WEBVTT

00:06.560 --> 00:08.080
‫داوارد،

00:08.080 --> 00:10.280
‫عامل رو خارج کردین؟

00:10.280 --> 00:11.680
‫بله، قربان

00:11.680 --> 00:13.080
‫سربازرس سیلوا کجاست؟

00:13.080 --> 00:14.560
‫رفت دوش بگیره

00:17.680 --> 00:19.600
‫و لباسش چی، کجاست؟

00:19.600 --> 00:20.720
‫دارم می‌ندازمش دور

00:20.720 --> 00:22.680
‫نه، نه، این کارو نکن. لازمش دارم

00:23.920 --> 00:25.240
‫خیلی‌خب

00:33.200 --> 00:34.320
‫خیلی‌خب

00:34.320 --> 00:35.440
‫خب، کارِت خوب بود

00:35.440 --> 00:37.680
‫- برو که والش بشورتت
‫- اگه باهام کار دارین می‌تونم بمونم، قربان

00:37.680 --> 00:40.440
‫نه، نه، نه. نمی‌خواد. لباسـتو بشور
‫و از اینجا برو

00:40.440 --> 00:41.760
‫بیا، دستا بالا

00:41.760 --> 00:43.640
‫شاید یه‌کم بسوزی

00:48.240 --> 00:51.040
‫وای خدای من، کمک!

00:51.040 --> 00:53.040
‫کمک، لطفا!

00:55.120 --> 00:56.560
‫من اینجا رو تمیز می‌کنم

00:56.560 --> 00:59.720
‫تو برو یه لباس هزمت بگیر و
‫برو سیم ارتباطات‌مون رو درست کن

00:59.720 --> 01:01.480
‫ممنونم، قربان

01:01.480 --> 01:02.600
‫ناامیدتون نمی‌کنم

01:02.600 --> 01:04.320
‫آره، شک ندارم

01:04.320 --> 01:06.200
‫بهترین آدم برای این شغلی

01:06.200 --> 01:07.280
‫برو دیگه

01:11.920 --> 01:13.880
‫کمک!

01:15.120 --> 01:17.920
‫کمک!

01:21.040 --> 01:22.800
‫کمک!

02:11.300 --> 02:14.300
ویجیل

02:15.124 --> 02:21.624
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:22.400 --> 02:24.440
‫قربان، دارن از بویۀ صوتی برای
‫پیداکردن‌مون استفاده می‌کنن

02:24.440 --> 02:26.320
‫همین‌طور داره بیشتر و بیشتر می‌شه،

02:26.320 --> 02:28.320
‫هم جلو و هم پشت‌مون

02:30.560 --> 02:32.760
‫سعی کردن ما رو از کار بندازن

02:32.760 --> 02:35.240
‫حالا هم می‌خوان شکارمون کنن

02:35.240 --> 02:39.480
‫و ما هیچ اطلاعات و دستوراتی نداریم
‫تا اون سیم ارتباطات درست بشه

03:22.400 --> 03:23.720
‫سربازرس سیلوا کجاست؟

03:23.720 --> 03:25.560
‫داره خودشو تمیز می‌کنه

03:25.560 --> 03:30.080
‫قربان، مهندس اجازۀ شروع ضدعفونی می‌خواد

03:30.080 --> 03:31.800
‫بهش بگو شروع کنه

03:36.480 --> 03:40.520
‫شروع ضدعفونیِ محفظۀ موشک
‫با سفیدکننده، تمامی سطوح

03:44.760 --> 03:46.560
‫ضمانتی نیست که این کار جواب بده، قربان،

03:46.560 --> 03:48.400
‫پس باید دسترسی رو محدود کنیم

03:48.400 --> 03:52.160
‫ماسک‌های «ای‌بی‌اس» و و مدت‌زمان محدود
‫برای کسانی که باید برن داخل

03:52.160 --> 03:54.880
‫- بله، قربان
‫- مباشر نیاز به درمان تخصصی داره

03:54.880 --> 03:56.360
‫حالش داره بدتر می‌شه

04:03.600 --> 04:05.880
‫اون صفحه‌ها رو ببین

04:05.880 --> 04:09.880
‫هنوز نمی‌تونیم پیامی ارسال یا دریافت کنیم،
‫اما حتی اگرم می‌تونستیم،

04:09.880 --> 04:12.360
‫برای تخلیۀ مصدوم نمی‌تونیم سیگنال بفرستیم

04:12.360 --> 04:16.360
‫تا از این وضعیت تاکتیکی سر درنیاریم نمی‌شه

04:16.360 --> 04:19.200
‫اگه داروهایی که نیاز داره رو بهش نرسونیم،

04:19.200 --> 04:21.000
‫فکر نمی‌کنم زنده بمونه

04:22.800 --> 04:24.160
‫متوجه شدم

04:25.400 --> 04:26.960
‫متأسفم

05:15.160 --> 05:16.640
‫چی‌کار می‌کنی؟

05:16.640 --> 05:18.800
‫- به‌نظر داشت خفه می‌شد
‫- بیرون، بیرون!

05:18.800 --> 05:20.240
‫چیزی نیست

05:20.240 --> 05:21.520
‫حواسم هست

05:21.520 --> 05:22.640
‫خیلی‌خب...

05:26.520 --> 05:29.480
‫قربان، چشم‌هام اذیتـم می‌کردن
‫برای همین اومدم معاینه بشم

05:29.480 --> 05:31.840
‫صحیح. خب، الآن که کاری نمی‌تونیم بکنیم،

05:31.840 --> 05:34.120
‫پس برگرد به پستـت و
‫تمام تلاشتو بکن

05:34.120 --> 05:35.480
‫بله، قربان

05:35.480 --> 05:36.840
‫همینه، آروم و مرتب

06:43.000 --> 06:46.560
‫بن اوکلی، تو به ظنِ توطئه

06:46.560 --> 06:48.440
‫برای قتل جید آنتونیاک بازداشت هستی

06:48.440 --> 06:49.960
‫موظف نیستی حرفی بزنی،

06:49.960 --> 06:53.160
‫اما هر حرفی که بزنی،
‫یادداشت و به‌عنوان مدرک ارائه خواهد شد

06:53.160 --> 06:54.560
‫متوجه‌ای؟

06:58.720 --> 07:02.480
‫این تویی با افسر اطلاعاتی روس

07:02.480 --> 07:04.680
‫معروف به پیتر انگلز

07:05.640 --> 07:07.920
‫انکار نمی‌کنم که می‌شناسمش

07:07.920 --> 07:10.520
‫چه ارتباطی باهاش داشتی؟

07:10.520 --> 07:14.400
‫من با هرکس که با سلاح‌های هسته‌ای
‫مخالف باشه حرف می‌زنم

07:14.400 --> 07:18.480
‫گفتش که می‌خواد روسیه غیرنظامی بشه

07:18.480 --> 07:21.760
‫روسیه نمی‌تونه چنین کاری بکنه
‫مگه اینکه ما از موشک ترایدنت دست بکشیم

07:21.760 --> 07:25.320
‫اون تو یه‌سری کارها که برای عملیات‌هامون
‫مفید بود کمک کرد

07:25.320 --> 07:27.680
‫منم چند نفر که بتونه باهاشون
‫صحبت کنه رو پیشنهاد دادم

07:27.680 --> 07:29.480
‫فقط همین

07:29.480 --> 07:32.240
‫توی گوشی‌ت یک عکس داری

07:32.240 --> 07:34.360
‫از انگلز و یه عضوِ نیروی دریایی سلطنتی

07:34.360 --> 07:37.120
‫ازت می‌خوام رمز عبورت رو بهمون بدی
‫تا بتونیم یه نگاهی بهش بندازیم

