WEBVTT

00:00.924 --> 00:02.365
‫آنچه در «وایلد کاردز» گذشت.‬

00:02.530 --> 00:04.168
‫هفته‌ دیگه داوطلبانه توی
‫زندان همسورث شروع به کار می‌کنم.‬

00:04.169 --> 00:05.235
‫می‌دونم که حقوقی نداره.‬

00:05.236 --> 00:05.895
‫جورج، بهت افتخار می‌کنم.‬

00:05.896 --> 00:08.898
‫جسیکا رو دوست دارم
‫اما معنیش این نیست که باید...‬

00:08.899 --> 00:11.538
‫بین اون و بهترین دوستم،
‫یکی رو انتخاب کنم.‬

00:11.539 --> 00:13.243
‫تو هم بهترین دوست منی.‬

00:13.244 --> 00:14.508
‫این‌جا‌ خونه منه.‬

00:14.509 --> 00:14.871
‫زندگی منه.‬

00:14.872 --> 00:17.016
‫باید آماده باشیم هر لحظه بزنیم به چاک.‬

00:17.017 --> 00:20.152
‫فقط اومدم سر بزنم تا مطمئن
‫بشم همه‌چیز رو روال پیش میره.‬

00:20.317 --> 00:23.056
‫نیازه یادآوری کنم که شکست
‫اصلاً جزو گزینه‌ها نیست؟‬

00:23.221 --> 00:25.190
‫از پسش برمیایم چون با یه حرکت اشتباه
‫هم خودمون فاتحه خودمون خونده‌ست

00:25.355 --> 00:28.028
‫و هم بقیه‌ کسایی که دوست‌شون داریم.‬

00:30.360 --> 00:32.097
‫میشه لطفاً بشینی؟‬

00:32.098 --> 00:34.924
‫نمی‌تونم بشینم
‫چون اگه بشینم، فکر می‌کنم.‬

00:34.925 --> 00:37.168
‫و اگه فکر کنم،
‫تمام حالت‌هایی رو تصور می‌کنم

00:37.169 --> 00:39.863
‫که آخرش کار جفت‌‌مون
‫به لباس سرهمی نارنجی زندان می‌کشه.‬

00:39.864 --> 00:42.206
‫این فقط استرس همیشگی
‫قبل از نمایشه.

00:42.207 --> 00:45.000
‫همیشه قبل از یه کار بزرگ
‫این‌طوری میشی.

00:45.001 --> 00:46.970
‫این یکی فرق داره، فقط...

00:47.476 --> 00:52.085
‫ریسکش مکس، ریسکش در حد اورست
‫بالا‌ست، نمی‌تونم.‬

00:52.250 --> 00:53.449
‫خیلی خب، به من نگاه کن.‬

00:53.614 --> 00:55.186
‫این اولین بارمون نیست.

00:55.187 --> 00:57.122
‫نقشه دقیق و امتحان‌شده‌ست.‬

00:57.123 --> 00:58.915
‫از هر زاویه‌ای که بگی بررسی‌ش کردیم.‬

00:58.916 --> 01:01.423
‫و آخرین باری که فکر می‌کردم
‫همه‌چیز تحت کنترله،‬

01:01.424 --> 01:03.095
‫کل زندگی‌مون رو به باد دادم.‬

01:03.096 --> 01:04.987
‫آره درسته اما جون سالم به در بردیم.

01:04.988 --> 01:06.022
‫تا این‌جا آره.

01:08.926 --> 01:10.894
‫اوه، زمان رو ببین عزیزم.‬

01:10.895 --> 01:12.863
‫برای سرکار دیرت نمیشه؟

01:12.864 --> 01:13.567
‫روز مرخصیم‌ـه.

01:13.568 --> 01:16.109
‫اوه، پس شاید بریم چاشت بزنیم.‬

01:16.274 --> 01:17.538
‫من، تو، الیس، یه کم اگ بنی.‬

01:17.539 --> 01:22.807
‫الیس برنامه داره، خب؟
‫جشن تجدید دیدار دبیرستانشه.‬

01:22.808 --> 01:24.183
‫تنهایی؟‬

01:24.348 --> 01:27.153
‫نه. جسیکا رو با خودش می‌بره.‬

01:27.318 --> 01:30.156
‫اوه. اوه، فهمیدم.‬

01:30.321 --> 01:30.716
‫چی رو فهمیدی؟‬

01:30.717 --> 01:33.225
‫یعنی... این فقط
‫یه قرار ساده نیست عزیزم.‬

01:33.390 --> 01:34.423
‫این یه اعلام رسمی‌ـه.‬

01:34.424 --> 01:34.918
‫اه! برو بیرون!‬

01:34.919 --> 01:38.295
‫خب، تو روح نوجوونی پر از اضطرابت رو

01:38.296 --> 01:39.461
‫پیش هر دوست‌دختری عریان نمی‌کنی.‬

01:39.462 --> 01:40.891
‫تجدید دیدار یعنی صمیمیت.‬

01:40.892 --> 01:44.731
‫یا تحقیر، بستگی به پلی‌لیستت داره.

01:44.896 --> 01:47.304
‫اون داره قفل صندوقچه‌ش رو
‫براش باز می‌کنه مکس.‬

01:47.305 --> 01:49.208
‫و واقعاً دلم می‌خواد این رو

01:49.373 --> 01:50.968
‫قبل از این که درش محکم
‫به روتن بسته بشه بفهمی.

01:51.243 --> 01:53.904
‫خیلی خب. میشه برگردیم
‫سر اصل مطلب؟‬

01:53.905 --> 01:55.214
‫بله.‬

01:55.379 --> 01:57.645
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه
‫که طبق نقشه پیش بریم.‬

01:58.250 --> 01:59.712
‫باشه. درسته.‬

01:59.713 --> 02:01.187
‫و مامان...‬

02:01.352 --> 02:04.784
‫قول میدم همه‌چیز خوب پیش بره.‬

02:04.949 --> 02:07.083
‫درسته. درسته.‬

02:09.052 --> 02:11.164
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این رو بگم

02:11.329 --> 02:13.463
‫اما از رفتنت ناراحت میشم.‬

02:13.628 --> 02:15.564
‫اوه، من هم همین‌طور جورج.‬

02:15.729 --> 02:16.663
‫یعنی... اکثریت وقتی دوره‌ آزادی
‫مشروط‌شون رو تموم می‌کنن،

02:16.664 --> 02:20.601
‫فقط خوشحالم که دیگه
‫به زور وارد ماشینم نمیشن.

02:20.602 --> 02:21.030
‫اما تو...‬

02:21.031 --> 02:25.441
‫تو برای من و اون زندانی‌ها
‫عین تد لاسو شدی.

02:25.442 --> 02:27.279
‫فقط داشتم سعی می‌کردم جبران کنم.‬

02:27.444 --> 02:29.181
‫مربی و مشاورشون بودی،‬

02:29.182 --> 02:33.318
‫به آدم‌هایی شانس دوم دادی
‫که حتی شانس اول هم نداشتن.‬

02:33.483 --> 02:35.012
‫واقعاً ازش لذت بردم.‬

02:35.320 --> 02:37.387
‫امروز آخرین جلسه‌م با بچه‌ها‌ست.‬

02:37.388 --> 02:39.015
‫اوه، جدی؟ چه حسی بهش داری؟‬

02:39.016 --> 02:41.721
‫من زیاد با پایان‌ یا تغییر
‫رابطه خوبی ندارم

02:41.722 --> 02:45.264
‫که با توجه به مدل زندگی‌ای
‫که دارم عجیبه.‬

02:45.429 --> 02:46.594
‫منظورم زندگی‌ای که داشتمه.

02:46.925 --> 02:50.335
‫خب ببین، لازم نیست
‫این یه خداحافظی باشه.‬

02:50.698 --> 02:51.962
‫فقط یه...‬

02:51.963 --> 02:52.567
‫یه «تا دیدار دوباره؟

02:52.568 --> 02:55.372
‫خب، اگه کمک می‌کنه
‫این انتقال راحت‌تر بشه،‬

02:55.373 --> 02:58.034
‫می‌تونیم هر چند ماه یه بار
‫همدیگه رو ببینیم.‬

02:58.035 --> 02:59.739
‫داری میگی دلت برام تنگ میشه؟‬

02:59.740 --> 03:03.183
‫دارم میگم روی این نیمکت،
‫هم‌نشین‌های بدتر از تو هم داشتم.‬

03:03.513 --> 03:05.448
‫این رو میزنم روی یه لوح تقدیر.‬

03:08.111 --> 03:10.751
‫می‌دونی چیه؟
‫فکر کنم ازش خوشم بیاد.‬

03:10.916 --> 03:13.688
‫تو برای من فراتر
‫از یه افسر آزادی مشروط بودی.‬

03:13.853 --> 03:15.723
‫تو یه دوست واقعی بودی.‬

03:16.922 --> 03:18.792
‫مراقب خودت باش جورج.‬

03:20.000 --> 03:31.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

03:41.000 --> 03:48.000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

03:48.459 --> 03:48.953
‫ببخشید دیر کردم.‬

03:48.954 --> 03:50.823
‫قصد نداشتی که جیم بشی، درسته؟‬

03:50.824 --> 03:52.265
‫داشتم بهش فکر می‌کردم.‬

03:52.430 --> 03:54.024
‫و هنوز هم دارم بهش فکر می‌کنم.‬

03:54.025 --> 03:57.698
‫کل هدف جشن تجدید دیدار دبیرستان،
‫نتیجه تابلو امتیازاته.

03:57.699 --> 03:58.303
‫برنده‌ها و بازنده‌ها.‬

03:58.304 --> 04:00.833
‫خطر اسپویل شدن،
‫تو توی بخش برنده‌ها هستی.‬

04:00.834 --> 04:03.737
‫تازه، بخش ثبت‌نام هدیه هم میده.‬

04:03.738 --> 04:04.133
‫بالم لب؟‬

04:04.134 --> 04:08.137
‫دقیق‌تر بگم اموبامب‌ـه،
‫که با رایحه‌های رایحه‌درمانی پر شده.‬

04:08.138 --> 04:11.877
‫شعارش «آروم شکوفا
‫شو، درخشان بسوز»ـه.‬

04:11.878 --> 04:12.944
‫بانمکه، نه؟‬

04:12.945 --> 04:15.178
‫این رو هم برات آوردم.‬

04:14.598 --> 04:16.398
‫[تجدید دیدار فارغ‌التحصیلی براکسوود]

04:15.882 --> 04:17.356
‫نشان مخصوص تجدید دیدار.‬

04:17.521 --> 04:18.488
‫فکر کردم حتماً جاش گذاشته بودی.‬

04:18.489 --> 04:20.425
‫آره، حتماً جا گذاشته بودم.‬

04:20.590 --> 04:21.755
‫نه جس، من این رو به لباسم نمیزنم.‬

04:21.756 --> 04:22.987
‫بقیه همه زدن.‬

04:22.988 --> 04:24.428
‫نه. اصلاً و ابداً.‬

04:24.429 --> 04:26.057
‫به نظرم خیلی بامزه شدی.‬

04:27.091 --> 04:29.730
‫تو داری بیش از حد
‫از این موقعیت لذت می‌بری.‬

04:29.731 --> 04:30.930
‫وای آره.

04:31.403 --> 04:33.097
‫وایسا. کول!‬

04:33.405 --> 04:35.341
‫کول موش کور!‬

04:35.539 --> 04:36.033
‫ری.‬

04:36.034 --> 04:37.507
‫خیلی دل و جرئت داری مرد.‬

04:37.508 --> 04:39.004
‫این رو قبول می‌کنم.

04:40.742 --> 04:43.041
‫می‌خوام این‌جا رو به آتیش بکشم.‬

04:43.206 --> 04:44.173
‫خیلی خب، بیا یه بازی بکنیم.‬

04:44.174 --> 04:47.287
‫و اگه من بردم، بهم میگی
‫جریان اون چی بود.‬

04:47.815 --> 04:49.014
‫باشه.‬

04:50.246 --> 04:51.488
‫دخترهای تخس، جهت ساعت ۱۲.‬

04:51.489 --> 04:54.327
‫اونی که گونه‌های برجسته
‫و موی مشکی داره رئیس‌شون‌ـه.‬

04:54.492 --> 04:55.360
‫اون لکسی‌ـه.‬

04:55.361 --> 04:57.659
‫اون بلونده، دستیار وفادارشه.‬

04:57.660 --> 04:58.154
‫اون امبره.‬

04:58.155 --> 05:01.400
‫اون یکی بلونده، نقش روزنامه دیواری رو داره.‬

05:01.565 --> 05:02.797
‫و اون هم هاناست.‬

05:02.962 --> 05:04.128
‫خیلی خب، کارت توی این خوبه.‬

05:04.304 --> 05:06.735
‫حالا، راجع به اون لقب موش کور.‬

05:06.900 --> 05:07.537
‫مرد موش کور.

05:07.538 --> 05:09.231
‫نزدیک بود نشناسمت.‬

05:09.232 --> 05:11.035
‫- براک.‬
‫- برگشتی بیشتر کتک بخوری، ها؟‬

05:11.036 --> 05:14.072
‫اوه، تو همیشه عاشق تنبیه بودی.‬

05:15.480 --> 05:15.908
‫خنده‌دار بود.‬

05:15.909 --> 05:18.647
‫کوارتربک سابق، هنوز هم یه قلدره.‬

05:18.648 --> 05:21.045
‫آره، اون موقع‌ها یه هدف راحت بودم.‬

05:21.046 --> 05:24.917
‫می‌شد از درخشش جوش‌های صورتم،
‫یه هواپیما روش نشوند.‬

05:24.918 --> 05:25.984
‫هنوز هم ازش متنفرم.‬

05:25.985 --> 05:29.592
‫حالا میشه لطفاً بهم بگی
‫قضیه‌ این موش کور چیه؟‬

05:29.593 --> 05:30.626
‫منظورشون از موش مثل...‬

05:30.627 --> 05:31.088
‫آقای لومیس؟‬

05:31.089 --> 05:34.960
‫کول. اوه، خیلی امیدوار بودم امروز ببینمت.‬

05:34.961 --> 05:35.664
‫بله.

