1
00:00:06,560 --> 00:00:08,080
‫داوارد،

2
00:00:08,080 --> 00:00:10,280
‫عامل رو خارج کردین؟

3
00:00:10,280 --> 00:00:11,680
‫بله، قربان

4
00:00:11,680 --> 00:00:13,080
‫سربازرس سیلوا کجاست؟

5
00:00:13,080 --> 00:00:14,560
‫رفت دوش بگیره

6
00:00:17,680 --> 00:00:19,600
‫و لباسش چی، کجاست؟

7
00:00:19,600 --> 00:00:20,720
‫دارم می‌ندازمش دور

8
00:00:20,720 --> 00:00:22,680
‫نه، نه، این کارو نکن. لازمش دارم

9
00:00:23,920 --> 00:00:25,240
‫خیلی‌خب

10
00:00:33,200 --> 00:00:34,320
‫خیلی‌خب

11
00:00:34,320 --> 00:00:35,440
‫خب، کارِت خوب بود

12
00:00:35,440 --> 00:00:37,680
‫- برو که والش بشورتت
‫- اگه باهام کار دارین می‌تونم بمونم، قربان

13
00:00:37,680 --> 00:00:40,440
‫نه، نه، نه. نمی‌خواد. لباسـتو بشور
‫و از اینجا برو

14
00:00:40,440 --> 00:00:41,760
‫بیا، دستا بالا

15
00:00:41,760 --> 00:00:43,640
‫شاید یه‌کم بسوزی

16
00:00:48,240 --> 00:00:51,040
‫وای خدای من، کمک!

17
00:00:51,040 --> 00:00:53,040
‫کمک، لطفا!

18
00:00:55,120 --> 00:00:56,560
‫من اینجا رو تمیز می‌کنم

19
00:00:56,560 --> 00:00:59,720
‫تو برو یه لباس هزمت بگیر و
‫برو سیم ارتباطات‌مون رو درست کن

20
00:00:59,720 --> 00:01:01,480
‫ممنونم، قربان

21
00:01:01,480 --> 00:01:02,600
‫ناامیدتون نمی‌کنم

22
00:01:02,600 --> 00:01:04,320
‫آره، شک ندارم

23
00:01:04,320 --> 00:01:06,200
‫بهترین آدم برای این شغلی

24
00:01:06,200 --> 00:01:07,280
‫برو دیگه

25
00:01:11,920 --> 00:01:13,880
‫کمک!

26
00:01:15,120 --> 00:01:17,920
‫کمک!

27
00:01:21,040 --> 00:01:22,800
‫کمک!

28
00:02:11,300 --> 00:02:14,300
ویجیل

29
00:02:15,124 --> 00:02:21,624
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

30
00:02:22,400 --> 00:02:24,440
‫قربان، دارن از بویۀ صوتی برای
‫پیداکردن‌مون استفاده می‌کنن

31
00:02:24,440 --> 00:02:26,320
‫همین‌طور داره بیشتر و بیشتر می‌شه،

32
00:02:26,320 --> 00:02:28,320
‫هم جلو و هم پشت‌مون

33
00:02:30,560 --> 00:02:32,760
‫سعی کردن ما رو از کار بندازن

34
00:02:32,760 --> 00:02:35,240
‫حالا هم می‌خوان شکارمون کنن

35
00:02:35,240 --> 00:02:39,480
‫و ما هیچ اطلاعات و دستوراتی نداریم
‫تا اون سیم ارتباطات درست بشه

36
00:03:22,400 --> 00:03:23,720
‫سربازرس سیلوا کجاست؟

37
00:03:23,720 --> 00:03:25,560
‫داره خودشو تمیز می‌کنه

38
00:03:25,560 --> 00:03:30,080
‫قربان، مهندس اجازۀ شروع ضدعفونی می‌خواد

39
00:03:30,080 --> 00:03:31,800
‫بهش بگو شروع کنه

40
00:03:36,480 --> 00:03:40,520
‫شروع ضدعفونیِ محفظۀ موشک
‫با سفیدکننده، تمامی سطوح

41
00:03:44,760 --> 00:03:46,560
‫ضمانتی نیست که این کار جواب بده، قربان،

42
00:03:46,560 --> 00:03:48,400
‫پس باید دسترسی رو محدود کنیم

43
00:03:48,400 --> 00:03:52,160
‫ماسک‌های «ای‌بی‌اس» و و مدت‌زمان محدود
‫برای کسانی که باید برن داخل

44
00:03:52,160 --> 00:03:54,880
‫- بله، قربان
‫- مباشر نیاز به درمان تخصصی داره

45
00:03:54,880 --> 00:03:56,360
‫حالش داره بدتر می‌شه

46
00:04:03,600 --> 00:04:05,880
‫اون صفحه‌ها رو ببین

47
00:04:05,880 --> 00:04:09,880
‫هنوز نمی‌تونیم پیامی ارسال یا دریافت کنیم،
‫اما حتی اگرم می‌تونستیم،

48
00:04:09,880 --> 00:04:12,360
‫برای تخلیۀ مصدوم نمی‌تونیم سیگنال بفرستیم

49
00:04:12,360 --> 00:04:16,360
‫تا از این وضعیت تاکتیکی سر درنیاریم نمی‌شه

50
00:04:16,360 --> 00:04:19,200
‫اگه داروهایی که نیاز داره رو بهش نرسونیم،

51
00:04:19,200 --> 00:04:21,000
‫فکر نمی‌کنم زنده بمونه

52
00:04:22,800 --> 00:04:24,160
‫متوجه شدم

53
00:04:25,400 --> 00:04:26,960
‫متأسفم

54
00:05:15,160 --> 00:05:16,640
‫چی‌کار می‌کنی؟

55
00:05:16,640 --> 00:05:18,800
‫- به‌نظر داشت خفه می‌شد
‫- بیرون، بیرون!

56
00:05:18,800 --> 00:05:20,240
‫چیزی نیست

57
00:05:20,240 --> 00:05:21,520
‫حواسم هست

58
00:05:21,520 --> 00:05:22,640
‫خیلی‌خب...

59
00:05:26,520 --> 00:05:29,480
‫قربان، چشم‌هام اذیتـم می‌کردن
‫برای همین اومدم معاینه بشم

60
00:05:29,480 --> 00:05:31,840
‫صحیح. خب، الآن که کاری نمی‌تونیم بکنیم،

61
00:05:31,840 --> 00:05:34,120
‫پس برگرد به پستـت و
‫تمام تلاشتو بکن

62
00:05:34,120 --> 00:05:35,480
‫بله، قربان

63
00:05:35,480 --> 00:05:36,840
‫همینه، آروم و مرتب

64
00:06:43,000 --> 00:06:46,560
‫بن اوکلی، تو به ظنِ توطئه

65
00:06:46,560 --> 00:06:48,440
‫برای قتل جید آنتونیاک بازداشت هستی

66
00:06:48,440 --> 00:06:49,960
‫موظف نیستی حرفی بزنی،

67
00:06:49,960 --> 00:06:53,160
‫اما هر حرفی که بزنی،
‫یادداشت و به‌عنوان مدرک ارائه خواهد شد

68
00:06:53,160 --> 00:06:54,560
‫متوجه‌ای؟

69
00:06:58,720 --> 00:07:02,480
‫این تویی با افسر اطلاعاتی روس

70
00:07:02,480 --> 00:07:04,680
‫معروف به پیتر انگلز

71
00:07:05,640 --> 00:07:07,920
‫انکار نمی‌کنم که می‌شناسمش

72
00:07:07,920 --> 00:07:10,520
‫چه ارتباطی باهاش داشتی؟

73
00:07:10,520 --> 00:07:14,400
‫من با هرکس که با سلاح‌های هسته‌ای
‫مخالف باشه حرف می‌زنم

74
00:07:14,400 --> 00:07:18,480
‫گفتش که می‌خواد روسیه غیرنظامی بشه

75
00:07:18,480 --> 00:07:21,760
‫روسیه نمی‌تونه چنین کاری بکنه
‫مگه اینکه ما از موشک ترایدنت دست بکشیم

76
00:07:21,760 --> 00:07:25,320
‫اون تو یه‌سری کارها که برای عملیات‌هامون
‫مفید بود کمک کرد

77
00:07:25,320 --> 00:07:27,680
‫منم چند نفر که بتونه باهاشون
‫صحبت کنه رو پیشنهاد دادم

78
00:07:27,680 --> 00:07:29,480
‫فقط همین

79
00:07:29,480 --> 00:07:32,240
‫توی گوشی‌ت یک عکس داری

80
00:07:32,240 --> 00:07:34,360
‫از انگلز و یه عضوِ نیروی دریایی سلطنتی

81
00:07:34,360 --> 00:07:37,120
‫ازت می‌خوام رمز عبورت رو بهمون بدی
‫تا بتونیم یه نگاهی بهش بندازیم

