WEBVTT

00:25.160 --> 00:26.480
‫باید وسایلت رو جمع کنی

00:27.600 --> 00:31.359
‫فقط، فقط چند دست لباس،
‫یه کیف لوازم بهداشتی، چندتا کتاب...

00:31.360 --> 00:34.360
‫- بابا، چه اتفاقی قراره بیفته؟
‫- یک ساعت وقت داری

00:47.040 --> 00:49.920
‫- من حاضرم
‫- باشه، یه لحظه وایسا. همین‌جا صبر کن

00:53.560 --> 00:54.880
‫قربان

00:59.440 --> 01:02.999
‫تو یکی از افسرهای بریتانیای تحت فرمان من هستی!

01:03.000 --> 01:05.199
‫- باید تمومش کنی
‫- کالبدشکافی...

01:05.200 --> 01:07.200
‫این پایان خوشی نداره!

01:07.524 --> 01:10.524
« پایگاه هوایی الشوکه »

01:18.520 --> 01:20.000
‫فرماندۀ گردان هوایی راسل

01:21.240 --> 01:23.159
‫فرماندۀ پرواز چپمن

01:23.160 --> 01:24.399
‫شرمنده مزاحم شدم

01:24.400 --> 01:26.559
‫دبی چطور بود، قربان؟

01:26.560 --> 01:29.239
‫آره، جلسه خوب پیش رفت، آره

01:29.240 --> 01:31.760
‫یک دوست رو اونجا دیدم. یه دکتر

01:33.640 --> 01:35.839
‫مدتیه درد دارم

01:35.840 --> 01:38.879
‫راستش، الآن مدتی می‌شه
‫که یه چیزی اذیتم می‌کنه

01:38.880 --> 01:40.560
‫پس دادم که معاینه بشه

01:41.880 --> 01:44.679
‫و حالا مراحل بعدیه

01:44.680 --> 01:46.479
‫مراحل بعدی چی؟

01:46.480 --> 01:48.879
‫روی کبدم یه توده پیدا کردن

01:48.880 --> 01:55.480
‫پس باید نمونه‌برداری‌ش کنن و بعد، اگه جوری که ‫اون‌ها فکر
می‌کنن پیش بره، اون‌وقت ترجیح ‫می‌دم بابتش خونه توی اسکاتلند باشم

01:57.040 --> 01:58.520
‫سرطان کبد دارید؟

01:59.680 --> 02:00.840
‫احتمالی

02:03.000 --> 02:06.319
‫- تو یه کاری می‌تونی بکنی
‫- هر کاری باشه

02:06.320 --> 02:08.479
‫می‌تونی فرماندهی گردان رو به عهده بگیری

02:08.480 --> 02:10.760
‫به مارشال هوایی معرفی‌ت می‌کنم

02:14.080 --> 02:15.320
‫ممنون، قربان

02:32.480 --> 02:34.320
‫مسیر خونۀ خاله از این سمت نیست

02:36.000 --> 02:37.799
‫نه، تو همراه من میای

02:37.800 --> 02:40.159
‫چی؟ به اسکاتلند؟

02:40.160 --> 02:42.439
‫نمی‌تونم اینجا بذارمت

02:42.440 --> 02:43.960
‫برمی‌گردیم بعدش؟

02:45.800 --> 02:47.280
‫نمی‌دونم. احتمالاً نه

02:57.785 --> 02:59.511
از کنارۀ دریا برو

02:59.714 --> 03:01.121
هزینۀ اضافه‌ش رو می‌دم. اینجا بپیچ

03:23.160 --> 03:26.199
‫اپراتور براوو، چقدر دیگه در موقعیت قرار می‌گیری؟

03:26.200 --> 03:28.480
‫نزدیک شدیم، خانم. کمتر از یک دقیقه

03:30.840 --> 03:32.240
‫راه بیفتید!

03:47.720 --> 03:50.119
‫- در موقعیت قرار بگیرید
‫- دریافت شد، در حال حرکت به موقعیت

03:50.120 --> 03:51.919
‫بریم. محاصره کنید

03:51.920 --> 03:53.079
‫سمت چپم، سیمندز

03:53.080 --> 03:54.800
‫یالا، با سرعت بیشتر. بجنبید!

04:01.480 --> 04:03.319
‫کوبک چارلی، اپراتور براوو هستم

04:03.320 --> 04:04.559
‫ما در موقعیتیم. تمام

04:04.560 --> 04:05.719
‫کوبک چارلی صحبت می‌کنه

04:05.720 --> 04:07.839
‫اپراتور براوو، می‌تونید اهداف رو علامت‌گذاری کنید. تمام

04:07.840 --> 04:10.239
‫من می‌رم یه جای مرتفع‌تر تا دید واضح‌تری داشته باشم

04:10.240 --> 04:12.120
‫- می‌خوای ما هم باهات بیایم؟
‫- لازم نیست

04:32.080 --> 04:34.239
‫- الآن در حلقۀ ارتباطی بسته هستیم؟
‫- بله

04:34.240 --> 04:36.199
‫کنترل عملیات رو به داندر می‌سپارم

04:36.200 --> 04:39.079
‫کوبک چارلی، تمام اهداف انتخاب شدن. تمام

04:39.080 --> 04:40.559
‫خودتون رو درگیر نکنید، لاوسن

04:43.880 --> 04:46.759
‫تانگو چارلی، کوبک چارلی هستم.
‫کنترل در دست شماست

04:46.760 --> 04:48.520
‫دریافت شد، کنترل در دستمه

04:49.760 --> 04:51.200
‫برو که بریم

04:52.280 --> 04:54.640
‫- واقعاً
‫- من می‌رم یه سر به خلبان‌ها بزنم

04:56.920 --> 04:59.119
‫خلبان‌ها، معاون مارشال هوایی گرنجر صحبت می‌کنه،

04:59.120 --> 05:01.839
‫کنترل عملیات دست منه

05:01.840 --> 05:04.799
‫تمام شناسه‌ها، بررسی‌های نهایی رو تکمیل کنید

05:06.400 --> 05:08.679
‫هی! همه‌چی ردیفه، سم؟

05:08.680 --> 05:10.799
‫این دفعه نباید تأخیری باشه

05:10.800 --> 05:12.679
‫- همه‌چی خوب به نظر میاد
‫- باشه، پسر

05:15.800 --> 05:17.399
‫دیکسن، صدام رو داری؟

05:17.400 --> 05:19.479
‫دریافت شد. اپراتور آلفا هستم

05:19.480 --> 05:21.400
‫آرپَس آلفا در موقعیت

05:26.280 --> 05:29.439
‫اپراتور براوو در آرایش قرار داره

05:29.440 --> 05:31.640
‫آرپَس چارلی در حال حرکت به آرایش سه

05:33.880 --> 05:35.720
‫دلتا، به‌دنبال آرایش

05:41.000 --> 05:42.759
‫پایین بمونید. آتش واقعی در راهه

05:42.760 --> 05:44.880
‫دریافت شد. پرواز آرپَس بالای سر

05:49.160 --> 05:52.480
‫اپراتورهای وی‌ال-۱، می‌تونید حمله‌تون رو شروع کنید

06:00.000 --> 06:01.440
‫آتش... حالا

06:14.920 --> 06:17.120
‫آرپَس دلتا کار خودش رو آغاز می‌کنه. تمام

06:23.760 --> 06:26.240
‫اپراتور آلفا صحبت می‌کنه. شلیک موشک

06:32.240 --> 06:34.920
‫قربان، متجاوز در محدودۀ ساحل

06:37.120 --> 06:40.440
‫تمام اپراتورها، آتش‌بس کنید و در موقعیت بمونید

06:50.120 --> 06:52.680
‫- یه تیم به اون محدوده بفرست
‫- بله، قربان

06:53.800 --> 06:55.559
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- به‌هیچ‌وجه

06:55.560 --> 06:57.040
‫احتمالاً جَک‌وجونوره

07:27.920 --> 07:29.960
‫- کارمون تمومه؟
‫- منتظر دستوریم

07:32.182 --> 07:35.815
« میدان تسلیحات هوایی داندر »
« اسکاتلند »

07:35.840 --> 07:37.559
‫آزمایش تسلیحات کامل شد،

07:37.560 --> 07:39.519
‫وارد فاز دو می‌شیم

07:39.520 --> 07:41.439
‫بررسی ناوبری به‌زودی

07:41.440 --> 07:44.439
‫نیازی نیست، مارکوس. به‌نظرم
‫می‌تونیم همین‌جا جمعش کنیم

07:44.440 --> 07:46.000
‫دیدیم قادر به چه کارهایی هستن

07:47.600 --> 07:49.199
‫اعلی‌حضرت خیلی خوش‌حال می‌شن،

07:49.200 --> 07:51.519
‫دقیقاً همون چیزی‌ان
‫که ارتشمون نیاز داره

07:51.520 --> 07:53.199
‫اگه مطمئنید؟

07:53.200 --> 07:55.639
‫حتی شاید سفارش رو افزایش بده

07:55.640 --> 07:56.919
‫باشه پس

07:56.920 --> 07:58.600
‫مرحلۀ یک تکمیل شد

08:03.520 --> 08:05.199
‫می‌دونید به این چی می‌گن، بچه‌ها؟

08:05.200 --> 08:06.839
‫لحظۀ دختر صندوق‌دار ماست

08:06.840 --> 08:09.119
‫- چطور؟
‫- چون یه دقیقه توی فروشگاهیم،

08:09.120 --> 08:11.639
‫و داریم موزها رو اسکن می‌کنیم،
‫یه دقیقه بعد، از کار بی‌کار شدیم

08:11.640 --> 08:12.959
!زودتر از این باید اتفاق می‌افتاد

08:17.400 --> 08:20.239
‫فکر می‌کنم نسبتاً جامع بود، مگه نه؟

08:20.240 --> 08:22.999
‫و حتی وقتی تموم شده، درخواست چای هم نمی‌کنن

08:23.000 --> 08:26.959
‫همون‌طور که دیدید، سیستمْ اپراتورهای
‫میدانی رو به خلبان‌های راه‌دور متصل می‌کنه

08:26.960 --> 08:29.719
‫درصورت‌نیاز می‌تونید از پشت یه ون راه‌اندازی‌ش کنید

08:29.720 --> 08:35.079
‫و تکرار بعدی دارای نرم‌افزار هدف‌گیری کامل
‫و همچنین مجسم‌سازی موقعیت سه‌بعدی خواهد بود

08:35.080 --> 08:38.119
‫گویا قراره یک ماه دیگه به دستمون برسه؟

08:38.120 --> 08:40.359
‫سه‌ماهۀ سوم، مشروط به قرارداد

08:40.360 --> 08:43.439
‫خیلی خوب. حالا برای قسمت مفرح

08:43.440 --> 08:45.439
‫خلبان‌ها کنترل رو رها می‌کنن

08:45.440 --> 08:48.319
‫و می‌ذارن خلبان‌های خودکار
‫اون‌ها رو به سکوهای پرتاب برگردونن

08:48.320 --> 08:51.039
‫این تنها یکی از چندین روال
‫ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده‌ست،

08:51.040 --> 08:52.639
‫که به‌منظور حفظ دارایی‌ها انجام می‌شه

08:52.640 --> 08:55.759
‫بر اساس این ایده که اگه کیت خلبان آسیب ببینه،

08:55.760 --> 08:58.559
‫لسی خودش تک‌وتنها میاد خونه

08:58.560 --> 09:01.119
‫لسی؟

09:01.120 --> 09:03.359
‫سگ معروفیه
‫[ سگ خیالی در یک داستان کوتاه، اثر اریک نایت ]

09:03.360 --> 09:05.759
‫تمامی اپراتورها، تانگو چارلی صحبت می‌کنه

09:05.760 --> 09:07.239
‫به حالت خلبانی خودکار قرار بدید،

09:07.240 --> 09:10.559
‫روی بازگشت به سکو در «آرایش سه» تنظیم کنید. تأیید

09:10.560 --> 09:13.439
‫آرپَس آلفا به حالت خلبانی خودکار دراومد

09:13.440 --> 09:16.159
‫آرپَس براوو به حالت خلبانی خودکار دراومد. تأیید شد

09:16.160 --> 09:18.479
‫آرپَس چارلی به حالت خودکار دراومد

09:18.480 --> 09:19.800
‫آرپَس دلتا هم همین‌طور

09:20.800 --> 09:22.800
‫و حالا برمی‌گردن

09:25.720 --> 09:29.479
‫می‌تونی از درون میدان یا از اون‌طرف دنیا هدایتشون کنی

09:29.480 --> 09:33.199
‫می‌تونن در ارتفاع ۳۰سانتیِ زمین یا ۵۰۰۰متری پرواز کنن

09:33.200 --> 09:36.000
‫اون‌ها شیوۀ جنگمون رو تغییر می‌دن

09:38.600 --> 09:40.039
‫ما همه اینجا کارمون تمومه، خانم

09:40.040 --> 09:42.319
‫تا صحیح‌وسالم فرود میان، باید مراقبشون باشیم

09:46.520 --> 09:48.719
‫نمی‌دونم، مرد. به‌نظر من که خیلی ترسناکن

09:48.720 --> 09:50.479
‫استادشون خودتی، پتریک!

