WEBVTT

00:01.700 --> 00:10.700
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:31.020 --> 00:32.820
‫یه‌کم قهوه برات آوردم

00:34.140 --> 00:35.420
‫مرسی

00:36.500 --> 00:38.260
‫- باید کمک کنه
‫- ممنون

00:38.260 --> 00:40.060
‫چه حسی داری؟

00:40.060 --> 00:41.140
‫گرم‌تر

00:42.420 --> 00:43.900
‫نظرشون چیه؟

00:43.900 --> 00:46.940
‫کمی کبودی پشت گردن،
‫علامتی از درگیری نیست

00:46.940 --> 00:50.260
‫غرق شده، احتمالاً یکی که
‫از خودش خیلی قوی‌تر بوده

00:51.380 --> 00:53.860
‫گفت قراره یکی رو ببینه ولی نگفت کی

00:53.860 --> 00:55.460
‫وسایلش چی؟

00:55.460 --> 00:58.060
‫کیف‌پول توی شلوارش یه پنج پوندی
‫و چندتا کارت داشت

00:58.060 --> 00:59.220
‫هنوز موبایلی پیدا نشده

00:59.220 --> 01:02.260
‫موقعیتش رو از اینجا به اشتراک گذاشت،
‫پس قطعاً همراهش بوده

01:02.260 --> 01:04.220
‫ببینم روی چه شبکه‌ای بوده...

01:04.220 --> 01:07.180
‫نه. از یه اپلیکیشن بهم زنگ زد،
‫پس تاریخچه‌ای نداره

01:09.340 --> 01:12.100
‫ولی ارزش امتحان کردن داره

01:12.100 --> 01:14.900
‫باشه، کارِت رو تموم کن

01:14.900 --> 01:16.700
‫باید ببریمش برای معاینه بعد از مرگ

01:16.700 --> 01:18.460
‫- هرچه سریع‌تر، لطفا
‫- باشه

01:25.460 --> 01:27.700
‫این یه حملۀ هماهنگ‌شده‌ست، قربان

01:27.700 --> 01:30.820
‫اول برک، حالا هم دوست‌دخترش

01:30.820 --> 01:33.380
‫فکر کنم باید اینو به‌عنوان یک تحقیق
‫در نظر بگیریم

01:35.820 --> 01:37.140
‫موافقم

01:38.860 --> 01:40.620
‫یه چیزی هست که باید ببینید

01:41.980 --> 01:46.060
‫این ماشینیه که دیروز جید رو
‫از کلانتری سوار کرد

01:46.060 --> 01:51.020
‫پلاکش رو چک کردم، و صاحبش
‫شخصی به اسم «مارک هیل»ـه

01:51.020 --> 01:53.340
‫- می‌شناسیمش؟
‫- برای «پاتریک کرودن» کار می‌کنه

01:53.340 --> 01:56.660
‫- خدایا، گل سرسبد هولی‌رود
‫- آره

02:08.060 --> 02:09.460
‫این تقصیر تو نیست

03:13.100 --> 03:16.100
ویجیل

03:19.620 --> 03:22.900
‫فرماندهی. شروع ارسال تصاویر زیر کشتی
‫به سی‌تی‌اف. تمام

03:24.140 --> 03:27.220
‫تیم غواصی لاشۀ مری فینیا رو
‫امروز صبح پیدا کردن، قربان

03:27.220 --> 03:30.940
‫قلاب، چیزایی که از پاروگیر مونده، و این

03:32.180 --> 03:34.220
‫قطعات بدون انعکاس

03:34.220 --> 03:37.340
‫که در اثر برخورد با کرجی
‫از پوستۀ زیردریایی کنده شده

03:37.340 --> 03:39.580
‫بسته‌بندی شدن و الان تو راهِ برگشتـن، قربان

03:39.580 --> 03:41.860
‫بخش مهندسی برای شناساییِ کلاسِ کشتی
‫آماده‌ست

03:44.060 --> 03:46.740
‫بذار ببینیم روس‌ها
‫می‌تونن از این‌یکی قسر دربرن

04:23.700 --> 04:25.740
‫- وای خدای من
‫- چیه؟

04:28.620 --> 04:32.660
‫رنگ‌رفتگی رو می‌بینی؟ ماده‌ای هست
‫که رنگ رو حل می‌کنه

04:32.660 --> 04:34.900
‫مثل همونیه که از روی ژاکت برک پیدا کردیم

04:34.900 --> 04:36.180
‫خب معنیش چیه؟

04:36.180 --> 04:39.220
‫برک نوعی سم رو خورده

04:39.220 --> 04:40.860
‫همین علت مرگشه

04:42.260 --> 04:45.660
‫آدامز بهش تنفس دهان‌به‌دهان داده،
‫و از اون موقع حالش بد شده

04:47.220 --> 04:48.940
‫این یه قتل عمد بوده

04:55.060 --> 04:56.420
‫فکر می‌کنی بتونی ماده رو
‫بر اساس علائم برک

04:56.420 --> 04:59.380
‫- محدود و تشخیص بدی؟
‫- من زهرشناس نیستم

04:59.380 --> 05:01.980
‫نه. ولی مدرک پزشکی داری، که
‫از بقیه‌مون بهتره

05:01.980 --> 05:04.900
‫می‌شه حداقل سعی‌تو بکنی؟

05:04.900 --> 05:07.700
‫- آره، البته که می‌کنم
‫- خوبه. می‌خوام فوراً شروع کنی

05:07.700 --> 05:10.260
‫- اوه، کارای زیاد دیگه‌ای دارم
‫- ببین، نمی‌خوام بهت دستور بدم

05:10.260 --> 05:12.980
‫اما اگه کسی با خودش تو کشتی
‫سم آورده باشه، هیچی نمی‌تونه

05:12.980 --> 05:14.860
‫جلوشو بگیره که دیگه تکرار نکنه

05:16.780 --> 05:19.580
‫باشه، می‌رم انجامش بدم

05:19.580 --> 05:21.660
‫باید کاپیتان رو ببینم

05:21.660 --> 05:23.340
‫نیومدم اینجا که دوست پیدا کنم

05:23.340 --> 05:24.700
‫آره، مشخصه

05:28.460 --> 05:29.540
‫باشه؟

05:33.700 --> 05:36.260
‫تقریباً هیچکی نمی‌دونست
‫اونا یه زوجن،

05:36.260 --> 05:39.980
‫اما جید آنتونیاک و کریگ برک
‫با فاصله چند روز به قتل رسیدن

05:41.420 --> 05:44.340
‫و جید دیشب ساعت 18:45 بهم زنگ زد،

05:44.340 --> 05:47.660
‫و بهم گفت قراره با یکی ملاقات کنه

05:49.100 --> 05:50.180
‫ترسیده بود

05:51.660 --> 05:54.900
‫و همون‌طور که می‌دونیم، وقتی
‫اونجا رسیدم مُرده بود

05:57.140 --> 06:01.260
‫هرچند، روز قبلش در مورد
‫دخالت نیروی دریایی

06:01.260 --> 06:03.780
‫در مرگ برک مشکوک شده بود،

06:03.780 --> 06:08.740
‫و همین‌طور نفوذِ ام‌‌آی‌5 به «کمپ صلح»

06:08.740 --> 06:11.780
‫حالا، برای هیچ‌کدوم از این اتهامات
‫مدرکی وجود نداره

06:11.780 --> 06:15.780
‫اما اون با کریگ برک همکاری می‌کرد
‫تا به اطلاعات مربوط به ویجیل

06:15.780 --> 06:18.180
‫دسترسی پیدا کنه

06:19.300 --> 06:23.460
‫و ما گمان می‌کنیم که همین اطلاعات بود
‫که باعث کشته شدنش شد

06:23.460 --> 06:25.660
‫پورتر. بخش فلش به عهدۀ تو

06:28.460 --> 06:30.780
‫ترکیبی از موارد عملیاتی وجود داره،

06:30.780 --> 06:33.540
‫اما موارد شخصی در مورد خدمه هم هست

06:33.540 --> 06:35.900
‫چند مورد برجسته بود

06:35.900 --> 06:38.500
‫این تست مواد از یک نمونه مو هست

06:38.500 --> 06:41.180
‫برک در یک آزمایشگاه خصوصی
‫هزینه‌ش رو پرداخت کرده

06:41.180 --> 06:43.140
‫نتیجۀ ال‌اس‌دیِ اون مثبته

06:43.140 --> 06:47.020
‫چیزی برای شناسایی اینکه موی چه کسی رو
‫آزمایش کرده نیست، اما اگه زمان رو ببینین

06:47.020 --> 06:51.700
‫ویجیل تازه از مأموریتی در «بندر هیورز» فلوریدا
‫برگشته

06:51.700 --> 06:54.740
‫و اگه به مطبوعات مربوط به اون مأموریت
‫نگاه کنین،

06:54.740 --> 06:58.620
‫15 خدمه به‌دلیل مستی و بی‌نظمی
‫و همین‌طور مصرف مواد مخدر

06:58.620 --> 07:01.140
‫توسط پلیس‌های محلی دستگیر شدن

07:01.140 --> 07:02.620
‫پاسخ نیروی دریایی چی بود؟

07:02.620 --> 07:04.260
‫از کلِ خدمه تست گرفتن

07:04.260 --> 07:06.420
‫نتیجۀ همه‌شون منفی دراومد.
ال‌اس‌دی در کار نبود

07:06.420 --> 07:10.220
‫پس برک برمی‌گرده به بریتانیا
‫و این تست مواد رو انجام می‌ده؟

07:10.220 --> 07:12.860
‫و نتیجۀ نمونه مو برای ال‌اس‌دی
‫مثبت درمیاد

07:12.860 --> 07:14.940
‫در تضاد با نتایج نیروی دریایی

07:14.940 --> 07:17.500
‫یه چیز دیگه در ارتباط با خدمۀ ویجیل،

07:17.500 --> 07:20.020
‫یه سری تصاویر هست

07:20.020 --> 07:23.660
‫فایل‌های منابع انسانی ویجیل رو بررسی کردم
‫و هویت این زن رو بدست آوردم

07:23.660 --> 07:26.900
‫این خانم ناوبان یکم تیفانی داکرتی‌ـه،
‫پزشک کشتی

07:26.900 --> 07:29.020
‫عکس یه مرد توی پس‌زمینه افتاده

07:29.020 --> 07:30.340
‫چیز زیادی ازش دیده نمی‌شه،

07:30.340 --> 07:33.300
‫ولی می‌تونید خال‌کوبیِ یه اژدها
‫روی بازوش ببینید

07:33.300 --> 07:34.500
‫برک‌ـه؟

07:34.500 --> 07:36.100
‫نمی‌دونم، قربان

07:36.100 --> 07:38.580
‫خب، می‌خوام سابقۀ این ناوبان یکم داکرتی رو
‫چک کنید

07:38.580 --> 07:40.900
‫و باید هر اتفاقی که توی فلوریدا افتاده رو
‫بررسی کنیم

07:40.900 --> 07:43.940
‫کسی که برک برای این گشت
‫جایگزینش شده بود کیه؟

07:43.940 --> 07:45.660
‫کسی که پاش شکسته؟

07:45.660 --> 07:48.780
‫ناوبان دوم «جان دیربورن»

