WEBVTT

00:00.825 --> 00:03.168
‫آنچه گذشت...

00:03.333 --> 00:03.728
‫سوپرایز!

00:03.729 --> 00:06.896
‫می‌خواستم مردی رو ببینم که
‫به خاطرش از میلیون‌ها دلار گذشتی.

00:06.897 --> 00:07.402
‫سلام.

00:07.403 --> 00:08.766
‫مکس، ایشون جسیکاست.

00:08.767 --> 00:11.076
‫وای، بالاخره.
‫کلی تعریف‌تون رو شنیده بودم.

00:11.077 --> 00:13.474
‫این ۱۵ سال گذشته کجا بودی؟

00:13.475 --> 00:16.115
‫در حال فرار از دست گیدیون وارگا.

00:16.280 --> 00:18.150
‫گیدیون وارگا دیگه کیه؟

00:18.315 --> 00:20.053
‫خود شیطانه.

00:20.100 --> 00:30.100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:30.327 --> 00:31.625
‫♪ بیا برگردیم. ♪

00:31.790 --> 00:32.989
‫♪ بیا برگردیم. ♪

00:33.561 --> 00:35.167
‫♪ بیا دوباره برگردیم. ♪

00:35.332 --> 00:36.299
‫سلام، جیلیان هستم.

00:36.300 --> 00:36.860
‫۱۰ سال می‌گذره

00:36.861 --> 00:39.137
‫از وقتی که قاتل دربازکن
‫قتل‌های زنجیره‌ایـش رو شروع کرد.

00:39.138 --> 00:41.173
‫حالا که بحث قتل و غارته...

00:42.075 --> 00:42.602
‫اسم شما چیه،

00:42.603 --> 00:45.143
‫و شما هم برای هفته‌ی دربازکنی
‫آماده‌ی غوغایید؟

00:45.144 --> 00:47.211
‫یو. چه خبر؟
‫اسمم نیکسونـه.

00:47.212 --> 00:50.116
‫منم کیسی بیکر هستم،
‫و ما قراره میزبان

00:50.281 --> 00:51.347
‫جشن سالانه‌ی بزرگ
‫دربازکنی باشیم، فردا شب.

00:51.348 --> 00:54.152
‫و قرار از پارسال هم بزرگتر باشه.

00:54.153 --> 00:54.779
‫ورودی ۲۰ دلار.

00:54.780 --> 00:58.157
‫کل شب دی‌جی داریم. قراره بترکونیم.

00:58.322 --> 00:58.948
‫مهمونی‌هاتون همیشه همینطوریـه.

00:58.949 --> 01:02.622
‫حالا اگه قرار بود یه اسم مستعار
‫قاتل زنجیره‌ای داشته باشی، چی می‌شد؟

01:02.623 --> 01:03.128
‫نمی‌دونم.

01:03.129 --> 01:05.064
‫ولی فعلاً باید یه دستشویی اساسی برم.

01:05.065 --> 01:06.858
‫هی، میام پیش‌تون.

01:10.235 --> 01:12.665
‫راستش من خیلی
‫به این موضوع فکر کردم،

01:12.666 --> 01:14.469
‫و اگه قاتل بودم،

01:14.470 --> 01:16.372
‫اسمم می‌شد، صورت‌چکشی،

01:16.373 --> 01:18.506
‫چون یه چکش روی سرم داشتم،

01:18.507 --> 01:20.442
‫و با کله می‌رفتم تو صورت مردم.

01:23.000 --> 01:30.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:33.588 --> 01:35.524
‫تلاش خوبی بود، نیکسون.

01:36.052 --> 01:37.294
‫چرا رفتی، داداش؟

01:37.295 --> 01:39.957
‫جیلیان حاضر بود
‫کل شب رو باهات حرف بزنه.

01:40.265 --> 01:42.597
‫می‌بینم چطوری نگات می‌کنه.

01:46.766 --> 01:49.670
‫ببین، هی، داری زیادی نزدیک می‌شی، داداش.

02:00.010 --> 02:01.154
‫سلام.

02:01.913 --> 02:03.485
‫زود بیدار شدی.

02:03.486 --> 02:05.784
‫کارهای خیلی مهمی دارم
‫که باید انجام بدم.

02:05.785 --> 02:09.128
‫کاپیتان دامن‌پوش
‫یا هر چی که اسمشه، چطوره؟

02:09.129 --> 02:12.264
‫منظورت سر توروالدِ رام‌نشدنیـه؟

02:12.429 --> 02:12.791
‫آره همون.

02:12.792 --> 02:15.497
‫محض اطلاعت،
‫اون یه جنگجوی شجاع اسکاتلندیـه

02:15.498 --> 02:16.564
‫با قلبی از طلا که پنهانش کرده

02:16.565 --> 02:18.864
‫و دسترسی خیلی محدودی به پیرهن داره.

02:19.139 --> 02:20.062
‫باید حسودی کنم؟

02:20.063 --> 02:21.800
‫فقط در صورتی که نتونی
‫بدون زین سوار اسب بشی

02:21.801 --> 02:24.573
‫در حالی که با یه دامن اسکاتلندی،
‫تبر دستت گرفتی.

02:24.738 --> 02:25.210
‫قضاوت نکن.

02:25.211 --> 02:27.575
‫شعرهای خیلی قشنگی هم می‌نویسه.

02:27.576 --> 02:28.973
‫خب پس هیچی.

02:29.149 --> 02:31.007
‫موندم تو با دامن اسکاتلندی چه شکلی می‌شی.

02:31.008 --> 02:33.648
‫خب، باید تو کفِش بمونی.

02:35.452 --> 02:37.387
‫مارک، اون چیه رو سرت؟

02:37.388 --> 02:38.916
‫امروز صبح یه جعبه‌ی کوچیک رسید.

02:38.917 --> 02:41.226
‫هدیه‌ای از طرف ریکیـه. توضیحی داری؟

02:41.227 --> 02:43.019
‫آره. ریکی تو ماموریته که کلاهی پیدا کنه

02:43.020 --> 02:45.054
‫که مارک بیشتر از ۴ ثانیه تحملش کنه.

02:45.055 --> 02:47.397
‫راستش شوکه شدم که
‫هنوز تیکه‌پاره‌ش نکرده.

02:47.398 --> 02:49.829
‫فکر کنم خوشش اومده. مگه نه رفیق؟

02:50.060 --> 02:53.063
‫حدس می‌زنم اگه آدم‌ها عوض می‌شن،
‫گربه‌ها هم می‌تونن.

02:53.404 --> 02:55.570
‫حالا برگردیم به تو، با اون دامن اسکاتلندی.

02:55.571 --> 02:56.802
‫درسته.

02:56.803 --> 02:57.804
‫هوم.

03:00.741 --> 03:02.248
‫لعنتی!

03:02.446 --> 03:04.217
‫بقیه‌ی حرفت رو نگه دار.

03:04.382 --> 03:06.142
‫کاره. باید برم.

03:06.945 --> 03:08.221
‫منم همینطور.

03:08.386 --> 03:09.650
‫فکر کنم سر توروالد مجبوره

03:09.651 --> 03:11.917
‫دوئل لُختش رو بدون من انجام بده.

03:14.623 --> 03:16.361
‫خدافظ مارک.

03:16.856 --> 03:19.297
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫دوی شبانه‌ی معمولیم

03:19.298 --> 03:20.056
‫تبدیل به یه کابوس بشه.

03:20.057 --> 03:22.157
‫قاتل دربازکنی اون هفته
‫همینجوری ۴ تا قربانی

03:22.158 --> 03:25.997
‫توی پریم‌رُز گرفته بود،
‫و من قرار بود پنجمیش باشم.

03:26.635 --> 03:28.098
‫ترسناکه.

03:28.274 --> 03:30.276
‫فکر می‌کردم دوست نداری
‫به پادکست‌های جنایی واقعی گوش بدی؟

03:30.441 --> 03:31.276
‫دوست ندارم. این مال سال‌ها پیشه،

03:31.277 --> 03:33.245
‫ولی از اونجایی که
‫به پریم‌رُز فراخوانده شدیم،

03:33.246 --> 03:34.543
‫فکر کردم شاید کمک کنه بفهمیم

03:34.544 --> 03:36.282
‫چی باعث شده این شهر اینقدر معروف بشه.

03:36.447 --> 03:37.139
‫به پریم‌رُز خوش اومدین،

03:37.140 --> 03:40.252
‫باصفاترین جا برای اینکه
‫با دربازکن بهتون چاقو بزنن.

03:40.253 --> 03:41.748
‫این هفته، دهمین سالگرد

03:41.749 --> 03:42.617
‫قتل‌های دربازکنیه.

03:42.618 --> 03:45.224
‫برای همین یه جشنواره تو شهر دارن
‫برای یادبودش.

03:45.225 --> 03:47.523
‫رژه هم دارن؟ ماشین‌های تزیین‌شده چی؟

03:47.524 --> 03:48.260
‫در مورد رژه نمی‌دونم،

03:48.261 --> 03:51.230
‫ولی یه جورایی روش شهر
‫برای پس‌گرفتن اون داستانه.

03:51.231 --> 03:53.331
‫فکر کنم برای همین
‫تنها بازمانده‌ی اون قتل‌ها

03:53.332 --> 03:55.267
‫اصلاً اون پادکست رو راه انداخت.

03:55.268 --> 03:57.270
‫اگه یه قاتل روانی بهم حمله کنه،

03:57.435 --> 03:58.567
‫کارهایی خیلی بیشتر از
‫راه انداختن یه پادکست انجام میدم.

03:58.568 --> 03:59.832
‫منظورم مجموعه‌کتاب،

03:59.833 --> 04:02.538
‫فیلم‌های پرهزینه با کلی محصولات کلکسیونیـه.

04:02.539 --> 04:04.573
‫حالا که داری میگی، چرا یه شهربازی نه؟

04:04.574 --> 04:06.411
‫حالا شد یه چیزی.

04:06.642 --> 04:12.680
‫حالا که بحث حرف زدن شد،
‫درباره‌ی شام اون شب.

04:12.681 --> 04:14.748
‫هی، نگرانش نباش.

04:14.749 --> 04:17.619
‫می‌دونم حرف زدن
‫درباره‌ی این حقیقت که

04:17.620 --> 04:20.787
‫مامان مُرده‌ام دوباره زنده شده،
‫یکم معذب‌کننده‌ست.

04:20.788 --> 04:21.183
‫درکت می‌کنم.

04:21.184 --> 04:24.022
‫و راستش، فقط خوشحالم که اون زنده‌ست.

04:25.122 --> 04:29.159
‫راستی. من درباره این یارو گیدیون وارگا تحقیق کردم.

04:29.797 --> 04:30.159
‫کردی؟

04:30.160 --> 04:31.226
‫آره. درباره‌ش شوخی نمی‌کردی.

04:31.227 --> 04:34.229
‫جنایت‌های سراسر دنیا رو به اون نسبت دادن.

04:34.230 --> 04:37.001
‫قتل، اخاذی، آدم‌ربایی، خلاصه هر چی بگی.

04:37.002 --> 04:39.641
‫انگار یه روحه.
‫هیچکس نمی‌دونه چه شکلیه.

04:39.642 --> 04:41.104
‫خب، خوشبختانه اون مُرده،

04:41.105 --> 04:44.944
‫پس دیگه لازم نیست نگرانش باشیم.

04:45.175 --> 04:47.649
‫به کسی درباره‌ش چیزی نگفتی، درسته؟

04:47.650 --> 04:48.144
‫معلومه که نه.

04:48.145 --> 04:50.950
‫قول میدم به هیچ بنی‌بشری
‫درباره‌ی این موضوع چیزی نگم.

04:51.489 --> 04:51.884
‫ممنون.