82
00:07:37,120 --> 00:07:40,320
‫منو برای کاری که نکردم دستگیرم کردین

83
00:07:40,320 --> 00:07:42,680
‫و اون عکس دارایی شخصیـه

84
00:07:45,160 --> 00:07:47,320
‫کِی این عکس رو گرفتی؟

85
00:07:47,320 --> 00:07:48,960
‫مدتی پیش

86
00:07:48,960 --> 00:07:50,080
‫چند هفته پیش

87
00:07:50,080 --> 00:07:51,440
‫چند هفته پیش؟ عجیبه

88
00:07:53,400 --> 00:07:57,560
‫چون این جیدـه که داره
‫دقیقاً همون عکس رو می‌گیره

89
00:07:59,560 --> 00:08:03,440
‫تو یه کپی از اون عکس برداشتی
‫و بعد از روی لپ‌تاپش پاکـش کردی

90
00:08:03,440 --> 00:08:06,120
‫جرم‌یابی دیجیتال الآن داره
‫روی اون لپ‌تاپ کار می‌کنه

91
00:08:06,120 --> 00:08:08,280
‫و به‌زودی می‌تونن گوشی‌ت رو باز کنن

92
00:08:08,280 --> 00:08:09,840
‫باید اون عکسی که دزدیدی رو ببینم

93
00:08:09,840 --> 00:08:11,040
‫الآن

94
00:08:11,040 --> 00:08:14,440
‫باید دربارۀ اتفاقی که افتاد... باهات صادق باشم

95
00:08:14,440 --> 00:08:16,440
‫رمز عبورت چیه؟

96
00:08:23,480 --> 00:08:25,120
‫4547

97
00:08:38,200 --> 00:08:40,080
‫وای خدای من

98
00:08:43,040 --> 00:08:44,200
‫برنینگ

99
00:08:44,200 --> 00:08:45,560
‫جایگزین برک‌ـه،

100
00:08:45,560 --> 00:08:47,000
‫همونی که با ایمی سوار هلی‌کوپتر شد

101
00:08:47,000 --> 00:08:49,240
‫اون کسیه که داشته با انگلز کار می‌کرده

102
00:08:50,640 --> 00:08:52,640
‫قربان؟

103
00:08:52,640 --> 00:08:55,280
‫پلیس اسم نفوذیِ روس رو پیدا کرده

104
00:08:55,280 --> 00:08:57,720
‫متصدی سونارـه،
‫متیو داوارد

105
00:09:34,160 --> 00:09:35,600
‫دوستت دارم

106
00:09:42,560 --> 00:09:44,640
‫تا آخر عمر...

107
00:09:46,080 --> 00:09:48,040
‫...کنارت می‌مونم

108
00:09:58,080 --> 00:09:59,960
‫من...

109
00:10:09,840 --> 00:10:11,480
‫حتی نمی‌تونی به زبون بیاریش، مگه نه؟

110
00:10:26,440 --> 00:10:28,040
‫اوه...

111
00:10:42,480 --> 00:10:44,080
‫بجنب

112
00:10:52,560 --> 00:10:54,120
‫قربان؟

113
00:10:55,640 --> 00:10:57,640
‫صدای کوبیدن رو توی کشتی می‌شنوم

114
00:10:57,640 --> 00:10:58,800
‫کوبیدن؟

115
00:11:03,880 --> 00:11:05,240
‫این چیـ...؟

116
00:11:06,920 --> 00:11:08,320
‫خب، این «کد مورس»ـه

117
00:11:08,320 --> 00:11:11,040
‫- از کجا میاد؟
‫- یه جایی نزدیک سینه کشتی

118
00:11:15,960 --> 00:11:18,280
‫هی، یالا...

119
00:11:18,280 --> 00:11:20,480
‫اوه، یالا دیگه!

120
00:11:23,960 --> 00:11:25,160
‫نمی‌تونم خوب بفهمم

121
00:11:25,160 --> 00:11:27,520
‫گفتی صدا از سینه کشتی میاد.
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

122
00:11:27,520 --> 00:11:29,440
‫توی عرشه‌های پایینی قوی‌تره صداش، قربان

123
00:11:29,440 --> 00:11:30,920
‫شاید انتهای جلویی

124
00:11:32,880 --> 00:11:34,600
‫باشه. می‌رم چک کنم

125
00:11:37,640 --> 00:11:39,200
‫چی بود؟

126
00:11:39,200 --> 00:11:40,800
‫صدای کوبیدن

127
00:11:47,760 --> 00:11:49,920
‫قربان، می‌شه پستـم رو ترک کنم؟

128
00:11:49,920 --> 00:11:51,600
‫واقعاً حالم خوش نیست

129
00:11:51,600 --> 00:11:53,760
‫باید صبر کنی تا پستت تموم بشه

130
00:11:53,760 --> 00:11:54,960
‫حالم بَده

131
00:11:54,960 --> 00:11:56,480
‫باشه، خدایا... برو بیرون

132
00:12:52,280 --> 00:12:54,840
‫قربان، دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی باز شده

133
00:12:54,840 --> 00:12:57,160
‫هشدار بالارفتنِ فشار داخل خن
‫از «ای‌ام‌اس 1»، قربان

134
00:12:57,160 --> 00:12:59,040
‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

135
00:12:59,040 --> 00:13:00,520
‫فرماندهی کشتی، محل اضطراری

136
00:13:00,520 --> 00:13:03,080
‫بیشتر از ثانیه‌ای یک تُن آب
‫داره وارد کشتی می‌شه

137
00:13:03,080 --> 00:13:04,680
‫چطور باز شده؟

138
00:13:04,680 --> 00:13:06,720
‫خراب‌کاری‌ـه

139
00:13:06,720 --> 00:13:08,560
‫جای تمام سیستم‌های ضروری نگهبان بذار

140
00:13:08,560 --> 00:13:09,720
‫بله، قربان

141
00:13:11,080 --> 00:13:13,000
‫درهای فرازبند را ببندید

142
00:13:14,160 --> 00:13:16,560
‫محل‌های اضطراری، محل‌های اضطراری...

143
00:13:16,560 --> 00:13:19,240
‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

144
00:13:19,240 --> 00:13:20,680
‫کارهای ایمنی را انجام دهید

145
00:13:20,680 --> 00:13:22,640
‫درهای فرازبند را ببندید

146
00:13:24,200 --> 00:13:27,960
‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

147
00:13:27,960 --> 00:13:29,360
‫در فرازبند بسته شد

148
00:13:29,360 --> 00:13:31,040
‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

149
00:13:31,040 --> 00:13:32,840
‫در فرازبند 117 بسته شد

150
00:13:57,240 --> 00:13:58,920
‫لعنتی!

151
00:14:01,080 --> 00:14:02,240
‫نه...

152
00:14:06,720 --> 00:14:08,480
‫تکون نمی‌خوره

153
00:14:09,480 --> 00:14:11,480
‫لعنتی!

154
00:14:11,480 --> 00:14:12,960
‫برو، برو

155
00:14:15,120 --> 00:14:17,320
‫آره، دریچۀ وزنه تعادل بدنه مسدود شده

156
00:14:17,320 --> 00:14:19,840
‫- یالا!
‫- نمی‌تونیم ببندیمش

157
00:14:19,840 --> 00:14:22,120
‫نه، نه، بالای مخزن خراب شده

158
00:14:22,120 --> 00:14:24,000
‫شکسته!

