WEBVTT

00:01.000 --> 00:12.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.546 --> 00:15.026
« ۱۹۶۸ »

00:15.530 --> 00:18.240
‫♪ برای رسیدن به آسمون... ♪

00:18.240 --> 00:23.000
‫♪ برای رسیده به آسمون،
‫یه نردبون بلند لازم داری ♪

00:23.000 --> 00:25.580
‫بسه، انریکه. باید حواست رو جمع کنی

00:25.580 --> 00:28.340
‫نه، نه، نه. شوخی نمی‌کنم.
‫اونا اقتصاد فرانسه رو فلج کردن

00:28.340 --> 00:31.160
‫و می‌دونید همه‌چی از کجا شروع شد؟
‫به لطف اعتراضات دانشجویی

00:31.160 --> 00:32.740
‫درست مثل همین، لولا

00:32.840 --> 00:34.130
‫چی شده؟ همه‌چی مرتبـه؟

00:34.130 --> 00:35.800
‫- نه، مرتب نیست
‫- واسه چی؟

00:35.800 --> 00:38.680
‫سه تا گردان دیگه خبر رسوندن که
‫دست به اعتراض نمی‌‌زنن

00:38.680 --> 00:39.970
‫چطور مگه؟

00:39.970 --> 00:42.140
‫یه مشت بی‌خایه. آخه چرا؟

00:42.140 --> 00:43.850
‫فکر می‌کنن برامون تله گذاشتن

00:43.850 --> 00:46.600
‫اگه ما تنها گروهِ تو خیابون‌ها باشیم
‫مهم نیست، خب؟

00:46.600 --> 00:48.190
‫هیشکی جا نمی‌زنه

00:48.190 --> 00:50.570
‫- دانشگاه ملیِ خودگردان میاد تو کانون توجهات
‫- آره!

00:50.570 --> 00:52.370
‫- کانون توجهات
‫- شاید تعدادشون زیاد باشه اما

00:52.370 --> 00:53.740
‫به‌گمونم ازمون می‌ترسن

00:53.740 --> 00:55.200
‫از خایه می‌گیریم‌شون

00:55.200 --> 00:58.715
‫المپیک ده روز دیگه شروع میشه و
‫دیاز اورداز این رو می‌دونه

00:58.740 --> 01:00.740
‫یه کاری کنید از ترس خودش رو خیس کنه

01:00.740 --> 01:01.950
‫عالیـه

01:01.950 --> 01:03.750
‫چون نمی‌دونه چی قراره سرش بیاد

01:05.420 --> 01:06.790
‫اگه واقعاً تله باشه چی؟

01:09.670 --> 01:11.210
‫اگه واقعاً‌ تله باشه چی؟

01:12.380 --> 01:14.170
‫امکان نداره، لوسیو!

01:14.170 --> 01:15.630
‫رسانه‌های خارجی اومدن تو مکزیک

01:15.630 --> 01:17.140
‫حکومت باید خیلی احمق باشه که

01:17.140 --> 01:19.020
‫وقتی کل دنیا داره تماشا می‌کنه،
‫کاری بکنه

01:19.040 --> 01:20.810
‫- راست میگه
‫- ما المپیک نمی‌خوایم

01:20.810 --> 01:22.680
‫انقلاب می‌خوایم

01:22.680 --> 01:24.640
‫ما المپیک نمی‌خوایم

01:24.640 --> 01:26.560
‫انقلاب می‌خوایم!

01:26.560 --> 01:28.770
‫ما المپیک نمی‌خوایم!

01:28.770 --> 01:30.270
‫انقلاب می‌خوایم!

01:30.270 --> 01:32.110
‫دوستان من. همینـه!

01:33.101 --> 01:40.101
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:43.160 --> 01:44.250
‫آره؟

01:45.000 --> 01:46.410
‫- دوستت دارم
‫- من بیشتر

01:49.380 --> 01:51.670
‫وایسید، وایسید، وایسید.
‫فقط یه عکس بگیریم

01:52.630 --> 01:55.590
‫لوسیو. عکس می‌خوایم چیکار؟

01:55.590 --> 01:57.220
‫- آره، عکس دیگه واسه چیه؟
‫- آره

01:59.090 --> 02:01.850
‫لازمـه. فوراً باید بگیریم

02:01.850 --> 02:03.390
‫باید عکس بگیریم

02:03.390 --> 02:05.930
‫گردان، پیش به‌سوی شومینه

02:05.930 --> 02:06.940
‫عکس!

02:07.890 --> 02:09.310
‫جمع شید

02:09.940 --> 02:12.650
‫نزدیک هم باشید.
‫همه باید تو عکس جا بشن

02:12.650 --> 02:16.625
‫چندنفر وایسن، چند نفر زانو بزنن.
‫تکون نخورید وگرنه تار میشه

02:17.400 --> 02:18.400
‫آماده

02:20.160 --> 02:21.160
‫نشونم بدید

02:22.375 --> 02:24.160
‫دستاتون رو نشون بدید، دستاتون!

02:24.160 --> 02:25.675
‫لبخند!

02:30.460 --> 02:33.620
‫« گردان مارکسیستی نارسیسو »

02:35.050 --> 02:36.840
‫آزادی!

02:36.840 --> 02:39.680
‫زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!
‫آزادی!

02:39.680 --> 02:44.220
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب!

02:44.220 --> 02:45.640
‫انقلاب! انقلاب!

02:46.520 --> 02:52.400
‫آزادی! انقلاب!

02:52.400 --> 02:56.650
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب!

02:57.240 --> 02:58.570
‫انقلاب!

03:00.284 --> 03:01.557
‫« گفتمان عمومی »

03:04.780 --> 03:10.620
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب! انقلاب!

03:20.450 --> 03:26.970
‫« دوم اکتبر »

03:26.970 --> 03:31.350
‫دارن شلیک می‌کنن! فرار کنید، فرار کنید!
‫اُلگا رو بگیر! اُلگا رو بگیر!

03:31.350 --> 03:32.650
‫لولا!

03:32.650 --> 03:36.320
‫دارن همه رو می‌کشن!
‫دارن همه رو می‌کشن!

03:37.216 --> 03:40.536
« زنان آبی‌پوش »

04:38.932 --> 04:41.918
« ۱۹۷۱ »

04:53.810 --> 04:55.100
‫آره

04:57.560 --> 04:58.570
‫درش بیار

05:18.670 --> 05:19.880
‫مایه‌ی خجالتـه

05:21.800 --> 05:23.050
‫مایه‌ی خجالتـه

05:24.300 --> 05:25.300
‫چی؟

05:25.880 --> 05:28.000
‫گفتم مایه‌ی خجالتـه

05:29.050 --> 05:32.000
‫خیر سرت یه زن گُنده‌ای

05:33.930 --> 05:35.520
‫- میرم قهوه درست کنم
‫- باشه، مامان

06:01.630 --> 06:02.880
‫ماریا

06:11.350 --> 06:16.020
‫بعضی‌هاشون رو سال ۶۸ کشتم.
‫اونایی که فرار کرده بودن

06:17.020 --> 06:18.810
‫آخرسر پیداشون کردم

06:18.810 --> 06:21.730
‫یکی رو تو خونه‌ی خودش کشتم

06:21.730 --> 06:23.780
‫یکی دیگه رو هم تو کلیسا

06:23.780 --> 06:26.030
‫لباس کشیش‌ها رو پوشیده بود

06:26.030 --> 06:30.000
‫اما از همون در جلو، بوی گند کمونیست می‌داد

06:32.990 --> 06:34.519
‫دیگه چی می‌خوای بدونی؟

06:35.620 --> 06:36.870
‫خیلی خب

06:36.870 --> 06:39.960
‫گفتید یکی این ویدیو رو
‫دم در ورودی‌تون گذاشته

06:39.960 --> 06:41.250
‫نظری دارید که کی؟

06:41.250 --> 06:43.170
‫مشخصه، همونی که ضبطش کرده

06:43.170 --> 06:45.260
‫اما چرا باید برای شما بیارتش؟

06:45.260 --> 06:48.130
‫تا از خایه آویزونم کنن، هررا.
‫چه دلیل دیگه‌ای داره؟

06:48.130 --> 06:52.000
‫چون بیشتر اعترافاتی که کرده،
‫مال زمانی بوده که پلیس بوده

06:52.350 --> 06:54.470
‫ممکنه نسخه‌های بیشتری ازش باشه

06:54.470 --> 06:57.730
‫اگه می‌خواست پخشش کنه،
‫زودتر این کار رو می‌کرد

06:58.520 --> 07:01.190
می‌خواد دست از سرش برداریم

07:01.190 --> 07:03.840
‫دقیقاً هم همین کار رو می‌کنیم

07:04.860 --> 07:06.860
‫این گزارش رسمی‌مونـه، هررا

07:07.990 --> 07:10.110
‫بعد از تحقیقاتی کامل،

07:10.550 --> 07:12.870
‫پلیس وارد محل اقامت مظنون شد

07:12.870 --> 07:13.950
‫رئیس...

07:13.950 --> 07:16.240
‫وقتی پیداش کردن، تا دندان مسلح بود

07:16.240 --> 07:21.080
‫بعد از یه درگیری، تو زدیش زمین یا
‫هر غلط دیگه‌ای که دلت خواست کردی

07:21.080 --> 07:23.790
‫متأسفانه، مظنون زنده نموند

07:24.460 --> 07:27.300
‫نه به اسمش اشاره‌ای می‌کنیم و
‫نه به این موضوع که پلیس بوده

07:27.300 --> 07:29.170
‫با کمال احترام، رئیس اسکوبدو...