07:48.780 --> 07:50.500
‫اون باید توی فلوراید با خدمه بوده باشه

07:50.500 --> 07:52.380
‫- می‌تونم باهاش صحبت کنم
‫- خوبه

07:52.380 --> 07:55.620
‫خوبه، باشه. یک پیغام رمزی
‫به سربازرس سیلوا بده

07:55.620 --> 07:58.420
‫و بریم سراغ دفتر کرودن،

07:58.420 --> 08:01.020
‫ببینیم این مشاور چه حرفی برای گفتن داره

08:01.020 --> 08:03.500
‫خب، متشکرم از همگی. ممنون

08:08.900 --> 08:11.540
‫رئیس، دریابان برنینگ‌ـه

08:11.540 --> 08:12.740
‫جواب بده

08:13.940 --> 08:16.300
‫- لانگکر
‫- بزن اخبار 24

08:19.900 --> 08:25.580
‫جسد یک دریانورد در زیردریایی نیروی دریایی سلطنتی
‫ویجیل اعلی‌حضرت پیدا شد،

08:25.580 --> 08:28.780
‫یکی از چهار زیردریاییِ کلاس ونگارد

08:28.780 --> 08:31.980
‫که حاملِ بازدارندۀ هسته‌ای است

08:31.980 --> 08:34.060
‫- این از سمت شماست؟
‫- قطعاً نه

08:34.060 --> 08:35.700
‫شاید خانواده برک باشه؟

08:35.700 --> 08:38.820
‫دربارۀ یک فعال سیاسی مُرده
‫که وارد پایگاه شده هم سؤالاتی داریم

08:38.820 --> 08:41.420
‫اون کار ما نیست.
‫اون از طرف ما نبوده

08:41.420 --> 08:43.580
‫فکر می‌کردم به تفاهم رسیدیم

08:54.980 --> 08:56.900
‫پس جلوی همه مدیر اجراییم رو

08:56.900 --> 08:59.500
‫به‌خاطر قتلی که الان می‌گی نکرده،
‫دستگیر کردی؟

08:59.500 --> 09:02.780
‫پرنتیس هنوزم به‌خاطر ضرب و شتم
‫و اختلال در عدالت گناهکاره

09:02.780 --> 09:05.020
‫والش متهم به حملِ مواد مخدره

09:05.020 --> 09:07.220
‫کاری که هنوز انجام نشده
‫شناساییِ قاتلِ برک‌ـه

09:07.220 --> 09:09.540
‫مخصوصاً ازت خواستم که جلوی خدمه‌م

09:09.540 --> 09:10.940
‫از کلمه «قتل» استفاده نکنی

09:10.940 --> 09:13.660
‫همین تازگی یه خاموشی راکتور
‫و تعقیب زیردریایی دشمن رو پشت سر گذاشتیم

09:13.660 --> 09:14.740
‫باید متمرکز بمونن!

09:14.740 --> 09:17.860
‫معاونت دو روز وقتم رو گرفت،
‫که خودشو نجات بده،

09:17.860 --> 09:20.220
‫و هنوز یک آدم بسیار خطرناک بین‌مونه

09:20.220 --> 09:23.020
‫و مدرک کمی برای تحقیقات داریم،
‫پس اگه برای امنیتِ خدمه‌ت

09:23.020 --> 09:26.860
‫ارزش قائلی، پیشنهاد می‌کنم به‌جای
‫کنترل کردنِ من، روی کمک کردن بهم تمرکز کنی

09:26.860 --> 09:28.300
‫تو...

09:28.300 --> 09:30.980
‫- چی؟
‫- قربان، عیب‌یابیِ راکتور رو می‌خواستید

09:30.980 --> 09:32.260
‫هیچی نیست. خطایی وجود نداره

09:32.260 --> 09:34.260
‫پس دوباره بررسی کن

09:34.260 --> 09:35.980
‫- همه‌شون؟
‫- نذار دوباره تکرار کنم

09:35.980 --> 09:37.020
‫بله، قربان

09:42.700 --> 09:43.740
‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟

09:45.300 --> 09:47.180
‫ناوبان یکم داکرتی داره
‫روی سم‌ها تحقیق می‌کنه،

09:47.180 --> 09:49.580
‫اما هنوز این سؤال وجود داره که
‫چطور کسی مواد رو تجویز و تزریق کرده

09:49.580 --> 09:52.020
‫خب، شما سوار یه کشتی با 140 مهندس

09:52.020 --> 09:53.580
‫و تکنسین بسیار ماهر هستی

09:53.580 --> 09:57.460
‫اگه می‌پرسی کی قادر به این کاره،
‫باید بگم هرکسی

09:57.460 --> 09:58.740
‫باشه، ببین

09:58.740 --> 10:02.340
‫می‌دونیم برک آخرین باری که
‫توی غذاخوری بود غذایی نخورد

10:02.340 --> 10:04.700
‫البته نمی‌دونیم سم چقدر سریع اثر گذاشته،

10:04.700 --> 10:07.300
‫- پس با زمان محدودم...
‫- سه هفته وقت داری

10:07.300 --> 10:09.540
‫چی؟

10:09.540 --> 10:11.980
‫موندت با ما بیشتر شده

10:13.220 --> 10:14.620
‫از مافوق‌هامون دستور داده شده

10:18.660 --> 10:19.940
‫نمی‌تونم

10:22.300 --> 10:23.900
‫براش آمادگی ندارم

10:23.900 --> 10:25.380
‫این‌ها دستورات ما هستن

10:28.860 --> 10:30.620
‫می‌بخشید

10:32.500 --> 10:33.940
‫ببخشید

10:34.940 --> 10:36.060
‫لعنتی!

10:48.700 --> 10:49.980
‫لعنتی

11:06.100 --> 11:07.420
‫پیداش کردم!

11:09.660 --> 11:11.580
‫من می‌خوام پیشت بمونم

11:11.580 --> 11:13.140
‫می‌دونم، عزیزم

11:13.140 --> 11:16.780
‫منم همینو می‌خوام،
‫اما تصمیمش با من نیست،

11:16.780 --> 11:20.180
‫و اونا پدربزرگ و مادربزرگت هستن، پس...

11:22.620 --> 11:24.220
‫بازم همدیگه رو می‌بینیم

11:25.300 --> 11:26.660
‫تو دیگه منو دوست نداری

11:28.460 --> 11:30.300
‫وای خدا، اصلاً این‌طور نیست

11:30.300 --> 11:31.580
‫بیا اینجا

11:34.740 --> 11:38.620
‫تا آخر عمر کنارت می‌مونم

11:40.580 --> 11:41.740
‫قول می‌دم

11:59.220 --> 12:01.340
‫آینده شغلیِ والش تموم شد

12:01.340 --> 12:04.380
‫- متوجه که هستی، نه؟
‫- تصمیمش با من نیست

12:04.380 --> 12:06.420
‫اون بچگی سختی داشته

12:06.420 --> 12:09.260
‫زخم‌های روی دستش رو دیدی؟
‫باباش سیگارشو با دست اون خاموش می‌کرد

12:09.260 --> 12:11.700
‫- متأسفم که می‌شنوم...
‫- اونجا هیچ آینده‌ای نداره

12:11.700 --> 12:14.380
‫- تو زندگی دوست‌مون رو نابود کردی
‫- با خودش مواد آورده به زیردریایی سلطنتی

12:14.380 --> 12:17.140
‫تا برای یه خدمه پاپوشِ حملِ مواد درست کنه.
‫اینا جرمن،

12:17.140 --> 12:20.020
‫و این شغل منه که رسیدگی کنم.
‫مسئله شخصی که نیست

12:24.060 --> 12:26.420
‫برک هم به یه کارایی مشغول بود.
‫می‌دونستی؟

12:27.620 --> 12:28.780
‫چه کارایی؟

12:30.700 --> 12:33.060
‫ببین، هرچی زودتر به جواب برسم،
‫زودترم می‌تونم شماها رو

12:33.060 --> 12:35.300
‫به حال خودتون بذارم. معامله برد-برده، نه؟

12:38.140 --> 12:39.620
‫برای گری چه کاری از دستت برمیاد؟

12:39.620 --> 12:41.140
‫می‌گیم همکاری کرده

12:42.620 --> 12:45.460
‫اگه کار به دادگاه بکشه،
قاضی اینو در نظر می‌گیره

12:49.300 --> 12:51.100
‫برک یه لیست گندکاری داشت

12:51.100 --> 12:54.260
‫چند هفته پیش بهم گفت
‫دربارۀ همه‌مون پرونده داره

12:55.820 --> 12:57.900
‫خب، تو چی‌کار کردی؟

12:57.900 --> 13:00.500
‫کاری که باید می‌کردم

13:00.500 --> 13:02.380
‫یه‌راست به افسر فرمانده گفتم

13:03.300 --> 13:04.460
‫به نیوسام؟

13:05.500 --> 13:07.420
‫کارآگاه سیلوا، پیام

13:07.420 --> 13:09.820
‫سه‌تا توی سه روز. خیلی معروفی

13:09.820 --> 13:11.180
‫جدی؟

13:20.180 --> 13:22.460
‫«دوست‌دختر برک دیشب کشته شد

13:22.460 --> 13:23.780
‫«هنوز مظنونی نداریم»

13:23.780 --> 13:26.300
‫- لعنتی!
‫- «به ماجرای فلوریدا نگاه بنداز

13:26.300 --> 13:28.660
‫«برک ماهیگیری رفته، یه صید خوب کرده

13:30.020 --> 13:32.420
‫«برک یه عکس از دکتر و یکی دیگه رو داشت

13:32.420 --> 13:35.300
‫«تصویرش ضعیفه ولی کتاب موردعلاقه‌م رو داره

13:37.020 --> 13:39.260
‫«امیدوارم برات مفهوم باشه

13:39.260 --> 13:41.420
‫«کت سراغت رو می‌گیره

13:41.420 --> 13:43.060
‫«امیدواره که حالت خوب باشه

13:43.060 --> 13:44.540
‫«منم همین‌طور»

13:46.700 --> 13:50.220
‫ببینید، انکار نمی‌کنم که این منطقه
‫متکی به قراردادهای نیروی دریاییه،

13:50.220 --> 13:53.060
‫اما در نظر بگیرید با ده‌ها میلیاردی که
‫با کنار گذاشتنِ موشک ترایدنت آزاد می‌شه

