WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.440
‫نمی‌فهمم چرا اوضاع باید تغییر بکنه

00:01.440 --> 00:03.160
‫چون تو همه‌ش عقب می‌ندازیش

00:03.160 --> 00:04.560
‫تو گفتی که آماده‌ای!

00:04.560 --> 00:07.920
‫- اصلاً می‌خوای با هم زندگی کنیم؟
‫- این‌قدر سؤال نکن، باشه؟

00:07.920 --> 00:09.800
‫فقط... فقط به یه‌کم فضا نیاز دارم

00:09.800 --> 00:12.400
‫- اگه نمی‌خوای اینجا باشم، می‌رم
‫- نه!

00:12.400 --> 00:15.280
‫منظورم این نبود!
‫بهم گوش نمی‌کنی!

00:15.280 --> 00:17.720
‫می‌دونی چیه؟ خوبم گوش می‌کنم.
‫من دوستت داشتم

00:17.720 --> 00:20.800
‫و می‌خواستم بشناسمت.
‫ولی تو اصلاً از این خوشت نمیاد

00:22.400 --> 00:24.560
‫دستور شلیک در رادیو دریافت شد

00:24.560 --> 00:27.040
‫تکرار می‌کنم. دستور شلیک
‫در رادیو دریافت شد

00:31.760 --> 00:34.320
‫افسران مهندسی سلاح به اتاق فرماندهی

00:34.320 --> 00:37.480
‫تکرار می‌کنم. افسران مهندسی سلاح
‫به اتاق فرماندهی

00:39.920 --> 00:41.680
‫افسران مهندسی سلاح اینجان، قربان

00:41.680 --> 00:43.880
‫دستورات شلیک دریافت شد.
‫مانعی سر راه نیست

00:50.080 --> 00:51.840
‫آماده‌باش. آماده‌باش

00:51.840 --> 00:53.120
‫دستورات شلیک دریافت شد

00:56.600 --> 00:58.320
‫دستور شلیک در ساعت 1:00 دریافت شد

01:02.640 --> 01:05.520
‫فرماندهی کشتی، زیردریایی رو به حالتِ
‫آماده‌باش برای

01:05.520 --> 01:06.640
‫پرتاب موشک دربیارید

01:14.880 --> 01:17.600
‫- آدامز!
‫- شرمنده، داریم کشتی رو به عمق پرتاب می‌بریم

01:18.760 --> 01:20.320
‫آدامز! آخ!

01:24.880 --> 01:28.520
‫حالت آماده‌باش. حالت آماده‌باش.
‫تمام کابین‌ها در حال بسته شدن

01:28.520 --> 01:31.600
‫زیردریایی به عمق پرتاب تعیین‌شده می‌رود

01:31.600 --> 01:34.800
‫کلیدهای واحد شلیک
‫به افسر ارشد نظامی صادر شده

01:34.800 --> 01:37.920
‫فرمان «وی‌اُ»، وضعیت رو
‫آماده برای پرتاب موشک قرار بده

01:37.920 --> 01:40.480
‫- شما خوبی؟
‫- آره

01:40.480 --> 01:44.160
‫- آره
‫- صدمه دیدی، باید ببریمت پیش پزشک

01:44.160 --> 01:47.600
‫- نه، من...
‫- تکرار، مراحل پرتاب مجاز است

01:47.600 --> 01:49.360
‫روی وضعیت پرتاب موشک قرار بده

01:49.360 --> 01:51.600
‫زیردریایی رو به عمق پرتاب تعیین‌شده ببرید

02:01.160 --> 02:02.560
‫برای پرتاب آزاد شده

02:02.560 --> 02:05.480
‫- فرمانده، در عمق پرتاب هستیم
‫- چی؟ چی شده؟

02:05.480 --> 02:07.040
‫بهتره از اینجا ببریـش بیرون

02:07.040 --> 02:08.360
‫چی؟ نه!

02:08.360 --> 02:11.080
‫- از اتاق فرماندهی خارج شو. حالا
‫- ایمی، دستورات بهت داده شده

02:11.080 --> 02:13.200
‫- باید از اتاق فرماندهی بری بیرون
‫- دستورات؟

02:13.200 --> 02:15.720
‫- سرِت چی شده؟
‫- هیچی، فقط به جایی خورده

02:15.720 --> 02:20.600
‫- سیستم سلاح در حالت پرتاب موشک
‫- سیستم سلاح در حالت پرتاب موشک، وی‌اُ، فرمان، مفهومه

02:20.600 --> 02:22.720
‫- منظورش چی بود از سلاح؟
‫- برو بیرون، ایمی

02:26.480 --> 02:28.480
‫وی‌اُ، فرمان، اجازۀ شلیک داری

02:28.480 --> 02:29.920
‫چی؟ متوقفش کن!

02:29.920 --> 02:31.040
‫ایمی!

02:36.480 --> 02:39.840
‫فقط یه مانوره. فقط یه مانوره.
‫فقط یه مانوره

02:39.840 --> 02:41.200
‫فقط یه مانوره

02:41.200 --> 02:42.920
‫مانور پرتاب به پایان رسید

02:42.920 --> 02:44.720
‫تکرار می‌کنم. مانور پرتاب به پایان رسید

02:48.520 --> 02:49.680
‫ببرش بهداری

02:51.800 --> 02:53.600
‫ایمی

02:53.600 --> 02:54.840
‫همگی به کارِتون ادامه بدید

02:58.120 --> 02:59.160
‫امم...

03:06.240 --> 03:07.840
‫ایمی

03:07.840 --> 03:10.000
‫ایمی، حالت خوبه؟

03:10.000 --> 03:11.080
‫خوبی؟

04:04.500 --> 04:07.500
ویجیل

04:09.524 --> 04:17.524
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:19.760 --> 04:25.120
‫تو درمورد حادثه‌ای توی بندر هیورز
‫یه بیانیه ‫به نیروی دریایی صادر کردی

04:25.120 --> 04:27.160
‫این بخشی از تحقیقاتِ در حال جریانـه

04:27.160 --> 04:29.520
‫- باید با مافوق‌هام صحبت کنین
‫- کردیم

04:34.320 --> 04:37.440
‫اتفاقی که توی بندر هیورز افتاده
‫فوق محرمانه‌ست پس هرکسی که

04:37.440 --> 04:41.240
‫به تو لو دادتش قانون‌شکنی کرده
‫و امنیت ملی رو به‌خطر انداخته

04:41.240 --> 04:44.640
‫خب، می‌دونی که امروز موظفی
‫با ما همکاری کنی

04:44.640 --> 04:47.080
‫و عدم انجام این کار باعث می‌شه
‫بهت اتهام وارد بشه

04:47.080 --> 04:50.520
‫در بهترین حالت ممکن، شغلت رو از دست می‌دی

04:50.520 --> 04:52.840
‫من اطلاعاتم رو با هیچ‌کس درمیون نذاشتم

04:55.040 --> 04:57.040
‫امروز عصر با پاتریک کرودن ملاقات داشتی

04:58.400 --> 05:00.880
‫ماهیتِ مکالمه‌تون چی بود؟

05:00.880 --> 05:02.560
‫چند وقته دارین تعقیبم می‌کنین؟

05:02.560 --> 05:05.120
‫دربارۀ بندر هیورز باهاش صحبت کردی؟

05:05.120 --> 05:07.640
‫اون سعی داشت کمکم کنه
‫قاتلِ جید آنتونیاک رو پیدا کنم

05:07.640 --> 05:09.400
‫جواب سؤالم رو ندادی

05:11.000 --> 05:14.280
‫مشکوک شده که نیروی دریایی
‫حادثه‌ای توی فلوریدا رو لاپوشونی کرده،

05:14.280 --> 05:16.080
‫ولی نمی‌دونه چه اتفاقی افتاده

05:16.080 --> 05:19.000
‫خب مشخصاً شما نگرانِ درز پیدا کردنِ
‫اطلاعاتی هستین

05:19.000 --> 05:20.640
‫که کرودن به مطبوعات می‌گه

05:20.640 --> 05:23.360
‫گمونم از رابطه‌ش با جید خبر داشتین

05:25.000 --> 05:26.520
‫باهاش آشنا هستیم. بله

05:30.480 --> 05:33.480
‫ام‌آی5 بود که کمپ صلح رو زیر نظر داشت؟

05:33.480 --> 05:35.280
‫ما بهشون نظارت می‌کنیم

05:35.280 --> 05:38.680
‫فعالیت‌هاشون، با کیا حرف می‌زنن.
‫اما یه روالِ سفت‌وسخت نیست

05:38.680 --> 05:40.200
‫چرا بهشون نظارت می‌کنین؟

05:40.200 --> 05:41.960
‫هر دلیلی که فکرشو بکنی

05:41.960 --> 05:44.240
‫اکثرشون بی‌آزارن، اما نه همه‌شون،

05:44.240 --> 05:47.160
‫مخصوصاً وقتی با گروه‌های
‫فعال سیاسیِ دیگه لینک می‌شن

05:47.160 --> 05:49.560
‫توی آگوست یه تظاهرات بود
‫که سه‌تا گروه دخیل بودن

05:49.560 --> 05:51.320
‫و کار به خشونت کشید

05:52.880 --> 05:55.080
‫جید بهم گفت توی کمپ
‫نفوذی دارین

05:56.120 --> 05:57.520
‫اونجا چی‌کار می‌کردن؟

06:03.160 --> 06:05.480
‫برای سؤال‌هاتون وقت زیادی داشتید

06:05.480 --> 06:08.160
‫هر سؤال دیگه‌ای داشتید
‫می‌تونید کتباً بنویسید

06:08.160 --> 06:09.200
‫بیا بریم

06:10.200 --> 06:12.120
‫درحالی‌که به آزادی‌تون احترام می‌ذاریم...

