WEBVTT

00:01.140 --> 00:12.140
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:12.164 --> 00:19.164
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:43.160 --> 00:44.370
‫کمک!

00:46.080 --> 00:48.040
‫کمک!

00:51.090 --> 00:52.460
‫کمک!

00:58.910 --> 01:01.460
‫« زنان آبی‌پوش »

01:59.990 --> 02:04.040
‫لحظه‌ای که اسلحه کشید

02:04.040 --> 02:08.330
‫بنده برای دفاع از خودم
‫ چاره‌ای جز شلیک نداشتم.

02:09.080 --> 02:10.880
‫و اون شلیک‌ها کارش رو یک‌سره کردن.

02:10.880 --> 02:13.090
‫جناب فرمانده،
‫خانم والنتینا کاماچو چی میشـه؟

02:13.090 --> 02:16.300
‫- هنوز نمی‌دونیم کجا هستن.
‫- فکر می‌کنین هنوز زنده‌ست؟

02:16.300 --> 02:21.010
‫فکر نمی‌کنین که نیروی پلیس بانوان
‫جون خانم ماچادو رو به خطر انداختـه؟

02:21.010 --> 02:23.810
‫خب دیگه،
‫خیلی ممنون جناب فرمانده هررا.

02:23.810 --> 02:26.390
‫چه خبر شده؟

02:26.390 --> 02:28.730
‫امروز روز سختی برای همه‌مونـه، مگه نه؟

02:29.650 --> 02:31.610
‫داریم روش کار می‌کنیم.

02:32.110 --> 02:34.780
‫تمام توان‌مون رو به کار می‌گیریم و

02:34.780 --> 02:39.200
‫بهتون قول میدم تا زمانی که همکارمون رو
‫ برنگردوندیم،‌ استراحت نمی‌کنم.

02:39.200 --> 02:40.990
‫سوال دیگه‌ای جواب نمیدم.
‫ممنونم.

02:42.030 --> 02:44.330
‫باید همکارمون رو زنده پیدا کنیم.

02:45.240 --> 02:46.910
‫مامور والنتینا کاماچو.

02:47.660 --> 02:52.330
‫باید خوب حواس‌تون رو به پارک‌ها،
‫دریاچه‌ها، سیستم‌های تخلیه فاضلاب عمیق،

02:52.330 --> 02:56.210
‫مناطق آبی یا هرجایی که شبیه به جاهاییـه که
‫بقیه قربانی‌ها پیدا شدن، جمع کنین.

02:56.210 --> 02:59.760
‫اگه چیزی پیدا کردین،
‫کارآگاه لوزانو، دیاز یا خودم رو خبر کنین.

03:00.260 --> 03:02.060
‫راه بیفتین دیگه!
‫چرا هنوز وایسادین؟

03:02.890 --> 03:05.930
‫نگران نباش ماریا.
‫تا پیداش نکنیم،‌ استراحت نمی‌کنیم.

03:09.350 --> 03:10.730
‫این مادر واقعیشـه؟

03:11.270 --> 03:12.350
‫مامان بنیتوئـه، بله.

03:27.490 --> 03:30.540
‫و این تحقیقاتیـه که باهاش به
‫ اون یتیم‌خونه رسیدین؟

03:31.710 --> 03:34.330
‫بخشی ازشـه.
‫بقیه‌ش توی زیرزمینـه.

03:39.010 --> 03:40.010
‫بقیه‌ش؟

03:47.930 --> 03:49.060
‫این...

03:49.890 --> 03:50.930
‫محشره.

03:55.810 --> 03:56.940
‫محشره.

04:02.150 --> 04:04.950
‫«لخت‌‌کن» از ماده‌ی ۱۶۹ استفاده کرده

04:04.950 --> 04:07.920
تا تموم زن‌هایی می‌خواستن
.کار کنن رو تهدید کنـه

04:09.790 --> 04:14.210
‫- یعنی محل کارهاشون خیلی مهمن.
‫- اینطور فکر می‌کنیم.

04:14.960 --> 04:17.130
‫برای همین لباس‌های فرم‌شون رو می‌برده دیگه؟

04:17.130 --> 04:18.210
‫برای تنبیه.

04:18.750 --> 04:20.130
‫درستـه.

04:20.130 --> 04:23.380
‫- اسمت چیـه؟
‫- آنجلس کروز.

04:24.050 --> 04:25.760
‫کارت عالی بود آنجلس.

04:30.770 --> 04:32.060
‫صبح‌بخیر فرمانده.

04:32.890 --> 04:36.230
‫- پیداش کردین؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم.

04:37.860 --> 04:41.820
‫می‌دونی که اگه اون دختر رو پیدا نکنیم،
‫چه پیامدهایی برامون داره؟

04:42.560 --> 04:48.410
‫می‌فهمی همه‌ی اونایی که
‫ گفتن این برنامه اشتباه بوده

04:48.410 --> 04:50.210
‫حق باهاشون میشـه؟

04:51.450 --> 04:54.830
‫«لخت‌کن» گفته بود زنده‌ست.
‫می‌خوام...

04:54.830 --> 04:59.670
گفتم ‫قهرمان زن بسازی، نه قربانی.
‫ماموریت تو این بود امیلیو.

05:00.670 --> 05:02.210
‫یه چیزی بهت میگم.

05:03.130 --> 05:06.390
نمی‌خوام همه من رو
.با شکست این برنامه به یاد بیارن

05:07.010 --> 05:10.140
‫- اینطور نمیشه چون تموم تلاشم رو می‌کنم...
‫- خوب گوش کن.

05:11.560 --> 05:16.400
‫اگه والنتینا کاماچو مُرده باشه،
‫دست تو آغشته به خونشـه.

05:17.600 --> 05:22.070
‫و شخصاً پیگیر این ماجرا میشم که
‫همه‌ این رو بدونن.

05:28.240 --> 05:30.180
‫بهش می‌خورد خیلی معمولی باشه.

05:32.700 --> 05:33.950
‫گوش کن گابینا.

05:35.960 --> 05:38.670
‫تو اولین نفری نیستی که اون عوضی
‫گولش زده بود.

05:42.880 --> 05:45.720
‫اون آشغال یه الگو داشته که
‫با دقت زیاد دنبالش می‌کرده.

05:47.930 --> 05:49.220
‫آب.

05:50.430 --> 05:51.600
‫طناب.

05:53.140 --> 05:54.140
‫لباس‌های فرم.

05:56.520 --> 05:57.690
‫سوار اتوبوس که بودم

05:58.940 --> 05:59.940
‫با خودم گفتم

06:01.190 --> 06:02.610
‫«چه تصادفی.»

06:04.360 --> 06:05.610
‫«چه رمانتیک.»

06:07.820 --> 06:09.700
‫اما واسه همه‌ش نقشه کشیده بود.

06:10.740 --> 06:12.910
‫حتی این هم باید جزوی از الگوش بوده باشه.

06:30.300 --> 06:32.010
‫سه بار توی اتوبوس دیدمش.

06:32.550 --> 06:34.180
‫دلیلی نداشت سوار بشه.

06:34.180 --> 06:36.350
‫اگه ماشین لازم داشت،
‫می‌تونست بدزده،

06:36.350 --> 06:39.060
‫مثل همون ماشین سقف سفید و ونی که دزدید.

06:39.060 --> 06:42.230
‫اما واسه این که با من و بقیه حرف بزنه
‫سوار اتوبوس شد.

06:46.110 --> 06:49.570
‫اداره اینجاس.
‫خیلی به ایستگاه نزدیکـه.

06:50.610 --> 06:51.700
‫شاید الگوش همین باشه.

