1
00:00:00,400 --> 00:00:03,085
‫اپراتور آلفا صحبت می‌کنه. شلیک موشک
« ...آنچه گذشت »

2
00:00:03,977 --> 00:00:05,493
‫اعلی‌حضرت خیلی خوش‌حال می‌شن

3
00:00:05,696 --> 00:00:07,319
‫دیکسن، گرنجرم

4
00:00:07,320 --> 00:00:08,719
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

5
00:00:11,480 --> 00:00:13,759
‫آرپَس آلفا داره به تیم زمینی شلیک می‌کنه

6
00:00:13,760 --> 00:00:14,919
‫هفت کشتۀ تأییدشده

7
00:00:14,920 --> 00:00:16,879
‫مردی که فکر می‌کنن مسئول
‫این کار بوده رو گرفته‌ان،

8
00:00:16,880 --> 00:00:18,839
‫- همون‌جا نگهش داشته‌ان
‫- کار من نبود

9
00:00:18,840 --> 00:00:19,959
‫خلبان‌های دیگه کی بودن؟

10
00:00:19,960 --> 00:00:23,599
‫کاپیتان سم کادر و ستوان پرواز کلوم بارکر

11
00:00:23,600 --> 00:00:26,359
‫برگشتن به پایگاه هوایی الشوکه در وودیان

12
00:00:26,360 --> 00:00:28,719
‫پس این‌طوریه دیگه؟ همه‌مون مظنونیم؟

13
00:00:28,720 --> 00:00:31,399
‫البته که هستیم! این عملیات ما بود

14
00:00:31,400 --> 00:00:35,839
‫خلبان بعدی‌ای که کنترل رو به
‫دست گرفت انتونی چپمن بود

15
00:00:35,840 --> 00:00:37,360
‫و انتونی چپمن الآن کجاست؟

16
00:00:37,385 --> 00:00:38,699
هزینۀ اضافه‌ش رو می‌دم. اینجا بپیچ

17
00:00:39,280 --> 00:00:41,919
‫دو روز پیش با دخترش با هواپیما برگشت اینجا

18
00:00:41,920 --> 00:00:44,639
‫موقع آزمایش یه متجاوز توی محدوده بوده

19
00:00:44,640 --> 00:00:47,399
‫اگه احتمالِ بودنش این اطراف باشه، باید پیداش کنیم

20
00:00:47,400 --> 00:00:49,519
‫پلیس! از جات تکون نخور!

21
00:00:49,520 --> 00:00:54,119
‫مأمورها آپارتمانت رو با حکم
‫گشتن و به این‌ها برخوردن

22
00:00:54,120 --> 00:00:56,599
‫این‌ها نسخه‌های دارو هستن،

23
00:00:56,600 --> 00:00:58,319
‫نوشتۀ دکتر محمد رجب

24
00:00:58,320 --> 00:01:00,999
‫تصورم اینه که همۀ این‌ها
‫به‌عنوان نوعی کد استفاده می‌شه؟

25
00:01:01,000 --> 00:01:02,519
‫سلام به همگی. من رمزی هستم

26
00:01:02,520 --> 00:01:04,559
‫مطمئن نبودم از کدوم سرویس هستی،

27
00:01:04,560 --> 00:01:07,079
‫ولی این ظاهر بچه‌مدرسه‌ایِ خودپسندانه‌ت...

28
00:01:07,080 --> 00:01:11,399
‫- ام‌آی۵، نه؟
‫- داده‌های جی‌پی‌اس آرپَسی که چپمن واردش شده رو گرفتیم

29
00:01:11,400 --> 00:01:13,440
‫یه روستای کوچیک توی «ترازکس»‌ـه
‫[ منطقه‌ای حفاظت‌شده در اسکاتلند ]

30
00:01:15,000 --> 00:01:17,919
‫- از صبیحه چپمن اثری نبود؟
‫- نه، طوری نیست، چیزی نیست

31
00:01:17,920 --> 00:01:20,639
‫کامپتن، پیداش کردیم. فوراً بیا اینجا

32
00:01:20,640 --> 00:01:23,119
‫- فرار کن
‫- برو!

33
00:01:32,560 --> 00:01:35,359
‫- نه، وایسا!
‫- نه، باید به راهمون ادامه بدیم

34
00:01:35,360 --> 00:01:37,839
‫- نه، شما برید! من دیگه نمی‌تونم بدوئم!
‫- بخواب

35
00:01:37,840 --> 00:01:39,199
‫عذر می‌خوام!

36
00:01:39,200 --> 00:01:41,920
‫اگه جدا بشیم، شما دو تا شانس دارید

37
00:01:43,520 --> 00:01:46,600
‫دوستت دارم. باهاش حرف بزن. سَر بدُوونش

38
00:01:49,360 --> 00:01:50,960
‫برگرد، برگرد

39
00:01:53,400 --> 00:01:56,079
‫من کارآگاه پلیسم!

40
00:01:56,080 --> 00:01:59,920
‫اسلحه‌ت رو بذار زمین!
‫مأمورهای مسلح تو راهن!

41
00:02:02,960 --> 00:02:06,399
‫کشتن دو تا مأمور پلیس
‫به قیمت یک عمر حبس تموم می‌شه!

42
00:02:06,400 --> 00:02:08,439
‫- توی زندان می‌میری!
‫- بیا بیرون!

43
00:02:08,440 --> 00:02:09,879
‫برو عقب!

44
00:02:09,880 --> 00:02:11,800
‫زیگزاگ بدو و واینستا. برو!

45
00:02:12,880 --> 00:02:14,800
‫- فهمیدی چی گفتم؟
‫- پا شو

46
00:02:16,640 --> 00:02:18,640
‫وایستا که بتونم ببینمت

47
00:02:22,640 --> 00:02:25,560
‫اون کجاست؟ فرصت آخره!

48
00:02:41,960 --> 00:02:44,800
‫دست نگه دار! پلیس مسلح!
‫فوراً اسلحه‌ت رو بذار زمین!

49
00:02:53,880 --> 00:02:55,720
‫بخواب روی زمین!

50
00:03:00,640 --> 00:03:02,040
‫از جات تکون نخور!

51
00:03:03,120 --> 00:03:04,520
‫ایست!

52
00:03:08,745 --> 00:03:15,745
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

53
00:03:48,246 --> 00:03:54,246
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

54
00:04:02,480 --> 00:04:06,119
‫- صبی چطوره؟
‫- مشکوک به ضربه‌مغزی، کم‌آبی بدن

55
00:04:06,120 --> 00:04:08,519
‫معجزه‌ست که این‌همه وقت مخفی شده بوده

56
00:04:08,520 --> 00:04:10,439
‫پزشک‌ها چی گفتن؟

57
00:04:10,440 --> 00:04:12,919
‫می‌خوان بستری‌ش کنن. من بعداً می‌رم دنبالش

58
00:04:12,920 --> 00:04:14,799
‫سربازرس لانگکر خوبه؟

59
00:04:14,800 --> 00:04:16,599
‫آره، خوبه، قربان

60
00:04:16,600 --> 00:04:17,839
‫نگرانی‌ای وجود نداره؟

61
00:04:17,840 --> 00:04:18,919
‫خیر

62
00:04:18,920 --> 00:04:21,360
‫- بیارش خونه
‫- حتماً

63
00:04:23,400 --> 00:04:25,359
‫نگرانی‌ای نیست؟

64
00:04:25,360 --> 00:04:27,599
‫من که نگران نیستم

65
00:04:27,600 --> 00:04:29,239
‫تو چی؟

66
00:04:29,240 --> 00:04:30,840
‫دنده‌هام درد می‌کنه

67
00:04:31,920 --> 00:04:34,920
‫بهتر نیست محض اطمینان، یه معاینه بشی؟

68
00:04:36,280 --> 00:04:37,799
‫داره لگد می‌زنه

69
00:04:37,800 --> 00:04:39,240
‫واقعاً؟

70
00:04:45,320 --> 00:04:47,279
‫پیشونی‌ش خون‌ریزی داشت

71
00:04:47,280 --> 00:04:49,880
‫باید یه نمونۀ مناسب ازش بگیرید

72
00:04:54,960 --> 00:04:58,079
‫می‌دونی، باید منتظر نیروی کمکی می‌موندی

73
00:04:58,080 --> 00:05:00,680
‫تو هم همین‌طور

74
00:05:03,480 --> 00:05:05,279
‫هوم

75
00:05:05,280 --> 00:05:08,359
‫- به‌نظرت حالا می‌تونیم بریم خونه؟
‫- تو باید بری

76
00:05:08,360 --> 00:05:10,759
‫رابرتسن خیلی روش تأکید کرد

77
00:05:10,760 --> 00:05:13,279
‫خانم، الآن این گوشی رو پیدا کردیم.
‫ممکنه مال چپمن باشه

78
00:05:13,280 --> 00:05:15,399
‫آزمایشگاه. دی‌ان‌اِی و اثرانگشت اول

79
00:05:15,400 --> 00:05:18,199
‫- بعدش هم جرم‌یابی قانونی دیجیتال
‫- روی چشم

80
00:05:18,200 --> 00:05:21,279
‫و می‌شه لطفاً بازرس‌کارآگاه لانگکر رو
‫سوار یه ماشین کنی و برسونی خونه؟

81
00:05:21,280 --> 00:05:23,680
‫- نه، خودم می‌تونم برونم
‫- این تصمیم منه

82
00:05:25,400 --> 00:05:26,600
‫بله، خانم

83
00:05:42,320 --> 00:05:44,199
‫صبیحه. سربازرس سیلوا

84
00:05:44,200 --> 00:05:45,600
‫اِیمی

85
00:05:47,000 --> 00:05:49,080
‫- سلام
‫- حالت چطوره؟

86
00:05:52,880 --> 00:05:54,559
‫اگه می‌شد، می‌ذاشتم تجدیدقوا کنی

87
00:05:54,560 --> 00:05:57,799
‫نه اینکه مجبورت کنم جوابِ سؤال‌هام رو بدی،
‫ولی باید صحبت کنیم

88
00:05:57,800 --> 00:05:59,280
‫واقعاً نمی‌شه عقب انداختش

89
00:06:00,720 --> 00:06:02,199
‫ببین، فقط تمام سعیت رو بکن

90
00:06:02,200 --> 00:06:06,160
‫هر چیزی که بتونی بهم بگی کمک می‌کنه ‫تا مردی
که این بلا رو سرِ تو ‫و پدرت آورد دستگیر کنیم

91
00:06:08,280 --> 00:06:09,959
‫و سر شما

92
00:06:09,960 --> 00:06:12,719
‫آره، آره

93
00:06:12,720 --> 00:06:14,320
‫می‌خوام دستگیر بشه

94
00:06:15,400 --> 00:06:19,599
‫من حتی درست ندیدمش

95
00:06:19,600 --> 00:06:21,079
‫خیلی‌خب

96
00:06:21,080 --> 00:06:23,440
‫بابام رو دیدم که تیر خورد. من...

97
00:06:24,920 --> 00:06:26,800
‫دیدم که مُرده

98
00:06:28,880 --> 00:06:31,200
‫و بعد، فرار کردم و قایم شدم

99
00:06:33,440 --> 00:06:35,400
‫حتماً وحشت کردی

100
00:06:36,560 --> 00:06:38,519
‫نمی‌دونستم دیگه چی‌کار کنم،

101
00:06:38,520 --> 00:06:40,479
‫پس همون‌طوری مخفی موندم

102
00:06:40,480 --> 00:06:42,519
‫بعد صدای شماها رو شنیدم

103
00:06:42,520 --> 00:06:44,080
‫کارِت واقعاً خوب بود

104
00:06:47,080 --> 00:06:50,399
‫اطلاع داشتی که تو و پدرت ممکنه در خطر باشید؟

105
00:06:50,400 --> 00:06:53,359
‫بابای من هیچ کار اشتباهی نکرد. اون آدم خوبیه

106
00:06:53,360 --> 00:06:56,879
‫برات مهمه؟ که من درباره‌ش چی فکر می‌کنم؟

107
00:06:56,880 --> 00:06:59,799
‫- بله
‫- نگران اینی که بقیه چی فکر می‌کنن؟

108
00:06:59,800 --> 00:07:00,840
‫باشه، خب...

109
00:07:02,720 --> 00:07:04,560
‫چرا خودت درباره‌ش بهم نمی‌گی؟

110
00:07:07,360 --> 00:07:09,160
‫صبیحه، می‌دونم که دردآوره

111
00:07:12,680 --> 00:07:15,439
‫من هم عزیزانم رو از دست داده‌ام.
‫کلی زمان برد تا درباره‌ش حرف بزنم

112
00:07:15,440 --> 00:07:19,760
‫اما این چند ساعت بعدی، خیلی مهمه

113
00:07:22,840 --> 00:07:25,719
‫می‌تونی دربارۀ چند هفتۀ اخیر بهم بگی؟

114
00:07:25,720 --> 00:07:28,879
‫خب، توی پایگاه در وودیان بودید

115
00:07:28,880 --> 00:07:31,720
‫بعد خیلی یهویی برگشتید. چرا؟

116
00:07:34,200 --> 00:07:37,199
‫نمی‌دونم، آم...

117
00:07:37,200 --> 00:07:40,439
‫بابا چند روزی برای یه جلسه رفت دبی و...