06:12.120 --> 06:14.120
‫- خیلی لطف کردین
‫- ...در اینجا

06:14.120 --> 06:16.320
‫مسائل مربوط به امنیت ملی وجود داره

06:16.320 --> 06:19.280
‫ازتون می‌خوایم با ما صادق باشید

06:19.280 --> 06:20.480
‫بله

06:20.480 --> 06:23.080
‫مطمئناً از تمام کانال‌های مناسب
‫استفاده می‌کنیم

06:28.480 --> 06:29.800
‫در این مورد چاره‌ای نداشتم

06:29.800 --> 06:32.320
‫وقتی بهم گفتن، تو قبلاً اون داخل
‫باهاشون بودی

06:32.320 --> 06:34.320
‫از موقعی که با کرودن ملاقات داشتم
‫تعقیبم می‌کردن

06:34.320 --> 06:35.680
‫شایدم زودتر

06:35.680 --> 06:37.400
‫خب، چی ازشون دستگیرت شد؟

06:37.400 --> 06:39.280
‫دربارۀ نفوذی‌های کمپ پرسیدم

06:39.280 --> 06:41.080
‫جواب سرراستی ندادن

06:41.080 --> 06:42.560
‫- ولی یه ایده‌هایی دارم
‫- باشه

06:42.560 --> 06:45.200
‫بیا بریم خونه. صبح می‌تونیم
‫درباره‌ش صحبت کنیم

06:58.880 --> 07:01.200
‫از حالت آماده‌باش خارج بشید

07:01.200 --> 07:03.120
‫پست دوم. به زیر آب رفت

07:03.120 --> 07:04.320
‫پست دوم

07:15.560 --> 07:17.040
‫حالتون خوبه؟

07:18.400 --> 07:20.960
‫می‌شه به مباشر بگی می‌خوام ببینمش؟

07:20.960 --> 07:22.120
‫توی دفترش می‌بینمش

07:23.240 --> 07:24.360
‫بله، خانم

07:32.280 --> 07:34.040
‫- تیم تو از اونجا میان
‫- آره

07:34.040 --> 07:36.400
‫- و بعد ما از اینجا میایم
‫- بله

07:36.400 --> 07:39.600
‫- راستش، می‌شه یه لحظه دستت باشه؟
‫- تایپش می‌کنم

07:45.960 --> 07:48.000
‫- چای یا قهوه؟
‫- هوم؟

07:48.000 --> 07:50.920
‫یا خب، می‌تونی سوپ رو امتحان کنی
‫اگه احساس مازوخیستی داری

07:50.920 --> 07:54.560
‫کریستن لانگکر. گروهبان کارآگاه.
‫تازه از اداره تحقیقات جنایی منتقل شدم

07:54.560 --> 07:56.480
‫- ایمی سیلوا. سربازرس
‫- می‌دونم

07:56.480 --> 07:58.360
‫کِی این دستگاه رو گذاشتن؟

07:58.360 --> 08:01.280
‫وقتی که سروصدا برای سوپ بد
‫اون‌قدر زیاد شد که نشد نادیده گرفتش

08:01.280 --> 08:04.120
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم،
‫اگه اشکالی نداره

08:04.120 --> 08:06.240
‫یه مصاحبه الان دارم با بازرسم

08:06.240 --> 08:09.640
‫و رابرتسون گفت شما بهترین کسی هستی
‫که می‌تونه کمک کنه آماده بشم

08:10.720 --> 08:12.680
‫الان وقت خوبی نیست. ببخشید

08:12.680 --> 08:14.240
‫باشه. مشکلی نیست

08:16.400 --> 08:18.800
‫- می‌شه یه شکلات داغ برات بگیرم؟
‫- نه. نمی‌خواد

08:18.800 --> 08:20.000
‫نه، خودم دوست دارم

08:22.520 --> 08:24.000
‫امم...

08:24.000 --> 08:26.640
‫خب، به‌نظرت بزرگ‌ترین اشتباهی که مردم

08:26.640 --> 08:28.000
‫توی مصاحبه می‌کنن چیه؟

08:33.880 --> 08:36.600
‫- باشه؟ ممنون. باشه
‫- آره، پنج دقیقه

08:36.600 --> 08:38.360
‫ممنون، همین‌قدرم نیاز دارم

08:53.720 --> 08:55.840
‫گفتن منتظر من بودی

08:55.840 --> 08:57.680
‫چرا بهم نگفتی مانوره؟

08:59.920 --> 09:03.200
‫این وظیفۀ ماست که تست رو در
‫سریع‌ترین زمان ممکن تموم کنیم

09:03.200 --> 09:05.360
‫نه که تو رو آروم کنیم

09:07.480 --> 09:10.200
‫- حالا حالت چطوره؟ خوبی؟
‫- فکر کنم بهتره بشینی

09:18.000 --> 09:20.120
‫تو با تیفانی داکرتی رابطه داری؟

09:22.320 --> 09:24.560
‫- چی؟
‫- به‌نظرم تو اون مرد داخل عکس هستی

09:24.560 --> 09:26.880
‫و کریگ برک ازشون استفاده می‌کرد
‫تا ازت اخاذی کنه

09:28.280 --> 09:31.040
‫به اطلاعات درمورد بندر هیورز نیاز داشته.
‫درمورد اون دوتا پیمانکار

09:31.040 --> 09:33.160
‫اون حادثه. تو درباره‌ش می‌دونستی، نه؟

09:33.160 --> 09:34.760
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم چیزی بگم

09:34.760 --> 09:36.960
‫می‌خواست این موضوع رو به مطبوعات
‫لو بده، لاپوشونیِ نیروی دریایی

09:36.960 --> 09:39.400
‫رو فاش کنه. به‌نظرم برای این کار
‫به کمک تو نیاز داشته

09:39.400 --> 09:41.880
‫- نه، این‌طوری نبود...
‫- باشه، اگه نمی‌خوای باهام روراست باشی،

09:41.880 --> 09:44.040
‫می‌تونیم بریم پیش کاپیتان.
‫می‌تونیم این گفت‌وگو رو

09:44.040 --> 09:45.120
‫جلوش داشته باشیم

09:54.680 --> 09:56.360
‫پس حالا تو هم ازم اخاذی می‌کنی؟

09:59.880 --> 10:00.920
‫پس واقعاً کمکش کردی؟

10:04.320 --> 10:05.800
‫خب کِی اومد پیشت؟

10:06.960 --> 10:08.760
‫چند هفته قبل از گشت

10:08.760 --> 10:10.760
‫هیچ مدرکی بهش دادی؟
‫که اثبات کنه اون اتفاق رو؟

10:10.760 --> 10:13.120
‫مدرکی نبود. حتی اگرم چیزی بود

10:13.120 --> 10:16.000
‫- بهش نمی‌دادم
‫- حتماً چیزی لازم داشته که به مطبوعات ببره

10:16.000 --> 10:18.000
‫غیر این صورت نیروی دریایی
‫کل داستان رو انکار می‌کرد

10:18.000 --> 10:19.560
‫و از تو اون عکس رو داشت،

10:19.560 --> 10:22.800
‫پس می‌تونسته همین‌طور بهت فشار بیاره،
‫ازت بیشتر درخواست کنه

10:22.800 --> 10:26.920
‫این قدرت رو داشته که شغلت،
‫ازدواجت، خونواده‌ت رو نابود کنه

10:26.920 --> 10:29.560
‫تنها راه برای از بین بردن اینا
‫اینه که کریگ برک از بین رفته باشه

10:29.560 --> 10:30.840
‫پس...

10:30.840 --> 10:33.360
‫داری می‌گی که من با مرگش
‫ارتباطی داشتم؟

10:33.360 --> 10:35.000
‫روز ماجرای کرجی باهاش بودی

10:35.000 --> 10:37.480
‫در طول این تحقیقات کوفتی
‫بهم دروغ گفتی!