05:35.665 --> 05:37.963
‫خودت رو ببین. عالی شدی.‬

05:37.964 --> 05:38.403
‫ممنونم.‬

05:38.404 --> 05:39.866
‫و این خانم زیبا هم باید...‬

05:39.867 --> 05:42.165
‫سپر انسانیشم. جسیکا.‬

05:42.166 --> 05:42.836
‫سپر انسانی.‬

05:42.837 --> 05:44.904
‫آقای لومیس کتابدار دبیرستان بود.‬

05:44.905 --> 05:45.509
‫در واقع هنوز هم هستم.‬

05:45.510 --> 05:47.203
‫می‌دونی، هنوز چند سالی وقت دارم

05:47.204 --> 05:48.204
‫قبل از این که بفرستنم پی کارم.‬

05:48.205 --> 05:51.647
‫و محض رضای خدا، از این به بعد
‫من رو ترنس صدا کن.‬

05:51.648 --> 05:52.109
‫باشه، باشه.‬

05:52.110 --> 05:53.682
‫می‌دونی، فکر نمی‌کنم می‌تونستم

05:53.683 --> 05:55.618
‫دوران دبیرستان رو بدون این مرد سر کنم.‬

05:55.619 --> 05:56.080
‫اوه، بیخیال.

05:56.081 --> 05:58.313
‫خب، خوشحالم می‌شنوم
‫همه‌ خاطره‌ها بد نیستن.‬

05:58.314 --> 06:02.119
‫پسر. این رو ببین، کارآگاه کول الیس.‬

06:03.990 --> 06:05.727
‫همیشه می‌دونستم برای خودت کسی میشی.‬

06:05.728 --> 06:07.091
‫همیشه می‌گفتم، می‌دونی چیه؟‬

06:07.092 --> 06:10.293
‫این پسر خیلی سرسخت‌تر از اونی‌ـه
‫که فکرش رو می‌کنی.‬

06:10.700 --> 06:11.403
‫از آشنایی باهات خوش‌وقتم جسیکا.‬

06:11.404 --> 06:13.835
‫- از دیدنت خوشحال شدم کول.‬
‫- من هم همین‌طور.‬

06:16.266 --> 06:22.514
‫خب، گوش کنین بازنده‌ها.
‫ملکه‌تون خبرهای جدیدی داره.‬

06:22.679 --> 06:24.416
‫همین امروز صبح،
‫شرکتم اموبامب،

06:24.417 --> 06:30.246
‫توسط یه برند آرایشی بزرگ جهانی خریداری شد.‬

06:31.182 --> 06:36.219
‫که یعنی من ۵۰۰ برابر میلیونر شدم.‬

06:36.220 --> 06:37.562
‫اوه.‬

06:37.727 --> 06:41.500
‫و به این معنی هم هست که من
‫دیگه کارم با این خرابه تمومه.‬

06:41.665 --> 06:42.027
‫خداحافظ.

06:42.028 --> 06:45.064
‫هنوزم بازنده‌این...
‫همیشه هم می‌مونین.‬

06:46.538 --> 06:49.035
‫همه‌تون برای من مردین.‬

06:55.679 --> 06:56.515
‫اوه!‬

07:04.556 --> 07:06.217
‫یکی به ۹۱۱ زنگ بزنه!‬

07:08.428 --> 07:12.228
‫« وایلد کاردز »

07:13.092 --> 07:16.633
‫اوه، هیچ‌چیز مثل
‫خط‌های گچی دور جسد

07:16.634 --> 07:18.030
‫و جلسات مشاوره‌ تراما،
‫یادآور جشن دبیرستان نیست.‬

07:18.031 --> 07:19.867
‫یه کابوس تجدید دیدار.‬

07:19.868 --> 07:21.100
‫اون‌جان.‬

07:22.772 --> 07:23.871
‫الیس.‬

07:23.872 --> 07:24.740
‫سلام رئیس.‬

07:24.741 --> 07:26.170
‫جسیکا رو که یادتونه؟‬

07:26.171 --> 07:27.171
‫سلام.‬

07:27.172 --> 07:27.512
‫سلام.‬

07:27.513 --> 07:29.548
‫خب، دقیقاً این‌جا چه اتفاقی افتاد؟‬

07:29.713 --> 07:30.548
‫اسم مقتول لکسی چندلره.‬

07:30.549 --> 07:32.176
‫همین‌طوری یهویی افتاد زمین.‬

07:32.177 --> 07:34.750
‫رفتم نبضش رو چک کنم ولی تموم کرده بود.‬

07:34.751 --> 07:35.377
‫بقیه کجان؟‬

07:35.378 --> 07:36.620
‫نگران نباشین، کل این‌جا رو قرنطینه کردم.‬

07:36.621 --> 07:39.183
‫همه‌ رو توی سالن ورزش نگه داشتم
‫تا اطلاعات بیشتری به دست بیاریم.‬

07:39.184 --> 07:40.955
‫و اون چی...‬

07:41.120 --> 07:45.728
‫وای خدای من، اندازه‌ سرت رو ببین.‬

07:45.729 --> 07:47.961
‫واسه خودش یه پیش‌شماره‌ جدا لازم داره.‬

07:47.962 --> 07:48.698
‫مکس.‬

07:48.699 --> 07:49.193
‫و جوش‌ها.‬

07:49.194 --> 07:51.998
‫قسم می‌خورم اگه این نقطه‌ها رو به هم وصل
‫کنیم، کلمه‌ «کمکم کن» از توش در میاد.‬

07:51.999 --> 07:52.900
‫باشه، بخند.‬

07:52.901 --> 07:53.505
‫حال‌تون چطوره مجرمین؟

07:53.506 --> 07:55.738
‫یکی قراره بابت این کار تنبیه بشه.‬

07:55.739 --> 07:56.739
‫نتایج اولیه چیه اولیو؟‬

07:56.740 --> 07:58.972
‫لب‌های کبود، نوک انگشت‌های کبود.‬

07:58.973 --> 08:00.645
‫یه سیانوز کلاسیک.‬

08:00.810 --> 08:01.646
‫و این.‬

08:01.811 --> 08:02.614
‫حون.

08:02.779 --> 08:03.714
‫آره ولی قهوه‌ایه.

08:03.879 --> 08:04.406
‫که یعنی چی؟‬

08:04.407 --> 08:06.716
‫اندام‌های داخلی با کمبود شدید
‫اکسیژن مواجه شدن.‬

08:06.717 --> 08:08.751
‫به زبان ساده، مسموم شده بود.‬

08:08.752 --> 08:09.620
‫به نظر مست بود.

08:09.621 --> 08:11.149
‫سرگیجه داشت و کلمات رو می‌کشید.‬

08:11.150 --> 08:13.085
‫ما فکر کردیم فقط خیلی شامپاین خورده.‬

08:13.086 --> 08:15.528
‫شامپاین نبود، مواد شیمیایی بود.‬

08:15.693 --> 08:16.154
‫چی بود؟‬

08:16.155 --> 08:18.531
‫بهترین حدسی که دارم،
‫نیترایت سدیم‌ـه.‬

08:18.696 --> 08:20.092
‫با دوز درست، کاملاً کشنده‌ست.‬

08:20.093 --> 08:21.600
‫دسترسی بهش راحته؟‬

08:21.765 --> 08:22.127
‫خیلی.‬

08:22.128 --> 08:24.602
‫در واقع، اغلب توی
‫همین آزمایشگاه‌های علوم

08:24.603 --> 08:26.264
‫دبیرستان‌های محلی پیدا میشه.‬

08:26.737 --> 08:28.640
‫اوه. بازی شروع شد.‬

08:32.336 --> 08:35.404
‫همین‌جا بمون. باشه؟
‫الان برمی‌گردم.‬

08:35.405 --> 08:37.077
‫باشه.‬

08:37.275 --> 08:40.080
‫باید در مورد نیترایت سدیم حرف بزنیم.‬

08:40.245 --> 08:43.589
‫همین‌جا کنار بقیه‌ مواد شیمیایی خطرناک
‫نگهداری میشه.‬

08:43.754 --> 08:44.523
‫دیگه کی به کلیدها دسترسی داره؟‬

08:44.524 --> 08:47.659
‫من تنها معلم علوم هستم،
‫پس فقط خودم.‬

08:47.824 --> 08:49.154
‫کمد از جمعه قفل بوده.‬

08:49.155 --> 08:49.924
‫چطور می‌تونی انقدر مطمئن باشی؟‬

08:49.925 --> 08:52.664
‫من آخر هر هفته آمار موجودی رو می‌گیرم.‬

08:52.829 --> 08:53.598
‫عه... همه‌چیز مرتب بود.‬

08:53.599 --> 08:55.457
‫و وقتی لکسی افتاد، کجا بودین؟‬

08:55.458 --> 08:57.669
‫توی کافه‌تریا پیش بقیه‌.‬

08:57.834 --> 08:58.328
‫و قبل از اون؟‬

08:58.329 --> 09:00.672
‫از ساعت ۱۰ صبح این‌جا بودم
‫و داشتم برگه‌ها رو صحیح می‌کردم.‬

09:00.804 --> 09:01.331
‫بیرون نرفتی؟‬

09:01.332 --> 09:03.135
‫خب، سر ظهر درهای مدرسه رو

09:03.136 --> 09:04.741
‫برای جمعیت جشن تجدید دیدار باز کردم.‬

09:04.742 --> 09:05.401
‫مطمئنی سر ظهر بود؟‬

09:05.402 --> 09:08.680
‫آره. حتی آخر هفته‌ها هم
‫زنگ مدرسه به صدا در میاد.‬

09:08.845 --> 09:10.681
‫زنگ ناهار رو شنیدم
‫و رفتم پایین تا در رو باز کنم.‬

09:10.682 --> 09:11.649
‫اولین سالیه که این‌جا کار می‌کنم.‬

09:11.650 --> 09:14.686
‫ظاهراً، این همون آدم‌جدیده‌ست
‫که باید آخر هفته

09:14.851 --> 09:16.786
‫پرستاری پادشاه‌ها
‫و ملکه‌های سابق پرام رو بکنه.‬

09:16.787 --> 09:18.723
‫خب، نیترایت سدیم؟‬

09:18.888 --> 09:20.053
‫اوه، درسته.‬

09:20.054 --> 09:21.352
‫اه، خیلی خب. بله.‬

09:28.997 --> 09:30.460
‫صبر کنین. عه...‬

09:30.702 --> 09:31.637
‫نه، نه، نه.‬

09:31.802 --> 09:32.296
‫چی شده؟‬

09:34.266 --> 09:34.672
‫همیشه.‬

09:34.673 --> 09:37.367
‫بر اساس حروف الفبا
‫و کدگذاری رنگی، از این چیزها.‬

09:37.368 --> 09:39.975
‫همون‌جاست دیگه.
‫پس مشکل چیه؟‬

09:40.140 --> 09:41.074
‫جابه‌جا شده.‬

09:41.075 --> 09:42.141
‫از کجا می‌فهمی؟‬

09:42.142 --> 09:44.078
‫من سر این وسواس فکری شدیدی دارم.‬

09:44.243 --> 09:45.210
‫می‌دونین دیگه، بچه‌ها و مواد شیمیایی.‬

09:45.211 --> 09:48.653
‫هر بطری جای دقیق خودش رو داره،
‫برچسبش هم باید رو به بیرون باشه.‬

09:48.654 --> 09:50.820
‫اگه حتی به اندازه یک تار مو هم
‫جابه‌جا بشه، متوجه میشم.‬

09:50.821 --> 09:53.724
‫خب، من هم متوجه شدم،
‫اون بطری کج شده.‬

09:53.725 --> 09:54.659
‫برچسبش چرخیده.‬

09:54.660 --> 09:56.629
‫پس اگه دیروز همه‌چیز مرتب بوده‬

09:56.794 --> 09:58.730
‫و امروز ساعت ۱۲ ظهر در رو باز کردی،‬

09:58.895 --> 09:59.829
‫و اثر کردن نیترایت سدیم هم می‌تونه

09:59.830 --> 10:01.259
‫نیم ساعت طول بکشه
‫تا باعث مرگ بشه.‬

10:01.260 --> 10:03.767
‫پس هر کسی که سم رو برداشته،
‫بین ساعت ۱۲ تا ۱۲:۳۰

10:03.768 --> 10:04.735
‫توی این اتاق بوده.‬

10:04.736 --> 10:08.773
‫به نظر میرسه بازه‌ زمانی قتل رو پیدا کردیم.‬

10:11.072 --> 10:14.306
‫می‌دونی که این‌جا بوی
‫زباله‌دونی میده، مگه نه؟‬

10:14.471 --> 10:17.111
‫من «کمین شیک» رو ترجیح میدم. ممنون.‬

10:17.276 --> 10:18.243
‫کمین شیک؟‬

10:18.244 --> 10:21.719
‫بوی کمین شیک دقیقاً مثل بوی
‫یه بوریتو قدیمی و موند‌ه‌ست.‬

10:21.720 --> 10:25.085
‫فقط بشین و استراحت کن، باشه؟
‫این ممکنه طول بکشه.‬

10:25.086 --> 10:25.514
‫باشه.‬

10:25.515 --> 10:27.890
‫لی گفت این‌جا ممکنه
‫پاتوق قاچاقچی‌های مواد

10:27.891 --> 10:28.759
‫و پول‌شوی‌ها باشه.

10:28.760 --> 10:31.520
‫می‌شینیم، تماشا می‌کنیم
‫و مچ‌شون رو می‌گیریم.‬

10:31.521 --> 10:33.732
‫خیلی خب.‬

10:33.897 --> 10:35.733
‫ای بابا.

10:35.734 --> 10:37.196
‫ببین مکس چی برام فرستاده.‬

10:37.197 --> 10:39.430
‫حتماً مال جشن تجدید دیداره.‬

10:39.595 --> 10:41.739
‫اصلاً مکس اون‌جا چه کار می‌کنه؟
‫فکر کردم قراره جسیکا رو ببره.‬

10:41.740 --> 10:44.105
‫شاید جفت‌شون رو می‌خواد.

10:44.270 --> 10:47.041
‫تو تا حالا به جشن‌های
‫تجدید دیدار دبیرستان‌ت رفتی؟‬

10:47.042 --> 10:48.604
‫نه، نه.