07:37.120 --> 07:40.320
‫منو برای کاری که نکردم دستگیرم کردین

07:40.320 --> 07:42.680
‫و اون عکس دارایی شخصیـه

07:45.160 --> 07:47.320
‫کِی این عکس رو گرفتی؟

07:47.320 --> 07:48.960
‫مدتی پیش

07:48.960 --> 07:50.080
‫چند هفته پیش

07:50.080 --> 07:51.440
‫چند هفته پیش؟ عجیبه

07:53.400 --> 07:57.560
‫چون این جیدـه که داره
‫دقیقاً همون عکس رو می‌گیره

07:59.560 --> 08:03.440
‫تو یه کپی از اون عکس برداشتی
‫و بعد از روی لپ‌تاپش پاکـش کردی

08:03.440 --> 08:06.120
‫جرم‌یابی دیجیتال الآن داره
‫روی اون لپ‌تاپ کار می‌کنه

08:06.120 --> 08:08.280
‫و به‌زودی می‌تونن گوشی‌ت رو باز کنن

08:08.280 --> 08:09.840
‫باید اون عکسی که دزدیدی رو ببینم

08:09.840 --> 08:11.040
‫الآن

08:11.040 --> 08:14.440
‫باید دربارۀ اتفاقی که افتاد... باهات صادق باشم

08:14.440 --> 08:16.440
‫رمز عبورت چیه؟

08:23.480 --> 08:25.120
‫4547

08:38.200 --> 08:40.080
‫وای خدای من

08:43.040 --> 08:44.200
‫برنینگ

08:44.200 --> 08:45.560
‫جایگزین برک‌ـه،

08:45.560 --> 08:47.000
‫همونی که با ایمی سوار هلی‌کوپتر شد

08:47.000 --> 08:49.240
‫اون کسیه که داشته با انگلز کار می‌کرده

08:50.640 --> 08:52.640
‫قربان؟

08:52.640 --> 08:55.280
‫پلیس اسم نفوذیِ روس رو پیدا کرده

08:55.280 --> 08:57.720
‫متصدی سونارـه،
‫متیو داوارد

09:34.160 --> 09:35.600
‫دوستت دارم

09:42.560 --> 09:44.640
‫تا آخر عمر...

09:46.080 --> 09:48.040
‫...کنارت می‌مونم

09:58.080 --> 09:59.960
‫من...

10:09.840 --> 10:11.480
‫حتی نمی‌تونی به زبون بیاریش، مگه نه؟

10:26.440 --> 10:28.040
‫اوه...

10:42.480 --> 10:44.080
‫بجنب

10:52.560 --> 10:54.120
‫قربان؟

10:55.640 --> 10:57.640
‫صدای کوبیدن رو توی کشتی می‌شنوم

10:57.640 --> 10:58.800
‫کوبیدن؟

11:03.880 --> 11:05.240
‫این چیـ...؟

11:06.920 --> 11:08.320
‫خب، این «کد مورس»ـه

11:08.320 --> 11:11.040
‫- از کجا میاد؟
‫- یه جایی نزدیک سینه کشتی

11:15.960 --> 11:18.280
‫هی، یالا...

11:18.280 --> 11:20.480
‫اوه، یالا دیگه!

11:23.960 --> 11:25.160
‫نمی‌تونم خوب بفهمم

11:25.160 --> 11:27.520
‫گفتی صدا از سینه کشتی میاد.
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

11:27.520 --> 11:29.440
‫توی عرشه‌های پایینی قوی‌تره صداش، قربان

11:29.440 --> 11:30.920
‫شاید انتهای جلویی

11:32.880 --> 11:34.600
‫باشه. می‌رم چک کنم

11:37.640 --> 11:39.200
‫چی بود؟

11:39.200 --> 11:40.800
‫صدای کوبیدن

11:47.760 --> 11:49.920
‫قربان، می‌شه پستـم رو ترک کنم؟

11:49.920 --> 11:51.600
‫واقعاً حالم خوش نیست

11:51.600 --> 11:53.760
‫باید صبر کنی تا پستت تموم بشه

11:53.760 --> 11:54.960
‫حالم بَده

11:54.960 --> 11:56.480
‫باشه، خدایا... برو بیرون

12:52.280 --> 12:54.840
‫قربان، دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی باز شده

12:54.840 --> 12:57.160
‫هشدار بالارفتنِ فشار داخل خن
‫از «ای‌ام‌اس 1»، قربان

12:57.160 --> 12:59.040
‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

12:59.040 --> 13:00.520
‫فرماندهی کشتی، محل اضطراری

13:00.520 --> 13:03.080
‫بیشتر از ثانیه‌ای یک تُن آب
‫داره وارد کشتی می‌شه

13:03.080 --> 13:04.680
‫چطور باز شده؟

13:04.680 --> 13:06.720
‫خراب‌کاری‌ـه

13:06.720 --> 13:08.560
‫جای تمام سیستم‌های ضروری نگهبان بذار

13:08.560 --> 13:09.720
‫بله، قربان

13:11.080 --> 13:13.000
‫درهای فرازبند را ببندید

13:14.160 --> 13:16.560
‫محل‌های اضطراری، محل‌های اضطراری...

13:16.560 --> 13:19.240
‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

13:19.240 --> 13:20.680
‫کارهای ایمنی را انجام دهید

13:20.680 --> 13:22.640
‫درهای فرازبند را ببندید

13:24.200 --> 13:27.960
‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

13:27.960 --> 13:29.360
‫در فرازبند بسته شد

13:29.360 --> 13:31.040
‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

13:31.040 --> 13:32.840
‫در فرازبند 117 بسته شد

13:57.240 --> 13:58.920
‫لعنتی!

14:01.080 --> 14:02.240
‫نه...

14:06.720 --> 14:08.480
‫تکون نمی‌خوره

14:09.480 --> 14:11.480
‫لعنتی!

14:11.480 --> 14:12.960
‫برو، برو

14:15.120 --> 14:17.320
‫آره، دریچۀ وزنه تعادل بدنه مسدود شده

14:17.320 --> 14:19.840
‫- یالا!
‫- نمی‌تونیم ببندیمش

14:19.840 --> 14:22.120
‫نه، نه، بالای مخزن خراب شده

14:22.120 --> 14:24.000
‫شکسته!

