1
00:00:00,200 --> 00:00:02,379
‫آرپَس آلفا در موقعیت
« ...آنچه گذشت »

2
00:00:03,203 --> 00:00:05,703
‫اون‌ها شیوۀ جنگمون رو تغییر می‌دن

3
00:00:07,900 --> 00:00:11,519
‫فکر می‌کنم امکانش هست که جبهه‌الحریه
‫هیچ ارتباطی با داندر نداشته باشه

4
00:00:11,680 --> 00:00:14,079
‫اون‌هایی که ما رو گروگان گرفتن...

5
00:00:14,080 --> 00:00:16,639
‫...و روی سرت اسلحه گذاشته بودن؟

6
00:00:16,640 --> 00:00:21,199
‫من دلایلی دارم که باور کنم پیشانۀ
دزدیده‌شده ‫از پایگاه خارج شده

7
00:00:21,200 --> 00:00:23,440
‫چرا این فقط‌وفقط دست وز بوده؟

8
00:00:24,480 --> 00:00:27,320
‫- ازقصد خطا زدن
‫- فکر می‌کنم دارن بهمون دروغ قالب می‌کنن

9
00:00:28,440 --> 00:00:29,999
‫وز در حال فراره

10
00:00:30,000 --> 00:00:32,319
‫فکر می‌کنم الآن پنج‌میلیون پول گرفته!

11
00:00:32,320 --> 00:00:34,039
‫دست نگه دار!

12
00:00:34,040 --> 00:00:35,440
‫هیچ مدرکی علیه من نداری

13
00:00:36,840 --> 00:00:39,359
‫وز فکر می‌کنه اون با سرویس‌های اطلاعاتی ارتباط داره

14
00:00:41,480 --> 00:00:43,239
‫رمزی بود که اون آدرس رو برامون پیدا کرد

15
00:00:43,240 --> 00:00:46,079
‫می‌دونی، باز هم ریسک نکن، باشه؟

16
00:00:46,080 --> 00:00:49,679
‫یه نفر تو رو اجیر کرده که انتونی چپمن رو بکُشی

17
00:00:49,680 --> 00:00:51,999
‫تو به اون آدم هیچ دِینی نداری!

18
00:00:52,000 --> 00:00:54,039
‫می‌شه یه‌کم بیشتر دربارۀ راس بگی؟

19
00:00:54,040 --> 00:00:55,799
‫از خیلی جهات، آدم خوبی بود

20
00:00:55,800 --> 00:00:59,159
‫اگه فکر می‌کرد کسی قصد داره
‫بهش صدمه بزنه، از کوره در می‌رفت

21
00:00:59,160 --> 00:01:00,399
‫برید کنار!

22
00:01:00,400 --> 00:01:02,799
‫بریتانیا در شُرُف پیوستن به جنگ وودیانه

23
00:01:02,800 --> 00:01:06,239
‫خب کی پشت اونه، وودیانی‌ها یا یکی از طرف ما؟

24
00:01:06,240 --> 00:01:08,479
‫بهتره دراین‌باره حق با تو باشه. راه بیفتید!

25
00:01:08,480 --> 00:01:10,280
‫باید برم دست‌شویی

26
00:01:35,400 --> 00:01:37,279
‫الایزا...

27
00:01:37,280 --> 00:01:39,039
‫من خوبم. من خوبم

28
00:01:39,040 --> 00:01:40,479
‫بهم حمله کرد

29
00:01:40,480 --> 00:01:42,359
‫می‌خواست سلاح سازمانی‌م رو بقاپه

30
00:01:42,360 --> 00:01:45,399
‫فرماندۀ گردان راسل، ازتون
‫می‌خوایم فوراً گزارش بدید

31
00:01:45,400 --> 00:01:46,999
‫لازمه مسیر رو تغییر بدیم؟

32
00:01:47,000 --> 00:01:48,359
‫باید باهاشون حرف بزنی

33
00:01:48,360 --> 00:01:49,679
‫دستگاه مخابره

34
00:01:51,600 --> 00:01:52,799
‫حالت خوبه؟

35
00:01:52,800 --> 00:01:55,400
‫باید فوراً توجیهشون کنی
‫تا کار احمقانه‌ای نکردن

36
00:01:56,800 --> 00:01:58,279
‫سربازرس سیلوا صحبت می‌کنه

37
00:01:58,280 --> 00:02:00,959
‫فرماندۀ گردان راسل تیر خورده و مجروح شده

38
00:02:00,960 --> 00:02:03,240
‫مردی که بهش حمله کرده مُرده. اسلحه دست منه

39
00:02:05,240 --> 00:02:07,759
‫اسلحه رو مقابل درِ اتاقک قرار بدید

40
00:02:07,760 --> 00:02:09,840
‫با هر دو دست بالای سر بشینید

41
00:02:23,500 --> 00:02:30,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

42
00:02:30,524 --> 00:02:37,524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

43
00:03:03,300 --> 00:03:09,300
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

44
00:03:20,800 --> 00:03:22,119
‫نظرت چیه؟

45
00:03:22,120 --> 00:03:23,799
‫گلوله صاف رد شده

46
00:03:23,800 --> 00:03:25,399
‫مشکل خاصی نداری

47
00:03:25,400 --> 00:03:27,599
‫اطلاع بده یه آمبولانس توی روسالان آماده باشه

48
00:03:27,600 --> 00:03:29,119
‫بله، خانم

49
00:03:29,120 --> 00:03:31,399
‫نگهش دار

50
00:03:31,400 --> 00:03:33,520
‫نباید فشار رو از روش برداری

51
00:03:35,320 --> 00:03:37,080
‫می‌تونی برم گردونی روی صندلی؟

52
00:03:38,440 --> 00:03:39,879
‫نه. نباید تکون بخوری

53
00:03:39,880 --> 00:03:40,959
‫ترجیح می‌دم ریسک کنم

54
00:03:40,960 --> 00:03:43,079
‫نمی‌خوام شش ساعت بعدی
‫رو صرفِ نگاه‌کردن به اون کنم

55
00:03:43,080 --> 00:03:45,039
‫باشه

56
00:03:58,960 --> 00:04:00,679
‫کرستن لانگکر

57
00:04:00,680 --> 00:04:02,080
‫راس ساترلندم

58
00:04:04,000 --> 00:04:05,479
‫کجایی؟

59
00:04:05,480 --> 00:04:07,480
‫خودم حقیقت رو کشف می‌کنم

60
00:04:09,720 --> 00:04:11,559
‫باید به حرفم گوش کنی، باشه؟

61
00:04:11,560 --> 00:04:14,399
‫باید این مسئله رو به پلیس بسپاری

62
00:04:14,400 --> 00:04:18,319
‫اگه شروع به سؤال‌پرسیدن
‫بکنی، این افراد می‌کُشنت

63
00:04:18,320 --> 00:04:21,439
‫تو باید برگردی و باهامون صحبت کنی

64
00:04:21,440 --> 00:04:23,160
‫به روش خودم انجامش می‌دم

65
00:04:26,640 --> 00:04:28,199
‫بهم بگو کی اجیرت کرد

66
00:04:28,200 --> 00:04:31,159
‫می‌دونی که همچین کاری نمی‌کنم.
‫اون‌طوری یه مرد خوب رو تحویل می‌دم

67
00:04:31,160 --> 00:04:32,919
‫پس بذار بهت ثابت کنم

68
00:04:32,920 --> 00:04:35,639
‫یعنی، هرچی که دارم رو می‌تونم نشونت بدم

69
00:04:35,640 --> 00:04:38,520
‫ببین، می‌تونم خودم تنهایی بیام پیشت

70
00:04:39,800 --> 00:04:41,480
‫فقط بگو کجا بیام

71
00:04:43,320 --> 00:04:46,840
‫باید تازه‌تازه اظهاریه‌ت رو بگیرم. فقط...

72
00:04:48,400 --> 00:04:52,359
‫گام‌به‌گام توضیح بده، تاجایی‌که می‌تونی با جزئیات

73
00:04:52,360 --> 00:04:55,919
‫با خلبان‌ها توی اتاقک بودم،

74
00:04:55,920 --> 00:04:57,879
‫درِ اتاقک زده شد

75
00:04:57,880 --> 00:04:59,879
‫من هم رفتم بررسی کنم

76
00:04:59,880 --> 00:05:01,679
‫از وز پرسیدم چی می‌خواد

77
00:05:01,680 --> 00:05:03,679
‫و اون دست برد سمت سلاح سازمانی‌م

78
00:05:03,680 --> 00:05:05,359
‫سلا... سلاح کمری‌م

79
00:05:05,360 --> 00:05:07,999
‫گلوله رها شد و رفت توی پام

80
00:05:08,000 --> 00:05:10,479
‫تونستم اسلحه رو به دست بگیرم

81
00:05:10,480 --> 00:05:14,919
‫ولی اون... سعی کرد برگرده سمتم،
‫من هم یک گلوله شلیک کردم

82
00:05:14,920 --> 00:05:18,240
‫و بعد، چند ثانیه بعد تو رسیدی

83
00:05:19,600 --> 00:05:24,679
‫من، می‌دونم که سؤالاتی مطرح خواهد شد
‫که چرا گذاشتم هارپر سوار هواپیما بشه

84
00:05:24,680 --> 00:05:28,999
‫می‌خوام شفاف‌سازی‌ش کنم، فقط
‫برای کمک به پلیس این کار رو کردم

85
00:05:29,000 --> 00:05:31,399
‫و از اینکه دستورالعمل رو رعایت نکردم پشیمونم

86
00:05:31,400 --> 00:05:32,800
‫همین

87
00:05:34,400 --> 00:05:36,760
‫مصاحبه در ساعت ۱۵:۴۶ به‌وقت گرینویچ پایان یافت

88
00:05:38,240 --> 00:05:41,519
‫شرمنده، ولی من کارم رو از دست نمی‌دم

89
00:05:41,520 --> 00:05:44,759
‫اظهاریۀ خودته. آزادی هرچی می‌خوای بگی

90
00:05:44,760 --> 00:05:46,600
‫به شرط اینکه به‌نظرت حقیقت داشته باشه

91
00:06:21,360 --> 00:06:23,159
‫تو باید بیمارستان باشی

92
00:06:23,160 --> 00:06:24,800
‫اون رو فراموش کن. فقط...

93
00:06:25,960 --> 00:06:27,240
‫فقط نشون بده چی داری

94
00:06:28,880 --> 00:06:30,759
‫فقط برای چپمن پاپوش ندوختن،

95
00:06:30,760 --> 00:06:33,120
‫کل این ماجرا از بیخ‌وبن شِرووِر بود

96
00:06:34,640 --> 00:06:37,759
‫این مال پهپادیه که اون‌ها مدعی‌ان
‫تروریست‌ها هکش کردن

97
00:06:37,760 --> 00:06:41,000
‫باارزش‌ترین اهدافی که می‌تونستن داشته باشن

98
00:06:46,480 --> 00:06:48,399
‫ازقصد خطا زدن؟

99
00:06:48,400 --> 00:06:50,719
‫هفت تا سرباز ساده رو کشتن،

100
00:06:50,720 --> 00:06:52,760
‫ولی مقامات بلندپایه رو دست‌نخورده گذاشتن

101
00:06:59,160 --> 00:07:02,040
‫بهت گفتن که کمکشون می‌کنی
‫جلوی تروریست‌ها رو بگیری؟

102
00:07:03,160 --> 00:07:06,679
‫چون این تروریسم نیست

103
00:07:06,680 --> 00:07:10,679
‫بهانه‌ای برای اعزام سربازها
‫و فروش سلاح‌های بیشتره

104
00:07:10,680 --> 00:07:13,279
‫مجلس فردا بهش رأی می‌ده

105
00:07:13,280 --> 00:07:15,759
‫واسه همین کار ازت استفاده کردن

106
00:07:15,760 --> 00:07:17,519
‫من به طرفم اعتماد دارم

107
00:07:17,520 --> 00:07:21,639
‫چرا هوای کسایی رو داری که
‫می‌دونی به بازی‌ت گرفته‌ان؟

108
00:07:21,640 --> 00:07:23,640
‫خب، اگه دروغ گفته باشه، می‌کُشمش

109
00:07:25,200 --> 00:07:27,040
‫اگه همونی که می‌گه باشه...

