WEBVTT

00:14.550 --> 00:15.760
‫شما همسرش هستین؟

00:16.800 --> 00:17.800
‫بله.

00:18.850 --> 00:20.680
‫- بله.
‫- می‌تونین باهامون بیاین.

00:21.350 --> 00:22.350
‫ممنونم.

00:28.360 --> 00:30.440
‫- باهاش حرف بزن. باهاش حرف بزن.
‫- باشه.

00:31.190 --> 00:36.110
‫لوکاس، تو رو خدا از پیشم نرو.
‫تنهام نذار.

00:36.110 --> 00:38.450
‫- یه کاری بکنین.
‫- ضربان نداره.

00:38.450 --> 00:40.620
‫چرا ضربان نداره؟

00:40.620 --> 00:43.000
‫یک، دو، سه، چهار...

00:45.870 --> 00:46.880
‫اکسیژن.

00:47.460 --> 00:52.550
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه، ده.

00:52.550 --> 00:53.630
‫لوکاس!

00:58.050 --> 00:59.460
‫وال.

01:02.430 --> 01:04.060
‫- حالت خوبـه؟
‫- تقصیر من بود.

01:04.060 --> 01:06.810
‫- نه،‌ این حرف رو نزن. این حرف رو نزن.
‫- تقصیر من بود.

01:06.810 --> 01:08.770
‫- حالش خوب میشه. خودت می‌بینی.
‫- نه.

01:11.690 --> 01:13.860
‫این رو بگیر.
‫ببین به چه وضعی افتادی‌ها.

01:17.820 --> 01:20.530
‫اگه زنده نمونه چی؟

01:21.490 --> 01:22.580
‫می‌خواستن بکشنش.

01:22.580 --> 01:26.170
‫- کیا؟ کیا می‌خواستن بکشنش؟
‫- نمی‌دونم! یه پلیس،‌ یه دزد.

01:26.170 --> 01:28.580
‫- اما چرا؟
‫- نمی‌دونم. ما داشتیم...

01:28.580 --> 01:32.880
‫این حقش نیست،
‫تقصیر من بود.

01:32.880 --> 01:35.130
‫تقصیر من بود ماریا.
‫تقصیر من بود.

01:35.130 --> 01:38.430
‫- نگران نباش.
‫- تقصیر من احمق بود.

01:40.930 --> 01:42.810
‫فکر می‌کنم این برات جالب باشه.

01:44.890 --> 01:47.100
‫ما قربانی رو اینجا توی راهرو پیدا کردیم.

01:48.060 --> 01:50.230
‫وضعیش بحرانیـه اما پایداره.

01:51.110 --> 01:54.000
‫ایده‌ای نداری که کی ممکنـه
‫بهش حمله کرده باشه؟

01:54.940 --> 01:56.940
‫برای همین به تو زنگ زدم.

02:00.160 --> 02:01.160
‫برو داخل.

02:20.990 --> 02:23.980
« 1.6.9 »

02:28.230 --> 02:31.520
‫« زنان آبی‌پوش »

02:32.591 --> 02:43.815
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:43.839 --> 02:50.839
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:30.580 --> 03:32.540
‫خیلی شانست گفت والنتینا.

03:33.900 --> 03:36.120
.پنجره رو شکسته بودن

03:37.500 --> 03:39.720
‫انگار وقتی تو رسیدی
‫هنوز اونجا بوده.

03:45.760 --> 03:47.180
‫چرا این کار رو کرده؟

03:47.180 --> 03:49.140
‫اون که می‌خواست نامه‌ش منتشر بشه.

03:51.560 --> 03:52.560
‫نمی‌دونم.

03:52.560 --> 03:55.150
‫نمی‌دونـی که لوکاس
‫چیزی رو فهمیده بوده یا نه؟

03:55.810 --> 03:57.770
‫تاجایی که من می‌دونم نه.

03:57.770 --> 04:00.690
‫توی خونه‌ش یه سری اطلاعات پیدا کردیم.

04:00.690 --> 04:03.280
‫داشته درمورد هویت واقعیِ
‫ «لخت‌کن» تحقیق می‌کرده.

04:03.280 --> 04:06.160
‫- چیزی درموردش می‌دونی؟
‫- هیچی نمی‌دونم.

04:07.580 --> 04:12.290
‫یه پرونده‌ی سِرّی هم
‫درمورد تحقیقات پلیس اونجا بود.

04:15.250 --> 04:18.050
‫والنتینا، دست لوکاس چطوری
‫ به اون پرونده رسیده؟

04:18.050 --> 04:19.550
‫نمی‌دونم.

04:19.550 --> 04:22.510
هر پلیسی می‌تونسته اون اطلاعات رو
‫به قیمت ۵۰ پزو بفروشـه.

04:25.180 --> 04:29.810
‫می‌دونم باور کردنش سختـه
‫اما من می‌خوام کمک کنم.

04:31.350 --> 04:33.100
‫خودت که دیدی.

04:33.770 --> 04:38.360
‫تنهایی تحقیق کردن
‫خیلی برات خطر داره.

04:47.620 --> 04:51.040
‫یه مامور بیرون می‌ذارم تا
‫حواسش بهت باشه.

04:59.250 --> 05:02.090
‫می‌خوام این لباس‌ چروک‌ها رو اتو کنم.

05:03.630 --> 05:05.220
‫نمیری ببینیش؟

05:06.840 --> 05:09.050
‫تا کارهای بیخودش رو تایید کنم؟

05:11.220 --> 05:14.560
‫با تایید کردن کارهای تو
‫به اندازه کافی دردسر درست کردم.

05:15.730 --> 05:18.060
‫می‌خوای به تنبیه کردنش ادامه بدی؟

05:19.860 --> 05:21.740
‫فکر می‌کنی دارم همچین کاری می‌کنم؟

05:21.920 --> 05:23.780
‫اونـه که داره من رو تنبیه می‌کنـه.

05:23.780 --> 05:27.110
‫با تنهایی زندگی کردنش. این که فکر می‌کنـه
‫خودش می‌تونه از پس همه کارهاش بر بیاد.

05:27.110 --> 05:29.700
‫خودت رو نزن به مظلومی.
‫کار جذابی نیست.

05:29.700 --> 05:33.290
‫جفت‌تون فکر می‌کنین خیلی شجاع و
‫مستقلین.

05:33.960 --> 05:36.540
‫اما تو بهتر از هرکس دیگه‌ای باید بدونی که

05:36.540 --> 05:39.080
‫نباید برای اشتباهات بچه‌هات جشن بگیری.

05:40.340 --> 05:44.510
‫اگه اشتباهاتم اینقدر عذابت میدن،
‫چرا نمیری؟

05:50.510 --> 05:51.600
‫بهم نیاز داری.

05:52.350 --> 05:53.350
‫نه.

05:54.430 --> 05:57.730
‫دخترت والنتیناس که بهت نیاز داره.

06:14.040 --> 06:15.250
‫چندتا لباس برات آوردم.

06:15.250 --> 06:16.870
‫من باید برگردم اداره.

06:17.790 --> 06:19.500
‫هنوز که خیلی زوده، نیست؟

06:20.210 --> 06:22.090
‫چرا اما باید با بابام حرف بزنم.

06:23.750 --> 06:24.840
‫مگه باهات حرف می‌زنـه؟

06:26.880 --> 06:27.970
‫نه خیلی

06:28.840 --> 06:31.090
‫اما باید درمورد گراردو باهاش حرف بزنم.

