WEBVTT

00:00.400 --> 00:04.219
‫چیزی که برام روشنه اینه که کسی این کار
‫رو کرده که می‌خواسته رابطۀ ما رو خراب کنه
« ...آنچه گذشت »

00:05.400 --> 00:08.459
‫با اعلی‌حضرت صحبت کرده‌ام.
‫قصد دارن به برنامۀ آرپَس پایان بدن

00:08.520 --> 00:12.579
‫- پس آخرین‌بار کِی پیشانۀ واقعی رو دیدی؟
‫- نـ-نـ-نمی‌دونم

00:12.680 --> 00:16.399
‫یه نفر قطعاً توی این پایگاه هست
‫که با جبهه‌الحریه کار می‌کنه

00:17.200 --> 00:19.759
‫- به تو دروغ گفتن، راس
‫- سعی کردم اوضاع رو بهتر کنم

00:19.760 --> 00:21.479
‫سر جات بمون. تکون نخور!

00:22.880 --> 00:24.839
‫هویت تأیید شد؟

00:24.840 --> 00:27.359
‫غزالی، هویت تأیید شد

00:27.360 --> 00:28.959
‫لو رفتیم

00:28.960 --> 00:31.319
‫یه نفر بهش گفته ما اینجا
‫داشتیم چی‌کار می‌کردیم

00:31.320 --> 00:32.680
‫پیداش کن

00:35.280 --> 00:37.560
‫می‌خوام یه مدت خارج از پایگاه باشم

00:38.920 --> 00:40.360
‫خودشه

00:43.840 --> 00:45.080
‫اون غزالیه

00:46.240 --> 00:47.440
‫باید بریم

00:49.040 --> 00:52.239
‫خیال کردی به تروریست‌ها کمک
‫می‌کنم که به پایگاه نفوذ کنن؟

00:52.263 --> 00:53.816
وارد شدم

00:53.840 --> 00:55.639
‫باید این رو به آدم مطمئنی برسونم

00:55.640 --> 00:56.999
‫خواهش می‌کنم

00:57.000 --> 00:58.920
‫فکر کنم می‌خوان بکُشنمون

01:00.200 --> 01:02.999
‫تماشای زجرکشیدن کدوم
‫بی‌گناه‌ها رو انتخاب می‌کنم...

01:03.000 --> 01:05.399
‫خانواده‌م یا دوست‌هام؟

01:05.400 --> 01:08.239
‫بعضی‌هاشون اون‌قدرها هم
‫بی‌گناه نیستن ولی، هستن؟

01:08.240 --> 01:09.960
‫ازنظرت ما شبیه تروریست‌هاییم؟

01:11.280 --> 01:12.719
‫داندر کار ما نبود

01:12.720 --> 01:15.079
‫اون مرد، چپمن هم کار ما نبود

01:17.360 --> 01:19.319
‫برو، برو!

01:19.320 --> 01:21.799
‫به چی دارن تیر می‌زنن؟ اِیمی اون وسطه!

01:21.800 --> 01:23.479
‫باید بیارنش بیرون!

01:24.880 --> 01:26.200
‫اِیمی؟

01:57.920 --> 01:59.160
‫سربازرس سیلوا

02:00.240 --> 02:02.439
‫صدام رو می‌شنوی؟

02:02.440 --> 02:04.320
‫طوری نیست، حالت خوبه

02:14.120 --> 02:16.559
‫وضعیت چطوره، قربان؟

02:16.560 --> 02:18.959
‫باشه. بهش خبر می‌دم

02:18.960 --> 02:20.400
‫تشکر

02:22.040 --> 02:24.880
‫مارشال هوایی گرنجر می‌گه اطلاعات تو
‫جونشون رو نجات داد

02:30.040 --> 02:31.799
‫بیا. بخور

02:31.800 --> 02:34.399
‫نه، یه گوشی لازم دارم.
‫باید... باید با یکی صحبت کنم

02:34.400 --> 02:35.680
‫نه، به آب نیاز داری

02:46.760 --> 02:48.999
‫هشت یا ده نفر بودن، ولی اون‌ها...

02:49.000 --> 02:51.679
‫- اِیمی!
‫- اون دختربچه؟

02:51.680 --> 02:53.279
‫حالش خوبه. آسیب ندیده

02:53.280 --> 02:56.159
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- منظورت چیه؟

02:56.160 --> 02:57.999
‫اون‌ها همه رو کشتن

02:58.000 --> 03:00.679
‫خب، بهشون شلیک شد. اون‌ها هم
‫در جواب شلیک کردن

03:00.680 --> 03:02.959
‫- نه، ولی اون‌طوری... اون‌طوری نـ...
‫- تو زنده‌ای

03:02.960 --> 03:05.079
‫اون‌ها جونشون رو گذاشتن وسط تا ما رو دربیارن

03:05.080 --> 03:06.640
‫شاید الآن وقتش نباشه

03:14.200 --> 03:15.839
‫خیلی‌خب. ساختمون رو تخلیه کنید

03:15.840 --> 03:17.360
‫دریافت شد

03:21.480 --> 03:23.680
‫الآن داریم محوطه رو بررسی می‌کنیم، قربان

03:29.760 --> 03:31.639
‫کافیه

03:31.640 --> 03:33.559
‫نه. می‌خوام ببینمش

03:33.560 --> 03:35.200
‫می‌خوام ببینم اِیمی رو کجا نگه داشتن

04:03.000 --> 04:04.959
‫شبیه خونۀ یه خانواده می‌مونه

04:04.960 --> 04:06.799
‫تروریست‌ها باید یه چیزی بخورن بالاخره

04:06.800 --> 04:09.199
‫اکثراً از خونه‌های معمولی استفاده می‌کنن

04:09.200 --> 04:12.599
‫زن‌وبچه‌ها رفت‌وآمد دارن،
‫تا کمتر شبیه پادگان باشه

04:12.600 --> 04:17.919
‫به‌علاوه، موقع وقوع همچین اتفاق‌هایی
‫براشون حکم سپر انسانی هم داره

04:17.920 --> 04:19.720
‫تلفات چقدر بود؟

04:21.240 --> 04:24.120
‫توی محدودۀ موردانتظار. گرنجر همچین چیزی گفت

04:38.240 --> 04:40.600
‫- این... این رو می‌بینید، قربان؟
‫- بله

04:47.480 --> 04:48.560
‫آره!

04:51.200 --> 04:53.879
‫اون پیشانۀ آرپَس گم‌شده‌مونه

04:53.880 --> 04:55.560
‫پس اون آلت قتاله‌ست

04:58.560 --> 05:01.279
‫فکر کنم سربازرس سیلوا
‫حالا می‌تونه بیاد خونه

05:01.280 --> 05:02.480
‫نظر تو چیه؟

05:03.800 --> 05:05.639
‫آره

05:05.640 --> 05:07.160
‫با هواپیمای بعدی

05:07.784 --> 05:14.784
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:47.600 --> 05:53.600
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

06:01.120 --> 06:05.119
‫این یک نشست توضیحی محرمانۀ پس‌ازمأموریته

06:05.120 --> 06:08.279
‫من معاون مارشال هوایی مارکوس گرنجرم

06:08.280 --> 06:12.399
‫همچنین نمایندگان سرویس‌های امنیتی در کنار من هستند

06:12.400 --> 06:17.959
‫من با سربازرس‌کارآگاه سیلوا صحبت می‌کنم
‫که در ساعت ۱۵ نجات پیدا کرد

06:17.960 --> 06:20.919
‫ایشون به‌دست اعضای جبهه‌الحریه گروگان گرفته شده بود،

06:20.920 --> 06:22.159
‫که یک شبکۀ تروریستی‌ان

06:22.160 --> 06:25.319
‫بیاید با اسامی‌ای که ممکنه
‫شنیده باشید، شروع کنیم

06:25.320 --> 06:27.320
‫اسمش معتز بود

06:28.240 --> 06:29.679
‫اسم خانوادگی‌ش رو نشنیدم

06:29.680 --> 06:31.439
‫اون فرد مذکر دیگه چطور؟

06:31.440 --> 06:35.239
‫فرد مذکر دیگه؟ منظورتون فیضله،
‫همونی که اول تیر خورد؟

06:35.240 --> 06:37.119
‫فیضل غزالی، بله

06:37.120 --> 06:39.039
‫اون یک مرد در سن نظامی بود

06:39.040 --> 06:40.359
‫دیدم که اسلحه به دست داشت

06:40.360 --> 06:42.519
‫می‌دونستید اون زیر سن قانونی و غیرمسلح بود؟

06:42.520 --> 06:45.119
‫دارید می‌گید که در هیچ مقطعی
‫اون رو اسلحه‌به‌دست ندیدید؟

06:45.120 --> 06:47.839
‫نه. من... من... قبل‌تر یکی دستش بود،

06:47.840 --> 06:50.759
‫ولی به‌سختی بلد بود نگهش داره

06:50.760 --> 06:52.959
‫صحیح. خیلی‌خب

06:52.960 --> 06:56.159
‫و... بقیه چی؟

06:56.160 --> 06:57.879
‫آره، اون‌ها اسلحه داشتن

06:57.880 --> 07:00.959
‫ولی کلی فرصت هم داشتن که ما رو بکُشن

07:00.960 --> 07:02.320
‫و نکُشتن

07:04.600 --> 07:12.039
‫فرماندۀ گردان راسل می‌گه ‫به گوشش خورده که اسارتگرهاتون
‫داشتن به عربی صحبت می‌کردن و نقشه داشتن که:

07:12.040 --> 07:16.119
‫«زن‌ها رو بندازیم توی صحرا و ولشون کنیم بمیرن»

07:16.120 --> 07:18.880
‫شما عربی بلدید، سربازرس سیلوا؟

07:20.560 --> 07:21.800
‫نه

07:23.480 --> 07:25.119
‫بازمانده‌ای هم بود؟

07:25.120 --> 07:28.439
‫مرد شناسایی‌شده به‌نام عبدالله نامعلومه

07:28.440 --> 07:29.920
‫همسرش در بازداشته

07:31.520 --> 07:32.560
‫همین؟

07:34.280 --> 07:37.159
‫ببین، من پیشاپیش باید محاسبه می‌کردم،

07:37.160 --> 07:40.279
‫که چند نفر رو موقعِ درآوردن شما
‫ممکنه از دست بدم،

07:40.280 --> 07:43.599
‫چطور دراین‌اثنا به بهترین نحو
‫از «تو» محافظت کنم

07:43.600 --> 07:44.719
‫خب، خوش‌حالم که در امانید

07:44.720 --> 07:47.679
‫خیلی خوش‌حالم که فرماندۀ گردان راسل در امانه

07:47.680 --> 07:52.479
‫و از-از-از اینکه هیچ‌کدوم از افرادمون ‫برای رسیدن
به این نتیجه ‫جونشون رو از دست ندادن، شکرگزارم

07:52.480 --> 07:54.559
‫همین برام کافیه

07:54.560 --> 07:57.119
‫من فردا صبح با هواپیما برمی‌گردم روسالان

07:57.120 --> 07:59.799
‫به‌محض اینکه بهیارها از سلامتی‌ت اطمینان
‫حاصل کنن، سوار اون پروازت می‌کنیم

07:59.800 --> 08:01.919
‫سؤال دیگه‌ای ازشون ندارید؟

08:01.920 --> 08:04.359
‫- چی سرِ مهمات مصرف‌شده‌شون اومد؟
‫- جانم؟

08:04.360 --> 08:06.399
‫یکی‌شون، عبدالله،

08:06.400 --> 08:09.679
‫گفت که دارن پوکه‌های بمب و
‫ترکش‌ها رو جمع‌آوری می‌کنن

08:09.680 --> 08:14.719
‫گفت مدرکیه که نشون می‌ده ‫برای کشتن
غیرنظامی‌ها ‫از تسلیحات بریتانیایی استفاده شده

08:14.720 --> 08:16.399
‫ببخشید که شک دارم

08:16.400 --> 08:20.480
‫نه، واقعی بود، خودم پوکه‌های موشک رو دیدم

08:22.040 --> 08:26.959
‫اگه چیزی پیدا شده بود، تصور می‌کنم
‫وودیانی‌ها نابودش می‌کنن

08:26.960 --> 08:28.679
‫این آدم‌ها رو دست‌کم نگیر

08:28.680 --> 08:31.319
‫اون‌ها چیزی نمونده بود که
‫توی داندر بزنن نابودمون کنن

08:31.320 --> 08:33.559
‫تونستن یک مرد رو وارد گردان ما بکنن

08:33.560 --> 08:35.839
‫ناشی نیستن!