07:30.340 --> 07:32.260
‫حقیقت دیر یا زود مشخص میشه

07:32.260 --> 07:33.640
‫نه، هررا

07:35.100 --> 07:36.600
‫نه اگه درست انجامش بدیم

07:36.600 --> 07:38.275
‫داریم می‌ذاریم قسر در بره

07:38.280 --> 07:40.875
‫اون لحظه‌ست که حمله می‌کنی،
‫زمانی که گاردش رو گرفته پایین

07:40.880 --> 07:42.310
‫اون موقع‌ست که گیرش میندازی

07:42.310 --> 07:44.275
‫سرنخی داری؟

07:45.570 --> 07:49.780
‫فیلیبرتو گرا مسئول نظارت به اون
‫گروه دانشجویی تو سال ۱۹۶۸ بوده

07:49.780 --> 07:51.320
‫این هم از انگیزه‌ی قتل

07:51.320 --> 07:53.620
‫گرا می‌خواسته همه‌شون رو بکشه اما

07:53.620 --> 07:56.370
‫یکی‌شون فهمیده و کار رو تموم کرده

07:56.370 --> 07:57.644
‫چندتاشون هنوز زنده‌ن؟

07:59.450 --> 08:01.830
‫- فقط سه نفر
‫- عالیـه

08:02.330 --> 08:04.790
‫اون سه تا جاکش رو می‌گیریم

08:04.790 --> 08:08.130
‫سریع هم این کار رو می‌کنیم تا
‫فقط نسخه‌ی خودمون از این داستان بمونه

08:08.130 --> 08:10.420
‫باشه؟ بریم به کارمون برسیم

08:11.800 --> 08:14.050
‫همون‌طور که بعضی‌هاتون می‌دونید...

08:14.050 --> 08:18.498
‫شب گذشته، من و جناب سروان روماندیا
‫جسد فیلیبرتو گرا رو پیدا کردیم

08:19.430 --> 08:22.390
‫گرا مظنون اصلی سه قتل انجام شده بود

08:22.390 --> 08:27.230
‫دو تاشون عضو یه گروه دانشجویی بودن که
‫سال ۱۹۶۸، دست به تظاهرات زدن

08:27.860 --> 08:31.440
‫قبل از این که گیرش بندازیم،
‫یکی اون رو کشته بود

08:31.440 --> 08:36.070
‫تمرکز تحقیقات‌مون رو می‌ذاریم روی
‫سه عضو گروه دانشجویی‌ای که

08:36.070 --> 08:37.950
‫زنده موندن

08:37.950 --> 08:39.330
‫مفهومـه؟

08:39.330 --> 08:41.290
‫اون سه نفر قربانی هستن، قربان

08:41.290 --> 08:43.740
‫باید ازشون محافظت کنیم،
‫نه که بیفتیم دنبال‌شون

08:43.740 --> 08:44.920
‫کاماچو!

08:44.920 --> 08:46.330
‫گوش‌تون با من باشه!

08:46.330 --> 08:49.090
‫اینجا کسی نیفتاده دنبال کسی

08:49.590 --> 08:51.170
‫اما اونا مظنونـن

08:51.170 --> 08:53.550
‫باید ازشون بازجویی کنیم و
‫عذرشون رو بررسی کنیم

08:53.550 --> 08:56.720
‫اگه عذری داشته باشن، پس مشکلی نیست

08:56.720 --> 09:01.310
‫ اون سه بازمانده از گروه مارکسیستی نارسیسو

09:01.310 --> 09:04.640
‫لولا هوفمن، دامیان اوخدا و
‫انریکه سارابیا هستن

09:04.640 --> 09:06.550
‫نشونیِ دو نفر اول رو داریم

09:06.570 --> 09:08.820
‫متأسفانه پیدا کردن نشونی انریکه سارابیا

09:08.820 --> 09:11.690
‫خیلی مشکل بوده

09:11.690 --> 09:15.410
‫روماندیا، تو و تیمت همه‌ی مدارکی که تو
‫خونه‌ی فیلیبرتو گرا

09:15.410 --> 09:16.950
‫پیدا کردیم رو بررسی می‌کنید

09:16.950 --> 09:18.200
‫مفهومـه؟

09:18.200 --> 09:19.370
‫بله، قربان

09:19.370 --> 09:20.370
‫یه مسئله‌ی دیگه

09:21.250 --> 09:24.290
‫این دستوریـه که از طرف رئیس اسکوبدو اومده

09:24.290 --> 09:27.710
‫هیچ‌کس بیرون این چهاردیواری،
‫نباید از اسم فیلیبرتو گرا باخبر بشه

09:27.710 --> 09:30.710
‫چه برسه به این که کسی بفهمه
‫قبلاً پلیس بوده

09:31.750 --> 09:34.130
‫نمی‌خوایم رسوایی به بار بیاریم.
‫مفهومـه؟

09:34.130 --> 09:35.220
‫بله، قربان

09:35.220 --> 09:37.680
‫خب دیگه. مرخصید. ممنونم

09:43.100 --> 09:44.350
‫قضیه چیـه، گابا؟

09:44.350 --> 09:45.390
‫فیلیبرتو گرا

09:45.890 --> 09:47.671
‫بابا می‌شناختش

09:48.190 --> 09:49.190
‫گوش کن، گابینا

09:49.675 --> 09:52.690
‫هیچ می‌دونی که بابا چند نفر رو می‌شناخته؟

09:52.690 --> 09:54.820
‫چندین بار اومده بود خونه‌مون

09:54.820 --> 09:55.900
‫یادمـه

09:57.320 --> 09:58.320
‫گابینا

09:59.200 --> 10:01.620
‫فیلیبرتو گرا آدم خوبی نبود

10:02.350 --> 10:05.950
‫هر کی تو نیروی پلیس بود رو
‫فریب داد، حتی بابا

10:13.125 --> 10:15.975
‫من با هیچ‌کدوم از این کارها موافق نیستم

10:19.340 --> 10:22.060
‫والنتینا، ما فقط دنبال جواب می‌گردیم

10:22.060 --> 10:24.180
‫بیشتر شبیه سپرهای بلان.
‫مگه نشنیدین؟

10:24.680 --> 10:27.690
‫اسکوبدو داره این حقیقت رو مخفی می‌کنه که
‫فیلیبرتو گرا پلیس بوده

10:27.690 --> 10:30.270
‫چون ۱۷ سال پیش اخراج شده

10:30.270 --> 10:34.070
‫پس چرا باید بگیم؟
‫این‌طوری فقط مردم رو ضد خودمون می‌کنیم

10:34.650 --> 10:36.950
‫در ضمن، نمیشه مطمئن بود که
‫اونا بی‌گناهـن، وال

10:36.950 --> 10:38.675
‫وایسید، وایسید

10:39.280 --> 10:41.950
‫اصلاً فرض کنید کاری یکی‌شون بوده...

10:41.950 --> 10:44.040
‫دفاع از خود محسوب میشه

10:44.040 --> 10:45.120
‫احتمالش خیلی کمـه

10:45.575 --> 10:48.790
‫با این که ممکنه قاتل می‌ترسیده که
‫فیلیبرتو بیاد سراغش،

10:48.790 --> 10:51.943
‫شواهد واضحاً نشون میدن که این
یه ‫قتل با برنامه‌ریزی قبلی بوده

10:52.460 --> 10:53.550
‫بهش فکر کن

10:53.550 --> 10:57.010
‫قاتل وارد خونه‌ی فیلیبرتو شده.
‫دست و پاش رو بسته. بعد هم اون رو کشته

10:57.010 --> 11:01.125
‫بدون تماس با پلیس فرار کرده.
‫این دفاع از خود به حساب نمیاد

11:02.370 --> 11:05.081
‫من نمیفتم دنبال کنش‌گرها

11:06.100 --> 11:08.020
‫پس بیا عذرشون رو پیدا کنیم

11:08.950 --> 11:12.526
‫اگه بتونیم تأیید کنیم که بی‌گناهـن،
‫می‌تونیم ازشون محافظت کنیم

11:12.900 --> 11:15.508
‫مگه این که ترجیح بدی که
‫اونا همه‌ی کارها رو بکنن

11:20.610 --> 11:21.610
‫یالا

11:28.750 --> 11:30.040
‫خانم‌ها و آقایون

11:31.100 --> 11:34.945
‫شب گذشته، تیمی به رهبری کارآگاه هررا

11:35.750 --> 11:40.430
‫وارد خونه‌ی قاتل لورنزو وارگاس و
‫لوسیو لیما شدند

11:40.430 --> 11:44.850
‫بعد از نمایش شجاعتی مثال‌زدنی،
‫پیروزمندانه خارج شدند

11:46.430 --> 11:48.350
‫- کیه؟
‫- دامیان اوخدا

11:48.350 --> 11:49.430
‫« پلیس شرافت و اعتماد »

11:49.430 --> 11:50.850
‫چندتا سؤال ازت داشتیم

11:54.560 --> 11:55.730
‫لولا هوفمن؟

11:56.360 --> 11:57.780
‫بله

11:57.780 --> 11:59.360
‫کارآگاه آنتونیو دیاز هستم

11:59.860 --> 12:01.200
‫لطفاً همراه من بیا

12:01.200 --> 12:03.240
‫من به شما قول دادم که...

12:03.240 --> 12:04.570
‫دستگیرش می‌کنم

12:04.570 --> 12:06.870
‫همچنین مایلم تا تأیید کنم که

12:06.870 --> 12:09.830
‫قاتل خون‌سرد هم کشته شده

12:09.830 --> 12:12.370
‫من بدون حکم، هیچ‌جا نمیام

12:13.460 --> 12:15.420
‫چه غلط‌ها! بیا ببینم

12:15.420 --> 12:16.810
‫اسم من لولا هوفمنـه و

12:16.830 --> 12:18.880
‫کارآگاه آنتونیو دیاز داره بازداشتم می‌کنه!