06:32.680 --> 06:33.930
‫اومد به دیدنم.

06:34.720 --> 06:36.480
‫تا اطلاعات بگیره.

06:37.240 --> 06:39.140
‫اون باید تحقیقاتش رو بکنـه والنتینا.

06:39.140 --> 06:41.040
‫بچه نباش.

06:41.230 --> 06:44.150
‫همه‌شون لنگه‌ی همدیگه‌ن،
‫از جمله پدرت و برادرت.

06:46.570 --> 06:50.580
‫- اونا آدم‌های خوبی‌ان. تو نمی‌شناسی‌شون.
‫- تو چه دنیایی زندگی می‌کنی؟

06:52.100 --> 06:54.330
‫می‌تونی بقیه عمرت این لباس فرم رو بپوشی و

06:54.330 --> 06:55.950
‫هیچوقت تفاوتی ایجاد نکنی.

06:57.040 --> 06:59.210
‫رو جلد مجله که بودی، مگه نه؟

07:00.420 --> 07:02.040
‫باید از خداتم باشه.

07:03.290 --> 07:05.840
‫می‌دونم که درگیر موضوع وحشتناکی هستی اما

07:05.840 --> 07:08.220
‫نباید با دوستت اینطوری حرف بزنی.

07:08.220 --> 07:09.760
‫کی گفته که ما دوست همدیگه‌ایم؟

07:16.220 --> 07:17.470
‫دیگه نیستیم.

07:22.730 --> 07:24.110
‫« گرگوریو کادناس‌ »
‫« زندان لکومبری »

07:24.110 --> 07:25.320
‫« مکزیکو سیتی »
‫« کد پستی ۱۵۲۸۰ »

07:28.360 --> 07:29.440
‫واسه‌ی توئـه.

07:30.030 --> 07:31.860
‫از زندان لکومبری اومده.

07:35.370 --> 07:38.250
‫«ماریا، تو من رو یاد کاساندرا انداختی.

07:38.250 --> 07:41.080
‫وقتی که اومدی ملاقاتم،
‫نمی‌تونستم بهش فکر نکنم.

07:41.080 --> 07:45.590
‫به‌عنوان یه وکیل، من به اطلاعاتی
‫ دسترسی دارم که فکرش هم نمی‌تونی بکنی.

07:46.300 --> 07:49.260
‫اطلاعات ارزشمندی مثل پرونده‌های حل‌نشده.

07:51.590 --> 07:54.220
‫من خودم رو بالاتر از هرچیزی
‫یه مرد خوش‌قول می‌دونم

07:54.220 --> 07:56.530
‫برای همین سر قولی که دادم می‌مونم.

07:56.600 --> 07:59.470
‫از مطالعه لذت ببر و یادت باشه که
.تنها نیستی

08:00.140 --> 08:01.270
‫گرگوریو کادناس.»

08:05.110 --> 08:07.400
‫« گلچینی از اساطیر یونانی »

08:07.400 --> 08:09.740
‫با این کتاب چی می‌خواد بهمون بگه؟

08:10.610 --> 08:12.490
‫نمی‌دونم.
‫نخوندمش.

08:18.380 --> 08:20.660
‫همونطور که قول داده بودم.

08:20.660 --> 08:24.330
‫تموم پرونده‌های حل نشده‌ی
‫ زن‌های گم‌شده یا کشته‌شده

08:24.330 --> 08:25.790
‫توی ۱۵ سال اخیر.

08:27.630 --> 08:29.000
‫یه لحظه وقت داری؟

08:29.840 --> 08:35.180
‫باید قبل از شروع شیفت‌مون
‫تموم این پرونده‌ها رو بررسی کنیم.

08:35.930 --> 08:36.930
‫ماریا.

08:39.640 --> 08:41.770
‫باشه.
‫بعد از شیفتم.

08:41.770 --> 08:42.850
‫همینجا می‌بینمت.

08:44.650 --> 08:45.650
‫نه.

08:47.270 --> 08:49.400
‫همینجا بمونین.
‫اینجا نورش بهتره.

08:54.070 --> 08:55.160
‫قضیه چی بود؟

08:55.160 --> 08:57.070
‫چی؟
‫چی قضیه چی بود؟

08:57.070 --> 08:58.240
‫از دستش عصبانی‌ای؟

08:59.080 --> 09:00.080
‫نه.

09:01.580 --> 09:04.210
‫صدات عوض شده.
‫زبان بدنت هم همینطور.

09:04.960 --> 09:07.670
‫نفس‌هات سنگین شد،
‫عصبی شدی.

09:08.380 --> 09:10.710
‫وقتی کسی از دستم عصبانی میشه
‫اینطوری میشـه.

09:11.210 --> 09:12.970
‫نمی‌دونم چی بگم.

09:12.970 --> 09:17.640
‫خلاصه، اگه می‌خوایم پیشرفتی داشته باشیم
‫باید یه نگاه به این بندازیم.

09:17.640 --> 09:19.050
‫کلی اطلاعاتـه.

09:19.850 --> 09:23.850
‫اطلاعات زیادی نیست.
‫فقط اطلاعاتیـه که طبقه‌بندی نشده.

09:25.770 --> 09:27.270
‫طرز فکرت رو دوست دارم.

09:42.580 --> 09:44.040
‫« زنان غیرشاغل »

09:44.040 --> 09:47.080
‫اول باید زن‌های غیرشاغل رو جدا کنیم.

09:47.080 --> 09:48.170
‫« زنان شاغل »

09:48.170 --> 09:49.760
‫بر اساس سن، شهر تولد

09:49.760 --> 09:53.760
‫و این که آیا عضو اتحادیه یا گروه‌های
‫ اجتماعی بودن یا نه، مرتب‌شون می‌کنیم.

09:54.300 --> 09:56.880
‫تمام این اطلاعات می‌تونه
‫ نشون‌دهنده‌ی چیزی باشه.

09:58.300 --> 10:03.020
‫اگه درنظر بگیریم که پرونده‌های قبلی
‫توی همین شهر انجام شده،‌ کار منطقی‌ایـه

10:03.020 --> 10:04.850
‫اما نباید چیزی رو خط بزنیم.

10:05.810 --> 10:08.600
‫و در آخر این که چطوری به قتل رسیدن.

10:09.190 --> 10:11.560
‫اولویت با اون هاییـه که دچار خفگی شدن.

10:11.560 --> 10:12.640
‫همه‌شون شغل داشتن.

10:12.640 --> 10:13.530
‫« پرونده‌های حل‌نشده »

10:13.530 --> 10:16.570
‫توی همه‌شون هم
‫ موارد خفگی با طناب یا آب بوده.

10:17.360 --> 10:18.610
‫درستـه.

10:19.320 --> 10:20.320
‫بیست‌نفرن.

10:21.370 --> 10:22.620
‫بیست قربانی احتمالی.

10:27.290 --> 10:29.460
‫کتابه چه ربطی به اینا داره؟

10:30.630 --> 10:32.130
‫شاید نداشته باشه.

10:32.130 --> 10:33.710
‫شاید فقط یه هدیه باشه.

10:35.090 --> 10:36.300
‫تو بهش پیانو دادی.

10:39.890 --> 10:41.800
‫وقت ندارم.