08:35.840 --> 08:38.359
‫خب، من می‌خوام مدارکی که این افراد رو

08:38.360 --> 08:40.759
‫- با حملۀ داندر مرتبط می‌کنه، بررسی کنم...
‫- ببخشید؟

08:40.760 --> 08:49.799
‫ببینید، گروهی که من دیدم ‫به نظر نمی‌اومد ازلحاظ
فنی ‫قادر به کار با یک آرپَس نظامی فوق‌تخصصی باشن

08:49.800 --> 08:52.639
‫نوع آموزشی که همکار شناخته‌شده‌شون پشت‌سر گذاشته،

08:52.640 --> 08:54.679
‫کاپیتان ستام عبدول کادر؟

08:54.680 --> 09:00.319
‫سم کادر یکی از معدود افرادی بود که ‫می‌دونست
آزمایش تسلیحات آرپَس ‫کجا و چه زمانی انجام شده

09:00.320 --> 09:01.959
‫اون خلبانی‌کردن آرپَس رو بلد بود،

09:01.960 --> 09:03.999
‫بنابراین می‌تونسته رفقای
‫مخالفش رو آموزش بده

09:04.000 --> 09:06.719
‫می‌دونست که در تنظیمات خلبانی خودکار
‫یه ضعف وجود داره

09:06.720 --> 09:11.079
‫و فراس زمان رو روی زمین داشته ‫تا
بتونه بهشون خبر بده ‫که کِی فعالش کنه

09:11.080 --> 09:13.319
‫چی سر سم کادر میاد؟ می‌خوام با...

09:13.320 --> 09:14.959
‫به‌زودی می‌برنش...

09:14.960 --> 09:16.799
‫من هنوز چندتا سؤال ازش دارم

09:16.800 --> 09:19.559
‫فکر نمی‌کنم به تصویر کلی رسیده باشیم

09:19.560 --> 09:21.559
‫خب، ما آلت قتاله رو داریم

09:21.560 --> 09:23.239
‫چی؟

09:23.240 --> 09:26.559
‫ما محوطه رو جست‌وجو کردیم
‫و پیشانۀ آرپَس رو پیدا کردن،

09:26.560 --> 09:29.159
‫همونی که توی حملۀ داندر ازش استفاده شد

09:29.160 --> 09:32.040
‫از بازرس‌کارآگاه لانگکر بپرس.
‫اون شاهد پیداشدنش بود

09:33.120 --> 09:36.039
‫اون‌طور که شنیدم، کار شگفت‌انگیزی انجام داد

09:36.040 --> 09:38.359
‫که اطلاعات رو از آقای زمان گرفت

09:38.360 --> 09:39.840
‫ارادتم رو بهش برسون

09:58.520 --> 10:02.799
‫درحالی‌که نمایندگان پارلمان برای رأی‌گیری ‫دربارۀ اعزام نیروهای
بریتانیایی ‫برای جنگ در کنار نیروهای وودیانی آماده می‌شوند،

10:02.800 --> 10:05.679
‫فعالان به درخواست‌های خود به‌منظور پایان‌دادنِ
‫فروش اسلحه به این کشور ادامه می‌دهند

10:10.120 --> 10:11.360
‫بازرس‌کارآگاه لانگکر

10:13.120 --> 10:16.439
‫- اِیمی
‫- منم. اینجام. در امانم

10:16.440 --> 10:20.639
‫وای خدا! وای خدا، حالت خوبه؟ کاری‌ت نکردن؟

10:20.640 --> 10:21.840
‫نه...

10:23.160 --> 10:24.879
‫ممکن بود بکُشنت

10:24.880 --> 10:26.120
‫می‌دونم. معذرت می‌خوام...

10:28.080 --> 10:29.319
‫خدایا، تو حتماً...

10:29.320 --> 10:32.160
‫نه! نه، نه، معذرت‌خواهی نکن

10:33.280 --> 10:37.079
‫وقتی بیای خونه، حسابت رو می‌رسم

10:37.080 --> 10:38.559
‫کِی برمی‌گردی؟

10:38.560 --> 10:40.159
‫می‌خوان فردا سوار هواپیمام کنن

10:40.160 --> 10:42.440
‫خوبه. خوبه

10:44.040 --> 10:46.639
‫چیه؟ چی شده؟

10:46.640 --> 10:47.680
‫بگو

10:49.320 --> 10:53.119
‫واقعاً لحظه‌ای که پیشانه پیدا شد رو دیدی؟

10:53.120 --> 10:55.719
‫پیشانۀ آرپَس؟ آره

10:55.720 --> 10:57.999
‫- کجا بود؟
‫- ام...

10:58.000 --> 11:00.879
‫زیر یه تخت بچگانه بود. یعنی... توی اتاق کودک

11:00.880 --> 11:02.800
‫چرا؟

11:06.040 --> 11:07.599
‫نمی‌دونم

11:07.600 --> 11:08.640
‫حرف بزن ببینم

11:09.800 --> 11:12.639
‫اون‌ها تمام اطلاعات دربارۀ داندر رو تکذیب کردن

11:12.640 --> 11:16.599
‫امکانش هست که در اشتباه باشیم؟

11:16.600 --> 11:19.919
‫من موقعیتت رو از فراس زمان گرفتم

11:19.920 --> 11:22.319
‫روز حمله درست همون‌جا بود

11:22.320 --> 11:25.040
‫سم کادر موقع ارتکاب جرم دستگیر شد

11:26.560 --> 11:27.880
‫می‌دونی، شاید...

11:29.280 --> 11:31.079
‫...شاید فکرت درست کار نمی‌کنه...

11:31.080 --> 11:33.959
‫نکن. لطفاً بس کن. تو دیگه همچین حرفی نزن

11:33.960 --> 11:35.440
‫ازت می‌خوام بهم ایمان داشته باشی

11:37.200 --> 11:38.519
‫باشه

11:38.520 --> 11:41.559
‫ازت می‌خوام دوباره با فراس صحبت کنی
‫و می‌خوام این موضوع رو بهش بگی

11:41.560 --> 11:42.600
‫باشه

11:44.680 --> 11:46.799
‫می‌شه بیای خونه، لطفاً؟

11:46.800 --> 11:49.440
‫اگه کار دیگه‌ای اونجا نداری...

11:51.520 --> 11:52.800
‫بهت نیاز دارم

11:53.960 --> 11:55.919
‫پاپی بهت نیاز داره

11:55.920 --> 11:57.720
‫تو هر کاری که تونستی کردی

12:00.920 --> 12:03.520
‫دوستت دارم. وقتی بتونم باهات حرف می‌زنم

12:08.520 --> 12:11.559
‫خانم، وسایل شخصی‌تون از محوطۀ مخالفان بازیابی شده

12:11.560 --> 12:12.760
‫ممنون

12:14.360 --> 12:17.560
‫می‌دونی سم کادر کجا نگه‌داری می‌شه؟

12:20.440 --> 12:24.239
‫دادستان «فسکال» می‌گه یا باید آقای
‫زمان رو متهم کنیم یا آزادش کنیم

12:24.240 --> 12:25.959
‫مدرک کافی داریم متهمش کنیم؟

12:25.960 --> 12:28.839
‫نه. نه، ام، ولی... باید باهاش صحبت کنم

12:28.840 --> 12:30.639
‫درخواست اجازه می‌کنم

12:30.640 --> 12:31.959
‫باید زود انجامش بدی

12:31.960 --> 12:33.000
‫باشه

12:35.200 --> 12:37.959
‫آره، فکر نمی‌کنم چندان راغب باشه بعد از...

