1
00:00:04,620 --> 00:00:06,500
‫منم. منم. منم

2
00:00:06,500 --> 00:00:08,780
‫این‌طرف

3
00:00:08,780 --> 00:00:09,940
‫سریع

4
00:00:11,300 --> 00:00:13,180
‫به فرماندهی کشتی بگو

5
00:00:13,180 --> 00:00:15,820
‫زیردریایی رو به حالت اضطراری
‫برای خطرات هوایی دربیارن

6
00:00:15,820 --> 00:00:17,220
‫برو، ایمی، سریع

7
00:00:17,220 --> 00:00:19,260
‫نذار کسی از این در رد بشه

8
00:00:25,980 --> 00:00:28,300
‫- فرماندهی کشتی
‫- سربازرس سیلوا هستم

9
00:00:28,300 --> 00:00:30,500
‫مباشر می‌گه زیردریایی رو به حالت اضطراری

10
00:00:30,500 --> 00:00:32,020
‫برای خطرات هوایی دربیارید

11
00:00:32,020 --> 00:00:33,660
‫- مفهومه. کجا؟
‫- عرشۀ موشک

12
00:00:33,660 --> 00:00:36,100
‫مفهومه، محفظه‌های موشک

13
00:00:36,100 --> 00:00:38,700
‫محفظۀ موشک را در تمام سطوح تخلیه کنید

14
00:00:40,100 --> 00:00:43,820
‫سیستم پخش اضطراری در محفظۀ موشک
‫را بپوشانید. درهای فرازبند بسته شوند

15
00:00:43,820 --> 00:00:46,660
‫محفظۀ موشک را در تمام سطوح تخلیه کنید

16
00:00:49,620 --> 00:00:51,300
‫عرشه رو خالی کنین! عرشه رو خالی کنین!

17
00:00:51,300 --> 00:00:53,940
‫وضعیت اضطراری.
‫خطرات هوایی...

18
00:00:53,940 --> 00:00:57,780
‫همه برید بیرون! عرشه رو خالی کنید!

19
00:00:57,780 --> 00:00:59,900
‫برو بالای پله‌ها، عرشه رو خالی کنین!
‫عرشه رو خالی کنین!

20
00:00:59,900 --> 00:01:02,260
‫خطرات هوایی در محفظۀ موشک

21
00:01:02,260 --> 00:01:03,700
‫درهای فرازبند را ببندید

22
00:01:07,780 --> 00:01:10,140
‫خب، این سطح مشکلی نداره.
‫اون درو ببند

23
00:01:10,140 --> 00:01:12,420
‫- قربان، چی شده؟
‫- فقط درو ببند!

24
00:01:13,900 --> 00:01:15,700
‫اونو برمی‌داری؟

25
00:01:17,740 --> 00:01:19,500
‫فرماندهی کشتی، مباشر هستم

26
00:01:19,500 --> 00:01:21,140
‫یه مشکلی توی انبارهای آشپزخونه هست

27
00:01:21,140 --> 00:01:23,500
‫به‌نظرم گازـه.
‫جکی همیلتون مُرده

28
00:01:23,500 --> 00:01:26,020
‫- دریافت شد. به اتاق فرماندهی برید
‫- باشه. دریافت شد

29
00:01:26,020 --> 00:01:27,340
‫خب چی دیدی؟

30
00:01:27,340 --> 00:01:30,540
‫- یه چیزی بهش اسپری شد و بعد استفراغ کرد و...
‫- لعنتی

31
00:01:30,540 --> 00:01:32,780
‫- باید فوراً خودتو بشوری
‫- باید اینا رو گزارش کنم

32
00:01:32,780 --> 00:01:35,820
‫اگه روی لباست باشه، ممکنه
‫یکی رو مسموم کنی

33
00:01:37,180 --> 00:01:40,860
‫- داوارد، برو آَشپزخونه و یه کیسه برام بیار لطفا
‫- قربان

34
00:01:48,580 --> 00:01:51,340
‫- محفظۀ موشک رو ایزوله کن
‫- بله، قربان

35
00:01:51,340 --> 00:01:53,100
‫هادلو، تأییدِ بصری بهم نشون بده

36
00:01:53,100 --> 00:01:55,500
‫که تهویۀ توی محفظۀ موشک خاموش شده

37
00:01:55,500 --> 00:01:56,780
‫بله، قربان

38
00:01:56,780 --> 00:01:59,580
‫بگو مباشر خیلی سریع به اتاق فرماندهی بیاد

39
00:02:11,620 --> 00:02:14,060
‫وایستا و از دور مراقب باش.
‫نذار کسی نزدیکش بشه

40
00:02:14,060 --> 00:02:16,900
‫به پزشک خبر بده و بهش بگو
‫توی بخش حموم‌ها بیاد پیش‌مون

41
00:02:20,420 --> 00:02:22,860
‫کسی دیدت که بری اونجا؟

42
00:02:22,860 --> 00:02:25,820
‫ایمی، می‌دونم با بقیه چطوری حرف می‌زنی.
‫لطفا با من این‌طوری صحبت نکن

43
00:02:25,820 --> 00:02:28,180
‫- الان نه. من کاری نکردم
‫- باید چندتا سؤال ازت بپرسم

44
00:02:28,180 --> 00:02:30,700
‫اگه می‌خواستم بمیری، می‌ذاشتم
‫همون‌طوری اونجا بمونی

45
00:02:30,700 --> 00:02:32,940
‫به محض اینکه خودتو شستی،
‫باید صحبت کنیم

46
00:02:34,420 --> 00:02:35,980
‫بهتره فاصله بگیری

47
00:02:35,980 --> 00:02:38,180
‫باشه. تو هم باید ضدعفونی بشی

48
00:02:38,180 --> 00:02:40,740
‫دو دقیقه با لباس‌هات دوش بگیر،
‫بعد بذارشون توی دوتا کیسه

49
00:02:40,740 --> 00:02:43,460
‫ده دقیقه دیگه با کلی صابون خودتو بشور.
‫و بعد بیا پیش من

50
00:02:43,460 --> 00:02:45,100
‫باشه

51
00:02:45,100 --> 00:02:47,860
‫فکر می‌کنی گاز اعصاب باشه؟
‫مثل سارین؟

52
00:02:47,860 --> 00:02:49,420
‫نمی‌دونم

53
00:02:49,420 --> 00:02:52,220
‫خیلی سریع اتفاق افتاد، اما...
‫باید همین باشه

54
00:03:41,000 --> 00:03:43,000
ویجیل

55
00:03:52,024 --> 00:04:02,024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

56
00:04:39,300 --> 00:04:42,340
‫می‌تونم درست بالای سرت رو ببینم

57
00:04:42,340 --> 00:04:43,860
‫مثل کوه یخ شدی

58
00:04:43,860 --> 00:04:45,500
‫90% ـت مخفیـه

59
00:04:47,380 --> 00:04:49,460
‫و تو تایتانیکـم هستی؟

60
00:04:49,460 --> 00:04:51,500
‫گاهی یه‌کم این‌طور به‌نظر میاد

61
00:04:53,460 --> 00:04:56,620
‫می‌خوای این تابستون از اینجا بریم؟
‫یعنی درست و حسابی؟

62
00:05:00,460 --> 00:05:02,700
‫آره، باشه

63
00:05:02,700 --> 00:05:04,260
‫اصلاً دلت می‌خواد؟

64
00:05:04,260 --> 00:05:06,420
‫گفتم باشه

65
00:05:06,420 --> 00:05:08,020
‫- آخ!
‫- چیه؟

66
00:05:08,020 --> 00:05:09,700
‫هیچی! تسلیم شدم

67
00:05:09,700 --> 00:05:10,860
‫چی؟ چی گفتم؟

68
00:05:10,860 --> 00:05:12,260
‫نه، چیزی نگفتی

69
00:05:12,260 --> 00:05:14,140
‫چیزی نگفتی

70
00:05:52,500 --> 00:05:54,100
‫بهتره زیر ناخن‌هات رو تمیز کنی

71
00:05:54,100 --> 00:05:55,740
‫داخل و اطراف گوش‌هات

72
00:05:55,740 --> 00:05:57,460
‫سوراخ‌های بینی‌ت رو بشور

73
00:05:59,900 --> 00:06:02,140
‫اگه مریض بشم چی می‌شه؟

74
00:06:04,140 --> 00:06:07,620
‫برای یه گاز اعصاب، آتروپین
‫و پرالیدوکسیم لازم می‌شه

75
00:06:07,620 --> 00:06:09,580
‫ما هیچ‌کدومـشون رو نداریم

76
00:06:20,500 --> 00:06:22,860
‫می‌شه فقط بگم متأسفم که
‫همچین آدم عوضی‌ای بودم؟

77
00:06:25,420 --> 00:06:27,060
‫خب، ده دقیقه شد

78
00:06:29,940 --> 00:06:31,700
‫باید مردمک‌هات رو چک کنم

79
00:06:34,060 --> 00:06:36,100
‫چشم‌ها باز. مستقیم رو نگاه کن

80
00:06:41,660 --> 00:06:43,220
‫از چشم‌ها می‌شه روحِ آدم رو دید، آره؟

81
00:06:43,220 --> 00:06:45,780
‫آره، می‌دونیم توی وضعیت خوبی نیست

82
00:07:04,260 --> 00:07:05,940
‫این آخرین باره

83
00:07:23,580 --> 00:07:24,940
‫صبح بخیر

84
00:07:24,940 --> 00:07:26,580
‫داشتم به نیروی دریایی فکر می‌کردم

85
00:07:26,580 --> 00:07:28,180
‫شرمنده، بیدارت کردم؟

86
00:07:28,180 --> 00:07:30,460
‫مهم نیست. بگو

87
00:07:30,460 --> 00:07:33,300
‫نیروی دریایی چیز خاصی
‫از خائن پیدا نکرده

88
00:07:33,300 --> 00:07:34,620
‫به‌عهدۀ ماست

89
00:07:34,620 --> 00:07:37,340
‫آره، ولی انگلز چیزی برای تحقیق
‫برامون نذاشت!