10:52.690 --> 10:54.150
‫گفتم وقت ندارم.

10:54.150 --> 10:55.820
‫گراردو تو دردسر افتاده.

10:57.150 --> 10:58.450
‫داره قانون‌شکنی می‌کنـه.

10:59.110 --> 11:00.610
‫با چشم‌های خودم دیدم.

11:03.330 --> 11:05.950
‫اتهام خیلی جدی‌ایـه.

11:05.950 --> 11:08.460
‫کسایی که دستگیر میشن رو شکنجه می‌کنـه.

11:08.460 --> 11:13.090
‫یه پرونده‌ی کامل به دوش برادرتـه.

11:13.960 --> 11:15.960
‫شما از این کارش خبر داشتین؟

11:17.420 --> 11:18.550
‫معلومـه که نه.

11:25.430 --> 11:31.400
‫اما طی این سال‌هایی که توی این کار بودم،
‫تاحالا یک یا دو پلیس درمونده رو دیدم.

11:32.100 --> 11:35.070
‫مطمئنم برادرت همون کاری که
‫میگی رو داره می‌کنـه

11:35.070 --> 11:37.480
‫چون می‌خواد «لخت‌کن» رو دستگیر کنـه.

11:38.110 --> 11:39.360
‫اما حق با توئـه.

11:40.320 --> 11:42.820
‫اگه کسی بفهمـه
‫خیلی خطرناکـه.

11:43.570 --> 11:48.700
‫برای همین خیلی مهمـه که
‫کسی از چیزی که بهم گفتی، خبر دار نشه.

11:49.960 --> 11:51.290
‫با برادرت حرف می‌زنم.

11:56.000 --> 11:57.550
‫ممنون که بهم اطلاع دادی.

11:58.420 --> 12:00.170
‫کار درست رو کردی.

12:06.600 --> 12:07.600
‫گابینا.

12:10.430 --> 12:13.560
‫خوشحال میشیم یکی از همین روزها
‫برای شام بیای خونه.

12:19.150 --> 12:21.320
‫اون قضیه دیگه کلاً‌ تموم شده.

12:21.320 --> 12:24.660
‫دیگه هیچ قصدی ندارم که
‫اون زن رو ببینم.

12:26.780 --> 12:30.700
‫اما هر کاری که بکنم

12:31.750 --> 12:33.210
‫اون هیچوقت نمی‌بخشتم.

12:33.210 --> 12:40.590
‫به‌نظرم برخلاف چیزی که فکر می‌کنی، این قضیه
‫ اونقدرا به کاری که کردی ربطی نداره.

12:40.590 --> 12:41.920
‫فکر نمی‌کنم.

12:43.260 --> 12:47.760
‫کمتر از یه ماهـه که ماریا پلیس شده و
‫حالا بهش نگاه کن.

12:48.680 --> 12:52.230
‫حواس‌جمع شده.
‫به‌خاطر کارش هیجان‌زده شده.

12:53.640 --> 12:54.650
‫سرزنده‌ شده.

12:58.360 --> 13:01.780
‫مطمئنی می‌خوای مثل قبل بشـه؟

13:13.660 --> 13:17.210
‫این موفقیت با تلاش بسیار زیادی
‫به دست آمده.

13:17.960 --> 13:21.880
‫برنامه‌ی زنان آبی‌پوش تازه شروع ماجراست.

13:22.510 --> 13:26.590
‫زنان این شهر باید متوجهِ...

13:26.590 --> 13:29.510
‫می‌تونیم با خونواده‌‌های قربانی‌ها
‫ حرف بزنیم.

13:29.510 --> 13:30.640
‫وقت نداریم.

13:31.770 --> 13:34.390
‫باید بفهمیم گویو چی داره بهمون میگـه.

13:36.270 --> 13:38.440
‫البته باید به والنتیا سر بزنم.

13:38.440 --> 13:40.940
‫نباید تو همچین مواقعی تنها بمونـه.

13:42.900 --> 13:45.240
‫اما نمی‌خوام بچه‌هام رو هم تنها بذارم.

13:46.150 --> 13:47.360
‫مامان معرکه‌ای هستی.

13:49.030 --> 13:51.340
‫بعضی‌وقتا شک می‌کنم.

13:52.740 --> 13:55.710
‫آخرین باری که مامان‌بابام رو دیدم
‫یادم نمیاد.

13:55.710 --> 13:57.790
‫وقتی تیراندازی شروع شد،
‫غش کردم.

13:59.040 --> 14:01.090
‫سر و صدا بهم غلبه کرد.

14:02.590 --> 14:04.130
‫وقتی اون اتفاق افتاد تو...

14:04.720 --> 14:05.720
‫آره.

14:06.680 --> 14:09.470
‫منظورم اینـه که تو باید پیش بچه‌هات باشی.

14:09.470 --> 14:11.680
‫- کار درست همینـه.
‫- ما متهدیم تا...

14:11.680 --> 14:17.310
‫از قدرت زنان در
‫ چنین گروه‌هایی حمایت کنیم...

14:17.980 --> 14:19.650
‫شبت‌‌بخیر عزیزم.

14:19.650 --> 14:20.730
‫یه چی بگم؟

14:21.940 --> 14:25.400
‫بعضی‌وقتا فکر می‌کنم بابا
‫مثل قبل دوست‌مون نداره.

14:26.200 --> 14:27.450
‫این حرف رو نزن.

14:28.070 --> 14:29.530
‫اشتباه می‌کنی.

14:29.530 --> 14:31.620
‫معلومـه که دوست‌مون داره الکس.

14:31.620 --> 14:35.370
‫مطمئنم که اون هم به اندازه‌ی ما
‫دلش تنگ شده.

14:35.370 --> 14:38.120
‫درستـه عزیزم.
‫اون خیلی دوست‌تون داره.

14:38.120 --> 14:41.960
‫همیشه میگه.
‫همیشه سراغ‌تون رو می‌گیره.

14:42.540 --> 14:45.300
‫همش بهش میگه که خیلی بغل‌تون کنم...
‫شرمنده.

15:29.760 --> 15:31.590
‫بابا آکاپولکو نیست، مگه نه؟

15:34.850 --> 15:36.430
‫چرا این رو میگی عزیزم؟

15:37.100 --> 15:40.140
‫چون همه‌چی حس عجیبی داره.
‫نمی‌دونم.

15:40.140 --> 15:42.190
‫تو ناراحتی، مثل اون.

15:47.230 --> 15:48.320
‫قضیه اینـه که...

15:49.900 --> 15:52.070
‫جفت‌مون خیلی سرمون شلوغ شده.

15:53.320 --> 15:56.080
‫لازم نیست بهم دروغ بگی مامان.
‫من که دیگه بچه نیستم.

15:57.160 --> 15:58.540
‫می‌دونم یه جای کار می‌لنگه.

15:59.540 --> 16:01.540
‫دیگه همدیگه رو دوست ندارین؟

16:02.790 --> 16:05.590
‫عزیزم...
‫بیا اینجا.

16:08.090 --> 16:10.220
‫معلومـه که همدیگه رو دوست داریم.

16:11.840 --> 16:13.720
‫می‌دونی از کِی تا حالا؟

16:15.260 --> 16:19.980
‫خودت حسابش رو بکن.
‫من ۲۱ سالم بود و اون ۲۷‌سالش.

16:21.850 --> 16:24.560
‫باباتون تازه اومده بود مکزیک.

