WEBVTT

00:00.214 --> 00:03.295
‫آقای زمن ملیت وودیانی دارن
« ...آنچه گذشت »

00:03.320 --> 00:06.320
‫هدفش برهم‌زدن روابط بریتانیا و وودیان بود

00:08.040 --> 00:10.759
‫جبهه‌الحریه اولین گروه ادعایی صلح‌طلبی نیست

00:10.760 --> 00:12.159
‫که دست به کشتار مردم زد

00:12.160 --> 00:15.479
‫ما مدرک داریم که انتونی چپمن
‫آرپَسِ سرکش رو خلبانی نکرده

00:15.480 --> 00:17.559
‫از وودیان خلبانی شده

00:17.560 --> 00:20.639
‫- پس می‌تونید توضیح بدید چرا مخفی شد؟
‫- هنوز نه

00:20.640 --> 00:22.000
‫فوراً بیا اینجا

00:23.240 --> 00:27.800
‫هر چیزی که بتونی بهم بگی کمک می‌کنه تا مردی
‫که این بلا رو سرِ تو و پدرت آورد دستگیر کنیم

00:30.440 --> 00:32.639
‫می‌خوام برگردم، می‌خوام برگردم وودیان

00:32.640 --> 00:35.039
‫یه نفر تو رو اجیر کرده که انتونی چپمن رو بکُشی

00:35.040 --> 00:37.399
‫یکی می‌خواد یه جرم رو بندازه گردن چپمن

00:37.400 --> 00:38.880
‫دهنت رو ببند!

00:39.880 --> 00:42.679
‫پیشانه وقتی چپمن دبی بوده، دزدیده شده

00:42.680 --> 00:43.759
‫یعنی چی؟

00:43.760 --> 00:45.399
‫چرا داری به اون نگاه می‌کنی؟

00:45.400 --> 00:47.239
‫- می‌شناسی‌ش؟
‫- نه

00:47.240 --> 00:50.159
‫به‌نظرت یه نفر توی اون پایگاه
‫کمک کرده بابام رو بکُشن؟

00:50.160 --> 00:52.999
‫...چیزی که می‌خوام و پایان خوشی نداره!

00:53.000 --> 00:54.679
‫هیچ‌کدوم از حرف‌هایی که بهم زدی حقیقت داشت؟

00:54.680 --> 00:57.279
‫حتی اگه خبر داشتم هم
‫احتمالاً نمی‌تونستم بهت بگم

00:57.280 --> 00:58.559
‫یه زندانی اینجا هست

00:58.560 --> 01:01.400
‫که معتقدم با جبهه‌الحریه ارتباط داره

01:02.552 --> 01:03.669
« البیدبیات »

01:04.360 --> 01:06.879
‫گوشی‌ای که توی کلبه پیدا کردیم رو یادته؟

01:06.880 --> 01:09.279
‫مال چپمن نیست، گوشی صبی‌ـه

01:09.280 --> 01:10.559
‫الآن صبی کجاست؟

01:10.560 --> 01:12.319
‫باید پیداش کنم

01:12.320 --> 01:13.679
‫داری چی‌کار می‌کنی، صبی؟

01:13.680 --> 01:15.839
‫هی! بندازش!

01:15.840 --> 01:17.400
‫- ولم کن!
‫- بندازش!

01:24.320 --> 01:26.239
‫صبی. صبی، گوش کن چی می‌گم

01:26.240 --> 01:27.439
‫صبی...

01:27.440 --> 01:29.359
‫وایستا! نزدیک‌تر نیا

01:29.360 --> 01:30.719
‫چاقو رو بذار زمین

01:30.720 --> 01:32.759
‫بهتره وضع رو از اینی که هست بدتر نکنی

01:32.760 --> 01:33.800
‫دستم حس نداره

01:35.240 --> 01:37.599
‫کار اون بود. اون مجبورم کرد همچین کاری بکنم!

01:37.600 --> 01:38.880
‫صبی...

01:40.280 --> 01:41.880
‫باید چاقو رو بدی به من

01:44.200 --> 01:47.160
‫نگاهش کن. به کمک نیاز داره

01:53.560 --> 01:54.800
‫چاقو رو بده من

02:01.720 --> 02:03.040
‫من...

02:12.880 --> 02:14.120
‫تو چی‌کار کردی؟

02:15.440 --> 02:16.760
‫تو چی‌کار کردی؟

02:18.040 --> 02:20.199
‫اون کاری باهات نکرد و
‫تو می‌خواستی بکُشی‌ش!

02:20.200 --> 02:21.439
‫آهای! آهای!

02:21.440 --> 02:24.280
‫به‌خاطر اونه که بابام مُرده! همه‌ش تقصیر اونه!

02:32.402 --> 02:39.402
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:11.568 --> 03:17.568
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

03:25.920 --> 03:27.439
‫سلام، عشقم، خوبی؟

03:27.440 --> 03:28.959
‫نه راستش

03:28.960 --> 03:30.999
‫صبی چپمن به کلوم بارکر چاقو زد

03:31.000 --> 03:33.000
‫اوه، تُف

03:34.480 --> 03:37.239
‫جوابی از جرم‌یابی قانونی دیجیتال
‫دربارۀ گوشی‌ش نرسید؟

03:37.240 --> 03:38.879
‫خب، بهش فوریت دادن

03:38.880 --> 03:40.240
‫گفتن زیاد طول نمی‌کشه

03:41.240 --> 03:43.680
‫- باشه، مرسی
‫- ام...

03:44.680 --> 03:46.679
‫خدایا، واقعاً متأسفم، باید برم

03:46.680 --> 03:48.120
‫دوستت دارم

03:51.280 --> 03:52.440
‫بریم

03:56.080 --> 03:58.559
‫خب، می‌خوام واحدها برای
‫راس ساترلند گوش‌به‌زنگ باشن

03:58.560 --> 04:00.719
‫بیاید همین امروز یه عکس ازش پخش کنیم

04:00.720 --> 04:02.799
‫می‌خوام همۀ گشتی‌ها قیافه‌ش رو بشناسن

04:02.800 --> 04:05.319
‫باید مسلح و خطرناک در نظر گرفته بشه

04:05.320 --> 04:08.360
‫بیاید تا به کس دیگه‌ای آسیب نرسونده، پیداش کنیم

04:17.480 --> 04:19.599
‫جراح‌ها فکر می‌کنن ممکنه
‫آسیب عصبی دیده باشه

04:19.600 --> 04:20.880
‫ممکنه دیگه هیچ‌وقت نتونه خلبانی کنه

04:23.760 --> 04:26.559
‫می‌دونستم برگردوندن صبی
‫به اینجا فکر خوبی نیست

04:26.560 --> 04:30.079
‫باید یه راه پیدا کنم تا این
‫گردان رو متحد نگه دارم

04:30.080 --> 04:32.999
‫تو باید بفهمی چطور این اتفاق افتاد، خیلی سریع

04:33.000 --> 04:34.759
‫باشه، با صبی صحبت می‌کنم

04:34.760 --> 04:38.119
‫ببین، به یکی نیاز دارم که تمام فیلم‌های
‫دوربین مداربستۀ موجود رو برام بفرسته

04:38.120 --> 04:42.559
‫از دوروبر پایگاه، موقعی که
‫پیشانۀ آرپَس برداشته شده

04:42.560 --> 04:44.320
‫الآن. بدون تأخیر

05:01.920 --> 05:05.920
‫الآن از تماشای آماده‌شدن ستوان پرواز بارکر
‫برای عمل جراحی میام

05:07.800 --> 05:09.920
‫می‌خوای بهم بگی چرا بهش حمله کردی؟

05:13.400 --> 05:16.239
‫گفتی که اون مجبورت کرده کاری بکنی

05:16.240 --> 05:18.839
‫چه کاری؟

05:18.840 --> 05:21.239
‫تو پیشانۀ آرپَس رو دزدیدی؟

05:21.240 --> 05:24.400
‫صبی، خودت رو درگیر چی کردی؟

05:32.600 --> 05:34.959
‫با... باید این رو جواب بدم

05:34.960 --> 05:37.279
‫ولی بهتره به جوابِ سؤال‌هام فکر کنی،

05:37.280 --> 05:41.000
‫چون این تموم‌شدنی نیست، فقط بدتر می‌شه

05:47.320 --> 05:49.079
‫- سلام
‫- یه چیزی گیر آورده‌ام

05:49.080 --> 05:52.959
‫صبی چپمن به کسی پیام می‌داده
‫که توی مخاطب‌هاش نیست

05:52.960 --> 05:54.959
‫حرفی از پیشانۀ آرپَس هم زده؟

05:54.960 --> 05:57.399
‫می‌شه با اطمینان گفت آره

05:57.400 --> 06:01.679
‫خب، این پیام صبی مال پنج‌شنبۀ قبلیه

06:01.680 --> 06:04.839
‫خب، گفته: «خودت نمی‌تونی انجامش بدی؟

06:04.840 --> 06:07.279
‫نمی‌فهمم به کمک من چه نیازی هست»

06:07.280 --> 06:09.999
‫بعد طرف به صبی گفته:

06:10.000 --> 06:13.479
‫«بهت که گفتیم، فقط تو می‌تونی»

06:13.480 --> 06:15.279
‫و یه‌کم بعدتر، صبی بهش پیام می‌ده

06:15.280 --> 06:20.079
‫درست بعد از برداشته‌شدن پیشانۀ آرپَس... و گفته:

06:20.080 --> 06:22.759
‫«انجام شد، همون‌جایی که گفتی گذاشتمش»

06:22.760 --> 06:24.839
‫اونجا دیگه جوابی بهش نداده

06:24.840 --> 06:27.159
‫صبی سعی می‌کنه دوباره باهاش
‫تماس برقرار کنه، ولی هیچی به هیچی