04:51.885 --> 04:55.691
‫ببین، اون مامان توئه، مکس.
‫داستان خودته که بخوای تعریفش کنی.

04:59.365 --> 05:02.928
‫وای. واقعاً یه جشنواره راه انداختن.

05:02.929 --> 05:03.731
‫می‌دونی که، بچه‌های کالج...

05:03.732 --> 05:06.097
‫دنبال هر بهانه‌ای برای
‫مهمونی گرفتن هستن، مگه نه؟

05:06.262 --> 05:07.340
‫آره.

05:09.408 --> 05:11.134
‫خیلی ممنون که اومدین اینجا.

05:11.135 --> 05:14.104
‫معاون وید مک‌میلر. وید صدام کنین.

05:14.105 --> 05:14.808
‫کارآگاه الیس.

05:14.809 --> 05:16.315
‫ایشون هم مشاور ویژه،
‫مکس میچل هستن.

05:16.316 --> 05:18.208
‫- راه رو نشون بده.
‫- دنبالم بیاین.

05:18.384 --> 05:20.275
‫جسد امروز صبح زود پیدا شد.

05:20.276 --> 05:22.420
‫اسم مقتول کیسی بیکره.

05:22.421 --> 05:24.885
‫دانشجوی همین کالج پریم‌رُزه.

05:25.050 --> 05:27.492
‫و هیچکس به چیزی
‫در صحنه‌ی جرم دست نزده.

05:27.657 --> 05:29.494
‫می‌خواستم اول شما ببینیدش.

05:30.121 --> 05:31.430
‫باشه.

05:32.893 --> 05:34.531
‫- ضربات چاقو؟
‫- آره.

05:34.532 --> 05:35.433
‫آلت قتل رو پیدا نکردم.

05:35.434 --> 05:38.865
‫اگه قرار باشه حدس بزنم،
‫میگم یه دربازکن بوده.

05:38.866 --> 05:40.504
‫دارم متوجه یه الگوی خاص می‌شم.

05:40.505 --> 05:42.199
‫ببین چی تو دهنشه.

05:42.573 --> 05:43.034
‫یه دربازکنه.

05:43.035 --> 05:45.201
‫این نشونه‌ی مخصوص
‫قاتل دربازکنه.

05:45.202 --> 05:46.906
‫تو پادکست درباره‌ش شنیدیم.

05:46.907 --> 05:48.578
‫یعنی قاتل برگشته؟

05:48.579 --> 05:51.175
‫نه نه. اون ۱۰ سال پیش مُرد.

05:51.681 --> 05:54.453
‫آره. پس این رو کی نوشته؟

05:58.000 --> 06:01.000
‫« شگفتی‌سازها »

06:02.659 --> 06:03.021
‫بفرما.

06:03.022 --> 06:05.398
‫می‌خوام جسد رو برای
‫پزشکی قانونی ببرن مرکز شهر.

06:05.563 --> 06:06.795
‫- باشه.
‫- ممنون.

06:07.092 --> 06:09.324
‫وید، بهت گفته بودم بهشون زنگ نزن.

06:09.325 --> 06:12.437
‫با کمال احترام خانم شهردار،
‫ما امکانات اون‌ها رو

06:12.438 --> 06:14.934
‫توی مرکز شهر نداریم و من
‫به نیروی کمکی نیاز دارم.

06:14.935 --> 06:16.541
‫مخصوصاً از اونجایی که این...

06:16.706 --> 06:18.972
‫دومین قتل دربازکنی
‫تو این هفته‌ست.

06:19.137 --> 06:20.709
‫این دومین قتل این هفته‌تونه؟

06:20.710 --> 06:21.446
‫عجب خبری رو مخفی کردی، وید.

06:21.447 --> 06:25.484
‫چهار روز پیش اتفاق افتاد،
‫و خودم داشتم بهش رسیدگی می‌کردم

06:25.649 --> 06:27.453
‫چون شهردار می‌خواست مخفی بمونه.

06:27.618 --> 06:28.618
‫می‌خواد که مخفی بمونه.

06:28.619 --> 06:30.279
‫کلاریسا وان، شهردار پریم‌رُز.

06:30.280 --> 06:32.853
‫قصد جسارت ندارم، ولی اگه مردم
‫ببینن پلیس همه‌جا سرک می‌کشه...

06:32.854 --> 06:35.988
‫ممکنه بترسن و پول‌شون رو
‫جای دیگه خرج کنن.

06:35.989 --> 06:38.430
‫همه‌چیز رو تعطیل کنین!

06:38.431 --> 06:41.191
‫شارون بیلی، مایه‌ی دردسر محلی.

06:41.192 --> 06:43.502
‫اون مدیریت متل حاشیه‌ی شهر رو بر عهده داره.

06:43.667 --> 06:45.998
‫کلاریسا، من سال‌هاست دارم بهت میگم

06:45.999 --> 06:47.406
‫که دیگه همه‌چیز از حد گذشته.

06:47.407 --> 06:50.673
‫شارون، پریم‌رُز مثل سیلم یا امیتی‌ویلـه.

06:50.674 --> 06:53.512
‫ما یه چیز تاریک رو
‫به یه نکته‌ی مثبت تبدیل کردیم.

06:53.677 --> 06:54.303
‫- مثبت؟
‫- اوهوم.

06:54.304 --> 06:56.613
‫ما یه قاتل مقلد داریم که آزاده.

06:56.614 --> 07:00.552
‫بدم میاد این رو بگم خانم شهردار،
‫ولی حق با شارونه.

07:00.651 --> 07:01.420
‫اولین باری که این اتفاق افتاد،

07:01.421 --> 07:03.378
‫پلیس پریم‌رُز سعی کرد مخفی نگهـش داره.

07:03.379 --> 07:04.654
‫و ببین تهش چی شد.

07:04.655 --> 07:05.314
‫هیچ‌چیزی تعطیل نمی‌شه.

07:05.315 --> 07:08.493
‫این جشن‌ها جان دوباره‌ای برای اقتصاد محلیـه،

07:08.494 --> 07:10.595
‫و ما قرار نیست اون رو به خطر بندازیم.

07:10.760 --> 07:12.926
‫این همون حرفی نیست که
‫شهردار فیلم آرواره‌ها زد؟

07:12.927 --> 07:13.564
‫ببینید، من با وید موافقم.

07:13.565 --> 07:16.502
‫امنیت عمومی باید اینجا
‫اولویت اول باشه.

07:16.667 --> 07:17.161
‫البته که هست.

07:17.162 --> 07:19.504
‫امنیت شهروندان‌مون اولویت اول منه.

07:19.505 --> 07:22.508
‫اما اگه کسی نتونه خرج زندگیش رو دربیاره،
‫شهری هم وجود نخواهد داشت.

07:22.673 --> 07:24.543
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که
‫چراغ‌خاموش کار کنین.

07:24.939 --> 07:27.370
‫شارون، بیا بریم یه قدمی بزنیم.

07:27.546 --> 07:31.517
‫دوتا قتل تو یه هفته
‫و یه قاتل مقلد فراری.

07:31.682 --> 07:34.146
‫وید، فکر کنم وقتشه
‫هر چی می‌دونی رو بهمون بگی.

07:35.147 --> 07:37.753
‫این اولین قربانیـه، ایمی مایرز.

07:37.754 --> 07:38.556
‫چهار روز پیش، اون رو

07:38.557 --> 07:41.493
‫بیرون پارکینگ زمین فوتبال،
‫بعد از بازی پیدا کردن.

07:41.494 --> 07:43.924
‫با ضربات دربازکن کشته شده بود
‫و یه چوب‌پنبه هم تو دهنش بود.

07:43.925 --> 07:44.628
‫دقیقاً مثل کیسی بیکر.

07:44.629 --> 07:47.533
‫دقیقاً مثل قتل‌های اصلی
‫قاتل دربازکنی.

07:47.698 --> 07:49.601
‫منظورم اینه که، همه‌ی
‫پرونده‌های قدیمی رو اینجا دارم.

07:49.766 --> 07:51.867
‫اون موقع به‌زور ۲۰ سالم بود،

07:52.032 --> 07:53.835
‫ولی طوری یادمه که
‫انگار همین دیروز بود.

07:53.836 --> 07:55.233
‫و این هم خودشه.

07:55.398 --> 07:58.335
‫قاتل دربازکنی، ایب بانکر.

07:58.577 --> 08:00.171
‫درسته. مسئول بار دانشگاه.

08:00.172 --> 08:02.515
‫قتل‌ها برای اون جنبه‌ی انتقام‌جویی داشت.

08:02.680 --> 08:04.681
‫آره. ایب بانکر شخصیتی داشت که،
‫می‌دونی،

08:04.682 --> 08:05.440
‫حدس می‌زنم مسخره کردنش راحت بود.

08:05.441 --> 08:07.717
‫بعد یه مدت، دیگه نتونست تحمل کنه،

08:07.718 --> 08:09.984
‫و یهو... قاطی کرد.

08:10.622 --> 08:12.821
‫شروع کرد به کشتن کسایی که
‫باهاش خیلی بی‌رحم بودن.

08:12.822 --> 08:14.559
‫ببین، برای همینه که همیشه باید انعام بدی.

08:14.560 --> 08:18.663
‫چهارتا قربانی وجود داشت،
‫و نزدیک بود پنجمی هم باشه.

08:18.828 --> 08:20.532
‫فینیاس تیلور، ولی اون زنده موند.

08:20.533 --> 08:22.259
‫درسته. همونی که پادکست رو راه انداخت.

08:22.260 --> 08:26.638
‫خب، تو فیلم‌ها معمولاً
‫خرخون‌های بامزه اول از همه می‌میرن.

08:26.803 --> 08:27.606
‫اون شانس آورد.

08:27.771 --> 08:28.397
‫اگه درست یادم باشه،

08:28.398 --> 08:29.772
‫فقط به شونه‌ش چاقو خورده بود، درسته؟

08:29.773 --> 08:31.301
‫فینیاس توسط بانکر دزدیده شد،

08:31.302 --> 08:33.138
‫موقعی که داشت از جلوی
‫کارخونه‌ی قدیمی بیلی می‌دوید.

08:33.139 --> 08:34.403
‫تونست باهاش بجنگه و فرار کنه.

08:34.404 --> 08:35.272
‫موقع درگیری یکم نفت ریخت

08:35.273 --> 08:37.550
‫و کل ساختمون طعمه‌ی حریق شد.

08:37.715 --> 08:38.979
‫و قاتل هم جزغاله شد.

08:38.980 --> 08:40.113
‫آره.

08:40.443 --> 08:42.752
‫چیزی جز دندون‌های طلاش،

08:42.753 --> 08:44.523
‫دربازکن و ماسکش باقی نموند.

08:44.524 --> 08:45.381
‫و مدارک بقیه‌ی قتل‌ها هم

08:45.382 --> 08:47.482
‫بعداً توی آپارتمانش پیدا شد.

08:47.483 --> 08:49.528
‫بازگشت قاتل دربازکنی.

08:49.529 --> 08:50.254
‫اگه این یه قاتل مقلده،

08:50.255 --> 08:51.420
‫نمی‌خوایم جنازه‌های بیشتری پیدا بشه.

08:51.421 --> 08:54.699
‫باید با هر کسی که
‫دوتا قربانی اخیر رو می‌شناخته حرف بزنیم.

08:54.864 --> 08:56.536
‫بریم سر کار.

08:58.164 --> 09:01.673
‫قرار بود جشن سالانه‌ی
‫دربازکنی امشب باشه،

09:01.838 --> 09:04.335
‫ولی بدون کیسی، من همه‌چیز رو تعطیل کردم.