118
00:07:40,440 --> 00:07:43,959
‫من بیشتر داخل بودم و تلویزیون
‫تماشا می‌کردم، و وقتی برگشت،

119
00:07:43,960 --> 00:07:47,079
‫گفت برای وقت بیمارستان باید بریم خونه

120
00:07:47,080 --> 00:07:50,439
‫و برای اون وقت بیمارستان
‫حاضر نشد، نه؟ ما اطلاع داریم

121
00:07:50,440 --> 00:07:55,079
‫خب، وقتی به اون کلبه بردت، چی بهت گفت؟

122
00:07:55,080 --> 00:07:56,200
‫هیچی

123
00:07:57,920 --> 00:07:59,759
‫به دوست‌هات چی گفتی؟

124
00:07:59,760 --> 00:08:01,160
‫باهاشون حرف نزدم

125
00:08:02,480 --> 00:08:03,640
‫نزدی؟

126
00:08:04,960 --> 00:08:06,759
‫می‌دونی، من یه دختر دارم،

127
00:08:06,760 --> 00:08:10,559
‫و کل روز سرش تو گوشی‌شه

128
00:08:10,560 --> 00:08:13,719
‫تو... به هیچ‌کس پیام ندادی؟

129
00:08:13,720 --> 00:08:15,320
‫گوشی‌هامون رو نبرده بودیم

130
00:08:17,400 --> 00:08:20,319
‫پس پدرت ازت خواست که
‫گوشی‌ت رو همراهت نیاری؟

131
00:08:20,320 --> 00:08:23,039
‫دیگه چیزی نمی‌دونم. من... معذرت می‌خوام. من...

132
00:08:23,040 --> 00:08:24,519
‫فقط احساس...

133
00:08:24,520 --> 00:08:26,919
‫می‌شه... می‌شه برید؟ نمی...

134
00:08:26,920 --> 00:08:30,080
‫- طوری نیست، طوری نیست. خیلی هم خوبه
‫- آخه...

135
00:08:33,960 --> 00:08:35,559
‫می‌شه دربارۀ امروز صحبت کنیم؟

136
00:08:35,560 --> 00:08:38,520
‫توی چند ساعتِ منتهی به حمله چه اتفاقی افتاد؟

137
00:08:45,000 --> 00:08:47,279
‫آم... بابا مدتی رفته بود

138
00:08:47,280 --> 00:08:48,519
‫چه مدتی؟

139
00:08:48,520 --> 00:08:51,399
‫نمی‌دونم. یه ساعت، شاید هم دو ساعت

140
00:08:51,400 --> 00:08:53,159
‫نمی‌دونم کجا رفت

141
00:08:53,160 --> 00:08:57,959
‫و هیچ چیز دیگه‌ای نگفت
‫که اونجا چی‌کار می‌کنید؟

142
00:08:57,960 --> 00:09:01,280
‫هیچ‌وقت دربارۀ کارش چیزی نمی‌گه چون نمی‌تونه

143
00:09:03,880 --> 00:09:05,520
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

144
00:09:07,160 --> 00:09:09,000
‫یه‌سری عکس می‌خوام نشونت بدم

145
00:09:10,840 --> 00:09:13,520
‫تابه‌حال چیزی شبیه این دیدی؟

146
00:09:14,480 --> 00:09:15,639
‫نه

147
00:09:15,640 --> 00:09:17,079
‫چرا؟

148
00:09:17,080 --> 00:09:19,839
‫- می‌دونی اون چیه؟
‫- نه

149
00:09:19,840 --> 00:09:23,399
‫چیزی با این شکل‌واندازه ندیدی
‫که پدرت نگه‌داری کنه؟

150
00:09:23,400 --> 00:09:25,519
‫بابا هیچ کاری نکرد!

151
00:09:25,520 --> 00:09:28,199
‫اون کشته شده و جوری دارید
‫درباره‌ش حرف می‌زنید که انگار...

152
00:09:28,200 --> 00:09:31,039
‫- من به چیزی متهمش نکردم
‫- پس چه اتفاقی افتاده؟

153
00:09:31,040 --> 00:09:32,800
‫چرا اون چیزها رو نشونم می‌دید؟

154
00:09:35,800 --> 00:09:40,799
‫پدرت روی یک برنامۀ تسلیحاتی آرپَس کار می‌کرد

155
00:09:40,800 --> 00:09:44,319
‫و امروز، اون پهپادها داشت
‫توی اسکاتلند آزمایش می‌شد

156
00:09:44,320 --> 00:09:48,240
‫و یه نفر با استفاده از یکی از اون‌ها
‫چند نفر رو توی میدان آزمایش کشت

157
00:09:50,760 --> 00:09:55,000
‫پدرت به‌عنوان شخصی که اون
آرپَس رو کنترل می‌کرده ‫شناخته شده

158
00:09:56,280 --> 00:09:57,800
‫نه

159
00:09:59,160 --> 00:10:01,039
‫ببین، من پیش‌داوری نمی‌کنم

160
00:10:01,040 --> 00:10:03,920
‫من می‌خوام... می‌خوام برگردم.
‫می‌خوام برگردم وودیان

161
00:10:05,360 --> 00:10:08,000
‫- مطمئن نیستم ممکن باشه
‫- می‌تونی جلوم رو بگیری؟

162
00:10:09,080 --> 00:10:11,159
‫اینجا هیچ کس‌وکاری ندارم.
‫خانوادۀ مامانم اونجاست

163
00:10:11,160 --> 00:10:14,599
‫- می‌خوام... می‌خوام برگردم!
‫- خیلی‌خب، باشه

164
00:10:14,600 --> 00:10:16,360
‫فعلاً تا همین‌جا بسه

165
00:10:18,080 --> 00:10:19,520
‫سعی کن استراحت کنی

166
00:10:36,200 --> 00:10:37,439
‫سلام

167
00:10:37,440 --> 00:10:38,839
‫متشکر

168
00:10:38,840 --> 00:10:40,999
‫- حالت چطوره؟
‫- ناسورم

169
00:10:41,000 --> 00:10:42,599
‫شکی نیست

170
00:10:42,600 --> 00:10:44,159
‫دختر چپمن چطوره؟

171
00:10:44,160 --> 00:10:45,639
‫خسته‌وکوفته

172
00:10:45,640 --> 00:10:47,199
‫عزادار

173
00:10:47,200 --> 00:10:50,039
‫فکر کنم داره یه چیزهایی رو ازم مخفی می‌کنه

174
00:10:50,040 --> 00:10:51,559
‫و می‌خواد برگرده وودیان

175
00:10:51,560 --> 00:10:54,279
‫- می‌تونیم جلوش رو بگیریم؟
‫- فکر نکنم

176
00:10:54,280 --> 00:10:57,479
‫- مگراینکه دستگیرش کنیم. ولی دلیلی براش نداریم
‫- هوم

177
00:10:57,480 --> 00:10:59,839
‫خب، وضعیت موجود؟

178
00:10:59,840 --> 00:11:02,479
‫نیمی از نیروها دارن دنبال قاتل چپمن می‌گردن

179
00:11:02,480 --> 00:11:05,279
‫آقایی که توی میدان نیروی هوایی دستگیر کردیم چی؟

180
00:11:05,280 --> 00:11:07,999
‫آقای زمن؟ اون خیلی همکاری نمی‌کنه

181
00:11:08,000 --> 00:11:09,719
‫الآن داریم همه‌چی رو بررسی می‌کنیم

182
00:11:09,720 --> 00:11:12,519
‫اما تا الآن، ارتباطی بین اون و چپمن نبوده

183
00:11:14,120 --> 00:11:17,319
‫- یه لحظه وقت دارید، قربان؟ به یه چیزی رسیدیم
‫- اوهوم

184
00:11:17,320 --> 00:11:20,319
‫داشتیم داده‌های جی‌پی‌اسی که موقعیت
‫چپمن رو بهمون داد، نگاه می‌کردیم

185
00:11:20,320 --> 00:11:24,080
‫و این تازه از سازندۀ آرپَس برگشته

186
00:11:25,600 --> 00:11:28,120
‫این خط اینجا سیگنال تأخیره

187
00:11:34,320 --> 00:11:35,759
‫خب

188
00:11:35,760 --> 00:11:38,239
‫وقتی با یه آرپَس کار می‌کنی،

189
00:11:38,240 --> 00:11:41,279
‫واحد کنترل‌کننده سیگنالی رو به ماهواره می‌فرسته

190
00:11:41,280 --> 00:11:44,719
‫و ماهواره سیگنال رو دوباره به آرپَس می‌فرسته

191
00:11:44,720 --> 00:11:49,799
‫خب، زمانی که بین ارسال سیگنال ‫و دریافت
آرپَس طول می‌کشه، ‫بهش می‌گن نرخ تأخیر

192
00:11:49,800 --> 00:11:52,759
‫این دو تا از میدان توی داندر کنترل می‌شدن

193
00:11:52,760 --> 00:11:55,319
‫این دو تا از وودیان به پرواز درمی‌اومدن

194
00:11:55,320 --> 00:11:57,559
‫نرخ تأخیر بین دو موقعیت متفاوته،

195
00:11:57,560 --> 00:12:01,279
‫چون داده‌ها باید بیشتر سفر کنن

196
00:12:01,280 --> 00:12:04,079
‫حالا، وقتی چپمن وارد می‌شه

197
00:12:04,080 --> 00:12:06,559
‫و کنترل آرپَس دیکسن رو به دست می‌گیره،

198
00:12:06,560 --> 00:12:09,359
‫انتظار می‌ره که تأخیرش همون‌قدر بمونه،

199
00:12:09,360 --> 00:12:12,159
‫چون چپمن هم از اسکاتلند
‫داره باهاش کار می‌کنه، نه؟

200
00:12:12,160 --> 00:12:13,919
‫تطابق نداره

201
00:12:13,920 --> 00:12:17,959
‫با نرخ تأخیر آرپَسی که از وودیان
‫کنترل می‌شده، تطابق داره

202
00:12:17,960 --> 00:12:19,079
‫بله، دقیقاً

203
00:12:19,080 --> 00:12:22,519
‫پس چرا داده‌های جی‌پی‌اس
‫پیشانه رو توی اسکاتلند نشون داده؟

204
00:12:22,520 --> 00:12:24,359
‫جی‌پی‌اس رو راحت می‌شه دست‌کاری کرد

205
00:12:24,360 --> 00:12:25,799
‫داده‌های تأخیر،

206
00:12:25,800 --> 00:12:27,839
‫اون رو نمی‌شه جعل کنی

207
00:12:27,840 --> 00:12:34,479
‫پس انگار، می‌تونیم به‌طورِقطع بگیم که آرپَسی ‫که اون
حمله رو توی داندر انجام ‫داد، از وودیان کنترل می‌شده؟

208
00:12:34,480 --> 00:12:36,439
‫بله، دقیقاً

209
00:12:36,440 --> 00:12:37,800
‫کار چپمن نبوده

210
00:12:44,920 --> 00:12:48,279
‫ما مدرک داریم که انتونی چپمن
‫آرپَسِ سرکش رو خلبانی نکرده

211
00:12:48,280 --> 00:12:49,959
‫از اسکاتلند خلبانی نشده

212
00:12:49,960 --> 00:12:52,519
‫از جایی در وودیان خلبانی شده

213
00:12:52,520 --> 00:12:55,039
‫یا از پایگاه اونجا، یا همون اطراف

214
00:12:55,040 --> 00:12:56,199
‫غیرممکنه

215
00:12:56,200 --> 00:12:57,319
‫می‌تونیم داده‌ها رو به اشتراک بذاریم

216
00:12:57,320 --> 00:12:59,559
‫اپراتور ماهواره قبلاً تأییدش کرده

217
00:12:59,560 --> 00:13:03,319
‫پس می‌تونید توضیح بدید چرا دربارۀ
‫سرطان‌داشتنش بهمون دروغ گفت؟

218
00:13:03,320 --> 00:13:04,599
‫چرا مخفی شد؟

219
00:13:04,600 --> 00:13:05,999
‫هنوز نه

220
00:13:06,000 --> 00:13:07,600
‫باید از پایگاه توی وودیان بازدید کنیم

221
00:13:08,840 --> 00:13:11,640
‫می‌تونید کمک کنید ترتیبات لازم صورت بگیره؟

222
00:13:15,080 --> 00:13:20,919
‫ببینید، ما عملاً در پایگاه هوایی الشوکه مستأجر هستیم

223
00:13:20,920 --> 00:13:22,199
‫اون منطقۀ وودیانه

224
00:13:22,200 --> 00:13:25,519
‫ما طبق قراردادمون بهشون
‫خدمات ارائه می‌دیم، همین

225
00:13:25,520 --> 00:13:27,359
‫نمی‌تونیم الزامشون کنیم
‫که به شما دسترسی بدن

226
00:13:27,360 --> 00:13:29,399
‫اون‌ها دو تا از افرادشون رو
‫توی داندر از دست دادن

227
00:13:29,400 --> 00:13:31,639
‫مطمئناً دلشون می‌خواد که
‫به تحقیقات کمک کنن

228
00:13:31,640 --> 00:13:34,199
‫خب، خودشون می‌خوان این کار رو بکنن.
‫روش تأکید دارن

229
00:13:34,200 --> 00:13:36,559
‫مطمئنم می‌تونیم متقاعدشون کنیم. هفت نفر مُرده‌ان

230
00:13:36,560 --> 00:13:37,759
‫وظیفۀ ماست که تحقیق کنیم

231
00:13:37,760 --> 00:13:39,679
‫و پایگاه الشوکه بخشی از صحنۀ جرم منه

232
00:13:39,680 --> 00:13:41,679
‫باید از کانال‌های رسمی‌شون بگذریم

233
00:13:41,680 --> 00:13:44,439
‫- ممکنه هفته‌ها طول بکشه
‫- خب، اگه نمی‌تونیم به دسترسی‌ای که

234
00:13:44,440 --> 00:13:47,199
‫فوراً لازم داریم دست پیدا کنیم، پس
‫می‌تونیم به گزینه‌های جایگزین نگاه کنیم