90
00:07:37,340 --> 00:07:38,780
‫نه حتی یه شماره تلفن

91
00:07:38,780 --> 00:07:42,220
‫درسته، ولی یه نفر هنوز باید توی
‫اسکاتلند باشه که بدونه

92
00:07:42,220 --> 00:07:43,820
‫مأمورهای انگلز کی بودن

93
00:07:43,820 --> 00:07:45,220
‫مدت زیادی اینجا بوده

94
00:07:45,220 --> 00:07:46,860
‫باید شبکه ساخته باشه

95
00:07:46,860 --> 00:07:48,860
‫بعضی‌هاشون شاید هنوز فعال باشن

96
00:07:48,860 --> 00:07:51,420
‫بعضی‌هاشون شاید حتی
‫آدم استخدام کرده باشن

97
00:07:51,420 --> 00:07:53,140
‫باید همین‌طور تلاش کنیم، پورتر

98
00:07:53,140 --> 00:07:54,740
‫با همسایه‌هاش صحبت کن

99
00:07:54,740 --> 00:07:58,100
‫دوربین‌های مداربستۀ اطرافِ آپارتمانش
‫رو نگاه کن، باشه؟

100
00:07:58,100 --> 00:08:01,460
‫ایمی اونجا تک‌وتنهاست
‫و از هیچی خبر نداره

101
00:08:01,684 --> 00:08:02,936
[ تولد پاپی ]

102
00:08:03,460 --> 00:08:05,780
‫هر تعدادی که می‌تونی برای این کار
‫جمع کن

103
00:08:05,780 --> 00:08:08,020
‫اول باید یه کاری بکنم بعدش میام

104
00:08:08,020 --> 00:08:09,700
‫می‌شه صبحونه بخورم؟

105
00:08:09,700 --> 00:08:11,180
‫نه، نمی‌شه

106
00:08:17,460 --> 00:08:21,580
‫بعد از اینکه صدای اطلاع‌رسانی رو شنیدم،
‫رفتم جای خدمۀ آشپزخونه. اونا گفتن

107
00:08:21,580 --> 00:08:24,300
‫که جکی تازه رفته جایی، پس بعدش
‫رفتم توی انبار آشپزخونه

108
00:08:24,300 --> 00:08:26,260
‫پس خدمه‌ش بهت گفتن که رفته انبار؟

109
00:08:26,260 --> 00:08:29,700
‫نه، ولی سر کارش بود و از توالت
‫استفاده نمی‌کرد، برای همین گفتم باید اونجا باشه

110
00:08:29,700 --> 00:08:31,900
‫- چی؟
‫- توالت

111
00:08:31,900 --> 00:08:34,900
‫- تمامِ بخش میانی بسته شده
‫- جلو رو نگاه کن

112
00:08:34,900 --> 00:08:37,500
‫این وضع پایدار نیست، پس فقط
‫حقایق اساسی رو نیاز دارم

113
00:08:37,500 --> 00:08:39,780
‫وقتی اونجا رسیدی چی دیدی؟

114
00:08:39,780 --> 00:08:43,180
‫جکی درِ یه حلبیِ بزرگ رو باز کرده بود

115
00:08:43,180 --> 00:08:44,860
‫و ازش داشت گاز خارج می‌شد

116
00:08:44,860 --> 00:08:47,460
‫احتمالش هست اونو تصادفی باز کرده باشه؟

117
00:08:47,460 --> 00:08:49,980
‫نمی‌دونم. گفتنش سخته

118
00:08:49,980 --> 00:08:51,180
‫نمی‌دونم

119
00:08:51,180 --> 00:08:54,380
‫و بعد اینکه جکی بهت گفت فرار کنی،
‫چی‌کار کردی؟

120
00:08:54,380 --> 00:08:56,220
‫ترسیده بود

121
00:08:56,220 --> 00:08:59,620
‫و بعد فکر کنم گفت:
‫«به شان بگو نتونستم»

122
00:08:59,620 --> 00:09:01,820
‫- دست، لطفا
‫- شان پسر جکی‌ـه

123
00:09:01,820 --> 00:09:03,980
‫و بعد شروع به استفراغ کرد

124
00:09:03,980 --> 00:09:06,820
‫و اون‌موقع بود که رفتم
‫و ماسک ضدگاز رو زدم

125
00:09:08,580 --> 00:09:11,300
‫بعد وقتی برگشتم، سربازرس سیلوا
‫قبلش اونجا ایستاده بود

126
00:09:11,300 --> 00:09:13,020
‫پس بردمش جای امن

127
00:09:13,020 --> 00:09:15,940
‫و جکی قبلاً مُرده بود

128
00:09:15,940 --> 00:09:18,580
‫- این‌قدر سریع کشتش؟
‫- بله، قربان

129
00:09:18,580 --> 00:09:21,980
‫ببینید، من دیدم از هوش رفت.
‫خودشو خیس کرد، استفراغ کرد

130
00:09:21,980 --> 00:09:23,540
‫اطراف دهنش کف کرده بود

131
00:09:23,540 --> 00:09:26,140
‫مثل نشونه‌های کریگ برک‌ـه

132
00:09:26,140 --> 00:09:29,100
‫فکر می‌کنیم یه گاز اعصاب مثل سارین‌ـه

133
00:09:29,100 --> 00:09:31,620
‫باید دنبال علائم تأخیریِ
‫در معرض قرار گرفتن باشی

134
00:09:31,620 --> 00:09:34,020
‫انقباض ناگهانی ماهیچه‌ها، آبریزش بینی،
‫باید سریعاً بیای پیش من

135
00:09:34,020 --> 00:09:35,140
‫بله، خانم

136
00:09:35,140 --> 00:09:37,780
‫جکی تونست مهارش کنه؟

137
00:09:37,780 --> 00:09:40,100
‫یه چیزی مثل جعبه افتاده بود

138
00:09:40,100 --> 00:09:43,860
‫پس گاز اعصاب در سراسر محفظۀ موشک
‫در حال نشت کردنه

139
00:09:43,860 --> 00:09:46,980
‫کنترل موشک و سیم ارتباطات رو
‫از دسترس خارج کرده

140
00:09:46,980 --> 00:09:48,620
‫و نمی‌تونیم خدمه رو تغذیه کنیم

141
00:09:48,620 --> 00:09:51,900
‫انبار محل منطقی‌ای برای
‫شروع همچین حمله‌ایه؟

142
00:09:51,900 --> 00:09:54,420
‫گمونم هیچ‌وقت کسی
‫به انبار آشپزخونه کاری نداره

143
00:09:54,420 --> 00:09:56,060
‫قرار بود دوباره پسرش رو ببینه

144
00:09:56,060 --> 00:09:57,940
‫چرا باید چنین کاری کنه؟

145
00:09:57,940 --> 00:10:01,700
‫خب پس جکی اون‌قدر می‌دونسته
‫که بهت بگه بری بیرون

146
00:10:01,700 --> 00:10:03,500
‫دقیقاً. بهش گفته فرار کنه

147
00:10:03,500 --> 00:10:05,620
‫اینو کسی می‌گه که بخواد
‫طرف رو نجات بده، نه بکشه

148
00:10:05,620 --> 00:10:06,900
‫ممنون همگی

149
00:10:06,900 --> 00:10:09,700
‫ناوبان یکم و مباشر، توی اتاق افسران
کارِتون دارم

150
00:10:09,700 --> 00:10:11,180
‫می‌خوام منصبِ پرنتیس رو
‫دوباره بهش برگردونم

151
00:10:11,180 --> 00:10:12,780
‫فکر کنم بهش نیاز پیدا می‌کنم

152
00:10:12,780 --> 00:10:15,100
‫اگه مخالفتی داری، باید همین حالا بهم بگی

153
00:10:15,100 --> 00:10:17,460
‫مشکلی ندارم، ولی به‌نظرم به منم نیاز دارین

154
00:10:18,780 --> 00:10:20,500
‫به اندازه کافی حالت خوبه؟

155
00:10:20,500 --> 00:10:23,100
‫ناوبان یکم داکرتی یه‌مقدار دارو بهم داد

156
00:10:23,100 --> 00:10:25,900
‫جایگزین نیست، ولی اثرِ ترک کردن رو
‫کم می‌کنه

157
00:10:25,900 --> 00:10:27,060
‫بله، حالم خوبه

158
00:11:12,820 --> 00:11:15,580
‫- سلام، تو پاپی هستی؟
‫- بله

159
00:11:15,580 --> 00:11:17,940
‫- امروز تولدته؟
‫- بله

160
00:11:17,940 --> 00:11:19,980
‫- این واسه منه؟
‫- آره، مال توئه

161
00:11:19,980 --> 00:11:22,300
‫تولدت مبارک. از طرف ایمی‌ـه

162
00:11:22,300 --> 00:11:23,740
‫اون اینجاست؟

163
00:11:23,740 --> 00:11:26,020
‫واقعاً دلش می‌خواست باشه

164
00:11:26,020 --> 00:11:27,780
‫سوار زیردریاییه

165
00:11:27,780 --> 00:11:30,420
‫برای کار رفته و هنوز
‫اجازۀ برگشت رو بهش ندادن

166
00:11:30,420 --> 00:11:33,460
‫پاپی، کی گفت تنهایی درو باز کنی!

167
00:11:33,460 --> 00:11:34,580
‫خانم تورنز، سلام

168
00:11:34,580 --> 00:11:37,300
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم.
‫فقط یه هدیه آورده بودم

169
00:11:37,300 --> 00:11:39,300
‫- چی شده؟
‫- ایمی سوار زیردریاییه

170
00:11:39,300 --> 00:11:40,620
‫جدی؟

171
00:11:43,380 --> 00:11:46,300
‫بیا یه چای بخور، اون پشت نشستیم

172
00:11:46,300 --> 00:11:47,700
‫ممنون، ولی نمی‌تونم بمونم

173
00:11:47,700 --> 00:11:49,180
‫برای تو راهت بردار

174
00:11:52,380 --> 00:11:53,860
‫- بیا
‫- باشه

175
00:12:00,100 --> 00:12:02,340
‫ایمی اگه بود کادوی خیلی بهتری
‫برات می‌گرفت

176
00:12:02,340 --> 00:12:03,700
‫این خیلی باحاله

177
00:12:03,700 --> 00:12:06,220
‫وقتی برگرده میاد به دیدنم؟

178
00:12:06,220 --> 00:12:07,940
‫خب، مطمئنم خیلی دوست داره

179
00:12:09,780 --> 00:12:11,940
‫اوه، بذارین کمک کنم

180
00:12:11,940 --> 00:12:13,820
‫- اوه، خیلی ممنون!
‫- خواهش می‌کنم

181
00:12:13,820 --> 00:12:15,820
‫ازش یاد بگیر، پاپی

182
00:12:15,820 --> 00:12:17,180
‫من می‌دونستم تو کی‌ای

183
00:12:17,180 --> 00:12:18,780
‫می‌خوای بدونی از کجا؟

184
00:12:18,780 --> 00:12:20,580
‫از کجا؟

185
00:12:20,580 --> 00:12:22,700
‫عکس‌های توی گوشی ایمی

186
00:12:22,700 --> 00:12:24,220
‫رمزش رو بلدم

187
00:12:24,220 --> 00:12:27,900
‫ما گهگاهی با ایمی صحبت می‌کنیم

188
00:12:27,900 --> 00:12:29,180
‫من ایمی رو خیلی دوست دارم

189
00:12:30,500 --> 00:12:31,900
‫اونم تو رو دوست داره

190
00:12:33,260 --> 00:12:35,300
‫بیشتر باید بیاد اینجا

191
00:12:35,300 --> 00:12:37,500
‫چرا نمی‌ری توی اتاقت بازی کنی، پاپی؟

192
00:12:37,500 --> 00:12:38,900
‫دوست ندارم

193
00:12:38,900 --> 00:12:40,860
‫شاید بهتره برم

194
00:12:40,860 --> 00:12:42,140
‫برو دیگه پاپ

195
00:12:42,140 --> 00:12:44,540
‫باید با کریستن حرف بزرگانه بزنم

196
00:12:44,540 --> 00:12:46,020
‫خب. برو

197
00:12:51,300 --> 00:12:55,460
‫اگه موضوع حضانت مشترکه،
‫دوست دارم بدونم کی هستی،

198
00:12:55,460 --> 00:12:59,180
‫و متأسفم که رُک می‌گم،
‫ولی اون تنها نوۀ منه

199
00:12:59,180 --> 00:13:00,620
‫حس می‌کنم حق دارم که بپرسم

200
00:13:00,620 --> 00:13:01,820
‫چی؟ ببخشید؟

201
00:13:01,820 --> 00:13:03,180
‫موراگ...

202
00:13:03,180 --> 00:13:06,340
‫نه، من چیزی از حضانت مشترک نمی‌دونم

203
00:13:07,460 --> 00:13:09,460
‫چهار ماه ازش حرف می‌زد

204
00:13:09,460 --> 00:13:11,820
‫و اصلاً حتی با پارتنرش
‫این قضیه رو درمیون نذاشته!

