WEBVTT

00:01.900 --> 00:08.361
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.700 --> 00:13.200
[ جزیره بارا هد، اسکاتلند ]

00:31.680 --> 00:35.320
‫...یه یاروی گنده. ریش قرمز داره

00:35.320 --> 00:37.680
‫همیشۀ خدا توی بارـه!

00:37.680 --> 00:40.680
‫- نه
‫- مگه می‌شه نشناسیش؟

00:40.680 --> 00:43.840
‫به هر حال، اگه دیدیش،
‫بهش بگو خال‌کوبی رو نشونت بده

00:43.840 --> 00:46.080
‫آره، همچین کاری نمی‌کنم،

00:46.080 --> 00:48.200
‫بهتره خودت بهم بگی

00:48.200 --> 00:51.040
‫باشه، می‌خواد روی دستش
‫قیافۀ دوست‌دخترش رو خال‌کوبی کنه

00:51.040 --> 00:53.320
‫پس یه عکس دوتایی از
‫خونۀ مامانش برمی‌داره

00:53.320 --> 00:55.280
‫می‌بره که براش خال‌کوبی کنن

00:55.280 --> 00:57.640
‫بعد وسطای کار، بهش نگاه می‌کنه،

00:57.640 --> 01:00.400
‫و می‌بینه عکس مامانش داره
‫روی دستش خال‌کوبی می‌شه

01:00.400 --> 01:02.480
‫- خفه شو!
‫- نه، به خدا، رفیق!

01:03.680 --> 01:05.640
‫خب بچه‌ها، از انبار کردنِ این ماهی‌ها
‫خسته شدم

01:05.640 --> 01:08.120
‫- یکی از شماها بیاد و انجامش بده
‫- لوئیس، نوبت توئه، پسر

01:08.120 --> 01:10.000
‫یه تپه زیرآبی داریم

01:11.760 --> 01:14.560
‫میلر کجا قایم شده، مرد؟
‫همیشه از زیر کار درمی‌ره

01:14.560 --> 01:17.340
‫آره، سرش تو گوشیـه. ‫زیرکاردررو

01:24.000 --> 01:26.520
‫- چی بود؟!
‫- نمی‌دونم. این‌طرف رو ببین

01:26.520 --> 01:28.680
‫سرعتمون زیاده!

01:28.680 --> 01:31.240
‫- سیم محکمه. رئیس گیر کردیم!
‫- گفتم سرعتمون زیاده

01:32.880 --> 01:34.720
‫نمی‌شه جلوشو گرفت!

01:34.720 --> 01:37.280
‫- کاپیتان، باید یه کاری بکنی
‫- قیچی آهن‌بر رو بیار!

01:37.280 --> 01:40.120
‫اون‌طرف، جعبه قرمز رو چک کن

01:40.120 --> 01:41.920
‫- قیچی اونجاست
‫- کجاست؟

01:43.360 --> 01:46.200
‫- قفل شده، کاپیتان!
‫- سیم رو ببُرین

01:46.200 --> 01:48.480
‫به یه چیزی گیر کردیم!

01:48.480 --> 01:51.120
‫قبل اینکه بکِشتمون پایین
‫سیم رو ببُرین!

01:51.120 --> 01:53.240
‫کاپیتان، گیر کردیم!

01:53.240 --> 01:54.720
‫آب داره میاد داخل

01:54.720 --> 01:55.880
‫داره می‌کِشتمون!

02:10.855 --> 02:13.355
[ اچ‌ام‌اس ویجیل ]

02:18.880 --> 02:21.480
‫قربان، پیام دریافتی از «سی‌تی‌اف»
‫(نیروی ویژه مشترک)

02:21.480 --> 02:23.520
‫- محل انتشار بسته‌ست؟
‫- بله، قربان

02:25.440 --> 02:28.120
‫- سیگنال اطلاعاتی نیست؟
‫- نه، هیچی، قربان

02:28.120 --> 02:30.960
‫- ادامه بدید
‫- دو تن از Mها و Oها به C پمپ کنید

02:47.480 --> 02:49.320
‫داریم به پایین کشیده می‌شیم!

02:49.320 --> 02:51.360
‫بچه‌ها، سفت بچسبین، سفت بچسبین!

02:54.800 --> 02:58.520
‫- سیم رو قطع کنین!
‫- نمی‌تونیم! قیچی‌ها رو آب برد

03:00.760 --> 03:02.720
‫- میلر، بیا اینجا!
‫- کاپیتان!

03:02.720 --> 03:04.440
‫کلک رو ول کنین!

03:04.440 --> 03:06.840
‫- دووم نمیارم. دووم نمیارم!
‫- دستتو بده!

03:13.280 --> 03:15.480
‫قربان، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

03:15.480 --> 03:18.200
‫- اجازه برای گذاشتنِ صدا روی اسپیکر؟
‫- اجازه داری

03:23.040 --> 03:24.720
‫این چیه؟

03:24.720 --> 03:27.200
‫گمونم یه کرجی ماهیگیریه، قربان.
‫داشتیم یکی رو دنبال می‌کردیم

03:27.200 --> 03:28.880
‫آره، ولی چه اتفاقی داره براش می‌افته؟

03:28.880 --> 03:30.640
‫میلر کجاست؟

03:30.640 --> 03:31.840
‫جلیقه‌ها رو بندازین بیرون!

03:40.040 --> 03:43.240
‫- با چیزی برخورد کرده؟
‫- تا کیلومترها چیزی اطرافش نیست

03:43.240 --> 03:46.400
‫اینا انفجارهای عمیقی‌ان.
‫خیلی سریع پایین رفته

03:46.400 --> 03:48.680
‫- نباید بریم بالا، قربان؟
‫- چقدر بهمون نزدیک بوده؟

03:48.680 --> 03:50.920
‫نزدیک. می‌شه گفت کمتر از یک مایل

03:50.920 --> 03:52.920
‫- کرجیِ چه اندازه‌ای؟
‫- متوسط

03:52.920 --> 03:54.080
‫شاید شش‌تا خدمه

03:54.080 --> 03:57.040
‫- به‌خاطر ما بوده؟ و نمی‌تونی بهم بگی چی شده؟
‫- نه، قربان

03:57.040 --> 03:59.240
‫خیلی ناگهانی بوده.
‫کلی نویز ضربه‌ای هست

03:59.240 --> 04:01.520
‫- برای تحلیل زمان می‌بره...
‫- نه، وقت نداریم

04:01.520 --> 04:03.320
‫ممکنه یه زیردریاییِ دیگه بوده باشه؟

04:03.320 --> 04:05.160
‫اگه باشه، ما چیزی نشنیدیم

04:11.640 --> 04:13.560
‫حالت بی‌صدا.
‫حرکت انتقالی دو صفر

04:13.560 --> 04:15.600
‫افسر نگهبان، من زیردریایی رو دارم

04:15.600 --> 04:17.800
‫- اتاق فرماندهی، درگاه ده
‫- بله، قربان، درگاه ده

04:19.640 --> 04:22.280
‫قربان، وقت نمی‌کنن که پیام رادیویی بدن.
‫خیلی سریع اتفاق افتاده

04:22.280 --> 04:24.600
‫- حواست به جلو باشه. کارِت رو بکن.
‫- باید بریم بالا و کمک کنیم

04:24.600 --> 04:27.000
‫- کرونین، برو مباشر کشتی رو بیار. شیک کیرلی
‫- بله، قربان

04:27.000 --> 04:29.640
‫خب، «انتارس» چی پس؟
‫تمام خدمه رو ول کردیم که غرق بشن

04:29.640 --> 04:32.280
‫تو نمی‌تونی بهم بگی چه اتفاقی افتاده.
‫بدون این اطلاعات،

04:32.280 --> 04:33.800
‫باید احتیاط رو در اولویت قرار بدم

04:33.800 --> 04:36.040
‫- بشین
‫- ما می‌دونیم اون بالا چند نفر توی آب هستن

04:36.040 --> 04:37.920
‫هی! هی! کار کوفتیتو بکن!

04:45.520 --> 04:48.240
‫- می‌خواستید منو ببینید، قربان؟
‫- آره، مباشر. اینو از اینجا ببر

04:48.240 --> 04:50.120
‫- کیرلی رو بذار برای نظارت
‫- توی راهه، قربان

04:50.120 --> 04:52.440
‫- می‌خوای بذاری بمیرن؟
‫- ناوبان دوم «برک»،

04:52.440 --> 04:55.120
‫- از دستورات پیروی کن!
‫- اون‌وقت تو جوابِ زن و بچه‌شونو می‌دی؟

04:55.120 --> 04:57.360
‫- برک رو از اینجا ببر
‫- بیا، برو بیرون. برو بیرون

04:57.360 --> 04:58.960
‫از اینجا ببرش

04:58.960 --> 05:00.680
‫خداحافظ، کشتی‌شکسته

05:00.680 --> 05:02.160
‫کیرلی، برو پشت این

05:02.160 --> 05:03.720
‫ببین چه اتفاقی افتاده، لطفاً

05:03.720 --> 05:04.720
‫بله، قربان

05:15.320 --> 05:17.920
‫- اینجا چی‌کار می‌کنیم؟
‫- برگرد به تختت و آروم باش

05:37.300 --> 05:46.300
تـرجـمـه از مـرتـضـی
Morteza_Lkz

06:22.200 --> 06:25.000
ویجیل

06:29.840 --> 06:32.080
‫ناوبان دوم کیرلی،

06:32.080 --> 06:34.040
‫لطفا به محل سکونت کاپیتان برید

06:34.040 --> 06:37.520
‫ناوبان دوم کیرلی،
‫لطفا به محل سکونت کاپیتان برید

06:39.520 --> 06:41.360
‫- قربان
‫- بیا داخل

06:41.360 --> 06:43.520
‫در مورد غرق شدنِ کرجی چی فهمیدی؟

06:43.520 --> 06:45.280
‫این شروع حادثه‌ست

06:45.280 --> 06:49.160
‫این شکلِ موتورِ کرجیـه،
‫پایین و یکنواخت

06:49.160 --> 06:50.640
‫و اینجا،

06:50.640 --> 06:54.200
‫به‌نظر میاد ضربه‌ای ناشی از یک
‫رخنۀ عظیم به بدنه‌ست

06:54.200 --> 06:57.800
‫اما می‌تونه یه انفجار هم بوده باشه

06:57.800 --> 07:00.600
‫- فقط یک ساعت وقت گذاشتم، قربان. این زمان...
‫- قربان

07:00.600 --> 07:03.680
‫می‌خوام تو و برک روی این کار کنین
‫تا به یه جواب قطعی برسین

07:03.680 --> 07:06.000
‫- برک رو بیدار کنم، قربان؟
‫- لطفا

07:13.320 --> 07:15.280
‫دکتر رو بیار!