10:01.960 --> 10:04.079
‫دیکسن، گرنجرم

10:04.080 --> 10:06.119
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

10:06.120 --> 10:08.080
‫کالای غیرمنتظره در قسمت پرداخت خودکار

10:09.080 --> 10:11.199
‫راه گم کردی؟ بزن به چاک، رفیق!

10:14.000 --> 10:15.880
‫داره به ما شلیک می‌کنه! تُف!

10:21.600 --> 10:23.559
‫- آتش فعال!
‫- پناه بگیرید!

10:23.560 --> 10:26.599
‫واحد براوو صحبت می‌کنه. آرپَس آلفا
‫داره به تیم زمینی شلیک می‌کنه

10:26.600 --> 10:27.960
‫بهیار!

10:29.120 --> 10:30.679
‫افراد از پا دراومدن، به تخلیۀ پزشکی نیاز داریم

10:30.680 --> 10:32.479
‫حراست رو بفرست جای نفربر زره‌پوش

10:32.480 --> 10:34.479
‫دیکسن رو خاموش کن. همین حالا!

10:34.480 --> 10:37.159
‫دارم سعی می‌کنم برگردم به سیستم. تمام

10:37.160 --> 10:38.759
‫سیمندز، طاقت بیار!

10:49.400 --> 10:51.039
‫رفیق، خوبی؟

10:51.040 --> 10:52.080
‫بهیار!

10:53.160 --> 10:54.719
‫یه بهیار می‌خوام فوراً!

10:54.720 --> 10:56.840
‫یالا، رفیق، طاقت بیار، یالا!

10:58.560 --> 11:00.439
‫- بهیار!
‫- الایزا، این دیگه چه وضعشه؟

11:00.440 --> 11:02.319
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم. واحد دیکسنه

11:02.320 --> 11:05.279
‫- خودمون داریم می‌بینیم!
‫- یکی کنترل آرپَس آلفا رو به دست گرفته! صدام میاد؟

11:05.280 --> 11:06.959
‫دیکسن، فوراً کنترل آلفا رو به دست بگیر!

11:06.960 --> 11:09.479
‫- دیکسن، جواب بده
‫- کادر، بارکر، لاوسن، کسی صدام رو داره؟

11:09.480 --> 11:11.559
‫- جواب بده، دیکسن
‫- یالا، حروم‌لقمه!

11:11.560 --> 11:13.400
‫سلاح‌هات رو غیرفعال کن، دیکسن!

11:15.240 --> 11:16.679
‫دیکسن، جواب بده

11:16.680 --> 11:18.239
‫نیروی حفاظتی تو راهه

11:18.240 --> 11:20.040
‫آهسته از وسیلۀ نقلیه بیا بیرون، دست‌ها بالا

11:22.240 --> 11:24.239
‫- نه، نه، شلیک نکنید!
‫- باز کن!

11:24.240 --> 11:27.039
‫- شلیک نکنید!
‫- بیا بیرون!

11:27.040 --> 11:30.039
‫- طوری نیست، من کاری نکردم
‫- در رو باز کن!

11:30.040 --> 11:32.199
‫- فوراً باز کن!
‫- دیکسن، باز کن!

11:32.200 --> 11:33.480
‫فوراً در رو باز کن!

11:46.280 --> 11:49.719
‫اپراتور براوو هستم. کنترل واحد براوو رو به دست گرفتم

11:49.720 --> 11:51.680
‫در تعقیب آرپَس آلفا

12:00.240 --> 12:03.399
‫آقایون، همه بخوابن کف زمین. سریع‌تر

12:03.400 --> 12:04.920
‫تا جای ممکن سریع

12:17.920 --> 12:20.159
‫لاوسن، پهپاد آلفا رو فوراً نابود کن!

12:33.680 --> 12:36.279
‫اپراتور براوو صحبت می‌کنه

12:36.280 --> 12:37.959
‫آلفا از بین رفته

12:37.960 --> 12:39.639
‫حالا براوو رو برمی‌گردونم به سکو

12:39.640 --> 12:41.159
‫دارم میام بیرون

12:41.160 --> 12:43.120
‫وایسا! وایسا! وایسا! آروم! آروم! آروم!

12:53.720 --> 12:55.120
‫بهیار!

13:48.200 --> 13:59.200
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

14:27.955 --> 14:33.955
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

14:42.280 --> 14:44.719
‫می‌دونی بیلی دو تا شکلات تخته‌ای موقع ناهارش می‌گیره؟

14:44.720 --> 14:46.599
‫همین الآن از دندون‌پزشکی اومدیم...

14:46.600 --> 14:49.439
‫- بعد داری از شکلات حرف می‌زنی؟
‫- گوشی

14:49.440 --> 14:50.759
‫عجله‌ای نیست

14:50.760 --> 14:53.399
‫لطفاً، بیشتر از ناهار بیلی برام بگو

14:53.400 --> 14:56.079
‫دیروز به‌خاطر اینکه تکالیفش رو انجام
‫دادم، یکی از شکلات‌هاش رو بهم داد

14:56.080 --> 14:58.199
‫به‌خاطر یه شکلات تخته‌ای
‫تکالیفش رو انجام می‌دی؟

14:58.200 --> 14:59.879
‫می‌دونه که کارش کلاه‌برداریه؟

14:59.880 --> 15:02.719
‫خبر داره که مادرت و دوست‌دخترش مأمور پلیسن؟

15:02.720 --> 15:05.439
‫- مامان!
‫- بعداً بهم نشونش بده تا خودم بهش بفهمونم

15:05.440 --> 15:08.320
‫- نه!
‫- شوخی کردم! یه بوس بده

15:12.080 --> 15:14.400
‫و دیگه تکالیف پسرهای تنبل رو انجام نده!

15:16.920 --> 15:17.960
‫سربازرس‌کارآگاه سیلوا

15:24.880 --> 15:27.559
‫- با چی روبه‌روییم؟
‫- هفت کشتۀ تأییدشده،

15:27.560 --> 15:32.119
‫حال سه نفر دیگه هم وخیمه. مردی که فکر می‌کنن ‫مسئول
این کار بوده رو گرفته‌ان، همون‌جا نگهش داشته‌ان

15:32.120 --> 15:33.359
‫مطبوعات چی؟

15:33.360 --> 15:36.199
‫سانسور کامل به‌دلیل امنیت ملی، ولی دوومی نداره

15:36.200 --> 15:38.359
‫ما از دستورات نیروی هوایی
‫درخصوص ایمنی پیروی می‌کنیم

15:38.360 --> 15:40.439
‫به‌جز اون، مثل بقیۀ صحنه‌های جرم
‫باهاش برخورد می‌کنیم

15:40.440 --> 15:42.999
‫هیچی تکون نمی‌خوره، هیچ‌کس
‫بدون اجازۀ ما خارج نمی‌شه

15:43.000 --> 15:45.479
‫- کی در موقعیته؟
‫- پلیس محلی داره اظهاریه می‌گیره

15:45.480 --> 15:48.519
‫- ولی ازت می‌خوام دوباره بگیری، با جزئیات
‫- بله، خانم

15:48.520 --> 15:50.480
‫ظاهراً وزارت دفاع من رو خواسته

15:51.880 --> 15:55.680
‫خب، یا نشون‌دهندۀ رأی اعتماده یا یه نفر
‫با نیروی هوایی دشمنی داره

15:57.280 --> 15:58.400
‫ولی تو باهاش مشکلی نداری؟

15:59.720 --> 16:00.760
‫با چی مشکلی ندارم؟

16:02.440 --> 16:05.519
‫- اوه، بی‌خیال، من هنوز علیل نشده‌ام!
‫- نه. چی؟ نه!

16:05.520 --> 16:06.919
‫منظورم بچه نیست،

16:06.920 --> 16:09.439
‫منظورم کارکردن جفتمون روی یه پرونده‌ست

16:09.440 --> 16:10.879
‫آخه ترجیح می‌دم کسی باشه

16:10.880 --> 16:14.999
‫- که تجربۀ نظامی داشته باشه
‫- باشه

16:15.000 --> 16:18.639
‫خب، احتمالاً یعنی وقتی برسیم اونجا،

16:18.640 --> 16:23.599
‫دیگه نباید دست هم رو بگیریم، ولی
‫ممنونم که مطرحش کردی، بانو

16:23.600 --> 16:26.560
‫سوار شو! هنوز برای گرفتن مرخصی زایمانت دیر نشده

17:12.880 --> 17:15.119
‫صبح به‌خیر، سرکار خانم. افسر هوانورد کلودیر

17:15.120 --> 17:17.719
‫مارشال هوایی ازم خواستن تا
‫جای زندانی راهنمایی‌تون کنم

17:17.720 --> 17:19.959
‫- مظنون
‫- هرچی شما ترجیح بدید، خانم

17:19.960 --> 17:21.799
‫بازرس‌کارآگاه لانگکر، گروهبان‌کارآگاه تاونزند

17:21.800 --> 17:24.359
‫می‌تونی با خلبان‌های دیگه صحبت کنی؟
‫باید یه نمای کامل به دست بیاریم

17:24.360 --> 17:27.399
‫- باشه
‫- با پزشکی‌قانونی هماهنگ کنید، صحنۀ جرم رو ایمن کنید

17:27.400 --> 17:28.959
‫جاده‌های اطراف چطور؟

17:28.960 --> 17:30.839
‫همه بسته شدن و نگهبان‌ها مستقر شده‌ان

17:30.840 --> 17:32.119
‫هیچ‌کس داخل یا خارج نشده

17:32.120 --> 17:35.639
‫می‌تونید یه ماشین بیارید اینجا اگه لازمه ببریدش

17:35.640 --> 17:38.039
‫نه، اول باهاش صحبت می‌کنم

17:38.040 --> 17:40.759
‫سلام، من سربازرس‌کارآگاه اِیمی سیلوا هستم

17:40.760 --> 17:42.320
‫افسر هوانورد کالین دیکسن

17:45.160 --> 17:47.319
‫- معاینه شدی؟
‫- برای چی؟

17:47.320 --> 17:50.440
‫- برای جراحاتت
‫- نه، من خوبم. فقط باید باهاتون حرف بزنم

17:52.360 --> 17:54.799
‫این‌ها رو به دستت می‌زنم و باید بهت اخطار بدم

17:54.800 --> 17:56.519
‫تو موظف نیستی حرفی بزنی،

17:56.520 --> 17:59.599
‫اما هر حرفی که بزنی ثبت می‌شه و
‫ممکنه به‌عنوان مدرک استفاده بشه