12:18.880 --> 12:21.550
‫- دهنت سرویسـه، جاکش!
‫- ولم کن، عوضی!

12:21.550 --> 12:24.010
‫من نام قاتل رو افشا نمی‌کنم

12:24.010 --> 12:25.550
‫اگه به اسمش اشاره کنم...

12:25.550 --> 12:28.890
‫مطالعات نشون میدن
‫وقتی این کار رو می‌کنیم...

12:28.890 --> 12:31.890
‫قاتل‌های بیشتری مثل اون به‌وجود میان

12:31.890 --> 12:33.270
‫مرد جوان

12:33.270 --> 12:35.360
‫رئیس، بعد از پاک‌سازی خیابون‌ها...

12:35.360 --> 12:38.350
‫شغلی در حوزه‌ی سیاست رو در نظر دارید؟

12:38.375 --> 12:39.570
‫سیاست؟

12:39.570 --> 12:42.450
‫مثلاً... کاندیدای ریاست جمهوری بشید

12:42.450 --> 12:43.660
‫نه، پسرم

12:43.660 --> 12:48.601
‫در حال حاضر، من به رئیس‌جمهور وفادارم

12:49.200 --> 12:51.750
‫اما تکرار می‌کنم، اولویت من

12:51.750 --> 12:55.920
‫اینـه که مکزیکوسیتی رو امن نگه دارم

13:01.340 --> 13:03.010
‫کارت خوب بود، بچه

13:03.700 --> 13:05.575
‫شما فقط دستور بدید، رئیس

13:17.190 --> 13:18.770
‫- سلام، ماریا
‫- سلام، چلا

13:26.780 --> 13:28.320
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- چی؟

13:29.410 --> 13:31.400
‫نه. خودم می‌تونم

13:32.120 --> 13:33.710
‫انگار کمک لازم داری

13:36.670 --> 13:38.960
‫کمک لازم ندارم

13:39.975 --> 13:41.738
‫همه‌چی مرتبـه؟

13:42.840 --> 13:44.510
‫ممنون بابتِ... اما...

13:47.550 --> 13:49.650
‫یهو یادم اومد که...

13:52.180 --> 13:53.930
‫باید با چلا... حرف بزنم!

13:56.940 --> 13:58.020
‫همه‌چی مرتبـه؟

14:00.110 --> 14:02.400
‫راستش، کاری باهات نداشتم

14:03.030 --> 14:05.570
‫میشه همین‌طوری باهام حرف بزنی؟

14:08.240 --> 14:09.307
‫یه چیزی بگم؟

14:09.990 --> 14:13.240
‫روابط عاشقانه تو محیط کار
‫شاید جالب به‌نظر بیان

14:13.240 --> 14:15.250
‫اما هیچ‌وقت عاقبت خوبی ندارن

14:15.250 --> 14:17.210
‫بهم اعتماد کن

14:17.210 --> 14:19.734
‫من می‌دونم آخر این ماجرا چی میشه

14:22.960 --> 14:23.960
‫مراقب باش

14:30.550 --> 14:32.350
‫گرا! گرا!

14:32.350 --> 14:33.470
‫چی می‌خوای، گابا؟

14:34.020 --> 14:36.230
‫به‌نظرت ما هم می‌تونیم بازجویی رو ببینیم؟

14:36.230 --> 14:37.560
‫احمقی چیزی شدی؟ واسه چی؟

14:37.560 --> 14:39.400
‫خفه شو، کسی از تو نپرسید

14:39.400 --> 14:41.625
‫بیخیال دیگه، لطفاً.
‫فقط می‌خوایم نگاه کنیم

14:42.020 --> 14:43.110
‫باشه؟

14:43.110 --> 14:45.490
‫- هنوز کارهای خودت رو نکردی
‫- خفه شو

14:46.690 --> 14:49.410
‫اون پشت وایمیسید و دهن‌تون رو می‌بندید

14:49.410 --> 14:51.070
‫- واضحـه؟
‫- آره

14:56.040 --> 14:57.040
‫چته؟

15:16.220 --> 15:17.680
‫خوشحالم قبول کردی که بیای

15:19.100 --> 15:21.050
‫چاره‌ای نداشتم

15:26.400 --> 15:27.740
‫فیلیبرتو گرا

15:29.820 --> 15:32.015
‫این اسم برات آشنا نیس؟

15:33.320 --> 15:35.685
‫همون عوضی‌ایـه که جاسوسی‌مون رو می‌کرد

15:37.700 --> 15:39.050
‫دست برداشت؟

15:39.870 --> 15:43.100
‫بعد از قتل‌عام تلاتلولکو،
‫گروه‌مون منحل شد...

15:44.540 --> 15:46.550
‫همون‌طور که احتمالاً می‌دونید

15:48.210 --> 15:51.425
‫برای همین، به‌گمونم بهش دستور دادن که
‫دست از سرمون برداره

15:52.470 --> 15:54.050
‫ما معتقدیم که فیلیبرتو گرا

15:54.050 --> 15:57.810
‫انگیزه‌ی شخصی برای انتقام از شما و
‫گروه‌تون داشته

15:57.810 --> 15:59.959
‫من عضو گروهی نیستم

16:00.560 --> 16:03.500
‫و محض اطلاع، فیلیبرتو جاسوسی ما رو...

16:03.500 --> 16:07.820
‫به دستور همین حکومتی که
‫حقوق شما رو میده، می‌کرد

16:07.820 --> 16:11.320
‫اون دیگه برای پلیس کار نمی‌کرد.
‫با این‌حال...

16:11.725 --> 16:13.723
‫می‌خواست تک‌تک شما رو بکشه

16:15.280 --> 16:16.280
‫خب؟

16:17.290 --> 16:19.540
‫خوشبختانه، قبلش خودش کشته شد، مگه نه؟

16:21.080 --> 16:23.525
‫خوشحالم که یکی این کار رو کرده

16:24.080 --> 16:27.028
‫چون شاید بعدی من بودم و
‫شماها هم که هیچ غلطی نمی‌کردید

16:27.550 --> 16:32.260
‫پنج‌شنبه بین ساعت‌ ۶ عصر و ۴ صبح
‫کدوم گوری بودی؟!

16:32.260 --> 16:34.075
‫همون‌جایی که همیشه هستم

16:34.725 --> 16:37.455
‫من نگهبان یه کارخونه‌ی صابون‌سازیـم

16:38.470 --> 16:40.430
‫- رئیست می‌تونه این رو تأیید کنه؟
‫- بله

16:40.430 --> 16:43.100
‫هر شب کارت حضورغیابم رو پانچ می‌کنم

16:43.100 --> 16:45.825
‫اگه خواستید، می‌تونید سوابق رو بررسی کنید

16:48.150 --> 16:49.820
‫نشونی کارخونه رو بنویس

16:54.570 --> 16:57.700
‫زندگی اون پیک‌تون به یه ورم هم نیست

16:58.490 --> 17:02.040
‫من پول پیک رو دادم و
‫خودم نمیام ببرمش

17:02.580 --> 17:04.080
‫نه، خانم. نه

17:07.340 --> 17:09.800
‫باید بری عذر این یارو رو بررسی کنی

17:09.800 --> 17:11.460
‫به واکا میگم

17:11.460 --> 17:14.590
‫لوزانو، به تو گفتم این کار رو بکنی.
‫مهمـه

17:14.590 --> 17:16.590
‫باید خودت شخصاً بری

17:17.510 --> 17:18.760
‫خبرش رو بهم بده

17:19.510 --> 17:20.520
‫باشه

17:26.379 --> 17:27.964
‫« بی‌گفتمان »

17:30.860 --> 17:34.220
‫انریکه سارابیا.
‫کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

17:35.450 --> 17:36.910
‫واسه چی؟

17:36.910 --> 17:39.934
‫تا بیاریدش اینجا و عین یه آشغال
‫باهاش رفتار کنید؟

17:40.450 --> 17:42.160
‫عین یه مجرم؟

17:42.160 --> 17:43.620
‫نه، نه، نه

17:43.620 --> 17:47.375
‫سوابق کیفریشـه که باعث شده مجرم باشه

17:47.875 --> 17:52.488
‫خسارت به اموال خصوصی، یورش،
‫ممانعت از اجرای عدالت

17:53.050 --> 17:55.170
‫شما بودید که باعث این اتفاقات شدید

17:55.170 --> 17:56.380
‫از کجا می‌دونی؟

17:56.380 --> 17:58.260
‫تو که گفتی سه ساله ندیدیش

17:58.260 --> 18:00.390
‫بهت یادآوری می‌کنم که اگه جاش رو بدونی و

18:00.390 --> 18:01.510
‫همکاری نکنی

18:01.875 --> 18:03.850
‫باعث میشه که هم‌‌دستش باشی

18:03.850 --> 18:06.044
‫و این حرم محسوب میشه

18:07.050 --> 18:10.131
‫آخرین باری که انریکه و بقیه‌شون رو دیدم،
‫سال ۶۸ بود

18:14.110 --> 18:16.780
‫ما فقط می‌خواستیم نقش مهمی داشته باشیم

18:19.450 --> 18:20.780
‫می‌خواستیم که...