10:37.480 --> 10:40.640
‫چی! این... واقعاً مسخره‌ست

10:40.640 --> 10:42.680
‫من کریگ برک رو نکشتم!

10:42.680 --> 10:44.880
‫اصلاً چطوری انجامش می‌دادم؟

10:44.880 --> 10:48.640
‫می‌دونی چیه؟ دیگه حتی مهم نیست
‫تو چی فکر می‌کنی

10:48.640 --> 10:50.840
‫نه بعد از اون گلی که
‫توی اتاق فرماندهی کاشتی

10:50.840 --> 10:55.200
‫- ببخشید؟
‫- همۀ افراد این کشتی فکر می‌کنن تو روانی‌ای!

10:55.200 --> 10:56.480
‫فقط من همچین فکری نمی‌کردم

10:58.400 --> 10:59.640
‫حالا خودتی و خودت

11:54.720 --> 11:57.400
‫- شب سختی داشتی؟
‫- زیاد نخوابیدم

11:57.400 --> 12:00.000
‫کل این فیلمِ سمت دریاچه،
‫شبی که جید کشته شد رو بررسی کردم

12:00.000 --> 12:02.600
‫تا اینجا، چیز زیادی پیدا نکردم

12:02.600 --> 12:06.040
‫اونو یه ثانیه بذار کنار، یه چیز دیگه هست
‫که می‌خوام نگاه کنم

12:06.040 --> 12:08.480
‫جید بهم گفت توی مسیر برگشت
‫از یه تظاهرات

12:08.480 --> 12:11.480
‫توی ایستگاه قطار بوده و یکی رو شناخته

12:11.480 --> 12:13.320
‫فکر می‌کرده از ام‌آی5 بوده

12:13.320 --> 12:15.880
‫و دارم فکر می‌کنم... خب، نه،
‫امیدوارم

12:15.880 --> 12:17.520
‫که شاید یه دوربین ضبطش کرده باشه

12:17.520 --> 12:19.720
‫زمانش رو می‌دونی؟ و کدوم ایستگاه؟

12:19.720 --> 12:23.080
‫ام‌آی5 به تظاهراتی که توی آگوست
‫خشونت‌آمیز شد اشاره کرد

12:23.080 --> 12:24.240
‫می‌تونی از اونجا شروع کنی

12:28.800 --> 12:30.640
‫آره. اینجا توی گلاسگو بوده

12:32.880 --> 12:36.480
‫خیلی خب، بیا هر دو انتهای خط رو
‫نگاه بندازیم، کرک‌موث

12:36.480 --> 12:38.720
‫و ایستگاه مرکزی گلاسگو.
‫ببینیم می‌تونیم جید رو پیدا کنیم

12:58.560 --> 12:59.920
‫هیچ‌کس دفعه اول درکش نمی‌کنه

13:01.320 --> 13:02.960
‫هیچ‌کس

13:02.960 --> 13:04.320
‫خب، خوشحال شدم اینو شنیدم

13:08.280 --> 13:11.360
‫حالا نصیحتی نداری؟
‫حتی فقط برای پر کردن سکوت

13:13.200 --> 13:14.520
‫آره، زیاد لطف نکن

13:15.880 --> 13:19.400
‫عوضی هم نباش، ولی زیادی
‫لطف هم نکن، می‌دونی؟

13:21.040 --> 13:24.440
‫مجبور نیستی همه رو راضی نگه داری.
‫همه لیاقتش رو ندارن

13:24.440 --> 13:26.720
‫مثل یک انسان‌گریز واقعی گفتی

13:26.720 --> 13:28.480
‫یه‌جورایی باید باشی، مگه نه؟

13:28.480 --> 13:31.040
‫بخشی از شرح وظایفـه

13:31.040 --> 13:33.880
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن،
‫از نظر احساسی درگیر نشو

13:33.880 --> 13:36.320
‫تا حالا به سخنرانی انگیزشی فکر کردی؟

13:38.680 --> 13:40.560
‫یه کارآگاه عالی از همه دوری می‌کنه

13:43.000 --> 13:45.760
‫به قیمتِ همه‌چی، روی کارش تمرکز می‌کنه

13:48.160 --> 13:50.040
‫پس چیزی که داری می‌گی یعنی...

13:51.120 --> 13:52.600
‫...پذیرفتنِ انزوای کامل

13:54.400 --> 13:55.440
‫باشه

13:57.400 --> 13:59.280
‫واقعاً بهش باور داری؟

13:59.280 --> 14:01.440
‫آره، از ته دل

14:01.440 --> 14:04.200
‫خب پس قلب داری؟
‫با وجود ادعایی که داری؟

14:04.200 --> 14:06.840
‫- نه. وقتی سر کارم ندارم
‫- آره. ولی خب همیشه که

14:06.840 --> 14:08.160
‫سر کار نیستی، هستی؟

14:14.600 --> 14:15.680
‫صبحونه، خانم

14:17.280 --> 14:18.800
‫ممنون

14:22.880 --> 14:25.920
‫تازه درباره پسرت شنیدم.
‫امروز صبح فهمیدم

14:25.920 --> 14:28.920
‫- داره میاد بیرون
‫- فوق‌العاده‌ست!

14:28.920 --> 14:30.680
‫همین‌طوری می‌ذارن بره؟

14:30.680 --> 14:32.680
‫فکر کنم مدارک جدیدی چیزی پیدا شده

14:32.680 --> 14:34.760
‫به‌هرحال، برمی‌گرده خونه منتظرم می‌مونه

14:34.760 --> 14:36.880
‫- باورم نمی‌شه!
‫- می‌دونم!

14:38.480 --> 14:40.880
‫- باید برگردم به کارم، عزیزم
‫- باشه

14:48.520 --> 14:52.280
‫- سربازرس سیلوا، می‌خوام به بهداری بیاید
‫- برای چی؟

14:52.280 --> 14:54.040
‫باید یه چک‌آپ بشید

14:54.040 --> 14:55.200
‫دستور کاپیتانه

14:59.800 --> 15:00.880
‫باشه

15:08.920 --> 15:11.800
‫داروهای مُسکنـت رو مصرف نکردی

15:11.800 --> 15:13.120
‫گفتم که، حالم خوبه

15:14.880 --> 15:16.920
‫خب، چی شده؟

15:20.000 --> 15:23.000
‫جراح ناوبان یکم داکرتی،
‫می‌تونم گزارشت رو بشنوم؟

15:23.000 --> 15:25.720
‫آسیب‌دیدگیِ سربازرس سیلوا سطحیه

15:25.720 --> 15:27.280
‫شواهدی از ضربه مغزی وجود نداره

15:27.280 --> 15:30.000
‫صحبت از دارو سخت‌تره

15:30.000 --> 15:32.320
‫- ببخشید، چی؟
‫- مطلع شدم که

15:32.320 --> 15:34.760
‫یک بیماری جدی پزشکی داری،
‫که براش

15:34.760 --> 15:37.160
‫- داروهای غیرمجاز با خودت به کشتی آوردی
‫- آره، باشه، نمی‌دونم

15:37.160 --> 15:40.200
‫- چی گفتن...
‫- ترک کردنِ اون داروها

15:40.200 --> 15:41.680
‫دقیقاً چه اثراتی داره؟

15:41.680 --> 15:44.080
‫مشکل خواب. تعادل ضعیف

15:44.080 --> 15:45.320
‫اضطراب

15:45.320 --> 15:47.200
‫روان‌پریشی نادره، اما ممکنه اتفاق بیفته

15:49.120 --> 15:52.400
‫فکر می‌کنی ممکنه این دلیلِ
‫انفجار خشمِ امروز صبحـت باشه؟

15:54.120 --> 15:56.000
‫من هیچ‌وقت دربارۀ داروهام بهت چیزی نگفتم

15:58.080 --> 15:59.440
‫- اشاره کردی
‫- نه

16:03.040 --> 16:05.000
‫ببین. ما فقط سعی داریم کمکت کنیم، ایمی

16:05.000 --> 16:07.800
‫- فقط نگرانت هستیم. همین
‫- اوه، چه... چه مهربون

16:07.800 --> 16:10.360
‫ببینید، کاپیتان، این یه‌جور تلاش
‫برای زیر سؤال بردنِ منه

16:10.360 --> 16:11.680
‫من خودم شاهد رفتارت بودم

16:11.680 --> 16:14.080
‫من فقط بیدار شدم و
‫هیچ‌کس بهم نگفت که...