17:59.600 --> 18:01.479
‫کمک می‌کنی بلند بشه؟

18:01.480 --> 18:03.479
‫- یالا
‫- خب

18:03.480 --> 18:05.759
‫ببین، هر کاری که کردی، هنوز حق داری

18:05.760 --> 18:08.560
‫- که باهات مناسب رفتار بشه
‫- من کاری نکرده‌ام

18:09.640 --> 18:10.960
‫می‌برمش داخل

18:20.000 --> 18:21.160
‫در چه حالی؟

18:23.920 --> 18:25.760
‫اون‌ها فقط برای نمایش اینجا بودن

18:27.600 --> 18:29.200
‫تصور کن واسه همچین چیزی کشته بشی

18:31.800 --> 18:34.359
‫گفتن نمی‌خوای برگردی به سربازخونه

18:34.360 --> 18:36.639
‫آره، پیش سیمندز می‌مونم

18:36.640 --> 18:39.119
‫- دوست بودید؟
‫- آره

18:39.120 --> 18:41.680
‫بیشترمون با هم به افغانستان اعزام شدیم

18:48.000 --> 18:50.560
‫باید چندتا سؤال ازت بپرسم

18:53.840 --> 18:57.079
‫می‌تونی بهم بگی موقع آزمایش تسلیحات با کی بودی؟

18:57.080 --> 18:59.119
‫پنج نفر از هنگ نیروی هوایی بریتانیا

18:59.120 --> 19:01.239
‫و کل اون مدتْ اینجا پیش اون‌ها بودی؟

19:01.240 --> 19:02.560
‫آره، کم‌وبیش

19:05.040 --> 19:07.759
‫پتریک روی جراحت سیمندز پانسمان گذاشت

19:07.760 --> 19:08.960
‫نتونست نجاتش بده

19:11.600 --> 19:15.959
‫خب، یه شاهد دیگه بهم گفت که تو
‫جابه‌جا شدی تا دیدرس بهتری داشته باشی

19:15.960 --> 19:18.880
‫- درسته؟
‫- از اونجا رفتم اونجا

19:21.120 --> 19:22.639
‫منظورت چیه؟

19:22.640 --> 19:25.959
‫فکر نمی‌کنم فرق آن‌چنانی بکنه، می‌کنه؟

19:25.960 --> 19:28.679
‫مخفی نشده بودم. موقعیت بهتری بود

19:28.680 --> 19:31.359
‫وقتی آرپَس شروع به تیراندازی کرد، توی خط آتش بودی؟

19:31.360 --> 19:33.679
‫داری ازم می‌پرسی که کار من بوده؟

19:33.680 --> 19:35.200
‫فقط دارم حقایق رو جمع‌آوری می‌کنم

19:36.800 --> 19:38.480
‫- خیلی‌خب
‫- کار من نبود

19:40.040 --> 19:41.919
‫خب، گویا همکارهات نظر دیگه‌ای دارن

19:41.920 --> 19:45.199
‫آره، می‌دونم، چون اون آرپَس من بود.
‫می‌دونم چه جلوه‌ای داره

19:45.200 --> 19:46.359
‫ام، آرپَس (R-PAS)؟

19:46.360 --> 19:48.719
‫«سیستم هوایی خلبانی ازراه‌دور»

19:48.720 --> 19:51.199
‫چیزیه که لباس‌شخصی‌ها به پهپاد می‌گن

19:51.200 --> 19:54.159
‫وقتی اون اتفاق افتاد، کنترلش دست من نبود.
‫روی خلبانی خودکار گذاشته بودمش

19:54.160 --> 19:56.879
‫- و در اون مرحله نمی‌شد باهات ارتباط برقرار کرد؟
‫- ببین، من سعی کردم!

19:56.880 --> 19:59.239
‫صادقانه می‌گم. سعی کردم ولی
‫وقتی کنترل رو به دست گرفت،

19:59.240 --> 20:00.400
‫ارتباط قطع شد

20:01.760 --> 20:03.040
‫روی یک سیستمه

20:04.280 --> 20:06.679
‫باید یه رادیوی پشتیبان می‌بود
‫ولی نتونستم پیداش کنم

20:06.680 --> 20:09.839
‫- پس توی وسیلۀ نقلیه تک‌وتنهایی؟
‫- بله. تمام مدت

20:09.840 --> 20:11.799
‫- درها قفلن؟
‫- بله

20:11.800 --> 20:13.759
‫ولی این جزوش بود

20:13.760 --> 20:16.079
‫عملیات در شرایط جنگی

20:16.080 --> 20:18.679
‫و موقعی که می‌خواستن در رو باز کنن چی؟

20:18.680 --> 20:23.199
‫خب، من... رفتم دریچه رو باز کنم، ولی بعد،

20:23.200 --> 20:24.719
‫گلوله شلیک شد

20:24.720 --> 20:27.760
‫خب، به تیمی که برای بازداشتِ تو
‫فرستاده شده بود داشت شلیک می‌شد

20:29.040 --> 20:31.479
‫پس داری می‌گی که روی خلبانی خودکار بودی

20:31.480 --> 20:35.239
‫و ازقرارمعلوم هروقت بخوای
‫می‌تونی کنترل رو پس بگیری؟

20:35.240 --> 20:37.800
‫آره، ولی تمام افراد توی سیستم هم می‌تونن

20:39.320 --> 20:42.239
‫همین‌که وارد سیستم اصلی بشی،

20:42.240 --> 20:45.759
‫اگه یه واحد روی حالت خودکار یا آماده‌باش
‫باشه، می‌تونی کنترلش رو به دست بگیری

20:45.760 --> 20:48.799
‫تمام چهار واحد روی حالت خودکار رفتن

20:48.800 --> 20:52.119
‫پس هرکس با یه پیشانه می‌تونسته
‫کنترل آرپَس آلفا رو به دست بگیره

20:52.120 --> 20:55.680
‫خب، به‌جز لاوسن، که آرپَس رو سرنگون کرد

20:57.480 --> 20:59.599
‫ولی ممکنه اون دو تای دیگه بوده باشن

20:59.600 --> 21:03.159
‫خب، یه‌کم فکر کن، اگه می‌خواستم همچین کاری کنم،

21:03.160 --> 21:06.799
‫چرا باید کنترل آرپَسی که قبلاً خودم
‫پروازش می‌دادم رو به دست بگیرم؟

21:06.800 --> 21:11.239
‫راهی هست که بتونی اثبات کنی که ‫کنترلش
رو دوباره از حالت خودکار به دست نگرفتی؟

21:11.240 --> 21:13.039
‫همه بی‌گناهن مگراینکه خلافش ثابت بشه چی پس؟

21:13.040 --> 21:15.240
حالا نه که خیلی هم در عمل اجرا می‌شه

21:17.240 --> 21:19.560
‫ببین، من اونجا تنها بودم

21:20.960 --> 21:24.399
‫فقط می‌تونم بگم که مجموعه‌کارهام رو برای آزمایش انجام دادم

21:24.400 --> 21:26.239
‫و بعد از اینکه اجرای نمایشی رو زود متوقف کردن،

21:26.240 --> 21:28.919
‫طبق دستور، روی حالت خودکار رفتم

21:28.920 --> 21:30.879
‫بعد از اون، دیگه هیچ‌وقت به فرمون دست نزدم

21:30.880 --> 21:33.319
‫- آره، چرا زود متوقفش کردن؟
‫- نمی‌دونم

21:33.320 --> 21:36.359
‫خب قرار بود یه اجرای دیگه بریم
‫و ما رو همین‌طوری معطل نگه داشتن،

21:36.360 --> 21:38.359
‫گفتن تموم شده و...

21:38.360 --> 21:40.519
‫ببین، من الآن بیشتر از یک ساعته
‫که تحت فشار و مضیقه بوده‌ام

21:40.520 --> 21:42.479
‫و هیچ‌کس چیزی بهم نگفته

21:42.480 --> 21:44.519
‫و خلبان‌های دیگه کی بودن؟

21:44.520 --> 21:47.199
‫به‌غیر از تو و ستوان پرواز لاوسن

21:47.200 --> 21:51.239
‫کاپیتان سم کادر و ستوان پرواز کلوم بارکر

21:51.240 --> 21:55.639
‫ولی برگشتن به پایگاه هوایی الشوکه در وودیان

21:55.640 --> 21:56.680
‫توی خاورمیانه؟

22:05.040 --> 22:06.320
‫بگیر بشین، بارکر

22:14.440 --> 22:16.160
‫تلفات متعددی رخ داد

22:18.640 --> 22:19.960
‫چندین کشته

22:23.520 --> 22:26.679
‫دوستانمون از هر دو طرف مشارکت

22:26.680 --> 22:29.839
‫از حیث افرادی که از نزدیک باهاشون کار کردیم...

22:29.840 --> 22:32.279
‫متأسفم که باید بهتون بگم که سیمندز

22:32.280 --> 22:35.400
‫و دیویدسون هر دو در میدان جان باختن

22:36.880 --> 22:38.439
‫جنسن هم مجروح شد

22:38.440 --> 22:40.040
‫در وضعیت وخیمی قرار داره

22:41.320 --> 22:42.999
‫دیکسن چی؟

22:43.000 --> 22:44.959
‫اون چی؟

22:44.960 --> 22:47.479
‫یه پیام درباره‌ش رسید

22:47.480 --> 22:50.239
‫باید گونۀ خردشده‌ش جراحی بشه

22:50.240 --> 22:52.519
‫من از همه‌چیز اطلاع ندارم

22:52.520 --> 22:54.720
‫داخل یه نفربر زره‌پوش در حال کنترل پهپاد نشسته بود

22:55.960 --> 22:57.559
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

22:57.560 --> 22:59.920
‫افراد خودمون زدن لَت‌وپارش کردن

23:01.200 --> 23:04.279
‫پس این‌طوریه دیگه؟ همه‌مون مظنونیم؟

23:04.280 --> 23:07.479
‫البته که هستیم! این عملیات ما بود

23:07.480 --> 23:09.279
‫پس به خودت بیا

23:09.280 --> 23:11.879
‫قراره یه‌سری سؤال پرسیده
‫بشه و باید هم پرسیده بشه

23:11.880 --> 23:14.399
‫صادقانه بهشون جواب می‌دید،
‫من هم همین کار رو می‌کنم

23:14.400 --> 23:16.000
‫این‌طوری این قضیه حل می‌شه

23:17.680 --> 23:21.039
‫کادر، تو و بارکر باید اظهاریه بنویسید.
‫توی اتاق‌های جداگانه

23:21.040 --> 23:22.679
‫چرا اتاق‌های جداگانه؟

23:22.680 --> 23:24.520
‫تا متهم به همدستی نشید

23:25.680 --> 23:28.079
‫اسامی وودیانی‌هایی که کشته شدن رو دارید؟

23:28.080 --> 23:29.839
‫اون اطلاعات رو سرهنگ بلالی داره

23:29.840 --> 23:32.959
‫- رسیدگی به اون قضیه با ایشونه
‫- گندش بزنه

23:32.960 --> 23:34.279
‫چیه؟

23:34.280 --> 23:36.600
‫ای خدا! داره سراغ رفقاش رو می‌گیره

23:38.120 --> 23:40.519
‫به‌نظرت من ناراحت نیستم؟

23:40.520 --> 23:42.239
‫البته که هستم

23:42.240 --> 23:46.879
‫اما من اهمیتی ندارم و کاری که قراره
بکنیم اهمیتش ‫بیشتر از احساسات من یا توئه

23:46.880 --> 23:49.760
‫پس خودت رو جمع‌وجور کن، اخطار آخر

23:55.560 --> 23:59.079
‫- مراقبت بیشتر باشه برای بعد، می‌تونیم توی وودیان انجامش بدیم
‫- باشه

23:59.080 --> 24:00.999
‫همه می‌خوایم الآن خونه باشیم

24:01.000 --> 24:04.559
‫ترتیب پروازها رو می‌دیم. همگی
‫تا صبح به وودیان برمی‌گردید

