WEBVTT

00:00.200 --> 00:02.379
‫آرپَس آلفا در موقعیت
« ...آنچه گذشت »

00:03.203 --> 00:05.703
‫اون‌ها شیوۀ جنگمون رو تغییر می‌دن

00:07.900 --> 00:11.519
‫فکر می‌کنم امکانش هست که جبهه‌الحریه
‫هیچ ارتباطی با داندر نداشته باشه

00:11.680 --> 00:14.079
‫اون‌هایی که ما رو گروگان گرفتن...

00:14.080 --> 00:16.639
‫...و روی سرت اسلحه گذاشته بودن؟

00:16.640 --> 00:21.199
‫من دلایلی دارم که باور کنم پیشانۀ
دزدیده‌شده ‫از پایگاه خارج شده

00:21.200 --> 00:23.440
‫چرا این فقط‌وفقط دست وز بوده؟

00:24.480 --> 00:27.320
‫- ازقصد خطا زدن
‫- فکر می‌کنم دارن بهمون دروغ قالب می‌کنن

00:28.440 --> 00:29.999
‫وز در حال فراره

00:30.000 --> 00:32.319
‫فکر می‌کنم الآن پنج‌میلیون پول گرفته!

00:32.320 --> 00:34.039
‫دست نگه دار!

00:34.040 --> 00:35.440
‫هیچ مدرکی علیه من نداری

00:36.840 --> 00:39.359
‫وز فکر می‌کنه اون با سرویس‌های اطلاعاتی ارتباط داره

00:41.480 --> 00:43.239
‫رمزی بود که اون آدرس رو برامون پیدا کرد

00:43.240 --> 00:46.079
‫می‌دونی، باز هم ریسک نکن، باشه؟

00:46.080 --> 00:49.679
‫یه نفر تو رو اجیر کرده که انتونی چپمن رو بکُشی

00:49.680 --> 00:51.999
‫تو به اون آدم هیچ دِینی نداری!

00:52.000 --> 00:54.039
‫می‌شه یه‌کم بیشتر دربارۀ راس بگی؟

00:54.040 --> 00:55.799
‫از خیلی جهات، آدم خوبی بود

00:55.800 --> 00:59.159
‫اگه فکر می‌کرد کسی قصد داره
‫بهش صدمه بزنه، از کوره در می‌رفت

00:59.160 --> 01:00.399
‫برید کنار!

01:00.400 --> 01:02.799
‫بریتانیا در شُرُف پیوستن به جنگ وودیانه

01:02.800 --> 01:06.239
‫خب کی پشت اونه، وودیانی‌ها یا یکی از طرف ما؟

01:06.240 --> 01:08.479
‫بهتره دراین‌باره حق با تو باشه. راه بیفتید!

01:08.480 --> 01:10.280
‫باید برم دست‌شویی

01:35.400 --> 01:37.279
‫الایزا...

01:37.280 --> 01:39.039
‫من خوبم. من خوبم

01:39.040 --> 01:40.479
‫بهم حمله کرد

01:40.480 --> 01:42.359
‫می‌خواست سلاح سازمانی‌م رو بقاپه

01:42.360 --> 01:45.399
‫فرماندۀ گردان راسل، ازتون
‫می‌خوایم فوراً گزارش بدید

01:45.400 --> 01:46.999
‫لازمه مسیر رو تغییر بدیم؟

01:47.000 --> 01:48.359
‫باید باهاشون حرف بزنی

01:48.360 --> 01:49.679
‫دستگاه مخابره

01:51.600 --> 01:52.799
‫حالت خوبه؟

01:52.800 --> 01:55.400
‫باید فوراً توجیهشون کنی
‫تا کار احمقانه‌ای نکردن

01:56.800 --> 01:58.279
‫سربازرس سیلوا صحبت می‌کنه

01:58.280 --> 02:00.959
‫فرماندۀ گردان راسل تیر خورده و مجروح شده

02:00.960 --> 02:03.240
‫مردی که بهش حمله کرده مُرده. اسلحه دست منه

02:05.240 --> 02:07.759
‫اسلحه رو مقابل درِ اتاقک قرار بدید

02:07.760 --> 02:09.840
‫با هر دو دست بالای سر بشینید

02:23.500 --> 02:30.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:30.524 --> 02:37.524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:03.300 --> 03:09.300
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

03:20.800 --> 03:22.119
‫نظرت چیه؟

03:22.120 --> 03:23.799
‫گلوله صاف رد شده

03:23.800 --> 03:25.399
‫مشکل خاصی نداری

03:25.400 --> 03:27.599
‫اطلاع بده یه آمبولانس توی روسالان آماده باشه

03:27.600 --> 03:29.119
‫بله، خانم

03:29.120 --> 03:31.399
‫نگهش دار

03:31.400 --> 03:33.520
‫نباید فشار رو از روش برداری

03:35.320 --> 03:37.080
‫می‌تونی برم گردونی روی صندلی؟

03:38.440 --> 03:39.879
‫نه. نباید تکون بخوری

03:39.880 --> 03:40.959
‫ترجیح می‌دم ریسک کنم

03:40.960 --> 03:43.079
‫نمی‌خوام شش ساعت بعدی
‫رو صرفِ نگاه‌کردن به اون کنم

03:43.080 --> 03:45.039
‫باشه

03:58.960 --> 04:00.679
‫کرستن لانگکر

04:00.680 --> 04:02.080
‫راس ساترلندم

04:04.000 --> 04:05.479
‫کجایی؟

04:05.480 --> 04:07.480
‫خودم حقیقت رو کشف می‌کنم

04:09.720 --> 04:11.559
‫باید به حرفم گوش کنی، باشه؟

04:11.560 --> 04:14.399
‫باید این مسئله رو به پلیس بسپاری

04:14.400 --> 04:18.319
‫اگه شروع به سؤال‌پرسیدن
‫بکنی، این افراد می‌کُشنت

04:18.320 --> 04:21.439
‫تو باید برگردی و باهامون صحبت کنی

04:21.440 --> 04:23.160
‫به روش خودم انجامش می‌دم

04:26.640 --> 04:28.199
‫بهم بگو کی اجیرت کرد

04:28.200 --> 04:31.159
‫می‌دونی که همچین کاری نمی‌کنم.
‫اون‌طوری یه مرد خوب رو تحویل می‌دم

04:31.160 --> 04:32.919
‫پس بذار بهت ثابت کنم

04:32.920 --> 04:35.639
‫یعنی، هرچی که دارم رو می‌تونم نشونت بدم

04:35.640 --> 04:38.520
‫ببین، می‌تونم خودم تنهایی بیام پیشت

04:39.800 --> 04:41.480
‫فقط بگو کجا بیام

04:43.320 --> 04:46.840
‫باید تازه‌تازه اظهاریه‌ت رو بگیرم. فقط...

04:48.400 --> 04:52.359
‫گام‌به‌گام توضیح بده، تاجایی‌که می‌تونی با جزئیات

04:52.360 --> 04:55.919
‫با خلبان‌ها توی اتاقک بودم،

04:55.920 --> 04:57.879
‫درِ اتاقک زده شد

04:57.880 --> 04:59.879
‫من هم رفتم بررسی کنم

04:59.880 --> 05:01.679
‫از وز پرسیدم چی می‌خواد

05:01.680 --> 05:03.679
‫و اون دست برد سمت سلاح سازمانی‌م

05:03.680 --> 05:05.359
‫سلا... سلاح کمری‌م

05:05.360 --> 05:07.999
‫گلوله رها شد و رفت توی پام

05:08.000 --> 05:10.479
‫تونستم اسلحه رو به دست بگیرم

05:10.480 --> 05:14.919
‫ولی اون... سعی کرد برگرده سمتم،
‫من هم یک گلوله شلیک کردم

05:14.920 --> 05:18.240
‫و بعد، چند ثانیه بعد تو رسیدی

05:19.600 --> 05:24.679
‫من، می‌دونم که سؤالاتی مطرح خواهد شد
‫که چرا گذاشتم هارپر سوار هواپیما بشه

05:24.680 --> 05:28.999
‫می‌خوام شفاف‌سازی‌ش کنم، فقط
‫برای کمک به پلیس این کار رو کردم

05:29.000 --> 05:31.399
‫و از اینکه دستورالعمل رو رعایت نکردم پشیمونم

05:31.400 --> 05:32.800
‫همین

05:34.400 --> 05:36.760
‫مصاحبه در ساعت ۱۵:۴۶ به‌وقت گرینویچ پایان یافت

05:38.240 --> 05:41.519
‫شرمنده، ولی من کارم رو از دست نمی‌دم

05:41.520 --> 05:44.759
‫اظهاریۀ خودته. آزادی هرچی می‌خوای بگی

05:44.760 --> 05:46.600
‫به شرط اینکه به‌نظرت حقیقت داشته باشه

06:21.360 --> 06:23.159
‫تو باید بیمارستان باشی

06:23.160 --> 06:24.800
‫اون رو فراموش کن. فقط...

06:25.960 --> 06:27.240
‫فقط نشون بده چی داری

06:28.880 --> 06:30.759
‫فقط برای چپمن پاپوش ندوختن،

06:30.760 --> 06:33.120
‫کل این ماجرا از بیخ‌وبن شِرووِر بود

06:34.640 --> 06:37.759
‫این مال پهپادیه که اون‌ها مدعی‌ان
‫تروریست‌ها هکش کردن

06:37.760 --> 06:41.000
‫باارزش‌ترین اهدافی که می‌تونستن داشته باشن

06:46.480 --> 06:48.399
‫ازقصد خطا زدن؟

06:48.400 --> 06:50.719
‫هفت تا سرباز ساده رو کشتن،

06:50.720 --> 06:52.760
‫ولی مقامات بلندپایه رو دست‌نخورده گذاشتن

06:59.160 --> 07:02.040
‫بهت گفتن که کمکشون می‌کنی
‫جلوی تروریست‌ها رو بگیری؟

07:03.160 --> 07:06.679
‫چون این تروریسم نیست

07:06.680 --> 07:10.679
‫بهانه‌ای برای اعزام سربازها
‫و فروش سلاح‌های بیشتره

07:10.680 --> 07:13.279
‫مجلس فردا بهش رأی می‌ده

07:13.280 --> 07:15.759
‫واسه همین کار ازت استفاده کردن

07:15.760 --> 07:17.519
‫من به طرفم اعتماد دارم

07:17.520 --> 07:21.639
‫چرا هوای کسایی رو داری که
‫می‌دونی به بازی‌ت گرفته‌ان؟

07:21.640 --> 07:23.640
‫خب، اگه دروغ گفته باشه، می‌کُشمش

07:25.200 --> 07:27.040
‫اگه همونی که می‌گه باشه...