12:37.960 --> 12:40.679
‫من به کاری که کردم افتخار نمی‌کنم، خب؟

12:40.680 --> 12:42.160
‫ولی فقط کاری رو کردم که مجبور بودم

12:43.400 --> 12:45.239
‫اشکالی نداره

12:45.240 --> 12:46.520
‫هی، اشکالی نداره

12:48.200 --> 12:49.839
‫به نتیجه‌ای که می‌خواستیم دست پیدا کردی

12:49.840 --> 12:52.720
‫پس، طبق تجربۀ من، این چیزیه که باید روش تمرکز کنیم

13:20.520 --> 13:22.239
‫من دسترسی کامل دارم

13:29.760 --> 13:31.240
‫زمان زیادی نداریم

13:32.360 --> 13:33.679
‫می‌دونن که اینجایی؟

13:33.680 --> 13:34.720
‫به‌زودی می‌فهمن

13:37.120 --> 13:39.240
‫فرصت دیگه‌ای پیدا نمی‌کنم باهات حرف بزنم

13:43.320 --> 13:44.880
‫بابت اون اتفاق معذرت می‌خوام

13:47.280 --> 13:50.079
‫تابه‌حال کسی به‌خاطر ربودنم ازم عذرخواهی نکرده بود

13:50.080 --> 13:52.079
‫فقط می‌خواستیم زمان بخریم

13:52.080 --> 13:53.320
‫برای چی؟

13:55.240 --> 13:57.559
‫باید باهام حرف بزنی الآن

13:57.560 --> 13:59.440
‫چی سرشون اومد؟

14:00.560 --> 14:02.359
‫عبدالله نامعلومه

14:02.360 --> 14:04.439
‫نمی‌دونم یعنی چی

14:04.440 --> 14:06.399
‫همسرش در بازداشته

14:06.400 --> 14:08.559
‫اون دختربچه در امانه

14:08.560 --> 14:10.360
‫کس دیگه‌ای جون به در نبرد

14:11.680 --> 14:14.639
‫سم، ما وقت زیادی نداریم

14:14.640 --> 14:16.440
‫چیزی که لازمه بدونم رو بهم بگو

14:17.720 --> 14:20.839
‫گروه شما مسئول داندر بودن؟

14:20.840 --> 14:21.880
‫نه

14:23.080 --> 14:25.839
‫اما پیشانۀ آرپَس توی محوطه پیدا شد

14:25.840 --> 14:28.599
‫پس اونجا جاسازش کردن.
‫اگه دست اون‌ها بود، می‌فهمیدم

14:28.600 --> 14:30.439
‫ما از هم پنهان‌کاری نمی‌کنیم

14:30.440 --> 14:32.959
‫پس اگه این‌طوره، کی براتون پاپوش دوخته؟

14:32.960 --> 14:34.639
‫نمی‌دونم

14:38.800 --> 14:41.479
‫وقتی دستگیرت کردن، داشتی چی‌کار می‌کردی؟

14:41.480 --> 14:42.679
‫می‌خواستم مدرک پیدا کنم

14:42.680 --> 14:44.519
‫- می‌خواستم اثبات کنم که کار ما نبود
‫- چه مدرکی؟

14:44.520 --> 14:46.719
‫تا جایی که می‌دونم، هرچی که بوده بهمون داده‌ان

14:46.720 --> 14:48.719
‫یه ویدئو از حمله هست

14:48.720 --> 14:50.119
‫چی؟

14:50.120 --> 14:53.959
‫- پیداش کردم. وز یه ویدئوی اول‌شخص ازش داره
‫- کجا؟

14:53.960 --> 14:55.839
‫رایانه‌ش، توی زرادخونه

14:55.840 --> 14:58.399
‫چرا وز ازش ویدئو داره؟
‫داری می‌گی توش دست داره؟

14:58.400 --> 15:00.200
‫نمی‌دونم. از خودش بپرس

15:01.240 --> 15:04.119
‫ولی دوست‌های من هیچ دخلی
‫توی هیچ‌کدومشون نداشتن

15:04.120 --> 15:05.879
‫پس داشتی دانلودش می‌کردی؟

15:05.880 --> 15:07.159
‫دانلودش هم کردم

15:07.160 --> 15:08.520
‫پس کجاست؟

15:10.400 --> 15:12.879
‫سم...

15:12.880 --> 15:14.399
‫تصمیمش با من نیست

15:14.400 --> 15:15.960
‫پس با کیه؟

15:17.280 --> 15:19.360
‫منظورت اینه که به کسی دادی‌ش؟

15:21.680 --> 15:24.480
‫کلوم بود که پیدات کرد. به کلوم دادی‌ش؟

15:26.880 --> 15:28.240
‫این رو بهش می‌دی؟

15:31.320 --> 15:33.279
‫سربازرس سیلوا

15:33.280 --> 15:34.719
‫اینجا چی‌کار می‌کنید؟

15:34.720 --> 15:36.599
‫دارم با یه مظنونِ پرونده‌م مصاحبه می‌کنم

15:36.600 --> 15:38.039
‫اون زندانی شما نیست

15:38.040 --> 15:40.519
‫بفرمایید بیرون، لطفاً

15:40.520 --> 15:42.040
‫حالا

15:53.880 --> 15:55.079
‫چی بهتون گفت؟

15:55.080 --> 15:57.960
‫چیز خاصی نگفت. انتظار نداشتم حرف بزنه

15:59.120 --> 16:01.159
‫به‌خاطر ربودن من عذرخواهی کرد

16:01.160 --> 16:02.839
‫اوم، اوهوم

16:02.840 --> 16:04.319
‫همین؟ چیز دیگه‌ای نگفت؟

16:04.320 --> 16:07.559
‫می‌شه پیشانۀ آرپَس رو ببرم؟ مدرک کلیدی‌ایه

16:07.560 --> 16:10.479
‫متأسفانه، برای ما هم یه مدرک کلیدیه

16:10.480 --> 16:12.199
‫پس برای محاکمه‌ش لازم می‌شه

16:12.200 --> 16:14.479
‫برای سؤالات بیشتر در دسترسم می‌ذاریدش؟

16:14.480 --> 16:15.680
‫تصمیمش با من نیست

16:20.360 --> 16:23.759
‫گویا امروز آخرین روزتون در الشوکه‌ست؟

16:23.760 --> 16:27.319
‫- بابت تمام سخت‌کوشی‌هاتون سپاسگزارم
‫- من برنامه‌ای برای رفتن نچیدم

16:27.320 --> 16:31.920
‫اگه تصویر براتون عوض شد،
‫من فعلاً خداحافظی می‌کنم

17:05.480 --> 17:08.480
‫- الآن نه
‫- باید الآن باشه. شرمنده، من...

17:10.800 --> 17:12.039
‫با سم صحبت کردم

17:12.040 --> 17:13.839
‫عه؟ کون لقش

17:13.840 --> 17:16.599
‫- به من هم دروغ گفت
‫- می‌دونم

17:16.600 --> 17:18.680
‫من از چیز دیگه‌ای خبر ندارم

17:20.080 --> 17:21.599
‫چی‌کار می‌کنی؟

17:21.600 --> 17:23.399
‫فکر کنم تو می‌تونی کمکم کنی

17:23.400 --> 17:25.039
‫نمی‌تونم

17:25.040 --> 17:27.959
‫سم فکر می‌کنه کارش درست بوده

17:27.960 --> 17:29.559
‫من تأییدش نمی‌کنم

17:29.560 --> 17:32.600
‫ولی، به‌رغم تمام کارهایی که کرده، حرفش رو باور می‌کنم

17:37.640 --> 17:39.240
‫ازم خواست این رو به تو بدم

17:43.600 --> 17:45.599
‫داری می‌گی که کاری نکرده؟

17:45.600 --> 17:47.479
‫چون من گرفتمش! من گرفتمش

17:47.480 --> 17:49.359
‫یه‌سری اطلاعات رو در اختیار روزنامه‌نگارها قرار داد

17:49.360 --> 17:51.719
‫و با گروهی که درباره‌ش تحقیق می‌کردیم، ارتباط داره،

17:51.720 --> 17:53.039
‫همه‌ش رو قبول داره

17:53.040 --> 17:54.480
‫آره. خب، بفرما

18:03.160 --> 18:05.039
‫من سیمندز رو می‌شناختم...

18:05.040 --> 18:06.080
‫و دیویدسون

18:07.200 --> 18:08.399
‫از خاطرم نمی‌رن

18:08.400 --> 18:10.519
‫اون هرگونه دخالت توی
‫اون قضیه رو رد می‌کنه

18:10.520 --> 18:12.240
‫- رفیق‌هاش چی؟
‫- اون‌ها هم همین‌طور

18:15.680 --> 18:18.919
‫فرصتی پیدا نمی‌کنه که مسائل رو بهت توضیح بده

18:18.920 --> 18:21.279
‫- دیگه نمی‌بینی‌ش
‫- دیگه حرف نزن

18:21.280 --> 18:23.240
‫حقیقت رو بهم می‌گفت؟

18:24.400 --> 18:25.680
‫می‌تونی کمکم کنی؟

18:34.280 --> 18:37.119
‫سم گفت چه کمکی
‫می‌تونم بهت بکنم؟

18:37.120 --> 18:38.400
‫هیچی. اون...

18:40.480 --> 18:41.920
‫می‌خواست انتخابش با خودت باشه

18:58.880 --> 19:01.199
‫درست قبل از اینکه دستگیر بشه، بهم دادش

19:01.200 --> 19:02.400
‫بازش نکرده‌ام

19:03.640 --> 19:04.800
‫ممنونم

19:07.320 --> 19:08.800
‫کلوم، متأسفم

19:12.840 --> 19:14.120
‫می‌خوام ببینمش

19:17.800 --> 19:19.360
‫باشه

19:26.560 --> 19:29.399
‫فایل‌های اِی‌وی دوربین اصلی آرپَس

19:29.400 --> 19:31.039
‫آلفا. تاریخش درسته

19:31.040 --> 19:33.720
‫ویدئوی اف‌پی‌وی: دیدِ اول‌شخص

19:37.280 --> 19:38.919
‫اوه، خودشه

19:38.920 --> 19:41.159
‫قطعاً این رو ندیدیم

19:41.160 --> 19:43.919
‫- چرا رو نکرده بودنش؟
‫- نمی‌دونم

19:43.920 --> 19:46.199
‫حتماً نذاشتن وارد شبکۀ اصلی بشه

19:46.200 --> 19:49.240
‫یعنی می‌گی وز این رو مسکوت نگه داشته؟
‫هیچ حرفی بهت نزد؟

19:55.280 --> 19:56.800
‫اون سیمندزه که داره تیر می‌خوره

20:04.680 --> 20:06.200
‫هی، اون رو دوباره بذار

20:10.840 --> 20:14.279
‫مارشال هوایی، سرهنگ بلالی
‫و دِرِک مک‌کیب رو توی تیررس خودشون دارن

20:14.280 --> 20:15.919
‫چطور می‌شه اقدام به شلیک نکنی؟

20:15.920 --> 20:18.439
‫اگه تروریست باشی، مقاماتِ
‫بلندپایه رو اونجا ول نمی‌کنی

20:18.440 --> 20:20.759
‫جوری جلوه‌ش دادن که انگار سکو رو هدف قرار دادن،

20:20.760 --> 20:22.960
‫بعد خاطرجمع می‌شن که خطا بره

20:25.560 --> 20:28.119
‫- چرا این فقط‌وفقط دست وز بوده؟
‫- نمی‌دونم

20:28.120 --> 20:32.679
‫هرکسی که حین حمله کنترل رو به دست گرفته، ‫باید
انتقالِ محتوای ویدئویی ‫به شبکۀ اصلی رو قطع کرده باشه

