1
00:00:00,020 --> 00:00:07,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,610 --> 00:00:12,830
.جنگ تموم شد و یه تفاهم‌نامۀ صلح بین پادشاهی و اِمپراطوری برقرار شد

3
00:00:14,820 --> 00:00:18,240
کشورهای دیگه‌ای که فرصتُ غنیمت شمرده بودنُ
،از بحبوحه جنگ واسۀ کشورگشایی استفاده کرده بودن هم

4
00:00:18,240 --> 00:00:21,260
.نمی‌تونستن اونطوری که باید وقت و منابع خودشون رو صرف اِمپراطوری کنن

5
00:00:23,700 --> 00:00:26,200
...با این‌حال کشوری که به‌عنوان اِمپراطوری شناخته می‌شد دیگه از صفحۀ روزگار محو شده بود و

6
00:00:26,720 --> 00:00:30,390
.به‌عنوان ایالت دوک‌نشین فانوس، اومد زیر پرچم پادشاهی...

7
00:00:34,930 --> 00:00:40,060
...این‌دفعه دیگه پادشاهی فقط به یه غرامت سنگین بسنده نکرد و

8
00:00:40,060 --> 00:00:44,210
.با هر ضرب و زوری که بود یه‌پیمان ناعادلانه و تحقیرآمیز رو توی پاچه‌شون کرد

9
00:00:44,210 --> 00:00:45,440
.میلنه ساما

10
00:00:47,260 --> 00:00:50,870
...این وسط‌ها منم، کُلی دَر و داف اشرافی دورم رو گرفته بود و

11
00:00:50,870 --> 00:00:53,500
....داشتم حسابی حالی‌به‌حولی می‌شدم، که...

12
00:00:58,880 --> 00:01:00,200
.وایکانت بارتفورت

13
00:01:01,360 --> 00:01:04,210
.از جنابعالی، یه درخواست شخصی داشتم

14
00:01:05,870 --> 00:01:08,340
!میلنه ساما، نکنین از این کارها تو رو خدا

15
00:01:08,340 --> 00:01:09,960
یهو چه‌تون شده؟

16
00:01:11,650 --> 00:01:15,740
.لطفاً، یولیوس‌اینا رو نجات بده

17
00:01:16,290 --> 00:01:17,250
ها؟

18
00:01:18,900 --> 00:01:21,470
.شماها... واقعاً خر جلوتون پرفسوره

19
00:01:19,020 --> 00:01:22,980
.دنیای سختیهواسۀ یه سیاه‌لشکرواقعاً این دنیا

20
00:01:21,900 --> 00:01:23,170
.بارتفورت

21
00:01:24,530 --> 00:01:29,440
!دلم نمی‌خواد اعدام بشم! نجاتم بـــــــــده

22
00:01:30,230 --> 00:01:31,630
چه انتظاری دارین دقیقاً؟

23
00:01:31,630 --> 00:01:35,190
.وقتی اون نخود مغز پا شده رفته توی عمارت فانوس و اوباش کرده

24
00:01:35,890 --> 00:01:38,120
.فقط رفتم یکم داد و بی‌داد راه اندختم و بس

25
00:01:38,920 --> 00:01:44,160
.من با هِرتروده ازدواج نمی‌کنم تا اون پیمان نالوتی‌وار رو به اِمپراطوری تحمیل کنم

26
00:01:44,160 --> 00:01:46,880
فکر کردین همینطوری می‌شینمُ می‌ذارم منُ بازیچۀ سیاست‌های کثیف‌تون کنین؟

27
00:01:46,880 --> 00:01:49,940
...محض‌اطلاعت، بخاطر دست گل جنابعالی، اعتبار پادشاهی حسابی داغون شده و

28
00:01:49,940 --> 00:01:53,840
.مجبور شدن سر اون پیمان حسابی با اِمپراطوری راه بیان...

29
00:01:55,360 --> 00:02:00,350
کی فکرشُ می‌کرد اون شاهزادۀ احمق یه‌روزی اینجوری به دادم برسه؟

30
00:02:04,100 --> 00:02:07,450
.بعد، شما چهارتا هم رفتین معبد و حسابی داد و قال راه انداختین

31
00:02:07,810 --> 00:02:10,520
!ما فقط داشتیم جلوی اعدام شدن ماریه رو می‌گرفتیم، همین

32
00:02:10,520 --> 00:02:13,330
.هرچی نباشه خب، اون قدیسۀ ماست

33
00:02:13,900 --> 00:02:16,110
.حتی یه‌سر سوزن هم از کارمون پشیمون نیستیم

34
00:02:16,110 --> 00:02:18,610
!این راه و رسم شوالیه‌گری‌ ماهاست

35
00:02:19,310 --> 00:02:23,500
.به‌هرحال، شماها دربار و معبد رو دشمن خودتون کردین

36
00:02:23,500 --> 00:02:24,490
.تقدیرتونُ قبول کنین و بمیرین

37
00:02:25,000 --> 00:02:29,300
!نـــــــــــــــــــــهههههههههه! نجاتم بــــــــدهههههه

38
00:02:32,370 --> 00:02:34,050
حالت خوبه مشتی؟

39
00:02:34,050 --> 00:02:38,320
،می‌خوای در ازای پاداش دستاوردهایی که توی جنگ داشتی
اونا رو آزاد کنم؟

40
00:02:38,320 --> 00:02:43,070
بله. اگه این کافی نیست، حاضرم هر مقدار دیگه‌ای که
.نیاز باشه رو از جیب خودم پرداخت کنم

