WEBVTT

00:00.400 --> 00:03.085
‫اپراتور آلفا صحبت می‌کنه. شلیک موشک
« ...آنچه گذشت »

00:03.977 --> 00:05.493
‫اعلی‌حضرت خیلی خوش‌حال می‌شن

00:05.696 --> 00:07.319
‫دیکسن، گرنجرم

00:07.320 --> 00:08.719
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

00:11.480 --> 00:13.759
‫آرپَس آلفا داره به تیم زمینی شلیک می‌کنه

00:13.760 --> 00:14.919
‫هفت کشتۀ تأییدشده

00:14.920 --> 00:16.879
‫مردی که فکر می‌کنن مسئول
‫این کار بوده رو گرفته‌ان،

00:16.880 --> 00:18.839
‫- همون‌جا نگهش داشته‌ان
‫- کار من نبود

00:18.840 --> 00:19.959
‫خلبان‌های دیگه کی بودن؟

00:19.960 --> 00:23.599
‫کاپیتان سم کادر و ستوان پرواز کلوم بارکر

00:23.600 --> 00:26.359
‫برگشتن به پایگاه هوایی الشوکه در وودیان

00:26.360 --> 00:28.719
‫پس این‌طوریه دیگه؟ همه‌مون مظنونیم؟

00:28.720 --> 00:31.399
‫البته که هستیم! این عملیات ما بود

00:31.400 --> 00:35.839
‫خلبان بعدی‌ای که کنترل رو به
‫دست گرفت انتونی چپمن بود

00:35.840 --> 00:37.360
‫و انتونی چپمن الآن کجاست؟

00:37.385 --> 00:38.699
هزینۀ اضافه‌ش رو می‌دم. اینجا بپیچ

00:39.280 --> 00:41.919
‫دو روز پیش با دخترش با هواپیما برگشت اینجا

00:41.920 --> 00:44.639
‫موقع آزمایش یه متجاوز توی محدوده بوده

00:44.640 --> 00:47.399
‫اگه احتمالِ بودنش این اطراف باشه، باید پیداش کنیم

00:47.400 --> 00:49.519
‫پلیس! از جات تکون نخور!

00:49.520 --> 00:54.119
‫مأمورها آپارتمانت رو با حکم
‫گشتن و به این‌ها برخوردن

00:54.120 --> 00:56.599
‫این‌ها نسخه‌های دارو هستن،

00:56.600 --> 00:58.319
‫نوشتۀ دکتر محمد رجب

00:58.320 --> 01:00.999
‫تصورم اینه که همۀ این‌ها
‫به‌عنوان نوعی کد استفاده می‌شه؟

01:01.000 --> 01:02.519
‫سلام به همگی. من رمزی هستم

01:02.520 --> 01:04.559
‫مطمئن نبودم از کدوم سرویس هستی،

01:04.560 --> 01:07.079
‫ولی این ظاهر بچه‌مدرسه‌ایِ خودپسندانه‌ت...

01:07.080 --> 01:11.399
‫- ام‌آی۵، نه؟
‫- داده‌های جی‌پی‌اس آرپَسی که چپمن واردش شده رو گرفتیم

01:11.400 --> 01:13.440
‫یه روستای کوچیک توی «ترازکس»‌ـه
‫[ منطقه‌ای حفاظت‌شده در اسکاتلند ]

01:15.000 --> 01:17.919
‫- از صبیحه چپمن اثری نبود؟
‫- نه، طوری نیست، چیزی نیست

01:17.920 --> 01:20.639
‫کامپتن، پیداش کردیم. فوراً بیا اینجا

01:20.640 --> 01:23.119
‫- فرار کن
‫- برو!

01:32.560 --> 01:35.359
‫- نه، وایسا!
‫- نه، باید به راهمون ادامه بدیم

01:35.360 --> 01:37.839
‫- نه، شما برید! من دیگه نمی‌تونم بدوئم!
‫- بخواب

01:37.840 --> 01:39.199
‫عذر می‌خوام!

01:39.200 --> 01:41.920
‫اگه جدا بشیم، شما دو تا شانس دارید

01:43.520 --> 01:46.600
‫دوستت دارم. باهاش حرف بزن. سَر بدُوونش

01:49.360 --> 01:50.960
‫برگرد، برگرد

01:53.400 --> 01:56.079
‫من کارآگاه پلیسم!

01:56.080 --> 01:59.920
‫اسلحه‌ت رو بذار زمین!
‫مأمورهای مسلح تو راهن!

02:02.960 --> 02:06.399
‫کشتن دو تا مأمور پلیس
‫به قیمت یک عمر حبس تموم می‌شه!

02:06.400 --> 02:08.439
‫- توی زندان می‌میری!
‫- بیا بیرون!

02:08.440 --> 02:09.879
‫برو عقب!

02:09.880 --> 02:11.800
‫زیگزاگ بدو و واینستا. برو!

02:12.880 --> 02:14.800
‫- فهمیدی چی گفتم؟
‫- پا شو

02:16.640 --> 02:18.640
‫وایستا که بتونم ببینمت

02:22.640 --> 02:25.560
‫اون کجاست؟ فرصت آخره!

02:41.960 --> 02:44.800
‫دست نگه دار! پلیس مسلح!
‫فوراً اسلحه‌ت رو بذار زمین!

02:53.880 --> 02:55.720
‫بخواب روی زمین!

03:00.640 --> 03:02.040
‫از جات تکون نخور!

03:03.120 --> 03:04.520
‫ایست!

03:08.745 --> 03:15.745
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:48.246 --> 03:54.246
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

04:02.480 --> 04:06.119
‫- صبی چطوره؟
‫- مشکوک به ضربه‌مغزی، کم‌آبی بدن

04:06.120 --> 04:08.519
‫معجزه‌ست که این‌همه وقت مخفی شده بوده

04:08.520 --> 04:10.439
‫پزشک‌ها چی گفتن؟

04:10.440 --> 04:12.919
‫می‌خوان بستری‌ش کنن. من بعداً می‌رم دنبالش

04:12.920 --> 04:14.799
‫سربازرس لانگکر خوبه؟

04:14.800 --> 04:16.599
‫آره، خوبه، قربان

04:16.600 --> 04:17.839
‫نگرانی‌ای وجود نداره؟

04:17.840 --> 04:18.919
‫خیر

04:18.920 --> 04:21.360
‫- بیارش خونه
‫- حتماً

04:23.400 --> 04:25.359
‫نگرانی‌ای نیست؟

04:25.360 --> 04:27.599
‫من که نگران نیستم

04:27.600 --> 04:29.239
‫تو چی؟

04:29.240 --> 04:30.840
‫دنده‌هام درد می‌کنه

04:31.920 --> 04:34.920
‫بهتر نیست محض اطمینان، یه معاینه بشی؟

04:36.280 --> 04:37.799
‫داره لگد می‌زنه

04:37.800 --> 04:39.240
‫واقعاً؟

04:45.320 --> 04:47.279
‫پیشونی‌ش خون‌ریزی داشت

04:47.280 --> 04:49.880
‫باید یه نمونۀ مناسب ازش بگیرید

04:54.960 --> 04:58.079
‫می‌دونی، باید منتظر نیروی کمکی می‌موندی

04:58.080 --> 05:00.680
‫تو هم همین‌طور

05:03.480 --> 05:05.279
‫هوم

05:05.280 --> 05:08.359
‫- به‌نظرت حالا می‌تونیم بریم خونه؟
‫- تو باید بری

05:08.360 --> 05:10.759
‫رابرتسن خیلی روش تأکید کرد

05:10.760 --> 05:13.279
‫خانم، الآن این گوشی رو پیدا کردیم.
‫ممکنه مال چپمن باشه

05:13.280 --> 05:15.399
‫آزمایشگاه. دی‌ان‌اِی و اثرانگشت اول

05:15.400 --> 05:18.199
‫- بعدش هم جرم‌یابی قانونی دیجیتال
‫- روی چشم

05:18.200 --> 05:21.279
‫و می‌شه لطفاً بازرس‌کارآگاه لانگکر رو
‫سوار یه ماشین کنی و برسونی خونه؟

05:21.280 --> 05:23.680
‫- نه، خودم می‌تونم برونم
‫- این تصمیم منه

05:25.400 --> 05:26.600
‫بله، خانم

05:42.320 --> 05:44.199
‫صبیحه. سربازرس سیلوا

05:44.200 --> 05:45.600
‫اِیمی

05:47.000 --> 05:49.080
‫- سلام
‫- حالت چطوره؟

05:52.880 --> 05:54.559
‫اگه می‌شد، می‌ذاشتم تجدیدقوا کنی

05:54.560 --> 05:57.799
‫نه اینکه مجبورت کنم جوابِ سؤال‌هام رو بدی،
‫ولی باید صحبت کنیم

05:57.800 --> 05:59.280
‫واقعاً نمی‌شه عقب انداختش

06:00.720 --> 06:02.199
‫ببین، فقط تمام سعیت رو بکن

06:02.200 --> 06:06.160
‫هر چیزی که بتونی بهم بگی کمک می‌کنه ‫تا مردی
که این بلا رو سرِ تو ‫و پدرت آورد دستگیر کنیم

06:08.280 --> 06:09.959
‫و سر شما

06:09.960 --> 06:12.719
‫آره، آره

06:12.720 --> 06:14.320
‫می‌خوام دستگیر بشه

06:15.400 --> 06:19.599
‫من حتی درست ندیدمش

06:19.600 --> 06:21.079
‫خیلی‌خب

06:21.080 --> 06:23.440
‫بابام رو دیدم که تیر خورد. من...

06:24.920 --> 06:26.800
‫دیدم که مُرده

06:28.880 --> 06:31.200
‫و بعد، فرار کردم و قایم شدم

06:33.440 --> 06:35.400
‫حتماً وحشت کردی

06:36.560 --> 06:38.519
‫نمی‌دونستم دیگه چی‌کار کنم،

06:38.520 --> 06:40.479
‫پس همون‌طوری مخفی موندم

06:40.480 --> 06:42.519
‫بعد صدای شماها رو شنیدم

06:42.520 --> 06:44.080
‫کارِت واقعاً خوب بود

06:47.080 --> 06:50.399
‫اطلاع داشتی که تو و پدرت ممکنه در خطر باشید؟

06:50.400 --> 06:53.359
‫بابای من هیچ کار اشتباهی نکرد. اون آدم خوبیه

06:53.360 --> 06:56.879
‫برات مهمه؟ که من درباره‌ش چی فکر می‌کنم؟

06:56.880 --> 06:59.799
‫- بله
‫- نگران اینی که بقیه چی فکر می‌کنن؟

06:59.800 --> 07:00.840
‫باشه، خب...

07:02.720 --> 07:04.560
‫چرا خودت درباره‌ش بهم نمی‌گی؟

07:07.360 --> 07:09.160
‫صبیحه، می‌دونم که دردآوره

07:12.680 --> 07:15.439
‫من هم عزیزانم رو از دست داده‌ام.
‫کلی زمان برد تا درباره‌ش حرف بزنم

07:15.440 --> 07:19.760
‫اما این چند ساعت بعدی، خیلی مهمه

07:22.840 --> 07:25.719
‫می‌تونی دربارۀ چند هفتۀ اخیر بهم بگی؟

07:25.720 --> 07:28.879
‫خب، توی پایگاه در وودیان بودید

07:28.880 --> 07:31.720
‫بعد خیلی یهویی برگشتید. چرا؟

07:34.200 --> 07:37.199
‫نمی‌دونم، آم...

07:37.200 --> 07:40.439
‫بابا چند روزی برای یه جلسه رفت دبی و...