205
00:13:11,820 --> 00:13:14,740
‫پارتـ...؟ من و ایمی با هم نیستیم

206
00:13:14,740 --> 00:13:16,460
‫جدا شدیم

207
00:13:18,020 --> 00:13:19,860
‫خب، هیچ‌وقت اینو نگفت

208
00:13:24,100 --> 00:13:26,220
‫می‌دونم ایمی خیلی دلش برای پاپی تنگ شده

209
00:13:26,220 --> 00:13:27,820
‫یعنی، وقتی با هم بودیم

210
00:13:27,820 --> 00:13:29,820
‫اون پدرش رو از دست داد

211
00:13:29,820 --> 00:13:32,300
‫هیچ‌وقت نامهربونی نکردیم،
‫فقط نمی‌خواستیم بین ما و ایمی

212
00:13:32,300 --> 00:13:34,500
‫دچار شک و تردید بشه

213
00:13:34,500 --> 00:13:36,540
‫به ثبات نیاز داشت

214
00:13:36,540 --> 00:13:39,340
‫ولی بعدش پاپی خیلی افسرده شد

215
00:13:39,340 --> 00:13:42,740
‫به معلمش گفت که اونو از مادرش گرفتن

216
00:13:42,740 --> 00:13:45,540
‫اونا که با هم نیستن.
‫لازم نیست اینو بدونه

217
00:13:48,220 --> 00:13:50,420
‫- من واقعاً باید برم. ممنون
‫- نه، نه...

218
00:13:50,420 --> 00:13:54,740
‫لطفا... قبل اینکه بری خداحافظی کن

219
00:13:54,740 --> 00:13:57,340
‫اگه این‌کارو نکنی ما رو نمی‌بخشه

220
00:13:57,340 --> 00:13:58,900
‫البته

221
00:14:07,140 --> 00:14:08,940
‫مامان‌بزرگم خیلی رومُخه

222
00:14:10,260 --> 00:14:13,860
‫خب، آدما کلاً یه‌کم رومخـن

223
00:14:18,220 --> 00:14:20,980
‫ببخشید که من امروز اومدم اینجا به‌جای ایمی

224
00:14:22,220 --> 00:14:24,180
‫عیب نداره

225
00:14:24,180 --> 00:14:26,940
‫همین‌که برگرده به دیدنت میاد

226
00:14:48,380 --> 00:14:50,140
‫فقط حس می‌کنم داری بهم فشار میاری

227
00:14:50,140 --> 00:14:52,700
‫نمی‌خوام بهت فشار بیارم،
‫فقط چون خودت گفتی که

228
00:14:52,700 --> 00:14:55,220
‫- منو معرفی می‌کنی و حالا چند ماه شده. زمان؟!
‫- گفتم به زمان نیاز دارم

229
00:14:55,220 --> 00:14:57,220
‫- چقدر زمان می‌خوای مگه، ایمی؟
‫- کریستن، بس کن

230
00:14:57,220 --> 00:14:59,420
‫- از من عارت میاد؟
‫- چی؟

231
00:14:59,420 --> 00:15:00,940
‫از این رابطه عارت میاد؟

232
00:15:00,940 --> 00:15:03,260
‫چرا نمی‌تونی باهام روراست باشی؟

233
00:15:03,260 --> 00:15:04,860
‫این‌قدر بهم نگو چی‌کار نمی‌تونم بکنم

234
00:15:04,860 --> 00:15:07,140
‫فقط همه‌چی رو خیلی به خودت می‌گیری

235
00:15:13,900 --> 00:15:15,860
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر، قربان

236
00:15:15,860 --> 00:15:18,500
‫ما شواهدی داریم که روسیه داره
‫علیه ویجیل عملیاتی ترتیب می‌ده

237
00:15:18,500 --> 00:15:20,940
‫نقشه‌ای برای خراب‌کاری
‫در سیستم‌های تهویه‌ش،

238
00:15:20,940 --> 00:15:23,220
‫مجبورش کنن که به سطح آب بیاد،
‫تا یه هدف آسیب‌پذیر بشه،

239
00:15:23,220 --> 00:15:24,580
‫و اگه لازم بشه بتونن نابودش کنن

240
00:15:24,580 --> 00:15:25,900
‫فرمانده نیوسام از این موضوع خبر داره؟

241
00:15:25,900 --> 00:15:28,620
‫نمی‌دونم. به ویجیل دستور دادیم جواب بده،
‫اما جوابی دریافت نکردیم

242
00:15:28,620 --> 00:15:30,660
‫حالا 12 ساعت شده،
‫پس دیگه باید پیداش کنیم

243
00:15:30,660 --> 00:15:33,300
‫هارنی، تو «اودیشز» رو
به شمالِ منطقۀ گشت ببر

244
00:15:33,300 --> 00:15:35,260
‫فلمینگ، تو «آرچر» رو به جنوب ببر

245
00:15:35,260 --> 00:15:37,820
‫اگه ویجیل رو در سطح آب پیدا کردیم،
‫باید آمادۀ دفاع کردن ازش باشیم

246
00:15:37,820 --> 00:15:40,540
‫میلر، باید کشتی‌ت رو به دریا ببریم
‫و باید همین امروز باشه

247
00:15:40,540 --> 00:15:42,380
‫قربان، نصفِ تسویه‌کننده‌ها در حال تعمیرن

248
00:15:42,380 --> 00:15:43,820
‫با اسکورت ببرش

249
00:15:43,820 --> 00:15:46,180
‫می‌دونیم زیر نظرمون دارن،
‫اتفاق خوبیه

250
00:15:46,180 --> 00:15:48,620
‫باید بفهمن هر اتفاقی که
‫برای ویجیل بیفته،

251
00:15:48,620 --> 00:15:50,100
‫بازدارنده همچنان فعال می‌مونه

252
00:15:50,100 --> 00:15:51,500
‫فعلاً، مسئله این نیست

253
00:15:51,500 --> 00:15:53,020
‫ممنون. خدمه‌هاتون رو آماده کنید

254
00:15:53,020 --> 00:15:55,100
‫بله، قربان. بهشون چی بگیم؟

255
00:15:55,100 --> 00:15:57,500
‫مانوره، مگه نه؟
‫همیشه یه مانوره

256
00:16:03,060 --> 00:16:07,100
‫ما فکر می‌کنیم کریگ برک
‫با استفاده از یه گاز اعصاب کشته شده

257
00:16:07,100 --> 00:16:10,420
‫این‌طور به‌نظر میاد که جکی همیلتون
‫مسئول قتلش‌ـه،

258
00:16:10,420 --> 00:16:12,500
‫همین‌طور حملۀ امروز

259
00:16:12,500 --> 00:16:13,780
‫جکی مُرده

260
00:16:13,780 --> 00:16:16,540
‫وقتی سعی داشت این عامل رو فعال کنه
‫در معرضش قرار گرفت

261
00:16:16,540 --> 00:16:18,980
‫محفظه‌های موشک بسته شده،

262
00:16:18,980 --> 00:16:21,780
‫اما باید فرض کنیم که
‫دارن با گاز اعصاب پر می‌شن

263
00:16:21,780 --> 00:16:24,420
‫چطور جکی باید همچین کاری کرده باشه؟

264
00:16:24,420 --> 00:16:26,860
‫پسر جکی به جرم مواد مخدر
‫توی اندونزی زندان بود،

265
00:16:26,860 --> 00:16:28,300
‫اما به‌تازگی آزاد شده بود،

266
00:16:28,300 --> 00:16:31,340
‫پس ممکنه یه‌جور معامله کرده باشه

267
00:16:31,340 --> 00:16:34,340
‫- معامله با کی؟
‫- کسی که توی اندونزی نفوذ داشته باشه

268
00:16:34,340 --> 00:16:36,100
‫و به گازهای اعصاب دسترسی داشته باشه

269
00:16:36,100 --> 00:16:38,740
‫پس یعنی روسیه؟
‫چین، شاید؟

270
00:16:38,740 --> 00:16:41,740
‫چرا برک باید توش دخیل باشه؟
‫مطمئنید جکی اونو کشته؟

271
00:16:41,740 --> 00:16:43,500
‫توی تخت جکی آلودگی رو پیدا کردم،

272
00:16:43,500 --> 00:16:45,820
‫که اونو به گاز اعصاب مرتبط می‌کنه
‫که برک رو کشته،

273
00:16:45,820 --> 00:16:48,340
‫و می‌دونیم درست قبل از مرگش
‫به غذاخوری رفته

274
00:16:48,340 --> 00:16:49,900
‫پس فکر می‌کنی اون‌موقع مسمومش کرده؟

275
00:16:49,900 --> 00:16:51,180
‫اون‌موقع در حال غذاخوردن دیده نشده،

276
00:16:51,180 --> 00:16:54,460
‫ولی ممکنه بدون اینکه کسی متوجه بشه
‫یه چیزی به خوردش داده باشه

277
00:16:55,740 --> 00:17:00,220
‫چیزی که الان باید روش تمرکز کنیم اینه که
‫چرا گاز اعصاب اینجاست

278
00:17:00,220 --> 00:17:03,220
‫باید فرض کنیم که این حملۀ یک دولته

279
00:17:03,220 --> 00:17:06,140
‫می‌خوام خدمه متمرکز باشن، پس
‫تا جای ممکن بهشون کم اطلاعات می‌دیم

280
00:17:06,140 --> 00:17:08,380
‫که جکی مُرده. نه بیشتر

281
00:17:08,380 --> 00:17:12,540
‫در حال حاضر، قادر به دریافت دستور
‫و همین‌طور شلیک نیستیم

282
00:17:14,900 --> 00:17:17,820
‫دشمن ما موفق شده بازدارندۀ هسته‌ای بریتانیا رو
‫نابود کنه

283
00:17:18,980 --> 00:17:22,260
‫وظیفۀ ما اینه که جواب حمله‌شون رو بدیم...

284
00:17:24,500 --> 00:17:26,460
‫...و بازیابی‌ش کنیم

285
00:17:26,460 --> 00:17:27,700
‫نظرات شما رو می‌خوام

286
00:17:34,900 --> 00:17:38,940
‫سفیدکننده برای ضدعفونی اولیۀ
‫گازهای اعصاب استفاده می‌شه

287
00:17:38,940 --> 00:17:42,860
‫از شیمی یه چیزایی بلدم، ولی مطمئنم
‫که هیپوکلریت

288
00:17:42,860 --> 00:17:44,420
‫تجزیه‌ و خنثی‌ش می‌کنه

289
00:17:44,420 --> 00:17:45,860
‫به‌عنوان گاز داره خارج می‌شه

290
00:17:45,860 --> 00:17:49,380
‫اگه آب‌پاش‌های اطفاء حریق
‫توی عرشه‌های موشک رو جدا کنیم،

291
00:17:49,380 --> 00:17:52,860
‫پمپ‌ها رو با سفیدکننده پر کنیم
‫و فشار آب رو زیاد کنیم،

292
00:17:52,860 --> 00:17:55,660
‫احتمالاً بتونیم یه‌جور بخار سفیدکننده رو
‫پخش کنیم

293
00:17:55,660 --> 00:17:57,580
‫خدمه هم نمی‌تونن توش نفس بکشن

294
00:17:57,580 --> 00:17:58,980
‫بعدش خالی می‌کنیمش

295
00:17:58,980 --> 00:18:01,500
‫اشتباهه، ولی شاید برای یه نفر کافی باشه

296
00:18:01,500 --> 00:18:04,140
‫- که با حفاظت اولیه اونجا کار کنه
‫- باشه، خوبه

297
00:18:04,140 --> 00:18:06,780
‫این هنوزم خود عامل رو
متوقف نمی‌کنه، مگه نه؟

298
00:18:06,780 --> 00:18:09,220
‫هنوز باید ببینیم چطور بهش نزدیک بشیم
‫و از شرش خلاص شیم

299
00:18:09,220 --> 00:18:10,300
‫لباس‌های «هزمت» چی؟
‫(لباس‌های محافظ در برابر مواد شیمیایی خطرناک)

