1
00:00:01,040 --> 00:00:02,056
‫نمی‌دونم چی شد.

2
00:00:02,080 --> 00:00:03,856
‫زیر یه درخت بیدار شدم.
‫یکی اینو گذاشته بود.

3
00:00:03,880 --> 00:00:05,936
‫نمی‌دونستم می‌خواستن بهم آسیب بزنن یا کمکم کنن

4
00:00:05,960 --> 00:00:08,680
‫ولی اونا درباره اون جلسه یکشنبه کوچیک دیوید خبر داشتن.

5
00:00:08,720 --> 00:00:09,720
‫این چیه؟

6
00:00:09,760 --> 00:00:11,360
‫پلاک ماشین یوتِ جوناس مک‌گیه.

7
00:00:11,400 --> 00:00:12,920
‫گری داره دنبال بقیه‌ش می‌گرده.

8
00:00:12,960 --> 00:00:15,320
‫کی این بلا رو سر صورتت آورده؟
‫میک، همون یارو هیکل‌گنده.

9
00:00:15,360 --> 00:00:17,400
‫باشه، شما دوتا عوضی.

10
00:00:17,440 --> 00:00:19,960
‫می‌خوام کمکتون کنم
‫ولی باید شما هم کمکم کنید.

11
00:00:20,000 --> 00:00:21,680
‫باهاش حرف بزن.
‫بهش نزدیک شو.

12
00:00:21,720 --> 00:00:23,600
‫حتی بهم نگفت بچه داره.

13
00:00:23,640 --> 00:00:25,920
‫اون بچه مرده کارآگاه.
‫پسرش به قتل رسیده.

14
00:00:25,960 --> 00:00:27,360
‫میریام، زیک کجاست؟

15
00:00:27,400 --> 00:00:30,200
‫پیوند سلول بنیادی بهترین شانسشه برای زنده موندن.

16
00:00:30,240 --> 00:00:31,840
‫از طرف زیکه.
‫آمریکا؟

17
00:00:31,880 --> 00:00:33,296
‫آره، بعد از اینکه توبه‌ش رو انجام داد رفت اونجا.

18
00:00:33,320 --> 00:00:35,160
‫نه نه نه.الان نه.قایمش کن
‫چرا؟

19
00:00:35,200 --> 00:00:37,000
‫چون دیوید فکر می‌کنه من نابودش کردم.

20
00:00:37,040 --> 00:00:38,736
‫دیوید زیک رو فرستاد توی صحرا تا توبه کنه.

21
00:00:38,760 --> 00:00:39,880
‫دیگه هیچ‌وقت برنگشت.

22
00:00:39,920 --> 00:00:42,680
‫زیک وجود نداره.
‫به یه قبرکن نیاز داریم.

23
00:00:42,720 --> 00:00:44,600
‫تو چیکار کردی؟

24
00:00:45,000 --> 00:00:56,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

25
00:01:37,000 --> 00:01:44,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

26
00:01:44,000 --> 00:01:57,200
‫"گنج و خاک"

27
00:01:58,680 --> 00:02:01,480
‫دوباره ازت می‌پرسم.

28
00:02:01,520 --> 00:02:04,040
‫چند تا بچه بیولوژیکی داری؟

29
00:02:05,680 --> 00:02:07,480
‫فقط سؤالایی می‌پرسی که جوابشون رو میدونی.

30
00:02:17,360 --> 00:02:20,040
‫آخرین بار کی پسرت رو دیدی؟

31
00:02:20,080 --> 00:02:21,120
‫ده سال پیش.

32
00:02:23,040 --> 00:02:24,200
‫وقتی رفت توی صحرا.

33
00:02:25,360 --> 00:02:27,000
‫برای انجام چی؟توبه.

34
00:02:28,760 --> 00:02:29,800
‫توبه.

35
00:02:34,560 --> 00:02:35,600
‫توبه.

36
00:02:37,520 --> 00:02:40,680
‫السی توبه کرد؟

37
00:02:43,440 --> 00:02:47,240
‫یا جوناس قبل از اینکه بتونی اون توبه رو اجرا کنی، بردش؟

38
00:02:49,720 --> 00:02:53,160
‫یه لحظه قضاوتش اشتباه شد
‫این‌طور نبود؟

39
00:02:53,200 --> 00:02:56,680
‫به نظر میاد نیاز به مجازات داشت.
‫با یه توبه مجازاتش کردی؟

40
00:02:56,720 --> 00:02:57,760
‫هیچ‌وقت مجبور نشدم.

41
00:02:59,160 --> 00:03:00,656
‫خب، می‌دونی، خدا خودش رسیدگی کرد.

42
00:03:00,680 --> 00:03:01,880
‫خدا خودش رسیدگی کرد.

43
00:03:03,160 --> 00:03:06,080
‫این خدا خیلی چیزا رو درست می‌کنه.

44
00:03:06,120 --> 00:03:07,280
‫چطوری رسیدگی کرد؟

45
00:03:09,800 --> 00:03:13,680
‫خب، جوناس باعث یه تصادف شد

46
00:03:13,720 --> 00:03:18,120
‫که دو نفر رو کشت
‫چند سال زندان رفت.

47
00:03:19,320 --> 00:03:20,600
‫دخترش تبعید شد.

48
00:03:22,080 --> 00:03:23,320
‫حالا نوه‌ش مریضه.

49
00:03:25,360 --> 00:03:28,960
‫و ما اینجاییم و داریم حرف می‌زنیم
‫چون سرش رو بریدن.

50
00:03:31,360 --> 00:03:34,240
‫فکر می‌کنی خدا با مریض کردن بس داره
‫جوناس رو مجازات می‌کنه؟

51
00:03:37,840 --> 00:03:41,000
‫گناه پدرها.
‫همین چیزا دیگه.

52
00:03:42,920 --> 00:03:44,560
‫گناه پدرها؟

53
00:03:50,960 --> 00:03:54,000
‫تو هیچ‌وقت گم شدن زیک رو گزارش نکردی؟نه

54
00:03:54,040 --> 00:03:56,040
‫چرا؟چون گم نشده بود.

55
00:03:57,360 --> 00:03:59,160
‫گم نشده بود؟نه.

56
00:04:00,680 --> 00:04:02,600
‫پس کجا بود؟

57
00:04:02,640 --> 00:04:05,960
‫خب، یه نامه ازش گرفتم
‫از یه کمون توی آریزونا.

58
00:04:08,600 --> 00:04:09,640
‫که توش نوشته بود سالمه.

59
00:04:11,080 --> 00:04:12,120
‫گفته بود حالش خوبه.

60
00:04:13,920 --> 00:04:18,120
‫اون برات نامه نوشت که بگه سالمه و حالش خوبه

61
00:04:18,160 --> 00:04:20,960
‫و از یه کمون توی آریزونا فرستادش

62
00:04:23,680 --> 00:04:27,360
‫که بعدش بتونه برگرده و خودش رو زیر درختت دفن کنه؟

63
00:04:30,800 --> 00:04:33,080
‫این باعث میشه احساس برتری کنی؟
‫این چیه؟

64
00:04:33,120 --> 00:04:34,880
‫طعنه زدن.

65
00:04:36,480 --> 00:04:38,680
‫وقتی همین الان دیدم داری بقایای پسرم رو از خاک درمیاری؟

66
00:04:39,880 --> 00:04:41,880
‫هنوز اون نامه زیک رو داری دیوید؟

67
00:04:41,920 --> 00:04:42,920
‫نه.

68
00:04:44,000 --> 00:04:46,240
‫چرا نه؟
‫چرا باید نگهش می‌داشتم؟

69
00:04:46,280 --> 00:04:48,320
‫تو اون نامه رو نوشتی؟

70
00:04:52,520 --> 00:04:54,560
‫چرا باید برای خودم نامه بنویسم؟

71
00:04:54,600 --> 00:04:57,160
‫فقط سؤالایی می‌پرسی که جوابشون رو میدونی دیوید؟

72
00:04:57,200 --> 00:04:58,280
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

73
00:05:00,440 --> 00:05:01,640
‫چرا اون نامه رو نوشتی؟

74
00:05:05,800 --> 00:05:09,800
‫اون نامه رو نوشتی
‫چون پسرت رو کشتی.

75
00:05:11,720 --> 00:05:15,560
‫اون توبه‌ای که مجبورش کردی انجام بده، آخرش پسرت رو کشت.

76
00:05:15,600 --> 00:05:16,640
‫و اون نامه رو نوشتی.

77
00:05:19,280 --> 00:05:24,960
‫اتفاقی که برای پسرم افتاد انتخاب خودش بود.

78
00:05:26,320 --> 00:05:27,920
‫خودش باعثش شد.

79
00:05:29,360 --> 00:05:32,280
‫اتفاقی که براش افتاد خواست خدا بود.

80
00:05:32,320 --> 00:05:36,240
‫همون‌طور که اتفاقاتی که برای همه ما می‌افته خواست خداست.

81
00:05:40,880 --> 00:05:41,920
‫اونم خواست خدا بود؟

82
00:05:47,560 --> 00:05:49,120
‫این خواست خداست؟
‫داری چیکار می‌کنی؟

83
00:05:50,360 --> 00:05:51,960
‫این خواست خداست؟
‫داری چیکار می‌کنی؟

84
00:05:52,000 --> 00:05:54,480
‫هست؟
‫بس کن! بس کن!

85
00:05:54,520 --> 00:05:55,976
‫این خواست خداست؟
‫ببرینش از من دورش کنین!

86
00:05:56,000 --> 00:05:57,920
‫ببرینش از من دورش کنین! می‌خوام برم!

87
00:05:57,960 --> 00:05:59,680
‫می‌خوام برم! می‌خوام برم!

88
00:06:01,000 --> 00:06:02,800
‫ازم فاصله بگیر، گری!

89
00:06:02,840 --> 00:06:05,320
‫نزدیکم نشو!این خواست خداست؟

90
00:06:11,440 --> 00:06:13,016
‫چه کاری کردی؟
‫ببرینش الان بازداشتگاه.