06:27.160 --> 06:29.879
‫از هرکی که بوده، اسمی هم آورده؟

06:29.880 --> 06:31.159
‫نه

06:31.160 --> 06:32.480
‫نه، اسمی نیست

06:34.120 --> 06:36.519
‫کلوم بارکر ذهنم رو مشغول کرده

06:36.520 --> 06:38.879
‫فکر می‌کنی واسه همین بهش چاقو زده؟

06:38.880 --> 06:40.279
‫نمی‌دونم

06:40.280 --> 06:41.759
‫بهت زنگ می‌زنم

06:41.760 --> 06:43.480
‫توی دردسر می‌افتی اگه نزنی

06:49.280 --> 06:53.359
‫شما موتورهای جست‌وجوی
‫ویژۀ ام‌آی۵ برای مردم دارید، نه؟

06:53.360 --> 06:55.839
‫اوه، ما همیشۀ خدا مردم رو زیرنظر داریم

06:55.840 --> 06:58.199
‫هیچ کاری بهتر از جاسوسی توی فیس‌بوک‌ت نیست

06:59.920 --> 07:02.119
‫چندتا از بچه‌های زیرزمینی رو
‫پاش می‌ذارم. چی می‌خوای؟

07:02.120 --> 07:05.239
‫اِیمی گفت صبی چپمن به
‫ستوان پرواز کلوم بارکر چاقو زده

07:05.240 --> 07:06.799
‫بدون انگیزۀ روشنی

07:06.800 --> 07:08.679
‫می‌خوام ته‌توش رو دربیارم،

07:08.680 --> 07:10.359
‫ببینم چیزی هست که لازم باشه بدونیم

07:10.360 --> 07:11.680
‫می‌گم انجامش بدن

07:28.480 --> 07:31.599
‫خب توی هفتۀ گذشته
‫با گوشی‌ت به کی پیام دادی؟

07:31.600 --> 07:32.799
‫گفتم که، من گوشی ندارم

07:32.800 --> 07:34.119
‫ما پیداش کردیم، صبی

07:34.120 --> 07:35.479
‫و پیام‌هات رو خوندیم

07:35.480 --> 07:38.799
‫از طرف پرسیدی به کمک تو چه نیازی داره

07:38.800 --> 07:41.519
‫دزدی از یه پایگاه هوایی، خواستۀ خیلی بزرگیه

07:41.520 --> 07:43.799
‫چرا پیشانۀ آرپَس رو برداشتی؟

07:43.800 --> 07:45.120
‫من برنداشتم

07:46.440 --> 07:51.519
‫پدرت فیلم دوربین‌های امنیتی
‫توی زرادخونه رو پاک کرد

07:51.520 --> 07:53.679
‫دوربین‌های دیگۀ پایگاه رو پاک نکرد

07:53.680 --> 07:55.159
‫این رو ببین

07:55.160 --> 07:57.919
‫این ده دقیقه بعد از برداشته‌شدن پیشانه‌ست

07:57.920 --> 07:59.360
‫توی اون کیف چیه؟

08:01.080 --> 08:02.520
‫توی کیف چیه؟!

08:04.720 --> 08:07.840
‫پایگاه رو همراه کیف ترک می‌کنی...

08:09.600 --> 08:13.399
‫و نیم ساعت بعد برمی‌گردی و کیف دستت نیست

08:13.400 --> 08:15.880
‫کی برداشتش؟ جبهه‌الحریه یا کلوم؟

08:17.840 --> 08:19.200
‫نمی‌دونم

08:22.440 --> 08:24.080
‫چرا داری ازش محافظت می‌کنی؟

08:25.440 --> 08:28.520
‫بعد از اینکه پیشانه رو بهش
‫می‌دی، پیام‌ها متوقف می‌شه

08:29.840 --> 08:31.679
‫اون به چیزی که می‌خواست رسیده و تو،

08:31.680 --> 08:34.159
‫اونی که بازداشت شده تویی

08:34.160 --> 08:36.479
‫اوه، محض رضای خدا، صبی!
‫چند نفر جونشون رو از دست داده‌ان

08:36.480 --> 08:38.719
‫- اگه تو و پدرت...
‫- بابام هیچی ارتباطی باهاش نداشت

08:38.720 --> 08:39.919
‫چرا باید باور کنم؟

08:39.920 --> 08:42.159
‫چون تمام مدت جز دروغ
‫چیزی از دهنت خارج نشده

08:42.160 --> 08:44.359
‫من می‌خواستم کمک کنم

08:44.360 --> 08:45.759
‫به یه گروه تروریستی؟

08:45.760 --> 08:47.199
‫مردمی که اینجا زندگی می‌کنن

08:47.200 --> 08:48.839
‫مامانم اهل اینجا بود

08:48.840 --> 08:50.639
‫اون گفت اگه مامانم بود، ازم
‫می‌خواست بهشون کمک کنم

08:50.640 --> 08:52.279
‫کلوم همچین حرفی زد؟

08:52.280 --> 08:55.359
‫مردم اینجا دارن بابت کارهای نکرده زندانی می‌شن

08:55.360 --> 08:57.560
‫دارن کشته می‌شن

08:58.840 --> 09:00.039
‫گفت می‌تونم کمک کنم،

09:00.040 --> 09:02.399
‫اگه پیشانه رو برای جبهه‌الحریه ببرم

09:02.400 --> 09:04.879
‫و چرا خود کلوم نمی‌تونست پیشانه رو برداره؟

09:04.880 --> 09:07.360
‫مجوز ورود به زرادخونه رو نداشت

09:08.960 --> 09:12.439
‫و برای همین به تو نیاز داشتن، به‌خاطر کارت بابات؟

09:12.440 --> 09:13.760
‫آره

09:15.000 --> 09:18.280
‫بعد بابات از ماجرا بو برد و برای همین رفتید؟

09:20.240 --> 09:22.960
‫فکر می‌کنی برای همین کُشتنش، چون خبر داشته؟

09:25.360 --> 09:30.759
‫درست قبل از رفتن، بابام و
‫کلوم رو در حال دعوا دیدم

09:30.760 --> 09:33.239
‫بابام خیلی از دستش ناراحت بود

09:33.240 --> 09:36.919
‫اون‌موقع فهمیدم که حتماً کلوم بوده

09:36.920 --> 09:39.239
‫برگشتم چون می‌خواستم باهاش حرف بزنم،

09:39.240 --> 09:41.520
‫ولی جوری برخورد کرد که
‫انگارنه‌انگار من وجود دارم

09:43.720 --> 09:47.240
‫من فقط برای اینکه فکر می‌کردم
‫دارم کار درستی می‌کنم، برداشتمش

09:49.520 --> 09:51.440
‫نمی‌خواستم کسی بمیره

09:53.680 --> 09:55.520
‫ولی بابام...

09:59.760 --> 10:01.320
‫اون‌ها بابام رو کشتن

10:35.360 --> 10:36.560
‫آخ!

11:04.096 --> 11:06.674
.کرستن: سلام اِیمی. این پیام‌های بازیابی‌شدۀ گوشی صبیحه چپمنه »
« خوندنشون جالبه. قطعاً به نظر ازطرف یکی توی پایگاه فرستاده شده

11:17.045 --> 11:20.107
راه دیگه‌ای نیست؟ بابام می‌کُشدم اگه بفهمه - »
هرگز نمی‌فهمه. نگران نباش. همیشه مراقبت هستم -
« می‌دونم. فقط می‌ترسم. نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه -

11:23.276 --> 11:27.042
« هرگز نمی‌فهمه. نگران نباش. همیشه مراقبت هستم »

12:07.833 --> 12:08.911
« البیدبیات »

12:14.324 --> 12:17.335
یک تیم جوانان فوتبال در حملۀ پهپادی در مرز وودیان »
« به‌دلیل "خطای اطلاعاتی" کشته شدند

12:17.360 --> 12:18.400
‫آه

12:34.096 --> 12:36.799
در این حمله ۱۲ کودک ۸ تا ۱۲ساله که عضو تیم فوتبال مدرسه »
« بودند و گمان می‌رود از تمرین به خانه بازمی‌گشتند، کشته شدند

12:47.000 --> 12:48.640
‫- سلام
‫- سلام

12:50.000 --> 12:51.319
‫حالت چطوره؟

12:51.320 --> 12:52.880
‫انگار که چاقو خورده باشم

12:56.160 --> 12:58.599
‫آره. خوبه؟

12:58.600 --> 12:59.680
‫آره

13:01.360 --> 13:02.959
‫صبی رو چقدر می‌شناسی؟

13:02.960 --> 13:06.799
‫اوه، در حد سلام‌علیک. زیاد نمی‌شناسم

13:06.800 --> 13:08.160
‫اون بچۀ رئیسه

13:09.800 --> 13:11.000
‫بود

13:12.400 --> 13:14.000
‫رابطۀ تو و چپمن دوستانه بود؟

13:15.040 --> 13:16.719
‫به‌اندازۀ کافی، چرا؟

13:16.720 --> 13:20.999
‫هیچ‌وقت به صبی پیام ندادی؟
‫پیامک یا همچین چیزی؟

13:21.000 --> 13:23.639
‫نه. شماره‌ش رو ندارم

13:23.640 --> 13:25.960
‫اصلاً چه پیامی می‌خوام بهش بدم؟

13:27.600 --> 13:30.919
‫من دلایلی دارم که باور کنم صبی به‌زور وادار شد

13:30.920 --> 13:33.639
‫تا پیشانۀ آرپَسی رو که عامل حمله در داندر بود، بدزده...

13:33.640 --> 13:34.959
‫صبر کن...

13:34.960 --> 13:38.480
‫...و هرکی که وادارش کرده
‫با جبهه‌الحریه همکاری می‌کرده

13:40.480 --> 13:41.640
‫و فکر می‌کنی اون من بودم؟

13:52.680 --> 13:54.040
‫این برات آشناست؟

13:56.200 --> 13:59.120
‫می‌خوای بهم بگی چرا یه گوشی مخفی داری؟

14:00.400 --> 14:02.159
‫من هیچی درباره‌ش نمی‌دونم

14:02.160 --> 14:04.639
‫خب، می‌تونم بفرستمش بریتانیا

14:04.640 --> 14:06.879
‫و بدم جرم‌یابی قانونی دیجیتال برام بازش کنه

14:06.880 --> 14:10.199
‫یا می‌تونی خودت رمزش رو
‫بهم بدی تا وقت هم هدر نشه

14:10.200 --> 14:12.999
‫من هیچ پیامی بهش ندادم

14:13.000 --> 14:15.840
‫قبل از رفتن چپمن، سر چی بحث می‌کردید؟

14:17.760 --> 14:19.279
‫کی این رو بهت گفت؟

14:19.280 --> 14:21.000
‫سر چی بحث می‌کردید؟

14:22.040 --> 14:23.239
‫هیچی

14:23.240 --> 14:24.680
‫اون...

