1
00:00:03,370 --> 00:00:04,680
‫داریم محل فرود رو بررسی می‌کنیم.

2
00:00:04,680 --> 00:00:06,990
‫همه پیاده بشن! زود باشید!

3
00:00:07,900 --> 00:00:09,140
‫نجات پیدا کردیم.

4
00:00:09,140 --> 00:00:11,000
‫اینجا در امانیم.

5
00:00:11,260 --> 00:00:14,300
‫همه از کشتی پیاده شدن.
‫ما برمی‌گردیم به میدان نبرد.

6
00:00:14,300 --> 00:00:15,460
‫پدر لئون.

7
00:00:15,460 --> 00:00:17,000
‫ما هم باهاتون میایم.

8
00:00:17,380 --> 00:00:22,000
‫شما زخمی شدید. دانش‌آموزها
‫باید همین‌جا بمونن.

9
00:00:22,000 --> 00:00:23,380
‫و... ولی...

10
00:00:23,380 --> 00:00:25,470
‫اشکالی نداره، پسرها.

11
00:00:25,760 --> 00:00:28,710
‫شما شجاعت‌تون رو قبلاً ثابت کردید.

12
00:00:28,710 --> 00:00:30,350
‫خانم‌ها...

13
00:00:30,350 --> 00:00:33,310
‫لئون حالش خوب می‌شه.

14
00:00:33,310 --> 00:00:35,200
‫بهش اعتماد کنید.

15
00:00:36,680 --> 00:00:37,870
‫بهش اعتماد کنیم؟

16
00:00:38,590 --> 00:00:39,930
‫به لئون اعتماد کنیم؟

17
00:00:41,360 --> 00:00:43,280
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

18
00:00:43,280 --> 00:00:44,930
‫امکان نداره.

19
00:00:54,620 --> 00:00:56,920
‫ا... اگه همین‌طور پیش بره،
‫ما نابود می‌شیم!

20
00:01:08,170 --> 00:01:11,700
‫ادغام شدن با اون وسیله عجیب هم
‫خیلی کمکت نکرد!

21
00:01:17,270 --> 00:01:21,690
‫ای شرورهای پادشاهی،
‫همه‌تون رو می‌کشم!

22
00:01:21,910 --> 00:01:24,270
‫عقلش رو از دست داده.

23
00:01:24,270 --> 00:01:26,700
‫اون وسیله جادویی کاملاً
‫کنترل بدنش رو به دست گرفته.

24
00:01:26,700 --> 00:01:27,940
‫لعنتی.

25
00:01:27,940 --> 00:01:32,080
‫این‌قدر برای ادامه دادن مبارزه
‫مشتاقی، پیرمرد؟!

26
00:01:38,000 --> 00:01:48,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

27
00:03:09,690 --> 00:03:12,970
‫یه راهی برای متوقف کردن اون هیولا هست.

28
00:03:14,240 --> 00:03:17,290
‫راست می‌گی ماری‌ئه؟
‫منظورم اینه که، ماری‌ئه دونو؟

29
00:03:17,290 --> 00:03:18,200
‫آره.

30
00:03:19,220 --> 00:03:23,980
‫من فقط اون صحنه نمایشی رو از
‫فایل ذخیره بازی برادرم رو دیدم، ولی...

31
00:03:24,410 --> 00:03:28,190
‫اون هیولا با وسیله‌ای به اسم
‫فلوت جادویی احضار می‌شه.

32
00:03:28,190 --> 00:03:33,740
‫درسته. خودم توی اردوی مدرسه
‫شاهد احضار هیولاها بودم.

33
00:03:34,100 --> 00:03:35,560
‫فلوت جادویی؟

34
00:03:36,150 --> 00:03:39,300
‫صدای فلوت از اون کشتی میاد.

35
00:03:41,160 --> 00:03:45,130
‫بیا بریم. باید به این رنج پایان بدیم.

36
00:03:45,460 --> 00:03:48,630
‫باشه. برید سراغ صاحب فلوت جادویی!