20:32.680 --> 20:35.479
‫پس برای اینکه وز یه کپی از این داشته باشه،

20:35.480 --> 20:38.760
‫- باید به محتوای ویدئویی خلبان دسترسی می‌داشته
‫- آره

20:40.360 --> 20:42.120
‫یا خودش خلبانی می‌کرده

20:43.280 --> 20:45.159
‫می‌کُشمش

20:45.160 --> 20:46.959
‫نه. تو نباید درگیر بشی

20:46.960 --> 20:50.439
‫با گندزدن به این تحقیقات
‫کمکی به سم نمی‌کنی

20:50.440 --> 20:52.079
‫به کسی نمی‌گی که این رو دیدی

20:52.080 --> 20:54.079
‫به کسی نمی‌گی که اصلاً وجود خارجی داره

20:58.480 --> 21:00.000
‫باید این مسئله رو با وز حل‌وفصل کنم

21:01.480 --> 21:02.839
‫باید یه تماس بگیرم

21:02.840 --> 21:03.960
‫باشه

21:17.440 --> 21:19.119
‫اِیمی؟ همه‌چی مرتبه؟

21:19.120 --> 21:20.920
‫آره، شرمنده بیدارت کردم

21:22.280 --> 21:24.879
‫اوه، نه، اصلاً مهم نیست

21:24.880 --> 21:26.919
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

21:26.920 --> 21:29.119
‫لپ‌تاپت پیشته؟

21:29.120 --> 21:30.720
‫الآن یه فایل برات فرستادم

21:34.040 --> 21:35.680
‫می‌تونی بفهمی منظورم چیه؟

21:38.960 --> 21:40.719
‫ازقصد خطا زدن

21:40.720 --> 21:43.799
‫ولی اون‌قدری نزدیک بود که
‫انگار واقعاً هدف قرار گرفتن

21:43.800 --> 21:46.239
‫اون‌ها سربازهای روی زمین رو کشتن

21:46.240 --> 21:48.159
‫به هیچ‌کدومشون رحم نکردن

21:48.160 --> 21:49.479
‫نظرت چیه؟

21:49.480 --> 21:51.079
‫این ازطرف سم کادر بود

21:51.080 --> 21:52.839
‫واقعاً؟

21:52.840 --> 21:55.639
‫می‌گه جبهه‌الحریه هیچ‌کدوم از این کارها رو نکرده

21:55.640 --> 21:59.079
‫سم برگشت اینجا تا برای اثبات
‫بی‌گناهی‌شون مدرک جور کنه

21:59.080 --> 22:02.439
‫اگه واقعاً بهش باور نداشت که
‫جونش رو به خطر نمی‌انداخت

22:02.440 --> 22:04.719
‫اون کنترل‌کننده‌ای که پیدا کردن چی؟

22:04.720 --> 22:06.559
‫می‌گه اون‌ها جاسازش کردن

22:06.560 --> 22:07.959
‫«اون‌ها» کیه؟

22:07.960 --> 22:10.239
‫نمی‌دونم، ولی این توی رایانۀ وز هارپر بود،

22:10.240 --> 22:12.159
‫پس اون می‌تونه جوابمون رو بده

22:12.160 --> 22:13.479
‫وز؟

22:13.480 --> 22:16.639
‫پس چی، یعنی می‌گی آلبن-اکس بوده؟

22:16.640 --> 22:19.480
‫ولی آخه چرا باید همچین کاری با خودشون کرده باشن؟

22:20.600 --> 22:22.319
‫ممکنه وودیانی‌ها باشن؟

22:22.320 --> 22:23.959
‫نه. نه

22:23.960 --> 22:25.479
‫بی‌خیال. نه

22:25.480 --> 22:26.879
‫نه، بهش فکر کن

22:26.880 --> 22:29.159
‫ببین، کی دیگه از اتفاق داندر سود برد؟

22:29.160 --> 22:32.759
‫بلالی مجوز ازبین‌بردن جبهه‌الحریه رو گرفت

22:32.760 --> 22:34.799
‫آره، ولی برای اون کار بهونه لازم نداشت

22:34.800 --> 22:37.239
‫نه، ولی ما باعث شدیم که کل شبکه رو کشف کنن

22:37.240 --> 22:38.599
‫حالا ببین به کجا رسیدیم

22:38.600 --> 22:40.959
‫بریتانیا و وودیان یک دشمن مشترک دارن

22:40.960 --> 22:43.799
‫امروز تو اخبار یه عضو پارلمان بریتانیایی
‫داشت از وودیان عذرخواهی می‌کرد

22:43.800 --> 22:46.559
‫دقیقاً. بعد ماجرای آلبن-اکس هم هست

22:46.560 --> 22:50.760
‫مک‌کیب کل قدرت معاملاتی رو از دست داد،
‫پس حالا باید شرایط بدتری رو بپذیره

22:52.240 --> 22:54.119
‫معاملۀ دوسربُرد برای وودیان

22:54.120 --> 22:56.280
‫فقط باید سبیل وز رو چرب کنن

22:57.760 --> 23:01.159
‫اِیمی، نمی‌تونی همین‌طوری
‫بدون مدرک با قاطعیت حرف بزنی

23:01.160 --> 23:03.199
‫آره، خب می‌خوان برم خونه

23:03.200 --> 23:04.639
‫به‌نظرم باید بهش گوش کنی

23:04.640 --> 23:06.040
‫فکر نکنم بتونم

23:07.680 --> 23:12.679
‫فکر می‌کنم دارن بهمون دروغ ‫قالب می‌کنن و فکر
کنم قراره ‫سم کادر رو به‌خاطر کارِ نکرده اعدام کنن

23:12.680 --> 23:15.000
‫کرستن؟

23:19.160 --> 23:20.880
‫نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه

23:24.120 --> 23:25.719
‫چی، منظورت چیه؟

23:25.720 --> 23:28.679
‫نمی‌دونم دارم چه آدمی می‌شم

23:28.680 --> 23:30.040
‫هی، هی، من...

23:32.120 --> 23:33.520
‫هی، معذرت می‌خوام، من...

23:34.760 --> 23:36.879
‫فکر کنم این‌ها خیلی برات سنگینه

23:36.880 --> 23:38.400
‫نه، مسئله اون نیست، چیزه...

23:41.160 --> 23:43.000
‫کاری که با فراس زمان کردم...

23:45.880 --> 23:48.440
‫خیال می‌کردم آدم خوبی‌ام

23:50.480 --> 23:53.439
‫- هستی!
‫- حاضر بودم شکنجه‌ش کنم، اِیمی،

23:53.440 --> 23:55.919
‫- اگه فکر می‌کردم می‌تونه نجاتت بده
‫- هی

23:55.920 --> 23:57.520
‫هی، بی‌خیال

23:58.560 --> 24:00.719
‫بیا خونه، لطفاً

24:00.720 --> 24:02.240
‫میام. من...

24:04.440 --> 24:07.120
‫آخه نمی‌تونم، نه تا وقتی
‫که این قضیه تموم نشده

24:09.360 --> 24:10.400
‫متأسفم

24:14.040 --> 24:16.440
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، باشه

24:17.960 --> 24:20.319
‫از من چی می‌خوای؟

24:20.320 --> 24:22.280
‫- برای پرونده؟
‫- اوهوم، بله

24:23.400 --> 24:25.040
‫ام...

24:26.520 --> 24:30.559
‫ته‌توی بلالی و وز هارپر رو دربیار
‫و ببین با هم چه ارتباطی دارن

24:30.560 --> 24:31.960
‫باشه

24:34.320 --> 24:36.639
‫مراقب باش، باشه؟

24:36.640 --> 24:37.680
‫حتماً

24:39.320 --> 24:40.800
‫تو هم همین‌طور

24:51.800 --> 24:53.319
‫چی شده؟

24:53.320 --> 24:54.799
‫- اوه!
‫- مامان چیزی‌ش شده؟

24:54.800 --> 24:56.319
‫نه. نه، نه

24:56.320 --> 24:57.679
‫اون خوبه

24:57.680 --> 25:00.679
‫فقط... فقط دلم براش تنگ شده. همین. بیا اینجا

25:00.680 --> 25:02.079
‫بیا اینجا

25:02.080 --> 25:03.719
‫خیلی زود میاد خونه

25:03.720 --> 25:05.000
‫خیلی زود میاد خونه

25:18.200 --> 25:20.519
‫بازرس‌کارآگاه لانگکر، درسته؟

25:20.520 --> 25:21.719
‫بله

25:21.720 --> 25:24.279
‫دِرِک مک‌کیب، معاون ارشد آلبن-اکس

25:24.280 --> 25:27.959
‫ما فقط اومدیم که مطمئن بشیم
‫مصاحبۀ مطبوعاتی خوب پیش بره

25:27.960 --> 25:30.440
‫شما در کنار مارکوس مطبوعات رو توجیه می‌کنید؟

25:33.440 --> 25:35.399
‫چندماهه باردارید؟

25:35.400 --> 25:36.919
‫ام، ۳۰ هفته

25:36.920 --> 25:38.839
‫اوه، چه عالی

25:38.840 --> 25:41.319
‫آهن کافی فراموش نشه

25:41.320 --> 25:43.719
‫همسرم بچۀ سوممون رو بارداره

25:43.720 --> 25:44.760
‫اوه، خواهش می‌کنم

25:47.800 --> 25:50.239
‫فقط یک نکتۀ آخر مونده

25:50.240 --> 25:53.559
‫واسه کانون‌توجه‌بودن حاضری؟ خوش برگشتی، مارکوس

25:53.560 --> 25:55.800
‫آقای مک‌کیب، می‌شه این رو یه نگاه بندازید؟

25:58.400 --> 25:59.839
‫نه، این خوب نیست

25:59.840 --> 26:01.879
‫هکی انجام نشد

26:01.880 --> 26:03.879
‫دزدی صورت گرفت

26:03.880 --> 26:09.959
‫پاراگراف دو، می‌شه «تروریست‌ها آرپَس را هک
کردند» رو ‫با «آرپَس را دزدیدند» جایگزین کنیم؟

26:09.960 --> 26:13.039
‫«هک کردن» باعث می‌شه فناوری‌مون آسیب‌پذیر به نظر بیاد

26:13.040 --> 26:15.839
‫«دزدیدن» هم باعث می‌شه این‌طور
‫به نظر بیاد که امنیتمون ضعیف بوده

26:15.840 --> 26:18.319
‫ببین، کادر در بازداشته

26:18.320 --> 26:20.519
‫توی اخبار بوده

26:20.520 --> 26:21.959
‫همین‌طور که هست تعریفش بکنیم؟

26:21.960 --> 26:23.639
‫نمی‌تونیم اسم ببریم

26:23.640 --> 26:25.959
‫نه وقتی که تحقیقات جاریه

26:25.960 --> 26:27.439
‫وزیر چی گفت؟

26:27.440 --> 26:28.999
‫وقتشه تفکیک قائل بشیم

26:29.000 --> 26:32.079
‫وودیانی‌ها قراره آقای کادر و ته‌موندۀ
‫همدست‌هاش رو متهم کنن

26:32.080 --> 26:33.119
‫باید ازش تقدیر کرد

26:33.120 --> 26:34.959
‫اگه متهمشون کردن پس بیاید اسم بیاریم

26:34.960 --> 26:37.279
‫دیگه تحقیقات بریتانیا که نیست، هست؟

26:37.280 --> 26:39.199
‫هفت جسد توی داندر

26:39.200 --> 26:40.559
‫و انتونی چپمن

26:40.560 --> 26:42.119
‫بله، خودم می‌دونم

26:42.120 --> 26:44.799
‫منظورم اینه که دیگه از دستمون خارجه

26:44.800 --> 26:47.079
‫باید روی ترمیم اوضاع تمرکز کنیم

26:47.080 --> 26:50.999
‫نظر ما پابرجاست: تحقیقات جاریه

26:51.000 --> 26:53.799
‫شاید ارزش نداشته باشه فقط برای
‫همچین حرفی مقابل دوربین برید؟