16:25.900 --> 16:29.030
‫معمار خیلی پرشوری بود.

16:30.110 --> 16:34.240
‫رویاش این بود که کل شهر رو
‫تبدیل به یه اثر هنری بکنـه.

16:35.870 --> 16:38.620
‫اصلاً امکان نداشت که عاشقش نشم.

16:41.160 --> 16:42.870
‫پس برای چی دیگه اینطوری نیست؟

16:47.210 --> 16:50.050
‫زندگی تو رو به مسیرهای مختلفی می‌بره.

16:51.340 --> 16:52.630
‫اما نمی‌فهمم.

16:53.260 --> 16:56.260
‫تو عوض شدی و
‫الان یه پلیسی.

16:59.060 --> 17:00.060
‫آره.

17:01.270 --> 17:02.430
‫نمیشه اون هم عوض شه؟

17:04.600 --> 17:05.810
‫مامان؟

17:06.850 --> 17:08.900
‫میشه اینجا پیشت بخوابم؟

17:09.400 --> 17:12.150
‫هی، مگه این خونه ساعت خواب نداره؟

17:13.530 --> 17:14.740
‫میشه؟

17:16.160 --> 17:17.620
‫معلومـه که میشه عزیزم.

17:18.240 --> 17:19.240
‫من هم می‌خوام.

17:21.080 --> 17:23.410
‫باشه.
‫بریم بخوابیم پس.

17:34.380 --> 17:35.970
‫خیلی خوبـه، نه؟

17:37.510 --> 17:38.970
‫- بیا بغلم عزیزم.
‫- شب‌بخیر.

17:38.970 --> 17:40.850
‫خیلی دوست‌تون دارم.

17:55.110 --> 17:56.660
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

17:57.240 --> 17:58.450
‫نباید تنها باشی.

17:59.370 --> 18:01.830
‫کار بهتری نداری؟

18:03.500 --> 18:04.960
‫چرا.
‫خیلی کارها دارم.

18:06.750 --> 18:08.880
‫اما ترجیح میدم اینجا باشم.

18:12.500 --> 18:15.210
‫فقط این رو بگم که
‫قهوه‌های اینجا مزه‌ی گه میدن.

18:28.190 --> 18:29.270
‫من قهوه نمی‌خورم.

18:30.810 --> 18:33.150
‫اگه هم دلت نخواست
‫لازم نیست حرف بزنیم.

18:34.780 --> 18:37.030
‫کلی کار دارم.

18:53.750 --> 18:56.220
‫« تولد افسانه‌ی کاساندرا »

18:56.220 --> 18:57.300
‫کاساندرا.

18:59.300 --> 19:01.850
‫اون حقیقت رو می‌دونست
‫اما هیشکی حرفاش رو باور نمی‌کرد.

19:16.440 --> 19:17.860
‫« سروان خوزه ماریا مورالس »

19:34.170 --> 19:35.550
‫- سلام.
‫- سلام.

19:36.670 --> 19:39.470
‫گفتم شاید دلت بخواد
‫امروز رو پیش بچه‌ها باشی.

19:40.760 --> 19:42.260
‫اوه. همه‌مون؟

19:42.260 --> 19:44.930
‫نه،‌ نه، بیا تو.
‫من باید برم سر کار.

19:44.930 --> 19:47.600
‫- جداً؟ امروز؟ شنبه؟
‫- آره، آره. شنبه.

19:48.230 --> 19:51.650
‫یه چیزی پیدا کردیم که
‫شاید مهم باشـه.

19:51.650 --> 19:56.020
‫اما چی بگم...
‫نمی‌خوای به بچه‌ها بگی که...

19:56.020 --> 19:58.690
‫می‌تونیم بریم یه قدمی بزنیم،
‫شراب بخریم...

19:58.690 --> 20:01.610
‫دیگه داریم می‌فهمیم که اون کیـه.

20:01.610 --> 20:04.450
‫سرنخ‌هایی پیدا کردیم که
‫هیشکی ندیده.

20:05.200 --> 20:07.660
‫اگه به دستگیریش منجر بشه،
‫می‌دونی که...

20:09.080 --> 20:12.400
‫می‌دونی که چه موفقیت بزرگی
به حساب میاد؟

20:13.960 --> 20:15.340
‫باشه...

20:16.300 --> 20:18.800
‫- می‌مونم. می‌تونی روم حساب کنی...
‫- ممنون.

20:18.800 --> 20:21.470
‫- ...تا وقتی که خودت بگردی. همینجا می‌مونم.
‫- باشه.

20:22.300 --> 20:23.300
‫باشه.

20:23.300 --> 20:25.470
‫- لطفاً مراقب خودت باش.
‫- حتماً. می‌تونی بری طبقه بالا.

20:25.470 --> 20:27.220
‫- باشه.
‫- بچه‌ها اونجان.

20:27.220 --> 20:28.310
‫ممنون!

20:45.820 --> 20:47.830
‫پنج قاشق شکر،
‫همونطوری که می‌خوری.

20:48.410 --> 20:49.750
‫از اون‌طرف خیابون خریدم

20:49.750 --> 20:52.460
‫چون گفتی قهوه‌های اینجا رو دوست نداری.

20:52.460 --> 20:53.960
‫گفتی مزه‌ی گه میدن.

20:56.790 --> 20:59.180
‫منظورت از این کارها چیـه؟

20:59.920 --> 21:01.940
‫رعایت بهداشت خیلی مهمـه.

21:04.590 --> 21:05.720
‫شوخی کردم.

21:05.720 --> 21:09.680
‫لطفاً تمامی پرستاران دردسترس
‫به آزمایشگاه مراجعه کنند.

21:10.310 --> 21:11.640
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

21:15.100 --> 21:16.730
‫چرا اینقدر باهام مهربونی؟

21:18.190 --> 21:19.440
‫چرا نباشم؟

21:20.280 --> 21:21.860
‫چون آدم بدی‌ام.

21:23.360 --> 21:25.610
‫خودخواه و نق‌نقو و عجولم.

21:26.280 --> 21:27.280
‫خائنم.

21:28.870 --> 21:30.790
‫برای همینـه که دوستی ندارم.

21:31.370 --> 21:32.620
‫من می‌تونم دوستت باشم.

21:34.460 --> 21:35.460
‫چرا؟

21:38.090 --> 21:39.210
‫چون همکار همدیگه‌ایم.

21:47.340 --> 21:48.890
‫میشه بغلت کنم؟

21:55.914 --> 22:02.914
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:11.830 --> 22:13.880
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

22:14.960 --> 22:17.210
‫آنجلس، صبح‌بخیر.

22:18.130 --> 22:19.290
‫یه ربطی پیدا کردم.

22:20.040 --> 22:21.750
‫تونستی ازش سر در بیاری؟

22:23.670 --> 22:24.670
‫حرف نداری.

22:25.670 --> 22:29.010
‫چندتا از پرونده‌هایی که بیرون کشیدیم
‫یه وجه اشتراک دارن.

22:29.970 --> 22:31.760
‫مربوط به قربانی‌هاس؟

22:31.760 --> 22:32.850
‫نه دقیقاً.