10:48.780 --> 10:51.310
‫گذشته رو بذار تو همون گذشته بمونه.
‫می‌فهمی چی میگم؟‬

10:53.279 --> 10:53.784
‫نمی‌دونم.‬

10:53.785 --> 10:56.886
‫فکر کنم یادآوری شروع‌ها
‫یه جورهایی قشنگه.

10:56.887 --> 10:58.481
‫شروع ما رو یادت هست؟‬

10:58.482 --> 10:58.822
‫هوم؟

10:58.823 --> 11:00.219
‫روزی که با هم همکار شدیم.‬

11:00.220 --> 11:03.662
‫یادمه یه مدت طول کشید
‫تا باهام گرم بگیری.‬

11:03.663 --> 11:05.522
‫برای این بود که بهم حمله کردی.‬

11:06.193 --> 11:09.492
‫اصلاح می‌کنم. ارزیابی‌ت کردم.‬

11:09.493 --> 11:10.163
‫ماسک اسکی قشنگی بود.‬

11:10.164 --> 11:12.804
‫ورود غافلگیرکننده.
‫تست فشار تاکتیکی.‬

11:12.969 --> 11:13.562
‫کارت همینه دیگه.‬

11:13.563 --> 11:16.136
‫تست فشار تاکتیکی. گازم گرفتی.‬

11:16.137 --> 11:18.073
‫تو هم در جواب گازم گرفتی.‬

11:18.238 --> 11:20.636
‫همون موقع بود که فهمیدم
‫ما برای همدیگه ساخته شدیم.‬

11:20.878 --> 11:23.243
‫همینه. یه حرکاتی دارن می‌کنن.‬

11:24.211 --> 11:26.311
‫تحویل غذا برای یتس.‬

11:26.312 --> 11:27.213
‫آره.

11:27.214 --> 11:31.085
‫تشکر بی‌پایان از‌ تامین‌کننده‌ بزرگ
‫خوشمزه‌های پیچیده در فویل.‬

11:31.086 --> 11:32.516
‫حالا هر چی.

11:35.255 --> 11:36.861
‫غذا سفارش دادی؟

11:37.356 --> 11:37.861
‫به محل کمین؟

11:37.862 --> 11:41.767
‫آره، از رستوران محبوبت ال لژیسلادور.‬

11:42.460 --> 11:45.462
‫این مال توـه، باشه.
‫پنیر اضافه.‬

11:45.463 --> 11:47.135
‫همونی که دوست داری.‬

11:48.741 --> 11:50.369
‫اوه، این هم مال منه.‬

11:50.534 --> 11:51.667
‫لوبیای اضافه.‬

11:53.273 --> 11:54.637
‫وای خدا.‬

11:56.012 --> 11:58.784
‫خیلی خب کلاس، توجه کنین.‬

11:58.949 --> 12:01.182
‫گرنت حدود ساعت ۱۲ آزمایشگاه رو ترک کرد.‬

12:01.347 --> 12:02.314
‫اولیو میگه حدود ۳۰ دقیقه طول می‌کشه

12:02.315 --> 12:03.183
‫تا سم اثرش رو بذاره.‬

12:03.184 --> 12:05.284
‫و لکسی ساعت ۱ افتاد و مرد.‬

12:05.285 --> 12:05.790
‫ستاره‌ طلایی برای کول.‬

12:05.791 --> 12:08.023
‫که یعنی قاتل‌مون باید
‫حدود ساعت ۱۲ تا ۱۲:۳۰

12:08.024 --> 12:09.828
‫توی نوشیدنی سم ریخته باشه.‬

12:09.993 --> 12:10.487
‫نمره‌ کامل برای رئیس.‬

12:10.488 --> 12:12.555
‫این یعنی یه بازه‌ ۳۰ دقیقه‌ای
‫برای ورود و گرفتن بوده.‬

12:12.556 --> 12:16.131
‫وارد آزمایشگاه بشه، جنس رو برداره
‫و سم رو بریزه توی نوشیدنی.‬

12:16.494 --> 12:19.529
‫اولیو لیوان شامپاین لکسی رو
‫برای آزمایش برده.‬

12:19.530 --> 12:22.841
‫باشه ولی همه‌ این‌ها بر این فرضه
‫که گرنت اون فرد نباشه.

12:23.006 --> 12:24.139
‫چطور می‌تونی انقدر مطمئن باشی؟‬

12:24.304 --> 12:24.842
‫چون اون تازه‌وارده.‬

12:24.843 --> 12:27.603
‫هیچ پیوندی با لکسی
‫یا این جشن غم‌انگیز نداره.‬

12:27.604 --> 12:29.110
‫به فرض این که داره راستش رو میگه.‬

12:29.111 --> 12:30.408
‫اگه گرنت می‌خواست
‫کسی رو حذف کنه،‬

12:30.409 --> 12:32.817
‫چرا باید از سمی استفاده کنه
‫که روش  یه علامت نئونی چشمک‌زن داره

12:32.818 --> 12:34.577
‫که میگه «متعلق به معلم علوم»؟

12:34.578 --> 12:36.645
‫منصفانه‌ست. ولی من هم کاملاً
‫از فهرست مظنونین خارجش نمی‌کنم.‬

12:36.646 --> 12:37.547
‫می‌خوام مدرک عدم حضورش رو
‫دوباره بررسی کنم.‬

12:37.548 --> 12:40.859
‫در این حین، بیایین غذاها
‫و نوشیدنی‌ها رو قرنطینه کنیم.‬

12:41.024 --> 12:41.518
‫از قبل انجام شده.‬

12:41.519 --> 12:42.860
‫و گوشی همه‌ رو هم مصادره کردم.‬

12:42.861 --> 12:44.896
‫از جمله گوشی دوست‌دختر خبرنگارت؟

12:45.061 --> 12:46.028
‫بله، از جمله گوشی دوست‌دختر خبرنگارم.‬

12:46.029 --> 12:48.426
‫خیلی خب، ببین، ما باید قبل
‫از این که این قضیه علنی بشه،

12:48.427 --> 12:49.394
‫روایت این ماجرا رو تحت کنترل بگیریم.

12:49.395 --> 12:51.198
‫الیس، تو از این پرونده کنار میری.‬

12:51.199 --> 12:51.561
‫چی؟

12:51.562 --> 12:52.661
‫تو موقع اتفاق در صحنه حضور داشتی.‬

12:52.662 --> 12:55.840
‫که یعنی شاهد محسوب میشی
‫و تضاد منافع داری.‬

12:55.841 --> 12:56.940
‫متاسفم ولی تو نیمکت‌نشین شدی.‬

12:56.941 --> 12:58.536
‫اوه. این خیلی خوشمزه‌ست.‬

12:58.910 --> 12:59.811
‫رئیس، منم‌ها.‬

12:59.812 --> 13:00.504
‫این موضوع قابل بحث نیست.‬

13:00.505 --> 13:02.979
‫فکر کنم باید نشان و اسلحه‌ت

13:02.980 --> 13:03.881
‫و اون صندلی اداری خیلی خوبت رو تحویل بدی.‬

13:03.882 --> 13:07.644
‫می‌دونی، همون تنها صندلی‌ای
‫که گودی کمرش کار می‌کنه.

13:09.745 --> 13:10.382
‫می‌تونم ببینم داری لبخند میزنی.‬

13:10.383 --> 13:12.219
‫داری بیش از حد از این لذت می‌بری.‬

13:12.220 --> 13:13.484
‫من مثل سوئیس بی‌طرفم.

13:13.485 --> 13:16.124
‫مکس، من و تو فهرست شاهدها رو
‫بین خودمون تقسیم می‌کنیم.‬

13:16.125 --> 13:18.160
‫بیا آمار هر کسی که
‫از ساعت 12:00 تا 12:30

13:18.325 --> 13:18.962
‫طبقه‌ بالا بوده رو دربیاریم.

13:18.963 --> 13:20.964
‫از اون‌جایی که سم ما
‫حدود ظهر از آزمایشگاه خارج شده،‬

13:20.965 --> 13:22.493
‫این نشونه‌‌ای از یه جنایت
‫از سر فرصت‌طلبی‌ـه.‬

13:22.494 --> 13:24.660
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه‌
‫که یه نفر تصمیم گرفته لکسی رو بکشه.‬

13:24.661 --> 13:27.004
‫شاید به خاطر فروش شرکتش بوده.‬

13:27.169 --> 13:28.103
‫۵۰۰ میلیون دلیل خوبی برای کشتنه.‬

13:28.104 --> 13:30.732
‫خب، کلی داستان از کلیرسیل باقی مونده.‬

13:30.733 --> 13:34.242
‫فکر کنم وقتشه بذاریم
‫پلیس‌های واقعی کارشون رو بکنن.‬

13:34.407 --> 13:37.245
‫تا وقتی هست،
‫از اون تکیه‌گاه کمر لذت ببر.‬

13:37.410 --> 13:39.851
‫من عاشق لکسی بودم، خیلی خب؟‬

13:39.852 --> 13:44.648
‫اون ملکه‌ مجلس رقص بود.
‫مثل مرکز ثقل بود.‬

13:45.286 --> 13:47.419
‫یعنی... خب مطمئناً
‫که بهش حسودی می‌کردم.‬

13:47.420 --> 13:47.826
‫واقعاً؟‬

13:47.827 --> 13:50.587
‫کی نمی‌کرد؟ اما من خوشحال
‫بودم که فقط توی مدار اون باشم،‬

13:50.588 --> 13:53.227
‫حتی اگه دایره‌ دوست‌هاش رو
‫به مثلث تبدیل می‌کرد.‬

13:53.228 --> 13:55.130
‫خب، حدود ظهر کجا بودی؟‬

13:55.131 --> 13:56.835
‫طبقه‌ بالا نبودم، این رو مطمئنم.‬

13:56.836 --> 13:58.837
‫داشتم با اون معلم علوم جدید گرنت،
‫لاس می‌زدم.‬

13:58.838 --> 14:01.070
‫همه بهت میگن که عاشق لکسی بودن.‬

14:01.071 --> 14:01.664
‫اما این حقیقت نداره.‬

14:01.665 --> 14:03.006
‫اون برای تحقیر بقیه زندگی می‌کرد.

14:03.007 --> 14:05.701
‫اون کسی بود که برای الیس
‫لقب گذاشت.‬

14:05.702 --> 14:06.306
‫لقب؟

14:06.307 --> 14:08.737
‫البته. مثل کول کاتس. کول الیس.‬

14:08.738 --> 14:11.014
‫لکسی از اون یه مضحکه‌ متحرک ساخته بود.‬

14:11.015 --> 14:13.710
‫بین ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰ کجا بودی؟‬

14:13.886 --> 14:15.315
‫پیش رفیقای قدیمی باشگاه شطرنجم.‬

14:15.316 --> 14:15.920
‫توی طبقه‌ دوم؟‬

14:15.921 --> 14:19.550
‫نه، توی سالن ورزش
‫طبقه‌ اول کیش‌ومات شدم.‬

14:19.551 --> 14:20.958
‫لکسی بی‌رحم نبود.‬

14:20.959 --> 14:22.454
‫اون مثل نیروی طبیعت بود.‬

14:22.455 --> 14:24.060
‫یه گردباد که کراپ‌تاپ تنشه.‬

14:24.061 --> 14:27.558
‫بهترین دوستان ابدی.
‫حتی بعد از این همه سال.‬

14:27.559 --> 14:27.965
‫همیشه.‬

14:27.966 --> 14:31.904
‫زندگی ما رو به شهرهای مختلف برد
‫اما لکسی مثل چسب ما رو نگه داشت.‬

14:32.069 --> 14:33.829
‫یه گروه چت، یه پیام و...‬

14:34.533 --> 14:36.942
‫انگار دوباره همه‌مون ۱۷ ساله‌مون شده بود.‬

14:37.107 --> 14:38.943
‫من و لکسی حتی حدود شش ماه پیش
‫با هم ناهار خوردیم،‬

14:38.944 --> 14:40.241
‫وقتی که با عجله اومده بود شهر.‬

14:40.242 --> 14:40.912
‫من و لکسی؟ پادشاه و ملکه‌ پرام بودیم.

14:40.913 --> 14:44.740
‫اما بعد از فارغ‌التحصیلی،
‫دیگه زیاد به فازم نمی‌خورد.

14:44.741 --> 14:47.017
‫شما دوتا بعد از دبیرستان
‫ارتباط‌تون رو نگه نداشتین؟

14:47.018 --> 14:49.614
‫نه. نه واقعاً. مسیرهای متفاوتی داشتیم.‬

14:49.779 --> 14:51.516
‫من... الان با خوشحالی ازدواج کردم.‬

14:51.517 --> 14:53.271
‫لکسی هیچ‌وقت سراغی نگرفت،

14:53.295 --> 14:55.388
‫حتی یه پیام برای تجدید دیدار؟‬

14:55.389 --> 14:56.653
‫نه، انتظارش رو هم نداشتم.‬

14:56.654 --> 14:59.359
‫و نه، من اصلاً نزدیک طبقه‌ دوم نبودم.‬

14:59.360 --> 14:59.898
‫لکسی سمی بود.‬

14:59.899 --> 15:02.692
‫براک رو بعد از این که توی بازی بزرگ
‫نیمکت‌نشین شد، ول کرد.‬

15:02.693 --> 15:04.545
‫می‌دونم اون مرده و این حرف‌ها

15:04.569 --> 15:06.234
‫اما بیاین واقع‌بین باشیم.‬

15:06.235 --> 15:07.631
‫خیلی خب، بیا باشیم.‬

15:07.632 --> 15:09.007
‫همه ازش متنفر بودن.‬

15:09.172 --> 15:09.666
‫از جمله خودت؟‬

15:09.667 --> 15:11.404
‫اون‌قدر ازش متنفر بودی که بکشیش؟‬

15:11.405 --> 15:11.800
‫عمراً.‬

15:11.801 --> 15:13.670
‫اما یه نفر بود.

15:13.671 --> 15:14.308
‫پرام سال آخر.