18:21.490 --> 18:22.660
‫دنیا رو تغییر بدیم

18:27.040 --> 18:29.630
‫اما اون روز بود که فهمیدم،
‫دنیا هیچ‌وقت عوض نمیشه

18:35.590 --> 18:36.970
‫چه برسه دنیای ما

18:42.310 --> 18:46.000
‫بعد از ظهر اون روز توی تلاتلولکو
‫نصف اعضای گروه‌مون رو کشتن

18:49.480 --> 18:52.450
‫اگه کسی تاوانش رو پس داده، بهم بگید

18:53.650 --> 18:54.940
‫هیچ‌کس؟

19:32.325 --> 19:35.508
‫دامیان

19:36.860 --> 19:38.190
‫دیگه چی می‌خواید؟

19:38.190 --> 19:41.070
‫فقط خواستم بگم که بابت دوستات متأسفم

19:41.070 --> 19:43.240
‫بابت همه‌ی چیزهایی که کشیدی، متأسفم

19:43.240 --> 19:45.025
‫آره، من هم متأسفم

19:48.000 --> 19:50.750
‫بابت بلایی که سر این کشور اومده، متأسفم

19:51.580 --> 19:53.325
‫آره، اون هم هست

19:56.170 --> 19:57.340
‫تو اون روز کجا بودی؟

19:59.630 --> 20:00.630
‫کدوم روز؟

20:02.050 --> 20:03.050
‫دوم اکتبر

20:05.010 --> 20:07.975
‫مامانم نمی‌ذاشت تو راهپیمایی شرکت کنم

20:08.770 --> 20:12.150
‫فرداش که روزنامه رو خوندم،
‫چمدونم رو بستم و از خونه رفتم

20:16.507 --> 20:19.427
‫من هم باید تو اون راهپیمایی شرکت می‌کردم

20:20.280 --> 20:22.700
‫نه تو و نه هیچ‌کدوم‌مون،
‫نباید اونجا می‌بودیم

20:25.410 --> 20:26.700
‫اما ما بودیم

20:38.170 --> 20:39.420
‫این رو بذارم اینجا، سرکار؟

20:39.920 --> 20:40.920
‫بذارشون اونجا

20:44.470 --> 20:45.640
‫یالا، برو برش دار

20:57.020 --> 20:58.730
‫ماریا، چه غافلگیری دل‌انگیزی

21:02.280 --> 21:03.660
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

21:03.660 --> 21:08.660
‫منتظرم تا رئیس اسکوبدو بذارن
‫مزاحم وقت‌شون بشم

21:09.700 --> 21:12.330
‫می‌خوام بهشون پیشنهاد مشاوره بدم

21:12.330 --> 21:13.500
‫مشاوره؟

21:14.046 --> 21:16.606
‫فهمیدم که شرکت‌های حقوقی

21:16.630 --> 21:18.630
‫واسه استخدام وکلای با سابقه‌ای مثل من،
‫صف نکشیدن

21:21.970 --> 21:23.010
‫من هم دنبال کارم

21:24.220 --> 21:27.125
‫ماریا، ممکنه که ازش بخوای...

21:27.130 --> 21:29.205
‫من رو هم در نظر بگیره؟

21:30.310 --> 21:31.680
‫اون به حرف من گوش نمی‌کنه

21:31.680 --> 21:33.310
‫خودت رو دست‌کم نگیر

21:33.310 --> 21:35.980
‫تو از چیزی که فکر می‌کنی،
‫قدرت بیشتری داری، ماریا

21:37.730 --> 21:40.225
‫این رو هم می‌دونی که
‫من چقدر می‌تونم کمک کنم

21:40.230 --> 21:44.975
‫و همون‌طور که میگن، ضرری نداره که
‫آدم یه کمک‌دست داشته باشه

21:47.120 --> 21:49.950
‫فکر نمی‌کنم کمکی از دست من ساخته باشه.
‫معذرت می‌خوام

21:49.950 --> 21:51.910
‫ببخشید، من باید برم

21:51.910 --> 21:53.450
‫اشکالی نداره

21:53.450 --> 21:56.300
‫از دیدنت خوشحال شدم، ماریا

22:13.890 --> 22:14.930
‫خبری نشد؟

22:18.560 --> 22:19.560
‫نه

22:20.730 --> 22:22.530
‫عذرشون موجه بود

22:22.530 --> 22:26.110
‫حرف نمی‌زنن.
‫هیچ‌کدوم‌شون انریکه سارابیا رو لو نمیدن

22:26.110 --> 22:28.740
‫- لولا هوفمن جاش رو می‌دونه
‫- از کجا می‌دونی؟

22:28.740 --> 22:32.410
‫جفت‌شون شیش ماه پیش، همون‌جا و
‫همون‌ روز دستگیر شدن

22:32.410 --> 22:33.910
‫هنوز با هم در تماسـن

22:33.910 --> 22:35.080
‫باید از زیر زبونش بکشیم

22:35.080 --> 22:36.960
‫دقیقاً چطوری می‌خوای از زیر زبونش بکشی؟

22:36.960 --> 22:38.250
‫به تو مربوط نیست

22:38.250 --> 22:41.290
‫واسه این حرف نمی‌زنه، چون می‌خواد
‫دوستش رو از دست امثال تو نجات بده

22:43.460 --> 22:45.525
‫من یه پیشنهادی دارم

22:45.970 --> 22:47.050
‫طبق گفته‌ی خودشون...

22:47.050 --> 22:48.890
‫ما لنگه‌ی همدیگه‌ایم

22:50.680 --> 22:53.810
‫قیافه‌مون عین همون حروم‌زاده‌ایـه که
‫جاسوسی‌شون رو می‌کرده

22:53.810 --> 22:55.680
‫که عین حیوون‌ها افتاده به جون‌شون

22:55.680 --> 22:57.310
‫منظورت رو بگو

22:57.310 --> 23:00.020
‫شاید، بتونیم یه...

23:03.175 --> 23:04.759
‫چهره‌ی جدید بهشون پیشنهاد بدیم

23:10.320 --> 23:14.450
‫لولا، من ستوان دلا توره هستم و
‫ایشون هم سرکار کاماچو هستن

23:14.450 --> 23:17.396
‫عذر شما مورد تأیید ما بوده

23:18.080 --> 23:19.500
‫ناامید شدید؟

23:19.500 --> 23:20.500
‫نه

23:21.920 --> 23:23.340
‫خیال‌مون راحت شد

23:25.550 --> 23:28.866
‫لولا، ما باید انریکه سارابیا رو پیدا کنیم

23:29.775 --> 23:31.700
‫واسه چی؟

23:32.720 --> 23:35.310
‫فیلیبرتو گرا دو تا از دوستای من رو کشته

23:35.310 --> 23:38.180
‫این که تاوانش رو با جونش داده،
‫عادلانه بوده

23:38.180 --> 23:39.810
‫انریکه هیچ‌کسی رو نکشته

23:40.770 --> 23:43.900
‫می‌دونم که فیلیبرتو گرا آدم بی‌ثباتی بود

23:43.900 --> 23:47.150
‫بی‌ثبات به کسی میگن که پشت چراغ قرمز
بهت بد و بی‌راه بگه

23:47.150 --> 23:49.030
‫فیلیبرتو گرا یه قاتل بود

23:49.030 --> 23:53.280
‫یه روانی. قاتلی که آدم‌های بی‌گناه رو
‫قتل‌عام می‌کرد

23:53.280 --> 23:54.530
‫آدم‌های خوب. آدم‌هایی که...

23:55.975 --> 23:57.200
‫درستـه

23:57.200 --> 24:00.000
‫در هر صورت، ما باید تحقیق کنیم

24:00.710 --> 24:02.170
‫نمیشه که همین‌طوری...

24:02.170 --> 24:03.250
‫خوشحالم که کشته شد

24:06.630 --> 24:08.040
‫الان چی بلغور کرد؟

24:08.040 --> 24:10.260
‫- این مسخره‌بازی رو تمومش می‌کنم
‫- هررا

24:10.260 --> 24:11.260
‫ولم کن

24:12.220 --> 24:14.700
‫بذار ادامه بدن. خواهش می‌کنم

24:22.900 --> 24:25.820
‫منظور سرکار کاماچو این بود که...

24:25.820 --> 24:26.820
‫نه

24:30.110 --> 24:31.820
‫منظورم این بود که...

24:31.820 --> 24:33.990
‫خوشحالم که کشته شد

24:33.990 --> 24:35.070
‫وال

24:35.070 --> 24:39.410
‫چون می‌دونیم که لوسیو لیما و
‫لورنزو وارگاس رو کشته و

24:39.410 --> 24:43.120
‫می‌دونیم که برای هشدار به شما
‫انگشتاشون رو بریده

24:43.120 --> 24:46.210
‫می‌دونستیم که افتاده دنبال شما و
‫می‌خواست تک‌تک‌تون رو بکشه

24:48.375 --> 24:50.114
‫و پلیس...

24:50.920 --> 24:52.130
‫ده قدم عقب‌تر بود

24:54.970 --> 24:55.970
‫خب؟

24:57.060 --> 24:58.060
‫درستـه

24:59.520 --> 25:01.940
‫ما می‌خواستیم همه‌تون رو پیدا کنیم تا

25:03.050 --> 25:06.839
‫بهتون هشدار بدیم.
‫همین‌طوری اُلگا رو پیدا کردیم

25:09.860 --> 25:13.450
‫شما بودید که بهش هشدار دادید؟

25:16.740 --> 25:17.830
‫بله

25:19.370 --> 25:22.500
‫ممنون. ممنون

25:24.330 --> 25:27.340
‫لولا، اگه واقعاً‌ اعتقاد داری که
‫انریکه بی‌گناهـه

25:28.300 --> 25:29.904
‫کمک‌مون کن پیداش کنیم

25:31.670 --> 25:34.012
‫اگه فرار کنه، خودش رو گناهکار نشون میده

25:34.510 --> 25:37.500
‫و اگه این فرصت رو بهش ندیم که
‫بتونه خودش رو تبرئه کنه

25:38.125 --> 25:40.706
‫باید تا آخر عمرش فراری باشه

25:43.289 --> 25:46.458
‫باشه؛ میگم کجا می‌تونید پیداش کنید

25:50.738 --> 25:52.532
‫مطمئنی انریکه سارابیا اینجا زندگی می‌کنه؟

25:52.532 --> 25:55.535
‫آره، با مادرش اینجا زندگی می‌کنن

25:55.535 --> 25:57.161
‫آخرین باری که دیدیش کِی بود؟

25:57.161 --> 26:00.290
‫خب، چند هفته پیش بود.
‫البته مامانش رو می‌بینم

26:00.290 --> 26:02.375
‫بعضی وقت‌ها، میاد و میره

26:02.876 --> 26:05.086
‫خیلی‌ خب، ممنونم بابت اطلاعاتی که
‫در اختیارمون گذاشتید

26:05.086 --> 26:07.088
‫خواهش می‌کنم، با اجازه

26:07.088 --> 26:08.089
‫خداحافظ

26:09.173 --> 26:10.884
‫باید این احتمال رو در نظر بگیریم که

26:10.884 --> 26:12.552
‫- ممکنه از شهر رفته باشه
‫- آره

26:13.177 --> 26:18.850
‫عکسش رو همه‌جا پخش کنید. عوارضی‌ها،
‫ترمینال‌های اتوبوس، ایستگاه‌های قطار

26:19.684 --> 26:21.102
‫حتی فرودگاه

26:22.395 --> 26:23.396
‫تو همین‌جا بمون

26:23.938 --> 26:26.316
‫اگه اومد اینجا، مستقیم بیارش اداره!