37
00:03:48,860 --> 00:03:52,900
‫چی؟ فکر کردی کی هستی؟
‫به ما نگو چیکار کنیم.

38
00:03:52,900 --> 00:03:55,260
‫هنوز نفهمیدیش؟!

39
00:03:55,590 --> 00:03:57,700
‫کایل، فقط انجامش بده.

40
00:03:57,700 --> 00:04:01,610
‫واقعاً که، شما هیچ‌وقت عوض نمی‌شید، ارباب.

41
00:04:04,490 --> 00:04:06,860
‫چیه؟ همین‌قدر قدرت داری؟

42
00:04:06,860 --> 00:04:08,770
‫خفه شو، جنگجوی شکست‌خورده!

43
00:04:12,550 --> 00:04:13,610
‫مواظب باش!

44
00:04:13,610 --> 00:04:15,000
‫لعنتی!

45
00:04:24,740 --> 00:04:26,770
‫نمی‌تونم، نمی‌تونم، نمی‌تونم!

46
00:04:25,540 --> 00:04:28,370
‫چه صدای غیرزنانه‌ای.

47
00:04:28,370 --> 00:04:30,450
‫البته اشکالی نداره.

48
00:04:30,450 --> 00:04:31,630
‫آره چان؟

49
00:04:32,100 --> 00:04:37,140
‫منو این‌طوری صدا می‌کنی؟ چه صمیمی.

50
00:04:37,510 --> 00:04:40,230
‫در هر صورت، جای نگرانی نیست.

51
00:04:40,230 --> 00:04:43,140
‫اون اخمو ازمون محافظت می‌کنه.

52
00:04:44,030 --> 00:04:45,640
‫انرژی کاملاً شارژ شد.

53
00:04:46,060 --> 00:04:48,400
‫توپ ذرات بوزون رو شلیک می‌کنم.

54
00:04:59,250 --> 00:05:01,510
‫ا... اون نور چی بود؟

55
00:05:01,510 --> 00:05:03,410
‫تا حالا همچین جادویی ندیده بودم.

56
00:05:04,770 --> 00:05:09,420
‫بله، جادوییه.
‫جادوی بسیار قدرتمند.

57
00:05:09,770 --> 00:05:12,400
‫نـ... نه، اون...

58
00:05:12,870 --> 00:05:15,050
‫خشم ارباب شیاطین!

59
00:05:18,420 --> 00:05:21,860
‫حالا، قبل از اینکه
‫اون هیولا دوباره بازسازی بشه!

60
00:05:21,860 --> 00:05:24,060
‫آره، می‌دونم.

61
00:05:28,370 --> 00:05:30,490
‫ما پشتیبان‌شون می‌شیم!

62
00:05:30,490 --> 00:05:32,020
‫به ما نگو چیکار کنیم!

63
00:05:38,570 --> 00:05:40,370
‫اونجاست! فلوت جادویی!

64
00:05:40,740 --> 00:05:41,640
‫اون...

65
00:05:42,340 --> 00:05:43,590
‫هرترود!

66
00:05:44,160 --> 00:05:45,880
‫چطور اومدی اینجا؟

67
00:05:45,880 --> 00:05:48,170
‫نه، صبر کن. تو فلوت رو زدی؟

68
00:05:49,680 --> 00:05:52,170
‫همه‌شون رو نابود می‌کنم.

69
00:05:52,750 --> 00:05:56,730
‫لطفاً بس کن. اگه همین‌طور پیش بره،
‫همه می‌میرن.

70
00:05:58,020 --> 00:05:58,920
‫که چی؟

71
00:05:59,700 --> 00:06:04,560
‫«که چی»؟ مردم شاهزاده‌نشین هم می‌میرن!

72
00:06:04,560 --> 00:06:06,180
‫بیا این کار رو تموم کنیم!

73
00:06:06,560 --> 00:06:07,410
‫نه.

74
00:06:08,660 --> 00:06:09,900
‫هرگز.

75
00:06:09,900 --> 00:06:10,830
‫تو...