22:33.520 --> 22:35.355
یه‌جورایی شبیه داستانِ افسانه‌ی کاساندراست

22:35.939 --> 22:39.610
‫کاساندرا؛ دخترِ پادشاه تروی،
‫با آپولو یه قراری می‌ذارن

22:40.194 --> 22:43.155
‫این‌که اگه آپولو براش پیش‌گویی کنه،
‫باهاش رابطه جنسی برقرار می‌کنه

22:43.155 --> 22:46.700
‫وقتی پیش‌گویی رو انجام می‌ده، کاساندرا
‫نظرش رو عوض می‌کنه و می‌گه نـه

22:46.700 --> 22:49.494
‫برای همین هم آپولو مجازاتش کرد

22:50.078 --> 22:52.456
‫هیچکس حرف کاساندرا درمورد
‫پیش‌گویی‌ها رو باور نکرد

22:53.123 --> 22:55.334
‫بازرس مورالس این پرونده‌ها رو به عهده گرفت

22:55.334 --> 22:58.504
‫چون فکر می‌کرد همه‌شون توسط یه نفر انجام شده

22:59.087 --> 23:00.506
‫هیچکس هم حرفش رو باور نکرد

23:02.674 --> 23:04.801
‫باید پیداش کنیم و باهاش حرف بزنیم

23:04.801 --> 23:06.178
‫به پرونده‌ش یه‌نگاهی انداختم

23:06.678 --> 23:09.306
‫سال‌ها پیش بازنشسته شده؛
‫اما یه آدرس ازش هست

23:13.185 --> 23:16.230
‫ای وای؛ الان با چتر نجات‌ام فرار می‌کنم

23:16.230 --> 23:19.233
‫همه «لاکی چارم» من رو می‌خوان...

23:22.319 --> 23:23.320
‫مـار؟

23:25.739 --> 23:26.865
‫مـار؟

23:27.824 --> 23:29.535
‫چی شده عزیزم؟

23:31.787 --> 23:35.207
‫مار؛ چرا در قفله؟
‫چی شده؟

23:35.207 --> 23:36.834
‫تنهام بذارید. من خوبم

23:36.834 --> 23:39.545
‫تنهات بذاریم؟ چرا جیغ زدی؟

23:39.545 --> 23:41.421
‫در رو باز کن ببینم چی شده

23:41.421 --> 23:43.298
‫برو؛ می‌خوام تنها باشم.

23:44.466 --> 23:46.134
‫مار، داری من رو می‌ترسونی.

23:46.635 --> 23:47.678
‫چی شده؟

23:48.387 --> 23:50.681
‫مامان کجاست؟ بهش بگو یه لحظه بیاد.

23:51.932 --> 23:53.267
‫مامان سرکارـه.

23:55.435 --> 23:56.520
‫خون‌ریزی دارم.

23:57.896 --> 23:58.897
‫خون‌ریزی؟

23:59.523 --> 24:00.899
‫چرا؟ جایی‌ت زخمی شده؟

24:02.734 --> 24:03.735
‫نه.

24:06.154 --> 24:07.155
‫نه؟

24:08.615 --> 24:10.075
‫نکنه...

24:14.162 --> 24:15.664
‫الان به مامانت زنگ می‌زنم

24:17.583 --> 24:20.377
‫عزیزم، گوش کن

24:20.377 --> 24:22.379
‫این حالت کاملاً عادیه

24:23.005 --> 24:24.756
‫جای نگرانی نیست

24:24.756 --> 24:26.133
‫ببین، اگه...

24:29.595 --> 24:31.054
‫باشه؛ الان برمی‌گردم.

24:36.518 --> 24:37.519
‫جناب سروان روماندیا

24:37.519 --> 24:41.023
‫من الخاندرو دلاتوره هستم؛
‫باید سریعاً با همسرم صحبت کنم.

24:42.316 --> 24:43.525
‫خانم دلاتوره این‌جا نیستن.

24:43.525 --> 24:49.323
‫خب ازتون می‌خوام پیداش کنید و بهش بگین
‫یه مورد اورژانسی پزشکی توی خونه پیش اومده.

24:49.323 --> 24:51.366
‫اوضاع خیلی بده؟ می‌خواین آمبولانس خبر کنیم؟

24:51.366 --> 24:53.285
‫نه؛ اوضاع بد نیست
‫اما می‌خوام بهش بگین

24:53.285 --> 24:56.830
‫یه مورد اورژانسی پزشکی توی خونه
‫پیش اومده؛ خواهش می‌کنم. خیلی مهمه.

24:56.830 --> 24:59.082
‫مطمئن نیستم بتونم پیداش کنم.

24:59.750 --> 25:02.085
‫خب مگه شما مسئول اون‌جا نیستی؟

25:03.712 --> 25:05.672
‫لعنت به این شانس

25:13.931 --> 25:16.099
‫کدوم گوری‌ان؟

25:25.651 --> 25:28.195
‫- صبح به‌خیر خانم. حالتون چطوره؟
‫- صبح به‌خیر

25:28.195 --> 25:30.572
‫ما با بازرس مورالس کار داریم

25:31.740 --> 25:33.700
‫چی شده؟ من دارم می‌رم بیرون...

25:34.201 --> 25:35.202
‫ببینید

25:36.286 --> 25:39.748
‫نمی‌دونم کی به‌تون گفته این‌جاست

25:40.499 --> 25:42.417
‫همسر من سال‌ها پیش فوت کرده

25:42.918 --> 25:45.462
‫درمورد چندتا از پرونده‌هاشون
‫وقتی که پلیس بودن

25:45.462 --> 25:47.005
‫یه‌سری سوال داریم

25:48.215 --> 25:50.300
‫- پرونده‌ی اون زن‌ها؟
‫- بله

25:53.262 --> 25:58.350
‫می‌دونید وسواس شدید همسرم نسبت
‫به اون پرونده‌ها چه بلایی سرش آورد؟

25:59.434 --> 26:00.811
‫حمله قلبی بهش دست داد!

26:02.646 --> 26:04.314
‫واقعاً متاسفیم خانم

26:04.982 --> 26:08.694
‫الان هم با اجازه‌تون باید برم؛
‫نمی‌خوام برای کلیسا دیر کنم

26:12.197 --> 26:13.323
‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم بره

26:13.949 --> 26:16.702
‫می‌تونیم باهاش بریم کلیسا
‫تا یکم بهش نزدیک‌تر بشیم

26:16.702 --> 26:20.330
‫این‌طوری به‌مون اعتماد می‌کنه؛
‫بعداً هم می‌ریم باهاش حرف می‌زنیم

26:48.233 --> 26:49.526
‫ماریا!

27:25.604 --> 27:26.605
‫خانم؟

27:28.398 --> 27:29.399
‫دورا

27:31.902 --> 27:34.321
‫به‌تون که گفتم دست از سرم بردارید

27:34.821 --> 27:38.033
‫یکی آمبولانس خبر کنه!
‫یه‌نفر این‌جا غش کرده

27:40.827 --> 27:42.246
‫حالت خوبه؟

27:58.595 --> 27:59.847
‫یه لحظه خیلی شلوغ شد

28:03.517 --> 28:04.518
‫ببخشید

28:09.940 --> 28:11.775
‫ باید نزدیکت می‌موندم.

28:12.442 --> 28:13.443
‫حالت چطوره؟

28:13.443 --> 28:14.653
‫تقصیر تو نیست.