24:04.560 --> 24:06.479
‫پلیس عامل این کار رو پیدا کرده؟

24:06.480 --> 24:07.839
‫مدرک محکمی پیدا نشده

24:07.840 --> 24:10.839
‫به جواب می‌رسن ولی به زمان نیاز دارن

24:10.840 --> 24:15.519
‫چیزی که برام روشنه اینه که کسی این کار
رو کرده ‫که می‌خواسته رابطۀ ما رو خراب کنه

24:15.520 --> 24:17.359
‫با اعلی‌حضرت صحبت کرده‌ام

24:17.360 --> 24:21.639
‫قصد دارن به برنامۀ آرپَس پایان
‫بدن و تمام بودجه رو قطع کنن

24:21.640 --> 24:23.839
‫- علی، نمی‌تونی همچین کاری بکنی
‫- فقط به‌خاطر امروز نیست

24:23.840 --> 24:28.239
‫به ایشون به‌طور مداوم بی‌احترامی شده، چندین ساله

24:28.240 --> 24:30.879
‫نمایندگان شما اصلاحات ما رو نادیده می‌گیرن

24:30.880 --> 24:33.759
‫درعوض با روزنامه‌ها دربارۀ سابقۀ
‫حقوق‌بشر ما صحبت می‌کنن

24:33.760 --> 24:37.319
‫حق با شماست، حق با شماست. درسته.
‫سیاست‌مدارهای ما دورُوان

24:37.320 --> 24:39.759
‫ولی خوب می‌دونم که می‌خوان
‫این شراکت ادامه‌دار باشه

24:39.760 --> 24:41.879
‫خاطرجمع می‌شیم که پیغام به دستشون برسه

24:41.880 --> 24:45.399
‫فقط، لطفاً، بهمون وقت بدید تا اوضاع رو درست کنیم

24:45.400 --> 24:48.880
‫ما سربازهامون رو می‌فرستیم تا با افرادی
‫که قصد نابودی شما رو دارن بجنگن

24:50.360 --> 24:53.879
‫در جواب، دادگاه‌های شما تهدید می‌کنن که
‫شرکت‌های انگلیسی رو از فروش اسلحه به ما

24:53.880 --> 24:58.599
‫- منع می‌کنن
‫- علی، تو که می‌دونی ما چقدر به شراکتمون متعهدیم

24:58.600 --> 24:59.639
خواهش می‌کنم

24:59.763 --> 25:03.719
شما نیم‌میلیارد دلار برای تأمین مالی
فاز بعدی ‫این پروژه می‌خواید، نه؟

25:03.720 --> 25:07.640
‫برای کشوری پول خرج بشه که دربارۀ
اعلی‌حضرت ‫مثل جنایت‌کارهای جنگی صحبت می‌کنه

25:09.040 --> 25:11.520
‫رک‌وپوست‌کنده بگم، شما نباید
‫بذارید چنین اتفاقی بیفته

25:14.000 --> 25:15.080
‫بااین‌حال همچین وضعی داریم

25:21.200 --> 25:23.079
‫می‌دونی چرا اجرای نمایشی زودتر لغو شد؟

25:23.080 --> 25:25.279
‫فکر کنم یک مسئلۀ عملیاتی بود

25:25.280 --> 25:27.479
‫خب، قطعاً همین‌طوره. دارم دلیلش رو می‌پرسم

25:27.480 --> 25:29.999
‫گویا یه مشکل امنیتی در
‫محدوده پیش اومده بود

25:30.000 --> 25:34.039
‫حراستِ میدان آزمایش بهش رسیدگی کرد
‫و حس کردیم که بهتره تمومش کنیم

25:34.040 --> 25:35.279
‫زیاد پیش میاد

25:35.280 --> 25:38.119
‫مردم دوست دارن پهپادهای اسباب‌بازی‌شون
‫رو توی حریم هوایی نیروی هوایی پرواز بدن

25:38.120 --> 25:39.719
‫و حراست بهش رسیدگی کرد؟

25:39.720 --> 25:41.519
‫رفتن دنبال متجاوز،

25:41.520 --> 25:43.199
‫فکر نمی‌کنم کسی رو پیدا کردن

25:43.200 --> 25:45.279
‫فکر نکردی بهتره این رو با ما درمیون بذاری؟

25:45.280 --> 25:47.239
‫تصمیمش با من نیست، سرکار خانم

25:47.240 --> 25:49.159
‫همون‌طور که گفتم، اتفاق نادری نیست

25:49.160 --> 25:50.959
‫حالا می‌خوام معاون مارشال هوایی رو ببینم

25:50.960 --> 25:53.600
‫- ببینم در دسترس هستن
‫- خودم می‌تونم

26:12.760 --> 26:16.119
‫سربازرس سیلوا؟ من معاون مارشال هوایی
‫مارکوس گرنجرم

26:16.120 --> 26:19.959
‫ایشون دِرِک مک‌کیب از آلبن-اکس
‫هستن، سازنده‌های آرپَس

26:19.960 --> 26:21.639
‫داده‌های پرواز رو می‌خواید، درسته؟

26:21.640 --> 26:24.159
‫خب این باید برگرده کارخونه

26:24.160 --> 26:26.119
‫اون‌طوری می‌شه فهمید اینجا چه خبره،

26:26.120 --> 26:27.559
‫نه اینکه با عکس‌گرفتن وقت تلف کنی

26:27.560 --> 26:30.319
‫دِرِک می‌خواد جعبه‌سیاه رو
‫از واحد آسیب‌دیده جدا کنه

26:30.320 --> 26:32.759
‫به‌نظرم اول باید به مهماتِ
‫مصرف‌نشده رسیدگی بشه

26:32.760 --> 26:36.839
‫اگه سعی کنی جابه‌جاش کنی و خاموش بشه،
‫تمام داده‌های ذخیره‌شده از دست می‌ره

26:36.840 --> 26:39.639
‫ظاهراً یه سیستم‌عامل برای هماهنگی واحدها دارید؟

26:39.640 --> 26:42.759
‫- بله، داریم اون داده‌ها رو همین الآن تجزیه‌تحلیل می‌کنیم
‫- کجا؟

26:42.760 --> 26:44.639
‫مرکز فرماندهی. خارج از گلاسگو

26:44.640 --> 26:47.399
‫خیلی‌خب، باید یه تیم بفرستم اونجا.
‫تمام اون داده‌ها رو لازم داریم

26:47.400 --> 26:48.999
‫ما چیزی برای مخفی‌کردن نداریم

26:49.000 --> 26:51.519
‫اینی که می‌بینید، کسیه که با تفنگ شلیک می‌کنه

26:51.520 --> 26:54.279
‫ما تفنگ رو می‌سازیم، ولی ماشه رو ما نکشیدیم

26:54.280 --> 26:56.479
‫قانون دربارۀ مسئولیت بسیار واضحه

26:58.200 --> 26:59.359
‫ببخشید

26:59.360 --> 27:00.520
‫اوضاع چطوره؟

27:02.560 --> 27:04.639
‫خوب. تازه صحبتم با لاوسن تموم شد

27:04.640 --> 27:06.480
‫خب، لاوسن آرپَس رو سرنگون کرد، پس...

27:09.280 --> 27:10.359
‫اِیمی؟

27:12.080 --> 27:13.120
‫اِیمی؟

27:14.520 --> 27:15.560
‫اِیمی؟!

27:20.880 --> 27:22.919
‫- مارشال هوایی گرنجر، حالتون خوبه؟
‫- آره، خوبم

27:22.920 --> 27:24.560
‫- سربازرس سیلوا؟
‫- خوبم، خوبم

27:26.200 --> 27:27.599
‫حالتون خوبه؟

27:27.600 --> 27:28.919
‫آره

27:28.920 --> 27:30.839
‫گوشی‌تون، خانم

27:30.840 --> 27:34.159
‫- گندش بزنه
‫- امن نیست. باید... اینجا رو ایمن کنم

27:34.160 --> 27:35.559
‫مجرمت رو گرفتی

27:35.560 --> 27:38.079
‫من مجرمی ندارم، دیکسن مظنونه

27:38.080 --> 27:42.639
‫و اون دو تا خلبان دیگه توی وودیان ‫هم همین‌طور. پس
تا با یکی از مأمورهام ‫حرف نزده‌ان، کسی جایی نمی‌ره

27:42.640 --> 27:45.479
‫کار خلبان‌هام توی وودیان نیست،
‫مثل جونم بهشون اعتماد دارم

27:45.480 --> 27:48.359
‫پس اگه کار یکی از ما نیست،
‫پس حتماً سیستم هک شده

27:48.360 --> 27:50.359
‫اوه، مارکوس، بی‌خیال. این یه سیستم بسته‌ست،

27:50.360 --> 27:53.359
‫می‌دونه که قابل‌هک نیست. افرادِ
‫تو بودن که امروز پروازشون دادن

27:53.360 --> 27:55.959
‫- سعی نکن بندازی‌ش گردن من
‫- من الآن هفت تا مُرده روی دستم دارم

27:55.960 --> 27:58.759
‫هفت تا خانواده که باید باهاشون حرف بزنم!

27:58.760 --> 28:01.239
‫- وای خدا! حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم

28:01.240 --> 28:03.759
‫آخه اِیمی، انفجار رو دیدم و بعد گوشی‌ت...

28:03.760 --> 28:06.320
‫- فقط از دستم پرت شد، ولی طوری نیست
‫- قربان!

28:08.000 --> 28:11.239
‫- همه‌چی مرتبه، قربان؟
‫- بله

28:11.240 --> 28:13.999
‫- لینک ویدئو حاضره الآن، قربان
‫- با کی حرف می‌زنید؟

28:14.000 --> 28:15.680
‫- تیمم توی وودیان
‫- من هم باهاتون میام

28:17.000 --> 28:19.439
‫هرچی که بخواید از پایگاه خارج کنید، به اجازۀ کتبی من

28:19.440 --> 28:22.359
‫- نیاز دارید
‫- من می‌دونم که چه اختیاراتی اینجا دارید،

28:22.360 --> 28:24.399
‫ولی آزمایش یه برنامۀ معین داره

28:24.400 --> 28:26.639
‫یک قرارداد چندمیلیاردی در معرض خطره

28:26.640 --> 28:28.199
‫پای جفتمون بابتش گیره

28:28.200 --> 28:31.199
‫متأسفانه هفت تا مُرده
‫به قیمت سهامتون ارجحیت داره

28:31.200 --> 28:32.959
‫حواستون باشه چیزی جابه‌جا نشه

28:32.960 --> 28:35.959
‫- موقع آزمایش یه متجاوز توی محدوده بوده
‫- خیلی‌خب

28:35.960 --> 28:38.959
‫اگه احتمالِ بودنش این اطراف باشه، باید پیداش کنیم

28:38.960 --> 28:40.120
‫بریم

28:45.280 --> 28:48.639
‫معمولاً، من و دِرِک با هم راه میایم ولی بدن‌ها هنوز داغه

28:48.640 --> 28:51.519
‫و عملاً داره غرامت می‌خواد

28:51.520 --> 28:54.399
‫نمی‌دونستم توی وودیان پایگاه داریم

28:54.400 --> 28:56.999
‫اونجا که توی جنگ دخیل نیستیم، هستیم؟

28:57.000 --> 28:58.959
‫جنگ نیست

28:58.960 --> 29:02.759
‫وودیان از یک دولت مشروع همسایه
‫علیه شورشی‌ها حمایت می‌کنه

29:02.760 --> 29:04.599
‫ما ازشون پشتیبانی عملیاتی می‌کنیم

29:04.600 --> 29:06.199
‫مؤکّداً وضعیت غیرنظامی

29:06.200 --> 29:08.879
‫اولین نفری نیستی که اشتباه متوجه شدی. گزارشات

29:08.880 --> 29:10.399
‫خیلی یک‌طرفه بوده

29:10.400 --> 29:13.040
‫صحیح. روزنامه‌نگارها رو زندانی می‌کنن ولی، مگه نه؟

29:14.320 --> 29:17.519
بریتانیا از این لحاظ که روزنامه‌نگارهاش رو
زندانی نمی‌کنه، نسبتاً عجیب به حساب میاد

29:17.520 --> 29:20.919
‫وودیان یکی از مهم‌ترین شراکت‌هامونه

29:20.920 --> 29:23.239
‫به‌خیرگذروندن این خیلی چالش‌برانگیز خواهد بود

29:23.240 --> 29:25.879
‫دوتاشون توی میدان ما کشته شدن...