09:04.500 --> 09:06.974
‫می‌شه هر چی از دیشب یادت میاد رو
‫برام تعریف کنی؟

09:06.975 --> 09:08.580
‫هر جزئیات کوچیکی می‌تونه کمک کنه.

09:08.581 --> 09:10.340
‫من و کیسی داشتیم خوش می‌گذروندیم،

09:10.341 --> 09:14.949
‫بعدش کیسی مجبور شد بره دستشویی،
‫و همین دیگه.

09:14.950 --> 09:15.620
‫وقتی برنگشت،

09:15.621 --> 09:17.688
‫فقط فکر کردم رفته یه مهمونی دیگه.

09:17.689 --> 09:18.381
‫اون کلی دوست و رفیق داره.

09:18.382 --> 09:20.725
‫به فکرت نرسید بری دنبالش بگردی؟

09:20.890 --> 09:22.287
‫باید این کار رو می‌کردم.

09:22.452 --> 09:24.663
‫شاید اونجوری هنوز زنده بود.

09:24.828 --> 09:25.828
‫شاید هم اگه می‌رفتم، منم الان مُرده بودم.

09:25.829 --> 09:28.864
‫ایمی هم‌اتاقیم... یعنی هم‌اتاقیم بود.

09:28.865 --> 09:29.634
‫باورم نمی‌شه این اتفاق افتاده.

09:29.635 --> 09:32.736
‫چیز خاصی از آخرین باری که دیدیش یادت هست؟

09:32.737 --> 09:34.265
‫اون داشت توی مسابقه
‫محصولات تبلیغاتی می‌فروخت.

09:34.266 --> 09:37.676
‫منم داشتم کمکش می‌کردم. یه شب معمولی بود.

09:37.841 --> 09:38.203
‫باختیم.

09:38.204 --> 09:39.677
‫می‌خواستم برم خونه و دوش بگیرم،

09:39.678 --> 09:41.536
‫و ایمی گفت که اونم پشت سر من میاد.

09:41.537 --> 09:42.405
‫چه جور محصولاتی می‌فروخت؟

09:42.406 --> 09:46.377
‫ما تی‌شرت‌های قاتل دربازکنی رو
‫در سه سایز مختلف داریم و...

09:47.785 --> 09:49.985
‫کلاه‌های قاتل دربازکنی.

09:50.722 --> 09:53.021
‫جالیوانی‌های آبجو و...

09:54.220 --> 09:55.661
‫دربازکن.

09:55.892 --> 09:57.992
‫الان دیگه همه‌شون خیلی اشتباه به نظر می‌رسن.

09:57.993 --> 09:58.553
‫اون چنده؟

09:58.554 --> 10:01.061
‫هیچوقت نمی‌دونی
‫کی وقت شراب خوردن می‌رسه.

10:01.062 --> 10:02.426
‫مال خودت.

10:02.899 --> 10:04.197
‫مرسی.

10:04.362 --> 10:05.736
‫حتماً به برگر بونانزا سر بزنین.

10:05.737 --> 10:07.870
‫اون‌ها یه منوی خفن با تم قتل دارن

10:07.871 --> 10:08.838
‫که کل آخر هفته برقراره.

10:08.839 --> 10:10.676
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌های مارپیچی بی‌انتها.

10:10.841 --> 10:11.610
‫و یادتون نره که سابسکرایب کنین

10:11.611 --> 10:15.076
‫اگه می‌خواین از همه‌ی اتفاقات
‫اطراف کالج باخبر بمونین.

10:18.816 --> 10:20.685
‫خب پس قاتل دربازکنی برگشته.

10:20.686 --> 10:21.345
‫چی می‌خوای بدونی؟

10:21.346 --> 10:22.577
‫اینم از مخفی نگه‌داشتنش.

10:22.578 --> 10:25.691
‫اینجا غیرممکنه خبرهای
‫مربوط به سی‌کی رو مخفی کرد.

10:25.856 --> 10:26.218
‫سی‌کی؟

10:26.219 --> 10:26.856
‫قاتل دربازکنی.

10:26.857 --> 10:28.825
‫درسته. بگذریم...

10:28.826 --> 10:30.255
‫می‌دونم ازم سوال داری.

10:30.256 --> 10:31.091
‫من هیچوقت ایمی مایرز رو از نزدیک ندیدم،

10:31.092 --> 10:33.027
‫ولی به نظر خیلی مهربون و خوش‌عکس می‌اومد.

10:33.028 --> 10:34.700
‫و سه‌تا از تی‌شرت‌هاش رو هم دارم.

10:34.865 --> 10:35.326
‫در مورد...

10:35.327 --> 10:36.492
‫کیسی بیکر؟ کیسی رو می‌شناختم
‫ولی نه اونقدر خوب.

10:36.493 --> 10:38.329
‫چند ماه با یکی از دوست‌های دورم دوست بود،

10:38.330 --> 10:40.738
‫ولی یه جورایی سلطان مهمونی‌های
‫هفته‌ی دربازکنی بود.

10:40.739 --> 10:42.806
‫- دوستش نیکسون بهم گفت...
‫- درباره‌ی دیشب.

10:42.807 --> 10:45.744
‫چقدر عجیبه، نه؟
‫من با کیسی و نیکس مصاحبه کردم.

10:45.909 --> 10:46.843
‫نیکس از قدیم‌الایام رو من کراش داشته.

10:46.844 --> 10:48.779
‫این مال چند دقیقه قبل از
‫کشته شدن کیسی بود.

10:48.780 --> 10:51.210
‫حالا که حرفش شد، می‌شه...

10:51.211 --> 10:51.683
‫فیلم رو بگیرم؟

10:51.684 --> 10:53.785
‫همه‌ش رو برات آماده کردم.
‫برات ایردراپ می‌کنم.

10:53.950 --> 10:54.543
‫ولی من دیگه باید برم.

10:54.544 --> 10:56.611
‫توی محوطه مسابقه‌ی خوردن سس کچاپ برقراره،

10:56.612 --> 10:58.757
‫و ویدیوهای بالا آوردن کلی بازدید میگیره.

10:59.186 --> 11:01.287
‫فهمیدم. مرسی.

11:01.485 --> 11:03.761
‫خیلی اون عقب‌هاست و چیزی معلوم نیست

11:03.762 --> 11:06.995
‫جز این حقیقت که قاتل ممکنه

11:06.996 --> 11:07.424
‫نقاب زده باشه.

11:07.425 --> 11:10.064
‫پس این دایره‌ی مظنونین رو به
‫۱۰۰تا قاتل احتمالی محدود می‌کنه.

11:10.065 --> 11:12.397
‫پس تا اینجا، هر کسی می‌تونه باشه.

11:12.562 --> 11:14.740
‫خب، باید قوانین زنده موندن در مقابل

11:14.905 --> 11:15.399
‫یه قاتل زنجیره‌ای رو با هم مرور کنیم.

11:15.400 --> 11:17.632
‫چون توی فیلم‌ها، اونی که از همه
‫خوشگل‌تره همیشه اول می‌میره.

11:17.633 --> 11:19.370
‫و اون آدم قرار نیست من باشم.

11:19.371 --> 11:20.635
‫این فیلم نیست، مکس.

11:20.636 --> 11:25.311
‫الیس، ای بره‌ی معصوم.
‫یه پلیس هم همیشه می‌میره.

11:25.476 --> 11:27.345
‫قانون شماره یک. باید کنار هم بمونیم.

11:27.346 --> 11:29.348
‫هیچ‌جا تنها نرو.

11:29.513 --> 11:32.483
‫حالا که حرفش شد، همین الان باید
‫مکان‌مون رو باهم به اشتراک بذاریم.

11:32.923 --> 11:34.859
‫تو رمز گوشی من رو از کجا می‌دونی؟

11:35.024 --> 11:36.322
‫خیلی بانمکی.

11:36.553 --> 11:38.126
‫آره دیگه.

11:38.291 --> 11:40.733
‫قانون شماره دو. همیشه صندلی عقب رو چک کن.

11:40.997 --> 11:42.592
‫باشه. ردیفه.

11:42.768 --> 11:45.165
‫و در آخر، هیچوقت توی هیچ زیرزمین،

11:45.166 --> 11:45.737
‫دخمه یا اتاق زیرشیروانی نرو.

11:45.738 --> 11:48.466
‫هر جای تاریک و محبوسی کلاً ممنوعه.

11:48.906 --> 11:49.301
‫افتاد.

11:49.302 --> 11:51.974
‫هیچوقت هم تلفن شماره‌های
‫ناشناس رو جواب نده.

11:54.109 --> 11:55.209
‫جواب نده!

11:55.715 --> 11:56.341
‫کارآگاه الیس هستم.

11:56.342 --> 11:59.014
‫معاون وید هستم.
‫یه سری اطلاعات براتون دارم.

11:59.015 --> 11:59.850
‫سلام وید، من...

11:59.851 --> 12:01.247
‫از کجا بدونیم که معاون ویده؟

12:01.248 --> 12:04.449
‫چون خود معاون ویده. چته تو آخه؟

12:04.614 --> 12:07.155
‫ببخشید وید. الان از یه تونل رد شدم.

12:07.320 --> 12:08.860
‫چه خبر شده؟

12:09.025 --> 12:10.904
‫اون قربانی‌ای که زنده مونده بود
‫و درباره‌ش حرف زدیم رو یادتونه؟

12:10.928 --> 12:12.324
‫فینیاس تیلور، همون پادکستره.

12:12.325 --> 12:13.589
‫یه اتفاق‌هایی افتاده.

12:13.590 --> 12:15.932
‫باید سریع برین به خونه‌ش.

12:15.933 --> 12:17.770
‫باشه، ما تو راهیم.

12:28.275 --> 12:29.781
‫- سلام.
‫- سلام.

12:29.782 --> 12:30.947
‫- سلام.
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

12:30.948 --> 12:32.917
‫نمی‌دونستی اون قراره اینجا باشه؟

12:33.082 --> 12:34.214
‫تو می‌دونستی ما قراره بیایم اینجا؟

12:34.215 --> 12:35.149
‫تو اینجا زندگی می‌کنی؟

12:35.150 --> 12:36.711
‫کلی سوال دارم.

12:36.712 --> 12:39.186
‫نه، فقط می‌دونستم یه کارآگاه داره میاد.

12:39.187 --> 12:40.154
‫ولی تو اینجا زندگی می‌کنی؟

12:40.155 --> 12:41.452
‫نه، اینجا زندگی نمی‌کنم.

12:41.453 --> 12:41.892
‫ولی چرا...؟

12:41.893 --> 12:43.928
‫جس، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

12:44.093 --> 12:45.159
‫امروز صبح یه خبرهایی درباره‌ی
‫قتل‌ها بهم رسید،

12:45.160 --> 12:46.655
‫و می‌خواستم بیام با فینیاس مصاحبه کنم.

12:46.656 --> 12:48.393
‫چند سال پیش یه گزارش
‫درباره‌ش تهیه کرده بودم.

12:48.394 --> 12:49.625
‫خب، چه جمع صمیمانه‌ای.

12:49.626 --> 12:51.330
‫معاون وید همین الان
‫به ما زنگ زد بیایم اینجا.

12:51.331 --> 12:51.836
‫چه خبر شده؟

12:51.837 --> 12:54.169
‫قضیه بزرگتر از این حرف‌هاست. بیاین تو.

13:00.043 --> 13:01.373
‫در قفله؟

13:01.374 --> 13:01.846
‫قفله.

13:01.847 --> 13:03.705
‫من کارآگاه الیس هستم، ایشون هم مکسـه.

13:03.706 --> 13:06.081
‫معاون وید بهمون گفت که
‫امروز اینجا اتفاقی افتاده.

13:06.082 --> 13:08.414
‫مشکلی نیست فینیاس، می‌تونی بهش اعتماد کنی.