06:51.700 --> 06:56.330
‫شاید الگویی وجود داشته باشه ولی...
‫شرمنده، هنوز چیزی نمی‌فهمم.

06:56.330 --> 06:59.830
‫اطلاعات زیادی هست که
‫باید از شرشون خلاص شیم.

07:00.420 --> 07:02.330
‫آدرس قربانی‌ها، حذف.

07:03.250 --> 07:05.090
‫جاهایی که زیاد می‌رفتن، حذف.

07:05.710 --> 07:07.420
‫خونواده و دوستان، حذف.

07:09.010 --> 07:14.260
‫آدرس‌های محل کار قربانی‌ها
‫نزدیک ایستگاه اتوبوسـه.

07:14.760 --> 07:18.520
‫«لخت‌کن» اجساد رو نزدیک محل کار
‫قربانی بعدیش می‌ذاشته.

07:19.100 --> 07:22.560
‫به عبارت دیگه، لوسی نزدیک استخری بود که
‫نورا توش کار می‌کرد.

07:23.440 --> 07:26.690
‫نورا نزدیک کافه‌ای بود که
‫ پائولا توش کار می‌کرد.

07:26.690 --> 07:30.150
‫پائولا نزدیک کفش‌فروشی آلما بود.

07:31.660 --> 07:34.300
‫آلما هم چندتا بلوک تا ایستگاه فاصله داشت.

07:35.530 --> 07:37.450
‫و دوازده‌تا ایستگاه دیگه مونده بود.

07:37.700 --> 07:39.160
‫یعنی دوازده‌تا قربانی دیگه.

07:39.160 --> 07:41.250
‫یعنی بعدیش توی خیابون تاکوبا بوده.

07:42.540 --> 07:46.300
‫دیاز، لوزانو، باید یه عملیات
‫ تو خیابون تاکوبا راه بندازیم.

07:46.880 --> 07:47.960
‫بریم.

07:48.920 --> 07:50.800
‫گوش کنین آقایون!

07:50.800 --> 07:55.800
‫از این به بعد، هر اطلاعاتی که کسب کردین،
‫هر تماس تلفنی‌ که دریافت کردین و

07:55.800 --> 07:57.600
‫هرچیزی که حس کردین مربوطـه رو

07:58.640 --> 08:00.180
‫مستقیماً‌ به آبی‌پوش‌ها میگین.

08:00.810 --> 08:03.150
‫سروان روماندیا و اونا مسئول این عملیاتن.

08:03.150 --> 08:05.110
‫- همه‌چیز واضحـه؟
‫- بله قربان!

08:05.110 --> 08:06.270
‫به کارتون برسین!

08:12.450 --> 08:13.860
‫ماریا.

08:13.860 --> 08:16.620
‫دو نفر اومدن سراغت رو گرفتن.
‫گفتن کارشون ضروریـه.

08:17.030 --> 08:18.290
‫بریم. کیا هستن؟

08:19.160 --> 08:20.830
‫چرا جفت‌تون پلیس شدین؟

08:21.960 --> 08:23.120
‫چرا حرف گوش نمی‌کنین؟

08:24.630 --> 08:26.290
‫تقصیر اونا نیست.

08:28.210 --> 08:30.670
‫نمیشه عین آدم زندگی کنین؟

08:31.380 --> 08:33.800
‫یه زندگی با آرامش داشته باشین؟

08:33.800 --> 08:35.890
‫اینقدر سختـه؟

08:35.890 --> 08:37.550
‫آروم باش لوز.

08:40.390 --> 08:42.960
‫واسه پیدا کردنش چی‌کار کردین؟

08:43.560 --> 08:46.000
‫کل اداره دارن دنبالش می‌گردن.

08:47.230 --> 08:50.820
‫بعدش هم، طرف قبل این که بمیره گفتش که...

08:53.030 --> 08:54.200
‫والنتینا زنده‌ست.

08:55.910 --> 08:57.910
‫حرف یه قاتل رو باور می‌کنی؟

09:01.370 --> 09:02.580
‫چاره‌ای ندارم.

09:08.920 --> 09:10.420
‫پیداش می‌کنیم.

09:14.420 --> 09:15.430
‫قسم بخور.

09:18.600 --> 09:19.600
‫تو...

09:20.810 --> 09:22.270
‫خواهر بزرگه‌ای.

09:25.890 --> 09:26.900
‫قسم بخور.

09:30.940 --> 09:31.940
‫قسم می‌خورم.

09:41.030 --> 09:44.410
‫یه فواره سمت شرق هست.
‫یه پارک با سیستم تخلیه‌ هم هست.

09:44.910 --> 09:47.460
‫سمت غرب هم یه هتلـه.
‫تمام.

09:47.460 --> 09:49.130
‫عالیـه. مفهومـه.
‫شنیدین که چی گفت.

09:49.130 --> 09:50.960
‫دیاز، برو سمت فواره.

09:50.960 --> 09:53.670
‫تو هم برو پارک.
‫من هم میرم هتل. بعداً هم رو می‌بینیم.

09:53.670 --> 09:54.970
‫بجنبین!

09:55.470 --> 09:57.130
‫شما سمت غرب رو بگردین.

09:57.130 --> 09:59.640
‫ما میریم جنوب دریاچه.

09:59.640 --> 10:03.350
‫فقط تو مناطق آبی می‌تونیم
‫ همکارمون رو پیدا کنیم.

10:03.350 --> 10:04.470
‫بریم.

10:04.470 --> 10:06.350
‫- والنتینا!
‫- والنتینا!

10:06.940 --> 10:08.150
‫والنتینا!

10:09.650 --> 10:10.650
‫چیزی پیدا نشد؟

10:11.440 --> 10:12.440
‫نه قربان.

10:16.860 --> 10:17.860
‫باز هم بگردین.

10:19.070 --> 10:20.870
‫- باز هم بگردین!
‫- بریم.

10:22.410 --> 10:23.950
‫فقط ایستگاه تاکوبا نیست.

10:24.860 --> 10:26.900
‫ممکنـه تو هرکدوم از ایستگاه‌ها باشه.

10:26.900 --> 10:31.060
‫منطق میگه که والنتینا توی ایستگاه بعدیـه

10:31.290 --> 10:34.710
‫چون اون طبق الگو پیش رفته و
‫هیچوقت تغییرش نداده.

10:35.800 --> 10:37.380
‫اما ما مزاحمش شدیم.

10:37.380 --> 10:40.180
‫وقتی هم برنامه‌هاش رو بهم زدیم،
‫فی‌البداهه کارش رو کرد.

10:40.180 --> 10:42.680
‫کارها رو به شکل دیگه‌ای انجام داد.

10:42.680 --> 10:45.270
‫به‌جای این که خودش طناب آبی درست کنه
‫از فروشگاه خرید.

10:45.270 --> 10:47.020
‫تقریباً کل منطقه رو گشتن و

10:47.020 --> 10:48.440
‫هنوز نشونه‌ای از والنتینا نبوده.

10:48.440 --> 10:50.660
‫می‌تونیم بریم یه جای دیگه رو بگردیم.

10:51.020 --> 10:54.530
‫کار منطقی اینـه که یه ایستگاه رو
‫به طور کامل بگردیم و

10:54.530 --> 10:56.240
‫بعدش بریم سراغ ایستگاه بعدی.

10:57.110 --> 11:02.280
‫خیابون تاکوبا، خیراسول،
‫چینامپاس، خوزه ماریا ماتا،

11:02.780 --> 11:07.040
‫ملچو اوکامپو، دلا ویگا،
‫ویرهینیا، آزکاپوچالکو.

11:08.000 --> 11:09.520
‫آزکاپوچالکو.