26:26.316 --> 26:27.317
‫چشم

26:27.817 --> 26:28.985
‫می‌بینمت

26:28.985 --> 26:29.986
‫چشم قربان

26:32.000 --> 26:39.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:41.206 --> 26:43.583
‫معلوم شد مامان اشتباه می‌کرده

26:43.583 --> 26:45.210
‫- درموردِ چی؟
‫- رفتم پیش کارو

26:45.835 --> 26:47.295
‫- واقعاً؟
‫- آره

26:47.295 --> 26:48.379
‫خیلی تغییر کرده

26:48.922 --> 26:50.381
‫خوشحاله و خیلی خوشبخته

26:51.174 --> 26:52.884
‫اصلاً باورم نشد

26:53.801 --> 26:56.179
‫و این‌ که یه نصیحت عجیب‌غریب هم بهم کرد

26:57.013 --> 26:58.014
‫چی گفت؟

26:59.682 --> 27:03.228
‫رسماً بهم گفت برو با روماندیا سکس کن!

27:04.646 --> 27:09.359
‫چی؟ خب، من‌ باشم حتماً به توصیه‌ی
‫یه زنِ خوشحال و خوشبخت گوش می‌کنم

27:09.359 --> 27:10.527
‫یه چیزی پیدا کردم

27:12.541 --> 27:15.360
‫به تمام بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی‌های
شهر زنگ زدم ‫و

27:15.384 --> 27:17.236
سراغ انریکه سارابیا رو گرفتم

27:17.261 --> 27:18.262
‫خب؟

27:18.576 --> 27:21.579
‫چیزی پیدا نکردم، چون فامیلی کاملش

27:21.579 --> 27:23.581
‫«انریکه سارابیا مدینا»ست.

27:24.332 --> 27:27.794
‫فامیلی مادریش یعنی «انریکه مدینا» رو
امتحان کردم

27:27.794 --> 27:30.547
‫و یه بیمار با همین نام توی
بیمارستان سانتو توماس پیدا کردم

27:30.547 --> 27:31.714
‫ممکنه خودش باشه

27:32.674 --> 27:34.884
‫اما بیمارستان گفت نمی‌تونه
‫اطلاعات بیشتری بهمون بده

27:34.884 --> 27:37.136
‫مگه این‌ که حضوری بریم اونجا

27:39.556 --> 27:41.599
‫می‌تونید تعریف کنید دقیقاً چی شد؟

27:42.725 --> 27:46.604
‫هفته پیش، توی یکی از همین اعتراضات
شرکت می‌کنه

27:47.272 --> 27:49.816
‫برای حمایت از دانشجویان مونتوری رفته بودن

27:50.608 --> 27:52.777
‫اون‌هایی که طعمه‌ی «شاهین‌ها» شده بودن

27:52.777 --> 27:54.404
‫همون گروهی که لباس شخصی تن‌شون بود

27:54.404 --> 27:56.739
‫و باتوم داشتن

27:56.739 --> 27:59.200
‫و یهو می‌ریزن سر مردم کتک‌شون می‌زنن

27:59.742 --> 28:01.995
‫پس یه هفته‌ست که اینجاست؟

28:01.995 --> 28:03.329
‫توی کُماست!

28:04.747 --> 28:05.748
‫و می‌دونید چیه؟

28:06.457 --> 28:09.961
‫من کسی رو که تا حد مرگ
کتکش زده مقصر نمی‌دونم

28:10.712 --> 28:13.339
‫کسی رو مقصر می‌دونم که برده بودش
به اون اعتراضات

28:13.339 --> 28:16.009
‫کسی که این افکار خطرناک رو کرده توی مغزش

28:16.009 --> 28:18.553
‫کسی که مجبورش کرده بوده بره

28:20.179 --> 28:21.180
‫این آدم کیه؟

28:22.265 --> 28:25.435
‫یکی از دوستای دانشگاهیش،
اسمش دامیان اوخدائه

28:26.686 --> 28:29.189
‫یعنی می‌گید پسرتون و دامیان اوخدا

28:29.189 --> 28:32.066
‫بعد از اتفاقات سال ۶۸
همچنان با هم در ارتباط بودن؟

28:32.066 --> 28:33.735
‫خیلی صمیمی بودن

28:33.735 --> 28:36.362
‫انریکه هر کاری که دامیان می‌گفت رو
انجام می‌داد

28:37.822 --> 28:39.741
‫حتی گیتار زدن رو هم کنار گذاشت. و...

28:41.284 --> 28:43.161
‫باید می‌دیدید چقدر قشنگ گیتار می‌زد

28:43.661 --> 28:47.498
‫اما از نظر دامیان، توی مبارزه‌شون
‫علیه پلیس جایی برای موسیقی نبود

28:48.333 --> 28:53.720
‫تمام فکر و ذکرشون این بود که انتقام سال ۶۸
رو بگیرن، ‫می‌فهمید چی میگم؟

28:53.745 --> 28:55.293
‫خانم...

28:57.550 --> 28:59.427
‫کمکی از دست ما برمیاد؟

29:02.305 --> 29:07.393
‫می‌تونید گیتارش رو از خونه‌ی مادر مرحومم
برام بیارید؟

29:08.603 --> 29:10.939
‫خودم می‌تونم برم،

29:10.939 --> 29:13.942
‫اما دلم نمی‌خواد وقتی به‌هوش میاد
‫ تنها باشه، می‌دونید چی میگم؟

29:16.361 --> 29:17.654
‫- آقای دکتر؟
‫- جانم؟

29:18.655 --> 29:20.573
‫چقدر احتمال داره ایشون به‌هوش بیاد؟

29:21.115 --> 29:25.411
‫خب، شدت آسیب مغزی به قدری بود که
‫مجبور شدیم ببریمش توی کُمای مصنوعی

29:26.496 --> 29:28.706
‫برای به هوش اومدنش، به معجزه نیاز داریم

29:30.708 --> 29:33.002
‫- امر دیگه‌ای نیست؟
‫- نه

29:33.002 --> 29:34.295
‫با اجازه

29:34.295 --> 29:35.296
‫ممنونم

29:46.391 --> 29:49.310
‫اسکوبدو کار درستی کرد که اسمش رو
رسانه‌ای نکرد

29:49.894 --> 29:52.522
‫خیلی آدم‌های روانی هستن که تشنه‌ی شهرتن

29:52.522 --> 29:54.065
‫نه به اندازه‌ی خودِ اسکوبدو

29:54.566 --> 29:56.484
‫آزمایشِ خون آماده‌ست؟

29:56.484 --> 29:57.485
‫آره

29:58.194 --> 29:59.445
‫یه چیزی پیدا کردیم

30:00.405 --> 30:01.406
‫از کجا می‌دونستی؟

30:01.948 --> 30:04.325
‫روی دستش فقط یه‌جای تزریق داره

30:05.869 --> 30:07.829
‫یا همون شب تزریق رو شروع کرده، یا...

30:08.788 --> 30:10.081
‫یا به‌زور یه چیزی بهش تزریق کردن

30:11.165 --> 30:13.293
‫«سدیم پنتوتال» دیگه چیه‌؟

30:13.293 --> 30:17.255
‫مشتقات باربیتورات با جذب سریع

30:17.255 --> 30:18.965
‫مثل آدم توضیح بده

30:18.965 --> 30:22.802
‫یه داروی بی‌هوشیه که سیستم عصبی رو
از کار میندازه

30:23.321 --> 30:25.847
‫برای تزریق کشنده هم ازش استفاده می‌کنن

30:25.847 --> 30:27.515
‫سخت گیر میاد یا نه؟

30:27.515 --> 30:29.684
‫اگه از کادر درمان باشی نه

30:29.684 --> 30:31.811
‫ولی باید بلد باشی چطور تزریقش کنی

30:31.811 --> 30:32.979
‫ممنون داداش

30:36.941 --> 30:38.151
‫اکتاویو!

30:40.028 --> 30:41.946
‫خیلی خوشحالم که تو هم توی این پرونده‌ای!