91
00:06:13,040 --> 00:06:16,040
‫چرا از خواست خدا متنفری؟
‫چرا از خواست خدا متنفری؟

92
00:06:16,080 --> 00:06:17,120
‫بیا، بوگالاگز.

93
00:06:17,160 --> 00:06:20,000
‫چه کاری کردی؟
‫چی کار کردی کارآگاه؟

94
00:06:20,040 --> 00:06:22,560
‫چه کاری کردی که نمی‌تونی باهاش زندگی کنی؟

95
00:06:22,600 --> 00:06:24,080
‫چی کار کردی؟بگو دیگه.

96
00:06:24,120 --> 00:06:28,920
‫چی کار کردی؟ چی کار کردی؟
‫چی کار کردی؟ چی کار کردی؟

97
00:06:43,840 --> 00:06:44,880
‫هی.

98
00:06:52,960 --> 00:06:55,880
‫ببرینش از پیش اون!
‫ببرینش از پیش اون!

99
00:06:55,920 --> 00:06:58,200
‫بلند شو، بلند شو!وایسا!

100
00:06:58,240 --> 00:06:59,280
‫با من بیا.

101
00:07:00,320 --> 00:07:02,080
‫از این طرف میریام، از این طرف.
‫من گرفتمش.

102
00:07:02,120 --> 00:07:03,760
‫اشکالی نداره.

103
00:07:07,000 --> 00:07:09,840
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫فقط داشتم براش آب می‌آوردم.

104
00:07:09,880 --> 00:07:12,440
‫یه کار داشتی.فقط یه کار
‫من...

105
00:07:12,480 --> 00:07:14,080
‫ببرش اون تو گری

106
00:07:14,120 --> 00:07:15,176
‫اینم نوشیدنیت گری، گری

107
00:07:15,200 --> 00:07:16,200
‫گری. باشه.

108
00:07:16,240 --> 00:07:17,240
‫بیا.

109
00:07:34,040 --> 00:07:35,960
‫ماشینمو دوست داری؟

110
00:07:36,000 --> 00:07:41,960
‫تا حالا سوار همچین ماشینی شدی؟
‫تا حالا ماشینی به این خوشگلی دیدی؟

111
00:07:42,000 --> 00:07:44,840
‫توی تلویزیون. توی تلویزیون.

112
00:07:46,120 --> 00:07:48,760
‫اطلاعات.ممنون.

113
00:07:48,800 --> 00:07:51,160
‫اونجا می‌ذارن تلویزیون ببینی؟

114
00:07:51,200 --> 00:07:54,240
‫اونجا تو آدلاید.

115
00:07:57,000 --> 00:08:00,960
‫میدونی، وقتی هم‌سن تو بودم
‫فکر می‌کردم اگه یه ماشین داشته باشم

116
00:08:01,000 --> 00:08:05,680
‫با چرم ایتالیایی مثل این
‫یعنی رسماً موفق شدم.

117
00:08:05,720 --> 00:08:06,760
‫موفق تو چی؟

118
00:08:09,640 --> 00:08:13,240
‫سؤال خوبیه رفیق

119
00:08:18,920 --> 00:08:23,360
‫پس چرا مامانت رفت با این غارنشینا زندگی کنه؟

120
00:08:23,400 --> 00:08:26,840
‫مجبور شد برگرده چون یکی سر باباشو انداخت جلو پاش.

121
00:08:26,880 --> 00:08:28,840
‫ارزون‌تر از موندن توی هتله.

122
00:08:28,880 --> 00:08:30,960
‫تازه، خودش هم اونجا بزرگ شده.

123
00:08:33,320 --> 00:08:35,640
‫و بذار حدس بزنم؟
‫تو نمی‌خوای اونجا بزرگ شی.

124
00:08:37,600 --> 00:08:39,200
‫احتمالاً اصلاً بزرگ نمیشم.

125
00:08:50,880 --> 00:08:51,920
‫گرسنه‌ای؟

126
00:08:53,280 --> 00:08:54,320
‫مرسی.

127
00:09:01,360 --> 00:09:03,360
‫یه کم سیب‌زمینی. ممنون بیل.

128
00:09:03,400 --> 00:09:04,400
‫ممنون.

129
00:09:08,200 --> 00:09:12,960
‫این کوچولوی همراهت کیه؟
‫این یکی از کمپ کتاب مقدس فرار کرده.

130
00:09:13,000 --> 00:09:14,280
‫من «این» نیستم.

131
00:09:14,320 --> 00:09:17,440
‫حق داری، خوبی؟

132
00:09:19,080 --> 00:09:21,520
‫گرسنه بود.دارم می‌برمش خونه.

133
00:09:26,000 --> 00:09:27,000
‫خب...

134
00:09:30,440 --> 00:09:31,880
‫بالاخره می‌تونم اسمتو بدونم؟

135
00:09:34,440 --> 00:09:35,520
‫بِس.

136
00:09:37,080 --> 00:09:41,760
‫بِس. اسمشو دوست دارم.
‫اسم خوبیه. من رابی‌ام.

137
00:09:41,800 --> 00:09:42,840
‫سلام.

138
00:09:47,200 --> 00:09:50,200
‫تو چند سالته، مثلاً چهار سال؟نه، نه سالمه

139
00:09:50,240 --> 00:09:52,160
‫جدی؟

140
00:09:55,000 --> 00:09:56,400
‫کلاه‌گیست یه کم...

141
00:10:01,280 --> 00:10:02,320
‫تعجب کردی؟

142
00:10:03,640 --> 00:10:04,680
‫نه، زیاد.

143
00:10:07,000 --> 00:10:09,600
‫سرت برای این خوبه. ممنون.

144
00:10:14,280 --> 00:10:18,160
‫خب، تو چی داری؟

145
00:10:19,520 --> 00:10:20,560
‫سرطان خون؟

146
00:10:23,520 --> 00:10:26,520
‫لوسمی لنفوبلاستیک حاد یا میلوئیدی؟
‫لنفوبلاستیک.

147
00:10:30,600 --> 00:10:31,800
‫چند دوره شیمی‌درمانی داشتی؟

148
00:10:32,840 --> 00:10:36,920
‫دو تا. دکترا میگن دوباره آل برگشته.

149
00:10:36,960 --> 00:10:39,440
‫ولی می‌خوان پیوند سلول بنیادی انجام بدن.

150
00:10:39,520 --> 00:10:41,600
‫کلاسیک . آره.

151
00:10:43,360 --> 00:10:44,400
‫اهداکننده داری؟

152
00:10:45,760 --> 00:10:47,880
‫نه . مامانم نمی‌تونه.

153
00:10:47,920 --> 00:10:50,400
‫اصلاً دلیل اینکه اینجاییم همینه.
‫مثل بابام.

154
00:10:52,680 --> 00:10:55,880
‫این سیب‌زمینی‌ها واقعاً خوشمزه‌ان.
‫مگه نه؟

155
00:10:55,920 --> 00:10:57,600
‫می‌تونم یکی بردارم؟

156
00:10:57,640 --> 00:10:59,120
‫بیلی تو کار خودش بهترینه.

157
00:10:59,160 --> 00:11:03,840
‫هی . باشه، باید زود برگردونیمت اونجا.

158
00:11:03,880 --> 00:11:05,000
‫فقط... همین‌جا بمون.

159
00:11:07,560 --> 00:11:10,160
‫هی بیل . میشه یه کم سیب‌زمینی برای راه بهم بدی؟

160
00:11:10,200 --> 00:11:11,720
‫چون اون نمی‌ذاره از اینا بخورم.

161
00:11:11,760 --> 00:11:13,496
‫هی بلوندی

162
00:11:13,520 --> 00:11:14,640
‫یه برگر.

163
00:11:15,720 --> 00:11:17,520
‫صبر کن، دوتا حسابش کن.

164
00:11:20,640 --> 00:11:23,040
‫کجاست؟
‫نمیدونم.

165
00:11:25,600 --> 00:11:26,680
‫نامه‌ی پسرت.

166
00:11:29,960 --> 00:11:31,160
‫آخرین بار کی ازش خبر داشتی؟

167
00:11:33,520 --> 00:11:34,600
‫نمی‌دونی کجاست؟

168
00:11:36,840 --> 00:11:38,600
‫ما به وسایل و مال‌ومنال دنیوی وابسته نیستیم.

169
00:11:42,160 --> 00:11:43,240
‫وقتی از دیوید پرسیدی با پسرت

170
00:11:45,640 --> 00:11:51,240
‫ چیکار کرده، منظورت چی بود؟

171
00:11:53,160 --> 00:11:54,200
‫نمیدونم.

172
00:11:55,800 --> 00:11:58,520
‫مرگش خواست خدا بود.

173
00:11:58,560 --> 00:11:59,920
‫ولی خدا که دفنش نکرد.

174
00:12:02,560 --> 00:12:03,600
‫می‌تونی بری.

175
00:12:13,120 --> 00:12:14,160
‫دروغ میگه.

176
00:12:15,360 --> 00:12:17,760
‫اون نامه رو لازم داریم.

177
00:12:17,800 --> 00:12:20,920
‫ثابت کن جعلیه.
‫دیوید رو به خاطر زیک بنداز زندان.

178
00:12:23,440 --> 00:12:25,680
‫و جوناس. آره.

179
00:12:27,000 --> 00:12:28,000
‫اگه می‌دونست چی؟

180
00:12:29,080 --> 00:12:32,520
‫اگه راز کوچیک دیوید رو می‌دونست و دیوید هم می‌فهمید که اون میدونه چی؟

181
00:12:34,720 --> 00:12:36,280
‫جوناس عملاً یه مرد مرده بود.

182
00:12:59,000 --> 00:13:00,040
‫دست نگه ندار.

183
00:13:05,280 --> 00:13:06,320
‫ادامه بده.

184
00:13:11,280 --> 00:13:13,080
‫اگه می‌تونی جلوی خدا این کارو بکنی...

185
00:13:15,600 --> 00:13:16,880
‫اگه هیچ خجالتی سرت نمیشه

186
00:13:19,000 --> 00:13:20,160
‫جلوی منم می‌تونی انجامش بدی.

187
00:13:33,880 --> 00:13:35,080
‫چیزی رو شکوندی؟

188
00:13:42,800 --> 00:13:44,000
‫ازش دور شو.