29:25.880 --> 29:29.079
‫سربازرس‌کارآگاه اِیمی سیلوا پیش منه

29:29.080 --> 29:31.239
‫سربازرس سیلوا، الایزا راسل،

29:31.240 --> 29:33.879
‫افسر موقت فرماندهی گردان هوایی ۱۰۹

29:33.880 --> 29:36.279
‫درحالی‌که فرماندۀ پرواز چپمن در مرخصی پزشکیه

29:36.280 --> 29:37.639
‫حالت چطوره، الایزا؟

29:37.640 --> 29:40.159
‫اینجا همه شوکه‌ان. ما فقط جواب می‌خوایم

29:40.160 --> 29:43.279
‫تیم من دربارۀ چندوچون تلفات اطلاعات می‌خوان

29:43.280 --> 29:45.559
‫دو تکنسین وودیانی، دو نیروی حفاظتی،

29:45.560 --> 29:46.879
‫و چند نفر دیگه هم آسیب شدیدی دیده‌ان

29:46.880 --> 29:48.679
‫باید ببینیم جون به در می‌برن یا نه

29:48.680 --> 29:51.839
‫و از سیمندز و دیویدسون هم که خبر داری

29:51.840 --> 29:53.719
‫می‌خواید با خانواده‌هاشون صحبت کنم؟

29:53.720 --> 29:56.800
‫- اون باشه با من
‫- همسر سیمندز داره بچه‌دار می‌شه

29:58.880 --> 30:01.239
‫بیاید به سؤالات سربازرس پاسخ بدیم

30:01.240 --> 30:03.999
‫بی‌پرده صحبت کنم؟ چیزی تحت اسرار رسمی نیست؟

30:04.000 --> 30:06.079
‫شفافیت کامل

30:06.080 --> 30:08.159
‫وسط جلسه‌ام

30:08.160 --> 30:10.279
‫فکر نکنم اصلاً بشه به تعویقش انداخت

30:10.280 --> 30:11.919
‫من وسط تماس با مارشال هوایی

30:11.920 --> 30:15.759
‫و سربازرس‌کارآگاه از نیروی پلیس اسکاتلند هستم

30:15.760 --> 30:20.039
‫وز مسئول برنامۀ توسعۀ آرپَس برای آلبن-اکس‌ـه

30:20.040 --> 30:23.599
‫من مسئول نیستم. سرپرست فنی

30:23.600 --> 30:26.559
‫الآن بررسی گزارشات توی انبار رو تموم کردم

30:26.560 --> 30:28.999
‫اگه تجهیزاتی وجود داره که بشه
‫باهاش پهپادها رو به کار گرفت

30:29.000 --> 30:31.239
‫باید فوراً اون رو مُهروموم کرد

30:31.240 --> 30:33.039
‫بدون دسترسی، بدون استثنا

30:33.040 --> 30:35.360
‫- فکر نکنم بشه همچین کاری کرد
‫- انجامش می‌دیم

30:36.440 --> 30:38.519
‫تمام کنترل‌کننده‌ها به حساب اومدن؟

30:38.520 --> 30:41.119
‫بله. دو تا توی اسکاتلند، سه تا اینجا

30:41.120 --> 30:44.279
‫اون‌هایی که قبلاً استفاده کردیم رو
‫کنار گذاشتم. پس آره، همه‌ش هست

30:44.280 --> 30:45.759
‫چی می‌خواستی بگی؟

30:45.760 --> 30:50.799
‫خب کالین دیکسن آرپَس آلفا رو به پرواز درآورد

30:50.800 --> 30:54.879
‫تا اینکه گذاشتش روی خلبانی خودکار و
‫تمام چهار خلبان رفتن روی حالت خودکار

30:54.880 --> 30:58.839
‫خلبان بعدی‌ای که کنترل آرپَس آلفا رو به دست گرفت

30:58.840 --> 31:01.800
‫فرماندۀ پرواز انتونی چپمن بود

31:05.360 --> 31:09.079
‫همه‌ش توی داده‌ها هست

31:09.080 --> 31:11.159
‫ورود تأیید شده

31:11.160 --> 31:13.159
‫کنترل آرپَس آلفا رو به دست گرفت و پروازش داد

31:13.160 --> 31:14.879
‫تا اینکه آرپَس براوو سرنگونش کرد

31:14.880 --> 31:16.840
‫آرپَسِ براوو لاوسن بود

31:18.080 --> 31:22.479
‫اون ۳۰ ثانیه بعد از واردشدن چپمن
‫به سیستم، دوباره وارد سیستم شد

31:22.480 --> 31:25.359
‫دوربین پیشانه روشن بود، اما حتماً پوشونددش

31:25.360 --> 31:27.479
‫و انتونی چپمن الآن کجاست؟

31:27.480 --> 31:30.919
‫دو روز پیش با دخترش با هواپیما برگشت اینجا

31:30.920 --> 31:32.719
‫در حال درمان سرطانشه

31:32.720 --> 31:35.079
‫امروز قراره عمل بشه

31:35.080 --> 31:36.319
‫مطمئنید برگشته بود؟

31:36.320 --> 31:38.759
‫خب، همین‌که وارد شد، باهاش
‫صحبت کردم. اومد و من رو دید

31:38.760 --> 31:42.519
‫واضحه که سیستم به‌‌طریقی مختل شده

31:42.520 --> 31:45.279
‫گزارشات توی گلاسگو رو بررسی کردیم.
‫اون هم همین رو می‌گه

31:45.280 --> 31:48.200
‫محض رضای خدا، طرف احتمالاً زیر سرم مورفینه!

31:50.680 --> 31:52.240
‫تماس رو همین‌جا خاتمه بدیم؟

31:58.880 --> 32:00.079
‫همه‌ش توی داده‌ها هست

32:00.080 --> 32:02.919
‫شاید بد نباشه قبل از مطرح‌کردنش،
‫با کارفرمات هماهنگ کنی

32:02.920 --> 32:05.719
‫- من روی همچین چیزی سرپوش نمی‌ذارم
‫- این رو نگفتم

32:05.720 --> 32:09.719
‫فقط دارم می‌گم، به‌عنوان دوست،
‫خاطرجمع شو که مصونیت داری

32:09.720 --> 32:12.919
‫آلبن-اکس از چپ‌وراست ازش شکایت می‌شه

32:12.920 --> 32:14.520
‫اون وسط گیر نیفتی

32:16.880 --> 32:19.439
‫وقتی آزمایش به مشکل خورد، کجا بودی؟

32:19.440 --> 32:22.639
‫آ... شوخی‌ت گرفته؟

32:22.640 --> 32:24.439
‫باید از همه بپرسم

32:24.440 --> 32:26.800
‫به خودت نگیر. حالا هم که اینجایی

32:28.680 --> 32:30.319
‫توی زرادخونه بودم

32:30.320 --> 32:31.799
‫شاهدی هم داری؟

32:31.800 --> 32:33.879
‫خب، راستش دوست دارم اسمشون رو همکار بذارم

32:33.880 --> 32:35.639
‫گُه‌بازی درنیار

32:35.640 --> 32:37.760
‫بله. افرادی خواهند بود
‫که من رو اونجا دیدن

32:39.520 --> 32:43.959
‫درضمن، من به تو گزارش نمی‌دم. پس اگه باز هم

32:43.960 --> 32:47.559
‫بخوای این‌طوری باهام حرف بزنی،
‫می‌تونی سؤال‌هات رو فرو کنی اونجا

32:47.560 --> 32:48.840
‫جواب خوبی بود؟

32:50.240 --> 32:54.240
‫ببخشید، فقط محض شفاف‌سازی،
دقیقاً کجا می‌خوای ‫سؤال‌هام رو فرو کنم؟

33:05.000 --> 33:08.079
‫بیمارستان تأیید کرد که ساعت ۴ عصر عمل داره

33:08.080 --> 33:09.599
‫هنوز پیداش نشده

33:09.600 --> 33:12.519
‫آدرسی که دادن هتل اِیوندل‌ـه

33:12.520 --> 33:14.840
‫می‌تونی یه تیم بفرستی؟
‫ممکنه چپمن مسلح باشه

33:25.240 --> 33:27.879
‫آخرین موقعیت دریافتی متجاوز توی ساحل بوده

33:27.880 --> 33:30.959
‫حراست گفت که جاده رو زیرنظر
‫داشته‌ان و دیدبانی مستقر کردن

33:30.960 --> 33:33.479
‫کسی دیده نشده. اگه قایم شده باشه،

33:33.480 --> 33:35.519
‫باید به‌سمت شمال رفته باشه، در امتداد کنارۀ دریا

33:35.520 --> 33:36.799
‫ممکنه توی قایق مخفی شده باشه؟

33:36.800 --> 33:39.080
‫آره، خب، گارد ساحلی گوش‌به‌زنگه

33:40.120 --> 33:42.119
‫این سریع‌تر از ما پیداش می‌کنه

33:58.000 --> 33:59.759
‫کلید اتاق؟

33:59.760 --> 34:00.800
‫بریم

34:24.840 --> 34:27.319
‫- پلیس مسلح!
‫- پلیس مسلح! از جات تکون نخور!

34:27.320 --> 34:29.160
‫امنه! اتاق امنه

34:41.840 --> 34:44.040
‫خودشه. انتونی چپمنه

34:45.320 --> 34:47.280
‫- می‌شه یه کپی ازش بزنی؟
‫- آره، مشکلی نیست

34:50.360 --> 34:52.439
‫داره از مسیر خارج می‌شه

34:52.440 --> 34:55.079
‫صدای چرخانه‌ها رو شنیده، نه؟ داره پناه می‌گیره

34:55.080 --> 34:58.480
‫نه، حرکت کن، واینستا. نمی‌خوایم
‫فکر کنه که پیداش کردیم

34:59.880 --> 35:03.039
‫وقتی محاصره‌ش کردیم،
‫پهپاد رو برمی‌گردونیم، خب؟

35:03.040 --> 35:05.359
‫خب، دو تا مأمور مسلح برام بیار

35:05.360 --> 35:07.080
‫مسئولیت صحنه با توئه

35:11.040 --> 35:13.479
‫داریم به آخرین موقعیت دریافتی نزدیک می‌شیم

35:13.480 --> 35:15.839
‫در حال حرکته. داره از درخت بالا می‌ره. می‌بینی‌ش؟

35:15.840 --> 35:17.559
‫آره، می‌بینم

35:17.560 --> 35:19.719
‫پلیس! از جات تکون نخور!

35:19.720 --> 35:21.119
‫آره، گرفتیمش الآن

35:21.120 --> 35:23.319
‫جنب نخور!