13:53.060 --> 13:54.420
‫چه کارهایی می‌تونیم بکنیم

13:54.420 --> 13:56.700
‫این پول برای سرمایه‌گذاری مجدد در این جامعه

13:56.700 --> 13:59.620
‫و جوامع کاری هست
‫درست مثل سراسر کشور

13:59.620 --> 14:00.860
‫ادامه بده، کلیر

14:00.860 --> 14:06.340
‫پاسخی به گزارشات مبنی بر مرگ
‫دریانوردی که در ویجیل اعلی‌حضرت مُرده دارید؟

14:06.340 --> 14:09.300
‫به احترامِ خانوادۀ یک مرد جوان،
‫خیلی کوتاه می‌گم،

14:09.300 --> 14:12.620
‫اما اینو می‌گم که سکوت نیروی دریایی
‫در این مورد نگران‌کننده‌ست

14:12.620 --> 14:14.820
‫و این موضوع رو با نخست‌وزیر
‫درمیون خواهم گذاشت

14:14.820 --> 14:16.660
‫بله؟

14:16.660 --> 14:17.940
‫پس پیدامون کردی؟

14:17.940 --> 14:20.380
‫آقای هیل! ممنون که برای ملاقات با من
‫وقت گذاشتین

14:20.380 --> 14:23.580
‫آره، ببخشید در تکاپوییم،
‫می‌دونی با نزدیک شدنِ انتخابات سرمون شلوغ شده

14:23.580 --> 14:26.620
‫دفتر گفت یه سؤالاتی دربارۀ
یک فعال سیاسی داشتید؟

14:26.620 --> 14:29.180
‫آره، جید آنتونیاک

14:29.180 --> 14:31.180
‫دیروز موقع سوار شدن توی ماشین شما

14:31.180 --> 14:32.860
‫در کلانتری کرک‌موث دیده شده

14:32.860 --> 14:34.700
‫درسته، آره، یه لطف بود

14:35.940 --> 14:38.500
‫چرا به خانم آنتونیاک لطف می‌کردین؟

14:38.500 --> 14:40.660
‫خیلی کم می‌شناختمش

14:40.660 --> 14:43.260
‫دوستان دیگه‌ای توی کمپ صلح داریم،
‫به‌خاطر اونا بود

14:43.260 --> 14:46.700
‫- فعال‌های سیاسی بیشتر محتاط عمل می‌کنن، نه؟
‫- گفتید «می‌شناختمش»

14:46.700 --> 14:48.540
‫خب؟

14:48.540 --> 14:50.060
‫من که بهتون نگفتم اون مُرده

14:52.460 --> 14:55.380
‫ما دوستان زیادی توی کمپ صلح داریم

14:57.820 --> 15:00.100
‫دیشب طرفای ساعت نُه شب کجا بودید،

15:00.100 --> 15:01.340
‫اگه اشکال نداره که بپرسم؟

15:01.340 --> 15:04.700
‫جشن تولد 30 سالگی دوست‌دخترم بودم

15:04.700 --> 15:06.900
‫«کرون و ثورن»، آره

15:06.900 --> 15:11.220
‫تقریباً ساعت 3 صبح رسیدم خونه.
‫محض رضای خدا به رئیسم نگی!

15:12.580 --> 15:14.820
‫- باید چک کنم
‫- آره، هرکار دوست داری بکن

15:14.820 --> 15:17.340
‫ببین، ما دوتا دیگه از اینا قبل ناهار داریم...

15:17.340 --> 15:19.800
‫...پس واقعاً نمی‌شه بقیه رو منتظر بذارم

15:19.824 --> 15:21.824
[ جان دیربورن ]

15:22.380 --> 15:24.700
‫ازتون می‌خوام امروز عصر به پاسگاه بیاید

15:24.700 --> 15:26.740
‫چندتا سؤال دیگه ازتون دارم

15:26.740 --> 15:30.700
‫- درخواست می‌کنید یا می‌گید؟
‫- 2 عصر چطوره؟

15:33.620 --> 15:34.820
‫حتما

15:34.820 --> 15:38.380
‫خیلی ممنون، بچه‌ها. برای امروز دیگه کافیه...

15:59.580 --> 16:02.260
‫میای؟ یادبود برک

16:02.260 --> 16:04.820
‫هرکس که سر پست نیست
‫باید اونجا باشه

16:04.820 --> 16:06.900
‫فکر نکنم کسی منو بخواد، نه؟

16:06.900 --> 16:09.500
‫امم...

16:09.500 --> 16:12.700
‫ما همه کنارت هستیم.
‫می‌دونی که، مگه نه؟

16:12.700 --> 16:14.740
‫دوستم داری، هم‌خدمتی؟

16:16.140 --> 16:17.420
‫عوضی!

16:24.500 --> 16:27.300
‫♪ ای روح‌القدس! ♪

16:27.300 --> 16:30.060
‫♪ که بر آب‌های تاریک و طغیانگر ♪

16:30.060 --> 16:36.180
‫♪ به فکر فرو رفتی ♪

16:37.340 --> 16:43.660
‫♪ و برای سرکوبِ طغیانشان تلاش کردی ♪

16:43.660 --> 16:50.980
‫♪ و برای آشفتگیِ وحشی، آرامش به ارمغان آوردی ♪

16:50.980 --> 16:57.940
‫♪ اوه، هنگامی که به سویت فریاد می‌زنیم ♪

16:57.940 --> 17:05.380
‫♪ برای کسانی که در دریا در خطرند، صدای ما را بشنو ♪

17:10.340 --> 17:13.060
‫کریگ یک نیروی طبیعی بود

17:14.460 --> 17:15.740
‫اینو همه قبول داریم

17:16.900 --> 17:19.500
‫اون پرشور و بااستعداد بود

17:20.580 --> 17:24.580
‫می‌دونم این یه گشت سختی بوده،

17:24.580 --> 17:28.380
‫اما ما امروز اینجا جمع شدیم
‫تا برای یک عضو ارزشمندمون

17:28.380 --> 17:29.940
‫وداعی که لایقشه رو به عمل بیاریم

17:33.020 --> 17:34.060
‫قربان

17:39.020 --> 17:42.020
‫همون‌طور که خیلی از شما خواهید فهمید،
‫چند ساعت پیش،

17:42.020 --> 17:45.340
‫دو نفر از خدمۀ ما به‌دلیل
‫قانون‌شکنی جدی بازداشت شدن

17:46.940 --> 17:50.700
‫می‌خوام شفاف‌سازی کنم که اون بازداشت‌ها

17:50.700 --> 17:52.260
‫به مرگ کریگ برک هیچ ربطی نداشتن

17:52.260 --> 17:55.660
‫این تحقیقات در حال انجامه،
‫و از ادامه همکاری شما

17:55.660 --> 17:57.580
‫بسیار قدردانی می‌شه

17:57.580 --> 18:02.820
‫ما، همون‌طور که در آغاز گشت،
‫یک خدمه حرفه‌ای هستیم

18:02.820 --> 18:09.900
‫متعهد به مأموریت، به همدیگه،
‫در جهت حفظِ امنیت بریتانیا

18:13.060 --> 18:15.100
‫این وظیفه همچنان از همه مهم‌تره

18:18.660 --> 18:20.100
‫حالا یک قرائت داریم

18:22.540 --> 18:25.100
‫نشانه 16. آیه 40

18:25.100 --> 18:29.300
‫و هنگامی که روز عید گذشته بود،
‫مریم مجدلیه،

18:29.300 --> 18:32.180
‫و مریم، و سالومه...

18:32.180 --> 18:36.220
‫...ادویه خریدند تا بتوانند بر بدن عیسی
‫تدهین کنند

18:36.220 --> 18:40.580
‫صبح اول وقت در اولین روز هفته،
‫درست بعد از طلوع آفتاب،

18:40.580 --> 18:44.300
‫در راه آرامگاه بودند و از یکدیگر پرسیدند،

18:44.300 --> 18:49.020
‫«چه کسی سنگ را از ورودی آرامگاه
«کنار می‌زند؟

18:54.540 --> 18:57.940
‫مامانی، من می‌خوام پیشت بمونم.
‫مامان، لطفا

18:57.940 --> 19:01.420
‫می‌خوام پیشت بمونم، مامانی

19:01.420 --> 19:03.780
‫مامانی! مامانی!

19:16.540 --> 19:20.180
‫وقتی وارد آرامگاه شدند، مردی جوان را
‫دیدند که ردای سفیدی بر تن داشت...

19:22.020 --> 19:23.940
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

19:30.860 --> 19:32.900
‫سرآشپزتون ناراحت به‌نظر میاد

19:32.900 --> 19:36.300
‫جکی، آره، خیلی براش سخت بوده

19:37.380 --> 19:39.820
‫پسرش اخیراً تو وضعیت بدی بوده

19:40.860 --> 19:43.220
‫- ناوبان یکم داکرتی چی؟
‫- اون چی؟

19:46.380 --> 19:48.340
‫رابطه‌ش با برک چه‌جوری بود؟

19:48.340 --> 19:51.220
‫اوه، می‌شه پنج دقیقه بس کنی؟

19:51.220 --> 19:53.020
‫وسط مراسم یادبودیم

20:12.740 --> 20:14.780
‫ناوبان دوم دیربورن

20:16.540 --> 20:18.700
‫چطوره؟

20:18.700 --> 20:20.260
‫- قوزک پام؟
‫- هوم

20:20.260 --> 20:23.060
‫زیاد مهم نیست.
‫بیشتر حوصله‌م سرمی‌ره

20:24.260 --> 20:25.780
‫شاید بهتره برم کلاس بافندگی

20:28.980 --> 20:31.620
‫می‌خواستم دربارۀ بندر هیورز باهات صحبت کنم

20:31.620 --> 20:33.180
‫جدی؟

20:33.180 --> 20:36.100
‫جشن و این‌چیزا. تو اونجا بودی

20:37.500 --> 20:41.300
‫نچ. من رفتم «تمپا».
‫خواهرم اونجا زندگی می‌کنه

20:41.300 --> 20:43.380
‫ولی حتما از افراد دیگۀ خدمه شنیدی؟

20:43.380 --> 20:45.820
‫تو ساحل می‌دوئیدیم، جفتک می‌نداختیم

20:45.820 --> 20:48.660
‫وقتی چند هفته توی دریا گیر بیفتی،
‫از این اتفاقا می‌افته

20:48.660 --> 20:49.980
‫برک چطور؟

20:49.980 --> 20:52.420
‫برک مست بود و
‫خوابگاهش رو به هم ریخته بود،

20:52.420 --> 20:54.620
‫می‌گفت یه نفر از افراد خدمه
‫چیزخورش (الکل یا مواد) کرده بود

20:54.620 --> 20:56.700
‫- کی باید بخواد چیزخورش کنه؟
‫- حدس بزن!