189
00:13:46,640 --> 00:13:47,920
‫می‌بینی داری با من چیکار می‌کنی؟

190
00:13:53,960 --> 00:13:55,400
‫از گوشت و خون خودمی.

191
00:13:57,520 --> 00:13:59,120
‫از گوشت و خون خودمی.

192
00:14:11,280 --> 00:14:12,320
‫السی!

193
00:14:17,960 --> 00:14:19,000
‫چیکار کردی؟

194
00:14:21,160 --> 00:14:22,280
‫ببخشید بابا.

195
00:14:24,120 --> 00:14:25,960
‫چیکار کردی؟
‫متأسفم.

196
00:14:29,960 --> 00:14:31,200
‫هر چیزی که روی زمین از بین بره

197
00:14:34,400 --> 00:14:36,360
‫توی بهشت اون هم شکسته میشه.

198
00:14:41,760 --> 00:14:43,160
‫حسابی به دردسر افتادی، لعنتی.

199
00:15:14,240 --> 00:15:15,280
‫بِس!

200
00:15:16,640 --> 00:15:18,640
‫مامان
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

201
00:15:20,280 --> 00:15:22,000
‫باشه، عصبانی نشو.

202
00:15:23,760 --> 00:15:25,920
‫من دوتا برگر خوردم.

203
00:15:25,960 --> 00:15:28,040
‫چطوری دوتا برگر گرفتی؟
‫رابی.

204
00:15:28,080 --> 00:15:29,920
‫رابی کیه؟

205
00:15:31,000 --> 00:15:35,000
‫فکر کنم از اون طرف رفت

206
00:15:41,000 --> 00:15:43,880
‫راستی، همه کجان؟

207
00:15:43,920 --> 00:15:48,720
‫خب، برای دیوید مراسم یادبود گرفتن.
‫مراسم یادبود چیه؟

208
00:15:49,960 --> 00:15:52,760
‫باید یه نمونه از دست‌خطش پیدا کنیم.

209
00:15:52,800 --> 00:15:54,760
‫سوابق نیروهای مرزبانی.

210
00:15:54,800 --> 00:15:59,200
‫باید اون نامه رو پیدا کنیم.
‫باشه ، می‌تونم برامون حکم تفتیش بگیرم.

211
00:15:59,240 --> 00:16:01,520
‫یه قاضی توی پورت آگوستا هست که یه لطف به من بدهکاره.

212
00:16:03,240 --> 00:16:04,240
‫چیزی برای شهردار داری؟

213
00:16:05,320 --> 00:16:07,160
‫استنلی.
‫ایرلندی‌ها.

214
00:16:07,200 --> 00:16:09,520
‫نمی‌تونیم کل شهر رو زیر و رو کنیم.
‫امکاناتش رو نداریم.

215
00:16:10,560 --> 00:16:12,280
‫پس با همین چیزایی که داریم پیش میریم.

216
00:16:14,520 --> 00:16:16,280
‫باشه.

217
00:16:20,320 --> 00:16:21,520
‫خیلی داغون به نظر میای.

218
00:16:27,960 --> 00:16:30,640
‫بریم. می‌رسونمت خونه
‫نه، باید...

219
00:16:32,560 --> 00:16:33,560
‫پیاده برم.

220
00:17:28,000 --> 00:17:29,000
‫بابا.

221
00:17:33,440 --> 00:17:37,640
‫بوکانن، یه پرنده‌ی کوچیک بهم خبر داده که لوچیچ امروز از کوره دررفته.

222
00:17:37,680 --> 00:17:40,600
‫کنترلش دست خودم بود، جدی؟

223
00:17:40,640 --> 00:17:43,960
‫می‌دونی، پرونده‌ی هوروات رو خوندم.

224
00:17:44,000 --> 00:17:46,920
‫اون هیچ‌وقت به قتل پسر ایوان اعتراف نکرد.

225
00:17:46,960 --> 00:17:50,400
‫زود آزاد شد.
‫هیچ ارتباطی بینشون نیست.

226
00:17:50,440 --> 00:17:54,520
‫ماشین لوچیچ همون روزی که گوران هوروات توی اون پارکینگ

227
00:17:54,560 --> 00:17:59,040
‫ به ضرب گلوله کشته شد، نزدیک باشگاه فوتبال کرواسی با سرعت غیرمجاز ثبت شده.

228
00:17:59,080 --> 00:18:02,400
‫طبق گزارش، احتمالاً یه تیراندازی بین باندهای خلافکار بوده.

229
00:18:02,440 --> 00:18:04,720
‫بازرس ارشد پلیس، پاکنهام، پرونده رو تأیید و مختومه کرده بود.

230
00:18:04,760 --> 00:18:07,520
‫پرونده‌ی اون بود.
‫حالا دیگه پرونده‌ی منه.

231
00:18:07,560 --> 00:18:11,280
‫پس وقتمو تلف نکن وگرنه برت می‌گردونم به گشت.

232
00:18:13,160 --> 00:18:16,560
‫داری وارد یه محدوده‌ی خیلی خطرناک میشی، کارآگاه.

233
00:18:40,920 --> 00:18:42,360
‫پلیس سراغ اون نامه رو گرفته.

234
00:18:45,600 --> 00:18:47,720
‫چی بهشون گفتی؟
‫هیچی.

235
00:18:49,240 --> 00:18:51,000
‫خب، دلیل اینکه همه‌مون اینجاییم دیویده.

236
00:19:01,120 --> 00:19:05,720
‫می‌دونی...
‫دیدم چطوری نگاهت می‌کرد...

237
00:19:08,240 --> 00:19:09,280
‫وقتی با زیک بودی

238
00:19:16,120 --> 00:19:18,600
‫واقعاً فکر می‌کنی بعد از کاری که با بچه‌ی خودش کرد

239
00:19:18,640 --> 00:19:22,760
‫ می‌خواد به بس کمک کنه؟

240
00:19:26,840 --> 00:19:28,800
‫چی باعث میشه بچه‌ی تو براش این‌قدر خاص باشه؟

241
00:19:31,600 --> 00:19:36,880
‫مامان، چرا هنوز برنگشتن؟

242
00:19:36,920 --> 00:19:41,000
‫دارن به دیوید کمک می‌کنن؟
‫تو چی کمکش می‌کنن؟

243
00:19:41,040 --> 00:19:42,720
‫تو تحقیقات پلیس.

244
00:19:42,760 --> 00:19:44,800
‫می‌دونه کی سرشو از تنش جدا کرده؟

245
00:19:47,800 --> 00:19:49,920
‫بیا، بریم بخوابونمت؟

246
00:19:58,000 --> 00:20:02,920
‫ما هم نباید به دیوید کمک کنیم؟
‫اون‌وقت شاید بهمون کمک کنه بابامو پیدا کنیم.

247
00:20:10,680 --> 00:20:12,000
‫بابات حسابی سرش شلوغه.

248
00:20:13,240 --> 00:20:15,000
‫دیگه واقعاً نمی‌تونه تو این قضیه کمکی بهمون بکنه.

249
00:20:16,120 --> 00:20:20,840
‫اشکالی نداره. راستش عجیب می‌شد خون یه غریبه تو بدنم باشه

250
00:20:24,640 --> 00:20:27,360
‫برگرد اونور
‫تو برگرد اونور

251
00:20:40,000 --> 00:20:47,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

252
00:21:29,960 --> 00:21:32,320
‫ساکت باش کارتر.
‫فقط جاروبرقیه.

253
00:21:36,680 --> 00:21:37,720
‫این دیگه چه کوفتیه؟

254
00:21:56,680 --> 00:21:59,280
‫دستکش‌های رانندگیمو ندیدی، پتیکوت؟

255
00:22:10,760 --> 00:22:14,840
‫دو تا الیگارش تو یه روز روی باند فرودگاه من.

256
00:22:14,880 --> 00:22:16,720
‫آدم فکر می‌کنه برگشته خونه.

257
00:22:18,560 --> 00:22:20,400
‫کالین.رابرت.

258
00:22:20,440 --> 00:22:24,080
‫خانم رئیس هیئت‌مدیره.
‫یوری، راننده‌م کجاست؟

259
00:22:24,120 --> 00:22:28,280
‫آقای کلاکتون زنگ زد گفت لاستیکش پنچر شده

260
00:22:28,320 --> 00:22:29,800
‫ولی تو راهه.

261
00:22:29,840 --> 00:22:31,696
‫تا منتظریم بشینیم، کالین؟

262
00:22:31,720 --> 00:22:33,640
‫بفرمایید، راحت باشید.

263
00:22:33,680 --> 00:22:35,000
‫یه چیزی برای پذیرایی بیار.
‫یوری

264
00:22:41,440 --> 00:22:42,800
‫روز نولا مبارک، کال.

265
00:22:44,200 --> 00:22:47,120
‫شنیدم امروز تو این مراسم برگر مجانی میدی.

266
00:22:47,160 --> 00:22:49,680
‫و نوشیدنی فرانسوی هم هست، آره.
‫به سلامتی.

267
00:22:51,640 --> 00:22:55,400
‫من فکر می‌کردم این بچه‌های تکنولوژی
‫فقط آب خام و نوتروپیک می‌خورن

268
00:22:55,440 --> 00:22:58,000
‫اون مال پارسال بود.
‫الان دیگه افتادیم تو کار معدن.

269
00:22:59,280 --> 00:23:02,200
‫صد میلیون دلار برای یه معدن عناصر کمیاب که
‫هنوز معلوم نیست اصلاً جواب بده.

270
00:23:03,280 --> 00:23:05,720
‫تازه سه برابر اینم خرج می‌بره تا راه بیفته.

271
00:23:06,760 --> 00:23:08,280
‫دو سال دیگه ورشکست میشی.

272
00:23:08,320 --> 00:23:10,080
‫باباتم همینو درباره‌ی کامپیوترها می‌گفت.

273
00:23:10,120 --> 00:23:11,360
‫دیدی آخرش چی شد.

274
00:23:11,400 --> 00:23:14,880
‫بابام خودش تو کار معدن بود.
‫زمین‌شناس بود، درست مثل خودم.