07:40.440 --> 07:43.959
‫من بیشتر داخل بودم و تلویزیون
‫تماشا می‌کردم، و وقتی برگشت،

07:43.960 --> 07:47.079
‫گفت برای وقت بیمارستان باید بریم خونه

07:47.080 --> 07:50.439
‫و برای اون وقت بیمارستان
‫حاضر نشد، نه؟ ما اطلاع داریم

07:50.440 --> 07:55.079
‫خب، وقتی به اون کلبه بردت، چی بهت گفت؟

07:55.080 --> 07:56.200
‫هیچی

07:57.920 --> 07:59.759
‫به دوست‌هات چی گفتی؟

07:59.760 --> 08:01.160
‫باهاشون حرف نزدم

08:02.480 --> 08:03.640
‫نزدی؟

08:04.960 --> 08:06.759
‫می‌دونی، من یه دختر دارم،

08:06.760 --> 08:10.559
‫و کل روز سرش تو گوشی‌شه

08:10.560 --> 08:13.719
‫تو... به هیچ‌کس پیام ندادی؟

08:13.720 --> 08:15.320
‫گوشی‌هامون رو نبرده بودیم

08:17.400 --> 08:20.319
‫پس پدرت ازت خواست که
‫گوشی‌ت رو همراهت نیاری؟

08:20.320 --> 08:23.039
‫دیگه چیزی نمی‌دونم. من... معذرت می‌خوام. من...

08:23.040 --> 08:24.519
‫فقط احساس...

08:24.520 --> 08:26.919
‫می‌شه... می‌شه برید؟ نمی...

08:26.920 --> 08:30.080
‫- طوری نیست، طوری نیست. خیلی هم خوبه
‫- آخه...

08:33.960 --> 08:35.559
‫می‌شه دربارۀ امروز صحبت کنیم؟

08:35.560 --> 08:38.520
‫توی چند ساعتِ منتهی به حمله چه اتفاقی افتاد؟

08:45.000 --> 08:47.279
‫آم... بابا مدتی رفته بود

08:47.280 --> 08:48.519
‫چه مدتی؟

08:48.520 --> 08:51.399
‫نمی‌دونم. یه ساعت، شاید هم دو ساعت

08:51.400 --> 08:53.159
‫نمی‌دونم کجا رفت

08:53.160 --> 08:57.959
‫و هیچ چیز دیگه‌ای نگفت
‫که اونجا چی‌کار می‌کنید؟

08:57.960 --> 09:01.280
‫هیچ‌وقت دربارۀ کارش چیزی نمی‌گه چون نمی‌تونه

09:03.880 --> 09:05.520
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

09:07.160 --> 09:09.000
‫یه‌سری عکس می‌خوام نشونت بدم

09:10.840 --> 09:13.520
‫تابه‌حال چیزی شبیه این دیدی؟

09:14.480 --> 09:15.639
‫نه

09:15.640 --> 09:17.079
‫چرا؟

09:17.080 --> 09:19.839
‫- می‌دونی اون چیه؟
‫- نه

09:19.840 --> 09:23.399
‫چیزی با این شکل‌واندازه ندیدی
‫که پدرت نگه‌داری کنه؟

09:23.400 --> 09:25.519
‫بابا هیچ کاری نکرد!

09:25.520 --> 09:28.199
‫اون کشته شده و جوری دارید
‫درباره‌ش حرف می‌زنید که انگار...

09:28.200 --> 09:31.039
‫- من به چیزی متهمش نکردم
‫- پس چه اتفاقی افتاده؟

09:31.040 --> 09:32.800
‫چرا اون چیزها رو نشونم می‌دید؟

09:35.800 --> 09:40.799
‫پدرت روی یک برنامۀ تسلیحاتی آرپَس کار می‌کرد

09:40.800 --> 09:44.319
‫و امروز، اون پهپادها داشت
‫توی اسکاتلند آزمایش می‌شد

09:44.320 --> 09:48.240
‫و یه نفر با استفاده از یکی از اون‌ها
‫چند نفر رو توی میدان آزمایش کشت

09:50.760 --> 09:55.000
‫پدرت به‌عنوان شخصی که اون
آرپَس رو کنترل می‌کرده ‫شناخته شده

09:56.280 --> 09:57.800
‫نه

09:59.160 --> 10:01.039
‫ببین، من پیش‌داوری نمی‌کنم

10:01.040 --> 10:03.920
‫من می‌خوام... می‌خوام برگردم.
‫می‌خوام برگردم وودیان

10:05.360 --> 10:08.000
‫- مطمئن نیستم ممکن باشه
‫- می‌تونی جلوم رو بگیری؟

10:09.080 --> 10:11.159
‫اینجا هیچ کس‌وکاری ندارم.
‫خانوادۀ مامانم اونجاست

10:11.160 --> 10:14.599
‫- می‌خوام... می‌خوام برگردم!
‫- خیلی‌خب، باشه

10:14.600 --> 10:16.360
‫فعلاً تا همین‌جا بسه

10:18.080 --> 10:19.520
‫سعی کن استراحت کنی

10:36.200 --> 10:37.439
‫سلام

10:37.440 --> 10:38.839
‫متشکر

10:38.840 --> 10:40.999
‫- حالت چطوره؟
‫- ناسورم

10:41.000 --> 10:42.599
‫شکی نیست

10:42.600 --> 10:44.159
‫دختر چپمن چطوره؟

10:44.160 --> 10:45.639
‫خسته‌وکوفته

10:45.640 --> 10:47.199
‫عزادار

10:47.200 --> 10:50.039
‫فکر کنم داره یه چیزهایی رو ازم مخفی می‌کنه

10:50.040 --> 10:51.559
‫و می‌خواد برگرده وودیان

10:51.560 --> 10:54.279
‫- می‌تونیم جلوش رو بگیریم؟
‫- فکر نکنم

10:54.280 --> 10:57.479
‫- مگراینکه دستگیرش کنیم. ولی دلیلی براش نداریم
‫- هوم

10:57.480 --> 10:59.839
‫خب، وضعیت موجود؟

10:59.840 --> 11:02.479
‫نیمی از نیروها دارن دنبال قاتل چپمن می‌گردن

11:02.480 --> 11:05.279
‫آقایی که توی میدان نیروی هوایی دستگیر کردیم چی؟

11:05.280 --> 11:07.999
‫آقای زمن؟ اون خیلی همکاری نمی‌کنه

11:08.000 --> 11:09.719
‫الآن داریم همه‌چی رو بررسی می‌کنیم

11:09.720 --> 11:12.519
‫اما تا الآن، ارتباطی بین اون و چپمن نبوده

11:14.120 --> 11:17.319
‫- یه لحظه وقت دارید، قربان؟ به یه چیزی رسیدیم
‫- اوهوم

11:17.320 --> 11:20.319
‫داشتیم داده‌های جی‌پی‌اسی که موقعیت
‫چپمن رو بهمون داد، نگاه می‌کردیم

11:20.320 --> 11:24.080
‫و این تازه از سازندۀ آرپَس برگشته

11:25.600 --> 11:28.120
‫این خط اینجا سیگنال تأخیره

11:34.320 --> 11:35.759
‫خب

11:35.760 --> 11:38.239
‫وقتی با یه آرپَس کار می‌کنی،

11:38.240 --> 11:41.279
‫واحد کنترل‌کننده سیگنالی رو به ماهواره می‌فرسته

11:41.280 --> 11:44.719
‫و ماهواره سیگنال رو دوباره به آرپَس می‌فرسته

11:44.720 --> 11:49.799
‫خب، زمانی که بین ارسال سیگنال ‫و دریافت
آرپَس طول می‌کشه، ‫بهش می‌گن نرخ تأخیر

11:49.800 --> 11:52.759
‫این دو تا از میدان توی داندر کنترل می‌شدن

11:52.760 --> 11:55.319
‫این دو تا از وودیان به پرواز درمی‌اومدن

11:55.320 --> 11:57.559
‫نرخ تأخیر بین دو موقعیت متفاوته،

11:57.560 --> 12:01.279
‫چون داده‌ها باید بیشتر سفر کنن

12:01.280 --> 12:04.079
‫حالا، وقتی چپمن وارد می‌شه

12:04.080 --> 12:06.559
‫و کنترل آرپَس دیکسن رو به دست می‌گیره،

12:06.560 --> 12:09.359
‫انتظار می‌ره که تأخیرش همون‌قدر بمونه،

12:09.360 --> 12:12.159
‫چون چپمن هم از اسکاتلند
‫داره باهاش کار می‌کنه، نه؟

12:12.160 --> 12:13.919
‫تطابق نداره

12:13.920 --> 12:17.959
‫با نرخ تأخیر آرپَسی که از وودیان
‫کنترل می‌شده، تطابق داره

12:17.960 --> 12:19.079
‫بله، دقیقاً

12:19.080 --> 12:22.519
‫پس چرا داده‌های جی‌پی‌اس
‫پیشانه رو توی اسکاتلند نشون داده؟

12:22.520 --> 12:24.359
‫جی‌پی‌اس رو راحت می‌شه دست‌کاری کرد

12:24.360 --> 12:25.799
‫داده‌های تأخیر،

12:25.800 --> 12:27.839
‫اون رو نمی‌شه جعل کنی

12:27.840 --> 12:34.479
‫پس انگار، می‌تونیم به‌طورِقطع بگیم که آرپَسی ‫که اون
حمله رو توی داندر انجام ‫داد، از وودیان کنترل می‌شده؟

12:34.480 --> 12:36.439
‫بله، دقیقاً

12:36.440 --> 12:37.800
‫کار چپمن نبوده

12:44.920 --> 12:48.279
‫ما مدرک داریم که انتونی چپمن
‫آرپَسِ سرکش رو خلبانی نکرده

12:48.280 --> 12:49.959
‫از اسکاتلند خلبانی نشده

12:49.960 --> 12:52.519
‫از جایی در وودیان خلبانی شده

12:52.520 --> 12:55.039
‫یا از پایگاه اونجا، یا همون اطراف

12:55.040 --> 12:56.199
‫غیرممکنه

12:56.200 --> 12:57.319
‫می‌تونیم داده‌ها رو به اشتراک بذاریم

12:57.320 --> 12:59.559
‫اپراتور ماهواره قبلاً تأییدش کرده

12:59.560 --> 13:03.319
‫پس می‌تونید توضیح بدید چرا دربارۀ
‫سرطان‌داشتنش بهمون دروغ گفت؟

13:03.320 --> 13:04.599
‫چرا مخفی شد؟

13:04.600 --> 13:05.999
‫هنوز نه

13:06.000 --> 13:07.600
‫باید از پایگاه توی وودیان بازدید کنیم

13:08.840 --> 13:11.640
‫می‌تونید کمک کنید ترتیبات لازم صورت بگیره؟

13:15.080 --> 13:20.919
‫ببینید، ما عملاً در پایگاه هوایی الشوکه مستأجر هستیم

13:20.920 --> 13:22.199
‫اون منطقۀ وودیانه

13:22.200 --> 13:25.519
‫ما طبق قراردادمون بهشون
‫خدمات ارائه می‌دیم، همین

13:25.520 --> 13:27.359
‫نمی‌تونیم الزامشون کنیم
‫که به شما دسترسی بدن

13:27.360 --> 13:29.399
‫اون‌ها دو تا از افرادشون رو
‫توی داندر از دست دادن

13:29.400 --> 13:31.639
‫مطمئناً دلشون می‌خواد که
‫به تحقیقات کمک کنن

13:31.640 --> 13:34.199
‫خب، خودشون می‌خوان این کار رو بکنن.
‫روش تأکید دارن

13:34.200 --> 13:36.559
‫مطمئنم می‌تونیم متقاعدشون کنیم. هفت نفر مُرده‌ان

13:36.560 --> 13:37.759
‫وظیفۀ ماست که تحقیق کنیم

13:37.760 --> 13:39.679
‫و پایگاه الشوکه بخشی از صحنۀ جرم منه

13:39.680 --> 13:41.679
‫باید از کانال‌های رسمی‌شون بگذریم

13:41.680 --> 13:44.439
‫- ممکنه هفته‌ها طول بکشه
‫- خب، اگه نمی‌تونیم به دسترسی‌ای که

