1
00:00:01,310 --> 00:00:03,590
!بدبخت شــــــدیم

2
00:00:03,590 --> 00:00:06,490
!منُ فرماندۀ کُل کردن؟ گاومون زاییده‌ست که

3
00:00:06,490 --> 00:00:09,990
مگه این کشور چقدر کمبود استعداد داره آخه؟

4
00:00:10,200 --> 00:00:12,120
.الحق که بدبخت شدیم رفته

5
00:00:12,120 --> 00:00:15,240
.ولی خب همه‌اش بخاطر خربزه‌ایه که خود جنابعالی خوردی

6
00:00:15,570 --> 00:00:18,540
.در واقع قشنگ برگام ریخته که چطوری بومرنگ‌ات صاف برگشته رفته توی اونجای خودت

7
00:00:15,570 --> 00:00:18,540
.منظور از بومرنگ پرت کردن: یعنی نتیجۀ عکس دادن عملی

8
00:00:18,540 --> 00:00:21,250
اینا رو ولش کن. بگو ببینم اوضاع امپراطوری از چه‌قراره؟

9
00:00:21,520 --> 00:00:24,070
.همچنان در حال پیشروی به سمت پایتخت‌اَن

10
00:00:24,070 --> 00:00:26,650
...به‌شدت سرعت‌شون رو آوردن پایین تا با سرعت هیولاها تنظیم باشه، ولی

11
00:00:26,650 --> 00:00:31,760
.شاید پیشروی‌شون آروم باشه، اما نهایتاً 24 ساعت دیگه طول بکشه برسن اینجا...

12
00:00:32,800 --> 00:00:34,010
بالأخره وقت‌اش شد، ها؟

13
00:00:34,010 --> 00:00:36,510
.تخلیۀ شهروندها اولویت اصلی‌مونه

14
00:00:36,510 --> 00:00:39,610
.هر کسی که کِشتی قابل حرکت داره رو جمع کنین بیارین

15
00:00:39,610 --> 00:00:43,240
.آها، راستی. دنیل‌اینا رو هم بفرستین کمک کنن

16
00:00:43,240 --> 00:00:45,780
.خدایی دلم نمیاد اون بدبخت‌ها رو بخوام بفرستم خط مقدم

17
00:00:45,780 --> 00:00:48,700
که‌یعنی‌که صرفاً یکی دیگه قراره بره جاشون بمیره، ها؟

18
00:00:48,700 --> 00:00:50,280
.از این حرف‌ها نزن

19
00:00:50,590 --> 00:00:53,530
.فوراً می‌رمُ دستورات نظامی رو ابلاغ می‌کنم

20
00:00:53,530 --> 00:00:56,290
اوّل باید بریم سراغ کشتی‌سلطنتی، ها؟

21
00:00:56,840 --> 00:01:00,960
.اگه نتونیم اونُ راه بندازیم، باخت‌مون حتمی‌ـه

22
00:01:00,960 --> 00:01:01,000

23
00:01:00,980 --> 00:01:10,980
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

24
00:02:47,500 --> 00:02:49,280
چرا منم آوردن آخه؟

25
00:02:49,280 --> 00:02:54,910
.گفتم که، شانس‌ شماها واسۀ راه انداختن کشتی سلطنتیريال از بقیه بیشتره

26
00:02:54,910 --> 00:02:56,030
...ولی

27
00:03:01,540 --> 00:03:03,510
.از چیزی که فکر می‌کردم گولاخ‌تره

28
00:03:03,510 --> 00:03:05,790
.انگشت کوچیکۀ «پارتنر» هم نمی‌شه ولی

29
00:03:05,790 --> 00:03:07,380
.چه قوی می‌زنه، پدرسوخته

30
00:03:07,380 --> 00:03:10,220
.نسبت به «پارتنر» ضعیفه‌ای بیش نیست

31
00:03:10,220 --> 00:03:11,600
چه بَر و روی نازی داره، نه؟

32
00:03:11,600 --> 00:03:14,550
.جلوی خوشگلی «پارتنر» جیش‌ای بیش نیست

33
00:03:15,720 --> 00:03:17,050
داره ادای ننه‌باباها رو در میاره؟

34
00:03:18,000 --> 00:03:20,550
.چه آشنای زرتُ‌پرت کنی داری

35
00:03:20,550 --> 00:03:23,430
.فـ-فقط یکم جنبۀ باخت نداره همین

36
00:03:23,430 --> 00:03:27,040
.ولی حتی اونم نمی‌تونه این کِشتی رو راه بندازه

37
00:03:28,030 --> 00:03:33,320
.تنها چیزی که می‌تونه راه‌اش بندازه، قدرت عشقه و بس

38
00:03:33,780 --> 00:03:37,260
...راست می‌گه. توی بازی تا وقتی که

39
00:03:37,260 --> 00:03:41,160
.رابطه‌ات توی روتی که رفتی رو به حد نصاب نمی‌رسوندی، کشتی راه نمیوفتاد...

40
00:03:43,340 --> 00:03:44,700
اون چیه؟

41
00:03:45,360 --> 00:03:46,410
.نظاره کنید

42
00:03:49,470 --> 00:03:50,670
چی‌چیه این؟

43
00:03:50,670 --> 00:03:53,990
،وقتی کسایی که واقعاً هم رو دوست دارن اونجا وایسن

44
00:03:53,990 --> 00:03:58,430
.کشتی سلطنتی اونا رو به‌عنوان صاحب‌اش می‌شناسه و موتورش راه میوفته

45
00:03:58,710 --> 00:04:02,050
.ها؟ تو بازی که از این جنگولک‌بازی‌ها نداشتیم

46
00:04:02,050 --> 00:04:08,060
،اینکه این تعداد از نوادگان قهرمانان رو الآن اینجا پیش‌مون داریم
.باید کار سرنوشت باشه فقط

47
00:04:08,060 --> 00:04:09,560
،حالا که فکرشُ می‌کنم

48
00:04:10,080 --> 00:04:13,780
اجداد اونا قهرمان‌هایی بودن که
...پادشاهی رو تأسیس کردنُ

49
00:04:13,780 --> 00:04:20,070
.کسی که اون‌ها رو همراهی می‌کرد، جد لیویا که نخستین قدیس باشه، بوده...