110
00:07:29,200 --> 00:07:32,239
‫...اون‌وقت کارم رو می‌کنم و
‫فردا خودم رو تحویل می‌دم

111
00:07:32,240 --> 00:07:33,959
‫بسپارش به من

112
00:07:33,960 --> 00:07:35,880
‫الآن می‌خوای بری دیدنش؟

113
00:07:38,440 --> 00:07:40,039
‫راس، الآن می‌ری دیدنش؟

114
00:07:54,160 --> 00:07:55,360
‫می‌دونی این کیه؟

115
00:07:57,800 --> 00:07:59,280
‫نه. کیه؟

116
00:08:00,720 --> 00:08:03,399
‫یکی از افرادی که از اون محوطه نجاتمون دادن

117
00:08:03,400 --> 00:08:05,360
‫همچنین کسی بود که می‌خواست من و وز رو بکُشه

118
00:08:06,960 --> 00:08:09,520
‫- به نظر مُرده میاد
‫- همین‌طوره

119
00:08:12,320 --> 00:08:13,760
‫من کشتمش

120
00:08:17,880 --> 00:08:19,320
‫اولین بارت بود؟

121
00:08:22,480 --> 00:08:23,840
‫آره

122
00:08:27,200 --> 00:08:29,960
‫- همین؟
‫- فقط می‌خوام...

123
00:08:31,520 --> 00:08:35,599
‫هنوز در تلاشم بفهمم
‫کی اون پیام‌ها رو به صبی داد

124
00:08:35,600 --> 00:08:38,719
‫خب، ظاهراً کادر بود

125
00:08:38,720 --> 00:08:40,079
‫نه، اون نبود

126
00:08:40,080 --> 00:08:42,519
‫باید کسی بوده باشه که نقطه‌ضعفش رو می‌دونسته

127
00:08:42,520 --> 00:08:45,079
‫یکی که می‌تونسته ازلحاظ
‫احساسی به بازی‌ش بگیره

128
00:08:45,080 --> 00:08:47,279
‫خب، نصف گردان می‌دونستن مامانش مُرده

129
00:08:47,280 --> 00:08:49,560
‫نمی‌دونم این کجاش کمک می‌کنه
‫که کادر رو از گزینه‌ها حذف کنی

130
00:08:51,720 --> 00:08:54,959
‫یادم نمیاد بهت گفته باشم که
‫همچین چیزی توی پیام‌ها بود

131
00:08:54,960 --> 00:08:56,520
‫نه، اون...

132
00:09:00,520 --> 00:09:05,079
‫فقط حرفم اینه که استفاده از مرگ مامانش
‫چیز واضحیه که هرکسی به کار می‌گیردش

133
00:09:05,080 --> 00:09:06,760
‫همین

134
00:09:08,400 --> 00:09:09,760
‫آره

135
00:09:11,760 --> 00:09:14,759
‫وزلی هارپر مُرده

136
00:09:14,760 --> 00:09:16,880
‫الایزا راسل مجروح شده

137
00:09:18,280 --> 00:09:19,999
‫متأسفم که این رو می‌شنوم

138
00:09:20,000 --> 00:09:21,559
‫کجا داره درمان می‌شه؟

139
00:09:21,560 --> 00:09:24,079
‫با سربازرس سیلوا سوار هواپیما تو راهه

140
00:09:24,080 --> 00:09:29,880
‫خب، ما یه‌سری سؤالات دربارۀ ‫گروهی
که از محوطۀ مخالفان ‫نجاتشون دادن داریم

141
00:09:31,240 --> 00:09:33,240
‫این حوزۀ محرمانه‌ایه

142
00:09:34,440 --> 00:09:36,119
‫شکی توش نیست

143
00:09:36,120 --> 00:09:40,399
‫یه روز بعد، یکی از اون افراد سعی
‫در کشتنِ سربازرس سیلوا داشته

144
00:09:40,400 --> 00:09:42,639
‫می‌دونید اون فرد کیه؟

145
00:09:42,640 --> 00:09:44,119
‫بذارید صحبت کنم

146
00:09:44,120 --> 00:09:46,880
‫تماس می‌گیرم

147
00:09:53,840 --> 00:09:57,479
‫این قضیه داره مسیر اشتباهی رو طی می‌کنه

148
00:09:57,480 --> 00:09:58,720
‫بله، قربان

149
00:11:40,800 --> 00:11:42,839
‫با کسی حرف زدی؟

150
00:11:42,840 --> 00:11:45,239
‫من رو چی فرض کردی؟

151
00:11:45,240 --> 00:11:47,079
‫پلیس حتماً پیگیرت بوده

152
00:11:47,080 --> 00:11:48,720
‫لام‌تاکام حرف نزده‌ام

153
00:11:57,360 --> 00:11:58,799
‫باشه

154
00:11:58,800 --> 00:12:00,319
‫حرفت رو باور می‌کنم

155
00:12:15,120 --> 00:12:16,280
‫اوه

156
00:12:41,920 --> 00:12:43,320
‫وای خدا...

157
00:13:16,120 --> 00:13:18,800
‫به روسالان نزدیک می‌شیم. آمادۀ فرود باشید

158
00:13:32,320 --> 00:13:34,839
‫چرا وز هارپر سوار هواپیمای من بود؟

159
00:13:34,840 --> 00:13:37,079
‫تحت بازداشت نبود. می‌خواست همکاری کنه

160
00:13:37,080 --> 00:13:39,239
‫- من هم تصمیم گرفتم...
‫- این هواپیمای تو نیست!

161
00:13:39,240 --> 00:13:42,039
‫با خودم گفتم اگه از فرودگاه اصلی رد بشه، دستگیر می‌شه

162
00:13:42,040 --> 00:13:44,759
‫وز هارپر ازطریق کنترل گذرنامه وارد کشور شد،

163
00:13:44,760 --> 00:13:46,399
‫پس عملاً هنوز اونجا به سر می‌بره!

164
00:13:46,400 --> 00:13:48,559
‫به‌نظرت چی بهشون بگیم؟

165
00:13:48,560 --> 00:13:51,080
‫یا می‌خوای برای جسدش
‫حقوق دیپلماتیک بگیری؟!

166
00:13:52,920 --> 00:13:55,840
‫گمون کنم می‌تونی بهشون بگی که
‫یکی از مأمورهات بهش شلیک کرد

167
00:13:59,640 --> 00:14:01,999
‫بهم خبر بده کجا می‌برنت. باید ازت گزارش بگیرم

168
00:14:02,000 --> 00:14:03,879
‫بله، قربان. باز هم بگم، من...

169
00:14:03,880 --> 00:14:07,240
‫بابت نقشم توی این وضعیت خیلی عذر می‌خوام

170
00:14:09,080 --> 00:14:11,279
‫این هواپیما فردا باید به کار گرفته باشه

171
00:14:11,280 --> 00:14:13,079
‫اینجا صحنۀ جرمه

172
00:14:13,080 --> 00:14:15,599
‫ما تمام هواپیماهامون رو لازم داریم

173
00:14:15,600 --> 00:14:17,720
‫- چرا؟
‫- به شما مربوط نیست

174
00:14:18,720 --> 00:14:22,720
‫- دارید به وودیان سرباز می‌فرستید؟
‫- دوباره می‌گم، به شما مربوط نیست

175
00:14:31,080 --> 00:14:33,399
‫چندتا مأمور رو جای بیمارستان مستقر کن

176
00:14:33,400 --> 00:14:36,759
‫باید محتاط باشن، ولی نمی‌خوام الایزا راسل جایی بره

177
00:14:36,760 --> 00:14:38,240
‫بله، خانم

178
00:14:56,800 --> 00:15:00,199
‫بازرس‌کارآگاه لانگکرم. پیغام بذارید

179
00:15:00,200 --> 00:15:02,799
‫سلام، عشقم، هواپیمام تازه نشست

180
00:15:02,800 --> 00:15:07,199
‫انگار یکی‌دو ساعت دیگه اینجا گرفتارم،

181
00:15:07,200 --> 00:15:08,880
‫ولی بعدش میام خونه

182
00:15:10,840 --> 00:15:12,160
‫دوستت دارم

183
00:15:33,880 --> 00:15:35,120
‫رئیس؟

184
00:15:46,040 --> 00:15:50,039
‫گلوله‌ای که پای فرماندۀ گردان راسل
رو سوراخ کرده، ‫به کف هواپیما نخورده

185
00:15:50,040 --> 00:15:52,599
‫کمونه کرده و توی اون جعبۀ اونجا فرونشسته

186
00:15:52,600 --> 00:15:56,679
‫گلوله‌ای که آقای هارپر رو کُشته
‫از بدنش رد شده و خورده اونجا

187
00:15:56,680 --> 00:15:59,719
‫برای همین چراغ عیب‌نما رو دیدیم.
‫گلوله به بخشی از سیم‌کشی آسیب زد

188
00:15:59,720 --> 00:16:01,519
‫چراغ عیب‌نما رو بلافاصله دیدید؟

189
00:16:01,520 --> 00:16:03,759
‫- هم‌زمان با شنیدن شلیک
‫- اولین شلیک؟

190
00:16:03,760 --> 00:16:06,240
‫بله، خانم. شلیک دوم بعد از چراغ اخطار بود

191
00:16:07,640 --> 00:16:09,320
‫جعبه‌سیاه اثباتش می‌کنه

192
00:16:11,080 --> 00:16:14,119
‫گلوله رها شد و رفت توی پام

193
00:16:14,120 --> 00:16:16,399
‫تونستم اسلحه رو به دست بگیرم

194
00:16:16,400 --> 00:16:20,479
‫ولی اون... سعی کرد برگرده سمتم،
‫من هم یک گلوله شلیک کردم

195
00:16:20,480 --> 00:16:24,719
‫اولین شلیک هارپر رو کُشته،
‫سیم رو قطع کرده و آژیر رو فعال کرده

196
00:16:24,720 --> 00:16:26,439
‫شلیک دوم خودزنی بوده

197
00:16:26,440 --> 00:16:28,679
‫دروغ گفته. گزارش بده. بدون تأخیر

198
00:16:28,680 --> 00:16:31,280
‫می‌خوام به جرم قتل دستگیر بشه
‫و تحت پاسگان مسلح قرار بگیره

199
00:17:03,000 --> 00:17:04,400
‫تو همراه ما میای

200
00:17:09,360 --> 00:17:10,880
‫سربازرس سیلوا

201
00:17:13,760 --> 00:17:15,519
‫آره، من شریکش هستم

202
00:17:15,520 --> 00:17:16,920
‫چی شده؟

203
00:17:46,360 --> 00:17:47,920
‫هی...

204
00:17:50,920 --> 00:17:52,360
‫اوه، عشقم...

205
00:17:56,760 --> 00:17:58,360
‫دیگه اینجام

206
00:18:02,400 --> 00:18:03,920
‫اینجام

207
00:18:06,400 --> 00:18:08,840
‫کسی می‌خواد بگه کجا داریم می‌ریم؟

208
00:18:13,200 --> 00:18:14,880
‫گمونم یعنی نه...

209
00:18:31,200 --> 00:18:32,440
‫کرستن؟

210
00:18:33,800 --> 00:18:35,919
‫اوه، عزیزدلم...

211
00:18:35,920 --> 00:18:38,120
‫نه، تکون نخور. تکون نخور

212
00:18:39,840 --> 00:18:41,319
‫اِیمی...

213
00:18:41,320 --> 00:18:42,640
‫آره، من اینجام

214
00:18:43,680 --> 00:18:45,760
‫عشقم، حالت خوبه، حالت خوبه...