16:14.080 --> 16:16.000
‫می‌دونی من درباره داروهام بهت چیزی نگفتم

16:16.000 --> 16:17.200
‫مطمئنم

16:17.200 --> 16:20.360
‫پس، ناوبان یکم داکرتی حتماً بهت گفته

16:20.360 --> 16:22.760
‫می‌دونی این دوتا با هم رابطه دارن،
‫پس مسئله من نیستم

16:22.760 --> 16:25.400
‫- اونا می‌خوان کاری کنن که من...
‫- مباشر بهم اطمینان داد

16:25.400 --> 16:27.240
‫که هیچ تماس نامناسبی انجام نشده

16:34.000 --> 16:36.800
‫خیلی خب، من باید از مباشر بازپرسی کنم

16:37.800 --> 16:40.040
‫کریگ برک داشته دربارۀ بندر هیورز
‫اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده

16:40.040 --> 16:42.600
‫می‌خواسته کل افراد کشتی رو پایین بکشه،
‫و مباشر اینو می‌دونسته

16:42.600 --> 16:45.680
‫قبلاً بهم اقرار کرد که
برک ازش اخاذی می‌کرده

16:48.640 --> 16:50.760
‫- مدرکی داری؟
‫- می‌خوام همین کارو بکنم

16:50.760 --> 16:54.440
‫- سعی دارم مدارک جمع کنم اما شما درست کمکم نمی‌کنید
‫- از چه نظر؟

16:54.440 --> 16:56.720
‫غرق شدنِ کرجی رو نگفتید

16:56.720 --> 16:58.480
‫از بندر هیورز چیزی نگفتید

17:00.320 --> 17:03.840
‫این اطلاعات محرمانه‌ست که
‫دخلی به این پرونده نداره

17:03.840 --> 17:05.240
‫قضاوتش که با شما نیست

17:07.840 --> 17:12.360
‫سربازرس سیلوا، با این وضعِ سلامت،
‫مختل کردن مانورها و

17:12.360 --> 17:15.800
‫اتهامات نسنجیده،
‫نمی‌تونم شما رو کنارم داشته باشم

17:17.000 --> 17:19.920
‫به‌نظرم برای این کار نامناسبی.
‫از وظایفت مرخصی

17:19.920 --> 17:22.480
‫- اختیارش دست تو نیست
‫- هست

17:22.480 --> 17:24.520
‫و تا پایان روز توی کابین من می‌مونی

17:24.520 --> 17:26.840
‫استراحت می‌کنی و به توصیه‌های
‫ناوبان یکم داکرتی درمورد سلامتت

17:26.840 --> 17:29.640
‫- عمل می‌کنی
‫- هنوز یکی توی ویجیل‌ـه که بسیار خطرناکه

17:29.640 --> 17:31.520
‫و من سعی دارم کمک‌تون کنم
‫بفهمین اون کیه

17:31.520 --> 17:33.520
‫- من الان به پشتیبانی کامل‌تون نیاز دارم
‫- چرا نمی‌ری...؟

17:33.520 --> 17:37.200
‫پزشک رو متقاعد کن که برای انجام وظیفه
‫آمادگی داری، و دوباره بررسیـش می‌کنیم

17:37.200 --> 17:39.360
‫اگه نتونی این‌کارو بکنی، در طول این گشت

17:39.360 --> 17:41.000
‫به اتاقت محدود می‌شی

17:43.440 --> 17:44.480
‫آره؟

17:46.320 --> 17:49.240
‫- ناوبان یکم داکرتی تا کابینم همراهیت می‌کنه
‫- قربان

18:02.080 --> 18:03.880
‫- اه، ایول
‫- بفرما

18:05.720 --> 18:07.000
‫این جیدـه

18:07.000 --> 18:10.920
‫این درست بیرون ایستگاه مرکزی
‫روز تظاهراتـه

18:10.920 --> 18:14.320
‫تمام دوربین‌های منطقه رو گشتم
‫و این یارو رو پیدا کردم

18:17.240 --> 18:18.720
‫این لباس هاکی روی یخه

18:20.840 --> 18:22.320
‫می‌شه نزدیک‌ترش کرد؟

18:32.520 --> 18:34.280
‫الان ازشون عکس گرفت

18:36.560 --> 18:37.960
‫اونا دیدن ازشون عکس گرفت؟

18:40.240 --> 18:42.080
‫داخل ایستگاه دوربین داریم؟

18:42.080 --> 18:44.360
‫هنوز نرسیده. ولی مطمئن نیستم
‫از اون یاروی دیگه

18:44.360 --> 18:45.720
‫چیزی گیرمون بیاد

18:45.720 --> 18:47.360
‫با کلاه چیزی معلوم نیست

18:50.640 --> 18:52.400
‫پس می‌دونیم که موبایلش گم شده

18:52.400 --> 18:56.120
‫شاید یکی اونو برداشته.
‫دیگه چی داریم؟

18:56.120 --> 19:00.200
‫فروشگاه‌های محلی، پارکینگ،
‫دوربین‌های خیابون رو داریم...

19:00.200 --> 19:01.240
‫پارکینگ رو امتحان کن

19:17.120 --> 19:18.560
‫اونجا! خودشه

19:20.480 --> 19:22.120
‫باید آدرس اون ماشین رو گیر بیاریم

19:24.880 --> 19:27.160
‫ماشین به نام «پیتر انگلز» ثبت شده، 44 ساله

19:27.160 --> 19:28.960
‫چیز زیادی ازش نیست. دستگیری نداشته

19:40.240 --> 19:41.360
‫خونه‌ست

20:02.960 --> 20:05.160
‫داره فرار می‌کنه!
‫باید یه راه خروج دیگه باشه

20:05.160 --> 20:07.000
‫ماشین‌ها رو ببرید اون‌طرف ساختمون!

20:52.840 --> 20:55.480
‫پیتر انگلز، تو به ظنِ قتلِ جید آنتونیاک

20:55.480 --> 20:57.040
‫بازداشت هستی

21:02.000 --> 21:03.480
‫این زن رو می‌شناسی؟

21:07.000 --> 21:08.520
‫نه

21:08.520 --> 21:11.160
‫مطمئنی؟ دوباره ببین

21:13.560 --> 21:15.120
‫اسمش جید آنتونیاک‌ـه

21:16.440 --> 21:18.040
‫اون اگه بود می‌شناختـت

21:19.120 --> 21:20.160
‫منظورت چیه؟

21:23.840 --> 21:27.520
‫اگه اون منو می‌شناسه، چرا نمیاریدش اینجا؟

21:27.520 --> 21:30.280
‫شاید اون بتونه بهم بگه قضیه چیه

21:30.280 --> 21:32.280
‫شونه‌ت چی شده؟

21:32.280 --> 21:35.160
‫وقتی انداختمت روی زمین
‫شروع به خونریزی کرد

21:35.160 --> 21:38.000
‫گروهبان نگهبانی گفت از مراقبت پزشکی
‫امتناع کردی

21:38.000 --> 21:39.040
‫من خوبم

21:40.720 --> 21:42.640
‫نه. شک دارم

21:44.240 --> 21:48.440
‫به‌نظرم اگه معاینه‌ش می‌کردیم،
‫جای یه زخم رو اونجا پیدا می‌کردیم

21:49.440 --> 21:52.640
‫که تقریباً سه روز پیش
‫در اثر ضربۀ قیچی ایجاد شده

21:54.760 --> 21:57.640
‫معلومه اینا فقط یه سوءتفاهمـه

21:57.640 --> 22:00.320
‫روی فرشم ردِ خون‌تون جا مونده، آقای انگلز

22:02.440 --> 22:04.200
‫از این‌یکی نمی‌تونی قسر دربری

22:07.480 --> 22:09.200
‫می‌خوام همین حالا با وکیلم تماس بگیرم

22:19.720 --> 22:22.080
‫اینا فقط ضدهیستامین هستن

22:22.080 --> 22:25.120
‫نمی‌تونم مجبورت کنم بخوری،
‫ولی امیدوارم بخوری

22:25.120 --> 22:27.160
‫قطع مصرفِ داروی ضدافسردگی
‫می‌تونه واقعا ناخوشایند باشه،

22:27.160 --> 22:28.520
‫پس اینا بهت کمک می‌کنن

22:32.400 --> 22:34.800
‫ببین. می‌دونم می‌خوای
‫ازش محافظت کنی، اما...