07:15.280 --> 07:17.520
‫فکر کنم ایست قلبی کرده

07:17.520 --> 07:21.240
‫حادثه، حادثه، حادثه!
‫رده پزشکی سطح سه، سمت چپ

07:21.240 --> 07:23.800
‫اتاق 16. تکرار می‌کنم. حادثه، حادثه

07:25.080 --> 07:26.480
‫کجاست؟

07:26.480 --> 07:29.160
‫- وای خدا. چه اتفاقی افتاد؟
‫- نمی‌دونم. همین‌طوری پیداش کردم

07:29.160 --> 07:30.640
‫یالا، رفیق!

07:30.640 --> 07:32.120
‫بجنب، کریگ!

07:32.120 --> 07:34.520
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- وقتی ایست قلبی کرده بود پیداش کردیم

07:34.520 --> 07:36.600
‫چه مدته که این‌طوری بوده؟

07:36.600 --> 07:38.880
‫- سینه‌ش داره منبسط می‌شه؟
‫- فکر کنم مُرده

07:38.880 --> 07:41.000
‫- راه تنفسیش آزاده؟
‫- نگاه می‌کنم، می‌خوای جامونو عوض کنیم؟

07:41.000 --> 07:43.720
‫- ادامه بده. ادامه بده. بذار من بکنم
‫- جامونو عوض کنیم؟

07:43.720 --> 07:45.600
‫یک و دو و سه و چهار

07:45.600 --> 07:46.920
‫بجنب، پسر. بجنب!

07:48.200 --> 07:49.760
‫- دستگاه شوک!
‫- چقدر ادامه بدیم؟

07:49.760 --> 07:51.200
‫همینه، همینه

07:51.200 --> 07:53.240
‫یک، دو، سه، چهار، پنج، شش،

07:53.240 --> 07:54.240
‫هفت، هشت...

08:42.120 --> 08:44.120
‫- آمادۀ بازگشت به عمق پیرابینی بشید
‫- بله، قربان

08:44.120 --> 08:45.960
‫آماده برای بازگشت به عمق پیرابینی

08:45.960 --> 08:48.040
‫جایگاه نظارتی دو، آمادۀ بازگشت
‫به عمق پیرابینی بشید

08:48.041 --> 08:50.320
‫- کرونین، برای ارسال یک پیام آماده شو
‫- بله، قربان

08:59.640 --> 09:02.640
[ گلاسگو ]

09:14.600 --> 09:17.480
‫- ایمی سیلوا
‫- ایمی، باید همین الان بیای

09:18.880 --> 09:20.720
‫باشه. برای یه دوش وقت دارم؟

09:30.560 --> 09:32.480
‫- شب بخیر
‫- ایمی

09:32.480 --> 09:34.960
‫قربان، دیگه کی قراره بیاد؟

09:34.960 --> 09:36.360
‫فقط تو

09:44.040 --> 09:47.360
‫دریادار شاو،
‫ایشون کارآگاه سربازرس ایمی سیلوا هستن

09:47.360 --> 09:49.280
‫بهترین کارآگاهمه

09:49.280 --> 09:51.240
‫حتی تو روی خودشم می‌گم

09:51.240 --> 09:53.760
‫خب، یه‌راست می‌ریم سر اصل مطلب
‫اگه مشکلی نداره

09:57.120 --> 10:00.640
‫من مسئول چهار زیردریایی
‫کلاس «وانگارد» بریتانیا هستم

10:00.640 --> 10:03.160
‫این‌ها عوامل بازدارندۀ هسته‌ای هستن

10:03.160 --> 10:05.560
‫«ویجیلِ» اعلی‌حضرت هم یکی از اوناست

10:05.560 --> 10:08.160
‫کمی قبل امروز، یکی از خدمه‌ش
‫به‌خاطر اوردوز هروئین مُرده

10:08.160 --> 10:09.760
‫چه‌جور اوردوزی؟

10:09.760 --> 10:11.520
‫اونا فکر می‌کنن هروئین استنشاق کرده

10:11.520 --> 10:15.400
‫استنشاق کرده؟ پس تصادفی مُرده
‫یا از قصد اوردوز کرده؟

10:15.400 --> 10:18.080
‫فقط اینو می‌دونیم که جنازه‌ش رو
‫روی تختش پیدا کردن

10:18.080 --> 10:21.200
‫متأسفانه، این اتفاق در آب‌های ساحلی
‫بریتانیا افتاده،

10:21.200 --> 10:23.320
‫پس باید با شما مطرحش می‌کردیم

10:23.320 --> 10:26.840
‫بله، کل عصر بحث وزارت دفاع
‫در برابر «هولی‌رود» بوده

10:26.840 --> 10:29.600
‫ولی نتیجه اینه که، قوانین معمول
‫اعمال می‌شن

10:29.600 --> 10:30.880
‫ما باید بررسیش کنیم

10:30.880 --> 10:32.440
‫موعد برگشت زیردریایی چه زمانیه؟

10:33.480 --> 10:35.320
‫برنمی‌گرده

10:35.320 --> 10:38.680
‫در هر لحظه، یکی از این قایق‌ها
‫در حال گشت‌زنی،

10:38.680 --> 10:40.480
‫و آمادۀ شلیک در عرض 15 دقیقه‌ست

10:40.480 --> 10:42.560
‫بیش از 50 ساله که به همین منواله

10:42.560 --> 10:45.120
‫ما قرار نیست به‌خاطر اشتباهِ یک مرد

10:45.120 --> 10:47.280
‫و مزخرفاتِ دیوان‌سالاری،
‫این روش رو رها کنیم

10:47.280 --> 10:51.840
‫پس باید یک کارآگاه رو بفرستیم
‫که به ویجیل اعلی‌حضرت ملحق بشه

10:51.840 --> 10:54.680
‫- من؟
‫- به مدت سه روز در زیردریایی خواهید بود،

10:54.680 --> 10:58.800
‫کاغذبازی‌هات رو تموم کن، بعد
‫با یه قایق می‌ذارن بری

10:58.800 --> 11:01.480
‫- یه قایق؟
‫- بله، کاملاً امنه

11:01.480 --> 11:03.800
‫مگه اینکه با یه نفت‌کش برخورد کنی

11:06.760 --> 11:08.040
‫اسم شخص فقید چیه؟

11:08.040 --> 11:10.280
‫ناوبان دوم کریگ برک

11:10.280 --> 11:13.680
‫این‌ها سوابق خدماتی و پزشکیـش هستن

11:13.680 --> 11:16.240
‫- ممنون
‫- من دریابان ارین برنینگ هستم

11:16.240 --> 11:18.400
‫رابط پلیس خواهم بود

11:18.400 --> 11:21.360
‫و اگه لازم باشه با کسی که حقوقش
‫بهش گفته می‌شه مصاحبه کنم،

11:21.360 --> 11:23.480
‫یه مشاور حقوقی با خودم پیشش می‌برم یا...؟

11:23.480 --> 11:25.440
‫بله، نقشۀ بی‌عیبی نیست، موافقم

11:26.680 --> 11:29.400
‫معمولاً، اگه یه خدمه موقع سفر
‫می‌مرد، مخفیش می‌کردیم

11:29.400 --> 11:30.840
‫و ازش می‌گذشتیم

11:30.840 --> 11:33.320
‫اما دستوراتی بهمون داده شده

11:33.320 --> 11:35.680
‫به خدمه هم البته گفته می‌شه
‫تا همکاری کنن

11:35.680 --> 11:38.400
‫پس یه وارسی بکن، ببین
‫دوستاش چی می‌دونن

11:38.400 --> 11:41.360
‫- ببین تهدیدی اذیتی در کار بوده یا نه...
‫- کوچک‌ترین تهدیدی در ناوگان

11:41.360 --> 11:45.680
‫قبلاً هم توی این زیردریایی‌ها
‫مشکل مواد داشتین؟

11:45.680 --> 11:48.200
‫هیچ‌وقت اوردوز نداشتیم

11:48.200 --> 11:50.360
‫دقیقاً سؤالم این نبود

11:50.360 --> 11:52.320
‫هیچ مشکل موادی در ویجیل وجود نداشته

11:55.280 --> 11:57.320
‫همزمان این جسد رو
‫با هلی‌کوپتر خارج می‌کنیم

11:57.320 --> 11:59.360
‫- کالبدشکافی انجام می‌دیم
‫- می‌تونیم رسیدگی کنیم

11:59.360 --> 12:01.800
‫و اگه نیاز باشه با
...رئیس رابرتسون حرف بزنم

12:01.800 --> 12:03.120
‫به خونه نمی‌شه زنگ زد

12:03.120 --> 12:04.760
‫پیغام می‌تونی دریافت کنی،

12:04.760 --> 12:07.400
‫اما کشتی پیغام غیرضروری رو
‫مخابره نمی‌کنه

12:07.400 --> 12:09.560
‫موقعیتش لو می‌ره

12:09.560 --> 12:11.640
‫وسایلت باید توی این جا بشه

12:14.280 --> 12:16.600
‫سیلواست. ل-و-ا

12:16.600 --> 12:18.520
‫متأسفم. دیر اطلاع داده شد

12:18.520 --> 12:19.800
‫مشکلی نیست

12:21.240 --> 12:24.040
‫برای ارزیابیِ صلاحیتِ
نیروی دریایی که نمی‌رم

12:24.040 --> 12:26.560
‫با فضاهای محبوس مشکلی نداری؟

12:26.560 --> 12:28.480
‫ایمی ترتیب کار رو می‌ده،

12:28.480 --> 12:30.920
‫نگرانش نباشید، دریابان برنینگ

12:36.840 --> 12:39.680
‫فکر نکنم برات فرش قرمز پهن کنن

12:39.680 --> 12:41.800
‫یعنی برای همین باید تو می‌بودی

12:43.280 --> 12:44.640
‫مشکلی نداری؟

12:46.160 --> 12:47.840
‫فقط سه روزه

12:47.840 --> 12:49.600
‫آره، خوبه

12:52.280 --> 12:55.800
‫برک توی جولای یک تست اجباری
‫مواد مخدر رو قبول شده

12:55.800 --> 12:56.920
‫فقط...

12:58.560 --> 13:00.760
‫...با مشخصاتِ یه مصرف‌کننده نمی‌خونه

13:00.760 --> 13:02.560
‫نه. نه

13:02.560 --> 13:07.680
‫به یک تازه‌کار نیاز دارم تا
‫با همکارا و دوستای برک صحبت کنه

13:07.680 --> 13:09.320
‫یکی که بتونه راهنماییم کنه

13:09.320 --> 13:10.520
‫آره، منطقیه

13:10.520 --> 13:12.360
‫پس نظرم روی کریستن لانگکر هست

13:14.320 --> 13:17.000
‫- روی افراد گم‌شده تحقیق نمی‌کنه؟
‫- آره، ولی...