28:14.653 --> 28:16.363
‫توی محیط‌های شلوغ اینطوری می‌شم

28:18.198 --> 28:20.325
‫برادر زاده‌ی منم مثل توئـه

28:20.325 --> 28:22.369
‫تحمل جاهای شلوغ رو نداره

28:23.787 --> 28:25.455
‫روانپزشک رفتی؟

28:26.331 --> 28:29.293
‫مامان‌بزرگم می‌گه روانپزشک‌ها کلاهبردارن!

28:29.293 --> 28:31.086
‫نه همه‌شون عزیزم

28:31.086 --> 28:34.256
‫بعضی‌هاشون واقعاً به آدم کمک می‌کنن

28:37.342 --> 28:40.429
‫بابا باید با خراردو حرف بزنه تا بی‌خیال این قضیه بشه

28:40.929 --> 28:42.890
‫وگرنه خراردو توی بد دردسری میفته!

28:43.849 --> 28:45.851
‫بهتره تو دخالت نکنی موفرفری.

28:45.851 --> 28:48.770
‫خراردو و گالیبرتو دارن مثل
‫اراذل‌اوباش‌ها رفتار می‌کنن.

28:49.313 --> 28:50.439
‫می‌دونم چی می‌گی

28:51.064 --> 28:52.566
‫والا بعید می‌دونم

28:55.110 --> 28:56.945
‫آره من نمی‌فهمم؛
‫اما تو هم چشم‌هات رو واقعیت بستی

28:57.779 --> 29:00.282
‫ما باید از دستورات پیروی کنیم؛
‫حتی اگه دوست نداشته باشیم

29:01.033 --> 29:03.410
‫پس چرا نمی‌ری دنبال کاری که
‫واقعاً دوست داری؟

29:05.662 --> 29:08.749
‫سلام بابا؛ من دیگه نمی‌خوام پلیس باشم

29:08.749 --> 29:14.338
‫چون تمام عشق و علاقه‌ی
‫من توی آشپزی خلاصه می‌شه

29:15.589 --> 29:16.924
‫درک می‌کنه

29:16.924 --> 29:19.551
‫آره حتماَ؛ همونطور که تو رو درک کرد. نه؟

29:22.846 --> 29:25.390
‫بابا امشب شام دعوت‌ام کرده؛
‫محض اطلاع

29:26.683 --> 29:28.143
‫می‌خواد خامـت کنه موفرفری!

29:29.478 --> 29:30.938
‫بابا مرد خوبیه

29:30.938 --> 29:33.315
‫نه؛ نه؛ نه؛ چرت و پرت نگو

29:33.982 --> 29:35.317
‫چشم‌هات رو باز کن

29:35.317 --> 29:36.860
‫ایده خودش بود

29:36.860 --> 29:39.696
‫خودش دستور داد یه هتل متروکه پیدا کنیم

29:39.696 --> 29:42.324
‫و برای پیدا کردن لخت‌کن مردم رو شکنجه بدیم

29:42.324 --> 29:43.825
‫باشه؟ خودش گفت

30:02.761 --> 30:09.643
‫می‌دونی من وقتی کوچیک بودم
‫فکر می‌کردم اگه بزرگ بشم چی می‌شه؟

30:11.395 --> 30:15.899
‫این‌که می‌تونم هرکاری که
‫آرزوش رو داشتم انجام بدم

30:16.775 --> 30:22.447
‫ کلی چیزهای قشنگ می‌سازم؛
‫شاهکارهای هنری

30:22.447 --> 30:25.659
‫خونه می‌سازم و خانواده‌ها
‫کنار هم زندگی می‌کنن

30:27.536 --> 30:29.621
‫اما همه این‌ها رو که انجام می‌دی.

30:31.415 --> 30:36.712
‫آخرش شدم طراح دفترهای کاری

30:38.630 --> 30:41.049
‫اونی که توی آپاپولکوـه
‫خیلی قشنگ می‌شه

30:42.676 --> 30:45.137
‫بعید می‌دونم اونقدرها خوب بشه.

30:49.433 --> 30:51.059
‫من و مامانت...

30:53.395 --> 30:56.940
‫فعلاً داریم روزهای سختی رو می‌گذرونیم.

30:56.940 --> 30:58.692
‫به‌خاطر این‌که پلیس شده؟

30:59.943 --> 31:02.362
‫اولش فکر می‌کردم به‌خاطر همینـه.

31:03.780 --> 31:05.991
‫اما بعداً فهمیدم اینطور نیست.

31:07.284 --> 31:10.579
‫این‌که خیلی از چیزایی که
‫آرزو رو داشتم دور شدم.

31:13.040 --> 31:17.503
‫اما مادرت داره رویای بچگیش رو دنبال می‌کنه.

31:17.503 --> 31:19.630
‫و به‌جای این‌که براش خوشحال باشم،

31:20.297 --> 31:22.049
‫احساسات ناخوشایندی بهم دست می‌ده

31:23.467 --> 31:24.635
‫و این اصلاً خوب نیست

31:27.596 --> 31:28.805
‫نگاه‌ش کن

31:32.893 --> 31:35.145
‫- خیلی خوشگله
‫- واقعاً؟

31:38.023 --> 31:42.486
‫شاید دقیقاً ندونم الان چه اتفاقی برات افتاده

31:43.153 --> 31:50.035
‫یا مثل مادرت، بلد نباشم
‫درست برات توضیح بدم

31:50.035 --> 31:53.997
‫اما می‌تونم بهت تضمین بدم...

31:56.250 --> 32:00.546
‫تو هیچوقت قرار نیست تنها باشی

32:16.186 --> 32:18.230
‫شوهرم شدیداً باور داشت

32:18.230 --> 32:22.568
‫همه‌ی اون قتل‌ها رو یک نفر مرتکب شده

32:24.361 --> 32:27.865
‫و هرچی بیشتر مسخره‌ش کردن
‫و بهش گفتن دیوانه،

32:27.865 --> 32:29.533
‫اون بیشتر از این موضوع مطمئن می‌شد.

32:30.450 --> 32:31.952
‫درست مثل افسانه‌ی کاساندرا

32:33.579 --> 32:40.544
‫شما نمی‌دونید به کی شک داشت؟
‫دست‌نوشته‌ای چیزی ازش ندارید؟

32:40.544 --> 32:46.508
‫نه؛ اما قبل از این‌که بمیره، می‌گفت
‫فهمیده اولین قربانی کی بوده

32:48.135 --> 32:49.887
‫شما می‌دونید کی رو می‌گفته؟

32:50.888 --> 32:52.139
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

32:52.973 --> 32:56.727
‫15 سال پیش، یه زن به قتل رسید

32:58.187 --> 32:59.730
‫واقعاً آدم خوبی بود

33:00.981 --> 33:01.982
‫اسمش رُزا بود

33:02.566 --> 33:04.193
‫صاحبِ یه یتیم خونه بود

33:05.110 --> 33:07.196
‫جسدش رو توی زیرزمین خونه‌ش پیدا کردن

33:08.780 --> 33:11.533
‫می‌دونید این اتفاق چه تاثیری تو روحیه
‫بچه‌های یتیم‌خونه گذاشت؟

33:13.702 --> 33:16.205
‫اون یتیم‌خونه همچنان فعالیت می‌کنه؟

33:17.080 --> 33:22.419
‫وقتی مُرد اون‌جا هم بسته شد؛ اما یکی از
‫بچه‌ها هنوز اون‌جا زندگی می‌کنه.

33:23.504 --> 33:25.297
‫پسری به اسم ویسنتـه.