300
00:18:10,300 --> 00:18:12,420
‫نه، اونا توی انبارهای میانی نگهداری می‌شن

301
00:18:12,420 --> 00:18:14,700
‫کنار انبارهای آشپزخونه توی منطقۀ آلوده

302
00:18:14,700 --> 00:18:17,660
‫خب، لباس‌های غواصی با عمق زیاد چی؟
‫اونا حداقل توی این بخش هستن

303
00:18:17,660 --> 00:18:20,300
‫عامل رو مهار کنین، تمیزش کنین،
‫از لوله‌های اژدر بریزیدش بیرون

304
00:18:20,300 --> 00:18:22,500
‫می‌فهمم این لباس‌ها برای این کار طراحی نشدن،

305
00:18:22,500 --> 00:18:25,220
‫- اما شاید سرعت زیاد کارساز باشه، نه؟
‫- باید خیلی سریع باشین

306
00:18:25,220 --> 00:18:27,900
‫بدون غوطه‌ور شدن توی آب دریا،
‫هیچی نمی‌تونه خنک‌تون کنه

307
00:18:27,900 --> 00:18:29,500
‫چقدر زمان داری؟

308
00:18:29,500 --> 00:18:31,660
‫حدود 15 دقیقه فرصت داری
‫قبل اینکه در خطر گرمازدگی قرار بگیری

309
00:18:31,660 --> 00:18:34,500
‫و همچنین باید نوعی منطقۀ ضدعفونی‌کننده

310
00:18:34,500 --> 00:18:36,740
‫برای وقتی که از درهای فرازبند
برمی‌گردن، بسازیم

311
00:18:36,740 --> 00:18:38,300
‫می‌تونیم ترتیبش رو بدیم، قربان

312
00:18:38,300 --> 00:18:40,460
‫انجامش بده.
‫ممنون از همگی

313
00:18:40,460 --> 00:18:41,740
‫به کارِتون برسید

314
00:18:43,540 --> 00:18:44,940
‫خوشحالم که با مایی، مدیر اجرایی

315
00:18:46,060 --> 00:18:47,620
‫ممنون، قربان

316
00:18:49,460 --> 00:18:52,820
‫- خب چی لازم داری؟ باشه. بذار ببرمت
‫- می‌رم خدمۀ جکی رو ببینم

317
00:18:52,820 --> 00:18:54,860
‫- نه. خودم تنها می‌رم
‫- باشه، ببین، دربارۀ تیفانی دروغ گفتم

318
00:18:54,860 --> 00:18:57,820
‫درست رفتار نکردم، ولی اگه فکر می‌کنی
‫من به این ماجرا ربط دارم...

319
00:18:57,820 --> 00:19:01,260
‫به کاپیتان گفتی که از نظر ذهنی
‫آمادگی ندارم. و حالا می‌گی چی فکر می‌کنم

320
00:19:01,260 --> 00:19:05,340
‫- ایمی، شرمنده. لطفا
‫- می‌شه؟ نمی‌خوام بهونه‌هاتو بشنوم. فقط می‌خوام کارمو بکنم

321
00:19:05,340 --> 00:19:07,780
‫ببین، ایمی، متأسفم و سعی دارم کمکت کنم

322
00:19:07,780 --> 00:19:09,140
‫کاپیتان سرش شلوغه

323
00:19:09,140 --> 00:19:10,900
‫ببین، فکر می‌کنی کس دیگه‌ای کمکت می‌کنه؟

324
00:19:10,900 --> 00:19:12,500
‫باور کن، خودم می‌دونم

325
00:19:14,140 --> 00:19:15,740
‫کسی درباره سیستم مدیریت میله کنترل
‫چیزی بهت گفته؟

326
00:19:15,740 --> 00:19:17,100
‫چی هست؟

327
00:19:20,580 --> 00:19:23,140
‫صفحه مدرجیه که در مواقع اضطراری

328
00:19:23,140 --> 00:19:24,700
‫به‌طور دستی راکتور رو متوقف می‌کنه

329
00:19:24,700 --> 00:19:27,500
‫معمولاً قفل هستش و
‫فقط سه نفر کلیدش رو دارن

330
00:19:27,500 --> 00:19:28,860
‫مهندس‌ها

331
00:19:28,860 --> 00:19:32,060
‫اما اونا همه اونجا بودن، پس می‌دونن
‫هیچ‌کس کلید رو برنداشته

332
00:19:32,060 --> 00:19:34,540
‫بگذریم، بعد از خاموشی، رفتن بررسی کردن

333
00:19:34,540 --> 00:19:36,980
‫اما هیچ رخنه و خطایی وجود نداشت

334
00:19:36,980 --> 00:19:39,340
‫اما بعدش وقتی والش به قفل نگاه می‌ندازه،

335
00:19:39,340 --> 00:19:41,660
‫می‌بینه که روش خط و خش افتاده

336
00:19:41,660 --> 00:19:45,500
‫فکر می‌کنن یه نفر قفل رو با اهرم باز کرده،
‫که یعنی خراب‌کاری و کارشکنی

337
00:19:47,540 --> 00:19:50,300
‫یادته تقریباً مجبورمون کرد
‫به سطح آب بیایم

338
00:19:51,220 --> 00:19:53,820
‫حالا موقع حمله با نشت گاز،
‫وقتی افراد مریض می‌شن

339
00:19:53,820 --> 00:19:56,460
‫- مجبوریم چی‌کار کنیم؟
‫- تخلیه کنیم

340
00:19:56,460 --> 00:19:58,020
‫خب، به سطح آب بیایم و تخلیه کنیم

341
00:19:58,020 --> 00:19:59,660
‫پس یه الگویی شکل گرفته

342
00:19:59,660 --> 00:20:01,220
‫به کاپیتان اینا رو گفتی؟

343
00:20:01,220 --> 00:20:03,500
‫آره، معلومه، ولی اون می‌خواد
‫به کارِ گشت ادامه بده

344
00:20:03,500 --> 00:20:05,780
‫اما دلیل این‌ها، تویی

345
00:20:05,780 --> 00:20:07,580
‫و همه ازت می‌خوایم انجامش بدی

346
00:20:07,580 --> 00:20:09,420
‫پس لطفا، فقط بذار کمکت کنم

347
00:20:12,580 --> 00:20:14,060
‫بیا

348
00:20:38,460 --> 00:20:40,020
‫تمام رزروها ثبت می‌شن

349
00:20:40,020 --> 00:20:42,540
‫نمی‌دونید طرف بلیط تمام‌فصل گرفته یا نه؟

350
00:20:42,540 --> 00:20:44,100
‫فقط یه اسم دارم

351
00:20:44,100 --> 00:20:45,700
‫پیتر انگلز

352
00:20:45,700 --> 00:20:47,620
‫ا-ن-گ-ل-ز

353
00:20:47,620 --> 00:20:48,860
‫خیلی خب

354
00:20:48,860 --> 00:20:50,780
‫خب...

355
00:20:50,780 --> 00:20:53,740
‫حداقل اسمش اسمیت یا براون نیست!

356
00:20:53,740 --> 00:20:57,540
‫ا-ن-گ-ل-ز

357
00:20:57,540 --> 00:20:59,460
‫آره، خوش‌شانسی

358
00:20:59,460 --> 00:21:03,500
‫پیتر انگلز هم تو لیست بلیط
‫و هم لیست بازاریابی‌مونـه

359
00:21:03,500 --> 00:21:05,140
‫دارندۀ بلیط تمام‌فصل

360
00:21:05,140 --> 00:21:07,460
‫انگار در این سال‌ها توی چندتا بازی بوده

361
00:21:07,460 --> 00:21:09,700
‫- چند سال؟
‫- پنج

362
00:21:10,900 --> 00:21:12,500
‫اونجا شماره تلفنـشه؟

363
00:21:12,500 --> 00:21:14,020
‫- آره
‫- اوه، عالیه

364
00:21:16,580 --> 00:21:19,100
‫پس آقای انگلز تو دردسر افتاده؟

365
00:21:19,100 --> 00:21:21,100
‫نه

366
00:21:21,100 --> 00:21:22,820
‫قرار نیست اتفاقی براش بیفته

367
00:21:25,660 --> 00:21:28,540
‫این، معنیش چیه؟

368
00:21:28,540 --> 00:21:31,820
‫با بلیط تمام‌فصل، هر سال دوتا بلیط رایگان
‫برای مهمان دریافت می‌کنی

369
00:21:31,820 --> 00:21:33,740
‫این می‌گه که این فصل یکی‌شو استفاده کرده

370
00:21:33,740 --> 00:21:35,980
‫اطلاعات افرادی که به‌عنوان مهمان
‫میان رو نگه می‌دارین؟

371
00:21:35,980 --> 00:21:37,540
‫نه، خیلی ابتداییه

372
00:21:38,580 --> 00:21:41,140
‫می‌شه تاریخ بازی‌هایی که با خودش
‫مهمون برده رو پرینت بگیری؟

373
00:21:41,140 --> 00:21:43,780
‫- آره، مشکلی نیست
‫- مرسی

374
00:21:47,580 --> 00:21:50,100
‫توی ورودی‌ها دوربین مداربسته دارین؟

375
00:21:50,100 --> 00:21:51,900
‫فقط برای یه هفته

376
00:21:51,900 --> 00:21:53,380
‫این بازی‌ها اصلاً ضبط می‌شن؟

377
00:21:53,380 --> 00:21:56,060
‫آره، همگی به‌صورت زنده پخش می‌شن،

378
00:21:56,060 --> 00:22:00,980
‫اما مشکل شما صندلی‌شه اگه
‫می‌خواید توی جایگاه پیداش کنید

379
00:22:00,980 --> 00:22:03,820
‫پس توی هر مسابقه‌ای که تا حالا حضور داشته
‫یک صندلی یکسان رو داشته؟

380
00:22:03,820 --> 00:22:05,020
‫درسته

381
00:22:07,140 --> 00:22:08,380
‫ممنون

382
00:22:08,380 --> 00:22:10,060
‫تاریخ‌هایی که فرستادم به دستت رسید؟

383
00:22:10,060 --> 00:22:11,460
‫آره، تازه رسید

384
00:22:11,460 --> 00:22:13,380
‫و نقشۀ جایگاه ساختمون

385
00:22:13,380 --> 00:22:14,740
‫قضیه‌ش چیه؟

386
00:22:14,740 --> 00:22:17,660
‫ما الان نُه‌تا بازی‌ای که انگلز
‫با خودش مهمون برده رو می‌دونیم،

387
00:22:17,660 --> 00:22:20,180
‫و دقیقاً می‌دونیم کجای جایگاه می‌نشسته

388
00:22:20,180 --> 00:22:22,220
‫و می‌دونیم چه شکلیه

389
00:22:22,220 --> 00:22:25,060
‫دوربین‌های رسمی رو فراموش کن،
‫مردم توی بازی‌ها عکس خودشونو می‌گیرن

390
00:22:25,060 --> 00:22:27,420
‫مگه نه؟
‫سلفی، ویدئو، این چیزا

391
00:22:27,420 --> 00:22:28,980
‫حله

392
00:22:28,980 --> 00:22:30,820
‫- شماره تلفنش رو هم چک کن
‫- باشه

393
00:22:30,820 --> 00:22:32,460
‫خب، عالیه. دارم میام

394
00:22:36,980 --> 00:22:39,180
‫موقع خاموشی راکتور تو اینجا کار می‌کردی؟

395
00:22:39,180 --> 00:22:41,540
‫آره. برق رفت

396
00:22:41,540 --> 00:22:43,460
‫مجبور شدم کل مِنو رو تغییر بدم

397
00:22:43,460 --> 00:22:46,300
‫فِرها با برق اضطراری کار نمی‌کنن

398
00:22:46,300 --> 00:22:47,820
‫وقتی این اتفاق افتاد جکی هم اینجا بود؟

399
00:22:47,820 --> 00:22:49,020
‫نه تو اون لحظه

400
00:22:49,020 --> 00:22:50,700
‫ولی شاید یه دقیقه دیرتر

401
00:22:50,700 --> 00:22:52,500
‫مطمئنی؟

402
00:22:52,500 --> 00:22:54,860
‫ممکنه بیشتر از یه دقیقه بوده باشه؟

403
00:22:54,860 --> 00:22:56,060
‫شاید

404
00:22:56,060 --> 00:23:00,580
‫سرمون شلوغه، می‌دونی؟
‫ولی نه بیشتر از پنج دقیقه