35:23.320 --> 35:25.839
‫- مسلحه؟
‫- اسلحه‌ای رؤیت نمی‌شه

35:25.840 --> 35:27.719
‫یه کوله‌پشتی داره

35:27.720 --> 35:29.000
‫داره گوشی‌ش رو درمیاره

35:30.240 --> 35:31.839
‫پلیس

35:31.840 --> 35:33.959
‫آره؟ آره، دارم می‌بینم

35:33.960 --> 35:36.199
‫- شلیک نکنید
‫- گوشی‌ت رو بنداز پایین سمت من

35:36.200 --> 35:37.719
‫من همچین کاری نمی‌کنم. کلی پول خورده

35:37.720 --> 35:41.239
‫ازت می‌خوام کیف و گوشی‌ت رو بندازی سمت من

35:41.240 --> 35:43.119
‫بعد میای پایین

35:43.120 --> 35:47.199
‫در هیچ حال دست‌هات رو توی ‫جیب‌ها یا
جایی که نتونم ببینم ‫نمی‌ذاری، متوجه شدی؟

35:47.200 --> 35:48.919
‫نشستن روی درخت غیرقانونی نیست

35:48.920 --> 35:51.040
‫وقتی اومدی روی زمین، درباره‌ش حرف می‌زنیم

35:52.480 --> 35:54.599
‫شنیدم نیکول امشب با پرواز برمی‌گرده؟

35:54.600 --> 35:57.320
‫درسته. دیکسن نه، اون زیر عمله

35:58.400 --> 35:59.520
‫همون‌طور که می‌دونی

36:00.760 --> 36:03.399
‫- و فردا دوباره مأموریت‌ها رو از سر می‌گیریم؟
‫- بله

36:03.400 --> 36:05.279
‫بهمون دستور دادن

36:05.280 --> 36:07.040
‫مگراینکه قادر به انجام کار نباشی؟

36:08.160 --> 36:09.639
‫من خوبم

36:09.640 --> 36:11.679
‫آروم شدی؟

36:11.680 --> 36:12.720
‫بله، خانم

36:14.640 --> 36:16.999
‫- گزارشت خیلی جامعه
‫- ممنون

36:17.000 --> 36:18.879
‫تمام تلاشم رو کردم

36:18.880 --> 36:20.600
‫بازثبتش کن. این قسمت رو حذف کن

36:22.040 --> 36:25.360
‫- می‌شه بپرسم چرا؟
‫- نظرت دربارۀ عملیات‌های گذشته نامربوطه

36:27.080 --> 36:28.120
‫بله، خانم

36:29.920 --> 36:32.720
‫باید دربارۀ فرماندۀ پرواز چپمن باهات حرف بزنم

36:34.960 --> 36:40.719
‫یک نفر گزارش داده که مشاجرۀ تندی بین اون

36:40.720 --> 36:42.120
‫و یه نفر توی اتاق استراحت رخ داده

36:44.000 --> 36:45.640
‫چیزی دراین‌باره می‌دونی؟

36:46.720 --> 36:48.320
‫کسی حرفی از این قضیه بهم نزد

36:49.880 --> 36:51.600
‫به تو نگفت که کجا داره می‌ره؟

36:52.600 --> 36:53.720
‫نه، خانم

36:55.880 --> 36:57.160
‫خیلی‌خب. تمومه

37:00.360 --> 37:01.400
‫برو دیگه

37:10.800 --> 37:12.599
‫حالت خوبه؟

37:12.600 --> 37:14.720
‫دو سال دیگه خدمت، دیگه پشت‌سرم رو نگاه نمی‌کنم

37:17.440 --> 37:20.159
‫- چی بهت گفت؟
‫- هیچی

37:20.160 --> 37:22.960
‫نکته همینه ولی، مگه نه؟ طبق معمول

37:24.280 --> 37:26.600
‫- باید سرت به کار خودت باشه
‫- آره

37:29.040 --> 37:31.279
‫حقمون بود ولی، مگه نه؟

37:31.280 --> 37:32.520
‫حقیقت همینه

37:45.840 --> 37:48.159
‫فیرس زمن. جزئیات دست اَلنه

37:48.160 --> 37:51.199
‫من راهنمایی‌ش می‌کنم. مشاور حقوقی‌ای درخواست نشده

37:51.200 --> 37:53.159
‫هروقت خواستی می‌تونی
‫نظرت رو عوض کنی، می‌دونی؟

37:53.160 --> 37:55.000
‫لزومی نداره وقت یکی دیگه رو هم تلف کنی

38:19.000 --> 38:21.839
‫چرا امروز توی میدان تسلیحات هوایی داندر بودی؟

38:21.840 --> 38:23.119
‫پرنده‌نگری

38:23.120 --> 38:25.839
‫- چه گونه‌هایی دیدی؟
‫- اوه، نه، من کارشناس نیستم

38:25.840 --> 38:28.679
‫فقط... کلاً دوست دارم تماشاشون کنم

38:28.680 --> 38:32.319
‫و برای این کار از پهپاد استفاده کردی؟
‫نکنه دوربین راستِ‌کارت نیست؟

38:32.320 --> 38:35.399
‫حقوق عمومی راه هست. من هیچ
‫خطایی نکردم که اونجا راه رفتم

38:35.400 --> 38:37.479
‫اگه تابلویی رو ندیدم، عذر می‌خوام

38:37.480 --> 38:40.560
‫- تابلوهای زیادی بود
‫- پس چندین بار عذرخواهی می‌کنم

38:42.000 --> 38:44.159
‫وقتی نیروی هوایی یه گشتی فرستاد،

38:44.160 --> 38:45.839
‫تو اقدام به فرار کردی

38:45.840 --> 38:47.520
‫طبق برنامه به راه‌رفتنم ادامه دادم

38:49.280 --> 38:50.919
‫چرا داشتی از یه آزمایش تسلیحات فیلم می‌گرفتی؟

38:50.920 --> 38:52.839
‫خیره‌کننده بود

38:52.840 --> 38:54.879
‫پهپاد کوچیک من فقط عکس می‌گیره

38:54.880 --> 38:58.799
‫پهپاد اون‌ها، مطمئنم آدم‌های
‫زیادی رو باهاش می‌کشن

38:58.800 --> 38:59.840
‫خیلی تأثیرگذاره

39:01.280 --> 39:03.520
‫با کار اون‌ها مخالفی؟

39:05.400 --> 39:07.639
‫شما بازرس‌کارآگاه هستی

39:07.640 --> 39:10.399
‫به نظر رتبۀ بسیار ارشدی برای
‫پرداختن به ورود بی‌اجازه‌ست

39:10.400 --> 39:12.360
‫درسته، درسته

39:13.640 --> 39:15.640
‫پس به‌نظر خودت چرا دارم باهات حرف می‌زنم؟

39:17.040 --> 39:18.559
‫به‌نظرت غیرمنطقیه

39:18.560 --> 39:21.319
‫که بخوایم با کسی که در حال فیلم‌برداری از
‫کشتار جمعی دستگیر شده، صحبت کنیم؟

39:21.320 --> 39:23.879
‫یعنی سلاح‌های قادر به...؟

39:23.880 --> 39:25.880
‫هفت نفر امروز اونجا کشته شدن

39:27.840 --> 39:29.559
‫متأسفم

39:29.560 --> 39:30.680
‫اصلاً نمی‌دونستم

39:33.360 --> 39:36.119
‫توی نیروی هوایی رابطی
‫چیزی داری؟ یا توی وودیان؟

39:36.120 --> 39:37.639
‫خودم اهل وودیانم

39:37.640 --> 39:40.719
‫- و حالا شهروند اینجایی؟
‫- درسته، آره

39:40.720 --> 39:43.559
‫مردی به‌اسم انتونی چپمن رو می‌شناسی؟

39:43.560 --> 39:46.239
‫من زیاد اسامی یادم نمی‌مونه

39:46.240 --> 39:48.159
‫چرا اطلاعات گوشی‌ت رو پاک کردی؟

39:48.160 --> 39:50.200
‫برای محافظت از حریم خصوصی‌م لازم بود

39:52.840 --> 39:57.319
‫مأمورها آپارتمانت رو با حکم
‫گشتن و به این‌ها برخوردن

39:57.320 --> 40:00.599
‫خب، این‌ها نسخه‌های دارو هستن،

40:00.600 --> 40:03.920
‫نوشتۀ دکتر محمد رجب، در بهرت وود

40:05.360 --> 40:08.319
‫از پایگاه هوایی الشوکه زیاد دور نیست

40:08.320 --> 40:09.360
‫هست؟

40:11.720 --> 40:13.639
‫این‌ها توی آپارتمان تو چی‌کار می‌کردن؟

40:13.640 --> 40:15.360
‫برای عارضه‌های گوناگونم هستن

40:16.360 --> 40:18.479
‫و چقدر هم عارضه داری، مگه نه؟

40:18.480 --> 40:21.759
‫آخه دارم به چی نگاه می‌کنم؟ داروی دیابت،

40:21.760 --> 40:23.359
‫اسپری آسم

40:23.360 --> 40:24.839
‫محرک‌های بیش‌فعالی

40:24.840 --> 40:29.159
‫آخه ببین، چندتا شد؟ ۱۵، ۱۶ تا بیماری مختلف؟

40:29.160 --> 40:30.600
‫آره، و این‌یکی...

40:31.840 --> 40:32.880
‫«مریوفرت»
‫[ نام برندی برای تحریک تخمک‌گذاری
‫در زنانی که مشکل تخمک‌گذاری دارند ]

40:34.360 --> 40:38.239
‫لقاح مصنوعی‌ت چطور پیش رفت؟
‫بارداری اولت بود؟

40:38.240 --> 40:39.600
‫حرف دیگه‌ای ندارم

40:42.680 --> 40:45.239
‫تصورم اینه که همۀ این‌ها
‫به‌عنوان نوعی کد استفاده می‌شه؟

40:45.240 --> 40:46.599
‫درسته؟

40:46.600 --> 40:47.760
‫دیگه می‌خوام برم خونه

40:49.160 --> 40:51.599
‫فیرس زمن، من دلیل دارم که باور کنم تو احتمالاً

40:51.600 --> 40:53.080
‫در یک اقدام تروریستی دست داشتی

40:54.720 --> 40:57.839
‫دستور می‌دم که تحت قانونِ
‫حمایت از آزادی بازداشت بشی

40:57.840 --> 41:01.439
‫- چند روز؟
‫- بدون اتهام تا ۱۴ روز می‌شه نگهت داشت

41:01.440 --> 41:03.560
‫حقت برای مشاورۀ حقوقی سر جاشه

41:05.000 --> 41:06.480
‫من طرف آدم‌خوب‌هام

41:08.360 --> 41:09.400
‫باور کن

41:11.680 --> 41:13.759
‫حقوقت رو برات قرائت می‌کنم

41:13.760 --> 41:15.880
‫و بعد به‌نظرم بهتره به حرف بیای

41:17.960 --> 41:19.959
‫چپمن کِی درخواست مرخصی پزشکی کرد؟

41:19.960 --> 41:21.559
‫روز اولی که با هواپیما برگشت

41:21.560 --> 41:25.679
‫ازم شش ماه برای جراحی و
‫شیمی‌درمانی درخواست کرد

41:25.680 --> 41:27.399
‫من هم روی حرفش حرف نیاوردم

41:27.400 --> 41:29.039
‫اصلاً سرطان داره؟

41:29.040 --> 41:31.959
‫بعید به نظر میاد. برای وقت بیمارستانش پیداش نشد

41:31.960 --> 41:34.999
‫و پنج دقیقه بعد از اینکه دیروز
‫به اونجا رسید، هتل رو ترک کرد

41:35.000 --> 41:37.119
‫تابه‌حال اثری از برگشتش به اونجا نبوده

41:37.120 --> 41:40.999
‫هم گوشی خودش و هم
‫دخترش صبیحه خاموشه

41:41.000 --> 41:43.239
‫جایی رو می‌دونید که ممکنه رفته باشه؟

41:43.240 --> 41:45.639
‫نه. انتونی همیشه موقتی
‫جایی رو اجاره می‌کرد

41:45.640 --> 41:48.399
‫دخترش توی یه مدرسه
‫خارج از ادینبرا درس می‌خونه

41:48.400 --> 41:51.599
‫همسرش وقتی دخترش
‫خیلی بچه بود فوت کرد

41:51.600 --> 41:56.839
‫زنش وودیانی بود. آخرسر خودش جوری
به اون زبون مسلط شد ‫که رودست نداشت