07:29.200 --> 07:32.239
‫...اون‌وقت کارم رو می‌کنم و
‫فردا خودم رو تحویل می‌دم

07:32.240 --> 07:33.959
‫بسپارش به من

07:33.960 --> 07:35.880
‫الآن می‌خوای بری دیدنش؟

07:38.440 --> 07:40.039
‫راس، الآن می‌ری دیدنش؟

07:54.160 --> 07:55.360
‫می‌دونی این کیه؟

07:57.800 --> 07:59.280
‫نه. کیه؟

08:00.720 --> 08:03.399
‫یکی از افرادی که از اون محوطه نجاتمون دادن

08:03.400 --> 08:05.360
‫همچنین کسی بود که می‌خواست من و وز رو بکُشه

08:06.960 --> 08:09.520
‫- به نظر مُرده میاد
‫- همین‌طوره

08:12.320 --> 08:13.760
‫من کشتمش

08:17.880 --> 08:19.320
‫اولین بارت بود؟

08:22.480 --> 08:23.840
‫آره

08:27.200 --> 08:29.960
‫- همین؟
‫- فقط می‌خوام...

08:31.520 --> 08:35.599
‫هنوز در تلاشم بفهمم
‫کی اون پیام‌ها رو به صبی داد

08:35.600 --> 08:38.719
‫خب، ظاهراً کادر بود

08:38.720 --> 08:40.079
‫نه، اون نبود

08:40.080 --> 08:42.519
‫باید کسی بوده باشه که نقطه‌ضعفش رو می‌دونسته

08:42.520 --> 08:45.079
‫یکی که می‌تونسته ازلحاظ
‫احساسی به بازی‌ش بگیره

08:45.080 --> 08:47.279
‫خب، نصف گردان می‌دونستن مامانش مُرده

08:47.280 --> 08:49.560
‫نمی‌دونم این کجاش کمک می‌کنه
‫که کادر رو از گزینه‌ها حذف کنی

08:51.720 --> 08:54.959
‫یادم نمیاد بهت گفته باشم که
‫همچین چیزی توی پیام‌ها بود

08:54.960 --> 08:56.520
‫نه، اون...

09:00.520 --> 09:05.079
‫فقط حرفم اینه که استفاده از مرگ مامانش
‫چیز واضحیه که هرکسی به کار می‌گیردش

09:05.080 --> 09:06.760
‫همین

09:08.400 --> 09:09.760
‫آره

09:11.760 --> 09:14.759
‫وزلی هارپر مُرده

09:14.760 --> 09:16.880
‫الایزا راسل مجروح شده

09:18.280 --> 09:19.999
‫متأسفم که این رو می‌شنوم

09:20.000 --> 09:21.559
‫کجا داره درمان می‌شه؟

09:21.560 --> 09:24.079
‫با سربازرس سیلوا سوار هواپیما تو راهه

09:24.080 --> 09:29.880
‫خب، ما یه‌سری سؤالات دربارۀ ‫گروهی
که از محوطۀ مخالفان ‫نجاتشون دادن داریم

09:31.240 --> 09:33.240
‫این حوزۀ محرمانه‌ایه

09:34.440 --> 09:36.119
‫شکی توش نیست

09:36.120 --> 09:40.399
‫یه روز بعد، یکی از اون افراد سعی
‫در کشتنِ سربازرس سیلوا داشته

09:40.400 --> 09:42.639
‫می‌دونید اون فرد کیه؟

09:42.640 --> 09:44.119
‫بذارید صحبت کنم

09:44.120 --> 09:46.880
‫تماس می‌گیرم

09:53.840 --> 09:57.479
‫این قضیه داره مسیر اشتباهی رو طی می‌کنه

09:57.480 --> 09:58.720
‫بله، قربان

11:40.800 --> 11:42.839
‫با کسی حرف زدی؟

11:42.840 --> 11:45.239
‫من رو چی فرض کردی؟

11:45.240 --> 11:47.079
‫پلیس حتماً پیگیرت بوده

11:47.080 --> 11:48.720
‫لام‌تاکام حرف نزده‌ام

11:57.360 --> 11:58.799
‫باشه

11:58.800 --> 12:00.319
‫حرفت رو باور می‌کنم

12:15.120 --> 12:16.280
‫اوه

12:41.920 --> 12:43.320
‫وای خدا...

13:16.120 --> 13:18.800
‫به روسالان نزدیک می‌شیم. آمادۀ فرود باشید

13:32.320 --> 13:34.839
‫چرا وز هارپر سوار هواپیمای من بود؟

13:34.840 --> 13:37.079
‫تحت بازداشت نبود. می‌خواست همکاری کنه

13:37.080 --> 13:39.239
‫- من هم تصمیم گرفتم...
‫- این هواپیمای تو نیست!

13:39.240 --> 13:42.039
‫با خودم گفتم اگه از فرودگاه اصلی رد بشه، دستگیر می‌شه

13:42.040 --> 13:44.759
‫وز هارپر ازطریق کنترل گذرنامه وارد کشور شد،

13:44.760 --> 13:46.399
‫پس عملاً هنوز اونجا به سر می‌بره!

13:46.400 --> 13:48.559
‫به‌نظرت چی بهشون بگیم؟

13:48.560 --> 13:51.080
‫یا می‌خوای برای جسدش
‫حقوق دیپلماتیک بگیری؟!

13:52.920 --> 13:55.840
‫گمون کنم می‌تونی بهشون بگی که
‫یکی از مأمورهات بهش شلیک کرد

13:59.640 --> 14:01.999
‫بهم خبر بده کجا می‌برنت. باید ازت گزارش بگیرم

14:02.000 --> 14:03.879
‫بله، قربان. باز هم بگم، من...

14:03.880 --> 14:07.240
‫بابت نقشم توی این وضعیت خیلی عذر می‌خوام

14:09.080 --> 14:11.279
‫این هواپیما فردا باید به کار گرفته باشه

14:11.280 --> 14:13.079
‫اینجا صحنۀ جرمه

14:13.080 --> 14:15.599
‫ما تمام هواپیماهامون رو لازم داریم

14:15.600 --> 14:17.720
‫- چرا؟
‫- به شما مربوط نیست

14:18.720 --> 14:22.720
‫- دارید به وودیان سرباز می‌فرستید؟
‫- دوباره می‌گم، به شما مربوط نیست

14:31.080 --> 14:33.399
‫چندتا مأمور رو جای بیمارستان مستقر کن

14:33.400 --> 14:36.759
‫باید محتاط باشن، ولی نمی‌خوام الایزا راسل جایی بره

14:36.760 --> 14:38.240
‫بله، خانم

14:56.800 --> 15:00.199
‫بازرس‌کارآگاه لانگکرم. پیغام بذارید

15:00.200 --> 15:02.799
‫سلام، عشقم، هواپیمام تازه نشست

15:02.800 --> 15:07.199
‫انگار یکی‌دو ساعت دیگه اینجا گرفتارم،

15:07.200 --> 15:08.880
‫ولی بعدش میام خونه

15:10.840 --> 15:12.160
‫دوستت دارم

15:33.880 --> 15:35.120
‫رئیس؟

15:46.040 --> 15:50.039
‫گلوله‌ای که پای فرماندۀ گردان راسل
رو سوراخ کرده، ‫به کف هواپیما نخورده

15:50.040 --> 15:52.599
‫کمونه کرده و توی اون جعبۀ اونجا فرونشسته

15:52.600 --> 15:56.679
‫گلوله‌ای که آقای هارپر رو کُشته
‫از بدنش رد شده و خورده اونجا

15:56.680 --> 15:59.719
‫برای همین چراغ عیب‌نما رو دیدیم.
‫گلوله به بخشی از سیم‌کشی آسیب زد

15:59.720 --> 16:01.519
‫چراغ عیب‌نما رو بلافاصله دیدید؟

16:01.520 --> 16:03.759
‫- هم‌زمان با شنیدن شلیک
‫- اولین شلیک؟

16:03.760 --> 16:06.240
‫بله، خانم. شلیک دوم بعد از چراغ اخطار بود

16:07.640 --> 16:09.320
‫جعبه‌سیاه اثباتش می‌کنه

16:11.080 --> 16:14.119
‫گلوله رها شد و رفت توی پام

16:14.120 --> 16:16.399
‫تونستم اسلحه رو به دست بگیرم

16:16.400 --> 16:20.479
‫ولی اون... سعی کرد برگرده سمتم،
‫من هم یک گلوله شلیک کردم

16:20.480 --> 16:24.719
‫اولین شلیک هارپر رو کُشته،
‫سیم رو قطع کرده و آژیر رو فعال کرده

16:24.720 --> 16:26.439
‫شلیک دوم خودزنی بوده

16:26.440 --> 16:28.679
‫دروغ گفته. گزارش بده. بدون تأخیر

16:28.680 --> 16:31.280
‫می‌خوام به جرم قتل دستگیر بشه
‫و تحت پاسگان مسلح قرار بگیره

17:03.000 --> 17:04.400
‫تو همراه ما میای

17:09.360 --> 17:10.880
‫سربازرس سیلوا

17:13.760 --> 17:15.519
‫آره، من شریکش هستم

17:15.520 --> 17:16.920
‫چی شده؟

17:46.360 --> 17:47.920
‫هی...

17:50.920 --> 17:52.360
‫اوه، عشقم...

17:56.760 --> 17:58.360
‫دیگه اینجام

18:02.400 --> 18:03.920
‫اینجام

18:06.400 --> 18:08.840
‫کسی می‌خواد بگه کجا داریم می‌ریم؟

18:13.200 --> 18:14.880
‫گمونم یعنی نه...

18:31.200 --> 18:32.440
‫کرستن؟

18:33.800 --> 18:35.919
‫اوه، عزیزدلم...

18:35.920 --> 18:38.120
‫نه، تکون نخور. تکون نخور

18:39.840 --> 18:41.319
‫اِیمی...

18:41.320 --> 18:42.640
‫آره، من اینجام

18:43.680 --> 18:45.760
‫عشقم، حالت خوبه، حالت خوبه...