215
00:18:51,000 --> 00:18:52,640
‫بچه‌مون هم خوبه

216
00:19:00,160 --> 00:19:01,680
‫کی این بلا رو سرت آورد؟

217
00:19:06,800 --> 00:19:08,280
‫مک‌کیب

218
00:19:09,560 --> 00:19:11,560
‫مک‌کیب؟

219
00:19:12,800 --> 00:19:14,480
‫ساترلند رو با تیر زد

220
00:19:16,200 --> 00:19:17,360
‫همین‌طور من رو

221
00:19:29,880 --> 00:19:32,080
‫قربان، هویت تیرانداز رو داریم

222
00:19:33,360 --> 00:19:34,599
‫گرفتم

223
00:19:34,600 --> 00:19:36,079
‫دِرِک مک‌کیبه

224
00:19:36,080 --> 00:19:38,039
‫به اینترپل گزارش بدید، توی
‫لیست تحت‌نظر قرارش بدید

225
00:19:38,040 --> 00:19:41,600
‫خونه و دفترش رو زیرورو می‌کنید. راه بیفتید

226
00:19:59,760 --> 00:20:01,719
‫اِیمی؟

227
00:20:01,720 --> 00:20:03,000
‫هوم

228
00:20:04,560 --> 00:20:05,880
‫هی

229
00:20:10,320 --> 00:20:12,280
‫ساعت تازه از هشت گذشته

230
00:20:17,840 --> 00:20:19,720
‫خبری از مک‌کیب نشد؟

231
00:20:22,920 --> 00:20:26,160
‫تماس بی‌پاسخی نیست، پس احتمالاً نه

232
00:20:28,360 --> 00:20:29,800
‫بهتره بری

233
00:20:35,720 --> 00:20:37,440
‫با رابرتسن صحبت کردم

234
00:20:39,160 --> 00:20:41,560
‫بهش گفتم که ممکنه کنار بکشم

235
00:20:43,120 --> 00:20:44,599
‫همیشه پیش میاد،

236
00:20:44,600 --> 00:20:47,199
‫آدم‌ها مریض می‌شن و کار رو واگذار می‌کنن

237
00:20:47,200 --> 00:20:49,720
‫- ولی تو که مریض نیستی
‫- می‌خوام اینجا باشم

238
00:20:52,800 --> 00:20:54,120
‫نه

239
00:20:55,840 --> 00:20:57,959
‫من خوب می‌شم

240
00:20:57,960 --> 00:21:00,079
‫جفتمون خوب می‌شیم

241
00:21:00,080 --> 00:21:02,439
‫نوشته‌هات رو خوندم

242
00:21:02,440 --> 00:21:03,800
‫دربارۀ پرونده؟

243
00:21:06,240 --> 00:21:08,040
‫نوشته‌های پزشکی‌ت

244
00:21:09,040 --> 00:21:14,039
‫قبل از اینکه حتی آمبولانس سر برسه،
‫۲۰٪ از حجم خونت رو از دست داده بودی

245
00:21:14,040 --> 00:21:15,560
‫یه کاری برام می‌کنی؟

246
00:21:20,000 --> 00:21:21,520
‫بگیرشون

247
00:21:26,360 --> 00:21:30,360
‫اگه به‌خاطر خودت نمی‌تونی، مشکلی نیست

248
00:21:32,480 --> 00:21:34,919
‫ولی اگه به‌خاطر منه،

249
00:21:34,920 --> 00:21:36,720
‫اگه حق اظهارنظری توش دارم...

250
00:21:41,160 --> 00:21:43,279
‫...این چیزیه که می‌خوام

251
00:21:43,280 --> 00:21:45,999
‫و اگه جاهامون برعکس بود چی؟

252
00:21:46,000 --> 00:21:49,159
‫اون در رو قفل می‌کردم، مگه نه؟

253
00:21:49,160 --> 00:21:51,560
‫- خودم رو به صندلی زنجیر می‌کردم
‫- دقیقاً، پس...

254
00:21:53,600 --> 00:21:56,279
‫ولی حالا که اوضاع این‌طوریه، نه؟

255
00:22:01,360 --> 00:22:03,879
‫می‌شه گوشی‌ت رو ببینم؟

256
00:22:03,880 --> 00:22:05,999
‫هی، هی

257
00:22:06,000 --> 00:22:08,640
‫هی... بیا، بیا

258
00:22:14,560 --> 00:22:18,839
‫اون‌ها هفت سرباز رو توی داندر کُشتن

259
00:22:18,840 --> 00:22:22,359
‫یه نوجوون رو اغفال کردن، باباش رو کُشتن

260
00:22:22,360 --> 00:22:24,160
‫وقتی می‌خواست از دخترش محافظت کنه

261
00:22:25,800 --> 00:22:28,920
‫کاری کردن که راس ساترلند خیال کنه یه قهرمانه

262
00:22:30,960 --> 00:22:32,480
‫بیا

263
00:22:33,640 --> 00:22:35,040
‫معنی‌ش اینه

264
00:22:38,760 --> 00:22:46,080
‫قیمت سهام آلبن-اکس از زمان ‫اعلام رأی دولت
برای پیوستن به ‫جنگ وودیان، ۲۱٪ افزایش پیدا کرد

265
00:22:50,920 --> 00:22:56,840
‫واقعاً نمی‌خوام پسربچه‌مون رو به این دنیا
بیارم ‫وقتی می‌دونم اون حرومی‌ها دارن می‌گردوننش

266
00:23:09,240 --> 00:23:10,520
‫باشه

267
00:23:18,560 --> 00:23:19,879
‫برو پس

268
00:23:19,880 --> 00:23:21,080
‫اوه...

269
00:23:26,640 --> 00:23:28,160
‫دوستت دارم

270
00:23:38,440 --> 00:23:41,279
‫چطوری راسل توی روز روشن ناپدید شد؟!

271
00:23:41,280 --> 00:23:42,839
‫من دستور یه پاسگان مسلح دادم!

272
00:23:42,840 --> 00:23:44,400
‫قبل از اینکه برسن، برده بودنش

273
00:23:45,920 --> 00:23:48,039
‫- مک‌کیب چی؟
‫- رفته. با پرواز شخصی

274
00:23:48,063 --> 00:23:48,816
!جدی؟

275
00:23:48,840 --> 00:23:51,399
‫یکی‌دو ساعت بعد از پیداشدن کرستن

276
00:23:51,400 --> 00:23:54,799
‫فرستنده و گیرنده رو غیرفعال کردن
‫بنابراین نمی‌دونیم کجا رفته

277
00:23:54,800 --> 00:23:56,319
‫چرا قبلاً این رو بهم نگفتید؟

278
00:23:56,320 --> 00:23:58,120
‫چون به‌اندازۀ کافی مشغله داشتی

279
00:24:02,120 --> 00:24:04,719
‫خب بگو ببینم، کرستن چطوره؟

280
00:24:04,720 --> 00:24:07,479
‫آره، همین الآنش داره بهم می‌توپه که زرنگ‌بازی درآوردم

281
00:24:07,480 --> 00:24:09,999
‫ولی اون و بچه مشکلی ندارن

282
00:24:10,000 --> 00:24:11,479
‫مهم همینه

283
00:24:11,480 --> 00:24:14,519
‫اینکه الایزا رو از بیخ گوشمون قاپیدن، این...

284
00:24:14,520 --> 00:24:16,079
‫به برنامه‌ریزی قوی‌ای نیاز داره

285
00:24:16,080 --> 00:24:19,560
‫- خب کی می‌دونسته که داره می‌ره بیمارستان؟ رمزی؟
‫- نه

286
00:24:21,240 --> 00:24:24,359
‫ولی موقع صحبت با سِر ایان داوْنینگ بهش اشاره کردم

287
00:24:24,360 --> 00:24:26,679
‫می‌دونید این یعنی چی، آره؟

288
00:24:26,680 --> 00:24:30,239
‫یعنی راسل و مک‌کیب با سرویس‌های اطلاعاتی کار می‌کنن

289
00:24:30,240 --> 00:24:33,079
‫داندر یه «پرچم دروغین» بود تا برای تشدید تنش پرونده بسازن
‫[ عملیات‌هایی که توسط نهادهای نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی صورت
‫می‌گیرد به‌گونه‌ای که گروه‌ها یا کشورهای دیگر را مسئول نشان دهند ]

290
00:24:33,080 --> 00:24:35,239
‫من رو دنبال جبهه‌الحریه فرستادن

291
00:24:35,240 --> 00:24:38,199
‫و قطعاً رمزی رو اینجا نذاشتن که کمکمون کنه، مگه نه؟

292
00:24:38,200 --> 00:24:39,839
‫می‌خوان وارد جنگ بشن

293
00:24:39,840 --> 00:24:42,519
‫گرنجر با زبون بی‌زبونی پیش من اقرار کرد

294
00:24:42,520 --> 00:24:46,599
‫می‌فهمم، ولی کو مدرکت برای همۀ این‌ها؟

295
00:24:46,600 --> 00:24:48,040
‫فعلاً ندارم

296
00:25:02,400 --> 00:25:03,760
‫سلام مجدد

297
00:25:05,120 --> 00:25:07,479
‫بابت اتفاقی که برای کرستن افتاد متأسفم

298
00:25:07,480 --> 00:25:09,759
‫گویا آخرین مظنونم ناپدید شده؟

299
00:25:09,760 --> 00:25:11,360
‫نظری نداری؟

300
00:25:12,840 --> 00:25:15,479
‫اگه چیزی به ذهنم رسید، خبرت می‌کنم

301
00:25:15,480 --> 00:25:17,519
‫خب، آیندۀ ما چیه؟

302
00:25:17,520 --> 00:25:20,399
‫فقط دارم علیه الایزا راسل
‫پرونده‌م رو تشکیل می‌دم

303
00:25:20,400 --> 00:25:21,919
‫کمکی از دستم برمیاد؟

304
00:25:21,920 --> 00:25:23,280
‫خبرت می‌کنم

305
00:25:38,560 --> 00:25:40,919
‫در چه حالی؟

306
00:25:40,920 --> 00:25:42,320
‫حتماً سخته اینجا

307
00:25:44,680 --> 00:25:46,400
‫با روان‌شناس صحبت کردم

308
00:25:47,680 --> 00:25:49,679
‫نگرانتن

309
00:25:49,680 --> 00:25:52,920
‫همه‌ش خوابش رو می‌بینم

310
00:25:54,080 --> 00:25:56,040
‫مردی که بابام رو کُشت

311
00:25:59,400 --> 00:26:01,800
‫اسمش راس ساترلند بود

312
00:26:03,160 --> 00:26:04,640
‫الآن هم مُرده

313
00:26:11,440 --> 00:26:14,959
‫من... هنوز می‌خوام از یه‌سری مسائل سر دربیارم،

314
00:26:14,960 --> 00:26:19,119
‫مثلاً چرا راس ساترلند
‫توی کلبه پیدات کرد

315
00:26:19,120 --> 00:26:22,599
‫پدرت به کسی حرفی ازش زده بود؟ الایزا شاید؟

316
00:26:22,600 --> 00:26:25,839
‫نه. اون خیلی بدبین بود. به هیچ‌کی نگفت

317
00:26:25,840 --> 00:26:28,000
‫ببخشید

318
00:26:28,024 --> 00:26:30,424
« ساعت هوشمند شما دیگر جایی نیست که آن را قرار داده‌اید »

319
00:26:33,680 --> 00:26:36,079
‫و گوشی‌ای که مخفی کرده بودی،

320
00:26:36,080 --> 00:26:39,639
‫- روشنش نکردی که فقط پیام‌ها رو چک کنی؟
‫- نه

321
00:26:39,640 --> 00:26:42,600
‫- بابا گفت همه‌چی باید خاموش بمونه
‫- همه‌چی؟

322
00:26:45,080 --> 00:26:49,160
‫تو بهم گفتی توی کلبه به‌جز اونی
که ما پیدا کردیم، ‫هیچ افزاره‌ای نبوده

323
00:26:50,960 --> 00:26:52,399
‫صبی...