20:57.940 --> 21:01.580
‫گوش کن، ما همه باید تست شاش می‌دادیم،
‫نتیجۀ همه‌مونم منفی بود

21:02.940 --> 21:05.740
‫اون فقط سعی می‌کرد کارش رو
‫گردن یکی دیگه بندازه، نه؟

21:05.740 --> 21:07.980
‫- نیروی دریایی حرفشو باور کرد؟
‫- نه

21:07.980 --> 21:11.180
‫و با خسارتی که وارد کرد
‫از کشتی انداختنش بیرون،

21:11.180 --> 21:13.300
‫و شانسِ ترفیع گرفتنش رو از دست داد

21:14.540 --> 21:17.780
‫فقط به‌خاطر این بود که گذاشتن برگرده

21:17.780 --> 21:20.100
‫و فکر می‌کنی توی بندر هیورز
‫چه اتفاقی افتاده؟

21:22.820 --> 21:26.220
‫همون‌طور که گفتم، نتیجۀ تمام
آزمایش‌های ادرار منفی دراومد

21:26.220 --> 21:29.060
‫نه، ببین، جان، سؤالم این نبود

21:31.300 --> 21:33.100
‫اون‌موقع اونجا نبودم

21:33.100 --> 21:35.740
‫هر نظری که دربار‌ه‌ش داری،

21:35.740 --> 21:38.180
‫خانواده کریگ برک عزادارن

21:39.380 --> 21:42.060
‫و حالا هم یه زن جوون کشته شده،

21:42.060 --> 21:43.460
‫که ما فکر می‌کنیم به هم مربوطه

21:43.460 --> 21:48.140
‫و معتقدم اگه مردم قبلاً باهامون
‫صحبت می‌کردن، شاید زنده می‌موند

21:50.420 --> 21:52.300
‫اون 24 سالش بود

21:58.860 --> 22:02.260
‫هرگز نباید بفهمن این حرفو من زدم

22:06.860 --> 22:08.220
‫«دیویس» رو نگاه بنداز

22:08.220 --> 22:10.140
‫دیویس یه مشکلی داشت

22:10.140 --> 22:12.620
‫- دیویس رو نمی‌شناسم. از افراد خدمه‌ست؟
‫- من نمی‌تونم

22:12.620 --> 22:14.420
‫- لطفا، فقط همینو بهم بگو
‫- نمی‌تونم!

22:17.180 --> 22:20.540
‫باید برم، شرمنده

22:30.220 --> 22:31.940
‫الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم

22:31.940 --> 22:34.540
‫توی لیست خدمۀ ویجیل
‫شخصی به نام دیویس هست؟

22:34.540 --> 22:35.820
‫صبر کن

22:39.860 --> 22:41.980
‫دیویس نیست. در چه مورده؟

22:41.980 --> 22:43.100
‫فلوریدا

22:43.100 --> 22:45.220
‫ممکنه عضو سابق ویجیل باشه

22:45.220 --> 22:48.620
‫- پرسنلِ نیروی دریایی آمریکا توی بندر هیورز رو هم چک کن
‫- باشه

22:48.620 --> 22:52.020
‫اوه، و موی آزمایش موادِ برک...

22:52.020 --> 22:53.500
‫مطمئنم مال خودش بوده

22:53.500 --> 22:55.300
‫سعی کرده ثابت کنه که چیزخورش کردن

22:55.300 --> 22:56.700
‫لعنتی

22:56.700 --> 23:01.420
‫خبر دیگه، حساب بانکی و
‫تاریخچۀ تماسِ جید رسید

23:01.420 --> 23:04.340
‫یه شرکت سهامی ماهی هزار پوند
‫به حسابش پول می‌زدن

23:04.340 --> 23:07.900
‫به اسم «سهام انزل».
‫بررسیش کردم،

23:07.900 --> 23:10.220
‫و عمراً حدس بزنی رئیسش کیه

23:10.220 --> 23:13.900
‫- کی؟
‫- همونی که صبح باهاش حرف زدی، مارک هیل

23:17.140 --> 23:19.580
‫تاریخچه تماسش چی؟
‫دیشب تماسی داشته؟

23:19.580 --> 23:22.860
‫نه، حق با تو بود، حتماً از یک
اپلیکیشن رمزدار استفاده کرده

23:22.860 --> 23:25.140
‫اما عقب‌تر رو نگاه کردم،

23:25.140 --> 23:27.100
‫و اونجا بود که اوضاع جالب شد

23:27.100 --> 23:28.380
‫توی سال گذشته،

23:28.380 --> 23:31.180
‫یه الگو از تماس‌های شبانه
‫با یک شماره وجود داره

23:32.340 --> 23:33.740
‫هیل؟

23:33.740 --> 23:35.060
‫نچ

23:35.060 --> 23:37.540
‫رئیسش، عضو پارلمان پاتریک کرودن

23:37.540 --> 23:40.660
‫اگه علاقه داری،
‫الان توی «سیتی چمبرز»ـه

23:40.660 --> 23:41.980
‫باشه، دارم می‌رم

24:01.100 --> 24:03.540
‫فکر نکنم چیز بیشتری برای گفتن داشته باشم

24:05.940 --> 24:08.860
‫دربارۀ اینکه برک مسموم شده بهت چیزی گفتن؟

24:11.420 --> 24:14.940
‫خب، چندتا سؤال دارم. ممنون می‌شم
‫بتونی جواب بدی

24:14.940 --> 24:17.940
‫اگه همکاری کنی، توی گزارشم ذکر می‌کنم

24:17.940 --> 24:19.060
‫بهت کمک می‌کنه

24:20.820 --> 24:22.420
‫تو همه‌چی رو از دست ندادی، مارک

24:22.420 --> 24:27.260
‫دریابان پرنتیس. هنوز اخراج نشدم

24:27.260 --> 24:29.220
‫خب، شاید کار به اونجا نکشه

24:29.220 --> 24:31.380
‫آره، درسته!

24:36.980 --> 24:39.500
‫بدترین اتفاقِ این وضعیت برای تو چی بوده؟

24:47.380 --> 24:49.420
‫اینکه خدمه‌م رو ناامید کردم

24:51.060 --> 24:52.500
‫ویجیل به یه مدیر اجرایی قوی نیاز داره

24:52.500 --> 24:54.860
‫اصلاً برای همین اداره نیروی دریایی
‫در وهلۀ اول منو اینجا فرستاد

24:54.860 --> 25:00.700
‫یعنی، نیوسام شایستگی‌هایی داره
‫اما نظم و انضباط بدجور اُفت کرده

25:00.700 --> 25:02.700
‫این به ماجرای فلوریدا ربط داره؟

25:02.700 --> 25:04.780
‫آره، بندر هیورز، پارسال

25:04.780 --> 25:07.380
‫کشتی برای سرویس موشک رفته بود

25:07.380 --> 25:10.780
‫خدمه رفتن بیرون، اوضاع از کنترل خارج شد

25:10.780 --> 25:13.900
‫- الکل، دعوا توی خیابون
‫- و مواد؟

25:16.660 --> 25:19.420
‫برک اونجا برای نیروی دریایی دردسرساز شد

25:19.420 --> 25:21.940
‫مدام پافشاری می‌کرد که چیزخورش کردن،
‫که با نتایج آزمایش رسمی مواد

25:21.940 --> 25:24.180
‫اختلاف آشکاری ایجاد کرد

25:24.180 --> 25:26.420
‫به این معنی که نیروی دریایی
‫توی یافته‌های اونا دست برده بوده

25:26.420 --> 25:29.060
‫بعید می‌دونم اداره نیروی دریایی
‫چنین چیزی رو مخفی کرده باشه

25:29.060 --> 25:32.340
‫این احتمالش بیشتره که
...نمونه‌های اصلیِ ادرار

25:33.500 --> 25:34.860
‫...دستکاری شده باشه

25:37.660 --> 25:39.060
‫این آزمایش‌ها چطوری انجام می‌شه؟

25:40.100 --> 25:44.020
‫توی پایگاه، یه...
‫خب، پروتکل سختی داره

25:44.020 --> 25:45.980
‫نمی‌دونم خارج از کشور
‫چطور انجامش می‌دن

25:45.980 --> 25:47.780
‫دکتر احتمالاً نظارت داشته

25:48.980 --> 25:52.060
‫- ناوبان یکم داکرتی؟
‫- آره. باید از اون بپرسی

25:52.060 --> 25:55.540
‫خب چرا نیروی دریایی ادعاهای برک رو
‫جدی نگرفت؟

25:56.620 --> 25:57.900
‫- نمی‌دونم
‫- فقط...

25:59.900 --> 26:03.540
‫...می‌خوام ببینم چرا باید خواسته باشن
‫از موشکافیِ بیشتر اجتناب کنن

26:05.500 --> 26:09.180
‫توی اون دوره اتفاق دیگه‌ای
‫توی ویجیل نیفتاده بود؟

26:09.180 --> 26:12.100
‫خب، اگرم افتاده باشه، فرمانده هرگز
‫این اطلاعات رو با من درمیون نمی‌ذاره

26:13.500 --> 26:16.660
‫و قطعاً رسوایی بیشتر نمی‌خوایم

26:22.820 --> 26:24.860
‫واقعاً ممنونم

26:24.860 --> 26:26.020
‫آره

26:26.020 --> 26:29.140
‫خب، تو سعی داری خدمه رو
‫در امان نگه داری، و...

26:31.420 --> 26:33.060
‫...خب، مهم هم همینه

26:41.460 --> 26:44.060
‫اجازۀ رفتن به اونجا رو داری؟

26:44.060 --> 26:46.580
‫پرنتیس قراره توی دادگاه نظامی محاکمه بشه

26:46.580 --> 26:49.060
‫بدون همراه نباید باهاش ملاقات داشته باشی

26:55.020 --> 26:56.980
‫- ایمی؟
‫- تو باهام روراستی؟

26:56.980 --> 26:58.820
‫باهات روراستم؟ در چه مورد؟

26:58.820 --> 27:00.540
‫برک داشته اطلاعات جمع می‌کرده

27:00.540 --> 27:03.020
‫کیرلی بهم گفت اینو به نیوسام اطلاع داده.
‫در این مورد چیزی می‌دونستی؟

27:03.020 --> 27:05.740
‫محض رضای خدا! نیوسام حتما بهش گفته
‫این شایعات رو تمومش کنه

27:05.740 --> 27:07.220
‫در واقع، اصلاً شک دارم
برک همچین کاری کرده باشه

27:07.220 --> 27:09.460
‫احتمالاً فقط خواسته کیرلی رو کفری کنه

27:09.460 --> 27:11.220
‫و آزمایش‌های مواد مخدرِ بندر هیورز؟

27:11.220 --> 27:13.780
‫آره، خب، بیشتر خدمه وقتی
‫نتیجۀ آزمایش‌ها منفی دراومد

27:13.780 --> 27:16.140
‫- خیالـشون راحت شد
‫- ولی برک نه

27:16.140 --> 27:18.100
‫اون گفت چیزخورش کردن

27:18.100 --> 27:19.940
‫تو اینو می‌دونستی

27:19.940 --> 27:21.660
‫و چیزی بهم نگفتی

27:21.660 --> 27:23.620
‫فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

27:23.620 --> 27:25.500
‫برک یک لیست کامل از
‫نارضایتی‌های جزئی داشت

27:25.500 --> 27:27.620
‫باعث نمی‌شه همه‌شون واقعی باشن

27:27.620 --> 27:29.100
‫ببین، من کمکت کردم

27:29.100 --> 27:30.940
‫خودمو به زمین و آسمون زدم برات

27:30.940 --> 27:32.900
‫می‌فهمم که با اینجا کنار نمیای

27:32.900 --> 27:34.340
‫اما من دشمن نیستم

27:35.580 --> 27:37.740
‫باشه، بفرما. سؤال کن ازم.
‫هر سؤالی داری بپرس. بهت جواب می‌دم