13:08.612 --> 13:08.985
‫اون.

13:08.986 --> 13:11.219
‫امروز صبح جلو در خونه پیداش کردم.

13:11.384 --> 13:12.858
‫توی جعبه چیه؟

13:14.827 --> 13:18.226
‫ببخشید. ولی توی جعبه چیه؟

13:18.391 --> 13:20.624
‫بیا یه نگاهی بندازیم، موافقی؟

13:25.200 --> 13:26.663
‫یه یادداشت اینجاست.

13:27.070 --> 13:27.399
‫هوم.

13:27.400 --> 13:31.503
‫وقتشه داستان رو تموم کنی.
‫با عشق، یه طرفدار قدیمی.

13:47.156 --> 13:49.993
‫این اواخر کسی رو پلک‌پلک‌کنان
‫اطراف خونه‌ات ندیدی؟

13:49.994 --> 13:51.753
‫نه. چیز غیرعادی‌ای ندیدم.

13:51.754 --> 13:53.833
‫من هر سال این موقع‌ها
‫کلی مزاحم تلفنی دارم...

13:53.998 --> 13:55.041
‫چون سالگرد اون اتفاقه.

13:55.065 --> 13:55.966
‫ولی این یکی شوخی نیست.

13:55.967 --> 13:56.626
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

13:56.627 --> 13:57.627
‫چون این همون دربازکنـه...

13:57.628 --> 13:59.905
‫که ۱۰ سال پیش نزدیک بود باهاش کُشته بشم.

14:00.070 --> 14:00.762
‫غیرممکنه.

14:00.763 --> 14:03.975
‫منظورم اینه که دربازکن اصلی
‫باید توی جعبه‌ی مدارک باشه

14:04.140 --> 14:05.437
‫توی یه انبار نگهداری طولانی‌مدت.

14:05.438 --> 14:06.945
‫نه نه، نگاه کن.

14:07.110 --> 14:08.275
‫روی دسته‌اش همون خراش‌ها رو داره.

14:08.276 --> 14:08.946
‫باشه، می‌دونی چی کار می‌کنیم؟

14:08.947 --> 14:10.277
‫می‌فرستیمش مرکز، بخش تشخیص هویت،

14:10.278 --> 14:12.918
‫و امیدوارم بتونن بهمون بگن از کجا اومده.

14:13.083 --> 14:14.887
‫از طرف همونی اومده که داره
‫این قتل‌ها رو انجام میده.

14:15.052 --> 14:16.316
‫داره بهم میگه نفر بعدی منم.

14:16.317 --> 14:17.549
‫چرا؟

14:17.747 --> 14:19.859
‫چون من تنها کسی‌ام که جون سالم به در برده.

14:20.024 --> 14:22.894
‫هنوزم به طور جدی در مورد
‫این قاتل پادکست می‌سازی؟

14:22.895 --> 14:24.588
‫نه نه. بعد از پشت نقاب،

14:24.589 --> 14:25.996
‫رفتم سراغ داستان قاتل‌های سریالی دیگه.

14:25.997 --> 14:28.967
‫اون یکی از بهترین پادکسترهای
‫ژانر جنایی واقعیه.

14:29.132 --> 14:30.594
‫خب ببین، هر کسی که این کار رو کرده
‫می‌دونه کجا زندگی می‌کنی...

14:30.595 --> 14:33.004
‫پس موندنت اینجا امن نیست. باشه؟

14:33.169 --> 14:33.872
‫دست‌کم تا وقتی اطلاعات بیشتری پیدا کنیم.

14:33.873 --> 14:36.700
‫نه نه. متاسفم، نمی‌تونم.

14:37.239 --> 14:38.569
‫داری این حقیقت رو فراموش می‌کنی

14:38.570 --> 14:39.944
‫که یه قاتل سریالی آزاده؟

14:39.945 --> 14:42.772
‫هیچوقت یادت نمیره که یه نفر
‫چه بلایی سرت آورده.

14:42.981 --> 14:44.950
‫پس مشکل چیه؟

14:46.116 --> 14:47.843
‫من گذرهراسی دارم.

14:48.151 --> 14:50.516
‫سال‌هاست که پام رو از خونه بیرون نذاشتم.

14:51.000 --> 14:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:57.523 --> 14:59.755
‫اصلاً روحم هم خبر نداشت که گذرهراسی داره.

14:59.756 --> 15:00.965
‫قبلاً هیچوقت درباره‌اش حرف نزده بود.

15:00.966 --> 15:03.165
‫حالا چی کار کنیم؟
‫نمی‌تونیم همینطوری اینجا ولش کنیم.

15:03.166 --> 15:05.167
‫اگه لازم باشه با زور از اینجا می‌برمش.

15:05.168 --> 15:07.070
‫نه، همین الانشم به اندازه‌ی کافی آسیب روحی دیده.

15:07.071 --> 15:08.731
‫ببین، ما داریم سعی می‌کنیم
‫یه قاتل رو بگیریم...

15:08.732 --> 15:09.666
‫و من باید این رو ببرم بخش مدارک.

15:09.667 --> 15:13.539
‫باشه. من اینجا می‌مونم
‫و سعی می‌کنم راضیش کنم که بره.

15:13.704 --> 15:14.275
‫ولی اون هدف قتله.

15:14.276 --> 15:17.146
‫به معاون وید میگم بیاد اینجا کشیک بده، خوبه؟

15:17.147 --> 15:17.740
‫ولی بعدش،

15:17.741 --> 15:19.049
‫باید برم سراغ اون انبار مدارک قدیمی.

15:19.050 --> 15:21.117
‫آها، منم داشتم می‌رفتم همونجا.

15:21.118 --> 15:24.022
‫عالی شد. شما دوتا هم یادتون نره
‫که قانون چی میگه.

15:24.187 --> 15:25.584
‫از هم جدا نشید.

15:25.749 --> 15:26.188
‫قانون؟

15:26.189 --> 15:27.783
‫ایشون زیادی فیلم ترسناک دیده.

15:27.784 --> 15:30.061
‫به اندازه‌ی کافی فیلم ترسناک دیدم.

15:30.226 --> 15:33.328
‫خب، اگه پایه‌ای، بیا با یه ماشین بریم.

15:34.131 --> 15:36.969
‫اولین باره باهم کار می‌کنید؟

15:37.134 --> 15:37.661
‫من خبرنگارم.

15:37.662 --> 15:38.563
‫دقیقاً با هم کار نمی‌کنیم.

15:38.564 --> 15:40.169
‫باشه. حالا هر اسمی که می‌خوای روش بذار.

15:40.170 --> 15:41.974
‫فقط کُشته نشید. باشه؟

15:42.733 --> 15:43.866
‫باشه.

15:50.114 --> 15:51.873
‫می‌دونم که تاریخ تکرار می‌شه،

15:51.874 --> 15:54.414
‫اما یه جورهایی فکر می‌کردم که گذشته‌ی من

15:54.415 --> 15:56.053
‫از این قاعده مستثنی باشه.

15:56.054 --> 15:58.584
‫باورم نمی‌شه دوباره داره این اتفاق می‌افته.

16:00.157 --> 16:03.555
‫ببخشید. این کار بهم کمک می‌کنه قضایا رو هضم کنم.

16:03.556 --> 16:05.062
‫نه، مشکلی نیست.

16:05.063 --> 16:08.032
‫ولی اون دستگاه ضبط‌صوتت قابل‌حمله، مگه نه؟

16:08.033 --> 16:11.035
‫می‌تونی یه جای دیگه قضایا رو هضم کنی.

16:11.036 --> 16:13.070
‫واقعاً از تلاشت ممنونم، جدی میگم.

16:13.071 --> 16:17.075
‫ولی سال‌هاست که نتونستم پام رو
‫از در این خونه بیرون بذارم.

16:17.240 --> 16:18.405
‫چیزی نیست که بخوام درباره‌اش حرف بزنم.

16:18.406 --> 16:22.740
‫همه‌ی ما تو گذشته‌مون چیزهایی داریم
‫که ترجیح میدیم درباره‌شون حرف نزنیم.

16:22.905 --> 16:27.778
‫هرچند به نظر می‌رسه تو درباره‌ی
‫چیزهای خیلی بدتری حرف می‌زنی.

16:27.943 --> 16:29.912
‫این برام یه جور تراپی بوده،

16:30.088 --> 16:33.124
‫که بفهمم چطور یه آدم می‌تونه
‫همچین کارهایی انجام بده.

16:33.289 --> 16:34.686
‫خب به نظرت چرا؟

16:35.621 --> 16:38.558
‫همه‌ی قاتل‌های سریالی یه وجه مشترک دارن.

16:38.723 --> 16:41.825
‫عاشق اینن که یه داستان خوب سر هم کنن.

16:42.001 --> 16:44.135
‫خودشون رو نقش اصلی داستان می‌بینن.

16:44.300 --> 16:46.763
‫کُشتن بهشون حس کنترل
‫روی روایت داستان رو میده.

16:46.764 --> 16:48.964
‫پس چرا اون دربازکن رو برای تو فرستادن؟

16:49.140 --> 16:51.406
‫حدس می‌زنم برای قدرت‌نمایی باشه.

16:51.571 --> 16:52.010
‫من جون سالم به در بردم...

16:52.011 --> 16:54.145
‫پس حالا دارن من رو بخشی از داستان‌شون می‌کنن.

16:54.310 --> 16:56.081
‫داستان خودت چی؟

16:56.246 --> 17:00.216
‫اگه اون قاتل روانی نقش اصلیه،
‫پس تو هم هستی.

17:00.217 --> 17:01.283
‫به این سادگی‌ها نیست.

17:01.284 --> 17:03.516
‫منظورم اینه که یه جورایی هست.

17:03.517 --> 17:04.914
‫یه نگاه به اطرافت بنداز.

17:05.090 --> 17:07.719
‫تو رسماً داری کل زندگیت رو روایت می‌کنی.

17:07.884 --> 17:08.653
‫یعنی از دید من،

17:08.654 --> 17:11.591
‫یا می‌تونی اینجا بشینی و کُشته بشی،

17:11.756 --> 17:15.529
‫یا اینکه کنترل رو به دست بگیری
‫و داستان خودت رو بنویسی.

17:15.694 --> 17:19.599
‫سوال اینه که فینیاس می‌خواد
‫قدم بعدیش چی باشه؟

17:26.573 --> 17:28.838
‫خب، یا این یه نقد خیلی طولانی توی یلپـه

17:28.839 --> 17:30.972
‫یا اینکه از همین الان شروع کردی
‫به نوشتن داستانت.

17:30.973 --> 17:33.679
‫سرت به کار خودت باشه، سرجوخه فضول.

17:33.844 --> 17:35.009
‫می‌دونی، هیچوقت نگفتی

17:35.010 --> 17:36.351
‫که آمار امروز صبح رو از کجا آوردی.

17:36.352 --> 17:38.948
‫خب، تو هم در مورد پرونده‌ات چیزی نگفتی.

17:39.157 --> 17:40.487
‫شوخی نمی‌کنم جس.

17:40.488 --> 17:42.291
‫این یه گشت‌زنی الکی نیست، باشه؟

17:42.292 --> 17:43.061
‫اگه اطلاعاتی داری

17:43.062 --> 17:45.195
‫که ممکنه این بازجویی رو به خطر بندازه،

17:45.196 --> 17:46.527
‫باید به من بگی.

17:46.692 --> 17:49.497
‫باشه. اصل قضیه چیه؟

17:49.662 --> 17:54.997
‫ببین، فقط فکر می‌کنم
‫اولویت‌هامون با هم فرق داره.