22:34.800 --> 22:37.280
‫مخفی‌کاری کردن برای اون، کمکی بهت نمی‌کنه

22:38.720 --> 22:40.400
‫- این‌طور نیست
‫- اون یه دروغگوئه

22:42.040 --> 22:44.600
‫قطعاً به زنش دروغ گفته،
‫اما خودت می‌دونستی

22:46.440 --> 22:48.920
‫برات مهم نیست که
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی؟

22:53.000 --> 22:54.120
‫یه‌کم بخواب، باشه؟

23:12.080 --> 23:14.040
‫- حالش چطوره؟
‫- خوب نیست

23:15.320 --> 23:17.880
‫می‌تونستی بهم بگی قراره بری پیش کاپیتان

23:20.560 --> 23:23.680
‫- فقط می‌خواستم ازت مراقبت کنم
‫- اوه، جدی؟

23:25.240 --> 23:27.000
‫- آره، معلومه
‫- من باید برم

23:43.600 --> 23:47.440
‫اگه جید آنتونیاک رو نمی‌شناختی،
‫اینو چطور بهمون توضیح می‌دی

23:47.440 --> 23:50.040
‫که بیرون آپارتمانت پیدا کردیم؟

23:53.040 --> 23:55.200
‫یک بررسی جرم‌یابی دیجیتال تونسته

23:55.200 --> 23:59.200
‫17تا از 20 شماره سیم‌کارت مدار مجتمع رو
‫بازیابی کنه

23:59.200 --> 24:00.680
‫با سیم‌کارتـش تطابق دارن

24:03.000 --> 24:06.400
‫شبی که مُرد با شما ملاقات داشت؟

24:06.400 --> 24:09.240
‫یا چون فهمیدی که پاپیچت شده
‫رفتی سراغش؟

24:11.480 --> 24:14.560
‫می‌دونستی از تو و همکارت عکس گرفته؟

24:16.440 --> 24:18.320
‫چرا اونو هدف قرار داده بودین؟

24:18.320 --> 24:20.080
‫بهتره همکاری کنید

24:20.080 --> 24:22.560
‫این، لکه‌های خون

24:22.560 --> 24:23.960
‫دورنما رو ببینید

24:25.600 --> 24:28.640
‫آقای انگلز، شما افسر اطلاعاتی ام‌آی5 هستید؟

24:38.600 --> 24:39.640
‫خب...

24:41.200 --> 24:42.480
‫خوش گذشت

24:48.080 --> 24:50.120
‫ماجرا چیه؟

24:50.120 --> 24:53.000
‫مردی که ازش بازپرسی کردید پیتر انگلز نیست

24:53.000 --> 24:54.880
‫«پیتر وسیلیف»ـه

24:54.880 --> 24:59.800
‫برای سفارت روسیه کار می‌کنه و
‫مصونیت کامل دیپلماتیک داره

24:59.800 --> 25:02.160
‫اون یه افسر ارشد اطلاعاتیه

25:04.520 --> 25:06.520
‫دارین می‌گین اون یه جاسوس روس‌ـه؟

25:06.520 --> 25:10.000
‫بله. و متأسفانه باید بذاریم بره

25:10.000 --> 25:13.240
‫- اون جید رو کشته
‫- تو که اینو نمی‌دونی

25:13.240 --> 25:15.760
‫- و اون مردیه که بهم حمله کرد. اون و یه...
‫- کریستن،

25:15.760 --> 25:18.000
‫- کاری از دست‌مون برنمیاد
‫- نمی‌تونیم ولش کنیم بره!

25:18.000 --> 25:20.080
‫تنها کاری که می‌تونیم اینه که
‫با سفارت روسیه صحبت کنیم

25:20.080 --> 25:22.120
‫و ازشون بخوایم مصونیتـش رو لغو کنن

25:22.120 --> 25:24.320
‫و این‌کارو کردیم و جواب‌شون نه بود

25:24.320 --> 25:26.400
‫امروز کشور رو ترک می‌کنه

25:26.400 --> 25:29.560
‫و بعد از اون وزارت امور خارجه
‫به‌عنوان یه موضوع مطرحـش می‌کنه

25:29.560 --> 25:31.080
‫این یه موضوع نیست!

25:32.160 --> 25:34.480
‫اون یه دختر که تازه توی
‫دهه بیست سالگیش بوده رو کشته!

25:34.480 --> 25:36.640
‫متأُسفانه در این مورد چاره‌ای نداریم

26:07.160 --> 26:09.840
‫اگه همون‌طور که خواستیم، ما رو
‫در جریان تحقیقات‌تون می‌ذاشتید،

26:09.840 --> 26:11.800
‫- اصلاً تو این وضعیت قرار نمی‌گرفتیم
‫- نه

26:11.800 --> 26:13.800
‫- قبول ندارم
‫- می‌تونستیم زیر نظر داشته باشیمش

26:13.800 --> 26:16.120
‫و شاید حتی تا الان می‌فهمیدیم
‫با کی کار می‌کنه

26:16.120 --> 26:18.480
‫این وظیفۀ شما نیست که همون اول بفهمید؟

26:18.480 --> 26:20.840
‫اصلاً می‌دونی چندتا افسر اطلاعاتی روس

26:20.840 --> 26:23.320
‫الان دارن توی بریتانیا کار می‌کنن؟

26:23.320 --> 26:26.960
‫منابع ما هیچ اشاره‌ای به فعال بودنِ اون
‫در این زمینه، نکردن

26:26.960 --> 26:29.400
‫افسرهای اطلاعاتی
‫با پوشش دیپلماتیک معمولاً فقط

26:29.400 --> 26:31.720
‫مأمورها رو کنترل می‌کنن.
‫دست‌شون رو دور نگه می‌دارن

26:31.720 --> 26:34.880
‫پس، این سطح از تداخل
‫عملاً بی‌سابقه‌ست

26:34.880 --> 26:39.040
‫حتی جید آنتونیاک هم
‫تونست بفهمه یه خبرایی هست

26:39.040 --> 26:41.200
‫فکر کنم یه چیزی گیر آوردم

26:41.200 --> 26:42.280
‫خداروشکر!

26:44.280 --> 26:45.720
‫اینو پیدا کردم

26:45.720 --> 26:47.720
‫یک موضوع آنلاین دربارۀ ماهیگیری‌ـه

26:47.720 --> 26:50.720
‫که پیتر انگلز با این لپ‌تاپ
‫توش پست می‌ذاشته

26:50.720 --> 26:52.040
‫یه نفر با چیزای بیشتر جواب داده

26:53.600 --> 26:55.720
‫اما اینا عکس‌های شخصیِ انگلز نیستن

26:55.720 --> 26:57.360
‫از تمام دنیا هستن

26:57.360 --> 26:59.680
‫فکر کنم می‌تونه یه‌جور کد باشه

26:59.680 --> 27:02.160
‫که توی پیکسل‌های عکس مخفی شده

27:02.160 --> 27:04.080
‫ممکنه...

27:04.080 --> 27:05.520
‫می‌تونیم رمزگشایی‌شون کنیم

27:05.520 --> 27:07.880
‫و توی پیکسل‌ها دنبال رمزنگاری‌ها بگردیم

27:07.880 --> 27:10.920
‫- به کی ارسال می‌شدن؟
‫- جواب‌ها رو بررسی می‌کنیم

27:10.920 --> 27:14.120
‫ولی احتمالش هست که
‫در یک شبکه عمومی ارسال شده باشن

27:14.120 --> 27:17.160
‫- این گفت‌وگوها هر چند وقت انجام می‌شه؟
‫- چند بار در هفته

27:17.160 --> 27:20.480
‫بیشترشون دو هفته ادامه پیدا کرده،
‫قبل اینکه متوقف بشه

27:20.480 --> 27:25.280
‫- آخریش کِی بوده؟
‫- اینجا گفته، سی‌اُم آگوست

27:27.200 --> 27:29.920
‫این یک روز قبل از رفتنِ ویجیل به گشت‌ـه

27:39.800 --> 27:43.800
‫ناوبری، تغییر مسیر به جنوب،
‫به سمت خط کشتیرانی حرکت کن

27:43.800 --> 27:45.080
‫بله، قربان

27:46.400 --> 27:50.080
‫- تغییر مسیر می‌دیم؟
‫- دستورات جدید

27:50.080 --> 27:54.640
‫برای جلوگیری از شناسایی
‫باید اقدامات اضافی انجام بدیم

27:54.640 --> 27:58.520
‫اعضای تیم رو گوش‌به‌زنگ نگه دار، مباشر.
‫دیگه نمی‌خوام وضعیتی با فاصله کم پیش بیاد

27:58.520 --> 28:00.560
‫بله، قربان

28:00.560 --> 28:03.880
‫- عمق رو بین 50 و 60 متر حفظ کنید
‫- بله، قربان

29:02.720 --> 29:06.840
‫وای خدا، من...
‫واقعاً از این کارا نمی‌کنم

29:06.840 --> 29:09.880
‫- اوه! نه شب قبل از کار
‫- خب، خوبه که فهمیدم

29:09.880 --> 29:13.360
‫- چون هیچ‌کس نباید این‌قدر ویسکی بخوره
‫- نه

29:13.360 --> 29:17.080
‫- اما مناسبتِ خاصیه، پس...
‫- اوهوم. کاملاً درسته

29:17.080 --> 29:20.600
‫راستش، برای همین، به سلامتی ریدن تو مصاحبه‌م

29:22.520 --> 29:26.200
‫- دوباره
‫- دوباره. وای خدا، دوباره

29:28.160 --> 29:30.440
‫وقتی بهت خوش می‌گذره قیافه‌ت فرق می‌کنه

29:30.440 --> 29:33.360
‫- چی؟ منظورت چیه؟
‫- نمی‌دونم، انگار کل صورتت،

29:33.360 --> 29:36.160
‫- انگار باز می‌شه
‫- چی؟

29:36.160 --> 29:39.200
‫آره. قشنگه. قشنگـ...