76
00:06:10,830 --> 00:06:13,480
‫اگه می‌خواید منو بکشید، پس بکشید!

77
00:06:13,770 --> 00:06:16,710
‫این نگهبان سرزمین رو متوقف نمی‌کنه!

78
00:06:16,710 --> 00:06:18,740
‫باز هم زنده می‌شه!

79
00:06:21,120 --> 00:06:25,900
‫می‌فهمم از ما متنفری، ولی
‫ادامه دادن این مبارزه چه فایده‌ای داره؟

80
00:06:25,900 --> 00:06:28,580
‫این فقط باعث مرگ‌های بیهوده بیشتری نمی‌شه؟

81
00:06:28,580 --> 00:06:30,050
‫خفه شو.

82
00:06:30,050 --> 00:06:34,590
‫ریشه‌های این شاهزاده‌نشین به
‫خاندان سلطنتی هولفارت برمی‌گرده.

83
00:06:36,180 --> 00:06:40,590
‫شاهزاده‌نشین؟ دیگه برام مهم نیست
‫چه بلایی سرش میاد.

84
00:06:40,960 --> 00:06:41,730
‫ها؟

85
00:06:42,220 --> 00:06:43,230
‫چی گفتی؟

86
00:06:44,070 --> 00:06:45,050
‫برام مهم نیست...

87
00:06:45,660 --> 00:06:51,480
‫چه بلایی سر شاهزاده‌نشینی بیاد
‫که از من و خواهرم سوءاستفاده کرد.

88
00:06:52,900 --> 00:06:58,050
‫ما نمی‌دونستیم اونا پدر و مادرمون رو کشتن،
‫و گذاشتیم ازمون استفاده کنن.

89
00:07:00,030 --> 00:07:05,120
‫هر چیزی که دوست داشتم ازم گرفته شده،
‫حتی خواهرم، رائودا!

90
00:07:05,550 --> 00:07:07,520
‫دیگه به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنم.

91
00:07:07,520 --> 00:07:10,320
‫همه‌شون باید گورشون رو گم کنن!

92
00:07:10,320 --> 00:07:14,630
‫هیچ چیز بیشتر از این نمی‌خوام که
‫این دنیای ناامیدکننده رو نابود کنم!

93
00:07:14,630 --> 00:07:18,250
‫می‌خوام انتقام خواهر و پدر و مادرم رو بگیرم!

94
00:07:18,630 --> 00:07:21,800
‫مگه این‌طور نیست؟ چرا؟

95
00:07:22,230 --> 00:07:26,640
‫چرا نتونستیم خوشحال باشیم؟ چرا؟!

96
00:07:27,180 --> 00:07:30,390
‫بـ... بازم، این کار اشتباهه.

97
00:07:30,800 --> 00:07:32,850
‫انتقام چه فایده‌ای داره؟

98
00:07:32,850 --> 00:07:36,030
‫خواهرت همچین چیزی نمی‌خواد!

99
00:07:36,030 --> 00:07:37,150
‫خفه شو!

100
00:07:37,400 --> 00:07:40,280
‫دهنت رو ببند، خیال‌پرداز!

101
00:07:40,280 --> 00:07:42,000
‫ماری‌ئه سان؟!

102
00:07:42,000 --> 00:07:45,700
‫د... داری چی میگی؟
‫از طرف کی هستی؟

103
00:07:45,700 --> 00:07:48,890
‫نمی‌دونم و برام هم مهم نیست!

104
00:07:48,890 --> 00:07:51,330
‫اینا فقط یه مشت چردندیات
‫خیال‌پردازانه‌ست!

105
00:07:51,330 --> 00:07:56,340
‫انتقام اشتباهه؟ به درک!
‫فکر کردی کی هستی؟

106
00:07:56,690 --> 00:07:59,770
‫خواهرت همچین چیزی نمی‌خواست؟

107
00:07:59,770 --> 00:08:03,550
‫چه رویی داری که از طرف اون حرف می‌زنی!

108
00:08:03,550 --> 00:08:04,840
‫و... ولی...