14:24.000 --> 14:26.240
‫نمی‌تونیم جلوی پرآب‌شدنِ مخزن‌ها رو بگیریم

14:29.840 --> 14:32.680
‫فرمانده فلمینگ در
‫زیردریایی «آرچر» اعلی‌حضرت هستم

14:32.680 --> 14:35.280
‫صدایی دریافت کردیم که احتمال می‌دیم
‫ویجیل دچار مشکل شده باشه

14:35.280 --> 14:37.560
‫فایل رو آماده داریم، قربان

14:46.240 --> 14:47.640
‫این چیه؟

14:47.640 --> 14:48.840
‫هنوز داره تحلیل می‌شه،

14:48.840 --> 14:51.360
‫اما پایین سطح آبه و در جریانه

14:51.360 --> 14:54.640
‫پنج کشتی روسی به سمت اون صدا
‫تغییر مسیر دادن

14:54.640 --> 14:58.480
‫اگه به مسیرشون ادامه بدن،
‫اینجا به هم می‌رسن

14:58.480 --> 15:01.240
‫ادامه بدید.
‫دیگه توی منطقه چی هست؟

15:01.240 --> 15:03.120
‫روس‌ها خیلی نزدیک‌تر شدن

15:04.160 --> 15:07.240
‫نزدیک‌ترین ناوچه «تایپ 23» ما
‫سی دقیقه فاصله داره

15:08.760 --> 15:10.240
‫این چیه؟

15:10.240 --> 15:12.160
‫این زیردریایی «یواس‌اس دلاویر»ـه

15:14.240 --> 15:17.040
‫این حمله به ماست، و به‌عنوان متحد دیرینۀ ما

15:17.040 --> 15:19.400
‫و تحت شرایط موافقت‌نامه ناتو،

15:19.400 --> 15:21.200
‫از شما درخواست کمک دارم

15:21.200 --> 15:22.640
‫برای انجام چه کاری؟

15:22.640 --> 15:24.480
‫«دلاویر» توی منطقه‌ست

15:24.480 --> 15:28.080
‫براشون کلی سونار فعال بفرستید
‫و کلاهک‌ها رو باز کنید

15:28.080 --> 15:31.680
‫و فکر می‌کنید اونا به آماده‌شدنِ دلاویر
‫برای شلیک اژدرها

15:31.680 --> 15:33.320
‫چه پاسخی می‌دن؟

15:34.560 --> 15:37.040
‫امیدوارم توی یونیفرم‌هاشون برینن

15:38.320 --> 15:40.000
‫اونا معتقدن که مخالفی ندارن

15:40.000 --> 15:43.320
‫این وظیفه ماست که این دیدگاه رو عوض کنیم

15:43.320 --> 15:44.760
‫با افرادم صحبت می‌کنم

15:44.760 --> 15:45.920
‫ممنون

15:52.360 --> 15:55.120
‫قربان، خیلی داریم سنگین می‌شیم

15:55.120 --> 15:56.600
‫الآن در چه عمقی هستیم؟

15:56.600 --> 15:59.880
‫200 متر. این وزنِ آبـه که حمل می‌کنیم

15:59.880 --> 16:01.360
‫هادلو، در چه وضعی هستیم؟

16:01.360 --> 16:03.240
‫دریچه در عمق 200متری کاملاً بازه،

16:03.240 --> 16:05.480
‫پس فشار آب تقریباً 20 بارـه

16:05.480 --> 16:07.120
‫با فشار هوا، آب رو خارج کنید

16:07.120 --> 16:10.440
‫قربان، فکر کنم کمتر از ده دقیقه وقت داریم

16:10.440 --> 16:13.040
‫بعد از اون اون‌قدر سنگین می‌شیم
‫که هرکاری هم کنیم نمی‌تونیم برگردیم بالا

16:13.040 --> 16:14.480
‫متوجه شدم

16:36.920 --> 16:38.160
‫بهم گوش نمی‌کنی!

16:38.160 --> 16:40.200
‫من دوستت داشتم.
‫و می‌خواستم بشناسمت،

16:40.200 --> 16:42.120
‫ولی تو اصلاً از این خوشت نمیاد

16:44.480 --> 16:46.040
‫کرستن...

16:50.040 --> 16:51.600
‫متأسفم

17:05.040 --> 17:06.560
‫نرو

17:48.040 --> 17:49.560
‫خدای من!

17:57.240 --> 17:58.440
‫اوه...

18:01.640 --> 18:02.840
‫خیلی‌خب

18:11.040 --> 18:13.520
‫خیلی‌خب، بیا

18:13.520 --> 18:15.320
‫داوارد...

18:15.320 --> 18:17.000
‫به‌خاطر اون بود که برک کشته شد

18:18.160 --> 18:19.600
‫تا داوارد سوار زیردریایی بشه

18:21.120 --> 18:22.440
‫خدایا...

18:22.440 --> 18:23.800
‫گلاور کجاست؟

18:23.800 --> 18:25.240
‫بی‌هوشه

18:25.240 --> 18:27.440
‫می‌تونی بلند شی؟ بلند شو

18:31.720 --> 18:33.480
‫داوارد می‌ره سراغش

18:33.480 --> 18:35.640
‫باید بهشون خبر بدی،
‫باید بهشون خبر بدی

18:37.240 --> 18:39.760
‫فرماندهی کشتی، پرنـ...

18:39.760 --> 18:41.480
‫خط کوفتی‌شون قطعه

18:41.480 --> 18:43.920
‫خب، بیا. باید از عرشه موشک رد بشیم

18:43.920 --> 18:45.200
‫یالا. با من باش

18:45.200 --> 18:46.400
‫بریم

18:46.400 --> 18:48.640
‫همین‌طور بیا. همین‌طور بیا

18:48.640 --> 18:49.840
‫بجنب

18:52.800 --> 18:55.120
‫ورود به این منطقه ممنوعه، قربان.
‫خودتون می‌دونین

18:58.840 --> 19:00.480
‫داوارد، قبلاً گزارشت رو کردم

19:00.480 --> 19:03.240
‫نه، نکردی. سیم‌ها رو بُریدم

19:03.240 --> 19:04.800
‫آخرش که چی؟

19:04.800 --> 19:06.920
‫کشتی رو غرق کردی.
‫همه‌مون رو کُشتی

19:06.920 --> 19:11.040
‫نیوسام این کشتی رو به سطح آب میاره
‫و همه ازش خارج می‌شیم

19:11.040 --> 19:14.120
‫خب، بعضی‌هامون

19:14.120 --> 19:16.960
‫ازت می‌خوام فرار کنی الآن.
‫باید بهشون بگی

19:18.680 --> 19:20.520
‫حرومـ...!

19:27.160 --> 19:29.840
‫فرار کن! فرار کن حالا!

19:47.280 --> 19:49.120
‫برو!

20:55.480 --> 20:57.680
‫مدیر اجرایی کجاست؟

20:57.680 --> 21:00.760
‫- عمق؟
‫- 350 متر

21:03.400 --> 21:05.200
‫اگه حالت شناور رو به‌کار بندازیم چی؟

21:05.200 --> 21:08.320
‫اگه بتونیم راهش بندازیم، به پمپ‌کردنِ آب به بیرون
‫کمک می‌کنه، سرعت نزول‌مون رو کم می‌کنه

21:08.320 --> 21:11.000
‫برای چیزی عمیق‌تر از 150 متر طراحی نشده

21:11.000 --> 21:13.480
‫می‌دونم، ولی چارۀ دیگه‌ای نداریم

21:13.480 --> 21:15.440
‫ثانیه‌ای چند تُن آب وارد کشتی می‌شه

21:15.440 --> 21:19.960
‫و دقیقه‌ای چند تُن به بیرون پمپ می‌شه.
‫داریم به کف دریا می‌خوریم

21:19.960 --> 21:21.960
‫اندرتون، حالت شناور رو آغاز کن

21:24.280 --> 21:25.880
‫حالت شناور آغاز شد، قربان

22:19.680 --> 22:22.560
‫نمی‌تونی برای همیشه اینجا قایم بشی

22:22.560 --> 22:24.280
‫اون سفیدکننده ریه‌هات رو جزغاله می‌کنه

22:49.440 --> 22:52.560
‫باید آچار رو از اون دریچه دربیاریم!

22:52.560 --> 22:54.480
‫حروم‌زاده محکم گیر کرده!

22:55.520 --> 22:58.560
‫دریچه رو باز کن! کامل باز کن

22:58.560 --> 23:01.040
‫- دیوانه شدی؟!
‫- بجنب، باید آزادش کنیم!