235
00:13:47,200 --> 00:13:52,279
‫آخه واقعاً نمی‌خوام برای دستگیری کل گردان
‫مجبور به درخواست حکم بشم

236
00:13:53,480 --> 00:13:55,279
‫داره شوخی می‌کنه دیگه، نه؟

237
00:13:55,280 --> 00:13:56,959
‫این‌طور فکر نمی‌کنم، نه

238
00:13:56,960 --> 00:13:59,919
‫این قانونیه، جناب ایان؟

239
00:13:59,920 --> 00:14:04,359
‫رابطۀ ما با وودیان درحال‌حاضر بسیار شکننده‌ست

240
00:14:04,360 --> 00:14:07,719
‫تصور نمی‌کنم وزارت امورخارجه مخالفت کنه. اِما؟

241
00:14:07,720 --> 00:14:09,599
‫من کل صبح رو پیش سفیر بوده‌ام

242
00:14:09,600 --> 00:14:12,159
‫اون‌ها از اتفاقی که در داندر افتاده، وحشت کرده‌ان

243
00:14:12,160 --> 00:14:14,639
‫شاید بهتر باشه «اطلاعات»
‫به این مسئله رسیدگی کنه

244
00:14:14,640 --> 00:14:16,519
‫ام‌آی۵ روابط قوی‌ای اونجا داره، مگه نه؟

245
00:14:16,520 --> 00:14:18,839
‫هفت قتل در خاک اسکاتلند

246
00:14:18,840 --> 00:14:20,920
‫پلیس به این مسئله رسیدگی می‌کنه

247
00:14:21,960 --> 00:14:24,039
‫مردها و زن‌هایی که مُردن، همکار بودن

248
00:14:24,040 --> 00:14:26,079
‫صبحی با بعضی از خانواده‌هاشون حرف زدم

249
00:14:26,080 --> 00:14:28,839
‫اگه فکر می‌کنید دارم اخلال به وجود میارم،
‫پس اشتباه فهمیدید

250
00:14:28,840 --> 00:14:32,559
‫حرفم اینه که باید مراقب باشیم تا باعث
‫بروز یه حادثۀ بین‌المللی نشیم

251
00:14:32,560 --> 00:14:35,679
‫دست از پا خطا کنی، می‌بینی که
‫نمی‌تونی به ماشینت بنزین بزنی

252
00:14:35,680 --> 00:14:37,119
‫ماشین من برقیه

253
00:14:37,120 --> 00:14:39,200
‫البته که همین‌طوره

254
00:14:40,200 --> 00:14:44,279
‫ایان، فکر کنم بهتره اطلاعات ام‌آی۵ رو درمیون بذاری،

255
00:14:44,280 --> 00:14:47,599
‫با توافق بر اینکه اطلاعات از این اتاق خارج نشه

256
00:14:47,600 --> 00:14:51,039
‫ما یه‌سری اطلاعات از «اطلاعات» وودیان

257
00:14:51,040 --> 00:14:52,640
‫دربارۀ فیرس زمن داشتیم

258
00:14:53,720 --> 00:14:57,799
‫امروز صبح، وودیانی‌ها از مردی
‫به‌اسم محمد رجب حرف زدن

259
00:14:57,800 --> 00:15:00,399
‫خب اون قبلاً به‌اتهام تروریسم
‫در زندان اونجا بود

260
00:15:00,400 --> 00:15:04,279
‫آقای رجب ارتباطش با آقای زمن
‫و جبهه‌الحریه رو تأیید کرد

261
00:15:04,280 --> 00:15:07,479
‫همچنین وجود یک توطئه رو تأیید کرد،

262
00:15:07,480 --> 00:15:11,919
‫که هدفش برهم‌زدن روابط بریتانیا و وودیان بود

263
00:15:11,920 --> 00:15:14,839
‫محمد رجب. توی تحقیقات ما اسمش مطرح شده

264
00:15:14,840 --> 00:15:17,119
‫واقعاً؟ چطور؟

265
00:15:17,120 --> 00:15:20,359
‫دکتره، نه؟ چندتا نسخه برای آقای زمن نوشته

266
00:15:20,360 --> 00:15:22,119
‫و آقای زمن توضیحی نداشت
‫که چرا اون‌ها رو داره

267
00:15:22,120 --> 00:15:25,079
‫- ما باید اون‌ها رو ببینیم
‫- البته

268
00:15:25,080 --> 00:15:28,559
‫ما فکر می‌کنیم اون‌ها احتمالاً روشی
‫برای انتقال پیغام‌های رمزی بوده

269
00:15:28,560 --> 00:15:30,239
‫خب، ما... توی این مسائل تبحر داریم

270
00:15:30,240 --> 00:15:32,159
‫یه آدرس روی نسخه خورده

271
00:15:32,160 --> 00:15:33,679
‫بهارات وود

272
00:15:33,680 --> 00:15:38,040
‫اون موقعیت ارتباطی با مخالفان جبهه‌الحریه داره؟

273
00:15:42,840 --> 00:15:45,880
‫- بررسی‌ش می‌کنیم. البته
‫- من رو در جریان می‌ذارید؟

274
00:15:47,200 --> 00:15:51,999
‫مارکوس، به‌نظرم همکاری
‫هم ممکن و هم لازمه

275
00:15:52,000 --> 00:15:55,799
‫اگه نیاز به صرفِ سرمایۀ سیاسیه، اون‌وقت، می‌دونی،

276
00:15:55,800 --> 00:15:57,480
‫الآن وقتشه

277
00:16:01,080 --> 00:16:02,759
‫باید یه چیزی بهشون بدیم

278
00:16:02,760 --> 00:16:05,439
‫یه وزیر که از وودیانی‌ها
‫اعلام حمایت عمومی بکنه،

279
00:16:05,440 --> 00:16:08,999
‫یه همچین چیزی. درغیراین‌صورت، بسیار... سخت می‌شه

280
00:16:09,000 --> 00:16:10,599
‫ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

281
00:16:10,600 --> 00:16:13,000
‫ترتیبات لازم رو انجام می‌دم

282
00:16:14,480 --> 00:16:15,879
‫ممنون

283
00:16:15,880 --> 00:16:17,839
‫امشب یه پرواز رزرو می‌کنم

284
00:16:17,840 --> 00:16:21,799
‫همکارانتون می‌تونن یه مصاحبه
‫با محمد رجب رو برام ترتیب بدن؟

285
00:16:21,800 --> 00:16:23,919
‫گاماس‌گاماس

286
00:16:23,920 --> 00:16:25,080
‫البته

287
00:16:27,320 --> 00:16:28,800
‫چند روز بیشتر نیست

288
00:16:30,720 --> 00:16:32,039
‫نمی‌فهمم

289
00:16:32,040 --> 00:16:34,080
‫قبلاً هم به‌خاطر کار بیرون بوده‌ام، مشکلی نبوده

290
00:16:35,320 --> 00:16:38,240
‫اونجا برای یه‌عالمه چیزها
‫آدم رو اعدام می‌کنن

291
00:16:41,320 --> 00:16:44,400
‫هر چیزی که توی اینترنت می‌خونی رو باور نکن، پاپس

292
00:16:46,920 --> 00:16:49,680
‫دارم یه دختر جوون رو با خودم برمی‌گردونم اونجا

293
00:16:50,960 --> 00:16:52,479
‫زیاد با هم اختلاف‌سنی ندارید

294
00:16:52,480 --> 00:16:53,960
‫باید اونجا مستقرش کنم

295
00:16:55,280 --> 00:16:57,320
‫اونجا گِی‌ها رو زندانی می‌کنن

296
00:16:59,880 --> 00:17:06,240
‫می‌دونم، ولی من یه وظیفه دارم و خیلی
برام مهمه که ‫به‌نحوِاحسن انجامش بدم

297
00:17:08,120 --> 00:17:10,479
‫و درهرصورت، کرستن باید اینجا بمونه،

298
00:17:10,480 --> 00:17:13,400
‫- پس اون‌طوری هم نیست که بخوام برم زنی رو ببوسم...
‫- بسه!

299
00:17:28,960 --> 00:17:33,160
‫فکر می‌کنه قراره به‌خاطر شرکت توی
یه ‫اُرجی خشن لزبین‌ها دستگیرم کنن

300
00:17:34,280 --> 00:17:37,360
‫خب، من هم همچین نگرانی‌ای دارم

301
00:17:43,640 --> 00:17:45,079
‫چه خبر؟

302
00:17:45,080 --> 00:17:49,080
‫خب، داریم احتمال همدستی چپمن
‫با یه گروه مخالف رو بررسی می‌کنیم

303
00:17:51,040 --> 00:17:53,159
‫و بعد می‌کُشنش؟

304
00:17:53,160 --> 00:17:56,599
‫خب، اون کمکشون می‌کنه به
‫برنامۀ آرپَس دسترسی پیدا کنن

305
00:17:56,600 --> 00:17:59,079
‫و می‌کُشنش تا حرف نزنه

306
00:17:59,080 --> 00:18:02,840
‫یا دودل می‌شه و فرار می‌کنه،
‫اون‌ها هم می‌افتن دنبالش

307
00:18:03,800 --> 00:18:05,199
‫نمی‌دونم

308
00:18:05,200 --> 00:18:07,640
‫می‌خوام سعی کنم به یکی از زندانی‌ها دست پیدا کنم

309
00:18:09,080 --> 00:18:10,520
‫مراقب خودت هستی که، نه؟

310
00:18:12,200 --> 00:18:14,719
‫قراره دورتادورم افراد مسلح باشن

311
00:18:14,720 --> 00:18:16,560
‫چیزی‌م نمی‌شه

312
00:18:20,960 --> 00:18:25,439
‫می‌دونی، وقتی نیستم، می‌شه یه بار دیگه به

313
00:18:25,440 --> 00:18:28,480
‫کنارکشیدن از وظایف پُرمسئولیت فکر کنی؟

314
00:18:30,200 --> 00:18:31,519
‫نه

315
00:18:31,520 --> 00:18:34,960
‫ولی، خب، مهربونی‌ت رو می‌رسونه که پرسیدی

316
00:18:38,080 --> 00:18:39,520
‫دلم برات تنگ می‌شه

317
00:18:41,160 --> 00:18:42,680
‫من هم همین‌طور

318
00:19:13,600 --> 00:19:15,719
‫چرا داری به اون نگاه می‌کنی؟

319
00:19:15,720 --> 00:19:17,600
‫فقط دارم تحقیقاتم رو می‌کنم

320
00:19:19,600 --> 00:19:22,319
‫- می‌شناسی‌ش؟
‫- نه

321
00:19:22,320 --> 00:19:25,280
‫یعنی می‌دونم کیه، ولی کسی رو
‫اونجا به‌اون‌صورت نمی‌شناسم

322
00:19:26,880 --> 00:19:29,919
‫تمام مدت که نباید توی اتاق‌خواب
‫نگهت داشته باشن

323
00:19:29,920 --> 00:19:32,239
‫آره، می‌ذارن توی همۀ
‫مأموریت‌ها شرکت کنم

324
00:19:32,240 --> 00:19:33,800
‫پشت هلیکوپتر نشستم

325
00:19:35,480 --> 00:19:36,960
‫پدرت چی؟

326
00:19:38,080 --> 00:19:40,520
‫اونجا دوستی داشت یا فقط کار؟

327
00:19:41,840 --> 00:19:43,559
‫شده اصلاً با کسی صرفاً حرف بزنی؟

328
00:19:43,560 --> 00:19:45,279
‫آره!

329
00:19:45,280 --> 00:19:46,840
‫نه، این‌طور نیست

330
00:19:48,360 --> 00:19:49,720
‫خیلی‌خب

331
00:19:51,800 --> 00:19:53,599
‫دربارۀ چی می‌خوای حرف بزنی؟

332
00:19:53,600 --> 00:19:55,079
‫هیچی

333
00:19:55,080 --> 00:19:56,159
‫ولی لااقل بلدم چطوری

334
00:19:56,160 --> 00:19:58,559
‫از شش‌سالگی پنج تا مدرسۀ

335
00:19:58,560 --> 00:20:01,839
‫- بین‌المللی مختلف رفته‌ام. حرف‌زدن رو یاد می‌گیری
‫- شش‌سالگی؟

336
00:20:01,840 --> 00:20:03,000
‫سن کمیه

337
00:20:05,360 --> 00:20:06,640
‫مامانم فوت کرد

338
00:20:08,880 --> 00:20:10,320
‫از مدرسه خوشت میاد؟

339
00:20:12,200 --> 00:20:14,679
‫دیگه... می‌خوام یه‌کم بگیرم بخوابم

340
00:20:14,680 --> 00:20:16,920
‫مرسی از گپ‌وگفت. عالی بود

341
00:20:18,400 --> 00:20:20,840
‫چیزی هست که بخوای ازم بپرسی؟

342
00:20:24,160 --> 00:20:27,159
‫به‌نظرت یه نفر توی اون پایگاه
‫کمک کرده بابام رو بکُشن؟

343
00:20:27,160 --> 00:20:30,440
‫- واسه همین داری می‌ری اونجا؟
‫- نمی‌دونم

344
00:20:33,840 --> 00:20:35,159
‫عاشق وودیان می‌شی

345
00:20:35,160 --> 00:20:37,759
‫اونجا هم هیچ‌کس حقیقت رو نمی‌گه

346
00:20:50,760 --> 00:20:52,000
‫سام‌علیک، همکار

347
00:20:54,480 --> 00:20:56,159
‫کمکی از دستم برمیاد؟

348
00:20:56,160 --> 00:20:58,720
‫آره، هدف اصلی همینه

349
00:20:59,720 --> 00:21:01,239
‫من هم کمکت می‌کنم

350
00:21:01,240 --> 00:21:03,120
‫قراره با هم کار کنیم

351
00:21:04,040 --> 00:21:05,799
‫چی، منصوب شدی که...؟

352
00:21:05,800 --> 00:21:08,359
‫ما منصوب شدیم که با هم باشیم

353
00:21:08,360 --> 00:21:12,239
‫جالبه، من نمی‌دونستم شماها
‫مقابله‌باتروریسم هم انجام می‌دید

354
00:21:12,240 --> 00:21:14,479
‫با خودم گفتم «پلیس متروپولیتن» رو میارن
‫[ یکی از شعبه‌هایش ضدتروریست است ]

355
00:21:14,480 --> 00:21:16,599
‫اوه، دیگه لازم نیست وقتی شما اینجایی

356
00:21:16,600 --> 00:21:18,359
‫احسنت

357
00:21:18,360 --> 00:21:23,359
‫خب، داشتم نسخه‌هایی که توی آپارتمان
آقای زمن ‫پیدا کردید رو بررسی می‌کردم

358
00:21:23,360 --> 00:21:25,759
‫ممکنه یه چیز جالب برات پیدا کرده باشم

359
00:21:25,760 --> 00:21:27,799
‫۲۱، ۵، ۲۳

360
00:21:27,800 --> 00:21:29,440
‫- ۲۱اُم مه
‫- آره

361
00:21:30,480 --> 00:21:32,639
‫- اون تاریخ حمله‌ست
‫- دقیقاً

362
00:21:32,640 --> 00:21:34,879
‫ولی اگه به بعدی نگاه کنی...