159
00:14:24,000 --> 00:14:26,240
‫نمی‌تونیم جلوی پرآب‌شدنِ مخزن‌ها رو بگیریم

160
00:14:29,840 --> 00:14:32,680
‫فرمانده فلمینگ در
‫زیردریایی «آرچر» اعلی‌حضرت هستم

161
00:14:32,680 --> 00:14:35,280
‫صدایی دریافت کردیم که احتمال می‌دیم
‫ویجیل دچار مشکل شده باشه

162
00:14:35,280 --> 00:14:37,560
‫فایل رو آماده داریم، قربان

163
00:14:46,240 --> 00:14:47,640
‫این چیه؟

164
00:14:47,640 --> 00:14:48,840
‫هنوز داره تحلیل می‌شه،

165
00:14:48,840 --> 00:14:51,360
‫اما پایین سطح آبه و در جریانه

166
00:14:51,360 --> 00:14:54,640
‫پنج کشتی روسی به سمت اون صدا
‫تغییر مسیر دادن

167
00:14:54,640 --> 00:14:58,480
‫اگه به مسیرشون ادامه بدن،
‫اینجا به هم می‌رسن

168
00:14:58,480 --> 00:15:01,240
‫ادامه بدید.
‫دیگه توی منطقه چی هست؟

169
00:15:01,240 --> 00:15:03,120
‫روس‌ها خیلی نزدیک‌تر شدن

170
00:15:04,160 --> 00:15:07,240
‫نزدیک‌ترین ناوچه «تایپ 23» ما
‫سی دقیقه فاصله داره

171
00:15:08,760 --> 00:15:10,240
‫این چیه؟

172
00:15:10,240 --> 00:15:12,160
‫این زیردریایی «یواس‌اس دلاویر»ـه

173
00:15:14,240 --> 00:15:17,040
‫این حمله به ماست، و به‌عنوان متحد دیرینۀ ما

174
00:15:17,040 --> 00:15:19,400
‫و تحت شرایط موافقت‌نامه ناتو،

175
00:15:19,400 --> 00:15:21,200
‫از شما درخواست کمک دارم

176
00:15:21,200 --> 00:15:22,640
‫برای انجام چه کاری؟

177
00:15:22,640 --> 00:15:24,480
‫«دلاویر» توی منطقه‌ست

178
00:15:24,480 --> 00:15:28,080
‫براشون کلی سونار فعال بفرستید
‫و کلاهک‌ها رو باز کنید

179
00:15:28,080 --> 00:15:31,680
‫و فکر می‌کنید اونا به آماده‌شدنِ دلاویر
‫برای شلیک اژدرها

180
00:15:31,680 --> 00:15:33,320
‫چه پاسخی می‌دن؟

181
00:15:34,560 --> 00:15:37,040
‫امیدوارم توی یونیفرم‌هاشون برینن

182
00:15:38,320 --> 00:15:40,000
‫اونا معتقدن که مخالفی ندارن

183
00:15:40,000 --> 00:15:43,320
‫این وظیفه ماست که این دیدگاه رو عوض کنیم

184
00:15:43,320 --> 00:15:44,760
‫با افرادم صحبت می‌کنم

185
00:15:44,760 --> 00:15:45,920
‫ممنون

186
00:15:52,360 --> 00:15:55,120
‫قربان، خیلی داریم سنگین می‌شیم

187
00:15:55,120 --> 00:15:56,600
‫الآن در چه عمقی هستیم؟

188
00:15:56,600 --> 00:15:59,880
‫200 متر. این وزنِ آبـه که حمل می‌کنیم

189
00:15:59,880 --> 00:16:01,360
‫هادلو، در چه وضعی هستیم؟

190
00:16:01,360 --> 00:16:03,240
‫دریچه در عمق 200متری کاملاً بازه،

191
00:16:03,240 --> 00:16:05,480
‫پس فشار آب تقریباً 20 بارـه

192
00:16:05,480 --> 00:16:07,120
‫با فشار هوا، آب رو خارج کنید

193
00:16:07,120 --> 00:16:10,440
‫قربان، فکر کنم کمتر از ده دقیقه وقت داریم

194
00:16:10,440 --> 00:16:13,040
‫بعد از اون اون‌قدر سنگین می‌شیم
‫که هرکاری هم کنیم نمی‌تونیم برگردیم بالا

195
00:16:13,040 --> 00:16:14,480
‫متوجه شدم

196
00:16:36,920 --> 00:16:38,160
‫بهم گوش نمی‌کنی!

197
00:16:38,160 --> 00:16:40,200
‫من دوستت داشتم.
‫و می‌خواستم بشناسمت،

198
00:16:40,200 --> 00:16:42,120
‫ولی تو اصلاً از این خوشت نمیاد

199
00:16:44,480 --> 00:16:46,040
‫کرستن...

200
00:16:50,040 --> 00:16:51,600
‫متأسفم

201
00:17:05,040 --> 00:17:06,560
‫نرو

202
00:17:48,040 --> 00:17:49,560
‫خدای من!

203
00:17:57,240 --> 00:17:58,440
‫اوه...

204
00:18:01,640 --> 00:18:02,840
‫خیلی‌خب

205
00:18:11,040 --> 00:18:13,520
‫خیلی‌خب، بیا

206
00:18:13,520 --> 00:18:15,320
‫داوارد...

207
00:18:15,320 --> 00:18:17,000
‫به‌خاطر اون بود که برک کشته شد

208
00:18:18,160 --> 00:18:19,600
‫تا داوارد سوار زیردریایی بشه

209
00:18:21,120 --> 00:18:22,440
‫خدایا...

210
00:18:22,440 --> 00:18:23,800
‫گلاور کجاست؟

211
00:18:23,800 --> 00:18:25,240
‫بی‌هوشه

212
00:18:25,240 --> 00:18:27,440
‫می‌تونی بلند شی؟ بلند شو

213
00:18:31,720 --> 00:18:33,480
‫داوارد می‌ره سراغش

214
00:18:33,480 --> 00:18:35,640
‫باید بهشون خبر بدی،
‫باید بهشون خبر بدی

215
00:18:37,240 --> 00:18:39,760
‫فرماندهی کشتی، پرنـ...

216
00:18:39,760 --> 00:18:41,480
‫خط کوفتی‌شون قطعه

217
00:18:41,480 --> 00:18:43,920
‫خب، بیا. باید از عرشه موشک رد بشیم

218
00:18:43,920 --> 00:18:45,200
‫یالا. با من باش

219
00:18:45,200 --> 00:18:46,400
‫بریم

220
00:18:46,400 --> 00:18:48,640
‫همین‌طور بیا. همین‌طور بیا

221
00:18:48,640 --> 00:18:49,840
‫بجنب

222
00:18:52,800 --> 00:18:55,120
‫ورود به این منطقه ممنوعه، قربان.
‫خودتون می‌دونین

223
00:18:58,840 --> 00:19:00,480
‫داوارد، قبلاً گزارشت رو کردم

224
00:19:00,480 --> 00:19:03,240
‫نه، نکردی. سیم‌ها رو بُریدم

225
00:19:03,240 --> 00:19:04,800
‫آخرش که چی؟

226
00:19:04,800 --> 00:19:06,920
‫کشتی رو غرق کردی.
‫همه‌مون رو کُشتی

227
00:19:06,920 --> 00:19:11,040
‫نیوسام این کشتی رو به سطح آب میاره
‫و همه ازش خارج می‌شیم

228
00:19:11,040 --> 00:19:14,120
‫خب، بعضی‌هامون

229
00:19:14,120 --> 00:19:16,960
‫ازت می‌خوام فرار کنی الآن.
‫باید بهشون بگی

230
00:19:18,680 --> 00:19:20,520
‫حرومـ...!

231
00:19:27,160 --> 00:19:29,840
‫فرار کن! فرار کن حالا!

232
00:19:47,280 --> 00:19:49,120
‫برو!

233
00:20:55,480 --> 00:20:57,680
‫مدیر اجرایی کجاست؟

234
00:20:57,680 --> 00:21:00,760
‫- عمق؟
‫- 350 متر

235
00:21:03,400 --> 00:21:05,200
‫اگه حالت شناور رو به‌کار بندازیم چی؟

236
00:21:05,200 --> 00:21:08,320
‫اگه بتونیم راهش بندازیم، به پمپ‌کردنِ آب به بیرون
‫کمک می‌کنه، سرعت نزول‌مون رو کم می‌کنه

237
00:21:08,320 --> 00:21:11,000
‫برای چیزی عمیق‌تر از 150 متر طراحی نشده

238
00:21:11,000 --> 00:21:13,480
‫می‌دونم، ولی چارۀ دیگه‌ای نداریم

239
00:21:13,480 --> 00:21:15,440
‫ثانیه‌ای چند تُن آب وارد کشتی می‌شه

240
00:21:15,440 --> 00:21:19,960
‫و دقیقه‌ای چند تُن به بیرون پمپ می‌شه.
‫داریم به کف دریا می‌خوریم

241
00:21:19,960 --> 00:21:21,960
‫اندرتون، حالت شناور رو آغاز کن

242
00:21:24,280 --> 00:21:25,880
‫حالت شناور آغاز شد، قربان

243
00:22:19,680 --> 00:22:22,560
‫نمی‌تونی برای همیشه اینجا قایم بشی

244
00:22:22,560 --> 00:22:24,280
‫اون سفیدکننده ریه‌هات رو جزغاله می‌کنه

245
00:22:49,440 --> 00:22:52,560
‫باید آچار رو از اون دریچه دربیاریم!

246
00:22:52,560 --> 00:22:54,480
‫حروم‌زاده محکم گیر کرده!