41
00:02:43,070 --> 00:02:44,270
.لطفاً عفوشون کنید

42
00:02:45,840 --> 00:02:47,270
هممم... یعنی چه دستور همایونی‌ای باید بدم الآن؟

43
00:02:47,750 --> 00:02:51,270
.یه‌جوری داره اِفه میاد اِنگار چه چیز سختی ازش خواستم حالا
.مرتیکه پُرفیوز

44
00:02:51,930 --> 00:02:54,900
جناب وایکانت، چرا دارین تا این حد واسۀ اونا مایه می‌ذارین؟

45
00:02:55,300 --> 00:02:58,100
.چون حکم تف سر بالا رو دارن واسه‌ام

46
00:02:59,200 --> 00:03:04,320
به‌علاوه که من، در اصل دلم می‌خواست به‌عنوان یه بارون زندگی کنمُ
.از هر هیاهویی دور باشم

47
00:03:05,080 --> 00:03:07,370
.می‌خوام از این فرصت استفاده کنمُ دوباره همه‌چی رو از صفر شروع کنم

48
00:03:09,520 --> 00:03:14,120
.که‌اینطور. به‌نظر میاد شاهزاده و بقیه یه‌دوست خوب واسۀ خودشون پیدا کردن

49
00:03:15,020 --> 00:03:19,550
سرورم، می‌شه باقی مسائل رو به من بسپرید؟

50
00:03:22,520 --> 00:03:23,930
.آره، دست خودتُ می‌بوسه

51
00:03:24,490 --> 00:03:29,270
.عالی شد، ولی اینطوری دیگه رسماً می‌رم توی دوران بازنشستگی

52
00:03:29,270 --> 00:03:31,690
.وقت‌شه یه‌زندگی سیاه‌لشکرانه‌وار جدید رو شروع کنم

53
00:03:32,420 --> 00:03:36,010
...آها راستی، راجب قضیۀ آنجلیکا

54
00:03:37,670 --> 00:03:40,080
!از خر شیطون بیا پایین، بارتفورت

55
00:03:40,080 --> 00:03:42,100
!مردک، عقل‌ات رو از دست دادی؟

56
00:03:42,100 --> 00:03:46,080
!خفه‌بمــــیـــر! ماریه، با همین موراسامه که دستمه خون‌ات رو می‌ریزم

57
00:03:46,430 --> 00:03:49,260
چـ-چطوری یه‌همچین آیتم کمیابی رو گیر آوردی؟

58
00:03:49,260 --> 00:03:51,080
!مگه قرار نبود نجاتم بدی؟

59
00:03:51,080 --> 00:03:55,150
!زنیکه، شنیدم کاری کردی که آنجه و لیویا به پات بیوفتن

60
00:03:58,350 --> 00:04:01,090
...چیزه، اون، راست‌اش

61
00:04:01,900 --> 00:04:05,780
...آنجه بخاطر لکه‌دار کردن اسم و رسم خانواده‌اش حسابی سرخورده شده و

62
00:04:05,780 --> 00:04:08,390
!شنیدم هم به خودش و هم لیویا آسیب رسیده...

63
00:04:08,690 --> 00:04:11,520
!واسۀ همینم می‌کشمت! قطعاً نفله‌ات می‌کنـــــم

64
00:04:12,890 --> 00:04:16,190
!بس کن! عمراً بذارم دستت به ماریه برسه

65
00:04:16,440 --> 00:04:18,350
!خفه‌شو! بکشش، لوکیسون

66
00:04:18,350 --> 00:04:19,940
مطمئنی؟

67
00:04:20,350 --> 00:04:22,250
!بُکُشــــش

68
00:04:22,810 --> 00:04:24,700
.پس با اجازه‌تون

69
00:04:31,610 --> 00:04:33,080
منم کُشتی چرا؟

70
00:04:33,380 --> 00:04:35,600
آروم شدی حالا؟

71
00:04:37,290 --> 00:04:42,300
باید توی یه‌جزیرۀ شناور توی قلمرو تو زندگی کنیم؟

72
00:04:42,300 --> 00:04:46,670
.آره. اونجا که رفتین هم باید هرجور شده خود کفا بشین

73
00:04:46,670 --> 00:04:48,350
.تبعیدگاه‌تونه

74
00:04:48,990 --> 00:04:51,990
.عـــــه؟ بَدجور بو دار می‌زنه قضیه

75
00:04:51,990 --> 00:04:54,100
واسۀ نجاتت تشکر که نکردی، الآن داری بهم غر هم می‌زنی؟

76
00:04:54,100 --> 00:04:56,340
نکنه هوس مُردن کردی؟

77
00:04:56,340 --> 00:05:01,540
.و-ولی، می‌دونی که من، یه‌دختر کاملاً شهری‌اَم

78
00:05:02,530 --> 00:05:05,510
صد مطمئنم که باز می‌خوای بیوفتی توی خیابون‌های سطح شهر و
!یه‌هارم دیگه واسۀ خودت جفتُ‌جور کنی

79
00:05:05,510 --> 00:05:07,720
!زنیکه‌ای که توی زندگی قبلیت یه‌عجوزه چروک بچه‌دار بودی

80
00:05:07,720 --> 00:05:12,240
دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه! جنابعالی مگه خودت
نگرفتی شخصیت منفی و شخصیت اصلی داستان رو بُر نزدی؟

81
00:05:12,890 --> 00:05:16,630
!رابطۀ ما کاملاً یه‌رابطه پاک و شرعی بــــیـــــده