27:37.740 --> 27:41.100
‫- ناوبان یکم داکرتی توی انجامِ آزمایش‌های مواد دخیل بود؟
‫- بله

27:41.100 --> 27:43.700
‫چیز دیگه‌ای هست که فکر کنی
‫باید درباره‌ش بدونم؟

27:43.700 --> 27:45.460
‫مثل چی، مثلاً؟

27:49.060 --> 27:52.220
‫یه پیغام از همکارام توی خشکی
‫دریافت کردم

27:54.340 --> 27:57.180
‫دوست‌دختر کریگ برک دیروز به قتل رسید

27:57.180 --> 28:00.380
‫- چی؟
‫- اینم می‌دونم که برک یه عکس غیرمجاز

28:00.380 --> 28:01.900
‫از داکرتی همراه یه نفر داشته

28:03.260 --> 28:06.300
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم، نمی‌تونم پیام همکارم رو رمزگشایی کنم

28:06.300 --> 28:09.380
‫اما داکرتی به داروهای موجود توی کشتی
‫دسترسی داره

28:09.380 --> 28:10.700
‫استفاده ازشون رو بلده

28:10.700 --> 28:13.460
‫بهمون گفت که برای سردردِ برک
‫بهش یه مُسکن داده

28:13.460 --> 28:16.220
‫و الانم تو اضافه کردی توی آزمایش‌های مواد فلوریدا
‫دست داشته

28:16.220 --> 28:19.140
‫اون وسایل، انگیزه و
فرصتِ کشتنِ برک رو داشته

28:19.140 --> 28:21.540
‫باید باهاش صحبت کنم همین الان

28:31.300 --> 28:32.380
‫بله، بیا تو

28:34.140 --> 28:36.100
‫قطعات محلِ غرق شدن رو بررسی کردیم، قربان

28:36.100 --> 28:38.140
‫- خب
‫- مهندسین متفق‌القول هستن

28:38.140 --> 28:39.620
‫و؟

28:39.620 --> 28:41.260
‫روس‌ها نبودن

28:43.180 --> 28:45.860
‫- پس هیچ‌گونه جسمی نبوده؟
‫- نه، قربان

28:45.860 --> 28:49.860
‫تمام باندها، فرکانس‌ها رو
‫روی تمام سونارها چک کردم. هنوز هیچی

28:49.860 --> 28:51.460
‫چقدر می‌شه؟

28:51.460 --> 28:52.820
‫پنج روز شده

28:52.820 --> 28:54.940
‫هیچ وسیلۀ ضدزیردریایی نیست. قربان

28:54.940 --> 28:57.620
‫تا جایی که می‌دونیم، کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه

28:59.020 --> 29:00.180
‫قربان؟

29:01.260 --> 29:04.020
‫- از اینجا برو بیرون
‫- قربان، باید باهاتون حرف بزنم

29:04.020 --> 29:05.100
‫ادامه بدید

29:13.860 --> 29:16.260
‫قربان، هنوزم قراره اخراج بشم؟

29:16.260 --> 29:18.100
‫حالا که می‌دونید من موادها رو جاساز نکردم؟

29:18.100 --> 29:20.940
‫بازم با خودت هروئین آوردی، مگه نه؟
‫این تغییری کرده؟

29:20.940 --> 29:23.540
‫ولی اتفاقی که توی بندر هیورز افتاد، قربان، اون...

29:23.540 --> 29:24.900
‫داری تهدیدم می‌کنی؟

29:27.220 --> 29:31.060
‫- نه، قربان
‫- دهنت رو ببند، وگرنه کمترین مشکلت می‌شه اخراج

29:32.780 --> 29:33.940
‫مرخصی

29:35.980 --> 29:37.380
‫مرخصی

29:43.140 --> 29:44.700
‫اون نسخه چاپی رو نشونم بده

29:59.140 --> 30:02.020
‫دریاسالار شاو. به محض اینکه
‫پیام‌تون رو گرفتیم اومدیم

30:02.020 --> 30:05.740
‫«جِی کوهلی»، ام‌آی5.
و ایشون «لورا مایکلز» هستن

30:05.740 --> 30:08.820
‫تا جایی که اطلاع دارم، ما با آمریکا
‫در جنگ نیستیم. درسته؟

30:10.100 --> 30:12.300
‫در جنگ نیستیم، قربان، نه

30:12.300 --> 30:14.380
‫پس شاید ام‌آی5 بتونه بهم توضیح بده

30:14.380 --> 30:17.500
‫چرا یه زیردریاییِ کلاس لس‌آنجلس
‫چهار روز پیش یک کرجی ماهیگیری رو

30:17.500 --> 30:20.900
‫به زیر آب کشیده، در حالی که به‌طور مخفیانه
‫ویجیل اعلی‌حضرت رو تعقیب می‌کرده؟

30:20.900 --> 30:23.940
‫چون واقع‌بینانه، این یه اقدام
خصمانۀ حیرت‌آور

30:23.940 --> 30:25.580
‫از سوی یک متحد فرضی‌ـه

30:26.900 --> 30:29.220
‫- سریعاً با پنتاگون صحبت می‌کنیم
‫- حتماً بکنید

30:29.220 --> 30:32.460
‫و وقتی اونجایید، اینم بپرسید
‫چرا ما باید غواص می‌فرستادیم

30:32.460 --> 30:34.420
‫تا این اطلاعات کوفتی رو کشف کنه!

30:34.420 --> 30:37.060
‫فکر کنم همه جوابش رو می‌دونیم، قربان

30:38.580 --> 30:40.580
‫هنوز تنش قابل‌توجهی

30:40.580 --> 30:42.300
‫به‌خاطر ماجرای بندر هیورز
‫وجود داره

30:42.300 --> 30:44.460
‫پس تقصیر ماست؟

30:44.460 --> 30:46.380
‫شما بخش اطلاعاتید. جوابش رو پیدا کنید

30:46.380 --> 30:47.540
‫پیدا می‌کنیم

30:49.340 --> 30:53.140
‫اما شاید بهتره از وقت‌مون
‫برای صحبت دربارۀ کریگ برک

30:53.140 --> 30:54.620
‫و جیک آنتونیاک استفاده کنیم؟

31:01.940 --> 31:05.300
‫قربان، سیگنال از سی‌تی‌اف 345

31:06.724 --> 31:08.724
[ فوق محرمانه ]

31:10.620 --> 31:11.660
‫خدای من!

31:12.660 --> 31:13.820
‫- ادامه بدید
‫- بله، قربان

32:50.140 --> 32:51.420
‫آقای هیل

32:55.460 --> 32:58.020
‫افسر. از 2 ظهر رد نشده؟

32:58.020 --> 33:00.340
‫اوه، برای اون نیومدم اینجا

33:00.340 --> 33:01.620
‫رئیست کجاست؟

33:02.940 --> 33:05.300
‫می‌خوام در مورد سهام انزل صحبت کنم

33:06.700 --> 33:08.380
‫چرا به جید پول می‌دادی؟

33:08.380 --> 33:10.700
‫و چرا از یه شرکت صوری برای این‌کار
‫استفاده کردی؟

33:13.500 --> 33:16.300
‫فکر می‌کنم شما دوتا برای اطلاعات ترایدنت

33:16.300 --> 33:18.020
‫و بعد فاش کردنش به مطبوعات،
‫بهش پول می‌دادین

33:18.020 --> 33:20.220
‫به‌نظرم همین امروز مرگ برک رو
‫بهشون اطلاع دادین

33:20.220 --> 33:21.420
‫این واقعا مسخره‌ست

33:21.420 --> 33:23.420
‫و مطمئناً هیچ ارتباطی با پاتریک نداره

33:23.420 --> 33:26.900
‫تاریخچه تماسِ موبایل جید
‫چیز دیگه‌ای می‌گه، نه؟

33:26.900 --> 33:31.060
‫اگه نتونید بهم بگید چرا شما و جید
‫یک سال پیش تماس‌های شبانه داشتید

33:31.060 --> 33:34.020
‫خب پس، شاید بهتره
‫از همسرتون بپرسم، نه، آقای کرودن؟

33:35.740 --> 33:38.300
‫با مرگ جید ارتباطی داشتید؟

33:38.300 --> 33:41.700
‫- خیلی خب، دیگه کارمون تمومه
‫- مارک! یه دقیقه تنهامون بذار، لطفا

33:43.940 --> 33:45.340
‫پاتریک؟

33:45.340 --> 33:47.780
‫اشکالی نداره. موردی نداره

33:55.100 --> 33:56.460
‫بیرون منتظر می‌مونم

34:01.180 --> 34:02.540
‫اون‌طور که فکر می‌کنی نیست

34:03.820 --> 34:06.380
‫- من چی فکر می‌کنم؟
‫- که رابطه داشتیم

34:07.580 --> 34:08.780
‫این‌طور نیست

34:16.780 --> 34:18.260
‫اون دخترم بود

34:22.820 --> 34:25.540
‫موقعی که تو کمپین خلع سلاح هسته‌ای بودم،
‫با مادرش رابطه داشتم