275
00:23:14,920 --> 00:23:17,640
‫چهار نسل سنت خانوادگی دلینی.

276
00:23:17,680 --> 00:23:20,040
‫همدستی.مواظب حرفات باش.

277
00:23:20,080 --> 00:23:22,640
‫معدن این کشور رو ساخت.

278
00:23:22,680 --> 00:23:24,720
‫و تو این راه چند تا جنازه هم زیر خاک کرد.

279
00:23:26,200 --> 00:23:27,440
‫یه حادثه‌ی غم‌انگیز بود.

280
00:23:27,520 --> 00:23:28,856
‫و اگه به خاطر این اومدی که فکر می‌کنی...

281
00:23:28,880 --> 00:23:31,880
‫من برای عناصر کمیاب اومدم و برای حمایت از کسب‌وکارهای محلی، کال

282
00:23:31,920 --> 00:23:37,680
‫کدوم کسب‌وکار؟
‫مترهورن یا اون کار فرعیش.

283
00:23:37,720 --> 00:23:40,880
‫هر دوتاشون یه کم به رونق اقتصاد محلی کمک می‌کنن.

284
00:23:40,920 --> 00:23:43,000
‫خودت که باید بدونی.
‫بیا دیگه.

285
00:23:43,040 --> 00:23:47,360
‫آخرین بار کی یه ذره لذت بردی، کالین؟

286
00:23:51,120 --> 00:23:53,840
‫وقتی شرکتت سهامش سقوط کنه بهت میگم.

287
00:23:55,560 --> 00:23:58,920
‫آبجوی مجانی از برگر مجانی بهتره، باب
‫همیشه همین‌طور بوده.

288
00:24:00,000 --> 00:24:02,800
‫ماشینم رسید.
‫خب، خوش گذشت کال.

289
00:24:02,840 --> 00:24:04,880
‫خیلی سرحال و خوب به نظر میای، خوشگله

290
00:24:04,920 --> 00:24:05,960
‫گمشو.

291
00:24:12,840 --> 00:24:15,200
‫صید امروز، وانت مقتول.

292
00:24:15,240 --> 00:24:17,920
‫که خودم تازه پیداش کردم.

293
00:24:27,760 --> 00:24:30,360
‫پیدا کردنش یه کم طول کشید، دِد مَنز وِل

294
00:24:30,400 --> 00:24:32,200
‫همین که دیدمش فهمیدم مال مک‌گیه

295
00:24:32,240 --> 00:24:34,280
‫چون اون چیز مربوط به عیسی مسیح روی شیشه جلوش بود.

296
00:24:34,320 --> 00:24:35,480
‫خب، چه خوب.

297
00:24:35,520 --> 00:24:37,096
‫اگه اون نبود، فقط مدل ماشین

298
00:24:37,120 --> 00:24:39,000
‫و پلاک دیگه‌شو داشتی که ازش سرنخ بگیری.

299
00:24:40,120 --> 00:24:41,840
‫پیدا کردن خوبی بود، گری.
‫ممنون.

300
00:24:41,880 --> 00:24:43,280
‫ببخشید.

301
00:24:43,320 --> 00:24:45,080
‫زیادی امیدوارم که دستکش پوشیده باشی، گری؟

302
00:24:45,120 --> 00:24:46,160
‫معلومه که پوشیدم.

303
00:24:47,440 --> 00:24:48,440
‫چیزی پیدا کردی؟

304
00:24:49,960 --> 00:24:53,240
‫داشبورد و جیب‌های صندلی‌ها رو گشتی؟

305
00:24:53,280 --> 00:24:54,720
‫رسید یا یادداشت دست‌نویسی چیزی نبود؟

306
00:24:54,760 --> 00:24:56,040
‫کلیدی چیزی هم بود؟

307
00:24:56,080 --> 00:24:59,880
‫نه، ولی راستش یه اعتراف‌نامه با امضای قاتل پیدا کردم.

308
00:24:59,920 --> 00:25:02,360
‫ولی منِ پیر و خنگ، صاف انداختمش توی سطل آشغال.

309
00:25:02,400 --> 00:25:03,576
‫می‌خوای برم پیداش کنم برات؟

310
00:25:03,600 --> 00:25:05,000
‫عالی میشه، گری.
‫آره، خیلی عالی.

311
00:25:11,120 --> 00:25:13,456
‫حکم تفتیش ردیف سوم صادر شد
‫باید بریم.

312
00:25:13,480 --> 00:25:17,520
‫نمونه خاک.
‫برای کارول.

313
00:25:21,960 --> 00:25:24,640
‫وانت رو توی محوطه قفل نگه دار.
‫کارول رو می‌فرستم.

314
00:25:24,680 --> 00:25:28,400
‫وقتی کارش با گوشی‌های زیک تموم شد.
‫وقتی کارش با گوشی‌های زیک تموم شد.

315
00:25:28,440 --> 00:25:29,840
‫اومدم کمکتون کنم، کارآگاه.

316
00:25:29,880 --> 00:25:33,160
‫یه لحظه
‫مگه قرار نیست بری روز نولا؟

317
00:25:35,360 --> 00:25:36,600
‫آبجوی مجانی.

318
00:25:41,440 --> 00:25:43,240
‫دیوید از کجا درباره‌ی پسرت میدونه؟

319
00:25:45,960 --> 00:25:47,520
‫چون روزنامه می‌خونه

320
00:25:48,920 --> 00:25:50,600
‫یا شاید واقعاً یه غیب‌گو باشه.

321
00:25:57,000 --> 00:25:58,120
‫من درباره‌ی هوروات می‌دونم.

322
00:26:01,280 --> 00:26:02,320
‫باشه.

323
00:26:04,640 --> 00:26:06,000
‫همه‌ی نیروهای پلیس هم می‌دونن.

324
00:26:07,560 --> 00:26:08,600
‫من نمی‌دونستم.

325
00:26:22,120 --> 00:26:24,000
‫همدیگه رو می‌شناختین؟

326
00:26:24,040 --> 00:26:25,080
‫نه.

327
00:26:26,320 --> 00:26:28,880
‫هیچ‌وقت همدیگه رو ندیده بودین؟

328
00:26:31,440 --> 00:26:35,160
‫خیلی خیلی بهش فکر کردم

329
00:26:35,200 --> 00:26:38,640
‫ولی آخرش هیچ چیزی رو عوض نمی‌کنه.

330
00:26:38,680 --> 00:26:39,720
‫اون رو برنمی‌گردونه.

331
00:26:40,880 --> 00:26:41,960
‫پسرم هنوز از دست رفته.

332
00:26:46,680 --> 00:26:48,040
‫درباره‌ی تمساح‌ها چی میدونی؟

333
00:26:51,040 --> 00:26:52,040
‫چی؟

334
00:26:52,080 --> 00:26:54,600
‫تمساح جایی می‌شینه که دیده نشه

335
00:26:55,640 --> 00:26:58,520
‫و دنبال الگو می‌گرده.

336
00:26:58,560 --> 00:27:03,520
‫و وقتی یه الگو پیدا می‌کنه
‫حمله نمی‌کنه.

337
00:27:03,560 --> 00:27:04,760
‫جاش رو مشخص می‌کنه.

338
00:27:06,720 --> 00:27:10,160
‫گاهی چند روز همون‌جا می‌مونه و زیر نظر می‌گیره.

339
00:27:13,280 --> 00:27:14,840
‫بعد وقتی همه خیالشون راحته

340
00:27:16,040 --> 00:27:18,320
‫حمله می‌کنه.

341
00:27:24,120 --> 00:27:25,160
‫فوتبال.

342
00:27:28,000 --> 00:27:29,000
‫اون الگوی رفتارش بود.

343
00:27:31,520 --> 00:27:32,560
‫فوتبال.

344
00:27:44,080 --> 00:27:46,160
‫پس اینا قطعاً استخون‌های زیکه

345
00:27:47,800 --> 00:27:51,760
‫شکستگی ترقوه‌ش با سوابق بیمارستان محلی

346
00:27:51,800 --> 00:27:54,120
‫از وقتی هفت سالش بوده مطابقت داره.

347
00:27:54,160 --> 00:27:55,200
‫متأسفم.

348
00:27:57,000 --> 00:28:00,720
‫حالا پزشکی قانونی میگه هیچ نشونه‌ای از جنایت وجود نداره.

349
00:28:00,760 --> 00:28:06,000
‫چیزی که نگرانمون کرده
‫و دیوید هم اینو بهمون گفته

350
00:28:08,680 --> 00:28:13,160
‫اینه که زیک رو فرستادن اونجا
‫در حالی که می‌دونستن قراره بمیره.

351
00:28:13,200 --> 00:28:15,600
‫و چیزی که نگرانمون می‌کنه اینه که
‫اگه تونسته با پسر خودش این کارو بکنه

352
00:28:15,640 --> 00:28:18,000
‫با پدرت چه کارایی ممکنه بکنه؟

353
00:28:19,640 --> 00:28:22,720
‫حکم داریم.
‫بذار بیایم داخل، السی.

354
00:28:29,760 --> 00:28:32,320
‫اینجا جاییه که دیوید می‌خوابه؟آره.

355
00:28:38,880 --> 00:28:40,960
‫هیچی برای خودش نگه نمیداره، باشه؟

356
00:28:42,520 --> 00:28:44,400
‫فقط انجیل و اون قیچی‌هاست.

357
00:28:45,720 --> 00:28:50,840
‫شنیدیم زیک از آمریکا یه نامه فرستاده

358
00:28:50,880 --> 00:28:53,840
‫که به همه‌ی اینجا گفته حالش خوبه و در امانه.

359
00:28:53,880 --> 00:28:55,480
‫میدونی اون نامه کجاست، السی؟

360
00:28:56,520 --> 00:28:58,496
‫اگه زیک مرده، چطوری می‌تونسته نامه بفرسته؟

361
00:28:58,520 --> 00:28:59,560
‫دقیقاً.

362
00:29:00,760 --> 00:29:02,440
‫نامه کجاست، السی؟

363
00:29:02,520 --> 00:29:04,920
‫نمیدونم درباره‌ی چی حرف میزنین.