13:44.440 --> 13:47.199
‫فوراً لازم داریم دست پیدا کنیم، پس
‫می‌تونیم به گزینه‌های جایگزین نگاه کنیم

13:47.200 --> 13:52.279
‫آخه واقعاً نمی‌خوام برای دستگیری کل گردان
‫مجبور به درخواست حکم بشم

13:53.480 --> 13:55.279
‫داره شوخی می‌کنه دیگه، نه؟

13:55.280 --> 13:56.959
‫این‌طور فکر نمی‌کنم، نه

13:56.960 --> 13:59.919
‫این قانونیه، جناب ایان؟

13:59.920 --> 14:04.359
‫رابطۀ ما با وودیان درحال‌حاضر بسیار شکننده‌ست

14:04.360 --> 14:07.719
‫تصور نمی‌کنم وزارت امورخارجه مخالفت کنه. اِما؟

14:07.720 --> 14:09.599
‫من کل صبح رو پیش سفیر بوده‌ام

14:09.600 --> 14:12.159
‫اون‌ها از اتفاقی که در داندر افتاده، وحشت کرده‌ان

14:12.160 --> 14:14.639
‫شاید بهتر باشه «اطلاعات»
‫به این مسئله رسیدگی کنه

14:14.640 --> 14:16.519
‫ام‌آی۵ روابط قوی‌ای اونجا داره، مگه نه؟

14:16.520 --> 14:18.839
‫هفت قتل در خاک اسکاتلند

14:18.840 --> 14:20.920
‫پلیس به این مسئله رسیدگی می‌کنه

14:21.960 --> 14:24.039
‫مردها و زن‌هایی که مُردن، همکار بودن

14:24.040 --> 14:26.079
‫صبحی با بعضی از خانواده‌هاشون حرف زدم

14:26.080 --> 14:28.839
‫اگه فکر می‌کنید دارم اخلال به وجود میارم،
‫پس اشتباه فهمیدید

14:28.840 --> 14:32.559
‫حرفم اینه که باید مراقب باشیم تا باعث
‫بروز یه حادثۀ بین‌المللی نشیم

14:32.560 --> 14:35.679
‫دست از پا خطا کنی، می‌بینی که
‫نمی‌تونی به ماشینت بنزین بزنی

14:35.680 --> 14:37.119
‫ماشین من برقیه

14:37.120 --> 14:39.200
‫البته که همین‌طوره

14:40.200 --> 14:44.279
‫ایان، فکر کنم بهتره اطلاعات ام‌آی۵ رو درمیون بذاری،

14:44.280 --> 14:47.599
‫با توافق بر اینکه اطلاعات از این اتاق خارج نشه

14:47.600 --> 14:51.039
‫ما یه‌سری اطلاعات از «اطلاعات» وودیان

14:51.040 --> 14:52.640
‫دربارۀ فیرس زمن داشتیم

14:53.720 --> 14:57.799
‫امروز صبح، وودیانی‌ها از مردی
‫به‌اسم محمد رجب حرف زدن

14:57.800 --> 15:00.399
‫خب اون قبلاً به‌اتهام تروریسم
‫در زندان اونجا بود

15:00.400 --> 15:04.279
‫آقای رجب ارتباطش با آقای زمن
‫و جبهه‌الحریه رو تأیید کرد

15:04.280 --> 15:07.479
‫همچنین وجود یک توطئه رو تأیید کرد،

15:07.480 --> 15:11.919
‫که هدفش برهم‌زدن روابط بریتانیا و وودیان بود

15:11.920 --> 15:14.839
‫محمد رجب. توی تحقیقات ما اسمش مطرح شده

15:14.840 --> 15:17.119
‫واقعاً؟ چطور؟

15:17.120 --> 15:20.359
‫دکتره، نه؟ چندتا نسخه برای آقای زمن نوشته

15:20.360 --> 15:22.119
‫و آقای زمن توضیحی نداشت
‫که چرا اون‌ها رو داره

15:22.120 --> 15:25.079
‫- ما باید اون‌ها رو ببینیم
‫- البته

15:25.080 --> 15:28.559
‫ما فکر می‌کنیم اون‌ها احتمالاً روشی
‫برای انتقال پیغام‌های رمزی بوده

15:28.560 --> 15:30.239
‫خب، ما... توی این مسائل تبحر داریم

15:30.240 --> 15:32.159
‫یه آدرس روی نسخه خورده

15:32.160 --> 15:33.679
‫بهارات وود

15:33.680 --> 15:38.040
‫اون موقعیت ارتباطی با مخالفان جبهه‌الحریه داره؟

15:42.840 --> 15:45.880
‫- بررسی‌ش می‌کنیم. البته
‫- من رو در جریان می‌ذارید؟

15:47.200 --> 15:51.999
‫مارکوس، به‌نظرم همکاری
‫هم ممکن و هم لازمه

15:52.000 --> 15:55.799
‫اگه نیاز به صرفِ سرمایۀ سیاسیه، اون‌وقت، می‌دونی،

15:55.800 --> 15:57.480
‫الآن وقتشه

16:01.080 --> 16:02.759
‫باید یه چیزی بهشون بدیم

16:02.760 --> 16:05.439
‫یه وزیر که از وودیانی‌ها
‫اعلام حمایت عمومی بکنه،

16:05.440 --> 16:08.999
‫یه همچین چیزی. درغیراین‌صورت، بسیار... سخت می‌شه

16:09.000 --> 16:10.599
‫ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

16:10.600 --> 16:13.000
‫ترتیبات لازم رو انجام می‌دم

16:14.480 --> 16:15.879
‫ممنون

16:15.880 --> 16:17.839
‫امشب یه پرواز رزرو می‌کنم

16:17.840 --> 16:21.799
‫همکارانتون می‌تونن یه مصاحبه
‫با محمد رجب رو برام ترتیب بدن؟

16:21.800 --> 16:23.919
‫گاماس‌گاماس

16:23.920 --> 16:25.080
‫البته

16:27.320 --> 16:28.800
‫چند روز بیشتر نیست

16:30.720 --> 16:32.039
‫نمی‌فهمم

16:32.040 --> 16:34.080
‫قبلاً هم به‌خاطر کار بیرون بوده‌ام، مشکلی نبوده

16:35.320 --> 16:38.240
‫اونجا برای یه‌عالمه چیزها
‫آدم رو اعدام می‌کنن

16:41.320 --> 16:44.400
‫هر چیزی که توی اینترنت می‌خونی رو باور نکن، پاپس

16:46.920 --> 16:49.680
‫دارم یه دختر جوون رو با خودم برمی‌گردونم اونجا

16:50.960 --> 16:52.479
‫زیاد با هم اختلاف‌سنی ندارید

16:52.480 --> 16:53.960
‫باید اونجا مستقرش کنم

16:55.280 --> 16:57.320
‫اونجا گِی‌ها رو زندانی می‌کنن

16:59.880 --> 17:06.240
‫می‌دونم، ولی من یه وظیفه دارم و خیلی
برام مهمه که ‫به‌نحوِاحسن انجامش بدم

17:08.120 --> 17:10.479
‫و درهرصورت، کرستن باید اینجا بمونه،

17:10.480 --> 17:13.400
‫- پس اون‌طوری هم نیست که بخوام برم زنی رو ببوسم...
‫- بسه!

17:28.960 --> 17:33.160
‫فکر می‌کنه قراره به‌خاطر شرکت توی
یه ‫اُرجی خشن لزبین‌ها دستگیرم کنن

17:34.280 --> 17:37.360
‫خب، من هم همچین نگرانی‌ای دارم

17:43.640 --> 17:45.079
‫چه خبر؟

17:45.080 --> 17:49.080
‫خب، داریم احتمال همدستی چپمن
‫با یه گروه مخالف رو بررسی می‌کنیم

17:51.040 --> 17:53.159
‫و بعد می‌کُشنش؟

17:53.160 --> 17:56.599
‫خب، اون کمکشون می‌کنه به
‫برنامۀ آرپَس دسترسی پیدا کنن

17:56.600 --> 17:59.079
‫و می‌کُشنش تا حرف نزنه

17:59.080 --> 18:02.840
‫یا دودل می‌شه و فرار می‌کنه،
‫اون‌ها هم می‌افتن دنبالش

18:03.800 --> 18:05.199
‫نمی‌دونم

18:05.200 --> 18:07.640
‫می‌خوام سعی کنم به یکی از زندانی‌ها دست پیدا کنم

18:09.080 --> 18:10.520
‫مراقب خودت هستی که، نه؟

18:12.200 --> 18:14.719
‫قراره دورتادورم افراد مسلح باشن

18:14.720 --> 18:16.560
‫چیزی‌م نمی‌شه

18:20.960 --> 18:25.439
‫می‌دونی، وقتی نیستم، می‌شه یه بار دیگه به

18:25.440 --> 18:28.480
‫کنارکشیدن از وظایف پُرمسئولیت فکر کنی؟

18:30.200 --> 18:31.519
‫نه

18:31.520 --> 18:34.960
‫ولی، خب، مهربونی‌ت رو می‌رسونه که پرسیدی

18:38.080 --> 18:39.520
‫دلم برات تنگ می‌شه

18:41.160 --> 18:42.680
‫من هم همین‌طور

19:13.600 --> 19:15.719
‫چرا داری به اون نگاه می‌کنی؟

19:15.720 --> 19:17.600
‫فقط دارم تحقیقاتم رو می‌کنم

19:19.600 --> 19:22.319
‫- می‌شناسی‌ش؟
‫- نه

19:22.320 --> 19:25.280
‫یعنی می‌دونم کیه، ولی کسی رو
‫اونجا به‌اون‌صورت نمی‌شناسم

19:26.880 --> 19:29.919
‫تمام مدت که نباید توی اتاق‌خواب
‫نگهت داشته باشن

19:29.920 --> 19:32.239
‫آره، می‌ذارن توی همۀ
‫مأموریت‌ها شرکت کنم

19:32.240 --> 19:33.800
‫پشت هلیکوپتر نشستم

19:35.480 --> 19:36.960
‫پدرت چی؟

19:38.080 --> 19:40.520
‫اونجا دوستی داشت یا فقط کار؟

19:41.840 --> 19:43.559
‫شده اصلاً با کسی صرفاً حرف بزنی؟

19:43.560 --> 19:45.279
‫آره!

19:45.280 --> 19:46.840
‫نه، این‌طور نیست

19:48.360 --> 19:49.720
‫خیلی‌خب

19:51.800 --> 19:53.599
‫دربارۀ چی می‌خوای حرف بزنی؟

19:53.600 --> 19:55.079
‫هیچی

19:55.080 --> 19:56.159
‫ولی لااقل بلدم چطوری

19:56.160 --> 19:58.559
‫از شش‌سالگی پنج تا مدرسۀ

19:58.560 --> 20:01.839
‫- بین‌المللی مختلف رفته‌ام. حرف‌زدن رو یاد می‌گیری
‫- شش‌سالگی؟

20:01.840 --> 20:03.000
‫سن کمیه

20:05.360 --> 20:06.640
‫مامانم فوت کرد

20:08.880 --> 20:10.320
‫از مدرسه خوشت میاد؟

20:12.200 --> 20:14.679
‫دیگه... می‌خوام یه‌کم بگیرم بخوابم

20:14.680 --> 20:16.920
‫مرسی از گپ‌وگفت. عالی بود

20:18.400 --> 20:20.840
‫چیزی هست که بخوای ازم بپرسی؟

20:24.160 --> 20:27.159
‫به‌نظرت یه نفر توی اون پایگاه
‫کمک کرده بابام رو بکُشن؟

20:27.160 --> 20:30.440
‫- واسه همین داری می‌ری اونجا؟
‫- نمی‌دونم

20:33.840 --> 20:35.159
‫عاشق وودیان می‌شی

20:35.160 --> 20:37.759
‫اونجا هم هیچ‌کس حقیقت رو نمی‌گه

20:50.760 --> 20:52.000
‫سام‌علیک، همکار

20:54.480 --> 20:56.159
‫کمکی از دستم برمیاد؟

20:56.160 --> 20:58.720
‫آره، هدف اصلی همینه

20:59.720 --> 21:01.239
‫من هم کمکت می‌کنم

21:01.240 --> 21:03.120
‫قراره با هم کار کنیم

21:04.040 --> 21:05.799
‫چی، منصوب شدی که...؟

21:05.800 --> 21:08.359
‫ما منصوب شدیم که با هم باشیم

21:08.360 --> 21:12.239
‫جالبه، من نمی‌دونستم شماها
‫مقابله‌باتروریسم هم انجام می‌دید

21:12.240 --> 21:14.479
‫با خودم گفتم «پلیس متروپولیتن» رو میارن
‫[ یکی از شعبه‌هایش ضدتروریست است ]

21:14.480 --> 21:16.599
‫اوه، دیگه لازم نیست وقتی شما اینجایی

21:16.600 --> 21:18.359
‫احسنت

21:18.360 --> 21:23.359
‫خب، داشتم نسخه‌هایی که توی آپارتمان
آقای زمن ‫پیدا کردید رو بررسی می‌کردم

21:23.360 --> 21:25.759
‫ممکنه یه چیز جالب برات پیدا کرده باشم

21:25.760 --> 21:27.799
‫۲۱، ۵، ۲۳

21:27.800 --> 21:29.440
‫- ۲۱اُم مه
‫- آره

21:30.480 --> 21:32.639
‫- اون تاریخ حمله‌ست
‫- دقیقاً

21:32.640 --> 21:34.879
‫ولی اگه به بعدی نگاه کنی...

