید.
‫مجبور بودم دخلش رو بیارم

793
00:51:38,320 --> 00:51:41,950
‫باید وانمود می‌کردم که
‫کار لخت‌کنـه اما نبود

794
00:51:45,500 --> 00:51:47,080
‫نه، کار من بود

795
00:51:49,710 --> 00:51:53,300
‫وقتی داشتم می‌رفتم که کارش رو یه‌سره کنم

796
00:51:53,300 --> 00:51:55,470
‫یکی واردِ آپارتمان شد و...

797
00:51:56,470 --> 00:51:58,550
‫مجبور شدم فرار کنم