17:56.999 --> 18:00.739
‫تو مسائل شخصی همیشه باهات روراستم،

18:00.838 --> 18:02.740
‫اما تو مسائل کاری، باید مرزها حفظ بشه.

18:02.741 --> 18:06.580
‫مثلاً اگه من منبعی داشته باشم،
‫ازش محافظت می‌کنم.

18:06.745 --> 18:08.714
‫این اصلاً قابل‌مذاکره نیست.

18:09.583 --> 18:10.716
‫باشه.

18:11.354 --> 18:12.982
‫متوجهم.

18:13.851 --> 18:16.821
‫یه چیزهایی هم هست که من نمی‌تونم بهت بگم.

18:18.328 --> 18:19.527
‫باشه.

18:23.993 --> 18:26.368
‫می‌دونم قبلاً ضربه خوردی،

18:26.369 --> 18:28.932
‫و من هیچوقت باهات همچین کاری نمی‌کنم...

18:29.108 --> 18:30.570
‫نه سر کار، نه توی خونه.

18:30.571 --> 18:32.639
‫امیدوارم این رو بدونی.

18:34.311 --> 18:36.511
‫فقط همین رو می‌خواستم بشنوم.

18:37.908 --> 18:41.252
‫در ضمن، اگه واقعاً می‌خواستم
‫از زیر زبونت حرف بکشم،

18:41.417 --> 18:42.384
‫فکر کنم کار خیلی راحتی بود.

18:42.385 --> 18:44.123
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً؟

18:44.288 --> 18:45.784
‫دقیقاً چطوری این کار رو می‌کردی؟

18:46.257 --> 18:47.588
‫بهت میگم.

18:49.854 --> 18:51.493
‫اوه. اوه.

18:52.428 --> 18:55.057
‫باشه. باشه.

18:57.400 --> 18:59.864
‫- چشمات به جلو باشه کارآگاه.
‫- باشه.

19:01.503 --> 19:04.033
‫آره، حواسم هست.

19:06.244 --> 19:09.642
‫فقط کافیه قدم‌به‌قدم پیش بری.

19:09.643 --> 19:11.281
‫آره. مطمئن نیستم بتونم.

19:11.282 --> 19:14.516
‫ماشین معاون وید دقیقاً بیرون منتظره.

19:15.748 --> 19:17.750
‫نه. نه.

19:19.554 --> 19:20.786
‫باشه.

19:21.622 --> 19:23.019
‫با خودت حرف بزن.

19:23.723 --> 19:25.120
‫چی می‌خوای؟

19:27.727 --> 19:28.794
‫اوم...

19:30.169 --> 19:31.764
‫چی می‌خوام؟

19:31.929 --> 19:34.998
‫می‌خوام دیگه نترسم.

19:35.834 --> 19:38.540
‫می‌خوام دوباره حس کنم
‫کنترل زندگیم دست خودمه.

19:38.705 --> 19:40.178
‫من انتخاب نکردم که چطوری به اینجا برسم،

19:40.179 --> 19:42.247
‫اما می‌خوام انتخاب کنم که بعدش چی می‌شه.

19:42.412 --> 19:45.074
‫خب، انگار موضوع پادکست بعدیت رو پیدا کردی.

19:46.812 --> 19:50.585
‫و انگار تو هم رسماً بخشی از داستان منی.

19:52.048 --> 19:55.623
‫اگه پیش هم بمونیم، اتفاقی برامون نمی‌افته.

19:56.294 --> 19:58.626
‫این یکی از قانون‌هاست.

19:59.154 --> 20:00.925
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

20:07.063 --> 20:08.130
‫اوه.

20:09.505 --> 20:10.968
‫از پسش برمیای.

20:11.639 --> 20:12.805
‫آماده‌ای؟

20:12.970 --> 20:14.213
‫آره. سه،

20:14.873 --> 20:15.940
‫دو،

20:18.041 --> 20:19.075
‫آه!

20:19.680 --> 20:20.780
‫اوه.

20:25.983 --> 20:27.852
‫خب، مدرک اون دربازکن اصلی

20:27.853 --> 20:29.986
‫سه سال پیش صورت‌برداری و پلمب شده.

20:29.987 --> 20:32.857
‫نقاب قاتل، دفترچه‌هاش، دندون‌های طلاش.

20:32.858 --> 20:33.759
‫همه‌اش همین‌جاست.

20:33.760 --> 20:35.927
‫رسیدیم. جعبه‌ی ۱۱۶.

20:36.092 --> 20:37.994
‫می‌تونید از این میز استفاده کنید،
‫کارتون که تموم شد همون‌جا بذاریدش.

20:37.995 --> 20:40.096
‫- خودم برمی‌گردونمش.
‫- باشه، ممنون.

20:50.876 --> 20:53.043
‫این تو هیچی نیست جز چندتا سنگ.

20:53.450 --> 20:54.616
‫چی؟

20:58.147 --> 21:00.017
‫مدارک غیب‌شون زده.

21:08.124 --> 21:10.268
‫چطور ممکنه؟
‫حتی به پلمب جعبه هم دست نزدن.

21:10.269 --> 21:12.402
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫از سه سال پیش که اینجا گذاشته شده

21:12.403 --> 21:14.162
‫هیچکس به این دست نزده.

21:14.163 --> 21:17.375
‫کلانتر اون پرونده خودش پلمبش رو تایید کرده.

21:17.540 --> 21:18.573
‫اون کی بود؟

21:18.574 --> 21:19.773
‫بذار ببینم.

21:20.070 --> 21:21.676
‫ایناهاش.

21:23.777 --> 21:25.416
‫استوارت مک‌میلر.

21:25.845 --> 21:27.516
‫نسبتی با معاون وید مک‌میلر داره؟

21:27.517 --> 21:30.784
‫آره می‌شه گفت. پدر ویده‌.

21:34.854 --> 21:36.591
‫باشه. باشه.

21:36.592 --> 21:39.331
‫- داری عالی پیش میری.
‫- ممنون.

21:39.496 --> 21:40.430
‫بدون تو نمی‌تونستم این کار رو بکنم.

21:40.431 --> 21:42.730
‫نه. همه‌اش هنر خودته رئیس.

21:44.160 --> 21:44.962
‫وای. وای وای!

21:44.963 --> 21:47.339
‫چرا داری از این طرف میری؟

21:47.504 --> 21:49.374
‫خیلی ببخشید فینیاس.

21:49.539 --> 21:52.805
‫بزرگراه ۴۷ بسته‌ست.
‫مجبورم از این جاده برم.

21:52.806 --> 21:53.674
‫چیزی شده؟

21:53.675 --> 21:57.447
‫این جاده‌ی کارخونه‌ی بیلیه.
‫همون‌جایی که قاتل دربازکنی مُرد.

21:57.448 --> 21:59.142
‫و همون‌جایی که منم نزدیک بود بمیرم.

22:00.242 --> 22:02.717
‫باشه. فقط نفس بکش.

22:03.355 --> 22:04.950
‫از پسش برمیای.

22:08.657 --> 22:12.287
‫داریم از بغل همون کارخونه‌ی قدیمی
‫رد می‌شیم که همه‌چیز اونجا اتفاق افتاد.

22:12.463 --> 22:13.727
‫۱۰ ساله که اینجا رو ندیدم.

22:13.728 --> 22:17.864
‫آخرین باری که اینجا بودم،
‫بی‌پناه داشتم برای زندگیم می‌جنگیدم.

22:18.029 --> 22:19.371
‫داری عالی پیش میری.

22:19.536 --> 22:21.032
‫ولی من تنها قربانی نبودم.

22:21.197 --> 22:22.374
‫وید...

22:22.737 --> 22:24.937
‫من هنوز به فکر پدرتم.

22:25.102 --> 22:27.775
‫اون آتیش رو دید و کمکم کرد
‫تا من رو بکشه بیرون.

22:27.940 --> 22:28.577
‫کلانتر خوبی بود.

22:28.578 --> 22:30.481
‫حقش نبود اینقدر ازش متنفر باشن.

22:30.646 --> 22:33.418
‫اون موقع پدرت کلانتر بود؟

22:33.583 --> 22:35.881
‫آره. پدرم بعد از اون پرونده
‫دیگه هیچوقت آدم سابق نشد.

22:35.882 --> 22:39.116
‫کل شهر اون رو مقصر می‌دونستن
‫که چرا قاتل رو نگرفته.

22:40.018 --> 22:40.721
‫این موضوع از پا درش آورد.

22:40.722 --> 22:44.429
‫بعد از اون شروع کرد به الکل خوردن... اون هم زیاد.

22:44.726 --> 22:46.189
‫خونه‌اش رو از دست داد.

22:46.662 --> 22:47.993
‫کارش رو از دست داد.

22:48.158 --> 22:50.193
‫ولی باز هم نمی‌تونست بی‌خیال اون قضیه بشه.

23:07.683 --> 23:08.849
‫خب...

23:09.014 --> 23:10.917
‫دوباره داره اتفاق می‌افته، نه؟

23:11.181 --> 23:14.393
‫اومدی اینجا که به یه
‫کلانتر پیر دائم‌الخمر یادآوری کنی...

23:14.558 --> 23:15.856
‫که چقدر بد شکست خورده؟

23:16.021 --> 23:17.495
‫نه قربان. اصلاً اینطور نیست.

23:17.660 --> 23:20.322
‫ما امروز رفتیم سراغ
‫همون مدارک اصلی قدیمی.

23:20.498 --> 23:22.059
‫و شما آخرین کسی بودید که
‫به اونا دسترسی داشتید.

23:22.060 --> 23:23.094
‫درسته؟

23:23.259 --> 23:23.632
‫اوهوم.

23:23.633 --> 23:27.362
‫از اون موقع به بعد دیگه
‫سراغ مدارک نرفتید، درسته؟

23:27.538 --> 23:28.902
‫چرا باید می‌رفتم؟

23:29.364 --> 23:32.004
‫همینطوری هم به اندازه‌ی کافی
‫کابوسش رو می‌بینم.

23:32.169 --> 23:36.107
‫حالا پسرم هم باید دوباره
‫باهاش دست‌وپنجه نرم کنه.

23:38.208 --> 23:40.309
‫می‌دونید، پدر منم پلیس بود.

23:40.749 --> 23:42.421
‫بهت افتخار می‌کرد؟

23:42.586 --> 23:45.281
‫قبل از اینکه کارآگاه بشم فوت کرد.

23:46.953 --> 23:48.317
‫چه بد.

23:48.493 --> 23:49.460
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها دلیلی که

23:49.461 --> 23:52.188
‫وید پلیس شد، فقط برای خوشحالی من بود.

23:52.189 --> 23:52.562
‫هوم.

23:52.563 --> 23:54.356
‫ولی خوش‌ترین لحظات من...

23:54.532 --> 23:57.227
‫همون ساعت‌هایی بود که باهم
‫بیرون می‌گذروندیم

23:57.392 --> 23:58.568
‫شکار، کمپینگ و حرف زدن.

23:58.569 --> 24:01.572
‫ولی همه‌ی اینا مال قبل از اون اتفاقات بود.

24:01.671 --> 24:03.574
‫و حالا کابوس‌ها دوباره برگشتن.

24:03.838 --> 24:05.939
‫و اگه نتونید بگیریدش،

24:06.236 --> 24:08.238
‫به کشتن ادامه میده.

24:10.581 --> 24:12.846
‫معاون وید... محض اطلاعت بگم،

24:12.847 --> 24:16.949
‫مجبور شدم رزرو مشتری‌هایی که واسه این اتاق‌ها
‫پول داده بودن رو کنسل کنم.

24:16.950 --> 24:18.985
‫ازت ممنونم شارون.

24:21.185 --> 24:24.759
‫خب، ببین کی بالاخره
‫تصمیم گرفته بیاد پایین

24:24.760 --> 24:25.793
‫و ریختش رو نشون بده.

