1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,100 --> 00:00:13,360
.اونجا رو، اونه ساما. چه آبشار باحالی

3
00:00:14,310 --> 00:00:15,680
.راست گفتی

4
00:00:15,680 --> 00:00:17,310
.وای، اونور هم هست

5
00:00:18,080 --> 00:00:20,240
.زیاد خم نشو. خطرناکه

6
00:00:22,840 --> 00:00:23,990
.بابا

7
00:00:26,330 --> 00:00:27,360
جانم؟

8
00:00:28,710 --> 00:00:30,240
.گشنه‌ام شده

9
00:00:31,500 --> 00:00:32,880
.اِی دختر شکموی من

10
00:02:14,960 --> 00:02:16,920
!بــــــس کــــــــن

11
00:02:20,160 --> 00:02:21,540
.بسه تو رو خدا

12
00:02:26,270 --> 00:02:30,040
.آهههه، دیگه داره حالم از همه‌چی بهم می‌خوره

13
00:02:31,520 --> 00:02:35,800
.عمراً بذارم دوباره از این قدرت استفاده کنه

14
00:02:38,300 --> 00:02:43,580
.پس بی‌خود نبود که ارباب قدرت اولویا رو سلاح‌نهایی صدا می‌کرد

15
00:02:57,390 --> 00:02:58,630
.تموم‌اش کن

16
00:02:59,280 --> 00:03:03,320
مگه نباید هر دو طرف باهم دشمن باشیم؟

17
00:03:03,320 --> 00:03:04,330
!رائودا

18
00:03:07,450 --> 00:03:09,110
...بـ-ببین به چه روزی افتاده

19
00:03:09,770 --> 00:03:12,230
!نه! بگین تموم‌اش کنه

20
00:03:12,230 --> 00:03:13,330
...رائودا

21
00:03:13,700 --> 00:03:18,790
.نامردیه. حتی نمی‌ذارن ازشون متنفر هم باشم

22
00:03:19,810 --> 00:03:23,530
چطور جرعت می‌کنن عزم مبارزه‌ام رو ازم بگیرن؟

23
00:03:25,150 --> 00:03:30,370
،اگه همه‌چی اینطوری تموم بشه
پس من واسۀ چی مُردم اصلاً؟

24
00:03:31,610 --> 00:03:35,390
...کفاره احضار
.قراردادی که برقرار شده

25
00:03:37,590 --> 00:03:43,040
.متأسفم که مجبور شدی به‌جای من انجام‌اش بدی
.واقعاً متأسفم

26
00:03:43,810 --> 00:03:46,690
.اونه‌ساما، اِشکال نداره

27
00:03:47,470 --> 00:03:50,730
.با اینکه ترسیدم، ولی یه‌جورایی تَه دلم احساس آرامش می‌کنم

28
00:03:52,720 --> 00:03:57,970
.ببخشید که تنهات می‌ذارم، اونه‌ساما

29
00:04:00,150 --> 00:04:05,080
...گریه نکن... اونه...سـ...ساما

30
00:04:09,770 --> 00:04:10,660
...رائودا

31
00:04:15,350 --> 00:04:16,490
.شاهدخت‌ساما

32
00:04:17,690 --> 00:04:18,640
.وندل

33
00:04:20,030 --> 00:04:23,030
قدرت نور روی تو اثر نمی‌کنه، نه؟

34
00:04:23,320 --> 00:04:25,440
.به‌خاطر این دسته احتمالاً

35
00:04:26,580 --> 00:04:28,750
.من واقعاً یه‌چیزیم هست

36
00:04:29,370 --> 00:04:32,720
.با اینکه رائودا مرده، ولی هنوز توی قلبم احساس آرامش می‌کنم

37
00:04:33,320 --> 00:04:35,360
.حتی نمی‌تونم ناراحت باشم

38
00:04:35,790 --> 00:04:37,270
.نگران نباشین

39
00:04:37,730 --> 00:04:41,800
،بخاطر خواهرتون هم که شده
.منشاء این نور رو از بین می‌برم

40
00:04:42,500 --> 00:04:43,530
...وندل

41
00:04:48,280 --> 00:04:49,720
.شاهدخت‌ساما

42
00:05:21,390 --> 00:05:23,000
لیویا، حالت خوبه؟

43
00:05:23,500 --> 00:05:25,200
.بـ-بله

44
00:05:26,010 --> 00:05:29,350
.دشمن از بین رفت. بگیر تخت استراحت کن دیگه

45
00:05:29,810 --> 00:05:31,780
.ممنون، آنجی

46
00:05:34,350 --> 00:05:38,350
...چیزه، ببخشید وسط دل و قلوه گرفتن‌تون مزاحم می‌شم، ولی

47
00:05:38,850 --> 00:05:40,680
.سَر و کلۀ یه‌چیز عجیب‌غریب یهو پیدا شده...