41:56.840 --> 41:59.039
‫ما با مدرسۀ صبیحه تماس گرفتیم

41:59.040 --> 42:02.839
‫حالا فقط می‌خوایم با چندتا از
‫دوست‌هاش تماس برقرار کنیم

42:02.840 --> 42:05.400
‫- می‌شناختیدش؟
‫- از بچگی می‌شناسمش

42:06.640 --> 42:09.319
‫متأسفم، درک می‌کنم که
‫این حتماً براتون سخته

42:09.320 --> 42:11.200
‫احساسات من نامربوطه

42:14.160 --> 42:17.599
‫چپمن اطلاع داشته که به‌محض ورود به آرپَس،

42:17.600 --> 42:20.719
‫- جزئیات ورودش ثبت می‌شده؟
‫- بله

42:20.720 --> 42:22.599
‫اون رهبری برنامۀ وی‌ال-۱ رو به عهده داشته،

42:22.600 --> 42:24.359
‫اون گردان مشترک اونجا رو فرماندهی می‌کنه،

42:24.360 --> 42:25.799
‫می‌دونسته که گیر می‌افته

42:25.800 --> 42:28.399
‫نیروی هوایی دقیقاً توی
‫وودیان چی‌کار می‌کنه؟

42:28.400 --> 42:31.279
‫نیروی هوایی وودیان و بریتانیا
‫یک گردان هوایی مشترک آرپَس

42:31.280 --> 42:34.279
‫رو چند سال پیش راه‌اندازی کردن.
‫بخشی از یک معاملۀ گسترده‌تر با اون کشوره

42:34.280 --> 42:37.559
‫تأمین تسلیحات، فناوری، آموزش
‫و توسعۀ ساخت بریتانیا

42:37.560 --> 42:40.799
‫پس شما از کشمکش وودیان با
‫همسایه‌هاش حمایت می‌کنید؟

42:40.800 --> 42:42.679
‫نه، این‌طوری بیانش نمی‌کنیم

42:42.680 --> 42:44.799
‫ما پشتیبانی عملیاتی به‌طور تخصصی ارائه می‌دیم

42:44.800 --> 42:47.199
‫به حفظ موقعیت راهبردی ما
‫در منطقه کمک می‌کنه،

42:47.200 --> 42:48.879
‫این واقعاً مهم‌ترین قسمتشه

42:48.880 --> 42:50.839
‫آخه چنین مشارکت‌هایی
‫آینده رو تضمین می‌کنن

42:50.840 --> 42:54.239
‫- و این پهپادهایی که داشتید آزمایش می‌کردید، اون‌ها...؟
‫- آرپَس

42:54.240 --> 42:56.879
‫اصلاً اسمشون پهپاد نیست.
‫پهپاد توی پارک پرواز می‌کنه

42:56.880 --> 42:58.999
‫آرپَس. اون‌ها بخشی از همون آینده‌ان؟

42:59.000 --> 43:00.199
‫قطعاً

43:00.200 --> 43:02.999
‫آلبن-اکس واحدها رو تأمین می‌کنه،
‫نیروی هوایی بهشون سرویس می‌ده

43:03.000 --> 43:05.799
‫و خلبان‌هاشون رو آموزش می‌ده.
‫یک زیست‌بوم کامله

43:05.800 --> 43:09.079
‫ما شرایط مطلوبی رو برای خرید سیستم دریافت می‌کنیم

43:09.080 --> 43:12.399
‫۶۰۰ شغل با مهارت بالا در اسکاتلند ایجاد می‌کنه

43:12.400 --> 43:13.839
‫فهرست همین‌طور ادامه داره

43:13.840 --> 43:16.479
‫- پس دولت ما مشتاقِ وقوع این اتفاقه؟
‫- بسیار زیاد

43:16.480 --> 43:19.279
‫وودیانی‌ها الآن دارن پول قابل‌توجهی خرج می‌کنن،

43:19.280 --> 43:21.959
‫و روی حضور طولانی‌مدت ما سرمایه‌گذاری می‌کنن

43:21.960 --> 43:23.759
‫اتفاق امروز این موضوع رو زیر سؤال می‌بره

43:23.760 --> 43:27.239
‫پس یه افسر ارشد نیروی هوایی داریم که در تلاشه

43:27.240 --> 43:29.719
‫- تا یه اتحاد کلیدی رو مختل کنه؟
‫- دقیقاً همین کار رو کرده

43:29.720 --> 43:32.880
‫تابه‌حال شک‌وشبهه‌ای دربارۀ
‫وفاداری چپمن وجود داشته؟

43:34.520 --> 43:36.919
‫یه‌سری اطلاعات از پایگاه درز کرده

43:36.920 --> 43:42.439
‫جزئیات کارِ گردان مشترک در وودیان
‫به یک روزنامه‌نگار بریتانیایی منتقل شد

43:42.440 --> 43:45.599
‫اسم اون روزنامه‌نگار فیرز زمن نیست؟

43:45.600 --> 43:47.639
‫- بله
‫- تحت بازداشته

43:47.640 --> 43:50.000
‫مردی بود که موقع ورود بی‌اجازه به میدان آزمایش، دستگیر شد

43:51.960 --> 43:54.599
‫- فیرز...
‫- سلام به همگی. من رمزی هستم

43:54.600 --> 43:56.399
‫بچه‌های بالا گفتن توی این جلسه حاضر باشم

43:56.400 --> 43:58.119
‫امیدوارم شما مشکلی نداشته باشید

43:58.120 --> 44:00.479
‫- بازرس‌کارآگاه لانگکر، درسته؟
‫- درسته

44:00.480 --> 44:02.400
‫- و شما از...؟
‫- لندن

44:03.800 --> 44:07.399
‫خب، به کجا رسیدیم، آقای زمن؟

44:07.400 --> 44:10.239
‫آقای زمن ملیت وودیانی دارن

44:10.240 --> 44:12.479
‫و همین‌طور بسیار مشتاق به پرنده‌نگری‌ان

44:12.480 --> 44:17.239
‫گفته که ۱۵ سال پیش وودیان رو ترک
‫کردی و اینجا درخواست پناهندگی کردی

44:17.240 --> 44:19.039
‫یکی از همکاران معروف محمد رجب،

44:19.040 --> 44:21.879
‫که درحال‌حاضر به‌اتهام تروریسم
‫در زندان وودیان به سر می‌بره

44:21.880 --> 44:23.760
‫هوم. الآن داشتیم درباره‌ش حرف می‌زدیم

44:25.720 --> 44:28.599
‫پرنده‌نگری برام تازگی داره ولی

44:28.600 --> 44:32.079
‫محمد رجب فعال حقوق‌بشره

44:32.080 --> 44:35.559
‫- به‌خاطر درخواست آزادی مطبوعات زندانی شد
‫- اوم

44:35.560 --> 44:38.439
‫همچنین مظنون به عضویت در یک
‫سازمان تروریستی به‌نام جبهه‌الحریه‌ست

44:38.440 --> 44:41.239
‫اون‌ها سازمان تروریستی نیستن

44:41.240 --> 44:44.879
‫بیا خودمون رو درگیر بحث تروریست
‫در برابر مبارز آزادی نکنیم

44:44.880 --> 44:47.439
‫طبق نظر دولت وودیانی، شما تروریست هستید،

44:47.440 --> 44:48.919
‫اگه معتقد به دموکراسی باشید

44:48.920 --> 44:51.999
‫جبهه‌الحریه اولین گروه ادعایی صلح‌طلبی نیست

44:52.000 --> 44:53.639
‫که دست به کشتار مردم زد

44:53.640 --> 44:55.159
‫دیگه چی دارید؟

44:55.160 --> 44:56.839
‫گزارش اولیه رو خوندم

44:56.840 --> 44:59.759
‫به نظر میاد شخصی که وارد
‫سیستم کنترل آرپَس می‌شه

44:59.760 --> 45:03.239
‫باید زمان دقیق به‌کارگیریِ
‫خلبانی خودکار رو بدونه

45:03.240 --> 45:06.080
‫در حالت ایده‌آل، چیزی که نیاز هست
‫کسیه که در حال رصد آزمایش باشه

45:07.440 --> 45:10.199
‫- یکی که سریع بتونه یه تماس بگیره
‫- آه

45:10.200 --> 45:12.040
‫خب، آقای زمن گوشی‌ش رو پاک کرد

45:15.640 --> 45:16.920
‫و چرا باید همچین کاری بکنی؟

45:18.360 --> 45:20.759
‫مطمئن نبودم از کدوم سرویس هستی،

45:20.760 --> 45:25.119
‫ولی این ظاهر بچه‌مدرسه‌ایِ
‫خودپسندانه‌ت قشنگ لوت داد

45:25.120 --> 45:26.160
‫ام‌آی۵، نه؟

45:27.760 --> 45:30.279
‫- دربارۀ انتونی چپمن صحبت کردید؟
‫- بله

45:30.280 --> 45:32.040
‫و آقای زمن ایشون رو نمی‌شناسه

45:33.920 --> 45:36.000
‫می‌دونستی که ۱۴ روز انتظارت رو می‌کشه

45:37.233 --> 45:40.295
تا حرف نزنی، نمی‌تونم کمکت کنم

45:42.120 --> 45:47.239
‫من بیش از ۱۰۰ روز توی وودیان
‫حبس کشیدم، با شوک‌های الکتریکی

45:47.240 --> 45:50.759
‫و غرق مصنوعی، گاهی ضرب‌وشتم،

45:50.760 --> 45:53.839
‫گاهی وقت‌ها هم همه‌شون توی یه روز

45:53.840 --> 45:56.119
‫اون‌موقع طرف حق بودم

45:56.120 --> 45:58.319
‫الآن هم هستم

45:58.320 --> 46:00.079
‫ولی در چه مورد؟

46:00.080 --> 46:02.400
‫که کاه‌سهره دیدی یا نه؟
‫[ گونه‌ای پرنده ]

46:05.440 --> 46:07.039
‫خب، یه ای‌میل دربارۀ اطلاعات دیگه‌ای

46:07.040 --> 46:09.479
‫که دربارۀ این آدم داریم براتون می‌فرستم

46:09.480 --> 46:11.359
‫از دیدنتون خوش‌وقت شدم

46:11.360 --> 46:12.400
‫همچنین

46:17.560 --> 46:22.159
‫بین خودمون باشه، به‌نظرم توافق من بهتر باشه

46:22.160 --> 46:27.039
‫- چطور؟
‫- آخه، من فقط باید دو هفته توی یه سلول دراز بکشم

46:27.040 --> 46:29.399
‫تو باید با اون کار کنی

46:29.400 --> 46:30.639
‫نه، فکر نکنم

46:30.640 --> 46:32.639
‫اگه ام‌آی۵ بخواد اوضاع رو به دست بگیره، می‌گیره

46:32.640 --> 46:34.360
‫پس چرا کمکم نمی‌کنی خب؟

46:36.120 --> 46:37.400
‫چرا امروز اونجا بودی؟

46:40.120 --> 46:42.279
‫سلاح‌هایی که دارن توسعه می‌دن،

46:42.280 --> 46:44.679
‫- پهپادهایی که امروز آزمایش شد؟
‫- هوم

46:44.680 --> 46:48.199
‫اون‌ها فقط توی جنگ نیابتی وودیان
‫با همسایه‌هامون استفاده نمی‌شن

46:48.200 --> 46:52.119
‫خیلی زود، برای جمعیت محلی هم استفاده می‌شن

46:52.120 --> 46:54.399
‫نقطۀ اوج نفت در راهه

46:54.400 --> 46:58.079
‫وقتی منبع مالی متوقف بشه، رژیم
‫این‌طوری به قدرت چنگ می‌زنه