82
00:05:16,630 --> 00:05:17,670
!ما رو با خودت یکی نکن

83
00:05:17,670 --> 00:05:19,340
!آره چون جنابعالی یه‌باکرۀ ترسویی که بلد نیست هیچ حرکتی روشون بزنه

84
00:05:19,340 --> 00:05:22,050
!اینکه من خدابیامرز شدم همه‌اش تقصیر توئه

85
00:05:22,410 --> 00:05:24,490
!لوکسیون، تو یه‌چیزی بهش بگو

86
00:05:24,490 --> 00:05:25,400
.باشد

87
00:05:25,400 --> 00:05:30,050
واقعاً دلم واسۀ اون پدر و مادر بدبختی که مجبور بودن
.توی زندگی قبلی‌تون با شماها سَر و کله بزنن، کبابه

88
00:05:34,610 --> 00:05:39,750
.درضمن، به‌نظرم ارباب، تو هم باید همینطور که ماریه می‌گه بالأخره یه آستینی بالا بزنی

89
00:05:40,730 --> 00:05:42,420
چی داری بلغور می‌کنی واسۀ خودت؟

90
00:05:42,780 --> 00:05:45,440
.چه خوب که جفت‌شون هم همین الآن اومدن اینجا

91
00:05:45,440 --> 00:05:46,490
هِـع؟

92
00:05:50,360 --> 00:05:51,400
.لِئون سان

93
00:05:50,360 --> 00:05:51,400
.لیون

94
00:05:54,090 --> 00:05:55,680
.باید باهات صحبت کنیم

95
00:05:56,420 --> 00:05:58,160
می‌شه یکم وقتت رو بگیریم؟

96
00:06:01,410 --> 00:06:04,380
ر-راجب چی می‌خواستین باهام حرف بزنین؟

97
00:06:05,190 --> 00:06:08,260
.لیون، من تو رو دوست دارم

98
00:06:10,610 --> 00:06:16,410
نمی‌دونم از کِی شروع شد که
.دیگه همۀ فکر و ذکرم به جای اعلی‌حضرت، پیش تو بود

99
00:06:17,170 --> 00:06:19,520
.از بودن پیشت حسابی لذت می‌بردم

100
00:06:20,680 --> 00:06:23,420
.از بودن کنارت احساس آرامش می‌کردم

101
00:06:23,770 --> 00:06:26,970
.من... عاشق تو هستم

102
00:06:30,280 --> 00:06:34,030
چـ-چرا داره لبخند می‌زنه؟ من الآن باید چی‌کار کنم دقیقاً؟

103
00:06:35,240 --> 00:06:37,030
...لوکیسون، دستم به دامنت

104
00:06:39,900 --> 00:06:40,930
تو دیگه کی‌ای؟

105
00:06:40,930 --> 00:06:43,660
.سلوم‌سلوم. کلیر چان بیدم

106
00:06:43,660 --> 00:06:46,480
آها، هوش‌مصنوعی وایس بودی، نه؟

107
00:06:46,480 --> 00:06:47,800
.مشتاق‌دیدار

108
00:06:48,780 --> 00:06:50,260
...اون صدا

109
00:06:50,260 --> 00:06:53,630
حالا که دقت می‌کنم، همون هوش مصنوعی توی خرابه‌های باستانی الف‌ها نیستی احیاناً؟

110
00:06:54,870 --> 00:06:56,810
.به این وسیله منتقل شدم

111
00:06:57,340 --> 00:07:01,620
که‌اینطور. اینا رو بیخیال، لوکسیون کدوم گوریه؟

112
00:07:01,620 --> 00:07:06,570
.چون توی این چیزها خیلی مَشنگ می‌زنه گفتم بره خودشُ یه‌جا گُم و گور کنه
.اونم در کمال رضایت به حرفم گوش کردم

113
00:07:06,800 --> 00:07:09,750
!اون عوضی، ولم کرد رفت

114
00:07:09,750 --> 00:07:10,570
.لِئون سان

115
00:07:10,570 --> 00:07:11,570
بـ-بلی؟

116
00:07:12,570 --> 00:07:15,540
.من هنوزم بی‌نهایت دوستت دارم

117
00:07:16,150 --> 00:07:19,080
.اونقدری که فکر نمی‌کنم هیچکس بیشتر از من دوستت داشته باشه

118
00:07:19,730 --> 00:07:21,210
.کـ-که‌اینطور پس

119
00:07:21,210 --> 00:07:22,830
که‌اینطور» چه کوفتی بود تفت دادی احمق؟»

120
00:07:23,240 --> 00:07:26,820
پس می‌شه همین الآن، جواب‌تون رو بهم بگین؟

121
00:07:26,820 --> 00:07:28,250
من یا لیویا؟

122
00:07:28,600 --> 00:07:31,470
.نه، اگه کسی رو از بین‌مون انتخاب نکنی هم اشکالی نداره

123
00:07:32,040 --> 00:07:34,100
.فقط بگو که چه حسی به ما داری

124
00:07:36,000 --> 00:07:38,340
چه حسی بهتون دارم؟

125
00:07:45,420 --> 00:07:46,500
...من

126
00:07:51,360 --> 00:07:55,740
...جفت‌تون رو دوست می‌دارم... دوست می‌دارم... دوست می‌دارم

127
00:07:58,730 --> 00:08:03,370
،پدرم بخاطر نجات تعداد زیادی از افراد موقع تخلیه پایتخت
.به رتبۀ ششم از بالا ارتقا درجه گرفت

128
00:08:04,010 --> 00:08:07,690
.الآن داره توی سَر پا کردن آروگانز و پارتنر کمک‌اَم می‌کنه

129
00:08:08,910 --> 00:08:10,880
،بعد از اینکه پدرم زولا رو ترک کرد

130
00:08:11,190 --> 00:08:13,880
...عمارت‌ زولا توی پایتخت توی بحبوحه جنگ آتیش گرفت و سوخت و

131
00:08:14,320 --> 00:08:19,080
.خانواده‌اش هم به‌دلیل امتناع از شرکت توی جنگ، از جای و مقام‌شون خلع شدن...