363
00:21:34,880 --> 00:21:36,919
‫فقط تاریخ این آزمایش نیست

364
00:21:36,920 --> 00:21:41,200
‫با تک‌تک آزمایش‌های مهم گردان ۱۰۹
‫در شش ماه گذشته مطابقت دارن

365
00:21:43,280 --> 00:21:46,599
‫پس یه نفر از پایگاه داره به یه
‫گروه تروریستی اطلاعات می‌ده؟

366
00:21:46,600 --> 00:21:48,080
‫این‌طور به نظر میاد، آره

367
00:21:49,280 --> 00:21:51,600
‫خب، کجا ناهارش خوبه؟

368
00:21:57,200 --> 00:21:59,199
‫راستی دیگه به اون نیازی نیست

369
00:21:59,200 --> 00:22:01,279
‫خب، بهم گفتن بپوشمش

370
00:22:01,280 --> 00:22:02,759
‫پادشاه قوانین رو شُل کرد

371
00:22:02,760 --> 00:22:04,079
‫دیگه تصمیم با خود آدمه

372
00:22:04,080 --> 00:22:05,480
‫خیلی‌خب

373
00:22:06,640 --> 00:22:07,879
‫فقط حیف که تمام کسایی

374
00:22:07,880 --> 00:22:10,080
‫که برای اون حقوق جنگیدن، هنوز زندانی‌ان

375
00:22:11,685 --> 00:22:15,247
« کرستن: ام‌آی۵ جدی‌جدی به‌دردبخوره. دلم برات تنگ شده سربازرس »

376
00:22:21,600 --> 00:22:23,319
‫خانم سیلوا و خانم چپمن؟

377
00:22:23,320 --> 00:22:24,560
‫بله

378
00:22:25,720 --> 00:22:27,080
‫دنبالم میاید، لطفاً؟

379
00:22:36,080 --> 00:22:38,599
‫چیز به‌خصوصی هست
‫که دنبالش می‌گردید؟

380
00:22:38,600 --> 00:22:41,199
‫دنبال چی باید باشه، هوم؟

381
00:22:41,200 --> 00:22:44,599
‫نمی‌دونم، ما مثل بقیه از حراست رد شدیم

382
00:22:44,600 --> 00:22:46,240
‫فقط می‌خوام کمک کنم

383
00:22:50,000 --> 00:22:52,240
‫اون مرطوب‌کننده‌مه

384
00:22:58,320 --> 00:22:59,480
‫...اِیمی سیلوا

385
00:23:05,040 --> 00:23:06,479
‫عصر به‌خیر

386
00:23:06,480 --> 00:23:09,280
‫گویا کسانی که متعلق به
‫من هستن، پیش شمان

387
00:23:16,440 --> 00:23:19,559
‫شرمنده که معطل شدید. باید فکرش رو می‌کردم

388
00:23:19,560 --> 00:23:23,239
‫آره، انگار قرار بود یه روز طولانی
‫در پیش داشته باشیم

389
00:23:23,240 --> 00:23:26,760
‫رژیم دوست داره بهمون یادآوری کنه که رئیس کیه

390
00:23:54,320 --> 00:23:56,320
‫الآن رئیس تویی؟

391
00:23:57,320 --> 00:23:59,040
‫کم‌کم دارم آماده می‌شم

392
00:24:00,400 --> 00:24:02,760
‫بابا هیچ‌وقت دنبال کسی نمی‌رفت فرودگاه

393
00:24:04,080 --> 00:24:05,679
‫این‌طور نیست

394
00:24:05,680 --> 00:24:07,960
‫همیشه دنبال تو می‌اومد، مگه نه؟

395
00:24:18,320 --> 00:24:21,479
‫- قضیه چیه؟
‫- دارن تدابیر امنیتی رو شدیدتر می‌کنن

396
00:24:21,480 --> 00:24:24,559
‫دیگه هر وسیلۀ نقلیه رو
‫بررسی کامل می‌کنن

397
00:24:56,200 --> 00:24:58,199
‫سربازرس سیلوا، درسته؟

398
00:24:58,200 --> 00:25:01,719
‫- سلام
‫- ایشون سرهنگ بلالی، فرماندۀ پایگاه الشوکه‌ان

399
00:25:01,720 --> 00:25:04,799
‫- به‌محض استقرارتون، صحبت دربارۀ پرونده‌تون کمک‌کننده خواهد بود
‫- حتماً

400
00:25:04,800 --> 00:25:07,759
‫قربان، اگه بشه پیشنهاد می‌کنم
‫تا اتمام عملیات امروز صبر کنیم

401
00:25:07,760 --> 00:25:10,680
‫- می‌تونیم واسه فردا ترتیب بدیم
‫- امروز بهتره

402
00:25:12,160 --> 00:25:14,360
‫آجودانم مقدمات رو ترتیب می‌ده

403
00:25:16,000 --> 00:25:17,799
‫اوه، صبیحه

404
00:25:17,800 --> 00:25:19,519
‫نمی‌دونم چی بگم

405
00:25:19,520 --> 00:25:21,040
‫تسلیت می‌گم

406
00:25:23,800 --> 00:25:26,759
‫- ساک صبی رو ببرید. ۲۰ دقیقه دیگه گزارش بدیذ
‫- بله، خانم

407
00:25:26,760 --> 00:25:28,239
‫باید اقامتگاه فرماندۀ پرواز

408
00:25:28,240 --> 00:25:30,999
‫- چپمن رو بررسی کنم قبل از اینکه...
‫- قبلاً انجام شده

409
00:25:31,000 --> 00:25:32,599
‫تفتیش کامل. هیچی پیدا نشد

410
00:25:32,600 --> 00:25:34,800
‫اگه می‌خوای همراهم بیاید، اطلاعات
‫توجیهی رو در اختیارتون می‌ذارم

411
00:25:47,720 --> 00:25:50,400
‫درحال‌حاضر از دفتر فرماندۀ
‫پرواز چپمن استفاده می‌کنم

412
00:25:51,640 --> 00:25:53,039
‫بفرمایید بشینید

413
00:25:54,400 --> 00:25:57,039
‫باید صبی رو به بریتانیا برگردونید

414
00:25:57,040 --> 00:25:59,599
‫سرهنگ بلالی هیچ‌وقت نباید این اجازه رو می‌داد

415
00:25:59,600 --> 00:26:02,439
‫فقط این نیست که یه خردسالِ
‫بدون همراه در یه پایگاه هواییه،

416
00:26:02,440 --> 00:26:03,919
‫اگرچه این هم... خودش مشکله،

417
00:26:03,920 --> 00:26:05,599
‫اینجا اوضاع خوبی نخواهد داشت

418
00:26:05,600 --> 00:26:06,999
‫عصبانی و عزاداره

419
00:26:07,000 --> 00:26:08,919
‫بدخلقی می‌کنه و این کشوری نیست

420
00:26:08,920 --> 00:26:11,439
‫که دخترهای نوجوون بتونن
‫از زیر بدرفتاری قسر در برن

421
00:26:11,440 --> 00:26:14,279
‫ازنظر قانونی بزرگ‌سال محسوب می‌شه،
‫پس درواقع، به خودش بستگی داره

422
00:26:14,280 --> 00:26:16,799
‫ولی... هر کار بتونم می‌کنم

423
00:26:16,800 --> 00:26:17,879
‫ممنون

424
00:26:17,880 --> 00:26:19,319
‫خب، از ما چی می‌خواید؟

425
00:26:19,320 --> 00:26:21,519
‫می‌شه مصاحبۀ خلبان‌ها رو برنامه‌ریزی کنیم؟

426
00:26:21,520 --> 00:26:23,879
‫باید با ستوان پرواز کلوم بارکر و

427
00:26:23,880 --> 00:26:25,079
‫کاپیتان سم کادر صحبت کنم

428
00:26:25,080 --> 00:26:28,039
‫مگه فرماندۀ پرواز چپمن مسئول این اتفاق شناخته نشد؟

429
00:26:28,040 --> 00:26:29,799
‫نه، این‌طور نیست

430
00:26:29,800 --> 00:26:31,319
‫گزارشات جی‌پی‌اس جعلی بودن

431
00:26:31,320 --> 00:26:32,799
‫احتمالاً برای چپمن پاپوش دوختن

432
00:26:32,800 --> 00:26:35,719
‫ما شواهدی پیدا کردیم مبنی‌بر اینکه
‫گروهی به‌اسم جبهه‌الحریه

433
00:26:35,720 --> 00:26:38,439
‫اطلاعاتی دربارۀ برنامۀ تسلیحاتی شما دریافت کرده‌ان

434
00:26:38,440 --> 00:26:40,760
‫به‌احتمالِ‌قوی از اینجا درز کرده

435
00:26:46,840 --> 00:26:48,719
‫دراین‌باره توجیه نشده بودم

436
00:26:48,720 --> 00:26:50,759
‫خب، تصور می‌کنم که خواهید شد

437
00:26:50,760 --> 00:26:54,719
‫خب، چطور مردم رو به خائن‌بودن متهم می‌کنید،

438
00:26:54,720 --> 00:26:56,479
‫جوری که روحیه‌بخش باشه؟

439
00:26:56,480 --> 00:26:57,999
‫من روی مسائل حساسم

440
00:26:58,000 --> 00:27:00,239
‫قبلاً هم تجربۀ کارکردن با ارتش رو داشته‌ام

441
00:27:00,240 --> 00:27:02,239
‫بله، شنیدم. یه زیردریایی کلاس ونگارد

442
00:27:02,240 --> 00:27:03,719
زیردریایی بزرگ بومی

443
00:27:03,720 --> 00:27:05,680
‫آره، درسته

444
00:27:07,360 --> 00:27:08,720
‫این فرق داره

445
00:27:10,560 --> 00:27:12,200
‫ما در معرض دیدیم

446
00:27:13,960 --> 00:27:15,959
‫می‌تونم بارکر رو در دسترس قرار بدم

447
00:27:15,960 --> 00:27:18,239
‫اما کادر از نیروی هوایی نیست، پس پیچیده‌تره

448
00:27:18,240 --> 00:27:21,079
‫- کادر عضوی از گردانه؟
‫- این یه پروژۀ مشترکه

449
00:27:21,080 --> 00:27:25,119
‫بریتانیا، وودیان، و توسعه‌دهنده، آلبن-اکس

450
00:27:25,120 --> 00:27:27,959
‫دررابطه‌با کادر باید با سرهنگ بلالی صحبت کنید،

451
00:27:27,960 --> 00:27:29,639
‫ازاونجایی‌که اون ملیت وودیانی داره

452
00:27:29,640 --> 00:27:32,759
‫و آدم اصلی در آلبن-اکس برای صحبت‌کردن...؟

453
00:27:32,760 --> 00:27:35,119
‫وز هارپر، مهندس ارشد نرم‌افزار

454
00:27:35,120 --> 00:27:36,319
‫موقع تماس همراهمون بود

455
00:27:36,320 --> 00:27:38,279
‫ولی من فرمانده‌ش نیستم

456
00:27:38,280 --> 00:27:40,919
‫ما همه اینجا دراصل پیمانکار فرعی هستیم

457
00:27:40,920 --> 00:27:43,000
‫- حقیقتش همینه
‫- دراِزای دستمزد؟

458
00:27:45,880 --> 00:27:48,039
‫بله، ولی مسئله پول نیست

459
00:27:48,040 --> 00:27:50,679
‫بلکه مهرۀ ارزشمندی تلقی بشیم

460
00:27:50,680 --> 00:27:53,959
‫تسلیحات بریتانیا با حمایت
‫نیروی هوایی بریتانیا تحویل داده شد

461
00:27:53,960 --> 00:27:57,159
‫اگه ما اینجا نبودیم، نیروی هوایی
‫وودیان به بن‌بست می‌خورد،

462
00:27:57,160 --> 00:27:59,999
‫پس باور کنید، اگه این عملیات‌ها رو به مخاطره بندازید،

463
00:28:00,000 --> 00:28:01,719
‫ویزاتون در یه چشم‌به‌هم‌زدن باطل می‌شه

464
00:28:01,720 --> 00:28:04,879
‫خب، سعی می‌کنم باعث حادثۀ دیپلماتی نشم

465
00:28:04,880 --> 00:28:08,719
‫- با شما هم باید صحبت کنم
‫- جانم؟

466
00:28:08,720 --> 00:28:11,280
‫فقط محض مشخص‌شدن حرکاتتون موقع حمله

467
00:28:12,240 --> 00:28:13,919
‫خب، گزارشم دستتونه

468
00:28:13,920 --> 00:28:16,119
‫اگه دنبال سندِ عدم‌حضورهنگام‌وقوع‌جرم هستید،

469
00:28:16,120 --> 00:28:19,720
‫اون‌وقت می‌تونید از بینِ
‫نصف گردان انتخاب کنید

470
00:28:20,840 --> 00:28:24,279
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- اگه چیزی دربارۀ جبهه‌الحریه مطرح شد...