50
00:04:20,340 --> 00:04:22,660
...چون واسه‌ام مهم نبود اون بخشش رو رد کردم، ولی

51
00:04:22,660 --> 00:04:24,430
.کاش عین آدم همه‌اش رو می‌خوندم...

52
00:04:24,830 --> 00:04:30,880
.کسایی که کِشتی سلطنتی به رسمیت می‌شناسه، فقط به نوادگان قهرمان‌ها خلاصه می‌شه و بس

53
00:04:30,880 --> 00:04:33,840
.خوشبختانه دیگه توی این یه قلم نمی‌تونی جفتک‌پرونی کنی

54
00:04:33,840 --> 00:04:37,020
.این شازده یه‌جورایی به‌نظر پدرکُشتگی‌ای چیزی باهام داره

55
00:04:37,020 --> 00:04:39,090
از من بدش میاد یعنی؟

56
00:04:39,670 --> 00:04:43,260
.بابا من فقط کلاً یه‌بار زدم پسرشُ لَت و پار کردمُ یه‌بارم خواستم زن‌اش رو مخ کنم فقط

57
00:04:44,100 --> 00:04:47,180
.آه، معلومه که باید ازم بدش بیاد

58
00:04:47,600 --> 00:04:50,280
خب‌دیگه، آماده‌این یا چی؟

59
00:04:50,840 --> 00:04:53,500
.این دستگاه اصلاً مراعات توی کارش نیست‌ها

60
00:04:55,040 --> 00:04:59,080
.قبل‌اش بهتون نشون می‌دیم چطوری کار می‌کنه
آماده‌این دیگه، عالیجناب؟

61
00:04:59,080 --> 00:05:02,610
.آ-آره. ایندفعه دیگه شاید کار کنه اصلاً

62
00:05:16,120 --> 00:05:19,200
!مرد: 25 امتیاز! زن: 58 امتیاز

63
00:05:19,200 --> 00:05:20,760
!ریدیـــن

64
00:05:21,700 --> 00:05:22,660
هِـع؟

65
00:05:24,400 --> 00:05:26,180
25امتیاز دیگه چه کوفتیه؟

66
00:05:26,180 --> 00:05:28,270
!یکی ندونه فکر می‌کنه صد پشت باهم غریبه‌ایم

67
00:05:28,270 --> 00:05:31,020
!خـ-خود جنابعالی اصلاً چرا فقط 58 امتیاز گرفتی؟

68
00:05:31,020 --> 00:05:33,580
عـ-عشق آدم‌ها رو اندازه می‌گیره؟

69
00:05:33,580 --> 00:05:36,650
.احتمالاً یه‌جور وسیله واسۀ مجلس‌گرم‌کُنی‌ای چیزی بوده

70
00:05:38,260 --> 00:05:42,780
.یحتمل یه‌مشت پیرمرد خرپول واسۀ تفریح گرفتن این کشتی رو ساختن

71
00:05:43,120 --> 00:05:44,500
،نسخه اصلی خودم رو هم

72
00:05:44,500 --> 00:05:49,560
.ظاهراً فقط واسۀ یه‌جور ماه‌عسل استفاده کرده بودنُ بعد دورش انداختن

73
00:05:46,580 --> 00:05:47,940
.عزیزم

74
00:05:47,940 --> 00:05:48,950
ها؟

75
00:05:48,950 --> 00:05:50,540
.می‌میرم برات

76
00:05:49,560 --> 00:05:51,920
.اسم قبلی‌اش هم «خاک‌توسری‌گاه» بوده

77
00:05:49,560 --> 00:05:51,920
.وایس به معنای فسق و فجور و خاک‌توسری می‌باشد

78
00:05:50,540 --> 00:05:51,920
.قربون خوبی‌‌هات برم

79
00:05:51,920 --> 00:05:54,520
چطوری تهش شده کِشتی سلطنتی اونوقت؟

80
00:05:52,140 --> 00:05:53,790
.از دست تو

81
00:05:53,790 --> 00:05:55,070
.خوبی‌هات رو بخورم

82
00:05:54,520 --> 00:05:56,420
.داده‌ای ازش نیست

83
00:05:55,070 --> 00:05:56,420
.خاک و چـــــوک

84
00:05:56,420 --> 00:05:59,860
.در ضمن، خدمتت عرض کنم که اون زن و شوهر دو سال بعد از هم طلاق گرفتن

85
00:05:57,590 --> 00:05:59,300
.عاشق‌ات بیدم

86
00:06:00,220 --> 00:06:01,550
.به‌جهنم

87
00:06:01,550 --> 00:06:05,080
!احمق... عوضی، مُنگـــــل

88
00:06:03,050 --> 00:06:07,050
کـ-کسی غیر از ما نیست که بتونه عشق‌اش رو ثابت کنه؟

89
00:06:05,080 --> 00:06:07,050
!خــــر، خـــــر، خــــــر

90
00:06:09,820 --> 00:06:11,220
.ماریه، باهام بیا

91
00:06:11,220 --> 00:06:12,560
!هـ-هـــع؟

92
00:06:12,850 --> 00:06:15,060
.خوب می‌دونم چه حسی داری

93
00:06:15,060 --> 00:06:18,770
...بعد از اون همه بدردنخور بودن‌مون، طبیعیه که فکر کنی یه‌مشت حیف‌نونیم، ولی

94
00:06:18,770 --> 00:06:22,570
.دقیقاً توی سختی‌هاست که عشق بیشتر می‌درخشه...