11:10.620 --> 11:11.960
‫اون ایستگاه رو می‌شناسم.

11:13.460 --> 11:16.590
‫همون جاییـه که بنیتو
‫جسد مادرش رو پیدا کرد.

11:16.590 --> 11:18.720
‫تو شرکت تصفیه‌ آب.

11:18.720 --> 11:20.470
‫منظورت چیـه؟

11:21.390 --> 11:24.930
‫خاسینتا همونجا کشته شده.
‫همونجا که مورالس وقتی بچه بود پیداش کرد.

11:24.930 --> 11:27.060
‫نباید اتفاقی باشه.

11:27.060 --> 11:29.230
‫اما وقتی حس کردیم خیلی نزدیکیم
‫مزاحم کارش شدیم.

11:29.230 --> 11:31.440
‫ممکنـه الگوش رو عوض کرده باشه؟

11:31.440 --> 11:35.400
‫حتی اگه فشار رو حس کرده باشه
‫چرا باید الگوش رو عوض می‌کرده؟

11:35.900 --> 11:37.400
‫با عقل جور در نمیاد.

11:37.400 --> 11:39.240
‫یه واکنش احساسی بود آنجلس.

11:39.740 --> 11:40.990
‫دیگه چاره‌ای نداشته.

11:42.160 --> 11:44.700
‫هدفش این بوده که راه پدرش رو ادامه بده.

11:45.740 --> 11:50.500
‫تا مادرش رو همونجا بکشه و
‫کارش رو تموم کنـه.

11:53.380 --> 11:56.670
‫کمک!
‫کمک!

11:57.340 --> 11:59.050
‫کمک!

12:00.550 --> 12:02.180
‫کمک!

12:35.630 --> 12:37.040
‫صبر کنین.
‫صبر کنین.

12:45.470 --> 12:46.550
‫لعنتی.

12:47.140 --> 12:48.890
‫والنیتنا باید همینجا باشه.

12:50.310 --> 12:51.560
‫والنتینا!

12:52.180 --> 12:53.440
‫- والنتینا!
‫- والنتینا!

12:54.020 --> 12:56.270
‫والنتینا!
‫والنتینا!

13:13.660 --> 13:15.250
‫والنتینا!

13:25.380 --> 13:27.640
‫اگه «لخت‌کن» الگوش رو عوض کرده باشه و

13:27.640 --> 13:30.310
‫می‌خواسته قتل مادرش رو بازسازی کنه،

13:30.310 --> 13:33.230
‫ممکنه والنتینا تو همون تانکری باشه که
‫مامانش مرده.

13:33.230 --> 13:35.270
‫حالا از کجا بدونیم کدوم تانکره؟

13:45.820 --> 13:46.820
‫سی و هفت.

13:47.700 --> 13:48.820
‫تانکر ۳۷!

14:01.380 --> 14:03.010
‫- اینجاس!
‫- واقعاً؟

14:03.010 --> 14:04.340
‫آره، بسته شده.

14:04.880 --> 14:07.340
‫یه چیزی بده که باهاش آب تانکر رو خالی کنم!

14:22.610 --> 14:24.780
‫والنتینا. هی!
‫به هوش بیا!

14:24.780 --> 14:26.700
‫- والنتینا! والنتینا!
‫- هی!

14:26.700 --> 14:28.910
‫به هوش بیا!
‫والنتینا!

14:29.410 --> 14:31.330
‫- والنتینا، باهام حرف بزن!
‫- بجنب!

14:31.330 --> 14:34.080
‫برو اونور. من کمک‌های اولیه بلدم.
‫ماریا. ماریا.

16:31.150 --> 16:32.320
‫مطمئنی؟

16:33.860 --> 16:36.160
‫مطمئنم.
‫باید تنها باشم.

16:36.700 --> 16:37.700
‫ولی...

16:39.040 --> 16:41.540
‫اگه هرکاری داشتی، بدون من کنارتم.
‫نزدیکتم.

16:42.870 --> 16:44.750
‫فقط بهم بگو تا خودم رو برسونم.

16:45.460 --> 16:46.590
‫ممنون.

18:10.130 --> 18:14.050
‫نگران نباش.
‫اگه کاریت داشته باشه، زنگت می‌زنـه.

18:15.760 --> 18:17.340
‫خودت می‌فهمی.
‫زنگت می‌زنـه.

18:25.680 --> 18:27.690
‫ممنون.
‫بذارش همونجا.

18:27.690 --> 18:28.850
‫حالت چطوره؟

18:30.690 --> 18:31.690
‫اخراج شدم.

18:33.150 --> 18:34.530
‫چی؟

18:37.450 --> 18:40.120
‫کابوس دیشب اخراجم کرد.

18:41.120 --> 18:42.120
‫واسه چی؟

18:42.620 --> 18:47.370
‫مهم نیست.
‫حرفی که بهم زده مهمـه.

18:49.420 --> 18:52.250
‫شبی که رفتیم خونه‌شون شام خوردیم

18:52.880 --> 18:55.380
‫زنش هیچی بهش نگفته بود.

18:56.010 --> 18:58.550
‫اصلاً حرفی از پلیس بودنت نزده بود.

18:58.550 --> 19:00.340
‫- چی؟
‫- آره.

19:00.840 --> 19:03.760
‫واسه این نبود که ترفیع نگرفتم.
‫به‌خاطر خودم بود.

19:05.600 --> 19:06.730
‫جدی؟

19:09.980 --> 19:11.190
‫تو رو مقصر دونستم.

19:14.110 --> 19:15.440
‫تو رو مقصر دونستم عزیزم.

19:18.650 --> 19:21.200
‫اصلاً هم به‌خاطر حرفایی که بهش زدم
‫پشیمون نیستم.

19:22.820 --> 19:27.040
‫چون وقتی بهم گفت اخراج شدم

19:27.620 --> 19:30.580
‫احساس آزادی داشتم.
‫دوباره.

19:31.880 --> 19:34.750
‫حس کردم می‌تونم از نو شروع کنم.

19:35.420 --> 19:36.960
‫درست مثل تو.

19:39.760 --> 19:40.760
‫مگه نه؟

19:43.600 --> 19:45.060
‫چی شده؟

19:53.360 --> 19:56.570
‫خیلی مطمئن بودی که تقصیر منـه،
‫خیلی مطمئن بودی که...

19:58.150 --> 19:59.820
‫می‌دونم حرفای مزخرفی زدم.

19:59.820 --> 20:01.530
‫همینطوری که اون حرفا رو نزدی.

20:05.240 --> 20:08.330
‫بهتره بری.
‫دیروقتـه.

20:40.990 --> 20:42.280
‫وال.

20:50.290 --> 20:53.420
‫به‌دست آوردن غیرقانونی اسناد رسمی.

20:54.000 --> 20:56.000
‫نقش‌دزدی.

20:56.500 --> 20:58.670
‫استفاده‌ی نابه‌جا از نشان پلیس.

20:59.670 --> 21:01.550
‫ممانعت از اجرای عدالت.

21:02.300 --> 21:05.430
‫انجام بازجویی‌های غیرمجاز.

21:06.050 --> 21:08.890
‫کارت تقلبی خبرنگاری.

21:09.390 --> 21:10.810
‫ورود غیرمجاز.

21:11.310 --> 21:14.770
‫سرپیچی از دستورات افسر مافوق.

21:16.060 --> 21:17.060
‫دزدی.

21:18.070 --> 21:19.400
‫دروغ‌گویی.

21:19.400 --> 21:21.240
‫دستکاری.

21:21.240 --> 21:22.900
‫سوءاستفاده از قدرت.