324
00:26:52,400 --> 00:26:54,760
‫بابا یه آی‌پد اونجا داشت

325
00:26:55,920 --> 00:26:57,399
‫معذرت می‌خوام

326
00:26:57,400 --> 00:26:58,679
‫اشکالی نداره

327
00:27:00,680 --> 00:27:02,119
‫بله، خانم

328
00:27:02,120 --> 00:27:04,559
‫تاوْنزند، چپمن یه آی‌پد توی کلبه داشته

329
00:27:04,560 --> 00:27:06,799
‫ممکنه ساترلند یه جایی همون‌جاها مخفی‌ش کرده باشه

330
00:27:06,800 --> 00:27:08,839
‫باید منطقه رو دوباره بررسی کنیم

331
00:27:08,840 --> 00:27:10,720
‫- باشه، حله. یه تیم کامل می‌فرستم
‫- باشه

332
00:27:12,560 --> 00:27:15,040
‫هی، این قضیه رو راست‌وریس می‌کنیم

333
00:27:16,440 --> 00:27:18,040
‫تو نباید اینجا باشی

334
00:27:49,940 --> 00:27:51,219
این ساختمون عمومی نیست

335
00:27:51,220 --> 00:27:52,499
دنبال یکی می‌گردم ‫که به جرم قتل تحت‌تعقیبه

336
00:27:52,600 --> 00:27:54,579
‫دلایلی دارم که باور کنم توی این ساختمونه

337
00:27:54,580 --> 00:27:57,340
‫حکم لازم ندارم. فقط می‌خوام از جلوم بری کنار

338
00:27:59,760 --> 00:28:01,199
‫باشه

339
00:28:01,200 --> 00:28:03,679
‫یه بار دیگه این کار رو بکن تا بهت دست‌بند بزنم

340
00:28:03,680 --> 00:28:06,239
‫- نمی‌تونی بیای اینجا...
‫- الایزا راسل کجاست؟

341
00:28:06,240 --> 00:28:07,919
‫یا بهم می‌گی یا خودم اینجا رو می‌گردم

342
00:28:07,920 --> 00:28:09,880
‫- گفتم نمی‌تونی بیای اینجا
‫- خیلی‌خب

343
00:28:12,720 --> 00:28:17,280
‫دراز بکش، وگرنه به‌خاطر مقاومت
‫در برابر مأمور دستگیرت می‌کنم

344
00:28:20,200 --> 00:28:22,239
‫نفوذ امنیتی!

345
00:28:22,240 --> 00:28:25,080
‫نفوذ امنیتی!

346
00:28:39,160 --> 00:28:41,919
‫- سلام به همگی
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

347
00:28:41,920 --> 00:28:44,239
‫من؟ الایزا راسل رو به جرم قتل دستگیر می‌کنم

348
00:28:44,240 --> 00:28:47,119
‫تو چی؟ راستش نمی‌خواد جواب بدی. به یه‌ورم هم نیست

349
00:28:47,120 --> 00:28:48,759
‫دست‌بندم رو جای پذیرش جا گذاشتم

350
00:28:48,760 --> 00:28:50,399
‫توی راه خروج برش داریم؟

351
00:28:50,400 --> 00:28:52,279
‫ما توافق کردیم که می‌تونیم اینجا نگهش داریم

352
00:28:52,280 --> 00:28:53,799
‫من از تو اجازه نمی‌خوام

353
00:28:53,800 --> 00:28:55,919
‫می‌شه یواش‌تر بری، لطفاً؟

354
00:28:55,920 --> 00:28:58,039
‫وقتی کارمون تموم شد،
‫در اختیارش قرار می‌دیم

355
00:28:58,040 --> 00:28:59,519
‫کِی می‌شه، هوم؟

356
00:28:59,520 --> 00:29:02,759
‫اون‌قدری که مجلس یه جنگ کوچیک رو تصویب کنه؟

357
00:29:02,760 --> 00:29:05,039
‫- دهنت بسته شد؟
‫- فقط باید سر این بهم اعتماد کنی

358
00:29:05,040 --> 00:29:06,200
‫عمراً

359
00:29:10,720 --> 00:29:12,679
‫این دیگه چه بساطیه؟!

360
00:29:12,680 --> 00:29:14,279
‫اون به یکی از افرادم حمله کرد

361
00:29:14,280 --> 00:29:16,959
‫اصلاً دستم بهش نخورد. داشت مانع یه مأمور می‌شد

362
00:29:16,960 --> 00:29:18,839
‫این موضوع خیلی خطیره

363
00:29:18,840 --> 00:29:21,239
‫دولت تصمیم گرفته که چی از همه خطیرتره

364
00:29:21,240 --> 00:29:23,639
‫امنیت ملی. مسئلۀ وودیان

365
00:29:23,640 --> 00:29:25,839
‫اون یه مسئلۀ واقعی نیست ولی، هست؟

366
00:29:25,840 --> 00:29:27,199
‫شما قبلاً تصمیم گرفتید

367
00:29:27,200 --> 00:29:28,840
‫دارید آمادۀ ورود به جنگ می‌شید

368
00:29:30,960 --> 00:29:32,359
‫سلام به همگی

369
00:29:32,360 --> 00:29:34,919
‫سربازرس. رئیس ارشد

370
00:29:34,920 --> 00:29:38,519
‫خب، راسل کجاست؟

371
00:29:38,520 --> 00:29:40,679
‫داره کمکمون می‌کنه به تصویر کلی برسیم

372
00:29:40,680 --> 00:29:42,439
‫درواقع تحت بازداشته

373
00:29:42,440 --> 00:29:44,599
‫اینجا فقط داریم به جزئیات می‌پردازیم

374
00:29:44,600 --> 00:29:46,839
‫من با وجود دلایلی برای دستگیری مخالف نیستم

375
00:29:46,840 --> 00:29:48,559
‫اما ما تقدم داریم

376
00:29:48,560 --> 00:29:50,719
‫وقتی کارمون تموم بشه،
‫راسل رو تحویلتون می‌دیم

377
00:29:50,720 --> 00:29:52,760
‫مطمئن نیستم موافق باشم

378
00:29:54,280 --> 00:29:58,079
‫من با هر دو خلبان صحبت کرده‌ام،
‫اون‌ها اظهارات سربازرس سیلوا رو تأیید کرده‌ان

379
00:29:58,080 --> 00:29:59,519
‫جعبه‌سیاه هم تأیید می‌کنه

380
00:29:59,520 --> 00:30:00,879
‫راسل اول شلیک کرد،

381
00:30:00,880 --> 00:30:02,559
‫بعد درباره‌ش دروغ گفت

382
00:30:02,560 --> 00:30:04,919
‫بحثی درش نیست که
‫یه پرونده باید حل بشه

383
00:30:04,920 --> 00:30:08,119
‫و واسه کی همچین کاری کرد؟ دِرِک مک‌کیب!

384
00:30:08,120 --> 00:30:09,959
‫سربازرس سیلوا سرِ یه‌سری مسائل اشتباه می‌کنه،

385
00:30:09,960 --> 00:30:12,680
‫ولی سر این، فکر کنم باید... باید پشتش دربیایم

386
00:30:16,080 --> 00:30:17,640
‫برو راسل رو بیار

387
00:30:19,200 --> 00:30:22,679
‫اگه تا پایان روز بهش اتهامی وارد نشه، پسش می‌گیریم

388
00:30:22,680 --> 00:30:24,479
‫هوم

389
00:30:24,480 --> 00:30:25,760
‫ممنون

390
00:30:27,560 --> 00:30:30,719
‫می‌دونی مک‌کیب کجاست؟
‫به جرم قتل تحت‌تعقیبه

391
00:30:30,720 --> 00:30:32,359
‫من چیزی نمی‌دونم، قربان

392
00:30:32,360 --> 00:30:33,639
‫بیا

393
00:30:33,640 --> 00:30:35,319
‫قربان، این شِرووِره!

394
00:30:35,320 --> 00:30:36,400
‫بیا

395
00:30:38,120 --> 00:30:42,519
‫اگه دربارۀ ناحیۀ گلوله‌ها پس‌وپیش حرف زدم،
‫چون تازه تیر خورده بودم!

396
00:30:42,520 --> 00:30:45,120
‫ببخشید که اشتباه کردم، ولی...

397
00:30:46,400 --> 00:30:48,159
‫...من وز رو نکشتم

398
00:30:48,160 --> 00:30:52,000
‫- تو آرپَسی که هفت نفر رو توی داندر کُشت، خلبانی کردی؟
‫- نه

399
00:30:53,320 --> 00:30:57,079
‫بهت که گفتم، نصف اعضای
‫تیمم من رو توی دفترم دیدن

400
00:30:57,080 --> 00:30:58,799
‫آره، گفتی

401
00:30:58,800 --> 00:31:03,639
‫دوباره باهاشون حرف زدم و هیچ‌کس ندید
‫که موقع حمله دقیقاً داشتی چی‌کار می‌کردی

402
00:31:03,640 --> 00:31:04,879
‫نمی‌دونم چی بهت بگم

403
00:31:04,880 --> 00:31:07,159
‫من داشتم با هدفون عملیات رو مدیریت می‌کردم

404
00:31:07,160 --> 00:31:10,600
‫در اون مقطع، کنترل رو به مارشال هوایی گرنجر سپرده بودی

405
00:31:12,960 --> 00:31:17,219
‫تو به صبیحه پیام دادی که ‫به
دزدیدن پیشانۀ آرپَس ترغیبش کنی؟

406
00:31:17,243 --> 00:31:18,296
نه

407
00:31:18,320 --> 00:31:21,559
‫- یه زن جوان آسیب‌پذیر رو بازیچه قرار دادی
‫- این‌طور نیست

408
00:31:21,560 --> 00:31:27,119
‫وقتی توی هواپیما صحبت می‌کردیم، ‫جزئیات اون
پیام‌هایی رو که فقط ‫فرستنده می‌تونست بدونه، می‌دونستی

409
00:31:27,120 --> 00:31:28,919
‫همچین اتفاقی نیفتاد و خودت هم می‌دونی!

410
00:31:32,520 --> 00:31:33,960
‫وقت چای؟

411
00:31:38,160 --> 00:31:39,520
‫ببخشید

412
00:32:04,400 --> 00:32:07,440
‫آخرین‌بار کِی با انتونی چپمن در تماس بودی؟

413
00:32:08,720 --> 00:32:11,559
‫وقتی که توی الشوکه
‫برای خداحافظی اومد

414
00:32:11,560 --> 00:32:12,960
‫درست قبل از رفتن

415
00:32:15,680 --> 00:32:17,080
‫این‌ها آشناست؟

416
00:32:18,400 --> 00:32:21,639
‫از آی‌پد انتونی چپمن بازیابی‌شون کردیم

417
00:32:21,640 --> 00:32:25,479
‫راس ساترلند تمام تلاشش رو کرد تا برات گم‌وگورش کنه

418
00:32:25,480 --> 00:32:27,639
‫یه‌خرده طول کشید تا پیداش کنیم

419
00:32:27,640 --> 00:32:31,199
‫بعد از برگشت چپمن به بریتانیا،

420
00:32:31,200 --> 00:32:34,559
‫این پیام‌ها بین تو و چپمن ردوبدل شده

421
00:32:34,560 --> 00:32:37,719
‫بذار توجهت رو به این پیام به‌خصوص جلب کنم

422
00:32:37,720 --> 00:32:42,279
‫که ازت خواسته تصاویر پیشانه‌های آرپَس
‫در الشوکه رو بررسی کنی

423
00:32:42,280 --> 00:32:46,599
‫می‌گه نگرانه که یکی از واحدها ناپدید شده

424
00:32:46,600 --> 00:32:49,760
‫که در جواب گفتی: «خدای من. فوراً بهش رسیدگی می‌کنم»

425
00:32:52,360 --> 00:32:53,719
‫خواستۀ چپمن رو اجابت کردی؟

426
00:32:53,720 --> 00:32:56,039
‫موجودی انبار رو بررسی کردی؟

427
00:32:56,040 --> 00:32:58,599
‫نه، نکردی

428
00:32:58,600 --> 00:33:01,239
‫در عوض، دادی بکُشنش

429
00:33:01,240 --> 00:33:03,139
‫چون اگه چپمن زنده مونده بود

430
00:33:03,140 --> 00:33:04,799
‫و از ماجرای داندر باخبر می‌شد،

431
00:33:04,800 --> 00:33:08,579
‫تلفنی ازت می‌پرسید که چرا
‫مطابق با نگرانی‌هاش عمل نکردی