24:25.794 --> 24:27.498
‫من نمی‌خواستم هیچکدوم
‫از این اتفاق‌ها بیفته.

24:27.499 --> 24:29.468
‫- باید این رو بدونی.
‫- نگو!

24:29.633 --> 24:31.294
‫نمی‌خوام بشنوم.

24:31.470 --> 24:36.431
‫ای بابا. مشتری‌مداری این متل واقعاً داغونه.

24:36.607 --> 24:39.236
‫بعد از این‌همه سال،
‫شارون هنوز ازم کینه داره.

24:39.401 --> 24:40.611
‫چرا؟

24:40.776 --> 24:42.580
‫اون کارخونه متعلق به خانواده‌ی شارون بود،

24:42.745 --> 24:43.679
‫و اونا توی اون آتیش‌سوزی
‫همه‌چیزشون رو از دست دادن.

24:43.680 --> 24:45.847
‫پول نداشتن دوباره بسازنش.

24:46.012 --> 24:48.519
‫مدیر متل بودن، براش یه سقوط بزرگ حساب می‌شه.

24:48.520 --> 24:50.048
‫و وقتی پادکست من گرفت

24:50.049 --> 24:52.413
‫و مردم جشنواره‌ی قاتل دربازکنی رو شروع کردن،

24:52.414 --> 24:54.492
‫انگار فقط نمک روی زخمش پاشیدن.

24:54.493 --> 24:56.594
‫پس بگو چرا اینقدر بدقلقه.

24:57.023 --> 24:58.760
‫مطمئنیم اینجا امنه؟

24:58.761 --> 25:00.532
‫اتاق با یه اسم جعلی رزرو شده.

25:00.763 --> 25:02.567
‫هیچکس نمی‌دونه تو اینجایی.

25:02.732 --> 25:05.966
‫منم تمام‌شب بیرونم.

25:06.296 --> 25:07.462
‫ممنون.

25:08.837 --> 25:09.970
‫آماده‌ای؟

25:12.709 --> 25:14.271
‫حالت خوبه؟

25:14.436 --> 25:16.405
‫آره. پشت در قفل‌شده حالم بهتر می‌شه.

25:16.581 --> 25:19.518
‫هی، توی اون... قوانین زنده موندن
‫از دست قاتل‌های سریالیت

25:19.683 --> 25:20.375
‫چیزی در مورد متل‌ها نوشته؟

25:20.376 --> 25:22.377
‫هیچ نوار ویدئویی‌ای که ممکنه پیدا کنی رو نبین.

25:22.378 --> 25:24.819
‫اگه صاحب‌متل عشق تاکسیدرمی بود،

25:24.820 --> 25:25.446
‫سریع از اون‌جا بزن بیرون.

25:25.447 --> 25:27.988
‫به کوسن‌های کاناپه هم دست نزن.

25:28.153 --> 25:30.253
‫اون دیگه قانون نیست، فقط چندشه.

25:30.254 --> 25:31.387
‫افتاد.

25:31.563 --> 25:34.159
‫- شب بخیر.
‫- باشه.

25:36.062 --> 25:39.604
‫من حرف مک‌میلر رو باور می‌کنم
‫که میگه مدارک رو فرستاده رفته.

25:39.769 --> 25:41.430
‫می‌شد فهمید که داره از این قضیه عذاب می‌کشه.

25:41.606 --> 25:43.366
‫درکش می‌کنم، می‌دونی؟

25:43.542 --> 25:44.465
‫می‌دونم چه حسی داره

25:44.466 --> 25:47.644
‫که اون‌همه ترومای حل‌نشده رو
‫با خودت این‌ور و اون‌ور بکشی.

25:47.645 --> 25:50.307
‫اگه بهش اجازه بدی،
‫واقعاً آدم رو از پا درمیاره.

25:50.472 --> 25:53.376
‫بهت بگم، اگه من معمای قتل
‫دنیل رو حل نکرده بودم...

25:53.552 --> 25:55.378
‫راحت ممکن بود الان جای اون باشم.

25:55.554 --> 25:57.182
‫باورم نمی‌شه.

25:58.282 --> 26:01.054
‫فکر نمی‌کنم هیچوقت تسلیم می‌شدی.

26:01.791 --> 26:03.925
‫اون موقع من رو نمی‌شناختی.

26:05.993 --> 26:07.489
‫الان می‌شناسمت.

26:16.036 --> 26:16.838
‫جرم‌شناسی.

26:16.839 --> 26:17.608
‫همون دربازکن اصلی بود.

26:17.609 --> 26:21.645
‫رد خون با قربانی قدیمی
‫و قربانی‌های جدید مطابقت داشت.

26:21.646 --> 26:22.536
‫پس اون قاتل تقلیدکار فرستادتش.

26:22.537 --> 26:25.616
‫این یعنی باید به جعبه‌ی مدارک
‫دسترسی می‌داشته.

26:25.617 --> 26:28.114
‫از چیزی که الان دارم بهش فکر می‌کنم
‫اصلاً خوشم نمیاد.

26:28.477 --> 26:29.015
‫نگاه کن.

26:29.016 --> 26:32.591
‫کلبه‌ی شکار جای خوبیه
‫برای مخفی کردن مدارک دزدیده‌شده.

26:34.923 --> 26:37.728
‫آب رو انتخاب کنیم.

26:43.998 --> 26:45.637
‫نوشابه‌ی انگور.

26:46.264 --> 26:48.365
‫فکر کنم همین خوبه.

26:56.389 --> 26:58.389
‫« بدون من خوش می‌گذره؟ »

27:16.459 --> 27:18.593
‫خب، این اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست.

27:24.335 --> 27:27.503
‫به نظر نمی‌رسه این اواخر
‫کسی اینجا بوده باشه.

27:57.500 --> 28:01.812
‫آدرس روی همه‌ی این بسته‌ها
‫صندوق پستی‌های مختلف تو کل دنیاست.

28:01.911 --> 28:05.816
‫و اگه استو مخفیانه برای شرکت فدکس کار نکنه...

28:08.478 --> 28:11.052
‫این یه کیسه‌ی رسمی مدارک جرمه.

28:12.251 --> 28:14.792
‫اینا همون دندون‌های طلای
‫قاتل دربازکنی هستن.

28:14.957 --> 28:17.288
‫اینا همه‌ی مدارک اصلی قاتل دربازکنن.

28:17.289 --> 28:17.893
‫در مورد این موضوع خونده بودم.

28:17.894 --> 28:20.698
‫مردم از این یادگاری‌های جنایی
‫پول کلانی به جیب می‌زنن.

28:20.699 --> 28:21.996
‫یه تیکه از موی چارلز منسون

28:21.997 --> 28:23.932
‫توی دارک‌وب ۲۵۰ هزار دلار فروخته شد.

28:23.933 --> 28:26.595
‫باشه، ولی جس، اون داره
‫توی یه تریلر زندگی می‌کنه.

28:26.771 --> 28:29.235
‫اصلاً به قیافه‌اش نمی‌خوره پولدار باشه.

28:29.433 --> 28:30.533
‫هوم.

28:31.776 --> 28:33.140
‫این دیگه چه کوفتیه؟

28:34.141 --> 28:35.813
‫تخمه‌ی آفتاب‌گردون.

28:35.978 --> 28:38.849
‫معاون وید همیشه داشت
‫تخمه‌ی آفتاب‌گردون می‌شکست.

28:39.014 --> 28:41.852
‫یا دربازکن رو به قاتل فروخته یا اینکه...

28:43.150 --> 28:44.415
‫وای نه.

28:48.452 --> 28:49.651
‫زود باش.

28:50.091 --> 28:50.420
‫مکس!

28:50.421 --> 28:53.193
‫فینیاس! در رو باز کن!

28:53.996 --> 28:54.799
‫مکس!

28:54.964 --> 28:56.096
‫خداروشکر.

28:56.097 --> 28:56.998
‫ساعت چنده؟

28:56.999 --> 28:59.495
‫در رو قفل کن و همین تو بمون.

28:59.496 --> 29:00.166
‫چه خبر شده؟

29:00.167 --> 29:02.774
‫و در رو برای هیچکس باز نکن،
‫جز من یا الیس

29:02.939 --> 29:03.664
‫یا پیتزایی که الان سفارش دادم

29:03.665 --> 29:05.138
‫چون نمی‌خوام سرد بشه.

29:05.139 --> 29:06.536
‫آره، باشه باشه.

29:07.000 --> 29:12.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:13.048 --> 29:15.248
‫خب، این اصلاً خوب نیست.

29:20.352 --> 29:22.761
‫خب، شاید رفته یه نوشیدنی بگیره.

29:23.762 --> 29:28.866
‫یا شایدم رفته عطشش رو
‫برای قتل بعدی سیراب کنه.

29:29.526 --> 29:32.232
‫ای بابا. قانون این یکی چیه؟

29:37.776 --> 29:40.207
‫می‌دونستم یه روزی به کار میاد.

29:53.418 --> 29:55.386
‫آر.

29:55.387 --> 29:58.896
‫آره، زخم خیلی شبیه به زخم
‫اون دوتا قربانی دیگه‌ست.

30:00.326 --> 30:01.756
‫تلاش خوبی بود.

30:02.097 --> 30:03.966
‫خود قاتله. داره مسخره‌مون می‌کنه.

30:03.967 --> 30:07.333
‫هی، شاید یه زن باشه. ذهنت رو محدود نکن.

30:07.971 --> 30:09.599
‫این رو بده جرم‌شناسی.

30:09.764 --> 30:10.566
‫ممنون.

30:10.567 --> 30:14.175
‫ای بابا، پیتزام تا الان دیگه قطعاً سرد شده.

30:14.340 --> 30:16.177
‫هرچند دیگه چندان اشتهایی هم ندارم.

30:16.342 --> 30:18.311
‫باید به بابای وید خبر بدیم.

30:18.476 --> 30:19.884
‫من باید پیش فینیاس بمونم.

30:20.049 --> 30:22.314
‫باشه، تو فینیاس رو ببر ایستگاه پلیس،

30:22.315 --> 30:24.151
‫منم میرم با استو حرف بزنم.

30:24.152 --> 30:25.285
‫باشه.

30:25.681 --> 30:28.893
‫ببین، واقعاً متاسفم، استو.

30:29.157 --> 30:31.158
‫وید قاطی چه ماجرایی شده بود؟

30:31.159 --> 30:32.929
‫به‌نظر می‌رسه وید داشته مدارک قدیمی

30:32.930 --> 30:35.262
‫پرونده‌ی قاتل در بازکنی رو می‌فروخته.

30:35.427 --> 30:37.759
‫اصلاً فکرش رو می‌کردی
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

30:37.935 --> 30:40.300
‫خدایا، پسر احمقم ممکنه...

30:40.938 --> 30:42.906
‫ببین، همه‌اش تقصیر منه.

30:42.907 --> 30:43.566
‫چطور؟
‫منظورت چیه؟

30:43.567 --> 30:46.878
‫قسط‌های تریلرم عقب افتاده بود

30:47.043 --> 30:49.738
‫و اون گفت که خودش
‫ردیفش می‌کنه.

30:50.409 --> 30:52.851
‫من هیچوقت ازش نپرسیدم
‫پول رو از کجا آورده.

30:54.248 --> 30:55.513
‫پسرم.

30:55.678 --> 30:57.317
‫اون دیگه نیست.

30:57.482 --> 30:58.714
‫این قاتل...

30:58.890 --> 31:01.255
‫تنها چیزی که برام مونده بود رو ازم گرفت.

31:14.939 --> 31:17.831
‫اثر انگشت وید روی تمام مدارک قدیمی هست،

31:17.832 --> 31:20.439
‫ولی خب بدیهیه که می‌دونیم
‫اون قاتل نیست.