34:28.180 --> 34:31.060
‫جید پارسال اومد به دیدنم

34:33.180 --> 34:35.060
‫سخت بود

34:35.060 --> 34:37.780
‫ولی داشتیم به یه جایی می‌رسیدیم، می‌دونی؟

34:43.020 --> 34:45.020
‫شرکت چطور؟

34:45.020 --> 34:47.140
‫از مارک خواستم که ترتیبش رو بده

34:47.140 --> 34:48.180
‫چرا؟

34:49.420 --> 34:51.580
‫تا بتونم به جید مستمری بدم

34:53.060 --> 34:55.220
‫همسرم از این قضیه خبر نداشت

34:55.220 --> 34:56.420
‫هنوزم نداره

34:59.340 --> 35:02.780
‫حقیقت داره که جید غرق شده؟

35:04.500 --> 35:05.940
‫متأسفانه بله

35:15.220 --> 35:18.060
‫درک می‌کنم حتما خیلی سخته

35:18.060 --> 35:20.780
‫اما اگه چیزی هست که فکر می‌کنید
‫به این تحقیقات مربوطه

35:20.780 --> 35:23.700
‫ازتون می‌خوام بهم بگید

35:26.420 --> 35:28.740
‫- گفت که داشتن تعقیبش می‌کردن
‫- خیلی خب

35:28.740 --> 35:31.180
‫- کِی اینو بهتون گفت؟
‫- تازگی

35:31.180 --> 35:32.460
‫لپ‌تاپش رو دزدیده بودن

35:32.460 --> 35:35.700
‫مطمئن شده بود که ام‌آی5
‫توی کمپ صلح آدم داره

35:35.700 --> 35:37.780
‫چرا باید ام‌آی5 اونو تعقیب کنه؟

35:37.780 --> 35:39.780
‫به‌خاطر کریگ برک

35:39.780 --> 35:41.820
‫دربارۀ اون فلش که می‌دونید

35:41.820 --> 35:43.460
‫نمی‌تونم نظری بدم

35:44.380 --> 35:46.220
‫بهم گفت دست شماست

35:48.060 --> 35:50.980
‫برک خودش رو یه افشاگر می‌دونست

35:50.980 --> 35:52.660
‫چند هفته پیش، مضطرب شده بود

35:54.300 --> 35:57.980
‫به جید گفت که مشغول یه کاریه،
‫یه ماجرا توی آمریکا

35:57.980 --> 36:01.500
‫یه سری تلفات داده بودن، یه خدمه
‫به خاورمیانه منتقل شد

36:01.500 --> 36:04.340
‫- یه لاپوشونی؟
‫- تمام اطلاعات رو نگرفتم

36:05.380 --> 36:08.540
‫- ولی اینو می‌دونم که دچار کشمکش شده بود
‫- چرا؟

36:08.540 --> 36:12.740
‫چون اون چیزی داشت که نشون می‌داد
‫این کشتی‌ها برای هدف مناسب نیستن

36:12.740 --> 36:15.420
‫و فکر می‌کرد با این قضیه خاتمه پیدا می‌کنه

36:15.420 --> 36:17.540
‫خودش واقعا همینو بهتون گفت؟

36:17.540 --> 36:19.620
‫خواستم باهاش صحبت کنم،
‫ولی قبول نمی‌کرد

36:22.660 --> 36:24.540
‫همه‌چی از طریق جید منتقل می‌شد

36:31.260 --> 36:33.420
‫- یه چیزی دربارۀ دیویس پیدا کردم
‫- جدی؟

36:33.420 --> 36:35.140
‫- یه‌جورایی
‫- بگو

36:35.140 --> 36:38.580
‫خب، توی فایل‌های منابع انسانی
‫هیچ اثری ازش نیست،

36:38.580 --> 36:40.420
‫اما یه چیز دیگه رو فهمیدم

36:40.420 --> 36:43.740
‫یه یارویی توی لیست خدمۀ ویجیل
‫از بندر هیورز هست

36:43.740 --> 36:45.500
‫چند هفته بعد، کلاً رفته

36:45.500 --> 36:47.900
‫«راس هارمیسون»، تازه‌کار

36:47.900 --> 36:51.220
‫- احتمالاً چیز مهمی نباشه ولی...
‫- به خاورمیانه منتقل شده؟

36:51.220 --> 36:54.340
‫بحرین. «ریفا اعلی‌حضرت».
‫تو از کجا می‌دونستی؟

36:54.340 --> 36:55.940
‫سابقه‌شو درآوردی؟

36:55.940 --> 36:59.020
‫سعی کردم. بهم گفتن توی عملیاته

36:59.020 --> 37:01.860
‫آها، باشه.
‫گوشی رو بده رابرتسون

37:01.860 --> 37:04.900
‫نمی‌تونم. با ام‌آی5 جلسه داره

37:04.900 --> 37:08.060
‫یهویی سروکله‌شون پیدا شد،
‫نیم ساعت پیش

37:08.060 --> 37:10.340
‫باشه. دارم میام

37:45.100 --> 37:47.060
‫خب، ممنون از وقتی که گذاشتید

37:47.060 --> 37:48.820
‫در تماس خواهیم بود

37:54.100 --> 37:56.420
‫چقدر بهشون اطلاعات دادی؟

37:56.420 --> 37:57.980
‫از این کمتر نمی‌شد

38:12.420 --> 38:14.580
‫چطور پیش می‌ره؟

38:14.580 --> 38:17.820
‫فکر می‌کنم بر اساس علائم برک،
‫سه‌تا گزینه داریم

38:17.820 --> 38:20.260
‫یه دارویی هست به اسم پیلوکارپین

38:23.180 --> 38:24.620
‫قضیه چیه؟

38:24.620 --> 38:28.140
‫همکارهام روی خشکی در حال بررسی
‫سرپوشِ یه سری آزمایش‌های مواد مخدر هستن

38:28.140 --> 38:31.540
‫آزمایش‌هایی که در آخرین سفرتون به فلوریدا
‫روی خدمۀ ویجیل انجام شد

38:31.540 --> 38:34.020
‫فکر می‌کنم توشون تقلب کردی،
‫و بهت این فرصت رو می‌دم

38:34.020 --> 38:36.620
‫- که در این موضوع باهام روراست باشی
‫- چی؟

38:36.620 --> 38:39.260
‫- نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی...
‫- دیگه خسته شدم، تیفانی

38:39.260 --> 38:41.300
‫روی سگم رو بالا نیار امروز

38:49.340 --> 38:51.500
‫چندتا از نمونه‌ها رو عوض کردم

38:51.500 --> 38:52.740
‫باشه. مال کیا؟

38:52.740 --> 38:55.540
‫اسم‌هاشونو بهت نمی‌گم

38:55.540 --> 38:58.380
‫بهم گفته شد که نمونه‌ها رو
‫برای انتقال به آزمایشگاه آماده کنم،

38:58.380 --> 39:00.140
‫منم اونا رو با ادرار تمیز عوض کردم

39:00.140 --> 39:01.420
‫از کجا گرفتیش؟

39:01.420 --> 39:04.620
‫می‌دونستم قراره تست بگیرن،
‫پس یه‌کم زمان داشتم

39:04.620 --> 39:06.180
‫به چندتا سرباز آمریکایی پول دادم

39:06.180 --> 39:09.140
‫- کسی وادارت کرد همچین کاری کنی؟
‫- نه

39:09.140 --> 39:11.860
‫حرفتو باور نمی‌کنم.
‫پس چرا؟

39:11.860 --> 39:13.860
‫چون اونا دوستم هستن

39:13.860 --> 39:15.980
‫و می‌دونستم از لحاظ روحی به هم می‌ریزن

39:15.980 --> 39:17.980
‫به شغل‌شون فکر کن

39:17.980 --> 39:22.260
‫داری ازشون می‌خوای که بدون اطلاع قبلی
‫خانواده‌هاشون رو یه مدت طولانی ترک کنن

39:22.260 --> 39:25.460
‫ازشون می‌خوای که با تنهایی، کسالت،
‫و کمبود حریم شخصی

39:25.460 --> 39:27.260
‫کنار بیان

39:28.380 --> 39:32.020
‫وقتی باهاش کنار بیایم،
‫آدما دق دل‌شون رو خالی می‌کنن. این سازگاریه،

39:32.020 --> 39:35.580
‫و اونا حق‌شون نیست که به‌خاطرش
‫شغل‌شون رو از دست بدن

39:35.580 --> 39:37.460
‫به‌نظرم داری لاپوشونی می‌کنی

39:37.460 --> 39:39.260
‫به‌نظرم یکی بهت گفته این‌کارو بکنی

39:39.260 --> 39:41.620
‫من مسئولیت کاملش رو به‌عهده می‌گیرم

39:41.620 --> 39:43.380
‫جواب محتاطانه‌ای بود

39:45.820 --> 39:48.100
‫دوست‌دختر کریگ برک دیروز مُرد

39:49.820 --> 39:51.940
‫برای انجام کار دیگه‌ای هم
‫تحت فشار قرار گرفتی؟

39:53.300 --> 39:56.780
‫- مثل چی؟
‫- یکی توی این کشتی کریگ برک رو مسموم کرده

39:56.780 --> 39:58.460
‫و فکر می‌کنی کار من بوده؟

39:59.900 --> 40:03.260
‫- چرا باید چنین کاری کنم؟
‫- دربارۀ اون عکس می‌دونم

40:03.260 --> 40:06.140
‫- چه عکسی؟
‫- همون عکسی که برک از تو با یه مرد داشت

40:07.580 --> 40:09.020
‫ازت اخاذی می‌کرد؟

40:10.420 --> 40:13.820
‫از چی حرف می‌زنی؟
‫برک برای آزمایش‌های مواد مخدر ناراحت بود

40:13.820 --> 40:16.460
‫می‌دونست تقلب شده و این
‫براش مشکل‌ساز شد،

40:16.460 --> 40:19.300
‫اما هیچ‌وقت حرفی از...
‫هیچ‌وقت اخاذی‌ای در کار نبود

40:21.700 --> 40:23.300
‫خواهش می‌کنم...

40:25.220 --> 40:26.620
‫این چه عکسیه؟

40:32.500 --> 40:36.300
‫اوه... پس از دست‌پختم خوشت اومده، آره؟

41:16.600 --> 41:18.900
[ مرگ دو پیمانکار در بندر فلوریدا ]

41:28.420 --> 41:29.700
‫زیاد وقت ندارم

41:29.700 --> 41:32.180
‫مشکلی نیست

41:32.180 --> 41:33.660
‫زیاد طول نمی‌کشه

41:36.980 --> 41:40.700
‫تاریخ روی اون آزمایش مواد مخدر رو می‌بینید

41:40.700 --> 41:43.900
‫- این چیه؟
‫- امیدوار بودیم شما بهمون بگید

41:43.900 --> 41:46.020
‫تا حالا اینو ندیده بودم

41:46.020 --> 41:47.620
‫این اطلاعات رو از کجا بدست آوردید؟

41:47.620 --> 41:51.100
‫در جریان تحقیقات‌مون آشکار شد

41:51.100 --> 41:54.300
‫کریگ برک اونو روی یک
‫دستگاه ذخیره‌سازی دیجیتال قرار داده بود

41:54.300 --> 41:57.260
‫آیا تیفانی داکرتی در انجام آزمایش‌های
‫مواد مخدرِ بندر هیورز