95
00:06:23,260 --> 00:06:25,070
...یولیوس

96
00:06:25,610 --> 00:06:29,080
!خیله‌خُب، الآن وقت‌شه که عشق رویایی ما رو اندازه بگیری

97
00:06:36,900 --> 00:06:40,020
!مرد: 90درصد! زن: 17درصد

98
00:06:40,020 --> 00:06:41,840
!به‌شدت ریدین

99
00:06:49,430 --> 00:06:52,080
.اگه نتیجه اینه، قبول‌اش می‌کنم

100
00:06:52,080 --> 00:06:54,100
...ولی همینجا قسم می‌خورم که

101
00:06:54,660 --> 00:06:57,240
.یه‌روزی بالأخره عشق‌ات رو بدست میارم...

102
00:06:57,830 --> 00:07:00,230
.بعد اینکه دیدی طرف کلاً 17تا دوست داره چی‌چی داری  واسۀ خودت تفت می‌دی

103
00:07:00,230 --> 00:07:01,630
.خار هرچی مثبت‌اندیشه خفیف کردی دیگه تو

104
00:07:01,980 --> 00:07:06,320
.عالیجناب، شرمندۀ اخلاقت ولی خواب دیدین خیر باشه

105
00:07:06,320 --> 00:07:10,770
.می‌گی چرا؟ چون من قراره عشق‌اَم به ماریه سان رو به همه ثابت کنم

106
00:07:11,380 --> 00:07:14,190
!مرد: 89 امتیار! زن:12 امتیاز

107
00:07:14,190 --> 00:07:16,220
!چه نتیجۀ به‌شدت ریده‌مالی

108
00:07:16,220 --> 00:07:18,250
!اون نطق تهش ضروری بود حالا؟

109
00:07:19,390 --> 00:07:21,750
...اینکه به عالیجناب باختم غم‌انگیزه، ولی

110
00:07:22,080 --> 00:07:25,790
.ماریه سان، قول می‌دم یه روزی بالأخره مال خودم بکنم‌تون...

111
00:07:27,260 --> 00:07:29,010
!سیهدیر کن! بعدی منم

112
00:07:30,510 --> 00:07:33,520
!مرد: 91 امتیاز! زن: 22 امتیاز

113
00:07:33,520 --> 00:07:35,090
!عن خورد تو ذوق‌ات

114
00:07:35,090 --> 00:07:37,020
بابا می‌میری تهش نظر ندی؟

115
00:07:37,300 --> 00:07:40,020
!ماریه، من عمراً بیخیال‌ات نمی‌شم، باشه؟

116
00:07:41,190 --> 00:07:42,520
.بـ-باشه

117
00:07:43,260 --> 00:07:45,300
ایندفعه نوبت منه، درسته؟

118
00:07:45,300 --> 00:07:48,470
__از اونجایی که توی اردوی مدرسه حسابی سنگ تموم گذاشتم پس حتماً

119
00:07:48,470 --> 00:07:51,600
!مرد: 87 امتیاز! زن: 31 امتیاز

120
00:07:51,600 --> 00:07:54,200
!عاشق خیار شده بودی بیشتر دوست داشت

121
00:07:56,210 --> 00:07:58,460
آخری منم دیگه، مگه نه؟

122
00:07:58,720 --> 00:08:01,710
__از اونجایی که جیگر طلاترین مرد دور و بر ماریه هستم، پس

123
00:08:01,710 --> 00:08:04,300
!مرد: 98 امتیاز! زن: 9 امتیاز

124
00:08:04,300 --> 00:08:07,220
!توهمی‌های بدبخت برن دَرشونُ بذار لطـــفـــاً

125
00:08:07,590 --> 00:08:10,220
.بیشتر از این تحمل دیدن اینا رو ندارم

126
00:08:10,750 --> 00:08:13,330
کـ-کمترین امتیاز بود، نه؟

127
00:08:14,620 --> 00:08:17,880
!بـ-بچه‌ها، اشتباه شده به‌خدا! بذارین توضیح می‌دم

128
00:08:16,860 --> 00:08:19,480
.بیخیال، بیخیال شو دیگه، ماریه

129
00:08:19,480 --> 00:08:25,500
...ماها می‌دونیم که در حال حاضر لیاقت عشق تو رو نداریم، ولی

130
00:08:28,140 --> 00:08:30,190
!ماها عمراً بیخیال‌ات نمی‌شیم

131
00:08:30,190 --> 00:08:32,620
!قطعاً بالأخره یه‌روزی عشق‌ات رو بدست میاریم

132
00:08:32,620 --> 00:08:35,920
!بابا می‌گم گوش بدین ببینین چی می‌گم

133
00:08:35,920 --> 00:08:39,610
...دیدی نمره اون پسرها چقدر زیاد بود، بعد جنابعالی

134
00:08:39,930 --> 00:08:42,790
.حتی وقتی هم رو دیده بودیم هم زیر 40 امتیاز بودی

135
00:08:42,790 --> 00:08:45,480
از یه ازدواج سیاسی توقع عشقولانه داری؟

136
00:08:45,480 --> 00:08:49,260
.اگه اینطوریه خاک تو سرم واقعاً که نرفتم با دختری که دوست‌اش داشتم ازدواج نکردم

137
00:08:49,260 --> 00:08:53,840
هان؟ دست پیش رو گرفتی پس نیوفتی؟
!کی دلش می‌خواد زن یه مرد زرتُ پرت کن گوزو بشه اصلاً؟

138
00:08:52,140 --> 00:08:54,780
.رابطۀ اینا که دیگه فاتحه‌اش خونده‌ست

139
00:08:53,840 --> 00:08:55,910
!چی‌چی گفتی عجوزه پیر چروک؟

140
00:08:55,140 --> 00:08:58,140
.گذشته از اون، عالیجناب چقدر خودشیفته تشریف داشت نمی‌دونستیم

141
00:08:55,910 --> 00:09:00,620
!هـــــان؟! جنابعالی خودت یه شاه پیر خرفتی که توهم جوونی داره