132
00:08:20,510 --> 00:08:25,010
توی پایتخت‌ هم، به شکل عجیبی، داشت یه نیمچه جرقه‌هایی
.واسۀ تغییر اون سیستم زن‌سالاری مطلق شکل می‌گرفت

133
00:08:26,090 --> 00:08:27,270
...من هم درآخر

134
00:08:30,250 --> 00:08:36,160
ای وایکانت، لِئون فو بارتفورتی که
.در جریان این جنگ فتوحاتی بسیار داشتی

135
00:08:36,520 --> 00:08:40,040
.خوابم میاد. بدو زود تموم‌اش کن بریم پِی کارمون

136
00:08:41,350 --> 00:08:45,290
.از این فرصت استفاده می‌کنم و یه وظایف‌ات به‌عنوان فرماندهی کُل قوا پایان می‌دم

137
00:08:45,700 --> 00:08:50,940
.ضمناً به شما مقام دوک‌نشینی رتبه سوم‌ِ‌پایین رو عطا می‌کنم

138
00:08:54,380 --> 00:08:56,430
!چی‌چی گُفتـــــی؟

139
00:08:56,750 --> 00:09:02,650
دستاوردهای بی‌شمارت توی میدون جنگ
.تورو کامل شایسته یه‌عنوان درخور کرده

140
00:09:04,350 --> 00:09:06,420
توی این سن دوک شده؟

141
00:09:06,420 --> 00:09:08,770
.بالاترین مقامی‌ـه که تا حالا یه نفر خارج از خاندان سلطنتی داشته

142
00:09:08,770 --> 00:09:10,900
.پیشرفت اون تازه‌به‌دوران رسیده دیگه زیادی سرعت گرفته

143
00:09:13,550 --> 00:09:16,510
.میلینه ساما هم قشنگ برگ‌ریزون شده

144
00:09:16,510 --> 00:09:21,520
!این بی‌شرف، از قصد این تصمیم رو گرفته که منُ اذیت کنه

145
00:09:22,610 --> 00:09:25,910
.تا تو باشی واسۀ پادشاه شاخ‌بازی درنیاری

146
00:09:26,630 --> 00:09:28,540
...اگر این خواست اعلی‌حضرته پس

147
00:09:28,790 --> 00:09:30,790
.مردک بازم داره صحنه رو ازم می‌قاپه

148
00:09:31,470 --> 00:09:34,900
.کنت عزیز، پیشاپیش منتظر خدمات آیندۀ جنابعالی هستم

149
00:09:37,620 --> 00:09:44,300
!بـــــ-برووو درتُ بذاااار
!قطعاً یه‌روز تلافیش رو سرت درمیارم

150
00:09:45,720 --> 00:09:47,270
بازم ترفیع گرفتی؟

151
00:09:48,000 --> 00:09:52,090
.برعکس ما تبعیدی‌ها می‌بینم یه‌سری آشغال‌ها خوب داره بهشون خوش می‌گذره

152
00:09:52,090 --> 00:09:54,980
خفه‌شو. تو چه می‌دونی من چی می‌کشم آخه؟

153
00:09:55,380 --> 00:09:57,500
.به‌جای این حرف‌ها، بنال ببینم چی می‌خواستی بهم بگی

154
00:09:57,500 --> 00:10:02,720
راست‌اش یه‌سری اطلاعات نابی واسه‌ات دارم؛
.راجب اون بازی اوتومه خودمون

155
00:10:02,720 --> 00:10:03,660
چی گفتی؟

156
00:10:04,200 --> 00:10:08,320
...تو چون بعد از تموم کردن سری اوّل‌اش ریغ رحمتُ سر کشیدی، احتمالاً نمی‌دونی، ولی

157
00:10:08,320 --> 00:10:11,080
.اون بازی اوتومه، کُلی سری‌های مختلف گرفت

158
00:10:11,510 --> 00:10:13,550
ها؟ اون بازی آشغال آخه؟

159
00:10:14,340 --> 00:10:17,170
...دقیقاً. با اینکه اصلاً بازی محبوبی نبود، ولی

160
00:10:17,170 --> 00:10:19,880
.توسعه‌دهنده‌هاش به‌شکل عجیبی خاطرخواهش بودن

161
00:10:19,880 --> 00:10:22,050
.بـ-باورم نمی‌شه

162
00:10:22,470 --> 00:10:26,180
.به‌علاوه، محافظ زمین که اون موقه دیدی، تنها غول مرحله آخر سری اوّل‌اش بود

163
00:10:26,470 --> 00:10:30,060
.محافظ‌های آسمان و دریا واسۀ سری سوم بازی بودن

164
00:10:30,730 --> 00:10:35,300
که‌اینطور، پس داری می‌گی که سری اول و سوم باهم قاطی شده بودن، ها؟