23:01.040 --> 23:03.080
‫اگه همین‌طور باز بمونه، کشتی غرق می‌شه!

23:03.080 --> 23:05.320
‫اون دریچۀ کوفتی رو باز کن!

23:26.400 --> 23:28.080
‫فرماندهی کشتی

23:28.080 --> 23:30.520
‫فرماندهی کشتی، والش هستم

23:30.520 --> 23:33.280
‫آره، آره، سیم ارتباطات فعال شده.
‫سیستم دریافت داره راه می‌افته

23:33.280 --> 23:34.440
‫دریافت شد

23:35.600 --> 23:37.440
‫مخزن‌های جلویی خن کشتی تقریباً پر شدن

23:37.440 --> 23:39.600
‫باید اون دریچۀ بدنه بسته بشه

23:39.600 --> 23:42.480
‫قربان، ارتباطات کاملاً برقرار شده!

23:42.480 --> 23:45.080
‫باید سریعاً با پایگاه ارتباط برقرار کنیم، قربان.
‫توصیه کردن احتیاط کنیم

23:45.080 --> 23:47.200
‫واحدهای روسی زیادی دارن
‫محاصره‌مون می‌کنن

23:47.200 --> 23:48.720
‫نمی‌شه که برگردیم بالا!

23:48.720 --> 23:51.520
‫قربان، گفتن داوارد جاسوس روس‌ـه

23:59.240 --> 24:01.080
‫توجه، همگیِ ایستگاه‌ها

24:01.080 --> 24:04.200
‫متصدی سونار متیو داوارد یک خیانت‌کاره

24:04.200 --> 24:06.200
‫در ویجیل اخلال به‌وجود آورده

24:06.200 --> 24:09.240
‫اگه می‌تونید دستگیرش کنید.
‫اگه نشد بُکشیدش. ولی پیداش کنید

25:28.520 --> 25:32.200
‫همه می‌دونن چی‌کار کردی.
‫ولش کن!

25:32.200 --> 25:34.320
‫خفه شو. گلوش رو می‌بُرم

25:36.960 --> 25:39.040
‫به‌خاطر این‌کارِت می‌کشمت

25:39.040 --> 25:41.040
‫اتاق فرماندهی، حالا

25:42.560 --> 25:44.200
‫حرکت کن حالا!

25:54.040 --> 25:57.440
‫یالا دیگه لعنتی!
‫اومد، اومد

25:57.440 --> 26:00.080
‫آره، گرفتمش! دریچه رو ببند!

26:04.720 --> 26:05.800
‫بجنب!

26:12.560 --> 26:15.680
‫همینه!

26:19.360 --> 26:22.080
‫قربان، دریچۀ وزنه تعادل بدنه بسته شد

26:22.080 --> 26:24.920
‫قربان، هنوز داریم به پایین می‌ریم.
‫حالت شناور دیگه دووم نمیاره

26:24.920 --> 26:26.280
‫نمی‌تونن به اندازه کافی سریع خنکش کنن

26:26.280 --> 26:29.880
‫باید وقت بیشتری بهش بدیم که
‫آب بیشتری رو به بیرون پمپ کنه

26:29.880 --> 26:33.200
‫کاملاً به جلو. بعد با علامت من،
‫باله‌های جلویی کاملاً به بالا،

26:33.200 --> 26:37.080
‫- باله‌های پشتی کاملاً به بالا. منتظر علامتم باشید
‫- کامل به جلو، قربان

26:44.000 --> 26:45.040
‫فاصله‌ت رو حفظ کن

26:47.040 --> 26:49.440
‫- قربان، موتور شناور داره دود می‌کنه
‫- همین‌طور روشن باشه

26:49.440 --> 26:52.160
‫- عمق؟
‫- 540 متر

26:52.160 --> 26:54.400
‫ده متر دیگه به عمقِ خردشدن می‌رسیم

26:54.400 --> 26:56.080
‫کاپیتان...

26:56.080 --> 26:58.280
‫...سلسله مراتب عوض شده

26:58.280 --> 27:01.520
‫من بهتون دستور می‌دم،
‫و بدون جروبحث انجامش می‌دین

27:01.520 --> 27:04.520
‫وگرنه گلوی این زن رو می‌بُرم

27:04.520 --> 27:06.680
‫متوجه شدی؟

27:06.680 --> 27:08.080
‫ما به سطح آب می‌ریم

27:08.080 --> 27:11.600
‫و با یکی از کشتی‌های روسی
‫ارتباط برقرار می‌کنیم

27:11.600 --> 27:14.160
‫به‌طور اضطراری این زیردریایی رو
به سطح آب ببر

27:14.160 --> 27:16.600
‫- این یه دستوره؟
‫- سربه‌سرم نذار!

27:16.600 --> 27:20.200
‫قربان، هنوز داریم به پایین می‌ریم.
‫545 متر

27:22.560 --> 27:23.600
‫خیلی‌خب

27:25.720 --> 27:28.640
‫تیم، با علامت من دستوراتم رو اجرا کنید

27:33.400 --> 27:34.440
‫حالا

27:48.440 --> 27:51.360
‫فرماندهی کشتی، زیردریایی رو به سطح آب نبر

27:51.360 --> 27:54.600
‫به عمق پیرابینی برو.
‫نمی‌ذارم به خواسته‌شون برسن

27:54.600 --> 27:57.160
‫متیو داوارد، تو به ظن قتل دریابان پرنتیس

27:57.160 --> 28:00.080
‫بازداشت هستی. موظف نیستی حرفی بزنی،

28:00.080 --> 28:04.440
‫اما هر حرفی که بزنی،
‫یادداشت و به‌عنوان مدرک ارائه خواهد شد

28:04.440 --> 28:05.760
‫فهمیدی؟

28:22.400 --> 28:25.640
‫مسیرشون رو در یک ساعت اخیر ترسیم کن

28:35.240 --> 28:38.440
‫دلاویر اینجا کلاهک‌هاش رو باز کرده

28:38.440 --> 28:40.680
‫و در جوابش، همۀ واحدهای روسی
‫از موقعیت‌های اصلی‌شون

28:40.680 --> 28:42.320
‫متفرق شدن

28:46.560 --> 28:49.000
‫- صدای طغیان آب دیگه نیومد؟
‫- نه، قربان

28:49.000 --> 28:50.360
‫دیگه صدایی نیومد

28:52.880 --> 28:54.680
‫بسیار عالی، همگی

28:54.680 --> 28:56.320
‫این اطلاعات رو به ویجیل منتقل کنید

28:58.080 --> 29:00.680
‫و اگه به خونه سیگنال فرستاد،
‫می‌خوام موقع این‌کار از بقیه

29:00.680 --> 29:01.720
‫صد مایل فاصله داشته باشه

29:05.960 --> 29:09.080
‫من لپ‌تاپ جید رو بررسی نکردم

29:09.080 --> 29:12.040
‫با اون عکس پیش من اومد.
‫منم پیتر رو شناسایی کردم

29:13.280 --> 29:15.440
‫نگفت چرا اون عکس رو گرفته؟

29:15.440 --> 29:18.120
‫خب، قبلاً دوروبر دانلاک دیده بودش

29:18.120 --> 29:19.600
‫مطمئن شده بود که از ام‌آی5ـه

29:19.600 --> 29:22.640
‫و می‌خواست توی مطبوعات
‫ازش یه داستان بزرگ بسازه

29:22.640 --> 29:25.600
‫پس تو قبل اینکه جید بتونه، اینو به پیتر گفتی؟

29:25.600 --> 29:26.840
‫نه، من...