48
00:05:40,680 --> 00:05:43,780
.یه‌ربات ناشناس داره نزدیک می‌شه. مراقب باشین

49
00:05:46,780 --> 00:05:47,810
یه‌دختر؟

50
00:05:48,240 --> 00:05:52,650
واقعاً منشاء اون همه قدرت یه‌همچین ضعیفه‌ای بوده؟

51
00:05:53,240 --> 00:05:56,700
!و-وایسا لطفاً! جنگیدن دیگه بسه

52
00:05:57,120 --> 00:06:00,000
!هرکی عزیزان خودش رو داره

53
00:06:00,000 --> 00:06:03,880
!نباید بیشتر از این این جنگ رو ادامه بدیم

54
00:06:04,300 --> 00:06:06,380
تو چی حالیته؟

55
00:06:08,120 --> 00:06:10,100
می‌دونی چه خون ها که ریخته شده؟

56
00:06:10,100 --> 00:06:12,480
می‌دونی چه جون‌هایی بوده که از دست رفته؟

57
00:06:12,480 --> 00:06:14,890
.معلومه که نمی‌شه یهو بیخیال‌ همه‌شون شد

58
00:06:15,240 --> 00:06:19,000
.افراد عزیزی که باید ازشون محافظت می‌کردم رو از دست دادم

59
00:06:19,000 --> 00:06:24,830
.در نتیجه، باید تا آخرین قطرۀ خون‌ام مبارزه کنم. بخاطر رفتگان‌مون هم که شده

60
00:06:26,370 --> 00:06:30,910
.عشق در برابر غم و نفرت یه‌چیز پوچ و بی معنی‌ـه

61
00:06:34,140 --> 00:06:35,460
!دیگه کافیه

62
00:06:36,030 --> 00:06:37,340
...عشق ما

63
00:06:37,340 --> 00:06:39,380
!اصلاً هم بی معنی نیست...

64
00:06:39,380 --> 00:06:40,780
...و همین‌جا و همین‌الآن

65
00:06:40,780 --> 00:06:42,160
!اینُ بهت ثابت می‌کنیم...

66
00:06:43,520 --> 00:06:45,670
!بچه‌ها، بزنین بترکونیدش

67
00:06:47,010 --> 00:06:49,210
.اِی رباتی که شرارت ازت می‌باره

68
00:06:49,210 --> 00:06:51,660
__بهت ابهت عشق‌مون رو نشـ

69
00:06:55,260 --> 00:06:57,070
چی‌کار داری می کنی؟

70
00:06:57,070 --> 00:06:59,560
!چه شوالیۀ نقاب‌دار حیف‌نونی هستی

71
00:07:03,230 --> 00:07:05,690
!عمراً بتونی از دست نیزۀ تیز من قسر در بری

72
00:07:06,090 --> 00:07:08,690
!زرتُ‌پرت‌هاتون رو بذارین در کوزه آب‌اش رو بخورین مُنگل‌ها

73
00:07:15,200 --> 00:07:16,200
!عمراً بذارم

74
00:07:17,240 --> 00:07:20,120
.مثل‌اینکه حرف توی کلۀ شماها نمی‌ره
.زیادی شیرین‌عقل تشریف دارین

75
00:07:21,370 --> 00:07:22,640
کُل زورتون همین بود؟

76
00:07:22,640 --> 00:07:25,880
واقعاً فکر کردین با این خاله‌زنک‌بازی‌ها می‌تونین منِ وندل رو شکست بدین؟

77
00:07:26,150 --> 00:07:29,130
وندل؟ شوالیۀ سیاه اِمپراطوری، ها؟

78
00:07:31,880 --> 00:07:34,140
.برگ‌هاتون فِر خورد، نه؟ خاک تو سرتون

79
00:07:34,380 --> 00:07:36,640
!واسۀ من پر رو بازی درنیار، پیری

80
00:07:38,810 --> 00:07:41,060
.پس پیدات شد، ها، شوالیۀ خبیث

81
00:07:41,290 --> 00:07:44,810
.دیگ به دیگ می‌گه کفگیر تو اونجات! شماها که خبیث‌تر از منین