26:53.800 --> 26:54.919
‫تصمیم با شماست البته

26:54.920 --> 26:57.559
‫من می‌تونم اون جنبه‌ش رو
‫حل کنم. کار دیگه‌ای هست؟

26:57.560 --> 26:59.879
‫آره، من چندتا سؤال دارم

26:59.880 --> 27:04.559
‫وضعیت برنامۀ تسلیحاتی آرپَس توی وودیان چطوره؟

27:04.560 --> 27:06.880
‫ام، نمی‌دونم اون چه ارتباطی داره

27:08.160 --> 27:14.639
‫خب، می‌شه بپرسم آیا سرهنگ بلالی ‫به‌عنوان
بخشی از معامله، ‫غرامتی رو دریافت می‌کنه؟

27:14.640 --> 27:16.919
‫باید غرامت رو تعریف کنید

27:16.920 --> 27:18.959
‫و درباره‌ش باید از وکیل‌ها بپرسید

27:18.960 --> 27:20.159
‫وکیلتون اینجاست

27:20.160 --> 27:22.079
‫من فقط یکی‌شونم. این حوزۀ من نیست

27:22.080 --> 27:23.959
‫جوابتون رو می‌دیم

27:23.960 --> 27:26.519
‫ممنون از سؤال‌هاتون، بازرس‌کارآگاه لانگکر

27:26.520 --> 27:29.959
‫- حالا می‌شه به ادامه‌ش بپردازیم؟
‫- همچنین دربارۀ وز هارپر و استخدامش

27:29.960 --> 27:31.840
‫در آلبن-اکس سؤال دارم

27:33.720 --> 27:36.559
‫پیشنهاد می‌کنم بعداً دربارۀ اون مسئله
‫صحبت کنیم. الآن مصاحبۀ مطبوعاتی داریم

27:36.560 --> 27:38.520
‫این تنها دستورکار امروزه

27:39.760 --> 27:41.719
‫هر سؤالی که باشه، جواب داده می‌شه

27:41.720 --> 27:44.879
‫امروز مسئله چینش کلماته.
‫پس بیاید به همون برسیم، خب؟

27:44.880 --> 27:47.520
‫لطفاً، لطفاً

27:48.560 --> 27:49.840
‫بدو، بدو

27:57.480 --> 28:01.119
‫لعنت! زهره‌ترک شدم

28:01.120 --> 28:02.359
‫چی‌کار داری؟

28:02.360 --> 28:04.079
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

28:04.080 --> 28:05.439
‫فقط، می‌دونی

28:05.440 --> 28:06.880
‫نه، نمی‌دونم

28:08.200 --> 28:09.559
‫فقط کارم رو انجام می‌دم

28:09.560 --> 28:14.199
‫می‌دونی ما از آلبن-اکس خواستیم ‫هر چیزی که ممکنه
به حملۀ داندر ‫مربوط باشه رو باهامون درمیون بذاره؟

28:14.200 --> 28:16.359
‫- آره، می‌دونم
‫- و احساس می‌کنی این کار رو کرده باشی؟

28:16.360 --> 28:17.719
‫آره

28:17.720 --> 28:20.999
‫هیچ اطلاعاتی نیست که فکر کنی ممکنه ندیده باشیم؟

28:21.000 --> 28:22.319
‫نه

28:22.320 --> 28:24.759
‫باشه. من باید اون هارد درایوها رو بردارم

28:24.760 --> 28:26.919
‫همکارهام اون‌ها رو تجزیه‌وتحلیل می‌کنن

28:26.920 --> 28:28.239
‫فکر نکنم بشه همچین کاری بکنی

28:28.240 --> 28:29.999
‫با من یکی‌به‌دو نکن

28:30.000 --> 28:32.559
‫این داده‌های محرمانه میلیون‌ها دلار ارزش داره

28:32.560 --> 28:35.719
‫باید حکم دادگاه داشته باشی، و تا اون‌موقع،

28:35.720 --> 28:37.559
‫من به کارم ادامه می‌دم، مرسی

28:37.560 --> 28:39.719
‫- نگرانی که ممکنه چیزی پیدا کنم؟
‫- نه

28:39.720 --> 28:41.879
‫- نه، نیستم
‫- فیلم رو دیده‌ام

28:41.880 --> 28:43.519
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی...

28:43.520 --> 28:45.839
‫ویدئوی حمله‌ای که از آرپَس داری،

28:45.840 --> 28:47.199
‫بعد از اینکه روی حالت خلبانی خودکار رفت

28:47.200 --> 28:49.519
‫همکارهات توی آلبن-اکس
‫می‌دونن که مسکوت نگهش داشتی؟

28:49.520 --> 28:52.439
‫آره، باشه، دیگه کافیه. کافیه!
‫خب، می‌رم با مک‌کیب حرف می‌زنم

28:52.440 --> 28:54.199
‫باشه، خب، بیا با هم حرف بزنیم

28:54.200 --> 28:56.679
‫دوست دارم بدونم نظرش دربارۀ این‌ها چیه

28:56.680 --> 28:58.760
‫آه...

29:01.360 --> 29:04.879
‫آره، از بلالی چیز خاصی نیست

29:04.880 --> 29:07.239
‫عضو فرعی خانوادۀ سلطنتی.
‫برای همین این شغل رو به عهده داره

29:07.240 --> 29:09.239
‫اگه از آلبن-اکس رشوه گرفته باشه،

29:09.240 --> 29:11.479
‫توی صنعت جنگ‌افزار چیز تازه‌ای نیست

29:11.480 --> 29:13.479
‫آره، چیز قابل‌توجهی دیده نمی‌شه

29:13.480 --> 29:15.160
‫باشه، وز چی؟

29:16.680 --> 29:17.800
‫وز...

29:19.160 --> 29:22.479
‫- آره، وز هارپر سالی ۴۰۰هزار دلار می‌گیره
‫- هوم

29:22.480 --> 29:25.799
‫باید خیلی بهش پول داده باشن که براش صرف کنه

29:25.800 --> 29:28.399
‫این رو هم بگم، وودیانی‌ها جیبشون خوب پُره

29:28.400 --> 29:29.959
‫می‌تونی حساب‌هاش رو بیاری بالا؟

29:29.960 --> 29:31.279
‫قبلاً انجام دادم. مشکلی نداشتن،

29:31.280 --> 29:33.239
‫ولی باید همه‌چی رو با کریپتو (رمزارز) انجام داده باشه، نه؟

29:33.240 --> 29:34.639
‫می‌تونیم ردیابی‌ش کنیم؟

29:34.640 --> 29:36.119
‫پیچیده‌ست

29:36.120 --> 29:40.880
‫خب، با رمزارز هر تراکنشی که ‫تابه‌حال توی دفترکلِ
عمومی ‫به‌نام بلاک‌چین انجام شده، قابل‌مشاهده‌ست

29:41.960 --> 29:44.519
‫قسمت سختش تطبیق حساب‌ها با افراده

29:44.520 --> 29:46.679
‫کاملاً ناشناسه

29:46.680 --> 29:52.439
‫حالا اگه وز باهوش باشه، شماره‌حسابش رو
فوق‌محرمانه ‫نگه می‌داره، روی یه هارد درایو آفلاین

29:52.440 --> 29:54.799
‫- مثل من
‫- معلومه که تو استاد رمزارزی

29:54.800 --> 29:57.720
‫ثابت‌قدم باش و کف قیمت خرید کن، جیگر
‫[ اصطلاحی در معاملات که به کاهش قیمت
‫یک دارایی (رمزارز) در کوتاه‌مدت اشاره دارد ]

29:59.840 --> 30:05.279
‫خب، وایسا، اگه بتونی تمام فعالیت‌های یک حساب رو ببینی،

30:05.280 --> 30:08.519
‫یعنی اگه حسابی که برای
‫وز پول زده رو پیدا کنیم،

30:08.520 --> 30:10.599
‫می‌تونیم تمام واریزی‌های دیگه‌ش رو ببینیم؟

30:10.600 --> 30:14.079
‫آره، ولی همون‌طور که می‌گم،
‫همچنان نمی‌فهمیم پشتش کیه

30:14.080 --> 30:17.559
‫اگه افرادی که حملۀ داندر رو برنامه‌ریزی کردن،
‫به وز رشوه می‌دن

30:17.560 --> 30:22.919
‫محتمل نیست که همون افراد ‫به ساترلند
پول داده باشن ‫تا انتونی چپمن رو بکُشه؟

30:22.920 --> 30:25.439
‫صحیح. واریزی از یک حساب

30:25.440 --> 30:28.279
‫یعنی ما هارد درایو ساترلند رو داریم

30:28.280 --> 30:30.359
‫خودش یه تیکه از پازله

30:30.360 --> 30:32.959
‫- صحیح، ببین چی می‌تونی ازش گیر بیاری
‫- باشه

30:32.960 --> 30:35.920
‫من می‌رم با فراس صحبت کنم حالا که مجوز داریم

30:47.400 --> 30:48.480
‫آخ

31:02.520 --> 31:04.040
‫آهای!

31:09.080 --> 31:10.120
‫تُف

33:11.040 --> 33:12.359
‫قضیه چیه؟

33:12.360 --> 33:14.079
‫آتیشی در کار نیست

33:14.080 --> 33:15.919
‫وز هارپر حبسم کرده بود

33:15.920 --> 33:17.639
‫با خودش مدرک برده

33:17.640 --> 33:20.440
‫- منظورت چیه؟ چه مدرکی؟
‫- می‌شه به مسئول‌های دروازه زنگ بزنی؟

33:25.760 --> 33:27.159
‫شکراً

33:27.160 --> 33:28.559
‫فرماندۀ گردان راسل هستم

33:28.560 --> 33:30.920
‫امروز وز هارپر از بخش امنیتی رد شده؟

33:32.400 --> 33:35.600
‫خب اگه برگشت، بازداشتش کنید و فوراً بهم خبر بدید

33:36.600 --> 33:37.839
‫قبلاً پایگاه رو ترک کرده

33:37.840 --> 33:39.599
‫با بلالی صحبت می‌کنم تا بیاردش...

33:39.600 --> 33:41.560
‫ام، نه، مستقیم به پلیس اطلاع بده

33:43.040 --> 33:44.839
‫مشکلی هست؟

33:44.840 --> 33:47.680
‫فقط می‌خوام همه‌چی از کانال‌های رسمی انجام بشه

33:48.720 --> 33:49.880
‫باشه

33:53.960 --> 33:55.160
‫مرسی

33:58.720 --> 34:01.680
‫ازمون خواستن یا متهمت کنیم یا آزادت کنیم

34:05.240 --> 34:08.559
‫کنترل‌کنندۀ آرپَسی که ازش
‫توی حملۀ داندر استفاده شد

34:08.560 --> 34:11.079
‫توی موقعیتی که بهم دادی پیدا شد

34:11.080 --> 34:12.120
‫بهت دادم؟

34:13.440 --> 34:15.080
‫تو خانواده‌م رو تهدید کردی

34:16.200 --> 34:19.119
‫مادر بچه‌م در خطر بود

34:19.120 --> 34:21.920
‫ولی به کاری که کردم فکر کرده‌ام و...