18:51.000 --> 18:52.640
‫بچه‌مون هم خوبه

19:00.160 --> 19:01.680
‫کی این بلا رو سرت آورد؟

19:06.800 --> 19:08.280
‫مک‌کیب

19:09.560 --> 19:11.560
‫مک‌کیب؟

19:12.800 --> 19:14.480
‫ساترلند رو با تیر زد

19:16.200 --> 19:17.360
‫همین‌طور من رو

19:29.880 --> 19:32.080
‫قربان، هویت تیرانداز رو داریم

19:33.360 --> 19:34.599
‫گرفتم

19:34.600 --> 19:36.079
‫دِرِک مک‌کیبه

19:36.080 --> 19:38.039
‫به اینترپل گزارش بدید، توی
‫لیست تحت‌نظر قرارش بدید

19:38.040 --> 19:41.600
‫خونه و دفترش رو زیرورو می‌کنید. راه بیفتید

19:59.760 --> 20:01.719
‫اِیمی؟

20:01.720 --> 20:03.000
‫هوم

20:04.560 --> 20:05.880
‫هی

20:10.320 --> 20:12.280
‫ساعت تازه از هشت گذشته

20:17.840 --> 20:19.720
‫خبری از مک‌کیب نشد؟

20:22.920 --> 20:26.160
‫تماس بی‌پاسخی نیست، پس احتمالاً نه

20:28.360 --> 20:29.800
‫بهتره بری

20:35.720 --> 20:37.440
‫با رابرتسن صحبت کردم

20:39.160 --> 20:41.560
‫بهش گفتم که ممکنه کنار بکشم

20:43.120 --> 20:44.599
‫همیشه پیش میاد،

20:44.600 --> 20:47.199
‫آدم‌ها مریض می‌شن و کار رو واگذار می‌کنن

20:47.200 --> 20:49.720
‫- ولی تو که مریض نیستی
‫- می‌خوام اینجا باشم

20:52.800 --> 20:54.120
‫نه

20:55.840 --> 20:57.959
‫من خوب می‌شم

20:57.960 --> 21:00.079
‫جفتمون خوب می‌شیم

21:00.080 --> 21:02.439
‫نوشته‌هات رو خوندم

21:02.440 --> 21:03.800
‫دربارۀ پرونده؟

21:06.240 --> 21:08.040
‫نوشته‌های پزشکی‌ت

21:09.040 --> 21:14.039
‫قبل از اینکه حتی آمبولانس سر برسه،
‫۲۰٪ از حجم خونت رو از دست داده بودی

21:14.040 --> 21:15.560
‫یه کاری برام می‌کنی؟

21:20.000 --> 21:21.520
‫بگیرشون

21:26.360 --> 21:30.360
‫اگه به‌خاطر خودت نمی‌تونی، مشکلی نیست

21:32.480 --> 21:34.919
‫ولی اگه به‌خاطر منه،

21:34.920 --> 21:36.720
‫اگه حق اظهارنظری توش دارم...

21:41.160 --> 21:43.279
‫...این چیزیه که می‌خوام

21:43.280 --> 21:45.999
‫و اگه جاهامون برعکس بود چی؟

21:46.000 --> 21:49.159
‫اون در رو قفل می‌کردم، مگه نه؟

21:49.160 --> 21:51.560
‫- خودم رو به صندلی زنجیر می‌کردم
‫- دقیقاً، پس...

21:53.600 --> 21:56.279
‫ولی حالا که اوضاع این‌طوریه، نه؟

22:01.360 --> 22:03.879
‫می‌شه گوشی‌ت رو ببینم؟

22:03.880 --> 22:05.999
‫هی، هی

22:06.000 --> 22:08.640
‫هی... بیا، بیا

22:14.560 --> 22:18.839
‫اون‌ها هفت سرباز رو توی داندر کُشتن

22:18.840 --> 22:22.359
‫یه نوجوون رو اغفال کردن، باباش رو کُشتن

22:22.360 --> 22:24.160
‫وقتی می‌خواست از دخترش محافظت کنه

22:25.800 --> 22:28.920
‫کاری کردن که راس ساترلند خیال کنه یه قهرمانه

22:30.960 --> 22:32.480
‫بیا

22:33.640 --> 22:35.040
‫معنی‌ش اینه

22:38.760 --> 22:46.080
‫قیمت سهام آلبن-اکس از زمان ‫اعلام رأی دولت
برای پیوستن به ‫جنگ وودیان، ۲۱٪ افزایش پیدا کرد

22:50.920 --> 22:56.840
‫واقعاً نمی‌خوام پسربچه‌مون رو به این دنیا
بیارم ‫وقتی می‌دونم اون حرومی‌ها دارن می‌گردوننش

23:09.240 --> 23:10.520
‫باشه

23:18.560 --> 23:19.879
‫برو پس

23:19.880 --> 23:21.080
‫اوه...

23:26.640 --> 23:28.160
‫دوستت دارم

23:38.440 --> 23:41.279
‫چطوری راسل توی روز روشن ناپدید شد؟!

23:41.280 --> 23:42.839
‫من دستور یه پاسگان مسلح دادم!

23:42.840 --> 23:44.400
‫قبل از اینکه برسن، برده بودنش

23:45.920 --> 23:48.039
‫- مک‌کیب چی؟
‫- رفته. با پرواز شخصی

23:48.063 --> 23:48.816
!جدی؟

23:48.840 --> 23:51.399
‫یکی‌دو ساعت بعد از پیداشدن کرستن

23:51.400 --> 23:54.799
‫فرستنده و گیرنده رو غیرفعال کردن
‫بنابراین نمی‌دونیم کجا رفته

23:54.800 --> 23:56.319
‫چرا قبلاً این رو بهم نگفتید؟

23:56.320 --> 23:58.120
‫چون به‌اندازۀ کافی مشغله داشتی

24:02.120 --> 24:04.719
‫خب بگو ببینم، کرستن چطوره؟

24:04.720 --> 24:07.479
‫آره، همین الآنش داره بهم می‌توپه که زرنگ‌بازی درآوردم

24:07.480 --> 24:09.999
‫ولی اون و بچه مشکلی ندارن

24:10.000 --> 24:11.479
‫مهم همینه

24:11.480 --> 24:14.519
‫اینکه الایزا رو از بیخ گوشمون قاپیدن، این...

24:14.520 --> 24:16.079
‫به برنامه‌ریزی قوی‌ای نیاز داره

24:16.080 --> 24:19.560
‫- خب کی می‌دونسته که داره می‌ره بیمارستان؟ رمزی؟
‫- نه

24:21.240 --> 24:24.359
‫ولی موقع صحبت با سِر ایان داوْنینگ بهش اشاره کردم

24:24.360 --> 24:26.679
‫می‌دونید این یعنی چی، آره؟

24:26.680 --> 24:30.239
‫یعنی راسل و مک‌کیب با سرویس‌های اطلاعاتی کار می‌کنن

24:30.240 --> 24:33.079
‫داندر یه «پرچم دروغین» بود تا برای تشدید تنش پرونده بسازن
‫[ عملیات‌هایی که توسط نهادهای نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی صورت
‫می‌گیرد به‌گونه‌ای که گروه‌ها یا کشورهای دیگر را مسئول نشان دهند ]

24:33.080 --> 24:35.239
‫من رو دنبال جبهه‌الحریه فرستادن

24:35.240 --> 24:38.199
‫و قطعاً رمزی رو اینجا نذاشتن که کمکمون کنه، مگه نه؟

24:38.200 --> 24:39.839
‫می‌خوان وارد جنگ بشن

24:39.840 --> 24:42.519
‫گرنجر با زبون بی‌زبونی پیش من اقرار کرد

24:42.520 --> 24:46.599
‫می‌فهمم، ولی کو مدرکت برای همۀ این‌ها؟

24:46.600 --> 24:48.040
‫فعلاً ندارم

25:02.400 --> 25:03.760
‫سلام مجدد

25:05.120 --> 25:07.479
‫بابت اتفاقی که برای کرستن افتاد متأسفم

25:07.480 --> 25:09.759
‫گویا آخرین مظنونم ناپدید شده؟

25:09.760 --> 25:11.360
‫نظری نداری؟

25:12.840 --> 25:15.479
‫اگه چیزی به ذهنم رسید، خبرت می‌کنم

25:15.480 --> 25:17.519
‫خب، آیندۀ ما چیه؟

25:17.520 --> 25:20.399
‫فقط دارم علیه الایزا راسل
‫پرونده‌م رو تشکیل می‌دم

25:20.400 --> 25:21.919
‫کمکی از دستم برمیاد؟

25:21.920 --> 25:23.280
‫خبرت می‌کنم

25:38.560 --> 25:40.919
‫در چه حالی؟

25:40.920 --> 25:42.320
‫حتماً سخته اینجا

25:44.680 --> 25:46.400
‫با روان‌شناس صحبت کردم

25:47.680 --> 25:49.679
‫نگرانتن

25:49.680 --> 25:52.920
‫همه‌ش خوابش رو می‌بینم

25:54.080 --> 25:56.040
‫مردی که بابام رو کُشت

25:59.400 --> 26:01.800
‫اسمش راس ساترلند بود

26:03.160 --> 26:04.640
‫الآن هم مُرده

26:11.440 --> 26:14.959
‫من... هنوز می‌خوام از یه‌سری مسائل سر دربیارم،

26:14.960 --> 26:19.119
‫مثلاً چرا راس ساترلند
‫توی کلبه پیدات کرد

26:19.120 --> 26:22.599
‫پدرت به کسی حرفی ازش زده بود؟ الایزا شاید؟

26:22.600 --> 26:25.839
‫نه. اون خیلی بدبین بود. به هیچ‌کی نگفت

26:25.840 --> 26:28.000
‫ببخشید

26:28.024 --> 26:30.424
« ساعت هوشمند شما دیگر جایی نیست که آن را قرار داده‌اید »

26:33.680 --> 26:36.079
‫و گوشی‌ای که مخفی کرده بودی،

26:36.080 --> 26:39.639
‫- روشنش نکردی که فقط پیام‌ها رو چک کنی؟
‫- نه

26:39.640 --> 26:42.600
‫- بابا گفت همه‌چی باید خاموش بمونه
‫- همه‌چی؟

26:45.080 --> 26:49.160
‫تو بهم گفتی توی کلبه به‌جز اونی
که ما پیدا کردیم، ‫هیچ افزاره‌ای نبوده

26:50.960 --> 26:52.399
‫صبی...