82
00:07:45,560 --> 00:07:48,820
.واسۀ مبارزه با تو لحظه‌شماری می‌کردم

83
00:07:48,820 --> 00:07:51,480
اون ربات... یه آیتم‌گمشده‌ست، نه؟

84
00:07:52,290 --> 00:07:54,820
.شبیه اونیه که توی دهکدۀ الف‌ها پیدا کرده بودیم

85
00:07:54,820 --> 00:07:57,370
.غلط نکنم اون باید یه آیتم نفرین‌شده باشه

86
00:07:57,370 --> 00:08:00,830
نیروی زندگی کاربرش رو مصرف می‌کنه ولی
.جاش حسابی قدرت‌هاش رو ارتقا می‌ده

87
00:08:01,600 --> 00:08:06,340
عه وایسا بینم، یعنی از سِری قبل هم قوی‌تر شده؟
.شوخی‌شم زشته

88
00:08:06,810 --> 00:08:08,940
.پیری، وا بده بابا

89
00:08:08,940 --> 00:08:11,840
.برگه برنده‌تون که اون هیولای گولاخ باشه رو زدم نفله کردم‌ها

90
00:08:12,140 --> 00:08:14,840
نکنه می‌خوای تکی با پادشاهی دَر بیوفتی؟

91
00:08:15,290 --> 00:08:17,100
اگه در بیوفتم چی می‌شه مثلاً؟

92
00:08:18,170 --> 00:08:20,640
.با شناختی که از این یارو دارم همچین بعید نیست انجام‌اش بده

93
00:08:20,640 --> 00:08:22,170
.تازه پایتخت هم همین دَم گوش‌مونه

94
00:08:22,950 --> 00:08:25,980
یعنی واقعاً اِمپراطوری ارزشش رو داره که
اِنقدر داری واسه‌اش مایه می‌ذاری؟

95
00:08:27,190 --> 00:08:31,130
اگه اینطوره که این راجب خودت هم صدق می‌کنه؛
چرا تا این حد داری خودتُ واسۀ پادشاهی به دَر و دیوار می‌زنی؟

96
00:08:31,130 --> 00:08:32,050
چی‌چی؟

97
00:08:32,530 --> 00:08:37,990
مگه مَردهای پادشاهی تا حالا همیشه
قربانی استبداد زن‌هاشون نبودن؟

98
00:08:38,250 --> 00:08:41,110
.حکومت‌تون ازش خبر داشت و باز کاری واسه‌اش نمی‌کرد

99
00:08:41,110 --> 00:08:43,770
یه‌همچین کشوری اصلاً ارزش محافظت کردن داره به‌نظرت؟

100
00:08:44,160 --> 00:08:47,290
.مرتیکه، داره دقیقاً نمک رو می‌پاشه زخمم

101
00:08:49,000 --> 00:08:50,220
.خیله‌خُب پس

102
00:08:51,720 --> 00:08:54,160
.همه‌چیز رو بهت می‌گم

103
00:08:55,290 --> 00:08:58,530
ولی، واقعاً مطمئنی می‌تونی باهاش کنار بیای؟

104
00:08:59,170 --> 00:09:01,770
.همونطور که همیشه گفتن، حقیقت تلخه‌ها

105
00:09:02,260 --> 00:09:07,770
.من اونقدرها هم بچۀ آفتاب‌مهتاب ندیده‌ای نیستم
.آمادۀ شنیدن‌شم

106
00:09:08,400 --> 00:09:09,780
.خیله‌خُب پس

107
00:09:09,780 --> 00:09:15,780
.پس دلیل بد رفتاری با مردها، به‌خصوص ارباب مناطق دور افتاده رو بهت می‌گم

108
00:09:16,190 --> 00:09:21,790
خودت می‌دونی که از دست دادن ابتکار عمل توی جنگ‌
یه نقطه ضعف بزرگ محسوب می‌شه، مگه نه؟

109
00:09:22,020 --> 00:09:26,160
بله. وضعیت فعلی‌مون و اینکه گذاشتیم اِمپراطوری الآن
...تا این حد توی خاک‌مون پیشروی کنه

110
00:09:26,160 --> 00:09:28,420
.یه‌جورایی دقیقاً به‌خاطر همینه...