21:22.900 --> 21:25.490
‫قصد نداشتیم بدون اطلاع کسی کاری انجام بدیم.

21:26.280 --> 21:30.380
‫اما اونا هیچ‌کاری نمی‌کردن و
‫تهدیدمون کردن که تعلیق‌مون می‌کنن.

21:30.620 --> 21:32.500
‫چطوری باید وظیفه‌مون رو انجام می‌دادیم؟

21:32.500 --> 21:34.060
‫وظیفه؟

21:34.790 --> 21:37.540
‫این چه کسشریه که میگی؟
‫کدوم وظیفه؟

21:37.540 --> 21:40.340
‫وظیفه‌تون خیلی ساده بود.
‫این بود که تحقیقات نکنین.

21:41.050 --> 21:43.220
‫وظیفه‌تون لبخند زدن بود.

21:43.220 --> 21:47.470
‫تو عکس‌ها ژست بگیرین،
‫با توریست‌ها سلام‌علیک کنین.

21:47.470 --> 21:49.510
‫لعنتی، کدوم قسمتش رو نفهمیدین؟

21:53.270 --> 21:54.770
‫باید اعتراف کنم که....

21:59.110 --> 22:02.030
‫موفق شدین با این که کارتون غیرقانونی بود.

22:03.030 --> 22:06.410
‫اما چطوری باید مردم رو مجاب کنیم که
‫بهمون اعتماد کنن

22:06.410 --> 22:11.540
‫وقتی که اولین نیروی بانوان پلیس‌مون، بدونِ
‫ زیر پا گذاشتن قانون، نمی‌تونن کاری بکنن؟

22:13.790 --> 22:15.460
‫با دادستان ناحیه حرف زدم.

22:16.500 --> 22:19.250
‫می‌خواد درس عبرتی برای بقیه باشین.

22:21.840 --> 22:23.460
‫- چهار سال حبس.
‫- چی؟

22:26.840 --> 22:31.720
‫اما من کسی‌ام که به
‫ دادن فرصت دوباره اعتقاد داره،

22:32.350 --> 22:35.680
‫و راضیش کردم که اتهامی بهتون وارد نکنـه.

22:36.230 --> 22:39.000
‫فقط باید یه کار کوچیک انجام بدین.

22:40.650 --> 22:42.440
‫باید پای این مدارک رو...

22:44.480 --> 22:45.820
‫امضا کنین.

22:46.780 --> 22:50.700
‫که قبول کنین هیچ دخالتی توی تحقیقات

22:51.660 --> 22:53.870
‫یا دستگیری «لخت‌کن تلالپانی» نداشتین.

22:55.370 --> 23:00.210
‫اگه حرفی بزنین که خلاف این اسناد باشه،

23:00.210 --> 23:01.500
‫هر چهار نفرتون...

23:02.750 --> 23:03.960
‫می‌‌افتین زندان.

23:07.220 --> 23:10.010
‫گُه بگیرن سر در اینجا رو!
‫برن درشون رو بذارن!

23:10.930 --> 23:12.890
‫مردم باید بدونن ما چی‌کار کردیم.

23:12.890 --> 23:14.540
‫می‌تونیم باهاش مبارزه کنیم.

23:14.540 --> 23:17.440
‫می‌تونیم، چمیدونم،
‫مثلاً بریم پیش خبرنگارها.

23:18.890 --> 23:19.900
‫نه.

23:21.610 --> 23:23.230
‫منظورت چیـه که نه، والنتینا؟

23:23.230 --> 23:26.360
‫حق با تو بود،
‫پلیس فاسده، حال‌بهم‌زنـه!

23:26.360 --> 23:28.740
‫اونا فقط بلدن به مردم دروغ بگن.

23:28.740 --> 23:31.910
‫باید مبارزه کنیم.
‫اونا باید حقیقت رو بگن.

23:34.450 --> 23:36.910
‫پسر و دختر خواهرم نباید
‫ مادرشون رو از دست بدن.

23:40.420 --> 23:42.500
‫اونا خیلی وقت پیش برنده شدن گابینا.

23:43.290 --> 23:44.880
‫چرا نمیری امضا کنی؟

23:45.840 --> 23:47.420
‫یعنی ما هم هیچکاری نکنیم؟

23:48.300 --> 23:51.910
‫پس واسه‌چی اینقدر جون‌تون رو
‫به‌خطر انداختین؟ که هیچکس نفهمـه؟

23:51.930 --> 23:54.680
‫هدف ما این بود که جلوی
‫ کشتار «لخت‌کن» رو بگیریم.

23:55.680 --> 23:57.690
‫و موفق هم شدیم.

24:04.520 --> 24:08.440
‫همه‌چیز از روز اول توی
‫ پارک سانتیاگو شروع شد.

24:09.360 --> 24:15.030
‫وقتی داشتیم دنبال یه سگ گمشده می‌گشتیم،
‫جسد پائولا ماچادو رو پیدا کردیم.

24:16.330 --> 24:18.870
‫قربانی شماره‌ی ۶ «لخت‌کن تلالپانی».

24:20.660 --> 24:23.170
‫به‌نظرم کاری که دارن باهاشون می‌کنن
‫کسشر محضـه.

24:25.040 --> 24:27.170
‫فکر می‌کردی هیچ کاری باهاشون ندارن؟

24:27.670 --> 24:30.420
‫نه. اما تو هم چیزی که من دیدم رو دیدی.

24:30.920 --> 24:33.390
‫تاحالا تحقیقات به این تمیزی و
‫خوبی دیده بودی؟

24:34.890 --> 24:37.600
‫- نه. واقعاً نه.
‫- خب؟

24:38.270 --> 24:39.270
‫به همین سادگیـه.

24:39.270 --> 24:41.850
‫اگه به‌خاطر اون نبود،
‫اون آشغال هنوز اون بیرون بود.

24:41.850 --> 24:44.560
‫برای همینـه که می‌خوان
‫بدتر از این نشه دیاز.

24:44.560 --> 24:47.320
‫اون اسکوبدوی پفیوز
‫خوب می‌دونه که اونا چی‌کار کردن.

24:47.320 --> 24:50.740
‫واسه همین بهشون یه راه خروج داده و
‫بهشون اتهامی وارد نمی‌کنـه.

24:50.740 --> 24:53.160
‫- خب، من با این قضیه مشکل دارم.
‫- منم همینطور، دیاز.

24:53.990 --> 24:55.950
‫اما چه غلطی میشه کرد؟

25:13.800 --> 25:16.390
‫می‌خوای همونجا وایسی یا میای تو؟

25:26.100 --> 25:27.110
‫بابا.

25:34.740 --> 25:36.160
‫می‌خوام استعفا بدم.

25:36.160 --> 25:38.490
‫این کسشرا رو تحویل من نده.

25:39.790 --> 25:41.416
‫هیچوقت نباید پلیس می‌شدم.

25:43.001 --> 25:44.002
‫خودتم این رو می‌دونی.

25:46.004 --> 25:47.339
‫اما هیچوقت شکایت نکردم.

25:48.048 --> 25:50.634
‫گفتم وارد این‌کار می‌شم
‫و کم کم بهش عادت می‌کنم.

25:52.427 --> 25:53.679
‫اما نکردم.

25:55.347 --> 26:00.185
‫این چند هفته‌ی گذشته، با چشم‌های خودم دیدم که
‫گابینا بارها سعی کرده محبت شما ها رو جلب کنه.

26:01.687 --> 26:05.691
‫خانواده‌ای که از این‌که دخترشون پلیس
‫شده و خوشحاله، ناراحته و پسش می‌زنه.

26:09.695 --> 26:11.363
‫تو لیاقت همچین افتخاری رو نداری.