142
00:08:59,200 --> 00:09:02,770
لیون، اون کِشتی رو فقط قدرت عشق راه میندازه، مگه نه؟

143
00:09:03,020 --> 00:09:06,530
لِئون سان، تا وقتی قدرت عشق باشه، راه میوفته دیگه، مگه نه؟

144
00:09:06,530 --> 00:09:11,930
آ-آره، اینطور به‌نظر میاد، ولی... این عشق‌ هم بد چیز پیچیده‌ایه‌ها، نه؟

145
00:09:11,930 --> 00:09:15,030
...حالا که کار به اینجا کشیده، باید باقیش رو به لوکیسون بسپریم و

146
00:09:15,320 --> 00:09:17,520
چرا؟ چرا دست‌هامُ گرفتین؟

147
00:09:17,520 --> 00:09:20,630
!وایسین! نه تو رو خدا! منُ روی اون چیز نبرین

148
00:09:20,630 --> 00:09:21,940
.لِئون سان، برو بالا لطفاً

149
00:09:21,020 --> 00:09:24,210
!نمی‌خوام! فقط وقتی از بیرون عن شدن بقیه رو می‌بینی باحاله نه وقتی خودت می‌ری روش

150
00:09:21,940 --> 00:09:23,680
.با این دیگه قشنگ همه‌چیز مشخص می‌شه

151
00:09:23,680 --> 00:09:24,790
.دیگه نمی‌ذارم در بری

152
00:09:24,210 --> 00:09:26,610
!من مثل یولیوس‌اینا روان درست حسابی ندارم

153
00:09:26,610 --> 00:09:29,050
!اگه یه‌وقت نتیجه‌اش خیلی خیار بشه می‌رینم تو خودم

154
00:09:29,210 --> 00:09:32,680
75 امتیاز

155
00:09:29,210 --> 00:09:32,680
99 امتیاز

156
00:09:29,210 --> 00:09:32,680
75 امتیاز

157
00:09:29,260 --> 00:09:31,340
.اگه امتیازم زیادی زیاد باشه از خجالت آب می‌شم

158
00:09:31,340 --> 00:09:32,680
!چه زن ندیده‌ای هستی تو

159
00:09:32,680 --> 00:09:34,550
بعد این بود که این همه واسۀ ما طاقچه بالا می‌ذاشت؟

160
00:09:34,550 --> 00:09:36,420
.اگه زیادی پایین بیاد هم خیلی زشت می‌شه

161
00:09:34,670 --> 00:09:38,180
95 امتیاز

162
00:09:34,670 --> 00:09:38,180
58 امتیاز

163
00:09:34,670 --> 00:09:38,180
95 امتیاز

164
00:09:36,420 --> 00:09:37,110
!خیلی نامردی

165
00:09:37,110 --> 00:09:38,180
!خاک تو سرت

166
00:09:38,180 --> 00:09:41,070
تازه‌شم، اگه یهو همه باهم نمرۀ داغون بیاریم چه‌خاکی توی سرمون کنیم؟

167
00:09:38,300 --> 00:09:42,810
15 امتیاز

168
00:09:38,300 --> 00:09:42,810
18 امتیاز

169
00:09:38,300 --> 00:09:42,810
20 امتیاز

170
00:09:39,320 --> 00:09:42,810
!خاک‌عالم! رابطه‌تون به گوز بنده کـــه

171
00:09:42,810 --> 00:09:44,190
!عمراً زیر بار برم

172
00:09:44,190 --> 00:09:47,570
!بیخیال بچه‌ها! عشق رو که نمی‌شه اندازه گرفت

173
00:09:47,570 --> 00:09:49,040
!لوکسیون یه غلطی بکن

174
00:09:49,040 --> 00:09:52,890
.اینکه از یکی خوشت بیاد از یکی نه، واقعاً مایه ننگ بشریته

175
00:09:52,890 --> 00:09:55,320
!خفــــه‌شـــــو، مرتیکه خائـــــن

176
00:09:55,320 --> 00:10:00,060
.عالی شد. اتفاقاً پوزخندهای حقیری مثل تو بدجوری روی مُخ‌اَم رفته بود

177
00:10:00,060 --> 00:10:01,330
.بجنب برو بالا

178
00:10:01,330 --> 00:10:03,290
!نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهههههه

179
00:10:02,160 --> 00:10:03,290
.نترس

180
00:10:03,290 --> 00:10:04,830
.زودی تموم می‌شه

181
00:10:04,830 --> 00:10:06,350
!بارتفورت

182
00:10:06,350 --> 00:10:07,670
!خودتُ جَمع و جور کن

183
00:10:07,670 --> 00:10:09,590
!برو بالا، برو بالا

184
00:10:09,590 --> 00:10:12,080
!گـــــــوه‌تـــــــوش

185
00:10:12,080 --> 00:10:16,880
!عوضی‌ها، تاوان‌اش رو پس می‌دین

186
00:10:17,360 --> 00:10:19,760
!تبریکات بسیار

187
00:10:19,760 --> 00:10:21,930
!جفت‌تون 120 امتیاز گرفتین

188
00:10:22,350 --> 00:10:26,440
!رابطۀ شما دوتا، مَملو از عشق حقیقی‌ـه

189
00:10:26,720 --> 00:10:27,550
هِـع؟

190
00:10:28,890 --> 00:10:30,020
...آنجی

191
00:10:31,380 --> 00:10:33,950
...لیویا، تو

192
00:10:34,250 --> 00:10:37,310
.چـ-چیزه، خوشحال شدم

193
00:10:37,310 --> 00:10:39,450
.منم همین حس رو دارم

194
00:10:40,070 --> 00:10:44,960
،توقع نداشتم همجنس‌بازی‌ هم حساب بشه
.ولی مثل‌اینکه اینطوری هم کار می‌کنه

195
00:10:45,670 --> 00:10:48,520
.راست‌اش، یکم امیدوار شده بودم

196
00:10:48,520 --> 00:10:51,460
.مطمئن بودم از عالیجناب و دار و دستۀ نخودمغزها امتیازم بیشتر می‌شه