111
00:09:28,720 --> 00:09:35,420
زمانی بود که پادشاهی حسابی توی تنگ‌نا قرار گرفته بود و
.حسابی از ارباب‌های خود مختارش ضربه خورده بود

112
00:09:35,640 --> 00:09:37,170
ارباب‌های خود مختار، ها؟

113
00:09:37,170 --> 00:09:42,430
،کسایی که با وجود داشتن خون سلطنتی
.از قدرت‌شون سوءاستفاده می‌کردنُ هر غلطی دل‌شون می‌خواست می‌کردن

114
00:09:42,980 --> 00:09:46,590
مثل‌اینکه بعد یه مدت هم اعلام استقلال کردنُ
.اِمپراطوری‌ای که الآن می‌شناسیم تأسیس شد

115
00:09:47,420 --> 00:09:51,030
.پادشاهی عمیقاً از مُدل برخوردی که با شورش‌شون کرده بود پشیمون بود

116
00:09:51,030 --> 00:09:56,320
،بنابراین، برای جلوگیری از تکرار این حادثه
.نقشۀ خاصی طراحی شد

117
00:09:56,720 --> 00:09:57,620
نقشه؟

118
00:09:58,460 --> 00:10:02,580
.ساختار اجتماعی‌ای که توش زنان رو بر مردان ارجح بدونه

119
00:10:03,680 --> 00:10:05,080
جامعۀ زن محور؟

120
00:10:05,330 --> 00:10:10,520
،این جامعۀ زن‌ذلیلی که الآن می‌بینی
.یه‌چیز از قبل برنامه‌ریزی شده بوده

121
00:10:10,520 --> 00:10:13,250
خود پادشاهی این کار رو کرده؟

122
00:10:13,250 --> 00:10:17,480
...آره. برای اینکه ارباب‌های خود مختار ثروت‌شون رو صرف زن‌هاشون بکنن و

123
00:10:17,480 --> 00:10:20,490
...تحت سلطۀ زن‌ها برن و جاه‌طلبی‌شون رو از دست بدنٌ...

124
00:10:20,490 --> 00:10:23,510
.خیال قد الم کردن برای پادشاهی به سرشون نزنه...

125
00:10:23,510 --> 00:10:25,520
.صـ-صبرکن لطفاً

126
00:10:25,520 --> 00:10:30,160
.سر گسترش همون چرخه‌ست که الآن این همه مَرد بُزدل توی جامعه ریخته‌

127
00:10:30,160 --> 00:10:33,150
...حتی همین الآن هم بیشتر اشراف ترجیح دادن کاری نکنن و

128
00:10:33,150 --> 00:10:35,530
.یه‌سری‌شون هم حتی در تلاش بودن برن زیر پرچم اِمپراطوری...

129
00:10:35,530 --> 00:10:39,640
.این باید نتیجۀ تعصب افراطی به زن‌سالاری باشه

130
00:10:39,640 --> 00:10:44,030
.مطمئنم حاکمان اون زمان، اصلاً انتظار یه‌همچین نتیجه‌ای رو نداشتن

131
00:10:44,700 --> 00:10:45,990
...خب‌پس

132
00:10:45,990 --> 00:10:50,310
،ولی تا زمانی که صلح برقرار بود و جنگی در کار نبود
.هیچ مشکلی توی این موارد نداشتیم

133
00:10:50,310 --> 00:10:54,000
.تضمین شده بود که عصری بدون شورش و اختلاف خواهیم داشت

134
00:10:54,000 --> 00:10:58,620
یعنی واقعاً خاندان سلطنتی اِنقدر ترس از دست دادن جایگاه‌اش رو داشته؟

135
00:10:59,280 --> 00:11:01,010
.نه دقیقاً

136
00:11:01,290 --> 00:11:07,020
.پادشاهی فقط می‌خواست حکومتی به دور از تکیه بر قدرت اشراف داشته باشه

137
00:11:07,590 --> 00:11:10,020
حکومتی بدون نیاز به قدرت اشراف؟

138
00:11:10,300 --> 00:11:12,890
...واسۀ همینم یه سیستم آموزشی جدید پایه‌گذاری شد و

139
00:11:12,890 --> 00:11:18,030
.آکادمی‌ای برای پرورش استعداد های نو ظهور تأسیس کردیم...