31:20.637 --> 31:22.946
‫حالا اگه قاتل واقعاً یه مقلد باشه،

31:22.947 --> 31:24.916
‫پس قراره دوتا قربانی دیگه هم داشته باشیم،

31:25.081 --> 31:25.839
‫و نباید بذاریم این اتفاق بیفته.

31:25.840 --> 31:27.886
‫فینیاس، تو گفتی قاتل‌های سریالی
‫عاشق داستانن.

31:28.051 --> 31:28.743
‫خب، داستان اینجا چیه؟

31:28.744 --> 31:31.922
‫توی قتل‌های سریالی اصلی،
‫قربانی‌ها تصادفی نبودن.

31:31.923 --> 31:34.959
‫پس حتماً یه الگویی توی این قتل‌ها هست.

31:35.124 --> 31:37.752
‫یه لحظه صبر کن.
‫وید داشت مدارک مربوط به

31:37.753 --> 31:39.094
‫قاتل دربازکن اصلی رو می‌فروخت.

31:39.095 --> 31:41.999
‫و اولین قربانی‌مون، ایمی مایرز،

31:42.164 --> 31:42.966
‫داشت وسایل یادگاری با تم قاتل می‌فروخت.

31:42.967 --> 31:45.001
‫و کیسی بیکر هم داشت
‫بلیط‌های یه مهمونی

31:45.002 --> 31:46.938
‫با تم دربازکن رو می‌فروخت.

31:47.103 --> 31:47.795
‫قاتل تهدیدش کرده بود.

31:47.796 --> 31:50.336
‫یه نفر هم درباره‌ی قاتل دربازکن اصلی
‫پادکست ساخته بود.

31:50.337 --> 31:50.908
‫پس همه‌ی قربانی‌ها

31:50.909 --> 31:52.801
‫داشن از داستان اصلی سود می‌بردن.

31:53.076 --> 31:53.438
‫دقیقاً.

31:53.439 --> 31:55.011
‫واسه همینه که قاتل داره
‫ادای اون رو درمیاره.

31:55.012 --> 31:57.608
‫عصبانیه که همه دارن
‫از این داستان پول درمیارن.

31:57.773 --> 31:58.674
‫وای خدای من.

31:58.675 --> 32:00.181
‫پس اگه به خاطر پادکست من نبود،

32:00.182 --> 32:01.986
‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

32:02.646 --> 32:04.351
‫هی کول.

32:05.451 --> 32:06.958
‫ببخشید بچه‌ها.

32:08.421 --> 32:09.961
‫خودت رو سرزنش نکن.

32:10.126 --> 32:11.159
‫ولی وقتی همه‌چی تموم شد،

32:11.160 --> 32:13.161
‫بهتره به فکر تغییر موضوع پادکستت باشی

32:13.162 --> 32:14.856
‫یه چیزی که باعث مرگت نشه،

32:15.032 --> 32:17.562
‫مثل عتیقه‌جات یا نهنگ‌ها.

32:18.233 --> 32:19.002
‫تو چرا هنوز اینجایی؟

32:19.003 --> 32:21.268
‫فکر کردم رفتی خونه که استراحت کنی.

32:21.269 --> 32:21.829
‫اصلاً حرفش رو هم نزن.

32:21.830 --> 32:24.503
‫یه چیزی فهمیدم که باید بشنوی.

32:24.668 --> 32:27.175
‫یادته که ردیابی تاریخچه‌ی دارک‌وب وید
‫غیرممکن بود؟

32:27.176 --> 32:29.441
‫آره. تیم سایبریم رو فرستادم سراغش.

32:29.442 --> 32:30.949
‫خب، می‌تونی بگی بیخیال بشن.

32:31.114 --> 32:31.839
‫با یه منبع در تماس بودم که

32:31.840 --> 32:34.645
‫با تراکنش‌های این‌شکلی دارک‌وب آشنایی داره.

32:34.810 --> 32:35.910
‫کی؟

32:36.086 --> 32:37.251
‫می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم.

32:37.252 --> 32:38.681
‫باشه، قبول.
‫منبعت چی گفت؟

32:38.682 --> 32:41.552
‫بهشون گفتم دنبال چی هستیم و اون‌ها
‫چیزهایی شنیده بودن.

32:41.553 --> 32:44.918
‫ظاهراً برای خرید اون دربازکن
‫یه رقابت شدید مزایده‌ای بوده.

32:44.919 --> 32:46.756
‫اون‌ها برام بیشتر تحقیق کردن.

32:46.965 --> 32:48.428
‫می‌دونن کی برنده شده.

32:49.363 --> 32:51.859
‫شارون بیلی بدعنق.

32:51.860 --> 32:54.169
‫منبع جسیکا، فروش اون دربازکن رو
‫ردیابی کرده

32:54.170 --> 32:55.665
‫به یه صندوق پستی
‫که چند ساعت با اینجا فاصله داره.

32:55.666 --> 32:59.109
‫کمی تحقیق بیشتر نشون داد که
‫صندوق به نام کی ثبت شده.

32:59.274 --> 33:00.836
‫به اسم شارون بیلی‌ـه.

33:01.012 --> 33:02.870
‫نگران نباش.
‫ما هم از طرف خودمون دوباره چک کردیم.

33:02.871 --> 33:05.511
‫باشه، پس اون دربازکن رو خریده.

33:05.676 --> 33:06.984
‫فکر می‌کنید اون قاتل مقلده؟

33:06.985 --> 33:10.120
‫همه‌ی قربانی‌ها از داستان اصلی سود می‌بردن.

33:10.285 --> 33:11.781
‫و شارون از این متنفر بود.

33:11.946 --> 33:12.715
‫از همه‌ی اون مهمونی‌ها متنفر بود

33:12.716 --> 33:15.817
‫و مخصوصاً از پادکست فینیاس.

33:15.818 --> 33:18.128
‫خب، قطعاً انگیزه رو داره.

33:18.293 --> 33:19.623
‫و به عنوان صاحب متل،

33:19.624 --> 33:23.001
‫بعد از اینکه معاون وید کشته شد،
‫اثری ازش نبود.

33:23.166 --> 33:25.036
‫پس اصلاً ظاهر خوبی نداره.

33:25.300 --> 33:26.498
‫فکر کنم کار خودشه.

33:26.499 --> 33:26.861
‫درسته.

33:26.862 --> 33:29.072
‫به نیروهای پشتیبان زنگ می‌زنم
‫تا با شما بیان اونجا.

33:29.073 --> 33:31.305
‫قبل از اینکه بو ببره، بیاریدش اینجا.

33:31.306 --> 33:34.144
‫معمولاً خبرنگارها اجازه ندارن

33:34.309 --> 33:36.475
‫تا اینجای ساختمون بیان، ولی ممنون.

33:36.476 --> 33:37.774
‫خواهش می‌کنم.

33:38.445 --> 33:39.181
‫بیا برسونیمت خونه، فینیاس.

33:39.182 --> 33:42.812
‫یه مامور بفرست دم خونه‌اش بمونه
‫تا وقتی شارون رو بیارن.

33:43.417 --> 33:44.583
‫چشم، قربان.

33:45.056 --> 33:47.058
‫حالم بهم می‌خوره.

33:47.223 --> 33:48.289
‫باورم نمی‌شه کار شارون باشه.

33:48.290 --> 33:50.160
‫دیشب می‌تونست ما رو بکشه.

33:50.325 --> 33:51.028
‫می‌دونم.

33:51.029 --> 33:52.392
‫ولی دیگه تموم شد، فینیاس.

33:52.393 --> 33:54.328
‫ما همین الان داریم میریم که بازداشتش کنیم.

33:54.329 --> 33:56.166
‫خیالت راحت باشه، برو خونه.

33:56.331 --> 33:58.564
‫ممنونم. از همه‌تون.

33:59.400 --> 34:02.172
‫معلوم هست کی من رو می‌رسونه خونه؟

34:02.337 --> 34:04.108
‫خودم می‌رسونمت.

34:07.672 --> 34:09.608
‫خب، هم‌سفریم؟

34:11.412 --> 34:11.774
‫آره.

34:11.775 --> 34:14.117
‫شارون بیلی توی گذشته گیر کرده بود

34:14.118 --> 34:14.777
‫درست همونقدر که من گیر کرده بودم.

34:14.778 --> 34:18.188
‫اگه برای شروع دوباره و بازنویسی داستانم
‫به مدرک بیشتری نیاز داشتم،

34:18.353 --> 34:20.685
‫این همون بود.

34:20.850 --> 34:24.128
‫یه چیزی که یاد گرفتم اینه که
‫تنهایی نمی‌شه کاری کرد.

34:24.293 --> 34:26.096
‫اگه کارآگاه مکس نبود،

34:26.097 --> 34:28.660
‫هنوز توی خونه‌ام حبس بودم.

34:28.825 --> 34:31.025
‫اون بهم کمک کرد اولین قدم رو بردارم.

34:32.367 --> 34:35.204
‫آخی. مرسی که بهم گفتی کارآگاه.

34:35.205 --> 34:36.403
‫حرف‌هایی که قبلاً زدم جدی بود.

34:36.404 --> 34:38.802
‫بدون تو نمی‌تونستم انجامش بدم.

34:38.967 --> 34:42.739
‫و فکر کنم حاضرم
‫قدم بعدی رو بردارم.

34:42.740 --> 34:43.839
‫اون دیگه چیه؟

34:43.840 --> 34:48.482
‫سقوط آزاد؟ زیپ‌لاین؟
‫شاید هم بریم لژسواری.

34:50.187 --> 34:52.816
‫داشتم به یه چیز دیگه فکر می‌کردم.

35:07.765 --> 35:09.063
‫رسیدیم.

35:09.602 --> 35:11.835
‫کارخونه‌ی قدیمی بیلی.

35:12.308 --> 35:14.145
‫اینجاست که زندگی من تموم شد.

35:14.310 --> 35:16.609
‫و دیگه نمی‌تونم ازش بترسم.

35:16.774 --> 35:18.148
‫آره. صددرصد.

35:18.149 --> 35:21.152
‫ولی الان با یه ساختمون
‫متروکه‌ی ترسناک طرفیم.

35:21.317 --> 35:22.549
‫این قطعاً جزو قوانینـه.

35:22.714 --> 35:24.650
‫می‌دونم، ولی باید این کار رو بکنم.

35:24.815 --> 35:26.948
‫دیروز از بیرون رفتن وحشت داشتم،

35:26.949 --> 35:28.554
‫ولی تو بهم نشون دادی که فقط یه قدمـه.

35:28.555 --> 35:30.887
‫و این هم فقط یه ساختمونـه.

35:31.360 --> 35:33.626
‫تو خیلی بهم کمک کردی.

35:33.791 --> 35:35.991
‫این آخرین کاریه که باید برای آزادیم بکنم.

35:36.629 --> 35:40.567
‫باشه، من به الیس پیام میدم
‫ببینم شارون بازداشت شده یا نه.

35:40.732 --> 35:42.173
‫باشه. حله.

35:43.031 --> 35:44.999
‫خب، شارون توی متل نیست،

35:45.000 --> 35:47.211
‫و اون دوتا ماموری که فرستادم دم خونه‌اش

35:47.376 --> 35:48.740
‫میگن اونجا هم نیست.

35:48.905 --> 35:49.641
‫این اصلاً خوب نیست.

35:49.642 --> 35:51.346
‫نه. خب، می‌تونی به مکس پیام بدی

35:51.347 --> 35:54.042
‫و بهش بگی که توی وضعیت قرمز باشه؟

35:58.156 --> 36:00.290
‫لعنتی. پیام‌هام ارسال نمی‌شن.