41:57.260 --> 41:59.460
‫- وادار به تقلب شده بود؟
‫- قطعاً نه

41:59.460 --> 42:02.340
‫اما می‌تونید بفهمید چرا بر اساس
‫اونچه که اینجا داریم

42:02.340 --> 42:04.980
‫این ممکنه به‌عنوان یک خطِ تحقیق مشروع
‫محسوب بشه

42:04.980 --> 42:07.540
‫من اصلاً نمی‌دونم شما چی دارین.
‫تا حالا اینو ندیدم

42:07.540 --> 42:10.380
‫اسم راس هارمیسون براتون معنایی داره؟

42:11.860 --> 42:15.260
‫هارمیسون توی ویجیل یه مکانیک تازه‌کار بود

42:15.260 --> 42:18.060
‫مدت کوتاهی بعد از ورود
‫کشتی به بندر هیورز،

42:18.060 --> 42:21.340
‫اون به ریفا اعلی‌حضرت در خاورمیانه
‫منتقل شد

42:21.340 --> 42:24.460
‫دوست دارم بدونم دلیل خاصی برای این کار بوده

42:24.460 --> 42:26.540
‫خدمات زیردریایی برای همه نیست

42:26.540 --> 42:28.980
‫درجه‌دارها اجازه دارن
برای انتقال درخواست بدن

42:30.060 --> 42:32.420
‫پس بیاید دربارۀ کارگزاری دیویس مارین
‫صحبت کنیم

42:32.420 --> 42:36.540
‫این یه شرکت خدمات دریایی
‫مستقر در بندر هیورزِ آمریکاست

42:36.540 --> 42:41.180
‫خب، 18 ماه پیش، گزارش‌های مطبوعاتی محلی

42:41.180 --> 42:44.580
‫در رابطه با دو پیمانکار دیویس مارین بود
‫که در لنگرگاه غرق شدن

42:44.580 --> 42:46.340
‫تاریخ‌ها رو نگاه کردم،

42:46.340 --> 42:50.140
‫و این اتفاق صبح روز بعد اینکه
‫خدمۀ ویجیل مست کرده بودن رخ داده

42:50.140 --> 42:52.500
‫این چه ربطی به تحقیقات‌تون داره؟

42:52.500 --> 42:54.780
‫کمی عجیبه، مگه نه؟

42:54.780 --> 42:58.180
‫دوتا پیمانکار صبح سه‌شنبه
‫توی لنگرگاه با عمق زیاد

42:58.180 --> 42:59.820
‫برن زیر آب؟

43:00.940 --> 43:04.220
‫من منابعی دارم که نشون می‌ده این مرگ‌ها

43:04.220 --> 43:07.620
‫با ویجیل ارتباط داشته،
‫و یه لاپوشانی اتفاق افتاده

43:07.620 --> 43:11.540
‫همچنین چندین منبع بهمون گفتن که جید

43:11.540 --> 43:14.340
‫فکر می‌کرده که نیروی دریایی یا ام‌آی5
‫تحت نظرش داشتن،

43:14.340 --> 43:17.260
‫و احتمالاً از رابطه‌ش با کریگ برک
‫خبر داشتن

43:17.260 --> 43:21.020
‫همه‌مون می‌دونیم که اخیراً
‫اطلاعات زیادی درز پیدا کرده

43:21.020 --> 43:23.940
‫نیروی دریایی نگران این بود که
‫برک ممکنه اونچه دربارۀ بندر هیورز می‌دونسته

43:23.940 --> 43:25.740
‫رو به جید بگه؟

43:25.740 --> 43:29.300
‫دارید می‌گید که نیروی دریایی
‫کریگ برک و جید آنتونیاک رو کشته؟

43:29.300 --> 43:30.980
‫دنبال حقیقتـیم

43:30.980 --> 43:34.180
‫بخشی از کارمون اینه که
‫سؤالات سخت بپرسیم

43:34.180 --> 43:37.860
‫حالا سؤال اینجاست که آیا نیروی دریایی
‫برک رو یک خطر امنیتی می‌دونسته؟

43:37.860 --> 43:40.940
‫خب، این سؤال رو از خودتون بپرسید.
‫اگه فکر می‌کردیم اون یه خطر امنیتیه،

43:40.940 --> 43:44.180
‫- اجازه می‌دادیم دوباره به کشتی برگرده؟
‫- کمپ صلح همیشه فکر می‌کنه

43:44.180 --> 43:46.580
‫اونا رو زیر نظر دارن.
‫بهشون احساس مهم بودن می‌ده

43:46.580 --> 43:48.700
‫خود منم مطمئنم همین قبل‌تر
‫یکی منو زیر نظر داشت

43:48.700 --> 43:50.380
‫کار ما نبوده

43:50.380 --> 43:52.820
‫نیروهای مسلح جاسوسیِ پلیس رو نمی‌کنن

43:52.820 --> 43:54.500
‫اینجا کره‌شمالی نیست

43:57.300 --> 44:00.140
‫باشه پس.
‫ممنون از وقتی که امروز گذاشتید

44:00.140 --> 44:01.740
‫همین؟

44:01.740 --> 44:04.540
‫ما سؤالامون رو کردیم، اونا هم
‫لطف کردن جواب دادن

44:04.540 --> 44:06.700
‫- آره، اما من...
‫- کافیه، کریستن

44:14.660 --> 44:16.460
‫خب، چی فکر می‌کنی؟

44:16.460 --> 44:19.180
‫به‌نظرم داره حقیقت رو می‌گه

44:19.180 --> 44:21.260
‫ببین، شاید دنبال آدم اشتباهی هستیم

44:21.260 --> 44:24.340
‫- از چه نظر؟
‫- اون عکس

44:24.340 --> 44:27.420
‫ایده‌ای داری که ممکنه با کی خوابیده باشه؟

44:27.420 --> 44:30.820
‫اگه از آدمای کشتی بود،
‫اون‌وقت مطمئنم می‌دونستم

44:30.820 --> 44:32.100
‫والش؟

44:33.300 --> 44:34.780
‫چی‌کار می‌کنی؟

44:37.580 --> 44:39.380
‫- لعنتی
‫- اسلحه رو بگیر پایین

44:39.380 --> 44:41.540
‫ببند گاله‌تو

44:41.540 --> 44:43.980
‫قشنگ به‌گام دادی، می‌دونستی؟

44:43.980 --> 44:45.340
‫هیچی دیگه برام نمونده

44:46.460 --> 44:49.860
‫منو فقط فرستادن اینجا
‫که بفهمم چرا یه نفر مُرده

44:49.860 --> 44:52.700
‫- من مقصرِ مُردنش نیستم!
‫- هیچ‌کس همچین چیزی نگفته

44:52.700 --> 44:56.740
‫- پرنتیس مواد رو جاساز کرده، نه من
‫- آره. خودش اقرار کرد

44:56.740 --> 44:59.700
‫- کسی نمی‌خواد تقصیرو بندازه گردن تو
‫- اما هارمیسون آدم می‌کشه، و چی،

44:59.700 --> 45:02.980
‫منتقلش می‌کنن از اینجا؟
‫زیر نور خورشید و یه شغل جدید خوب؟

45:02.980 --> 45:05.180
‫- این کجاش عدالته؟
‫- گری، رفیق...

45:05.180 --> 45:06.780
‫من کارم رو کردم

45:06.780 --> 45:09.300
‫نزدیک بود موقع انجام کارم
‫توی این گشت بمیرم،

45:09.300 --> 45:12.060
‫- و کی هوامو داره؟
‫- گری، لطفا. فقط اسلحه رو بذار زمین

45:12.060 --> 45:14.420
‫- خفه شو!
‫- اسلحه رو بذار زمین، رفیق

45:14.420 --> 45:16.060
‫فقط می‌خوام بگم...

45:19.620 --> 45:21.660
‫...منصفانه نیست

45:25.220 --> 45:27.220
‫- به جهنم
‫- ایمی، نرو

45:27.220 --> 45:30.340
‫- به من نزدیک نشو!
‫- گری، بهم گوش بده

45:30.340 --> 45:33.380
‫من زیاد نمی‌شناسمت، خب؟

45:33.380 --> 45:35.740
‫اما می‌دونم افراد زیادی
توی این کشتی هستن که

45:35.740 --> 45:38.260
‫- ارزش زیادی برات قائلن، چه توش باشی چه نه
‫- نه،

45:38.260 --> 45:42.260
‫- متوجه نیستی
‫- نه، اشتباه می‌کنی. چرا، خوب می‌فهمم

45:43.700 --> 45:46.500
‫نمی‌خوام بهت بگم که زندگی چقدر عالیه،
‫چون خودم...

45:48.180 --> 45:50.540
‫...دقیقاً جای تو بودم

45:50.540 --> 45:52.420
‫گری، منو ببین

45:55.700 --> 45:59.460
‫من مُردنِ دوست‌پسرم رو دیدم،
‫و تقصیر من بود

45:59.460 --> 46:02.300
‫و حالا هم مامانش نمی‌ذاره دختری که
‫با هم بزرگ کردیم رو ببینم

46:02.300 --> 46:04.900
‫و این نابودم کرده

46:04.900 --> 46:06.220
‫گری

46:07.380 --> 46:09.740
‫- گری، به من نگاه کن
‫- نه...

46:09.740 --> 46:11.580
‫من چیزی رو می‌دونم که تو الان نمی‌دونی

46:11.580 --> 46:13.300
‫اوه، جدی، خب اون چیه؟

46:18.980 --> 46:21.500
‫که هنوز باریکه‌های نور وجود داره

46:26.380 --> 46:28.380
‫چیزی یا...

46:28.380 --> 46:31.980
‫...یا یکی پیداش می‌شه و باعث می‌شه
‫ارزشش رو داشته باشه

46:33.660 --> 46:35.860
‫باید همین الان مجسمش کنی

46:37.860 --> 46:39.500
‫اما اگه انجامش بدی...

46:41.060 --> 46:43.220
‫...دیگه راه برگشتی نیست

47:07.180 --> 47:10.260
‫فکر کنم بهتره مصرف «پاروکستین» رو در نظر بگیری
‫(داروی ضدافسردگی)

47:11.540 --> 47:13.780
‫احتمالی هست که حامله باشی

47:13.780 --> 47:15.660
‫یا شاید حامله بشی؟

47:19.660 --> 47:22.580
‫به‌نظرم سوابقت همه جدید هستن

47:22.580 --> 47:26.700
‫از زمان تصادف تغییراتی داشتی؟

47:26.700 --> 47:30.100
‫صرع، قند خون، فشار خون همه طبیعی بوده؟

47:30.100 --> 47:32.100
‫نه

47:32.100 --> 47:34.220
‫هیچ تغییری نکرده

47:37.540 --> 47:40.300
‫می‌خوای در مورد اینکه مدتی از کار
‫کنار بذاریمت صحبت کنیم؟

47:40.300 --> 47:42.220
‫نه. نمی‌خوام کار رو متوقف کنم

47:44.980 --> 47:49.180
‫یه لیست انتظار برای مشاوره هست،
‫اما فکر می‌کنم...

47:49.180 --> 47:52.580
‫چرا همه می‌خوان صحبت کنم؟
‫چه حرفی برای گفتن هست مگه؟

47:52.580 --> 47:54.940
‫دلم براشون تنگ شده

47:54.940 --> 47:56.820
‫قبلاً جفت‌شون روی تخت کنارم بودن

47:56.820 --> 47:58.260
‫و حالا هیچ‌کدومـشون رو ندارم

47:58.260 --> 48:01.220
‫حتی حق ندارم پاپی رو ببینم، چه برسه...