140
00:11:18,410 --> 00:11:20,860
...به عوام فرصت تحصیل داده شد و

141
00:11:20,860 --> 00:11:24,270
.به دانش‌آموزهای آینده‌دار، بورسیه تحصیلی اعطا شد...

142
00:11:25,120 --> 00:11:28,230
...خفه‌کردن شورش اشراف در نطفه و

143
00:11:28,230 --> 00:11:31,440
،پرورش یه نسل جدید مستعد توی پادشاهی...

144
00:11:32,010 --> 00:11:36,900
.دلیل گنجاندن زن‌سالاری توی سیاست‌های آکادمی بود...

145
00:11:38,840 --> 00:11:40,280
دادین دست‌مون قشنگ، نه؟

146
00:11:41,150 --> 00:11:42,400
.دادیم دست‌تون قشنگ

147
00:11:42,400 --> 00:11:44,440
.عجب داستان خیاری شد

148
00:11:46,080 --> 00:11:51,180
‫پس به خاطر خانواده‌ی سلطنتی بوده که
‫جلوی زن‌ها تعظیم می‌کردیم.

149
00:11:51,860 --> 00:11:57,620
‫آره، و در نتیجه‌ش، الان داریم
‫زیر بار حمله خارجی عذاب می‌کشیم،

150
00:11:57,620 --> 00:12:00,810
‫و بقای خانواده‌ی سلطنتی هم
‫به خطر افتاده.

151
00:12:01,890 --> 00:12:08,010
‫اما در نهایت، خیلی از خاندان‌های اشرافی
‫ثروت و قدرت نظامیشون رو از دست میدن،

152
00:12:08,010 --> 00:12:10,690
‫تا جایی که با مردم عادی برابر بشن.

153
00:12:11,200 --> 00:12:14,400
‫توی زندگی قبلیم تو مدرسه
‫درباره‌ش خونده بودم.

154
00:12:14,400 --> 00:12:18,210
‫بهش می‌گفتن سیستم‌های فئودالی
‫و حکومت‌های مرکزی.

155
00:12:19,010 --> 00:12:21,560
‫خب، درگیری با خاندان دوک بزرگ
‫چطوری تموم شد؟

156
00:12:21,560 --> 00:12:23,970
‫با کمک یه کنت مرزی سرکوب شدن،

157
00:12:24,250 --> 00:12:29,560
‫اما جون‌های زیادی گرفته شد
‫و خیلی‌ها دستشون به خون آلوده شد.

158
00:12:29,560 --> 00:12:35,510
‫شنیدم خیلیا از هر دو طرف
‫مخالف جنگ بودن،

159
00:12:36,710 --> 00:12:38,410
‫اما کافی نبود.

160
00:12:40,010 --> 00:12:41,990
‫حالا، لئون-کون...

161
00:12:42,320 --> 00:12:47,370
‫حالا که حقیقت رو می‌دونی،
‫بازم می‌خوای واسه این پادشاهی بجنگی؟

162
00:12:49,060 --> 00:12:52,370
‫راستش، بلاتکلیفم و با خودم درگیرم،

163
00:12:53,220 --> 00:12:55,610
‫ولی بهت گفتم که آمادگی شنیدنش رو دارم.

164
00:12:56,840 --> 00:12:59,380
‫ارزش دفاع کردن داره، ها؟

165
00:12:59,870 --> 00:13:04,830
‫دوباره می‌پرسم: واقعاً نیازی هست
‫از این پادشاهی دفاع کنی؟

166
00:13:05,930 --> 00:13:07,760
‫نمی‌دونم.

167
00:13:08,460 --> 00:13:09,820
‫که این‌طور.

168
00:13:10,610 --> 00:13:14,920
‫این آیتم جادویی، من رو تقریباً
‫در حد و اندازه‌ی زره تو قرار میده.

169
00:13:14,920 --> 00:13:18,480
‫حالا می‌تونیم تو یه نبرد
‫بر اساس مهارت خالص با هم بجنگیم.

170
00:13:18,970 --> 00:13:21,570
‫بیا شروع کنیم!

171
00:13:28,390 --> 00:13:29,490
‫پشت سرمه؟

172
00:13:31,060 --> 00:13:33,620
‫بدون لوکسیون نمی‌تونم
‫به موقع پیداش کنم.