405
00:23:00,580 --> 00:23:02,700
‫- می‌دونی کجا رفت؟
‫- اون رئیسه

406
00:23:02,700 --> 00:23:04,180
‫نیازی نیست بگه

407
00:23:07,500 --> 00:23:10,940
‫وقت داشته که از سیستم مدیریت میله کنترل
‫برگرده اینجا؟

408
00:23:10,940 --> 00:23:13,220
‫بیشتر از یک دقیقه‌ست.
‫پنج، شاید

409
00:23:13,220 --> 00:23:15,700
‫ولی باید کل مسیر رو بدوئی

410
00:23:15,700 --> 00:23:19,140
‫وقتی صبح آشپزخونه رو ترک کرد،
‫چطور به‌نظر می‌رسید،

411
00:23:19,140 --> 00:23:21,860
‫متوجه چیز متفاوتی ازش نشدی؟

412
00:23:21,860 --> 00:23:26,460
‫خب به‌خاطر آزاد شدنِ بچه‌ش
‫متفاوت بود

413
00:23:26,460 --> 00:23:30,500
‫از این اتفاق خوشحال بود، بعد سردرگم بود

414
00:23:30,500 --> 00:23:33,780
‫و بعد مُرد و دیگه پسرش رو نمی‌بینه

415
00:23:38,020 --> 00:23:41,540
‫این ناعادلانه‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدم

416
00:23:41,540 --> 00:23:42,980
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- نه

417
00:23:45,140 --> 00:23:49,580
‫داشتم فکر می‌کردم که با هم
‫یه پولی جمع کنیم برای خونواده‌ش؟

418
00:23:49,580 --> 00:23:51,460
‫فکر قشنگیه

419
00:23:51,460 --> 00:23:55,860
‫فردا بیا درباره‌ش حرف بزنیم

420
00:23:55,860 --> 00:23:57,620
‫با عقل جور درنمیاد

421
00:23:59,140 --> 00:24:00,940
‫باید صحنه رو نگاه کنم

422
00:24:07,060 --> 00:24:09,620
‫می‌تونیم تجهیزات رو به بدنه منتقل کنیم؟

423
00:24:09,620 --> 00:24:11,180
‫نمی‌تونیم ریسک کنیم به سطح آب بیایم

424
00:24:11,180 --> 00:24:13,620
‫احتمالش زیاده که در تمام مدت
‫این استراتژی‌شون بوده باشه

425
00:24:13,620 --> 00:24:15,060
‫مجبورمون کنن بریم بالا

426
00:24:15,060 --> 00:24:17,660
‫داوارد، اون بالا چقدر شلوغه؟

427
00:24:17,660 --> 00:24:20,100
‫نسبتاً خلوته، قربان.
‫تا حدود 40 مایلی چیزی نیست

428
00:24:23,300 --> 00:24:24,860
‫چی شده؟

429
00:24:24,860 --> 00:24:27,780
‫قربان، سربازرس سیلوا می‌خواد از
‫یکی از لباس‌های غواصی برای بررسیِ صحنه

430
00:24:27,780 --> 00:24:29,620
‫استفاده کنه

431
00:24:29,620 --> 00:24:32,340
‫می‌فهمم چقدر اینو می‌خوای،
‫اما ما فقط دوتا لباس خشک داریم

432
00:24:32,340 --> 00:24:34,980
‫- و تو در اولویت نیستی
‫- منم می‌خوام داوطلب بشم، قربان

433
00:24:34,980 --> 00:24:36,700
‫موقعی که اتفاق افتاد من اون پایین بودم

434
00:24:36,700 --> 00:24:38,100
‫پس می‌دونم دنبال چی هستم

435
00:24:38,100 --> 00:24:40,420
‫جمع‌آوریِ لباس‌های هزمت
‫کارِ یه نفرمونه

436
00:24:40,420 --> 00:24:43,180
‫من می‌تونم انجامش بدم
‫سربازرس سیلوا هم کار خودشو می‌کنه

437
00:24:43,180 --> 00:24:46,940
‫بعد هر دو می‌تونیم ترتیبِ عامل رو بدیم

438
00:24:46,940 --> 00:24:48,460
‫اتاق افسران

439
00:24:48,460 --> 00:24:50,420
‫سه دقیقه بهتون وقت می‌دم

440
00:24:56,300 --> 00:24:58,420
‫چیزای زیادی جور درنمیاد

441
00:24:58,420 --> 00:25:01,420
‫چرا جکی گاز اعصاب رو اونجا فعال کرد.
‫خودشو در اون حین به کشتن داد

442
00:25:01,420 --> 00:25:03,980
‫و یه‌سری سؤال دربارۀ خراب‌کاریِ
‫پنل‌های سیستم مدیریت میله کنترل داریم

443
00:25:03,980 --> 00:25:07,260
‫با خدمۀ آشپزخونه صحبت کردیم،
‫فکر نمی‌کنیم وقت داشته که راکتور رو خاموش کنه

444
00:25:07,260 --> 00:25:09,860
‫باید صحنه رو بررسی کنم
‫قبل اینکه از سفیدکننده پر بشه

445
00:25:09,860 --> 00:25:13,260
‫من افراد مجرب رو با اون لباس‌ها
‫لازم دارم که عامل رو خنثی کنن

446
00:25:13,260 --> 00:25:15,220
‫آره، می‌تونم کمک کنم

447
00:25:16,620 --> 00:25:19,420
‫- و محیط بسیار دشواری خواهد بود
‫- مطلعم

448
00:25:19,420 --> 00:25:21,380
‫قربان، می‌تونم ضمانتِ سربازرس سیلوا رو بکنم

449
00:25:21,380 --> 00:25:22,460
‫تواناییش رو داره

450
00:25:25,020 --> 00:25:27,940
‫توی چند روز گذشته براش
‫مشکلات زیادی درست کردم

451
00:25:27,940 --> 00:25:30,140
‫و خب اگه بد بهش واکنش نشون داده،

452
00:25:30,140 --> 00:25:32,060
‫پس من مسئولیت کاملش رو به‌عهده می‌گیرم

453
00:25:32,060 --> 00:25:35,580
‫من فقط سعی داشتم خودمو نجات بدم، چون...

454
00:25:35,580 --> 00:25:38,660
‫...با یکی از اعضای خدمه رابطه داشتم

455
00:25:42,220 --> 00:25:43,740
‫که این‌طور

456
00:25:46,020 --> 00:25:47,900
‫خب، مباشر

457
00:25:47,900 --> 00:25:49,380
‫به باشگاه به‌گارفته‌ها خوش اومدی

458
00:25:49,380 --> 00:25:51,900
‫- وقتی به خشکی برگشتیم بهش رسیدگی می‌کنیم
‫- قربان

459
00:25:51,900 --> 00:25:53,460
‫سربازرس سیلوا، ادامه بدید

460
00:25:53,460 --> 00:25:55,500
‫خب اینجا یه الگویی وجود داره

461
00:25:55,500 --> 00:25:56,940
‫برک کشته می‌شه

462
00:25:56,940 --> 00:25:58,380
‫راکتور خاموش می‌شه

463
00:25:58,380 --> 00:25:59,740
‫و بعد این عامل فعال می‌شه

464
00:25:59,740 --> 00:26:02,100
‫سه‌تا تلاش برای اینکه زیردریایی رو
‫مجبور کنن به سطح آب بیاد

465
00:26:02,100 --> 00:26:03,700
‫اولی جواب داد

466
00:26:03,700 --> 00:26:05,940
‫چون مجبور شدین منو همراه با جایگزینِ برک
‫سوار کنین

467
00:26:05,940 --> 00:26:07,540
‫تلاش چهارم چطوری قراره باشه؟

468
00:26:07,540 --> 00:26:08,900
‫خب، جکی مُرده، پس...

469
00:26:08,900 --> 00:26:10,500
‫اما نمی‌تونیم مطمئن باشیم که دیگه تمومه

470
00:26:10,500 --> 00:26:12,700
‫نه تا وقتی که بفهمیم چطور و چرا
‫این اتفاق افتاده

471
00:26:12,700 --> 00:26:15,460
‫فقط با بررسی کردنِ صحنه جرم
‫می‌تونم این‌کارو بکنم

472
00:26:15,460 --> 00:26:19,260
‫و اگه الان دسترسی پیدا نکنم،
‫ممکنه مدارک حیاتی از بین بره

473
00:26:20,740 --> 00:26:23,380
‫خدایا، جونِ خدمه‌تون می‌تونه
‫به این بستگی داشته باشه

474
00:26:26,940 --> 00:26:29,820
‫آماده باشید که وقتی هادلو
چادرِ ضدعفونی‌کننده رو درست کرد برید

475
00:26:29,820 --> 00:26:31,140
‫ممنون

476
00:26:31,140 --> 00:26:33,860
‫یادتون باشه، ناوبان یکم داکرتی گفت
‫حداکثر 15 دقیقه فرصت دارید

477
00:26:33,860 --> 00:26:35,980
‫قبل اینکه با عرق خودتون بی‌هوش بشید

478
00:26:35,980 --> 00:26:38,660
‫کسی نمیاد داخل تا شما رو بیاره بیرون

479
00:26:38,660 --> 00:26:41,100
‫می‌خوام اون عامل خنثی و از کشتی خارج بشه

480
00:26:41,100 --> 00:26:42,940
‫و اون لباس‌های هزمت رو لازم دارم

481
00:26:42,940 --> 00:26:44,820
‫هرچیزِ دیگه‌ای در اولویت بعدیه

482
00:26:44,820 --> 00:26:46,220
‫این‌ها دستورات من بودن

483
00:26:59,100 --> 00:27:00,540
‫- سلام
‫- سلام

484
00:27:00,540 --> 00:27:02,060
‫جرم‌یابی دیجیتال دارن روش کار می‌کنن

485
00:27:02,060 --> 00:27:04,340
‫پست‌های دارای اطلاعات جغرافیایی،
‫جست‌وجوهای تصویری منطبق،

486
00:27:04,340 --> 00:27:05,980
‫همۀ شبکه‌های رسانه‌ای اجتماعی
‫در حال بررسیـه

487
00:27:05,980 --> 00:27:08,180
‫ام‌آی5 امکاناتش رو تو این‌کار گذاشته

488
00:27:08,180 --> 00:27:10,940
‫«دِرِور» به هرکس که از اون قسمت جایگاه
‫عکس پست کرده، پیام داده

489
00:27:10,940 --> 00:27:13,980
‫- خواستیم هرچیز دیگه‌ای که دارن برامون بفرستن
‫- خوبه

490
00:27:13,980 --> 00:27:15,540
‫- مردم جواب می‌دن؟
‫- آره

491
00:27:15,540 --> 00:27:17,580
‫و رابرتسون هم داره با باشگاه صحبت می‌کنه

492
00:27:17,580 --> 00:27:20,100
‫سعی داره اطلاعات کسایی که
‫صندلی با نمای اِف دارن

493
00:27:20,100 --> 00:27:22,460
‫رو بدست بیاره.
‫و قبلاً یه‌بار انگلز رو پیدا کردیم

494
00:27:22,460 --> 00:27:25,140
‫معلومه کنار کی نشسته؟

495
00:27:25,140 --> 00:27:26,260
‫هنوز نه

496
00:27:26,260 --> 00:27:28,540
‫متخصص‌ها فکر می‌کنن بتونن بفهمن

497
00:27:28,540 --> 00:27:30,220
‫انگلز رو دوباره توی فیسبوک پیدا کردیم

498
00:27:30,220 --> 00:27:31,940
‫از یه بازی توی ماه مارس

499
00:27:42,100 --> 00:27:44,300
‫مردی که باهاشه رو می‌شناسید؟

500
00:27:44,300 --> 00:27:45,820
‫اون بن اوکلی‌ـه

501
00:27:48,980 --> 00:27:50,580
‫توی کمپ صلح زندگی می‌کنه

502
00:27:50,580 --> 00:27:52,020
‫یکی از دوستای جید بود

503
00:28:09,180 --> 00:28:10,540
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

504
00:28:24,100 --> 00:28:25,500
[ پلیس اومده سراغت ]

505
00:28:38,460 --> 00:28:42,740
‫- چی‌کار می‌کنین؟ نه.
‫- بن اوکلی رو ندیدی؟ می‌دونی کجاست؟

506
00:28:42,740 --> 00:28:44,900
‫این ملک شخصیه!
‫نمی‌تونین همین‌طوری واردش بشین!