197
00:10:51,460 --> 00:10:55,490
‫از کی تا حالا این انیمه یوری شده؟!‬

198
00:10:53,290 --> 00:10:54,760
.خیلی خوشحالم

199
00:10:56,540 --> 00:11:01,720
‫گـ-گوش کن، لئون... نمی‌دونم‬
‫چی باید بگم، ولی...‬

200
00:11:01,720 --> 00:11:05,800
‫آره، خودم می‌دونم! من فقط یه ان‌پی‌سی‌ام‬
‫که همه مسخره‌ش می‌کنن!‬

201
00:11:04,580 --> 00:11:07,170
‫لئون!‬

202
00:11:07,170 --> 00:11:08,520
‫لیویا.‬

203
00:11:08,520 --> 00:11:10,270
‫آنجی.‬

204
00:11:08,980 --> 00:11:12,980
‫ارباب، هنوز کار برا انجام دادن دارین.‬

205
00:11:18,240 --> 00:11:19,150
‫عجله کنین!‬

206
00:11:18,240 --> 00:11:19,800
‫هرچی می‌تونین بار بزنین!‬

207
00:11:19,800 --> 00:11:21,040
‫چقدر طول می‌کشه تا برسن؟‬

208
00:11:21,040 --> 00:11:22,120
‫به خاطر مایلز!‬

209
00:11:22,740 --> 00:11:25,750
‫واقعاً دارین می‌رین؟‬

210
00:11:25,750 --> 00:11:28,970
‫آره. ما هم از نسل‬
‫ماجراجوهام.‬

211
00:11:28,970 --> 00:11:31,250
‫مطمئنم یه جوری می‌تونیم کمک کنیم.‬

212
00:11:31,250 --> 00:11:35,080
‫خانواده‌م دارن می‌جنگن، باید برم پیششون.‬

213
00:11:35,080 --> 00:11:37,260
‫سرورم، شما باید‬
‫سریع‌تر تخلیه کنین.‬

214
00:11:37,700 --> 00:11:40,080
‫نه. منم کمک می‌کنم.‬

215
00:11:40,080 --> 00:11:41,000
‫نباید این کارو بکنین.‬

216
00:11:41,860 --> 00:11:43,140
‫پدر.‬

217
00:11:43,440 --> 00:11:47,390
‫اگه بری تو دل جنگ،‬
‫فقط جونتو به باد می‌دی.‬

218
00:11:47,390 --> 00:11:50,410
‫ا-اما بقیه دارن می‌جنگن!‬
‫می‌خواین من تنهایی فرار کنم؟‬

219
00:11:50,410 --> 00:11:54,400
‫وظیفه تو زنده موندن و‬
‫حفظ نسل سلطنتیه.‬

220
00:11:54,400 --> 00:11:56,150
‫ا-اما...‬

221
00:11:56,150 --> 00:11:59,830
‫در هر صورت نه زرهی برات مونده نه کشتی‌ای.‬

222
00:11:59,830 --> 00:12:01,910
‫بیا با من تخلیه کن.‬

223
00:12:01,910 --> 00:12:06,610
‫مـ-مطمئنم ردگریوها‬
‫اضافی دارن بهم بدن.‬

224
00:12:05,530 --> 00:12:10,560
‫نامزدیت با آنجلیکا رو به هم زدی.‬
‫فکر می‌کنی الان بهت کمک می‌کنن؟‬

225
00:12:11,920 --> 00:12:14,930
‫اینا تاوان انتخاب‌های خودته.‬

226
00:12:14,930 --> 00:12:17,320
‫باید پاشون وایسی.‬

227
00:12:21,290 --> 00:12:23,010
‫چقدر خوابم می‌آد.‬

228
00:12:24,000 --> 00:12:27,780
‫ارباب، تمام نیروها تا یک ساعت دیگه‬
‫آماده نبرد می‌شن.‬

229
00:12:27,780 --> 00:12:31,120
‫تا زمان رسیدن امپراطوری و تایتان‌ها،
‫ آماده مبارزه می‌شن.

230
00:12:31,120 --> 00:12:33,600
‫خوبه. وضعیت وایس چطوره؟‬

231
00:12:33,600 --> 00:12:35,070
‫خوب پیش می‌ره.‬

232
00:12:36,020 --> 00:12:38,450
‫بیشتر، بیشتر! قدرت عشق بیشتری لازمه!‬

233
00:12:38,450 --> 00:12:40,250
‫بیشتر، بیشتر!‬

234
00:12:38,730 --> 00:12:41,550
‫چـ-چقدر باید این‌طوری بمونیم؟‬

235
00:12:41,550 --> 00:12:43,090
‫مـ-منم دقیق نمی‌دونم.‬

236
00:12:44,090 --> 00:12:48,210
‫برای شکست دادن غول آخر،‬
‫به قدرت عشقشون نیاز داریم!‬

237
00:12:48,440 --> 00:12:49,930
‫عشق؟‬

238
00:12:49,930 --> 00:12:55,020
‫اگه واقعاً راه حل عشقه،‬
‫پس تکلیف این همه عشق توی دنیا چی می‌شه؟‬

239
00:12:55,850 --> 00:12:57,420
‫از من نپرس.‬

240
00:12:57,420 --> 00:12:58,970
‫دیدمشون!‬

241
00:13:00,630 --> 00:13:03,050
‫لعنت بهش. می‌دونستم.‬

242
00:13:03,050 --> 00:13:04,890
‫چی شده ارباب؟‬

243
00:13:04,890 --> 00:13:08,980
‫با اون چیزی که تو بازی بود فرق داره.‬
‫گفتی دو تا ازشون هست؟‬

244
00:13:08,980 --> 00:13:15,730
‫بله. تایتان دریا هم تقریباً تا ۶ ساعت دیگه‬
‫به پایتخت می‌رسه.‬

245
00:13:16,870 --> 00:13:19,740
‫پادشاهی بالاخره دست به کار شد.‬

246
00:13:19,950 --> 00:13:24,310
‫پرنسس هرترود، هنوز وقتی هست که‬
‫جنگ رو متوقف کنین؟‬

247
00:13:24,310 --> 00:13:25,740
‫دیگه خیلی دیر شده.‬

248
00:13:26,120 --> 00:13:29,740
‫امپراطوری دهه‌ها
‫ منتظر چنین روزی بوده.