26:11.363 --> 26:14.324
‫دارم یه رسوایی بزرگ رو با چشم می‌بینم.

26:14.324 --> 26:18.036
‫و آره، گابینا همیشه از تو شجاع‌تر بود.

26:28.060 --> 26:35.060
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:43.896 --> 26:46.523
‫گفتن این حرف اصلاً
‫برای من آسون نیست.

26:46.523 --> 26:51.028
‫نیروی انتظامی زنان به‌طور رسمی منحل شد.

26:51.028 --> 26:52.362
‫چی؟

26:52.362 --> 26:53.572
‫چرا؟

26:54.156 --> 26:55.449
‫بهم دستور دادن.

26:56.033 --> 26:57.951
‫نه؟ چطوری آخه؟ نه.

26:58.577 --> 27:01.705
‫چون ما هرکاری که شما ازمون
‫خواستید رو انجام دادیم. حتی بیشتر از اون.

27:02.497 --> 27:05.417
‫می‌ریم پیش بانوی اول و همه‌چی
‫رو بهش می‌گیم.

27:08.837 --> 27:10.547
‫خودِ بانوی اول همچین دستوری دادن.

27:11.340 --> 27:15.093
‫فردا عصر، این خبر رو
‫به مطبوعات اعلام می‌کنیم.

27:17.095 --> 27:18.430
‫من واقعاً متاسفم.

27:42.579 --> 27:44.915
‫برید سروقت کاراتون آقایون. زود باشید.

28:08.438 --> 28:09.439
‫وال؟

28:14.778 --> 28:17.072
‫- ساعت چنده؟
‫- خیلی زوده...

28:31.837 --> 28:33.213
‫من می‌تونستم نجاتش بدم...

28:35.674 --> 28:36.675
‫کی رو؟

28:37.801 --> 28:38.969
‫ناتالیا.

28:41.388 --> 28:43.807
‫فکر کردی درموردِ مامان چی می‌گن؟

28:43.807 --> 28:45.309
‫درموردِ بابا؟

28:45.309 --> 28:49.479
‫- مردم درموردِ من چی می‌گن؟
‫- این موضوع هیچ ربطی به تو نداره.

28:49.479 --> 28:51.356
‫حداقل به والنتینا فکر کن. اون 12 سالشه.

28:52.149 --> 28:54.234
‫واقعاً می‌خوای همچین
‫الگویی برای خواهرت باشی؟

28:54.234 --> 28:58.447
‫نه. از طرف والنتینا حرف نزن.
‫اون خیلی باهوش‌تر از توئـه.

28:59.615 --> 29:04.995
‫من فقط صلاحت رو می‌خوام.
‫حتی الان که نمی‌فهمی داری چیکار می‌کنی.

29:07.873 --> 29:09.625
‫اما حق نداری تا وقتی
‫ازدواج نکردی بچه بیاری!

29:11.835 --> 29:12.836
‫نـه!

29:14.004 --> 29:17.132
‫اصلاً هیچوقت بچه‌دار نمی‌شم؛ نمی‌خوام.

29:17.132 --> 29:18.467
‫دیوونه شدی؟

29:20.135 --> 29:23.388
‫من خودم می‌تونم تشخیص بدم
‫چه کاری درسته و چه کاری غلطه.

29:23.972 --> 29:27.059
‫اگه متوجه حرف‌های من نمی‌شی،
‫این دیگه مشکل خودته.

29:28.310 --> 29:29.561
‫پس می‌خوای آزاد باشی.

29:30.938 --> 29:31.939
‫خیلی هم خوب.

29:33.565 --> 29:34.691
‫از ماشینم برو بیرون.

29:35.692 --> 29:36.735
‫برو بیرون.

29:38.695 --> 29:40.572
‫- ازت متنفرم.
‫- منم!

30:03.262 --> 30:04.888
‫من نتونستم درکش کنم.

30:08.308 --> 30:09.810
‫نتونستم درکش کنم.

30:15.065 --> 30:17.192
‫نمی‌خوام با تو هم مثل اون رفتار کنم.

30:22.155 --> 30:24.741
‫و نمی‌خوام خودت رو تغییر بدی.

30:28.745 --> 30:30.497
‫تو بی نقصی.

30:34.585 --> 30:35.794
‫دوستت دارم والیتا.

30:36.795 --> 30:38.005
‫دوستت دارم.

30:56.023 --> 30:58.775
‫برای همین رفتیم زندانِ لوکمبری؛
‫می‌خواستیم با گویو کادناس صحبت کنیم.

30:58.775 --> 31:03.697
‫یه قاتل چه درکی از ذهن یه
‫قاتل دیگه میتونه داشته باشه؟

31:05.824 --> 31:06.950
‫خـب؟

31:07.826 --> 31:12.372
‫آقای رئیس جمهور، این نه تنها آبروی پلیس
‫شهر رو حفظ می‌کنه،

31:12.372 --> 31:14.833
‫بلکه می‌تونه کُل سیستم قضایی مکزیک رو متحول کنه.

31:20.214 --> 31:22.716
‫امروز، یک روز جدید برای پلیس مکزیکو سیتـیه

31:23.258 --> 31:26.136
‫چون تلالپان، قاتلِ لخت‌کن مُرده

31:26.136 --> 31:29.848
‫و والنتینا کاماچو به آغوش خانواده بازگشته.

31:31.350 --> 31:32.643
‫به لطف کی؟

31:33.477 --> 31:36.063
‫به لطف پلیس‌های شجاعِ شهرمون،

31:36.063 --> 31:41.276
‫کسانی که تحت نظر من،
‫معمایی رو که انگار مستقیماً

31:41.276 --> 31:46.281
‫از یک رمانِ جنایی بسیار پیچیده
‫بیرون کشیده شده بود رو حل کردن.

31:46.281 --> 31:50.744
‫ می‌خوام از یک نفر به طور خیلی ویژه تشکر کنم.

31:50.744 --> 31:56.166
‫شخصی که بدون اون، قاتل لخت‌کن همچنان
‫به قتل‌های بی‌رحمانه‌ش ادامه می‌داد.

31:57.000 --> 32:00.712
‫دارم از شهروند عزیز شهرمون،
‫گویو کادناس صحبت می‌کنم.

32:01.880 --> 32:05.259
‫کسی که از اعماق زندانِ تاریک لکومبری

32:05.259 --> 32:09.596
‫به ما کمک کرد تا جون والنتینا کاماچو رو نجات بدیم.

32:10.264 --> 32:14.309
‫او در زندان تحصیلاتش را به
‫پایان رسوند و به یک وکیل تبدیل شد.

32:14.935 --> 32:19.523
‫او یک همسر، صاحب سه فرزندـه

32:19.523 --> 32:22.359
‫و حالا، به یک پلیس شرافت‌مند تبدیل شده.

32:23.944 --> 32:29.658
‫و جهت قدردانی از تمام زحمات‌ش، عفو
‫ویژه رئیس‌جمهور به ایشون اختصاص یافت.

32:29.658 --> 32:33.912
‫30 سال از زمانی که اون رو به عنوان
‫یک مجرم به زندان لکومبری بردن می‌گذره.

32:33.912 --> 32:37.124
‫و امروز، اون قهرمانِ کشور ماست.

32:42.504 --> 32:46.550
‫آزادی من گویای خیلی چیزها
‫درباره‌ی کشورمـه.

32:47.342 --> 32:50.596
‫نشون می‌ده افرادی مثل من، همیشه این

32:50.596 --> 32:52.598
‫فرصت رو دارن که تغییر کنن.