247
00:22:55,520 --> 00:22:58,560
‫دریچه رو باز کن! کامل باز کن

248
00:22:58,560 --> 00:23:01,040
‫- دیوانه شدی؟!
‫- بجنب، باید آزادش کنیم!

249
00:23:01,040 --> 00:23:03,080
‫اگه همین‌طور باز بمونه، کشتی غرق می‌شه!

250
00:23:03,080 --> 00:23:05,320
‫اون دریچۀ کوفتی رو باز کن!

251
00:23:26,400 --> 00:23:28,080
‫فرماندهی کشتی

252
00:23:28,080 --> 00:23:30,520
‫فرماندهی کشتی، والش هستم

253
00:23:30,520 --> 00:23:33,280
‫آره، آره، سیم ارتباطات فعال شده.
‫سیستم دریافت داره راه می‌افته

254
00:23:33,280 --> 00:23:34,440
‫دریافت شد

255
00:23:35,600 --> 00:23:37,440
‫مخزن‌های جلویی خن کشتی تقریباً پر شدن

256
00:23:37,440 --> 00:23:39,600
‫باید اون دریچۀ بدنه بسته بشه

257
00:23:39,600 --> 00:23:42,480
‫قربان، ارتباطات کاملاً برقرار شده!

258
00:23:42,480 --> 00:23:45,080
‫باید سریعاً با پایگاه ارتباط برقرار کنیم، قربان.
‫توصیه کردن احتیاط کنیم

259
00:23:45,080 --> 00:23:47,200
‫واحدهای روسی زیادی دارن
‫محاصره‌مون می‌کنن

260
00:23:47,200 --> 00:23:48,720
‫نمی‌شه که برگردیم بالا!

261
00:23:48,720 --> 00:23:51,520
‫قربان، گفتن داوارد جاسوس روس‌ـه

262
00:23:59,240 --> 00:24:01,080
‫توجه، همگیِ ایستگاه‌ها

263
00:24:01,080 --> 00:24:04,200
‫متصدی سونار متیو داوارد یک خیانت‌کاره

264
00:24:04,200 --> 00:24:06,200
‫در ویجیل اخلال به‌وجود آورده

265
00:24:06,200 --> 00:24:09,240
‫اگه می‌تونید دستگیرش کنید.
‫اگه نشد بُکشیدش. ولی پیداش کنید

266
00:25:28,520 --> 00:25:32,200
‫همه می‌دونن چی‌کار کردی.
‫ولش کن!

267
00:25:32,200 --> 00:25:34,320
‫خفه شو. گلوش رو می‌بُرم

268
00:25:36,960 --> 00:25:39,040
‫به‌خاطر این‌کارِت می‌کشمت

269
00:25:39,040 --> 00:25:41,040
‫اتاق فرماندهی، حالا

270
00:25:42,560 --> 00:25:44,200
‫حرکت کن حالا!

271
00:25:54,040 --> 00:25:57,440
‫یالا دیگه لعنتی!
‫اومد، اومد

272
00:25:57,440 --> 00:26:00,080
‫آره، گرفتمش! دریچه رو ببند!

273
00:26:04,720 --> 00:26:05,800
‫بجنب!

274
00:26:12,560 --> 00:26:15,680
‫همینه!

275
00:26:19,360 --> 00:26:22,080
‫قربان، دریچۀ وزنه تعادل بدنه بسته شد

276
00:26:22,080 --> 00:26:24,920
‫قربان، هنوز داریم به پایین می‌ریم.
‫حالت شناور دیگه دووم نمیاره

277
00:26:24,920 --> 00:26:26,280
‫نمی‌تونن به اندازه کافی سریع خنکش کنن

278
00:26:26,280 --> 00:26:29,880
‫باید وقت بیشتری بهش بدیم که
‫آب بیشتری رو به بیرون پمپ کنه

279
00:26:29,880 --> 00:26:33,200
‫کاملاً به جلو. بعد با علامت من،
‫باله‌های جلویی کاملاً به بالا،

280
00:26:33,200 --> 00:26:37,080
‫- باله‌های پشتی کاملاً به بالا. منتظر علامتم باشید
‫- کامل به جلو، قربان

281
00:26:44,000 --> 00:26:45,040
‫فاصله‌ت رو حفظ کن

282
00:26:47,040 --> 00:26:49,440
‫- قربان، موتور شناور داره دود می‌کنه
‫- همین‌طور روشن باشه

283
00:26:49,440 --> 00:26:52,160
‫- عمق؟
‫- 540 متر

284
00:26:52,160 --> 00:26:54,400
‫ده متر دیگه به عمقِ خردشدن می‌رسیم

285
00:26:54,400 --> 00:26:56,080
‫کاپیتان...

286
00:26:56,080 --> 00:26:58,280
‫...سلسله مراتب عوض شده

287
00:26:58,280 --> 00:27:01,520
‫من بهتون دستور می‌دم،
‫و بدون جروبحث انجامش می‌دین

288
00:27:01,520 --> 00:27:04,520
‫وگرنه گلوی این زن رو می‌بُرم

289
00:27:04,520 --> 00:27:06,680
‫متوجه شدی؟

290
00:27:06,680 --> 00:27:08,080
‫ما به سطح آب می‌ریم

291
00:27:08,080 --> 00:27:11,600
‫و با یکی از کشتی‌های روسی
‫ارتباط برقرار می‌کنیم

292
00:27:11,600 --> 00:27:14,160
‫به‌طور اضطراری این زیردریایی رو
به سطح آب ببر

293
00:27:14,160 --> 00:27:16,600
‫- این یه دستوره؟
‫- سربه‌سرم نذار!

294
00:27:16,600 --> 00:27:20,200
‫قربان، هنوز داریم به پایین می‌ریم.
‫545 متر

295
00:27:22,560 --> 00:27:23,600
‫خیلی‌خب

296
00:27:25,720 --> 00:27:28,640
‫تیم، با علامت من دستوراتم رو اجرا کنید

297
00:27:33,400 --> 00:27:34,440
‫حالا

298
00:27:48,440 --> 00:27:51,360
‫فرماندهی کشتی، زیردریایی رو به سطح آب نبر

299
00:27:51,360 --> 00:27:54,600
‫به عمق پیرابینی برو.
‫نمی‌ذارم به خواسته‌شون برسن

300
00:27:54,600 --> 00:27:57,160
‫متیو داوارد، تو به ظن قتل دریابان پرنتیس

301
00:27:57,160 --> 00:28:00,080
‫بازداشت هستی. موظف نیستی حرفی بزنی،

302
00:28:00,080 --> 00:28:04,440
‫اما هر حرفی که بزنی،
‫یادداشت و به‌عنوان مدرک ارائه خواهد شد

303
00:28:04,440 --> 00:28:05,760
‫فهمیدی؟

304
00:28:22,400 --> 00:28:25,640
‫مسیرشون رو در یک ساعت اخیر ترسیم کن

305
00:28:35,240 --> 00:28:38,440
‫دلاویر اینجا کلاهک‌هاش رو باز کرده

306
00:28:38,440 --> 00:28:40,680
‫و در جوابش، همۀ واحدهای روسی
‫از موقعیت‌های اصلی‌شون

307
00:28:40,680 --> 00:28:42,320
‫متفرق شدن

308
00:28:46,560 --> 00:28:49,000
‫- صدای طغیان آب دیگه نیومد؟
‫- نه، قربان

309
00:28:49,000 --> 00:28:50,360
‫دیگه صدایی نیومد

310
00:28:52,880 --> 00:28:54,680
‫بسیار عالی، همگی

311
00:28:54,680 --> 00:28:56,320
‫این اطلاعات رو به ویجیل منتقل کنید

312
00:28:58,080 --> 00:29:00,680
‫و اگه به خونه سیگنال فرستاد،
‫می‌خوام موقع این‌کار از بقیه

313
00:29:00,680 --> 00:29:01,720
‫صد مایل فاصله داشته باشه

314
00:29:05,960 --> 00:29:09,080
‫من لپ‌تاپ جید رو بررسی نکردم

315
00:29:09,080 --> 00:29:12,040
‫با اون عکس پیش من اومد.
‫منم پیتر رو شناسایی کردم

316
00:29:13,280 --> 00:29:15,440
‫نگفت چرا اون عکس رو گرفته؟

317
00:29:15,440 --> 00:29:18,120
‫خب، قبلاً دوروبر دانلاک دیده بودش

318
00:29:18,120 --> 00:29:19,600
‫مطمئن شده بود که از ام‌آی5ـه

319
00:29:19,600 --> 00:29:22,640
‫و می‌خواست توی مطبوعات
‫ازش یه داستان بزرگ بسازه

320
00:29:22,640 --> 00:29:25,600
‫پس تو قبل اینکه جید بتونه، اینو به پیتر گفتی؟

321
00:29:25,600 --> 00:29:26,840
‫نه، من...