165
00:10:35,300 --> 00:10:37,710
.پس بگو چرا تا حالا ندیده بودم‌شون

166
00:10:39,350 --> 00:10:41,070
...که‌یعنی‌که، در اینصورت

167
00:10:41,380 --> 00:10:44,670
.بهله. هنوز غول سری دوم مونده

168
00:10:44,670 --> 00:10:46,620
.دنیا هنوز در خطره

169
00:10:46,620 --> 00:10:49,250
!دادین دستــــــمــــــــون؟

170
00:10:49,720 --> 00:10:51,670
حالا حالیت شد؟

171
00:10:51,670 --> 00:10:55,180
.من اطلاعاتی از بازی دارم که تو نداری

172
00:10:55,180 --> 00:10:57,510
.در نتیجه بیا یه معامله‌ای بکنیم

173
00:10:57,840 --> 00:11:00,130
تو... چه فکر شومی توی کلته؟

174
00:11:00,790 --> 00:11:03,550
...بذار ببینم، واسۀ شروع

175
00:11:06,420 --> 00:11:08,270
!یکم پول تو جیبی بهم بده تو رو خدا...

176
00:11:09,100 --> 00:11:09,770
‫چی؟‬

177
00:11:10,210 --> 00:11:15,150
‫کارلا و کایل مشکلی ندارن، اما اون احمق‌ها‬
‫هیچ‌وقت نمی‌تونن توی اون برهوت زنده بمونن!‬

178
00:11:16,610 --> 00:11:21,460
‫اونا هیچ فرقی با مردهای بی‌خاصیت و‬
‫مصرف‌کننده‌ی زندگی قبلیم ندارن!‬

179
00:11:21,460 --> 00:11:23,580
‫درخشش.‬

180
00:11:23,580 --> 00:11:27,040
‫تو واقعاً آهن‌ربای مردهای آشغال هستی.‬

181
00:11:27,720 --> 00:11:30,040
‫خیلی خب. می‌تونی پول جیبی داشته باشی.‬

182
00:11:30,540 --> 00:11:33,920
‫ممنونم، داداش!‬

183
00:11:34,600 --> 00:11:38,360
‫بی‌خیال. فقط درباره‌ی بازی دوم برام بگو.‬

184
00:11:38,360 --> 00:11:39,420
‫باشه.‬

185
00:11:39,860 --> 00:11:44,430
‫داستان بازی دوم به جای پادشاهی،‬
‫توی جمهوری آلزر جریان داره.‬

186
00:11:45,080 --> 00:11:46,810
‫جمهوری آلزر؟‬

187
00:11:47,940 --> 00:11:49,930
‫آه، همون مقصد تحصیل در خارج.‬

188
00:11:50,620 --> 00:11:53,930
‫ظاهراً تا زمانی که شخصیت اصلی‬
‫با یک معشوقه در بازی دوم همراه نشه،‬

189
00:11:53,930 --> 00:11:55,940
‫دنیا نابود میشه.‬

190
00:12:00,450 --> 00:12:03,050
‫جدی می‌گم، دست از سر کچم بردار.‬

191
00:12:04,650 --> 00:12:10,580
‫حتماً خیلی آدم نگران و دلواپسی هستی‬
‫که می‌خوای توی جمهوری آلزر تحصیل کنی.‬

192
00:12:10,880 --> 00:12:12,750
‫چاره‌ای ندارم.‬

193
00:12:12,750 --> 00:12:16,020
‫کنجکاوم ببینم تغییرات بازی اول‬
‫چه تاثیری رویش گذاشته،‬

194
00:12:16,020 --> 00:12:19,270
‫و اگه کسی مثل ماری اونجا باشه،‬
‫ممکن است به دردسر بیفتیم.‬

195
00:12:19,270 --> 00:12:23,090
‫اگه توی پادشاهی می‌موندی،‬
‫احتمالاً خیلی محبوب می‌شدی.‬

196
00:12:23,090 --> 00:12:27,810
‫این دنیا چقدر برای اوباش سخته؟‬

197
00:12:27,810 --> 00:12:28,570
‫لئون.‬

198
00:12:29,880 --> 00:12:31,030
‫پدر.‬

199
00:12:31,030 --> 00:12:32,600
‫یک لحظه وقت داری؟‬

200
00:12:34,790 --> 00:12:36,140
‫مهمانی نامزدی؟‬

201
00:12:36,140 --> 00:12:39,710
‫آره. دوست دارم شرکت کنی.‬

202
00:12:39,710 --> 00:12:42,800
‫برادرم رو دست‌کم گرفته بودم.‬

203
00:12:42,800 --> 00:12:45,470
‫نمی‌دونستم توی پیدا کردن همسر‬
‫این‌قدر خوب پیشرفت کرده.‬

204
00:12:45,470 --> 00:12:47,740
‫آره، فکر کنم.‬

205
00:12:48,340 --> 00:12:52,590
‫هنوز وقت دارم تا برای تحصیل در خارج حرکت کنم،‬
‫پس با کمال میل شرکت می‌کنم.‬