29:42.680 --> 29:45.680
‫- اوه. امم...
‫- متأسفم

29:48.480 --> 29:50.960
‫متأسفم، نباید این‌کارو می‌کردم

29:53.440 --> 29:55.560
‫من متأسف نیستم

29:55.560 --> 30:00.200
‫اینو می‌دونستم. می‌دونستم

30:02.080 --> 30:05.520
‫وای خدای، من دیگه می‌رم.
‫فقط چون زود شروع کردیم

30:25.520 --> 30:28.400
‫بر اساس مدارکی که
‫توی آپارتمان انگلز پیدا کردیم،

30:28.400 --> 30:32.120
‫متقاعد شدیم که اون مسئول مرگِ جید بوده

30:32.120 --> 30:36.160
‫و با توجه به الگوی پیام‌هایی که فرستاده،

30:36.160 --> 30:42.160
‫فکر می‌کنیم این امکان هست که اون
‫با یه نفر توی کشتی در ارتباط بوده

30:42.160 --> 30:46.160
‫پس دارید می‌گید ممکنه یک مأمور روس
‫سوار ویجیل باشه؟

30:49.280 --> 30:50.920
‫نه، این...

30:50.920 --> 30:54.360
‫فکر نمی‌کنم...

30:54.360 --> 30:58.920
‫- سابقۀ همه‌شون بررسی شده
‫- بله، اما صدها دریانورد دارید

30:58.920 --> 31:02.360
‫- ممکنه از زیر دست‌تون در رفته باشن
‫- هنوز مدرک محکمی براش نداریم

31:02.360 --> 31:06.280
‫فقط سعی داریم هر ارتباطِ ممکن
‫با برک رو بفهمیم

31:06.280 --> 31:10.120
‫که... برک یه مأمور روس بوده

31:10.120 --> 31:13.520
‫یا... برک رو یه مأمور روس کشته؟

31:13.520 --> 31:15.840
‫سؤال‌هامون همیناست

31:15.840 --> 31:17.720
‫ما فکر می‌کنیم برک یه افشاگر بوده

31:17.720 --> 31:20.600
‫دلیلی نمی‌بینم که روس‌ها به این خاطر
‫اونو هدف قرار داده باشن

31:20.600 --> 31:23.720
‫اتفاقاً برعکس، اونا یه افشاگر رو
حمایت می‌کنن

31:23.720 --> 31:26.040
‫رسوا کردنِ ما براشون برد محسوب می‌شه

31:26.040 --> 31:29.840
‫مگه اینکه خواسته باشه دربارۀ
‫جاسوس‌های روس توی نیروی دریایی حرف بزنه

31:29.840 --> 31:32.440
‫اوه، بی‌خیال

31:32.440 --> 31:34.880
‫اینا... حرف‌های خیالیه

31:36.160 --> 31:40.120
‫ما موضوع نگران‌کننده رو ارائه کردیم.
‫شما چطور؟

31:40.120 --> 31:43.160
‫چیزی هست که باید بدونیم؟

31:43.160 --> 31:46.880
‫ببینید، هیچ‌کدوم از ما عادت نداریم
‫بی‌شیله‌پیله با هم صحبت کنیم

31:46.880 --> 31:50.960
‫اما نمی‌تونیم پنهان‌کاری کنیم. نه الان

31:53.920 --> 31:56.960
‫درسته. چیزی درباره روس‌ها نیست.
‫اگرچه...

31:59.680 --> 32:04.240
‫...نگرانی‌هایی درمورد کرجی‌ای که
توی بارا هد غرق شد، هست

32:04.240 --> 32:07.520
‫توی کمپ صلح می‌گن توسط یه زیردریایی
‫به پایین کشیده شده

32:07.520 --> 32:11.200
‫همین‌طوره. یک زیردریایی آمریکایی

32:11.200 --> 32:13.560
‫اینو از روی قطعاتی که
‫موقع برخورد با تور کرجی کنده شد،

32:13.560 --> 32:16.640
‫تشخیص دادیم

32:16.640 --> 32:21.560
‫با آمریکایی‌ها رودررو شدیم
‫و اونا هم پذیرفتن

32:23.160 --> 32:26.080
‫از زمانِ ترکِ بندر داشتن ویجیل رو
‫تعقیب می‌کردن

32:26.080 --> 32:28.120
‫چرا باید همچین کاری کنن؟

32:28.120 --> 32:30.120
‫اینو فاش نمی‌کنن

32:30.120 --> 32:32.120
‫و چرا نباید بهتون اطلاعات بیشتری بدن؟

32:32.120 --> 32:35.040
‫خب، به‌نظرم با درنظر گرفتنِ
،آقای پیتر انگلز

32:35.040 --> 32:37.560
‫مجبورن چیزایی رو برامون روشن کنن

32:41.120 --> 32:42.880
‫صحبت می‌کنم

32:52.720 --> 32:56.280
‫...تازه بعدش متوجه شدم که

32:56.280 --> 33:00.040
‫- همون اول چه اتفاقی افتاده و بعد...
‫- قربان؟ بیاین یه نگاهی به این بندازین

33:00.040 --> 33:01.520
‫دو ثانیه، جک

33:03.200 --> 33:06.120
‫والش، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫نباید کار کنی

33:06.120 --> 33:09.160
‫آره، می‌دونم، قربان. داشتم این قفل‌ها رو
‫چک می‌کردم...

33:09.160 --> 33:12.720
‫می‌بینی، سالم به‌نظر میاد.
‫بعد می‌چرخونیش

33:12.720 --> 33:16.560
‫وقتی بچه بودم همیشه با اهرم قفل‌ها
‫رو باز می‌کردیم. این دستکاری شده

33:16.560 --> 33:18.440
‫پنلِ سیستم مدیریت میله کنترل اینجاست

33:18.440 --> 33:21.240
‫ازش می‌شه برای خاموشی راکتور استفاده کرد

33:23.840 --> 33:27.960
‫- پیش خودت نگهش دار تا با کاپیتان صحبت کنم. باشه؟
‫- قربان

33:39.520 --> 33:41.800
‫وای خدا

33:41.800 --> 33:45.480
‫اوه، نمی‌خواستم بیدارت کنم.
‫فقط یه‌کم غذا آوردم

33:45.480 --> 33:47.160
‫اشکال نداره

33:49.320 --> 33:53.720
‫ممنون، جکی. خبر خوبی بود درباره پسرت

33:53.720 --> 33:56.480
‫- حتماً راحت شدی
‫- آره، همین‌طوره

33:58.040 --> 34:01.560
‫- چه اتفاقی براش افتاد؟
‫- فقط...

34:01.560 --> 34:04.160
‫تصمیم‌های بدی گرفت. کارای نوجوونا

34:04.160 --> 34:06.120
‫به مشکل خورد

34:06.120 --> 34:08.800
‫زندان بود؟

34:08.800 --> 34:11.920
‫قضاوت نمی‌کنم، خودم همیشه می‌بینم
‫بچه‌ها اشتباه می‌کنن

34:11.920 --> 34:14.120
‫ببخشید، عزیزم، من نباید باهات حرف بزنم

34:14.120 --> 34:16.560
‫پودینگ اضافه گذاشتم که لذت ببری

34:53.120 --> 34:55.800
‫در گزارش‌تون گفتید برای «دلایل عملیاتی»
‫ویجیل رو تعقیب کردید

34:55.800 --> 35:00.640
‫نگران این بودید که روسیه ممکنه
‫برنامه‌ای برای ویجیل داشته باشه؟

35:00.640 --> 35:03.120
‫من چیزی که تونستم رو بهتون گفتم

35:05.600 --> 35:09.760
‫خب، با کمال احترام، باید جواب بهتری
‫بهمون بدید

35:11.640 --> 35:13.720
‫آمریکایی‌های نگرانِ گشت بودن

35:13.720 --> 35:17.200
‫اما به‌جای اینکه نگرانی‌شون رو با ما
‫درمیون بذارن، تصمیم گرفتن ویجیل رو تعقیب کنن