13:18.880 --> 13:20.880
‫اگه نتونم پیام بدم،

13:20.880 --> 13:22.560
‫یکی رو لازم دارم که منو می‌شناسه،

13:22.560 --> 13:25.200
‫و با کریستن مختصرنویسی رو کار کردم

13:31.720 --> 13:32.960
‫باشه

13:40.640 --> 13:42.240
‫زنده از وست‌مینستر،

13:42.240 --> 13:44.240
‫ما از هر دو طرف دربارۀ بحث

13:44.240 --> 13:46.080
‫موشک ترایدنت چیزهایی شنیدیم،

13:46.080 --> 13:48.600
‫و خانواده‌های دهکده ماهیگیری
‫«کلان» خواستارِ

13:48.600 --> 13:50.960
‫گسترشِ جست‌وجو برای یک کرجی می‌باشند...

13:50.960 --> 13:52.640
‫خب، برای این کار داوطلب شدی؟

13:52.640 --> 13:54.920
‫- قایق در ساحل «بارا هد» مفقود شده
‫- نه

13:54.920 --> 13:56.920
‫می‌تونستی قبول نکنی؟

13:56.920 --> 13:58.640
‫خب، صحبتش نشد، پس...

14:03.200 --> 14:05.120
‫سه روزه. از پسش برمیام

14:30.760 --> 14:32.680
‫قبلاً اینجا زیاد می‌اومدم

14:33.960 --> 14:36.080
‫پدرومادر «ایان» چند کیلومتر پایین‌تر
‫زندگی می‌کنن

14:36.080 --> 14:37.920
‫دیگه چی ازم می‌خوای؟

14:40.480 --> 14:42.320
‫ببین، هرچی که بتونی دربارۀ برک پیدا کنی

14:42.320 --> 14:44.280
‫هر ارتباط با مواد مخدری

14:44.280 --> 14:46.440
‫یه گزارش پلیس برات ایمیل کردم

14:46.440 --> 14:48.640
‫برک توی بار نزدیک پایگاه
‫یه زد و خورد داشته

14:48.640 --> 14:52.280
‫اتهامی زده نشده، ولی شاید
‫ارزشِ بررسی کردن داشته باشه

14:52.280 --> 14:55.440
‫و یادت باشه، هر پیغامی که
‫برام می‌فرستی رو

14:55.440 --> 14:58.040
‫- دو جین آدم می‌خوننش، پس...
‫- پس چی؟

14:58.040 --> 14:59.600
‫پس شهوانی نباشه؟

15:07.160 --> 15:09.760
‫می‌شه وقتی نیستم توی آپارتمانم بمونی؟

15:09.760 --> 15:11.480
‫- آپارتمانت، چرا؟
‫- فقط برای گربه

15:11.480 --> 15:13.680
‫می‌دونی که وقتی نیستم چطوریه

15:35.000 --> 15:36.480
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

15:36.480 --> 15:37.840
‫جنازه‌ست؟

15:37.840 --> 15:39.520
‫اوه، لعنتی

15:43.120 --> 15:44.520
‫زنگ بزن اورژانس

15:50.120 --> 15:52.040
‫من یه افسر پلیسم. یه آمبولانس می‌خوام

15:53.720 --> 15:57.240
‫ما توی جادۀ نزدیک پایگاه دریایی
‫«دانلاک» هستیم

15:57.240 --> 16:01.040
‫- هر موشک ترایدنت 66 میلیون دلار هزینه برمی‌داره و...
‫- چیزی نیست!

16:01.040 --> 16:03.880
‫- ببخشید. اشتباه شده بود
‫- بلند شو!

16:03.880 --> 16:05.920
‫وست‌مینستر قراره صدها میلیون دلار
‫برای بهبودشون بده...

16:05.920 --> 16:08.080
‫اگه کسی بخواد بهت نزنه و ماشینش منحرف بشه،
‫ممکنه بمیره

16:08.080 --> 16:10.000
‫- ولش کن!
‫- دربارۀ کشتن مردم حرف می‌زنی

16:10.000 --> 16:11.760
‫کنایه‌ش رو نمی‌بینی؟

16:11.760 --> 16:14.240
‫- ایمی، دیرمون می‌شه
‫- دانلاک مسئولِ پایان دنیاست

16:14.240 --> 16:16.760
‫- و دارن بهمون دروغ می‌گن
‫- پس به عضو پارلمانت بگو

16:16.760 --> 16:19.240
‫داره از هم می‌پاشه، هیچکی کاری نمی‌کنه. بیا

16:19.240 --> 16:21.800
‫زیر گرفتنِ تو به هیچ‌کس کمکی نمی‌کنه

16:21.800 --> 16:24.120
‫خب، کمک می‌کنه شب‌ها بتونم بخوابم!
‫تو چی؟

16:51.160 --> 16:53.400
‫- اسمتون لطفاً؟
‫- کارآگاه کریستن لانگکر

16:54.600 --> 16:56.280
‫سربازرس سیلوا. ایمی

16:56.280 --> 16:57.880
‫ممنون

17:01.480 --> 17:03.600
‫- سلام دوباره. به دانلاک خوش اومدین
‫- سلام

17:03.600 --> 17:05.800
‫اگه می‌خواید لطفا دنبالم بیاید.
‫باید یه توضیح مختصر به شما

17:05.800 --> 17:07.680
‫و دربارۀ لباس نجات هلی‌کوپترتون بدیم

17:07.680 --> 17:09.520
‫اگه تلفن‌تون رو با خودتون می‌برین،

17:09.520 --> 17:12.480
‫- باید سیم‌کارت رو خارج کنین.
‫- آره. قبلاً انجام دادم

17:13.904 --> 17:16.504
[ پایگاه دریایی اعلی‌حضرت، دانلاک ]

17:46.520 --> 17:48.080
‫دنبالم بیاید، لطفا

17:51.640 --> 17:54.160
‫ببین، اگه لازم بود چیزی بهم بگی
‫و نمی‌خواستی

17:54.160 --> 17:56.480
‫نیروی دریایی چیزی بفهمه،
‫پس بهتره به کارایی که با هم کردیم

17:56.480 --> 17:59.000
‫- رفرنس بزنی
‫- مثل چی؟

17:59.000 --> 18:01.520
‫نمی‌دونم. جاهایی که رفتیم.
‫آدمایی که می‌شناسیم

18:01.520 --> 18:04.720
‫- سربازرس سیلوا، ناوبان دوم متیو داوارد هستن
‫- سلام

18:04.720 --> 18:07.280
‫با پرواز شما میاد تا
‫جایگزینِ کریگ برک بشه

18:07.280 --> 18:10.000
‫- اگه همینجا صبر کنین، می‌رم ببینم آماده‌ان
‫- ممنون

18:18.480 --> 18:20.520
‫زیاد طول نمی‌کشه

18:24.240 --> 18:25.880
‫بیا اینجا

18:28.160 --> 18:29.480
‫متأسفم

18:29.480 --> 18:31.440
‫نمی‌تونی الان اینو بگی

18:33.240 --> 18:34.840
‫اونا منتظرتون هستن

18:54.200 --> 18:56.120
‫اینجا صبر کن

19:02.120 --> 19:03.560
‫بیا!

19:05.920 --> 19:08.360
‫بررسی اطمینان تغذیه سوخت.
‫ارتباط بین تانک‌های سوخت تأیید شد

19:08.360 --> 19:11.680
‫چک دریچه‌ها و درها، برای بلند شدن

19:11.680 --> 19:14.080
‫در جلویی خوبه، تمام ترمزها خاموشـن

19:14.080 --> 19:15.520
‫می‌تونیم بلند بشیم

19:43.480 --> 19:45.640
‫قبلاً توی ویجیل کار کردی؟

19:47.480 --> 19:49.760
‫نه. ولی با چندتاشون تعلیم دیدم

19:49.760 --> 19:52.520
‫کشتی همیشگیم «ویرچو»ـه

19:52.520 --> 19:54.280
‫دردسرش خیلی کمتره

19:54.280 --> 19:55.440
‫از چه نظر؟

19:57.000 --> 20:00.160
‫جسارت نباشه، ولی راستش
‫نباید باهاتون حرف بزنم

20:00.160 --> 20:01.520
‫چرا؟

20:44.080 --> 20:46.120
‫ایمی، حاضری بریم، عزیزم؟

20:46.120 --> 20:49.480
‫فکر کنم بارون بیاد.
‫لباس گرماتو پوشیدی؟

20:49.480 --> 20:51.160
‫پاپی!

20:51.160 --> 20:52.720
‫کلاهمو پیدا نمی‌کنم!

20:54.960 --> 20:57.480
‫آماده‌ای؟ می‌دونی با این...؟

20:57.480 --> 21:00.920
‫- فلاسک اونجاست. باشه، بریم. خوراکی برداشتم
‫- باشه. نه، نه، نه، نه

21:00.920 --> 21:06.440
‫بازی داریم. فقط کلاهتو لازم داری،
‫که زیر لباسم پیداش کردم

21:06.440 --> 21:09.400
‫خیلی خب. بریم. بریم. بریم!

21:28.080 --> 21:30.200
‫سیرا نُه نوامبر هستم

21:30.200 --> 21:33.080
‫ما در موقعیت هفت-پنج درجه
‫دو-دو اعشاری

21:33.080 --> 21:38.400
‫دو-شش شمالی هستیم. یک-یک درجه،
‫صفر-یک اعشاری پنج-هفت غربی هستیم

21:38.400 --> 21:40.880
‫دو-صفر نسبت به سرعت
‫در ده گره دریایی. تمام

21:42.280 --> 21:44.960
‫رسیدیم. داریم میایم بالای محل انتقال مقرر

21:44.960 --> 21:46.400
‫خب، چقدر باید صبر کنیم؟

21:46.400 --> 21:48.640
‫موقعیت مقرر دو-هفت شمالی

21:48.640 --> 21:51.480
‫تا موقعی که سوخت مشکلی ایجاد نکنه
‫می‌تونیم بمونیم

21:51.480 --> 21:53.360
‫دریافت شد، ناو رو می‌بینیم

22:12.840 --> 22:16.120
‫سیرا نه نوامبر، آغاز انتقال بین ناوها

22:16.120 --> 22:17.400
‫دست‌ها بالا، لطفا!

22:19.920 --> 22:21.320
‫ارتباطاتش قطعه

22:23.160 --> 22:27.200
‫پنج، چهار، سه، دو، ثابت...

22:35.760 --> 22:38.560
‫- می‌برمت جای در
‫- باشه

22:57.640 --> 23:01.160
‫گوش کن، زیر طناب گیر نیفتی!

23:01.160 --> 23:04.600
‫و یادت باشه، دستت رو تکون ندی
‫وگرنه از قلاب پرت می‌شی

23:07.240 --> 23:10.080
‫با شماره سه، برو جلو

23:10.080 --> 23:12.080
‫به بالا نپر

23:12.080 --> 23:13.280
‫با شماره سه

23:13.280 --> 23:16.680
‫یک، دو، سه! برو!

23:44.000 --> 23:45.560
‫طناب باز شد!

23:45.560 --> 23:47.480
‫برو پایین دریچه سریع

23:47.480 --> 23:48.920
‫مراقب قدم‌هات باش!

23:56.920 --> 23:58.080
‫حرکت کن!