507
00:28:44,900 --> 00:28:48,660
‫مجوز داریم.
‫الان داشتی به کی پیام می‌دادی؟

508
00:28:48,660 --> 00:28:51,140
‫اگه می‌دونی کجاست، خیلی مهمه
‫که بهمون بگی

509
00:29:24,740 --> 00:29:27,340
‫تمام وسایل نقلیه در جاده کنار دریاچه،
‫شمال و جنوب رو چک کنین

510
00:29:27,340 --> 00:29:30,300
‫می‌خوام تمام ون‌ها و
‫عقب ماشین‌ها تفتیش بشه،

511
00:29:30,300 --> 00:29:33,420
‫و هرکدوم از مخاطب‌های
‫شناخته‌شدۀ اوکلی پیگیری بشن

512
00:29:33,420 --> 00:29:35,220
‫- یه چیزی پیدا کردیم
‫- خب

513
00:29:35,220 --> 00:29:36,660
‫بهت زنگ می‌زنم

514
00:29:36,660 --> 00:29:38,540
‫توی لوازم خونه مخفی شده بود

515
00:29:38,540 --> 00:29:42,900
‫کت! این لپ‌تاپ رو می‌دونی مال کیه؟

516
00:29:45,100 --> 00:29:46,860
‫آره، مال جیدـه

517
00:29:46,860 --> 00:29:48,820
‫نمی‌دونی چرا باید توی واگنِ بن باشه؟

518
00:29:48,820 --> 00:29:50,420
‫این معنایی نداره

519
00:29:50,420 --> 00:29:52,220
‫منم ازش قرض می‌گرفتمش

520
00:29:52,220 --> 00:29:53,900
‫پس اطلاعات ورود به سیستم رو بلدی

521
00:29:53,900 --> 00:29:56,700
‫باید در ارتباط با قتل جید
‫یه نگاهی بهش بندازم

522
00:30:08,820 --> 00:30:11,220
‫دوتا ناوچۀ روسی دارن
‫وارد منطقه گشت می‌شن

523
00:30:11,220 --> 00:30:12,540
‫اینجا و اینجا

524
00:30:12,540 --> 00:30:15,980
‫و این دوتا کشتی‌های تحقیقاتی روسی هستن

525
00:30:15,980 --> 00:30:18,060
‫«کشتی‌های تحقیقاتی» معروف

526
00:30:18,060 --> 00:30:21,020
‫آمریکایی‌ها دوتا زیردریایی روسی رو
‫شناسایی کردن،

527
00:30:21,020 --> 00:30:24,180
‫که اونا هم از جنوب به سمت منطقه گشت
‫حرکت می‌کردن

528
00:30:24,180 --> 00:30:27,340
‫نظرتون چیه؟

529
00:30:29,340 --> 00:30:31,460
‫موندم جای ویجیل رو می‌دونن یا نه

530
00:30:39,100 --> 00:30:40,260
‫ممنون از حمایتت

531
00:30:42,100 --> 00:30:44,140
‫حرفشم نزن

532
00:30:44,140 --> 00:30:46,340
‫خب چه اتفاقی برات می‌افته؟

533
00:30:46,340 --> 00:30:47,900
‫هنوز دقیق نمی‌دونم

534
00:30:50,260 --> 00:30:52,860
‫شاید بیشتر خونواده رو ببینم

535
00:30:53,900 --> 00:30:55,180
‫قبل‌تر باید این اتفاق می‌افتاد

536
00:30:58,700 --> 00:31:00,980
‫وقتی وسایل رو ببرم داخل،
‫می‌تونم برشون گردونم؟

537
00:31:00,980 --> 00:31:03,220
‫فقط چیزهایی که بسته‌بندی،
‫و بعد شسته بشن

538
00:31:03,220 --> 00:31:04,380
‫صحیح

539
00:31:05,740 --> 00:31:08,180
‫ناوبان یکم هادلو تا پنج دقیقه دیگه
‫آماده‌ست

540
00:31:08,180 --> 00:31:09,580
‫باید الان لباس‌ها رو بپوشین

541
00:31:09,580 --> 00:31:11,540
‫بعد وقتی که نیستین، باید کابین رو
‫با نوارچسب ببندم

542
00:31:11,540 --> 00:31:12,780
‫فقط...

543
00:31:12,780 --> 00:31:14,100
‫یه دقیقه احتیاج دارم

544
00:31:18,060 --> 00:31:19,540
‫ایمی، وقت نیست

545
00:31:19,540 --> 00:31:20,860
‫آره

546
00:31:21,084 --> 00:31:22,584
[ برای پاپی: تولدت مبارک. دوستت دارم ]

547
00:31:34,500 --> 00:31:36,820
‫بیا اینجا

548
00:31:38,820 --> 00:31:40,620
‫- خوشمزه‌ست؟
‫- خیلی

549
00:31:41,660 --> 00:31:43,940
‫می‌تونی هفته دیگه
‫برای اجرای گروه سرودمون بیای؟

550
00:31:43,940 --> 00:31:47,540
‫آره، حتما

551
00:31:47,540 --> 00:31:49,860
‫اوه، اوه.
‫باید برت گردونم

552
00:31:49,860 --> 00:31:51,220
‫ولی گفتی می‌ریم به...

553
00:31:51,220 --> 00:31:52,660
‫می‌دونم، می‌دونم، دفعه بعدی می‌ریم

554
00:31:52,660 --> 00:31:54,860
‫ولی فقط الان وقت نداریم

555
00:31:54,860 --> 00:31:56,340
‫قول می‌دم

556
00:31:56,340 --> 00:31:58,220
‫چرا از تو خوشش نمیاد؟

557
00:31:58,220 --> 00:32:00,620
‫- چی؟ کی؟
‫- مامان‌بزرگ

558
00:32:02,500 --> 00:32:04,460
‫مشکلی نداریم.
‫اون...

559
00:32:05,740 --> 00:32:07,820
‫فقط آدما پیچیده‌ان

560
00:32:07,820 --> 00:32:09,660
‫و اونم دلش برای بابات تنگ شده

561
00:32:11,020 --> 00:32:12,820
‫ولی من از دستـت عصبانی نیستم

562
00:32:14,900 --> 00:32:18,980
‫خب، هرکسی یه‌جوری اندوهش رو نشون می‌ده

563
00:32:18,980 --> 00:32:21,860
‫پس... فقط باید یه‌کم بهش زمان بدیم

564
00:32:23,540 --> 00:32:25,020
‫بابابزرگ می‌گه تو تنهایی

565
00:32:31,820 --> 00:32:36,020
‫خب، دوست دارم هر روز ببینمت،
‫اگه منظورت اینه

566
00:32:38,860 --> 00:32:41,300
‫هی، نیازی نیست نگرانم باشی، خب؟

567
00:32:44,140 --> 00:32:45,540
‫بیا

568
00:32:51,420 --> 00:32:52,820
‫پرنده دوست داره، پس...

569
00:32:54,660 --> 00:32:56,100
‫اگه اتفاقی افتاد،

570
00:32:56,100 --> 00:32:58,420
‫می‌شه مطمئن بشی که این به دستِ
‫همکارم کارآگاه لانگکر می‌رسه؟

571
00:32:58,420 --> 00:33:00,380
‫بله، خانم. حتماً

572
00:33:13,260 --> 00:33:15,860
‫دریاسالار ازم خواستن شخصاً
‫ازتون خبرهای جدید رو بگیرم

573
00:33:15,860 --> 00:33:18,700
‫به محض اینکه چیز موثقی پیدا کنیم
‫بهتون می‌گیم

574
00:33:18,700 --> 00:33:20,420
‫چیزی شده؟

575
00:33:20,420 --> 00:33:23,060
‫نیروی دریایی روسیه چندین کشتی رو

576
00:33:23,060 --> 00:33:25,140
‫درست در منطقه گشت قرار داده

577
00:33:25,140 --> 00:33:26,500
‫معنیش چیه؟

578
00:33:26,500 --> 00:33:28,380
‫به‌نظر می‌خوان ویجیل رو شکار کنن

579
00:33:35,380 --> 00:33:38,900
‫- بن؟
‫- یه چیزی گیر آوردم. خیلی مهمه

580
00:33:38,900 --> 00:33:40,740
‫همون چیزیه که براش کار کردیم، پاتریک

581
00:33:40,740 --> 00:33:42,300
‫آروم باش. بیا داخل

582
00:33:44,180 --> 00:33:46,380
‫می‌خوان دستگیرم کنن تا به بیرون درز نکنه

583
00:33:46,380 --> 00:33:48,380
‫ببین، بن، جداً، آروم باش

584
00:33:48,380 --> 00:33:50,100
‫و بگو ببینم چی شده

585
00:33:52,180 --> 00:33:55,580
‫- روس‌ها یه جاسوس افسر نیروی دریایی توی دانلاک دارن
‫- چی؟

586
00:33:55,580 --> 00:33:58,900
‫می‌تونی تصور کنی که بازدارنده
‫از همچین رسوایی‌ای جون سالم به‌در ببره؟

587
00:33:58,900 --> 00:34:01,140
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونن ادعا کنن که ایمنه

588
00:34:01,140 --> 00:34:02,780
‫و از این مدرک هم داری؟

589
00:34:02,780 --> 00:34:05,060
‫مدارک عکسی

590
00:34:05,060 --> 00:34:07,980
‫ولی باید جایی باشم
‫که دست‌شون بهم نرسه

591
00:34:10,180 --> 00:34:13,700
‫عکسی توی ایستگاه گرفته نشده؟

592
00:34:13,700 --> 00:34:16,420
‫اینجا جید از ملاقات انگلز با یه نفر
‫عکس گرفت

593
00:34:16,420 --> 00:34:17,940
‫توی این نیست

594
00:34:17,940 --> 00:34:19,940
‫خب، بذار گزارش‌های سیستم رو چک کنم

595
00:34:19,940 --> 00:34:21,860
‫پورتر. چی پیدا کردی؟

596
00:34:21,860 --> 00:34:23,660
‫خب...

597
00:34:23,660 --> 00:34:28,220
‫آخرین بار سیستم حدود دو ساعت
‫بعد از اینکه جید کشته شد روشن شده و...