322
00:29:26,840 --> 00:29:29,520
‫من فقط به پیتر گفتم در آینده
‫بیشتر حواسش جمع باشه

323
00:29:30,800 --> 00:29:32,400
‫فکر می‌کردم این دیگه آخر کاره

324
00:29:33,640 --> 00:29:36,040
‫ولی بعدش براشون یه قرار ملاقات ترتیب دادی

325
00:29:36,040 --> 00:29:37,600
‫پیتر خواست که اونو ببینه

326
00:29:38,880 --> 00:29:41,360
‫گفت می‌خواد مثل ما باهاش کار کنه،

327
00:29:41,360 --> 00:29:44,520
‫و اینکه بتونه بهش بگه که
‫چه بلایی واقعاً سرِ کریگ برک اومده

328
00:29:46,560 --> 00:29:48,640
‫خب توی این ملاقات چه اتفاقی افتاد؟

329
00:29:55,680 --> 00:29:57,760
‫جایی که ترتیب داده شده بود ملاقات کردیم

330
00:30:00,160 --> 00:30:02,160
‫قرار بود با جید صحبت کنه...

331
00:30:04,600 --> 00:30:07,000
‫...ولی اونو گرفت،

332
00:30:07,000 --> 00:30:08,400
‫بردش داخل آب

333
00:30:10,240 --> 00:30:12,320
‫نفهمیدم چه اتفاقی داره می‌افته

334
00:30:14,240 --> 00:30:16,080
‫بعد شروع کرد به غرق‌کردنـش

335
00:30:16,080 --> 00:30:17,800
‫من فقط...

336
00:30:17,800 --> 00:30:20,640
‫روحـمم خبر نداشت قراره همچین کاری بکنه

337
00:30:20,640 --> 00:30:22,240
‫لفتش دادم

338
00:30:22,240 --> 00:30:24,280
‫وگرنه سعی می‌کردم جلوشو بگیرم

339
00:30:26,280 --> 00:30:27,520
‫ولی دیگه خیلی دیر شده بود

340
00:30:29,440 --> 00:30:31,640
‫از آب آوردیش بیرون؟

341
00:30:33,760 --> 00:30:35,480
‫تنفس دهان‌به‌دهان انجام دادی؟

342
00:30:37,880 --> 00:30:39,240
‫به اورژانس زنگ زدی؟

343
00:30:40,240 --> 00:30:41,280
‫دلم می‌خواست

344
00:30:44,200 --> 00:30:46,400
‫ولی اون کاری می‌کرد که شریک‌جرم به‌نظر بیام

345
00:30:48,240 --> 00:30:49,640
‫می‌فهمید دیگه، مگه نه؟

346
00:30:51,120 --> 00:30:53,120
‫می‌تونستی بهمون بگی

347
00:30:54,160 --> 00:30:56,080
‫جید خودش می‌خواست اون عکس پخش بشه،

348
00:30:56,080 --> 00:30:58,120
‫تا از شر بازدارنده خلاص بشیم

349
00:30:58,120 --> 00:31:00,360
‫شماها قضیه رو پنهان می‌کردید

350
00:31:00,360 --> 00:31:03,160
‫- فکر کردم اگه حداقل بتونم این‌کارو بکنم...
‫- تو سعی داشتی پناهندگی بگیری

351
00:31:03,160 --> 00:31:06,120
‫تا ما نتونیم به جرم قتلِ جید
‫دستگیرت کنیم

352
00:31:08,000 --> 00:31:09,960
‫فقط فرار کردی

353
00:31:09,960 --> 00:31:11,640
‫پس برای من ادای قهرمانا رو درنیار

354
00:31:11,640 --> 00:31:13,800
‫من سعی کردم کار درست رو بکنم

355
00:31:13,800 --> 00:31:15,240
‫اون بهت اعتماد داشت...

356
00:31:16,800 --> 00:31:19,960
‫...و بعد اونو به مردی فروختی
‫که می‌دونستی جاسوسِ روس‌ـه،

357
00:31:19,960 --> 00:31:22,320
‫و بعدشم کمک‌شون کردی قتلش رو لاپوشونی کنن

358
00:31:25,280 --> 00:31:29,320
‫به‌خاطر این کارِت مدت زیادی می‌افتی زندان

359
00:31:39,880 --> 00:31:41,480
‫بجنب

360
00:31:47,480 --> 00:31:49,840
‫هی. هی!

361
00:31:53,840 --> 00:31:55,640
‫هی، چیزی نیست

362
00:31:56,880 --> 00:31:58,680
‫داوارد رو دستگیر کردن

363
00:31:58,680 --> 00:32:00,080
‫کشتی دیگه امنه

364
00:32:02,400 --> 00:32:03,640
‫حالت خوب می‌شه

365
00:32:54,680 --> 00:32:56,560
‫اگه صدای منو اون داخل نشنیده بود...

366
00:32:58,560 --> 00:32:59,600
‫...مُرده بودم

367
00:33:03,000 --> 00:33:04,320
‫اون وظیفه‌ش رو انجام داد

368
00:33:05,840 --> 00:33:06,960
‫خوب هم انجامش داد

369
00:33:08,960 --> 00:33:10,600
‫اگه بود خودش می‌دونست

370
00:33:14,360 --> 00:33:15,840
‫توی گزارشت از چه چیزایی می‌گی؟

371
00:33:18,720 --> 00:33:22,080
‫یافته‌هام رو درباره جکی، برک و داوارد
‫گزارش می‌کنم

372
00:33:22,080 --> 00:33:24,320
‫به «کراون آفیس» مدارکی که برای تشکیل پرونده
‫(دادگاه حقوقی در اسکاتلند)

373
00:33:24,320 --> 00:33:25,560
‫لازم دارن رو می‌دم

374
00:33:27,120 --> 00:33:28,160
‫و همین دیگه

375
00:33:29,440 --> 00:33:32,600
‫قربان، پنج دقیقه تا رسیدن هلی‌کوپتر

376
00:33:49,240 --> 00:33:51,280
‫قربان، ما سربازرس سیلوا رو درمان کردیم

377
00:33:51,280 --> 00:33:53,760
‫و تا مرخص‌شدنش تحت نظر قرار می‌گیره

378
00:33:53,760 --> 00:33:56,080
‫آتروپین و پرالیدوکسیم کافی ذخیره کردیم

379
00:33:56,080 --> 00:33:58,120
‫در صورتی‌که کس دیگه‌ای در معرض قرار بگیره

380
00:33:58,120 --> 00:34:00,400
‫وضعیت آدامز پایداره، احتمالش کمه
‫که حالش بدتر بشه

381
00:34:00,400 --> 00:34:03,400
‫و هادلو، والش و کیرلی برای قرارگرفتن
‫در معرض گاز اعصاب تحت درمان بودن،

382
00:34:03,400 --> 00:34:05,880
‫ولی قبول نمی‌کنن با هلی‌کوپتر از اینجا برن

383
00:34:05,880 --> 00:34:08,280
‫اما سه روز دیگه «ونکوییش»
‫گشت‌مون رو به‌عهده می‌گیره

384
00:34:08,280 --> 00:34:13,080
‫- می‌تونیم با خدمۀ کمتر ادامه بدیم
‫- قربان، با احترام، من می‌خوام بمونم

385
00:34:13,080 --> 00:34:14,760
‫منم همین‌طور، قربان

386
00:34:16,360 --> 00:34:18,600
‫منم. تا آخرش هستم

387
00:34:21,520 --> 00:34:23,960
‫ناوبان یکم جراح،
‫به قضاوت شما احترام می‌ذارم

388
00:34:23,960 --> 00:34:26,760
‫خب، ریسکه، ولی فقط برای خودشون ریسکه

389
00:34:26,760 --> 00:34:28,160
‫پس به کارِتون برسید

390
00:34:42,640 --> 00:34:45,520
‫خدابه‌همراهت، دوست من.
‫وقتی پهلو بگیریم می‌بینمت

391
00:34:46,800 --> 00:34:47,840
‫به کارِتون ادامه بدید

392
00:35:24,920 --> 00:35:25,960
‫ممنونم

393
00:35:27,880 --> 00:35:30,560
‫به نمایندگی از کل افراد کشتی گفتم

394
00:35:33,040 --> 00:35:34,280
‫موفق باشید

395
00:35:54,200 --> 00:35:56,240
‫مظنون متیو داوارد بازداشت شده

396
00:35:56,240 --> 00:35:58,680
‫و نیاز به انتقالِ ایمن دارد

397
00:35:58,680 --> 00:36:01,920
‫ناوبان‌یار الیوت گلاور
به‌علت استنشاق گاز اعصاب

398
00:36:01,920 --> 00:36:03,920
‫به کمک فوری پزشکی نیاز دارد

399
00:36:03,920 --> 00:36:07,720
‫سربازرس ایمی سیلوا برای
‫ارزیابی پیشگیرانه منتقل می‌شود

400
00:37:57,120 --> 00:37:58,160
‫به خونه خوش اومدی

401
00:38:00,680 --> 00:38:01,720
‫ممنون

402
00:38:03,040 --> 00:38:07,600
‫سلام، خوش برگشتی! حالت چطوره؟

403
00:38:07,600 --> 00:38:09,960
‫خوب. امم...