24:06.880 --> 24:09.520
‫- برج هدایت رو ببندید، درپوش بالایی
‫- بله، قربان

24:13.560 --> 24:15.120
‫- کجا باید...؟
‫- همینجا وایسا

24:24.920 --> 24:27.080
‫- سربازرس سیلوا
‫- فرمانده مارک پرنتیس

24:27.080 --> 24:29.880
‫لباستون رو اونجا بذارین. مباشر کشتی
‫سریعاً میاد پیشـتون

24:29.880 --> 24:32.640
‫- قرار بود جسد برک برده بشه
‫- خب، دیگه خیلی دیره

24:32.640 --> 24:34.040
‫به ویجیل خوش اومدید

24:45.920 --> 24:48.120
‫افسر نگهبان، مراقب باش

24:48.120 --> 24:51.720
‫ناوبان دوم داوارد و کارآگاه شخصی سوار شدن

24:51.720 --> 24:54.120
‫درپوش بالایی برج هدایت
‫بسته و چفت شد

24:54.120 --> 24:56.400
‫درپوش پایینی برج هدایت
‫بسته و چفت شد

24:56.400 --> 24:58.600
‫- تغییر مسیر، ده درجه به چپ
‫- بله، قربان

24:58.600 --> 25:00.440
‫تغییر مسیر، ده درجه به چپ

25:00.440 --> 25:02.800
‫افسر نگهبان، زیردریایی رو ببر زیر آب

25:12.880 --> 25:14.640
‫- ببخشید. ممنون
‫- قربان

25:22.560 --> 25:24.000
‫الیوت گلاور، مباشر کشتی

25:24.000 --> 25:26.200
‫- چای؟
‫- سربازرس ایمی سیلوا

25:26.200 --> 25:28.600
‫کریگ برک کجاست؟
‫نه، ممنون

25:28.600 --> 25:31.120
‫توی دکۀ بمبه

25:31.120 --> 25:35.160
‫درست. خب، باید جسد رو بررسی کنم

25:35.160 --> 25:38.760
‫- صحیح. خب، دنبالم بیا
‫- این کشتی پزشک داره؟

25:38.760 --> 25:41.200
‫اینو برام می‌گیری؟
‫مرسی

25:41.200 --> 25:42.520
‫این یه کشتیه

25:42.520 --> 25:44.400
‫زیردریایی همیشه یه کشتیه

25:44.400 --> 25:46.960
‫و آره، افسر پزشک
ناوبان یکم «داکرتی» رو داریم

25:46.960 --> 25:49.440
‫خب، می‌شه بگید برای کمک بهم بیاد؟

25:49.440 --> 25:50.880
‫پزشک‌مون خانمه

25:50.880 --> 25:53.400
‫هشت زن و 140 مرد هستیم

25:53.400 --> 25:55.600
‫می‌تونی کمک کنی شرایط برابر بشه.
‫ببخشید

25:55.600 --> 25:56.920
‫دکۀ بمب چیه؟

25:56.920 --> 25:58.640
‫جایی که اژدرها رو نگه می‌داریم

25:59.920 --> 26:01.680
‫- خوبی؟
‫- اوه!

26:01.680 --> 26:04.160
‫اگه توی هفته اول سیاه و کبود نشی،

26:04.160 --> 26:05.720
‫پس به اندازۀ کافی سریع حرکت نمی‌کنی

26:07.360 --> 26:08.760
‫چقدر بزرگه این وسیله؟

26:08.760 --> 26:11.400
‫طولش اندازۀ دوتا زمین فوتباله
‫و ارتفاعش

26:11.400 --> 26:12.760
‫اندازۀ چهارتا اتوبوسِ دوطبقه‌ست

26:12.760 --> 26:14.840
‫خیلی خب، یه نقشه لازم دارم

26:14.840 --> 26:16.760
‫کیفت رو بده من

26:16.760 --> 26:18.960
‫- می‌گیرمش. خواهش
‫- ممنون

26:20.160 --> 26:21.560
‫اینجا محل اصلیه

26:21.560 --> 26:23.560
‫می‌دونی توی اینا چیه؟

26:23.560 --> 26:25.760
‫پنجاه میلیون پوند از موشک‌های هسته‌ای

26:25.760 --> 26:28.360
‫دلیل واقعی اینکه
‫جنگ‌های هسته‌ای زیادی درنمی‌گیره همینه

26:28.360 --> 26:29.920
‫نمی‌تونیم جایگزینـشون کنیم

26:29.920 --> 26:32.960
‫ناوبان یکم داکرتی، می‌شه به
‫سربازرس سیلوا کمک برسونی؟

26:32.960 --> 26:35.680
‫این پزشک، جراح و، خدا به دادمون برسه،

26:35.680 --> 26:39.040
‫اگه لازم باشه، دندون‌پزشکـمونه،
‫افسر پزشک ناوبان یکم تیفانی داکرتی

26:39.040 --> 26:41.720
‫- خوش اومدید. پروازتون چطور بود؟
‫- همونجا بمون

26:41.720 --> 26:44.560
‫با وسایلم که بهم بسته شده بود
‫از هلی‌کوپتر انداختنم بیرون

26:44.560 --> 26:46.320
‫بازم از «رایان‌ایر» بهتره

26:46.320 --> 26:49.240
‫- ولی خوبی؟ صدمه ندیدی؟
‫- چی، من؟ نه

26:49.240 --> 26:51.600
‫نه، ازت می‌خوام کمکم کنی
‫کریگ برک رو بررسی کنم

26:51.600 --> 26:54.240
‫- قرار بود با پرواز از اینجا ببرنش
‫- صحیح. پس می‌رم جعبه‌م رو بیارم

26:54.240 --> 26:57.240
‫- اون پایین می‌بینمت
‫- خیلی خب. دنبالم بیاید. این‌طرف

26:57.240 --> 26:59.320
‫- خدمه چطور بودن؟
‫- سخت بوده، می‌دونی،

26:59.320 --> 27:00.800
‫ولی همه‌شون حرفه‌ای هستن،

27:00.800 --> 27:03.320
‫همه‌شون یه وظیفه دارن، پس...
‫مراقب سرت باش

27:04.520 --> 27:07.280
‫- کریگ برک رو چقدر می‌شناختی؟
‫- به اندازه کافی. ازش خوشم می‌اومد

27:07.280 --> 27:09.560
‫اگرچه از همکاری‌مون مدتی می‌گذره

27:09.560 --> 27:11.520
‫و کار تو چیه؟

27:11.520 --> 27:13.400
‫کار مباشر کشتی اینه که به افراد رسیدگی کنه

27:13.400 --> 27:14.960
‫رفاه، نظم، روحیه

27:14.960 --> 27:16.720
‫من یه بخش منابع انسانیِ متحرکم

27:28.480 --> 27:30.480
‫فکر می‌کنی قصدش واقعا خودکشی بوده؟

27:34.240 --> 27:36.880
‫خب، اوردوز کرده، پس این‌طور به‌نظر میاد

27:40.880 --> 27:42.680
‫به دکۀ بمب‌ها خوش اومدی

27:48.200 --> 27:49.640
‫جسد کجاست؟

27:49.640 --> 27:51.080
‫بچه‌ها

27:53.680 --> 27:56.720
‫می‌تونستیم توی فریزر آشپزخونه بذاریمش،
‫ولی پر از غذاست

27:56.720 --> 27:58.520
‫لولۀ اژدر عایق‌دار نیست

27:58.520 --> 28:00.560
‫و آب دریا تقریباً چهار درجه‌ست،

28:00.560 --> 28:02.800
‫پس جسد هنوز باید توی وضعیت خوبی باشه

28:11.520 --> 28:13.480
‫- خب، برید. کسی نیاد داخل
‫- بله، قربان

28:15.840 --> 28:17.440
‫شروع کن

28:22.000 --> 28:24.080
‫روش زیاد کار کردی؟

28:24.080 --> 28:27.320
‫اونا احیای قلبی ریوی رو شروع کردن،
‫اما مُرده بود

28:33.720 --> 28:34.840
‫کی پیداش کرد؟

28:34.840 --> 28:36.440
‫افسر مهندسی «هادلو»

28:36.440 --> 28:37.720
‫تازه به ویجیل اومده

28:37.720 --> 28:39.760
‫توی کشتی‌های تهاجمی بود

28:39.760 --> 28:41.840
‫باید باهاش صحبت کنم

28:41.840 --> 28:44.080
‫- البته
‫- چراغ‌قوه دارین؟

28:55.120 --> 28:57.840
‫برای مدرک قابل‌قبوله؟

28:57.840 --> 28:59.200
‫پرونده رو پیش می‌بره

29:00.720 --> 29:01.840
‫با توجه به بقیه...

29:03.320 --> 29:05.200
‫...به دادگاه بستگی داره که چه تصمیمی بگیره

29:05.200 --> 29:07.720
‫بدون یک معاینه پس از مرگ،
‫ایده‌آل نیست

29:10.960 --> 29:12.760
‫داروی دیگه‌ای هم مصرف کرده بود؟

29:12.760 --> 29:15.840
‫چندتا مُسکن بهش دادم
‫یک ساعت قبل از مرگش

29:15.840 --> 29:18.160
‫بهش برخوردم و گفت سردرد داره

29:18.160 --> 29:19.800
‫علائم دیگه‌ای نداشت

29:19.800 --> 29:21.400
‫که با اوردوز دارویی مطابقت داشته باشه؟

29:21.400 --> 29:24.960
‫مردمک‌های چشمش منقبض شده بودن
‫و مقداری بزاق دور دهانش بود

29:31.160 --> 29:33.440
‫یه کبودی با کمی خونریزی هست

29:34.520 --> 29:36.320
‫قسمت زیر جمجمه‌شـه

29:37.800 --> 29:39.360
‫اینو ندیده بودی؟

29:39.360 --> 29:41.040
‫وقتی رسیدم مُرده بود

29:41.040 --> 29:44.320
‫مانعی در راه تنفسیش نبود،
‫شوک جواب نداد، احیای قلبی ریوی جواب نداد،