432
00:33:08,880 --> 00:33:11,239
‫من پیام‌ها رو نادیده نگرفتم. زرادخونه رو بررسی کردم

433
00:33:11,240 --> 00:33:12,599
‫نه، نکردی

434
00:33:12,600 --> 00:33:14,199
‫زرادخونه دوربین مداربسته داره

435
00:33:14,200 --> 00:33:15,879
‫تو توش نیستی

436
00:33:15,880 --> 00:33:18,520
‫باید بهتر از این‌ها عمل کنی

437
00:33:21,440 --> 00:33:24,359
‫می‌دونی، یه چیزی هست که درک نمی‌کنم

438
00:33:24,360 --> 00:33:26,880
‫چرا اون‌همه آدم رو باید توی داندر می‌کشتی

439
00:33:28,760 --> 00:33:31,119
‫می‌خواستی ما بیایم و تحقیق کنیم

440
00:33:31,120 --> 00:33:32,319
‫این قابل‌درکه

441
00:33:32,320 --> 00:33:36,439
‫می‌خواستی فراس زمان و پیام‌های
‫گوشی صبیحه چپمن رو پیدا کنیم،

442
00:33:36,440 --> 00:33:38,559
‫هر چیزی که ما رو به جبهه‌الحریه هدایت می‌کرد

443
00:33:38,560 --> 00:33:42,400
‫ولی تنها با یک مرگ هم می‌اومدیم و تحقیق می‌کردیم

444
00:33:51,560 --> 00:33:56,559
‫چرا این‌همه آدم رو باید می‌کشتی؟

445
00:33:56,560 --> 00:33:59,399
‫گروهبان فنی خلیل

446
00:33:59,400 --> 00:34:02,519
‫سه تا بچۀ زیر ده سال داره

447
00:34:02,520 --> 00:34:05,759
‫اسمش... اسمش جوله

448
00:34:05,760 --> 00:34:08,279
‫دوست‌هاش دارن به اسمش
‫توی ماراتن شرکت می‌کنن

449
00:34:08,280 --> 00:34:10,079
‫این سرجوخه سیمندزه

450
00:34:10,080 --> 00:34:11,559
‫گویا شخصاً اون رو می‌شناختی

451
00:34:11,560 --> 00:34:14,239
‫- به دل‌وروده‌ش شلیک کردی و گذاشتی از خون‌ریزی بمیره
‫- می‌شه بس کنیم؟

452
00:34:14,240 --> 00:34:16,359
‫اون‌قدر با اون تیربار شلیک کردی تا مهمات تموم شد

453
00:34:16,360 --> 00:34:18,039
‫به‌نظرم ازش لذت بردی

454
00:34:18,040 --> 00:34:20,039
‫تو هیچی دربارۀ من نمی‌دونی

455
00:34:20,040 --> 00:34:21,599
‫می‌دونم که خائنی

456
00:34:21,600 --> 00:34:22,799
‫دروغ‌گویی

457
00:34:22,800 --> 00:34:23,839
‫قاتلی

458
00:34:23,840 --> 00:34:24,919
‫و بزدلی

459
00:34:24,920 --> 00:34:26,199
‫کون لقت!

460
00:34:26,200 --> 00:34:28,079
‫۱۹ساله! نگاهش کن!

461
00:34:28,080 --> 00:34:30,480
‫می‌دونم مهم بودن! همه‌شون مهم بودن!

462
00:34:31,680 --> 00:34:33,399
‫ولی باید واقعی جلوه می‌کرد!

463
00:34:33,400 --> 00:34:35,839
‫هر چیز دیگه‌ای بود، ازش چشم‌پوشی می‌کردن!

464
00:34:35,840 --> 00:34:37,919
‫اسمش رو تصادف می‌ذاشتن!

465
00:34:37,920 --> 00:34:40,400
‫باید یه چیزی می‌بود که نتونن نادیده‌ش بگیرن!

466
00:34:46,720 --> 00:34:49,079
‫چپمن یه پیام بهت داد و تو نادیده‌ش گرفتی

467
00:34:49,080 --> 00:34:52,920
‫چون خلبانِ اون آرپَس توی داندر تو بودی

468
00:34:54,000 --> 00:34:55,120
‫- الایزا...
‫- بله

469
00:34:58,480 --> 00:35:02,480
‫پیشانه رو قایم کرده بودم تا وقتی
‫کنترل رو به گرنجر واگذار می‌کنم...

470
00:35:04,360 --> 00:35:06,479
‫...بتونم خلبانی‌ش کنم

471
00:35:06,480 --> 00:35:08,400
‫و پیام‌های ارسالی به صبیحه؟

472
00:35:09,680 --> 00:35:11,199
‫بله، من اون‌ها رو فرستادم

473
00:35:11,200 --> 00:35:13,519
‫تو راس ساترلند رو اجیر کردی؟

474
00:35:13,520 --> 00:35:14,719
‫بله

475
00:35:14,720 --> 00:35:16,600
‫توی اسکاتلند باهاش آشنا شدم

476
00:35:17,920 --> 00:35:19,679
‫و وز هارپر؟

477
00:35:19,680 --> 00:35:21,159
‫من کشتمش

478
00:35:21,160 --> 00:35:22,400
‫چرا؟

479
00:35:23,880 --> 00:35:27,120
‫ماجرا رو فهمیده بود. شروع کرده بود به اخاذی از ما

480
00:35:30,800 --> 00:35:32,880
‫چرا این کارها رو کردی؟

481
00:35:34,480 --> 00:35:37,799
‫می‌فهمم چرا مک‌کیب ازش سود می‌برد

482
00:35:37,800 --> 00:35:39,679
‫قیمت سهامش رشد کرده

483
00:35:39,680 --> 00:35:41,880
‫براش پای یه معامله وسط بود، ولی تو...؟

484
00:35:43,280 --> 00:35:44,960
‫مک‌کیب به تو پول می‌داد؟

485
00:35:51,760 --> 00:35:52,880
‫آره

486
00:35:54,680 --> 00:35:56,720
‫- واسه پول انجامش دادم
‫- نه

487
00:35:58,960 --> 00:36:00,240
‫باورم نمی‌شه

488
00:36:02,000 --> 00:36:03,440
‫مصاحبه رو تموم کن

489
00:36:08,000 --> 00:36:10,559
‫مصاحبه ساعت ۱۳:۳۱ تعلیق شد

490
00:36:10,560 --> 00:36:12,359
‫مظنون هنوز در بازداشته

491
00:36:16,360 --> 00:36:18,239
‫یک گفت‌وگو رو بهت می‌گم

492
00:36:18,240 --> 00:36:19,879
‫که هیچ‌وقت گیرت نمیاد

493
00:36:19,880 --> 00:36:22,119
‫همونیه که سرویس اطلاعاتی ما

494
00:36:22,120 --> 00:36:25,719
‫و همتاهاش در وودیان می‌نشوننت

495
00:36:25,720 --> 00:36:27,800
‫و بهت می‌گن روال دنیا چطوریه

496
00:36:29,800 --> 00:36:31,880
‫پس برای اینکه ثبت بشه، البته...

497
00:36:35,640 --> 00:36:37,440
‫...واسه پول انجامش دادم

498
00:36:39,760 --> 00:36:40,880
‫چرا که نه؟

499
00:36:45,680 --> 00:36:47,320
‫چند سال دیگه آزاد می‌شم

500
00:36:53,760 --> 00:36:56,880
‫اون‌ها خیلی باهوش‌تر از تو هستن

501
00:37:01,320 --> 00:37:03,560
‫و بیشتر از تو اهمیت دارن

502
00:37:29,720 --> 00:37:31,160
‫سلام

503
00:37:32,240 --> 00:37:34,120
‫شرمنده که نتونستم زودتر بیام

504
00:37:36,600 --> 00:37:38,319
‫ولی می‌خواستم ببینم در چه حالی

505
00:37:38,320 --> 00:37:40,360
‫- فقط به همین دلیل اینجایی؟
‫- ببین...

506
00:37:42,280 --> 00:37:44,879
‫...اون عکسی که سربازرس سیلوا برات فرستاد

507
00:37:44,880 --> 00:37:47,240
‫مردی که توی محوطه لباس بهیارها رو پوشیده بود

508
00:37:48,240 --> 00:37:49,839
‫وقتی بهت گفتم که نمی‌دونیم کیه،

509
00:37:49,840 --> 00:37:52,240
‫باهات کامل روراست نبودم. و تصمیم من نبود

510
00:37:53,160 --> 00:37:55,400
‫می‌دونستی که به مک‌کیب ربط داره؟

511
00:37:57,200 --> 00:37:59,880
‫ساترلند به دیدن همون رفت

512
00:38:02,480 --> 00:38:05,280
‫اگه دربارۀ مک‌کیب خبر داشتم،
‫می‌تونستم بهش هشدار بدم

513
00:38:06,200 --> 00:38:08,439
‫تو بهم نگفتی می‌خوای بری دیدن ساترلند

514
00:38:08,440 --> 00:38:10,360
‫به‌خاطر اعتمادنکردن بهت
‫من رو مقصر می‌دونی؟

515
00:38:16,160 --> 00:38:18,479
‫درستش می‌کنم

516
00:38:18,480 --> 00:38:20,439
‫اعتراف کامل

517
00:38:20,440 --> 00:38:24,720
‫به‌طور غیررسمی اشاره کرد که
‫سرویس اطلاعاتی ما حمایتش می‌کرده

518
00:38:26,360 --> 00:38:28,839
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم. اصلاً نمی‌دونم...

519
00:38:28,840 --> 00:38:31,839
‫که می‌تونم به هیچ‌کدوم
‫از حرف‌هاش اعتماد کنم

520
00:38:31,840 --> 00:38:33,799
‫ببخشید، قربان. باید جواب بدم، کرستنه

521
00:38:33,800 --> 00:38:35,879
‫نه، تو بشین

522
00:38:35,880 --> 00:38:37,959
‫مرسی

523
00:38:37,960 --> 00:38:39,199
‫سلام، عشقم

524
00:38:39,200 --> 00:38:41,319
‫الآن الایزا راسل رو متهم کردیم

525
00:38:41,320 --> 00:38:43,359
‫اعتراف کرد که آرپَس توی داندر رو خلبانی کرده

526
00:38:43,360 --> 00:38:47,799
‫به همه‌چیز اعتراف کرد. و اون
‫بوده که ساترلند رو اجیر کرده

527
00:38:47,800 --> 00:38:49,879
‫ساترلند اصلاً حرفی از یه زن نزد

528
00:38:49,880 --> 00:38:51,560
‫نمی‌تونه الایزا باشه

529
00:38:52,560 --> 00:38:55,759
‫ساترلند نگران بود که اون‌طوری
‫یه «مرد خوب» رو تحویل می‌ده

530
00:38:55,760 --> 00:38:59,399
‫یکی بود که فکر می‌کرد می‌تونه بهش اعتماد کنه

531
00:38:59,400 --> 00:39:01,839
‫نمی‌خوره مک‌کیب باشه

532
00:39:01,840 --> 00:39:04,000
‫فکر کنم باید یکی دیگه باشه

533
00:39:06,240 --> 00:39:08,040
‫چرا رمزی الآن اومد؟

534
00:39:09,600 --> 00:39:11,080
‫باهاش صحبت کن

535
00:39:13,080 --> 00:39:17,280
‫کرستن بهت اعتماد داره ولی من... من
‫قانع نشده‌ام که بشه بهت اعتماد کرد

536
00:39:18,720 --> 00:39:20,279
‫آره

537
00:39:20,280 --> 00:39:21,920
‫خیلی روشن حالی‌م کردی

538
00:39:24,960 --> 00:39:27,000
‫گویا این ساعت توئه

539
00:39:28,360 --> 00:39:31,560
‫مردی که سعی داشت تو و
‫هارپر رو توی وودیان بکُشه؟

540
00:39:33,640 --> 00:39:34,839
‫پیمانکاره

541
00:39:34,840 --> 00:39:36,400
‫اسمش پورتسموره

542
00:39:37,480 --> 00:39:39,000
‫واسه گفتن این اخراجم می‌کنن

543
00:39:40,840 --> 00:39:43,639
‫از موقعی که عکسش رو فرستادی، در تقلا بودیم،

544
00:39:43,640 --> 00:39:45,480
‫که بفهمیم کی اجیرش کرده

545
00:39:46,880 --> 00:39:48,839
‫برای همین الایزا راسل رو با خودمون بردیم

546
00:39:48,840 --> 00:39:52,959
‫فکر نمی‌کنم راسل و مک‌کیب
‫همۀ کارها رو خودشون کرده باشن

547
00:39:52,960 --> 00:39:54,439
‫بهشون کمک شده

548
00:39:54,440 --> 00:39:55,600
‫ما نبودیم

549
00:39:57,320 --> 00:39:59,719
‫بهت قول می‌دم، اگه سِر ایان
‫داوْنینگ توش دست داشت،

550
00:39:59,720 --> 00:40:02,400
‫از ما نمی‌خواست که ببینیم الایزا چی می‌دونه

551
00:40:09,320 --> 00:40:11,759
‫الایزا به همه‌چی اعتراف کرد

552
00:40:11,760 --> 00:40:13,879
‫ازجمله...