34:23.640 --> 34:24.680
‫کار اشتباهی بود

34:26.080 --> 34:27.160
‫و ازش پشیمونم

34:28.440 --> 34:31.719
‫آدم‌هایی مثل شما این‌طوری عذرخواهی می‌کنن

34:31.720 --> 34:34.759
‫به خودتون می‌بالید که درباره‌ش فکر کردید،

34:34.760 --> 34:37.520
‫بعد عذرخواهی می‌کنید و
‫احساس بال‌درآوردن پیدا می‌کنید

34:38.560 --> 34:40.879
‫و دفعۀ بعدی که همچین کاری می‌کنید؟

34:40.880 --> 34:42.120
‫بیشتر فکر می‌کنید

34:44.280 --> 34:45.520
‫وزلی هارپر

34:46.800 --> 34:47.880
‫می‌شناسی‌ش؟

34:49.080 --> 34:51.479
‫تو چرا اینجایی؟

34:51.480 --> 34:52.839
‫به خواسته‌ت رسیدی

34:52.840 --> 34:54.879
‫دوست‌هام توی وودیان مُرده‌ان

34:54.880 --> 34:57.279
‫اون‌هایی هم که نمردن به‌زودی می‌میرن

34:57.280 --> 34:58.799
‫من تروریستت هستم

34:58.800 --> 35:01.199
‫دیگه چه خواسته‌ای ممکنه داشته باشی؟

35:01.200 --> 35:03.879
‫می‌دونی، این سؤال خوبیه

35:03.880 --> 35:06.559
‫چون الآن همه‌چی حل شده، مگه نه؟

35:06.560 --> 35:10.199
‫یعنی می‌تونم برم خونه،
‫راحت پاهام رو دراز کنم،

35:10.200 --> 35:13.919
‫هیچ‌کس کَکش هم نمی‌گزه، چون چند نفر در بازداشتن،

35:13.920 --> 35:18.719
‫ما شواهد داریم و وودیان ترتیب بقیه‌ش رو می‌ده

35:18.720 --> 35:20.080
‫هوم. عدالت اجرا خواهد شد

35:23.400 --> 35:28.160
‫پس اگه همه فکر می‌کنن که این پرونده
‫مختومه‌ست، به‌نظرت چرا اومدم اینجا؟

35:31.600 --> 35:33.440
‫دنبال بخشایش من هستی؟

35:34.880 --> 35:37.759
‫شریک من فکر می‌کنه دوست‌های تو بی‌گناهن

35:37.760 --> 35:38.920
‫راست می‌گه؟

35:41.120 --> 35:44.879
‫گوش کن، ما می‌دونیم سم کادر داشته
جبهه‌الحریه رو ‫تغذیۀ اطلاعاتی می‌کرده

35:44.880 --> 35:49.559
‫می‌دونیم که سعی داشته اطلاعاتی
رو از رایانۀ ‫وز هارپر سرقت کنه

35:49.560 --> 35:52.199
‫چون فکر می‌کرده این‌طوری دوست‌هاش تبرئه می‌شن

35:52.200 --> 35:53.960
‫چی سرش اومده؟

35:55.920 --> 35:58.080
‫وودیانی‌ها دستگیرش کردن

36:00.560 --> 36:02.400
‫می‌دونی که اعدام می‌شه؟

36:03.920 --> 36:05.360
‫اون...

36:07.000 --> 36:09.359
‫مرد خوبی بود

36:09.360 --> 36:12.319
‫و دست تو به خونش آغشته‌ست. خون بیشتر

36:12.320 --> 36:15.120
‫اون موقع ورود غیرقانونی دستگیر شد، و به‌دست ما نبود

36:17.320 --> 36:18.560
‫متأسفم

36:21.400 --> 36:23.839
‫فکر کردم می‌تونم ازش محافظت کنم

36:23.840 --> 36:25.719
‫سعیت رو کردی

36:25.720 --> 36:26.840
‫به چشم دیدم

36:30.040 --> 36:32.079
‫فراس، من بخشایش تو رو نمی‌خوام

36:32.080 --> 36:33.639
‫می‌دونم من رو نمی‌بخشی

36:33.640 --> 36:35.280
‫ولی کمکت رو می‌خوام

36:36.360 --> 36:39.359
‫نه به‌این‌خاطر که بهم دِینی داشته باشی،
‫بلکه چون من و شریکم

36:39.360 --> 36:43.119
‫تنها دو نفری هستیم که فکر می‌کنیم
‫شاید سم داره حقیقت رو می‌گه

36:43.120 --> 36:46.920
‫یعنی ما تنها دو نفری هستیم
‫که می‌تونن بابتش کاری بکنن

36:53.600 --> 36:59.599
‫وقتی از وودیان فرار کردم،
‫خدا رو شکر می‌کردم که زنده‌ام،

36:59.600 --> 37:03.559
‫واسه خودم از بریتانیا بت ساخته بودم،
‫عجب کشور لیبرال عالی‌ای

37:03.560 --> 37:06.239
‫اینجا می‌تونم هرقدر بخوام
‫می‌تونم «کون لق پادشاه» سر بدم

37:06.240 --> 37:10.879
‫کم‌کم پی بردم این آزادی‌ای که دارم ازش لذت می‌برم

37:10.880 --> 37:12.320
‫تمام ماجرا نیست

37:14.000 --> 37:16.519
‫هر هفته، مثل ساعت دقیق،

37:16.520 --> 37:19.479
‫یک هواپیما از فرودگاه آلبن-اکس توی اسکاتلند بلند می‌شه،

37:19.480 --> 37:21.119
‫زیاد با اینجا هم فاصله نداره،

37:21.120 --> 37:24.359
‫برای سوخت توی قبرس توقف می‌کنه،

37:24.360 --> 37:28.200
‫و بعد در وطن من، جایی که
‫خانواده‌م زندگی می‌کنن، فرود میاد

37:29.760 --> 37:31.959
‫می‌دونی بارِ اون هواپیما چیه؟

37:31.960 --> 37:33.239
‫سلاح‌های ساخت آلبن-اکس

37:33.240 --> 37:37.679
‫روی غیرنظامی‌ها استفاده می‌شه،
‫درست اون‌طرف مرزمون، انگارنه‌انگار انسانن

37:37.680 --> 37:40.840
‫برای من، اون‌ها خواهر و برادرهامونن

37:42.160 --> 37:46.040
‫ما مدارک جمع‌آوری کردیم تا
‫توی دادگاه‌های شما استفاده کنیم

37:47.240 --> 37:51.559
‫می‌گن پروندۀ ممنوعیت مجوز صادرات قراره رد بشه

37:51.560 --> 37:53.160
‫چون ما حالا تروریست حساب می‌شیم

37:59.080 --> 38:01.239
‫همین‌که توی داندر گیر افتادی،

38:01.240 --> 38:03.480
‫تمام رابط‌هات مظنون شدن

38:04.880 --> 38:07.240
‫می‌دونی، سم باید از خطرش آگاه می‌بود

38:09.400 --> 38:12.319
‫می‌دونی درباره‌ش به محمد رجب چی گفته؟

38:12.320 --> 38:15.439
‫نسخه‌ها کد بودن، خب، ما این رو می‌دونیم

38:15.440 --> 38:19.519
‫داخل پیغام محمد گفته بود که این آزمایش مهمه

38:19.520 --> 38:20.920
‫گفت باید ازش فیلم بگیرم

38:22.760 --> 38:24.720
‫کِی پیغامش به دستت رسید؟

38:25.920 --> 38:28.879
‫یه هفته قبل از آزمایش

38:28.880 --> 38:31.480
‫نسخه‌ها رو چند روز قبل از اون پست کرد

38:33.240 --> 38:36.239
‫یه هفته و نیم قبل از حمله

38:36.240 --> 38:37.920
‫- مطمئنی؟
‫- آره

38:39.000 --> 38:41.040
‫ولی اون‌موقع که بازداشت بود

38:43.400 --> 38:46.680
‫و ممکنه کسی به‌جز محمد
‫اون پیغام‌ها رو برات فرستاده باشه؟

38:54.520 --> 38:56.160
‫تا الآن که اثری از وز نبوده

38:58.080 --> 38:59.840
‫وودیانی‌ها همه رو بسیج کردن

39:00.960 --> 39:02.160
‫حالت خوبه؟

39:07.120 --> 39:08.759
‫خب؟

39:08.760 --> 39:12.279
‫وز از آرپَسی که حمله رو انجام داد، فیلم داشت

39:12.280 --> 39:14.479
‫امکان نداره

39:14.480 --> 39:16.359
‫محتوای زنده خاموش بود. خودم ناظر بودم

39:16.360 --> 39:18.439
‫بعد از اینکه روی حالت خلبانی خودکار رفتن،
‫هیچ ویدئویی نبود...

39:18.440 --> 39:19.959
‫نه، من دیدمش

39:19.960 --> 39:23.519
‫پس یا وز خلبان بوده یا می‌دونسته که قراره حمله صورت بگیره

39:23.520 --> 39:27.119
‫ببخشید، ام... من-من فقط
‫می‌خوام ازش سر دربیارم،

39:27.120 --> 39:30.959
‫پس اگه حرفت درست باشه،

39:30.960 --> 39:33.759
‫آخه چرا باید ضبطش کنه؟

39:33.760 --> 39:34.800
‫اهرم فشار؟

39:38.040 --> 39:40.559
‫خب، تو چطوری این فیلم رو دیدی؟

39:40.560 --> 39:42.159
‫با کادر حرف زدم

39:42.160 --> 39:43.880
‫چی، گذاشتن باهاش حرف بزنی؟

39:45.120 --> 39:47.879
‫- نباید همچین کاری می‌کردی
‫- خب، الآن یه‌خرده دیره

39:47.880 --> 39:50.399
‫بعد با رایانۀ وز ویدئو رو تماشا کردی؟

39:50.400 --> 39:52.959
‫نه. کادر یه کپی از داده‌ها زده بود

39:52.960 --> 39:56.039
‫و من تونستم بهش دست پیدا کنم

39:56.040 --> 39:57.679
‫چطوری؟

39:57.680 --> 40:01.719
‫فکر می‌کنم امکانش هست که جبهه‌الحریه
‫هیچ ارتباطی با داندر نداشته باشه

40:01.720 --> 40:05.279
‫اون‌هایی که ما رو گروگان گرفتن
‫و روی سرت اسلحه گذاشته بودن؟

40:05.280 --> 40:06.479
‫بی‌گناهن؟

40:06.480 --> 40:09.599
‫نه، نه بی‌گناه از همه‌چیز

40:09.600 --> 40:11.559
‫ببخشید، ولی این دیوانه‌واره

40:11.560 --> 40:13.319
‫فیلمی که من دیدم،

40:13.320 --> 40:17.080
‫نشون می‌داد که افراد روی سکوی تماشا
‫به‌عمد در امان موندن