364
00:29:04,960 --> 00:29:06,000
‫مامان!

365
00:29:07,440 --> 00:29:08,480
‫مامان!سلام.

366
00:29:08,520 --> 00:29:10,320
‫می‌تونیم بریم؟الان.

367
00:29:11,400 --> 00:29:14,720
‫کجا میرید؟
‫روز نولا. برگر مجانی.

368
00:29:18,000 --> 00:29:19,400
‫قول داده بودم.

369
00:29:20,680 --> 00:29:25,640
‫کل شهر هم اونجاست.
‫پس... هورا.

370
00:29:25,680 --> 00:29:26,720
‫می‌خوای برسونمتون؟

371
00:29:29,000 --> 00:29:30,320
‫مامان، سیب‌زمینی داغ.

372
00:29:43,920 --> 00:29:46,280
‫هی، شنیدم بالاخره اون غیب‌گو رو به خاطر کاری که

373
00:29:46,320 --> 00:29:48,440
‫ با عموم کرد دستگیر کردین.

374
00:29:48,520 --> 00:29:50,960
‫داریم درباره‌ی یه موضوع دیگه حرف می‌زنیم، کایل.

375
00:29:51,000 --> 00:29:52,920
‫ولی همه‌ش به هم ربط داره، مگه نه؟

376
00:29:52,960 --> 00:29:54,000
‫منظورت چیه؟

377
00:29:55,000 --> 00:29:58,600
‫جوناس زیادی می‌دونست.
‫واسه همین دیوید مجبور شد ساکتش کنه.

378
00:29:59,840 --> 00:30:01,280
‫بیشتر درباره‌ش برام بگو.

379
00:30:01,320 --> 00:30:03,840
‫یه بار دیدم داشتن توی کاروان جوناس با هم دعوا می‌کردن.

380
00:30:03,880 --> 00:30:05,160
‫فیزیکی بود یا لفظی؟

381
00:30:05,200 --> 00:30:08,760
‫فیزیکی.
‫کل ون داشت از شدت دعوا می‌لرزید.

382
00:30:08,800 --> 00:30:10,000
‫کایل، دیگه بسه.

383
00:30:15,840 --> 00:30:18,800
‫این از کی شروع شده؟
‫روز نولا؟

384
00:30:20,840 --> 00:30:23,680
‫از وقتی شهردار اختراعش کرده، یعنی از دیروز.

385
00:30:25,720 --> 00:30:26,840
‫بیا یه نگاهی بندازیم.

386
00:31:22,280 --> 00:31:24,440
‫حال همگی چطوره، نولا؟

387
00:31:26,320 --> 00:31:29,440
‫خوش اومدین.
‫به اولین روز نولا خوش اومدین.

388
00:31:32,640 --> 00:31:38,240
‫آینده همین‌جاست، برای شما و شما.

389
00:31:38,280 --> 00:31:43,040
‫و میدونین چی باعث شده این اتفاق بیفته؟
‫دو تا از دوستان خیلی نزدیک شخصی خودم.

390
00:31:43,080 --> 00:31:46,800
‫دو حامی سخاوتمند که همه‌ی اینا رو برای شما فراهم کردن.

391
00:31:46,840 --> 00:31:50,800
‫از شرکت کانونورا ماینینگ، کالین دلینی.

392
00:31:53,080 --> 00:31:54,520
‫این فقط یه نمایش تبلیغاتیه.

393
00:31:54,560 --> 00:31:57,200
‫این دوتا هزینه‌ی این مراسم رو دادن و کل اینجا رو آذین‌بندی کردن.

394
00:31:57,240 --> 00:31:59,240
‫همه هم می‌تونن هرچقدر دلشون می‌خواد خودنمایی کنن.

395
00:31:59,280 --> 00:32:01,760
‫از شرکت کالینگرا رِر اِرثز

396
00:32:01,800 --> 00:32:06,560
‫مرد خوش‌تیپ و شیک‌پوش، آقای رابی اینگلیس.

397
00:32:09,600 --> 00:32:11,240
‫بفرمایید، بول‌وینکل.

398
00:32:11,280 --> 00:32:15,040
‫ممنون، داگ.
‫ممنون.

399
00:32:15,080 --> 00:32:18,440
‫ما صد سال پیش کارمون رو از همین‌جا شروع کردیم

400
00:32:18,520 --> 00:32:21,520
‫و کانونورا میلیون‌ها تن

401
00:32:21,560 --> 00:32:26,080
‫سنگ آهن برای مردم این کشور و سراسر دنیا تأمین کرده.

402
00:32:27,400 --> 00:32:28,520
‫کارول.

403
00:32:28,560 --> 00:32:31,320
‫ایوان، نمونه‌ی دست‌خط دیوید رسید.

404
00:32:31,360 --> 00:32:32,360
‫عالیه.

405
00:32:35,120 --> 00:32:36,160
‫می‌دونی این چیه؟

406
00:32:39,920 --> 00:32:42,160
‫اینا کپی تمام نامه‌ها و مکاتباتیه

407
00:32:42,200 --> 00:32:45,800
‫که جوناس مک‌گی وقتی توی زندان یاتالا بود فرستاده یا دریافت کرده.

408
00:32:47,120 --> 00:32:49,720
‫بعد از اینکه بهم حمله کردی، اجازه داری دوباره بیای اینجا؟

409
00:32:53,280 --> 00:32:54,320
‫خب، حداقل که سرحال به نظر میای.

410
00:33:01,160 --> 00:33:02,320
‫این دست‌خط توئه؟

411
00:33:03,680 --> 00:33:05,400
‫فکر کنم فعلاً با خودش صحبت کنم.

412
00:33:09,120 --> 00:33:10,160
‫باشه، دیوید.

413
00:33:11,600 --> 00:33:13,240
‫لطفاً اینو با صدای بلند برامون بخون.

414
00:33:17,600 --> 00:33:19,880
‫«جوناس، بهم گفتن تاریخ آزادت مشخص شده»

415
00:33:19,920 --> 00:33:24,080
‫«باید بدونی که دیگه جایی برای تو در ردیف سوم وجود نداره»

416
00:33:24,120 --> 00:33:25,520
‫«خدا می‌دونه چه کارایی کردی»

417
00:33:26,920 --> 00:33:30,040
‫همه‌شو بخون
‫«با عشق، دیوید»

418
00:33:30,080 --> 00:33:31,520
‫پس کی این نامه رو نوشته؟

419
00:33:31,560 --> 00:33:33,840
‫ظاهراً یکی به اسم «با عشق، دیوید»

420
00:33:38,040 --> 00:33:41,120
‫یه نامه‌ی دیگه هم هست.
‫دیشب درباره‌ش حرف زدیم.

421
00:33:43,200 --> 00:33:47,160
‫نامه‌ای که ازکیال فرستاده بود و به همه گفته بود حالش خوبه و در امانه

422
00:33:47,200 --> 00:33:50,440
‫اگه بهت بگم که اون نامه واقعاً دستمونه چی؟

423
00:33:50,480 --> 00:33:53,960
‫و دادیمش به یه متخصص خط‌شناسی

424
00:33:54,000 --> 00:33:56,960
‫که می‌تونه با استفاده از این نمونه‌ی دست‌خط بهمون بگه

425
00:33:57,000 --> 00:34:00,960
‫که اون نامه‌ی حزقیال رو تو نوشتی یا نه، چی میگی؟

426
00:34:08,160 --> 00:34:09,400
‫میگم داری دروغ میگی.

427
00:34:11,640 --> 00:34:13,320
‫هیچ دلیلی ندارین که منو نگه دارین.

428
00:34:18,280 --> 00:34:23,160
‫جوناس درست قبل از آزادیش از زندان برات نامه نوشته.

429
00:34:23,200 --> 00:34:24,240
‫اینم برام بخون.

430
00:34:28,600 --> 00:34:34,440
‫«دیوید عزیز
‫خدا میدونه چه کارایی کردی، جوناس»

431
00:34:34,520 --> 00:34:35,560
‫جالبه.

432
00:34:37,880 --> 00:34:38,920
‫عجب جفتی بودین.

433
00:34:40,960 --> 00:34:42,200
‫منظورش چی بود؟

434
00:34:46,200 --> 00:34:48,760
‫خدا میدونه.
‫خب، جوناس یه چیزایی می‌دونست.

435
00:34:48,800 --> 00:34:49,960
‫چی میدونست؟

436
00:34:51,640 --> 00:34:53,920
‫وقتی بعد از آزادی از زندان رفتی دیدنش

437
00:34:53,960 --> 00:34:55,560
‫ دوتایی درباره‌ی چی حرف زدین، دیوید؟

438
00:34:55,600 --> 00:34:58,120
‫درباره‌ی چی حرف زدین؟

439
00:34:58,160 --> 00:35:00,120
‫من هیچ‌وقت نرفتم ببینمش.
‫چرا، رفتی دیوید.

440
00:35:00,160 --> 00:35:02,080
‫یه شاهد عینی داریم که میگه

441
00:35:02,120 --> 00:35:06,200
‫یه هفته قبل از مرگ جوناس، تو رو توی کاروانش دیده.

442
00:35:06,240 --> 00:35:09,160
‫میدونیم باهاش دعوا کردی.
‫جر و بحث کردین.

443
00:35:09,200 --> 00:35:12,680
‫کاروان داشت از شدت دعوا می‌لرزید
‫درباره‌ی چی حرف زدین؟

444
00:35:12,720 --> 00:35:14,136
‫جوناس چیزی ازت می‌خواست، دیوید؟

445
00:35:14,160 --> 00:35:15,360
‫چیزی می‌دونست؟

446
00:35:15,400 --> 00:35:17,880
‫هیچ‌کس واقعاً ازت سؤال‌پیچت نمی‌کنه، مگه نه؟
‫ولی جوناس این کارو کرد.

447
00:35:17,920 --> 00:35:19,680
‫از اینکه ازت سؤال بپرسن خوشت نمیاد، مگه نه دیوید؟

448
00:35:21,360 --> 00:35:24,000
‫چی می‌خواست؟
‫چیزی ازت می‌خواست، دیوید؟

449
00:35:27,000 --> 00:35:28,520
‫یه چیزی میدونست، مگه نه دیوید؟

450
00:35:31,080 --> 00:35:32,200
‫درباره‌ی زیک میدونست.