29:26.840 --> 29:29.520
‫من فقط به پیتر گفتم در آینده
‫بیشتر حواسش جمع باشه

29:30.800 --> 29:32.400
‫فکر می‌کردم این دیگه آخر کاره

29:33.640 --> 29:36.040
‫ولی بعدش براشون یه قرار ملاقات ترتیب دادی

29:36.040 --> 29:37.600
‫پیتر خواست که اونو ببینه

29:38.880 --> 29:41.360
‫گفت می‌خواد مثل ما باهاش کار کنه،

29:41.360 --> 29:44.520
‫و اینکه بتونه بهش بگه که
‫چه بلایی واقعاً سرِ کریگ برک اومده

29:46.560 --> 29:48.640
‫خب توی این ملاقات چه اتفاقی افتاد؟

29:55.680 --> 29:57.760
‫جایی که ترتیب داده شده بود ملاقات کردیم

30:00.160 --> 30:02.160
‫قرار بود با جید صحبت کنه...

30:04.600 --> 30:07.000
‫...ولی اونو گرفت،

30:07.000 --> 30:08.400
‫بردش داخل آب

30:10.240 --> 30:12.320
‫نفهمیدم چه اتفاقی داره می‌افته

30:14.240 --> 30:16.080
‫بعد شروع کرد به غرق‌کردنـش

30:16.080 --> 30:17.800
‫من فقط...

30:17.800 --> 30:20.640
‫روحـمم خبر نداشت قراره همچین کاری بکنه

30:20.640 --> 30:22.240
‫لفتش دادم

30:22.240 --> 30:24.280
‫وگرنه سعی می‌کردم جلوشو بگیرم

30:26.280 --> 30:27.520
‫ولی دیگه خیلی دیر شده بود

30:29.440 --> 30:31.640
‫از آب آوردیش بیرون؟

30:33.760 --> 30:35.480
‫تنفس دهان‌به‌دهان انجام دادی؟

30:37.880 --> 30:39.240
‫به اورژانس زنگ زدی؟

30:40.240 --> 30:41.280
‫دلم می‌خواست

30:44.200 --> 30:46.400
‫ولی اون کاری می‌کرد که شریک‌جرم به‌نظر بیام

30:48.240 --> 30:49.640
‫می‌فهمید دیگه، مگه نه؟

30:51.120 --> 30:53.120
‫می‌تونستی بهمون بگی

30:54.160 --> 30:56.080
‫جید خودش می‌خواست اون عکس پخش بشه،

30:56.080 --> 30:58.120
‫تا از شر بازدارنده خلاص بشیم

30:58.120 --> 31:00.360
‫شماها قضیه رو پنهان می‌کردید

31:00.360 --> 31:03.160
‫- فکر کردم اگه حداقل بتونم این‌کارو بکنم...
‫- تو سعی داشتی پناهندگی بگیری

31:03.160 --> 31:06.120
‫تا ما نتونیم به جرم قتلِ جید
‫دستگیرت کنیم

31:08.000 --> 31:09.960
‫فقط فرار کردی

31:09.960 --> 31:11.640
‫پس برای من ادای قهرمانا رو درنیار

31:11.640 --> 31:13.800
‫من سعی کردم کار درست رو بکنم

31:13.800 --> 31:15.240
‫اون بهت اعتماد داشت...

31:16.800 --> 31:19.960
‫...و بعد اونو به مردی فروختی
‫که می‌دونستی جاسوسِ روس‌ـه،

31:19.960 --> 31:22.320
‫و بعدشم کمک‌شون کردی قتلش رو لاپوشونی کنن

31:25.280 --> 31:29.320
‫به‌خاطر این کارِت مدت زیادی می‌افتی زندان

31:39.880 --> 31:41.480
‫بجنب

31:47.480 --> 31:49.840
‫هی. هی!

31:53.840 --> 31:55.640
‫هی، چیزی نیست

31:56.880 --> 31:58.680
‫داوارد رو دستگیر کردن

31:58.680 --> 32:00.080
‫کشتی دیگه امنه

32:02.400 --> 32:03.640
‫حالت خوب می‌شه

32:54.680 --> 32:56.560
‫اگه صدای منو اون داخل نشنیده بود...

32:58.560 --> 32:59.600
‫...مُرده بودم

33:03.000 --> 33:04.320
‫اون وظیفه‌ش رو انجام داد

33:05.840 --> 33:06.960
‫خوب هم انجامش داد

33:08.960 --> 33:10.600
‫اگه بود خودش می‌دونست

33:14.360 --> 33:15.840
‫توی گزارشت از چه چیزایی می‌گی؟

33:18.720 --> 33:22.080
‫یافته‌هام رو درباره جکی، برک و داوارد
‫گزارش می‌کنم

33:22.080 --> 33:24.320
‫به «کراون آفیس» مدارکی که برای تشکیل پرونده
‫(دادگاه حقوقی در اسکاتلند)

33:24.320 --> 33:25.560
‫لازم دارن رو می‌دم

33:27.120 --> 33:28.160
‫و همین دیگه

33:29.440 --> 33:32.600
‫قربان، پنج دقیقه تا رسیدن هلی‌کوپتر

33:49.240 --> 33:51.280
‫قربان، ما سربازرس سیلوا رو درمان کردیم

33:51.280 --> 33:53.760
‫و تا مرخص‌شدنش تحت نظر قرار می‌گیره

33:53.760 --> 33:56.080
‫آتروپین و پرالیدوکسیم کافی ذخیره کردیم

33:56.080 --> 33:58.120
‫در صورتی‌که کس دیگه‌ای در معرض قرار بگیره

33:58.120 --> 34:00.400
‫وضعیت آدامز پایداره، احتمالش کمه
‫که حالش بدتر بشه

34:00.400 --> 34:03.400
‫و هادلو، والش و کیرلی برای قرارگرفتن
‫در معرض گاز اعصاب تحت درمان بودن،

34:03.400 --> 34:05.880
‫ولی قبول نمی‌کنن با هلی‌کوپتر از اینجا برن

34:05.880 --> 34:08.280
‫اما سه روز دیگه «ونکوییش»
‫گشت‌مون رو به‌عهده می‌گیره

34:08.280 --> 34:13.080
‫- می‌تونیم با خدمۀ کمتر ادامه بدیم
‫- قربان، با احترام، من می‌خوام بمونم

34:13.080 --> 34:14.760
‫منم همین‌طور، قربان

34:16.360 --> 34:18.600
‫منم. تا آخرش هستم

34:21.520 --> 34:23.960
‫ناوبان یکم جراح،
‫به قضاوت شما احترام می‌ذارم

34:23.960 --> 34:26.760
‫خب، ریسکه، ولی فقط برای خودشون ریسکه

34:26.760 --> 34:28.160
‫پس به کارِتون برسید

34:42.640 --> 34:45.520
‫خدابه‌همراهت، دوست من.
‫وقتی پهلو بگیریم می‌بینمت

34:46.800 --> 34:47.840
‫به کارِتون ادامه بدید

35:24.920 --> 35:25.960
‫ممنونم

35:27.880 --> 35:30.560
‫به نمایندگی از کل افراد کشتی گفتم

35:33.040 --> 35:34.280
‫موفق باشید

35:54.200 --> 35:56.240
‫مظنون متیو داوارد بازداشت شده

35:56.240 --> 35:58.680
‫و نیاز به انتقالِ ایمن دارد

35:58.680 --> 36:01.920
‫ناوبان‌یار الیوت گلاور
به‌علت استنشاق گاز اعصاب

36:01.920 --> 36:03.920
‫به کمک فوری پزشکی نیاز دارد

36:03.920 --> 36:07.720
‫سربازرس ایمی سیلوا برای
‫ارزیابی پیشگیرانه منتقل می‌شود

37:57.120 --> 37:58.160
‫به خونه خوش اومدی

38:00.680 --> 38:01.720
‫ممنون

38:03.040 --> 38:07.600
‫سلام، خوش برگشتی! حالت چطوره؟

38:07.600 --> 38:09.960
‫خوب. امم...