40:18.840 --> 40:20.560
‫فکر می‌کنی کار بلالی باشه؟

40:21.640 --> 40:23.879
‫واسه همین ازم خواستی
‫بابت وز به پلیس زنگ بزنم،

40:23.880 --> 40:25.879
‫به‌جای اینکه برم پیش اون

40:25.880 --> 40:28.279
‫رابطۀ وز و بلالی چطوریه؟

40:30.640 --> 40:31.880
‫ای خدا

40:33.640 --> 40:35.480
‫دست به اونجا نذار، اِیمی

40:37.120 --> 40:38.560
‫نابودمون می‌کنی

40:40.840 --> 40:42.719
‫سلام، حالت چطوره؟

40:42.720 --> 40:44.919
‫الآن با فراس صحبت کردم

40:44.920 --> 40:46.359
‫از دیدنت خوش‌حال شد؟

40:46.360 --> 40:48.079
‫روی ابرها سیر می‌کرد

40:48.080 --> 40:52.759
‫پس می‌دونیم که محمد رجب ازطریق نسخه‌ها
‫با فراس ارتباط برقرار می‌کرده

40:52.760 --> 40:54.399
‫- آره
‫- خب، فراس

40:54.400 --> 40:59.799
‫الآن بهم گفت پیغامی که از داندر ‫بهش خبر
داده، یه هفته بعد از دستگیری محمد رسیده

40:59.800 --> 41:01.399
‫- تُف
‫- آره

41:01.400 --> 41:03.999
‫پس نباید ازطرف محمد بوده باشه

41:04.000 --> 41:06.079
‫نه، محمد رو بلالی بازداشت کرده بود

41:06.080 --> 41:08.839
‫اون‌ها می‌خواستن که فراس زمان توی داندر باشه

41:08.840 --> 41:13.759
‫و می‌خواستن ما پیداش کنیم چون
‫اون ما رو به جبهه‌الحریه هدایت می‌کنه

41:13.760 --> 41:14.880
‫باید برم

41:16.560 --> 41:18.919
‫سرهنگ بلالی می‌خواد بدونه
‫چرا سوار هواپیمات نشدی؟

41:18.920 --> 41:21.719
‫- می‌دونی که من نمی‌رم
‫- چاره‌ای نداری

41:21.720 --> 41:24.079
‫یک ساعت دیگه یه هواپیمای
‫هرکولس از روسالان بلند می‌شه

41:24.080 --> 41:26.439
‫باید سوارش بشی. جفتمون باید بشیم. دستور دادن

41:26.440 --> 41:29.639
‫- الآن نمی‌تونم برم
‫- الآن دقیقاً وقت رفتنه

41:29.640 --> 41:30.959
‫باور کن

41:30.960 --> 41:32.359
‫اگه دربارۀ بلالی حق با تو باشه،

41:32.360 --> 41:34.279
‫می‌تونی از بریتانیا بابتش اقدام کنی

41:34.280 --> 41:35.479
‫اگه اینجا کاری بکنی...

41:35.480 --> 41:37.039
‫خبری از وز نشد؟

41:37.040 --> 41:38.359
‫متأسفانه نه

41:38.360 --> 41:39.599
‫اصلاً دارن دنبالش می‌گردن؟

41:39.600 --> 41:41.600
‫اِیمی، من تمام تلاشم رو کرده‌ام

41:43.720 --> 41:45.159
‫ولی این‌ها دستوره

41:45.160 --> 41:46.319
‫پیشنهاد نیست

41:46.320 --> 41:48.200
‫باید سوار هواپیما بشی

41:52.760 --> 41:54.599
‫می‌شه چند ساعت بهم وقت بدی؟

41:54.600 --> 41:56.040
‫هواپیما رو نگه دار

42:01.120 --> 42:03.320
‫- سه ساعت. نه بیشتر
‫- باشه

42:16.480 --> 42:18.199
‫این رو باش

42:18.200 --> 42:20.079
‫انگار صاف زدی تو خال

42:20.080 --> 42:21.719
‫بی‌خیال!

42:21.720 --> 42:25.079
‫افرادم همین الآن این حساب
‫رمزارز رو به ساترلند مرتبط کردن

42:25.080 --> 42:27.319
‫ببین چه مبلغی براش واریز شده

42:27.320 --> 42:30.879
‫۵۰هزار پوند، روز قبل از قتل چپمن

42:30.880 --> 42:33.719
‫گمونم اون یه ابله پنج‌هزارتایی نیست،
‫یبشتر یه ابله ۵۰هزارتاییه

42:33.720 --> 42:35.039
‫ها!

42:35.040 --> 42:37.919
‫ببین، همون حسابی که به ساترلند واریزی داشته،

42:37.920 --> 42:41.400
‫چند روز پیش نیم میلیون
‫به یه حساب جدید واریز کرده

42:42.800 --> 42:44.080
‫و پنج‌میلیون دیگه...

42:45.240 --> 42:46.399
‫...چند دقیقه پیش بوده

42:46.400 --> 42:47.639
‫خودشه پس

42:47.640 --> 42:49.279
‫اون وزه، مطمئنم

42:49.280 --> 42:50.839
‫در حال فراره

42:50.840 --> 42:52.039
‫داره رشوه می‌گیره

42:52.040 --> 42:53.479
‫خب، اگه خودشه، خبر خوبیه

42:53.480 --> 42:55.359
‫درحال‌حاضر توی وودیان گیر افتاده،

42:55.360 --> 42:57.319
‫- دنبال یه جا برای مخفی‌شدن می‌گرده...
‫- بله

42:57.320 --> 43:00.679
‫...با همون حسابْ شش ماه پیش برای ‫یه
!فضای اداری اجاره‌ای توی زهرا پرداخت انجام شده

43:00.680 --> 43:03.720
‫خب، اون آدرس رو برام بفرست.
‫باید همین‌حالا به اِیمی برسونمش!

43:06.920 --> 43:10.279
‫هی، هنوز اثری از وز نیست، فکر کنم مخفی شده

43:10.280 --> 43:12.159
‫آره، سر همین قضیه برات خبر خوب دارم

43:12.160 --> 43:14.079
‫- واقعاً؟ چی؟
‫- فضای اداری توی زهرا

43:14.080 --> 43:15.839
‫الآن آدرس رو برات می‌فرستم

43:15.840 --> 43:17.999
‫فکر می‌کنیم الآن پنج‌میلیون پول گرفته

43:18.000 --> 43:19.200
‫خدای من!

43:21.040 --> 43:23.039
‫باید برم

43:23.040 --> 43:24.919
‫سربازرس سیلوا

43:24.920 --> 43:27.079
‫شنیدم به‌زودی قراره سوار هواپیما بشید؟

43:27.080 --> 43:28.479
‫این‌طور گفتن

43:28.480 --> 43:30.359
‫هر موقع خواستید بیاید اینجا، قدمتون روی چشمه

43:30.360 --> 43:32.839
‫اعلی‌حضرت بسیار قدردان کاری که اینجا کردید هستن

43:32.840 --> 43:35.639
‫گویا روابط بین وودیان و بریتانیا بهتر شده؟

43:35.640 --> 43:37.159
‫بسیار زیاد

43:37.160 --> 43:38.999
‫انتونی هم همین رو می‌خواست

43:39.000 --> 43:41.719
‫عاشق این مرزوبوم بود

43:41.720 --> 43:44.119
‫فراس زمان هم مدعیه که عاشق کشورشه

43:44.120 --> 43:46.119
‫خب، گمونم ممکنه همچین باوری داشته

43:46.120 --> 43:48.239
‫بالاخره همه‌چی نسبیه

43:48.240 --> 43:50.719
‫می‌خوایم مستردش کنیم

43:50.720 --> 43:54.279
‫مطمئنم دولت شما در این زمینه همکاری خواهد کرد

43:54.280 --> 43:55.320
‫پرواز بی‌خطری داشته باشید

44:10.400 --> 44:12.600
‫هی. ام، یه لطفی ازت می‌خوام

44:55.080 --> 44:56.760
‫- ردیفه؟
‫- مرسی

45:00.120 --> 45:02.679
‫خیلی سریع برنگرد

45:02.680 --> 45:04.039
‫مطمئنی نمی‌تونم با ماشین برگردونمت؟

45:04.040 --> 45:05.799
‫نه، نه

45:05.800 --> 45:07.800
‫بهتره خودت رو قاتی این ماجرا نکنی، باور کن

45:09.080 --> 45:11.319
‫پس وقتی بدون ماشین
‫برگشتی، چی‌کار می‌کنی؟

45:11.320 --> 45:13.799
‫مسیر درازی دارم که یه فکری براش بکنم

45:13.800 --> 45:15.759
‫سوئیچ روی فرمونه

45:15.760 --> 45:18.679
‫و... یه سؤال باید ازت بپرسم

45:18.680 --> 45:22.879
‫به‌نظرت احتمالش هست که سم
‫جون به در ببره اگه حق با تو باشه؟

45:22.880 --> 45:23.920
‫نمی‌دونم

45:27.960 --> 45:29.120
‫موفق باشی

46:06.200 --> 46:07.800
‫سلام. چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

46:08.720 --> 46:11.759
‫انگلیسی؟ آلمانی هم صحبت می‌کنم. فرانسه؟

46:11.760 --> 46:14.679
‫- انگلیسی. یه جلسه دارم. ام، ولی...
‫- اسمتون؟

46:14.680 --> 46:16.999
‫راستش فکر کنم خودشه، اومده پایین دیدنم

46:17.000 --> 46:19.439
‫همه‌چی ردیفه

46:19.440 --> 46:20.999
‫- سلام‌علیکم
‫- سلام

47:29.360 --> 47:31.279
‫دست نگه دار!

47:31.280 --> 47:34.119
‫- دست‌ها
‫- آه... چطور پیدا...

47:34.120 --> 47:35.760
‫- دست‌ها
‫- تُف!

47:41.000 --> 47:42.520
‫تُف. این چیه؟

47:43.920 --> 47:45.399
‫برگرد

47:45.400 --> 47:47.200
‫گفتم تکون نخور

47:49.560 --> 47:51.319
‫الآن چی‌کار کردی؟

47:51.320 --> 47:52.919
‫اسمش دستگاه مغناطیس‌کاهیه

47:52.920 --> 47:54.879
‫میدان مغناطیسی ایجاد می‌کنه

47:54.880 --> 47:57.719
‫تنها راه مطمئن برای ازبین‌بردن کامل داده‌هاست

47:57.720 --> 47:59.919
‫- گاوین هادجنز؟
‫- و تموم شده

47:59.920 --> 48:02.199
‫دیگه هیچی نداری!