471
00:28:24,280 --> 00:28:26,000
‫بله، اطلاع می‌دم. متوجهم

472
00:28:27,120 --> 00:28:30,359
‫ستوان پرواز کلوم بارکر پس. ساعت ۶ عصر خوبه؟

473
00:28:30,360 --> 00:28:33,199
‫تا ۶ صبح مأموریت شبانه بودیم، پس اکثر خلبان‌ها

474
00:28:33,200 --> 00:28:36,039
‫گرفتن خوابیدن. می‌گم اقامتگاهتون رو بهتون نشون بدن

475
00:28:36,040 --> 00:28:37,799
‫وقتی در دسترس بودن، خبرتون می‌کنم

476
00:28:37,800 --> 00:28:40,440
‫ازشون خواسته‌ام یه اتاق با
‫چشم‌انداز خوب بهتون بدن

477
00:28:48,160 --> 00:28:50,759
‫مالک ونی که تیرانداز استفاده کرده رو پیدا کردیم

478
00:28:50,760 --> 00:28:52,279
‫پلاک رو کنده بود،

479
00:28:52,280 --> 00:28:54,999
‫اما موقعی که ماشین رها شد،
‫قبلاً گزارش سرقت شده بود

480
00:28:55,000 --> 00:28:57,639
‫آرلین رویس، ۲۶ساله

481
00:28:57,640 --> 00:29:00,439
‫نظافتچیه، هیچ سابقه‌ای چیزی نداره

482
00:29:00,440 --> 00:29:03,079
‫از دیدار والدینش توی فورت ویلیام برگشته،

483
00:29:03,080 --> 00:29:05,719
‫متوجه شده که ون نیست، درجا گزارش داده

484
00:29:05,720 --> 00:29:07,759
‫این تفنگیه که استفاده کرده

485
00:29:07,760 --> 00:29:10,119
‫پارکر-هیل‌ـه

486
00:29:10,120 --> 00:29:11,559
‫مدل قدیمیه

487
00:29:11,560 --> 00:29:12,959
‫ظرفیت خشابش پنج فشنگه

488
00:29:12,960 --> 00:29:16,199
‫خبر خوب اینه که مالک لولۀ تفنگ رو
‫با SmartWater علامت‌گذاری کرده

489
00:29:16,200 --> 00:29:18,159
‫پس دقیقاً می‌دونیم از کجا اومده

490
00:29:18,160 --> 00:29:19,640
‫شهرک صنعتی لاخدون

491
00:29:20,720 --> 00:29:23,759
‫کسی می‌خواد حدس بزنه
‫آرلین کجا نظافت می‌کنه؟

492
00:29:23,760 --> 00:29:25,919
‫- شهرک صنعتی لاخدون؟
‫- خودشه

493
00:29:25,920 --> 00:29:28,480
‫لانگکر، فکر کنم این‌یکی مال خودته

494
00:29:31,400 --> 00:29:33,680
‫و همین‌طور آقای رمزی، البته

495
00:29:37,360 --> 00:29:39,879
‫اکثر جاهای دنیا، اگه بخوای کسی رو بکُشی،

496
00:29:39,880 --> 00:29:42,239
‫بهتره که یه آدم محلی رو اجیر کنی

497
00:29:42,240 --> 00:29:45,319
‫وقتی می‌تونی همین‌جوری به یه ابله پنج‌هزار تا بدی،
‫چرا ریسک کنی و یه جاسوس رو پای کار بذاری؟

498
00:29:45,320 --> 00:29:48,079
‫خب، بَدی‌ش برای ما اینه که وقتی بگیری‌ش،

499
00:29:48,080 --> 00:29:49,599
‫یارو از هیچی خبر نداره

500
00:29:49,600 --> 00:29:51,919
‫یه نفر اجیرش کرده. بن‌بست

501
00:29:51,920 --> 00:29:53,839
‫تو فکر می‌کنی این آدم همین‌طوریه؟

502
00:29:53,840 --> 00:29:56,319
‫یه کار پنج‌هزارتایی که توی
‫دارک‌وب صورت گرفته؟

503
00:29:56,320 --> 00:29:57,800
‫برای گفتن خیلی زوده

504
00:29:59,680 --> 00:30:01,039
‫مثل کیمیا می‌مونه

505
00:30:03,240 --> 00:30:06,919
‫ببین، کل حرفم اینه که اگه
‫صبیحه رو با تیر دومش بکُشه،

506
00:30:06,920 --> 00:30:09,079
‫یه‌عالم وقت داره که تفنگ رو گم‌وگور کنه،

507
00:30:09,080 --> 00:30:10,519
‫با ماشین گاز رو بگیره و ون رو ول کنه

508
00:30:10,520 --> 00:30:13,599
‫ازطرف‌دیگه، یه تفنگ با خشاب محدود برداشته،

509
00:30:13,600 --> 00:30:16,199
‫تیر دومش خطا می‌ره و نقشۀ کمکی نداشته

510
00:30:16,200 --> 00:30:18,599
‫من که بهش نمرۀ ۱۶ می‌دم

511
00:30:18,600 --> 00:30:20,159
‫تو چی؟

512
00:30:20,160 --> 00:30:22,319
‫خب، اون می‌خواست من و اِیمی رو بکُشه،

513
00:30:22,320 --> 00:30:24,920
‫پس هنوز آمادگی‌ش رو ندارم که ازش تعریف‌وتمجید کنم

514
00:30:43,000 --> 00:30:46,080
‫- هی، جایی هست که بتونم نوشیدنی درست کنم؟
‫- آره، از اونجا

515
00:31:21,880 --> 00:31:26,239
‫کاپیتان سم کادر؟ سربازرس اِیمی سیلوا

516
00:31:26,240 --> 00:31:28,559
‫ببخشید، من باید داخل باشم

517
00:31:28,560 --> 00:31:30,039
‫قراره یه عملیات رو شروع کنیم

518
00:31:30,040 --> 00:31:32,719
‫پس توی مأموریت دیشب حضور نداشتید؟

519
00:31:32,720 --> 00:31:34,359
‫کدوم مأموریت؟

520
00:31:34,360 --> 00:31:35,679
‫اوه، اشتباه از من بود

521
00:31:35,680 --> 00:31:37,720
‫فکر می‌کردم گردان تا ۶ صبح کار می‌کردن؟

522
00:31:39,480 --> 00:31:40,759
گویا نه

523
00:31:40,760 --> 00:31:42,000
‫خواهش می‌کنم

524
00:31:56,240 --> 00:31:58,240
‫انگار قراره وارد بشیم

525
00:32:00,560 --> 00:32:03,280
‫سربازها در حال نزدیک‌شدن به موقعیت

526
00:32:04,560 --> 00:32:06,159
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

527
00:32:06,160 --> 00:32:09,200
‫- آلفا یک به مرکز. تأیید شد
‫- در حال نزدیک‌شدن به بهارات وود

528
00:32:17,960 --> 00:32:20,599
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- گفتید خلبان‌ها خوابن

529
00:32:20,600 --> 00:32:22,239
‫مجبور شدم بیدارشون کنم

530
00:32:22,240 --> 00:32:24,359
‫چه سریع

531
00:32:24,360 --> 00:32:27,519
‫دارید علیه جبهه‌الحریه
‫عملیات انجام می‌دید؟

532
00:32:27,520 --> 00:32:29,639
‫گفتی اگه با مخالفان ارتباطی صورت بگیره،

533
00:32:29,640 --> 00:32:32,199
‫بهم خبر می‌دی. این به تحقیقات من مربوطه

534
00:32:32,200 --> 00:32:34,879
‫ما در حال ارائۀ پشتیبانی عملیاتی به مأموریت وودیانی

535
00:32:34,880 --> 00:32:38,199
‫- برای دستگیری شهروندهای وودیانی هستیم
‫- به هرکسی که دستگیر می‌کنن باید دسترسی داشته باشم

536
00:32:38,200 --> 00:32:40,239
‫متأسفم، ولی این عملیات من نیست

537
00:32:40,240 --> 00:32:42,879
‫و در جایگاهی نیستم که
‫اقدامات وودیانی رو افشا کنم

538
00:32:42,880 --> 00:32:44,519
‫توی بهارات وود هستید؟

539
00:32:44,520 --> 00:32:45,679
‫نمی‌تونم افشاش کنم

540
00:32:45,680 --> 00:32:47,159
‫نیازی نیست. خودم چشم دارم

541
00:32:47,160 --> 00:32:50,279
‫این خونه به‌وسیلۀ تحقیقات من شناسایی شد

542
00:32:50,280 --> 00:32:52,879
‫«اطلاعات» فکر می‌کنه جبهه‌الحریه
‫داره ازش استفاده می‌کنه؟

543
00:32:52,880 --> 00:32:55,399
‫برای بار آخر و باکمال‌احترام،

544
00:32:55,400 --> 00:32:57,599
‫من در جایگاهی نیستم که دربارۀ
‫عملیات‌های وودیان بهتون اطلاعات بدم

545
00:32:57,600 --> 00:33:00,519
‫الآن باید روی مأموریت تمرکز کنم.
‫می‌تونید بمونید و تماشا کنید

546
00:33:00,520 --> 00:33:03,159
‫ما چیزی برای مخفی‌کردن نداریم.
‫اگه همین‌طور مزاحم بشید،

547
00:33:03,160 --> 00:33:04,999
‫به‌طرف اتاقتون راهنمایی می‌شید

548
00:33:06,840 --> 00:33:08,160
‫منطقه امنه

549
00:33:13,480 --> 00:33:14,719
‫آماده باشید

550
00:33:14,720 --> 00:33:16,959
‫از رهبر تیم آلفا یک به مرکز

551
00:33:16,960 --> 00:33:18,479
‫خروجی‌ها و ورودی‌ها رو بررسی کنید

552
00:33:18,480 --> 00:33:21,000
‫حرکت به‌سمت موقعیت،
‫در حال نزدیک‌شدن از ضلع جنوبی

553
00:33:22,360 --> 00:33:26,159
‫خانم، حواس‌ها به تمام خروجی‌ها.
‫وسیلۀ نقلیه‌ای در موقعیت نیست

554
00:33:26,160 --> 00:33:28,159
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

555
00:33:28,160 --> 00:33:30,199
‫جاده‌های اطراف امنه، غیرنظامی رؤیت نمی‌شه

556
00:33:30,200 --> 00:33:32,639
‫- دریافت شد، مرکز
‫- در حال نزدیک‌شدن به خودرو

557
00:33:32,640 --> 00:33:34,279
‫وارد می‌شیم

558
00:33:34,280 --> 00:33:36,320
‫خانم، وارد ملک شدن

559
00:33:38,440 --> 00:33:39,799
‫تیم زمینی داخله

560
00:33:39,800 --> 00:33:41,959
‫تأیید شد. رؤیت می‌شه

561
00:33:48,840 --> 00:33:50,439
‫داخل خونه تیراندازی شد

562
00:33:52,240 --> 00:33:55,359
‫از دلتا سه به مرکز، دو رزمنده داخل منزل قرار دارن

563
00:33:55,360 --> 00:33:58,880
‫تیم زمینی دو رزمنده رو داخل ملک تأیید کرد

564
00:34:00,640 --> 00:34:04,159
‫دلتا ۲-۱ صحبت می‌کنه. فعالیت در پشت ملک

565
00:34:04,160 --> 00:34:07,479
‫- کجا؟
‫- رزمندۀ احتمالی دشمن. تصویر واضح نیست

566
00:34:07,480 --> 00:34:10,759
‫چطوری از دستمون در رفت؟ گفتم:
‫«حواس‌ها به تمام خروجی‌ها»

567
00:34:10,760 --> 00:34:13,079
‫- فرماندۀ نوامبر، گزارش
‫- بله، خانم

568
00:34:13,080 --> 00:34:14,759
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

569
00:34:14,760 --> 00:34:16,759
‫در پشت منزل فعالیت رؤیت می‌شه

570
00:34:16,760 --> 00:34:18,800
‫نمی‌تونیم تصویر کامل مهیا کنیم

571
00:34:21,600 --> 00:34:24,160
‫رزمنده‌ها سوار یک خودرو در حرکتن

572
00:34:27,480 --> 00:34:32,399
‫تویوتا هایلوکس، شماره‌پلاک: ۱-۲-۲-کال-۳-۷-۳-۷

573
00:34:32,400 --> 00:34:34,039
‫در حرکتن؟

574
00:34:34,040 --> 00:34:35,279
‫کجا؟ یالا!