21:34.880 --> 21:36.919
‫فقط تاریخ این آزمایش نیست

21:36.920 --> 21:41.200
‫با تک‌تک آزمایش‌های مهم گردان ۱۰۹
‫در شش ماه گذشته مطابقت دارن

21:43.280 --> 21:46.599
‫پس یه نفر از پایگاه داره به یه
‫گروه تروریستی اطلاعات می‌ده؟

21:46.600 --> 21:48.080
‫این‌طور به نظر میاد، آره

21:49.280 --> 21:51.600
‫خب، کجا ناهارش خوبه؟

21:57.200 --> 21:59.199
‫راستی دیگه به اون نیازی نیست

21:59.200 --> 22:01.279
‫خب، بهم گفتن بپوشمش

22:01.280 --> 22:02.759
‫پادشاه قوانین رو شُل کرد

22:02.760 --> 22:04.079
‫دیگه تصمیم با خود آدمه

22:04.080 --> 22:05.480
‫خیلی‌خب

22:06.640 --> 22:07.879
‫فقط حیف که تمام کسایی

22:07.880 --> 22:10.080
‫که برای اون حقوق جنگیدن، هنوز زندانی‌ان

22:11.685 --> 22:15.247
« کرستن: ام‌آی۵ جدی‌جدی به‌دردبخوره. دلم برات تنگ شده سربازرس »

22:21.600 --> 22:23.319
‫خانم سیلوا و خانم چپمن؟

22:23.320 --> 22:24.560
‫بله

22:25.720 --> 22:27.080
‫دنبالم میاید، لطفاً؟

22:36.080 --> 22:38.599
‫چیز به‌خصوصی هست
‫که دنبالش می‌گردید؟

22:38.600 --> 22:41.199
‫دنبال چی باید باشه، هوم؟

22:41.200 --> 22:44.599
‫نمی‌دونم، ما مثل بقیه از حراست رد شدیم

22:44.600 --> 22:46.240
‫فقط می‌خوام کمک کنم

22:50.000 --> 22:52.240
‫اون مرطوب‌کننده‌مه

22:58.320 --> 22:59.480
‫...اِیمی سیلوا

23:05.040 --> 23:06.479
‫عصر به‌خیر

23:06.480 --> 23:09.280
‫گویا کسانی که متعلق به
‫من هستن، پیش شمان

23:16.440 --> 23:19.559
‫شرمنده که معطل شدید. باید فکرش رو می‌کردم

23:19.560 --> 23:23.239
‫آره، انگار قرار بود یه روز طولانی
‫در پیش داشته باشیم

23:23.240 --> 23:26.760
‫رژیم دوست داره بهمون یادآوری کنه که رئیس کیه

23:54.320 --> 23:56.320
‫الآن رئیس تویی؟

23:57.320 --> 23:59.040
‫کم‌کم دارم آماده می‌شم

24:00.400 --> 24:02.760
‫بابا هیچ‌وقت دنبال کسی نمی‌رفت فرودگاه

24:04.080 --> 24:05.679
‫این‌طور نیست

24:05.680 --> 24:07.960
‫همیشه دنبال تو می‌اومد، مگه نه؟

24:18.320 --> 24:21.479
‫- قضیه چیه؟
‫- دارن تدابیر امنیتی رو شدیدتر می‌کنن

24:21.480 --> 24:24.559
‫دیگه هر وسیلۀ نقلیه رو
‫بررسی کامل می‌کنن

24:56.200 --> 24:58.199
‫سربازرس سیلوا، درسته؟

24:58.200 --> 25:01.719
‫- سلام
‫- ایشون سرهنگ بلالی، فرماندۀ پایگاه الشوکه‌ان

25:01.720 --> 25:04.799
‫- به‌محض استقرارتون، صحبت دربارۀ پرونده‌تون کمک‌کننده خواهد بود
‫- حتماً

25:04.800 --> 25:07.759
‫قربان، اگه بشه پیشنهاد می‌کنم
‫تا اتمام عملیات امروز صبر کنیم

25:07.760 --> 25:10.680
‫- می‌تونیم واسه فردا ترتیب بدیم
‫- امروز بهتره

25:12.160 --> 25:14.360
‫آجودانم مقدمات رو ترتیب می‌ده

25:16.000 --> 25:17.799
‫اوه، صبیحه

25:17.800 --> 25:19.519
‫نمی‌دونم چی بگم

25:19.520 --> 25:21.040
‫تسلیت می‌گم

25:23.800 --> 25:26.759
‫- ساک صبی رو ببرید. ۲۰ دقیقه دیگه گزارش بدیذ
‫- بله، خانم

25:26.760 --> 25:28.239
‫باید اقامتگاه فرماندۀ پرواز

25:28.240 --> 25:30.999
‫- چپمن رو بررسی کنم قبل از اینکه...
‫- قبلاً انجام شده

25:31.000 --> 25:32.599
‫تفتیش کامل. هیچی پیدا نشد

25:32.600 --> 25:34.800
‫اگه می‌خوای همراهم بیاید، اطلاعات
‫توجیهی رو در اختیارتون می‌ذارم

25:47.720 --> 25:50.400
‫درحال‌حاضر از دفتر فرماندۀ
‫پرواز چپمن استفاده می‌کنم

25:51.640 --> 25:53.039
‫بفرمایید بشینید

25:54.400 --> 25:57.039
‫باید صبی رو به بریتانیا برگردونید

25:57.040 --> 25:59.599
‫سرهنگ بلالی هیچ‌وقت نباید این اجازه رو می‌داد

25:59.600 --> 26:02.439
‫فقط این نیست که یه خردسالِ
‫بدون همراه در یه پایگاه هواییه،

26:02.440 --> 26:03.919
‫اگرچه این هم... خودش مشکله،

26:03.920 --> 26:05.599
‫اینجا اوضاع خوبی نخواهد داشت

26:05.600 --> 26:06.999
‫عصبانی و عزاداره

26:07.000 --> 26:08.919
‫بدخلقی می‌کنه و این کشوری نیست

26:08.920 --> 26:11.439
‫که دخترهای نوجوون بتونن
‫از زیر بدرفتاری قسر در برن

26:11.440 --> 26:14.279
‫ازنظر قانونی بزرگ‌سال محسوب می‌شه،
‫پس درواقع، به خودش بستگی داره

26:14.280 --> 26:16.799
‫ولی... هر کار بتونم می‌کنم

26:16.800 --> 26:17.879
‫ممنون

26:17.880 --> 26:19.319
‫خب، از ما چی می‌خواید؟

26:19.320 --> 26:21.519
‫می‌شه مصاحبۀ خلبان‌ها رو برنامه‌ریزی کنیم؟

26:21.520 --> 26:23.879
‫باید با ستوان پرواز کلوم بارکر و

26:23.880 --> 26:25.079
‫کاپیتان سم کادر صحبت کنم

26:25.080 --> 26:28.039
‫مگه فرماندۀ پرواز چپمن مسئول این اتفاق شناخته نشد؟

26:28.040 --> 26:29.799
‫نه، این‌طور نیست

26:29.800 --> 26:31.319
‫گزارشات جی‌پی‌اس جعلی بودن

26:31.320 --> 26:32.799
‫احتمالاً برای چپمن پاپوش دوختن

26:32.800 --> 26:35.719
‫ما شواهدی پیدا کردیم مبنی‌بر اینکه
‫گروهی به‌اسم جبهه‌الحریه

26:35.720 --> 26:38.439
‫اطلاعاتی دربارۀ برنامۀ تسلیحاتی شما دریافت کرده‌ان

26:38.440 --> 26:40.760
‫به‌احتمالِ‌قوی از اینجا درز کرده

26:46.840 --> 26:48.719
‫دراین‌باره توجیه نشده بودم

26:48.720 --> 26:50.759
‫خب، تصور می‌کنم که خواهید شد

26:50.760 --> 26:54.719
‫خب، چطور مردم رو به خائن‌بودن متهم می‌کنید،

26:54.720 --> 26:56.479
‫جوری که روحیه‌بخش باشه؟

26:56.480 --> 26:57.999
‫من روی مسائل حساسم

26:58.000 --> 27:00.239
‫قبلاً هم تجربۀ کارکردن با ارتش رو داشته‌ام

27:00.240 --> 27:02.239
‫بله، شنیدم. یه زیردریایی کلاس ونگارد

27:02.240 --> 27:03.719
زیردریایی بزرگ بومی

27:03.720 --> 27:05.680
‫آره، درسته

27:07.360 --> 27:08.720
‫این فرق داره

27:10.560 --> 27:12.200
‫ما در معرض دیدیم

27:13.960 --> 27:15.959
‫می‌تونم بارکر رو در دسترس قرار بدم

27:15.960 --> 27:18.239
‫اما کادر از نیروی هوایی نیست، پس پیچیده‌تره

27:18.240 --> 27:21.079
‫- کادر عضوی از گردانه؟
‫- این یه پروژۀ مشترکه

27:21.080 --> 27:25.119
‫بریتانیا، وودیان، و توسعه‌دهنده، آلبن-اکس

27:25.120 --> 27:27.959
‫دررابطه‌با کادر باید با سرهنگ بلالی صحبت کنید،

27:27.960 --> 27:29.639
‫ازاونجایی‌که اون ملیت وودیانی داره

27:29.640 --> 27:32.759
‫و آدم اصلی در آلبن-اکس برای صحبت‌کردن...؟

27:32.760 --> 27:35.119
‫وز هارپر، مهندس ارشد نرم‌افزار

27:35.120 --> 27:36.319
‫موقع تماس همراهمون بود

27:36.320 --> 27:38.279
‫ولی من فرمانده‌ش نیستم

27:38.280 --> 27:40.919
‫ما همه اینجا دراصل پیمانکار فرعی هستیم

27:40.920 --> 27:43.000
‫- حقیقتش همینه
‫- دراِزای دستمزد؟

27:45.880 --> 27:48.039
‫بله، ولی مسئله پول نیست

27:48.040 --> 27:50.679
‫بلکه مهرۀ ارزشمندی تلقی بشیم

27:50.680 --> 27:53.959
‫تسلیحات بریتانیا با حمایت
‫نیروی هوایی بریتانیا تحویل داده شد

27:53.960 --> 27:57.159
‫اگه ما اینجا نبودیم، نیروی هوایی
‫وودیان به بن‌بست می‌خورد،

27:57.160 --> 27:59.999
‫پس باور کنید، اگه این عملیات‌ها رو به مخاطره بندازید،

28:00.000 --> 28:01.719
‫ویزاتون در یه چشم‌به‌هم‌زدن باطل می‌شه

28:01.720 --> 28:04.879
‫خب، سعی می‌کنم باعث حادثۀ دیپلماتی نشم

28:04.880 --> 28:08.719
‫- با شما هم باید صحبت کنم
‫- جانم؟

28:08.720 --> 28:11.280
‫فقط محض مشخص‌شدن حرکاتتون موقع حمله

28:12.240 --> 28:13.919
‫خب، گزارشم دستتونه

28:13.920 --> 28:16.119
‫اگه دنبال سندِ عدم‌حضورهنگام‌وقوع‌جرم هستید،

28:16.120 --> 28:19.720
‫اون‌وقت می‌تونید از بینِ
‫نصف گردان انتخاب کنید

28:20.840 --> 28:24.279
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- اگه چیزی دربارۀ جبهه‌الحریه مطرح شد...