109
00:08:04,840 --> 00:08:08,420
‫پس باید بدبختی خودش رو قبول کنه
‫و دنبال انتقام نره؟

110
00:08:08,420 --> 00:08:10,600
‫مگه اون حق نداره خوشحال باشه؟

111
00:08:10,600 --> 00:08:13,300
‫پس احساسات خودش چی؟!

112
00:08:14,980 --> 00:08:16,970
‫برای نصیحت کردن اون مشکلی نداری،

113
00:08:16,970 --> 00:08:20,460
‫ولی اگه عزیزات رو از دست می‌دادی،
‫همین‌طوری دست روی دست می‌ذاشتی؟

114
00:08:20,460 --> 00:08:23,290
‫حتی اگه اشتباه باشه،
‫انتقام‌شون رو نمی‌گرفتی؟

115
00:08:23,290 --> 00:08:24,990
‫مـ... من...

116
00:08:25,400 --> 00:08:28,000
‫تا حالا حسرتی غیرقابل‌تحمل رو تجربه کردی؟

117
00:08:28,000 --> 00:08:30,210
‫تا حالا کسی که دوستش داشتی مرده؟

118
00:08:30,210 --> 00:08:32,000
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی ببینی‌شون!

119
00:08:33,050 --> 00:08:38,750
‫وقتی آدمی که دوستش داری می‌میره
‫خیلی درد داره. واقعاً درد داره!

120
00:08:39,070 --> 00:08:43,630
‫صـ... صبر کن. الان اولویت ما
‫متوقف کردن اون هیولاست.

121
00:08:43,630 --> 00:08:45,090
‫خفه شو!

122
00:08:45,310 --> 00:08:49,140
‫اگه همین کافیه تا این دنیا نابود بشه،
‫پس بذارید نابود بشه!

123
00:08:49,510 --> 00:08:54,530
‫می‌دونم اشتباهه و نباید
‫بذاریم اتفاق بیفته، ولی...

124
00:08:54,530 --> 00:08:58,290
‫ولی بازم نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم!

125
00:09:41,730 --> 00:09:48,780
‫فکر نمی‌کردم قدیسی که فقط
‫ به پول اهمیت میده، ازم دفاع کنه.

126
00:09:50,050 --> 00:09:51,680
‫من ازت دفاع نمی‌کنم.

127
00:09:51,680 --> 00:09:56,400
‫فقط نمی‌تونم اون دوتا
‫ و سندرم شخصیت اصلی‌شون رو تحمل کنم.

128
00:09:59,140 --> 00:10:03,050
‫اگه تو نبودی، هیچ‌وقت
‫این‌طوری احساس نمی‌کردم.

129
00:10:03,940 --> 00:10:07,130
‫ولی واقعاً با این قضیه مشکلی نداری؟

130
00:10:07,440 --> 00:10:08,810
‫نه.

131
00:10:10,070 --> 00:10:11,600
‫اصلاً.

132
00:10:13,290 --> 00:10:14,180
‫ولی...

133
00:10:19,460 --> 00:10:23,110
‫زود باشید. ازم دور بشید.

134
00:10:24,510 --> 00:10:25,640
‫چی شده؟

135
00:10:25,640 --> 00:10:30,260
‫بهای احضار نگهبان‌ها با این فلوت،
‫جان استفاده‌کننده‌شونه.

136
00:10:30,590 --> 00:10:32,540
‫حالا که قراردادم رو شکستم،

137
00:10:33,440 --> 00:10:38,700
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم فلوت رو بزنم،
‫و نگهبان سعی می‌کنه منو بکشه.

138
00:10:39,120 --> 00:10:40,340
‫چی؟

139
00:10:40,840 --> 00:10:42,000
‫و... ولی...

140
00:10:42,520 --> 00:10:46,420
‫و شاهزاده‌نشین تسلیم می‌شه.

141
00:10:54,430 --> 00:10:56,140
‫همه از اینجا دور بشید!