575
00:34:35,280 --> 00:34:37,039
‫فرماندۀ نوامبر، اتاق عملیات صحبت می‌کنه

576
00:34:37,040 --> 00:34:40,159
‫دو رزمندۀ مذکر با خودروی داخلی
‫در حال فرار از صحنه

577
00:34:40,160 --> 00:34:43,199
‫رانندگی با سرعت تقریبی ۸۰ کیلومتربرساعت، در جادۀ شرقی

578
00:34:43,200 --> 00:34:45,439
‫تأیید شد. خودرو رو تعقیب کنید، دلتا ۲-۱

579
00:34:45,440 --> 00:34:48,319
‫- دریافت شد. در حال تعقیب خودرو
‫- باید از بین ببریدشون

580
00:34:48,320 --> 00:34:51,519
‫- قربان، می‌دونید که اجازۀ چنین کاری نداریم
‫- این خطای تو بود

581
00:34:51,520 --> 00:34:54,760
‫باکمال‌احترام، قربان، ما فقط می‌تونیم
‫طبق اطلاعاتی که به ما داده شده عمل کنیم

582
00:35:05,640 --> 00:35:07,919
‫خودروی جنگی قابل‌رؤیت نیست

583
00:35:07,920 --> 00:35:09,599
‫هدف رو گم کردیم

584
00:35:09,600 --> 00:35:10,800
‫و از دستشون دادیم

585
00:35:11,920 --> 00:35:13,760
‫کارِت حرف نداشت، فرماندۀ گردان

586
00:35:17,520 --> 00:35:20,999
‫ستوان پرواز بارکر، چطور این از دستت در رفت؟
‫راستای دید واضح!

587
00:35:21,000 --> 00:35:24,239
‫بهت دستور داد شد! اگه نمی‌تونی
‫چیزی رو ببینی، یه حرفی بزن!

588
00:35:24,240 --> 00:35:25,799
‫بله، خانم

589
00:35:25,800 --> 00:35:28,679
‫هاجز، نظارت مأموریت با توئه. بارکر، تو مرخصی

590
00:35:28,680 --> 00:35:30,400
‫و سربازرس رو با خودت ببر

591
00:35:50,400 --> 00:35:52,279
‫قانون دوتاقوطی داریم

592
00:35:52,280 --> 00:35:53,759
‫الکل توی این کشور ممنوعه

593
00:35:53,760 --> 00:35:55,559
‫ولی با اون مشکلی ندارن؟

594
00:35:55,560 --> 00:35:56,920
‫نپرس و نگو

595
00:35:58,000 --> 00:35:59,679
‫اِیمی

596
00:35:59,680 --> 00:36:00,840
‫اِیمی

597
00:36:02,960 --> 00:36:04,399
‫نمی‌شد سم رو بیاری اینجا

598
00:36:04,400 --> 00:36:06,239
‫با ارزش‌های غربی‌مون از راه به درش می‌کنیم

599
00:36:06,240 --> 00:36:07,959
‫مست‌کردن یه ارزش حساب می‌شه؟

600
00:36:07,960 --> 00:36:09,760
‫جاییه که من ازش اومده‌ام

601
00:36:18,000 --> 00:36:19,319
‫خب بفرما

602
00:36:19,320 --> 00:36:22,119
‫پس موقع آزمایش تسلیحات توی اسکاتلند

603
00:36:22,120 --> 00:36:25,039
‫- تو یکی از دو خلبان مستقر در اینجا بودی؟
‫- بله، خانم

604
00:36:25,040 --> 00:36:28,239
‫قبل از آزمایش چیزی باعث نگرانی‌ت نشد؟

605
00:36:28,240 --> 00:36:30,439
‫خب، فرماندۀ پرواز گذاشت رفت

606
00:36:30,440 --> 00:36:32,319
‫قرار بود اوضاع رو مدیریت کنه

607
00:36:32,320 --> 00:36:34,879
‫ولی خب، «باعث نگرانی»، نه

608
00:36:34,880 --> 00:36:38,799
‫- پس در تمام مدتِ آزمایش تک‌وتنها توی یه اتاقک بودی؟
‫- آره

609
00:36:38,800 --> 00:36:40,999
‫شاهدی نبود اگه همچین منظوری دارید

610
00:36:41,000 --> 00:36:42,279
‫نه

611
00:36:42,280 --> 00:36:44,559
‫من همه‌چیز رو توی یه اظهاریۀ کتبی نوشتم

612
00:36:44,560 --> 00:36:46,399
‫که اینجا دارم

613
00:36:46,400 --> 00:36:48,919
‫پس در پایان آزمایش تسلیحات،

614
00:36:48,920 --> 00:36:51,719
‫بهتون دستور داده شد که تمام
‫تجهیزاتتون رو توی اتاقک بذارید،

615
00:36:51,720 --> 00:36:53,319
‫- درسته؟
‫- استانداردش همینه

616
00:36:53,320 --> 00:36:56,159
‫وز، آدم آلبن-اکس، میاد و جمعش می‌کنه

617
00:36:56,160 --> 00:36:57,879
‫دوست ندارن ما به کیتشون دست بزنیم

618
00:36:57,880 --> 00:36:59,679
‫بعد یه‌راست رفتم نشست توضیحی

619
00:36:59,680 --> 00:37:02,639
‫و تو و کاپیتان کادر هم‌زمان
‫از اتاقک خودتون خارج شدید؟

620
00:37:02,640 --> 00:37:04,399
‫سم رفت نشست توضیحی

621
00:37:04,400 --> 00:37:06,559
‫من با وز از اتفاقی که افتاد حرف زدم

622
00:37:06,560 --> 00:37:07,959
‫و نشست توضیحی با کی بود...؟

623
00:37:07,960 --> 00:37:09,799
‫فرماندۀ گردان

624
00:37:09,800 --> 00:37:11,960
‫الایزا. خیلی دلرباست، مگه نه؟

625
00:37:14,200 --> 00:37:19,159
‫پس محض شفافیت، تمام
‫تجهیزاتت توی اتاقک موند؟

626
00:37:19,160 --> 00:37:20,879
‫داری به چی می‌رسی؟

627
00:37:20,880 --> 00:37:23,879
‫برای کارکردن با این آرپَس‌ها باید تعلیم ببینید، نه؟

628
00:37:23,880 --> 00:37:26,639
‫و فقط تعداد انگشت‌شماری هستن که تعلیم دیده‌ان

629
00:37:26,640 --> 00:37:28,999
‫و همۀ اون‌ها اینجان. به‌جز چپمن

630
00:37:29,000 --> 00:37:30,959
‫آره. ببین چه اتفاقی افتاد

631
00:37:30,960 --> 00:37:34,479
‫آرپَس شروع به تیراندازی کرد، بدون هدف‌گیری،
‫بدون یه‌ذره مانوردادن

632
00:37:34,480 --> 00:37:36,199
‫اگه طرف درست‌حسابی آموزش دیده بود،

633
00:37:36,200 --> 00:37:39,119
‫می‌تونست اون سکوی تماشا رو
‫همون دفعۀ اول نابود کنه

634
00:37:39,120 --> 00:37:42,600
‫گمونم کتابچۀ راهنما رو خوندن، بیشتر از اون...

635
00:37:47,400 --> 00:37:49,719
‫رئیسمون کشته شد. یگان عین عن شده

636
00:37:49,720 --> 00:37:52,759
‫مردم دارن از تعطیلی کل برنامه حرف می‌زنن

637
00:37:52,760 --> 00:37:54,599
‫چرا باید همچین بلایی سر خودمون بیاریم؟

638
00:37:54,600 --> 00:37:58,719
‫اگه یه فهرست از کسایی که می‌خوان ‫به نیروی هوایی
بریتانیا یا وودیان ‫حمله کنن، می‌تونم یکی بنویسم

639
00:37:58,720 --> 00:38:01,519
‫ولی هیچ‌کس از اینجا توی اون
‫فهرست نیست! ضمانت می‌کنم!

640
00:38:01,520 --> 00:38:04,559
‫شاهدی برای خروج تو و کاپیتان کادر
‫از اتاقکتون وجود داشت؟

641
00:38:04,560 --> 00:38:06,560
‫خدایا، تو... شوخی نمی‌کنی

642
00:38:08,120 --> 00:38:10,640
‫وز، همون‌طور که گفتم

643
00:38:16,600 --> 00:38:18,280
‫تمومه؟

644
00:38:22,400 --> 00:38:24,079
‫حالت خوبه؟

645
00:38:24,080 --> 00:38:25,679
‫باید باهات حرف بزنم

646
00:38:25,680 --> 00:38:28,519
‫شرمنده، می‌شه باشه برای بعد؟
‫روز خیلی درازی داشتم

647
00:38:28,520 --> 00:38:30,719
‫می‌دونم نباید با هم حرف بزنیم

648
00:38:30,720 --> 00:38:32,719
‫ولی باید بهم بگی چه اتفاقی افتاد

649
00:38:32,720 --> 00:38:35,799
‫صبز، حتی اگه خبر داشتم هم
‫احتمالاً نمی‌تونستم بهت بگم

650
00:38:35,800 --> 00:38:38,479
‫خفه شو! بس کن. اون‌ها بابام رو کشتن.
‫سعی کردن من رو هم بکشن!

651
00:38:38,480 --> 00:38:41,759
‫متأسفم. واقعاً می‌گم. آخه...
‫نمی‌تونم کمکی بهت بکنم

652
00:38:41,760 --> 00:38:43,679
‫هیچ‌کدوم از حرف‌هایی که بهم زدی حقیقت داشت؟

653
00:38:43,680 --> 00:38:45,240
‫از چی حرف می‌زنی؟

654
00:38:48,400 --> 00:38:51,080
‫شاید بهتره یه‌کم استراحت کنی؟
‫من هم می‌خوام همین کار رو بکنم

655
00:39:11,480 --> 00:39:13,240
‫خب، این زرادخونه‌ست

656
00:39:16,120 --> 00:39:18,679
‫نسبت به درهای دیگۀ اینجا باکلاس‌تره

657
00:39:18,680 --> 00:39:21,119
‫خب، وقتی قدرِ ده سال
‫آی‌پی توی یه سوله داری،

658
00:39:21,120 --> 00:39:22,760
‫خاطرجمع می‌شی که خوب قفل شده

659
00:39:44,560 --> 00:39:48,079
‫بعد از آزمایش، ستوان پرواز بارکر
‫و کاپیتان کادر رو دیدی؟

660
00:39:48,080 --> 00:39:50,479
‫آره، فکر کنم. آره

661
00:39:50,480 --> 00:39:53,959
‫خب، پیشانه‌های خلبان رو
‫بعد از استفاده، کجا گذاشتی؟

662
00:39:53,960 --> 00:39:55,320
‫اینجا

663
00:39:56,440 --> 00:39:57,640
‫بفرمایید!

664
00:39:58,800 --> 00:40:00,799
‫سه تا ازشون هست؟

665
00:40:00,800 --> 00:40:02,319
‫دو تا برای آزمایش، یکی هم زاپاس

666
00:40:02,320 --> 00:40:04,319
‫دو تای دیگه هنوز توی اسکاتلنده

667
00:40:04,320 --> 00:40:05,999
‫چون شماها ضبطشون کردید

668
00:40:06,000 --> 00:40:07,799
‫ممنون از اون بابت، راستی

669
00:40:07,800 --> 00:40:10,199
‫- باز هم هست؟
‫- به‌دردبخور؟ نه

670
00:40:10,200 --> 00:40:11,759
‫پس وقتی داشتید برای آزمایش آماده می‌شدید

671
00:40:11,760 --> 00:40:14,199
‫- اون زاپاسه اینجا بوده؟
‫- آره

672
00:40:14,200 --> 00:40:17,399
‫- و وقتی کیت رو برگردوندی؟
‫- همچنان اینجا بود

673
00:40:17,400 --> 00:40:19,119
‫اگه نمی‌بود، متوجه می‌شدم

674
00:40:19,120 --> 00:40:20,639
‫چی... الآن سؤالتون چیه؟

675
00:40:20,640 --> 00:40:23,439
‫فقط می‌خوام بفهمم چطور یه نفر
‫کنترل آرپَس رو به دست گرفته

676
00:40:23,440 --> 00:40:26,599
‫اون‌ها رو بپوش. باید یه پیشانه می‌داشتن، درسته؟

677
00:40:26,600 --> 00:40:27,799
‫آها

678
00:40:27,800 --> 00:40:29,599
‫پس کدومش زاپاسه؟

679
00:40:29,600 --> 00:40:31,199
‫برچسب نارنجی

680
00:40:31,200 --> 00:40:33,399
‫می‌شه اون جعبۀ پرواز رو برام باز کنی؟

681
00:40:33,400 --> 00:40:36,480
‫می‌دونی که اثرانگشتم سرتاپای
‫تمام چیزهای اینجا هست؟

682
00:40:40,560 --> 00:40:41,880
‫خیلی‌خب

683
00:40:43,200 --> 00:40:44,719
‫چی شده؟

684
00:40:44,720 --> 00:40:46,480
‫آ... سبکه

685
00:40:56,240 --> 00:40:58,799
‫- یعنی چی؟
‫- پس وقتی می‌گی که اینجا دیدی‌ش...؟

686
00:40:58,800 --> 00:41:01,399
‫جعبه رو دیدم، داخلش رو نگاه نکردم.
‫چرا باید نگاه کنم؟

687
00:41:01,400 --> 00:41:03,999
‫با خودت نگفتی بعد از تمام
‫اون اتفاقات یه نگاه بندازی؟

688
00:41:04,000 --> 00:41:05,439
‫شما دستور دادید که اینجا نیایم

689
00:41:05,440 --> 00:41:08,359
‫از زمان تماس، این اولین‌باریه که اومدم اینجا

690
00:41:08,360 --> 00:41:11,559
‫پس آخرین‌بار کِی پیشانۀ واقعی رو دیدی؟

691
00:41:11,560 --> 00:41:13,679
‫نـ-نـ-نمی‌دونم

692
00:41:13,680 --> 00:41:16,720
‫سه‌چهار روز قبل از اینکه
‫کیت رو بفرستم اسکاتلند؟

693
00:41:17,840 --> 00:41:19,440
‫گندش بزنه...