35:17.200 --> 35:19.480
‫نمی‌خواستن منبع‌شون رو به‌خطر بندازن

35:19.480 --> 35:22.720
‫از نقشۀ روس‌ها چیزی می‌دونن؟

35:22.720 --> 35:24.040
‫نه

35:26.160 --> 35:29.120
‫باید به دولت بریتانیا اطلاع بدیم

35:29.120 --> 35:32.040
‫صحیح، برنینگ، ترتیب کاراش رو می‌دی، لطفاً؟

35:32.040 --> 35:33.920
‫- بله، قربان
‫- ممنون

35:33.920 --> 35:36.720
‫می‌تونین بدون آماده بودنِ یه جایگزین
‫درخواست برگشتِ ویجیل رو بدین؟

35:36.720 --> 35:40.520
‫همچین کاری نمی‌کنن.
‫اون تهدید باید بهشون اثبات بشه

35:40.520 --> 35:43.840
‫- حداقل کاپیتان رو مطلع می‌کنین؟
‫- بله. ولی سؤال اینه که،

35:43.840 --> 35:46.240
‫چه کاری از دستِ نیوسام برمیاد؟

35:46.240 --> 35:50.360
‫اگه برای سیستم کلیدی مرکز تلفن
‫محافظ بذاره، اونا می‌فهمن یه خبری شده

35:50.360 --> 35:53.720
‫این خودش می‌تونه
‫باعث تحریک یک اقدام بشه

35:53.720 --> 35:58.040
‫اگه یه خائن سوار کشتیـه،
‫اسمش رو لازم داریم

35:58.040 --> 36:00.280
‫این‌طوری از ویجیل محافظت می‌کنیم

36:08.560 --> 36:11.120
‫کاملاً مطمئنی؟

36:11.120 --> 36:12.520
‫بله، قربان

36:14.120 --> 36:16.360
‫والش فهمید علامت‌های واضحی از دستکاری هست

36:16.360 --> 36:18.920
‫برای اون‌طور خاموشیِ راکتور،
‫فقط همچین توجیهی وجود داره

36:20.720 --> 36:22.040
‫خراب‌کاری؟

36:24.480 --> 36:27.080
‫با تمام کسایی که موقع خاموشی
‫سر پست بودن صحبت کردم

36:27.080 --> 36:29.360
‫- هیچکی از افراد پشت کشتی چیزی...
‫- فعلاً دیگه چیزی نگو

36:29.360 --> 36:33.560
‫- بدون جلب توجه باید روش تحقیق کنیم
‫- بله، قربان

36:46.600 --> 36:50.080
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- منم می‌خواستم همین سؤالو ازت بکنم

36:50.080 --> 36:53.200
‫اومدم کاپیتان رو ببینم، به‌جاش
‫یه درجه‌دار رو بیرون دیدم که نگهبانی می‌داد

36:53.200 --> 36:55.840
‫توی اتاق محدود شدم

36:55.840 --> 36:56.960
‫دوباره

36:58.720 --> 37:01.400
‫- برعکس تو
‫- درسته

37:05.080 --> 37:08.680
‫ببین، کاپیتان قطعاً عیب‌هایی داره،

37:08.680 --> 37:11.360
‫اما باید تصمیمات سختی هم بگیره

37:11.360 --> 37:15.840
‫و این شغل طاقت‌فرسائیه

37:15.840 --> 37:18.720
‫- فکر نکنم بشه بهش اعتماد کرد
‫- اوه، به‌نظرم می‌تونی

37:19.800 --> 37:23.040
‫- می‌فهمم اینکه من همچین حرفی می‌زنم غیرمنطقیه...
‫- نه

37:23.040 --> 37:26.080
‫چون می‌دونم چه دروغ‌هایی گفتی
‫و دلیل‌شون چی بوده، پس...

37:28.200 --> 37:31.680
‫در شرایط فعلی، تو تنها آدم توی این کشتی هستی
‫که واقعاً بهش اعتماد دارم

37:38.920 --> 37:40.080
‫صحیح

37:44.920 --> 37:47.920
‫می‌دونی چه اتفاقی برای پسرِ جکی افتاده؟

37:47.920 --> 37:52.800
‫اوه. آره، وضعیت وحشتناکیه

37:52.800 --> 37:55.800
‫توی اندونزی‌ـه،
‫به‌جرم مواد مخدر زندانیه

37:55.800 --> 37:59.080
‫- اندونزی؟
‫- آره، و خیلی مقرراتی‌ان

37:59.080 --> 38:02.160
‫حبس‌های طولانی‌مدت، کسی
‫کاری از دستش برنمیاد

38:02.160 --> 38:04.880
‫قاچاقچی‌های مواد رو اعدام می‌کنن

38:04.880 --> 38:07.440
‫فکر کنم ده سال محکوم شد

38:08.640 --> 38:12.880
‫داره میاد بیرون. مامانش امروز صبح فهمید

38:12.880 --> 38:16.240
‫فقط... حس کردم کمی عجیب به‌نظر میاد

38:16.240 --> 38:19.640
‫خب، مطمئنم چیزی نیست که به‌خاطرش
‫خیلی افتخار کنه

38:19.640 --> 38:24.440
‫- چند وقته زندانه؟
‫- مطمئن نیستم. شاید یه سال؟

38:24.440 --> 38:27.760
‫پس درخواست تجدید نظر داده؟

38:27.760 --> 38:30.240
‫آره. آره، گمونم.
‫فکر کنم پارسال درخواست تجدید نظر داد

38:30.240 --> 38:31.880
‫و رد شد

38:31.880 --> 38:34.080
‫پس یه سال از محکومیتِ ده‌ساله‌ش گذشته

38:34.080 --> 38:36.840
‫و همین‌طوری داره میاد بیرون، به همین راحتی؟

38:36.840 --> 38:39.200
‫با عقل جور درنمیاد

38:46.480 --> 38:48.280
‫وزیر دفاع،

38:48.280 --> 38:50.440
‫سرپرست کارآگاه رابرتسون،

38:50.440 --> 38:52.360
‫گروهبان کارآگاه لانگکر،

38:52.360 --> 38:55.240
‫که قراره شما رو در جریانِ
‫تحقیقات‌شون قرار بدن

38:55.240 --> 38:57.000
‫عصر بخیر

38:57.000 --> 39:02.040
‫ما در حال رمزگشاییِ یه سری پیام‌های
‫رمزگذاری‌شده هستیم که

39:02.040 --> 39:06.840
‫بین پیتر وسیلیف، معروف به پیتر انگلز،
‫و یک همکار ناشناس، ارسال شده

39:06.840 --> 39:12.480
‫که دلایلی داریم که معتقدیم احتمالاً
‫عضوی از کشتی ویجیل هستش

39:12.480 --> 39:16.560
‫بسیار خب. چه مدرکی دارید؟

39:16.560 --> 39:20.600
‫ارتباط‌شون یک روز قبل از اینکه ویجیل
‫به گشت بره، متوقف شد

39:20.600 --> 39:23.760
‫و برخی از داده‌های رمزگذاری‌شده رو
‫که انگلز در یه سری تصاویر مخفی کرده بود

39:23.760 --> 39:25.640
‫رمزگشایی کردیم

39:27.760 --> 39:30.240
‫این از خدماتی «ای‌آروی» هست،
‫(دستگاه تهویه بازیابی انرژی)

39:30.240 --> 39:33.320
‫شرکتی که برای تأمین سیستم‌های تهویه در

39:33.320 --> 39:37.080
‫زیردریایی‌های ترایدنت استفاده می‌شه.
‫با توجه به اونا،

39:37.080 --> 39:41.040
‫کدی که در یکی از پیام‌ها پیدا کردیم
‫به عملکرد این فناوری جدید

39:41.040 --> 39:43.360
‫اشاره داره،

39:43.360 --> 39:45.400
دستگاه مدیریت جوّ

39:45.400 --> 39:49.640
‫باید اشاره کنم که اگه کسی بتونه
‫اینو دستکاری کنه،

39:49.640 --> 39:53.720
‫برای همۀ افراد داخل کشتی
‫بسیار خطرناک خواهد بود

39:55.520 --> 39:57.520
‫پس معتقدید که این خدمه

39:57.520 --> 40:01.560
‫به‌طور جدی در خراب‌کاری ویجیل دست داشته؟

40:03.040 --> 40:07.760
‫در این پیام‌ها هیچ سرنخی دربارۀ
‫هویتـش پیدا نشد؟

40:07.760 --> 40:11.480
‫هنوز در تلاشیم که رمزگشایی‌شون کنیم.
‫اما ممکنه هفته‌ها زمان ببره