206
00:12:55,320 --> 00:12:58,920
‫یک دقیقه صبر کن. یک جای کار می‌لنگه.‬

207
00:12:59,600 --> 00:13:01,420
‫مگه تو ستاره‌ی این مراسم نیستی؟‬

208
00:13:02,220 --> 00:13:04,420
‫چرا لباس من توی چشم‌تره؟‬

209
00:13:05,750 --> 00:13:09,100
‫خب، می‌دونی... تو یک کنت هستی.‬

210
00:13:09,610 --> 00:13:14,180
‫چی؟ لوکسیون، این به نظرت عجیب نمی‌رسه؟‬

211
00:13:14,180 --> 00:13:18,060
‫عجیب؟ مطمئنم همه فقط استرس دارن.‬

212
00:13:18,780 --> 00:13:21,070
‫نه، یک جای کار قطعی لنگ می‌زنه.‬

213
00:13:22,320 --> 00:13:23,940
‫صبر کن. نکنه...‬

214
00:13:36,170 --> 00:13:38,650
‫پیرمرد، من رو گول زدی؟!‬

215
00:13:38,650 --> 00:13:41,030
‫من چنین کاری نکردم.‬

216
00:13:41,030 --> 00:13:43,340
‫تو فقط منظو‌رم رو بد متوجه شدی.‬

217
00:13:44,260 --> 00:13:49,590
‫از اونجایی که خیلی دودلی،‬
‫ما برات همه‌چیز رو جور کردیم.‬

218
00:13:50,060 --> 00:13:52,100
‫چ-چطور تونستید؟‬

219
00:13:53,550 --> 00:13:56,100
‫ا-اتاق پر از مهمان‌های مهمیه!‬

220
00:13:56,110 --> 00:13:57,570
‫نمی‌تونم فرار کنم!‬

221
00:13:58,220 --> 00:14:01,230
‫تبریک می‌گم، سرورم.‬

222
00:14:01,230 --> 00:14:03,690
‫نامه‌ای از اعلی‌حضرت برای شما دارم.

223
00:14:03,690 --> 00:14:05,670
‫چی؟ از طرف پادشاه؟‬

224
00:14:08,740 --> 00:14:11,860
‫شنیدم از ازدواج فرار می‌کنی،‬

225
00:14:11,860 --> 00:14:14,520
‫برای همین هر کاری از دستم برمی‌اومد‬
‫کردم تا همه‌چیز جلو بره.‬

226
00:14:15,640 --> 00:14:17,830
‫به پایان زندگیت خوش آمدی.‬

227
00:14:17,830 --> 00:14:21,290
‫با احترام، پادشاه بااستعداد‬
‫و فوق‌العاده‌ات.‬

228
00:14:22,890 --> 00:14:25,380
‫لعنت بهش!‬

229
00:14:32,240 --> 00:14:34,390
‫بابت فریب دادنت متأسفیم.‬

230
00:14:35,130 --> 00:14:38,270
‫اما تو مدام از جواب دادن شانه خالی می‌کردی.‬

231
00:14:40,180 --> 00:14:42,650
‫اصلاً چرا دوستم داشتید؟‬

232
00:14:43,230 --> 00:14:44,850
‫چون خودِ خودتی.‬

233
00:14:45,290 --> 00:14:47,570
‫لئون، شوهرم شو.‬

234
00:14:49,220 --> 00:14:52,530
‫من عاشقت شدم چون خودِ خودتی، آقای لئون.‬

235
00:14:54,540 --> 00:14:56,430
‫هرگز رهايت نمی‌کنم.‬

236
00:15:00,170 --> 00:15:02,170
‫آه، باشه. هر کاری می‌خواهید بکنید.‬

237
00:15:07,010 --> 00:15:10,510
‫این‌طور نیست که ازشون بدم بیاد.‬

238
00:15:11,140 --> 00:15:12,240
‫دوستشون دارم.‬

239
00:15:16,040 --> 00:15:19,640
‫گول خوردم، اما حس بدی به این قضیه ندارم.‬

240
00:15:21,840 --> 00:15:24,150
‫نامزدی‌تون رو تبریک می‌گم.‬

241
00:15:24,390 --> 00:15:27,360
‫مراسم خیلی قشنگی بود.‬

242
00:15:27,800 --> 00:15:31,040
‫حرف‌هاتون همین بود،‬
‫آشغال‌های به درد نخور؟‬

243
00:15:32,690 --> 00:15:34,950
‫اما فردا قراره برای تحصیل به خارج برم.‬

244
00:15:34,950 --> 00:15:38,040
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر زود بعد از نامزدی‌م‬
‫مجبور باشم تنها زندگی کنم.‬

245
00:15:47,500 --> 00:15:49,670
‫هنوز آماده نیستم!‬

246
00:15:49,670 --> 00:15:50,380
‫یواشکی نگاه.‬

247
00:15:50,800 --> 00:15:55,370
‫فکر کردی برای چی اینجاییم؟ فقط اومدیم حرف بزنیم.‬

248
00:15:52,170 --> 00:15:52,810
‫یواشکی نگاه.‬

249
00:15:55,370 --> 00:15:55,920
‫ها؟‬

250
00:15:56,350 --> 00:16:01,390
‫نتونستیم خیلی با هم حرف بزنیم. ایرادی داره؟‬

251
00:16:01,390 --> 00:16:02,890
‫ا-اصلاً ایرادی نداره.‬

252
00:16:07,130 --> 00:16:08,880
‫می‌خواستیم ازت تشکر کنیم.‬

253
00:16:09,370 --> 00:16:13,530
‫از وقتی باهات آشنا شدیم اتفاقات زیادی افتاده.‬