553
00:40:13,880 --> 00:40:17,199
‫...یه چیزی که کرستن مطمئنه کار اون نبوده

554
00:40:17,200 --> 00:40:18,719
‫اجیرکردن ساترلند

555
00:40:18,720 --> 00:40:20,719
‫خب، شاید داره واسه یکی لاپوشونی می‌کنه

556
00:40:20,720 --> 00:40:23,039
‫- مک‌کیب؟
‫- دلیلی نداشت که برای مک‌کیب لاپوشونی کنه

557
00:40:23,040 --> 00:40:24,920
‫اون قبلاً متهم شده

558
00:40:28,880 --> 00:40:33,199
‫تو به الایزا گفتی که مک‌کیب
‫به جرم قتل تحت‌تعقیبه؟

559
00:40:33,200 --> 00:40:34,400
‫نه

560
00:40:35,320 --> 00:40:37,159
‫ما هیچ‌وقت بهش نگفتیم. چرا؟

561
00:40:37,160 --> 00:40:38,639
‫وقتی الایزا رو آوردن توی اتاق،

562
00:40:38,640 --> 00:40:41,600
‫گرنجر بود که دربارۀ مک‌کیب بهش گفت

563
00:40:42,920 --> 00:40:44,599
‫منظورت چیه؟

564
00:40:44,600 --> 00:40:46,480
‫برای همین می‌خواست اونجا باشه

565
00:40:47,640 --> 00:40:51,759
‫باید به الایزا می‌گفت که مک‌کیب و خود الایزا لو رفته‌ان

566
00:40:51,760 --> 00:40:54,079
‫داشت بهش می‌گفت که سرباز خوبی باشه. خودشه

567
00:40:54,080 --> 00:40:55,120
‫گرنجره

568
00:40:56,840 --> 00:41:02,399
‫باید بفهمیم که گرنجر و ساترلند چه ارتباطی به هم دارن

569
00:41:02,400 --> 00:41:04,879
‫شما ته‌توش رو درآوردید.
‫کی بهتر از همه می‌شناختش؟

570
00:41:04,880 --> 00:41:07,359
‫خب، تنها کسی که دیدیم و
‫به نظر بهش اهمیت می‌داد

571
00:41:07,360 --> 00:41:10,720
‫- دوست‌دختر سابقش بود. آره
‫- جزئیاتش رو داری؟

572
00:41:15,960 --> 00:41:17,519
‫من چه کمکی می‌تونم بکنم؟

573
00:41:17,520 --> 00:41:20,919
‫خب، هرکسی که این رو کنار هم
‫چیده می‌دونسته که جبهه‌الحریه

574
00:41:20,920 --> 00:41:22,559
‫در حال جمع‌آوری مدرک علیه آلبن-اکس بوده

575
00:41:22,560 --> 00:41:24,679
‫افراد تو این موضوع رو به گرنجر توضیح دادن؟

576
00:41:24,680 --> 00:41:25,719
‫نمی‌دونم

577
00:41:25,720 --> 00:41:28,999
‫مسئله اینه که به‌محض درخواست
‫اون پرونده‌ها، مسدودشون می‌کنن

578
00:41:29,000 --> 00:41:31,040
‫پس نمی‌تونیم ازطریق کانال‌های رسمی پیش بریم

579
00:41:32,520 --> 00:41:34,400
‫می‌دونی که این چه معنایی داره، آره؟

580
00:41:38,040 --> 00:41:41,039
‫می‌دونی سابقۀ من قبل از آشنایی با شماها، پاکِ پاک بود

581
00:41:41,040 --> 00:41:42,199
‫خب، کِی بریم تو کارش؟

582
00:41:42,200 --> 00:41:44,960
‫مجلس فردا به پیوستن به جنگ وودیان رأی می‌ده

583
00:42:05,080 --> 00:42:06,519
‫سلام. آرلین؟

584
00:42:06,520 --> 00:42:09,279
‫- بله
‫- همکارم، بازرس‌کارآگاه لانگکر رو ملاقات کردی

585
00:42:09,280 --> 00:42:11,319
‫باز راس کاری کرده؟

586
00:42:11,320 --> 00:42:13,880
‫راس ساترلند به قتل رسیده

587
00:42:16,040 --> 00:42:18,080
‫من... واقعاً به کمکت نیاز دارم

588
00:42:23,800 --> 00:42:25,040
‫هی

589
00:42:26,200 --> 00:42:27,240
‫هوی!

590
00:42:29,200 --> 00:42:30,279
‫هی

591
00:42:30,280 --> 00:42:32,600
‫گوش کن، هرچی دربارۀ پروندۀ داندر هست می‌خوام

592
00:42:34,160 --> 00:42:35,239
‫طول می‌کشه

593
00:42:35,240 --> 00:42:36,480
‫بیا شروع کنیم

594
00:42:44,200 --> 00:42:46,439
‫با جلسات توجیهی دربارۀ جبهه‌الحریه شروع کن

595
00:42:46,440 --> 00:42:48,039
‫واسه این‌ها مجوز داری؟

596
00:42:48,040 --> 00:42:49,319
‫آره

597
00:42:49,320 --> 00:42:50,519
‫حکم پلیس

598
00:42:50,520 --> 00:42:52,000
‫توی سیستم که نیست

599
00:42:53,320 --> 00:42:55,079
‫اینجا پیشمه. خب؟

600
00:42:55,080 --> 00:42:56,559
‫باید الآن ببرمش پیششون

601
00:42:56,560 --> 00:42:59,559
‫هی، همین‌طور ای‌میل‌های نیروی هوایی

602
00:42:59,560 --> 00:43:02,360
‫می‌دونی، اون‌ها تازه رسیده

603
00:43:03,880 --> 00:43:06,879
‫فردا تصمیم‌گیری دربارۀ اعزام نیرو به وودیان

604
00:43:06,880 --> 00:43:08,759
‫در مجلس بررسی خواهد شد

605
00:43:08,760 --> 00:43:11,479
‫وزیر دفاع با اشاره به تهدید اثبات‌شده برای امنیت بریتانیا،

606
00:43:11,480 --> 00:43:13,919
‫از این طرح حمایت کرد

607
00:43:13,920 --> 00:43:16,599
‫این به‌دنبال یک حملۀ تروریستی در اوایل ماه جاری است

608
00:43:16,600 --> 00:43:20,120
‫که منجر به کشته‌شدن چند سرباز در
‫میدان آزمایش تسلیحات اسکاتلند شد

609
00:43:36,800 --> 00:43:39,160
‫هنوز مرجع حکم رو پیدا نکرده‌ام

610
00:43:40,160 --> 00:43:42,119
‫اگه شمارۀ دادگاه رو می‌خواستی، بهم زنگ بزن

611
00:43:42,120 --> 00:43:43,559
‫واقعاً نمی‌تونم بمونم

612
00:43:43,560 --> 00:43:44,720
‫دمت گرم، رفیق

613
00:43:48,200 --> 00:43:51,519
‫اِیمی، بگو که برای رمزی حکم جعل نکردی

614
00:43:51,520 --> 00:43:53,599
‫ترجیح می‌دم جواب اون سؤال رو ندم

615
00:43:53,600 --> 00:43:55,999
‫درخواست پرونده‌های محرمانه!

616
00:43:56,000 --> 00:43:58,319
‫طبق بند ۷ «قانون اسرار رسمی»،

617
00:43:58,320 --> 00:44:01,439
‫دستور دارم که تو و رمزی رو بازداشت کنم.
‫بگو داری چی‌کار می‌کنی

618
00:44:01,440 --> 00:44:03,560
‫خب، به‌نظرم بهتره نگم

619
00:44:05,040 --> 00:44:08,399
‫ببین، جفتمون می‌دونیم که
‫نمی‌تونن بذارن این ماجرا درز پیدا کنه

620
00:44:08,400 --> 00:44:09,920
‫همه‌ش رو زیر خاک می‌کنن

621
00:44:11,080 --> 00:44:13,799
‫شرمنده، آخه... نمی‌تونم بذارم همچین اتفاقی بیفته

622
00:44:13,800 --> 00:44:16,799
‫متوجهی که این کار به چه قیمتی ممکنه برات تموم بشه؟

623
00:44:16,800 --> 00:44:18,280
‫آره، متوجهم

624
00:44:20,840 --> 00:44:23,239
‫تا پایان روز معطلشون می‌کنم

625
00:44:23,240 --> 00:44:24,360
‫ممنون، قربان

626
00:44:25,600 --> 00:44:28,200
‫اگه جای تو بودم، الآن گوشی رو خاموش می‌کردم

627
00:44:29,960 --> 00:44:31,080
‫ممنونم، قربان

628
00:44:36,120 --> 00:44:42,839
‫اتفاقی که در داندر رخ داد،
‫حمله‌ای ازسوی تروریست‌ها بود

629
00:44:42,840 --> 00:44:45,360
‫که تنها یک هدف داشتند

630
00:44:48,480 --> 00:44:51,879
‫هدف ازبین‌بردن مشارکت

631
00:44:51,880 --> 00:44:54,280
‫بین دو کشور ما بود

632
00:44:55,560 --> 00:44:59,759
‫در عوض، امروز، ما متحد هستیم

633
00:44:59,760 --> 00:45:02,200
‫عزادار، بله...

634
00:45:03,240 --> 00:45:07,240
‫...و همچنین مصمم

635
00:45:08,400 --> 00:45:09,680
‫مشکلی نیست

636
00:45:12,520 --> 00:45:17,079
‫آن‌ها قصد داشتند ما را تضعیف کنند،
‫گیج کنند، تفرقه‌افکنی کنند،

637
00:45:17,080 --> 00:45:18,840
‫و شکارمان کنند!

638
00:45:19,880 --> 00:45:22,920
‫در عوض، حالا آن‌ها ریشه‌کن و شکار خواهند شد

639
00:45:24,320 --> 00:45:26,440
‫ما دو ملت را نمی‌توان مرعوب کرد!

640
00:45:27,520 --> 00:45:29,960
‫نمی‌توان با قلدری تسلیم کرد!

641
00:45:32,440 --> 00:45:34,000
‫وقتی ما تهدید می‌شویم...