26:52.400 --> 26:54.760
‫بابا یه آی‌پد اونجا داشت

26:55.920 --> 26:57.399
‫معذرت می‌خوام

26:57.400 --> 26:58.679
‫اشکالی نداره

27:00.680 --> 27:02.119
‫بله، خانم

27:02.120 --> 27:04.559
‫تاوْنزند، چپمن یه آی‌پد توی کلبه داشته

27:04.560 --> 27:06.799
‫ممکنه ساترلند یه جایی همون‌جاها مخفی‌ش کرده باشه

27:06.800 --> 27:08.839
‫باید منطقه رو دوباره بررسی کنیم

27:08.840 --> 27:10.720
‫- باشه، حله. یه تیم کامل می‌فرستم
‫- باشه

27:12.560 --> 27:15.040
‫هی، این قضیه رو راست‌وریس می‌کنیم

27:16.440 --> 27:18.040
‫تو نباید اینجا باشی

27:49.940 --> 27:51.219
این ساختمون عمومی نیست

27:51.220 --> 27:52.499
دنبال یکی می‌گردم ‫که به جرم قتل تحت‌تعقیبه

27:52.600 --> 27:54.579
‫دلایلی دارم که باور کنم توی این ساختمونه

27:54.580 --> 27:57.340
‫حکم لازم ندارم. فقط می‌خوام از جلوم بری کنار

27:59.760 --> 28:01.199
‫باشه

28:01.200 --> 28:03.679
‫یه بار دیگه این کار رو بکن تا بهت دست‌بند بزنم

28:03.680 --> 28:06.239
‫- نمی‌تونی بیای اینجا...
‫- الایزا راسل کجاست؟

28:06.240 --> 28:07.919
‫یا بهم می‌گی یا خودم اینجا رو می‌گردم

28:07.920 --> 28:09.880
‫- گفتم نمی‌تونی بیای اینجا
‫- خیلی‌خب

28:12.720 --> 28:17.280
‫دراز بکش، وگرنه به‌خاطر مقاومت
‫در برابر مأمور دستگیرت می‌کنم

28:20.200 --> 28:22.239
‫نفوذ امنیتی!

28:22.240 --> 28:25.080
‫نفوذ امنیتی!

28:39.160 --> 28:41.919
‫- سلام به همگی
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

28:41.920 --> 28:44.239
‫من؟ الایزا راسل رو به جرم قتل دستگیر می‌کنم

28:44.240 --> 28:47.119
‫تو چی؟ راستش نمی‌خواد جواب بدی. به یه‌ورم هم نیست

28:47.120 --> 28:48.759
‫دست‌بندم رو جای پذیرش جا گذاشتم

28:48.760 --> 28:50.399
‫توی راه خروج برش داریم؟

28:50.400 --> 28:52.279
‫ما توافق کردیم که می‌تونیم اینجا نگهش داریم

28:52.280 --> 28:53.799
‫من از تو اجازه نمی‌خوام

28:53.800 --> 28:55.919
‫می‌شه یواش‌تر بری، لطفاً؟

28:55.920 --> 28:58.039
‫وقتی کارمون تموم شد،
‫در اختیارش قرار می‌دیم

28:58.040 --> 28:59.519
‫کِی می‌شه، هوم؟

28:59.520 --> 29:02.759
‫اون‌قدری که مجلس یه جنگ کوچیک رو تصویب کنه؟

29:02.760 --> 29:05.039
‫- دهنت بسته شد؟
‫- فقط باید سر این بهم اعتماد کنی

29:05.040 --> 29:06.200
‫عمراً

29:10.720 --> 29:12.679
‫این دیگه چه بساطیه؟!

29:12.680 --> 29:14.279
‫اون به یکی از افرادم حمله کرد

29:14.280 --> 29:16.959
‫اصلاً دستم بهش نخورد. داشت مانع یه مأمور می‌شد

29:16.960 --> 29:18.839
‫این موضوع خیلی خطیره

29:18.840 --> 29:21.239
‫دولت تصمیم گرفته که چی از همه خطیرتره

29:21.240 --> 29:23.639
‫امنیت ملی. مسئلۀ وودیان

29:23.640 --> 29:25.839
‫اون یه مسئلۀ واقعی نیست ولی، هست؟

29:25.840 --> 29:27.199
‫شما قبلاً تصمیم گرفتید

29:27.200 --> 29:28.840
‫دارید آمادۀ ورود به جنگ می‌شید

29:30.960 --> 29:32.359
‫سلام به همگی

29:32.360 --> 29:34.919
‫سربازرس. رئیس ارشد

29:34.920 --> 29:38.519
‫خب، راسل کجاست؟

29:38.520 --> 29:40.679
‫داره کمکمون می‌کنه به تصویر کلی برسیم

29:40.680 --> 29:42.439
‫درواقع تحت بازداشته

29:42.440 --> 29:44.599
‫اینجا فقط داریم به جزئیات می‌پردازیم

29:44.600 --> 29:46.839
‫من با وجود دلایلی برای دستگیری مخالف نیستم

29:46.840 --> 29:48.559
‫اما ما تقدم داریم

29:48.560 --> 29:50.719
‫وقتی کارمون تموم بشه،
‫راسل رو تحویلتون می‌دیم

29:50.720 --> 29:52.760
‫مطمئن نیستم موافق باشم

29:54.280 --> 29:58.079
‫من با هر دو خلبان صحبت کرده‌ام،
‫اون‌ها اظهارات سربازرس سیلوا رو تأیید کرده‌ان

29:58.080 --> 29:59.519
‫جعبه‌سیاه هم تأیید می‌کنه

29:59.520 --> 30:00.879
‫راسل اول شلیک کرد،

30:00.880 --> 30:02.559
‫بعد درباره‌ش دروغ گفت

30:02.560 --> 30:04.919
‫بحثی درش نیست که
‫یه پرونده باید حل بشه

30:04.920 --> 30:08.119
‫و واسه کی همچین کاری کرد؟ دِرِک مک‌کیب!

30:08.120 --> 30:09.959
‫سربازرس سیلوا سرِ یه‌سری مسائل اشتباه می‌کنه،

30:09.960 --> 30:12.680
‫ولی سر این، فکر کنم باید... باید پشتش دربیایم

30:16.080 --> 30:17.640
‫برو راسل رو بیار

30:19.200 --> 30:22.679
‫اگه تا پایان روز بهش اتهامی وارد نشه، پسش می‌گیریم

30:22.680 --> 30:24.479
‫هوم

30:24.480 --> 30:25.760
‫ممنون

30:27.560 --> 30:30.719
‫می‌دونی مک‌کیب کجاست؟
‫به جرم قتل تحت‌تعقیبه

30:30.720 --> 30:32.359
‫من چیزی نمی‌دونم، قربان

30:32.360 --> 30:33.639
‫بیا

30:33.640 --> 30:35.319
‫قربان، این شِرووِره!

30:35.320 --> 30:36.400
‫بیا

30:38.120 --> 30:42.519
‫اگه دربارۀ ناحیۀ گلوله‌ها پس‌وپیش حرف زدم،
‫چون تازه تیر خورده بودم!

30:42.520 --> 30:45.120
‫ببخشید که اشتباه کردم، ولی...

30:46.400 --> 30:48.159
‫...من وز رو نکشتم

30:48.160 --> 30:52.000
‫- تو آرپَسی که هفت نفر رو توی داندر کُشت، خلبانی کردی؟
‫- نه

30:53.320 --> 30:57.079
‫بهت که گفتم، نصف اعضای
‫تیمم من رو توی دفترم دیدن

30:57.080 --> 30:58.799
‫آره، گفتی

30:58.800 --> 31:03.639
‫دوباره باهاشون حرف زدم و هیچ‌کس ندید
‫که موقع حمله دقیقاً داشتی چی‌کار می‌کردی

31:03.640 --> 31:04.879
‫نمی‌دونم چی بهت بگم

31:04.880 --> 31:07.159
‫من داشتم با هدفون عملیات رو مدیریت می‌کردم

31:07.160 --> 31:10.600
‫در اون مقطع، کنترل رو به مارشال هوایی گرنجر سپرده بودی

31:12.960 --> 31:17.219
‫تو به صبیحه پیام دادی که ‫به
دزدیدن پیشانۀ آرپَس ترغیبش کنی؟

31:17.243 --> 31:18.296
نه

31:18.320 --> 31:21.559
‫- یه زن جوان آسیب‌پذیر رو بازیچه قرار دادی
‫- این‌طور نیست

31:21.560 --> 31:27.119
‫وقتی توی هواپیما صحبت می‌کردیم، ‫جزئیات اون
پیام‌هایی رو که فقط ‫فرستنده می‌تونست بدونه، می‌دونستی

31:27.120 --> 31:28.919
‫همچین اتفاقی نیفتاد و خودت هم می‌دونی!

31:32.520 --> 31:33.960
‫وقت چای؟

31:38.160 --> 31:39.520
‫ببخشید

32:04.400 --> 32:07.440
‫آخرین‌بار کِی با انتونی چپمن در تماس بودی؟

32:08.720 --> 32:11.559
‫وقتی که توی الشوکه
‫برای خداحافظی اومد

32:11.560 --> 32:12.960
‫درست قبل از رفتن

32:15.680 --> 32:17.080
‫این‌ها آشناست؟

32:18.400 --> 32:21.639
‫از آی‌پد انتونی چپمن بازیابی‌شون کردیم

32:21.640 --> 32:25.479
‫راس ساترلند تمام تلاشش رو کرد تا برات گم‌وگورش کنه

32:25.480 --> 32:27.639
‫یه‌خرده طول کشید تا پیداش کنیم

32:27.640 --> 32:31.199
‫بعد از برگشت چپمن به بریتانیا،

32:31.200 --> 32:34.559
‫این پیام‌ها بین تو و چپمن ردوبدل شده

32:34.560 --> 32:37.719
‫بذار توجهت رو به این پیام به‌خصوص جلب کنم

32:37.720 --> 32:42.279
‫که ازت خواسته تصاویر پیشانه‌های آرپَس
‫در الشوکه رو بررسی کنی

32:42.280 --> 32:46.599
‫می‌گه نگرانه که یکی از واحدها ناپدید شده

32:46.600 --> 32:49.760
‫که در جواب گفتی: «خدای من. فوراً بهش رسیدگی می‌کنم»

32:52.360 --> 32:53.719
‫خواستۀ چپمن رو اجابت کردی؟

32:53.720 --> 32:56.039
‫موجودی انبار رو بررسی کردی؟

32:56.040 --> 32:58.599
‫نه، نکردی

32:58.600 --> 33:01.239
‫در عوض، دادی بکُشنش

33:01.240 --> 33:03.139
‫چون اگه چپمن زنده مونده بود

33:03.140 --> 33:04.799
‫و از ماجرای داندر باخبر می‌شد،

33:04.800 --> 33:08.579
‫تلفنی ازت می‌پرسید که چرا
‫مطابق با نگرانی‌هاش عمل نکردی