15:14.309 --> 15:16.310
‫لکسی جلوی چشم همه خردش کرد.‬

15:16.311 --> 15:18.015
‫هیچ‌وقت نتونست باهاش کنار بیاد.‬

15:18.016 --> 15:19.985
‫وای مرد. خیلی خجالت‌آور بود.‬

15:20.150 --> 15:20.743
‫پس اگه داری می‌پرسی‬

15:20.744 --> 15:24.055
‫که کی بیشترین انگیزه رو برای
‫کشتن لکسی داشت، جوابش ساده‌ست.‬

15:24.748 --> 15:26.992
‫کول الیس.‬

15:27.157 --> 15:28.772
‫کول الیس.‬

15:28.796 --> 15:29.792
‫کول الیس.‬

15:29.816 --> 15:30.832
‫کول الیس.‬

15:30.856 --> 15:32.327
‫کول الیس.‬

15:36.826 --> 15:39.168
‫رئیس، نمی‌تونی جدی بگی.
‫من مظنونم؟‬

15:39.169 --> 15:40.895
‫طبق گفته‌ همه، تو انگیزه داری.‬

15:40.896 --> 15:42.534
‫جایی که انگیزه باشه، قتل هم هست.‬

15:42.535 --> 15:46.274
‫آقای الیس، حقیقت رو بهمون بگو
‫و ما هم باهات راه میایم.‬

15:46.275 --> 15:47.980
‫مکس، بی‌خیال.
‫این یه شوخی نیست.‬

15:48.145 --> 15:48.540
‫می‌دونم.‬

15:48.541 --> 15:51.049
‫ممکنه تمام این مدت داشتم
‫با یه قاتل کار می‌کردم.‬

15:51.214 --> 15:53.084
‫الیس، بهمون  راجع به پرام بگو.‬

15:53.348 --> 15:55.349
‫فقط همین رو بگم
‫که اون موقع توی دبیرستان،‬

15:55.350 --> 15:57.351
‫من دقیقاً محبوب‌ترین بچه‌ مدرسه نبودم.‬

15:57.352 --> 15:58.880
‫چند هفته قبل از پرام سال آخر،‬

15:58.881 --> 16:02.126
‫من با لکسی هم‌گروه شدم
‫تا یه پروژه‌ تاریخ رو انجام بدیم.‬

16:02.291 --> 16:04.062
‫اولش شروع سختی داشتیم،‬

16:04.227 --> 16:06.097
‫اما یهو، یه روز ما فقط...‬

16:06.262 --> 16:06.756
‫با هم جور شدیم.‬

16:06.757 --> 16:09.001
‫می‌دونی، شروع کردیم
‫به خوش‌گذروندن با هم.‬

16:09.166 --> 16:10.100
‫فکر کنم هردومون غافلگیر شده بودیم.‬

16:10.101 --> 16:14.072
‫اما خلاصه‌ش کنم،
‫آخرش توی اون پروژه بیست گرفتیم.‬

16:14.237 --> 16:14.632
‫و بعد؟

16:14.633 --> 16:16.172
‫و بعد اون از من خواست
‫که با هم بریم مجلس رقص.‬

16:16.173 --> 16:18.735
‫از یه آدم داغون به یه آدم خفن.
‫کلاسیکه.‬

16:18.736 --> 16:19.406
‫تو شب پرام،

16:19.407 --> 16:23.147
‫من رفتم دنبال لکسی،
‫این گل مچی رو بهش دادم،‬

16:23.312 --> 16:25.017
‫و بردمش به رقص.‬

16:25.182 --> 16:27.117
‫اما به محض این که وارد کافه‌تریا شدیم،‬

16:27.118 --> 16:30.055
‫اون‌جا بود که واقعیت ماجرا لو رفت.‬

16:30.220 --> 16:32.353
‫هانا، امبر، براک، همه‌شون
‫اون‌جا منتظر بودن،‬

16:32.354 --> 16:33.189
‫از خنده داشتن جر می‌خوردن که

16:33.190 --> 16:36.027
‫من باور کرده بودم
‫محبوب‌ترین دختر دبیرستان‬

16:36.028 --> 16:39.031
‫حاضر شده با من... بیاد پرام.

16:39.196 --> 16:42.033
‫براک دست لکسی رو گرفت،
‫گل مچی رو پرت کرد سمت من،‬

16:42.034 --> 16:44.597
‫و بعد لکسی رو برد وسط زمین رقص.‬

16:45.004 --> 16:46.037
‫عجب آشغالی بوده.‬

16:46.038 --> 16:49.602
‫اگه الان نمرده بود،
‫خودم می‌کشتمش.‬

16:49.767 --> 16:51.603
‫الیس، امروز صبح با لکسی تعاملی داشتی؟‬

16:51.604 --> 16:54.507
‫نه. بین ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰،
‫من توی کافه‌تریا بودم.‬

16:54.508 --> 16:55.376
‫این رو که گفتم.‬

16:55.377 --> 16:56.807
‫پس، مدرکی برای اثبات غیبتت نداری.‬

16:56.972 --> 16:59.051
‫مکس، اون‌جا حدود ۱۰۰ نفر آدم بودن.‬

16:59.216 --> 17:02.912
‫پس اعتراف می‌کنی که هیچ‌کس
‫نمی‌تونه جات رو تایید کنه.‬

17:03.121 --> 17:05.188
‫هی، میشه لطفاً فقط برگردیم سر کارمون؟‬

17:05.189 --> 17:06.750
‫بهت که گفتم نیمکت‌نشین شدی.‬

17:06.751 --> 17:09.324
‫رئیس، من یه سرمایه‌م.
‫همه‌ آدم‌های این‌جا رو می‌شناسم.‬

17:09.325 --> 17:10.160
‫دارم بهت میگم.‬

17:10.161 --> 17:10.754
‫مشکل دقیقاً همینه.‬

17:10.755 --> 17:12.922
‫تو نمی‌تونی یه کارآگاه بی‌طرف باشی.‬

17:13.494 --> 17:15.100
‫خیلی خب، باشه.‬

17:15.265 --> 17:16.298
‫فقط می‌تونی بهم بگی
‫تا الان چی می‌دونی؟‬

17:16.299 --> 17:18.696
‫ما با همه صحبت کردیم به جز
‫یه نفر به اسم ران زیگوسکی.‬

17:18.697 --> 17:21.172
‫اون حضورش رو ثبت کرده
‫اما کسی نتونست پیداش کنه.‬

17:21.337 --> 17:22.205
‫این‌جا هیچ‌کس به حرف من گوش نمیده.‬

17:22.206 --> 17:22.865
‫همین الان گفتم که اون نیمکت‌نشینه.‬

17:22.866 --> 17:26.506
‫می‌دونم، ترک عادت سخته،
‫حتی برای یه قاتل.‬

17:26.507 --> 17:28.806
‫زیگی این‌جاست، ها؟ واو.‬

17:28.971 --> 17:32.578
‫اون مثل... اسپیکولی دبیرستان ما بود.‬

17:32.579 --> 17:33.777
‫یه چت‌باز تمام‌عیار.‬

17:33.778 --> 17:34.547
‫ارزش بررسی کردن داره؟‬

17:34.548 --> 17:35.680
‫یعنی... من این‌طور فکر نمی‌کنم،‬

17:35.681 --> 17:39.321
‫اما ۱۵ سال گذشته،
‫خب آدم‌ها عوض میشن، مگه نه؟‬

17:39.322 --> 17:42.589
‫خیلی خب غیرنظامی،
‫ما از پسش برمیایم.‬

17:44.393 --> 17:45.922
‫من این رو نگه می‌دارم.‬

17:47.924 --> 17:50.696
‫ممنون لودو.
‫پنج ستاره داری رفیق.‬

17:51.301 --> 17:52.863
‫ییتس، این دیگه چیه؟‬

17:53.028 --> 17:55.701
‫من هنوز دارم بادگلوی بوریتو میزنم.
‫این چیه؟‬

17:56.735 --> 17:59.000
‫صبر کن ببینم. این‌ها... این‌ها کبابن؟‬

17:59.001 --> 18:03.181
‫اوهوم. فروشگاه موبایل و کباب تاد.‬

18:03.346 --> 18:03.906
‫خیلی خب.‬

18:03.907 --> 18:04.940
‫برای آخرین بار.‬

18:04.941 --> 18:06.876
‫برای آخرین بار؟
‫منظورت از این حرف چیه؟‬

18:06.877 --> 18:10.617
‫تاد این دفعه داره سیخ‌هاش رو
‫برای همیشه جمع می‌کنه.‬

18:10.782 --> 18:12.883
‫زنش یه آرایشگاه به ارث برده.‬

18:13.488 --> 18:15.094
‫همین‌ قدر ساده، ها؟‬

18:16.227 --> 18:18.097
‫شوکه‌کننده‌ست، نه؟‬

18:18.757 --> 18:20.693
‫تو به تاد تکیه می‌کنی.‬

18:20.858 --> 18:25.896
‫به کیفیت همیشگی کباب‌هاش،
‫به دوستیش، به رفاقتش.

18:26.061 --> 18:29.140
‫و بعد یهویی، فقط میذاره میره.‬

18:29.141 --> 18:31.439
‫انگار رابطه‌ت براش هیچ ارزشی نداشته‬

18:31.440 --> 18:33.277
‫چون یه چیز بهتر پیدا کرده.‬

18:34.146 --> 18:36.038
‫آره، خب، شرایط تغییر می‌کنه.‬

18:36.577 --> 18:39.712
‫زندگی همینه.
‫همه‌ش هم بد نیست.‬

18:40.383 --> 18:41.813
‫تغییر کیری‌ـه.‬

18:43.914 --> 18:44.948
‫داری...‬

18:45.619 --> 18:47.555
‫داری گریه می‌کنی؟‬

18:49.084 --> 18:51.526
‫توی کمین گریه کردن نداریم.

18:52.362 --> 18:55.167
‫هی گوش کن،
‫کباب‌های دیگه‌ای هم پیدا میشه.‬

18:57.598 --> 18:59.270
‫نه مثل این.‬

18:59.700 --> 19:04.700
آوا‌مــووی

19:05.100 --> 19:07.310
‫هیچ اثری از زیگی نیست.‬

19:07.311 --> 19:09.181
‫کارآگاه، تو نیمکت‌نشین شدی.‬

19:09.346 --> 19:09.807
‫وای بی‌خیال.‬

19:09.808 --> 19:11.710
‫این‌طوری نیست که انگار
‫همین الان داری یه مقاله‬

19:11.711 --> 19:13.382
‫درباره‌ همه‌ این‌ها
‫توی ذهنت می‌نویسی.‬

19:13.383 --> 19:15.011
‫من نیمکت‌نشین نیستم.‬

19:15.187 --> 19:16.187
‫رئیس چی می‌خواست؟‬

19:16.188 --> 19:18.321
‫به طور عجیبی،
‫می‌خواست بدونه تو‬

19:18.322 --> 19:19.421
‫توی دبیرستان چه‌جوری بودی.‬

19:19.422 --> 19:20.884
‫اوه، می‌خواست این رو بدونه، ها؟

19:20.885 --> 19:22.557
‫- اوهوم.
‫- باشه.

19:22.722 --> 19:24.118
‫من بیشتر پانک بودم تا محبوب.‬

19:24.119 --> 19:27.462
‫توی دستشویی دخترها سیگار می‌کشیدم.
‫بیش از حد خط چشم می‌کشیدم.‬

19:27.463 --> 19:29.024
‫و صد درصد مطمئن بودم‬

19:29.025 --> 19:30.861
‫که قراره با جک وایت ازدواج کنم.‬

19:30.862 --> 19:34.206
‫خیلی خب، پس برعکس من،
‫تو واقعاً باحال بودی.‬

19:34.371 --> 19:35.998
‫من به شدت باحال بودم.‬

19:35.999 --> 19:38.067
‫حیف شد که اون موقع هم رو ندیدیم.‬

19:39.673 --> 19:40.134
‫یه حقیقت تلخ.‬

19:40.135 --> 19:43.314
‫فکر کنم جس نوجوون
‫قبل از این که «بی‌محلی کردن»

19:43.479 --> 19:44.941
‫اصلاً مد بشه،
‫به الیس نوجوون بی‌محلی می‌کرد.

19:44.942 --> 19:45.348
‫این‌طور فکر می‌کنی؟‬

19:45.349 --> 19:49.188
‫فرق زیادی بین باحال بودن
‫و با اعتماد به ‌نفس بودن وجود داشت.‬

19:49.353 --> 19:53.225
‫من پشت جوراب‌شلواری‌های توری پاره،
‫دکتر مارتنز و یه اخلاق بد قایم می‌شدم.‬

19:53.390 --> 19:56.261
‫که یعنی اون‌قدر باحالی
‫که حتی به مراسم پرامت هم نری.‬

19:56.426 --> 19:59.230
‫اوه، من با پسر بده لیام ۲۰ ساله رفتم

19:59.231 --> 20:01.298
‫که بوی سیگار و عرق می‌داد‬

20:01.299 --> 20:03.301
‫و موتور سوار می‌شد.‬

20:03.466 --> 20:04.995
‫خیلی خب. آره.‬

20:05.160 --> 20:07.635
‫الیس نوجوون قطعاً
‫نمی‌تونست با اون رقابت کنه.‬

20:12.706 --> 20:13.211
‫چی شده؟‬

20:13.212 --> 20:14.905
‫خوشحالم که اون موقع هم رو ندیدیم.‬

20:14.906 --> 20:17.777
‫فکر کنم برای جس نوجوون حیف می‌شدی.‬

20:17.942 --> 20:20.042
‫اون اصلاً به اندازه‌ کافی پخته نبود که

20:20.043 --> 20:23.320
‫قدر مرد شریف، نجیب
‫و جذابی که الان هستی رو بدونه.‬

20:23.321 --> 20:24.519
‫فکر می‌کنی من جذابم، ها؟‬

20:24.520 --> 20:27.148
‫خب، پررو نشو دیگه.‬

20:27.149 --> 20:28.392
‫خیلی دیر شده.‬

20:28.557 --> 20:30.855
‫می‌خوای دست این دختر باحال رو بگیری؟

20:30.856 --> 20:32.660
‫آره، می‌خوام.