33:26.089 --> 33:27.841
شما می‌شناختینش؟

33:27.841 --> 33:29.009
‫نه.

33:29.718 --> 33:32.471
‫شوهرم چندباری باهاش حرف زده بود

33:32.971 --> 33:36.808
‫وقتی مُرد، ویسنتـه اومد و سراغِ پرونده‌ها رو گرفت.

33:38.101 --> 33:42.856
‫اگر فکر می‌کنید دست‌نوشته‌های شوهرم
‫ممکنه به دردتون بخوره

33:43.565 --> 33:44.983
‫باید برین از اون بپرسین

33:49.863 --> 33:52.741
‫بعداً می‌ریم، هرموقع حالت بهتر شد.

33:53.575 --> 33:54.701
‫باید همین الان بریم.

33:55.369 --> 33:56.411
‫خیلی نزدیک شدیم.

33:56.912 --> 33:59.248
‫به اون دست‌نوشته‌ها نیاز داریم.

34:01.083 --> 34:02.334
‫اگه باهامون همکاری نکرد چی؟

34:03.502 --> 34:04.545
‫چرا نباید بکنه؟

34:05.379 --> 34:07.631
‫بهش کمک می‌کنیم قاتلِ مادرش رو پیدا کنه.

34:09.257 --> 34:11.760
‫اگه من بودم خیلی دوست داشتم
‫بدونم قاتلِ مادرم کی بوده!

34:35.951 --> 34:37.911
‫دکتر گفت حالت خوب می‌شه.

34:40.789 --> 34:44.458
‫مطمئنم الان داری با خودت می‌گی
‫«والنتینا توروخدا دهنت رو ببند»

34:54.469 --> 34:56.054
‫نه.

34:58.807 --> 35:01.059
‫قسم می‌خورم نیومدم باز اذیتت کنم؛
‫نه این دفعه.

35:04.771 --> 35:06.315
‫اومدم معذرت خواهی کنم.

35:11.236 --> 35:12.905
چون یه سری چیزها رو
هیچوقت بهت نگفتم

35:14.072 --> 35:16.325
الان وقتشه که حرف دلم رو بزنم،

35:18.535 --> 35:20.621
‫تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی لوکاس.

35:23.957 --> 35:27.669
‫واقعاً شجاع و بی‌نقصی؛
‫یه خبرنگار بی‌نظیری.

35:28.587 --> 35:32.257
‫مثل اون‌هایی که فکر می‌کردم
‫دیگه مثل‌شون نمیاد...

35:39.473 --> 35:42.684
‫من خیلی از تنهایی می‌ترسم
‫و فکرکنم همه این رو می‌دونن

35:44.770 --> 35:46.897
‫اما یه‌چیزی هست که بیشتر من رو می‌ترسونه

35:49.650 --> 35:51.360
‫اونم اینه که بهت آسیب بزنم

35:54.112 --> 35:56.573
‫برای همین می‌خوام تلاش کنم
‫مثل تو باشم

35:58.867 --> 36:00.577
‫می‌خوام آدم خوبی باشم

36:02.037 --> 36:03.121
‫مثل تو مهربون و سخاوت‌مند

36:04.373 --> 36:07.084
‫کسی که به فکر دیگران هم هست؛
‫نه فقط خودش

36:27.896 --> 36:29.189
‫خداحافظ

36:30.607 --> 36:32.985
‫به کلارا خبر دادم. داره میاد پیشـت.

36:46.999 --> 36:48.000
‫من رو یادت میاد؟

36:51.461 --> 36:53.255
‫آره؛ توی بار هم رو دیدیم.

36:55.132 --> 36:57.467
‫خیلی ضایع بود که اصلاً
‫بلد نیستم دعوا کنم؟

36:58.343 --> 37:00.971
‫بین من و تو؛ مطمئنم من اونی ام
‫که تا حالا یه‌بارم دعوا نکرده.

37:03.056 --> 37:05.100
‫نگهبانی؟

37:05.851 --> 37:06.935
‫توی موزه کار می‌کنم.

37:08.687 --> 37:10.189
‫خانم؛ نباید اون‌جا بشینی بلند شو!

37:11.773 --> 37:13.901
‫نه؛ شغل ام اینه

37:15.652 --> 37:16.778
‫خیلی خنگ‌ام

37:17.988 --> 37:20.073
‫کارت حرف نداره

37:24.119 --> 37:25.746
‫اداره‌ی پلیس

37:27.414 --> 37:29.082
‫من این ایستگاه پیاده می‌شم

37:32.628 --> 37:34.129
‫اشکالی نداره یکم باهات قدم بزنم؟

37:39.426 --> 37:41.512
‫به‌نظر می‌رسه روز
‫سختی رو پشت سر گذاشتی

37:43.639 --> 37:44.890
‫افتضاح بود

37:46.934 --> 37:47.935
‫متاسفم

37:49.019 --> 37:52.022
‫اما هنوز مونده؛
‫می‌تونیم جبرانش کنیم

37:58.570 --> 38:00.405
‫می‌خوای امشب بریم بیرون؟

38:41.029 --> 38:42.447
‫روز به‌خیر

38:45.117 --> 38:46.243
‫روز شما هم به‌خیر

38:47.077 --> 38:48.412
‫ویسنتـه ریز آلوان؟

38:49.746 --> 38:51.123
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

38:55.127 --> 38:57.504
‫کدوم گوری‌ای ماریا؟

39:13.247 --> 39:14.831
« خوزه ماریا مورالس »

39:14.855 --> 39:15.856
‫حروم‌زاده

39:22.196 --> 39:23.906
‫چیزی میل دارید بیارم؟

39:24.698 --> 39:25.991
‫نه؛ ممنون

39:27.075 --> 39:30.829
‫به ما گفتن پرونده‌های بازرس مورالس پیش شماست

39:31.705 --> 39:34.124
‫مطمئنیـن چیزی میل ندارین؟

39:35.918 --> 39:40.464
‫دورا، همسر بازرس مورالس به‌مون
‫گفت پرونده‌ها این‌جاست

39:42.966 --> 39:47.471
‫آره مورالس و زنش. یادم اومد

39:50.557 --> 39:51.975
‫آدم خیلی خوبی بود

39:52.809 --> 39:56.480
‫اون زمان تنها پلیسی بود که
‫می‌خواست عدالت هرچه‌زودتر اجرا بشه...

39:58.106 --> 39:59.733
‫تا وقتی که فوت شد.

40:01.777 --> 40:03.028
‫درست مثل مامانم.

40:03.946 --> 40:04.947
‫منظورتون چیه؟

40:05.948 --> 40:07.032
‫مورالس هم به قتل رسیده بود؟

40:08.367 --> 40:09.701
‫نه.

40:10.202 --> 40:12.162
‫منظورم این بود
‫دوتاشون مُردن دیگه.

40:17.376 --> 40:18.919
‫هیچوقت نفهمیدم چه
‫بلایی سر مورالس اومد

40:23.006 --> 40:27.803
‫دورا می‌گفت اگه حواسش به خودش بود
‫زنده می‌موند

40:29.054 --> 40:30.055
‫مامانم...

40:37.312 --> 40:39.815
‫مامانم هم می‌تونست زنده بمونه

40:41.817 --> 40:48.323
‫راستش، می‌شه گفت یه‌جورایی
‫درخواست کمک کرده بود

40:51.827 --> 40:53.245
‫منظورتون چیـه؟

40:55.664 --> 40:56.999
‫یه لحظه.