33:08.880 --> 33:11.239
‫من پیام‌ها رو نادیده نگرفتم. زرادخونه رو بررسی کردم

33:11.240 --> 33:12.599
‫نه، نکردی

33:12.600 --> 33:14.199
‫زرادخونه دوربین مداربسته داره

33:14.200 --> 33:15.879
‫تو توش نیستی

33:15.880 --> 33:18.520
‫باید بهتر از این‌ها عمل کنی

33:21.440 --> 33:24.359
‫می‌دونی، یه چیزی هست که درک نمی‌کنم

33:24.360 --> 33:26.880
‫چرا اون‌همه آدم رو باید توی داندر می‌کشتی

33:28.760 --> 33:31.119
‫می‌خواستی ما بیایم و تحقیق کنیم

33:31.120 --> 33:32.319
‫این قابل‌درکه

33:32.320 --> 33:36.439
‫می‌خواستی فراس زمان و پیام‌های
‫گوشی صبیحه چپمن رو پیدا کنیم،

33:36.440 --> 33:38.559
‫هر چیزی که ما رو به جبهه‌الحریه هدایت می‌کرد

33:38.560 --> 33:42.400
‫ولی تنها با یک مرگ هم می‌اومدیم و تحقیق می‌کردیم

33:51.560 --> 33:56.559
‫چرا این‌همه آدم رو باید می‌کشتی؟

33:56.560 --> 33:59.399
‫گروهبان فنی خلیل

33:59.400 --> 34:02.519
‫سه تا بچۀ زیر ده سال داره

34:02.520 --> 34:05.759
‫اسمش... اسمش جوله

34:05.760 --> 34:08.279
‫دوست‌هاش دارن به اسمش
‫توی ماراتن شرکت می‌کنن

34:08.280 --> 34:10.079
‫این سرجوخه سیمندزه

34:10.080 --> 34:11.559
‫گویا شخصاً اون رو می‌شناختی

34:11.560 --> 34:14.239
‫- به دل‌وروده‌ش شلیک کردی و گذاشتی از خون‌ریزی بمیره
‫- می‌شه بس کنیم؟

34:14.240 --> 34:16.359
‫اون‌قدر با اون تیربار شلیک کردی تا مهمات تموم شد

34:16.360 --> 34:18.039
‫به‌نظرم ازش لذت بردی

34:18.040 --> 34:20.039
‫تو هیچی دربارۀ من نمی‌دونی

34:20.040 --> 34:21.599
‫می‌دونم که خائنی

34:21.600 --> 34:22.799
‫دروغ‌گویی

34:22.800 --> 34:23.839
‫قاتلی

34:23.840 --> 34:24.919
‫و بزدلی

34:24.920 --> 34:26.199
‫کون لقت!

34:26.200 --> 34:28.079
‫۱۹ساله! نگاهش کن!

34:28.080 --> 34:30.480
‫می‌دونم مهم بودن! همه‌شون مهم بودن!

34:31.680 --> 34:33.399
‫ولی باید واقعی جلوه می‌کرد!

34:33.400 --> 34:35.839
‫هر چیز دیگه‌ای بود، ازش چشم‌پوشی می‌کردن!

34:35.840 --> 34:37.919
‫اسمش رو تصادف می‌ذاشتن!

34:37.920 --> 34:40.400
‫باید یه چیزی می‌بود که نتونن نادیده‌ش بگیرن!

34:46.720 --> 34:49.079
‫چپمن یه پیام بهت داد و تو نادیده‌ش گرفتی

34:49.080 --> 34:52.920
‫چون خلبانِ اون آرپَس توی داندر تو بودی

34:54.000 --> 34:55.120
‫- الایزا...
‫- بله

34:58.480 --> 35:02.480
‫پیشانه رو قایم کرده بودم تا وقتی
‫کنترل رو به گرنجر واگذار می‌کنم...

35:04.360 --> 35:06.479
‫...بتونم خلبانی‌ش کنم

35:06.480 --> 35:08.400
‫و پیام‌های ارسالی به صبیحه؟

35:09.680 --> 35:11.199
‫بله، من اون‌ها رو فرستادم

35:11.200 --> 35:13.519
‫تو راس ساترلند رو اجیر کردی؟

35:13.520 --> 35:14.719
‫بله

35:14.720 --> 35:16.600
‫توی اسکاتلند باهاش آشنا شدم

35:17.920 --> 35:19.679
‫و وز هارپر؟

35:19.680 --> 35:21.159
‫من کشتمش

35:21.160 --> 35:22.400
‫چرا؟

35:23.880 --> 35:27.120
‫ماجرا رو فهمیده بود. شروع کرده بود به اخاذی از ما

35:30.800 --> 35:32.880
‫چرا این کارها رو کردی؟

35:34.480 --> 35:37.799
‫می‌فهمم چرا مک‌کیب ازش سود می‌برد

35:37.800 --> 35:39.679
‫قیمت سهامش رشد کرده

35:39.680 --> 35:41.880
‫براش پای یه معامله وسط بود، ولی تو...؟

35:43.280 --> 35:44.960
‫مک‌کیب به تو پول می‌داد؟

35:51.760 --> 35:52.880
‫آره

35:54.680 --> 35:56.720
‫- واسه پول انجامش دادم
‫- نه

35:58.960 --> 36:00.240
‫باورم نمی‌شه

36:02.000 --> 36:03.440
‫مصاحبه رو تموم کن

36:08.000 --> 36:10.559
‫مصاحبه ساعت ۱۳:۳۱ تعلیق شد

36:10.560 --> 36:12.359
‫مظنون هنوز در بازداشته

36:16.360 --> 36:18.239
‫یک گفت‌وگو رو بهت می‌گم

36:18.240 --> 36:19.879
‫که هیچ‌وقت گیرت نمیاد

36:19.880 --> 36:22.119
‫همونیه که سرویس اطلاعاتی ما

36:22.120 --> 36:25.719
‫و همتاهاش در وودیان می‌نشوننت

36:25.720 --> 36:27.800
‫و بهت می‌گن روال دنیا چطوریه

36:29.800 --> 36:31.880
‫پس برای اینکه ثبت بشه، البته...

36:35.640 --> 36:37.440
‫...واسه پول انجامش دادم

36:39.760 --> 36:40.880
‫چرا که نه؟

36:45.680 --> 36:47.320
‫چند سال دیگه آزاد می‌شم

36:53.760 --> 36:56.880
‫اون‌ها خیلی باهوش‌تر از تو هستن

37:01.320 --> 37:03.560
‫و بیشتر از تو اهمیت دارن

37:29.720 --> 37:31.160
‫سلام

37:32.240 --> 37:34.120
‫شرمنده که نتونستم زودتر بیام

37:36.600 --> 37:38.319
‫ولی می‌خواستم ببینم در چه حالی

37:38.320 --> 37:40.360
‫- فقط به همین دلیل اینجایی؟
‫- ببین...

37:42.280 --> 37:44.879
‫...اون عکسی که سربازرس سیلوا برات فرستاد

37:44.880 --> 37:47.240
‫مردی که توی محوطه لباس بهیارها رو پوشیده بود

37:48.240 --> 37:49.839
‫وقتی بهت گفتم که نمی‌دونیم کیه،

37:49.840 --> 37:52.240
‫باهات کامل روراست نبودم. و تصمیم من نبود

37:53.160 --> 37:55.400
‫می‌دونستی که به مک‌کیب ربط داره؟

37:57.200 --> 37:59.880
‫ساترلند به دیدن همون رفت

38:02.480 --> 38:05.280
‫اگه دربارۀ مک‌کیب خبر داشتم،
‫می‌تونستم بهش هشدار بدم

38:06.200 --> 38:08.439
‫تو بهم نگفتی می‌خوای بری دیدن ساترلند

38:08.440 --> 38:10.360
‫به‌خاطر اعتمادنکردن بهت
‫من رو مقصر می‌دونی؟

38:16.160 --> 38:18.479
‫درستش می‌کنم

38:18.480 --> 38:20.439
‫اعتراف کامل

38:20.440 --> 38:24.720
‫به‌طور غیررسمی اشاره کرد که
‫سرویس اطلاعاتی ما حمایتش می‌کرده

38:26.360 --> 38:28.839
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم. اصلاً نمی‌دونم...

38:28.840 --> 38:31.839
‫که می‌تونم به هیچ‌کدوم
‫از حرف‌هاش اعتماد کنم

38:31.840 --> 38:33.799
‫ببخشید، قربان. باید جواب بدم، کرستنه

38:33.800 --> 38:35.879
‫نه، تو بشین

38:35.880 --> 38:37.959
‫مرسی

38:37.960 --> 38:39.199
‫سلام، عشقم

38:39.200 --> 38:41.319
‫الآن الایزا راسل رو متهم کردیم

38:41.320 --> 38:43.359
‫اعتراف کرد که آرپَس توی داندر رو خلبانی کرده

38:43.360 --> 38:47.799
‫به همه‌چیز اعتراف کرد. و اون
‫بوده که ساترلند رو اجیر کرده

38:47.800 --> 38:49.879
‫ساترلند اصلاً حرفی از یه زن نزد

38:49.880 --> 38:51.560
‫نمی‌تونه الایزا باشه

38:52.560 --> 38:55.759
‫ساترلند نگران بود که اون‌طوری
‫یه «مرد خوب» رو تحویل می‌ده

38:55.760 --> 38:59.399
‫یکی بود که فکر می‌کرد می‌تونه بهش اعتماد کنه

38:59.400 --> 39:01.839
‫نمی‌خوره مک‌کیب باشه

39:01.840 --> 39:04.000
‫فکر کنم باید یکی دیگه باشه

39:06.240 --> 39:08.040
‫چرا رمزی الآن اومد؟

39:09.600 --> 39:11.080
‫باهاش صحبت کن

39:13.080 --> 39:17.280
‫کرستن بهت اعتماد داره ولی من... من
‫قانع نشده‌ام که بشه بهت اعتماد کرد

39:18.720 --> 39:20.279
‫آره

39:20.280 --> 39:21.920
‫خیلی روشن حالی‌م کردی

39:24.960 --> 39:27.000
‫گویا این ساعت توئه

39:28.360 --> 39:31.560
‫مردی که سعی داشت تو و
‫هارپر رو توی وودیان بکُشه؟

39:33.640 --> 39:34.839
‫پیمانکاره

39:34.840 --> 39:36.400
‫اسمش پورتسموره

39:37.480 --> 39:39.000
‫واسه گفتن این اخراجم می‌کنن

39:40.840 --> 39:43.639
‫از موقعی که عکسش رو فرستادی، در تقلا بودیم،

39:43.640 --> 39:45.480
‫که بفهمیم کی اجیرش کرده

39:46.880 --> 39:48.839
‫برای همین الایزا راسل رو با خودمون بردیم

39:48.840 --> 39:52.959
‫فکر نمی‌کنم راسل و مک‌کیب
‫همۀ کارها رو خودشون کرده باشن

39:52.960 --> 39:54.439
‫بهشون کمک شده

39:54.440 --> 39:55.600
‫ما نبودیم

39:57.320 --> 39:59.719
‫بهت قول می‌دم، اگه سِر ایان
‫داوْنینگ توش دست داشت،

39:59.720 --> 40:02.400
‫از ما نمی‌خواست که ببینیم الایزا چی می‌دونه

40:09.320 --> 40:11.759
‫الایزا به همه‌چی اعتراف کرد

40:11.760 --> 40:13.879
‫ازجمله...