694
00:41:21,040 --> 00:41:22,839
‫آ... یه دوربین هست

695
00:41:22,840 --> 00:41:24,519
‫همون چیز گنبدی سیاه کوچیک

696
00:41:24,520 --> 00:41:26,279
‫خب، نوارها رو بررسی می‌کنم

697
00:41:26,280 --> 00:41:29,279
‫این... باید خراب‌کاری صنعتی رو بررسی کنید

698
00:41:29,280 --> 00:41:32,199
‫حدود ده تا رقیب جهانی داریم که...

699
00:41:33,560 --> 00:41:35,800
‫...می‌خوان توی این بازار ما رو زمین بزنن

700
00:41:39,160 --> 00:41:41,119
‫- خب، چه تاریخی رو نگاه کنم؟ روز آزمایش؟
‫- نه

701
00:41:41,120 --> 00:41:45,560
‫- با روزی که پیشانه رو دیدی شروع کن
‫- باشه

702
00:41:49,480 --> 00:41:51,639
‫خب اون مشخصاً منم

703
00:41:51,640 --> 00:41:54,320
‫- حدود پنج دقیقه اینجا بودم
‫- برو جلو

704
00:41:56,760 --> 00:41:58,239
‫اونجا نگه دار

705
00:41:58,240 --> 00:41:59,759
‫چیزی اونجا نیست

706
00:41:59,760 --> 00:42:01,760
‫برگرد ساعت ۲۱

707
00:42:03,440 --> 00:42:04,959
‫- چی‌کار باید...؟
‫- یواش‌تر

708
00:42:04,960 --> 00:42:07,320
‫فقط همین‌طور که می‌ری، به کد زمانی نگاه کن

709
00:42:08,640 --> 00:42:09,919
‫اوه، تُف! حدود...

710
00:42:09,920 --> 00:42:13,719
‫۱۳ دقیقه نیست. می‌شه فهمید کی فیلم رو پاک کرده؟

711
00:42:13,720 --> 00:42:15,719
‫آم، آره، آره

712
00:42:15,720 --> 00:42:17,639
‫باید یه ثبتی باشه

713
00:42:17,640 --> 00:42:18,919
‫تاحالا همچین مسئله‌ای پیش نیومده

714
00:42:18,920 --> 00:42:20,040
‫آره

715
00:42:22,840 --> 00:42:24,239
‫فرماندۀ پرواز چپمن

716
00:42:24,240 --> 00:42:26,559
‫نوار رو پاک کرده. پس چپمن کیت رو دزدیده؟

717
00:42:26,560 --> 00:42:28,479
‫نه. کار یکی دیگه بوده

718
00:42:28,480 --> 00:42:29,679
‫تاریخ رو ببین

719
00:42:29,680 --> 00:42:31,199
‫۱۸اُم دبی بود

720
00:42:31,200 --> 00:42:32,919
‫روز بعدش برگشت اینجا

721
00:42:32,920 --> 00:42:34,479
‫اون‌موقع فیلم رو پاک کرده

722
00:42:34,480 --> 00:42:36,679
‫حدود یه ساعت بعد از اینکه برگشته پایگاه

723
00:42:36,680 --> 00:42:38,200
‫و... بعد رفته خونه

724
00:42:40,760 --> 00:42:42,839
‫بوث، داده‌های پرواز به کجا رسید؟

725
00:42:42,840 --> 00:42:45,319
‫فرماندۀ گردان، باید باهاتون صحبت کنم

726
00:42:45,320 --> 00:42:47,040
‫- خب، بعداً نمی‌شه؟
‫- نه

727
00:42:54,800 --> 00:42:56,879
‫پس، فقط فرماندۀ پرواز چپمن نیست؟

728
00:42:56,880 --> 00:42:58,720
‫هم اونه هم...؟

729
00:42:59,720 --> 00:43:03,039
‫هم چی؟ یکی دیگه از اعضای تیمم؟

730
00:43:03,040 --> 00:43:05,399
‫پیشانه وقتی چپمن خارج از
‫پایگاه بوده، دزدیده شده

731
00:43:05,400 --> 00:43:07,839
‫پس، در بدترین حالت، با یکی همکاری می‌کرده

732
00:43:07,840 --> 00:43:10,160
‫- چپمن براش لاپوشونی کرده
‫- نه، باورم نمی‌شه

733
00:43:12,520 --> 00:43:14,239
‫اون می‌دونست که از دزدی مطلع می‌شیم

734
00:43:14,240 --> 00:43:16,440
‫اون می‌دونست که می‌فهمیم با
‫دوربین‌های مداربسته چی‌کار...

735
00:43:19,320 --> 00:43:22,119
‫قرار نبوده برگرده، مگه نه؟

736
00:43:22,120 --> 00:43:24,199
‫احتمالاً نه

737
00:43:24,200 --> 00:43:26,759
‫اما اگه با یکی دیگه همکاری می‌کرده...

738
00:43:26,760 --> 00:43:28,239
‫پس هنوز اینجاست

739
00:43:28,240 --> 00:43:30,959
‫پس باید فرض بگیرم که یکی از اعضای تیمم خائنه؟

740
00:43:30,960 --> 00:43:33,599
‫- و با محمد رجب همدسته، بله
‫- نه

741
00:43:33,600 --> 00:43:37,280
‫یه نفر قطعاً توی این پایگاه هست
‫که با جبهه‌الحریه کار می‌کنه

742
00:43:40,680 --> 00:43:42,959
‫چند وقت توی شهرک صنعتی لاخدین کار کردی؟

743
00:43:42,960 --> 00:43:44,239
‫پنج سال

744
00:43:44,240 --> 00:43:45,519
‫ناراحت‌کننده‌ست

745
00:43:45,520 --> 00:43:47,919
‫یعنی، آدم‌های خیلی خوبی‌ان، ولی...

746
00:43:47,920 --> 00:43:50,239
‫با پسرهای اونجا هیچ رابطه‌ای نداشتی؟

747
00:43:50,240 --> 00:43:52,999
‫- یعنی... دوست‌پسر؟
‫- هوم

748
00:43:53,000 --> 00:43:56,679
‫- چرا؟
‫- خب، آخه به نظر نمی‌رسید به‌زور وارد ون شده باشن

749
00:43:56,680 --> 00:43:59,599
‫پس می‌خواستم بدونم شاید سوئیچ رو...

750
00:43:59,600 --> 00:44:01,919
‫زیر صندلی گذاشتم. آره

751
00:44:01,920 --> 00:44:05,359
‫و هر پسری که باهاش بیرون رفته‌ام، می‌دونسته

752
00:44:05,360 --> 00:44:06,479
‫خیلی‌خب

753
00:44:06,480 --> 00:44:09,839
‫خب، من فقط با دو نفر از پسرهای سر کار بیرون رفته‌ام

754
00:44:09,840 --> 00:44:12,879
‫یکی شان بود، ولی اون رفت اسپانیا

755
00:44:12,880 --> 00:44:15,919
‫اون‌یکی دیگه راس بود. مال پارسال بود

756
00:44:15,920 --> 00:44:18,119
‫و راس توی شهرک تمام‌وقت کار می‌کرد؟

757
00:44:18,120 --> 00:44:21,279
،با کار روی جوانه‌ها و زمین‌ها شروع کرد
بعد توی کارهای دیگه هم نیمچه‌دستی داشت

758
00:44:21,280 --> 00:44:23,519
‫از خیلی جهات، آدم خوبی بود،

759
00:44:23,520 --> 00:44:26,399
‫ولی اگه فکر می‌کرد کسی قصد داره
بهش صدمه بزنه، از کوره در می‌رفت

760
00:44:26,400 --> 00:44:29,119
‫با یکی بحثش شد. دیگه برنگشت

761
00:44:29,120 --> 00:44:30,959
‫قبلاً توی ارتش بود؟

762
00:44:30,960 --> 00:44:32,279
‫آره

763
00:44:32,280 --> 00:44:35,480
‫از کجا می‌دونید؟ تیر و این چیزها هم خورده بود

764
00:44:36,880 --> 00:44:40,199
‫می‌شه یه‌کم بیشتر دربارۀ راس بگی؟
‫هرچی که می‌دونی

765
00:44:40,200 --> 00:44:43,639
‫توی دردسر افتاده؟ راس ون من رو دزدیده؟

766
00:44:43,640 --> 00:44:45,040
‫می‌شه بگی خونه‌ش کجاست؟

767
00:44:48,720 --> 00:44:50,320
‫سربازرس سیلوا

768
00:44:52,040 --> 00:44:54,159
‫- تشکر که وقت گذاشتید
‫- خواهش می‌کنم

769
00:44:54,160 --> 00:44:57,279
‫بیاید قدم بزنیم. این محیط به‌عنوان
‫مسیر دویدن مشهوره

770
00:44:57,280 --> 00:44:58,759
‫باید جلوش رو می‌گرفتیم

771
00:44:58,760 --> 00:45:00,279
‫چطور؟

772
00:45:00,280 --> 00:45:01,719
‫به‌اون‌صورت امن نیست

773
00:45:01,720 --> 00:45:03,799
‫راحت می‌شه کسی رو هدف گلوله قرار داد

774
00:45:03,800 --> 00:45:05,959
‫و تصویر امنیتی به نظر در حال تحوله

775
00:45:05,960 --> 00:45:08,519
‫مطمئنید یه گروه مخالف
‫پشت تمام این قضایاست؟

776
00:45:08,520 --> 00:45:12,519
‫منظورتون داندره؟ حمله به سربازهای من و شما؟

777
00:45:12,520 --> 00:45:18,159
‫اگه قرار بود شرط ببندم، می‌گفتم که جبهه‌الحریه
‫با مخالفان اون‌طرف مرز ‫دستشون توی یه کاسه‌ست

778
00:45:18,160 --> 00:45:19,679
‫صحیح، و اون کشوریه که...؟

779
00:45:19,680 --> 00:45:21,999
‫ما داریم از همسایه‌هامون حمایت می‌کنیم

780
00:45:22,000 --> 00:45:25,559
‫دولت در محاصرۀ حملات
‫بی‌امان مخالفان قرار داره

781
00:45:25,560 --> 00:45:27,479
‫توی لاک خودمون رفتیم

782
00:45:27,480 --> 00:45:30,719
‫- ازنظر دفاعی
‫- پایگاه توش نقش داره؟

783
00:45:30,720 --> 00:45:33,119
‫ما عملیات انجام می‌دیم، بله

784
00:45:33,120 --> 00:45:36,439
‫مثل همین امروز؟ می‌خوام بررسی‌ش کنم

785
00:45:36,440 --> 00:45:38,919
‫شما می‌تونید کمک بزرگی باشید

786
00:45:38,920 --> 00:45:40,240
‫چطور؟

787
00:45:42,280 --> 00:45:45,800
‫چی منجر شد به اون موقعیت یورش ببرید امروز؟

788
00:45:48,040 --> 00:45:49,280
‫اطلاعات شما

789
00:45:50,600 --> 00:45:53,519
‫هوم، خب ببینید، یه زندانی اینجا هست

790
00:45:53,520 --> 00:45:57,199
‫که معتقدم با جبهه‌الحریه ارتباط داره

791
00:45:57,200 --> 00:46:01,319
‫دکتر محمد رجب؟ می‌دونم آدرس اون بود
‫که بهش یورش بردید

792
00:46:01,320 --> 00:46:03,999
‫اگه بشه ترتیب بدید تا باهاش مصاحبه کنم؟

793
00:46:04,000 --> 00:46:05,919
‫تمام تلاشم رو برای کمک می‌کنم

794
00:46:05,920 --> 00:46:08,880
‫دوست دارم ببینم انتونی از
‫هرگونه خطایی مبرا بشه

795
00:46:12,200 --> 00:46:16,679
‫انجمن تأیید کرده که این آخرین
‫آدرس شناخته‌شدۀ راس ساترلنده