40:11.480 --> 40:14.840
‫خب، قطعاً اون‌قدر وقت نداریم

40:14.840 --> 40:17.160
‫از کجا می‌تونیم مطمئن بشیم این نقشه‌شون‌ـه؟

40:17.160 --> 40:21.920
‫دوتا قربانی قتل هم هستن که
‫می‌دونیم به هم ارتباط دارن

40:21.920 --> 40:25.000
‫تمام جزئیات رو نداریم، اما دلالتش رو
‫می‌تونید ببینید

40:25.000 --> 40:29.240
‫اونا رو به قتل رسوندن چون
‫نقشۀ روس‌ها رو کشف کرده بودن

40:29.240 --> 40:31.040
‫درخواست بازگشتِ ویجیل رو می‌دید؟

40:33.240 --> 40:38.720
‫باید بگم که این هنوز توصیه رسمی ما نیست

40:38.720 --> 40:41.480
‫دریاسالار بهم گفتن که تا یک هفته دیگه

40:41.480 --> 40:45.040
‫کشتی‌ای آماده برای
‫جایگزینیِ ویجیل نداریم

40:45.040 --> 40:49.440
‫ازم می‌خواید بازدارندگی هسته‌ای
‫مداوم در دریا رو قطع کنم

40:49.440 --> 40:52.440
‫اما با توجه به چیزهایی که کشف کردیم،

40:52.440 --> 40:54.880
‫موضوعیـه که باید درنظر گرفته بشه، نه؟

40:54.880 --> 40:58.200
‫شاید این دقیقاً کاری باشه که می‌خوان بکنیم

40:59.840 --> 41:01.920
‫پارلمان هفته آینده درمورد

41:01.920 --> 41:05.880
‫جایگزینی یا عدم جایگزینی
‫کلاهک‌های هسته‌ای بریتانیا رأی‌گیری داره

41:05.880 --> 41:09.200
‫اگه قرار باشه بدون بازدارندگی
‫در حال رأی‌گیری باشیم

41:09.200 --> 41:11.640
‫چه پیامی رو به بقیه می‌رسونه؟

41:11.640 --> 41:15.080
‫وزیر، اگه اتفاقی برای خدمۀ ویجیل بیفته،

41:15.080 --> 41:19.240
‫می‌تونید با دونستنِ اینکه می‌دونستید یه مشکلی هست،
‫و اونا رو برنگردوندید خونه، زندگی کنید؟

41:21.640 --> 41:23.480
‫خب...

41:23.480 --> 41:24.960
‫...واقعاً باید درنظر گرفته بشه

41:26.640 --> 41:30.200
‫ممنونم. با نخست‌وزیر صحبت می‌کنم

41:38.120 --> 41:42.200
‫- اول از همه؟ باشه، فردا اول از همه
‫- آره، اول از همه

41:56.120 --> 41:58.920
‫نباید دست از کار بکشی؟

41:58.920 --> 42:01.160
‫این هفته سه‌تا پرونده جدید داشتم

42:01.160 --> 42:04.960
‫- آخرین باری که نُه خونه بودی کِی بوده؟
‫- کارای زیادی هست پس...

42:07.320 --> 42:08.480
‫باشه

42:10.440 --> 42:13.320
‫و از خونه رفتن خوشم نمیاد

42:13.320 --> 42:15.600
‫برای همین حداقل اینجا
‫احساس مفید بودن می‌کنم

42:17.800 --> 42:19.600
‫ولی، ببین، می‌تونم...

42:19.600 --> 42:23.520
‫اگه می‌خوای برای نوشیدنی‌ای چیزی بری
‫می‌تونم تموم‌شون کنم

42:43.000 --> 42:44.560
‫یالا پس

43:39.200 --> 43:42.960
‫نگهبانی، به خط بشید، فاصله نزدیک.
‫نگهبانی، به خط بشید، فاصله نزدیک

43:48.960 --> 43:51.200
‫حتماً یه چیزی بهش گیر کرده

43:52.840 --> 43:56.560
‫- تمام ارتباطات قطع شدن، باید آماده بشید
‫- بله، قربان

44:01.480 --> 44:05.640
‫از دست دادن ارتباطات رادیویی.
‫از دست دادن ارتباطات رادیویی

44:51.960 --> 44:56.040
‫رنگ‌رفتگی رو می‌بینی؟
‫برک نوعی سم رو خورده

45:06.000 --> 45:08.240
‫تشکر، وزیر، حتماً

46:10.920 --> 46:12.200
‫قربان؟

46:16.280 --> 46:19.920
‫پیغام فوری برای ویجیل.
‫باید سریعاً به بندر برگرده

46:19.920 --> 46:23.360
‫- برای رسیدِ این دستور، جوابش رو دریافت کن
‫- بله، قربان

46:35.120 --> 46:38.120
‫تعمیرِ سیم ارتباطات
‫دو تا سه ساعت وقت می‌بره

46:38.120 --> 46:41.240
‫- تا اون زمان پیغامی دریافت نخواهیم کرد
‫- فقط درستش کن

46:41.240 --> 46:43.440
‫- تا اون‌موقع، فقط خودمونیم
‫- بله، قربان

46:46.800 --> 46:49.160
‫به کارِتون برسید.
‫چرا از کابین خارج شدی؟

46:49.160 --> 46:50.960
‫فکر کنم بدونم کی کریگ برک رو مسموم کرده

46:50.960 --> 46:53.240
‫اینو الان از تخت جکی همیلتون پیدا کردم

46:53.240 --> 46:54.840
‫فکر می‌کنم با پسرش مرتبطه

46:54.840 --> 46:58.000
‫تازه از اتهامات مواد مخدر توی اندونزی آزاد شده.
‫باور کنین،

46:58.000 --> 47:00.680
‫یک‌شبه ول‌شون نمی‌کنن.
‫باید حمایتم کنین

47:00.680 --> 47:03.160
‫باید فوراً باهاش صحبت کنیم

47:03.160 --> 47:05.800
‫تو این مورد فقط باید بهم اعتماد کنین

47:09.160 --> 47:11.200
‫فرماندهی کشتی، پخش کامل اصلی

47:11.200 --> 47:15.280
‫درجه‌دار جکی همیلتون
به اتاق فرماندهی. سریعاً

47:22.040 --> 47:24.760
‫درجه‌دار همیلتون، لطفا
به اتاق فرماندهی برید

47:24.760 --> 47:29.280
‫تکرار می‌کنم. درجه‌دار همیلتون،
‫لطفا به اتاق فرماندهی برید

47:52.320 --> 47:53.440
‫سلام

48:33.800 --> 48:37.720
‫نذار هیچ‌کس بهت بگه که
‫بلد نیستی مهمونی بگیری

48:37.720 --> 48:39.600
‫همه‌ش تقصیر توئه

48:39.600 --> 48:41.440
‫من؟! نه

49:25.440 --> 49:27.000
‫چی‌کار می‌کنی؟

49:29.680 --> 49:31.840
‫تو که گفتی به زن‌ها علاقه نداری

49:34.880 --> 49:36.200
‫از تو خوشم میاد

49:37.600 --> 49:39.280
‫اوه، از من خوشت میاد؟

49:43.640 --> 49:47.200
‫- وقتی مست نبودی اینو بهم بگو
‫- باشه

49:49.720 --> 49:50.920
‫می‌گم

49:50.920 --> 49:54.960
‫خب احتمالاً سردرد داشته باشم
‫اما... بازم همین حس رو دارم

50:29.400 --> 50:30.680
‫رئیس

50:30.680 --> 50:33.600
‫به ویجیل پیغام زدن که برگرده

50:33.600 --> 50:35.040
‫عالیه

50:36.360 --> 50:38.280
‫مال یک ساعت پیش بود

50:41.000 --> 50:44.360
‫- رئیس؟
‫- جوابی دریافت نکردن

50:46.560 --> 50:48.200
‫تا الان باید دریافت می‌کردن

50:49.560 --> 50:51.200
‫معنیش چیه؟

50:53.480 --> 50:55.320
‫رئیس؟ معنیش چیه؟

50:57.400 --> 51:00.600
‫ما توی خطوط کشتیرانی هستیم.
‫از هرچی که ممکنه سیم ارتباطات بهش گیر کنه

51:00.600 --> 51:03.120
‫- فاصله می‌گیریم، اینو که می‌دونین
‫- بله، قربان

51:03.120 --> 51:05.240
‫قربان، سمت اونا بود و سطح دریا.
‫چیزی نشنیدیم...

51:05.240 --> 51:08.120
‫- گوش‌تون رو تیز کنین
‫- ببخشید، قربان

51:08.120 --> 51:10.560
‫ببین، پنج دقیقه شد، باید برم دنبالش بگردم

51:10.560 --> 51:13.640
‫وقتی پیداش کردی بیارش به اتاق افسران.
‫برای آخرین بار...

51:13.640 --> 51:15.000
‫...دقت کنین

51:21.040 --> 51:24.760
‫- جکی رو ندیدی؟
‫- نه، ولی فکر کنم مباشر رفت دنبالش

52:12.840 --> 52:14.160
‫وای خدا

52:14.284 --> 52:23.284
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