40:13.880 --> 40:17.199
‫...یه چیزی که کرستن مطمئنه کار اون نبوده

40:17.200 --> 40:18.719
‫اجیرکردن ساترلند

40:18.720 --> 40:20.719
‫خب، شاید داره واسه یکی لاپوشونی می‌کنه

40:20.720 --> 40:23.039
‫- مک‌کیب؟
‫- دلیلی نداشت که برای مک‌کیب لاپوشونی کنه

40:23.040 --> 40:24.920
‫اون قبلاً متهم شده

40:28.880 --> 40:33.199
‫تو به الایزا گفتی که مک‌کیب
‫به جرم قتل تحت‌تعقیبه؟

40:33.200 --> 40:34.400
‫نه

40:35.320 --> 40:37.159
‫ما هیچ‌وقت بهش نگفتیم. چرا؟

40:37.160 --> 40:38.639
‫وقتی الایزا رو آوردن توی اتاق،

40:38.640 --> 40:41.600
‫گرنجر بود که دربارۀ مک‌کیب بهش گفت

40:42.920 --> 40:44.599
‫منظورت چیه؟

40:44.600 --> 40:46.480
‫برای همین می‌خواست اونجا باشه

40:47.640 --> 40:51.759
‫باید به الایزا می‌گفت که مک‌کیب و خود الایزا لو رفته‌ان

40:51.760 --> 40:54.079
‫داشت بهش می‌گفت که سرباز خوبی باشه. خودشه

40:54.080 --> 40:55.120
‫گرنجره

40:56.840 --> 41:02.399
‫باید بفهمیم که گرنجر و ساترلند چه ارتباطی به هم دارن

41:02.400 --> 41:04.879
‫شما ته‌توش رو درآوردید.
‫کی بهتر از همه می‌شناختش؟

41:04.880 --> 41:07.359
‫خب، تنها کسی که دیدیم و
‫به نظر بهش اهمیت می‌داد

41:07.360 --> 41:10.720
‫- دوست‌دختر سابقش بود. آره
‫- جزئیاتش رو داری؟

41:15.960 --> 41:17.519
‫من چه کمکی می‌تونم بکنم؟

41:17.520 --> 41:20.919
‫خب، هرکسی که این رو کنار هم
‫چیده می‌دونسته که جبهه‌الحریه

41:20.920 --> 41:22.559
‫در حال جمع‌آوری مدرک علیه آلبن-اکس بوده

41:22.560 --> 41:24.679
‫افراد تو این موضوع رو به گرنجر توضیح دادن؟

41:24.680 --> 41:25.719
‫نمی‌دونم

41:25.720 --> 41:28.999
‫مسئله اینه که به‌محض درخواست
‫اون پرونده‌ها، مسدودشون می‌کنن

41:29.000 --> 41:31.040
‫پس نمی‌تونیم ازطریق کانال‌های رسمی پیش بریم

41:32.520 --> 41:34.400
‫می‌دونی که این چه معنایی داره، آره؟

41:38.040 --> 41:41.039
‫می‌دونی سابقۀ من قبل از آشنایی با شماها، پاکِ پاک بود

41:41.040 --> 41:42.199
‫خب، کِی بریم تو کارش؟

41:42.200 --> 41:44.960
‫مجلس فردا به پیوستن به جنگ وودیان رأی می‌ده

42:05.080 --> 42:06.519
‫سلام. آرلین؟

42:06.520 --> 42:09.279
‫- بله
‫- همکارم، بازرس‌کارآگاه لانگکر رو ملاقات کردی

42:09.280 --> 42:11.319
‫باز راس کاری کرده؟

42:11.320 --> 42:13.880
‫راس ساترلند به قتل رسیده

42:16.040 --> 42:18.080
‫من... واقعاً به کمکت نیاز دارم

42:23.800 --> 42:25.040
‫هی

42:26.200 --> 42:27.240
‫هوی!

42:29.200 --> 42:30.279
‫هی

42:30.280 --> 42:32.600
‫گوش کن، هرچی دربارۀ پروندۀ داندر هست می‌خوام

42:34.160 --> 42:35.239
‫طول می‌کشه

42:35.240 --> 42:36.480
‫بیا شروع کنیم

42:44.200 --> 42:46.439
‫با جلسات توجیهی دربارۀ جبهه‌الحریه شروع کن

42:46.440 --> 42:48.039
‫واسه این‌ها مجوز داری؟

42:48.040 --> 42:49.319
‫آره

42:49.320 --> 42:50.519
‫حکم پلیس

42:50.520 --> 42:52.000
‫توی سیستم که نیست

42:53.320 --> 42:55.079
‫اینجا پیشمه. خب؟

42:55.080 --> 42:56.559
‫باید الآن ببرمش پیششون

42:56.560 --> 42:59.559
‫هی، همین‌طور ای‌میل‌های نیروی هوایی

42:59.560 --> 43:02.360
‫می‌دونی، اون‌ها تازه رسیده

43:03.880 --> 43:06.879
‫فردا تصمیم‌گیری دربارۀ اعزام نیرو به وودیان

43:06.880 --> 43:08.759
‫در مجلس بررسی خواهد شد

43:08.760 --> 43:11.479
‫وزیر دفاع با اشاره به تهدید اثبات‌شده برای امنیت بریتانیا،

43:11.480 --> 43:13.919
‫از این طرح حمایت کرد

43:13.920 --> 43:16.599
‫این به‌دنبال یک حملۀ تروریستی در اوایل ماه جاری است

43:16.600 --> 43:20.120
‫که منجر به کشته‌شدن چند سرباز در
‫میدان آزمایش تسلیحات اسکاتلند شد

43:36.800 --> 43:39.160
‫هنوز مرجع حکم رو پیدا نکرده‌ام

43:40.160 --> 43:42.119
‫اگه شمارۀ دادگاه رو می‌خواستی، بهم زنگ بزن

43:42.120 --> 43:43.559
‫واقعاً نمی‌تونم بمونم

43:43.560 --> 43:44.720
‫دمت گرم، رفیق

43:48.200 --> 43:51.519
‫اِیمی، بگو که برای رمزی حکم جعل نکردی

43:51.520 --> 43:53.599
‫ترجیح می‌دم جواب اون سؤال رو ندم

43:53.600 --> 43:55.999
‫درخواست پرونده‌های محرمانه!

43:56.000 --> 43:58.319
‫طبق بند ۷ «قانون اسرار رسمی»،

43:58.320 --> 44:01.439
‫دستور دارم که تو و رمزی رو بازداشت کنم.
‫بگو داری چی‌کار می‌کنی

44:01.440 --> 44:03.560
‫خب، به‌نظرم بهتره نگم

44:05.040 --> 44:08.399
‫ببین، جفتمون می‌دونیم که
‫نمی‌تونن بذارن این ماجرا درز پیدا کنه

44:08.400 --> 44:09.920
‫همه‌ش رو زیر خاک می‌کنن

44:11.080 --> 44:13.799
‫شرمنده، آخه... نمی‌تونم بذارم همچین اتفاقی بیفته

44:13.800 --> 44:16.799
‫متوجهی که این کار به چه قیمتی ممکنه برات تموم بشه؟

44:16.800 --> 44:18.280
‫آره، متوجهم

44:20.840 --> 44:23.239
‫تا پایان روز معطلشون می‌کنم

44:23.240 --> 44:24.360
‫ممنون، قربان

44:25.600 --> 44:28.200
‫اگه جای تو بودم، الآن گوشی رو خاموش می‌کردم

44:29.960 --> 44:31.080
‫ممنونم، قربان

44:36.120 --> 44:42.839
‫اتفاقی که در داندر رخ داد،
‫حمله‌ای ازسوی تروریست‌ها بود

44:42.840 --> 44:45.360
‫که تنها یک هدف داشتند

44:48.480 --> 44:51.879
‫هدف ازبین‌بردن مشارکت

44:51.880 --> 44:54.280
‫بین دو کشور ما بود

44:55.560 --> 44:59.759
‫در عوض، امروز، ما متحد هستیم

44:59.760 --> 45:02.200
‫عزادار، بله...

45:03.240 --> 45:07.240
‫...و همچنین مصمم

45:08.400 --> 45:09.680
‫مشکلی نیست

45:12.520 --> 45:17.079
‫آن‌ها قصد داشتند ما را تضعیف کنند،
‫گیج کنند، تفرقه‌افکنی کنند،

45:17.080 --> 45:18.840
‫و شکارمان کنند!

45:19.880 --> 45:22.920
‫در عوض، حالا آن‌ها ریشه‌کن و شکار خواهند شد

45:24.320 --> 45:26.440
‫ما دو ملت را نمی‌توان مرعوب کرد!

45:27.520 --> 45:29.960
‫نمی‌توان با قلدری تسلیم کرد!

45:32.440 --> 45:34.000
‫وقتی ما تهدید می‌شویم...