173
00:13:33,620 --> 00:13:36,500
‫چی شده پسر جان؟ همه‌چیزی که داشتی همین بود؟

174
00:13:36,500 --> 00:13:37,750
‫خفه شو!

175
00:13:39,780 --> 00:13:41,250
‫جدی جدی قدرتمون یکسان شده.

176
00:13:42,190 --> 00:13:43,880
‫باید یه جوری به جاخالی دادن ادامه بدم.

177
00:13:44,570 --> 00:13:46,010
‫بی‌خیال شو دیگه پیری!

178
00:13:46,010 --> 00:13:49,510
‫خفه شو! تا سرت رو برندارم نمی‌میرم!

179
00:13:49,850 --> 00:13:51,510
‫حالا سقوط کن!

180
00:13:54,610 --> 00:13:55,420
‫پهپادها!

181
00:13:59,730 --> 00:14:01,150
‫نزدیک بودا!

182
00:14:01,860 --> 00:14:05,030
‫لاشی قصد داری تا ابد به فرار کردن ادامه بدی؟

183
00:14:05,030 --> 00:14:08,420
‫خفه شو! طرف شما همین الانشم باخته!

184
00:14:08,420 --> 00:14:11,020
‫دیگه دلیلی نداره، پیریی الان باهات بجنگم!

185
00:14:11,690 --> 00:14:13,840
‫که این‌طور. در این صورت...

186
00:14:15,930 --> 00:14:17,040
‫صـ... صبر کن، داری چی‌کار...

187
00:14:17,040 --> 00:14:19,670
‫به جاش دوستات می‌میرن!

188
00:14:19,670 --> 00:14:21,150
‫لعنت بهت!

189
00:14:21,150 --> 00:14:22,650
‫سپرها، حداکثر قدرت!

190
00:14:26,760 --> 00:14:27,780
‫لعنتی!

191
00:14:27,780 --> 00:14:28,510
‫ماری!

192
00:14:28,830 --> 00:14:30,390
‫هی، شوالیه منحرف!

193
00:14:30,390 --> 00:14:31,800
‫«شوالیه‌ی نقابدار»ام!

194
00:14:31,800 --> 00:14:34,260
‫اون سه تا رو بردار و فرار کن.

195
00:14:34,260 --> 00:14:35,940
‫من از پس شوالیه سیاه برمیام.

196
00:14:35,940 --> 00:14:37,310
‫آـ... اما...

197
00:14:37,310 --> 00:14:38,810
‫به چی زل زدی؟

198
00:14:39,100 --> 00:14:39,850
‫گوه توش!

199
00:14:45,290 --> 00:14:46,120
‫اون کیه؟

200
00:14:46,860 --> 00:14:49,110
‫قیافت رو به خاطر می‌سپرم.

201
00:14:50,200 --> 00:14:51,370
‫متأسفم.

202
00:14:53,710 --> 00:14:56,870
‫ممنون که تا الان ازشون محافظت کردی.
‫مواظبشون باش.

203
00:15:00,520 --> 00:15:02,630
‫فهمیدم. می‌تونی روم حساب کنی.

204
00:15:06,120 --> 00:15:09,540
‫متأسفم که خواهر بهتری برات نبودم، راودا.

205
00:15:11,130 --> 00:15:14,600
‫اون نور دیگه چه بلایی بود؟

206
00:15:15,440 --> 00:15:19,390
‫چرا؟ چرا نگهبان ناپدید شد؟

207
00:15:19,770 --> 00:15:20,770
‫گلات؟

208
00:15:21,360 --> 00:15:24,840
‫سرورم شما دو تا شکست خوردین، نه؟

209
00:15:25,420 --> 00:15:28,630
‫واسه همینه‌ که دختربچه‌ها به هیچ دردی نمی‌خورن.

210
00:15:29,270 --> 00:15:31,650
‫بس کن! راودا تمام تلاشش رو کرد!

211
00:15:31,650 --> 00:15:34,630
‫خفه شو! این جنگه!

212
00:15:34,630 --> 00:15:37,290
‫هر کسی که نتونه نتیجه بیاره بی‌ارزشه!

213
00:15:39,050 --> 00:15:43,150
‫کار تمومه. فکر می‌کردم اگه از اون
‫هیولاها استفاده کنیم می‌تونیم ببریم.

214
00:15:43,150 --> 00:15:46,140
‫خدایی تو و خواهرت به هیچ دردی نمی‌خورین.