142
00:11:00,480 --> 00:11:01,790
‫لیویا، حالت خوبه؟

143
00:11:01,790 --> 00:11:02,800
‫وندل!

144
00:11:03,510 --> 00:11:04,650
‫چه خبره؟

145
00:11:05,020 --> 00:11:07,030
‫اینا اینجا چی کار می‌کنن؟

146
00:11:09,140 --> 00:11:11,130
‫خانم هرتلود این‌جا هم هست؟

147
00:11:17,130 --> 00:11:19,230
‫واندل، بس کن!

148
00:11:19,230 --> 00:11:22,290
‫فانوس اعلام کرده جنگ تموم شده!

149
00:11:22,990 --> 00:11:26,800
‫شاهدخت، نگران نباش.

150
00:11:26,800 --> 00:11:29,430
‫همین الآن اون آشغالو می‌کشم.

151
00:11:31,840 --> 00:11:35,800
‫ارتش پادشاهی رو با خاک یکسان می‌کنم.

152
00:11:35,800 --> 00:11:39,560
‫نه! تموم شد، واندل!

153
00:11:41,780 --> 00:11:43,490
‫شاهدخت...

154
00:11:53,600 --> 00:11:57,750
‫پدر، مادر...

155
00:11:54,350 --> 00:11:58,580
‫مطمئنی این انتخاب درستی بود؟

156
00:11:59,010 --> 00:12:03,810
‫هم مردم و هم اشراف‌زاده‌ها می‌خوان با پادشاهی بجنگن،

157
00:12:03,810 --> 00:12:08,480
‫برای همینم شاه و ملکه مجبور شدن برن.

158
00:12:09,120 --> 00:12:11,660
‫الان گریه کردن دیگه فایده‌ای نداره.

159
00:12:11,660 --> 00:12:15,060
‫بالاخره می‌تونی انتقام خونوادت رو بگیری.

160
00:12:15,460 --> 00:12:19,460
‫اگه شوالیهٔ این شاهزاده‌نشینی، این پشیمونی‌های بی‌معنی رو بریز دور.

161
00:12:29,360 --> 00:12:30,310
‫شاهدخت.

162
00:12:35,170 --> 00:12:36,260
‫واندل...

163
00:12:37,990 --> 00:12:46,600
‫نگران نباش. به جای پدرو مادرت، من برای تو و خواهارت می‌جنگم.

164
00:12:48,440 --> 00:12:50,630
‫واندل...

165
00:12:52,850 --> 00:12:54,780
‫به این شمشیر قسم می‌خورم...

166
00:12:58,780 --> 00:13:00,640
‫این نباید تموم بشه.

167
00:13:00,910 --> 00:13:04,140
‫امکان نداره کارمون اینجا تموم بشه!

168
00:13:04,430 --> 00:13:05,420
‫واندل...

169
00:13:06,650 --> 00:13:10,200
‫حتی بعد از مرگمم به جنگیدن ادامه می‌دم.

170
00:13:10,200 --> 00:13:13,600
‫این تنها کاریه که می‌تونم واسه جبرانش بکنم.

171
00:13:13,600 --> 00:13:15,700
‫این همون...

172
00:13:18,160 --> 00:13:21,660
‫اصول شوالیه‌گری منه!

173
00:13:29,100 --> 00:13:32,420
‫پدرسگ!

174
00:13:52,290 --> 00:13:54,210
‫لعنتی!

175
00:13:58,760 --> 00:13:59,920
‫لوکسیون!

176
00:14:00,890 --> 00:14:02,970
‫لعنت بهت!

177
00:14:05,080 --> 00:14:07,800
‫شرمنده، پیرمرد.

178
00:14:10,830 --> 00:14:12,060
‫ضربه!

179
00:14:26,090 --> 00:14:27,180
‫واندل!

180
00:14:42,540 --> 00:14:47,200
‫واندل! واندل! واندل!

181
00:14:47,200 --> 00:14:48,490
‫واندل!

182
00:14:49,440 --> 00:14:52,020
‫ش... شاهدخت...

183
00:14:52,690 --> 00:14:56,710
‫کار من دیگه تمومه.