32:56.852 --> 32:59.062
‫و در آخر، در آخر

32:59.062 --> 33:05.277
‫می‌خوام از شخصی که این تغییر مهم رو

33:06.778 --> 33:10.949
‫در زندگی من ایجاد کرد و من رو لایق این
‫افتخار دونست، تشکر کنم.

33:14.161 --> 33:15.412
‫روی سخنم با...

33:18.749 --> 33:22.794
‫رئیس جمهور مکزیک، جناب آقای
‫لوئیس اچوریا آلوارزـه.

33:23.795 --> 33:26.548
‫ترجیح می‌دن یه قاتل رو
‫تشویق کنن اما زن‌ها رو نـه!

33:27.090 --> 33:29.092
‫خب، می‌تونست خیلی بدتر باشه.

33:30.385 --> 33:32.804
‫نزدیک بود همه‌مون با هم
‫بیفتیم توی همون زندان.

33:44.983 --> 33:46.735
‫چرا؟

33:50.113 --> 33:51.740
‫- آلخاندرو.
‫- سلام.

33:51.740 --> 33:53.784
‫قرار گذاشته بودیم بدون اطلاعِ قبلی...

33:53.784 --> 33:57.287
‫ببخشید. می‌دونم باید
‫قبل از اومدن زنگ بزنم.

33:57.287 --> 33:59.540
‫- فقط دو دقیقه.
‫- بابا!

34:00.332 --> 34:03.877
‫سلام. سلام.
‫چطورین؟ اوضاع روبه‌راهه؟

34:03.877 --> 34:07.339
‫- بابا؟
‫- سلام. سلام.

34:14.137 --> 34:15.347
‫این برای توئـه.

34:17.181 --> 34:19.101
‫- ممنون.
‫- بذار من بازش کنم.

34:29.652 --> 34:31.947
‫« ماجراهای کاراگاه موریتا »

34:35.742 --> 34:37.119
‫صفحه‌ی اولش رو ببین.

34:39.830 --> 34:41.748
‫« تقدیم به کاراگاه ماریا »

34:42.498 --> 34:46.920
‫« همیشه به دنبال کشف حقیقت باش »
‫« با احترام، دنیل جیکوبز »

34:48.672 --> 34:50.132
‫فقط همین بود؟

34:50.132 --> 34:52.967
‫نه عزیزم.
‫کلی کتاب دیگه هم هست.

34:52.967 --> 34:56.471
‫- می‌شه منم یکی‌شون رو بخونم؟
‫- معلومه که آره. می‌تونی همه‌شون رو بخونی.

34:57.806 --> 35:01.810
‫خیلی‌خب. می‌شه من و باباتون رو چند لحظه
‫تنها بذارید؟ خداحافظی کنید.

35:01.810 --> 35:03.437
‫- دوست‌تون دارم. خداحافظ
‫- خداحافظ.

35:11.904 --> 35:14.948
‫نیروی انتظامی زنان منحل شد.

35:16.158 --> 35:17.618
‫بعد از تمام زحماتی که
‫براشون کشیدین؟

35:17.618 --> 35:19.661
‫دقیقاً بعد از تمام زحماتی که کشیدیم.

35:21.830 --> 35:25.667
‫راستش رو بخوای...
‫الان واقعاً نمی‌دونم می‌خوام چیکار کنم.

35:27.544 --> 35:30.839
‫اما می‌دونم که باید برای یه مدت تنها باشم.

35:31.965 --> 35:33.133
‫ممنون بابت هدیه‌ت...

35:34.134 --> 35:36.386
‫خیلی قشنگ بود

35:37.679 --> 35:41.975
‫اما نیازی نیست برام هدیه بیاری
‫و از این کارها کنی تا مثلاً...

35:44.269 --> 35:46.021
‫دوباره برگردم پیشت.

35:48.148 --> 35:49.650
‫من فقط به زمان نیاز دارم.

35:52.236 --> 35:56.448
‫می‌خوام سرنوشت‌ام رو کشف کنم.

35:58.659 --> 35:59.868
‫خودم تنها.

36:02.663 --> 36:03.914
‫درک می‌کنم.

36:05.457 --> 36:06.542
‫و...

36:08.001 --> 36:09.211
‫به این تصمیمت احترام می‌ذارم.

36:11.213 --> 36:12.840
‫اصلاً عجله نکن.

36:14.299 --> 36:16.009
‫من به هیچ عنوان...

36:18.053 --> 36:19.054
‫مزاحمت نمی‌شم.

36:20.931 --> 36:22.099
‫و الان هم، رفع زحمت می‌کنم.

36:40.868 --> 36:42.077
‫ممنون آبجی.

36:58.218 --> 36:59.303
‫ناهار.

37:02.931 --> 37:03.974
‫ممنون.

37:03.974 --> 37:05.350
‫گابریل درست کرده.

37:06.268 --> 37:09.021
‫پس حتماً خیلی خوشمزه‌ست نـه؟

37:09.855 --> 37:10.856
‫آره.

37:11.940 --> 37:14.318
‫آنجلس، عزیزم، دوستت اومد؟

37:14.818 --> 37:17.988
‫دُن لوله، ایشون گابریلـه
‫همونی که درموردش حرف زدیم.

37:18.488 --> 37:22.159
‫- چند روز پیش اومدیم شام خوردیم.
‫- یادمه. سلام گابریل.

37:22.159 --> 37:24.411
‫- سلام. حالتون چطوره؟
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم.

37:24.411 --> 37:27.289
‫خیلی‌خب، برو یه پیشبند بردار
‫تا بریم سروقت آشپزی.

37:28.123 --> 37:30.000
‫- چی؟
‫- بهش نگفتی؟

37:31.126 --> 37:34.338
‫می‌خواستم سورپرایزش کنم؛
‫نمی‌دونستم دقیقاً کِی بهش بگم.

37:34.922 --> 37:36.340
‫سورپرایز چی؟

37:36.340 --> 37:39.343
‫با دُن لوله صحبت کردم تا توی
‫آشپزخونه این‌جا کار کنی.

37:39.343 --> 37:40.636
‫سورپرایزم این بود.

37:41.720 --> 37:42.721
‫سورپرایز.

37:44.306 --> 37:45.432
‫جدی می‌گی؟

37:45.432 --> 37:48.227
‫خیلی‌خب؛ من تنهاتون می‌ذارم

37:49.144 --> 37:50.938
‫- توی آشپزخونه می‌بینمت؟
‫- بله قربان.

37:55.776 --> 37:57.277
واقعاً به‌خاطر من
همچین کاری کردی؟

37:58.862 --> 38:02.157
‫دوست دخترها واسه دوست پسرهاشون
‫همچین کارایی می‌کنن دیگه. کمک‌شون می‌کنن.

38:09.540 --> 38:11.625
‫می‌تونستیم جای بغل هم رو بوس کنیم...

38:29.393 --> 38:31.436
‫گابریل، آماده‌ای؟

38:32.729 --> 38:34.064
‫دن لوله منتظرمه.

38:39.194 --> 38:41.655
‫- پیشبندت رو گذاشتم اون‌جا.
‫- ممنونم قربان.

38:43.365 --> 38:45.576
‫بیا شروع کنیم.

38:46.451 --> 38:49.788
‫خاله، تا حالا کسی رو هم دستگیر کردی؟

38:51.874 --> 38:53.667
‫راستش رو بخوای،
‫فقط یدونه.

38:55.127 --> 38:57.713
‫- آدم بدی بود؟
‫- خیلی زیاد.

38:58.672 --> 39:01.466
‫اما شما چهار نفر بودین و اون یکی، درسته؟

39:03.385 --> 39:04.386
‫دقیقاً.