14:25.840 --> 14:27.839
‫ما، ما سر چیزی بحث نکردیم

14:27.840 --> 14:29.360
‫یادم نیست

14:36.480 --> 14:41.640
‫گردان ۱۰۹ توی مأموریت
‫البیدبیات شرکت داشت؟

14:44.320 --> 14:46.239
‫من اجازۀ صحبت دراون‌باره رو ندارم

14:46.240 --> 14:47.840
‫اون روز تو خلبانی می‌کردی؟

14:52.120 --> 14:53.880
‫حتماً خیلی وحشتناک بوده

14:55.040 --> 14:58.440
‫۱۹ نفر توی مسیر خونه منفجر
‫شدن که ۱۲ نفرشون بچه بودن

15:00.120 --> 15:01.759
‫و مطبوعات گفت،

15:01.760 --> 15:03.999
‫خطای اطلاعاتی بوده، درسته؟

15:04.000 --> 15:05.279
‫اوهوم

15:05.280 --> 15:07.599
‫از اون فجایعیه که آدم رو علیه خودی‌ها می‌کنه

15:07.600 --> 15:09.839
‫- نه
‫- علیه گردانش

15:09.840 --> 15:11.520
‫من هیچ‌وقت...

15:13.560 --> 15:15.999
‫گفتم که، نمی‌تونم درباره‌ش صحبت کنم

15:16.000 --> 15:17.880
‫نمی‌دونم از جون من چی می‌خوای

15:19.120 --> 15:20.559
‫جواب می‌خوام

15:20.560 --> 15:22.720
‫از این بیشتر گیرت نمیاد

15:28.680 --> 15:31.079
‫سلام

15:31.080 --> 15:32.599
‫- زود پا شدی
‫- خب، من...

15:32.600 --> 15:34.399
‫الآن پیش کلوم بارکر بودم

15:34.400 --> 15:36.399
‫- چیزی بهم نمی‌گه...
‫- صبر کن، صبر کن...

15:36.400 --> 15:38.839
‫...ولی به‌نظرم دلیل داره که
‫در برابر اینجا جبهه بگیره...

15:38.840 --> 15:40.159
‫نه، اِیمی، صبر کن

15:40.160 --> 15:44.920
‫یکی پیش منه که می‌خواد سلام کنه

15:49.000 --> 15:52.160
‫وای خدا! سلام!

15:53.440 --> 15:55.839
‫سلام، رفیق!

15:58.320 --> 16:00.680
‫- وای خدا! اون دستشه؟
‫- آره

16:04.240 --> 16:06.920
‫وای خدا، داره شستش رو می‌مکه

16:11.720 --> 16:13.199
‫هی...

16:13.200 --> 16:14.959
‫چرا توی بیمارستانی؟

16:14.960 --> 16:16.519
‫ام...

16:16.520 --> 16:18.199
‫چیزی شده؟

16:18.200 --> 16:20.239
‫نه، نه

16:20.240 --> 16:22.279
‫اوه، مرسی

16:22.280 --> 16:24.639
‫فقط یه‌خرده گرفتگی عضلات داشتم، همین

16:24.640 --> 16:25.999
‫و به من زنگ نزدی؟

16:26.000 --> 16:28.679
‫خب، نمی‌خواستم جوش بزنی

16:28.680 --> 16:32.239
‫می‌دونی، دکتر گفت نمی‌دونه چیه،

16:32.240 --> 16:33.560
‫ولی مشکلی نیست

16:34.560 --> 16:36.359
‫توی تاکسی گوگلش کردم

16:36.360 --> 16:40.359
‫و فکر کردم شاید رحم کج‌خلقی دارم

16:40.360 --> 16:44.079
‫منطقیه. آخه چرا رحم‌ت باید با بقیۀ جاهات

16:44.080 --> 16:46.319
‫- فرقی داشته باشه؟
‫- آه! خیلی‌خب!

16:46.320 --> 16:48.679
‫همین‌که جفتتون خوبید، خیالم راحت شد

16:48.680 --> 16:52.280
‫آره، من هم. سُرومُروگُنده

16:54.200 --> 16:55.519
‫مرسی

16:55.520 --> 16:58.999
‫ولی، شرمنده، داشتی می‌گفتی، ادامه بده

16:59.000 --> 17:00.399
‫آه...

17:00.400 --> 17:04.119
‫درسته، می‌خواستم... می‌خواستم دربارۀ ساترلند بپرسم

17:04.120 --> 17:06.039
‫با آدرس‌های قبلی‌ش به جایی رسیدی؟

17:06.040 --> 17:08.959
‫راستش می‌خواستم دربارۀ همین دیشب صحبت کنم،

17:08.960 --> 17:11.159
‫ولی به‌اندازۀ کافی مشغله داشتی

17:11.160 --> 17:15.399
‫ام... پیداش کردیم، آره

17:15.400 --> 17:17.959
‫توی آپارتمان قدیمی‌ش پیداش کردیم.
‫مخفی شده بود

17:17.960 --> 17:19.719
‫و دستگیرش کردید؟

17:19.720 --> 17:21.479
‫نه

17:21.480 --> 17:25.159
‫نه. من تنها بودم... و فرار کرد

17:25.160 --> 17:28.759
‫چی؟ چه اتفاقی افتاد؟ بهت... بهت صدمه زد؟

17:28.760 --> 17:30.119
‫نه، بهم صدمه نزد

17:30.120 --> 17:32.679
‫یعنی، فقط، می‌دونی، فقط ترسوندم

17:32.680 --> 17:34.079
‫ولی خوبم

17:34.080 --> 17:36.279
‫خب، خوب که نیستی، بیمارستانی

17:36.280 --> 17:38.079
‫آره، ولی معلوم نیست که به‌خاطر اون بوده

17:38.080 --> 17:39.799
‫و معلوم هم نیست که به‌خاطر اون نبوده

17:39.800 --> 17:42.439
‫اون‌طور هم نیست که به خودت فشار
‫نیاورده باشی و خطر نکرده باشی

17:42.440 --> 17:43.879
‫تک‌وتنها پیش یه قاتل قرار گرفتی

17:43.880 --> 17:45.199
‫با میل خودم که نبود

17:45.200 --> 17:47.079
‫برای این کارها باید تاونزند رو بفرستی

17:47.080 --> 17:50.399
‫معلومه. تو ترجیح می‌دادی که
‫راحت پشت میزم نشسته بودم

17:50.400 --> 17:52.279
‫با این کارها چی رو می‌خوای ثابت کنی؟

17:52.280 --> 17:53.839
‫من چیزی رو نمی‌خوام ثابت کنم!

17:53.840 --> 17:56.959
‫این نگرانی ازجانب اِیمی، افسر ارشد تحقیقاته،

17:56.960 --> 17:58.399
‫یا ازجانب اِیمی، مادر فرزندم؟

17:58.400 --> 17:59.599
‫ام، هر دو

17:59.600 --> 18:01.199
‫اوه، اصلاً هرچی

18:01.200 --> 18:03.599
‫می‌دونی، فقط می‌خواستم ببینی‌ش

18:03.600 --> 18:05.599
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

18:05.600 --> 18:07.600
‫کرستـ...

18:10.800 --> 18:12.400
‫تُف

18:24.840 --> 18:26.359
‫ساترلند به کجا رسید؟

18:26.360 --> 18:29.359
‫آ... راس ساترلند

18:29.360 --> 18:31.959
‫دو تا دوره در افغانستان انجام داده،

18:31.960 --> 18:34.639
‫بعد از دورۀ دوم با رسوایی اخراج شد

18:34.640 --> 18:36.199
‫برای چی؟

18:36.200 --> 18:38.759
‫توی پرونده نیست، ولی می‌تونیم ته‌توش رو دربیاریم

18:38.760 --> 18:41.319
‫بعد از اون، برگشت اینجا، به چندتا کار مختلف مشغول شد،

18:41.320 --> 18:42.719
‫چند جای مختلف زندگی کرد

18:42.720 --> 18:49.199
‫چندتا افسر با نیروی کمکی مسلح به سکونتگاه‌های ‫شناخته‌شده اعزام
شده‌ان، مناطقی که ‫رفت‌وآمد داشته، خبرگرفتن از همکارهای شناخته‌شده

18:49.200 --> 18:51.239
‫اون چند بار دستگیر شده بود

18:51.240 --> 18:53.199
‫نوارهای مصاحبه رو درخواست کرده‌ام،

18:53.200 --> 18:56.559
‫- تا شاید چیز کمک‌کننده‌ای توشون باشه
‫- عالی

18:56.560 --> 18:58.599
‫نتیجۀ تکنسین‌ها دربارۀ کلوم بارکر رسید

18:58.600 --> 19:00.159
‫این رو ببین

19:00.160 --> 19:03.879
‫استثنایی، همه‌چی خوب به نظر میاد

19:03.880 --> 19:06.199
‫بسکتبال، شوخی

19:06.200 --> 19:10.479
‫اگرچه، آی‌پی‌ش با حساب دیگه‌ای تطابق داشته،

19:10.480 --> 19:12.040
‫که ناشناسه

19:13.280 --> 19:16.599
‫و اینجا یه‌سری پیام دربارۀ زندانی‌کردن مردم

19:16.600 --> 19:20.599
‫اعتراض برای آزادی بیان، قوانین ال‌جی‌بی‌تی‌کیو

19:20.600 --> 19:24.559
‫خودش چیزی نگفته، به نظر همه‌ش حمایت‌کردنه

19:24.560 --> 19:27.279
‫یکی دربارۀ مداخلۀ نظامی در خاورمیانه‌ست

19:27.280 --> 19:28.639
‫آره

19:28.640 --> 19:31.359
‫می‌شه همه‌شون رو به سربازرس سیلوا بفرستی؟

19:31.360 --> 19:32.879
‫نمی‌خوای خودت بهش بگی؟

19:32.880 --> 19:34.119
‫نه، سرش شلوغه

19:34.120 --> 19:36.440
‫هرچه سریع‌تر اون‌ها به دستش برسه بهتره، باشه؟

19:39.560 --> 19:40.960
‫برام بدون کافئین گرفتی

19:43.160 --> 19:45.039
‫آره

19:45.040 --> 19:46.919
‫به‌خاطر...