28:24.280 --> 28:26.000
‫بله، اطلاع می‌دم. متوجهم

28:27.120 --> 28:30.359
‫ستوان پرواز کلوم بارکر پس. ساعت ۶ عصر خوبه؟

28:30.360 --> 28:33.199
‫تا ۶ صبح مأموریت شبانه بودیم، پس اکثر خلبان‌ها

28:33.200 --> 28:36.039
‫گرفتن خوابیدن. می‌گم اقامتگاهتون رو بهتون نشون بدن

28:36.040 --> 28:37.799
‫وقتی در دسترس بودن، خبرتون می‌کنم

28:37.800 --> 28:40.440
‫ازشون خواسته‌ام یه اتاق با
‫چشم‌انداز خوب بهتون بدن

28:48.160 --> 28:50.759
‫مالک ونی که تیرانداز استفاده کرده رو پیدا کردیم

28:50.760 --> 28:52.279
‫پلاک رو کنده بود،

28:52.280 --> 28:54.999
‫اما موقعی که ماشین رها شد،
‫قبلاً گزارش سرقت شده بود

28:55.000 --> 28:57.639
‫آرلین رویس، ۲۶ساله

28:57.640 --> 29:00.439
‫نظافتچیه، هیچ سابقه‌ای چیزی نداره

29:00.440 --> 29:03.079
‫از دیدار والدینش توی فورت ویلیام برگشته،

29:03.080 --> 29:05.719
‫متوجه شده که ون نیست، درجا گزارش داده

29:05.720 --> 29:07.759
‫این تفنگیه که استفاده کرده

29:07.760 --> 29:10.119
‫پارکر-هیل‌ـه

29:10.120 --> 29:11.559
‫مدل قدیمیه

29:11.560 --> 29:12.959
‫ظرفیت خشابش پنج فشنگه

29:12.960 --> 29:16.199
‫خبر خوب اینه که مالک لولۀ تفنگ رو
‫با SmartWater علامت‌گذاری کرده

29:16.200 --> 29:18.159
‫پس دقیقاً می‌دونیم از کجا اومده

29:18.160 --> 29:19.640
‫شهرک صنعتی لاخدون

29:20.720 --> 29:23.759
‫کسی می‌خواد حدس بزنه
‫آرلین کجا نظافت می‌کنه؟

29:23.760 --> 29:25.919
‫- شهرک صنعتی لاخدون؟
‫- خودشه

29:25.920 --> 29:28.480
‫لانگکر، فکر کنم این‌یکی مال خودته

29:31.400 --> 29:33.680
‫و همین‌طور آقای رمزی، البته

29:37.360 --> 29:39.879
‫اکثر جاهای دنیا، اگه بخوای کسی رو بکُشی،

29:39.880 --> 29:42.239
‫بهتره که یه آدم محلی رو اجیر کنی

29:42.240 --> 29:45.319
‫وقتی می‌تونی همین‌جوری به یه ابله پنج‌هزار تا بدی،
‫چرا ریسک کنی و یه جاسوس رو پای کار بذاری؟

29:45.320 --> 29:48.079
‫خب، بَدی‌ش برای ما اینه که وقتی بگیری‌ش،

29:48.080 --> 29:49.599
‫یارو از هیچی خبر نداره

29:49.600 --> 29:51.919
‫یه نفر اجیرش کرده. بن‌بست

29:51.920 --> 29:53.839
‫تو فکر می‌کنی این آدم همین‌طوریه؟

29:53.840 --> 29:56.319
‫یه کار پنج‌هزارتایی که توی
‫دارک‌وب صورت گرفته؟

29:56.320 --> 29:57.800
‫برای گفتن خیلی زوده

29:59.680 --> 30:01.039
‫مثل کیمیا می‌مونه

30:03.240 --> 30:06.919
‫ببین، کل حرفم اینه که اگه
‫صبیحه رو با تیر دومش بکُشه،

30:06.920 --> 30:09.079
‫یه‌عالم وقت داره که تفنگ رو گم‌وگور کنه،

30:09.080 --> 30:10.519
‫با ماشین گاز رو بگیره و ون رو ول کنه

30:10.520 --> 30:13.599
‫ازطرف‌دیگه، یه تفنگ با خشاب محدود برداشته،

30:13.600 --> 30:16.199
‫تیر دومش خطا می‌ره و نقشۀ کمکی نداشته

30:16.200 --> 30:18.599
‫من که بهش نمرۀ ۱۶ می‌دم

30:18.600 --> 30:20.159
‫تو چی؟

30:20.160 --> 30:22.319
‫خب، اون می‌خواست من و اِیمی رو بکُشه،

30:22.320 --> 30:24.920
‫پس هنوز آمادگی‌ش رو ندارم که ازش تعریف‌وتمجید کنم

30:43.000 --> 30:46.080
‫- هی، جایی هست که بتونم نوشیدنی درست کنم؟
‫- آره، از اونجا

31:21.880 --> 31:26.239
‫کاپیتان سم کادر؟ سربازرس اِیمی سیلوا

31:26.240 --> 31:28.559
‫ببخشید، من باید داخل باشم

31:28.560 --> 31:30.039
‫قراره یه عملیات رو شروع کنیم

31:30.040 --> 31:32.719
‫پس توی مأموریت دیشب حضور نداشتید؟

31:32.720 --> 31:34.359
‫کدوم مأموریت؟

31:34.360 --> 31:35.679
‫اوه، اشتباه از من بود

31:35.680 --> 31:37.720
‫فکر می‌کردم گردان تا ۶ صبح کار می‌کردن؟

31:39.480 --> 31:40.759
گویا نه

31:40.760 --> 31:42.000
‫خواهش می‌کنم

31:56.240 --> 31:58.240
‫انگار قراره وارد بشیم

32:00.560 --> 32:03.280
‫سربازها در حال نزدیک‌شدن به موقعیت

32:04.560 --> 32:06.159
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

32:06.160 --> 32:09.200
‫- آلفا یک به مرکز. تأیید شد
‫- در حال نزدیک‌شدن به بهارات وود

32:17.960 --> 32:20.599
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- گفتید خلبان‌ها خوابن

32:20.600 --> 32:22.239
‫مجبور شدم بیدارشون کنم

32:22.240 --> 32:24.359
‫چه سریع

32:24.360 --> 32:27.519
‫دارید علیه جبهه‌الحریه
‫عملیات انجام می‌دید؟

32:27.520 --> 32:29.639
‫گفتی اگه با مخالفان ارتباطی صورت بگیره،

32:29.640 --> 32:32.199
‫بهم خبر می‌دی. این به تحقیقات من مربوطه

32:32.200 --> 32:34.879
‫ما در حال ارائۀ پشتیبانی عملیاتی به مأموریت وودیانی

32:34.880 --> 32:38.199
‫- برای دستگیری شهروندهای وودیانی هستیم
‫- به هرکسی که دستگیر می‌کنن باید دسترسی داشته باشم

32:38.200 --> 32:40.239
‫متأسفم، ولی این عملیات من نیست

32:40.240 --> 32:42.879
‫و در جایگاهی نیستم که
‫اقدامات وودیانی رو افشا کنم

32:42.880 --> 32:44.519
‫توی بهارات وود هستید؟

32:44.520 --> 32:45.679
‫نمی‌تونم افشاش کنم

32:45.680 --> 32:47.159
‫نیازی نیست. خودم چشم دارم

32:47.160 --> 32:50.279
‫این خونه به‌وسیلۀ تحقیقات من شناسایی شد

32:50.280 --> 32:52.879
‫«اطلاعات» فکر می‌کنه جبهه‌الحریه
‫داره ازش استفاده می‌کنه؟

32:52.880 --> 32:55.399
‫برای بار آخر و باکمال‌احترام،

32:55.400 --> 32:57.599
‫من در جایگاهی نیستم که دربارۀ
‫عملیات‌های وودیان بهتون اطلاعات بدم

32:57.600 --> 33:00.519
‫الآن باید روی مأموریت تمرکز کنم.
‫می‌تونید بمونید و تماشا کنید

33:00.520 --> 33:03.159
‫ما چیزی برای مخفی‌کردن نداریم.
‫اگه همین‌طور مزاحم بشید،

33:03.160 --> 33:04.999
‫به‌طرف اتاقتون راهنمایی می‌شید

33:06.840 --> 33:08.160
‫منطقه امنه

33:13.480 --> 33:14.719
‫آماده باشید

33:14.720 --> 33:16.959
‫از رهبر تیم آلفا یک به مرکز

33:16.960 --> 33:18.479
‫خروجی‌ها و ورودی‌ها رو بررسی کنید

33:18.480 --> 33:21.000
‫حرکت به‌سمت موقعیت،
‫در حال نزدیک‌شدن از ضلع جنوبی

33:22.360 --> 33:26.159
‫خانم، حواس‌ها به تمام خروجی‌ها.
‫وسیلۀ نقلیه‌ای در موقعیت نیست

33:26.160 --> 33:28.159
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

33:28.160 --> 33:30.199
‫جاده‌های اطراف امنه، غیرنظامی رؤیت نمی‌شه

33:30.200 --> 33:32.639
‫- دریافت شد، مرکز
‫- در حال نزدیک‌شدن به خودرو

33:32.640 --> 33:34.279
‫وارد می‌شیم

33:34.280 --> 33:36.320
‫خانم، وارد ملک شدن

33:38.440 --> 33:39.799
‫تیم زمینی داخله

33:39.800 --> 33:41.959
‫تأیید شد. رؤیت می‌شه

33:48.840 --> 33:50.439
‫داخل خونه تیراندازی شد

33:52.240 --> 33:55.359
‫از دلتا سه به مرکز، دو رزمنده داخل منزل قرار دارن

33:55.360 --> 33:58.880
‫تیم زمینی دو رزمنده رو داخل ملک تأیید کرد

34:00.640 --> 34:04.159
‫دلتا ۲-۱ صحبت می‌کنه. فعالیت در پشت ملک

34:04.160 --> 34:07.479
‫- کجا؟
‫- رزمندۀ احتمالی دشمن. تصویر واضح نیست

34:07.480 --> 34:10.759
‫چطوری از دستمون در رفت؟ گفتم:
‫«حواس‌ها به تمام خروجی‌ها»

34:10.760 --> 34:13.079
‫- فرماندۀ نوامبر، گزارش
‫- بله، خانم

34:13.080 --> 34:14.759
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

34:14.760 --> 34:16.759
‫در پشت منزل فعالیت رؤیت می‌شه

34:16.760 --> 34:18.800
‫نمی‌تونیم تصویر کامل مهیا کنیم

34:21.600 --> 34:24.160
‫رزمنده‌ها سوار یک خودرو در حرکتن

34:27.480 --> 34:32.399
‫تویوتا هایلوکس، شماره‌پلاک: ۱-۲-۲-کال-۳-۷-۳-۷

34:32.400 --> 34:34.039
‫در حرکتن؟

34:34.040 --> 34:35.279
‫کجا؟ یالا!