29:44.320 --> 29:45.440
‫نبضی نداشت

29:45.440 --> 29:47.800
‫اطلاع دادم، و اونا فوراً اینجا
‫منتقلش کردن

29:47.800 --> 29:50.440
‫ممکنه وقتی از تختش برداشتنش
‫اتفاق افتاده باشه؟

29:50.440 --> 29:53.200
‫آره، شاید چندتا دنده‌ش هم شکسته باشه.
‫سخت کار کردیم

29:53.200 --> 29:55.080
‫پزشکی خوندی؟

29:55.080 --> 29:58.000
‫دو سال خوندم، دانشکده پزشکی.
‫به روحیاتم نمی‌خورد

29:59.320 --> 30:00.880
‫چی باعث شد نظرت رو تغییر بدی؟

30:03.160 --> 30:04.800
‫خب، می‌تونین برگردونینش

30:04.800 --> 30:07.480
‫- می‌شه نذارین کسی به جسد دسترسی پیدا کنه؟
‫- البته

30:07.480 --> 30:09.320
‫باید کاپیتان رو ببینم

30:09.320 --> 30:11.120
‫ببینم در دسترسه یا نه

30:11.120 --> 30:13.080
‫نه. همین الان باید ببینمش

30:15.800 --> 30:17.160
‫صحیح

30:19.880 --> 30:22.360
‫فکر می‌کنم کریگ برک احتمالاً کشته شده

30:24.040 --> 30:25.840
‫ولی این مزخرفه

30:25.840 --> 30:28.480
‫روی جسد مواد با اسکناس لول‌شده
‫پیدا کردیم

30:28.480 --> 30:30.120
‫گذاشتمشون توی صندوق

30:30.120 --> 30:31.720
‫می‌تونی خودت ببینی

30:31.720 --> 30:34.720
‫هروئین شبیه نوعیـه که باید قبل از تزریق
‫پخته بشه

30:34.720 --> 30:36.720
‫هروئین به‌ندرت استنشاق می‌شه،

30:36.720 --> 30:40.480
‫و اگه بشه، معمولاً از یه پودر سفید نازک‌تر
‫استفاده می‌کنن

30:40.480 --> 30:42.800
‫خب، شاید نمی‌دونسته داشته چی‌کار می‌کرده

30:42.800 --> 30:44.280
‫هرچی نباشه، اوردوز کرده

30:44.280 --> 30:47.560
‫روی جسد پودر هست، و اطراف سوراخ بینی
‫مالیده شده،

30:47.560 --> 30:49.600
‫اما داخل بینی چیزی نیست

30:49.600 --> 30:51.480
‫- انگار یکی بهش مالیده
‫- باشه، صبر کن

30:51.480 --> 30:53.920
‫حداقل شش نفر اونجا بودن
‫که کمکش کنن،

30:53.920 --> 30:56.280
‫از جمله افرادی که دماغش رو بسته نگه داشتن

30:56.280 --> 30:58.480
‫وقتی داشتن بهش
‫تنفس دهان‌به‌دهان می‌دادن. پس...

30:58.480 --> 31:01.440
‫قربان، شرمنده، با شما موافقم.
‫فکر کنم ایدۀ کشته شدنش...

31:01.440 --> 31:03.160
‫- ...مزخرفه
‫- آسیب به سر وجود داره

31:03.160 --> 31:05.280
‫و چند ساعت قبل از مرگش

31:05.280 --> 31:07.160
‫به پزشک‌تون گفته سردرد داره

31:07.160 --> 31:09.880
‫و اطراف فکش کبودی وجود داره

31:09.880 --> 31:13.480
‫این احتمال وجود داره که یه حمله باعث

31:13.480 --> 31:14.880
‫خونریزی مغزی با تأخیر شده باشه

31:14.880 --> 31:17.680
‫این با علائمی که ناوبان یکم داکرتی
‫مشاهده کرده تطابق داره

31:17.680 --> 31:20.280
‫به‌نظرم استفاده از هروئین
‫برای مخفی کردن یه سری مسائل بوده

31:20.280 --> 31:22.560
‫و فکر می‌کنی یه نفر با تمام این نقشه‌ها
‫توی ذهنش هروئین آورده

31:22.560 --> 31:24.800
‫- و سوار زیردریایی شده؟
‫- توی این کشتی خلوتی وجود نداره

31:24.800 --> 31:27.320
‫نمی‌تونی یکی رو توی خوابگاهش
‫بزنی بکُشی و قسر در بری

31:27.320 --> 31:29.240
‫دقیقا! اونم یه خوابگاه نُه‌نفره

31:29.240 --> 31:31.760
‫من گفتم می‌تونه بین حمله و خونریزی
‫یه تأخیر باشه

31:31.760 --> 31:34.640
‫اگه همون‌طور که خواستم
‫جسد رو برای کالبدشکافی

31:34.640 --> 31:36.920
‫- با پرواز برمی‌گردوندید...
‫- ما چنین دستوری دریافت نکردیم

31:38.920 --> 31:42.040
‫با تمام احترام، کاپیتان،
‫این کار منه که شما رو قانع کنم

31:42.040 --> 31:44.080
‫از دید من، این کشتی یه صحنۀ جرمه

31:44.080 --> 31:47.520
‫باید به بندر برگردید تا بتونیم
‫یک تحقیق مناسب انجام بدیم

31:47.520 --> 31:49.880
‫به من قولِ همکاری‌تون رو داده بودن

31:49.880 --> 31:53.000
‫من دستوراتم رو از رؤسای ستاد
‫و نخست‌وزیر می‌گیرم

31:54.520 --> 31:58.040
‫من مسئول مأموریت، کشتی و خدمه‌ام،

31:58.040 --> 32:01.560
‫و هنگامی که شما سوارش هستی
‫از دستورات من پیروی می‌کنی

32:01.560 --> 32:04.120
‫خب سه روز با ما هستی

32:04.120 --> 32:05.920
‫کارِت رو انجام بده

32:05.920 --> 32:07.800
‫اما از سر راه ما برو کنار

32:07.800 --> 32:10.720
‫و اگه بشنوم خارج از این اتاق
‫کلمۀ «قتل» استفاده بشه،

32:10.720 --> 32:12.760
‫به محل سکونتت محدودت می‌کنم

32:12.760 --> 32:13.760
‫نمی‌تونم همچین چیزی رو تحمل کنم

32:15.240 --> 32:16.600
‫متوجه‌ای؟

32:19.920 --> 32:21.680
‫- آره
‫- مباشر

33:12.840 --> 33:15.040
‫نمی‌خواد بگی

33:15.040 --> 33:16.400
‫گرسنه‌ای

33:18.960 --> 33:22.000
‫برک توی یه بار زد و خورد داشته.
‫چیزی درباره‌ش می‌دونی؟

33:22.000 --> 33:24.200
‫اگه خارج از کشتی اتفاق افتاده،
‫پس به من مربوط نیست

33:24.200 --> 33:27.320
‫فقط سعی دارم بفهمم داستانش چیه

33:27.320 --> 33:29.640
‫تو کِی آخرین بار برک رو دیدی؟

33:29.640 --> 33:31.600
‫آخرای نگهبانیش

33:31.600 --> 33:34.560
‫- کجا رفت؟
‫- دقیق نمی‌دونم

33:34.560 --> 33:36.640
‫اوه، آدام توی غذاخوری
‫باهاش یه صحبتی داشت

33:36.640 --> 33:38.640
‫یکی از مهندس‌هامونـه

33:38.640 --> 33:40.640
‫همونی که سعی کرد اونو
‫احیای قلبی ریوی بکنه

33:40.640 --> 33:41.880
‫پس اون پیداش کرد؟

33:41.880 --> 33:44.000
‫نه، اون ناوبان یکم هادلو بود

33:44.000 --> 33:46.120
‫باشه، باید با جفت‌شون صحبت کنم

33:46.120 --> 33:48.360
‫و الان باید خوابگاه برک رو ببینم

33:52.920 --> 33:54.680
‫اون تخت برک بود

34:01.080 --> 34:03.320
‫- جای دیگه‌ای هست که ممکنه...؟
‫- کیری!

34:03.320 --> 34:05.080
‫چی شده اینجا؟

34:05.080 --> 34:07.360
‫ببخشید، قربان. جسارت نباشه

34:07.360 --> 34:10.320
‫نه. این «گری والش»ـه،
‫یکی دیگه از مهندس‌هامون

34:10.320 --> 34:13.880
‫ایشون سربازرس سیواست. فقط اومده
‫یه نگاهی به اتفاق مرگِ برک بندازه

34:13.880 --> 34:15.960
‫خب، چیز خاصی وجود نداره، داره؟

34:15.960 --> 34:17.920
‫اون یه معتاد و دریانورد داغون بود،

34:17.920 --> 34:20.080
‫و سال‌ها پیش باید از نیروی دریایی
‫می‌رفت بیرون

34:21.600 --> 34:25.080
‫- از کجا می‌دونی معتاد بوده؟
‫- خب، برای شروع اوردوز کرد! خدایا

34:25.080 --> 34:26.680
‫دیدیش که مواد بزنه؟

34:26.680 --> 34:29.120
‫- این‌طور نبود که توی آشپزخونه مصرف کنه
‫- خیلی خب

34:29.120 --> 34:31.880
‫می‌شه یه وقت دیگه این‌کارو بکنیم؟
‫اون باید بخوابه

34:38.080 --> 34:40.080
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای اینجا ببینی؟

34:43.320 --> 34:44.480
‫نه، تمومه

34:46.600 --> 34:48.520
‫باید آدامز و هادلو رو ببینم

34:48.520 --> 34:52.040
‫نمی‌فهمم چرا کاپیتان نمی‌خواد
‫این قضیه رو بررسی کنم

34:52.040 --> 34:53.720
‫حالت چطوره؟

34:53.720 --> 34:55.440
‫خوبم. فقط...

34:55.440 --> 34:58.200
‫- سردرد؟
‫- آره، راستش

34:58.200 --> 35:00.160
‫آره، این محیط اکسیژنش کمه

35:00.160 --> 35:01.720
‫روند آتش‌سوزی رو کند می‌کنه

35:01.720 --> 35:03.400
‫ببین، فکر کنم به استراحت نیاز داری

35:03.400 --> 35:05.120
‫بذار خوابگاهت رو نشونت بدم

35:16.400 --> 35:18.720
‫خیلی خب. اگه من وارد خوابگاه بانوان بشم

35:18.720 --> 35:21.760
‫این یه انتظامات خودکاره، پس باید
بری روی تختت

35:21.760 --> 35:24.080
‫اون بالایی مال شماست.
‫سعی کن چهار ساعت بخوابی

36:39.680 --> 36:42.160
‫- الان کجاست؟
‫- توی خوابگاه بانوان

36:44.280 --> 36:45.960
‫نظرت درباره‌ش چیه؟

36:47.440 --> 36:49.120
‫باهوشه

36:49.120 --> 36:52.320
‫به محض اینکه شروع به صحبت با افراد بکنه،
‫سخت می‌شه جلوش رو گرفت

36:53.840 --> 36:56.200
‫خب، به‌نظرم باید تحت کنترل شدید
‫قرارش بدیم،

36:56.200 --> 36:59.160
‫و خب، می‌تونم هر مصاحبه‌ای رو شرکت کنم

36:59.160 --> 37:01.000
‫فکر بدی نیست

37:01.000 --> 37:05.120
‫اما، مباشر، گمونم بذاریمش به عهده تو

37:05.120 --> 37:07.400
‫قربان، واقعاً فکر می‌کنم
...بهتره من باشم که

37:07.400 --> 37:09.240
‫این دستور منه، مدیر اجرایی،

37:09.240 --> 37:11.360
‫و حالا باید با مباشر یه صحبتی بکنم

37:15.720 --> 37:17.120
‫قربان

37:24.440 --> 37:27.800
‫نمی‌تونم سه روز با اون عوضی
‫این زنه رو تحمل کنم

37:27.800 --> 37:29.760
‫حواست به زنه هست دیگه، نه؟

37:29.760 --> 37:31.240
‫نمی‌تونیم متحمل یه رسوایی بشیم

37:32.520 --> 37:34.480
‫نه، قربان. نمی‌تونیم

38:09.320 --> 38:10.640
‫ببخشید!