19:46.920 --> 19:48.120
‫...وضعیتت

19:50.640 --> 19:53.759
‫وضعیت من اینه که شب افتضاحی داشتم

19:53.760 --> 19:55.279
‫یه روز خیلی دراز پیشِ‌رو دارم

19:55.280 --> 19:56.999
‫برای همین یه‌کم کافئین به کارم میاد

19:57.000 --> 19:59.319
‫- خودم می‌گیرم، می‌گیرم...
‫- نه، دیگه دیره، خودم می‌رم

20:01.760 --> 20:02.880
‫تشکر

20:05.000 --> 20:06.479
‫من مجبور نیستم با تو حرف بزنم

20:06.480 --> 20:07.599
‫بهت توصیه می‌شه که حرف بزنی

20:07.600 --> 20:09.359
‫من رو اینجا حبس کردی،

20:09.360 --> 20:11.239
‫انگار می‌خوام فراری چیزی بکنم

20:11.240 --> 20:13.999
‫تیمم الآن لینک یکی از حساب‌های
‫شبکۀ اجتماعی‌ت رو برام فرستاد

20:14.000 --> 20:16.999
‫نظرات خیلی بحث‌برانگیزی اونجا هست

20:17.000 --> 20:18.999
‫من اجازه دارم نظرم رو داشته باشم

20:19.000 --> 20:23.199
‫اون حساب رو چند هفته بعد از
‫حملۀ البیدبیات راه‌اندازی کردی

20:23.200 --> 20:25.039
‫اتفاقیه؟

20:25.040 --> 20:28.999
‫فقط چون اینجا کار می‌کنم، به این معنا نیست
‫که باید با کارهایی که می‌کنیم هم موافق باشم

20:29.000 --> 20:30.999
‫من هیچ‌کدوم از این کارها رو نکردم

20:31.000 --> 20:32.559
‫هیچ‌کدوم از چیزهایی که می‌گی

20:32.560 --> 20:34.600
‫من چی می‌گم؟

20:35.640 --> 20:37.519
‫پروندۀ پرسنلی‌ت رو نگاه کردم

20:37.520 --> 20:40.759
‫سومین پنج‌شنبه‌شب هر ماه
‫رو از پایگاه خارج می‌شی

20:40.760 --> 20:42.080
‫کجا می‌ری؟

20:43.240 --> 20:44.919
‫هیچ‌جا. همین دوروبر

20:44.920 --> 20:46.479
‫پنج‌شنبۀ قبل چی؟

20:46.480 --> 20:47.599
‫یادم نیست

20:47.600 --> 20:50.199
‫پنج‌شنبۀ قبل موقعی بود که
‫صبی دستگاه آرپَس رو برداشت

20:50.200 --> 20:52.279
‫و گذاشتش که یه نفر برش داره

20:52.280 --> 20:53.639
‫و اون آدم هرکی که بوده،

20:53.640 --> 20:55.799
‫برداشتدش و تحویل جبهه‌الحریه داده

20:55.800 --> 20:57.359
‫پس اگه چیزی برای مخفی‌کردن نداری،

20:57.360 --> 21:00.399
‫پیشنهاد می‌کنم دربارۀ جایی که
‫پنج‌شنبۀ قبل بودی، خوب فکر کنی

21:00.400 --> 21:02.399
‫اگه می‌خوای به‌طور رسمی
‫من رو متهم به چیزی بکنی،

21:02.400 --> 21:04.039
‫می‌تونیم یه وکیل بیاریم اینجا،

21:04.040 --> 21:06.080
‫ولی درغیراین‌صورت یک‌کلام حرف نمی‌زنم

21:08.320 --> 21:09.960
‫خسته‌ام. ازت می‌خوام بری

21:18.560 --> 21:20.079
‫سلام. چی میل دارید؟

21:20.080 --> 21:22.400
‫ام، فلت وایت، لطفاً

21:25.080 --> 21:27.000
‫بدون کافئین

21:32.120 --> 21:33.160
‫مرسی

21:44.600 --> 21:46.640
‫بیرون. صدات درنیاد

21:57.560 --> 22:00.120
‫برگرد... آهسته

22:07.160 --> 22:08.239
‫چی‌کار می‌کنی؟

22:08.240 --> 22:09.519
‫من سؤال می‌پرسم

22:09.520 --> 22:11.480
‫من سؤال می‌پرسم، خب؟ فقط، فقط...

22:14.960 --> 22:16.560
‫بهم گفتی یه نفر براش پاپوش دوخته

22:18.680 --> 22:19.880
‫چون همین‌طوره

22:20.960 --> 22:23.559
‫چپمن هیچ ارتباطی با داندر نداشت

22:23.560 --> 22:26.279
‫حمله از وودیان صورت گرفت

22:26.280 --> 22:27.719
‫نه

22:27.720 --> 22:31.039
‫نه، ما مدرک متقن داریم که آرپَس رو

22:31.040 --> 22:35.039
‫یه نفر از وودیان کنترل می‌کرده. کار چپمن نبوده

22:35.040 --> 22:38.839
‫براش پاپوش دوختن و تو رو
‫به‌عنوان سپر بلاشون قرار دادن

22:38.840 --> 22:40.400
‫خیلی‌خب...

22:43.920 --> 22:46.359
‫من کاری که لازم بود انجام دادم
‫تا از مردم محافظت کنم، خب؟

22:46.360 --> 22:48.559
‫خب؟ فقط همین

22:48.560 --> 22:50.319
‫چپمن تهدید محسوب می‌شد

22:50.320 --> 22:52.359
‫انتونی چپمن فقط یه مرد ساده بود

22:52.360 --> 22:53.960
‫فقط می‌خواست خدمت کنه

22:55.800 --> 22:57.239
‫تو هم قصدت همینه؟

22:57.240 --> 22:58.839
‫به اون‌ها نگاه نکن لامصب

22:58.840 --> 23:00.080
‫ببخشید. ببخشید

23:07.240 --> 23:13.039
‫هرکی که متقاعدت کرده این کار
‫رو بکنی، ازت سوءاستفاده کرده

23:13.040 --> 23:16.439
‫اگه فقط، فقط بهم بگی اون کیه

23:16.440 --> 23:18.360
‫بذار کمکت کنم

23:25.560 --> 23:26.960
‫گُه توش!

23:36.640 --> 23:39.000
‫فکر می‌کردم با این کار اوضاع بهتر می‌شه

23:41.440 --> 23:42.800
‫نشد

23:46.640 --> 23:48.440
‫نمی‌تونم بهترش کنم، مگه نه؟

24:12.200 --> 24:13.559
‫اوه، نه، نه، نه، نه

24:13.560 --> 24:14.999
‫هرچی که هست، مایل نیستم

24:15.000 --> 24:17.279
‫باید دربارۀ پیشانۀ آرپَس باهات صحبت کنم

24:17.280 --> 24:19.679
‫من بعد از حادثه، یه بار این کار رو کردم

24:19.680 --> 24:22.359
‫آره، درسته. ازت می‌خوام دوباره انجامش بدی

24:22.360 --> 24:27.599
‫تأخیر آرپَس آلفاْ پیشانه رو اینجا
‫قرار می‌ده، نه نزدیک داندر

24:27.600 --> 24:29.079
‫آره

24:29.080 --> 24:31.879
‫جی‌پی‌اس زده توی اسکاتلنده،
‫ولی می‌شه مخفی‌ش کرد

24:31.880 --> 24:33.560
‫ببین

24:34.760 --> 24:37.920
‫تأخیر نشون می‌ده که...

24:39.200 --> 24:42.639
‫...که توی شعاع محدودی از الشوکه‌ست

24:42.640 --> 24:44.759
‫کمی بیشتر از ۳۲ کیلومتر

24:44.760 --> 24:45.879
‫بهارات وود

24:45.880 --> 24:47.719
‫جاییه که دیروز توش عملیات انجام دادن

24:47.720 --> 24:49.239
‫توی دایره‌ست

24:49.240 --> 24:50.439
‫آره، این‌طور به نظر میاد

24:50.440 --> 24:54.319
‫چقدر طول می‌کشه که به یه نفر
‫کارکردن با آرپَس رو آموزش بدی؟

24:54.320 --> 24:58.599
‫به‌صورت حرفه‌ای؟ ساعتِ‌کار زیادی می‌بره

24:58.600 --> 25:02.199
‫ولی در حدی که چیزی رو بفرستی هوا؟

25:02.200 --> 25:04.000
‫اصلاً زمانی نمی‌بره

25:05.280 --> 25:06.840
‫خواهش می‌کنم

25:08.160 --> 25:10.439
‫آخه گفتم بهتره بهتون بگم که
‫دارم بهش رسیدگی می‌کنم

25:10.440 --> 25:12.759
‫به موردحمله‌قرارگرفتن افرادت رسیدگی می‌کنی؟

25:12.760 --> 25:15.399
‫به مارشال هوایی گرنجر اطلاع داده‌ام که درحال‌حاضر

25:15.400 --> 25:17.679
‫- حضورشون به‌شدت در اینجا احساس می‌شه
‫- دارن میان اینجا؟

25:19.360 --> 25:21.159
‫ام، سرهنگ

25:21.160 --> 25:22.999
‫- می‌خواستم باهاتون صحبت کنم
‫- نمی‌شه بعداً؟

25:23.000 --> 25:25.559
‫دوست دارم بشنوم کارآگاه
‫چه حرفی برای گفتن دارن

25:25.560 --> 25:28.039
‫دربارۀ پیشانۀ دزدیده‌شده‌ست

25:28.040 --> 25:30.159
‫دلایلی دارم که باور کنم از پایگاه خارج شده

25:30.160 --> 25:32.959
‫وز هارپر محدوده‌هایی که ممکنه
‫برده شده باشه رو نشونم داد