30:44.240 --> 30:45.533
‫فعلاً

30:57.503 --> 30:58.588
‫کارآگاه هررا

30:58.588 --> 31:00.131
‫هرا، دامیان بهمون دروغ گفت

31:00.131 --> 31:03.134
‫گفت از سال ۶۸ به بعد انریکه رو ندیده

31:03.134 --> 31:05.511
‫ما با مادرش حرف زدیم، بهمون گفت

31:05.511 --> 31:06.971
‫دوستی‌شون رو ادامه داده بودن

31:07.931 --> 31:10.099
‫ما الان توی بیمارستانِ سانتو توماس هستیم

31:10.099 --> 31:12.435
‫همون‌جا بمونید گابینا. الان میام. باشه؟

31:12.435 --> 31:13.519
‫نه، نیا

31:13.519 --> 31:16.587
‫چند هفته‌ست توی کُماست؛
‫اونی نیست که دنبالشیم

31:16.612 --> 31:19.400
‫گابینا، ادعای بی‌گناهی دامیان که تأیید شده

31:19.400 --> 31:22.278
‫اگه این‌طوریه پس چرا باید درمورد انریکه
بهمون دروغ بگه؟

31:33.665 --> 31:35.291
‫چِلا، میشه لطفاً چند لحظه تنهامون بذاری؟

31:39.212 --> 31:40.547
‫سرم شلوغه

31:41.589 --> 31:43.424
‫ادعای بی‌گناهی دامیان رو تو تأیید کردی؟

31:44.300 --> 31:45.301
‫آره

31:47.595 --> 31:49.347
‫لازمه دوباره ازت بپرسم، پلوتارکو؟

31:50.974 --> 31:52.475
‫با مسئول‌شون صحبت کردم

31:53.184 --> 31:54.394
‫خودت رفتی کارخونه؟

31:56.062 --> 31:57.313
‫زنگ زدـ...

31:57.313 --> 31:58.523
‫لعنتی!

31:59.107 --> 32:00.775
‫من بهت دستور دادم

32:02.277 --> 32:04.153
‫شخصاً ازت درخواست کردم

32:04.904 --> 32:06.072
‫این‌سری دیگه درگیر چی بودی؟

32:07.448 --> 32:09.742
‫مشروب؟ قمار؟ زن‌ها؟

32:09.742 --> 32:11.744
‫آروم باش بابا، تند نرو

32:14.747 --> 32:16.583
‫یا یه دلیل قانع‌کننده برام میاری،

32:17.292 --> 32:19.836
‫یا نشانت رو تحویل میدی و تعلیق می‌شی و
‫!میری خونه

32:22.130 --> 32:24.757
‫رفته بودم لباس جشن ۱۵ سالگی دخترم رو
تحویل بگیرم

32:26.551 --> 32:29.804
‫قرار بود بیارنش دم خونه‌مون تحویل بدن،
اما نیاوردن

32:30.471 --> 32:33.558
‫می‌دونی که، این‌ها گنجشک رو رنگ می‌کنن
جای قناری می‌فروشن

32:34.601 --> 32:36.019
‫خب حالا بگو چی شده؟

32:37.604 --> 32:39.647
‫دامیان اوخدا دروغ گفته بوده!

32:41.107 --> 32:42.358
‫ما هم راحت ولش کردیم رفت

32:44.694 --> 32:48.948
‫یه مظنونِ به قتلِ پلیس، به خاطرِ تو آزاده!

32:51.743 --> 32:52.744
‫ببین خراردو

32:53.494 --> 32:54.495
‫بشین سرجات

32:55.079 --> 32:57.092
‫به‌اندازه کافی دسته‌‌گل به آب دادی

32:59.500 --> 33:01.294
‫بشین مثل آدم کارت رو بکن!

33:11.304 --> 33:13.556
‫هررا! صبر کن!

33:15.058 --> 33:16.351
‫الان اصلاً وقت ندارم

33:16.351 --> 33:19.312
‫- دامیان اوخدا دانشجوی پزشکی بوده
‫- خب؟

33:19.312 --> 33:22.398
‫فیلیبرتو گِرا بر به‌خاطر اوردوزِ
سدیم پنتوتال مرده

33:23.066 --> 33:26.819
‫یه ماده‌ی شیمیایی که گیر آوردنش
‫خیلی سخته و تزریقش از اون هم سخت‌تر

33:26.819 --> 33:29.072
‫اما نه برای دانشجوهای پزشکی!

33:30.907 --> 33:33.034
‫نه برای دانشجوهای پزشکی!

33:37.121 --> 33:40.208
‫یعنی منظورتون اینه که توی کُل این کارخونه
هیچ‌کس نیست که

33:40.208 --> 33:44.045
‫بتونه تأیید کنه دامیان اون روز
سرِ کارش بوده یا نه؟

33:44.045 --> 33:45.088
‫نه راستش

33:45.672 --> 33:47.298
‫کارش تنهایی بود

33:47.966 --> 33:49.926
‫اما هیچ‌وقت مشکلی پیش نیومده بود

33:49.926 --> 33:53.888
‫ببینید، به‌نظرتون احتمال داره که
وسط شیفت جیم زده باشه

33:53.888 --> 33:55.890
‫و بدون این ‌که کسی بفهمه برگشته باشه؟

33:56.516 --> 33:58.017
‫بله احتمال داره

33:58.768 --> 34:00.103
‫خراردو؟

34:00.103 --> 34:01.896
‫واکا همین الان بی‌سیم زد

34:01.896 --> 34:03.481
‫دامیان اوخدا رفته خونه‌شون

34:03.481 --> 34:05.733
‫بگو تا وقتی ما نرسیدیم
هیچ غلط اضافه‌ای نکنن

34:06.317 --> 34:07.485
‫نمی‌خوام بترسه فرار کنه

34:08.026 --> 34:09.362
‫خیلی ممنونم. با اجازه

34:13.615 --> 34:17.537
‫یعنی اون‌ها برن دستگیرش کنن و ما
‫همین‌جا بشینیم دست‌روی‌دست بذاریم؟

34:17.537 --> 34:20.143
‫والنتینا، تو رو خدا فقط یه روز غر نزن

34:20.168 --> 34:23.388
‫اونم درمورد چیزهایی که تو حوزه‌ی
‫اختیاراتت نیست و نمی‌تونی بابتش کاری کنی

34:23.413 --> 34:25.888
‫اگه به‌خاطر زحمات شما نبود که
این حرومزاده‌ها

34:25.913 --> 34:27.714
‫نمی‌تونستن کسی رو دستگیر کنن

34:27.714 --> 34:28.798
‫همین واسه‌ت کافی نیست؟

34:28.798 --> 34:30.300
‫من هم دلم می‌خواد برم

34:30.898 --> 34:32.802
‫اما این ‌که شخصاً نرفتیم دستگیرش کنیم

34:32.802 --> 34:34.888
‫به این معنا نیست که هیچ‌کاری نکردیم

34:35.341 --> 34:37.256
‫به‌جاش می‌تونیم یه‌کار مفید انجام بدیم

34:37.281 --> 34:40.326
‫می‌تونیم گیتار انریکه رو ببریم
بدیم به مامانش

34:40.351 --> 34:41.956
‫الان این‌کار چه دردی رو دوا می‌کنه؟

34:41.981 --> 34:43.729
‫انریکه که توی کُماست و دکتر گفت...

34:43.729 --> 34:46.858
‫می‌دونم دکتر چی گفته.
‫اما می‌تونیم به مادرش اُمید بدیم

34:47.566 --> 34:49.318
‫این تنها کاریه که فعلاً از دست‌مون برمیاد

34:52.947 --> 34:54.073
‫خب؟

34:54.699 --> 34:55.909
‫هنوز داخله

34:57.577 --> 35:00.121
‫حدوداً بیست دقیقه‌ پیش پرده‌ها رو کشید

35:01.206 --> 35:02.498
‫اتفاق دیگه‌ای نیفتاد

35:04.083 --> 35:05.627
‫باید فرض رو بر این بذاریم که مسلحه

35:07.045 --> 35:08.046
‫بریم

35:18.223 --> 35:19.557
‫مطمئنی اینجاست؟

35:20.308 --> 35:22.185
‫آدرسی که هرمینیا بهمون داد اینجاست

35:42.497 --> 35:43.498
‫دامیان اوخدا!

35:46.918 --> 35:49.058
‫دست‌هات رو ببر بالا و بیا بیرون عوضی!

35:57.595 --> 35:59.180
‫نباید ماری‌جوانا بکشی

35:59.931 --> 36:00.932
‫غیرقانونیه!

36:01.641 --> 36:04.118
‫در ضمن، روی واکنش‌های لحظه‌ای مغزت هم
تاثیر می‌ذاره

36:04.143 --> 36:05.353
‫به‌علاوه کُلی چیزهای دیگه

36:06.729 --> 36:08.439
‫بیا یه بازی کنیم

36:08.439 --> 36:10.250
‫من به ماری‌جوانا کشیدنم ادامه میدم،

36:10.275 --> 36:13.001
‫تو هم کامل بهم میگی چه ضررهایی داره

36:13.572 --> 36:15.032
‫باشه

36:37.969 --> 36:38.970
‫گابینا

36:48.098 --> 36:50.940
‫- اینجا همون جاییه که دسته‌جمعی عکس گرفتن
‫- آره

36:48.140 --> 36:51.925
‫« گردان مارکسیستی نارسیسو »

36:52.025 --> 36:54.080
‫- بیا فقط گیتار رو پیدا کنیم و بریم
‫- باشه

37:02.911 --> 37:03.912
‫امنه!

37:05.413 --> 37:06.998
‫عقلت رو به کار بنداز بچه‌جون!

37:21.971 --> 37:23.014
‫هیچ‌کس اینجا نیست

37:35.652 --> 37:36.653
‫دامیان!

37:39.948 --> 37:43.618
‫دامیان؟ دست‌هات رو ببر بالا. آروم

37:47.789 --> 37:48.915
‫دامیان اوخدا!

37:56.172 --> 37:57.173
‫ماریا!

37:58.132 --> 37:59.133
‫ماریا!