20:34.090 --> 20:36.400
‫هنوز اون جوراب‌شلواری‌های توری رو داری؟‬

20:36.565 --> 20:38.633
‫اوه، به رویا دیدن ادامه بده خرخون.‬

20:39.700 --> 20:41.734
‫این آخرین جلسه‌مون‌ـه پسرها.‬

20:41.735 --> 20:42.240
‫و نگران نباشین.‬

20:42.241 --> 20:44.507
‫قرار نیست فاز احساسی بردارم‬

20:44.672 --> 20:45.606
‫و بهتون بگم که چقدر
‫بهتون افتخار می‌کنم.‬

20:45.607 --> 20:48.510
‫چون اگه تا الان این رو
‫نمی‌دونین، احمقین.‬

20:51.580 --> 20:53.108
‫به نمایندگی از گروه،‬

20:53.109 --> 20:56.321
‫فقط می‌خوام بگم که زمان‌هایی که
‫با هم بودیم چقدر برامون ارزش داشته.‬

20:56.486 --> 21:00.116
‫اوه، ممنون بچه‌ها.
‫خیلی برام ارزش داره.‬

21:00.292 --> 21:02.117
‫نظرتون چیه آخرین یادداشت
‫روزانه‌مون رو بخونیم؟‬

21:02.118 --> 21:04.593
‫آرتی، می‌خوای تو شروع کنی؟‬

21:04.758 --> 21:05.659
‫حتماً.‬

21:06.694 --> 21:08.530
‫خب بخش دی رو آب گرفته.‬

21:08.531 --> 21:09.025
‫چی شده؟‬

21:09.026 --> 21:10.224
‫لوله‌های فاضلاب ۱۰۰ ساله،
‫این چیزیه که شده.‬

21:10.225 --> 21:13.304
‫به همه دستور داده شده
‫همون‌جایی که هستن بمونن.‬

21:13.305 --> 21:15.439
‫تو هم همین‌طور جورج.
‫راحت باش،‬

21:15.604 --> 21:16.902
‫ممکنه یه مدتی طول بکشه.‬

21:19.278 --> 21:21.576
‫ببین، بیا از این طرف برگردیم.‬

21:22.072 --> 21:24.315
‫اه! این راهروها خاطره‌ای رو زنده نمی‌کنن؟‬

21:24.316 --> 21:27.979
‫من از دبیرستان انصراف دادم
‫تا عضو یه گروه گنگستری خیابونی خاص بشم.‬

21:28.144 --> 21:30.046
‫کریمسون وایپرز توی بچگی
‫به سراغت اومد، ها؟

21:30.047 --> 21:30.717
‫آره، خیلی بچگی.

21:30.718 --> 21:33.016
‫وقتی توی یه گروه گنگستری
‫هستی، زود بزرگ میشی.‬

21:33.017 --> 21:33.720
‫تو چی؟‬

21:33.721 --> 21:36.558
‫من همیشه در حال حرکت بودم،
‫واسه همین تو خونه درس خوندم.‬

21:36.559 --> 21:39.430
‫با این حال مثلثات رو یاد گرفتم،‬

21:39.595 --> 21:41.695
‫اما ازش برای کشیدن
‫نقشه سرقت‌ها استفاده کردم.‬

21:41.696 --> 21:43.434
‫پس برای تو هم مشکلی نیست.‬

21:43.599 --> 21:43.961
‫نه.‬

21:43.962 --> 21:44.896
‫هیچ‌وقت حس نکردی
‫چیزی رو از دست دادی؟‬

21:44.897 --> 21:46.733
‫گاهی اوقات فکر می‌کنم خیلی خوب می‌شد‬

21:46.734 --> 21:49.374
‫اگه گروه دوستان ثابتی می‌داشتم.‬

21:49.539 --> 21:51.507
‫به جشن‌های تولد شانزده‌سالگی
‫و دیدارهای انگیزشی مدرسه می‌رفتیم.‬

21:51.508 --> 21:52.871
‫می‌دونی، از همین چیزهای معمولی.‬

21:52.872 --> 21:53.377
‫تو چی؟

21:53.378 --> 21:55.874
‫آره، گمونم یه زندگی معمولی دبیرستانی‬

21:55.875 --> 21:57.909
‫خیلی راحت‌تر می‌بود.‬

21:57.910 --> 22:01.243
‫اما اون‌وقت مردی
‫که امروز هستی نمی‌شدی.‬

22:03.179 --> 22:04.213
‫هی.‬

22:04.455 --> 22:05.951
‫این رو ببین.‬

22:08.283 --> 22:10.186
‫یه نفر از لکسی خوشش نمیومده.‬

22:10.527 --> 22:11.560
‫نوچ.

22:12.958 --> 22:13.331
‫اولیو.‬

22:13.332 --> 22:17.501
‫من لیوان شامپاین لکسی
‫و خود شامپاین رو آزمایش کردم.‬

22:17.666 --> 22:20.096
‫هیچ اثری از نیترایت سدیم
‫روشون یا توشون نیست.‬

22:20.097 --> 22:22.296
‫پس چیزی نبوده که خورده یا نوشیده باشه.‬

22:22.297 --> 22:25.443
‫اما آثاری از سم رو روی لب‌هاش پیدا کردم.‬

22:25.608 --> 22:26.707
‫چه‌جوری رفته اون‌جا؟‬

22:26.708 --> 22:27.642
‫بالم لب.‬

22:27.643 --> 22:28.137
‫محصول برند خودش.‬

22:28.138 --> 22:30.007
‫تونستی هیچ اثر انگشتی‬

22:30.008 --> 22:31.778
‫از روی تیوب بالم لب پیدا کنی؟‬

22:31.779 --> 22:32.306
‫فقط اثر انگشت قربانی.‬

22:32.307 --> 22:34.814
‫اما یه چیز غافلگیرکننده پیدا کردم.‬

22:34.815 --> 22:36.047
‫نشاسته‌ ذرت.‬

22:36.212 --> 22:37.950
‫نیاز داشته چیزی رو غلیظ کنه؟‬

22:38.115 --> 22:39.016
‫دستکش‌های جراحی.‬

22:39.017 --> 22:39.390
‫دقیقاً.‬

22:39.391 --> 22:41.689
‫داخل دستکش‌های جراحی
‫با نشاسته‌ ذرت پوشیده شده.‬

22:41.690 --> 22:43.053
‫باعث میشه دست کردن راحت‌تر بشه.‬

22:43.054 --> 22:45.627
‫پس قاتل از دستکش استفاده کرده
‫تا به بالم لب دست بزنه.‬

22:45.628 --> 22:48.191
‫اگه چیز دیگه‌ای پیدا کردم، اطلاع میدم.‬

22:49.126 --> 22:52.095
‫اگه بالم لب لکسی تنها موردی
‫نباشه که سمی شده چی؟‬

22:52.096 --> 22:54.735
‫باید همه‌ اون بالم لب‌ها رو جمع
‫و آزمایش‌شون کنیم.‬

22:54.736 --> 22:55.769
‫من میرم به افسرهای گشت میگم.‬

22:55.770 --> 22:58.377
‫باشه. قبل از این که کس دیگه‌ای‬

22:58.542 --> 22:59.300
‫آسیب ببینه، باید خبر رو پخش کنیم.

22:59.301 --> 23:01.974
‫سیستم صوتی اعلانات.
‫من یه اعلامیه میدم.‬

23:03.547 --> 23:05.516
‫شما دوتا دارین چیکار می‌کنین؟‬

23:05.747 --> 23:09.113
‫می‌خواستیم بریم توی دفتر مدیر
‫با هم لب بگیریم.‬

23:09.278 --> 23:09.750
‫خبر جدیدی اومد؟‬

23:09.751 --> 23:12.457
‫آره. لکسی با بالم لب خودش مسموم شده.‬

23:12.622 --> 23:14.954
‫می‌خواستم یه اعلامیه
‫با سیستم صوتی اعلانات بدم.‬

23:15.119 --> 23:16.285
‫وای.

23:20.696 --> 23:21.961
‫وای خدای من!

23:23.127 --> 23:24.502
‫این زیگی‌ـه.

23:29.771 --> 23:30.606
‫زنده‌ست؟

23:30.607 --> 23:32.103
‫میرم با 911 تماس بگیرم.

23:32.708 --> 23:33.577
‫آره.

23:35.172 --> 23:37.306
‫اوه، این دیگه چه...‬

23:38.648 --> 23:39.010
‫اسملیس؟‬

23:39.011 --> 23:41.552
‫وای، اسملیس. خودتی؟‬

23:41.717 --> 23:42.453
‫وایسا. چی صدات کرد؟‬

23:42.454 --> 23:44.489
‫هیچی. اون...
‫اون داره هذیون میگه.‬

23:44.654 --> 23:47.183
‫اوه. اسملیس. اسملیس، رفیق من.‬

23:47.184 --> 23:50.561
‫خیلی خب، این روز
‫هی داره بهتر و بهتر میشه.‬

23:50.726 --> 23:53.531
‫ببین زی، چندتا سوال هست
‫که باید ازت بپرسیم، باشه؟‬

23:53.696 --> 23:54.696
‫متاسفم غیرنظامی.
‫شنیدی رئیس چی گفت.

23:54.697 --> 23:57.502
‫برو خودت رو اون‌جا
‫پارک کن و همون‌جا بمون.‬

23:58.360 --> 24:02.331
‫باورم نمیشه اسملیس یهو خبرچین شد.‬

24:02.639 --> 24:04.134
‫درباره‌ لکسی بهم بگو.‬

24:04.135 --> 24:05.806
‫ملکه‌ بدجنس‌ها.‬

24:05.807 --> 24:06.972
‫اون چی شده؟

24:06.973 --> 24:08.578
‫اون امروز مرد.‬

24:08.579 --> 24:11.450
‫اوه، خب... اوه، این خیلی بده.‬

24:11.879 --> 24:14.343
‫اوه. حالش خوبه؟‬

24:14.684 --> 24:16.312
‫اون مرده.

24:16.488 --> 24:20.183
‫خیلی خب. بین ساعت ۱۲:۰۰
‫تا ۱۲:۳۰ کجا بودی؟‬

24:20.184 --> 24:22.592
‫آره، داشتم توی خاطرات گذشته قدم می‌زدم.‬

24:22.593 --> 24:24.891
‫دیدم امبر جیم شد این‌جا.‬

24:24.892 --> 24:25.221
‫چرا؟‬

24:25.222 --> 24:29.127
‫آره، امبر... لکسی و هانا،
‫اون‌ها... کیری‌ـن.‬

24:29.391 --> 24:30.798
‫امبر داشت چیکار می‌کرد؟‬

24:30.799 --> 24:32.603
‫اون دیوونه شده بود.‬

24:32.768 --> 24:36.034
‫داشت پوسترها رو پاره می‌کرد
‫و زیر لب فحش می‌داد.‬

24:36.035 --> 24:37.134
‫جالبه.

24:37.135 --> 24:37.508
‫درسته؟

24:37.509 --> 24:38.806
‫چیز دیگه‌ای یادت میاد؟‬

24:38.807 --> 24:42.238
‫نه. نه. امبر رو دیدم،
‫این‌جا قایم شدم.‬

24:42.239 --> 24:45.583
‫این‌جا شلوغ شد و بعد لابد خوابم برده،‬

24:45.748 --> 24:48.443
‫چون چیز بعدی‌ای که یادمه،
‫دیدن اسملیس بود.

24:48.949 --> 24:51.083
‫وای خدای من، اسملیس کجاست؟‬

24:55.120 --> 24:59.090
‫این‌ها رو توی سطل آشغال
‫نزدیک آزمایشگاه علوم پیدا کردم.‬

24:59.091 --> 25:00.531
‫این افتضاحه.‬

25:00.532 --> 25:02.225
‫یعنی... چرا کسی باید همچین کاری بکنه؟‬

25:02.226 --> 25:04.502
‫لکسی... اون... زیباترین روح دنیا بود.‬

25:04.503 --> 25:06.637
‫و... همین الان هم
‫دلم براش تنگ شده.‬

25:06.802 --> 25:08.397
‫ما یه شاهد داریم که تو رو دیده.‬

25:09.464 --> 25:12.510
‫خیلی خب، باشه.
‫من بودم. من پاره‌شون کردم.‬

25:12.511 --> 25:13.676
‫عصبانی بودم اما فقط به خاطر این که‬

25:13.677 --> 25:17.141
‫لکسی کل مراسم تجدید دیداری
‫که من برنامه‌ریزی کرده بودم رو ازم قاپید.‬

25:17.142 --> 25:17.471
‫چه‌جوری؟‬

25:17.472 --> 25:18.681
‫من ماه‌ها داشتم برای این مراسم
‫برنامه‌ریزی می‌کردم

25:18.682 --> 25:20.650
‫و بعد اون دقیقه‌ نود از راه میرسه

25:20.651 --> 25:22.179
‫و پول... مثلاً چندتا کیسه ناچو رو میده‬

25:22.180 --> 25:25.446
‫و پوسترهای احمقانه‌ بالم لبش رو
‫همه‌جا می‌چسبونه.‬

25:25.447 --> 25:27.448
‫و بعد چی؟ همه‌ اعتبارش
‫به نام اون تموم شد.‬

25:27.449 --> 25:29.384
‫ما فکر می‌کردیم شما دوتا
‫بهترین دوست‌های هم هستین.‬

25:29.385 --> 25:29.824
‫من هم همین فکر رو می‌کردم.‬

25:29.825 --> 25:32.189
‫و بعد چند ماه پیش، اون و هانا رو

25:32.190 --> 25:33.960
‫توی رستوران ببت دیدم،
‫با همدیگه بودن

25:33.961 --> 25:34.928
‫و حتی من رو دعوت نکردن.‬

25:34.929 --> 25:37.865
‫و ببت... باحال‌ترین ساعت تخفیف رو داره.‬

25:37.866 --> 25:38.492
‫و بعد امروز صبح،‬

25:38.493 --> 25:40.461
‫اون دوتا رو دیدم که توی سالن ورزش
‫با هم پچ‌پچ می‌کردن.‬

25:40.462 --> 25:42.969
‫و وقتی سعی کردم بهشون ملحق بشم،
‫لکسی گفت که

25:42.970 --> 25:44.707
‫این یه مکالمه‌ خصوصیه
‫که فقط بین خودش و هاناست.‬

25:44.708 --> 25:48.646
‫یعنی... مثلاً... ببخشیدها.
‫اون می‌تونست خیلی دمدمی‌مزاج باشه.‬

25:51.176 --> 25:52.506
‫وای، ولی من نکشتمش.