38:10.640 --> 38:12.560
‫می‌شه باهاتون صحبت کنیم؟

38:14.480 --> 38:16.400
‫ایست!

38:16.400 --> 38:17.520
‫ایست!

38:20.360 --> 38:22.040
‫بدش من

38:28.920 --> 38:30.440
‫سلام

38:35.360 --> 38:36.360
‫خوابت نمی‌بره؟

38:39.200 --> 38:41.200
‫نه

38:41.200 --> 38:44.120
‫این پایین سخت می‌شه حساب زمان رو داشت

38:44.120 --> 38:45.960
‫ساعت بیولوژیکی بدنت از کار می‌افته

38:56.480 --> 38:57.960
‫اوه، لعنتی

39:00.080 --> 39:02.000
‫اوه، چیزی نیست

39:02.000 --> 39:03.800
‫توی زیردریایی چیزی گم نمی‌شه

39:03.800 --> 39:05.560
‫شرمنده. اضافه نیاوردم

39:11.200 --> 39:13.160
‫نمی‌تونی داروهات رو با خودت ببری

39:13.160 --> 39:14.800
‫این برای چیه؟

39:17.640 --> 39:19.760
‫دربارۀ هر عارضۀ پزشکی
‫باید اطلاع داشته باشم

39:19.760 --> 39:21.280
‫اضطراب و افسردگی

39:23.080 --> 39:24.960
‫فقط باید دویدن داشته باشم

39:24.960 --> 39:26.960
‫آره، پس بپر توی آب

39:34.240 --> 39:38.080
‫گوش کن، اگه مشکلی داری،
‫بیا پیش خودم

39:39.760 --> 39:41.440
‫اولیش نیستی

39:44.760 --> 39:46.480
‫مرسی

40:00.000 --> 40:01.640
‫سلام، جید

40:01.640 --> 40:04.440
‫فکر کنم قبل‌تر توی جاده به دانلاک
‫همدیگه رو دیدیم

40:04.440 --> 40:06.280
‫دوست دارم یه گپ کوچولو باهات داشته باشم

40:06.280 --> 40:08.520
‫اما اگه یه مشاور حقوقی می‌خوای بیاد...

40:08.520 --> 40:11.200
‫تماسم رو گرفتم.
‫چیز دیگه‌ای لازم ندارم

40:11.200 --> 40:12.720
‫باشه پس

40:15.240 --> 40:18.800
‫خب، گمونم به‌خاطر ورود غیرقانونی
‫به پایگاه دانلاک

40:18.800 --> 40:22.240
‫- دستگیر شدی؟
‫- قبلاً هم چنین اتهامی بهم زدن. مهم نیست

40:22.240 --> 40:25.520
‫گزارش گفته که توی یکی از
‫بلوک‌های ساختمونی پیدات کردن

40:25.520 --> 40:27.400
‫و یه کلید دستت بوده؟

40:27.400 --> 40:30.240
‫- آره، دیگه ازم گرفتنش
‫- خب، مطمئناً همین‌طوره

40:32.200 --> 40:35.080
‫چرا سعی داشتی وارد اتاق کریگ برک بشی؟

40:38.160 --> 40:40.120
‫اظهارنامه‌م رو خوندی

40:40.120 --> 40:42.160
‫اظهارنامه‌ت رو خوندم.
‫خب چی گفته؟

40:42.160 --> 40:44.880
‫گفته که اون یه کتاب ازت قرض گرفته بوده

40:44.880 --> 40:47.120
‫و تو رفتی اونجا تا ازش پسش بگیری

40:48.880 --> 40:51.240
‫بهم بگو، از کجا همدیگه رو می‌شناختین؟

40:51.240 --> 40:53.520
‫توی یک بار نوشیدنی خوردیم

40:53.520 --> 40:56.320
‫و اونم همین‌طوری
‫کلید اتاقش رو برات گذاشت، آره؟

40:56.320 --> 40:58.520
‫اون که دیگه مُرده،
‫واقعاً مهم نیست

40:58.520 --> 41:00.360
‫کی بهت گفت که مُرده؟

41:03.440 --> 41:05.360
‫نحوۀ مُردنش هم بهت گفتن؟

41:08.440 --> 41:09.680
‫نه

41:10.720 --> 41:13.000
‫جید، من یه کارآگاه پلیسم

41:13.000 --> 41:15.840
‫این با نیروی دریایی کاملاً متفاوته

41:15.840 --> 41:17.920
‫ما با اونا اطلاعات رو درمیون نمی‌ذاریم

41:19.160 --> 41:21.280
‫من دارم به تحقیقات دربارۀ مرگش
‫کمک می‌کنم

41:25.440 --> 41:27.240
‫چی، و می‌دونی چطوری مُرده؟

41:28.960 --> 41:30.440
‫آره

41:42.960 --> 41:45.200
‫خیلی خب. چطوری مُرده؟

41:45.200 --> 41:47.280
‫چه رابطه‌ای با هم داشتین؟

41:57.720 --> 41:59.800
‫دوست‌پسرم بود

41:59.800 --> 42:01.120
‫کسی خبر نداشت

42:02.520 --> 42:06.720
‫معلوم بود دوستام خوشحال نمی‌شن

42:13.520 --> 42:14.960
‫خب ادامه بده

42:17.520 --> 42:20.160
‫به‌خاطر اوردوز هروئین مُرد

42:23.760 --> 42:25.240
‫وای خدای من

42:28.360 --> 42:31.200
‫- وای خدای من. چی؟
‫- می‌دونستی مصرف می‌کنه؟

42:32.560 --> 42:34.280
‫هیچ‌وقت هروئین نمی‌زد

42:34.280 --> 42:36.240
‫معتادها اغلب مخفی می‌کنن، حتی از...

42:36.240 --> 42:38.080
‫اون معتاد نبود!

42:38.080 --> 42:40.160
‫شوخی می‌کنی؟

42:40.160 --> 42:43.680
‫معتاد نبود! آخر هفته‌ها رو باهاش بودم

42:45.680 --> 42:48.800
‫تک‌تک لحظات رو با هم بودیم

42:48.800 --> 42:50.280
‫ممکن نیست...

42:53.480 --> 42:56.400
‫اگه اونا همچین چیزی می‌گن...

42:56.400 --> 42:58.960
‫- ...پس نیروی دریایی اونو کشته
‫- نیـ...

42:58.960 --> 43:02.560
‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟
‫- وقتی «مَری فینیا» گم شد رو نگاه کن

43:02.560 --> 43:05.280
‫- مری فینیا؟
‫- درباره‌ش نخوندی؟

43:05.280 --> 43:07.320
‫نه، نخوندم

43:07.320 --> 43:09.200
‫همه می‌دونن یه پنهان‌کاریه

43:11.560 --> 43:13.760
‫نیروی دریایی این‌طوریه، نه؟

43:13.760 --> 43:15.600
‫این کاریه که می‌کنن

43:15.600 --> 43:17.760
‫این کاریه که می‌کنن وقتی به مشکل می‌خورن

43:19.800 --> 43:21.600
‫وای خدای من

43:21.600 --> 43:23.640
‫لعنتی. باید برم

43:23.640 --> 43:25.720
‫- می‌شه دیگه برم لطفا؟
‫- بله، می‌تونی

44:04.400 --> 44:07.400
در جست‌وجوی کرجی گم‌شده
مری فینیا چندین جسد پیدا شد

44:22.480 --> 44:24.720
‫سربازرس سیلوا،
‫ناوبان دوم آدامز

44:26.760 --> 44:28.480
‫ترجیح می‌دم خصوصی صحبت کنم

44:28.480 --> 44:30.880
‫متأسفانه از این بهتر گیرت نمیاد.
‫آدامز، بشین

44:33.520 --> 44:35.600
‫خیلی زیاد وقت ندارم، رفیق

44:35.600 --> 44:37.160
‫آره، بگو خب

44:37.160 --> 44:39.880
‫- خوبی، رفیق؟
‫- نه، فقط یه‌کم ناخوشم

44:39.880 --> 44:42.760
‫ولی طوری نیست.
‫سؤال چیه؟

44:42.760 --> 44:45.880
‫گمونم تو یکی از آخرین افرادی بودی
‫که برک رو زنده دیدی؟

44:45.880 --> 44:48.080
‫آره. آره. اینجا دیدمش

44:48.080 --> 44:49.880
‫چه ساعتی بود؟

44:49.880 --> 44:52.000
‫دقیقاً نمی‌دونم

44:52.000 --> 44:56.080
‫ساعت 13:10 شاید. من و اون الگوی نظارتیِ
‫یکسانی داریم

44:57.320 --> 44:59.480
‫الگوی نظارتیِ یکسانی داشتیم

44:59.480 --> 45:01.960
‫آره، یه‌کم غذا خوردم و
بعد رفتم و یه چرتی زدم

45:01.960 --> 45:04.560
‫- چطور به‌نظر می‌رسید؟ صحبت کردین؟
‫- نه. یه‌کم حالش خوب نبود

45:04.560 --> 45:06.920
‫اگه ببینی یکی حالش خوب نیست،
‫بهش فشار که نمیاری

45:06.920 --> 45:08.880
‫کس دیگه‌ای هم نظرش این بود که
‫برک ناخوشه؟

45:08.880 --> 45:10.520
‫- کسی همچین حرفی زد؟
‫- صبح بخیر

45:10.520 --> 45:12.840
‫«هادرز» گفت توی عرشه 4 اونو دیده

45:12.840 --> 45:14.240
‫ازم پرسید حالش چطوره

45:14.240 --> 45:16.280
‫- هادرز کیه؟
‫- هادلو

45:16.280 --> 45:18.160
‫افسر. رئیسم

45:18.160 --> 45:20.600
‫بهش نگی آدامز اونو هادرز صدا می‌زنه

45:20.600 --> 45:23.440
‫- ولی همونیه که جسد رو پیدا کرده؟
‫- آره

45:23.440 --> 45:25.400
‫راستش، این آخرین باری بود
‫که برک رو دیدم،

45:25.400 --> 45:27.640
‫اگه می‌خواید دقیق باشید

45:27.640 --> 45:30.000
‫رفتم داخل، که کمک کنم

45:30.000 --> 45:31.520
‫اون نزدیکیا بودی؟

45:31.520 --> 45:34.040
‫آره، توی تخت کناری خوابیده بودم

45:34.040 --> 45:35.680
‫یعنی، افراد معمولاً وقتی توی
‫حالت بی‌صدا هستی

45:35.680 --> 45:38.800
‫داد که نمی‌زنن، نه؟ پس، وقتی هادرز داد زد،

45:38.800 --> 45:40.760
‫یهو از خواب بیدار شدم

45:40.760 --> 45:42.680
‫اولین نفر رسیدم اونجا

45:42.680 --> 45:44.480
‫برک رو توی این عرشه دیدی؟

45:44.480 --> 45:47.320
‫فقط داشتم... فقط داشتم رد می‌شدم

45:47.320 --> 45:50.040
‫متوقفی چیزی نشدم

45:50.040 --> 45:53.720
‫اما بعدش از آدامز حالِ برک رو پرسیده بودی؟

45:53.720 --> 45:56.400
‫نه. نه، فکر...