48:04.860 --> 48:07.220
‫پیچیده نیست. فقط دلم براشون تنگ شده

48:14.940 --> 48:16.740
‫پاروکستین رو امتحان می‌کنم

48:30.740 --> 48:32.620
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

48:33.900 --> 48:35.220
‫نه

48:38.540 --> 48:41.100
‫متأسفم که باید این سؤالو بپرسم، اما

48:41.100 --> 48:44.580
‫اونجا به یه حادثه با کسی به اسم هارمیسون
‫اشاره کردی

48:46.180 --> 48:47.700
‫توی فلوریدا بود؟

48:50.620 --> 48:51.780
‫آره

48:53.020 --> 48:56.180
‫وقتی بود که برای سرویس موشک
‫توی بندر هیورز بودیم

48:56.180 --> 48:57.740
‫- پارسال؟
‫- آره

48:59.500 --> 49:02.420
‫لنگر انداختیم، و بلافاصله به بیشترمون

49:02.420 --> 49:05.940
‫اجازه دادن برای کمی مرخصی ساحلی بریم،
‫از جمله هارمیسون

49:07.500 --> 49:10.580
‫نگهبان راکتور رو برای تعمیرات
‫خنک نگه داشته بود

49:12.180 --> 49:14.700
‫هارمیسون زودتر برگشت تا مرخص‌شون کنه،

49:14.700 --> 49:17.460
‫ولی هنوز نیمه‌مست بود و
‫داشت هشیار می‌شد،

49:17.460 --> 49:19.340
‫پس رفت یه چرتی زد

49:20.780 --> 49:22.980
‫متوجه خرابیِ شلنگ آب سرد نشد

49:24.340 --> 49:26.620
‫- جدی؟
‫- آره

49:26.620 --> 49:29.100
‫آره، نباید این اتفاق می‌افتاد

49:29.100 --> 49:32.980
‫دمای راکتور داشت سر به فلک می‌کشید،
‫اونم سریع خوابش برده بود

49:32.980 --> 49:35.220
‫ژنراتورها بیش از حد تحت فشار بودن،
‫70 بار بخار

49:35.220 --> 49:37.900
‫دور لوله‌های پوسیدۀ قدیمی جریان داشت
‫و هیچ‌کس نمی‌دونست

49:38.820 --> 49:41.260
‫خب چه اتفاقی افتاد؟

49:41.260 --> 49:43.780
‫من پشت کشتی داشتم هیدروپلین رو چک می‌کردم

49:45.700 --> 49:49.740
‫دوتا پیمانکار توی اتاق توربین بودن، افراد محلی

49:51.260 --> 49:54.460
‫یکی از لوله‌ها حتما زیر فشار شکسته بود، چون

49:54.460 --> 49:55.940
‫صدای فریاد شنیدم

49:57.500 --> 49:59.500
‫و وقتی اونجا رسیدم...

50:03.460 --> 50:06.660
‫- زنده‌زنده سوخته بودن
‫- وای خدا

50:10.260 --> 50:11.780
‫خب چی‌کار کردی؟

50:11.780 --> 50:14.260
‫سریع رفتم به اتاق مانور،
‫هارمیسون رو بیدار کردم،

50:14.260 --> 50:16.540
‫و افسر اجرایی رو صدا زدیم که
‫کارای خنک‌سازی رو انجام بده

50:17.820 --> 50:20.540
‫خداروشکر همونجا جلوشو گرفتیم

50:20.540 --> 50:24.580
‫چند درجه داغ‌تر می‌شد، یه فوکوشیمای دیگه
رخ داده بود

50:24.580 --> 50:26.140
‫دارم از یه فروپاشی هسته‌ای حرف می‌زنم

50:26.140 --> 50:29.420
‫که باعث انفجار عظیم
هیدروژن می‌شه. فاجعه‌آمیز

50:30.740 --> 50:34.140
‫- این‌قدر نزدیک بودیم. آره، باید می‌دونست
‫- و نیوسام می‌دونست؟

50:35.540 --> 50:37.260
‫خیلی سریع ماجرا رو جمع‌وجورش کردن

50:37.260 --> 50:39.620
‫می‌دونی، من و هارمیسون
‫و بقیه که اونجا بودن رو

50:39.620 --> 50:42.180
‫بردن به یه اتاق و بهمون گفتن
‫که دهن‌هامونو بدوزیم

50:42.180 --> 50:44.260
‫از دیدگاه عمومی، اونا فقط غرق شدن

50:44.260 --> 50:46.420
‫- و برک می‌دونست؟
‫- آره

50:47.420 --> 50:49.780
‫خدا می‌دونه اون چطوری فهمید

50:49.780 --> 50:53.260
‫بازم بگم، از همه یه گندکاری داشت

50:53.260 --> 50:54.980
‫هارمیسون بدجوری گند بالا آورده بود

50:56.180 --> 50:58.740
‫اما حقیقت اینه که این کشتی‌ها
‫عمرشونو کردن

50:58.740 --> 51:01.540
‫و هیچ‌کس نمی‌خواد درباره‌ش حرفی بزنه

51:01.540 --> 51:03.300
‫چیزای زیادی در معرض خطره

51:04.900 --> 51:08.180
‫برک مزخرف زیاد می‌گفت،
‫ولی این‌یکی رو راست می‌گفت

51:08.180 --> 51:10.620
‫پزشک می‌خواد معاینه‌ت کنه. من می‌برمت

51:12.420 --> 51:14.380
‫برو دراز بکش و هشیاری‌تو به‌دست بیار

51:16.220 --> 51:18.580
‫تو مرد خوبی هستی، گری

51:18.580 --> 51:21.700
‫مطمئن می‌شم که کمک لازم رو بهت بکنن

51:25.220 --> 51:28.220
‫- زیاد لفتش نده. باید با نیوسام حرف بزنیم
‫- بله، خانم

51:42.420 --> 51:44.900
‫«برک یه عکس از دکتر و یکی دیگه رو داشت

51:44.900 --> 51:47.660
‫«تصویرش ضعیفه ولی کتاب موردعلاقه‌م رو داره»

52:20.780 --> 52:22.540
‫وای خدا

52:30.000 --> 52:32.300
[ دختری با خال‌کوبی اژدها ]

52:43.660 --> 52:47.300
‫- الو
‫- ما اینجا یه مشکل داریم که باید بهش رسیدگی بشه

53:13.380 --> 53:16.180
‫کارآگاه لانگکر به فرماندهی.
‫می‌تونید یه پلاک رو برام چک کنید؟

53:16.180 --> 53:17.580
‫بفرمایید

53:17.580 --> 53:20.300
‫از تونل کلاید دارم به سمت شمال می‌رم

53:20.300 --> 53:23.220
‫به‌نظر میاد یه شاسی‌بلند مشکی
‫داره تعقیبم می‌کنه

53:23.220 --> 53:26.020
‫یانکی، چارلی، دو، صفر...

53:28.260 --> 53:31.940
‫- ...اسکار، گلف، اکس-ری
‫- منتظر باشید

53:31.940 --> 53:34.140
‫- چیزی توی سیستم نیست، گروهبان
‫- لعنتی

53:34.140 --> 53:37.340
‫- ماشین دیگه‌ای توی منطقه داریم؟
‫- در حال بررسی هستم

53:37.340 --> 53:41.940
‫- پنج تا ده دقیقه زمان می‌بره. شب شلوغیه
‫- لعنتی

53:41.940 --> 53:44.260
‫اوه، تف توش. خدایا

53:44.260 --> 53:46.660
‫گروهبان؟ ماشین بفرستم؟

53:46.660 --> 53:50.220
‫- نزدیک‌ترین پارکینگ طبقاتی کجاست؟
‫- خیابان رنفرو

53:50.220 --> 53:53.780
‫درست، باشه.
‫فرماندهی، الان دارم می‌رم اونجا

53:53.780 --> 53:55.340
‫نیروی پشتیبانی بفرستید

54:03.180 --> 54:04.740
‫کسی اینجا نیست؟

54:09.340 --> 54:11.140
‫نباید اینجا باشی

54:11.140 --> 54:13.780
‫- چطوری اون عکس رو گیر آورده؟
‫- برک از گوشیم دزدیده بودش

54:13.780 --> 54:15.620
‫ولی بهم نگفتی

54:15.620 --> 54:18.900
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- چون اتفاقای زیادی داره می‌افته

54:21.980 --> 54:24.820
‫اشکالی نداره. چیزی نمی‌گم

54:24.820 --> 54:26.580
‫باید بری

54:49.380 --> 54:51.860
‫فرماندهی، من تو راهم، آژیرو روشن کردم

54:59.140 --> 55:01.540
‫تا پارکینگ یک دقیقه فاصله دارم.
‫زمان تقریبی کِیه؟

55:01.540 --> 55:03.860
‫زمان تقریبی اعزام نیرو پنج دقیقه.
‫درگیر نشید

55:03.860 --> 55:05.820
‫تکرار می‌کنم، درگیر نشید

55:13.980 --> 55:15.660
‫لعنتی! نه

55:19.820 --> 55:23.060
‫- یالا. کجان؟
‫- نیروی پشتیبانی چهار دقیقه دیگه

55:31.980 --> 55:34.860
‫فرماندهی، پس نیروی پشتیبانی کجاست؟

55:34.860 --> 55:37.700
‫زمان تقریبی حداقل سه دقیقه

55:37.700 --> 55:39.900
‫باید همین الان اینجا باشن!

55:44.980 --> 55:47.260
‫درگیر نشید. منتظر نیروی پشتیبانی بمونید

55:47.260 --> 55:49.620
‫تکرار می‌کنم، منتظر نیروی پشتیبانی بمونید

55:49.620 --> 55:51.700
‫باشه. من روی پشت‌بوم هستم

55:51.700 --> 55:53.380
‫دارم خارج می‌شم

55:53.380 --> 55:56.020
‫درگیر نشید.
‫تکرار می‌کنم، درگیر نشید

55:58.420 --> 56:00.780
‫پلیس. نیروی پشتیبانی تو راهه

56:00.780 --> 56:02.620
‫شما کی هستین، چرا تعقیـ...

56:05.500 --> 56:08.020
‫شما رو می‌شناسم. ام‌آی5 هستین

56:08.020 --> 56:09.900
‫باید باهامون بیای

56:25.660 --> 56:28.340
‫چیز دیگه‌ای از والش دستگیرت شد؟

56:28.340 --> 56:29.620
‫نه

56:30.980 --> 56:32.620
‫همه‌چی مرتبه؟

56:32.620 --> 56:34.660
‫خسته‌م، من...

56:34.660 --> 56:36.540
‫باید یه‌کم بخوابم

56:39.540 --> 56:41.980
‫- نیوسام چی؟
‫- بعداً هم می‌شه

56:45.180 --> 56:46.980
‫می‌خوای بری کنار؟

56:51.104 --> 56:59.104
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