642
00:45:36,160 --> 00:45:39,400
‫...آن تهدید هرگز بی‌پاسخ نخواهد ماند

643
00:45:40,520 --> 00:45:41,719
‫متشکرم

644
00:45:45,800 --> 00:45:46,959
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

645
00:45:46,960 --> 00:45:48,919
‫مارشال هوایی رو به جرم قتل دستگیر می‌کنم

646
00:45:48,920 --> 00:45:50,919
‫برای تو و رمزی حکم بازداشت صادر شده

647
00:45:50,920 --> 00:45:52,279
‫می‌دم دستگیرت کنن

648
00:45:52,280 --> 00:45:53,879
‫راحت باش

649
00:45:53,880 --> 00:45:55,440
‫- مارشال هوایی گرنجر!
‫- دست نگه دار

650
00:45:57,360 --> 00:45:58,760
‫بیا خصوصی صحبت کنیم

651
00:46:01,520 --> 00:46:04,359
‫وقتی اولین‌بار هم رو دیدیم، بهم گفتی

652
00:46:04,360 --> 00:46:07,359
‫که سیاست‌مدارهای بریتانیایی
‫رابطه با وودیان رو دست‌کم گرفتن

653
00:46:07,360 --> 00:46:12,519
‫اون زمان یک پروندۀ قضایی ‫وجود داشت که توانایی
ما رو برای ‫فروش اسلحه به اون‌ها تهدید می‌کرد

654
00:46:12,520 --> 00:46:14,439
‫که عملیات‌های شما رو به خطر می‌ندازه

655
00:46:14,440 --> 00:46:17,279
‫عملیات‌های من نه. عملیات‌های بریتانیا

656
00:46:17,280 --> 00:46:21,119
‫تا همین هفتۀ پیش، هیچ میلی به واردشدن
‫در درگیری مرزی توی وودیان نبود

657
00:46:21,120 --> 00:46:25,799
‫توی وست‌مینسر که قطعاً نبود. بااین‌حال، فردا قراره
‫دربارۀ اعزام نیروهای بریتانیایی به اونجا رأی‌گیری کنن

658
00:46:25,800 --> 00:46:29,199
‫- چون وضعیت تغییر کرد
‫- تو وضعیت رو تغییر دادی

659
00:46:29,200 --> 00:46:31,199
‫تو و دِرِک مک‌کیب و الایزا راسل

660
00:46:31,200 --> 00:46:34,599
‫سه‌تایی با هم توطئه کردید تا
‫پامون رو به درگیری باز کنید

661
00:46:34,600 --> 00:46:37,279
‫یه جورکِش لازم داشتید، برای همین
‫جبهه‌الحریه رو انتخاب کردید

662
00:46:37,280 --> 00:46:39,039
‫- اون که چرنده
‫- اون‌ها کسی نبودن

663
00:46:39,040 --> 00:46:40,199
‫خودت بهم گفتی

664
00:46:40,200 --> 00:46:46,199
‫اون‌ها افراطی نبودن. فقط داشتن علیه
‫آلبن-اکس مدارک جمع‌آوری می‌کردن

665
00:46:46,200 --> 00:46:49,119
‫با تروریست‌جلوه‌دادن اون‌ها
‫مدارکشون هم بی‌فایده می‌شد

666
00:46:49,120 --> 00:46:50,559
‫محاکمه از هم می‌پاشه

667
00:46:50,560 --> 00:46:54,759
‫و بعد حمله به داندر توجیهی که برای
‫تشدید تنش می‌خوای رو بهت می‌ده

668
00:46:54,760 --> 00:46:57,959
‫تو بودی که فراس زمان رو
‫روی رادار شناسایی کردی، مگه نه؟

669
00:46:57,960 --> 00:47:00,039
‫داری می‌گی که بی‌اجازه وارد منطقه نشده بود؟

670
00:47:00,040 --> 00:47:03,639
‫اوه، چرا شده بود، ولی فقط به‌این‌خاطر
‫که تو مطمئن شدی که اونجا باشه

671
00:47:03,640 --> 00:47:06,919
‫و... من چطور همچین کاری کردم؟

672
00:47:06,920 --> 00:47:10,999
‫«اطلاعات» دربارۀ نسخه‌های رمزگذاری‌شدۀ
ارسالی ‫به فراس زمان توجهیت کرد

673
00:47:11,000 --> 00:47:13,479
‫تو ازش بهره بردی تا به داندر بکِشونی‌ش

674
00:47:13,480 --> 00:47:16,359
‫من کلی اتهام و مقدار کمی
‫مدرک به گوشم می‌خوره

675
00:47:16,360 --> 00:47:18,199
‫دقیقاً

676
00:47:18,200 --> 00:47:19,800
‫این عکس معنایی برات داره؟

677
00:47:20,720 --> 00:47:22,079
‫نمی‌شناسمش

678
00:47:22,080 --> 00:47:23,600
‫اسمش راس ساترلنده

679
00:47:24,800 --> 00:47:27,439
‫با دوست‌دختر سابقش حرف زدم. می‌گه
‫خیلی خوب هم همدیگه رو می‌شناسید

680
00:47:27,440 --> 00:47:30,200
‫بعد از اینکه از ارتش انداختنش بیرون، درب‌وداغون بود

681
00:47:31,280 --> 00:47:34,079
‫تو کمکش کردی و اون می‌پرستیدت

682
00:47:34,080 --> 00:47:36,279
‫ازش سوءاستفاده کردی تا انتونی چپمن رو بکُشه

683
00:47:36,280 --> 00:47:39,039
‫بعد وقتی دیدی ممکنه دردسرساز بشه،

684
00:47:39,040 --> 00:47:40,680
‫دِرِک مک‌کیب به قتل رسوندش

685
00:47:41,640 --> 00:47:43,119
‫حالا می‌شناسی‌ش؟

686
00:47:43,120 --> 00:47:44,199
‫نه

687
00:47:44,200 --> 00:47:46,719
‫تو می‌دونستی انتونی چپمن کجا مخفی شده

688
00:47:46,720 --> 00:47:48,840
‫سربازرس، از فرصتت استفاده کردی

689
00:47:50,240 --> 00:47:51,639
‫مشخصاً کم آوردی

690
00:47:53,440 --> 00:47:54,919
‫سِر ایان؟

691
00:47:54,920 --> 00:47:55,960
‫عذر می‌خوام

692
00:48:06,600 --> 00:48:08,480
‫پس فرزند ناخلف برگشته

693
00:48:09,400 --> 00:48:11,319
‫با دست‌بند

694
00:48:11,320 --> 00:48:12,759
‫من با اختیار خودم اومدم اینجا

695
00:48:12,760 --> 00:48:17,079
‫اقدامات تو باعث تحقیر این بخش شده

696
00:48:17,080 --> 00:48:18,759
‫گرنجر به‌خاطر این کار مجازات می‌شه

697
00:48:18,760 --> 00:48:21,559
‫من پیش اون و سربازرس سیلوا بودم.
‫هیچ مدرک محکمی نداره

698
00:48:21,560 --> 00:48:22,680
‫من دارم ولی

699
00:48:26,440 --> 00:48:27,919
‫اول به گوش سربازرس سیلوا می‌رسه

700
00:48:27,920 --> 00:48:29,920
‫با من مذاکره نکن، مردیکۀ کثافت!

701
00:48:31,000 --> 00:48:32,480
‫این تصمیم آخرتونه، قربان؟

702
00:48:36,600 --> 00:48:38,440
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- پای چپ

703
00:48:46,320 --> 00:48:47,439
‫ایان، این چه کوفتیه؟

704
00:48:47,440 --> 00:48:49,639
‫سؤال من هم هست. دوست دارم جوابش رو بشنوم

705
00:48:49,640 --> 00:48:52,559
‫شما حدود هفت ماه پیش
‫دربارۀ جبهه‌الحریه توجیه شدید

706
00:48:52,560 --> 00:48:55,439
‫با استفاده از اطلاعاتی که ما
‫از شنود فراس زمان به دست آوردیم

707
00:48:55,440 --> 00:48:58,119
‫من بابت انواع‌واقسام مسائل توجیه می‌شم. که چی؟

708
00:48:58,120 --> 00:49:01,759
‫نشست توجیهی اکتبر پارسال برگزار شد

709
00:49:01,760 --> 00:49:04,119
‫پیام‌های ارسال‌شده به صبی از نوامبر شروع شد

710
00:49:04,120 --> 00:49:05,359
‫آره. من...

711
00:49:05,360 --> 00:49:06,799
‫دیدمش

712
00:49:06,800 --> 00:49:10,999
‫در روزهای منتهی به داندر، تو
‫انتونی چپمن رو فرستادی دبی

713
00:49:11,000 --> 00:49:13,159
‫- درسته
‫- تو ترتیب اون جلسه رو دادی؟

714
00:49:13,160 --> 00:49:14,279
‫بله

715
00:49:14,280 --> 00:49:16,959
‫ممکنه قبل از اینکه تو با چپمن تماس بگیری،

716
00:49:16,960 --> 00:49:19,039
‫شخص دیگه‌ای به چپمن
‫گفته باشه که به دبی بره؟

717
00:49:19,040 --> 00:49:22,079
‫شاید برای ترتیب‌دادن جلسه
‫باید از کسی اجازه می‌گرفتی؟

718
00:49:22,080 --> 00:49:23,719
‫من معاون مارشال هوایی‌ام

719
00:49:23,720 --> 00:49:26,280
‫لازم نیست چیزی رو با کسی در جریان بذارم

720
00:49:28,640 --> 00:49:33,079
‫پس ساعت ۳:۳۵ عصر به‌وقتِ
‫بریتانیا به چپمن ای‌میل زدید

721
00:49:33,080 --> 00:49:34,879
‫اون روز اسکاتلند بودی

722
00:49:34,880 --> 00:49:43,159
‫و همون روز در وودیان، صبیحه چپمن پیامی ‫از شخصی
دریافت می‌کنه که معتقده با جبهه‌الحریه ‫همدله

723
00:49:43,160 --> 00:49:45,839
‫توی پیام بهش گفته شده که پدرش
‫برای کار می‌خواد اونجا رو ترک کنه

724
00:49:45,840 --> 00:49:49,279
‫و الآن فرصت داره که پیشانۀ آرپَس رو بدزده

725
00:49:49,280 --> 00:49:54,919
‫و این یک ساعت و نیم کامل قبل از
اینه که تو ‫به چپمن اون ای‌میل رو بزنی

726
00:49:54,920 --> 00:49:56,119
‫پس جلسه رو ترتیب دادی

727
00:49:56,120 --> 00:49:58,719
‫می‌گی چپمن اولین نفریه که از سفر باخبر می‌شه،

728
00:49:58,720 --> 00:50:01,759
‫بااین‌حال صبیحه چپمن قبل از
‫پدرش از اون موضوع خبر داره

729
00:50:01,760 --> 00:50:03,999
‫پس چطور ممکنه،

730
00:50:04,000 --> 00:50:07,919
‫جز اینکه دستور داده باشی که
‫اون پیام به صبی ارسال بشه؟

731
00:50:07,920 --> 00:50:09,959
‫این نباید حقیقت داشته باشه، آره، مارکوس؟

732
00:50:09,960 --> 00:50:11,000
‫هوم

733
00:50:24,280 --> 00:50:25,999
‫من...

734
00:50:26,000 --> 00:50:28,000
‫...نمی‌خواستم کسی بمیره

735
00:50:29,400 --> 00:50:33,559
‫اما تصویر بزرگ‌تر جونِ صدها هزار نفره

736
00:50:33,560 --> 00:50:36,359
‫ذات دفاع همینه

737
00:50:36,360 --> 00:50:37,759
‫فداکاری می‌کنی ولی انجامش می‌دی

738
00:50:37,760 --> 00:50:39,679
‫چون چشمت به اصول اساسیه

739
00:50:39,680 --> 00:50:40,839
‫مثل الایزا حرف می‌زنی

740
00:50:40,840 --> 00:50:42,839
‫اون افسر خوبیه

741
00:50:42,840 --> 00:50:46,159
‫بهم گفت که «اطلاعات» هم نقش داشته

742
00:50:46,160 --> 00:50:48,359
‫- برای محافظت از تو این رو گفت؟
‫- بله

743
00:50:48,360 --> 00:50:50,759
‫دل‌وجیگر داره

744
00:50:50,760 --> 00:50:52,879
‫این... یکی از تعاریفشه

745
00:50:52,880 --> 00:50:55,639
‫اگه به جلوبردن این قضیه اصرار بورزی،

746
00:50:55,640 --> 00:50:57,879
‫صدمات جبران‌ناپذیری وارد می‌کنی

747
00:50:57,880 --> 00:51:01,079
‫ما یک جزیرۀ کوچک و روبه‌افول هستیم.
‫به متحد نیاز داریم

748
00:51:01,080 --> 00:51:04,559
‫به چندتا دوست نیاز داریم و باید
‫به اون دوستان کمی احترام بذاریم،

749
00:51:04,560 --> 00:51:07,239
‫به‌جای اینکه اون‌ها رو به دادگاه بکشونیم
‫و با انگشت نشونشون بدیم!