36:00.455 --> 36:01.885
‫شاید بهتره برگردیم.

36:02.919 --> 36:04.228
‫فینیاس.

36:05.328 --> 36:08.298
‫فینیاس، خواهش می‌کنم پیش هم بمونیم.

36:14.436 --> 36:15.898
‫اگه این یه فیلم ترسناک بود،

36:15.899 --> 36:19.705
‫همه سر من داد می‌زدن که نرم اون تو.

36:20.541 --> 36:23.577
‫و با این حال، من اینجام.

36:37.426 --> 36:38.559
‫فینیاس.

36:50.802 --> 36:55.279
‫قانون شماره‌ی پنج.
‫همیشه گوشی لعنتیت رو شارژ کن.

37:21.701 --> 37:22.801
‫اوکی.

37:38.553 --> 37:39.686
‫فینیاس!

37:40.786 --> 37:41.786
‫شارون!

38:02.973 --> 38:04.205
‫سلام مکس.

38:06.713 --> 38:08.418
‫خوشحالم که بیداری.

38:09.419 --> 38:11.421
‫نمی‌خواستم این صحنه رو از دست بدی.

38:12.015 --> 38:13.489
‫چه خبر شده؟

38:14.655 --> 38:16.855
‫دارم داستانم رو بازنویسی می‌کنم.

38:18.120 --> 38:18.826
‫یادته؟

38:18.827 --> 38:21.056
‫اولش قصد نداشتم تو رو وارد داستان کنم،

38:21.057 --> 38:22.959
‫ولی تو ول‌کن نبودی و مدام با اون

38:22.960 --> 38:25.435
‫چرندیات شخصیت اصلی باش رو مخ بودی.

38:25.600 --> 38:26.369
‫خیلی تابلو بود.

38:26.370 --> 38:28.767
‫دیگه... مجبور شدم تو رو هم واردش کنم.

38:28.768 --> 38:29.934
‫چه شانسی آوردم.

38:30.968 --> 38:33.036
‫پس همه‌اش دروغ بود؟

38:33.707 --> 38:34.234
‫ترس از فضای بازت؟

38:34.235 --> 38:37.480
‫نه، نه، نه. واقعاً
‫ترس از فضای باز داشتم.

38:37.645 --> 38:40.175
‫سال‌ها با ترسِ
‫از خونه بیرون رفتن زندگی کردم.

38:40.351 --> 38:43.211
‫یه قربانی بیچاره و درمانده.

38:43.915 --> 38:45.388
‫ولی وقتی داشتم پادکستم رو می‌ساختم،

38:45.389 --> 38:49.854
‫همه‌چی رو درباره‌ی
‫قاتل‌های سریالی یاد گرفتم،

38:49.855 --> 38:50.525
‫اینکه ذهنشون چطور کار می‌کنه.

38:50.526 --> 38:55.761
‫کم‌کم توانایی‌شون
‫در کنترل زندگی‌شون رو تحسین کردم.

38:55.762 --> 38:59.061
‫ببین، اون‌ها هیچ ترسی ندارن.

38:59.062 --> 39:00.866
‫دنیا از اون‌ها می‌ترسه.

39:01.031 --> 39:02.031
‫و فهمیدم که جواب من همینه.

39:02.032 --> 39:06.101
‫اینجوری بود که می‌تونستم
‫دیگه قربانی نباشم.

39:06.102 --> 39:07.377
‫من شدم شکارچی.

39:07.378 --> 39:09.908
‫اما این مسخره‌بازی تقلید چیه؟

39:10.073 --> 39:12.349
‫دنباله‌ها هیچوقت به خوبی نسخه‌یداصلی نیستن.
‫چرا یه کار جدید نکردی؟

39:12.350 --> 39:14.648
‫چه راهی بهتر از اینکه کل داستانم رو

39:14.649 --> 39:16.617
‫با عوض کردن کل سناریو بازنویسی کنم؟

39:16.618 --> 39:17.519
‫قتل‌های دربازکنی رو برگردونم.

39:17.520 --> 39:20.489
‫و این‌بار... من شخصیت اصلی می‌شم.

39:20.490 --> 39:22.150
‫آره، چون همه عاشق شخصیت اصلی‌ای هستن

39:22.151 --> 39:24.790
‫که یه مشت آدم رو کُشته. چیزی رو جا انداختم؟

39:24.791 --> 39:26.627
‫نه. خنگ نباش، کارآگاه.

39:26.628 --> 39:28.531
‫شارون بیلی قاتله.

39:30.192 --> 39:33.293
‫شارون بیلی، پیرزن بدعنق شهر،

39:33.294 --> 39:36.902
‫کسایی که دارن از تراژدی
‫خانوادگیش پول درمیارن رو می‌کُشه.

39:38.035 --> 39:41.510
‫که ما رو می‌رسونه به اینجا،
‫فصل آخر داستان.

39:41.511 --> 39:44.480
‫شارون بیلی کارآگاه فضول رو

39:44.481 --> 39:47.010
‫از کنار خیابون می‌دزده
‫و می‌بره به مخفیگاهش.

39:47.011 --> 39:52.049
‫و من باید به عمیق‌ترین ترس‌هام
‫غلبه کنم و برم دنبالش تا...

39:53.721 --> 39:55.920
‫تا تنها عشق واقعیم رو نجات بدم.

39:55.921 --> 39:57.053
‫تنها عشق چی‌چیت؟

39:57.054 --> 39:58.461
‫عشق در نگاه اول بود.

39:58.462 --> 40:01.992
‫که با یه شب رمانتیک توی متل محکم‌تر شد.

40:01.993 --> 40:04.258
‫این یه داستان فرعی عالیـه.

40:04.259 --> 40:04.929
‫باشه. ببخشیدا.

40:04.930 --> 40:07.734
‫یه شب با من، حداقل پتانسیل
‫داستان اصلی شدن رو داره.

40:07.735 --> 40:10.770
‫نه، ولی من شجاعانه سعی می‌کنم
‫با شارون بجنگم.

40:10.771 --> 40:12.542
‫اون با چاقو می‌زنه به بازوم،

40:12.707 --> 40:14.037
‫زخمیم می‌کنه، در حدی که
‫بتونه کار تو رو تموم کنه.

40:14.038 --> 40:16.204
‫شارون کی بهت چاقو زد؟

40:22.310 --> 40:25.950
‫من می‌شم قهرمانی که به خاطر عشق

40:25.951 --> 40:27.557
‫به سختی‌های زیادی غلبه کرده.

40:27.722 --> 40:28.689
‫این یه داستان کاملـه.

40:28.690 --> 40:31.891
‫و این دفعه من خودم می‌نویسمش.

40:32.056 --> 40:33.386
‫خب، نظرت درباره‌ی این ایده‌ی عجیب چیه.

40:33.387 --> 40:35.762
‫چطوره هیچکس دیگه چاقو نخوره؟

40:35.763 --> 40:36.389
‫خوش نمی‌گذره؟

40:36.390 --> 40:38.568
‫ببخشید. زمان بازنویسی تموم شده.

40:38.964 --> 40:41.032
‫پلیس! سلاحت رو بنداز!

40:45.135 --> 40:46.268
‫جسیکا!

40:46.741 --> 40:47.741
‫نه!

40:47.775 --> 40:48.610
‫مکس! همون‌جا بمون!

40:48.611 --> 40:50.645
‫فقط یه لغزش کوچیک.
‫کل چیزی که لازمه همینه.

40:50.646 --> 40:52.977
‫یه بار دیگه میگم. ولش کن.

40:52.978 --> 40:54.485
‫بهم نزدیک نشو!

40:56.784 --> 40:59.688
‫ببین، دیگه تموم شد فینیاس.

40:59.853 --> 41:01.755
‫نه، قرار نبود داستان من این‌جوری تموم بشه!

41:01.756 --> 41:02.250
‫حق با توئه.

41:02.251 --> 41:03.692
‫لازم نیست اینجوری تموم بشه.

41:03.857 --> 41:04.725
‫فقط ولش کن.

41:04.726 --> 41:06.530
‫به من نگو چی کار کنم.

41:15.297 --> 41:16.297
‫چیزی نیست.

41:32.754 --> 41:34.282
‫- وایسا!
‫- چی شده؟

41:34.283 --> 41:35.592
‫چاقوت رو بده به من.

41:35.757 --> 41:36.185
‫چی؟ واسه چی؟

41:36.186 --> 41:38.561
‫توی فیلم‌های ترسناک، باید شخصیت
‫منفی رو مثلاً سه بار بکشی.

41:38.562 --> 41:40.695
‫باید مطمئن بشی که مُرده. بدش به من.

41:40.696 --> 41:42.257
‫نه. چته تو؟

41:42.258 --> 41:44.128
‫برید، بچه‌ها.

41:44.502 --> 41:47.538
‫اگه جای تو بودم، چهارچشمی
‫مراقب اون چیز می‌بودم.

41:48.968 --> 41:52.334
‫خب، درباره‌ی قضیه‌ی اشتراک‌گذاری
‫موقعیت مکانی حق با تو بود.

41:52.510 --> 41:53.103
‫این امتیاز رو بهت میدم.

41:53.104 --> 41:54.874
‫وگرنه پیدات نمی‌کردیم.

41:54.875 --> 41:57.372
‫می‌بینی که، قوانین من جون آدم‌ها رو نجات میدن.

41:57.548 --> 41:59.307
‫هرچند خودم واقعاً بهشون گوش ندادم،

41:59.308 --> 42:01.815
‫و آخرش با قاتل
‫توی یه ساختمون تاریک گیر افتادم.

42:01.816 --> 42:02.618
‫خب، اون همه‌ی ما رو گول زده بود.

42:02.619 --> 42:05.985
‫ببین، فقط خوشحالم که هردوتون سالمید، اوکی؟

42:07.624 --> 42:11.320
‫شهردار همین الان رسید.
‫واسه گزارشم یه مصاحبه لازم دارم.

42:11.485 --> 42:13.762
‫هی، مرسی که نجاتم دادی.

42:13.927 --> 42:16.424
‫خواهش می‌کنم،
‫تو هم اگه بودی همین کار رو می‌کردی.

42:16.600 --> 42:20.703
‫اون به یه قاتل حمله کرد.
‫حتی یک ثانیه هم تردید نکرد.

42:20.868 --> 42:23.497
‫ولی حق با اونه. تو هم همین کار رو می‌کردی.

42:23.706 --> 42:27.677
‫و هی، ممنون که این قضیه رو آسون کردی.

42:27.842 --> 42:30.405
‫می‌دونی... من و جسیکا رو میگم.

42:30.581 --> 42:33.716
‫اون باهوشه، جذابه، باحاله،

42:33.881 --> 42:36.444
‫مثل شوهی اوتانی چوب بیسبال رو تکون میده.
‫چیش رو آدم دوست نداشته باشه؟

42:37.313 --> 42:39.149
‫بسیار خب، تو رو نمی‌دونم،

42:39.150 --> 42:40.480
‫ولی اشتهای من تازه باز شده.

42:40.481 --> 42:43.186
‫پایه‌ی پیتزای بیات متل هستی؟

42:43.187 --> 42:44.517
‫چون کلی ازش دارم.

42:44.518 --> 42:46.762
‫نیستمش. برات یه پیتزای تازه می‌خرم.

42:46.927 --> 42:48.257
‫نظرت چیه؟ لیاقتش رو داری.

42:57.872 --> 42:59.269
‫برو بریم.

43:07.783 --> 43:09.312
‫وای خدای من.

43:09.620 --> 43:11.589
‫واقعاً جواب داد.

43:12.117 --> 43:14.284
‫ریکی، تو یه نابغه‌ای.

43:15.000 --> 43:35.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