184
00:14:57,090 --> 00:15:00,340
‫لطفاً تنهام نذار.

185
00:15:01,540 --> 00:15:04,000
‫شاهدخت...

186
00:15:04,000 --> 00:15:05,720
‫هی، تو یکی!

187
00:15:05,990 --> 00:15:07,720
‫حالا حالاها حق نداری بمیری!

188
00:15:08,000 --> 00:15:11,520
‫چی داری می‌گی؟ اون شوالیه سیاهه!

189
00:15:11,750 --> 00:15:17,480
‫خودم می‌دونم! فکر می‌کنی چند بار ازش کتک خوردم؟ با این حال...

190
00:15:20,490 --> 00:15:23,490
‫می‌خوای اونو تنها بذاری؟

191
00:15:29,100 --> 00:15:34,770
‫تو پادشاهی هم کسانی هستن که به فکر شاهدخت باشن.

192
00:15:35,240 --> 00:15:37,140
‫حالا بالاخره می‌تونم...

193
00:15:49,640 --> 00:15:51,450
‫باختم.

194
00:15:52,940 --> 00:15:56,040
‫شاهدخت، لطفاً...

195
00:15:57,690 --> 00:15:58,670
‫واندل...

196
00:16:01,900 --> 00:16:03,810
‫خوشبخت بشی.

197
00:16:07,400 --> 00:16:08,470
‫واندل!

198
00:16:31,640 --> 00:16:34,080
‫وقت تلف نکنین.

199
00:16:34,080 --> 00:16:37,280
‫اگه زودتر از اینجا نزنید بیرون، شما رو هم می‌کشن.

200
00:16:38,210 --> 00:16:39,570
‫اما...

201
00:16:40,900 --> 00:16:42,940
‫یاللله، شما دو تا.

202
00:16:42,940 --> 00:16:44,760
‫لطفاً عجله کنین.

203
00:16:51,060 --> 00:16:52,420
‫تمومش کن.

204
00:17:08,210 --> 00:17:11,720
‫لئون فو بارتفورت...

205
00:17:11,990 --> 00:17:14,660
‫حالا باید چی‌کار کنم؟

206
00:17:14,660 --> 00:17:18,980
‫کار زیادی در برابر دشمنی که مدام زنده می‌شه از دستمون برنمی‌آد.

207
00:17:19,230 --> 00:17:21,920
‫اولیویا به شدت ضعیف شده.

208
00:17:21,920 --> 00:17:22,980
‫لوکسیون.

209
00:17:23,850 --> 00:17:24,680
‫چیه؟

210
00:17:26,510 --> 00:17:27,630
‫متوجه شدم.

211
00:17:28,490 --> 00:17:32,490
‫ناو اصلی خارج از برده، واسه همین توی آرروگانز انرژی جمع می‌کنم.

212
00:17:32,950 --> 00:17:35,000
‫خارج از برد؟ واسه چی؟

213
00:17:39,100 --> 00:17:40,890
‫قدرت اولیویا.

214
00:17:42,150 --> 00:17:43,510
‫آقای لئون...

215
00:17:44,760 --> 00:17:46,730
‫لیویا... آنجی...

216
00:17:47,840 --> 00:17:50,570
‫طول‌موج اولیویا رو به حمله‌تون اضافه می‌کنم.

217
00:17:56,240 --> 00:17:59,080
‫دیگه وقتشه همه‌چیز رو به خطر بندازیم.

218
00:18:07,910 --> 00:18:09,360
‫نذارین نزدیک بشن!

219
00:18:09,360 --> 00:18:11,090
‫لازم نکرده به ما دستور بدین!

220
00:18:26,950 --> 00:18:28,020
‫عالیه.

221
00:19:06,580 --> 00:19:09,340
‫نجاتم داد؟

222
00:19:10,830 --> 00:19:12,120
‫شکستش داد!

223
00:19:12,120 --> 00:19:13,290
‫آره!

224
00:19:15,250 --> 00:19:18,120
‫بالاخره باس آخر رو شکست دادیم.