404
00:38:09,960 --> 00:38:11,920
‫فقط به یه‌سری جواب نیاز دارم

405
00:38:11,920 --> 00:38:14,120
‫ام‌آی5 هم هست. گزارشت رو دریافت کردن

406
00:38:14,120 --> 00:38:16,160
‫حاضرن شانس‌شون رو با داوارد امتحان کنن

407
00:38:16,160 --> 00:38:18,040
‫- می‌خوای یه نگاه بندازی؟
‫- آره، لطفا

408
00:38:18,040 --> 00:38:21,080
‫- شاید بهتره استراحت کنی
‫- نه، خیلی می‌خوام اینو ببینم

409
00:38:21,080 --> 00:38:22,560
‫بریم ببینیم؟

410
00:38:24,160 --> 00:38:25,200
‫آره، حتماً

411
00:38:28,840 --> 00:38:30,480
‫متیو داوارد، تو اینجایی

412
00:38:30,480 --> 00:38:34,920
‫چون ما درمورد اقداماتی که در ویجیل اعلی‌حضرت
‫انجام دادی، پاسخ می‌خوایم

413
00:38:34,920 --> 00:38:39,640
‫ما بیشتر از اونی که برای محکومیت لازم باشه
‫از گزارش سربازرس سیلوا مدرک داریم...

414
00:38:39,640 --> 00:38:41,080
‫خوبی؟

415
00:38:41,080 --> 00:38:43,640
‫...ولی دوست داریم از زبون خودت بشنویم
‫چه اتفاقی افتاده

416
00:38:46,440 --> 00:38:49,160
‫چی گیر من میاد اگه کمک‌تون کنم؟

417
00:38:49,160 --> 00:38:50,680
‫می‌تونیم با قاضی صحبت کنیم

418
00:38:50,680 --> 00:38:53,800
‫و به‌خاطر همکاری‌ت درخواستِ
‫محکومیت سبک‌تری بکنیم

419
00:38:55,200 --> 00:38:57,240
‫می‌تونیم یه جای راحت بذاریمت،

420
00:38:57,240 --> 00:39:00,640
‫یا هم می‌تونیم توی یه قفس بذاریمت
‫که توی سطل برینی

421
00:39:03,400 --> 00:39:04,480
‫خب...

422
00:39:06,720 --> 00:39:07,760
‫...جکی همیلتون؟

423
00:39:17,280 --> 00:39:19,120
‫بهم گفته بودن جکی چی‌کار قراره بکنه

424
00:39:19,120 --> 00:39:21,200
‫در عوضِ آزادکردنِ پسرش

425
00:39:21,200 --> 00:39:23,040
‫و دلیلِ کشته‌شدنِ برک

426
00:39:23,040 --> 00:39:25,960
‫این بود که هم‌شغلِ تو بود؟

427
00:39:30,840 --> 00:39:35,880
‫یه یارویی توی کمپ صلح هست،
‫از اونایی که تو کمپین خلع سلاح هسته‌ایه

428
00:39:36,960 --> 00:39:40,080
‫اون به روس‌ها گفت که سراغ برک برن

429
00:39:40,080 --> 00:39:42,440
‫اونا پا پیش گذاشتن، سراغش رفتن...

430
00:39:43,920 --> 00:39:44,960
‫...اما برک...

431
00:39:47,040 --> 00:39:48,360
‫...سنگ روی یخ‌شون کرد

432
00:39:50,240 --> 00:39:55,440
‫حالا برک رو دارن، یه آدم پرحرف،

433
00:39:55,440 --> 00:39:59,640
‫که می‌دونه رفتن سراغ خدمه و می‌دونه
‫پیتر انگلز کیه

434
00:39:59,640 --> 00:40:02,760
‫داری می‌گی برای همین برک رو کشتن؟

435
00:40:02,760 --> 00:40:05,440
‫باید یکی از متصدی‌های سونار می‌بود، مگه نه،

436
00:40:05,440 --> 00:40:07,080
‫تا تو رو سوار زیردریایی کنن؟

437
00:40:07,080 --> 00:40:09,760
‫اما این‌طوری، از شر کسی خلاص می‌شن

438
00:40:09,760 --> 00:40:11,520
‫که می‌تونست انگلز رو هم شناسایی کنه

439
00:40:12,840 --> 00:40:14,720
‫اینو باید از خودشون بپرسین

440
00:40:14,720 --> 00:40:18,160
‫چه نقشه‌ای پشت گاز اعصاب بود؟

441
00:40:21,160 --> 00:40:24,000
‫جکی همیلتون گاز اعصاب رو فعال کرد

442
00:40:24,000 --> 00:40:25,880
‫تصادفی اونو به‌کار انداخت

443
00:40:25,880 --> 00:40:28,800
‫اینو از گزارش سربازرس سیلوا می‌دونیم

444
00:40:28,800 --> 00:40:33,120
‫وقتی اون‌طور که دستور دادی عمل نکرد
‫اونو تهدید کردی

445
00:40:33,120 --> 00:40:35,400
‫اونو باز کرد چون به تو اعتماد نداشت

446
00:40:35,400 --> 00:40:38,320
‫و می‌خواست از خدمه محافظت کنه

447
00:40:38,320 --> 00:40:41,840
‫کار تو این بود که زیردریایی رو
‫مجبور به تخلیه کنی،

448
00:40:41,840 --> 00:40:44,040
‫تا با کشتی‌های روسی که آماده بودن
‫ملاقات کنی

449
00:40:47,280 --> 00:40:49,920
‫بهت گفته بودن بعدش چی می‌شه؟

450
00:40:49,920 --> 00:40:51,080
‫هیچی

451
00:40:52,320 --> 00:40:55,160
‫چندتا عکس و پیشنهاد یه خونۀ سیار

452
00:40:55,160 --> 00:40:57,360
‫چی؟! پس فقط...؟

453
00:40:58,880 --> 00:41:01,640
‫داره می‌گه فقط یه خودنمایی بوده

454
00:41:01,640 --> 00:41:04,200
‫ما فکر می‌کنیم هدف روسیه این بوده که
‫بازدارنده وجهۀ بدی پیدا کنه

455
00:41:04,200 --> 00:41:06,040
‫یه رأی‌گیری برای بودجه‌ش تو راهه،

456
00:41:06,040 --> 00:41:08,200
‫و اگه سؤالی درموردش مطرح بشه...

457
00:41:08,200 --> 00:41:09,840
‫- آدما به این خاطر کشته شدن؟!
‫- نه

458
00:41:09,840 --> 00:41:11,800
‫اما خیلی از اعضای پارلمان
‫می‌خوان ترایدنت خارج بشه

459
00:41:11,800 --> 00:41:14,440
‫ولی نمی‌خوان از نظر دفاعی
آسیب‌پذیر به‌نظر برسن

460
00:41:14,440 --> 00:41:17,120
‫این یه بهانه به دست‌شون می‌داد
‫که علیهش رأی بدن

461
00:41:17,120 --> 00:41:19,760
‫روسیه بریتانیا رو فریب می‌ده
‫که بازدارنده‌ش رو رها کنه

462
00:41:19,760 --> 00:41:21,840
‫به این می‌گن جنگ مدرن

463
00:41:21,840 --> 00:41:25,280
‫با توجه به وضعیتت... آروم به‌نظر می‌رسی

464
00:41:25,280 --> 00:41:27,400
‫گمونم همه می‌دونیم روال این کارها چطوریه

465
00:41:27,400 --> 00:41:29,760
‫یکی از اونا در ازای من

466
00:41:29,760 --> 00:41:32,920
‫و اطمینان داری که روسیه می‌خوادت؟

467
00:41:36,160 --> 00:41:38,200
‫به نفع‌تونه کار به دادگاه نکشه

468
00:41:39,960 --> 00:41:41,560
‫اینکه من مدرک ارائه بدم...