25:32.960 --> 25:35.159
‫و بهارات وود توی اون منطقه‌ست

25:35.160 --> 25:37.919
‫می‌خوام یه نگاهی به خونۀ امن بندازم

25:37.920 --> 25:40.279
‫سربازهام قبلاً اونجا رو زیرورو کرده‌ان

25:40.280 --> 25:42.559
‫اگه چیزی برای پیداکردن بود، پیداش می‌کردیم

25:42.560 --> 25:44.159
‫خیلی دوست دارم خودم نگاه کنم

25:44.160 --> 25:48.039
‫مطمئنم سربازرس سیلوا فقط باید
‫کارهای چک‌لیستش رو تیک بزنه

25:48.040 --> 25:50.679
‫ستوان پرواز لاوسن به‌زودی می‌خواد بره اونجا

25:50.680 --> 25:51.839
‫می‌تونید همراهش برید

25:51.840 --> 25:54.639
‫به‌علاوه، با پلیس محلی در تماس بوده‌ام،

25:54.640 --> 25:57.039
‫دررابطه‌با آماده‌سازی تحویلِ
‫صبیحه چپمن به اون‌ها

25:57.040 --> 25:59.880
‫- اون شهروند بریتانیاست
‫- به‌همون‌اندازه وودیانی هم هست

26:01.400 --> 26:04.359
‫و جرم اون در خاک وودیان صورت گرفته

26:04.360 --> 26:07.960
‫پس وقتی کارِتون باهاش تموم شد،
‫مسئولیتش در اختیار من خواهد بود

26:10.920 --> 26:12.280
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

26:24.080 --> 26:25.720
‫با من میای

26:48.080 --> 26:49.719
‫می‌شه چندتا سؤال ازت بپرسم؟

26:49.720 --> 26:51.200
‫چیزی جلوت رو نگرفته

26:54.320 --> 26:57.359
‫رابطه‌ت با ستوان پرواز بارکر چطوره؟

26:57.360 --> 26:58.919
‫خوب

26:58.920 --> 27:00.400
‫- ها؟
‫- خوب

27:02.360 --> 27:03.560
‫دوستید؟

27:04.560 --> 27:06.800
‫بهش احترام می‌ذارم، خلبان خوبیه

27:08.080 --> 27:09.480
‫این‌ها با هم فرق دارن

27:37.240 --> 27:39.679
‫دوست نداری باهام حرف بزنی

27:39.680 --> 27:41.240
‫مهم نیست من چی دوست دارم

27:42.360 --> 27:44.800
‫نه، راستش دوست دارم بدونم قضیه چیه

27:46.560 --> 27:49.879
‫شما اومدی اینجا، صبی دیوانه شد،
‫حالا هم بارکر حبس شده

27:49.880 --> 27:53.280
‫ببین، من می‌خوام خودم به جواب برسم، بعد...

27:54.480 --> 27:57.440
‫...می‌تونم همۀ شما رو به
‫یه حالت عادی برگردونم

27:58.520 --> 27:59.879
‫هوم

27:59.880 --> 28:01.679
‫حالت عادی

28:01.680 --> 28:06.119
‫می‌دونی کلوم موقع اوقاتِ‌فراغتش
‫کجا می‌ره، وقتی خارج از پایگاهه؟

28:06.120 --> 28:07.439
‫نه

28:07.440 --> 28:11.399
‫بقیه‌مون هر کاری بشه،
‫می‌ریم ساحل یا خرید یا...

28:11.400 --> 28:12.999
‫هر کاری

28:13.000 --> 28:14.560
‫اون با ما نمیاد

28:15.760 --> 28:17.399
‫از چه وسیلۀ نقلیه‌ای استفاده می‌کنید؟

28:17.400 --> 28:19.040
‫الآن توش نشستی

28:20.480 --> 28:22.319
‫هرکدوممون توی مرخصی‌هامون
‫نوبتی ازش استفاده می‌کنیم

28:22.320 --> 28:24.239
‫می‌تونیم هر کاری می‌خوایم باهاش بکنیم

28:24.240 --> 28:25.919
‫واقعاً؟ این‌ها برات آشناست؟

28:25.920 --> 28:27.680
‫اون یه مرکز خرید اجناس دست‌دومه

28:29.200 --> 28:32.279
‫اون هتله. زیاد نسبت به قوانین
‫مشروبات الکلی سخت‌گیری ندارن

28:32.280 --> 28:33.959
‫و این‌یکی؟

28:33.960 --> 28:35.279
‫نمی‌دونم. مال من نیست

28:35.280 --> 28:36.479
‫مال کلومه؟

28:36.480 --> 28:37.960
‫بهتره از خودش بپرسی

28:40.240 --> 28:41.879
‫خب، وقت رفتنه

28:41.880 --> 28:43.360
‫من باید داخل رو نگاه کنم

28:44.600 --> 28:45.919
‫آره، تأییدیه نداری

28:45.920 --> 28:47.799
‫وودیانی‌ها باید تأییدش کنن

28:47.800 --> 28:49.800
‫همین‌جا وایسا تا اجازه‌ش رو بگیرم

30:55.160 --> 30:56.920
‫چیزی نیست

31:02.520 --> 31:03.880
‫آه!

31:19.520 --> 31:22.039
‫ممکن بود کشته بشی

31:22.040 --> 31:25.519
‫پیش خودت چی فکر کردی که تنها اومدی اینجا؟

31:25.520 --> 31:27.559
‫باید دنبال پیشانه می‌گشتم،

31:27.560 --> 31:30.480
‫و اگه احتمالش می‌رفت که وودیانی‌ها
‫بهم اجازه ندن، اون‌وقت...

31:39.800 --> 31:41.519
‫درست‌حسابی نگاهش کردی؟

31:41.520 --> 31:42.680
‫آره

31:45.560 --> 31:47.320
‫این بود؟

31:50.360 --> 31:52.080
‫فیضل غزالی؟ آره

31:53.480 --> 31:55.359
‫آره، اون...

31:55.360 --> 31:57.360
‫چیز تیزی نداری؟

32:12.480 --> 32:13.920
‫اون چیه؟

32:16.640 --> 32:17.960
‫نقشه

32:19.560 --> 32:21.200
‫آم...

32:24.080 --> 32:25.680
‫به ترجمه نیاز داره

32:28.880 --> 32:31.000
‫باید این‌ها رو ببرم پایگاه

32:33.960 --> 32:36.159
‫هی، آدرس توی مسیریاب ماشین رو بلدی؟

32:36.160 --> 32:37.959
‫می‌شه من رو ببری اونجا؟

32:37.960 --> 32:39.679
‫دفعۀ بعد

32:39.680 --> 32:41.999
‫اگه جای مشکوکیه، باید بررسی‌ش کنیم...

32:42.000 --> 32:43.719
‫آره، ما وقت نداریم

32:43.720 --> 32:47.800
‫گفتی جواب می‌خوای و این‌طوری بهشون می‌رسیم

32:51.840 --> 32:54.520
‫باشه. ولی تنها نمی‌ری

33:09.240 --> 33:10.960
‫اگه لازمت داشتم، صدا می‌زنم

33:19.640 --> 33:21.719
‫سلام، سربازرس‌کارآگاه اِیمی سیلوا هستم

33:21.720 --> 33:24.239
‫اینجا توی الشوکه با نیروی
‫هوایی بریتانیا کار می‌کنم

33:24.240 --> 33:26.759
‫می‌خواستم ببینم می‌شه بیام داخل
‫و چندتا سؤال ازتون بپرسم

33:31.760 --> 33:33.319
‫سلام

33:33.320 --> 33:34.560
‫سلام

33:36.240 --> 33:37.560
‫ممنون

33:39.887 --> 33:41.908
« دانشگاه ملک ناصر »

33:43.600 --> 33:45.039
‫اسمتون رو نپرسیدم

33:45.040 --> 33:47.039
‫می‌خواید بشینید؟

33:47.040 --> 33:48.120
‫مرسی

33:51.760 --> 33:53.920
‫من نادر... وحید هستم

33:55.160 --> 33:58.759
‫ببخشید، جسارت نباشه، ولی چرا اینجایید؟

33:58.760 --> 34:01.159
‫اوه، دارم دربارۀ یکی از خلبان‌ها تحقیق می‌کنم

34:01.160 --> 34:02.559
‫فقط یه بررسی عادیه

34:02.560 --> 34:04.159
‫اون می‌گه گاهی وقت‌ها اینجا می‌مونه؟

34:04.160 --> 34:06.000
‫باز سم چی‌کار کرده، ها؟

34:08.000 --> 34:09.559
‫سم

34:09.560 --> 34:12.439
‫کاپیتان کادر رو از کجا می‌شناسید؟

34:12.440 --> 34:14.439
‫با هم هم‌دانشگاهی بودیم

34:14.440 --> 34:15.599
علوم سیاسی؟

34:15.600 --> 34:17.199
‫آره، مال من بیشتر از اون طول کشید

34:17.200 --> 34:19.999
‫همیشه می‌گفت: «اهل کتاب‌خونی» نیست

34:20.000 --> 34:22.320
‫و خودتون رو هنوز سیاسی می‌دونید؟

34:25.840 --> 34:27.320
‫چه ارتباطی داره؟

34:29.080 --> 34:31.959
‫راستش نیومده‌ام که از سم کادر حرف بزنم

34:31.960 --> 34:34.520
‫اومده‌ام دربارۀ کلوم بارکر سؤال کنم

34:36.560 --> 34:37.879
‫شما باید برید

34:37.880 --> 34:40.599
‫ببین، اگه اینجا توی فعالیت
‫مجرمانه‌ای دست داشتن...

34:40.600 --> 34:42.119
‫اگه حکم ندارید...