598
00:34:28,220 --> 00:34:30,940
‫بفرما. به نشان زمانی نگاه کن

599
00:34:30,940 --> 00:34:33,140
‫یه دستگاه بلوتوث متصل شده،

600
00:34:33,140 --> 00:34:36,500
‫احتمالاً این آقای اوکلی‌ـه
‫که فایل‌ها رو به موبایلش انتقال داده

601
00:34:36,500 --> 00:34:40,660
‫اگه اون عکسی که دنبالشی پاک شده،
‫گمون می‌کنم یه کپی نگه داشته باشه

602
00:34:40,660 --> 00:34:41,980
‫انگلز مصونیت داشت

603
00:34:41,980 --> 00:34:45,060
‫به‌خاطر یه عکس از خودش که جید رو نمی‌کشه

604
00:34:45,060 --> 00:34:48,580
‫اما حتماً از کسی که باهاش ملاقات داشته،
‫محافظت می‌کرده

605
00:34:48,580 --> 00:34:51,540
‫- کسی که توی ویجیل خدمت می‌کنه
‫- دقیقاً

606
00:34:51,540 --> 00:34:54,020
‫اونا حاضرن برای محافظت از
‫همچین مأموری هرکاری بکنن

607
00:34:54,020 --> 00:34:56,940
‫احتمالاً یه چیزی درباره یکی از
‫مخاطب‌های اوکلی پیدا کردیم

608
00:34:56,940 --> 00:34:58,300
‫پاتریک کرودن

609
00:34:58,300 --> 00:35:02,620
‫اوکلی توی دو ساعت گذشته
‫پنج تماس با دفتر کرودن داشته

610
00:35:02,620 --> 00:35:06,340
‫- باید بریم
‫- فقط بذار ببینم دیگه با کی می‌تونیم حرف بزنیم

611
00:35:06,340 --> 00:35:08,060
‫بن، می‌شه عکس رو ببینم؟

612
00:35:12,140 --> 00:35:15,620
‫اونی که لباس هاکی روی یخ داره،
‫یه افسر اطلاعاتی روس‌ـه

613
00:35:15,620 --> 00:35:19,020
‫- اونی که باهاشه کیه؟
‫- توی نیروی دریایی سلطنتیه. فقط همینو می‌دونم

614
00:35:19,020 --> 00:35:20,700
‫خدای من

615
00:35:20,700 --> 00:35:22,060
‫خیلی مهمه

616
00:35:22,060 --> 00:35:23,420
‫اینو از کجا آوردی؟

617
00:35:24,700 --> 00:35:26,660
‫بن، آبرو و اعتبارم در خطره

618
00:35:26,660 --> 00:35:29,300
‫باید باهام روراست باشی

619
00:35:29,300 --> 00:35:32,180
‫اون مرد روسِ توی عکس پیشم اومد

620
00:35:32,180 --> 00:35:35,380
‫همیشه کمپین خلع سلاح هسته‌ای رو
‫هدف قرار می‌دادن

621
00:35:35,380 --> 00:35:38,300
‫و بعدش اونو زیر نظر گرفتم
‫فقط برای اینکه بفهمم داره چی‌کار می‌کنه

622
00:35:38,300 --> 00:35:40,900
‫- فکر کنم الان اینجا یه شبکه دارن
‫- به پلیس گفتی؟

623
00:35:40,900 --> 00:35:43,100
‫نه. اونا فقط با قانون اسرار رسمی
‫دفنـش می‌کردن

624
00:35:43,100 --> 00:35:45,700
‫- بازم باید بهشون بگیم
‫- موافقم

625
00:35:45,700 --> 00:35:48,660
‫ولی بن اشتباه نمی‌گه.
‫ماجرای بندر هیورز رو ببین

626
00:35:50,180 --> 00:35:53,180
‫به محض اینکه عکس رو منتشر کردیم
‫پلیس رو باخبر می‌کنیم

627
00:35:53,180 --> 00:35:55,860
‫- خب، الان منتشرش کنیم پس؟
‫- بله، اما نه اینجا

628
00:35:57,260 --> 00:35:59,780
‫روس‌ها هرکی رو که مجبور بشن می‌کشن،

629
00:35:59,780 --> 00:36:01,340
‫که جلوی درز پیدا کردنش رو بگیرن

630
00:36:01,340 --> 00:36:04,380
‫من به پناهندگی سیاسی توی
‫یه کنسولگری خارجی نیاز دارم

631
00:36:04,380 --> 00:36:06,060
‫راه دیگه‌ای نمی‌بینم

632
00:36:06,060 --> 00:36:07,860
‫پس می‌شه لطفاً فقط بریم؟!

633
00:36:10,700 --> 00:36:12,700
‫رئیس، از اوکلی سرنخ پیدا کردیم

634
00:36:12,700 --> 00:36:15,420
‫پاتریک کرودن قرار بوده
‫یه مصاحبه رادیویی زنده داشته باشه

635
00:36:15,420 --> 00:36:17,140
‫و هیچ‌وقت پیداش نشده

636
00:36:17,140 --> 00:36:20,220
‫موبایلش خاموشه و دستیارش هم
‫تلفن رو برنمی‌داره

637
00:36:20,220 --> 00:36:22,900
‫دفترش گفته هیچ‌کدوم از اینا عادی نیست،

638
00:36:22,900 --> 00:36:25,540
‫پس الان توی راه خونه‌ش هستیم

639
00:36:25,540 --> 00:36:28,860
‫باشه، ما به اطلاعات زنده گوشی
‫همۀ تلفن‌هاشون نیاز داریم

640
00:36:28,860 --> 00:36:31,020
‫اوکلی، کرودن و دستیارش

641
00:36:31,020 --> 00:36:33,620
‫الان شماره‌هاشون رو برای تیم می‌فرستیم

642
00:36:42,020 --> 00:36:46,300
‫می‌خوام توی ویدئویی که باهاش پخش می‌شه
‫از جید تشکر کنم

643
00:36:46,300 --> 00:36:47,700
‫اون یه دوست بود

644
00:36:49,340 --> 00:36:51,180
‫جونش رو برای این هدف داد

645
00:36:51,180 --> 00:36:53,060
‫اگه بود امروز براش روز بزرگی می‌بود

646
00:36:53,060 --> 00:36:55,100
‫می‌تونیم انجامش بدیم

647
00:36:55,100 --> 00:36:57,740
‫ببین، اتفاقات خوبی با این‌کار حاصل می‌شه

648
00:36:59,580 --> 00:37:01,660
‫اگه زنده بود بهت افتخار می‌کرد، پاتریک

649
00:37:04,140 --> 00:37:06,700
‫به‌نظرم به همه‌مون افتخار می‌کرد

650
00:37:12,755 --> 00:37:14,155
[ می‌تونیم آقای اوکلی رو قبول کنیم. بیارینش به کنسولگری ]

651
00:37:14,180 --> 00:37:16,140
‫بن، قبولت کردن، رفیق

652
00:37:17,380 --> 00:37:18,860
‫اوه، خداروشکر

653
00:37:18,860 --> 00:37:20,380
‫خب. بیا فیلم رو بگیریم

654
00:37:20,380 --> 00:37:22,660
‫بعداً باید عکس رو بهش اضافه کنم

655
00:37:22,660 --> 00:37:25,540
‫بعد وقتی به کنسولگری برسم
‫می‌تونم آنلاین پخشش کنم

656
00:37:27,700 --> 00:37:29,300
‫شما قراره یک عکس رو ببینید

657
00:37:29,300 --> 00:37:31,460
‫در اون دو مرد رو مشاهده می‌کنید

658
00:37:31,460 --> 00:37:34,180
‫یکی از اونا افسر اطلاعاتی روس هست

659
00:37:34,180 --> 00:37:37,340
‫مردی که در کنارشه، عضوی از
‫نیروی دریایی بریتانیاست

660
00:37:38,460 --> 00:37:40,380
‫خوب بهش فکر کنید

661
00:37:40,380 --> 00:37:42,220
‫ما هیچ عامل بازدارندۀ کارآمدی نداریم

662
00:37:42,220 --> 00:37:45,540
‫اگه توسط یک قدرت خارجی
‫بشه بهش نفوذ پیدا کرد

663
00:37:45,540 --> 00:37:48,220
‫به‌هیچ‌وجه دولت ما نمی‌تونه ادعا کنه که

664
00:37:48,220 --> 00:37:49,820
‫این سلاح‌ها ایمن و در امانه

665
00:37:51,460 --> 00:37:54,260
‫وقت اون رسیده که سلاح‌های هسته‌ای
‫از اسکاتلند،

666
00:37:54,260 --> 00:37:57,820
‫و بریتانیا خارج بشن،
‫قبل اینکه منجر به فاجعه بشه

667
00:38:05,780 --> 00:38:09,180
‫وقتی از اینجا برمی‌گردید
‫باید خیلی مراقب باشید

668
00:38:09,180 --> 00:38:10,740
‫این یه لولۀ آب‌پاشه

669
00:38:10,740 --> 00:38:13,460
‫سعی می‌کنم تا جایی که می‌شه
‫ردیفش کنم

670
00:38:13,460 --> 00:38:16,340
‫تا وقتی برمی‌گردید بتونیم روشنش کنیم.
‫سعی کنید تا جای ممکن

671
00:38:16,340 --> 00:38:20,340
‫- خوب خودتونو بشورید. بی‌نقص نیست
‫- کِی آماده می‌شه؟

672
00:38:20,340 --> 00:38:23,900
‫نمی‌دونم کار می‌کنه یا نه. اگه نکرد،
‫مجبوریم اینجا براتون سطل بذاریم

673
00:38:23,900 --> 00:38:25,220
‫این محلول سفیدکننده‌ست

674
00:38:25,220 --> 00:38:28,580
‫ترجیحاً قبل اینکه برگردید داخل
‫خودتونو باهاش تمیز کنید

675
00:38:28,580 --> 00:38:31,020
‫به شکاف‌های لباس‌تون نزنید.
‫از هم می‌پاشن

676
00:38:31,020 --> 00:38:32,220
‫خیلی خب

677
00:38:32,220 --> 00:38:36,260
‫فرض کنین عامل یه تله انفجاریه،
‫پس با احتیاط زیاد، خب

678
00:38:36,260 --> 00:38:40,180
‫از اینجا تا دکۀ بمب مسیر رو خلوت می‌کنیم که
‫بتونید از طریقِ یکی از لوله‌های اژدر تخلیه‌ش کنید

679
00:38:40,180 --> 00:38:42,500
‫یک نفر که با هزمت کار کرده باشه رو
‫اونجا برای کمک قرار می‌دیم

680
00:38:42,500 --> 00:38:45,260
‫با امید اینکه آب دریا، گاز اعصاب رو پراکنده کنه.
‫سربازرس سیلوا،

681
00:38:45,260 --> 00:38:47,940
‫بخش فنی رو به مباشر بسپارید
‫چون کشتی رو می‌شناسه

682
00:38:47,940 --> 00:38:49,660
‫فکر کنم دیگه حرفی نیست.
‫همه‌چی آماده‌ست؟

683
00:38:49,660 --> 00:38:51,940
‫- آره
‫- موفق باشید

684
00:38:59,820 --> 00:39:02,220
‫باور کنین، دعام می‌کنین

685
00:39:04,340 --> 00:39:05,500
‫- کلاه‌ها
‫- باشه

686
00:39:08,220 --> 00:39:11,380
‫لباس‌های رادیو دارن
‫پس می‌تونین با هم حرف بزنین

687
00:39:11,380 --> 00:39:13,540
‫برای کمک اینجا نمیایم ولی،

688
00:39:13,540 --> 00:39:15,540
‫پس وقتی نیاز بود بیاین بیرون
‫به در ضربه بزنین

689
00:39:15,540 --> 00:39:17,620
‫- کسی از اعضای خدمه «کد مورس» رو بلده؟
‫- بله، بلدم