34:35.280 --> 34:37.039
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

34:37.040 --> 34:40.159
‫دو رزمندۀ مذکر با خودروی داخلی
‫در حال فرار از صحنه

34:40.160 --> 34:43.199
‫رانندگی با سرعت تقریبی ۸۰ کیلومتربرساعت، در جادۀ شرقی

34:43.200 --> 34:45.439
‫تأیید شد. خودرو رو تعقیب کنید، دلتا ۲-۱

34:45.440 --> 34:48.319
‫- دریافت شد. در حال تعقیب خودرو
‫- باید از بین ببریدشون

34:48.320 --> 34:51.519
‫- قربان، می‌دونید که اجازۀ چنین کاری نداریم
‫- این خطای تو بود

34:51.520 --> 34:54.760
‫باکمال‌احترام، قربان، ما فقط می‌تونیم
‫طبق اطلاعاتی که به ما داده شده عمل کنیم

35:05.640 --> 35:07.919
‫خودروی جنگی قابل‌رؤیت نیست

35:07.920 --> 35:09.599
‫هدف رو گم کردیم

35:09.600 --> 35:10.800
‫و از دستشون دادیم

35:11.920 --> 35:13.760
‫کارِت حرف نداشت، فرماندۀ گردان

35:17.520 --> 35:20.999
‫ستوان پرواز بارکر، چطور این از دستت در رفت؟
‫راستای دید واضح!

35:21.000 --> 35:24.239
‫بهت دستور داد شد! اگه نمی‌تونی
‫چیزی رو ببینی، یه حرفی بزن!

35:24.240 --> 35:25.799
‫بله، خانم

35:25.800 --> 35:28.679
‫هاجز، نظارت مأموریت با توئه. بارکر، تو مرخصی

35:28.680 --> 35:30.400
‫و سربازرس رو با خودت ببر

35:50.400 --> 35:52.279
‫قانون دوتاقوطی داریم

35:52.280 --> 35:53.759
‫الکل توی این کشور ممنوعه

35:53.760 --> 35:55.559
‫ولی با اون مشکلی ندارن؟

35:55.560 --> 35:56.920
‫نپرس و نگو

35:58.000 --> 35:59.679
‫اِیمی

35:59.680 --> 36:00.840
‫اِیمی

36:02.960 --> 36:04.399
‫نمی‌شد سم رو بیاری اینجا

36:04.400 --> 36:06.239
‫با ارزش‌های غربی‌مون از راه به درش می‌کنیم

36:06.240 --> 36:07.959
‫مست‌کردن یه ارزش حساب می‌شه؟

36:07.960 --> 36:09.760
‫جاییه که من ازش اومده‌ام

36:18.000 --> 36:19.319
‫خب بفرما

36:19.320 --> 36:22.119
‫پس موقع آزمایش تسلیحات توی اسکاتلند

36:22.120 --> 36:25.039
‫- تو یکی از دو خلبان مستقر در اینجا بودی؟
‫- بله، خانم

36:25.040 --> 36:28.239
‫قبل از آزمایش چیزی باعث نگرانی‌ت نشد؟

36:28.240 --> 36:30.439
‫خب، فرماندۀ پرواز گذاشت رفت

36:30.440 --> 36:32.319
‫قرار بود اوضاع رو مدیریت کنه

36:32.320 --> 36:34.879
‫ولی خب، «باعث نگرانی»، نه

36:34.880 --> 36:38.799
‫- پس در تمام مدتِ آزمایش تک‌وتنها توی یه اتاقک بودی؟
‫- آره

36:38.800 --> 36:40.999
‫شاهدی نبود اگه همچین منظوری دارید

36:41.000 --> 36:42.279
‫نه

36:42.280 --> 36:44.559
‫من همه‌چیز رو توی یه اظهاریۀ کتبی نوشتم

36:44.560 --> 36:46.399
‫که اینجا دارم

36:46.400 --> 36:48.919
‫پس در پایان آزمایش تسلیحات،

36:48.920 --> 36:51.719
‫بهتون دستور داده شد که تمام
‫تجهیزاتتون رو توی اتاقک بذارید،

36:51.720 --> 36:53.319
‫- درسته؟
‫- استانداردش همینه

36:53.320 --> 36:56.159
‫وز، آدم آلبن-اکس، میاد و جمعش می‌کنه

36:56.160 --> 36:57.879
‫دوست ندارن ما به کیتشون دست بزنیم

36:57.880 --> 36:59.679
‫بعد یه‌راست رفتم نشست توضیحی

36:59.680 --> 37:02.639
‫و تو و کاپیتان کادر هم‌زمان
‫از اتاقک خودتون خارج شدید؟

37:02.640 --> 37:04.399
‫سم رفت نشست توضیحی

37:04.400 --> 37:06.559
‫من با وز از اتفاقی که افتاد حرف زدم

37:06.560 --> 37:07.959
‫و نشست توضیحی با کی بود...؟

37:07.960 --> 37:09.799
‫فرماندۀ گردان

37:09.800 --> 37:11.960
‫الایزا. خیلی دلرباست، مگه نه؟

37:14.200 --> 37:19.159
‫پس محض شفافیت، تمام
‫تجهیزاتت توی اتاقک موند؟

37:19.160 --> 37:20.879
‫داری به چی می‌رسی؟

37:20.880 --> 37:23.879
‫برای کارکردن با این آرپَس‌ها باید تعلیم ببینید، نه؟

37:23.880 --> 37:26.639
‫و فقط تعداد انگشت‌شماری هستن که تعلیم دیده‌ان

37:26.640 --> 37:28.999
‫و همۀ اون‌ها اینجان. به‌جز چپمن

37:29.000 --> 37:30.959
‫آره. ببین چه اتفاقی افتاد

37:30.960 --> 37:34.479
‫آرپَس شروع به تیراندازی کرد، بدون هدف‌گیری،
‫بدون یه‌ذره مانوردادن

37:34.480 --> 37:36.199
‫اگه طرف درست‌حسابی آموزش دیده بود،

37:36.200 --> 37:39.119
‫می‌تونست اون سکوی تماشا رو
‫همون دفعۀ اول نابود کنه

37:39.120 --> 37:42.600
‫گمونم کتابچۀ راهنما رو خوندن، بیشتر از اون...

37:47.400 --> 37:49.719
‫رئیسمون کشته شد. یگان عین عن شده

37:49.720 --> 37:52.759
‫مردم دارن از تعطیلی کل برنامه حرف می‌زنن

37:52.760 --> 37:54.599
‫چرا باید همچین بلایی سر خودمون بیاریم؟

37:54.600 --> 37:58.719
‫اگه یه فهرست از کسایی که می‌خوان ‫به نیروی هوایی
بریتانیا یا وودیان ‫حمله کنن، می‌تونم یکی بنویسم

37:58.720 --> 38:01.519
‫ولی هیچ‌کس از اینجا توی اون
‫فهرست نیست! ضمانت می‌کنم!

38:01.520 --> 38:04.559
‫شاهدی برای خروج تو و کاپیتان کادر
‫از اتاقکتون وجود داشت؟

38:04.560 --> 38:06.560
‫خدایا، تو... شوخی نمی‌کنی

38:08.120 --> 38:10.640
‫وز، همون‌طور که گفتم

38:16.600 --> 38:18.280
‫تمومه؟

38:22.400 --> 38:24.079
‫حالت خوبه؟

38:24.080 --> 38:25.679
‫باید باهات حرف بزنم

38:25.680 --> 38:28.519
‫شرمنده، می‌شه باشه برای بعد؟
‫روز خیلی درازی داشتم

38:28.520 --> 38:30.719
‫می‌دونم نباید با هم حرف بزنیم

38:30.720 --> 38:32.719
‫ولی باید بهم بگی چه اتفاقی افتاد

38:32.720 --> 38:35.799
‫صبز، حتی اگه خبر داشتم هم
‫احتمالاً نمی‌تونستم بهت بگم

38:35.800 --> 38:38.479
‫خفه شو! بس کن. اون‌ها بابام رو کشتن.
‫سعی کردن من رو هم بکشن!

38:38.480 --> 38:41.759
‫متأسفم. واقعاً می‌گم. آخه...
‫نمی‌تونم کمکی بهت بکنم

38:41.760 --> 38:43.679
‫هیچ‌کدوم از حرف‌هایی که بهم زدی حقیقت داشت؟

38:43.680 --> 38:45.240
‫از چی حرف می‌زنی؟

38:48.400 --> 38:51.080
‫شاید بهتره یه‌کم استراحت کنی؟
‫من هم می‌خوام همین کار رو بکنم

39:11.480 --> 39:13.240
‫خب، این زرادخونه‌ست

39:16.120 --> 39:18.679
‫نسبت به درهای دیگۀ اینجا باکلاس‌تره

39:18.680 --> 39:21.119
‫خب، وقتی قدرِ ده سال
‫آی‌پی توی یه سوله داری،

39:21.120 --> 39:22.760
‫خاطرجمع می‌شی که خوب قفل شده

39:44.560 --> 39:48.079
‫بعد از آزمایش، ستوان پرواز بارکر
‫و کاپیتان کادر رو دیدی؟

39:48.080 --> 39:50.479
‫آره، فکر کنم. آره

39:50.480 --> 39:53.959
‫خب، پیشانه‌های خلبان رو
‫بعد از استفاده، کجا گذاشتی؟

39:53.960 --> 39:55.320
‫اینجا

39:56.440 --> 39:57.640
‫بفرمایید!

39:58.800 --> 40:00.799
‫سه تا ازشون هست؟

40:00.800 --> 40:02.319
‫دو تا برای آزمایش، یکی هم زاپاس

40:02.320 --> 40:04.319
‫دو تای دیگه هنوز توی اسکاتلنده

40:04.320 --> 40:05.999
‫چون شماها ضبطشون کردید

40:06.000 --> 40:07.799
‫ممنون از اون بابت، راستی

40:07.800 --> 40:10.199
‫- باز هم هست؟
‫- به‌دردبخور؟ نه

40:10.200 --> 40:11.759
‫پس وقتی داشتید برای آزمایش آماده می‌شدید

40:11.760 --> 40:14.199
‫- اون زاپاسه اینجا بوده؟
‫- آره

40:14.200 --> 40:17.399
‫- و وقتی کیت رو برگردوندی؟
‫- همچنان اینجا بود

40:17.400 --> 40:19.119
‫اگه نمی‌بود، متوجه می‌شدم

40:19.120 --> 40:20.639
‫چی... الآن سؤالتون چیه؟

40:20.640 --> 40:23.439
‫فقط می‌خوام بفهمم چطور یه نفر
‫کنترل آرپَس رو به دست گرفته

40:23.440 --> 40:26.599
‫اون‌ها رو بپوش. باید یه پیشانه می‌داشتن، درسته؟

40:26.600 --> 40:27.799
‫آها

40:27.800 --> 40:29.599
‫پس کدومش زاپاسه؟

40:29.600 --> 40:31.199
‫برچسب نارنجی

40:31.200 --> 40:33.399
‫می‌شه اون جعبۀ پرواز رو برام باز کنی؟

40:33.400 --> 40:36.480
‫می‌دونی که اثرانگشتم سرتاپای
‫تمام چیزهای اینجا هست؟

40:40.560 --> 40:41.880
‫خیلی‌خب

40:43.200 --> 40:44.719
‫چی شده؟

40:44.720 --> 40:46.480
‫آ... سبکه

40:56.240 --> 40:58.799
‫- یعنی چی؟
‫- پس وقتی می‌گی که اینجا دیدی‌ش...؟

40:58.800 --> 41:01.399
‫جعبه رو دیدم، داخلش رو نگاه نکردم.
‫چرا باید نگاه کنم؟

41:01.400 --> 41:03.999
‫با خودت نگفتی بعد از تمام
‫اون اتفاقات یه نگاه بندازی؟

41:04.000 --> 41:05.439
‫شما دستور دادید که اینجا نیایم

41:05.440 --> 41:08.359
‫از زمان تماس، این اولین‌باریه که اومدم اینجا

41:08.360 --> 41:11.559
‫پس آخرین‌بار کِی پیشانۀ واقعی رو دیدی؟

41:11.560 --> 41:13.679
‫نـ-نـ-نمی‌دونم

41:13.680 --> 41:16.720
‫سه‌چهار روز قبل از اینکه
‫کیت رو بفرستم اسکاتلند؟

41:17.840 --> 41:19.440
‫گندش بزنه...