225
00:19:18,120 --> 00:19:21,060
‫البته آرروگانزم دیگه به ته خط رسیده.

226
00:19:26,240 --> 00:19:27,280
‫لئون!

227
00:19:30,940 --> 00:19:32,150
‫عجب.

228
00:19:47,870 --> 00:19:51,550
‫هی، کار درستی کردم؟

229
00:19:53,340 --> 00:19:58,480
‫گفته بودم می‌خوام به عنوان یه ان‌پی‌سی یه زندگی آروم داشته باشم،

230
00:19:59,660 --> 00:20:01,870
‫ولی آخرش کلی آدم مردن.

231
00:20:02,560 --> 00:20:04,260
‫خودم هم کلی آدم کشتم.

232
00:20:05,640 --> 00:20:10,900
‫اگه قهرمان یه داستان بودم، عملکرد بهتری داشتم.

233
00:20:12,900 --> 00:20:15,220
‫داری خودت رو خیلی مهم جلوه می‌دی.

234
00:20:15,220 --> 00:20:20,910
‫این جنگ در هر صورت اتفاق می‌افتاد، و هیچ‌کس هم انتظار زیادی از تو نداشت.

235
00:20:24,000 --> 00:20:25,350
‫خیلی عوضی‌ای.

236
00:20:28,160 --> 00:20:31,070
‫پس منم فقط یه ان‌پی‌سی‌ام.

237
00:20:32,270 --> 00:20:35,190
‫هرچند، تعجب می‌کنم چطور بردیم.

238
00:20:35,930 --> 00:20:40,770
‫مگه واسه این نیست که اینجا دنیای همون «بازی اتومه»ای هست که می‌گی؟

239
00:20:41,710 --> 00:20:44,080
‫ها؟ منظورت چیه؟

240
00:20:44,970 --> 00:20:48,560
‫مدام داری بهش فحش می‌دی و ازش شکایت می‌کنی.

241
00:20:49,240 --> 00:20:52,520
‫اینکه «عشق دنیا رو نجات میده».

242
00:21:09,060 --> 00:21:10,230
‫لئون!

243
00:21:10,230 --> 00:21:11,830
‫آقای لئون!

244
00:21:12,530 --> 00:21:14,800
‫آنجی، لیویا.

245
00:21:16,910 --> 00:21:21,350
‫شاید تو یه ان‌پی‌سی باشی، اما عشق اونا واقعیه.

246
00:21:21,960 --> 00:21:25,130
‫حقیقت اینه که عشق بود که به جنگ خاتمه داد.

247
00:21:26,290 --> 00:21:29,810
‫دیگه وقتش نرسیده تصمیمت رو بگیری؟

248
00:21:30,800 --> 00:21:33,480
‫تو هم دوستشون داری، مگه نه؟

249
00:21:34,770 --> 00:21:36,740
‫تو نمی‌فهمی.

250
00:21:37,910 --> 00:21:42,180
‫می‌خوام خوب ازشون مراقبت کنم چون دوستشون دارم.

251
00:21:44,590 --> 00:21:49,220
‫به اینکه چی قراره بگم فکر نکرده بودم، اما فعلاً...

252
00:21:52,020 --> 00:21:53,290
‫برگشتم.

253
00:21:53,310 --> 00:22:03,310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

254
00:23:26,260 --> 00:23:29,540
‫جنگ تموم شده، صلح برقرار شده و داداشم نامزد کرده؟

255
00:23:29,540 --> 00:23:30,270
‫ارباب.

256
00:23:30,270 --> 00:23:32,600
‫جیغ‌های لئون تو آینده‌ای غیرقابل‌فرار می‌پیچه!

257
00:23:32,830 --> 00:23:33,770
‫ارباب؟

258
00:23:33,770 --> 00:23:36,290
‫قسمت آخر، «این دنیا برای آدم‌های موب سخته.»

259
00:23:36,610 --> 00:23:39,940
‫باس آخر زندگی، رویدادهای رمانتیکه!