451
00:35:35,160 --> 00:35:37,016
‫همین اتفاق افتاد، دیوید؟
‫درباره‌ی زیک می‌دونست.

452
00:35:37,040 --> 00:35:39,080
‫برای همین کشتیش. نه.

453
00:35:42,040 --> 00:35:43,200
‫من پسرم رو دوست داشتم.

454
00:35:43,240 --> 00:35:45,560
‫من درباره‌ی پسرت حرف نمی‌زنم، دیوید.

455
00:35:45,600 --> 00:35:50,320
‫دارم درباره‌ی جوناس مک‌گی حرف میزنم.
‫نگام کن.نگام کن دیوید.

456
00:35:51,400 --> 00:35:52,440
‫نگام کن.

457
00:35:55,320 --> 00:35:56,640
‫چیکار کردی، دیوید؟

458
00:36:00,120 --> 00:36:01,160
‫فعلاً همین کافیه.

459
00:36:10,320 --> 00:36:11,360
‫خیلی نزدیکه.

460
00:36:13,200 --> 00:36:14,200
‫می‌تونم حسش کنم.

461
00:36:27,160 --> 00:36:28,800
‫کارول؟

462
00:36:29,840 --> 00:36:33,560
‫کارول، از خاک داخل وانت مک‌گی چیزی پیدا کردی؟

463
00:36:33,600 --> 00:36:36,200
‫اون ته لیست کارامه.
‫می‌خوای بدونی اول لیستم چیه؟

464
00:36:36,240 --> 00:36:37,880
‫یه سرنخ داغ بهم بده، کارول.

465
00:36:37,920 --> 00:36:40,960
‫جوناس مک‌گی.
‫با خفگی کشته شده.

466
00:36:41,000 --> 00:36:42,160
‫چی؟

467
00:36:45,440 --> 00:36:48,320
‫بگو .تازه کالبدشکافیش تموم شد.

468
00:36:48,360 --> 00:36:50,960
‫نای له‌شده، استخوان لامی شکسته.

469
00:36:51,000 --> 00:36:52,640
‫بعد سرشو بریدن؟بعدش انجام شده.

470
00:36:52,680 --> 00:36:54,200
‫آره.

471
00:36:54,520 --> 00:36:58,320
‫سر بریدن یه جور نمایشیه.
‫حتی میشه گفت کتاب مقدسیه.

472
00:36:58,360 --> 00:37:00,600
‫ولی خفه کردن؟
‫این یه کار خیلی شخصی و نزدیکه.

473
00:37:02,960 --> 00:37:03,960
‫تمیزه.

474
00:37:04,000 --> 00:37:07,720
‫راستی، آزمایش خونت هم آماده شد.
‫بهت مواد مخدر داده بودن.

475
00:37:07,760 --> 00:37:10,120
‫تو بدنت کتامین بوده
‫ولی توی آب هیچ اثری ازش پیدا نشد.

476
00:37:12,160 --> 00:37:14,800
‫پس خون روی لباسم چی؟
‫استنلی هانی‌ول.

477
00:37:16,760 --> 00:37:17,800
‫خیلی تمیزه.

478
00:37:21,360 --> 00:37:22,400
‫احمق.

479
00:37:25,960 --> 00:37:27,000
‫کارت عالی بود، دکتر.

480
00:37:28,120 --> 00:37:31,000
‫ممنون، کارآگاه‌ها.
‫اینم جزو کارای روزمره‌ست.

481
00:37:32,800 --> 00:37:33,840
‫ازکیال.

482
00:37:35,280 --> 00:37:36,360
‫رابی اینگلیس.

483
00:37:37,880 --> 00:37:39,560
‫اشکالی نداره، ری
‫همه‌چی مرتبه.

484
00:37:42,160 --> 00:37:44,400
‫فکر می‌کنی بردن یه دختر نه‌ساله برای

485
00:37:44,440 --> 00:37:47,000
‫ دور دور نصف شب کار درستیه؟

486
00:37:49,240 --> 00:37:50,280
‫بِس.

487
00:37:50,320 --> 00:37:52,200
‫اگه مامانت مشکلی نداره

488
00:37:52,240 --> 00:37:55,560
‫چرا نمیری ببینی ری پشت ماشین سیب‌زمینی داغ داره یا نه.

489
00:37:58,520 --> 00:38:00,320
‫یه دقیقه بِس
‫فقط یه دقیقه

490
00:38:01,880 --> 00:38:03,360
‫می‌تونی یه کم رانندگی کنی.

491
00:38:07,400 --> 00:38:11,880
‫تنها بود، داشت تو خیابون پرسه می‌زد

492
00:38:11,920 --> 00:38:14,720
‫که نمی‌تونستم همین‌طوری ولش کنم اونجا.

493
00:38:14,760 --> 00:38:16,840
‫اکثر آدما به پلیس زنگ می‌زدن، رابی.

494
00:38:16,880 --> 00:38:18,600
‫آره، خب
‫من مثل اکثر آدما نیستم.

495
00:38:19,960 --> 00:38:21,960
‫اینجا نولا هست.

496
00:38:22,000 --> 00:38:24,560
‫می‌خواستم کمکش کنم
‫نه اینکه بندازمش جلوی گرگ‌ها.

497
00:38:27,000 --> 00:38:31,160
‫پس چرا گذاشتیش دم در خونه‌مون و زدی به چاک؟

498
00:38:31,200 --> 00:38:34,920
‫چون یه کم از خشم مادرش می‌ترسیدم

499
00:38:34,960 --> 00:38:37,040
‫و منم از تاریکی خیلی می‌ترسم.

500
00:38:38,080 --> 00:38:39,120
‫مامان!

501
00:38:40,400 --> 00:38:43,840
‫صندلی‌های چرم ایتالیایی
‫واو، خیلی خفنه.

502
00:38:43,880 --> 00:38:45,640
‫شاید بهتره پیاده شی.
‫حالش خوبه.

503
00:38:45,680 --> 00:38:50,360
‫اشکالی نداره.
‫اگه تو مشکلی نداری، منم ندارم.

504
00:38:52,320 --> 00:38:56,160
‫یه کم موسیقی بذاریم، خانوم کوچولو؟
‫آره، لطفاً.

505
00:39:01,120 --> 00:39:02,880
‫ببین، متأسفم.

506
00:39:07,120 --> 00:39:10,680
‫درباره‌ی پدرت و بس شنیدم.

507
00:39:12,840 --> 00:39:13,840
‫خیلی سنگینه.

508
00:39:15,880 --> 00:39:18,520
‫خودش بهت گفت؟آره

509
00:39:18,560 --> 00:39:20,000
‫اشکالی نداره.

510
00:39:23,680 --> 00:39:25,000
‫منم وقتی بچه بودم مریض بودم.

511
00:39:26,280 --> 00:39:27,320
‫چی داشتی؟

512
00:39:28,880 --> 00:39:31,320
‫مدولوبلاستوما
‫یه...تومور مغزی.

513
00:39:31,360 --> 00:39:32,400
‫آره. آره

514
00:39:36,520 --> 00:39:37,880
‫گفتن فقط سه ماه زنده می‌مونم.

515
00:39:41,000 --> 00:39:42,040
‫فکر کنم خوش‌شانس بودم.

516
00:39:44,520 --> 00:39:46,160
‫پس دلیلش همینه.

517
00:39:46,200 --> 00:39:47,240
‫چی؟

518
00:39:48,280 --> 00:39:50,000
‫برای همینه که ازت خوشش اومده.

519
00:39:52,000 --> 00:39:53,080
‫تو زنده موندی.

520
00:39:55,040 --> 00:39:56,720
‫اونم امیدوار شده این خوش‌شانسی بهش سرایت کنه.

521
00:39:59,920 --> 00:40:02,000
‫ای بابا.
‫باشه کچل.

522
00:40:03,760 --> 00:40:04,800
‫بیا برقصیم.

523
00:40:09,080 --> 00:40:11,680
‫برگشتی.
‫خیلی خوبه که هر دوتاتون رو می‌بینم.

524
00:40:11,720 --> 00:40:16,840
‫آفرین به تو و آفرین به تو.
‫خودتون بعداً میفهمین چه کار بزرگی کردین.

525
00:40:30,000 --> 00:40:37,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

526
00:40:58,000 --> 00:40:59,200
‫این خوب نیست.

527
00:40:59,240 --> 00:41:00,240
‫یا شاید هم هست؟

528
00:41:08,680 --> 00:41:09,720
‫استنلی.

529
00:41:15,320 --> 00:41:17,320
‫اون شب توی آیرون رینگ دیدمت.

530
00:41:18,400 --> 00:41:19,440
‫خیلی خوبی.

531
00:41:21,720 --> 00:41:22,760
‫خیلی خیلی خوبی.

532
00:41:27,040 --> 00:41:30,160
‫باید بدونم خونت چطوری ریخته روی پیراهنم، استنلی.

533
00:41:33,440 --> 00:41:34,440
‫می‌تونی بهم بگی؟

534
00:41:47,520 --> 00:41:50,200
‫می‌تونیم همین‌جا درباره‌ش حرف بزنیم یا می‌تونیم بریم کلانتری، استنلی

535
00:41:50,240 --> 00:41:51,240
‫انتخاب با خودته.

536
00:41:59,080 --> 00:42:00,880
‫باشه.

537
00:42:00,920 --> 00:42:01,960
‫دعوا کردین.

538
00:42:05,560 --> 00:42:06,600
‫بعدش چی شد؟

539
00:42:15,400 --> 00:42:18,520
‫کارآگاه لوچیچ رو بردی اون درخت خشک؟

540
00:42:23,840 --> 00:42:24,880
‫کولش کردی؟

541
00:42:28,040 --> 00:42:29,200
‫خون واسه همینه؟

542
00:42:31,000 --> 00:42:32,040
‫خون تو؟

543
00:42:37,280 --> 00:42:39,000
‫تو مراقبش بودی، استنلی
‫ممنون.