41:21.040 --> 41:22.839
‫آ... یه دوربین هست

41:22.840 --> 41:24.519
‫همون چیز گنبدی سیاه کوچیک

41:24.520 --> 41:26.279
‫خب، نوارها رو بررسی می‌کنم

41:26.280 --> 41:29.279
‫این... باید خراب‌کاری صنعتی رو بررسی کنید

41:29.280 --> 41:32.199
‫حدود ده تا رقیب جهانی داریم که...

41:33.560 --> 41:35.800
‫...می‌خوان توی این بازار ما رو زمین بزنن

41:39.160 --> 41:41.119
‫- خب، چه تاریخی رو نگاه کنم؟ روز آزمایش؟
‫- نه

41:41.120 --> 41:45.560
‫- با روزی که پیشانه رو دیدی شروع کن
‫- باشه

41:49.480 --> 41:51.639
‫خب اون مشخصاً منم

41:51.640 --> 41:54.320
‫- حدود پنج دقیقه اینجا بودم
‫- برو جلو

41:56.760 --> 41:58.239
‫اونجا نگه دار

41:58.240 --> 41:59.759
‫چیزی اونجا نیست

41:59.760 --> 42:01.760
‫برگرد ساعت ۲۱

42:03.440 --> 42:04.959
‫- چی‌کار باید...؟
‫- یواش‌تر

42:04.960 --> 42:07.320
‫فقط همین‌طور که می‌ری، به کد زمانی نگاه کن

42:08.640 --> 42:09.919
‫اوه، تُف! حدود...

42:09.920 --> 42:13.719
‫۱۳ دقیقه نیست. می‌شه فهمید کی فیلم رو پاک کرده؟

42:13.720 --> 42:15.719
‫آم، آره، آره

42:15.720 --> 42:17.639
‫باید یه ثبتی باشه

42:17.640 --> 42:18.919
‫تاحالا همچین مسئله‌ای پیش نیومده

42:18.920 --> 42:20.040
‫آره

42:22.840 --> 42:24.239
‫فرماندۀ پرواز چپمن

42:24.240 --> 42:26.559
‫نوار رو پاک کرده. پس چپمن کیت رو دزدیده؟

42:26.560 --> 42:28.479
‫نه. کار یکی دیگه بوده

42:28.480 --> 42:29.679
‫تاریخ رو ببین

42:29.680 --> 42:31.199
‫۱۸اُم دبی بود

42:31.200 --> 42:32.919
‫روز بعدش برگشت اینجا

42:32.920 --> 42:34.479
‫اون‌موقع فیلم رو پاک کرده

42:34.480 --> 42:36.679
‫حدود یه ساعت بعد از اینکه برگشته پایگاه

42:36.680 --> 42:38.200
‫و... بعد رفته خونه

42:40.760 --> 42:42.839
‫بوث، داده‌های پرواز به کجا رسید؟

42:42.840 --> 42:45.319
‫فرماندۀ گردان، باید باهاتون صحبت کنم

42:45.320 --> 42:47.040
‫- خب، بعداً نمی‌شه؟
‫- نه

42:54.800 --> 42:56.879
‫پس، فقط فرماندۀ پرواز چپمن نیست؟

42:56.880 --> 42:58.720
‫هم اونه هم...؟

42:59.720 --> 43:03.039
‫هم چی؟ یکی دیگه از اعضای تیمم؟

43:03.040 --> 43:05.399
‫پیشانه وقتی چپمن خارج از
‫پایگاه بوده، دزدیده شده

43:05.400 --> 43:07.839
‫پس، در بدترین حالت، با یکی همکاری می‌کرده

43:07.840 --> 43:10.160
‫- چپمن براش لاپوشونی کرده
‫- نه، باورم نمی‌شه

43:12.520 --> 43:14.239
‫اون می‌دونست که از دزدی مطلع می‌شیم

43:14.240 --> 43:16.440
‫اون می‌دونست که می‌فهمیم با
‫دوربین‌های مداربسته چی‌کار...

43:19.320 --> 43:22.119
‫قرار نبوده برگرده، مگه نه؟

43:22.120 --> 43:24.199
‫احتمالاً نه

43:24.200 --> 43:26.759
‫اما اگه با یکی دیگه همکاری می‌کرده...

43:26.760 --> 43:28.239
‫پس هنوز اینجاست

43:28.240 --> 43:30.959
‫پس باید فرض بگیرم که یکی از اعضای تیمم خائنه؟

43:30.960 --> 43:33.599
‫- و با محمد رجب همدسته، بله
‫- نه

43:33.600 --> 43:37.280
‫یه نفر قطعاً توی این پایگاه هست
‫که با جبهه‌الحریه کار می‌کنه

43:40.680 --> 43:42.959
‫چند وقت توی شهرک صنعتی لاخدین کار کردی؟

43:42.960 --> 43:44.239
‫پنج سال

43:44.240 --> 43:45.519
‫ناراحت‌کننده‌ست

43:45.520 --> 43:47.919
‫یعنی، آدم‌های خیلی خوبی‌ان، ولی...

43:47.920 --> 43:50.239
‫با پسرهای اونجا هیچ رابطه‌ای نداشتی؟

43:50.240 --> 43:52.999
‫- یعنی... دوست‌پسر؟
‫- هوم

43:53.000 --> 43:56.679
‫- چرا؟
‫- خب، آخه به نظر نمی‌رسید به‌زور وارد ون شده باشن

43:56.680 --> 43:59.599
‫پس می‌خواستم بدونم شاید سوئیچ رو...

43:59.600 --> 44:01.919
‫زیر صندلی گذاشتم. آره

44:01.920 --> 44:05.359
‫و هر پسری که باهاش بیرون رفته‌ام، می‌دونسته

44:05.360 --> 44:06.479
‫خیلی‌خب

44:06.480 --> 44:09.839
‫خب، من فقط با دو نفر از پسرهای سر کار بیرون رفته‌ام

44:09.840 --> 44:12.879
‫یکی شان بود، ولی اون رفت اسپانیا

44:12.880 --> 44:15.919
‫اون‌یکی دیگه راس بود. مال پارسال بود

44:15.920 --> 44:18.119
‫و راس توی شهرک تمام‌وقت کار می‌کرد؟

44:18.120 --> 44:21.279
،با کار روی جوانه‌ها و زمین‌ها شروع کرد
بعد توی کارهای دیگه هم نیمچه‌دستی داشت

44:21.280 --> 44:23.519
‫از خیلی جهات، آدم خوبی بود،

44:23.520 --> 44:26.399
‫ولی اگه فکر می‌کرد کسی قصد داره
بهش صدمه بزنه، از کوره در می‌رفت

44:26.400 --> 44:29.119
‫با یکی بحثش شد. دیگه برنگشت

44:29.120 --> 44:30.959
‫قبلاً توی ارتش بود؟

44:30.960 --> 44:32.279
‫آره

44:32.280 --> 44:35.480
‫از کجا می‌دونید؟ تیر و این چیزها هم خورده بود

44:36.880 --> 44:40.199
‫می‌شه یه‌کم بیشتر دربارۀ راس بگی؟
‫هرچی که می‌دونی

44:40.200 --> 44:43.639
‫توی دردسر افتاده؟ راس ون من رو دزدیده؟

44:43.640 --> 44:45.040
‫می‌شه بگی خونه‌ش کجاست؟

44:48.720 --> 44:50.320
‫سربازرس سیلوا

44:52.040 --> 44:54.159
‫- تشکر که وقت گذاشتید
‫- خواهش می‌کنم

44:54.160 --> 44:57.279
‫بیاید قدم بزنیم. این محیط به‌عنوان
‫مسیر دویدن مشهوره

44:57.280 --> 44:58.759
‫باید جلوش رو می‌گرفتیم

44:58.760 --> 45:00.279
‫چطور؟

45:00.280 --> 45:01.719
‫به‌اون‌صورت امن نیست

45:01.720 --> 45:03.799
‫راحت می‌شه کسی رو هدف گلوله قرار داد

45:03.800 --> 45:05.959
‫و تصویر امنیتی به نظر در حال تحوله

45:05.960 --> 45:08.519
‫مطمئنید یه گروه مخالف
‫پشت تمام این قضایاست؟

45:08.520 --> 45:12.519
‫منظورتون داندره؟ حمله به سربازهای من و شما؟

45:12.520 --> 45:18.159
‫اگه قرار بود شرط ببندم، می‌گفتم که جبهه‌الحریه
‫با مخالفان اون‌طرف مرز ‫دستشون توی یه کاسه‌ست

45:18.160 --> 45:19.679
‫صحیح، و اون کشوریه که...؟

45:19.680 --> 45:21.999
‫ما داریم از همسایه‌هامون حمایت می‌کنیم

45:22.000 --> 45:25.559
‫دولت در محاصرۀ حملات
‫بی‌امان مخالفان قرار داره

45:25.560 --> 45:27.479
‫توی لاک خودمون رفتیم

45:27.480 --> 45:30.719
‫- ازنظر دفاعی
‫- پایگاه توش نقش داره؟

45:30.720 --> 45:33.119
‫ما عملیات انجام می‌دیم، بله

45:33.120 --> 45:36.439
‫مثل همین امروز؟ می‌خوام بررسی‌ش کنم

45:36.440 --> 45:38.919
‫شما می‌تونید کمک بزرگی باشید

45:38.920 --> 45:40.240
‫چطور؟

45:42.280 --> 45:45.800
‫چی منجر شد به اون موقعیت یورش ببرید امروز؟

45:48.040 --> 45:49.280
‫اطلاعات شما

45:50.600 --> 45:53.519
‫هوم، خب ببینید، یه زندانی اینجا هست

45:53.520 --> 45:57.199
‫که معتقدم با جبهه‌الحریه ارتباط داره

45:57.200 --> 46:01.319
‫دکتر محمد رجب؟ می‌دونم آدرس اون بود
‫که بهش یورش بردید

46:01.320 --> 46:03.999
‫اگه بشه ترتیب بدید تا باهاش مصاحبه کنم؟

46:04.000 --> 46:05.919
‫تمام تلاشم رو برای کمک می‌کنم

46:05.920 --> 46:08.880
‫دوست دارم ببینم انتونی از
‫هرگونه خطایی مبرا بشه

46:12.200 --> 46:16.679
‫انجمن تأیید کرده که این آخرین
‫آدرس شناخته‌شدۀ راس ساترلنده