254
00:16:13,930 --> 00:16:17,530
‫تو همیشه در کنارمون بودی.‬

255
00:16:18,160 --> 00:16:20,140
‫خیلی به ما کمک کردی.‬

256
00:16:20,470 --> 00:16:22,660
‫آنجی، لیویا...‬

257
00:16:24,180 --> 00:16:25,670
‫من به شماها بدهکارم.‬

258
00:16:26,470 --> 00:16:29,550
‫نمی‌دونم بدون شماها چکار می‌کردم.‬

259
00:16:30,010 --> 00:16:33,670
‫ممنونم. منم به ماری و بقیه بدهکارم.‬

260
00:16:33,670 --> 00:16:35,050
‫حق با توئه.‬

261
00:16:35,470 --> 00:16:37,800
‫لئون، بهتره برگردی.‬

262
00:16:38,550 --> 00:16:41,040
‫ما منتظرت خواهیم بود.‬

263
00:16:42,300 --> 00:16:44,730
‫قول می‌دم برگردم.‬

264
00:16:45,940 --> 00:16:51,570
‫بعد از اون، تا دیروقت بیدار موندیم و حرف زدیم.‬

265
00:16:53,450 --> 00:16:55,590
‫یک شکنجه بود.‬

266
00:17:04,000 --> 00:17:07,660
‫رودا، حالا همه رفتن.‬

267
00:17:08,600 --> 00:17:13,560
‫پدر، مادر. حتی واندل هم رفته.‬

268
00:17:16,900 --> 00:17:21,560
‫اگه تو هم تنهام بذاری، کاملاً تنها می‌شم.‬

269
00:17:23,340 --> 00:17:27,100
‫کاش قوی‌تر بودم.‬

270
00:17:27,640 --> 00:17:32,110
‫حرف‌های رئیس الف‌ها یادم میاد.‬

271
00:17:33,270 --> 00:17:36,890
‫لئون فو بارتفورت...‬

272
00:17:38,320 --> 00:17:41,350
‫اگر بتوانی راهی برای با هم قدم برداشتن پیدا کنی،‬

273
00:17:41,350 --> 00:17:44,370
‫مسیر دشوارت غرق در نور خواهد شد،‬

274
00:17:44,370 --> 00:17:46,970
‫و آنها حامیانی قابل‌اعتماد خواهند بود.‬

275
00:17:50,700 --> 00:17:52,880
‫داری الان می‌ری؟‬

276
00:17:53,380 --> 00:17:55,370
‫دلم برات می‌سوزه، لئون.‬

277
00:17:55,370 --> 00:17:58,360
‫بالاخره داره دعوت‌نامه‌های بیشتری از دخترا به دستت می‌رسه.‬

278
00:17:58,360 --> 00:18:02,010
‫در عوض، با ما به خاطر تلاش‌هامون در تخلیه‬
‫مثل قهرمان‌ها رفتار میشه.‬

279
00:18:02,240 --> 00:18:05,270
‫ما وارد فاز محبوبیتمون شدیم!‬

280
00:18:05,270 --> 00:18:11,770
‫فاز محبوبیت! فاز محبوبیت!‬
‫فاز محبوبیت!‬

281
00:18:05,270 --> 00:18:07,670
‫تاوان این رو پس می‌دید.‬

282
00:18:07,670 --> 00:18:09,270
‫لئون.‬

283
00:18:09,630 --> 00:18:11,770
‫خانم‌ها.‬

284
00:18:14,400 --> 00:18:19,280
‫اگه از ردگراو خسته شدی،‬
‫خاندان اتلی اینجاست.‬

285
00:18:19,770 --> 00:18:23,540
‫درهای خاندان روزبلید هم‬
‫به روی تو بازه.‬

286
00:18:23,880 --> 00:18:26,010
‫راستی، چه می‌شد اگر...‬

287
00:18:26,010 --> 00:18:28,480
‫...همین الان با هم فرار می‌کردیم؟‬

288
00:18:29,370 --> 00:18:30,330
‫آقای لئون.‬

289
00:18:31,150 --> 00:18:32,320
‫استاد!‬

290
00:18:33,380 --> 00:18:35,970
‫دیدن دنیای بیرون‬
‫تجربه‌ی خوبی خواهد بود.‬

291
00:18:35,970 --> 00:18:38,570
‫هم به عنوان یک جنتلمن و هم یک انسان،‬

292
00:18:38,570 --> 00:18:42,100
‫امیدوارم در حالی که به جلو پیش می‌ری،‬
‫مرام جوانمردیت رو عمیق‌تر کنی.‬

293
00:18:42,510 --> 00:18:43,560
‫بله، استاد.‬

294
00:18:43,820 --> 00:18:46,980
‫ارباب، کم‌کم وقت حرکت است.‬

295
00:18:46,980 --> 00:18:49,860
‫یک کشتی جدید برای شما تهیه کرده‌ام‬
‫تا به عنوان نماینده‌ی پادشاهی‬

296
00:18:49,860 --> 00:18:51,940
‫آبروبرزی نکنید.‬

297
00:18:56,460 --> 00:18:58,700
‫واو، خیلی خفنه!‬

298
00:18:58,700 --> 00:19:03,070
‫این آینهورنه. فکر کردم لایق‬
‫مراسم عزیمت امروز است.‬

299
00:19:04,540 --> 00:19:06,580
‫آره. بریم.‬

300
00:19:13,890 --> 00:19:17,710
‫نمی‌خواستی بدرقه‌اش کنی؟‬

301
00:19:18,440 --> 00:19:22,910
‫نه. گریه کردن ما در ملاءعام‬
‫فقط براش دردسر درست می‌کرد.‬

302
00:19:22,910 --> 00:19:25,440
‫چه تحسین‌برانگیز.‬

303
00:19:25,440 --> 00:19:29,710
‫و حتماً دلیلی داشته که‬
‫ناگهان تصمیم گرفته برای تحصیل به خارج برود.‬