39:05.429 --> 39:08.891
‫خب پس اگه اون آدم خیلی بدی بوده
‫و شما دستگیرش کردید،

39:09.808 --> 39:11.685
‫چرا دیگه اجازه ندادن پلیس باشین؟

39:11.685 --> 39:14.104
‫چون دولت دیگه به ما نیاز نداره.

39:14.855 --> 39:16.440
‫اما این‌که عادلانه نیست.

39:17.441 --> 39:18.483
‫نه، نیست.

39:19.151 --> 39:21.445
‫خب چرا مثل قبل تظاهرات راه نمی‌اندازین؟

39:22.613 --> 39:24.323
‫چون خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

39:26.575 --> 39:29.036
‫دولت فقط به فکر آبروشه.

39:29.661 --> 39:32.539
‫هیچوقت به این‌که چی عادلانه‌ست
‫و چی نیست اهمیت نمی‌دن.

39:33.165 --> 39:35.751
‫فقط می‌خوان حفظِ ظاهر کنن

39:35.751 --> 39:37.669
‫و مردم تشویق‌شون کنن.

39:41.215 --> 39:42.382
‫خاله؟

39:49.097 --> 39:52.392
‫از فرمانده کاستلانوس بابت حرف‌های
‫ارزشمندشون تشکر می‌کنم.

39:52.392 --> 39:55.020
‫این کاملاً درسته که قاتل لخت‌کن مُرده...

39:56.146 --> 39:58.315
‫و آرامش در کشور طنین‌انداز شده.

39:58.315 --> 40:00.025
‫اما فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟

40:01.235 --> 40:03.820
‫آیا ما، به عنوان سَران این کشور، آماده‌ایم

40:04.488 --> 40:09.368
‫که دختران، خواهران و مادران‌مون رو برای
‫رویارویی با افرادی مثل قاتل لخت‌کن،

40:09.368 --> 40:13.330
‫به بیرون از خونه و جامعه بفرستیم؟

40:14.164 --> 40:15.749
‫در همچین شرایط‌هایی،

40:15.749 --> 40:21.630
‫ما باید به فکر مصلحتِ شهروندانمون باشیم
‫و بر اساس اون عمل کنیم.

40:21.630 --> 40:24.216
‫برای همین، من این‌جا هستم تا اعلام کنم...

40:56.540 --> 40:58.208
‫چیزی که امضا کردی رو یادت نره.

40:58.208 --> 40:59.585
‫نگران نباش.

41:01.628 --> 41:02.838
‫مردم عزیز،

41:04.756 --> 41:08.343
‫باعثِ افتخارمه که خانم والنتینا
‫کاماچو رو خدمت‌تون معرفی کنم.

41:20.939 --> 41:23.358
‫واقعاً ازتون ممنونم خانم ماریا استر.

41:27.321 --> 41:31.366
‫اول می‌خوام از تمام کسانی که به بهبودی
‫هرچه زودتر من کمک کردن، تشکر کنم.

41:35.621 --> 41:36.830
‫جونم رو به شما مدیونم.

41:38.457 --> 41:42.544
‫و حالا می‌خوام با تمام کسانی که فکر می‌کنن
‫چون صرفاً جون من در خطر بوده

41:42.544 --> 41:46.882
‫نیروی انتظامی زنان به‌کل باید منحل بشه،
‫چند کلامی حرف بزنم.

41:50.177 --> 41:53.263
‫اتفاقی که برای من افتاد، ممکن
‫بود برای هر شخص دیگه‌ای هم بیفته.

41:54.848 --> 41:58.810
‫اما نباید این موضوع رو به بهونه‌ای برای
‫منحل کردن نیروی انتظامی زن تبدیل کنیم.

42:00.187 --> 42:05.108
‫ما برای این‌که به این موقعیت برسیم
‫خیلی چیزها رو فدا کردیم.

42:09.112 --> 42:14.618
‫خیلی‌ از ما ها، ذره‌ای از سمت
‫خانواده‌مون حمایت نشدیم.

42:15.869 --> 42:17.454
‫بهتره بگم در هیچ یک از مراحل زندگی.

42:18.497 --> 42:21.583
‫ما به‌خاطر این شغل، لحظه‌های زیادی
که می‌تونستیم در کنار عزیزان‌مون،

42:21.583 --> 42:25.796
‫مادر و پدر و یا فرزندامون باشیم رو قربانی کنیم.

42:26.588 --> 42:27.840
‫و می‌دونین چیـه؟

42:28.340 --> 42:31.510
‫همه‌ی این سختی‌ها ارزشش رو داشت چون

42:31.510 --> 42:35.639
‫برای پوشیدن این لباس پرافتخار و خدمت به
‫کشورت باید تمام این چیزها رو پشت سر بذاری.

42:40.269 --> 42:45.649
‫وقتی فارغ‌التحصیل شدیم، بهمون گفتید
‫کارمون حرف نداره و نظیر نداریم.

42:49.736 --> 42:51.196
‫و درست هم می‌گفتین!

42:51.905 --> 42:53.740
‫درمورد خودم نمی‌تونم
‫همچین حرفی بزنم،

42:53.740 --> 42:58.078
‫اما این حرف برای 15 زنی که الان
‫در کنار من ایستادن کاملاً صدق می‌کنه.

42:58.579 --> 43:01.456
‫و برای همین، از طرف 16 زن آبی‌پوش...

43:02.749 --> 43:06.170
‫می‌خوام بابتِ این‌که هیچوقت به ما پشت
‫نکردید، ازتون تشکر کنم.

43:06.795 --> 43:10.716
‫و به شما اطمینان می‌دم، تاریخ هیچوقت
‫زحمات شما برای ما رو فراموش نمی‌کنه.

43:13.552 --> 43:15.637
‫هرگز نا اُمیدتون نمی‌کنیم.

43:18.223 --> 43:19.558
‫ممنونم.

43:25.314 --> 43:26.815
‫من هم شما رو نا اُمید نخواهم کرد.

43:28.775 --> 43:30.027
‫افسر کوماچو.

43:31.862 --> 43:32.863
‫ممنون.

43:51.965 --> 43:55.302
‫اون یکی در رو چک نکرده بودم؛
‫قفل هم بود.

43:55.302 --> 43:59.431
‫واسه همین دزد سر خورد، در رو باز کرد
‫و فرار کرد. به همین سادگی.

44:00.724 --> 44:04.895
‫خیلی‌خب، من دیگه باید برم.

44:06.647 --> 44:10.400
‫قبل از این‌که خداحافظی کنم،
‫دوست دارم همگی چند لحظه سکوت کنیم.

44:11.902 --> 44:14.488
‫- ماریا، می‌شه بلند شی بایستی؟
‫- خدای من.

44:16.406 --> 44:17.699
‫بلند شو.

44:23.872 --> 44:25.123
‫ماریا دلاتوره،

44:25.123 --> 44:30.212
‫برای رهبری، شرافت و شجاعتت
‫در انجام وظایف،

44:31.129 --> 44:32.631
‫این رو بهت تقدیم می‌کنم.

44:34.383 --> 44:36.718
‫تبریک می‌گم؛ ستوان ماریا دلاتوره.

44:37.553 --> 44:38.971
‫- ایول.
‫- ایول.

44:41.640 --> 44:43.725
‫- ممنون جناب سروان.
‫- تبریک می‌گم.

44:44.309 --> 44:46.854
‫- خب دیگه، شب خوبی داشته باشید.
‫- ممنون.

44:46.854 --> 44:48.772
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

44:50.148 --> 44:55.070
‫شما دو نفر دوباره عجیب‌غریب رفتار کردین؛
‫اما فکر کنم این‌بار دلیلش رو می‌دونم.