46:58.080 --> 47:00.759
‫این تغییریه که دارن براش آماده می‌شن

47:00.760 --> 47:03.560
‫اون پهپادها ابزاری برای سرکوب هستن

47:05.400 --> 47:06.680
‫دربارۀ آزمایش بهم اطلاع دادن

47:08.200 --> 47:09.719
‫رفتم که ازش فیلم بگیرم

47:09.720 --> 47:11.320
‫کی دربارۀ آزمایش بهت اطلاع داد؟

47:12.840 --> 47:15.360
‫یه آدم شجاع. اینش رو می‌تونم بگم

47:16.640 --> 47:18.000
‫ولی چیز دیگه‌ای نمی‌گم

47:20.960 --> 47:23.519
‫باید به‌طور رسمی با خلبان‌ها مصاحبه کنم

47:23.520 --> 47:27.199
‫می‌تونید ترتیبش رو بدید
‫که نیکول لاوسن فردا بیاد؟

47:27.200 --> 47:29.599
‫اون با هواپیما به وودیان برگشته

47:29.600 --> 47:32.439
‫من صریحاً درخواست کردم که تمام کارکنانتون

47:32.440 --> 47:33.759
‫برای مصاحبه در دسترس باشن

47:33.760 --> 47:36.919
‫- خب، فرض کردیم که بابت چپمن اون ماجرا تغییر کرد
‫- تغییر نکرد

47:36.920 --> 47:39.479
‫به گردان مشترک به‌صورت عملیاتی نیازه

47:39.480 --> 47:41.439
‫سرهنگ بلالی می‌خواست افرادش رو برگردونه،

47:41.440 --> 47:42.999
‫ما هم ترتیبش رو دادیم

47:43.000 --> 47:44.879
‫فکر کردم این کمترین کاریه که می‌تونیم بکنیم

47:44.880 --> 47:47.879
‫و به ذهنتون خطور نکرد که با من درمیون بذاریدش؟

47:47.880 --> 47:49.240
‫الآن درمیون گذاشته شد

47:51.200 --> 47:53.400
‫ببخشید

47:54.720 --> 47:57.160
‫گروهبان‌کارآگاه تاونزند کارِت داره. پای گوشیه

48:04.240 --> 48:05.559
‫زن جسوریه

48:05.560 --> 48:08.600
‫بهتره به سربازرس سیلوا احترام بذاری

48:09.760 --> 48:12.240
‫نه به‌خاطر اصول اخلاقی،
‫بابت منافع شخصی

48:15.320 --> 48:17.200
‫سربازرس سیلوا. چی دستگیرت شد؟

48:18.480 --> 48:21.079
‫شمارۀ یک، واقعاً از اینجابودن ما متنفرن

48:21.080 --> 48:24.559
‫آره، خب، نذار سرِ نیاز به
متخصص نرم‌افزار، سرت رو گرم کنن

48:24.560 --> 48:26.679
‫فقط تمام داده‌های خام رو بگیر

48:26.680 --> 48:28.319
‫این یه شرکت تسلیحاتیه

48:28.320 --> 48:30.519
‫توی پذیرششون یه میز پینگ‌پنگ دارن

48:30.520 --> 48:31.720
‫البته که دارن

48:32.920 --> 48:35.599
‫- خب، چی پیدا کردی؟
‫- تمام شواهد ویدئویی از داندر

48:35.600 --> 48:37.679
‫رو بررسی کرده‌ام. فیلمی از حمله نیست

48:37.680 --> 48:39.799
‫وقتی آرپَس روی حالت خودکار می‌ره، قطع می‌شه

48:39.800 --> 48:43.479
‫اما داده‌های جی‌پی‌اس و
‫چیزمیزهای رلۀ ماهواره‌ای رو گرفتیم

48:43.480 --> 48:46.039
‫موقعیت استفاده از هر پیشانه رو بهمون می‌ده

48:46.040 --> 48:47.119
‫و؟

48:47.120 --> 48:50.119
‫دو تا موقعیت جی‌پی‌اس با داندر
‫تطابق داره، دو تا هم با وودیان،

48:50.120 --> 48:51.599
‫که گردان هوایی‌شون اونجا مستقره

48:51.600 --> 48:54.279
‫و پنجمی، با آرپَسی که چپمن
‫واردش شده تطابق داره

48:54.280 --> 48:56.679
‫موقعیت اون‌یکی یه روستای کوچیک توی «ترازکس»‌ـه،
‫[ منطقه‌ای حفاظت‌شده در اسکاتلند ]

48:56.680 --> 48:58.519
‫از گلاسگو یک ساعت فاصله داره

48:58.520 --> 49:01.559
‫عالی. جزئیات رو برام بفرست، مستقیم میام اونجا

49:01.560 --> 49:02.640
‫کارِت خوب بود

49:06.280 --> 49:07.720
‫کرستن، باید بریم

49:20.840 --> 49:23.599
‫معلومه کفری‌ای، داری سر پیچ‌ها
‫عصبانیتت رو خالی می‌کنی

49:23.600 --> 49:26.680
‫- اوه، خفه شو. من رانندگی‌م خوبه
‫- بحثی توی اون نیست

49:29.240 --> 49:30.879
‫- خب؟
‫- چی؟

49:30.880 --> 49:32.519
‫حالا خودمون دوتاییم

49:32.520 --> 49:33.560
‫چی شده؟

49:35.880 --> 49:37.600
‫خیلی‌خب، به‌نظرم خیلی فعالیت داری

49:38.960 --> 49:41.919
‫زایمانم دو ماه دیگه‌ست و تو
‫من رو سر این پرونده گذاشتی

49:41.920 --> 49:44.999
‫می‌دونم! واسه همین کفری‌ام. تقصیر تو نیست

49:45.000 --> 49:46.799
‫اوه، درسته

49:46.800 --> 49:49.879
‫پس داری با خودت کلنجار می‌ری؟ خب، خبرم کن

49:49.880 --> 49:51.280
‫اگه کمکی از دستم برمیاد

49:52.880 --> 49:55.719
‫پاپی خونۀ لوئیزه. بهش گفتم
‫اگه قبل از نیمه‌شب برگشتیم،

49:55.720 --> 49:57.399
‫میایم دنبالش

49:57.400 --> 49:59.199
‫چرخش موضوع خوبی بود

49:59.200 --> 50:00.680
‫مو لای درزش نمی‌رفت

50:24.040 --> 50:26.400
‫می‌شه لااقل تا پاک‌سازی
‫توی ماشین بمونی؟

50:34.800 --> 50:38.239
‫سرکار خانم، برای شنیده‌نشدن صدای
‫ماشین‌ها، از این جلوتر نمی‌شه رفت

50:38.240 --> 50:39.679
‫ازاینجابه‌بعد بالا می‌ریم

50:39.680 --> 50:41.479
‫- تیمت آماده‌ان؟
‫- بله، سرکار خانم

50:41.480 --> 50:43.799
‫خیلی‌خب. ما پشت‌سرتون میایم

50:43.800 --> 50:45.000
‫بی‌صدا بذارید باشه، لطفاً

51:20.520 --> 51:21.800
‫پلیس مسلح!

51:26.920 --> 51:28.280
‫آشپزخونه امنه!

51:29.480 --> 51:32.199
‫امنه. دست‌شویی امنه

51:32.200 --> 51:34.600
‫- امنه
‫- همه‌جا امنه، همه‌جا امنه

52:01.000 --> 52:02.319
‫اطراف رو بررسی کنید

52:02.320 --> 52:05.280
‫- به نظر چپمن با دخترش اینجا بوده
‫- بله، خانم

52:12.240 --> 52:13.480
‫اِیمی

52:20.800 --> 52:23.360
‫این رو گزارش می‌دم، پزشکی‌قانونی رو خبر می‌کنم بیاد

52:32.680 --> 52:34.879
‫سلام. بله، یک مرد فوت‌شده داریم

52:34.880 --> 52:36.879
‫هویت احتمالی، انتونی چپمن

52:36.880 --> 52:38.720
‫ظاهراً شلیک گلوله به سر بوده

52:40.440 --> 52:42.839
‫موقعیتم رو براتون می‌فرستم

52:42.840 --> 52:43.880
‫ممنون

52:45.320 --> 52:47.239
‫خب، نیم ساعت دیگه میان

52:47.240 --> 52:48.999
‫شلیک از اون سمت بوده، از روبه‌رو

52:49.000 --> 52:51.400
‫شاید چیزی دیده یا شنیده و برگشته؟

52:53.480 --> 52:54.920
‫گلوله خیلی عمیقه

52:56.320 --> 52:59.599
‫شاید یه تفنگ شکاری پرقدرت؟
‫این دوروبر از اون‌ها زیاده

52:59.600 --> 53:00.799
‫پاییدن گوزن

53:00.800 --> 53:02.439
‫- سرکار خانم
‫- بله؟

53:02.440 --> 53:04.999
‫منطقه کاملاً ایمن شده.
‫رد تایرهای تازه توی گل‌ولای هست

53:05.000 --> 53:07.959
‫یه وسیلۀ نقلیه دور زده و رفته. داریم
‫از آج تایرها عکس‌برداری می‌کنیم

53:07.960 --> 53:09.399
‫از صبیحه چپمن اثری نبود؟

53:09.400 --> 53:11.719
‫- نه، سرکار خانم
‫- خب، یا فرار کرده یا بردنش

53:11.720 --> 53:14.679
‫می‌شه به مرکز اطلاع بدی باید یه
‫جست‌وجوی کامل در دست اجرا داشته باشیم؟

53:14.680 --> 53:17.439
‫- شما بهتره جست‌وجو رو شروع کنید. چیز دیگه‌ای هم هست؟
‫- بله، خانم

53:17.440 --> 53:18.680
‫نه، خانم. مشکلی نیست

53:20.320 --> 53:21.799
‫بهتره برگردیم توی ماشین

53:21.800 --> 53:24.000
‫منتظر پزشکی‌قانونی باشیم،
‫سعی کنیم کمی استراحت کنیم

53:25.800 --> 53:27.519
‫باشه. حتماً

53:27.520 --> 53:28.640
‫اگه خسته‌ای

53:33.240 --> 53:35.359
‫- سؤال اینجاست که کی می‌دونسته اونجا اقامت داره؟
‫- هوم

53:35.360 --> 53:38.599
‫اگه مخفی شده بوده، نباید فهرست بلندبالایی باشه

53:38.600 --> 53:41.079
‫چرا با اسم خودش وارد بشه؟ هوم

53:41.080 --> 53:43.319
‫چرا موقعیتش رو با جی‌پی‌اس نشون بده؟

53:43.320 --> 53:44.759
‫چون می‌خواسته پیدا بشه

53:44.760 --> 53:46.479
‫کی می‌دونسته برگشته؟

53:46.480 --> 53:47.520
‫اه...

53:49.440 --> 53:50.560
‫چیه؟

53:52.600 --> 53:54.200
‫فکر کنم یه صدایی شنیدم

53:55.240 --> 53:58.679
‫- چه صدایی؟
‫- مطمئن نیستم

53:58.680 --> 53:59.919
‫کمک!

53:59.920 --> 54:03.199
‫کامپتن، به کمک فوری نیاز داریم. ممکنه
‫صبیحه چپمن رو پیدا کرده باشیم

54:03.200 --> 54:04.999
‫منطقهْ شرق جایی که پارک کرده بودیم

54:05.000 --> 54:07.719
‫یه وسیلۀ نقلیه پیدا کردیم، خانم. یا تیرانداز رهاش کرده

54:07.720 --> 54:09.920
‫یا هنوز اینجان. باید پناه بگیرید

54:13.400 --> 54:14.880
‫کرستن، وایسا

54:22.120 --> 54:23.240
‫مراقب باش

54:24.760 --> 54:26.399
‫نه، طوری نیست، چیزی نیست

54:26.400 --> 54:28.399
‫کامپتن، پیداش کردیم. فوراً بیا اینجا

54:28.400 --> 54:30.919
‫- طوری نیست، من پلیسم. من پلیسم
‫- کرستن، باید بریم

54:30.920 --> 54:32.919
‫امن نیست

54:40.960 --> 54:42.560
‫- فرار کن
‫- برو!

54:43.184 --> 54:59.184
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