25:52.507 --> 25:55.213
‫تو تنها کسی بودی که توی طبقه‌ دوم بود.‬

25:55.378 --> 25:56.213
‫نه، نبودم.‬

25:56.214 --> 25:57.589
‫زیگی حساب نیست.‬

25:57.754 --> 25:59.349
‫راجع به زیگی حرف نمیزنم.

26:01.384 --> 26:03.055
‫به مخفیگاه قدیمی من خوش اومدی.‬

26:03.056 --> 26:05.420
‫می‌دونستم تو از اون آدم‌هایی نیستی که
‫پشت سکوهای تماشاچی‌ها قایم بشی.‬

26:05.421 --> 26:07.961
‫قطعاً این‌جا خبری از عشق‌بازی نیست.‬

26:07.962 --> 26:11.735
‫کتابخونه همیشه خالی بود، واسه همین
‫همیشه برای فرار میومدم این‌جا.‬

26:12.263 --> 26:14.704
‫اه، دیدی... می‌دونستم برمی‌گردی.‬

26:14.705 --> 26:16.674
‫این رو برات پیدا کردم.‬

26:16.839 --> 26:20.435
‫وای خدای من. باورم نمیشه
‫هنوز یه نسخه از اون رو داری.‬

26:20.436 --> 26:24.780
‫«عدالت با ما شروع میشه»،
‫مقاله‌ای از کول الیس.‬

26:24.781 --> 26:26.848
‫پس از اون‌موقع تا حالا اصلاً عوض نشدی، نه؟‬

26:26.849 --> 26:29.015
‫راستش مقاله‌ش خیلی خوبه

26:29.016 --> 26:30.852
‫اما داستانش شاهکار اصلیه.‬

26:30.853 --> 26:31.446
‫همه‌چیز رو بهم بگو.‬

26:31.447 --> 26:33.690
‫کول سال‌آخری بود
‫و چندتا از پسرهای تیم فوتبال،‬

26:33.691 --> 26:35.593
‫داشتن یه سال‌اولی لاغر
‫و مردنی رو اذیت می‌کردن.‬

26:35.594 --> 26:38.629
‫خب، کول قضیه رو به مدیریت گزارش داد

26:38.630 --> 26:39.355
‫اما اون‌ها هیچ کاری نکردن.‬

26:39.356 --> 26:42.424
‫واسه همین کول، با این که
‫از همه‌شون جثه‌ کوچک‌تری داشت،‬

26:42.425 --> 26:44.800
‫صاف رفت سراغ گنده‌ترین ورزشکارشون‬

26:44.801 --> 26:46.835
‫و درست وسط کافه‌تریا،‬

26:46.836 --> 26:47.396
‫دماغش رو شکوند.‬

26:47.397 --> 26:49.805
‫خب، اون پسرها دیگه
‫هیچ‌وقت اون بچه رو اذیت نکردن.‬

26:49.806 --> 26:50.300
‫درسته.

26:50.301 --> 26:53.403
‫اما باعث شد خودم هم حسابی
‫توی چشم بیام و هدف قرار بگیرم،‬

26:53.568 --> 26:55.339
‫واسه همین هم بود
‫که همیشه این‌جا قایم می‌شدم.‬

26:55.504 --> 26:57.978
‫اوه، واسه همین بهت
‫می‌گفتن «کول موش‌کور».‬

26:57.979 --> 26:59.782
‫توی کتابخونه لونه می‌کردی.‬

26:59.783 --> 27:01.785
‫اوه، قهرمان لاغرمردنی من.‬

27:01.950 --> 27:03.182
‫خیلی خب.‬

27:03.787 --> 27:06.449
‫شرط می‌بندم بتونم حدس بزنم
‫اون ورزشکار کی بود.‬

27:06.625 --> 27:07.757
‫تو درباره‌ این که یکم پیش
‫کجا بودی دروغ گفتی.‬

27:07.758 --> 27:10.321
‫هردوی شما طبقه‌ دوم دیده شدین.‬

27:10.486 --> 27:11.762
‫ما فقط داشتیم حرف می‌زدیم.‬

27:11.927 --> 27:12.960
‫اون هم با زبون‌هاتون.‬

27:12.961 --> 27:14.699
‫باشه. تقصیر منه.‬

27:14.864 --> 27:18.428
‫دیدم براک رفت طبقه بالا،
‫واسه همین رفتم دنبالش.‬

27:18.593 --> 27:20.165
‫از زمان مدرسه روش کراش داشتم

27:20.166 --> 27:21.738
‫اما لکسی قبل از من مخش رو زده بود.‬

27:21.739 --> 27:25.171
‫واسه همین امروز،
‫بعد از خوردن چندتا لیوان شامپاین،‬

27:25.501 --> 27:27.778
‫فرصت رو مناسب دیدم و ازش استفاده کردم.‬

27:27.943 --> 27:29.109
‫چرا به ما دروغ گفتی؟‬

27:29.274 --> 27:29.944
‫چون اون متاهله.‬

27:29.945 --> 27:31.716
‫و زنم من رو می‌کشه.‬

27:31.881 --> 27:32.573
‫خب تو چرا اون‌جا بودی؟‬

27:32.574 --> 27:35.049
‫رفتم به قفسه‌ جام‌ها نگاه کنم.‬

27:35.214 --> 27:36.214
‫عنوان «بهترین بازیکن»
‫قرار بود مال من باشه.‬

27:36.215 --> 27:38.348
‫فقط می‌خواستم دوباره ببینمش.‬

27:38.349 --> 27:39.151
‫قرار بود مال تو باشه؟‬

27:39.152 --> 27:41.120
‫شب قبل از مسابقه‌ فینال،‬

27:41.121 --> 27:42.220
‫لکسی برامون شام درست کرد.‬

27:42.221 --> 27:43.155
‫اون همه‌چیز رو درباره‌
‫حساسیت‌های من می‌دونست.‬

27:43.156 --> 27:48.095
‫ذرت، گوجه‌فرنگی، بادام‌زمینی، گربه.
‫هر چی بگی، من بهش حساسیت دارم.‬

27:48.260 --> 27:51.031
‫یه چیزی توی اون غذا بود
‫که باعث شد حالم بد بشه.‬

27:51.032 --> 27:52.934
‫اما از عمد این کار رو نکرد.‬

27:52.935 --> 27:53.627
‫نه اما زندگی من رو نابود کرد.‬

27:53.628 --> 27:55.805
‫اون نمی‌تونست چیزی رو که ممکنه
‫باعث مرگ من بشه به خاطر بسپاره؟‬

27:55.806 --> 27:57.235
‫این دیگه چه دوست‌دختریه؟

27:57.236 --> 27:58.170
‫اما تو که نمردی.‬

27:58.171 --> 27:59.171
‫نه اما نتونستم بازی کنم.‬

27:59.172 --> 28:00.942
‫ما فینال رو باختیم.‬

28:00.943 --> 28:02.813
‫رویاهای فوتبالی‌م به باد رفت.‬

28:04.045 --> 28:05.717
‫و لکسی هم ولم کرد.‬

28:06.278 --> 28:08.147
‫لطفاً به زنم چیزی نگین.‬

28:08.148 --> 28:09.720
‫حالت... حالت خوبه؟‬

28:09.721 --> 28:11.117
‫آره. نمی‌دونم چی شده.‬

28:11.118 --> 28:14.088
‫یه چیزی... یه چیزی حتماً حالم رو بد کرده.‬

28:15.452 --> 28:18.191
‫دوباره درباره‌ حساسیت‌هات بهمون بگو.‬

28:18.455 --> 28:20.027
‫آره، من همیشه ازت حمایت می‌کردم‬

28:20.028 --> 28:21.226
‫تا بتونی پرونده‌ برادرت رو حل کنی.‬

28:21.227 --> 28:23.734
‫خیلی خوشحالم که تونستی
‫اون قضیه رو تموم کنی.‬

28:23.735 --> 28:25.869
‫و می‌دونی، به یه آرامشی برسی.‬

28:26.034 --> 28:27.805
‫ممنونم. من هم همین‌طور.‬

28:27.970 --> 28:29.432
‫خوشحال به نظر میرسی.‬

28:29.433 --> 28:30.466
‫آره، همین‌طوره.

28:30.467 --> 28:31.875
‫خوبه.

28:33.239 --> 28:35.812
‫هی، داشتم این سالنامه‌ها رو نگاه می‌کردم‬

28:35.813 --> 28:36.571
‫تا عکس‌های ضایع بیشتری از کول پیدا کنم

28:36.572 --> 28:37.979
‫و به یه چیز جالب برخورد کردم.‬

28:37.980 --> 28:39.850
‫خیلی خب، ببین، هر چی که هست،‬

28:40.015 --> 28:40.817
‫من دیگه رازی برام نمونده.‬

28:40.818 --> 28:45.251
‫آره، شاید تو نداشته باشی
‫اما فکر کنم یه نفر دیگه داره.‬

28:47.055 --> 28:50.157
‫باید فوراً مکس و لی رو پیدا کنیم.‬

28:55.591 --> 28:57.802
‫اوضاعت چطوره آرتی؟‬

28:57.967 --> 28:59.331
‫نباید زیاد طول بکشه.‬

28:59.496 --> 29:01.839
‫هی، قهوه و دونات داریم.‬

29:01.938 --> 29:03.334
‫اوضاع می‌تونست بدتر از این باشه.‬

29:03.335 --> 29:04.809
‫آره.‬

29:05.007 --> 29:07.746
‫هی. متاسفم که نرسیدیم
‫به داستانت گوش بدیم مرد.‬

29:08.142 --> 29:09.605
‫نگران نباش.‬

29:09.781 --> 29:11.210
‫درباره‌ یه کار احمقانه‌ست
‫که وقتی بچه بودم انجام دادم.‬

29:11.211 --> 29:13.312
‫اوه، بگو. می‌خوام بشنوم.‬

29:13.576 --> 29:16.788
‫خب، درباره‌ من و برادر بزرگترمه.‬

29:17.448 --> 29:19.581
‫بعد از اولین روز دبیرستانم،‬

29:19.582 --> 29:22.651
‫من رو برد به یه فروشگاه محلی
‫تا جشن بگیریم.‬

29:22.827 --> 29:24.763
‫گفت که می‌خواد برام یه چیزی بخره.‬

29:24.928 --> 29:29.493
‫رفت سراغ یه قفسه،
‫یه بسته آدامس برداشت، لبخند زد،‬

29:29.658 --> 29:31.527
‫انداختش توی جیب من و رفت.‬

29:31.528 --> 29:33.299
‫و تو گیر افتادی؟‬

29:33.970 --> 29:36.500
‫از وقتی که این رو نوشتم، فهمیدم...‬

29:36.841 --> 29:39.271
‫از اون موقع تا حالا دارم
‫تاوان این آدم رو میدم.‬

29:39.272 --> 29:41.405
‫واسه همین افتادی این‌جا؟‬

29:41.406 --> 29:42.407
‫آره.‬

29:43.474 --> 29:45.443
‫یکی از کارهاش بد پیش رفت.

29:46.576 --> 29:47.411
‫من گردن گرفتم.

29:47.412 --> 29:50.679
‫به نظر داره ازت سوءاستفاده می‌کنه.‬

29:51.614 --> 29:53.715
‫اون تنها خانواده‌ایه که دارم.‬

29:54.287 --> 29:54.715
‫گوش کنین.‬

29:54.716 --> 29:56.993
‫فردا صبح، بند دی

29:57.158 --> 29:58.422
‫به یه تشکیلات دیگه منتقل میشه.‬

29:58.423 --> 30:01.866
‫برای امشب شما رو
‫به یه بخش دیگه منتقل می‌کنیم.‬

30:02.031 --> 30:02.723
‫بریم.‬

30:02.724 --> 30:04.000
‫خب...‬

30:04.165 --> 30:06.002
‫مثل این که دارن من رو منتقل می‌کنن.‬

30:07.135 --> 30:08.873
‫بابت همه‌چیز ممنون جورج.‬

30:09.038 --> 30:09.763
‫آره، باعث افتخار بود.‬

30:09.764 --> 30:12.910
‫می‌دونی، یه حسی بهم میگه
‫که بهترین‌ها هنوز تو راه‌ست،‬

30:13.075 --> 30:13.878
‫برای جفت‌مون.‬

30:18.509 --> 30:22.479
‫متوجه شدم که بعضی از شاگردهام‬

30:22.480 --> 30:23.986
‫حین تقلب مچ‌شون گرفته شده.‬

30:23.987 --> 30:25.779
‫این یعنی شماها به این‌جا احضار شدین‬

30:25.780 --> 30:27.958
‫چون یکی از شما لکسی رو کشته.‬

30:28.123 --> 30:29.651
‫یه نفر این‌جا دروغ گفته که کجا بوده،

30:29.652 --> 30:32.588
‫اون هم توی زمانی که ما
‫توی کارمون بهش میگیم،‬

30:32.589 --> 30:33.325
‫بازه زمانی قتل.‬

30:33.326 --> 30:34.964
‫در واقع ما این‌طوری خطابش نمی‌کنیم.‬

30:34.965 --> 30:37.263
‫همه‌ شما توی اون ۳۰ دقیقه‌ حیاتی،‬

30:37.264 --> 30:39.970
‫توی طبقه‌ دوم بودین.‬

30:40.135 --> 30:42.301
‫اوه. به این معنی نیست که ما
‫نمی‌تونستیم لکسی رو بکشیم؟‬