45:56.400 --> 45:58.080
‫فکر نکنم

45:58.080 --> 46:00.080
‫چه ساعتی اینجا دیدیش؟

46:01.440 --> 46:05.480
‫ساعت 12:30 شاید. تقریباً نیم ساعت
‫قبل از تعویضِ نظارت‌ها بود

46:05.480 --> 46:07.240
‫مکث نکردم که باهاش حرف بزنم

46:07.240 --> 46:08.800
‫و اون‌قدرا نمی‌شناختمش

46:08.800 --> 46:10.560
‫هیچ‌وقت با هم سوار کشتی‌ای چیزی
‫نشده بودیم

46:10.560 --> 46:12.640
‫- چی‌کار داشت می‌کرد؟
‫- گشت می‌زد

46:12.640 --> 46:14.680
‫وقتی خارج از نظارت باشی
‫همین کارو می‌کنی

46:14.680 --> 46:16.160
‫افراد میان این پایین. ساکته

46:16.160 --> 46:18.040
‫و برک قطعی خارج از نظارت بود؟

46:18.040 --> 46:21.000
‫بله. توی ایستگاهش و یونیفرمش نبود

46:21.000 --> 46:22.640
‫ژاکت سبز تنش بود

46:24.160 --> 46:26.280
‫دقیقاً کجا ایستاده بود؟

46:26.280 --> 46:27.840
‫اونجا

46:29.720 --> 46:32.200
‫می‌شه نور برق‌های اینجا رو کم کنین؟

46:34.680 --> 46:36.120
‫هنوز باهام کار دارین؟

46:36.120 --> 46:37.880
‫آره. جایی نرو

46:37.880 --> 46:39.840
‫اتاق فرماندهی، مباشر هستم

46:39.840 --> 46:43.160
‫می‌شه نورِ برق‌های عرشه 3 رو کم کنین؟

46:43.160 --> 46:44.680
‫متوجه شدم، ممنون

46:46.600 --> 46:48.560
‫فقط چند دقیقه می‌تونن بهت وقت بدن

46:51.960 --> 46:54.400
‫- اون دیگه چیه؟
‫- اسمش لومینول‌ـه

46:54.400 --> 46:56.560
‫توی جرم‌شناسی برای نشون دادنِ لکه‌های خون
‫استفاده می‌شه

47:02.760 --> 47:04.360
‫اون خونـه؟

47:06.400 --> 47:08.800
‫دیگه باید برم یه چیزی بخورم

47:10.280 --> 47:12.520
‫کس دیگه‌ای رو با برک دیدی؟

47:12.520 --> 47:14.960
‫اینا رو یادداشت کن. بعداً برمی‌گردم...

47:14.960 --> 47:16.360
‫نه، صبر کن

47:16.360 --> 47:20.840
‫وقتی جسدش رو پیدا کردی، موقع
‫وارد شدن به خوابگاه چی دیدی؟

47:20.840 --> 47:22.440
‫توی تختش پیداش کردم

47:22.440 --> 47:25.040
‫- پرده‌ش کنار زده شده بود؟
‫- نه. من کنار زدمش

47:26.640 --> 47:29.320
‫اما همه از این می‌گن که
‫این پایین خواب چقدر ارزشمنده

47:29.320 --> 47:31.200
‫پس، نگرانِ بیدار کردنش نبودی؟

47:31.200 --> 47:33.040
‫گمونم فکر کردم، اگه خواب باشه...

47:33.040 --> 47:34.880
‫ولی قبلاً هم چنین کاری کردی؟

47:34.880 --> 47:37.920
‫- بری داخل خوابگاه یکی و پرده‌ش رو کنار بزنی؟
‫- این کار ممنوع که نیست

47:37.920 --> 47:39.960
‫من الان باید برای یه تمرین آماده بشم
‫و هنوز غذا نخوردم

47:39.960 --> 47:41.920
‫سؤالات رو بنویس. برمی‌گردم

47:41.920 --> 47:43.320
‫نه، متأسفم، هنوز کارمون تموم نشده

47:44.600 --> 47:47.920
‫تو یکی از آخرین کسایی بودی که
‫قبل مرگش دیده بودیش. تو کسی هستی که

47:47.920 --> 47:51.600
‫جسدش رو پیدا کرده، و با این حال
‫نمی‌تونی بهم بگی چرا رفتی ببینیش؟

47:54.880 --> 47:56.880
‫برنامه کاری فشرده‌ای دارم.
‫الان تعویض نظارته

47:56.880 --> 47:58.280
‫باید برم

47:58.280 --> 48:00.200
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری؟

48:00.200 --> 48:02.400
‫اون یه افسره. کاری ازم ساخته نیست

48:05.360 --> 48:08.040
‫الگوی صداییِ کرجی رو نگاه کردم

48:08.040 --> 48:10.800
‫با تورها به پایین کشیده می‌شه

48:11.920 --> 48:13.480
‫اگه به این گوش کنین...

48:15.960 --> 48:18.560
‫این شناورهای روی کرجیـه
‫که به چیزی ضربه می‌زنه

48:18.560 --> 48:20.960
‫دقیقاً همون شکلیه که از

48:20.960 --> 48:24.200
‫صدای غرق شدنِ انتارس گرفته می‌شه.
‫ارجاع متقابل انجام دادم

48:24.200 --> 48:27.600
‫قربان، با کمال احترام به ناوبان دوم کیرلی،
‫اون صدا

48:27.600 --> 48:30.760
‫ممکنه فقط صدای تورهایی باشه که
‫موقع غرق شدنِ کرجی به‌وجود میاد

48:30.760 --> 48:32.240
‫نه، نیست

48:32.240 --> 48:34.880
‫مطمئنم. اون کرجی توسط یه زیردریایی دیگه
‫به پایین کشیده می‌شده

48:34.880 --> 48:37.720
‫- همه‌ش جور درمیاد
‫- و می‌تونی اون کشتی دیگه رو طبقه‌بندی کنی؟

48:37.720 --> 48:39.840
‫- هنوز نه
‫- به نیروی ویژه مشترک پیغام بده

48:39.840 --> 48:41.320
‫باید اون کشتی رو شناسایی کنیم

48:41.320 --> 48:43.040
‫- بله، قربان
‫- قربان

48:43.040 --> 48:46.000
‫کاپیتان نیوسام، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟
‫ضروریه

48:47.280 --> 48:48.560
‫ادامه بدید

48:48.560 --> 48:51.120
‫من خون پیدا کردم و یه شاهد دارم که
‫می‌تونه بگه

48:51.120 --> 48:52.480
‫برک در همون محل بوده

48:52.480 --> 48:54.920
‫حداقل یکی از خدمه‌تون سابقۀ خشونت داره

48:54.920 --> 48:57.840
‫- از جمله برک. ببین، نمی‌تونی نادیدش بگیری
‫- بهت گفته شد کارت رو بدون مزاحمت...

48:57.840 --> 49:00.600
‫از اینکه مأموریت براتون در اولویته

49:00.600 --> 49:03.120
‫قدردانی می‌کنم، اما یه مرزی وجود داره،

49:03.120 --> 49:05.720
‫و الان باید به مافوق‌هامون پیغام بدیم

49:05.720 --> 49:08.600
‫- خون کجا پیدا شده؟
‫- توی یکی از عرشه‌های موشک

49:10.280 --> 49:13.200
‫روزی که برک مُرد اتفاق غیرمعمولی نیفتاد؟

49:13.200 --> 49:15.600
‫- چیز متفاوتی در نظارت کردنش بود؟
‫- آره

49:15.600 --> 49:17.960
‫- هروئین داده بود بالا
‫- قطعا اطراف سوراخ بینیـش

49:17.960 --> 49:20.200
‫پودر هروئین پیدا شده بود

49:20.200 --> 49:22.320
‫- چرا در حالت بی‌صدا بودین؟
‫- گزارشت رو بنویس

49:22.320 --> 49:25.360
‫- ارسالش می‌کنیم
‫- قربان؟ دوتا ارسال پیام در یه هفته؟

49:25.360 --> 49:27.800
‫در عرض یک ساعت گزارشت رو برای ارسال
‫آماده کن

49:27.800 --> 49:30.640
‫- به دریانوردی بگو کشتی رو از منطقه گشت‌زنی منتقل کنن
‫- بله، قربان

49:30.640 --> 49:32.840
‫کرونین، آماده شو برای ارسال یه پیام

49:32.840 --> 49:34.240
‫- بله، قربان
‫- ممنونم

49:55.040 --> 49:56.960
‫افسر پلیس رسیده

49:56.960 --> 49:59.040
‫گزارشِ سربازرس سیلوا رو بهش بدیم؟

49:59.040 --> 50:02.240
‫نه. اون تا وقتی که رؤسای ستاد نگن
‫وجود خارجی نداره

50:03.680 --> 50:04.880
‫ویجیل وامونده

50:06.560 --> 50:09.560
‫تغییرات جدی‌ای صورت می‌گیره وقتی برگرده

50:09.560 --> 50:11.000
‫بله، قربان

50:23.480 --> 50:26.040
‫دوباره سلام.
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

50:26.040 --> 50:28.200
‫باید به همکارم توی ویجیل پیام بدم

50:28.200 --> 50:30.680
‫بعد می‌خوام منزل کریگ برک رو ببینم

50:42.520 --> 50:44.800
‫بیشتر خانواده‌ها توی «کرک‌موث»
‫زندگی می‌کنن، اما همۀ مجردها

50:44.800 --> 50:47.080
‫این خونه‌ها رو می‌خوان.
‫تا محل کار دو قدم راهـه

50:48.960 --> 50:50.720
‫اینجاست

50:50.720 --> 50:53.280
‫متأسفانه باید بیرون منتظر باشین

50:53.280 --> 50:55.360
‫یا می‌تونم بهتون زنگ بزنم، اگه راحت‌تره؟

50:55.360 --> 50:57.160
‫دلیلی داره؟

50:57.160 --> 50:59.240
‫این تحقیقات پلیسه

50:59.240 --> 51:01.280
‫منم شهروند معمولی نیستم

51:01.280 --> 51:03.040
‫می‌دونم. ولی بازم...