249
00:13:30,120 --> 00:13:33,510
‫خواهرم جونش رو داد تا‬
‫اون نگهبان‌ها رو احضار کنه،‬

250
00:13:33,510 --> 00:13:36,190
‫و تا ماموریتشون رو تموم نکنن‬
‫دست برنمی‌دارن.‬

251
00:13:36,190 --> 00:13:39,010
‫حالا نوبت شماست که زیر پا له بشین.‬

252
00:13:40,030 --> 00:13:41,330
‫که این‌طور؟‬

253
00:13:45,690 --> 00:13:46,790
‫این دیگه چیه‌؟‬

254
00:13:46,790 --> 00:13:51,390
‫جنایات و وحشی‌گری‌هایی که امپراطوری
‫ علیه پادشاهی مرتکب شده...

255
00:13:51,390 --> 00:13:54,770
‫و خساراتی که باید به ما بپردازین.‬

256
00:13:54,770 --> 00:13:56,600
‫داری چی میگی؟‬

257
00:13:56,600 --> 00:13:58,420
‫امپراطوری جنگید...

258
00:13:58,420 --> 00:14:01,030
‫علیه بی‌عدالتی‌های پادشاهی‬
‫برای استقلال.‬

259
00:14:01,030 --> 00:14:07,280
‫احتمالاً تحویل تو هم فقط یه مشت‬
‫حرف‌های قشنگ و حقایق تحریف‌شده دادن.‬

260
00:14:08,080 --> 00:14:11,690
‫دوک بزرگ پادشاهی سابق هولفورت...‬

261
00:14:11,690 --> 00:14:16,790
‫زمانی از موقعیتش برای ارتکاب‬
‫فجایع وحشتناکی استفاده کرد.‬

262
00:14:17,830 --> 00:14:25,770
‫نیروهاش قوی بودن و لوردهای زیادی‬
‫زمین، ثروت و جونشون رو از دست دادن.‬

263
00:14:26,300 --> 00:14:29,200
‫پادشاهی به خاندان فیلدز‬
‫یه کنت‌نشین مرزی اعطا کرد.‬

264
00:14:29,560 --> 00:14:33,420
‫اونا ثروت و تجهیزات بی‌شماری رو‬
‫برای مقابله سرمایه‌گذاری کردن،‬

265
00:14:33,830 --> 00:14:37,710
‫اما دوک بزرگ قدرتمند، خودشو
‫ حاکم امپراطوری اعلام کرد...

266
00:14:38,020 --> 00:14:40,700
‫و بارها به سرزمین‌های دیگه تجاوز کرد.‬

267
00:14:41,610 --> 00:14:43,200
امپراطوری نمی‌تونست تحمل کنه

268
00:14:43,200 --> 00:14:47,160
‫همراه با کنت‌نشین مرزی‬
‫تصمیم به سرکوبشون گرفتن.‬

269
00:14:47,900 --> 00:14:49,860
‫امپراطوری توی جنگ شکست خورد.

270
00:14:50,680 --> 00:14:53,010
‫با وجود تعهد به پرداخت غرامت،‬

271
00:14:53,010 --> 00:14:59,260
‫اونا به ایستادگی ادامه دادن و هر دو کشور‬
‫تلفات زیادی دادن.‬

272
00:15:00,070 --> 00:15:01,920
‫نـ-نه...‬

273
00:15:02,440 --> 00:15:05,090
‫حمله سال‌های اخیر پادشاهی
‫ به امپراطوری هم...

274
00:15:05,420 --> 00:15:08,640
‫برای پس گرفتن زمین‌هایی بود که‬
‫زمانی دوک بزرگ غصب کرده بود.‬

275
00:15:08,640 --> 00:15:12,170
‫دروغ می‌گی! امپراطوری
‫ برای استقلال جنگید...

276
00:15:12,170 --> 00:15:14,850
‫چون پادشاهی ما رو مجبور به پذیرش‬
‫شرایط ناپایمردانه کرده بود!‬

277
00:15:14,850 --> 00:15:17,100
‫ما فقط غرامتمون رو مطالبه کردیم.‬

278
00:15:17,100 --> 00:15:18,670
‫ساکت شو!‬

279
00:15:20,170 --> 00:15:24,060
‫چایتون سرد شد. می‌رم دوباره درست کنم.‬

280
00:15:26,730 --> 00:15:29,830
‫آره، پادشاهی به امپراطوری حمله کرد،

281
00:15:29,830 --> 00:15:34,370
‫اما نباید اتفاقاتی که باعث رسیدن‬
‫به این نقطه شد رو فراموش کنی.‬

282
00:15:34,880 --> 00:15:36,860
‫آدما همیشه یه دلیلی دارن...‬

283
00:15:38,560 --> 00:15:40,940
‫برای دست به سلاح شدن.‬

284
00:15:48,990 --> 00:15:51,240
‫لعنت به این دختره!‬

285
00:15:54,920 --> 00:15:56,890
‫چی شده؟ اونا که زودتر از موعد اومدن.‬

286
00:15:57,220 --> 00:15:58,580
‫این یه نیروی جداگانه‌ست.‬

287
00:15:58,580 --> 00:16:00,900
‫تداخل رادیویی مانع از شناساییشون‬
‫توسط ما شد.‬