544
00:42:44,680 --> 00:42:45,800
‫چرا این کارو کردی؟

545
00:42:51,160 --> 00:42:52,880
‫می‌خواستی یه چیزی رو ببینه؟

546
00:42:59,000 --> 00:43:01,000
‫می‌دونستی اونجا یه جسد دفن شده؟

547
00:43:08,160 --> 00:43:09,200
‫نه؟

548
00:43:10,600 --> 00:43:11,640
‫باشه.

549
00:43:14,560 --> 00:43:16,000
‫پس چی بود؟
‫یه چیز دیگه؟

550
00:43:19,640 --> 00:43:21,000
‫ربطی به اون غیب‌گو داشت؟

551
00:43:26,680 --> 00:43:28,280
‫دیوید کار اشتباهی کرده؟

552
00:43:33,520 --> 00:43:34,920
‫بهمون بگو جوناس چطوری مرد.

553
00:43:36,800 --> 00:43:37,840
‫می‌دونی چطوری مرد؟

554
00:43:44,360 --> 00:43:48,640
‫قبل از اون، یکی خفه‌ش کرده بود.

555
00:43:49,680 --> 00:43:50,960
‫نایش رو له کرده بودن

556
00:43:52,040 --> 00:43:54,320
‫مثل پدرت.
‫نای اونم له شده بود.

557
00:43:54,360 --> 00:43:56,840
‫اگه چیزی هست که می‌خوای درباره‌ی اتفاقی که بین تو و

558
00:43:56,880 --> 00:43:58,880
‫ جوناس افتاد بهمون بگی.

559
00:44:00,400 --> 00:44:01,880
‫الان وقتشه، استنلی.

560
00:44:13,640 --> 00:44:14,840
‫اون دوست من بود.

561
00:44:17,360 --> 00:44:18,920
‫با کایل حرف بزن.

562
00:44:18,960 --> 00:44:20,000
‫باشه.

563
00:44:21,680 --> 00:44:27,520
‫ببخشید نولا، یه پیغام دارم برای میک، اون خرس گنده

564
00:44:33,000 --> 00:44:34,800
‫آره، این موش یه چیزی برای گفتن داره.

565
00:44:57,960 --> 00:44:59,240
‫استنلی، استنلی، استنلی!

566
00:45:02,600 --> 00:45:03,600
‫هی!

567
00:45:05,000 --> 00:45:09,600
‫لعنتی، قرار بود امروز یه روز خانوادگی باشه.

568
00:45:12,240 --> 00:45:16,800
‫باشه، باشه، اون حمله نبود.
‫دفاع از خود بود.

569
00:45:16,840 --> 00:45:17,960
‫خیلی خوب.
‫دفاع از خود.

570
00:45:18,000 --> 00:45:19,040
‫خیلی خوب.

571
00:45:19,080 --> 00:45:20,976
‫به‌زودی یکی میاد یه نگاهی بهت می‌ندازه، کایل

572
00:45:21,000 --> 00:45:22,160
‫ممنون.

573
00:45:22,200 --> 00:45:24,520
‫قبل از اینکه این کارو بکنیم، باید یه چیزی بهم بگی.

574
00:45:24,560 --> 00:45:27,520
‫اون شب توی آیرون رینگ تو اونجا بودی

575
00:45:27,560 --> 00:45:29,880
‫استنلی منو برد پیش اون درخت خشک.

576
00:45:29,920 --> 00:45:32,760
‫می‌تونی بگی چرا استنلی منو برد پیش اون درخت خشک؟

577
00:45:34,320 --> 00:45:35,320
‫درخت خشک؟

578
00:45:35,360 --> 00:45:39,600
‫خب، معلومه که خودم نمی‌تونستم کولت کنم، مگه نه؟

579
00:45:39,640 --> 00:45:42,360
‫و تو هم در خطر نبودی.

580
00:45:42,400 --> 00:45:43,400
‫باشه.

581
00:45:43,440 --> 00:45:44,960
‫من برات آب گذاشتم، مگه نه؟

582
00:45:45,000 --> 00:45:48,960
‫و می‌دونستم اونا یکشنبه صبح برای گشت‌وگذار با ماشین میرن اونجا

583
00:45:49,000 --> 00:45:53,320
‫پس باید ازم تشکر کنی.
‫ممنون، کایل. ممنون

584
00:45:54,520 --> 00:45:56,400
‫چرا همون موقع بهم نگفتی؟

585
00:45:56,440 --> 00:45:59,080
‫میدونستم حرفمو جدی نمیگیری.

586
00:45:59,120 --> 00:46:00,896
‫باید خودت می‌دیدی این غیب‌گو

587
00:46:00,920 --> 00:46:02,200
‫ چه روانی‌ایه.

588
00:46:02,240 --> 00:46:03,240
‫اینطوری؟

589
00:46:05,240 --> 00:46:08,320
‫باقی‌مونده‌های ازکیال مامون رو زیر اون درخت پیدا کردن، کایل

590
00:46:08,360 --> 00:46:10,720
‫منظورت همین بود؟
‫از این خبر داشتی؟

591
00:46:11,840 --> 00:46:13,080
‫نه. نه؟

592
00:46:13,120 --> 00:46:14,320
‫نه.

593
00:46:14,360 --> 00:46:17,840
‫من فقط همون روز وقتی دیوید با ماشین رفت، شنیدم جوناس اسمشو فریاد زد.

594
00:46:17,880 --> 00:46:19,360
‫اسم زیک رو؟آره.

595
00:46:19,400 --> 00:46:21,080
‫پس جوناس از این موضوع خبر داشت؟

596
00:46:21,120 --> 00:46:25,000
‫خب، تنها چیزی که مطمئنم اینه که یه هفته بعد

597
00:46:25,040 --> 00:46:27,480
‫سر عموم دیگه روی بدنش نبود.

598
00:46:27,520 --> 00:46:30,320
‫واسه همینه که دوستت استنلی رو توی بازداشت نگه داشتیم، کایل.

599
00:46:30,360 --> 00:46:34,280
‫استنلی جوناس رو نکشته.
‫داریم باهاش حرف میزنیم.

600
00:46:34,320 --> 00:46:37,720
‫از کجا میدونی؟
‫سر بریدن؟
‫این کار استنلی نیست

601
00:46:37,760 --> 00:46:40,920
‫این کار یه روانی مذهبیه.
‫باشه، یه کار مذهبی.

602
00:46:40,960 --> 00:46:42,536
‫درسته؟نمی‌تونی بذاری قسر در بره

603
00:46:42,560 --> 00:46:44,160
‫اون، کی؟

604
00:46:44,200 --> 00:46:46,120
‫کی؟دیوید.

605
00:46:46,160 --> 00:46:47,160
‫دیویده.

606
00:47:10,240 --> 00:47:12,440
‫اومدم تا اعتراف کنی، دیوید.

607
00:47:21,160 --> 00:47:22,400
‫این چرخ‌وفلک قدیمی.

608
00:47:26,640 --> 00:47:27,920
‫دلت براش تنگ شده، دیوید؟

609
00:47:29,760 --> 00:47:33,080
‫کی؟پسرت، دیوید

610
00:47:42,360 --> 00:47:44,520
‫دلم براش تنگ شده؟
‫دلم براش تنگ شده؟

611
00:47:46,400 --> 00:47:51,040
‫نه، چون هنوز اینجاست.
‫درست مثل پسر تو، کارآگاه.

612
00:47:51,080 --> 00:47:54,720
‫یه چیزی رو برام توضیح بده، دیوید.

613
00:47:56,200 --> 00:47:57,840
‫تو موعظه می‌کنی که آدم باید تجرد پیشه کنه.

614
00:48:00,360 --> 00:48:03,440
‫خودت پدری.
‫با مادر بچه‌ت زندگی می‌کنی.

615
00:48:03,520 --> 00:48:06,760
‫با این حال هنوز موعظه‌ی تجرد می‌کنی.

616
00:48:09,360 --> 00:48:11,720
‫آره، ولی اون همه مال قبل بود
‫قبل؟

617
00:48:15,200 --> 00:48:16,760
‫اون قبل از این بود که دوباره متولد بشم.

618
00:48:18,560 --> 00:48:20,000
‫قبل از فروریختن معدن بود.

619
00:48:21,040 --> 00:48:23,160
‫اون موقع فقط یه آدم معمولی بودم.

620
00:48:24,880 --> 00:48:27,240
‫فقط یه آدم معمولی. درست مثل تو.

621
00:48:29,640 --> 00:48:36,000
‫آره، یه پدر و مادر معمولی و متوسط

622
00:48:36,040 --> 00:48:38,800
‫و یه منحرف.

623
00:48:43,080 --> 00:48:45,000
‫ولی حالا من فرزند خدام.

624
00:48:47,200 --> 00:48:48,280
‫نمی‌تونی بهم دست بزنی.

625
00:48:53,120 --> 00:48:54,160
‫فکر نمی‌کنم این‌طور باشی.

626
00:48:56,440 --> 00:48:58,896
‫فکر نمی‌کنم مرد معجزه‌گری باشی.
‫فکر نمی‌کنم پیامبر باشی.

627
00:48:58,920 --> 00:49:00,040
‫فکر نمی‌کنم غیب‌گو باشی.

628
00:49:00,080 --> 00:49:01,560
‫میدونی من فکر می‌کنم چی هستی، دیوید؟

629
00:49:03,000 --> 00:49:05,080
‫فکر می‌کنم پدری هستی که توی حق پسرت کم گذاشته.

630
00:49:05,120 --> 00:49:08,840
‫وقتی به هاله‌ات نگاه می‌کنم، چیزی که می‌بینم همینه، یه آدم شکست‌خورده

631
00:49:22,840 --> 00:49:24,280
‫خواب‌های خوب ببینی، کارآگاه.

632
00:49:31,640 --> 00:49:32,680
‫آره، هوووت

633
00:49:34,520 --> 00:49:36,880
‫خب، حداقل خوبه که می‌دونی هنوز اونو داری.

634
00:49:38,000 --> 00:49:39,040
‫آره، تقریبا

635
00:49:40,200 --> 00:49:43,760
‫راستی، اشکالی داره درباره‌ی بابای بسی ازت بپرسم؟

636
00:49:46,040 --> 00:49:47,800
‫سال‌هاست بابای بسی رو ندیدم.