215
00:15:46,140 --> 00:15:50,050
‫نه، کل خانواده‌تون مفت‌نمی‌ارزن!

216
00:15:51,070 --> 00:15:52,450
‫منظورت چیه‌؟

217
00:15:52,450 --> 00:15:55,430
‫ای وای، نباید این رو می‌گفتم.

218
00:15:55,770 --> 00:15:58,140
‫گلات، نکنه تو...

219
00:15:58,140 --> 00:16:00,180
‫آره، درسته.

220
00:16:00,620 --> 00:16:06,690
‫پدر و مادرت، شاهزاده و پرنسس
‫قبلی، مخالف جنگ بودن.

221
00:16:07,030 --> 00:16:09,690
‫واسه همین دادم کشتنشون.

222
00:16:16,000 --> 00:16:18,700
‫تو باعث کشته شدن پدر و مادرم شدی؟

223
00:16:18,700 --> 00:16:20,850
‫خب که چی که کردم؟

224
00:16:20,850 --> 00:16:26,330
‫اونا هم مثل شما، قربانی‌های
‫لازمی واسه قلمرو بودن.

225
00:16:28,460 --> 00:16:30,860
‫آها، فهمیدم!

226
00:16:32,010 --> 00:16:35,530
‫سرت رو تقدیم پادشاهی می‌کنم.

227
00:16:35,530 --> 00:16:38,810
‫اونوقت تسلیم شدن ما رو قبول می‌کنن.

228
00:16:40,760 --> 00:16:43,600
‫چه دختربچه‌های بیچاره‌ای.

229
00:16:43,810 --> 00:16:45,100
‫بمیر!

230
00:16:45,460 --> 00:16:47,570
‫دیگه بسسسسه!

231
00:16:52,130 --> 00:16:53,950
‫حالا چی؟

232
00:16:59,090 --> 00:17:00,370
‫برام مهم نیست.

233
00:17:00,700 --> 00:17:02,570
‫دیگه برام مهم نیست چه اتفاقی می‌فته.

234
00:17:02,570 --> 00:17:04,870
‫سرـ... سرکار والا، داری چی‌کار می‌کنی؟

235
00:17:05,360 --> 00:17:07,710
‫امیدوارم همه‌ بمیرن.

236
00:17:07,710 --> 00:17:10,470
‫امیدوارم همه‌چیز نابود بشه.

237
00:17:16,880 --> 00:17:22,950
‫نه، بس کن!

238
00:17:22,950 --> 00:17:26,640
‫کـ... کمک!

239
00:17:35,660 --> 00:17:38,070
‫بذار همه‌چیز ناپدید بشه!

240
00:17:57,270 --> 00:17:58,590
‫امکان نداره.

241
00:18:01,580 --> 00:18:04,470
‫چی؟ حالا باید با اونم سر و کله بزنیم؟

242
00:18:08,730 --> 00:18:11,980
‫لعنتی! غول مرحله آخر هم که اینجاست!

243
00:18:12,650 --> 00:18:14,050
‫پرنسس...

244
00:18:27,530 --> 00:18:29,500
‫تمام کشتی‌ها، عقب‌نشینی!

245
00:18:29,760 --> 00:18:30,790
‫حمله داره میاد!

246
00:18:32,130 --> 00:18:33,250
‫چرا داره به ما حمله می‌کنه؟

247
00:18:33,250 --> 00:18:34,340
‫بکشید عقب!

248
00:18:33,600 --> 00:18:35,000
‫ما که طرف خودشونیم!

249
00:18:36,510 --> 00:18:39,010
‫جدی؟ داره همین‌جوری
‫بی‌هدف به همه‌چیز حمله می‌کنه؟

250
00:18:47,130 --> 00:18:48,690
‫دارن به پایتخت می‌رسن.

251
00:18:48,690 --> 00:18:51,060
‫پارتنر، راهشون رو سد کن!

252
00:18:51,060 --> 00:18:52,890
‫نذار بیفتن روی شهر!

253
00:18:59,430 --> 00:19:00,700
‫پرنسس.

254
00:19:05,790 --> 00:19:07,790
‫کارت تمومه، شوالیه خبیث!

255
00:19:09,790 --> 00:19:11,790
‫لعنتی!

256
00:19:13,700 --> 00:19:14,420
‫کجاست؟

257
00:19:15,840 --> 00:19:18,720
‫کارت تمومه پسر جان!