288
00:16:01,110 --> 00:16:02,490
‫غافلگیر شدیم.‬

289
00:16:02,490 --> 00:16:03,900
‫چند تا هستن؟‬

290
00:16:03,900 --> 00:16:05,290
‫۳۰ تا کشتی.‬

291
00:16:05,290 --> 00:16:09,420
‫چند کشتی زرهی و زره‌پوش از قبل‬
‫وارد پایتخت شدن.‬

292
00:16:09,420 --> 00:16:15,160
‫برای کشتی اصلی من حمله‬
‫از آسمون سخت می‌شه.‬

293
00:16:15,670 --> 00:16:17,660
‫شوخیت گرفته دیگه؟‬

294
00:16:17,900 --> 00:16:19,260
‫لوکسیون، بزن بریم.‬

295
00:16:19,260 --> 00:16:20,480
‫اطاعت، ارباب.‬

296
00:16:21,820 --> 00:16:24,200
‫دستور عقب‌نشینی دادن. زود باشین بریم.‬

297
00:16:24,200 --> 00:16:25,260
‫چشم قربان.‬

298
00:16:25,600 --> 00:16:27,730
‫آخرش که کاری نکرد.‬

299
00:16:27,730 --> 00:16:30,760
‫آره، اصلاً صدایی ازش درنیومد.‬

300
00:16:30,760 --> 00:16:35,020
‫ظاهراً صاحابِ رو اعصابش به خاطر‬
‫اتهامات واهی آزاد شده.‬

301
00:16:35,020 --> 00:16:37,280
‫هان؟ اتهامات واهی؟‬

302
00:16:37,280 --> 00:16:38,020
‫آره.‬

303
00:16:39,520 --> 00:16:42,020
‫تیکه آشغال!‬

304
00:16:44,520 --> 00:16:45,980
‫چی شده؟‬

305
00:17:07,600 --> 00:17:11,310
‫زره‌های امنیتی جلوشونو گرفتن،‬
‫ولی تعداد دشمن بیشتره.‬

306
00:17:11,310 --> 00:17:12,220
‫فهمیدم.‬

307
00:17:12,810 --> 00:17:14,190
‫دشمن داره چی کار می‌کنه؟‬

308
00:17:14,190 --> 00:17:17,810
‫دارن از بالای منطقه دو به سمت‬
‫منطقه سه حرکت می‌کنن.‬

309
00:17:18,220 --> 00:17:20,580
‫اوکی. از همون‌جا شروع می‌کنیم.‬

310
00:17:20,580 --> 00:17:21,630
‫مفهوم شد.‬

311
00:17:22,220 --> 00:17:23,230
‫یکی کمک کنه!‬

312
00:17:23,230 --> 00:17:24,230
‫کمک!‬

313
00:17:24,780 --> 00:17:26,230
‫فرار کنین!‬

314
00:17:25,340 --> 00:17:26,230
‫دارن بمبارانمون می‌کنن!‬

315
00:17:26,230 --> 00:17:28,740
‫از این طرف! اون‌جا چند تا کشتی هست!‬

316
00:17:28,740 --> 00:17:30,990
‫بانوی من کلاریس، توی شهر خطره!‬

317
00:17:30,990 --> 00:17:32,010
‫باید سریع‌تر تخلیه کنیم!‬

318
00:17:32,010 --> 00:17:34,070
‫من دختر یه وزیرم.‬

319
00:17:34,070 --> 00:17:37,020
‫نمی‌تونم فرار کنم و کسانی که‬
‫به کمک نیاز دارن رو تنها بذارم.‬

320
00:17:45,290 --> 00:17:47,880
‫صبر کنین! ما غیرنظامی هستیم!‬

321
00:17:48,650 --> 00:17:49,880
‫خب که چی؟‬

322
00:17:51,030 --> 00:17:53,300
‫شما مسئول مرگ سربازهای
‫ امپراطوری هستین.

323
00:17:53,300 --> 00:17:55,650
‫تاوان جنایت‌هاتون رو می‌دین.‬

324
00:17:56,110 --> 00:17:58,350
‫همه مرتد‌های پادشاهی رو بکشین!‬

325
00:17:58,810 --> 00:18:01,450
‫رز هوریکان!‬

326
00:18:06,860 --> 00:18:09,730
‫بانو دیردره؟ شما اینجا چی کار می‌کنین؟‬

327
00:18:11,260 --> 00:18:13,480
‫به همون دلیلی که تو اینجایی.‬

328
00:18:13,480 --> 00:18:18,700
‫به عنوان یه نجیب‌زاده، اگه فرار می‌کردم‬
‫نمی‌تونستم تو چشم مردم نگاه کنم.‬

329
00:18:22,260 --> 00:18:24,710
‫عجب دخترای پرجرأتی.‬

330
00:18:27,700 --> 00:18:32,260
‫زانو بزنین و التماس کنین تا از‬
‫جونتون بگذرم.‬

331
00:18:32,260 --> 00:18:37,920
‫متأسفانه اعضای خاندان روزبلید‬
‫التماس جونشونو نمی‌کنن.‬

332
00:18:37,920 --> 00:18:39,760
‫اتلیس‌ها هم همین‌طور.‬

333
00:18:40,890 --> 00:18:42,770
‫پس بمیرین.‬

334
00:18:49,280 --> 00:18:51,920
‫بانوان عزیز، حالتون خوبه؟‬

335
00:18:52,430 --> 00:18:54,400
‫شماها مال آکادمی هستین...‬

336
00:18:55,040 --> 00:18:57,700
‫داریم به همه کمک می‌کنیم تخلیه کنن.‬

337
00:18:57,700 --> 00:19:00,410
‫از مردم این منطقه خواستیم‬
‫سوار یه کشتی دیگه بشن.‬

338
00:19:00,410 --> 00:19:02,700
‫زود باشین، بیاین پیش ما.‬

339
00:19:02,700 --> 00:19:07,170
‫انگار پسرهای آکادمی اون‌قدرها هم‬
‫بی‌عرضه نیستن.‬