38:09.960 --> 38:11.920
‫فقط به یه‌سری جواب نیاز دارم

38:11.920 --> 38:14.120
‫ام‌آی5 هم هست. گزارشت رو دریافت کردن

38:14.120 --> 38:16.160
‫حاضرن شانس‌شون رو با داوارد امتحان کنن

38:16.160 --> 38:18.040
‫- می‌خوای یه نگاه بندازی؟
‫- آره، لطفا

38:18.040 --> 38:21.080
‫- شاید بهتره استراحت کنی
‫- نه، خیلی می‌خوام اینو ببینم

38:21.080 --> 38:22.560
‫بریم ببینیم؟

38:24.160 --> 38:25.200
‫آره، حتماً

38:28.840 --> 38:30.480
‫متیو داوارد، تو اینجایی

38:30.480 --> 38:34.920
‫چون ما درمورد اقداماتی که در ویجیل اعلی‌حضرت
‫انجام دادی، پاسخ می‌خوایم

38:34.920 --> 38:39.640
‫ما بیشتر از اونی که برای محکومیت لازم باشه
‫از گزارش سربازرس سیلوا مدرک داریم...

38:39.640 --> 38:41.080
‫خوبی؟

38:41.080 --> 38:43.640
‫...ولی دوست داریم از زبون خودت بشنویم
‫چه اتفاقی افتاده

38:46.440 --> 38:49.160
‫چی گیر من میاد اگه کمک‌تون کنم؟

38:49.160 --> 38:50.680
‫می‌تونیم با قاضی صحبت کنیم

38:50.680 --> 38:53.800
‫و به‌خاطر همکاری‌ت درخواستِ
‫محکومیت سبک‌تری بکنیم

38:55.200 --> 38:57.240
‫می‌تونیم یه جای راحت بذاریمت،

38:57.240 --> 39:00.640
‫یا هم می‌تونیم توی یه قفس بذاریمت
‫که توی سطل برینی

39:03.400 --> 39:04.480
‫خب...

39:06.720 --> 39:07.760
‫...جکی همیلتون؟

39:17.280 --> 39:19.120
‫بهم گفته بودن جکی چی‌کار قراره بکنه

39:19.120 --> 39:21.200
‫در عوضِ آزادکردنِ پسرش

39:21.200 --> 39:23.040
‫و دلیلِ کشته‌شدنِ برک

39:23.040 --> 39:25.960
‫این بود که هم‌شغلِ تو بود؟

39:30.840 --> 39:35.880
‫یه یارویی توی کمپ صلح هست،
‫از اونایی که تو کمپین خلع سلاح هسته‌ایه

39:36.960 --> 39:40.080
‫اون به روس‌ها گفت که سراغ برک برن

39:40.080 --> 39:42.440
‫اونا پا پیش گذاشتن، سراغش رفتن...

39:43.920 --> 39:44.960
‫...اما برک...

39:47.040 --> 39:48.360
‫...سنگ روی یخ‌شون کرد

39:50.240 --> 39:55.440
‫حالا برک رو دارن، یه آدم پرحرف،

39:55.440 --> 39:59.640
‫که می‌دونه رفتن سراغ خدمه و می‌دونه
‫پیتر انگلز کیه

39:59.640 --> 40:02.760
‫داری می‌گی برای همین برک رو کشتن؟

40:02.760 --> 40:05.440
‫باید یکی از متصدی‌های سونار می‌بود، مگه نه،

40:05.440 --> 40:07.080
‫تا تو رو سوار زیردریایی کنن؟

40:07.080 --> 40:09.760
‫اما این‌طوری، از شر کسی خلاص می‌شن

40:09.760 --> 40:11.520
‫که می‌تونست انگلز رو هم شناسایی کنه

40:12.840 --> 40:14.720
‫اینو باید از خودشون بپرسین

40:14.720 --> 40:18.160
‫چه نقشه‌ای پشت گاز اعصاب بود؟

40:21.160 --> 40:24.000
‫جکی همیلتون گاز اعصاب رو فعال کرد

40:24.000 --> 40:25.880
‫تصادفی اونو به‌کار انداخت

40:25.880 --> 40:28.800
‫اینو از گزارش سربازرس سیلوا می‌دونیم

40:28.800 --> 40:33.120
‫وقتی اون‌طور که دستور دادی عمل نکرد
‫اونو تهدید کردی

40:33.120 --> 40:35.400
‫اونو باز کرد چون به تو اعتماد نداشت

40:35.400 --> 40:38.320
‫و می‌خواست از خدمه محافظت کنه

40:38.320 --> 40:41.840
‫کار تو این بود که زیردریایی رو
‫مجبور به تخلیه کنی،

40:41.840 --> 40:44.040
‫تا با کشتی‌های روسی که آماده بودن
‫ملاقات کنی

40:47.280 --> 40:49.920
‫بهت گفته بودن بعدش چی می‌شه؟

40:49.920 --> 40:51.080
‫هیچی

40:52.320 --> 40:55.160
‫چندتا عکس و پیشنهاد یه خونۀ سیار

40:55.160 --> 40:57.360
‫چی؟! پس فقط...؟

40:58.880 --> 41:01.640
‫داره می‌گه فقط یه خودنمایی بوده

41:01.640 --> 41:04.200
‫ما فکر می‌کنیم هدف روسیه این بوده که
‫بازدارنده وجهۀ بدی پیدا کنه

41:04.200 --> 41:06.040
‫یه رأی‌گیری برای بودجه‌ش تو راهه،

41:06.040 --> 41:08.200
‫و اگه سؤالی درموردش مطرح بشه...

41:08.200 --> 41:09.840
‫- آدما به این خاطر کشته شدن؟!
‫- نه

41:09.840 --> 41:11.800
‫اما خیلی از اعضای پارلمان
‫می‌خوان ترایدنت خارج بشه

41:11.800 --> 41:14.440
‫ولی نمی‌خوان از نظر دفاعی
آسیب‌پذیر به‌نظر برسن

41:14.440 --> 41:17.120
‫این یه بهانه به دست‌شون می‌داد
‫که علیهش رأی بدن

41:17.120 --> 41:19.760
‫روسیه بریتانیا رو فریب می‌ده
‫که بازدارنده‌ش رو رها کنه

41:19.760 --> 41:21.840
‫به این می‌گن جنگ مدرن

41:21.840 --> 41:25.280
‫با توجه به وضعیتت... آروم به‌نظر می‌رسی

41:25.280 --> 41:27.400
‫گمونم همه می‌دونیم روال این کارها چطوریه

41:27.400 --> 41:29.760
‫یکی از اونا در ازای من

41:29.760 --> 41:32.920
‫و اطمینان داری که روسیه می‌خوادت؟

41:36.160 --> 41:38.200
‫به نفع‌تونه کار به دادگاه نکشه

41:39.960 --> 41:41.560
‫اینکه من مدرک ارائه بدم...