45:36.160 --> 45:39.400
‫...آن تهدید هرگز بی‌پاسخ نخواهد ماند

45:40.520 --> 45:41.719
‫متشکرم

45:45.800 --> 45:46.959
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

45:46.960 --> 45:48.919
‫مارشال هوایی رو به جرم قتل دستگیر می‌کنم

45:48.920 --> 45:50.919
‫برای تو و رمزی حکم بازداشت صادر شده

45:50.920 --> 45:52.279
‫می‌دم دستگیرت کنن

45:52.280 --> 45:53.879
‫راحت باش

45:53.880 --> 45:55.440
‫- مارشال هوایی گرنجر!
‫- دست نگه دار

45:57.360 --> 45:58.760
‫بیا خصوصی صحبت کنیم

46:01.520 --> 46:04.359
‫وقتی اولین‌بار هم رو دیدیم، بهم گفتی

46:04.360 --> 46:07.359
‫که سیاست‌مدارهای بریتانیایی
‫رابطه با وودیان رو دست‌کم گرفتن

46:07.360 --> 46:12.519
‫اون زمان یک پروندۀ قضایی ‫وجود داشت که توانایی
ما رو برای ‫فروش اسلحه به اون‌ها تهدید می‌کرد

46:12.520 --> 46:14.439
‫که عملیات‌های شما رو به خطر می‌ندازه

46:14.440 --> 46:17.279
‫عملیات‌های من نه. عملیات‌های بریتانیا

46:17.280 --> 46:21.119
‫تا همین هفتۀ پیش، هیچ میلی به واردشدن
‫در درگیری مرزی توی وودیان نبود

46:21.120 --> 46:25.799
‫توی وست‌مینسر که قطعاً نبود. بااین‌حال، فردا قراره
‫دربارۀ اعزام نیروهای بریتانیایی به اونجا رأی‌گیری کنن

46:25.800 --> 46:29.199
‫- چون وضعیت تغییر کرد
‫- تو وضعیت رو تغییر دادی

46:29.200 --> 46:31.199
‫تو و دِرِک مک‌کیب و الایزا راسل

46:31.200 --> 46:34.599
‫سه‌تایی با هم توطئه کردید تا
‫پامون رو به درگیری باز کنید

46:34.600 --> 46:37.279
‫یه جورکِش لازم داشتید، برای همین
‫جبهه‌الحریه رو انتخاب کردید

46:37.280 --> 46:39.039
‫- اون که چرنده
‫- اون‌ها کسی نبودن

46:39.040 --> 46:40.199
‫خودت بهم گفتی

46:40.200 --> 46:46.199
‫اون‌ها افراطی نبودن. فقط داشتن علیه
‫آلبن-اکس مدارک جمع‌آوری می‌کردن

46:46.200 --> 46:49.119
‫با تروریست‌جلوه‌دادن اون‌ها
‫مدارکشون هم بی‌فایده می‌شد

46:49.120 --> 46:50.559
‫محاکمه از هم می‌پاشه

46:50.560 --> 46:54.759
‫و بعد حمله به داندر توجیهی که برای
‫تشدید تنش می‌خوای رو بهت می‌ده

46:54.760 --> 46:57.959
‫تو بودی که فراس زمان رو
‫روی رادار شناسایی کردی، مگه نه؟

46:57.960 --> 47:00.039
‫داری می‌گی که بی‌اجازه وارد منطقه نشده بود؟

47:00.040 --> 47:03.639
‫اوه، چرا شده بود، ولی فقط به‌این‌خاطر
‫که تو مطمئن شدی که اونجا باشه

47:03.640 --> 47:06.919
‫و... من چطور همچین کاری کردم؟

47:06.920 --> 47:10.999
‫«اطلاعات» دربارۀ نسخه‌های رمزگذاری‌شدۀ
ارسالی ‫به فراس زمان توجهیت کرد

47:11.000 --> 47:13.479
‫تو ازش بهره بردی تا به داندر بکِشونی‌ش

47:13.480 --> 47:16.359
‫من کلی اتهام و مقدار کمی
‫مدرک به گوشم می‌خوره

47:16.360 --> 47:18.199
‫دقیقاً

47:18.200 --> 47:19.800
‫این عکس معنایی برات داره؟

47:20.720 --> 47:22.079
‫نمی‌شناسمش

47:22.080 --> 47:23.600
‫اسمش راس ساترلنده

47:24.800 --> 47:27.439
‫با دوست‌دختر سابقش حرف زدم. می‌گه
‫خیلی خوب هم همدیگه رو می‌شناسید

47:27.440 --> 47:30.200
‫بعد از اینکه از ارتش انداختنش بیرون، درب‌وداغون بود

47:31.280 --> 47:34.079
‫تو کمکش کردی و اون می‌پرستیدت

47:34.080 --> 47:36.279
‫ازش سوءاستفاده کردی تا انتونی چپمن رو بکُشه

47:36.280 --> 47:39.039
‫بعد وقتی دیدی ممکنه دردسرساز بشه،

47:39.040 --> 47:40.680
‫دِرِک مک‌کیب به قتل رسوندش

47:41.640 --> 47:43.119
‫حالا می‌شناسی‌ش؟

47:43.120 --> 47:44.199
‫نه

47:44.200 --> 47:46.719
‫تو می‌دونستی انتونی چپمن کجا مخفی شده

47:46.720 --> 47:48.840
‫سربازرس، از فرصتت استفاده کردی

47:50.240 --> 47:51.639
‫مشخصاً کم آوردی

47:53.440 --> 47:54.919
‫سِر ایان؟

47:54.920 --> 47:55.960
‫عذر می‌خوام

48:06.600 --> 48:08.480
‫پس فرزند ناخلف برگشته

48:09.400 --> 48:11.319
‫با دست‌بند

48:11.320 --> 48:12.759
‫من با اختیار خودم اومدم اینجا

48:12.760 --> 48:17.079
‫اقدامات تو باعث تحقیر این بخش شده

48:17.080 --> 48:18.759
‫گرنجر به‌خاطر این کار مجازات می‌شه

48:18.760 --> 48:21.559
‫من پیش اون و سربازرس سیلوا بودم.
‫هیچ مدرک محکمی نداره

48:21.560 --> 48:22.680
‫من دارم ولی

48:26.440 --> 48:27.919
‫اول به گوش سربازرس سیلوا می‌رسه

48:27.920 --> 48:29.920
‫با من مذاکره نکن، مردیکۀ کثافت!

48:31.000 --> 48:32.480
‫این تصمیم آخرتونه، قربان؟

48:36.600 --> 48:38.440
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- پای چپ

48:46.320 --> 48:47.439
‫ایان، این چه کوفتیه؟

48:47.440 --> 48:49.639
‫سؤال من هم هست. دوست دارم جوابش رو بشنوم

48:49.640 --> 48:52.559
‫شما حدود هفت ماه پیش
‫دربارۀ جبهه‌الحریه توجیه شدید

48:52.560 --> 48:55.439
‫با استفاده از اطلاعاتی که ما
‫از شنود فراس زمان به دست آوردیم

48:55.440 --> 48:58.119
‫من بابت انواع‌واقسام مسائل توجیه می‌شم. که چی؟

48:58.120 --> 49:01.759
‫نشست توجیهی اکتبر پارسال برگزار شد

49:01.760 --> 49:04.119
‫پیام‌های ارسال‌شده به صبی از نوامبر شروع شد

49:04.120 --> 49:05.359
‫آره. من...

49:05.360 --> 49:06.799
‫دیدمش

49:06.800 --> 49:10.999
‫در روزهای منتهی به داندر، تو
‫انتونی چپمن رو فرستادی دبی

49:11.000 --> 49:13.159
‫- درسته
‫- تو ترتیب اون جلسه رو دادی؟

49:13.160 --> 49:14.279
‫بله

49:14.280 --> 49:16.959
‫ممکنه قبل از اینکه تو با چپمن تماس بگیری،

49:16.960 --> 49:19.039
‫شخص دیگه‌ای به چپمن
‫گفته باشه که به دبی بره؟

49:19.040 --> 49:22.079
‫شاید برای ترتیب‌دادن جلسه
‫باید از کسی اجازه می‌گرفتی؟

49:22.080 --> 49:23.719
‫من معاون مارشال هوایی‌ام

49:23.720 --> 49:26.280
‫لازم نیست چیزی رو با کسی در جریان بذارم

49:28.640 --> 49:33.079
‫پس ساعت ۳:۳۵ عصر به‌وقتِ
‫بریتانیا به چپمن ای‌میل زدید

49:33.080 --> 49:34.879
‫اون روز اسکاتلند بودی

49:34.880 --> 49:43.159
‫و همون روز در وودیان، صبیحه چپمن پیامی ‫از شخصی
دریافت می‌کنه که معتقده با جبهه‌الحریه ‫همدله

49:43.160 --> 49:45.839
‫توی پیام بهش گفته شده که پدرش
‫برای کار می‌خواد اونجا رو ترک کنه

49:45.840 --> 49:49.279
‫و الآن فرصت داره که پیشانۀ آرپَس رو بدزده

49:49.280 --> 49:54.919
‫و این یک ساعت و نیم کامل قبل از
اینه که تو ‫به چپمن اون ای‌میل رو بزنی

49:54.920 --> 49:56.119
‫پس جلسه رو ترتیب دادی

49:56.120 --> 49:58.719
‫می‌گی چپمن اولین نفریه که از سفر باخبر می‌شه،

49:58.720 --> 50:01.759
‫بااین‌حال صبیحه چپمن قبل از
‫پدرش از اون موضوع خبر داره

50:01.760 --> 50:03.999
‫پس چطور ممکنه،

50:04.000 --> 50:07.919
‫جز اینکه دستور داده باشی که
‫اون پیام به صبی ارسال بشه؟

50:07.920 --> 50:09.959
‫این نباید حقیقت داشته باشه، آره، مارکوس؟

50:09.960 --> 50:11.000
‫هوم

50:24.280 --> 50:25.999
‫من...

50:26.000 --> 50:28.000
‫...نمی‌خواستم کسی بمیره

50:29.400 --> 50:33.559
‫اما تصویر بزرگ‌تر جونِ صدها هزار نفره

50:33.560 --> 50:36.359
‫ذات دفاع همینه

50:36.360 --> 50:37.759
‫فداکاری می‌کنی ولی انجامش می‌دی

50:37.760 --> 50:39.679
‫چون چشمت به اصول اساسیه

50:39.680 --> 50:40.839
‫مثل الایزا حرف می‌زنی

50:40.840 --> 50:42.839
‫اون افسر خوبیه

50:42.840 --> 50:46.159
‫بهم گفت که «اطلاعات» هم نقش داشته

50:46.160 --> 50:48.359
‫- برای محافظت از تو این رو گفت؟
‫- بله

50:48.360 --> 50:50.759
‫دل‌وجیگر داره

50:50.760 --> 50:52.879
‫این... یکی از تعاریفشه

50:52.880 --> 50:55.639
‫اگه به جلوبردن این قضیه اصرار بورزی،

50:55.640 --> 50:57.879
‫صدمات جبران‌ناپذیری وارد می‌کنی

50:57.880 --> 51:01.079
‫ما یک جزیرۀ کوچک و روبه‌افول هستیم.
‫به متحد نیاز داریم

51:01.080 --> 51:04.559
‫به چندتا دوست نیاز داریم و باید
‫به اون دوستان کمی احترام بذاریم،

51:04.560 --> 51:07.239
‫به‌جای اینکه اون‌ها رو به دادگاه بکشونیم
‫و با انگشت نشونشون بدیم!