38:06.579 --> 38:08.341
‫- حالت خوبه؟
‫- آره خوبم. تو چی؟

38:08.366 --> 38:09.699
‫- آره
‫- زود باش بریم

38:12.647 --> 38:13.731
‫درخواست نیروی پشتیبانی بکن

38:16.025 --> 38:17.277
‫مرکز؟ مرکز؟

38:19.153 --> 38:20.864
‫دامیان! لعنت بهش!

38:22.615 --> 38:23.700
‫ایست!

38:28.788 --> 38:30.665
‫پلیس!

38:30.665 --> 38:31.749
‫دامیان!

38:31.749 --> 38:33.209
‫وال!

38:33.209 --> 38:35.169
‫والنتینا!

38:37.171 --> 38:39.132
‫ببخشید، ببخشید

38:39.132 --> 38:41.009
‫ببخشید قربان. مراقب باشید

38:44.220 --> 38:45.221
‫حواست کجاست!

38:45.889 --> 38:47.515
‫دامیان ایست!

38:50.685 --> 38:51.686
‫دامیان!

38:54.564 --> 38:55.857
‫والنتینا!

39:45.406 --> 39:46.407
‫وال!

39:47.242 --> 39:48.284
‫والنتینا!

39:57.168 --> 39:58.169
‫وال!

40:02.257 --> 40:04.467
‫وایستید، وایستید، وایستید

40:05.301 --> 40:06.386
‫حالتون خوبه؟

40:07.095 --> 40:08.513
‫آره. خوبیم. خوبیم

40:09.055 --> 40:11.891
‫فرار کرد...
‫باید...

40:11.891 --> 40:13.309
‫چطوری آخه!

40:18.606 --> 40:19.732
‫مرکز؟ مرکز؟

40:19.732 --> 40:22.277
‫ستوان د لا توره صحبت می‌کنه.
صدام رو می‌شنوید؟

40:27.993 --> 40:30.207
‫ببرشون زیرزمینِ اداره

40:39.580 --> 40:41.867
‫تمامی نیروهای شهر رو به حالت آماده‌باش
درآوردیم

40:43.256 --> 40:45.842
‫همه یگان‌ها رو هم دو شیفت کردیم

40:49.429 --> 40:50.430
هی

40:52.599 --> 40:54.017
‫می‌بینم که زنده‌ای

40:54.851 --> 40:57.395
‫توی دهاتِ ما وقتی از دست مرگ
‫فرار می‌کنن خوشحال می‌شن!

40:59.731 --> 41:01.274
‫اینم از لبخندی که منتظرش بودم

41:06.654 --> 41:08.239
‫همین نزدیکی‌ها یه‌ جایی رو می‌شناسم

41:09.694 --> 41:11.640
‫از نظرم حق‌مونه بریم
یه نوشیدنی‌ای چیزی بخوریم

41:11.665 --> 41:13.959
‫چی؟ من و تو؟

41:14.537 --> 41:16.289
‫- آره. نمیای؟
‫- نه

41:17.040 --> 41:18.666
‫یعنی خب اگه نمی‌تونی...

41:19.334 --> 41:22.754
‫خودم برنامه دارم؛
می‌خوام با دخترها برم بیرون

41:22.754 --> 41:25.381
‫آهان، باشه.
‫حالا هر وقت جفت‌مون بی‌کار بودیم می‌ریم

41:25.381 --> 41:26.466
‫آره

41:27.800 --> 41:29.594
‫- شب به‌خیر
‫- باشه، شب به‌خیر

41:33.640 --> 41:35.308
‫نریم یه مشروبی چیزی بخوریم؟

41:35.308 --> 41:36.559
‫چی؟

41:36.559 --> 41:39.646
‫منظورم اینه که روز خیلی سختی داشتیم

41:39.646 --> 41:43.816
‫دامیان که فرار کرد و نمی‌تونیم کاریش کنیم،
‫اما خوشبختانه...

41:43.816 --> 41:44.817
‫هنوز زنده‌ایم

41:45.944 --> 41:49.489
‫و با این وضعیت لیاقتِ
چند تا نوشیدنی رو داریم

41:49.489 --> 41:51.574
‫از نظرم فکر خیلی خوبیه

41:51.574 --> 41:53.034
‫می‌تونیم بریم خونه‌ی من

41:53.034 --> 41:56.663
‫شراب بخوریم و پاسور بازی کنیم

41:57.715 --> 42:00.000
‫فکر دیگه‌ای از این خسته‌کننده‌تر
به ذهنت نرسید ماریا؟

42:00.025 --> 42:03.571
‫اگه واقعاً می‌خواید جشن بگیریم،
‫من یه جای خوب سراغ دارم

42:20.562 --> 42:21.604
‫وای!

42:24.858 --> 42:27.402
‫راستش رو بخوای من منظورم همچین جایی نبود

42:28.278 --> 42:31.781
‫اینجا یکی از آخرین پناهگاه‌هاییه
‫که توی این شهر برامون باقی مونده‬

42:31.781 --> 42:32.866
‫و بذار بهت بگم چرا

42:33.741 --> 42:35.910
‫اینجا می‌تونیم خودِ واقعی‌مون باشیم

42:35.910 --> 42:38.371
‫امنه، ارزونه، و از همه بهتر...

42:39.289 --> 42:40.290
‫ورود آقایون ممنوعه!

42:40.915 --> 42:42.083
‫بریم

43:27.045 --> 43:28.296
‫اون چیه؟

43:28.296 --> 43:29.464
‫کُس!

43:57.700 --> 43:59.827
‫خیلی ‌خب، بیاید یه‌کم خودمون رو گرم کنیم

43:59.827 --> 44:01.371
‫- آره
‫- عالیه

44:01.371 --> 44:02.914
‫چهار تا تکیلا

44:02.914 --> 44:04.207
‫ببخشید، سه تا

44:04.207 --> 44:05.291
‫بی‌زحمت

44:05.291 --> 44:06.334
‫برای من شرابِ قرمز لطف کنید

44:09.170 --> 44:10.588
‫چیه؟ من شراب رو ترجیح میدم

44:10.588 --> 44:12.424
‫بی‌خیال ماریا؛
‫یه‌چیز جدید امتحان کن

44:13.424 --> 44:17.178
‫همین که باهاتون اومدم اینجا
براتون تازگی نداره؟

44:17.178 --> 44:20.098
‫- وال، اینجا حرف نداره
‫- دقیقاً

44:20.098 --> 44:22.308
‫تازه، هر کی دلش بخواد می‌تونه بره روی صحنه

44:22.308 --> 44:23.935
‫که آهنگ بخونه؟

44:23.935 --> 44:25.937
‫یا نمی‌دونم، هر کاری دلش خواست بکنه

44:25.937 --> 44:27.939
‫آهنگ بخونه، حرف بزنه

44:28.690 --> 44:30.608
‫شعبده‌بازی کنه، هر کاری

44:30.608 --> 44:32.028
‫ماریا تو پاشو برو!

44:32.318 --> 44:34.481
‫زده به سرت؟
‫این چه حرفی بود؟

44:35.116 --> 44:37.109
‫مگه نمی‌خوای خودت رو کشف کنی؟

44:37.490 --> 44:39.659
‫نگفتم که می‌خوام آبروی خودم رو
‫جلوی عالم و آدم ببرم!

44:39.659 --> 44:40.910
‫- نه، ممنون
‫- اصلاً می‌دونی چیه؟

44:40.910 --> 44:44.080
‫واقعاً نباید حرف مردم و این‌ که
‫چی فکر می‌کنن برات مهم باشه!

44:44.080 --> 44:46.082
‫ماریا، تو تمام زندگیت نگران حرف مردم بودی

44:46.082 --> 44:47.417
‫و می‌دونی چیه؟

44:47.417 --> 44:51.629
‫اگه می‌خوای زندگیت تغییر کنه،
‫خودت هم باید رفتارت رو تغییر بدی!

44:51.629 --> 44:53.506
‫باید چارچوب‌های قدیمیت رو زیر پا بذاری،

44:53.506 --> 44:56.259
‫باید خودت رو توی موقعیت‌های ترسناک قرار بدی

44:56.259 --> 44:57.385
‫چون اگه این کارها رو نکنی،

44:59.178 --> 45:00.680
‫چطوری می‌خوای خودت رو کشف کنی؟

45:02.849 --> 45:04.267
‫گفتنش واسه تو آسونه

45:06.519 --> 45:08.021
‫تو شجاعی

45:08.021 --> 45:09.355
‫تو هم هستی!

45:10.773 --> 45:13.067
‫- من رو ببین
‫- خانم‌ها و خانم‌ها

45:13.067 --> 45:14.152
‫تو یه زن شجاعی!

45:14.152 --> 45:17.447
‫و حالا خوش آمد بگید به...
‫اسمت چی بود عزیزم؟

45:17.447 --> 45:19.324
‫آنخلس کروز

45:19.324 --> 45:20.700
‫-آنخلس کروز
‫- چی؟

45:20.700 --> 45:21.993
‫داره چه غلطی می‌کنه؟

45:31.085 --> 45:33.046
‫- بدبخت شدیم
‫- چیکار کنیم؟

45:41.721 --> 45:42.805
‫چی بگم؟

45:43.556 --> 45:47.810
‫هر چی دلت خواست.
سخنرانی کن، شعر بخون

45:48.645 --> 45:50.939
‫«ای مردانِ نادانی که بی‌هیچ دلیلی زنان را
‫سرزنش می‌کنید،

45:50.939 --> 45:54.359
‫غافل از این‌ که خودتان باعث و بانیِ
‫همان چیزی هستید که ملامتش می‌کنید

45:56.277 --> 45:59.447
‫وقتی با اصرارهای بی‌حدوحصر،
‫آن‌ها را به لغزش می‌کشانید،

45:59.447 --> 46:02.367
‫چرا انتظار پاک‌دامنی دارید، وقتی
‫خودتان بسترِ خطا را می‌سازید؟

46:02.367 --> 46:04.160
‫ایول دختر!