469
00:41:42,960 --> 00:41:45,760
‫- ...این بدترین کابوس شماست
‫- خب، دادگاه مخفیانه خواهد بود

470
00:41:45,760 --> 00:41:47,680
‫و بعد از اون، در انزوا قرار می‌گیری

471
00:41:47,680 --> 00:41:52,600
‫نه ملاقاتی‌ای، نه تماسی، فقط خودت
‫که پیر و پیرتر می‌شی

472
00:41:56,840 --> 00:41:59,880
‫قرار نیست به روس‌ها بگیم که تو رو گرفتیم

473
00:41:59,880 --> 00:42:03,000
‫و اونا هم نمیان که سراغ تو رو بگیرن، مگه نه؟

474
00:42:05,480 --> 00:42:06,720
‫پس اگه بهش فکر کنی...

475
00:42:08,080 --> 00:42:09,720
‫...درواقع وجود خارجی نداری

476
00:42:11,760 --> 00:42:14,280
‫چرا تصمیم گرفتی برای روسیه کار کنی؟

477
00:42:25,440 --> 00:42:26,480
‫حرفی ندارم

478
00:42:28,160 --> 00:42:29,480
‫اون یه خودشیفته‌ست

479
00:42:31,880 --> 00:42:34,000
‫احساس خاص‌بودن می‌کرد.
‫بهش قدرت می‌داد

480
00:42:35,240 --> 00:42:36,640
‫همینا کافی بود که دیدم

481
00:42:39,640 --> 00:42:41,960
‫می‌خوای برسونمت خونه؟
‫می‌تونم ببرمت

482
00:42:41,960 --> 00:42:43,720
‫نه. می‌خوام پاپی رو ببینم

483
00:42:44,760 --> 00:42:47,000
‫دلش برات تنگ شده

484
00:42:47,000 --> 00:42:48,440
‫چی؟

485
00:42:48,440 --> 00:42:51,440
‫براش یه کادو بردم.
‫توی تقویمت بود

486
00:42:55,720 --> 00:42:56,920
‫باهام بیا

487
00:42:58,440 --> 00:42:59,640
‫برای دیدنِ پاپی؟

488
00:43:03,880 --> 00:43:05,000
‫باشه

489
00:43:42,480 --> 00:43:45,400
‫به مطبوعات چی می‌خوای بگی؟

490
00:43:45,400 --> 00:43:47,920
‫با پخشِ این ماجرا به مشکل می‌خوری که
‫اعضای پارلمان رو متقاعد کنی

491
00:43:47,920 --> 00:43:50,040
‫پای کلاهک‌های جنگیِ جدید مهر تأیید بزنن

492
00:43:50,040 --> 00:43:52,040
‫فکر نمی‌کنم بهش رأی بدن

493
00:43:52,040 --> 00:43:54,160
‫خب، قطعاً روسیه به همین امید داره

494
00:43:54,160 --> 00:43:55,600
‫می‌خوای بهشون کمک کنی؟

495
00:43:55,600 --> 00:43:57,880
‫روس‌ها سعی کردن این عکس رو مدفون کنن

496
00:43:57,880 --> 00:44:00,360
‫چند نفر آدم برای اینکه این ماجرا درز پیدا نکنه
‫کشته شدن

497
00:44:00,360 --> 00:44:02,440
‫این مال وقتی بود که یه نفوذی داشتن

498
00:44:02,440 --> 00:44:04,720
‫داستان دیگه تموم شده.
‫دستگیر شده

499
00:44:04,720 --> 00:44:07,880
‫در حال حاضر یک پیروزی برای روسیه
‫اینه که تو به دنیا بگی

500
00:44:07,880 --> 00:44:09,920
‫که اونا موفق شدن یه جاسوس سوار ویجیل کنن

501
00:44:09,920 --> 00:44:11,840
‫- که موفق شدن!
‫- که موفق شدن

502
00:44:13,160 --> 00:44:16,480
‫پس صحبتت مثل این می‌مونه که:
‫«خواهشاً بذارید نیروی دریایی از این قضیه قسر در بره»؟

503
00:44:16,480 --> 00:44:18,960
‫مسئله فقط محافظت از
‫نیروی دریایی که نیست، هست؟

504
00:44:18,960 --> 00:44:20,520
‫مسئله محافظت از بریتانیاست

505
00:44:20,520 --> 00:44:22,840
‫و بازدارنده دقیقاً چطوری به این هدف می‌رسه؟

506
00:44:22,840 --> 00:44:24,880
‫جنگ سرد تموم شده

507
00:44:24,880 --> 00:44:27,440
‫دریاسالار، راه‌های بهتری برای
‫اعمال نفوذمون در جهان هست

508
00:44:27,440 --> 00:44:29,440
‫تا تهدیدِ بی‌اعتمادی متقابل

509
00:44:29,440 --> 00:44:32,000
‫بله، چین هم همینو می‌گه،
‫روسیه هم همینو می‌گه، فرانسه هم همین‌طور

510
00:44:32,000 --> 00:44:34,000
‫ما همگی موافقیم. همه موافقن

511
00:44:34,000 --> 00:44:36,120
‫اما تا همه حرکت نکنیم هیچ‌کس حرکتی نمی‌کنه

512
00:44:38,080 --> 00:44:41,080
‫برای همینم باید سرمشق بقیه باشیم

513
00:44:41,080 --> 00:44:43,320
‫و باید با اعتراف به اتفاقی که برای
‫پنج ماهیگیر اسکاتلندی افتاد

514
00:44:43,320 --> 00:44:45,760
‫و غرق شدن، شروع کنیم

515
00:44:45,760 --> 00:44:48,400
‫خانواده‌هاشون حق دارن بدونن
‫ماجرا به چی ختم شد

516
00:44:50,560 --> 00:44:52,920
‫یا می‌خوای اینو هم گردنِ روسیه بندازی؟

517
00:44:55,760 --> 00:44:57,400
‫البته که می‌ندازی

518
00:44:58,680 --> 00:45:01,560
‫فکر کنم باید اقدامات خودت رو یادآوری کنم

519
00:45:01,560 --> 00:45:04,760
‫تو مدرک تصویری داشتی که یه جاسوس روس

520
00:45:04,760 --> 00:45:07,640
‫سوارِ یک زیردریایی کلاس ونگارد بریتانیایی‌ـه...

521
00:45:07,640 --> 00:45:09,280
‫ما اصلاً نمی‌دونستیم اون مرد سوار ویجیل‌ـه

522
00:45:09,280 --> 00:45:11,920
‫...که ترجیح دادی برای منافع سیاسی
‫پیش خودت نگهش داری

523
00:45:11,920 --> 00:45:14,080
‫به‌جای اینکه به سرویس‌های امنیتی
‫تحویلش بدی

524
00:45:14,080 --> 00:45:15,640
‫چون اگه می‌دادم روش سرپوش می‌ذاشتی،

525
00:45:15,640 --> 00:45:18,160
‫درست مثل اتفاق بندر هیورز!

526
00:45:18,160 --> 00:45:20,560
‫ما قصد داشتیم منتشرش کنیم بعد هم
‫یه‌راست بریم پیش پلیس

527
00:45:20,560 --> 00:45:23,320
‫- صحبت فقط از چند ساعته
‫- شک دارم. این‌طور نیست ولی،

528
00:45:23,320 --> 00:45:25,680
‫و توی این بازی، هر ثانیه اهمیت داره

529
00:45:25,680 --> 00:45:27,360
‫چند دقیقه قبل از دستگیرشدنِ اون مرد،

530
00:45:27,360 --> 00:45:29,280
‫یکی از افسرهام رو کشت

531
00:45:29,280 --> 00:45:31,520
‫نظرت درباره پخش‌شدنِ این داستان چیه؟

532
00:45:36,744 --> 00:45:38,744
‫مصاحبه مطبوعاتی ده دقیقه دیگه‌ست

533
00:45:39,080 --> 00:45:41,480
‫می‌خوام این موضوع رو اگه ممکنه
‫همین امروز خاتمه بدم

534
00:45:41,480 --> 00:45:44,760
‫نمی‌فهمم این قضیه چطور به‌جز روسیه
‫به کسی سود می‌رسونه. ولی تصمیم با توئه

535
00:45:48,240 --> 00:45:50,360
‫این دفعه از مطبوعات مخفی نگهش می‌داریم

536
00:45:52,520 --> 00:45:55,000
‫منتظر شما هستن، قربان

537
00:45:59,640 --> 00:46:02,840
‫تا قبل از مرگم سلاح‌های هسته‌ای رو
‫از اسکاتلند خارج می‌کنیم

538
00:46:05,120 --> 00:46:06,880
‫به تعهدت شکی ندارم

539
00:46:18,440 --> 00:46:21,200
‫ایمی، آخرین بار که اینجا بودم،
‫مورگ و گوردون،

540
00:46:21,200 --> 00:46:24,560
‫دربارۀ حرفایی که از حضانت مشترک زدی گفتن،

541
00:46:24,560 --> 00:46:26,640
‫و فکر می‌کردن که من خبر دارم

542
00:46:26,640 --> 00:46:29,440
‫ولی لازم نیست چیزی بگی.
‫فقط...