34:42.120 --> 34:45.079
‫اگه براشون لاپوشونی کنی، ممکنه متهم بشی

34:45.080 --> 34:46.640
‫گفتم که، از خونه‌م برید بیرون

34:59.880 --> 35:02.480
‫می‌تونی کاپیتان کادر رو برام
‫پیدا کنی و بیاری‌ش اینجا؟

35:04.880 --> 35:07.039
‫بهت که گفتم، دیگه نمی‌خوام باهات حرف بزنم

35:07.040 --> 35:08.680
‫امروز رفتم دیدن نادر وحید

35:09.720 --> 35:12.759
‫- اون یه دوسته، جرم که نیست...
‫- جبهه‌الحریه اونجا قرار می‌ذاره؟

35:12.760 --> 35:13.999
‫لطفاً این کار رو نکن

35:14.000 --> 35:16.679
‫کادر بردت اونجا و از کارشون بهت گفت؟

35:16.680 --> 35:18.039
‫و بعد از ماجرای البیدبیات،

35:18.040 --> 35:20.439
‫آماده بودی که هرچی بهت بگن رو باور کنی

35:20.440 --> 35:22.039
‫همون حرف‌هایی که به صبیحه زدی؟

35:22.040 --> 35:23.919
‫که اون‌ها دوستتن، که-که فقط

35:23.920 --> 35:26.559
‫- می‌خوان به مردم کمک کنن
‫- من به صبی هیچ حرفی نزدم

35:26.560 --> 35:29.119
‫و بعد چپمن متوجه می‌شه که
‫داشتی دخترش رو اغفال می‌کردی

35:29.120 --> 35:31.479
‫نه! به خدا، بحثمون سر این نبود

35:31.480 --> 35:33.199
‫هیچ ربطی به صبی نداره

35:33.200 --> 35:34.760
‫داشتن سر من بحث می‌کردن

35:36.920 --> 35:38.240
‫نکن

35:44.280 --> 35:46.760
‫من و کلوم یک ساله که با همیم

35:49.680 --> 35:51.280
‫پس چرا چیزی نگفتی؟

35:53.040 --> 35:54.440
‫زندانی‌ش می‌کردن

35:56.560 --> 35:58.599
‫من به صبی پیام ندادم

35:58.600 --> 36:00.519
‫پیشانۀ آرپَس رو ندزدیدم،

36:00.520 --> 36:03.480
‫قطعاً برای جبهه‌الحریه کار نمی‌کنم

36:04.880 --> 36:06.280
‫ما رفتیم خونۀ نادر...

36:08.280 --> 36:10.320
‫...چون اونجا می‌تونیم با هم باشیم

36:12.880 --> 36:15.079
‫تنها جاییه که می‌تونیم خودمون باشیم

36:15.080 --> 36:16.600
‫نادر توداره

36:18.560 --> 36:20.719
‫آرپَس پنج‌شنبۀ قبل برداشته شده بود

36:20.720 --> 36:22.319
‫اون‌موقع خونۀ نادر بودید؟

36:22.320 --> 36:23.759
‫بله

36:23.760 --> 36:25.679
‫جفتمون اونجا بودیم!

36:25.680 --> 36:27.359
‫نادر می‌تونه تأییدش کنه؟

36:27.360 --> 36:29.919
‫اون توی خونه بود، اکثر شب
‫پای تماس تصویری بود،

36:29.920 --> 36:31.679
‫ولی بله، اونجا بود

36:31.680 --> 36:34.000
‫و گوشی‌ای که توی اتاقت پیدا کردم...

36:36.040 --> 36:38.039
‫فقط برای این بود که با هم حرف بزنید؟

36:38.040 --> 36:40.480
‫می‌تونم رمزش رو بدم،
‫می‌تونی خودت ببینی

36:43.000 --> 36:44.679
‫و جَرّوبحث با چپمن؟

36:44.680 --> 36:46.559
‫از رابطۀ ما خبر داشت

36:46.560 --> 36:49.839
‫قبل از اینکه بره، بهم گفت که باید تمومش کنیم

36:49.840 --> 36:55.159
‫داشت برامون لاپوشونی می‌کرد،
‫ولی همین‌که رفت، گفت خطرناکه

36:55.160 --> 36:57.279
‫نمی‌تونید درک کنید چقدر سخته،

36:57.280 --> 36:59.200
‫که نتونی زندگی‌ت رو بکنی

37:05.680 --> 37:07.040
‫نباید بهشون بگی

37:08.480 --> 37:11.479
‫دربارۀ من بهشون بگو اگه لازم بود، ولی سم نه

37:11.480 --> 37:12.760
‫خواهش می‌کنم

37:19.760 --> 37:21.480
‫ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

37:23.200 --> 37:24.640
‫ممنونم

37:29.160 --> 37:31.679
‫اگه می‌تونم برم، باید برم
‫سرِ یه نشست توضیحی

37:31.680 --> 37:33.199
‫چی شده؟

37:33.200 --> 37:34.680
‫من هم مثل شما بی‌خبرم

37:36.480 --> 37:37.960
‫وقتی تموم شد، برمی‌گردم

37:39.160 --> 37:40.440
‫آره، باشه

37:51.320 --> 37:52.599
‫آره، باشه

37:52.600 --> 37:53.999
‫خیلی‌خب، مرسی

37:54.000 --> 37:55.759
‫هیچ اثری از ساترلند نیست

37:55.760 --> 37:57.559
‫طرف خوب بلده چطوری ناپدید بشه

37:57.560 --> 37:58.959
‫مثل هودینی کوفتی می‌مونه
‫[ هری هودینی؛ از بزرگ‌ترین شعبده‌بازان که
‫بیشتر به‌خاطر نقش‌های فرارش معروف است ]

37:58.960 --> 38:00.759
‫داشتم این مصاحبه‌هاش رو تماشا می‌کردم

38:00.760 --> 38:02.479
‫توی تمامشون،

38:02.480 --> 38:04.519
‫نه عصبانیه، نه خشنه
« اِیمی »

38:04.520 --> 38:05.679
‫به‌هم‌ریخته‌ست

38:05.680 --> 38:08.199
‫مبتلا به «پی‌تی‌اس‌دی» تشخیص داده شد،
‫ولی اون مال خیلی بعد از ترک ارتش بود
‫[ اختلال اضطراب پس از سانحه ]

38:08.200 --> 38:10.319
‫فهمیدی چرا اخراج شده بود؟

38:10.320 --> 38:11.639
‫آره

38:11.640 --> 38:13.119
‫آره، توی افغانستان بود

38:13.120 --> 38:15.559
‫یکی از رفقای جوخه‌ش مجروح می‌شه، نمی‌تونه فرار کنه،

38:15.560 --> 38:18.359
‫به‌دست همون گروه مقابل اسیر می‌شه

38:18.360 --> 38:21.359
‫بعد به ساترلند دستور می‌دن که
‫محل رو تخلیه کنه و طرف رو رها کنه

38:21.360 --> 38:24.999
‫ولی می‌دونه با این کار،
‫رفیقش رو شکنجه می‌کنن

38:25.000 --> 38:27.799
‫پس تصمیم می‌گیره که شلیک کنه

38:27.800 --> 38:29.879
‫البته نه به هدف

38:29.880 --> 38:31.399
‫به رفیقش

38:31.400 --> 38:32.999
‫می‌کُشدش؟

38:33.000 --> 38:34.879
‫ویدئوش رو داری، نه؟

38:36.760 --> 38:38.239
‫و...

38:38.240 --> 38:40.479
‫آره...

38:40.480 --> 38:44.040
‫لن رو دوست داشتم، مثل برادر بودیم،
‫ولی اون مجروح شده بود...

38:45.440 --> 38:47.000
‫و داشت می‌مُرد

38:48.360 --> 38:51.319
‫و می‌دونستم که اون‌ها بیشتر بهش صدمه می‌زنن،

38:51.320 --> 38:53.560
‫و قراره بیان سراغ بقیه‌مون

38:54.600 --> 38:57.520
‫و من... با خودم گفتم می‌تونم
‫از خودمون محافظت کنم...

38:58.920 --> 39:00.360
‫و اون، همه‌مون

39:07.000 --> 39:08.280
‫من فقط می‌خوام برم خونه

39:10.480 --> 39:13.799
‫می‌شه... می‌شه دیگه برم خونه؟

39:13.800 --> 39:15.679
‫تاحدی دلت برای طرف می‌سوزه

39:15.680 --> 39:16.999
‫اون‌موقع کجا زندگی می‌کرد؟

39:17.000 --> 39:18.439
‫یه خونۀ نیمه‌راهی مال خیریه

39:18.440 --> 39:19.599
‫قبل‌تر بررسی‌ش کردیم

39:19.600 --> 39:21.200
‫بهش می‌گه خونه

39:22.320 --> 39:23.759
‫دوست دارم دوباره یه نگاه بندازم،

39:23.760 --> 39:26.800
‫ببینم کسی اونجا نمی‌دونه کجا ممکنه رفته باشه

39:27.960 --> 39:30.679
‫هی، گوش کن، نمی‌خوام حرف تندی بزنم

39:30.680 --> 39:33.279
‫توی این چند ساعت تجربۀ وحشتناکی داشتی

39:33.280 --> 39:35.639
‫هیچ اشکالی نداره اگه توی
‫این‌یکی حضور نداشته باشی

39:35.640 --> 39:38.079
‫و بذاری تیم محلی بررسی‌ش کنه

39:38.080 --> 39:40.359
‫مشکلی نیست، باشه؟ صادقانه می‌گم

39:40.360 --> 39:41.799
‫نیروی کمکی می‌بریم

39:41.800 --> 39:43.440
‫باشه. بریم تو کارش پس

39:49.520 --> 39:51.200
‫کلوم خوب می‌شه

39:52.520 --> 39:54.600
‫یه‌کم با اعصاب و شاهرگ‌هاش فاصله داشته

40:03.320 --> 40:04.600
‫کلوم...