46:07.622 --> 46:10.667
‫با مهر و بی‌مهری،
‫با آنان به یک چشم می‌نگرید؛

46:10.667 --> 46:14.170
‫اگر جفا کنند گله می‌کنید و
‫اگر وفا کنند به ریشخند می‌گیرید!

46:15.338 --> 46:16.714
‫ایول!

46:18.299 --> 46:21.302
‫چرا از گناهی برآشفته می‌شوید که
‫خود همگی در آن شریکید؟

46:21.302 --> 46:27.809
‫شمایی که با وعده و اصرارهای خویش،
‫ابلیس و نفس و جهان را به هم پیوند داده‌اید»

46:32.397 --> 46:33.481
‫پایان

46:33.481 --> 46:34.941
‫ایول!

46:34.941 --> 46:36.067
‫آفرین!

46:36.067 --> 46:37.861
‫حرف نداشت!

46:45.034 --> 46:46.327
‫آفرین آنخلس!

46:46.327 --> 46:48.204
‫آنخلس، چی شد که همچین تصمیمی گرفتی؟

46:48.204 --> 46:50.039
‫می‌خواستم چارچوب‌هام رو زیر پا بذارم

46:50.039 --> 46:53.167
‫آنخلس، محشر بود!

46:53.167 --> 46:54.210
‫- آره
‫- ممنون

46:55.086 --> 46:57.255
‫- من دیگه برم بشینم
‫- آره، بریم

46:58.256 --> 46:59.549
‫ببخشید

46:59.549 --> 47:03.177
‫سه تا تکیلا و یه لیوان شراب

47:03.177 --> 47:05.013
‫چهار تا. چهار تا تکیلا

47:05.013 --> 47:06.139
‫ای جان!

47:06.139 --> 47:07.473
‫به سلامتی!

47:07.473 --> 47:08.808
‫عالی بود

47:08.808 --> 47:09.809
‫آفرین!

47:17.233 --> 47:18.985
‫خواهر خوانا اینس د لا کروز؟

47:19.986 --> 47:22.363
‫باورم نمیشه همچین چیزی رو
یه راهبه نوشته باشه

47:23.948 --> 47:26.951
‫میگم، می‌تونی چند از کتاب‌های شعرت رو
بهم قرض بدی؟

47:28.203 --> 47:31.331
‫من اهل کتاب قرض‌دادن نیستم،
‫اما می‌تونی بیای خونه‌م بخونی‌شون

47:31.998 --> 47:32.999
‫باشه

47:35.460 --> 47:38.588
‫- وال، من تصمیمم رو گرفتم
‫- درموردِ چی؟

47:38.588 --> 47:40.256
‫روماندیا

47:41.090 --> 47:42.789
‫می‌خوام کاری که کارو گفت رو انجام بدم

47:42.814 --> 47:44.107
‫یا خدا!

47:46.679 --> 47:47.805
‫انتظارش رو نداشتم

47:49.182 --> 47:51.601
‫وقتی فقط یـه طعم بستنی رو امتحان کردم،

47:51.601 --> 47:53.144
‫چطوری بفهمم طعم موردعلاقه‌م چیه؟

47:56.064 --> 47:58.608
‫- دارم عجیب‌غریب رفتار می‌کنم؟
‫- نه، اصلاً

47:59.943 --> 48:00.944
‫باشه پس

48:03.863 --> 48:05.031
‫شب به‌خیر دخترها

48:05.031 --> 48:06.032
‫شب به‌خیر

48:06.866 --> 48:07.867
‫کجا میره؟

48:08.535 --> 48:10.481
‫داره میره چارچوب‌هاش رو زیر پا بذاره

48:38.523 --> 48:40.733
‫به این میگن چارچوب زیر پا گذاشتن!

48:40.733 --> 48:42.527
‫- نه!
‫- چی؟ چی رو می‌گی؟

48:43.152 --> 48:44.946
‫نمی‌دونم؛ خودت بگو!

48:44.946 --> 48:46.531
‫تو فکر بهتری داری؟

48:47.782 --> 48:50.034
‫- خُنکه دیگه؟
‫- این چه سوالیه؟

48:50.660 --> 48:52.036
‫بدجور بهم برخورد خانمِ محترم

48:53.454 --> 48:54.956
‫اینم از این

48:54.956 --> 48:57.083
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتی!

49:15.435 --> 49:16.728
‫بازگشتیم،

49:16.728 --> 49:19.856
‫و در خدمت جناب رئیس اسکوبدو هستیم؛

49:19.856 --> 49:23.484
‫مردی که مسئولیت دستگیری یک
‫قاتل خطرناک دیگه رو بر عهده داره

49:23.484 --> 49:25.028
‫رئیس اسکوبدو، به استودیو ما خوش آمدید

49:25.820 --> 49:27.697
‫سپاسگزارم هاکوبو

49:27.681 --> 49:31.534
‫و با سپاس از بینندگانی که ما رو از
‫خونه‌شون تماشا می‌کنن

49:27.697 --> 49:31.481
‫« امیلیو اسکوبدو »
‫« رئیس پلیس »

49:31.534 --> 49:35.705
‫درسته که نیروهای آبی‌پوش ما
‫بازداشت بزرگی انجام دادن،

49:35.705 --> 49:38.958
‫اما این رو وظیفه خودم می‌دونم که
به همه‌ یادآوری کنم

49:38.958 --> 49:41.336
‫این شهر هنوز پاک‌سازی نشده!

49:41.336 --> 49:43.296
‫هنوز عاری از خطر نیست

49:52.513 --> 49:54.349
‫از کجا می‌دونی میشه به این یارو اعتماد کرد؟

49:54.349 --> 49:57.560
‫پولش رو که بدیم کار رو انجام میده،
‫مثل بقیه اون پلیس‌های حرومزاده

49:57.560 --> 50:00.980
‫یعنی منظورتون اینه که شهر ما
‫هرگز عاری از خطر نخواهد بود؟

50:00.980 --> 50:02.232
‫نه هاکوبو

50:02.232 --> 50:06.611
‫منظورِ من اینه که جرم و جنایت
همیشه وجود داره

50:07.195 --> 50:09.864
‫اما پلیس هم همیشه در صحنه حاضر خواهد بود

50:09.864 --> 50:13.785
‫تا سریع و قاطعانه

50:14.702 --> 50:17.288
‫جلوشون رو بگیره

50:17.288 --> 50:19.290
‫یه لحظه جنابِ رئیس

50:19.290 --> 50:23.419
‫همین الان یک چیز غیرمنتظره به دست ما رسید

50:23.419 --> 50:25.588
‫یک نوار ویدئویی که گفته شده

50:25.588 --> 50:27.674
‫باید حین صحبت‌های شما پخش بشه

50:28.591 --> 50:30.218
‫ویدئویی؟

50:30.218 --> 50:34.389
‫ظاهراً یک پیام از طرف همون قاتلیه که
‫اخیراً به قتل رسیده

50:35.682 --> 50:37.809
‫چه‌خبرها جنابِ ستوان؟ اوضاع در چه حاله؟

50:39.477 --> 50:40.645
‫پولم رو آوردید؟

50:41.396 --> 50:43.982
‫حتماً یه شوخی‌ای چیزیه

50:43.982 --> 50:48.111
‫و اگر واقعاً این‌طوره، اول پلیس باید
این ویدئو رو بررسی کنه

50:48.778 --> 50:53.157
‫حتماً،
‫اما وظیفه اول ما در قبال مردمه

50:53.157 --> 50:54.242
‫ویدئو رو پخش کنید

50:57.537 --> 51:01.958
‫اسم من فیلیبرتو گرا واسکزه و
این اعتراف‌نامه منه

51:01.958 --> 51:06.880
‫بنده به مدت ۲۸ سال، از سال ۲۶ تا ۵۴،

51:06.880 --> 51:10.008
‫در اداره پلیس مکزیکوسیتی مشغولِ به کار بودم

51:11.509 --> 51:15.680
‫زمانی که پلیس بودم، رشوه می‌گرفتم؛
‫تا دلتون بخواد!

51:15.680 --> 51:17.765
‫شاهدها رو دست‌به‌سر می‌کردم

51:17.765 --> 51:21.603
‫مردم رو شکنجه می‌کردم تا به
کارهایی اعتراف کنن که انجام ندادن

51:22.645 --> 51:24.147
‫مدتی بعد،

51:24.147 --> 51:25.899
‫افرادی از طرف دولت اومدن سراغم

51:25.899 --> 51:27.775
‫و ازم خواستن جاسوسیِ چند تا کمونیست رو بکنم

51:27.775 --> 51:29.611
‫حرومزاده‌های عوضی!

51:30.445 --> 51:33.364
‫بعضی‌هاشون رو سال ۶۸ کشتم

51:34.616 --> 51:37.785
‫اونایی که فرار کرده بودن هم
‫آخرسر پیداشون کردم

51:37.785 --> 51:39.884
‫یکی رو تو خونه‌ی خودش کشتم

51:40.914 --> 51:42.373
‫یکی دیگه رو هم تو کلیسا

51:44.125 --> 51:46.252
‫لباس کشیش‌ها رو پوشیده بود

51:46.252 --> 51:49.505
‫اما از همون در جلو، بوی گند کمونیست می‌داد

51:50.798 --> 51:53.092
‫دیگه چی می‌خوای بدونی؟

51:53.092 --> 51:57.430
‫ظاهراً برای رئیس اسکوبدو کاری پیش اومد

51:58.431 --> 52:00.683
‫چند تا آگهی بازرگانی ببینیم و برمی‌گردیم

52:01.348 --> 52:21.348
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