51:07.240 --> 51:08.799
‫تو می‌دونی که حقیقت داره. پشتم دربیا!

51:08.800 --> 51:10.240
‫مطمئن نیستم که بتونم

51:14.800 --> 51:18.719
‫اگه صادرات اسلحه به وودیان رو ممنوع کنیم،

51:18.720 --> 51:21.560
‫به‌نظرت چه اتفاقی می‌افته؟
‫صلح عالم‌گیر؟ نه!

51:22.680 --> 51:26.519
‫وودیانی‌ها به‌راحتی می‌رن پیش چین
‫و روسیه تا نیازشون رو برآورده کنن

51:26.520 --> 51:30.679
‫و ما یکی از مهم‌ترین تولیدکننده‌های
!نفت جهان رو از خودمون دور می‌کنیم

51:30.680 --> 51:33.599
‫اگه خیال می‌کنی این چند سال
‫اوضاع بریتانیا خوب نبوده،

51:33.600 --> 51:39.639
‫اگه مردم نتونن خونه‌هاشون رو گرم ‫کنن، به ماشین‌هاشون بنزین
بزنن ‫و درِ کارخونه‌ها یکی‌یکی تخته بشه، چه جلوه‌ای داره؟

51:39.640 --> 51:41.279
‫تو مردم خودت رو به قتل رسوندی!

51:41.280 --> 51:43.439
‫من دنیا رو همون‌طور که هست می‌بینم

51:43.440 --> 51:45.599
‫می‌بینم که چی در انتظارمونه

51:45.600 --> 51:47.559
‫یه نفر باید تصمیم بگیره

51:47.560 --> 51:50.199
‫سیاست‌مدارهامون نمی‌گیرن یا نمی‌تونن!

51:50.200 --> 51:51.240
‫نه!

51:53.000 --> 51:54.200
‫من کارم رو انجام داده‌ام...

51:55.320 --> 51:57.279
‫...خیلی خوب هم انجام داده‌ام!

51:57.280 --> 51:58.480
‫من هم همین‌طور

52:02.720 --> 52:05.240
‫فکر کنم همه‌مون موافق باشیم
‫که اشتباهاتی صورت گرفته

52:06.200 --> 52:08.799
‫شانس آوردی رمزی اونجا که بگیردشون

52:08.800 --> 52:10.999
‫من که می‌گم خیلی خوش‌شانس بوده

52:11.000 --> 52:12.880
‫همین‌طور تو

52:14.600 --> 52:17.319
‫توصیه می‌کنم که صبیحه چپمن و فراس زمان

52:17.320 --> 52:18.839
‫ بدون هیچ اتهامی آزاد بشن

52:18.840 --> 52:22.119
‫جایگزینْ دو پروندۀ قضایی بسیار خبرسازه

52:22.120 --> 52:23.559
‫آره، موافقم

52:23.560 --> 52:26.640
‫و به بعضی امتیازات از وودیان نیاز پیدا می‌کنیم

52:27.600 --> 52:31.280
‫محاکمه‌های راسل و گرنجر ‫به‌خاطر
امنیت ملی در دادگاه غیرعلنی برگزار می‌شه

52:32.600 --> 52:35.239
‫مک‌کیب هم مشکلی برامون نخواهد بود

52:35.240 --> 52:37.039
‫گزارشی در کار نخواهد بود

52:37.040 --> 52:40.799
‫پس من خطری برای منافع وودیان یا ما نمی‌بینم

52:40.800 --> 52:42.239
‫مگراینکه چیزی رو از قلم انداخته باشم؟

52:42.240 --> 52:45.039
‫برای سم کادر ۳۰ سال حبس صادر شد

52:45.040 --> 52:48.720
‫ازتون می‌خوام که وودیان رو متقاعد
‫کنید تا توی مجازاتش تخفیف قائل بشن

52:49.840 --> 52:51.959
‫به نفع خودشونه

52:51.960 --> 52:53.960
‫- روالش این‌طوری نیست
‫- چرا هست

52:54.960 --> 52:57.680
‫هر دو می‌دونیم روالش دقیقاً همین‌طوریه

53:25.720 --> 53:27.840
‫دو سال زمان زیادی برای انتظاره

53:33.120 --> 53:34.600
‫دو سال هیچی نیست

53:40.320 --> 53:41.800
‫دادگاه غیرعلنی؟

53:43.320 --> 53:44.640
‫خب، آره

53:46.280 --> 53:49.559
‫خانوادۀ کسایی که توی داندر
‫مُردن باید حقیقت رو بدونن

53:49.560 --> 53:52.000
‫حقیقت دست‌آخر آشکار می‌شه

53:56.240 --> 53:58.120
‫فقط نه تا موقعی که ما زنده‌ایم

53:59.880 --> 54:04.120
‫- هوم
‫- پسرمون ممکنه بتونه درباره‌ش بخونه ولی، وقتی پیر شد

54:06.760 --> 54:12.119
‫می‌دونی، مهم‌ترین چیز اینه که ما به دلایل درست

54:12.120 --> 54:13.520
‫انتخاب‌هامون رو کردیم

54:15.840 --> 54:19.239
‫مگه گرنجر هم همین رو به خودش نمی‌گه؟

54:19.240 --> 54:20.680
‫احتمالاً آره

54:24.440 --> 54:26.280
‫ما هر کاری تونستیم کردیم

54:32.120 --> 54:33.719
‫سلام

54:33.720 --> 54:35.960
‫ببین

54:39.120 --> 54:40.279
‫می‌بینی

54:40.280 --> 54:42.719
‫پاهاش چقدر درازه؟

54:42.720 --> 54:45.519
‫این تقصیر مامانه، مگه نه؟

54:45.520 --> 54:46.559
‫آره

54:46.560 --> 54:49.000
‫و من باید به دنیاش بیارم!
‫چند هفته طول می‌کشه!

54:51.080 --> 54:53.159
‫بریم خونه؟

54:53.160 --> 54:54.400
‫لطفاً

54:58.835 --> 55:00.335
« شش ماه بعد »

55:00.360 --> 55:03.120
‫مارکوس گرنجر و الایزا راسل...

55:04.040 --> 55:05.559
‫قبل از صدور حکم،

55:05.560 --> 55:10.599
‫بیانیۀ تأثیرات حادثه را از زبان
‫قربانی فراس زمان خواهیم شنید

55:19.680 --> 55:27.079
‫عالی‌جناب، عذرخواهم که امروز
فقط صدای من را ‫خواهید شنید

55:27.080 --> 55:29.600
‫این دادرسی‌ها باید علنی باشند

55:36.320 --> 55:41.080
‫درخصوص صبیحه چپمن، دختری رو بی‌پدر کردید

55:42.400 --> 55:45.479
‫و آدم‌هایی که در داندر کُشتید...

55:45.480 --> 55:47.519
‫خانواده‌هاشون اینجا نیستن

55:47.520 --> 55:48.800
‫باید باشن

55:51.120 --> 55:52.440
‫و دوستان من...

55:53.520 --> 55:55.679
‫...جبهه‌الحریه

55:55.680 --> 55:58.319
‫اون‌ها آزادی‌هایی که شما توی
‫بریتانیا دارید رو می‌خواستن

55:58.320 --> 56:02.040
‫به‌خاطر اون، اون‌ها رو به آدم‌هایی
‫تبدیل کردی که هرگز نبودن

56:03.040 --> 56:06.200
‫متعصب و قاتل

56:08.040 --> 56:09.999
‫این‌ها جرایم شما بود

56:10.000 --> 56:11.160
‫نه جرایم اون‌ها

56:16.680 --> 56:18.120
‫شاید بخواید بگید...

56:19.360 --> 56:21.639
‫...این مرد فاسده،

56:21.640 --> 56:23.600
‫این زن هم از قوانین سرپیچی کرد

56:24.520 --> 56:25.800
‫اما بذارید من به شما بگم...

56:26.760 --> 56:30.439
‫این مرد... قهرمان شماست

56:30.440 --> 56:32.560
‫قهرمان کشورتون

56:33.960 --> 56:37.320
‫رابطه‌تون با رژیم در وودیان بهتر از همیشه‌ست

56:38.360 --> 56:41.559
‫شاید سربازهاتون در جنگ اون‌ها شرکت نکنن

56:41.560 --> 56:45.399
‫اما امسال به اون‌ها سلاح‌هایی
‫به‌ارزش ۸۰۰میلیون پوند می‌فروشید

56:45.400 --> 56:49.160
‫این پول بودجۀ مدارس و بیمارستان‌هاتون رو تأمین می‌کنه

56:50.320 --> 56:52.320
‫بیمارستان‌های مرزی وودیان...

56:53.360 --> 56:55.800
‫...همچنان از بچه‌مدرسه‌ای‌ها پُر می‌شه

56:59.600 --> 57:02.120
‫لبخند بزن، مارشال هوایی

57:05.200 --> 57:06.520
‫برنده شدی

57:08.840 --> 57:10.679
‫الایزا راسل،

57:10.680 --> 57:14.319
‫به‌خاطر جنایات قتل، تروریسم،

57:14.320 --> 57:17.559
‫تلاش برای انحراف مسیر عدالت

57:17.560 --> 57:20.399
‫و توطئه برای ارتکاب خیانت بزرگ،

57:20.400 --> 57:23.759
‫شما را به حبس ابد محکوم می‌کنم،

57:23.760 --> 57:27.640
‫که حداقل مدت آن ۳۰ سال است

57:29.320 --> 57:33.279
‫مارکوس گرنجر، باتوجه‌به سابقۀ خدمت شما در ارتش،

57:33.280 --> 57:39.839
‫و نقش شما به‌عنوان محرک و کنترل‌کنندۀ این توطئه،

57:39.840 --> 57:45.879
‫به حبس ابد با حداقل ۴۵ سال محکوم می‌شوید

57:45.880 --> 57:52.880
‫این بدان معناست که بعید است در طول عمر
طبیعی خود ‫واجدشرایط آزادی مشروط باشید

58:05.400 --> 58:07.079
‫سلام، عشقم

58:07.080 --> 58:08.240
‫تموم شد

58:09.240 --> 58:10.480
‫دارم میام خونه

58:11.424 --> 58:15.200
« پـایـان فـصـل »

58:16.224 --> 58:40.224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