40:06.200 --> 40:08.400
‫هیچ‌وقت درواقع اسمش رو بهت نداد، مگه نه؟

40:09.520 --> 40:13.240
‫نه، ولی می‌دونستم اونه

40:15.400 --> 40:19.759
‫- صبی...
‫- وقتی اولین‌بار اومدیم اینجا، دربارۀ مامانم باهام صحبت کرد

40:19.760 --> 40:22.639
‫مامانش مُرده بود، درک می‌کرد

40:22.640 --> 40:27.599
‫بعد توی پیام‌ها، گفت مامانم ‫چقدر بابت
کمک‌کردن به مردم اینجا ‫بهم افتخار می‌کنه

40:27.600 --> 40:29.800
‫می‌دونست چه حسی داره

40:30.800 --> 40:32.439
‫اون‌ها ازت سوءاستفاده کردن، صبی

40:32.440 --> 40:33.720
‫نه

40:34.960 --> 40:37.759
‫نه، خودش بود، اون درکم می‌کرد

40:37.760 --> 40:39.520
‫کلوم نبود

40:47.440 --> 40:50.479
‫باید یه نفر دیگه توی این پایگاه باشه

40:50.480 --> 40:53.080
‫هیچ ایده‌ای نداری که کی ممکنه باشه؟

40:58.760 --> 41:00.120
‫می‌شه بَرَم گردونید؟

41:01.480 --> 41:04.519
‫ام... فکر نکنم بتونم

41:06.360 --> 41:09.199
‫ولی اینجا که تنهام نمی‌ذارید، می‌ذارید؟

41:09.200 --> 41:12.359
‫نذارید... نذارید اون‌ها ببرنم، خواهش می‌کنم

41:12.360 --> 41:15.360
‫اون‌ها اینجا مردم رو اعدام
‫می‌کنن. خواهش می‌کنم

41:18.400 --> 41:20.159
‫اون مأمور پلیسه

41:20.160 --> 41:21.639
‫حرفی نمی‌زنه

41:21.640 --> 41:24.000
‫یه نفر حرف می‌زنه، آخرسر

41:25.320 --> 41:26.600
‫تو ترسیدی

41:29.120 --> 41:30.639
‫معلومه

41:30.640 --> 41:33.559
‫همیشه می‌دونستیم ممکنه همچین اتفاقی بیفته

41:33.560 --> 41:34.959
‫می‌دونستیم، نه؟

41:34.960 --> 41:36.479
‫این‌طوری نباش

41:36.480 --> 41:37.960
‫چطور می‌خوای باشم؟

41:39.000 --> 41:43.880
‫ترجیح می‌دم بفهمی
‫چه حسی بهت دارم

41:46.560 --> 41:49.239
‫یه وقت دیگه، یه جای دیگه...

41:49.240 --> 41:51.040
‫نرو. خواهش می‌کنم، نرو

41:55.880 --> 41:58.239
‫نرو، بمون، بمون، بمون...

41:58.240 --> 42:00.520
‫می‌خوام یه مدت خارج از پایگاه باشم

42:01.720 --> 42:03.200
‫این‌طوری بهتره

42:27.920 --> 42:29.119
‫وکیل‌ها

42:29.120 --> 42:32.399
‫پشت خط نگهم می‌دارن، انگار
ساعتی کنتور می‌ندازه لامصب

42:32.400 --> 42:33.799
‫نمی‌دونستم شما قراره بیاید

42:33.800 --> 42:34.959
‫قرار نبود

42:34.960 --> 42:37.799
‫تا اینکه صبی چپمن به یکی از افرادم چاقو زد

42:37.800 --> 42:39.559
‫صبی چپمن اغفال شده بود

42:39.560 --> 42:40.879
‫بازیچه شده بود

42:40.880 --> 42:42.439
‫شاهد اصلی خواهد بود

42:42.440 --> 42:43.799
‫نمی‌تونم بذارم اینجا حبس بشه

42:43.800 --> 42:46.919
‫اون توی خاک وودیان مرتکب
‫جرم شده، از دست من خارجه

42:46.920 --> 42:48.439
‫اون شهروند بریتانیاست

42:48.440 --> 42:49.839
‫باید توی بریتانیا محاکمه بشه

42:49.840 --> 42:57.159
‫به‌جز فیرس زمن، اون تنها رابط ما با گروهیه
‫که توی خاک بریتانیا دست به عمل تروریستی زدن

42:57.160 --> 42:59.640
‫فکر می‌کنم ارزشی داشته باشه

43:01.240 --> 43:02.800
‫با بلالی صحبت می‌کنم

43:04.400 --> 43:08.279
‫ترتیب بده که صبی چپمن رو
‫با پرواز بعدی به انگلستان ببرن

43:08.280 --> 43:09.559
‫بله، قربان

43:09.560 --> 43:10.919
‫ممنون

43:10.920 --> 43:12.919
‫همین حالا در حال پروازن

43:12.920 --> 43:16.159
‫اطلاعاتی دریافت کردیم که عبدالله غزالی در محله

43:16.160 --> 43:20.319
‫فرماندۀ گردان راسل قبل از
‫اقدام، تماس خواهد گرفت

43:20.320 --> 43:21.919
‫غزالی؟

43:21.920 --> 43:25.360
‫فیضل غزالی بود که توی خونۀ امن پیدا کردم

43:27.400 --> 43:29.119
‫اون اطلاعات مواقع ضروریه

43:29.120 --> 43:31.119
‫خب، اگه اون توی مأموریتتون دخیله،

43:31.120 --> 43:33.240
‫پس به‌نظرم خیلی ضروریه که بدونم

43:51.320 --> 43:55.040
‫از دلتا دو-یک به فرماندهی مأموریت، در حال حفظ زاویه

44:00.960 --> 44:02.439
‫اون عبدالله غزالیه؟

44:02.440 --> 44:03.679
‫این‌طور فکر می‌کنیم

44:03.680 --> 44:05.559
‫اون چه ارتباطی به این قضیه داره؟

44:05.560 --> 44:08.879
‫قبل از امروز، فقط ذره‌ای داده از غزالی داشتیم

44:08.880 --> 44:11.479
‫بیزاری‌ش نسبت به رژیم کنونی رو به‌وضوح اعلام می‌کرد،

44:11.480 --> 44:14.079
‫اما تا قبل از پیداکردن پسرش و اون اسناد،

44:14.080 --> 44:17.719
‫ما چیز ملموسی برای مرتبط‌کردنش با جبهه‌الحریه نداشتیم

44:17.720 --> 44:19.480
‫به نظر میاد رهبرشونه

44:21.680 --> 44:23.199
‫هویت تأیید شد؟

44:23.200 --> 44:24.759
‫هنوز تطابق هویت نداشتیم

44:26.760 --> 44:30.119
‫سرهنگ. فکر می‌کردم ازراه‌دور
‫روی این عملیات نظارت دارید؟

44:30.120 --> 44:32.239
‫می‌خواستم گردان مشترک رو درحینِ‌کار ببینم

44:32.240 --> 44:34.759
‫این عملیات مهمی برای همه‌مونه

44:34.760 --> 44:37.480
‫نزدیک‌شدن خودرو از جادۀ شمالی

44:52.360 --> 44:53.959
‫تأیید هویت چی شد؟

44:53.960 --> 44:56.680
‫در حال گرفتن مطابقت هستیم، خانم، صورتش خیلی تاره

45:00.320 --> 45:01.679
‫دارن چی‌کار می‌کنن؟

45:01.680 --> 45:06.799
‫ما ازطریق «اطلاعات» وودیانی می‌دونستیم که ‫نیروهای
شورشی اون‌طرف مرز در حال ‫آماده‌شدن برای جابه‌جایی اسلحه‌ان

45:06.800 --> 45:10.079
‫چیزی که درباره‌ش تأییدیه نداشتیم
‫کِی و به چه کسی بود

45:10.080 --> 45:15.879
‫اطلاعاتی که به‌وسیلۀ شما ‫و ستوان پرواز لاوسن
توی خونۀ امن ‫به دست اومد، اون آگاهی رو به ما داد

45:15.880 --> 45:20.879
‫اگه بتونیم غزالی رو متوقف کنیم،
‫جبهه‌الحریه رو از فعالیت بازمی‌داریم

45:20.880 --> 45:22.359
‫می‌خواید از بین ببریدش؟

45:22.360 --> 45:24.119
‫اون مرد یه شاهد اصلی حساب می‌شه

45:24.120 --> 45:25.839
‫اون تروریسته

45:25.840 --> 45:28.959
‫فکر می‌کردم آرپَس فقط برای نظارت
‫توی وودیان استفاده می‌شه

45:28.960 --> 45:30.879
‫ما اون‌طرف مرزیم

45:30.880 --> 45:32.759
‫این عملیات اصلاً توی وودیان نیست

45:32.760 --> 45:36.279
‫ما شیوه‌نامه‌های مختلفی برای
‫موقعیت‌های خارج از کشورمون داریم

45:36.280 --> 45:38.559
‫توی البیدبیات هم همین اتفاق افتاد؟

45:38.560 --> 45:41.799
‫۱۲ کودک با استفاده از سلاح‌های بریتانیایی؟

45:41.800 --> 45:44.319
‫اون نه مأموریتیه که اجازه
‫داشته باشم درباره‌ش حرف بزنم،

45:44.320 --> 45:46.200
‫نه به پروندۀ شما مرتبطه

45:48.480 --> 45:50.759
‫برآورد بدون تغییر

45:50.760 --> 45:52.199
‫برآورد چیه؟

45:52.200 --> 45:56.679
‫عواقبه. تلفات جانی، آسیب به اموال...