41:02.546 --> 41:04.047
‫یه چیزی این وسط درست نیست

41:04.673 --> 41:05.841
‫اگه لخت‌کن خودش باشه چی؟

41:07.009 --> 41:10.137
‫افسر دلاتوره؛ روماندیا صحبت می‌کنه
‫دریافت می‌کنید؟

41:12.598 --> 41:13.932
‫ماریای لعنتی جواب بده.

41:26.820 --> 41:29.364
‫ببخشید؛ گشنه‌شون شده بود.

41:34.036 --> 41:35.037
‫بفرمایید بشینید

41:43.879 --> 41:46.381
‫ویسنتـه؛ ما به کمکت نیاز داریم.

41:48.175 --> 41:50.302
‫اگه می‌دیدینش عاشقش می‌شدین

41:52.638 --> 41:54.473
‫واقعاً زن دوست داشتنی‌ای بود

41:56.433 --> 41:59.770
‫اون همیشه با ما مثل بچه‌های خودش رفتار می‌کرد.

42:01.355 --> 42:03.190
‫همین نشون می‌داد
‫اون چقدر زن قوی‌ایه...

42:06.318 --> 42:10.364
‫این‌که با انتخاب خودت کسی رو
‫دوست داشته باشی، نه از سر اجبار.

42:10.989 --> 42:13.116
‫دست‌نوشته‌های بازرس رو دارید یا نه؟

42:13.116 --> 42:16.703
‫چون قطعاً می‌دونید بقیه مادرها چطوری ان...

42:16.703 --> 42:18.956
‫مادر واقعی خودم.

42:20.332 --> 42:21.333
‫از من متنفر بود.

42:23.585 --> 42:26.296
قوز استخوان یکی از

42:27.673 --> 42:29.591
‫بنده انگشت‌هاش از بقیه خیلی بیشتر بود

42:30.092 --> 42:31.093
‫دستش رو مشت می‌کرد...

42:34.930 --> 42:35.931
‫می‌زد این‌جا.

42:36.515 --> 42:38.976
‫- باید بریم.
‫- زودباش.

42:38.976 --> 42:40.936
‫پرونده‌هایی که می‌خواین پیش منـه

42:43.522 --> 42:46.567
‫قفلش نکردم! قلق داره

42:48.193 --> 42:50.320
‫بازش کن. بذار بریم.

42:50.320 --> 42:52.239
‫اصلاً به اون پرونده‌ها نیازی نیست.

42:52.239 --> 42:55.242
‫من می‌دونم کی مامانم رو کشته.

42:55.242 --> 42:58.203
‫به پلیس گفتم؛ اما حرفم رو باور نکردن.

42:59.079 --> 43:01.123
‫می‌خواین بدونین کی بوده؟

43:02.291 --> 43:04.084
‫اگه بگم حرفم رو باور می‌کنید؟

43:08.380 --> 43:09.590
‫پلـیس!

43:11.216 --> 43:12.217
‫کسی این‌جاست؟

44:22.663 --> 44:23.789
‫کسی این‌جا هست؟

44:24.665 --> 44:25.666
‫ماریا!

44:28.126 --> 44:29.461
‫ما این پایین‌ایم.

44:44.643 --> 44:46.144
‫آنجلس؟ ماریا؟

44:46.937 --> 44:48.522
‫اسلحه‌ت بیار پایین. چیزی نیست.

44:49.106 --> 44:50.774
‫- حالتون خوبه؟
‫- ویسنتـه...

44:53.026 --> 44:54.194
‫خودیه.

44:54.194 --> 44:55.404
‫ایشون جناب سروان روماندیا هستن.

44:58.407 --> 45:02.619
‫لوسیا مارتینز؛ رئیسش می‌گه شبی که
‫به قتل رسیده این‌جا بوده.

45:03.579 --> 45:05.747
‫حتماً یکی دیدتـش.

45:07.499 --> 45:10.210
‫به‌تون که گفتیم.
‫کسی ایشون رو یادش نمیاد.

45:11.211 --> 45:12.379
‫خبری از میـنـروا نشد؟

45:13.172 --> 45:14.673
‫- نه.
‫- نه.

45:25.267 --> 45:28.395
‫بچه که بودم، یه سگ داشتم که
‫اسمش «کنا» بود.

45:30.063 --> 45:31.273
‫بهترین دوستم بود

45:32.691 --> 45:35.319
‫اما یکی دیگه از بچه‌های رُزا کُشتش.

45:36.153 --> 45:37.738
‫یعنی چی کُشتش؟

45:39.198 --> 45:41.867
‫یه‌روز دیدم داره با صدای بلند پارس می‌کنه،
‫مثل امروز.

45:44.077 --> 45:47.748
‫وقتی رفتم دیدم دست بنیتو رو گاز گرفته

45:48.957 --> 45:50.042
‫و بعدش کـنـا مُرد.

45:51.668 --> 45:54.922
‫گفت اول کنا بهش حمله کرده؛
‫اما دروغ می‌گفت

45:56.507 --> 45:58.217
‫اون سگ خیلی مهربونی بود

46:00.469 --> 46:01.470
‫بنیتو الان کجاست؟

46:03.764 --> 46:08.685
‫بنیتو لاگوناس؛ کسی که مادرم رو کشت
‫و مورالس دنبالش بود.

46:08.685 --> 46:10.312
‫یعنی ممکنه قاتل‌ لخت‌کن هم این مرد باشه؟

46:11.855 --> 46:13.982
‫آره؛ یادمه.
‫داشت می‌رقصید

46:14.816 --> 46:17.277
‫اون روز با شخص خاصی
‫به این‌جا اومده بود یا تنها بود؟

46:18.487 --> 46:20.989
‫با دوست پسرش بود و
‫خیلی هم خوشحال بود.

46:34.044 --> 46:37.214
‫این دفتر خاطرات مامانمـه.

46:40.425 --> 46:43.178
‫«تا حالا هیچوقت در اتاق‌ام رو قفل نکرده بودم...

46:43.679 --> 46:45.806
‫این اولیـن باریه که اینقدر ترسیدم»

47:01.196 --> 47:02.990
‫خواهش می‌کنم فکر کنید،

47:02.990 --> 47:07.327
‫ویژگی خاصی از اون پسر یادتون نمیاد؟

47:09.162 --> 47:10.247
‫چرا.

47:10.873 --> 47:14.042
‫روی بازوش، یه‌ جای زخم بزرگ داشت.

47:19.066 --> 47:39.066
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

47:45.532 --> 47:46.950
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

47:46.950 --> 47:49.870
‫تو که این دفترچه رو داشتی؛
‫چرا به پلیس نشونش ندادی؟

47:49.870 --> 47:52.372
‫می‌دونستم قراره یه اتفاق خیلی بد بیفته

47:52.372 --> 47:57.044
‫بنیـتو شاید مادرش رو کشته باشه؛
‫اما دلیل نمی‌شه اون لخت‌کن باشه

47:57.961 --> 48:02.299
‫باید یه چیز مشترک بین قتل‌های لخت‌کن
‫و قتل‌های اون سال‌ها پیدا کنیم. یه انگیزه!

48:03.008 --> 48:04.760
‫از چی می‌ترسیدی رُزا؟