44:56.029 --> 44:58.282
‫فکر کنم همه‌مون می‌دونیم، نه؟

44:58.282 --> 45:02.619
‫باهاش حرف زدم. مرد واقعاً بی‌نظیریه
‫اما من آمادگی رابطه رو ندارم.

45:02.619 --> 45:06.498
‫اصلاً تا وقتی ما رو داری چه
نیازیه با کسی تو رابطه باشی؟

45:08.417 --> 45:09.793
‫ازت ممنونم.

45:09.793 --> 45:10.878
‫بابت چی؟

45:10.878 --> 45:13.505
‫منظورت چیه  « بابت چی؟ »
‫بابت تمام کارهایی که برامون کردی.

45:14.423 --> 45:15.841
‫این‌که اونقدر شجاعانه حرف زدی وال.

45:17.634 --> 45:20.095
‫هیچوقت ندیده بودم اینطوری
‫صحبت کنی، اینقدر با...

45:20.596 --> 45:22.848
‫نمی‌دونم. با هدف.

45:23.765 --> 45:25.934
‫- حتی وقتی بهش فکر می‌کنم هم موهای تنم سیخ می‌شه.
‫- منم.

45:25.934 --> 45:27.227
‫من وارد رابطه شدم.

45:27.227 --> 45:29.021
‫- ببخشید؟
‫- چی؟

45:29.021 --> 45:31.773
‫ببخشید؛ نمی‌خواستم
‫بحث رو عوض کنم.

45:32.482 --> 45:35.444
‫دنبال یه زمان مناسب بودم بهتون بگم
‫اما هرچی منتظر موندم نشد.

45:36.570 --> 45:37.571
‫نگاه‌ش کن.

45:38.530 --> 45:41.575
‫خودش رو آروم و ساکت جلوه می‌ده،
‫اما رفته دوست پسر پیدا کرده.

45:42.659 --> 45:43.869
‫آره دوست پسر پیدا کردم.

45:47.206 --> 45:48.332
‫و همینطور کُلی دوست.

45:49.958 --> 45:51.418
‫کُلی دوست.

46:02.262 --> 46:03.347
‫صبح به‌خیر.

46:22.991 --> 46:25.244
‫به آسمون نگاه کردن عجب حس خوبی داره؛ نه؟

46:28.247 --> 46:34.753
‫توی زندان که بودم، به سقف سلول
‫نگاه می‌کردم و آسمون رو تصور می‌کردم.

46:36.171 --> 46:40.926
‫آدم به همه‌چی عادت می‌کنه.
‫واقعاً عجیبه.

46:42.052 --> 46:44.429
‫مثلاً، باید کم کم به مرد خانواده بودن عادت کنم.

46:44.429 --> 46:48.058
‫زنم مثل یه حیوون مریض خر و پف می‌کنه.

46:49.977 --> 46:51.186
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

46:51.186 --> 46:54.731
‫اومدم شخصاً بهت تبریک بگم.

46:56.275 --> 46:57.276
‫تو دستگیرش کردی!

46:57.985 --> 46:59.862
‫البته، باید بگم کُشتیش!

47:01.113 --> 47:02.447
‫فرقی نمی‌کنه.

47:03.615 --> 47:07.077
‫و پلیس‌ هیچوقت حرفی از شما نزد.
‫حتی یک بار.

47:08.453 --> 47:11.957
خودمون که می‌دونیم چیکار کردیم و
‫همین کافیه.

47:12.457 --> 47:14.668
‫پلیس‌ این کشور

47:15.169 --> 47:19.590
‫هرگز اجازه نمی‌ده به نهایت
‫توانایی‌هاتون دست پیدا کنید.

47:20.215 --> 47:24.386
‫من این رو بهتر از هرکسی می‌دونم.
‫30 سال طول کشید تا بفهمم.

47:26.763 --> 47:29.766
‫اگه تو نبودی، خدا می‌دونه
‫چقدر دیگه اون‌جا می‌موندم.

47:30.267 --> 47:32.603
‫نه. نه. من کاری نکردم.

47:32.603 --> 47:34.521
‫- چرا.
‫- نه، من هیچ‌کاری نکردم.

47:37.649 --> 47:40.277
‫حالا، سوال اصلی اینه که

47:41.653 --> 47:44.281
‫در آینده چی می‌شه؟

47:45.991 --> 47:46.992
‫می‌دونی...

47:50.287 --> 47:54.374
‫این همه سال که توی لکومبری زندانی بودم

47:54.875 --> 47:57.252
‫پسر، کُلی داستان خوندم.

47:57.252 --> 47:59.213
‫هزاران هزاران داستان مختلف.

47:59.922 --> 48:05.469
‫حالا که آزاد شدم، یکی از اون داستان‌ها، مدام

48:05.469 --> 48:07.012
‫توی سرم می‌چرخه.

48:09.223 --> 48:16.021
‫داستانِ یک جوانِ پر از خشم و کیـنه

48:16.021 --> 48:20.192
‫که ظلم‌های فراوانی بهش شده.

48:21.026 --> 48:26.281
‫برای همین، یه‌روز می‌ره پیش پدربزرگش
‫و ازش می‌پرسه باید چیکار کنه، چه واکنشی نشون بده!

48:27.115 --> 48:29.451
‫پدربزرگش می‌گه:

48:30.327 --> 48:31.787
‫« آره پسرم،

48:32.704 --> 48:38.126
‫درون هر شخص، دو گرگ زندگی می‌کنه.

48:39.378 --> 48:46.343
‫یک گرگ، نماد پلیدی، نفرت، حسادت و خشـمه.

48:47.469 --> 48:53.225
‫و گرگ دیگه، نمادِ صلح، عشق و بخششـه.

48:54.059 --> 48:58.146
‫و این دو گرگ، مدام با هم‌ درحالِ جنگ و دعوا هستن. »

49:01.400 --> 49:03.527
‫بعد از پدربزرگش می‌پرسه:

49:05.028 --> 49:06.488
‫« خب کی برنده می‌شه؟ »

49:07.155 --> 49:08.532
‫می‌دونی چه جوابی داد؟

49:10.492 --> 49:11.493
‫نـه.

49:14.121 --> 49:15.414
‫« اون که درون خودت پرورش می‌دی »

49:18.750 --> 49:21.336
‫می‌دونی؟ منم دقیقاً همچین حسی دارم.

49:22.379 --> 49:28.719
‫از یه طرف، خیلی خوشحالم که
‫تونستم کمکتون کنم.

49:30.387 --> 49:33.307
‫اما از طرف دیگه، یه نفرتِ عجیبی درونم موج می‌زنه.

49:33.307 --> 49:36.393
‫یه تاریکی که...

49:38.520 --> 49:39.938
‫همه‌ش من رو صدا می‌زنه.

49:39.938 --> 49:41.732
‫من رو می‌کشونه سمتِ خودش.

49:44.484 --> 49:47.404
‫به‌نظرت کدوم حس رو
‫درون خودم پرورش بدم؟

49:51.366 --> 49:53.994
‫همونی که باعثِ آزادی‌ات شد.

49:54.703 --> 49:59.374
‫همونی که باعث شد یه قاتل رو دستگیر کنی
‫و خواهرم رو نجات بدی.

50:12.262 --> 50:14.056
‫کدومشون بهترین نسخه‌ی
‫من رو ارائه می‌ده؟

50:17.643 --> 50:20.771
‫فقط زمان مشخص می‌کنه.

50:21.795 --> 50:51.795
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

50:53.113 --> 50:58.713
« پـایـان فصـل اول »

51:01.863 --> 51:06.143
‫« زنان آبی‌پوش »