543
00:46:29,440 --> 00:46:32,400
‫خب، فقط اگه بحثش پیش اومد. اونا...

544
00:46:32,400 --> 00:46:34,120
‫می‌دونن دیگه با هم نیستیم

545
00:46:39,560 --> 00:46:42,160
‫- باشه، من یه توضیح بهت بدهکارم...
‫- نه، واقعاً نیازی نیست...

546
00:46:42,160 --> 00:46:44,440
‫نه، بذار فقط... خودم می‌خوام.
‫فقط بذار بگم

547
00:46:52,840 --> 00:46:54,200
‫ترسیده بودم

548
00:46:58,640 --> 00:46:59,680
‫چرا؟

549
00:47:02,440 --> 00:47:03,600
‫نمی‌دونم. فقط...

550
00:47:08,400 --> 00:47:11,800
‫چون وقتی قرار بود من و تو، خودمون تنها...

551
00:47:14,440 --> 00:47:16,040
‫واقعاً خوشحال بودم

552
00:47:18,320 --> 00:47:19,600
‫منم خوشحال بودم

553
00:47:22,000 --> 00:47:24,320
‫فقط وقتی باید توی جامعه می‌بودیم...

554
00:47:24,320 --> 00:47:29,240
‫نه. می‌دونم، می‌دونم. یعنی،
‫می‌فهمم چطور عوضـت کرده

555
00:47:31,520 --> 00:47:33,680
‫فکرشو کرده بودم

556
00:47:33,680 --> 00:47:35,040
‫خب، مثل حرفی که همیشه می‌زنی

557
00:47:35,040 --> 00:47:36,960
‫همه‌چی رو باید توی جعبۀ کوچیک خودش بذارم،

558
00:47:36,960 --> 00:47:40,920
‫پس پاپی رو می‌ذارم توی یکی
‫و کار رو هم توی یکی دیگه

559
00:47:40,920 --> 00:47:44,440
‫- و تو...
‫- من هیچ‌وقت فقط قسمت‌هایی از تو که آسون بود رو نخواستم

560
00:47:44,440 --> 00:47:46,160
‫هیچ‌وقت

561
00:47:51,520 --> 00:47:53,800
‫می‌دونم بهت آزار رسوندم، و متأسفم

562
00:47:57,400 --> 00:48:00,040
‫- آره منو آزردی
‫- فقط نمی‌دونستم پاپی رو چطور وارد این رابطه کنم،

563
00:48:00,040 --> 00:48:02,000
‫اونم نه وقتی که کلی سؤال تو ذهنم بود

564
00:48:05,520 --> 00:48:07,080
‫خب، حالا چه احساسی داری؟

565
00:48:13,000 --> 00:48:16,480
‫همیشه وقتی می‌گفتی دوستم داری
‫باعث می‌شدی خیلی آسون به‌نظر برسه

566
00:48:17,880 --> 00:48:20,120
‫آره، خب، فکر نمی‌کنم چیز سختی باشه

567
00:48:23,680 --> 00:48:24,800
‫از نظر من سخته

568
00:48:27,760 --> 00:48:30,440
‫ولی معنیش این نیست که احساسش نمی‌کنم

569
00:48:35,480 --> 00:48:37,600
‫می‌خوام سعی‌مون رو بکنیم

570
00:48:42,160 --> 00:48:44,560
‫نمی‌خوام برگردم به شرایط قبل

571
00:48:44,560 --> 00:48:46,240
‫- می‌دونم...
‫- نه، واقعاً نمی‌خوام

572
00:48:46,240 --> 00:48:49,280
‫یعنی، اگه 12 ماه دیگه از خواب بیدار بشی

573
00:48:49,280 --> 00:48:51,280
‫و به همونجایی برگردی که شروع کردی، چی؟

574
00:48:51,280 --> 00:48:53,160
‫نمی‌خوام همچین اتفاقی بیفته

575
00:48:58,640 --> 00:49:01,120
‫می‌دونی، وقتی اون پایین بودم و گیر افتاده بودم...

576
00:49:03,200 --> 00:49:05,880
‫...به تنها چیزی که فکر می‌کردم پاپی...

577
00:49:07,800 --> 00:49:08,960
‫...و تو بود

578
00:49:15,080 --> 00:49:16,840
‫دوستـم داری؟

579
00:49:20,000 --> 00:49:21,400
‫آره

580
00:49:28,400 --> 00:49:29,440
‫دوستـت دارم

581
00:49:32,560 --> 00:49:36,360
‫کمی پیش‌تر در ماه جاری،
‫یک کرجیِ ماهیگیری اسکاتلندی، مری فینیا،

582
00:49:36,360 --> 00:49:39,400
‫در جنوبِ بارا هد در ساحل غربی اسکاتلند
‫به زیر آب رفت

583
00:49:40,440 --> 00:49:41,880
‫با بررسی لاشه،

584
00:49:41,880 --> 00:49:46,320
‫شواهد محکمی پیدا کردیم که مری فینیا
‫توسط یک زیردریایی روسی

585
00:49:46,320 --> 00:49:51,280
‫که به تورهای آن گیر کرده بود،
‫به پایین کشیده شده بود

586
00:49:51,280 --> 00:49:53,840
‫این زیردریایی به‌طور غیرقانونی

587
00:49:53,840 --> 00:49:56,800
‫در داخل آب‌های ساحلی بریتانیا فعالیت می‌کرد

588
00:49:56,800 --> 00:49:59,720
‫معتقدیم که غرق‌شدن احتمالاً یک حادثه بوده

589
00:49:59,720 --> 00:50:06,560
‫اگرچه، این مدرکی بر تجاوز روسیه

590
00:50:06,560 --> 00:50:09,680
‫و ناشایستگی روسیه است

591
00:50:11,360 --> 00:50:15,800
‫فکر می‌کنم امروز باید زنگ خطری
‫برای بسیاری از مردم باشد

592
00:50:15,800 --> 00:50:20,920
‫ما باید در این کشور آمادۀ
‫نوع جدیدی از حفظ صلح،

593
00:50:20,920 --> 00:50:23,440
‫در میدان‌های نبرد فردا باشیم،

594
00:50:23,440 --> 00:50:27,680
‫که در زیر سطح دریا خواهد بود

595
00:50:27,680 --> 00:50:30,080
‫پارلمان به‌زودی رأی‌گیری...

596
00:50:51,480 --> 00:50:52,520
‫جید...

597
00:50:53,520 --> 00:50:55,640
‫...من نمی‌خوام این دنیا به آتیش کشیده بشه

598
00:50:57,000 --> 00:50:59,080
‫و می‌دونم تو هم همچین چیزی نمی‌خوای

599
00:51:01,200 --> 00:51:02,480
‫می‌خوام امنیت داشته باشه...

600
00:51:04,480 --> 00:51:06,360
‫...تا بتونیم کنار هم درش باشیم

601
00:51:14,520 --> 00:51:16,520
‫امروز زود بیدار شدم

602
00:51:17,840 --> 00:51:19,360
‫هنوز تاریک بود، اما...

603
00:51:20,520 --> 00:51:22,240
‫کنار دریاچه رفتم

604
00:51:27,440 --> 00:51:29,000
‫مامان؟

605
00:51:32,800 --> 00:51:37,640
‫خورشید رو دیدم که از روی دریا
‫بالا اومد و پرنده‌ها پرواز می‌کردن...

606
00:51:48,200 --> 00:51:50,680
‫...و به این فکر کردم که این دنیا چقدر زیباست...

607
00:51:57,720 --> 00:52:00,600
‫...و وقتی زیر آب هستم
‫چه چیزهایی رو از دست می‌دم

608
00:52:09,320 --> 00:52:14,000
‫- سلام! سلام، عزیزم! سلام!
‫- مامانی!

609
00:52:15,240 --> 00:52:16,360
‫حالت چطوره؟

610
00:52:17,880 --> 00:52:22,800
‫خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود.
‫دلم برات تنگ شده بود. دلم برات تنگ شده بود

611
00:52:27,000 --> 00:52:28,880
‫و بعد به تو فکر کردم

612
00:52:29,504 --> 00:52:56,504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