48:02.200 --> 48:04.440
‫درحالی‌که تو پنج‌میلیون برای
‫به‌زحمت‌افتادنت می‌گیری

48:07.720 --> 48:09.039
‫به یه‌ورت هم نیست

48:09.040 --> 48:10.639
‫هفت تا جسد توی اسکاتلنده

48:10.640 --> 48:12.519
‫اگه انتونی چپمن رو هم حساب کنی، هشت تا

48:12.520 --> 48:14.039
‫سم کادر و دوست‌هاش

48:14.040 --> 48:16.199
‫چقدر می‌شه؟ هر جسد نیم‌میلیون؟

48:16.200 --> 48:17.480
‫مسئولیتش با من نیست

48:18.720 --> 48:21.359
‫عین یه دلال واقعی اسلحه حرف می‌زنی

48:21.360 --> 48:22.719
‫هیچ مدرکی علیه من نداری

48:22.720 --> 48:25.839
‫- فیلم دارم
‫- مدرک دزدی،

48:25.840 --> 48:27.919
‫بدون ارتباطِ ثابت‌شده به من؟

48:27.920 --> 48:30.439
‫- موفق باشی. چرا؟
‫- بخواب روی زمین

48:30.440 --> 48:32.719
‫- چون دارم دستگیرت می‌کنم
‫- اوه، کونت رو بده

48:34.120 --> 48:35.519
‫یک بار دیگه می‌گم

48:35.520 --> 48:38.599
‫می‌خوای بهم شلیک کنی، ها؟ بعید می‌دونم

48:38.600 --> 48:40.320
‫برای داندر سند عدم‌حضورهنگام‌وقوع‌جرم نداری

48:41.800 --> 48:43.640
‫ابزار سازماندهی‌کردنش رو داری

48:44.800 --> 48:47.279
‫البته که داخل اون جعبه رو نگاه نکردی

48:47.280 --> 48:48.759
‫از قبل پیشانه رو برداشته بودی

48:48.760 --> 48:51.239
‫بعد از اینکه یه بچه رو اغفال کردی تا برات بدزددش

48:51.240 --> 48:53.639
‫این احمقانه‌ست. احمقانه‌ست

48:57.960 --> 48:59.159
‫منتظر کسی هستی؟

48:59.160 --> 49:00.719
‫نه، نه، نه

49:00.720 --> 49:01.760
‫تکون بخور

49:10.240 --> 49:11.280
‫تکون بخور

49:37.440 --> 49:40.079
‫وز، بیا اینجا

49:40.080 --> 49:41.120
‫نمی‌خوام مانعی جلوم باشه

50:13.440 --> 50:16.519
‫حتی فکرش هم نکن! وگرنه تو رو هم می‌زنم

50:16.520 --> 50:19.480
‫- باشه، باشه. باشه، باشه، خیلی‌خب
‫- تو هنوز مظنونی

50:33.760 --> 50:35.519
‫اون توی محوطه بود،

50:35.520 --> 50:38.039
‫بعد از یورش، همراه جبهه‌الحریه بود

50:38.040 --> 50:40.640
‫وایسا، چی، چی؟ یعنی چی؟

50:42.280 --> 50:44.119
‫فکر کنم اون پیشانۀ آرپَس رو جاساز کرده بود

50:44.120 --> 50:45.879
‫از اعضای مأموریت نجات بود؟

50:45.880 --> 50:49.279
‫لباس بهیارها رو پوشیده بود.
‫تو از این قضیه چی می‌دونی؟

50:49.280 --> 50:53.439
‫- اون کیه؟
‫- نه، نه، باید از اینجا بریم، همین الآن!

50:53.440 --> 50:54.480
‫تنها نیومده

51:01.440 --> 51:03.400
‫- راه خروج دیگه‌ای هست؟
‫- آره، اونجا

51:25.600 --> 51:27.239
‫- اِیمی تازه فرستادش
‫- اوه؟

51:27.240 --> 51:29.399
‫می‌خواد بفهمیم کیه

51:29.400 --> 51:31.399
‫خب باشه، بفرستش، برای بچه‌ها می‌فرستمش،

51:31.400 --> 51:33.000
‫- ببینم چی دستگیرشون می‌شه
‫- باشه

51:35.000 --> 51:40.959
‫دو شهروند وودیانی به‌دلیل نقش‌داشتن ‫در حملۀ
تروریستیِ میدان تسلیحات داندر دستگیر شدند

51:40.960 --> 51:43.839
‫همچنین گزارشاتی داریم
‫مبنی‌بر اینکه یک مرد سوم بریتانیایی،

51:43.840 --> 51:51.919
‫مظنون به قتل فرماندۀ پرواز نیروی هوایی بریتانیا ‫انتونی چپمن، به‌علت
جراحات وارده ‫هنگام مقاومت در برابر دستگیری ‫در وضعیت بحرانی قرار دارد

51:51.920 --> 51:53.959
‫گفته می‌شود که این پرونده‌ها مرتبط هستند

51:53.960 --> 51:56.999
‫و مظنون طبق قانون تروریسم
‫متهم واقع شده است

51:57.000 --> 51:58.959
‫حرف بزن. هرچی می‌دونی بهم بگو

51:58.960 --> 52:02.959
‫نه. نه، شرمنده، ولی اول مصونیت می‌خوام

52:02.960 --> 52:05.120
‫تو در جایگاه مذاکره نیستی

52:07.920 --> 52:09.680
‫اوه، بی‌خیال!

52:11.400 --> 52:14.079
‫خیلی‌خب، من هیچ دستی توش نداشتم

52:14.080 --> 52:16.239
‫باشه، خب، می‌خوای باور کن می‌خوای نکن

52:16.240 --> 52:20.039
‫اما به من گفتن که پیشانه‌ها بعد از
‫رفتن روی حالت خلبانی خودکار،

52:20.040 --> 52:22.839
‫هیچ ویدئویی رو ارسال نکنن، همین

52:22.840 --> 52:24.759
‫- کی برای این کار بهت پول داد؟
‫- نه!

52:24.760 --> 52:27.239
‫الآن بزنم کنار و بندازمت پایین؟

52:27.240 --> 52:28.680
‫باشه! خیلی‌خب!

52:29.960 --> 52:31.280
‫ببین کی سود می‌بره

52:32.560 --> 52:35.239
‫یعنی چی؟

52:35.240 --> 52:38.680
‫ملک عبدالرحمن الآن برای
‫گفت‌وگو راهیِ بریتانیاست

52:40.920 --> 52:47.279
‫دیروز ازم پرسیدن که برای یه محمولۀ
حاوی ۳۰۰ موشک میرراستون، ‫ارتش فضای کافی داره؟

52:47.280 --> 52:49.679
‫ده برابرِ حجمیه که معمولاً انبار می‌کنیم

52:49.680 --> 52:53.239
‫بریتانیا در شُرُف پیوستن به جنگ وودیانه

52:53.240 --> 52:56.399
‫پس داری می‌گی که داندر
‫بهانه‌ای برای ورود به جنگ بود؟

52:56.400 --> 53:00.160
‫خب کی پشت اونه، وودیانی‌ها یا یکی از طرف ما؟

53:01.880 --> 53:06.119
‫مطمئنی اون‌هایی که نجاتتون
‫دادن نیروهای ویژه بودن؟ ها؟

53:06.120 --> 53:07.559
‫آره! آره، بریتانیایی بودن

53:07.560 --> 53:09.920
‫پس باید نیروهای ویژه باشه دیگه، نه؟

53:11.320 --> 53:15.559
‫اگه مردی که کُشتی همراه نیروهای ویژه اومده بود،

53:15.560 --> 53:17.799
‫پس با «اطلاعات» کار می‌کنه

53:17.800 --> 53:19.719
‫این دوروبر روال همین‌طوریه

53:19.720 --> 53:21.120
‫از کسی پنهون نیست

53:23.200 --> 53:24.280
‫مطمئنی؟

53:25.640 --> 53:27.600
‫کس دیگه‌ای نمی‌تونه باشه

53:32.920 --> 53:36.519
‫- سلام
‫- سلام. عکس رسید بهت؟

53:36.520 --> 53:37.799
‫آره، الآن رسید

53:37.800 --> 53:39.119
‫خیلی‌خب، روی سیستم نذاری‌ش

53:39.120 --> 53:41.319
‫با رمزی به اشتراکش نذاری

53:41.320 --> 53:42.679
‫قبلاً گذاشتم

53:42.680 --> 53:44.199
‫گُه... تُف!

53:44.200 --> 53:45.679
‫چی شده؟

53:45.680 --> 53:47.839
‫رفتم اون آدرسی که بهم دادی. وز اونجا بود

53:47.840 --> 53:51.160
‫ولی اون مرد توی عکس،
‫پیداش شد و می‌خواست ما رو بکُشه

53:52.560 --> 53:53.920
‫ولی حالت که خوبه؟

53:55.720 --> 53:57.439
‫من با تیر زدمش

53:57.440 --> 53:59.159
‫اوه، خدایا

53:59.160 --> 54:00.919
‫اِیمی...

54:00.920 --> 54:02.879
‫ببین، دارم میام خونه

54:02.880 --> 54:04.519
‫ولی...

54:04.520 --> 54:08.479
‫وز فکر می‌کنه اون با سرویس‌های اطلاعاتی ارتباط داره

54:08.480 --> 54:09.879
‫باشه

54:09.880 --> 54:14.119
‫فکر می‌کنه یکی می‌خواد پای بریتانیا رو
‫به جنگ وودیان باز کنه

54:14.120 --> 54:16.879
‫رمزی بود که اون آدرس رو برامون پیدا کرد

54:16.880 --> 54:20.119
‫می‌دونی، باز هم ریسک نکن، باشه؟

54:20.120 --> 54:22.719
‫با رابرتسن صحبت کن

54:22.720 --> 54:24.000
‫خیلی زود میام خونه

54:26.840 --> 54:28.760
‫- دوستت دارم
‫- من هم همین‌طور

54:32.960 --> 54:34.479
‫همه‌چی مرتبه؟

54:34.480 --> 54:36.479
‫آره، همه‌چی مرتبه

54:36.480 --> 54:37.639
‫با «تیمز هاوْس» صحبت کردم
‫[ مقر ام‌آی۵ در میلبانک لندن ]

54:37.640 --> 54:40.079
‫هنوز چیزی پیدا نکرده‌ان ولی
‫یه چند ساعت صبر کن، خب؟

54:40.080 --> 54:41.480
‫باشه. عالی

54:48.360 --> 54:49.800
‫سلام، اِیمی‌ام

54:51.200 --> 54:52.760
‫به کمکت نیاز دارم

54:57.000 --> 54:58.840
‫هفت دقیقه دیگه حرکت می‌کنیم

55:02.160 --> 55:04.480
‫بهتره دراین‌باره حق با تو باشه. راه بیفتید. الآن

55:19.440 --> 55:20.760
‫خیلی‌خب

55:21.960 --> 55:24.639
‫بیاید ببریمتون خونه

55:24.640 --> 55:26.999
‫نمی‌خوای بهش دست‌بند بزنی؟

55:27.000 --> 55:28.359
‫اون تحت بازداشت نیست

55:28.360 --> 55:29.759
‫شاهده

55:29.760 --> 55:31.239
‫کمربندت رو ببند

55:31.240 --> 55:34.279
‫باشه. خب، من جلو می‌شینم

55:34.280 --> 55:36.760
‫همین‌که روی هوا مستقر شدیم، میام و بهتون سر می‌زنم

56:27.360 --> 56:28.559
‫آخ!

56:28.560 --> 56:29.600
‫آخ

56:31.720 --> 56:33.160
‫برید کنار!

56:39.280 --> 56:41.040
‫برید کنار!

56:49.720 --> 56:51.120
‫باید برم دست‌شویی

56:52.520 --> 56:54.080
‫مثلاً کجا می‌خوام برم؟

57:46.500 --> 57:59.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