690
00:39:17,620 --> 00:39:19,300
‫باشه، دوتا صدا رو درمیارم

691
00:39:19,300 --> 00:39:21,340
‫صدای بلند برای نقطه، کوتاه برای خط

692
00:39:21,340 --> 00:39:23,820
‫- اگه خواستیم پیغام بدیم
‫- باشه. عالیه

693
00:39:23,820 --> 00:39:25,820
‫خب، دیگه باید بریم

694
00:39:36,740 --> 00:39:37,860
‫برای کد مورس

695
00:39:39,140 --> 00:39:41,060
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

696
00:39:57,620 --> 00:39:59,060
‫محل عبور رو خلوت کنید

697
00:39:59,060 --> 00:40:01,100
‫دستگاه‌های تهویه رو روی سرعت بالا بذارید

698
00:40:01,100 --> 00:40:02,180
‫بله، قربان

699
00:40:31,740 --> 00:40:33,300
‫اوه، لعنتی

700
00:40:36,220 --> 00:40:37,700
‫کسی نبود

701
00:40:37,700 --> 00:40:39,700
‫پس چرا ماشینش هنوز اینجاست؟

702
00:40:39,700 --> 00:40:42,380
‫رئیس

703
00:40:42,380 --> 00:40:44,220
‫ما خونۀ کرودن هستیم،
‫اینجا نیست

704
00:40:44,220 --> 00:40:46,500
‫نه. فکر کنم بدونم کجا دارن می‌رن

705
00:40:46,500 --> 00:40:49,100
‫از پاتریک کرودن یا بن اوکلی
‫چیزی وجود نداره،

706
00:40:49,100 --> 00:40:51,420
‫ولی بی‌وقفه با مارک هیل هست

707
00:40:51,420 --> 00:40:53,940
‫به 12 کنسولگری مختلف زنگ زده،
‫همه‌شونم توی «ادینبرو»

708
00:40:53,940 --> 00:40:55,340
‫کنسولگری

709
00:40:55,340 --> 00:40:58,860
‫- من می‌گم آقای اوکلی می‌خواد پناهندگی بگیره
‫- صحیح

710
00:40:58,860 --> 00:41:00,980
‫باید افراد رو اطراف کنسولگری روسیه بذاریم

711
00:41:00,980 --> 00:41:03,220
‫به همین کنسولگری باید بره

712
00:41:44,500 --> 00:41:47,300
‫شروع کنیم؟ من می‌رم جای لباس‌های هزمت

713
00:41:47,300 --> 00:41:48,660
‫حتماً

714
00:42:14,380 --> 00:42:16,180
‫چطوری، ایمی؟

715
00:42:16,180 --> 00:42:19,020
‫- فقط دارم جسد رو بررسی می‌کنم
‫- باشه

716
00:42:42,540 --> 00:42:45,780
‫بذار فقط اینا رو ببرم، بعد برمی‌گردم پیشت

717
00:42:45,780 --> 00:42:46,980
‫باشه

718
00:43:06,140 --> 00:43:07,900
‫لباس‌های هزمت رو گذاشتم

719
00:43:20,500 --> 00:43:22,100
‫خب، الان دارم برمی‌گردم جای تو

720
00:43:42,700 --> 00:43:44,220
‫باید باهاتون صحبت کنیم، قربان

721
00:43:44,220 --> 00:43:46,660
‫دنبال بن اوکلی می‌گردیم

722
00:43:46,660 --> 00:43:48,020
‫کمکی ازم ساخته نیست

723
00:43:48,020 --> 00:43:51,700
‫اونو جای کنسولگری روسیه پیاده کردید؟

724
00:43:51,700 --> 00:43:54,260
‫متأسفم، باید به این موضوع رسیدگی کنم

725
00:43:54,260 --> 00:43:55,660
‫فقط چند لحظه

726
00:44:02,180 --> 00:44:04,460
‫بن اوکلی کسی خواهد بود که
‫سلاح‌های هسته‌ای رو

727
00:44:04,460 --> 00:44:06,980
‫از اسکاتلند خارج می‌کنه،
‫و باعث افتخارمه که حمایتش کنم

728
00:44:06,980 --> 00:44:09,860
‫- گمونم یک عکس داره
‫- بله، دیدمش

729
00:44:09,860 --> 00:44:11,940
‫اون عکس مال اوکلی نیست

730
00:44:11,940 --> 00:44:13,140
‫جید اون عکسو گرفته

731
00:44:15,020 --> 00:44:17,100
‫ببخشید، چی گفتین؟

732
00:44:17,100 --> 00:44:20,660
‫ما لپ‌تاپ جید که توی واگن بن اوکلی
‫مخفی شده بود رو پیدا کردیم

733
00:44:20,660 --> 00:44:24,020
‫شواهدی داریم که اون عکس رو
‫از لپ‌تاپش دزدیده،

734
00:44:24,020 --> 00:44:26,900
‫و معتقدیم که اونو به یک افسر اطلاعاتی روس

735
00:44:26,900 --> 00:44:29,460
‫معروف به پیتر انگلز، تحویل داده

736
00:44:29,460 --> 00:44:33,700
‫حالا، اون عکس دلیلِ کشته شدنِ جیدـه

737
00:44:33,700 --> 00:44:34,740
‫نه

738
00:44:35,780 --> 00:44:39,260
‫نگاه، این بن اوکلی‌ـه که
کنار پیتر انگلز نشسته

739
00:44:39,260 --> 00:44:41,460
‫همون مردی که جید ازش عکس گرفت

740
00:44:41,460 --> 00:44:44,620
‫از عکسی که اوکلی نشون‌تون داد
‫کپی دارید؟

741
00:44:44,620 --> 00:44:47,340
‫توی عکسی که دیدید
‫انگلز با کس دیگه‌ای نبود؟

742
00:44:48,820 --> 00:44:52,660
‫- مرد دیگه‌ای رو دیدید؟
‫- بله، ولی فقط چند ثانیه دیدمش

743
00:44:52,660 --> 00:44:55,100
‫ما معتقدیم که اون مردِ دیگه
‫الان توی ویجیل‌ـه

744
00:44:55,100 --> 00:44:57,980
‫و در نقشۀ خراب‌کاری و اخلال در زیردریایی
‫شرکت داره

745
00:44:57,980 --> 00:44:59,460
‫بن اوکلی کجاست؟

746
00:45:00,460 --> 00:45:03,140
‫کنسولگری چین.
‫مارک الان داره می‌رسوندش اونجا

747
00:45:03,140 --> 00:45:04,580
‫چینی

748
00:45:04,580 --> 00:45:06,900
‫روسیه نیست، چین‌ـه

749
00:45:06,900 --> 00:45:09,380
‫سریع برید، ما توی راهیم

750
00:45:09,380 --> 00:45:12,100
‫کاری که با جید کرد بی‌رحمانه بود

751
00:45:12,100 --> 00:45:13,500
‫واقعاً متأسفم

752
00:45:40,460 --> 00:45:41,700
‫توی کیسه می‌کنمش

753
00:46:24,820 --> 00:46:27,100
‫- یه یادداشت پیدا کردم
‫- یادداشت؟

754
00:46:27,100 --> 00:46:28,860
‫سعی دارم بخونمش

755
00:46:28,860 --> 00:46:31,140
‫«کت کوچولو، بالی تموم‌شده نیست

756
00:46:32,740 --> 00:46:34,540
‫«آخرین فرصت

757
00:46:35,700 --> 00:46:38,020
‫«بذارش اونجا که دستور داده شده...

758
00:46:39,620 --> 00:46:41,340
‫«...وگرنه به برک ملحق می‌شی»

759
00:46:44,300 --> 00:46:46,420
‫یه نفر دیگه توی کشتی‌ـه

760
00:46:50,780 --> 00:46:52,340
‫اینو گذاشتن، دستوره

761
00:46:53,860 --> 00:46:57,100
‫«آخرین فرصت».
‫فکر کنم داشتن تهدیدش می‌کردن

762
00:46:57,100 --> 00:46:59,180
‫فکر کنم دیگه نمی‌خواسته به کارش ادامه بده

763
00:47:03,700 --> 00:47:07,020
‫اگه یکی دیگه توی کشتیه،
‫پس چه نیازی به جکی داشتن؟

764
00:47:14,140 --> 00:47:16,700
‫اگه در همون وهله اول
‫سوار کشتی نبوده باشن چی؟

765
00:47:18,380 --> 00:47:19,420
‫مثلا...

766
00:47:20,660 --> 00:47:23,820
‫...اگه وظیفۀ جکی کشتنِ برک بوده باشه چی

767
00:47:23,820 --> 00:47:26,100
‫تا بتونن جایگزینش رو
‫با پرواز به زیردریایی بیارن؟

768
00:47:27,700 --> 00:47:30,500
‫- منظورت داواردـه؟
‫- آره

769
00:47:30,500 --> 00:47:33,620
‫آره، داوارد این یادداشت رو نوشته.
‫تهدیدش کرده

770
00:47:33,620 --> 00:47:35,100
‫فکر کنم همه‌ش کارِ اون بوده

771
00:47:43,660 --> 00:47:45,460
‫- چی شده؟
‫- گرما رو حس می‌کنم

772
00:47:48,700 --> 00:47:51,860
‫- گرمه
‫- بذار ببینم

773
00:47:51,860 --> 00:47:54,340
‫منو نگاه کن. نگاه کن

774
00:47:55,980 --> 00:47:58,940
‫- اوه، نه
‫- منو ببین. باید بریم بیرون

775
00:47:58,940 --> 00:48:00,820
‫متوجه‌ش نشدم

776
00:48:01,820 --> 00:48:03,140
‫خب، بیا بریم

777
00:48:11,420 --> 00:48:13,620
‫هی، هی، هی، الیوت!

778
00:48:13,620 --> 00:48:14,660
‫خیلی خب

779
00:48:16,740 --> 00:48:19,020
‫این باید از طریق لوله اژدر تخلیه بشه

780
00:48:19,020 --> 00:48:21,820
‫- آره، می‌دونم. نه. یالا
‫- برو!

781
00:48:27,420 --> 00:48:30,660
‫به من تکیه بده

782
00:48:30,660 --> 00:48:33,060
‫خب، باهام بمون

783
00:48:33,060 --> 00:48:35,100
‫لعنتی

784
00:48:35,100 --> 00:48:38,180
‫الیوت، باهام بمون. الیوت، منو ببین

785
00:48:38,180 --> 00:48:39,940
‫الیوت. نگاه کن

786
00:48:39,940 --> 00:48:41,820
‫باید همین‌طور بریم

787
00:48:55,540 --> 00:48:57,980
‫- دارن میان بیرون!
‫- لعنتی

788
00:48:57,980 --> 00:49:01,100
‫آب‌پاش‌ها رو راه بندازید!
‫محل عبور رو خلوت کنید!

789
00:49:01,100 --> 00:49:02,620
‫برای تهویه آماده باشید

790
00:51:28,260 --> 00:51:30,020
‫نه، اون نه

791
00:51:30,020 --> 00:51:31,700
‫اونا مدارکه

792
00:51:48,980 --> 00:51:50,220
‫در معرض گاز قرار گرفته

793
00:51:51,700 --> 00:51:53,380
‫اوه، لعنتی

794
00:52:05,180 --> 00:52:06,860
‫وای خدای من!

795
00:52:06,860 --> 00:52:08,260
‫خدایا!

796
00:52:26,600 --> 00:52:28,100
[ فشار آب خارجی ]

797
00:52:34,700 --> 00:52:35,860
‫نه!

798
00:52:35,860 --> 00:52:38,060
‫کمک! کمک

799
00:52:38,684 --> 00:52:47,684
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