41:42.960 --> 41:45.760
‫- ...این بدترین کابوس شماست
‫- خب، دادگاه مخفیانه خواهد بود

41:45.760 --> 41:47.680
‫و بعد از اون، در انزوا قرار می‌گیری

41:47.680 --> 41:52.600
‫نه ملاقاتی‌ای، نه تماسی، فقط خودت
‫که پیر و پیرتر می‌شی

41:56.840 --> 41:59.880
‫قرار نیست به روس‌ها بگیم که تو رو گرفتیم

41:59.880 --> 42:03.000
‫و اونا هم نمیان که سراغ تو رو بگیرن، مگه نه؟

42:05.480 --> 42:06.720
‫پس اگه بهش فکر کنی...

42:08.080 --> 42:09.720
‫...درواقع وجود خارجی نداری

42:11.760 --> 42:14.280
‫چرا تصمیم گرفتی برای روسیه کار کنی؟

42:25.440 --> 42:26.480
‫حرفی ندارم

42:28.160 --> 42:29.480
‫اون یه خودشیفته‌ست

42:31.880 --> 42:34.000
‫احساس خاص‌بودن می‌کرد.
‫بهش قدرت می‌داد

42:35.240 --> 42:36.640
‫همینا کافی بود که دیدم

42:39.640 --> 42:41.960
‫می‌خوای برسونمت خونه؟
‫می‌تونم ببرمت

42:41.960 --> 42:43.720
‫نه. می‌خوام پاپی رو ببینم

42:44.760 --> 42:47.000
‫دلش برات تنگ شده

42:47.000 --> 42:48.440
‫چی؟

42:48.440 --> 42:51.440
‫براش یه کادو بردم.
‫توی تقویمت بود

42:55.720 --> 42:56.920
‫باهام بیا

42:58.440 --> 42:59.640
‫برای دیدنِ پاپی؟

43:03.880 --> 43:05.000
‫باشه

43:42.480 --> 43:45.400
‫به مطبوعات چی می‌خوای بگی؟

43:45.400 --> 43:47.920
‫با پخشِ این ماجرا به مشکل می‌خوری که
‫اعضای پارلمان رو متقاعد کنی

43:47.920 --> 43:50.040
‫پای کلاهک‌های جنگیِ جدید مهر تأیید بزنن

43:50.040 --> 43:52.040
‫فکر نمی‌کنم بهش رأی بدن

43:52.040 --> 43:54.160
‫خب، قطعاً روسیه به همین امید داره

43:54.160 --> 43:55.600
‫می‌خوای بهشون کمک کنی؟

43:55.600 --> 43:57.880
‫روس‌ها سعی کردن این عکس رو مدفون کنن

43:57.880 --> 44:00.360
‫چند نفر آدم برای اینکه این ماجرا درز پیدا نکنه
‫کشته شدن

44:00.360 --> 44:02.440
‫این مال وقتی بود که یه نفوذی داشتن

44:02.440 --> 44:04.720
‫داستان دیگه تموم شده.
‫دستگیر شده

44:04.720 --> 44:07.880
‫در حال حاضر یک پیروزی برای روسیه
‫اینه که تو به دنیا بگی

44:07.880 --> 44:09.920
‫که اونا موفق شدن یه جاسوس سوار ویجیل کنن

44:09.920 --> 44:11.840
‫- که موفق شدن!
‫- که موفق شدن

44:13.160 --> 44:16.480
‫پس صحبتت مثل این می‌مونه که:
‫«خواهشاً بذارید نیروی دریایی از این قضیه قسر در بره»؟

44:16.480 --> 44:18.960
‫مسئله فقط محافظت از
‫نیروی دریایی که نیست، هست؟

44:18.960 --> 44:20.520
‫مسئله محافظت از بریتانیاست

44:20.520 --> 44:22.840
‫و بازدارنده دقیقاً چطوری به این هدف می‌رسه؟

44:22.840 --> 44:24.880
‫جنگ سرد تموم شده

44:24.880 --> 44:27.440
‫دریاسالار، راه‌های بهتری برای
‫اعمال نفوذمون در جهان هست

44:27.440 --> 44:29.440
‫تا تهدیدِ بی‌اعتمادی متقابل

44:29.440 --> 44:32.000
‫بله، چین هم همینو می‌گه،
‫روسیه هم همینو می‌گه، فرانسه هم همین‌طور

44:32.000 --> 44:34.000
‫ما همگی موافقیم. همه موافقن

44:34.000 --> 44:36.120
‫اما تا همه حرکت نکنیم هیچ‌کس حرکتی نمی‌کنه

44:38.080 --> 44:41.080
‫برای همینم باید سرمشق بقیه باشیم

44:41.080 --> 44:43.320
‫و باید با اعتراف به اتفاقی که برای
‫پنج ماهیگیر اسکاتلندی افتاد

44:43.320 --> 44:45.760
‫و غرق شدن، شروع کنیم

44:45.760 --> 44:48.400
‫خانواده‌هاشون حق دارن بدونن
‫ماجرا به چی ختم شد

44:50.560 --> 44:52.920
‫یا می‌خوای اینو هم گردنِ روسیه بندازی؟

44:55.760 --> 44:57.400
‫البته که می‌ندازی

44:58.680 --> 45:01.560
‫فکر کنم باید اقدامات خودت رو یادآوری کنم

45:01.560 --> 45:04.760
‫تو مدرک تصویری داشتی که یه جاسوس روس

45:04.760 --> 45:07.640
‫سوارِ یک زیردریایی کلاس ونگارد بریتانیایی‌ـه...

45:07.640 --> 45:09.280
‫ما اصلاً نمی‌دونستیم اون مرد سوار ویجیل‌ـه

45:09.280 --> 45:11.920
‫...که ترجیح دادی برای منافع سیاسی
‫پیش خودت نگهش داری

45:11.920 --> 45:14.080
‫به‌جای اینکه به سرویس‌های امنیتی
‫تحویلش بدی

45:14.080 --> 45:15.640
‫چون اگه می‌دادم روش سرپوش می‌ذاشتی،

45:15.640 --> 45:18.160
‫درست مثل اتفاق بندر هیورز!

45:18.160 --> 45:20.560
‫ما قصد داشتیم منتشرش کنیم بعد هم
‫یه‌راست بریم پیش پلیس

45:20.560 --> 45:23.320
‫- صحبت فقط از چند ساعته
‫- شک دارم. این‌طور نیست ولی،

45:23.320 --> 45:25.680
‫و توی این بازی، هر ثانیه اهمیت داره

45:25.680 --> 45:27.360
‫چند دقیقه قبل از دستگیرشدنِ اون مرد،

45:27.360 --> 45:29.280
‫یکی از افسرهام رو کشت

45:29.280 --> 45:31.520
‫نظرت درباره پخش‌شدنِ این داستان چیه؟

45:36.744 --> 45:38.744
‫مصاحبه مطبوعاتی ده دقیقه دیگه‌ست

45:39.080 --> 45:41.480
‫می‌خوام این موضوع رو اگه ممکنه
‫همین امروز خاتمه بدم

45:41.480 --> 45:44.760
‫نمی‌فهمم این قضیه چطور به‌جز روسیه
‫به کسی سود می‌رسونه. ولی تصمیم با توئه

45:48.240 --> 45:50.360
‫این دفعه از مطبوعات مخفی نگهش می‌داریم

45:52.520 --> 45:55.000
‫منتظر شما هستن، قربان

45:59.640 --> 46:02.840
‫تا قبل از مرگم سلاح‌های هسته‌ای رو
‫از اسکاتلند خارج می‌کنیم

46:05.120 --> 46:06.880
‫به تعهدت شکی ندارم

46:18.440 --> 46:21.200
‫ایمی، آخرین بار که اینجا بودم،
‫مورگ و گوردون،

46:21.200 --> 46:24.560
‫دربارۀ حرفایی که از حضانت مشترک زدی گفتن،

46:24.560 --> 46:26.640
‫و فکر می‌کردن که من خبر دارم

46:26.640 --> 46:29.440
‫ولی لازم نیست چیزی بگی.
‫فقط...