45:56.680 --> 45:58.479
‫پس تلفات جانبیه

45:58.480 --> 46:01.239
‫ما از اون اصطلاحات استفاده نمی‌کنیم

46:01.240 --> 46:03.879
‫ولی دارید حساب‌کتاب می‌کنید
‫که کشتن چند غیرنظامی

46:03.880 --> 46:07.319
‫- براتون قابل‌قبوله
‫- روال جنگ‌پردازی همین‌طوریه

46:07.320 --> 46:10.320
‫محافظت از مردم این‌طوریه

46:18.560 --> 46:20.000
‫همینه. بگیرش

46:21.240 --> 46:22.879
‫هویت تأیید شد؟

46:22.880 --> 46:25.319
‫عبدالله غزالی، هویت تأیید شد

46:25.320 --> 46:26.679
‫در محدودۀ برآورد قرار داریم؟

46:26.680 --> 46:28.239
‫مثبت

46:28.240 --> 46:29.840
‫دلتا ۲-۱، هدف در اختیار شماست

46:42.080 --> 46:43.919
‫دلتا ۲-۱، دست نگه دار

46:43.920 --> 46:46.000
‫بچه‌ها نزدیک هدف هستن

46:50.520 --> 46:52.119
‫هنوز در محدودۀ برآورد قرار داریم؟

46:52.120 --> 46:53.799
‫خیر

46:53.800 --> 46:56.439
‫همین‌که در محدوده قرار گرفتیم، خبر بده

46:56.440 --> 46:57.960
‫یالا

47:03.520 --> 47:06.000
‫دلتا ۲-۱، آتش‌به‌اختیار آماده باش

47:22.600 --> 47:23.959
‫یه نفر باخبرش کرده

47:23.960 --> 47:26.640
‫- لو رفتیم
‫- هدف در حال عقب‌نشینی، لطفاً فرمان بدید

47:29.440 --> 47:32.199
‫هدف در حال حرکت. تکرار می‌کنم، لطفاً فرمان بدید

47:32.200 --> 47:33.959
‫نمی‌شه تیراندازی کرد

47:33.960 --> 47:36.040
‫مسکونیه. کلی غیرنظامی هست

47:39.760 --> 47:41.999
‫تمومه. خاتمه‌ش بده

47:42.000 --> 47:43.240
‫هر دو واحد، اقدام نکنید

47:52.120 --> 47:55.159
‫یه نفر بهش گفته ما اینجا
‫داشتیم چی‌کار می‌کردیم

47:55.160 --> 47:56.600
‫پیداش کن

48:00.280 --> 48:02.760
‫- خودمون می‌ریم داخل. پای بی‌سیم باشید
‫- بله، خانم

48:06.040 --> 48:07.759
‫خدایا، چقدر سوت‌وکوره

48:07.760 --> 48:09.559
‫آره، خیریه‌ست دیگه، نه؟

48:09.560 --> 48:11.920
‫به نیروهای سابق کمک می‌کنن
‫که دوباره روی پاشون بایستن

48:14.880 --> 48:16.200
‫سلام؟

48:20.400 --> 48:22.760
‫- توش تازه سوت‌وکورتر هم هست
‫- هوم

48:29.160 --> 48:30.999
‫کمکی ازم ساخته‌ست؟

48:31.000 --> 48:32.399
‫شما مدیر هستید؟

48:32.400 --> 48:34.279
‫من لورام. چی‌کار می‌تونم براتون بکنم؟

48:34.280 --> 48:38.679
‫من بازرس‌کارآگاه لانگکرم. دنبال
‫کسی‌ایم که قبلاً اینجا می‌نشسته

48:38.680 --> 48:40.519
‫آره، بابت راس اومدید؟

48:40.520 --> 48:43.239
‫قبلاً به پلیس که اینجا اومده بود گفتم

48:43.240 --> 48:45.159
‫که... سال‌هاست اون رو ندیده‌ام

48:45.160 --> 48:46.759
‫پس...

48:46.760 --> 48:48.879
‫از کجا می‌شناختیدش؟

48:48.880 --> 48:51.039
‫خب، جفتمون اینجا می‌نشستیم

48:51.040 --> 48:52.439
‫خیلی‌خب

48:52.440 --> 48:53.720
‫و چطور آدمی بود؟

48:56.520 --> 48:58.919
‫به‌اندازۀ کافی خوش‌برخورد بود. ام...

48:58.920 --> 49:00.799
‫آره، آدم خوبی بود

49:00.800 --> 49:02.319
‫فقط یه‌کوچولو به‌هم‌ریخته

49:02.320 --> 49:03.879
‫می‌دونید، کیه که نباشه؟

49:03.880 --> 49:06.039
‫اطلاعاتی درباره‌ش دارید؟

49:06.040 --> 49:10.679
‫یعنی، اطلاع دارید که جزئیاتی دربارۀ
دوستان یا اقوام گذاشته باشه؟

49:10.680 --> 49:13.359
‫نه، ما هیچ‌کدوم از اون چیزها رو نگه نمی‌داریم

49:13.360 --> 49:16.119
‫اون‌موقع از خدمه نبودم. من... من...

49:16.120 --> 49:18.720
‫خب، خودم از نیروهای سابقم، پس...

49:21.240 --> 49:23.519
‫پس اگه تمومه، من...

49:23.520 --> 49:25.039
‫باید اتاق‌ها رو جمع‌وجور کنم و...

49:25.040 --> 49:26.560
‫و از اون‌موقع برنگشته؟

49:27.720 --> 49:29.040
‫نه

49:31.320 --> 49:33.640
‫می‌دونی چرا می‌خوایم پیداش کنیم؟

49:35.960 --> 49:39.319
‫اون چند روز پیش یه افسر نیروی هوایی رو کشت

49:39.320 --> 49:40.960
‫حالش خوش نیست

49:42.040 --> 49:45.079
‫من نگرانم که شاید به
‫یکی دیگه آسیب بزنه

49:45.080 --> 49:47.479
‫نگرانم که شاید به خودش آسیب بزنه

49:47.480 --> 49:49.240
‫من خودم باهاش صحبت کردم

49:50.440 --> 49:51.920
‫به کمک نیاز داره

49:54.000 --> 49:56.040
‫پس اگه می‌دونی کجاست...

50:00.200 --> 50:02.240
‫گفت جای دیگه‌ای نداره بره

50:04.080 --> 50:06.799
‫یه اتاق بالای پله‌ها هست. توی شمارۀ سه رفته

50:06.800 --> 50:10.359
‫گوش کنید، اون اصلاً بهم
‫نگفت چی‌کار کرده، وگرنه...

50:10.360 --> 50:12.719
‫من، من...

50:12.720 --> 50:15.039
‫اعصابش خیلی خرابه، پس باید مراقب باشید

50:15.040 --> 50:16.640
‫باشه، ممنونم

50:17.640 --> 50:19.040
‫مظنون توی ساختمونه

50:21.480 --> 50:23.879
‫- نمی‌خواید که بهش صدمه‌ای چیزی بزنید، آره؟
‫- نه

50:23.880 --> 50:26.559
‫نه، فقط می‌خوایم باهاش حرف بزنیم،
‫ببینیم می‌تونیم کمک کنیم

50:26.560 --> 50:27.960
‫می‌شه عقب وایستی، لطفاً؟

50:52.600 --> 50:54.999
‫پلیس مسلح! دست‌هات رو جایی بگیر که ببینیم!

50:55.000 --> 50:56.999
‫از جات تکون نخور!

50:57.000 --> 50:58.719
‫دست‌هات رو نشون بده

50:58.720 --> 51:01.079
‫این کار رو نکن

51:01.080 --> 51:03.160
‫باید ببینیم که اسلحه نداری

51:11.480 --> 51:12.959
‫سعی کردم اوضاع رو بهتر کنم

51:12.960 --> 51:14.599
‫می‌دونم، می‌دونم

51:14.600 --> 51:15.920
‫می‌دونم که همین‌طوره

51:20.200 --> 51:22.479
‫به تو دروغ گفتن، راس

51:22.480 --> 51:24.319
‫خب؟

51:24.320 --> 51:26.360
‫یه راه برگشت از این وضع هست

51:28.600 --> 51:30.000
‫نه برای من

51:33.400 --> 51:34.840
‫راه برگشتی نیست

51:37.400 --> 51:39.639
‫سر جات بمون. تکون نخور!

51:47.720 --> 51:49.719
‫تیر شلیک شد، مظنون از پا دراومد

51:49.720 --> 51:51.520
‫به آمبولاس نیاز داریم

51:55.040 --> 51:56.719
‫فکر کردم داره به حرفم گوش می‌ده

51:56.720 --> 51:58.000
‫می‌دونست داره چی‌کار می‌کنه

51:59.520 --> 52:01.400
‫مظنون غیرمسلحه

52:51.720 --> 52:54.800
‫هیچی بدتر از نشست توضیحیِ
‫مأموریتی نیست که به گُه کشیده شده

52:57.400 --> 52:58.960
‫کی خبرش کرد؟

53:00.640 --> 53:02.879
‫- بارکر بود
‫- نه، بارکر بی‌گناهه

53:02.880 --> 53:05.159
‫باید یکی بوده باشه که توی
‫اون عملیات حضور داشته

53:05.160 --> 53:06.240
‫خلبان کی بود؟

53:07.560 --> 53:10.559
‫لاوسن، کین و صادقی

53:10.560 --> 53:14.279
‫ولی اون‌ها گوشی ندارن. برای داخل اتاقک‌ها
‫یه‌سری شیوه‌نامه هست

53:14.280 --> 53:17.479
‫کادر گفت اون هم توی
‫نشست توضیحی بوده

53:17.480 --> 53:20.639
‫آره، درسته. اون خلبان آماده‌به‌کار بود

53:20.640 --> 53:22.080
‫ممکنه کادر باشه؟

53:24.440 --> 53:26.599
‫عبدالله غزالی کجا کار می‌کرد؟

53:26.600 --> 53:28.199
‫دانشگاه ملک ناصر

53:28.200 --> 53:30.559
‫از ۲۰۰۹ اونجا علوم سیاسی تدریس می‌کنه

53:30.560 --> 53:34.279
‫کادر هم اونجا درس خونده.
‫یکی از هم‌کلاسی‌هاش رو دیدم

53:34.280 --> 53:36.319
‫تازه از توجیه‌کردنش اومدم

53:36.320 --> 53:39.439
‫- الآن کجاست؟
‫- اجازه خواست که پایگاه رو ترک کنه

53:39.440 --> 53:40.840
‫من هم بهش اجازه دادم

53:45.840 --> 53:48.400
‫هی، یه‌کم دیگه می‌بینمت. می‌خوام اینجا بمونم

53:50.200 --> 53:52.959
‫سم حتماً به‌دستور غزالی
‫به صبی گفته که پیشانه رو بدزده

53:52.960 --> 53:54.039
‫آها

53:54.040 --> 53:56.840
‫فکر می‌کنم تجربۀ تعقیب‌وگریز تو بیشتر از من باشه

54:10.640 --> 54:12.240
‫امیدوار بودم باهات صحبت کنم

54:14.720 --> 54:16.719
‫فقط می‌خواستم بگم...

54:16.720 --> 54:18.839
‫...دلم برات تنگ شده

54:18.840 --> 54:20.639
‫و...

54:20.640 --> 54:23.480
‫...و شرمنده که اونجا کج‌خلقی کردم

54:25.160 --> 54:26.560
‫دوستت دارم

54:38.720 --> 54:40.120
‫خودشه

54:48.160 --> 54:50.520
‫- گمش نکنی
‫- نمی‌خوام ببیندمون

55:21.280 --> 55:22.719
‫نمی‌خوای تعقیبش کنی؟

55:22.720 --> 55:24.280
‫فقط وایسا

55:45.960 --> 55:47.520
‫دیدی؟

57:02.440 --> 57:04.519
‫اون غزالیه

57:04.520 --> 57:05.840
‫نه

57:07.640 --> 57:09.000
‫باید بریم

57:12.492 --> 57:28.492
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