750
00:51:07,240 --> 00:51:08,799
‫تو می‌دونی که حقیقت داره. پشتم دربیا!

751
00:51:08,800 --> 00:51:10,240
‫مطمئن نیستم که بتونم

752
00:51:14,800 --> 00:51:18,719
‫اگه صادرات اسلحه به وودیان رو ممنوع کنیم،

753
00:51:18,720 --> 00:51:21,560
‫به‌نظرت چه اتفاقی می‌افته؟
‫صلح عالم‌گیر؟ نه!

754
00:51:22,680 --> 00:51:26,519
‫وودیانی‌ها به‌راحتی می‌رن پیش چین
‫و روسیه تا نیازشون رو برآورده کنن

755
00:51:26,520 --> 00:51:30,679
‫و ما یکی از مهم‌ترین تولیدکننده‌های
!نفت جهان رو از خودمون دور می‌کنیم

756
00:51:30,680 --> 00:51:33,599
‫اگه خیال می‌کنی این چند سال
‫اوضاع بریتانیا خوب نبوده،

757
00:51:33,600 --> 00:51:39,639
‫اگه مردم نتونن خونه‌هاشون رو گرم ‫کنن، به ماشین‌هاشون بنزین
بزنن ‫و درِ کارخونه‌ها یکی‌یکی تخته بشه، چه جلوه‌ای داره؟

758
00:51:39,640 --> 00:51:41,279
‫تو مردم خودت رو به قتل رسوندی!

759
00:51:41,280 --> 00:51:43,439
‫من دنیا رو همون‌طور که هست می‌بینم

760
00:51:43,440 --> 00:51:45,599
‫می‌بینم که چی در انتظارمونه

761
00:51:45,600 --> 00:51:47,559
‫یه نفر باید تصمیم بگیره

762
00:51:47,560 --> 00:51:50,199
‫سیاست‌مدارهامون نمی‌گیرن یا نمی‌تونن!

763
00:51:50,200 --> 00:51:51,240
‫نه!

764
00:51:53,000 --> 00:51:54,200
‫من کارم رو انجام داده‌ام...

765
00:51:55,320 --> 00:51:57,279
‫...خیلی خوب هم انجام داده‌ام!

766
00:51:57,280 --> 00:51:58,480
‫من هم همین‌طور

767
00:52:02,720 --> 00:52:05,240
‫فکر کنم همه‌مون موافق باشیم
‫که اشتباهاتی صورت گرفته

768
00:52:06,200 --> 00:52:08,799
‫شانس آوردی رمزی اونجا که بگیردشون

769
00:52:08,800 --> 00:52:10,999
‫من که می‌گم خیلی خوش‌شانس بوده

770
00:52:11,000 --> 00:52:12,880
‫همین‌طور تو

771
00:52:14,600 --> 00:52:17,319
‫توصیه می‌کنم که صبیحه چپمن و فراس زمان

772
00:52:17,320 --> 00:52:18,839
‫ بدون هیچ اتهامی آزاد بشن

773
00:52:18,840 --> 00:52:22,119
‫جایگزینْ دو پروندۀ قضایی بسیار خبرسازه

774
00:52:22,120 --> 00:52:23,559
‫آره، موافقم

775
00:52:23,560 --> 00:52:26,640
‫و به بعضی امتیازات از وودیان نیاز پیدا می‌کنیم

776
00:52:27,600 --> 00:52:31,280
‫محاکمه‌های راسل و گرنجر ‫به‌خاطر
امنیت ملی در دادگاه غیرعلنی برگزار می‌شه

777
00:52:32,600 --> 00:52:35,239
‫مک‌کیب هم مشکلی برامون نخواهد بود

778
00:52:35,240 --> 00:52:37,039
‫گزارشی در کار نخواهد بود

779
00:52:37,040 --> 00:52:40,799
‫پس من خطری برای منافع وودیان یا ما نمی‌بینم

780
00:52:40,800 --> 00:52:42,239
‫مگراینکه چیزی رو از قلم انداخته باشم؟

781
00:52:42,240 --> 00:52:45,039
‫برای سم کادر ۳۰ سال حبس صادر شد

782
00:52:45,040 --> 00:52:48,720
‫ازتون می‌خوام که وودیان رو متقاعد
‫کنید تا توی مجازاتش تخفیف قائل بشن

783
00:52:49,840 --> 00:52:51,959
‫به نفع خودشونه

784
00:52:51,960 --> 00:52:53,960
‫- روالش این‌طوری نیست
‫- چرا هست

785
00:52:54,960 --> 00:52:57,680
‫هر دو می‌دونیم روالش دقیقاً همین‌طوریه

786
00:53:25,720 --> 00:53:27,840
‫دو سال زمان زیادی برای انتظاره

787
00:53:33,120 --> 00:53:34,600
‫دو سال هیچی نیست

788
00:53:40,320 --> 00:53:41,800
‫دادگاه غیرعلنی؟

789
00:53:43,320 --> 00:53:44,640
‫خب، آره

790
00:53:46,280 --> 00:53:49,559
‫خانوادۀ کسایی که توی داندر
‫مُردن باید حقیقت رو بدونن

791
00:53:49,560 --> 00:53:52,000
‫حقیقت دست‌آخر آشکار می‌شه

792
00:53:56,240 --> 00:53:58,120
‫فقط نه تا موقعی که ما زنده‌ایم

793
00:53:59,880 --> 00:54:04,120
‫- هوم
‫- پسرمون ممکنه بتونه درباره‌ش بخونه ولی، وقتی پیر شد

794
00:54:06,760 --> 00:54:12,119
‫می‌دونی، مهم‌ترین چیز اینه که ما به دلایل درست

795
00:54:12,120 --> 00:54:13,520
‫انتخاب‌هامون رو کردیم

796
00:54:15,840 --> 00:54:19,239
‫مگه گرنجر هم همین رو به خودش نمی‌گه؟

797
00:54:19,240 --> 00:54:20,680
‫احتمالاً آره

798
00:54:24,440 --> 00:54:26,280
‫ما هر کاری تونستیم کردیم

799
00:54:32,120 --> 00:54:33,719
‫سلام

800
00:54:33,720 --> 00:54:35,960
‫ببین

801
00:54:39,120 --> 00:54:40,279
‫می‌بینی

802
00:54:40,280 --> 00:54:42,719
‫پاهاش چقدر درازه؟

803
00:54:42,720 --> 00:54:45,519
‫این تقصیر مامانه، مگه نه؟

804
00:54:45,520 --> 00:54:46,559
‫آره

805
00:54:46,560 --> 00:54:49,000
‫و من باید به دنیاش بیارم!
‫چند هفته طول می‌کشه!

806
00:54:51,080 --> 00:54:53,159
‫بریم خونه؟

807
00:54:53,160 --> 00:54:54,400
‫لطفاً

808
00:54:58,835 --> 00:55:00,335
« شش ماه بعد »

809
00:55:00,360 --> 00:55:03,120
‫مارکوس گرنجر و الایزا راسل...

810
00:55:04,040 --> 00:55:05,559
‫قبل از صدور حکم،

811
00:55:05,560 --> 00:55:10,599
‫بیانیۀ تأثیرات حادثه را از زبان
‫قربانی فراس زمان خواهیم شنید

812
00:55:19,680 --> 00:55:27,079
‫عالی‌جناب، عذرخواهم که امروز
فقط صدای من را ‫خواهید شنید

813
00:55:27,080 --> 00:55:29,600
‫این دادرسی‌ها باید علنی باشند

814
00:55:36,320 --> 00:55:41,080
‫درخصوص صبیحه چپمن، دختری رو بی‌پدر کردید

815
00:55:42,400 --> 00:55:45,479
‫و آدم‌هایی که در داندر کُشتید...

816
00:55:45,480 --> 00:55:47,519
‫خانواده‌هاشون اینجا نیستن

817
00:55:47,520 --> 00:55:48,800
‫باید باشن

818
00:55:51,120 --> 00:55:52,440
‫و دوستان من...

819
00:55:53,520 --> 00:55:55,679
‫...جبهه‌الحریه

820
00:55:55,680 --> 00:55:58,319
‫اون‌ها آزادی‌هایی که شما توی
‫بریتانیا دارید رو می‌خواستن

821
00:55:58,320 --> 00:56:02,040
‫به‌خاطر اون، اون‌ها رو به آدم‌هایی
‫تبدیل کردی که هرگز نبودن

822
00:56:03,040 --> 00:56:06,200
‫متعصب و قاتل

823
00:56:08,040 --> 00:56:09,999
‫این‌ها جرایم شما بود

824
00:56:10,000 --> 00:56:11,160
‫نه جرایم اون‌ها

825
00:56:16,680 --> 00:56:18,120
‫شاید بخواید بگید...

826
00:56:19,360 --> 00:56:21,639
‫...این مرد فاسده،

827
00:56:21,640 --> 00:56:23,600
‫این زن هم از قوانین سرپیچی کرد

828
00:56:24,520 --> 00:56:25,800
‫اما بذارید من به شما بگم...

829
00:56:26,760 --> 00:56:30,439
‫این مرد... قهرمان شماست

830
00:56:30,440 --> 00:56:32,560
‫قهرمان کشورتون

831
00:56:33,960 --> 00:56:37,320
‫رابطه‌تون با رژیم در وودیان بهتر از همیشه‌ست

832
00:56:38,360 --> 00:56:41,559
‫شاید سربازهاتون در جنگ اون‌ها شرکت نکنن

833
00:56:41,560 --> 00:56:45,399
‫اما امسال به اون‌ها سلاح‌هایی
‫به‌ارزش ۸۰۰میلیون پوند می‌فروشید

834
00:56:45,400 --> 00:56:49,160
‫این پول بودجۀ مدارس و بیمارستان‌هاتون رو تأمین می‌کنه

835
00:56:50,320 --> 00:56:52,320
‫بیمارستان‌های مرزی وودیان...

836
00:56:53,360 --> 00:56:55,800
‫...همچنان از بچه‌مدرسه‌ای‌ها پُر می‌شه

837
00:56:59,600 --> 00:57:02,120
‫لبخند بزن، مارشال هوایی

838
00:57:05,200 --> 00:57:06,520
‫برنده شدی

839
00:57:08,840 --> 00:57:10,679
‫الایزا راسل،

840
00:57:10,680 --> 00:57:14,319
‫به‌خاطر جنایات قتل، تروریسم،

841
00:57:14,320 --> 00:57:17,559
‫تلاش برای انحراف مسیر عدالت

842
00:57:17,560 --> 00:57:20,399
‫و توطئه برای ارتکاب خیانت بزرگ،

843
00:57:20,400 --> 00:57:23,759
‫شما را به حبس ابد محکوم می‌کنم،

844
00:57:23,760 --> 00:57:27,640
‫که حداقل مدت آن ۳۰ سال است

845
00:57:29,320 --> 00:57:33,279
‫مارکوس گرنجر، باتوجه‌به سابقۀ خدمت شما در ارتش،

846
00:57:33,280 --> 00:57:39,839
‫و نقش شما به‌عنوان محرک و کنترل‌کنندۀ این توطئه،

847
00:57:39,840 --> 00:57:45,879
‫به حبس ابد با حداقل ۴۵ سال محکوم می‌شوید

848
00:57:45,880 --> 00:57:52,880
‫این بدان معناست که بعید است در طول عمر
طبیعی خود ‫واجدشرایط آزادی مشروط باشید

849
00:58:05,400 --> 00:58:07,079
‫سلام، عشقم

850
00:58:07,080 --> 00:58:08,240
‫تموم شد

851
00:58:09,240 --> 00:58:10,480
‫دارم میام خونه

852
00:58:11,424 --> 00:58:15,200
« پـایـان فـصـل »

853
00:58:16,224 --> 00:58:40,224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