30:42.302 --> 30:43.974
‫برعکسش زیگی.‬

30:44.139 --> 30:45.040
‫در واقع دقیقاً برعکسشه.‬

30:45.041 --> 30:48.571
‫یکی از شما رفت به آزمایشگاه شیمی،
‫در کمد رو باز کرد،‬

30:48.572 --> 30:49.374
‫یه جفت دستکش دستش کرد

30:49.375 --> 30:53.049
‫و یه بالم لب رو به نیترایت سدیم آغشته کرد

30:53.214 --> 30:55.953
‫و مطمئن شد که لکسی ازش استفاده می‌کنه.‬

30:56.118 --> 31:00.649
‫و تو براک، تو کلید حل این معمایی.‬

31:00.650 --> 31:01.750
‫من؟‬

31:01.926 --> 31:02.684
‫ببین، قسم می‌خورم
‫من این کار رو نکردم.‬

31:02.685 --> 31:05.863
‫واقعاً؟ پس چرا هی صورتت رو
‫اون‌طوری می‌خارونی؟‬

31:05.864 --> 31:08.822
‫دست خودم نیست.
‫بهتون گفتم، حساسیت دارم.‬

31:08.823 --> 31:10.901
‫ریزگرد، چمن، خرچنگ، ذرت.‬

31:10.902 --> 31:13.167
‫نکته‌ جالب درباره‌ واکنش‌های
‫حساسیت همینه.‬

31:13.168 --> 31:15.136
‫بعضی وقت‌ها چیزیه که لمس می‌کنی.‬

31:15.137 --> 31:19.042
‫و بعضی وقت‌ها به چیزی یا کسیه
‫که تو رو لمس می‌کنه.‬

31:19.207 --> 31:20.571
‫مگه نه هانا؟‬

31:22.342 --> 31:22.671
‫اوه.‬

31:22.672 --> 31:23.738
‫نمی‌دونم دارین راجع به چی حرف می‌زنین.‬

31:23.739 --> 31:27.544
‫فکر کردی خیلی زرنگی که
‫دستکش لاتکس دستت کردی.‬

31:27.545 --> 31:31.021
‫فکر کردی هیچ اثر انگشتی
‫روی بالم لب باقی نمی‌مونه.‬

31:31.186 --> 31:32.285
‫اما یه چیزی از خودت به جا گذاشتی،‬

31:32.286 --> 31:33.781
‫یه چیز خیلی مجرمانه‌تر،
‫روی صورت براک.‬

31:33.782 --> 31:36.553
‫وقتی داشتی از آزمایشگاه
‫می‌رفتی بیرون، به براک بر خوردی.‬

31:36.554 --> 31:40.194
‫می‌دونستی که دیده شدی،
‫واسه همین حواسش رو پرت کردی،‬

31:40.195 --> 31:40.997
‫با یه بوسه.‬

31:40.998 --> 31:44.100
‫یه بوسه‌ پرشور هم بود، مگه نه براک؟‬

31:44.265 --> 31:45.970
‫آره، خیلی پر شور و هیجان بود.‬

31:46.135 --> 31:48.829
‫از اون مدل‌هایی که صورتت رو
‫با دست‌هاش میگیره؟‬

31:48.830 --> 31:49.401
‫اوه، آره.‬

31:49.402 --> 31:51.976
‫متاسفم که این رو بهت میگم
‫اما همه‌ش فیلم بود.‬

31:52.141 --> 31:53.043
‫فقط یه پوشش بود.‬

31:53.208 --> 31:54.307
‫راجع به چی حرف میزنی؟

31:54.308 --> 31:54.703
‫یه حقیقت جالب.‬

31:54.704 --> 31:58.740
‫دستکش‌های لاتکس
‫با پودر نشاسته‌ ذرت آغشته شدن.‬

31:58.741 --> 32:02.085
‫دست کردن و در آوردن‌شون رو راحت‌تر می‌کنه.‬

32:02.250 --> 32:04.317
‫و حدس بزنین کی به هر چیزی که
‫بر پایه‌ ذرت باشه حساسیت داره؟‬

32:04.318 --> 32:06.991
‫واسه همین وقتی صورت براک رو گرفتی،‬

32:07.156 --> 32:09.223
‫باقی‌مونده نشاسته‌ ذرت از روی انگشت‌هات‬

32:09.224 --> 32:09.751
‫نشست روی ریش اون.‬

32:09.752 --> 32:13.756
‫این دیوونه‌واره.
‫لکسی بهترین دوستم بود.‬

32:13.932 --> 32:17.133
‫یادت هست جمله‌ سالنامه‌ت چی بود؟‬

32:17.331 --> 32:17.660
‫نه.‬

32:17.661 --> 32:19.068
‫بذار یادت بندازم.‬

32:19.069 --> 32:22.072
‫آروم شکوفا شو.
‫درخشان بسوز.

32:22.270 --> 32:25.338
‫دقیقاً مثل شعار بالم لب لکسی.‬

32:25.339 --> 32:27.208
‫ولی فقط قضیه شعار نبود،‬

32:27.209 --> 32:28.869
‫کل ایده‌ محصول هم مال تو بود.‬

32:28.870 --> 32:31.047
‫یه بالم لب که با رایحه‌های
‫رایحه‌درمانی غنی شده

32:31.048 --> 32:33.874
‫که هر کدوم برای بالا بردن انرژی،‬

32:33.875 --> 32:37.120
‫تقویت تمرکز ذهنی
‫و آرامش اعصاب طراحی شده.‬

32:37.285 --> 32:39.253
‫و امروز شرکت لکسی به قیمت‬

32:39.254 --> 32:40.287
‫میلیون‌ها دلار فروخته شد.‬

32:40.288 --> 32:41.387
‫اون این ایده رو ازت دزدیده بود.‬

32:41.388 --> 32:41.992
‫یه جستجو سریع تو فهرست ثبت اختراعات،‬

32:41.993 --> 32:45.127
‫درخواستت برای ثبت یه بالم لب
‫به اسم «ایموبالم» رو نشون داد.‬

32:45.128 --> 32:45.853
‫اون هم دقیقاً همون شعار رو داشت،‬

32:45.854 --> 32:49.461
‫چون لکسی هم درخواست داده بود
‫و حق امتیاز رو گرفت،‬

32:49.462 --> 32:50.033
‫و زودتر از تو دست به کار شد،

32:50.034 --> 32:52.431
‫و با تقلب تو رو از محصولی
‫که خودت ساخته بودی محروم کرد.‬

32:52.432 --> 32:53.399
‫اون ایده‌ت رو دزدید، درست مثل‬

32:53.400 --> 32:56.006
‫اون‌موقع که تو دبیرستان
‫دوست‌پسرت براک رو ازت دزدید.‬

32:56.007 --> 32:57.337
‫همه‌تون دیوونه شدین.‬

32:57.338 --> 32:57.975
‫بین تمام آدم‌های این‌جا،‬

32:57.976 --> 33:00.076
‫تو تنها کسی هستی که مدرک شیمی داره.‬

33:00.077 --> 33:01.506
‫این چیزی رو اثبات نمی‌کنه.‬

33:01.507 --> 33:02.441
‫اما پودر دستکش می‌کنه.‬

33:02.442 --> 33:04.707
‫پس می‌خوایم دست‌هات رو
‫کیسه بکشیم و به مرکز ببریمت.‬

33:04.708 --> 33:07.710
‫ما یه طیف‌سنج مادون قرمز پیشرفته داریم‬

33:07.711 --> 33:11.715
‫که می‌تونه ذرات میکروسکوپی
‫نشاسته‌ ذرت رو تشخیص بده.‬

33:12.000 --> 33:17.000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

33:17.193 --> 33:18.919
‫ایموبامب ایده من بود، نه لکسی!‬

33:18.920 --> 33:22.792
‫امروز به روی لکسی آوردم
‫و اون فقط خندید.

33:22.957 --> 33:23.924
‫بهم گفت برم وکیل بگیرم.‬

33:23.925 --> 33:26.003
‫می‌دونست که من از پس
‫هزینه‌های شکایت برنمیام.‬

33:26.004 --> 33:29.040
‫نمی‌تونستی بذاری اون برنده بشه،
‫برای همین کشتیش.‬

33:29.205 --> 33:32.043
‫شما به جرم قتل لکسی چندلر بازداشتی.‬

33:32.208 --> 33:34.210
‫می‌دونی، اگه باعث میشه
‫حس بهتری داشته باشی،

33:34.375 --> 33:36.608
‫باید بگم که واقعاً بالم محشری‌ـه.‬

33:39.743 --> 33:41.778
‫ترکیب کباب و بوریتو.‬

33:42.812 --> 33:44.154
‫دیگه امتحان نمی‌کنم.

33:45.122 --> 33:45.880
‫خیلی خب، داره دیر میشه.

33:45.881 --> 33:48.158
‫کی برای شیفت بعدی میاد؟‬

33:48.785 --> 33:50.160
‫نمی‌دونم.

33:50.424 --> 33:52.162
‫خیلی خب، بذار زنگ بزنم به...‬

33:52.327 --> 33:54.758
‫ببینم می‌تونه ما رو با چندتا مامور گشت
‫جابه‌جا کنه.‬

33:55.495 --> 33:56.528
‫داری چی کار می‌کنی؟‬

33:56.529 --> 33:58.201
‫ما جایی نمیریم.‬

33:58.366 --> 33:58.893
‫داره چه اتفاقی میوفته؟

33:58.894 --> 34:01.171
‫واقعاً فکر کردی که ما فقط...‬

34:01.270 --> 34:03.767
‫قراره همین‌طوری
‫بدون هیچ حرفی بری؟‬

34:04.141 --> 34:06.605
‫پس کل این ماجرا برای همین بود؟‬

34:07.573 --> 34:08.672
‫یه دقیقه وایسا.

34:08.673 --> 34:09.145
‫این...

34:09.146 --> 34:10.773
‫این حتی یه کمین واقعی نبود، مگه نه؟

34:10.774 --> 34:13.447
‫فقط می‌خواستی مثل یه راکون توی بوفه،

34:13.612 --> 34:15.218
‫از در پشتی در بری.

34:15.383 --> 34:19.255
‫می‌دونم سیمونز،
‫وقتی تو حرکت می‌کنی من هم حرکت می‌کنم.

34:19.420 --> 34:21.652
‫و من تمام رمز عبورهات رو بلدم.‬

34:21.653 --> 34:22.686
‫کار تو بود؟‬

34:22.687 --> 34:23.622
‫آره.‬

34:27.230 --> 34:28.132
‫خیلی خب.‬

34:29.067 --> 34:30.331
‫دارم از کلانتری میرم.

34:30.332 --> 34:33.169
‫درخواست انتقال به نیرو ضربت مخفی دادم.

34:33.170 --> 34:35.204
‫لی ضمانتم رو کرد
‫و همین تازه تاییدیه گرفتم.‬

34:35.205 --> 34:38.306
‫یه شهر دیگه‌ست
‫و لازم دارم که برای یه مدتی،‬

34:38.307 --> 34:39.869
‫زیاد آفتابی نشم.‬

34:40.639 --> 34:42.707
‫چطور تونستی این کار رو با من بکنی؟‬

34:42.905 --> 34:45.005
‫یعنی... به خاطر مکس بود؟
‫به خاطر الیس بود؟‬

34:45.006 --> 34:47.645
‫چون اگه لازم باشه
‫کسی رو کتک بزنم،‬

34:47.646 --> 34:48.877
‫می‌دونی که توانش رو دارم.‬

34:48.878 --> 34:51.122
‫می‌خواستم... می‌خواستم
‫برات یه نامه بنویسم.‬

34:51.617 --> 34:52.882
‫نامه؟‬

34:53.652 --> 34:55.191
‫مگه سال ۱۸۹۵ـه؟‬

34:55.192 --> 34:57.590
‫می‌خوای حالا که اون‌جایی، اون رو

34:57.755 --> 34:58.491
‫با کبوتر نامه‌بر بفرستی؟‬

34:58.492 --> 35:00.021
‫متاسفم، من...‬

35:00.230 --> 35:02.198
‫نمی‌دونستم چطور رو در رو بهت بگم.‬

35:02.199 --> 35:04.267
‫همیشه توی خداحافظی کردن بد بودم.

35:04.432 --> 35:05.796
‫مخصوصاً با تو.‬

35:05.961 --> 35:07.027
‫امیدوار بودم برام خوشحال باشی.‬

35:07.028 --> 35:10.933
‫برات خوشحالم احمق کودن.‬

35:13.001 --> 35:15.002
‫باورم نمیشه قراره برم سر کار‬

35:15.003 --> 35:17.841
‫و تو دیگه اون‌جا نباشی.‬

35:18.006 --> 35:21.448
‫ببین، دقیقاً واسه همین بود
‫که نمی‌خواستم این کار رو بکنم.‬

35:21.449 --> 35:22.746
‫خب پس نرو.‬

35:22.747 --> 35:24.221
‫یتس...‬

35:24.386 --> 35:27.586
‫متاسفم. راه بهتری برای
‫گفتنش بهت پیدا نکردم.

35:27.587 --> 35:28.984
‫هنوز هم می‌تونی.

35:29.490 --> 35:29.885
‫چی؟ الان؟‬

35:29.886 --> 35:33.197
‫آره، همین الان.
‫و می‌خوام همه‌ش رو بشنوم.‬

35:35.056 --> 35:38.301
‫یتس، تو فداکارترین،‬

35:38.466 --> 35:43.031
‫سرسخت‌ترین و عجیب‌ترین آدم بودی.‬

35:43.207 --> 35:45.604
‫یعنی... تو خیلی عجیب و غریبی کارآگاه.‬

35:45.605 --> 35:47.343
‫و تو بهترین دوست منی.‬

35:47.508 --> 35:49.906
‫و بهترین همکاری هستی
‫که تا حالا داشتم.‬

35:51.413 --> 35:53.217
‫حتی بهتر از الیس؟‬

35:53.382 --> 35:56.286
‫آره ولی به خودت جرئتش رو
‫نده که بهش بگی.‬

35:56.451 --> 35:59.619
‫خیلی خب، بهش نمیگم.
‫قرار نیست بهش بگم.‬

36:00.488 --> 36:01.588
‫بیا این‌جا.‬

36:07.088 --> 36:08.089
‫اوه.‬

36:08.958 --> 36:11.334
‫لودو. ممنون.‬

36:13.237 --> 36:14.567
‫داری گریه می‌کنی؟‬

36:14.568 --> 36:17.032
‫سرت تو کار خودت باشه.‬

36:19.133 --> 36:20.134
‫خدایا!‬

36:20.838 --> 36:22.312
‫گریه نمی‌کنم.‬

36:23.005 --> 36:24.610
‫فقط یه چیز کوچک برای خودم.‬

36:24.611 --> 36:27.251
‫میشه بهش گفت شاهکار نهایی.

36:29.451 --> 36:32.882
‫شوخی می‌کنی؟
‫داری دستم میندازی؟‬

36:32.883 --> 36:34.147
‫دادم مخصوص بسازنش.