46:16.680 --> 46:19.719
‫باید بگم، اگه برگرده اینجا، واقعاً احمقه

46:19.720 --> 46:22.559
‫خبر نداره که شناسایی‌ش کردیم

46:22.560 --> 46:25.199
‫ون دوست‌دختر سابقش رو دزدیده

46:25.200 --> 46:27.399
‫اسلحه‌ش از محل کارش بوده

46:27.400 --> 46:29.759
‫من که می‌گم بندۀ عادته

46:29.760 --> 46:31.600
‫به امتحانش می‌ارزه

46:49.320 --> 46:50.679
‫رمزی

46:50.680 --> 46:52.200
‫این‌یکی قبلاً باز شده

46:53.400 --> 46:56.400
‫خیلی‌خب

47:32.480 --> 47:34.079
‫چی...؟ داری چی‌کار می‌کنی؟

47:34.080 --> 47:35.799
‫یه راه ورود دیگه هست

47:35.800 --> 47:37.400
‫فقط از در جلویی نیست

47:43.080 --> 47:44.480
‫داری میای؟

48:05.680 --> 48:07.959
‫زیاد اهل ارتفاع نیستی؟

48:07.960 --> 48:09.999
‫آره، نه زیاد

48:10.000 --> 48:12.239
‫خب، بیا یه سروگوشی آب بدیم

48:12.240 --> 48:15.079
‫به چیزی دست نزن. تاحالا از این کارها کردی؟

48:15.080 --> 48:17.319
‫خیلی‌خب، صحنۀ جرمت رو خراب نمی‌کنم

48:50.696 --> 48:52.438
این محمد رجبه؟

48:52.611 --> 48:53.610
بله، قربان

48:54.087 --> 48:55.025
در چه حاله؟

48:55.050 --> 48:56.330
وضعیتش پایداره، خدا رو شکر

48:56.455 --> 48:57.322
اصلاً به هوش اومده؟

48:57.408 --> 48:58.338
نه، قربان

48:59.111 --> 49:00.158
کِی آوردنش؟

49:00.275 --> 49:01.314
یک ساعتی می‌شه

49:02.222 --> 49:03.183
در رو ببند

49:03.720 --> 49:05.080
‫خیلی‌خب

49:08.480 --> 49:10.639
‫به‌خاطر اتفاق امروز این‌طوری شده؟

49:10.640 --> 49:13.359
‫مأموریت بد پیش می‌ره
‫و همچین اتفاقی می‌افته؟

49:13.360 --> 49:15.239
‫روحم هم خبر نداشت

49:15.240 --> 49:18.119
‫زیاد همچین چیزی پیش نمیاد

49:18.120 --> 49:21.039
‫ولی هیچ زندانی از این جور چیزها در امان نیست

49:21.040 --> 49:22.760
‫خب، گفتن چه اتفاقی افتاد؟

49:24.040 --> 49:25.319
‫دعوا

49:25.320 --> 49:26.839
‫از اون وحشیانه‌هاش

49:26.840 --> 49:29.319
‫این‌ها شبیه جراحات شوک الکتریکی‌ان

49:29.320 --> 49:30.920
‫شکنجه شده

49:33.720 --> 49:35.559
‫به نظر من که سوختگی میاد

49:35.560 --> 49:38.080
‫نه. این‌ها نقاط تماس هستن

49:39.126 --> 49:40.133
قربان، تلفن کارِتون داره

49:41.240 --> 49:42.680
‫ببخشید

49:55.800 --> 49:57.320
‫می‌خوای بنویسی؟

50:12.035 --> 50:13.250
« البیدبیات »

50:14.560 --> 50:16.399
‫اینجا دیگه چیزی گیرمون نمیاد

50:16.400 --> 50:18.519
‫خب، می‌شه با رئیس زندان صحبت کنم؟

50:18.520 --> 50:19.999
‫نه متأسفانه

50:20.000 --> 50:21.600
‫اون...

50:22.640 --> 50:25.359
‫تصمیم بر این شده که این جلسه مناسب نیست

50:25.360 --> 50:28.439
‫ممکنه به دریافتِ محاکمۀ
‫عادلانه‌ش خدشه وارد کنه

50:28.440 --> 50:30.320
‫پس، لطفاً...؟

50:31.560 --> 50:33.320
‫اگه اشکالی نداره

50:59.800 --> 51:01.520
‫مسواک هنوز خیسه

51:02.680 --> 51:04.640
‫طی ۲۴ ساعت گذشته اینجا بوده

51:05.600 --> 51:07.159
‫پس احتیاط کنید

51:07.160 --> 51:09.319
‫ماشین محسوس و یونیفرم نیارید،

51:09.320 --> 51:12.559
‫و سر تمام ورودی‌ها دیدبانی بذارید

51:12.560 --> 51:13.720
‫مسلح در نظرش بگیرید

51:15.120 --> 51:16.279
‫پزشکی‌قانونی خوش‌حال می‌شه

51:16.280 --> 51:18.399
‫مسواک و ریش‌تراشش اونجاست

51:18.400 --> 51:19.959
‫معلومه عضو سابق ارتشه

51:19.960 --> 51:22.880
‫- چطور؟
‫- بااینکه بی‌اجازه توی خونه ساکن شده، ولی تختش رو مرتب کرده

51:24.320 --> 51:26.719
می‌خوای افتخارش رو داشته باشی؟

51:26.720 --> 51:28.479
‫کجا پیداش کردی؟

51:28.480 --> 51:30.079
‫زیر تی‌شرت‌هاش

51:30.080 --> 51:31.959
‫مثل بقیۀ چیزها

51:31.960 --> 51:34.800
‫- این یارو انتظار نداره پیدا بشه
‫- هوم

51:45.120 --> 51:47.519
‫صبی هم هدفش بوده

51:47.520 --> 51:49.440
‫فکر می‌کردم اون تلفات جانبی باشه

52:00.840 --> 52:02.679
‫بازرس‌کارآگاه لانگکرم

52:02.680 --> 52:08.159
‫شما داشتید دی‌ان‌اِی استخراج‌شده از گوشی‌ای که ‫ما توی
صحنۀ قتل انتونی چپمن ‫پیدا کردیم رو بررسی می‌کردید. درسته

52:08.160 --> 52:11.839
‫می‌شه نتایج اولیه رو داشته باشم؟
‫هرچه سریع‌تر، لطفاً

52:11.840 --> 52:13.319
‫مرسی

52:15.440 --> 52:16.919
‫نیروی کمکی اومد
« تیمْ شما رو در سه خیابان غربِ ملک ملاقات خواهد کرد »

52:16.920 --> 52:19.360
‫یه نفر باید بره بیرون ملاقاتشون

52:21.160 --> 52:22.399
‫می‌خوای من برم؟

52:22.400 --> 52:25.360
‫نه. نه، نه. نه، نه، نه. خودم می‌رم

52:36.867 --> 52:38.773
نتایج بیانگر این است که منشأ نمایۀ به‌دست‌آمده »
« از تلفن همراه، صبیحه چپمن بوده است

52:48.600 --> 52:49.840
‫ببخشید

52:52.520 --> 52:54.079
‫سلام

52:54.080 --> 52:55.599
‫می‌تونی حرف بزنی؟

52:55.600 --> 52:58.079
‫نه، نه راستش

52:58.080 --> 52:59.519
‫تو می‌تونی ولی

52:59.520 --> 53:01.959
‫گوشی‌ای که توی کلبه پیدا کردیم رو یادته؟

53:01.960 --> 53:03.839
‫مال چپمن نیست

53:03.840 --> 53:05.119
‫گوشی صبی‌ـه

53:05.120 --> 53:07.840
‫به تو گفت گوشی همراهش نبوده، مگه نه؟

53:10.320 --> 53:11.799
‫پشت خطی؟

53:11.800 --> 53:14.080
‫آره، فقط، یه دقیقه وایسا

53:19.200 --> 53:23.039
‫ممنون از کمکتون. واقعاً قدردانم

53:23.040 --> 53:26.079
‫بهتره سعی کنید کارتون در اینجا رو سریع تکمیل کنید

53:26.080 --> 53:27.680
‫عصر خوبی داشته باشید

53:33.800 --> 53:35.999
‫خب، می‌تونم حرف بزنم

53:36.000 --> 53:39.439
‫ببین، اگه تو چپمن باشی، از کی
‫محافظت می‌کنی، به هر قیمتی؟

53:39.440 --> 53:41.679
‫- از دخترت
‫- درسته

53:41.680 --> 53:43.799
‫پس چپمن ۱۸اُم رفته دبی

53:43.800 --> 53:46.639
‫پس اگه کارت انبارش رو جا گذاشته،
‫دخترش می‌تونسته ازش استفاده کنه

53:46.640 --> 53:50.079
‫چپمن بو می‌بره، فیلم رو پاک می‌کنه،
‫دخترش رو از کشور خارج می‌کنه

53:50.080 --> 53:51.639
‫الآن صبی کجاست؟

53:51.640 --> 53:52.999
‫نمی‌دونم

53:53.000 --> 53:54.760
‫باید پیداش کنم

54:30.160 --> 54:32.719
‫اسم من کرستنه. کارآگاه پلیسم

54:32.720 --> 54:35.120
‫دربارۀ این ملک یک تماس دریافت کردیم

54:36.120 --> 54:37.320
‫صدای حرف‌زدنت می‌اومد

54:38.760 --> 54:41.600
‫باشه. پس می‌دونی چرا اینجام؟

54:42.640 --> 54:44.040
‫چطوری پیدام کردی؟

54:45.440 --> 54:46.720
‫جنب نخور!

54:48.040 --> 54:50.399
‫اگه تکون بخوری، اگه داد بزنی،

54:50.400 --> 54:52.600
‫اگه به گوشی‌ت دست بزنی...

54:54.120 --> 54:55.440
‫...گردنت رو می‌شکنم

54:56.480 --> 54:58.279
‫می‌تونیم کمکت کنیم

54:58.280 --> 55:00.919
‫اگه باهامون حرف بزنی، می‌تونیم کمکت کنیم

55:00.920 --> 55:02.759
‫اسمم رو می‌دونی؟

55:02.760 --> 55:04.679
‫راس ساترلند

55:04.680 --> 55:06.919
‫کهنه‌سربازی، نه؟

55:06.920 --> 55:08.640
‫من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام می‌دم

55:10.160 --> 55:12.159
‫همکارم برمی‌گرده

55:12.160 --> 55:13.639
‫می‌دونم

55:13.640 --> 55:15.920
‫پس من باشم، کار عجولانه‌ای نمی‌کنم

55:18.520 --> 55:20.120
‫روی شکم بخواب

55:21.520 --> 55:22.719
‫نه

55:22.720 --> 55:24.039
‫به حرفم گوش کن

55:24.040 --> 55:26.199
‫نه، نمی‌تونم، نمی‌تونم...

55:26.200 --> 55:29.960
‫- حامله‌ام! یه دختر هم توی خونه دارم
‫- خفه شو!

55:31.080 --> 55:32.639
‫اگه بیای و باهام حرف بزنی،

55:32.640 --> 55:34.919
‫برات خیلی خوب می‌شه

55:34.920 --> 55:37.319
‫می‌دونی که چرا اینجام، مگه نه؟

55:37.320 --> 55:39.239
‫به‌خاطر انتونی چپمن

55:39.240 --> 55:41.399
‫یه نفر تو رو اجیر کرده که بکُشی‌ش

55:41.400 --> 55:43.839
‫و حالا اینجا ولت کرده تا خودت
‫گلیمت رو از آب بکشی بیرون

55:43.840 --> 55:46.120
‫تو به اون آدم هیچ دِینی نداری

55:47.040 --> 55:50.839
‫یکی می‌خواد یه جرم رو بندازه گردن چپمن.
‫تو توش نقشی داری؟

55:50.840 --> 55:52.840
‫- مزخرفه
‫- نه، حقیقت داره

55:54.960 --> 55:56.920
‫چرا؟ به تو چی گفتن؟

55:57.960 --> 56:00.479
‫گفتن که تروریسته؟ چون اگه همچین حرفی زدن،

56:00.480 --> 56:03.760
‫- داشتن دروغ تحویلت می‌دادن...
‫- دهنت رو ببند!

56:14.280 --> 56:16.120
‫تو هدف من نیستی

56:48.960 --> 56:50.000
‫هو!

56:52.120 --> 56:53.439
‫قانونی نیست

56:53.440 --> 56:54.799
‫صدای سوت نشنیدم

56:54.800 --> 56:56.720
‫دفعۀ بعدی یکی میارم

57:23.400 --> 57:25.000
‫داری چی‌کار می‌کنی، صبی؟

57:26.600 --> 57:28.359
‫برمی‌گردونمت ساختمون اصلی

57:31.480 --> 57:33.639
‫گرفتمش! فقط بندازش!

57:33.640 --> 57:35.680
‫- ولم کن!
‫- بندازش!

57:37.477 --> 57:53.477
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