304
00:19:29,710 --> 00:19:33,810
‫ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم خیلی سخت درس بخوانیم‬
‫تا روزی بتوانیم به او کمک کنیم.‬

305
00:19:34,760 --> 00:19:39,400
‫باید آن‌قدر رشد کنیم که‬
‫وقتی برگشت شگفت‌زده شود.‬

306
00:19:39,400 --> 00:19:40,310
‫حق با توست.‬

307
00:19:40,310 --> 00:19:41,500
‫بیایید تمام تلاشمان را بکنیم.‬

308
00:19:44,670 --> 00:19:46,710
‫لعنت بهش!‬

309
00:19:46,710 --> 00:19:51,870
‫بدرقه‌ی خوبی بود،‬
‫اما من نمی‌خواهم به خارج بروم!‬

310
00:19:51,870 --> 00:19:54,660
‫نمی‌تونی بی‌خیالش بشی، مگه نه؟‬

311
00:19:55,000 --> 00:19:58,910
‫به هر حال، نمی‌خواهی این جعبه را باز کنی؟‬

312
00:19:58,910 --> 00:20:01,400
‫ظاهراً از طرف کاخ است.‬

313
00:20:02,240 --> 00:20:04,390
‫آه، درسته. اونا واقعاً یک چیزی به من دادن.‬

314
00:20:04,990 --> 00:20:08,010
‫هدیه‌ای برای جمهوری آلزره؟‬

315
00:20:18,290 --> 00:20:20,500
‫چرا بستی‌ش؟!‬

316
00:20:20,500 --> 00:20:22,990
‫اینجا چیکار می‌کنید؟!‬

317
00:20:26,710 --> 00:20:28,240
‫خ-خب، می‌بینی...‬

318
00:20:31,970 --> 00:20:33,750
‫ا-این چیه؟‬

319
00:20:34,260 --> 00:20:36,750
‫این رو برای تو تهیه کردیم.‬

320
00:20:36,750 --> 00:20:39,270
‫دادیم یک صنعتگر معتبر ساختتش.‬

321
00:20:39,270 --> 00:20:41,520
‫کمی گران بود.‬

322
00:20:41,520 --> 00:20:44,510
‫اما ما پول جیبی‌مان را از بارتفورت گرفتیم.‬

323
00:20:44,510 --> 00:20:47,900
‫او مدام سعی می‌کرد سینه‌ات را‬
‫بزرگ‌تر کند. مصیبتی بود.‬

324
00:20:49,610 --> 00:20:53,010
‫أ-آنها در خرج کردن ثروتی هنگفت‬
‫دریغ نکردند.‬

325
00:20:53,010 --> 00:20:56,200
‫تمام هزینه‌ی زندگی یک سال به باد رفت.‬

326
00:20:58,900 --> 00:21:02,900
‫این احمق‌های بی‌ارزش!‬

327
00:21:06,200 --> 00:21:09,410
‫وقتی ملکه باخبر شد، به شدت عصبانی شد.‬

328
00:21:12,430 --> 00:21:17,250
‫به نظر می‌رسد لازم است بیشتر‬
‫درباره‌ی دنیا بیاموزی.‬

329
00:21:17,250 --> 00:21:20,420
‫با لئون برو و در خارج تحصیل کن!‬

330
00:21:23,700 --> 00:21:26,550
‫پس بقیه‌شون هم اینجا هستند.‬

331
00:21:26,990 --> 00:21:29,210
‫هیجان‌زده نیستی، اعلیحضرت؟‬

332
00:21:29,210 --> 00:21:29,930
‫آره.‬

333
00:21:30,300 --> 00:21:31,730
‫آلزر، هان؟‬

334
00:21:31,730 --> 00:21:34,290
‫من هر جایی خوشحالم،‬
‫به شرطی که با ماری باشم.‬

335
00:21:34,290 --> 00:21:36,690
‫مردی خواهم شد که لیاقتش را داشته باشد!‬

336
00:21:37,580 --> 00:21:39,650
‫داریم از نو شروع می‌کنیم.‬

337
00:21:39,650 --> 00:21:40,950
‫آره!‬

338
00:21:42,970 --> 00:21:47,700
‫پس زمان بیشتری را با هم خواهیم گذراند، داداش.‬

339
00:21:48,310 --> 00:21:50,450
‫محاله جدی بگی!‬

340
00:21:50,880 --> 00:21:54,950
‫آیا به این می‌گویند عشق زیبا و پاک‬
‫خواهر و برادری؟‬

341
00:21:55,710 --> 00:21:58,670
‫شما دو تا واقعاً شبیه هم هستید.‬

342
00:21:59,640 --> 00:22:00,960
‫خفه شو!‬

343
00:22:01,180 --> 00:22:02,990
‫لعنت بهش!‬

344
00:22:02,990 --> 00:22:05,590
،‫این بازی اوتومه لعنتی

345
00:22:05,590 --> 00:22:11,370
چه‌قدر دیگه می‌خواد واسۀ یه سیاه‌لشکر بی‌نوا، سگی جلو بره؟

346
00:22:12,850 --> 00:22:14,980
‫۲‬‫دوستیابی‬‫بازی‬‫در یک‬‫گیر افتاده‬

347
00:22:15,000 --> 00:22:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

348
00:23:36,490 --> 00:23:40,250
‫فرمانده کل‬

349
00:23:36,490 --> 00:23:40,250
‫میورا کازویا🎌‬