637
00:49:49,600 --> 00:49:50,640
‫باشه.

638
00:49:51,760 --> 00:49:53,400
‫من باید احتمالاً، باید...

639
00:49:53,440 --> 00:49:55,280
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن
‫این همه چی دیگه چیه؟

640
00:49:57,120 --> 00:49:58,696
‫دیوید نزدیک بیست‌وچهار ساعته که بازداشته

641
00:49:58,720 --> 00:49:59,760
‫و فقط امیدوارم بفهمه که

642
00:49:59,800 --> 00:50:02,000
‫خدا قرار نیست نجاتش بده.

643
00:50:09,000 --> 00:50:10,720
‫دیگه نمی‌تونیم خیلی بیشتر از این نگهش داریم.

644
00:50:24,120 --> 00:50:25,160
‫السی.

645
00:50:28,560 --> 00:50:29,680
‫می‌خوام اظهاراتم رو ثبت کنم.

646
00:50:42,800 --> 00:50:46,240
‫هر وقت آماده‌ای.
‫پس دیوید رو گرفتین.

647
00:50:46,280 --> 00:50:49,240
‫آره، همکاری می‌کنه؟

648
00:50:54,600 --> 00:50:55,640
‫آره.

649
00:51:01,080 --> 00:51:02,200
‫همه‌چی رو برعکس فهمیدی.

650
00:51:03,280 --> 00:51:04,280
‫قبل از اینکه بمیره

651
00:51:04,320 --> 00:51:08,080
‫جوناس بهم گفت که زیک رو تنهایی دفن کرده تا از دیوید محافظت کنه

652
00:51:09,840 --> 00:51:13,200
‫سه روز از دوران کفاره‌ش گذشته بود که زیک رو مرده توی بیابون پیدا کرد.

653
00:51:14,960 --> 00:51:16,600
‫و می‌دونست این خبر دیوید رو نابود می‌کنه

654
00:51:16,640 --> 00:51:19,280
‫برای همین دفنش کرد و نامه‌ش رو جعل کرد.

655
00:51:27,400 --> 00:51:31,240
‫دیوید نامه رو جعل کرده بود؟
‫نه، جوناس این کارو کرده بود.

656
00:51:34,040 --> 00:51:38,160
‫ببین، اون می‌دونست دیوید به امید نیاز داره و بهش ایمان داشت.

657
00:51:38,200 --> 00:51:40,440
‫پس خودش درستش کرده.

658
00:51:42,800 --> 00:51:47,200
‫تو اومدی اینجا دنبال زیک می‌گشتی چون برای بس به یه اهداکننده نیاز داری.

659
00:51:48,320 --> 00:51:51,040
‫پس اگه می‌دونستی مرده... بهت دروغ گفتم

660
00:51:54,240 --> 00:51:55,400
‫الان داری دروغ میگی؟

661
00:52:03,640 --> 00:52:05,760
‫فکر می‌کنی دیوید بهترین گزینه برای اهدا به بس باشه.

662
00:52:10,040 --> 00:52:11,280
‫پس می‌خوای از اینجا بیرونش ببری

663
00:52:13,640 --> 00:52:14,776
‫و می‌خوای باهات همکاری کنه.

664
00:52:14,800 --> 00:52:18,040
‫چیزی که من می‌خوام اینه که قاتل پدرم رو پیدا کنی.

665
00:52:19,560 --> 00:52:21,120
‫دیوید نمی‌دونست زیک مرده

666
00:52:21,160 --> 00:52:22,840
‫پس چطوری می‌تونسته این قضیه رو لاپوشونی کنه؟

667
00:52:25,000 --> 00:52:26,440
‫اصلاً چرا باید جوناس رو به خاطر چیزی بکشه که

668
00:52:26,520 --> 00:52:28,240
‫ خودش حتی ازش خبر نداشته؟

669
00:53:19,600 --> 00:53:20,640
‫خب، دیگه تموم شد.

670
00:53:25,520 --> 00:53:27,160
‫می‌ترسه بچه‌شو از دست بده.

671
00:53:27,200 --> 00:53:28,560
‫باید همین الان بری بیرون.

672
00:53:28,600 --> 00:53:31,560
‫برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون! برو!

673
00:53:32,600 --> 00:53:36,840
‫یا خدا! برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون!

674
00:54:14,160 --> 00:54:15,200
‫چی برام داری؟

675
00:54:16,240 --> 00:54:19,560
‫تو از من اطلاعات می‌خوای؟ منم یه چیزایی ازت می‌خوام بدونم.

676
00:54:19,600 --> 00:54:22,000
‫صدات رو به زور می‌شنوم، کجایی؟

677
00:54:24,080 --> 00:54:25,240
‫چند وقته ایوان رو می‌شناسی؟

678
00:54:26,360 --> 00:54:27,400
‫ما رفیق قدیمی‌ایم.

679
00:54:29,000 --> 00:54:31,600
‫چرا زنگ زدی؟ چرا من زنگ زدم؟

680
00:54:31,640 --> 00:54:35,160
‫من اطلاعات درست و حسابی می‌خوام، فیلن
‫اتفاقی افتاده؟

681
00:54:35,200 --> 00:54:37,680
‫خودت می‌دونی «رفیق قدیمی» واقعاً چیز زیادی رو مشخص نمی‌کنه

682
00:54:38,760 --> 00:54:39,800
‫می‌تونه هر چیزی باشه.

683
00:54:39,840 --> 00:54:41,560
‫نمی‌دونم منظورت از این حرف چیه، پس...

684
00:54:41,600 --> 00:54:45,760
‫خب، وقتی همدیگه رو می‌شناختین چه‌جور آدمی بود؟

685
00:54:45,800 --> 00:54:47,560
‫قبلاً چجوری بود؟

686
00:54:47,600 --> 00:54:48,640
‫ول‌کن نبود.

687
00:54:49,720 --> 00:54:50,880
‫اینم چیز خاصی رو مشخص نمی‌کنه.

688
00:54:52,280 --> 00:54:54,080
‫آدما رو زیر نظر می‌گیره.

689
00:54:54,120 --> 00:54:58,120
‫باهاشون رفیق می‌شه، بهشون نزدیک میشه، اعتمادشون رو جلب می‌کنه.

690
00:54:59,680 --> 00:55:00,720
‫چی گفت؟

691
00:55:03,720 --> 00:55:05,520
‫چی؟ چه فکری میکنی؟

692
00:55:06,760 --> 00:55:10,080
‫دقیقاً چی؟ فکر کردی با من درباره گوران هوروات حرف زده؟

693
00:55:12,520 --> 00:55:16,080
‫همون یارویی که پسرش رو کشت، فکر کردی...

694
00:55:16,120 --> 00:55:17,880
‫فکر کردی نشستیم درباره این قضیه با هم گپ می‌زنیم؟

695
00:55:17,920 --> 00:55:19,200
‫فکر کردی وسط یه پرونده قتل

696
00:55:19,240 --> 00:55:21,520
‫ توی ماشین نشستیم درباره فوتبال حرف می‌زنیم؟

697
00:55:21,560 --> 00:55:24,920
‫چی؟ دقیقاً فکر می‌کنی چی شده؟

698
00:55:24,960 --> 00:55:29,160
‫فکر کردی شریک ارشدم اومده همه‌چی رو برام تعریف کرده

699
00:55:29,200 --> 00:55:32,160
‫و گفته می‌خواد انتقام مرگ پسرش رو بگیره؟

700
00:55:33,640 --> 00:55:35,000
‫کارت عالی بود، کارآگاه.

701
00:55:36,080 --> 00:55:37,120
‫ممنون.

702
00:55:38,440 --> 00:55:39,520
‫الو.

703
00:55:46,880 --> 00:55:49,040
‫ببخشید.
‫نه، اشکالی نداره.

704
00:55:51,080 --> 00:55:52,920
‫خوبی؟
‫آره.

705
00:55:52,960 --> 00:55:55,680
‫خوبی؟
‫خوبم.

706
00:55:55,720 --> 00:55:58,400
‫بابت قبل معذرت می‌خوام
‫استنلی رفته.

707
00:56:00,160 --> 00:56:04,000
‫یعنی چی استنلی رفته؟
‫باز استنلی غیبش زده.

708
00:56:10,200 --> 00:56:11,240
‫پس نامه دستته؟

709
00:56:17,120 --> 00:56:18,160
‫حالا چی میشه؟

710
00:56:20,720 --> 00:56:21,720
‫من کار خودمو کردم.

711
00:56:23,280 --> 00:56:24,280
‫حالا نوبت توئه که کار خودتو بکنی.

712
00:56:41,800 --> 00:56:43,360
‫وانِ جوناس از بازداشتگاه ناپدید شده.

713
00:56:45,840 --> 00:56:47,280
‫جعبه کفش پر از پول رو هم با خودش برده.

714
00:56:51,240 --> 00:56:53,600
‫همگی کجا هستن؟
‫اون رو ببند.

715
00:58:00,520 --> 00:58:05,760
‫هیچ‌کس بالاتر از قانون نیست، کارآگاه.
‫حداقل توی شهر من

716
00:58:05,800 --> 00:58:07,160
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

717
00:58:07,200 --> 00:58:08,960
‫به‌به، کابوی.

718
00:58:09,000 --> 00:58:12,520
‫وقتی چیزی رو که جلوی چشممونه می‌بینیم، خیلی سخته خودمونو به ندیدن بزنیم.

719
00:58:13,600 --> 00:58:14,640
‫می‌دونم چی کار کردی.

720
00:58:16,120 --> 00:58:17,600
‫چه غلطی؟

721
00:58:17,640 --> 00:58:19,160
‫داری با آتیش بازی می‌کنی.

722
00:58:19,200 --> 00:58:21,560
‫فکر کردی تهدید کردن روم جواب میده؟

723
00:58:26,400 --> 00:58:29,680
‫اگه می‌خوای تهدیدم کنی، پس انجامش بده.

724
00:58:30,000 --> 00:58:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