258
00:19:19,720 --> 00:19:21,980
‫ورود از سمت ساعت چهار!

259
00:19:23,050 --> 00:19:24,330
‫چی؟

260
00:19:28,900 --> 00:19:31,050
‫بابت تاخیر عذر می‌خوام، ارباب.

261
00:19:33,050 --> 00:19:35,400
‫دیر کردی. کجا بودی؟

262
00:19:53,760 --> 00:19:55,250
‫پارتنر!

263
00:19:55,250 --> 00:19:56,690
‫لعنتی.

264
00:19:56,690 --> 00:19:59,050
‫پارتنر سرنگون شد.

265
00:19:59,050 --> 00:20:01,670
‫بی‌خیال. اول حساب این یکی رو برسیم.

266
00:20:02,730 --> 00:20:08,010
‫همین الانشم دارم انجامش میدم.
‫اون زره زشت رو نابودش می‌کنم.

267
00:20:08,390 --> 00:20:09,650
‫جداسازی محفظه.

268
00:20:10,770 --> 00:20:13,450
‫هی، چرا محفظه رو انداختی دور؟

269
00:20:13,450 --> 00:20:14,770
‫دیگه نمی‌تونم از بوسترهام استفاده کنم!

270
00:20:14,770 --> 00:20:16,270
‫مشکلی پیش نمیاد.

271
00:20:20,750 --> 00:20:21,400
‫اون دیگه چیه‌؟

272
00:20:21,750 --> 00:20:23,440
‫اشوِرت داره میاد.

273
00:20:24,610 --> 00:20:24,950
‫چی؟

274
00:20:25,280 --> 00:20:26,600
‫من رو دست‌کم نگیر!

275
00:20:27,960 --> 00:20:30,710
‫اشوِرت؟ ولی قیافه‌ش
‫کاملاً عوض شده.

276
00:20:41,590 --> 00:20:43,340
‫لعنت بهت!

277
00:21:00,050 --> 00:21:03,440
‫هنوزم یه برگ رو نکرده
‫داشتی پسر جان؟

278
00:21:06,780 --> 00:21:09,460
‫این خیلی سریعه!

279
00:21:09,460 --> 00:21:10,910
‫بهش عادت کن.

280
00:21:14,690 --> 00:21:16,920
‫مارو نجات دادی. ممنونم.

281
00:21:17,240 --> 00:21:19,420
‫نیازی به تشکر نیست. مهم‌تر از اون...

282
00:21:19,750 --> 00:21:21,920
‫اون هیولای عجیب‌وغریب دیگه چیه‌؟

283
00:21:22,270 --> 00:21:25,060
‫داره بی‌هدف به همه حمله می‌کنه.

284
00:21:25,060 --> 00:21:27,430
‫با این وضع، همه‌مون نابود می‌شیم.

285
00:21:27,690 --> 00:21:30,320
‫بارتفورد مشغول مبارزه با شوالیه سیاهه.

286
00:21:30,790 --> 00:21:32,810
‫مـ... من...

287
00:21:33,120 --> 00:21:36,040
‫نکن لیویا. الان نمی‌تونی.

288
00:21:36,040 --> 00:21:37,660
‫آـ... اما...

289
00:21:38,410 --> 00:21:42,640
‫بعد از مصرف اون همه قدرت،
‫کاملاً خسته شدی.

290
00:21:43,960 --> 00:21:44,820
‫صبر کن.

291
00:21:48,920 --> 00:21:52,870
‫یه راهی واسه متوقف کردن اون هیولا هست.

292
00:21:52,890 --> 00:22:02,890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

293
00:23:25,940 --> 00:23:29,910
‫حرفای قشنگ؟ اگه این حرفا واسه نجات دادن
‫قلب مردم کافی بود، هیچ‌کس عذاب نمی‌کشید!

294
00:23:29,910 --> 00:23:31,310
‫همه‌شون رو نابود می‌کنم!

295
00:23:31,310 --> 00:23:34,350
‫هوا از فریادهای خشمگین و چهره‌های واقعی
‫توی یه پایان گوش‌خراش پر میشه!

296
00:23:34,350 --> 00:23:36,510
‫قسمت بعدی: «برام مهم نیست!»

297
00:23:36,510 --> 00:23:39,570
‫بعضی احساسات رو
‫هیچ‌کس نمی‌تونه درک کنه!