340
00:19:07,170 --> 00:19:11,670
‫مـ-منو دست‌کم نگیرین، وجب‌وجبی‌ها!‬

341
00:19:23,520 --> 00:19:25,950
‫حقتونه!‬

342
00:19:41,210 --> 00:19:44,190
‫همه‌چیو بهت می‌گم.‬

343
00:19:45,830 --> 00:19:49,390
‫ارباب، یه کشتی امداد خودی‬
‫تو منطقه سه سقوط کرده.‬

344
00:19:49,390 --> 00:19:50,340
‫لعنتی!‬

345
00:19:50,570 --> 00:19:51,980
‫کشتی دانیاله.‬

346
00:19:51,980 --> 00:19:53,210
‫چی؟‬

347
00:19:54,390 --> 00:19:56,780
‫دانیال... ریموند...‬

348
00:19:57,340 --> 00:19:58,470
‫عجله کنین!‬

349
00:19:58,470 --> 00:19:59,340
‫چشم خانم!‬

350
00:19:59,830 --> 00:20:03,100
‫چرا همه‌ش این اتفاق می‌افته؟‬

351
00:20:03,680 --> 00:20:04,810
‫اوناهان.‬

352
00:20:06,580 --> 00:20:08,100
‫دیگه تمومش کنین.‬

353
00:20:08,100 --> 00:20:09,600
‫کاپیتان، گارت مرده!‬

354
00:20:09,600 --> 00:20:11,960
‫حالا دیگه شورشو درآوردن.‬

355
00:20:11,960 --> 00:20:13,650
‫همشونو می‌کشم.‬

356
00:20:15,870 --> 00:20:17,610
‫دیگه بس کنین.‬

357
00:20:18,280 --> 00:20:21,370
‫کاپیتان، اون شوالیه شرور نیست؟‬

358
00:20:21,370 --> 00:20:22,640
‫آروگانتز!‬

359
00:20:22,640 --> 00:20:23,830
‫لئونه!‬

360
00:20:23,830 --> 00:20:25,370
‫اون نباید اینجا باشه!‬

361
00:20:26,010 --> 00:20:28,120
‫شماها ول‌کن نیستین.‬

362
00:20:28,510 --> 00:20:30,260
‫اون دو تا حالشون خوبه.‬

363
00:20:30,260 --> 00:20:32,630
‫فقط بی‌هوش شدن.‬

364
00:20:32,630 --> 00:20:36,860
‫حواستون باشه. می‌گن تنهایی کل ناوگان‬
‫و شوالیه سیاه رو شکست داده.‬

365
00:20:36,860 --> 00:20:38,180
‫پـ-پس...‬

366
00:20:38,180 --> 00:20:41,030
‫با این حال، مثل اینکه ان‌قدر‬
‫بزدله که کسی رو نمی‌کشه.‬

367
00:20:41,030 --> 00:20:42,260
‫داره می‌آد!‬

368
00:20:42,260 --> 00:20:43,460
‫فاصله‌تون رو حفظ کنین و محاصره‌ش کنین.‬

369
00:20:43,460 --> 00:20:44,430
‫چشم قربان!‬

370
00:20:45,270 --> 00:20:47,030
‫اگه بزنیمش مدال می‌گیریم!‬

371
00:20:47,030 --> 00:20:48,270
‫اطاعت!‬

372
00:20:48,270 --> 00:20:50,540
‫ارباب، با این طرز نشانه‌گیریتون...‬

373
00:20:50,540 --> 00:20:53,390
‫هرکی بیارش پایین، اون دو تا‬
‫دختر پایینی رو می‌دم به اون!‬

374
00:20:53,390 --> 00:20:55,150
‫ایول!‬

375
00:20:58,150 --> 00:20:59,650
‫...خود خلبان رو می‌کشین.‬

376
00:21:00,840 --> 00:21:03,160
‫کاپیتان!‬

377
00:21:03,940 --> 00:21:07,770
‫نگرانش نباش، لئون فو بارتفورت.‬

378
00:21:08,630 --> 00:21:10,160
‫لئون...‬

379
00:21:10,810 --> 00:21:13,650
‫تو بازی بارها این کارو کردی.‬

380
00:21:14,800 --> 00:21:17,670
‫بقیه هم همین کارو می‌کنن،‬

381
00:21:17,670 --> 00:21:20,990
‫پس نذار اذیتت کنه.‬

382
00:21:21,440 --> 00:21:22,680
‫کاپیتان...‬

383
00:21:26,950 --> 00:21:28,680
‫گندش بزنن.‬

384
00:21:29,820 --> 00:21:33,060
‫ترجیح می‌دم نگران پیدا کردن نامزد باشم.‬

385
00:21:33,700 --> 00:21:36,690
‫نمی‌تونستی با فرار کردن‬
‫از جنگ دوری کنی؟‬

386
00:21:36,690 --> 00:21:40,320
‫دارم می‌جنگم چون فرار کردن‬
‫وضعیت رو بدتر می‌کرد!‬

387
00:21:43,150 --> 00:21:44,800
‫منو مقصر ندونین.‬

388
00:21:45,550 --> 00:21:48,850
‫خود شماها بودین که‬
‫منو به اینجا کشوندین.‬

389
00:21:48,870 --> 00:22:03,870
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

390
00:23:26,070 --> 00:23:28,970
‫وقتی امپراطوری حمله کرده،
‫ لوکسیون رفته سراغ یه ماموریت دیگه!

391
00:23:28,970 --> 00:23:32,270
‫حالا فقط یه کره عجیب‌وغریب مونده‬
‫با یه مشت آدم عجیب‌تر!‬

392
00:23:32,270 --> 00:23:33,450
‫اینجاشو بسپر به من!‬

393
00:23:33,450 --> 00:23:35,980
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟ من هیچی رو‬
‫دست تو نمی‌سپرم!‬

394
00:23:36,190 --> 00:23:37,980
‫قسمت بعدی: «لیویا».‬

395
00:23:37,980 --> 00:23:39,940
‫ماسکم کوش پس؟!‬