51:12.080 --> 51:13.480
‫مرسی

51:33.760 --> 51:36.400
‫کارآگاه سیلوا.
‫یه پیغام از پایگاه برای شما

51:36.400 --> 51:38.000
‫ممنون

51:38.000 --> 51:40.000
‫پیشرفت کندی اینجا دارم

51:40.000 --> 51:41.200
‫ماجرای دریا

51:43.600 --> 51:45.840
‫می‌تونه با مرگ برک مرتبط باشه؟

51:45.840 --> 51:47.360
‫توی یک روز. یک منطقه

51:48.600 --> 51:51.480
‫شغل بابام رو یادته؟
‫شامل یکی از اونا می‌شه

51:52.640 --> 51:56.320
‫اتفاقی که افتاده
موضوع آهنگِ موردعلاقۀ بابامه

51:56.320 --> 51:58.320
‫وقتی بهت «کد مورس» رو یاد می‌دادم
‫بهش گوش می‌کردیم

52:03.120 --> 52:06.640
‫خط تیره، نقطه-نقطه، خط تیره

52:06.640 --> 52:08.000
‫- این N‌ـه...
‫- نه، نه

52:09.640 --> 52:12.040
‫نه، N می‌شه خط تیره-نقطه

52:13.440 --> 52:16.240
‫- خط تیره! نقطه-نقطه
‫- خط تیره

52:18.320 --> 52:20.960
‫♪ توی عید سال نو... ♪

52:20.960 --> 52:24.400
‫- این چیه؟
‫- عاشق این آهنگم

52:25.760 --> 52:27.720
‫آهنگ موردعلاقۀ بابامه

52:27.720 --> 52:29.520
‫هربار که مست می‌کنه اینو می‌خونه

52:32.120 --> 52:33.720
‫اهل «استورنووی»ـه

52:33.720 --> 52:37.160
‫فاجعۀ بدی بود، کل جزیره رو
‫تحت‌تأثیر قرار داد

52:37.160 --> 52:39.160
‫غرق شدن «یولیر»

52:39.160 --> 52:41.680
‫هنوزم برای ماهیگیرها حادثۀ مهمیه

52:49.000 --> 52:50.440
‫هی. سربازرس سیلوا

52:50.440 --> 52:54.440
‫- بهت گفته شده که همکاری کنی، مگه نه؟
‫- اه... بله

52:54.440 --> 52:56.680
‫می‌تونی دربارۀ برک و ماجرای غرق شدن
‫بهم بگی؟

52:57.840 --> 52:59.600
‫من اونجا نبودم

52:59.600 --> 53:02.240
‫بعد از اینکه انداختنش بیرون
‫برای جایگزینی صدام کردن

53:03.320 --> 53:05.000
‫تو وسط کار نظارت جایگزینش شدی؟

53:07.080 --> 53:08.960
‫آره

53:08.960 --> 53:10.600
‫باید دلیلش رو بدونم

53:11.800 --> 53:13.200
‫اینجا

53:44.200 --> 53:46.600
‫باید توی یه جلسه حاضر باشم خیلی زود

53:46.600 --> 53:49.320
‫- چقدر دیگه زمان نیاز داری؟
‫- کارم تمومه

53:49.320 --> 53:50.720
‫آمادۀ رفتن

53:50.720 --> 53:52.160
‫چیزی برای گزارش پیدا کردی؟

53:52.160 --> 53:53.480
‫نه

53:53.480 --> 53:54.960
‫هنوز هیچی

53:54.960 --> 53:56.400
‫ممنون

54:18.160 --> 54:20.000
‫روزی که برک مُرده، یه کرجی غرق شده

54:20.000 --> 54:21.520
‫این یه تحقیق قتلـه

54:21.520 --> 54:23.760
‫- شما باید باهام صاف و صادق باشید
‫- ساکت باش

54:29.120 --> 54:32.120
‫- منو متهم نکن به...
‫- با هادلو و آدامز صحبت کردم

54:32.120 --> 54:34.360
‫برک ساعت 12:30 هنوز باید سر پستِ
‫نظارت می‌بوده

54:34.360 --> 54:36.480
‫اما هادلو اونو با لباس غیررسمی دیده

54:36.480 --> 54:39.200
‫بعد از اینکه به یه کرجی ماهیگیری برخورد کردین
‫مرخصش کردین. چرا؟

54:40.680 --> 54:42.560
‫بشین. لطفا

54:52.000 --> 54:54.200
‫ما به کسی نزدیم

54:56.480 --> 54:59.160
‫تا جایی که می‌دونیم، یه زیردریایی دیگه زده

54:59.160 --> 55:00.840
‫یکی که درست پشت سرمونه

55:02.720 --> 55:04.640
‫می‌فهمی معنیش چیه؟

55:05.880 --> 55:07.680
‫البته که نه

55:07.680 --> 55:10.760
‫دنبال کسی می‌گردی که
‫شاید باهاش درگیری داشته

55:10.760 --> 55:13.120
‫یه زیردریایی دشمن دنبال‌مون بوده،

55:13.120 --> 55:15.400
‫که نباید ممکن باشه

55:18.320 --> 55:22.080
‫کلِ بازدارندگیِ هسته‌ای فقط
‫به سه چیز متکیـه

55:22.080 --> 55:25.000
‫اول، باید سلاح‌های بادوامی داشته باشی

55:25.000 --> 55:27.600
‫و دوم، دشمنت هرگز نباید بفهمه
‫که ازشون استفاده می‌کنی یا نه

55:27.600 --> 55:30.320
‫برای همین «نامه‌های آخرین چاره» رو

55:30.320 --> 55:33.520
‫توی یه گاوصندوق، داخل یه گاوصندوق دیگه،
‫سوار این کشتی نگهداری می‌کنیم

55:33.520 --> 55:37.240
‫آخریش اینه که، دشمنت نباید بتونه
جلوت رو بگیره

55:37.240 --> 55:38.600
‫پس باید مخفی بمونی

55:41.280 --> 55:44.080
‫اگه زیردریاییِ دشمن با موفقیت
‫رد ما رو زده باشه،

55:44.080 --> 55:47.720
‫این وحشتناک‌ترین پیشرفت
‫در جنگ زیردریایی

55:47.720 --> 55:49.680
‫توی کل عمرمه

55:52.160 --> 55:56.360
‫برک ازمون می‌خواست بریم بالا
که ببینیم از اون کرجی بازمانده‌ای هست یا نه

55:56.360 --> 55:58.320
‫مأموریت ایجاب می‌کرد که مخفی بمونیم

56:01.480 --> 56:03.560
‫من تصمیم درستی گرفتم

56:03.560 --> 56:05.680
‫ولی توی جنگ که نیستیم

56:05.680 --> 56:07.400
‫این یه خیاله

56:08.920 --> 56:10.880
‫ما همیشه توی جنگ بودیم

56:26.560 --> 56:29.640
‫ایستگاه‌های اضطراری، ایستگاه‌های اضطراری،
‫کلیه پرسنل

56:29.640 --> 56:31.960
‫ایستگاه‌های اضطراری، کلیه پرسنل

56:31.960 --> 56:34.200
‫خاموشی اضطراری راکتور، خاموشی اضطراری راکتور،

56:34.200 --> 56:37.080
‫کاهش بارهای الکتریکی
‫در سراسر زیردریایی

56:42.760 --> 56:44.640
‫- ایستگاه‌های اضطراری، کلیه پرسنل
‫- چی شده؟

56:44.640 --> 56:46.880
‫راکتور خاموش شده است.
‫تکرار می‌کنم، راکتور...

56:46.880 --> 56:49.240
‫- یعنی چی؟
‫- همونجا بمون

56:49.240 --> 56:51.080
‫کاهش بارهای الکتریکی
‫در سراسر زیردریایی

56:51.080 --> 56:53.120
‫و به سمت فرماندهی کشتی برید

56:55.560 --> 56:57.000
‫ممنون

56:58.640 --> 57:01.400
‫- زیردریایی رو دارم
‫- 50 متر ببرمون بالا

57:01.400 --> 57:03.240
‫50 متر بالا. بله، قربان

57:03.240 --> 57:06.880
‫اون کجاست؟ هیچ‌کس توی این پایگاه
‫اجازه نداره بدون همراه رانندگی کنه!

57:06.880 --> 57:09.680
‫افسر اجرایی رو بیار.
‫گزارش کامل از مهندسی

57:09.680 --> 57:11.680
‫- چی شده؟
‫- فرماندهی کشتی

57:29.560 --> 57:33.080
‫بدون فکر کردن، 20 روش مختلف هست
‫که بتونی تنهایی

57:33.080 --> 57:35.120
‫خدمۀ ویجیل رو بکشی

57:40.040 --> 57:42.200
‫اما کسی درباره‌ش حرف نمی‌زنه

57:42.200 --> 57:43.800
‫نه سرپرست

57:43.800 --> 57:45.760
‫- زیردریایی توی وضعیت خوبیه، قربان
‫- نه عالی‌رتبه‌ها

57:45.760 --> 57:48.040
‫اونا فقط سکوت می‌خوان

57:50.360 --> 57:51.880
‫اونجا فساد وجود داره

57:51.880 --> 57:53.040
‫و ترس

57:54.720 --> 57:58.000
‫افرادی هستن که کشته می‌شن،
‫و دنیا بازم خبردار نمی‌شه

58:00.280 --> 58:03.160
‫ما شبیه یه خدمه‌ایم، و فقط همین
‫براشون مهمه

58:04.680 --> 58:06.240
‫نه چیزی که زیرش هست

58:07.920 --> 58:10.160
‫- می‌شه گیت رو باز کنین، لطفا؟
‫- فقط یه دقیقه

58:10.160 --> 58:12.320
‫من پلیس اسکاتلندم. علاقه‌ای به
‫صبر کردن ندارم

58:12.320 --> 58:14.120
‫دارم می‌رم خونه. گیت رو باز کنین، لطفا

58:14.120 --> 58:16.080
‫فقط یه دقیقه صبر کنید، لطفا

58:16.080 --> 58:19.400
‫چندتاشون اومدن سراغم.
‫دوباره هم سراغم میان

58:20.800 --> 58:22.120
‫می‌دونم

58:24.920 --> 58:27.840
‫- افسر اجرایی، گزارش وضعیت
‫- کاپیتان، روحمم خبر نداره علتش چی بوده

58:27.840 --> 58:29.520
‫این یه خاموشی کامل راکتورـه

58:29.520 --> 58:32.760
‫- افسر، ما می‌خوایم این فشار ما رو توی عمق نگه داره
‫- بله، قربان. می‌دونم

58:32.760 --> 58:34.640
‫مدیر اجرایی، گزارش دوره‌ای

58:34.640 --> 58:37.360
‫خاموشی راکتور. موتورهای اصلی
‫هیچ قدرتی ندارن، قربان

58:37.360 --> 58:38.800
‫ایمی، طاقت بیار

58:44.800 --> 58:48.560
‫اما اگه مُرده ولم کردن،
‫زیر دو مایل آب،

58:48.560 --> 58:50.640
‫خب، من اینجام

58:50.640 --> 58:53.040
‫و یه سری حرف‌ها دارم که بهتون بگم

58:53.564 --> 59:01.564
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