796
00:46:16,680 --> 00:46:19,719
‫باید بگم، اگه برگرده اینجا، واقعاً احمقه

797
00:46:19,720 --> 00:46:22,559
‫خبر نداره که شناسایی‌ش کردیم

798
00:46:22,560 --> 00:46:25,199
‫ون دوست‌دختر سابقش رو دزدیده

799
00:46:25,200 --> 00:46:27,399
‫اسلحه‌ش از محل کارش بوده

800
00:46:27,400 --> 00:46:29,759
‫من که می‌گم بندۀ عادته

801
00:46:29,760 --> 00:46:31,600
‫به امتحانش می‌ارزه

802
00:46:49,320 --> 00:46:50,679
‫رمزی

803
00:46:50,680 --> 00:46:52,200
‫این‌یکی قبلاً باز شده

804
00:46:53,400 --> 00:46:56,400
‫خیلی‌خب

805
00:47:32,480 --> 00:47:34,079
‫چی...؟ داری چی‌کار می‌کنی؟

806
00:47:34,080 --> 00:47:35,799
‫یه راه ورود دیگه هست

807
00:47:35,800 --> 00:47:37,400
‫فقط از در جلویی نیست

808
00:47:43,080 --> 00:47:44,480
‫داری میای؟

809
00:48:05,680 --> 00:48:07,959
‫زیاد اهل ارتفاع نیستی؟

810
00:48:07,960 --> 00:48:09,999
‫آره، نه زیاد

811
00:48:10,000 --> 00:48:12,239
‫خب، بیا یه سروگوشی آب بدیم

812
00:48:12,240 --> 00:48:15,079
‫به چیزی دست نزن. تاحالا از این کارها کردی؟

813
00:48:15,080 --> 00:48:17,319
‫خیلی‌خب، صحنۀ جرمت رو خراب نمی‌کنم

814
00:48:50,696 --> 00:48:52,438
این محمد رجبه؟

815
00:48:52,611 --> 00:48:53,610
بله، قربان

816
00:48:54,087 --> 00:48:55,025
در چه حاله؟

817
00:48:55,050 --> 00:48:56,330
وضعیتش پایداره، خدا رو شکر

818
00:48:56,455 --> 00:48:57,322
اصلاً به هوش اومده؟

819
00:48:57,408 --> 00:48:58,338
نه، قربان

820
00:48:59,111 --> 00:49:00,158
کِی آوردنش؟

821
00:49:00,275 --> 00:49:01,314
یک ساعتی می‌شه

822
00:49:02,222 --> 00:49:03,183
در رو ببند

823
00:49:03,720 --> 00:49:05,080
‫خیلی‌خب

824
00:49:08,480 --> 00:49:10,639
‫به‌خاطر اتفاق امروز این‌طوری شده؟

825
00:49:10,640 --> 00:49:13,359
‫مأموریت بد پیش می‌ره
‫و همچین اتفاقی می‌افته؟

826
00:49:13,360 --> 00:49:15,239
‫روحم هم خبر نداشت

827
00:49:15,240 --> 00:49:18,119
‫زیاد همچین چیزی پیش نمیاد

828
00:49:18,120 --> 00:49:21,039
‫ولی هیچ زندانی از این جور چیزها در امان نیست

829
00:49:21,040 --> 00:49:22,760
‫خب، گفتن چه اتفاقی افتاد؟

830
00:49:24,040 --> 00:49:25,319
‫دعوا

831
00:49:25,320 --> 00:49:26,839
‫از اون وحشیانه‌هاش

832
00:49:26,840 --> 00:49:29,319
‫این‌ها شبیه جراحات شوک الکتریکی‌ان

833
00:49:29,320 --> 00:49:30,920
‫شکنجه شده

834
00:49:33,720 --> 00:49:35,559
‫به نظر من که سوختگی میاد

835
00:49:35,560 --> 00:49:38,080
‫نه. این‌ها نقاط تماس هستن

836
00:49:39,126 --> 00:49:40,133
قربان، تلفن کارِتون داره

837
00:49:41,240 --> 00:49:42,680
‫ببخشید

838
00:49:55,800 --> 00:49:57,320
‫می‌خوای بنویسی؟

839
00:50:12,035 --> 00:50:13,250
« البیدبیات »

840
00:50:14,560 --> 00:50:16,399
‫اینجا دیگه چیزی گیرمون نمیاد

841
00:50:16,400 --> 00:50:18,519
‫خب، می‌شه با رئیس زندان صحبت کنم؟

842
00:50:18,520 --> 00:50:19,999
‫نه متأسفانه

843
00:50:20,000 --> 00:50:21,600
‫اون...

844
00:50:22,640 --> 00:50:25,359
‫تصمیم بر این شده که این جلسه مناسب نیست

845
00:50:25,360 --> 00:50:28,439
‫ممکنه به دریافتِ محاکمۀ
‫عادلانه‌ش خدشه وارد کنه

846
00:50:28,440 --> 00:50:30,320
‫پس، لطفاً...؟

847
00:50:31,560 --> 00:50:33,320
‫اگه اشکالی نداره

848
00:50:59,800 --> 00:51:01,520
‫مسواک هنوز خیسه

849
00:51:02,680 --> 00:51:04,640
‫طی ۲۴ ساعت گذشته اینجا بوده

850
00:51:05,600 --> 00:51:07,159
‫پس احتیاط کنید

851
00:51:07,160 --> 00:51:09,319
‫ماشین محسوس و یونیفرم نیارید،

852
00:51:09,320 --> 00:51:12,559
‫و سر تمام ورودی‌ها دیدبانی بذارید

853
00:51:12,560 --> 00:51:13,720
‫مسلح در نظرش بگیرید

854
00:51:15,120 --> 00:51:16,279
‫پزشکی‌قانونی خوش‌حال می‌شه

855
00:51:16,280 --> 00:51:18,399
‫مسواک و ریش‌تراشش اونجاست

856
00:51:18,400 --> 00:51:19,959
‫معلومه عضو سابق ارتشه

857
00:51:19,960 --> 00:51:22,880
‫- چطور؟
‫- بااینکه بی‌اجازه توی خونه ساکن شده، ولی تختش رو مرتب کرده

858
00:51:24,320 --> 00:51:26,719
می‌خوای افتخارش رو داشته باشی؟

859
00:51:26,720 --> 00:51:28,479
‫کجا پیداش کردی؟

860
00:51:28,480 --> 00:51:30,079
‫زیر تی‌شرت‌هاش

861
00:51:30,080 --> 00:51:31,959
‫مثل بقیۀ چیزها

862
00:51:31,960 --> 00:51:34,800
‫- این یارو انتظار نداره پیدا بشه
‫- هوم

863
00:51:45,120 --> 00:51:47,519
‫صبی هم هدفش بوده

864
00:51:47,520 --> 00:51:49,440
‫فکر می‌کردم اون تلفات جانبی باشه

865
00:52:00,840 --> 00:52:02,679
‫بازرس‌کارآگاه لانگکرم

866
00:52:02,680 --> 00:52:08,159
‫شما داشتید دی‌ان‌اِی استخراج‌شده از گوشی‌ای که ‫ما توی
صحنۀ قتل انتونی چپمن ‫پیدا کردیم رو بررسی می‌کردید. درسته

867
00:52:08,160 --> 00:52:11,839
‫می‌شه نتایج اولیه رو داشته باشم؟
‫هرچه سریع‌تر، لطفاً

868
00:52:11,840 --> 00:52:13,319
‫مرسی

869
00:52:15,440 --> 00:52:16,919
‫نیروی کمکی اومد
« تیمْ شما رو در سه خیابان غربِ ملک ملاقات خواهد کرد »

870
00:52:16,920 --> 00:52:19,360
‫یه نفر باید بره بیرون ملاقاتشون

871
00:52:21,160 --> 00:52:22,399
‫می‌خوای من برم؟

872
00:52:22,400 --> 00:52:25,360
‫نه. نه، نه. نه، نه، نه. خودم می‌رم

873
00:52:36,867 --> 00:52:38,773
نتایج بیانگر این است که منشأ نمایۀ به‌دست‌آمده »
« از تلفن همراه، صبیحه چپمن بوده است

874
00:52:48,600 --> 00:52:49,840
‫ببخشید

875
00:52:52,520 --> 00:52:54,079
‫سلام

876
00:52:54,080 --> 00:52:55,599
‫می‌تونی حرف بزنی؟

877
00:52:55,600 --> 00:52:58,079
‫نه، نه راستش

878
00:52:58,080 --> 00:52:59,519
‫تو می‌تونی ولی

879
00:52:59,520 --> 00:53:01,959
‫گوشی‌ای که توی کلبه پیدا کردیم رو یادته؟

880
00:53:01,960 --> 00:53:03,839
‫مال چپمن نیست

881
00:53:03,840 --> 00:53:05,119
‫گوشی صبی‌ـه

882
00:53:05,120 --> 00:53:07,840
‫به تو گفت گوشی همراهش نبوده، مگه نه؟

883
00:53:10,320 --> 00:53:11,799
‫پشت خطی؟

884
00:53:11,800 --> 00:53:14,080
‫آره، فقط، یه دقیقه وایسا

885
00:53:19,200 --> 00:53:23,039
‫ممنون از کمکتون. واقعاً قدردانم

886
00:53:23,040 --> 00:53:26,079
‫بهتره سعی کنید کارتون در اینجا رو سریع تکمیل کنید

887
00:53:26,080 --> 00:53:27,680
‫عصر خوبی داشته باشید

888
00:53:33,800 --> 00:53:35,999
‫خب، می‌تونم حرف بزنم

889
00:53:36,000 --> 00:53:39,439
‫ببین، اگه تو چپمن باشی، از کی
‫محافظت می‌کنی، به هر قیمتی؟

890
00:53:39,440 --> 00:53:41,679
‫- از دخترت
‫- درسته

891
00:53:41,680 --> 00:53:43,799
‫پس چپمن ۱۸اُم رفته دبی

892
00:53:43,800 --> 00:53:46,639
‫پس اگه کارت انبارش رو جا گذاشته،
‫دخترش می‌تونسته ازش استفاده کنه

893
00:53:46,640 --> 00:53:50,079
‫چپمن بو می‌بره، فیلم رو پاک می‌کنه،
‫دخترش رو از کشور خارج می‌کنه

894
00:53:50,080 --> 00:53:51,639
‫الآن صبی کجاست؟

895
00:53:51,640 --> 00:53:52,999
‫نمی‌دونم

896
00:53:53,000 --> 00:53:54,760
‫باید پیداش کنم

897
00:54:30,160 --> 00:54:32,719
‫اسم من کرستنه. کارآگاه پلیسم

898
00:54:32,720 --> 00:54:35,120
‫دربارۀ این ملک یک تماس دریافت کردیم

899
00:54:36,120 --> 00:54:37,320
‫صدای حرف‌زدنت می‌اومد

900
00:54:38,760 --> 00:54:41,600
‫باشه. پس می‌دونی چرا اینجام؟

901
00:54:42,640 --> 00:54:44,040
‫چطوری پیدام کردی؟

902
00:54:45,440 --> 00:54:46,720
‫جنب نخور!

903
00:54:48,040 --> 00:54:50,399
‫اگه تکون بخوری، اگه داد بزنی،

904
00:54:50,400 --> 00:54:52,600
‫اگه به گوشی‌ت دست بزنی...

905
00:54:54,120 --> 00:54:55,440
‫...گردنت رو می‌شکنم

906
00:54:56,480 --> 00:54:58,279
‫می‌تونیم کمکت کنیم

907
00:54:58,280 --> 00:55:00,919
‫اگه باهامون حرف بزنی، می‌تونیم کمکت کنیم

908
00:55:00,920 --> 00:55:02,759
‫اسمم رو می‌دونی؟

909
00:55:02,760 --> 00:55:04,679
‫راس ساترلند

910
00:55:04,680 --> 00:55:06,919
‫کهنه‌سربازی، نه؟

911
00:55:06,920 --> 00:55:08,640
‫من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام می‌دم

912
00:55:10,160 --> 00:55:12,159
‫همکارم برمی‌گرده

913
00:55:12,160 --> 00:55:13,639
‫می‌دونم

914
00:55:13,640 --> 00:55:15,920
‫پس من باشم، کار عجولانه‌ای نمی‌کنم

915
00:55:18,520 --> 00:55:20,120
‫روی شکم بخواب

916
00:55:21,520 --> 00:55:22,719
‫نه

917
00:55:22,720 --> 00:55:24,039
‫به حرفم گوش کن

918
00:55:24,040 --> 00:55:26,199
‫نه، نمی‌تونم، نمی‌تونم...

919
00:55:26,200 --> 00:55:29,960
‫- حامله‌ام! یه دختر هم توی خونه دارم
‫- خفه شو!

920
00:55:31,080 --> 00:55:32,639
‫اگه بیای و باهام حرف بزنی،

921
00:55:32,640 --> 00:55:34,919
‫برات خیلی خوب می‌شه

922
00:55:34,920 --> 00:55:37,319
‫می‌دونی که چرا اینجام، مگه نه؟

923
00:55:37,320 --> 00:55:39,239
‫به‌خاطر انتونی چپمن

924
00:55:39,240 --> 00:55:41,399
‫یه نفر تو رو اجیر کرده که بکُشی‌ش

925
00:55:41,400 --> 00:55:43,839
‫و حالا اینجا ولت کرده تا خودت
‫گلیمت رو از آب بکشی بیرون

926
00:55:43,840 --> 00:55:46,120
‫تو به اون آدم هیچ دِینی نداری

927
00:55:47,040 --> 00:55:50,839
‫یکی می‌خواد یه جرم رو بندازه گردن چپمن.
‫تو توش نقشی داری؟

928
00:55:50,840 --> 00:55:52,840
‫- مزخرفه
‫- نه، حقیقت داره

929
00:55:54,960 --> 00:55:56,920
‫چرا؟ به تو چی گفتن؟

930
00:55:57,960 --> 00:56:00,479
‫گفتن که تروریسته؟ چون اگه همچین حرفی زدن،

931
00:56:00,480 --> 00:56:03,760
‫- داشتن دروغ تحویلت می‌دادن...
‫- دهنت رو ببند!

932
00:56:14,280 --> 00:56:16,120
‫تو هدف من نیستی

933
00:56:48,960 --> 00:56:50,000
‫هو!

934
00:56:52,120 --> 00:56:53,439
‫قانونی نیست

935
00:56:53,440 --> 00:56:54,799
‫صدای سوت نشنیدم

936
00:56:54,800 --> 00:56:56,720
‫دفعۀ بعدی یکی میارم

937
00:57:23,400 --> 00:57:25,000
‫داری چی‌کار می‌کنی، صبی؟

938
00:57:26,600 --> 00:57:28,359
‫برمی‌گردونمت ساختمون اصلی

939
00:57:31,480 --> 00:57:33,639
‫گرفتمش! فقط بندازش!

940
00:57:33,640 --> 00:57:35,680
‫- ولم کن!
‫- بندازش!

941
00:57:37,477 --> 00:57:53,477
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