46:29.440 --> 46:32.400
‫خب، فقط اگه بحثش پیش اومد. اونا...

46:32.400 --> 46:34.120
‫می‌دونن دیگه با هم نیستیم

46:39.560 --> 46:42.160
‫- باشه، من یه توضیح بهت بدهکارم...
‫- نه، واقعاً نیازی نیست...

46:42.160 --> 46:44.440
‫نه، بذار فقط... خودم می‌خوام.
‫فقط بذار بگم

46:52.840 --> 46:54.200
‫ترسیده بودم

46:58.640 --> 46:59.680
‫چرا؟

47:02.440 --> 47:03.600
‫نمی‌دونم. فقط...

47:08.400 --> 47:11.800
‫چون وقتی قرار بود من و تو، خودمون تنها...

47:14.440 --> 47:16.040
‫واقعاً خوشحال بودم

47:18.320 --> 47:19.600
‫منم خوشحال بودم

47:22.000 --> 47:24.320
‫فقط وقتی باید توی جامعه می‌بودیم...

47:24.320 --> 47:29.240
‫نه. می‌دونم، می‌دونم. یعنی،
‫می‌فهمم چطور عوضـت کرده

47:31.520 --> 47:33.680
‫فکرشو کرده بودم

47:33.680 --> 47:35.040
‫خب، مثل حرفی که همیشه می‌زنی

47:35.040 --> 47:36.960
‫همه‌چی رو باید توی جعبۀ کوچیک خودش بذارم،

47:36.960 --> 47:40.920
‫پس پاپی رو می‌ذارم توی یکی
‫و کار رو هم توی یکی دیگه

47:40.920 --> 47:44.440
‫- و تو...
‫- من هیچ‌وقت فقط قسمت‌هایی از تو که آسون بود رو نخواستم

47:44.440 --> 47:46.160
‫هیچ‌وقت

47:51.520 --> 47:53.800
‫می‌دونم بهت آزار رسوندم، و متأسفم

47:57.400 --> 48:00.040
‫- آره منو آزردی
‫- فقط نمی‌دونستم پاپی رو چطور وارد این رابطه کنم،

48:00.040 --> 48:02.000
‫اونم نه وقتی که کلی سؤال تو ذهنم بود

48:05.520 --> 48:07.080
‫خب، حالا چه احساسی داری؟

48:13.000 --> 48:16.480
‫همیشه وقتی می‌گفتی دوستم داری
‫باعث می‌شدی خیلی آسون به‌نظر برسه

48:17.880 --> 48:20.120
‫آره، خب، فکر نمی‌کنم چیز سختی باشه

48:23.680 --> 48:24.800
‫از نظر من سخته

48:27.760 --> 48:30.440
‫ولی معنیش این نیست که احساسش نمی‌کنم

48:35.480 --> 48:37.600
‫می‌خوام سعی‌مون رو بکنیم

48:42.160 --> 48:44.560
‫نمی‌خوام برگردم به شرایط قبل

48:44.560 --> 48:46.240
‫- می‌دونم...
‫- نه، واقعاً نمی‌خوام

48:46.240 --> 48:49.280
‫یعنی، اگه 12 ماه دیگه از خواب بیدار بشی

48:49.280 --> 48:51.280
‫و به همونجایی برگردی که شروع کردی، چی؟

48:51.280 --> 48:53.160
‫نمی‌خوام همچین اتفاقی بیفته

48:58.640 --> 49:01.120
‫می‌دونی، وقتی اون پایین بودم و گیر افتاده بودم...

49:03.200 --> 49:05.880
‫...به تنها چیزی که فکر می‌کردم پاپی...

49:07.800 --> 49:08.960
‫...و تو بود

49:15.080 --> 49:16.840
‫دوستـم داری؟

49:20.000 --> 49:21.400
‫آره

49:28.400 --> 49:29.440
‫دوستـت دارم

49:32.560 --> 49:36.360
‫کمی پیش‌تر در ماه جاری،
‫یک کرجیِ ماهیگیری اسکاتلندی، مری فینیا،

49:36.360 --> 49:39.400
‫در جنوبِ بارا هد در ساحل غربی اسکاتلند
‫به زیر آب رفت

49:40.440 --> 49:41.880
‫با بررسی لاشه،

49:41.880 --> 49:46.320
‫شواهد محکمی پیدا کردیم که مری فینیا
‫توسط یک زیردریایی روسی

49:46.320 --> 49:51.280
‫که به تورهای آن گیر کرده بود،
‫به پایین کشیده شده بود

49:51.280 --> 49:53.840
‫این زیردریایی به‌طور غیرقانونی

49:53.840 --> 49:56.800
‫در داخل آب‌های ساحلی بریتانیا فعالیت می‌کرد

49:56.800 --> 49:59.720
‫معتقدیم که غرق‌شدن احتمالاً یک حادثه بوده

49:59.720 --> 50:06.560
‫اگرچه، این مدرکی بر تجاوز روسیه

50:06.560 --> 50:09.680
‫و ناشایستگی روسیه است

50:11.360 --> 50:15.800
‫فکر می‌کنم امروز باید زنگ خطری
‫برای بسیاری از مردم باشد

50:15.800 --> 50:20.920
‫ما باید در این کشور آمادۀ
‫نوع جدیدی از حفظ صلح،

50:20.920 --> 50:23.440
‫در میدان‌های نبرد فردا باشیم،

50:23.440 --> 50:27.680
‫که در زیر سطح دریا خواهد بود

50:27.680 --> 50:30.080
‫پارلمان به‌زودی رأی‌گیری...

50:51.480 --> 50:52.520
‫جید...

50:53.520 --> 50:55.640
‫...من نمی‌خوام این دنیا به آتیش کشیده بشه

50:57.000 --> 50:59.080
‫و می‌دونم تو هم همچین چیزی نمی‌خوای

51:01.200 --> 51:02.480
‫می‌خوام امنیت داشته باشه...

51:04.480 --> 51:06.360
‫...تا بتونیم کنار هم درش باشیم

51:14.520 --> 51:16.520
‫امروز زود بیدار شدم

51:17.840 --> 51:19.360
‫هنوز تاریک بود، اما...

51:20.520 --> 51:22.240
‫کنار دریاچه رفتم

51:27.440 --> 51:29.000
‫مامان؟

51:32.800 --> 51:37.640
‫خورشید رو دیدم که از روی دریا
‫بالا اومد و پرنده‌ها پرواز می‌کردن...

51:48.200 --> 51:50.680
‫...و به این فکر کردم که این دنیا چقدر زیباست...

51:57.720 --> 52:00.600
‫...و وقتی زیر آب هستم
‫چه چیزهایی رو از دست می‌دم

52:09.320 --> 52:14.000
‫- سلام! سلام، عزیزم! سلام!
‫- مامانی!

52:15.240 --> 52:16.360
‫حالت چطوره؟

52:17.880 --> 52:22.800
‫خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود.
‫دلم برات تنگ شده بود. دلم برات تنگ شده بود

52:27.000 --> 52:28.880
‫و بعد به تو فکر کردم

52:29.504 --> 52:56.504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