36:34.148 --> 36:36.854
‫سرهای بزرگ،
‫واسه آدم‌هایی که مغز بزرگی دارن.‬

36:38.086 --> 36:43.861
‫یتس... این رو در دوستانه‌ترین
‫حالت ممکن میگم،‬

36:45.500 --> 36:47.062
‫دوستت دارم.‬

36:47.238 --> 36:49.536
‫خیلی خب، دیگه خیلی عجیبش کردی،‬

36:49.537 --> 36:50.867
‫پس دیگه باید بریم.‬

36:50.868 --> 36:51.340
‫درسته.‬

36:51.341 --> 36:54.211
‫خب، می‌دونی،
‫قراره هر روز بهت پیام بدم‬

36:54.212 --> 36:54.970
‫که دارم چی می‌خورم.‬

36:54.971 --> 36:57.214
‫در حد «مزاحم نشوید» رو مخت میرم.‬

36:57.215 --> 36:58.512
‫خب، می‌دونی که قراره مامور مخفی باشم،‬

36:58.513 --> 37:00.283
‫پس شاید بهتر باشه این کار رو نکنی.‬

37:00.284 --> 37:02.748
‫به من پیام نده.
‫من خودم بهت پیام میدم.‬

37:03.782 --> 37:05.751
‫خیلی دوستت دارم سیمونز.‬

37:09.788 --> 37:12.120
‫درباره اسم مستعارت فکر کردی؟‬

37:12.296 --> 37:14.121
‫می‌دونی، فکر نکنم
‫خودم بتونم انتخابش کنم.‬

37:14.122 --> 37:16.366
‫آره. راست میگی.
‫من انتخابش می‌کنم.‬

37:16.531 --> 37:18.335
‫نظرت درمورد... درک ثاندرپنتس چیه؟‬

37:18.500 --> 37:20.534
‫نه، صبر کن. کریستاف وان تاکولیلا.‬

37:20.535 --> 37:23.901
‫یا شاید تریش اسکدادل.
‫این یکی باحاله.‬

37:27.542 --> 37:30.314
‫می‌دونی که هیچ تست نشاسته‌ ذرت

37:30.479 --> 37:31.479
‫با طیف‌سنج مادون قرمز وجود نداره، نه؟‬

37:31.480 --> 37:34.075
‫من از کجا باید بدونم؟
‫من که هیچ‌وقت درسم رو تموم نکردم.‬

37:34.076 --> 37:35.714
‫هی کول، یه لحظه بیا این‌جا.‬

37:35.715 --> 37:38.718
‫الان برمی‌گردم.
‫شماها می‌خواین منتظر بمونین؟‬

37:38.883 --> 37:39.817
‫نه. ما برمی‌گردیم مرکز.‬

37:39.818 --> 37:40.686
‫خیلی خب. بعداً می‌بینمت.‬

37:40.687 --> 37:41.787
‫شب به خیر.

37:45.626 --> 37:45.988
‫جس.

37:45.989 --> 37:48.926
‫کول الیس، تو همراه من
‫توی جشن پرام میشی؟

37:53.370 --> 37:54.734
‫این‌ها چی‌ـن؟‬

37:54.899 --> 37:56.801
‫درباره‌ تجربه‌ت از جشن رقص شنیدم.‬

37:56.802 --> 37:57.835
‫مکس بهت گفت؟‬

37:57.836 --> 37:58.374
‫من یه خبرنگارم.‬

37:58.375 --> 38:01.708
‫کارم فاش کردن رازهای خجالت‌آور آدم‌هاست.

38:01.807 --> 38:03.874
‫به علاوه، تک تک هم‌کلاسی‌هات‬

38:03.875 --> 38:05.811
‫بی‌صبرانه منتظر بودن که این رو بهم بگن.‬

38:05.976 --> 38:08.319
‫قطعاً شبی بود که دلم
‫می‌خواد فراموشش کنم.‬

38:08.484 --> 38:11.685
‫واسه همینه که فکر می‌کنم
‫لایق یه فرصت دوباره‌ای.‬

38:12.818 --> 38:14.325
‫افتخار این رقص رو بهم میدی؟‬

38:15.920 --> 38:16.293
‫بیا دیگه.

38:16.294 --> 38:18.625
‫وقتی یه دختر باحال ازت
‫درخواست رقص می‌کنه،‬

38:18.626 --> 38:19.792
‫باید انجامش بدی.

38:22.025 --> 38:23.257
‫باشه.

38:24.302 --> 38:27.371
‫♪ اوه، دیگه مثل قبل نشدم ♪

38:27.536 --> 38:28.965
‫متاسفم که اون اتفاق برات افتاد.‬

38:28.966 --> 38:31.033
‫نباش. اشکالی نداره.‬

38:31.034 --> 38:32.343
‫نه، اشکال داره.‬

38:32.739 --> 38:33.376
‫نه، یعنی... الان دیگه اشکال نداره.‬

38:33.377 --> 38:36.039
‫چون اگه همه‌چیز توی همین لحظه تموم بشه،‬

38:37.007 --> 38:38.415
‫ارزشش رو داشت.‬

38:40.912 --> 38:44.421
‫♪ نه، من اون شخص خاص بودم. ♪

38:45.554 --> 38:47.490
‫♪ نور ساکت... ♪

38:47.655 --> 38:50.591
‫پس تکلیفش مشخص شد.
‫دبیرستان مزخرفه.

38:50.592 --> 38:51.053
‫صد در صد.‬

38:51.054 --> 38:52.923
‫و من یه جورایی خوشحالم که

38:52.924 --> 38:54.728
‫اون تجربه معمولی رو نداشتیم، می‌دونی؟‬

38:54.893 --> 38:55.530
‫به معمولی بودن زیاد اعتبار میدن.

38:55.531 --> 38:59.436
‫دار و دسته‌بازی، همایش‌های تشویقی،
‫رقص‌های کند افتضاح دبیرستان.‬

38:59.601 --> 39:02.163
‫دقیقاً. و به جاش ما کلی تجربه
‫و هوش خیابونی به دست آوردیم.‬

39:02.164 --> 39:04.132
‫که برای شروع صحبت بهتره.

39:04.133 --> 39:07.774
‫و عکس‌های خجالت‌آور کمتری
‫توی سالنامه داریم.‬

39:07.939 --> 39:11.481
‫این رو برای یه موقعیت خاص نگه می‌دارم.‬

39:11.646 --> 39:12.944
‫گمش نکن.

39:13.109 --> 39:15.011
‫نمی‌کنم. توی فضای ابری آپلودش کردم.

39:15.012 --> 39:16.387
‫ایول.

39:16.552 --> 39:18.949
‫لعنت بهش. ژاکتم رو
‫توی کافه‌تریا جا گذاشتم.‬

39:18.950 --> 39:19.785
‫می‌خوای برسونمت؟‬

39:19.786 --> 39:20.819
‫نه. ماشینم هست.‬

39:20.820 --> 39:21.853
‫باشه. شب به خیر مکس.‬

39:21.854 --> 39:23.790
‫خیلی خب. شب به خیر رئیس.‬

39:28.630 --> 39:30.862
‫♪ در لحظه‌ای، ♪

39:30.863 --> 39:33.195
‫♪ بادی دیگر نیست. ♪

39:36.836 --> 39:39.509
‫♪ در لحظه‌ای ♪

39:39.674 --> 39:41.412
‫♪ از خورشید تابان. ♪

39:44.745 --> 39:48.485
‫♪ و در وحشت... ♪

39:50.113 --> 39:51.554
‫سلام مامان.

39:51.719 --> 39:53.390
‫مثل همیشه، زمان‌سنجی‌ت حرف نداره.‬

39:53.391 --> 39:57.791
‫مکس، باید همین الان بیای خونه.
‫یه مشکلی پیش اومده.‬

40:05.062 --> 40:05.402
‫مامان.‬

40:05.403 --> 40:08.131
‫چه خبر شده؟
‫همه‌چیز مرتبه؟‬

40:09.033 --> 40:10.507
‫این‌ها چی‌ـن؟‬

40:10.837 --> 40:11.936
‫داشتم فکر می‌کردم.‬

40:11.937 --> 40:13.411
‫منظورت اینه که داشتی دیوونه می‌شدی؟‬

40:13.675 --> 40:15.369
‫خب، این...‬

40:15.644 --> 40:18.273
‫این هوشمندانه‌ترین حرکته.
‫خودت می‌بینی.‬

40:18.878 --> 40:19.977
‫توی کیف‌ها چی‌ـن؟‬

40:19.978 --> 40:21.485
‫فقط وسایل ضروری.‬

40:21.650 --> 40:23.816
‫اون‌قدری که همه بتونیم مستقر بشیم.‬

40:23.817 --> 40:24.311
‫من تصمیمم رو گرفتم.‬

40:24.312 --> 40:26.490
‫فکر می‌کردم قبلاً در این‌باره حرف زده بودیم.‬

40:26.655 --> 40:28.458
‫می‌دونم ولی نقشه اینه.‬

40:28.459 --> 40:29.690
‫متغیرهای خیلی زیادی وجود دارن،‬

40:29.691 --> 40:31.626
‫راه‌های خیلی زیادی برای
‫این که اوضاع خراب بشه.‬

40:31.627 --> 40:33.562
‫می‌تونیم تا سپیده دم از کشور خارج بشیم.‬

40:33.563 --> 40:36.599
‫وارگا اصلاً نمی‌فهمه
‫تا موقعی که دیگه خیلی دیر بشه.

40:36.764 --> 40:38.468
‫و بعدش چی؟
‫فقط به فرار ادامه میدیم.‬

40:38.469 --> 40:41.505
‫این دقیقاً همون چیزیه که
‫سعی داریم جلوش رو بگیریم.‬

40:41.670 --> 40:43.474
‫نه، ما طبق نقشه پیش میریم.‬

40:43.639 --> 40:45.640
‫می‌دونم اما نقشه‌ها تغییر می‌کنن
‫و این نقشه جدید‌ه.‬

40:45.641 --> 40:48.511
‫می‌تونیم خانوادگی مخفی بشیم.
‫این هوشمندانه‌ترین حرکته.‬

40:48.512 --> 40:50.711
‫پس تکلیف الیس و دوست‌هام چی میشه؟‬

40:50.712 --> 40:53.076
‫اگه بریم، همه‌شون رو به خطر میندازیم.‬

40:53.077 --> 40:54.374
‫الیس کاملاً از پس خودش برمیاد‬

40:54.375 --> 40:55.650
‫و بقیه هم می‌تونن گلیم خودشون رو
‫از آب بیرون بکشن.‬

40:55.651 --> 40:57.883
‫این یه ریسک حساب‌شده‌ست
‫که باید قبولش کنیم.‬

40:57.884 --> 40:58.521
‫و اون‌ها خانواده‌مون نیستن.‬

40:58.522 --> 41:02.184
‫شاید برای تو نباشن مامان
‫اما برای من، اون‌ها خانواده‌م هستن.‬

41:02.185 --> 41:05.253
‫و من نمی‌تونم ریسک
‫از دست دادن دوباره‌ تو رو بپذیرم.‬

41:05.254 --> 41:05.957
‫نمی‌پذیرم.

41:05.958 --> 41:07.288
‫تو من رو از دست ندادی!‬

41:07.289 --> 41:09.060
‫تو ترکم کردی!

41:09.225 --> 41:11.028
‫آخرین چیزی که به همدیگه
‫گفتیم قبل از این که

41:11.029 --> 41:12.700
‫تو ناپدید بشی رو یادته؟‬

41:12.701 --> 41:14.571
‫نه. چرا مهم باشه؟‬

41:14.736 --> 41:16.330
‫ما دعوامون شد.
‫یه دعوای احمقانه درباره‌

41:16.331 --> 41:18.673
‫این که چرا مرغ رو
‫قبل از این که بیای خونه،

41:18.674 --> 41:19.806
‫از فریزر بیرون نیاورده بودم‬.

41:19.807 --> 41:21.841
‫تو درباره‌ مسئولیت‌پذیری نصیحتم کردی‬

41:21.842 --> 41:24.581
‫و این که چطور باید خانواده رو
‫در اولویت قرار بدم.‬

41:24.746 --> 41:25.482
‫تو اصلاً ول‌کن نبودی.‬

41:25.483 --> 41:26.978
‫این اصلاً چه ربطی داره؟‬

41:26.979 --> 41:29.112
‫میشه فقط کمکم کنی تا...‬

41:29.113 --> 41:30.554
‫ازت متنفرم!‬

41:31.555 --> 41:34.987
‫این آخرین چیزی بود که بهت گفتم.‬

41:36.153 --> 41:37.385
‫ازت متنفرم.‬

41:39.123 --> 41:41.125
‫و بعدش با عصبانیت رفتم.‬

41:41.290 --> 41:43.325
‫و دیگه هیچ‌وقت ندیدمت.‬

41:43.501 --> 41:48.572
‫به مدت ۱۵ سال اون عذاب وجدان رو
‫مثل یه سنگ توی قلبم حمل کردم.‬

41:49.936 --> 41:52.433
‫و تو گذاشتی من با اون حس زندگی کنم.‬

41:54.677 --> 41:57.009
‫اوه. مکس، عزیزم...‬

41:57.944 --> 41:59.913
‫تو فقط یه بچه بودی.‬

42:00.078 --> 42:03.279
‫اون حرف‌ها... هیچ‌وقت
‫فکر نمی‌کردم که...‬

42:04.016 --> 42:06.446
‫فقط از روی عصبانیت بود عزیزم.‬

42:06.447 --> 42:08.283
‫می‌دونی برای یه بچه چقدر سخته

42:08.284 --> 42:12.090
‫که اون خاطره رو بارها
‫و بارها توی ذهنش مرور کنه؟‬

42:12.453 --> 42:16.666
‫روزی نبود که بگذره
‫و به این فکر نکنم‬

42:16.831 --> 42:18.931
‫که این آخرین‌ حرف‌هایی بود
‫که به مامانم زدم.

42:18.932 --> 42:20.967
‫مکس، نکن. نکن.‬

42:22.364 --> 42:24.168
‫نمی‌دونستم.‬

42:25.906 --> 42:27.402
‫خیلی متاسفم.‬

42:31.472 --> 42:33.276
‫اصلاً هیچ‌وقت می‌تونی
‫من رو ببخشی؟‬

42:40.085 --> 42:41.515
‫مکس، صبر کن.‬

42:42.153 --> 42:43.418
‫خواهش می‌کنم.‬

42:44.000 --> 43:04.000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
