1
00:00:06,270 --> 00:00:08,610
ظاهراً پایتخت از چیزی که فکر می‌کردیم دور تره، مگه نه؟

2
00:00:10,860 --> 00:00:12,590
حال شاهدخت‌ساما چطوره؟

3
00:00:12,590 --> 00:00:16,490
به‌شدت تحلیل رفتن، طوری که
.حتی دیگه نمی‌تونن روی پاهاشون وایسن

4
00:00:17,350 --> 00:00:21,010
...خب، همین که زنده مونده بسی جای تعجبه

5
00:00:22,430 --> 00:00:26,170
.هرچی نباشه گرفته اون محافظ‌های غول‌تشن رو واسه‌مون احضار کرده

6
00:00:27,130 --> 00:00:28,380
.به هنگ مرزی رسیدیم

7
00:00:28,380 --> 00:00:30,000
.فوراً تار و مارشون کنین

8
00:00:32,630 --> 00:00:35,300
!همگی دور بزنید... عقب‌نشینی کنین

9
00:00:35,300 --> 00:00:37,800
...و-ولی، اگه ما فرار کنیم که

10
00:00:37,800 --> 00:00:41,060
یادت رفته حکومت تا حالا چه ظلم‌هایی بهمون کرده؟

11
00:00:41,300 --> 00:00:44,060
!ما هیچ تعهدی واسۀ مبارزه باهاشون نداریم! می‌زنیم به چاک

12
00:00:45,430 --> 00:00:46,710
!عقب نشینی کنین

13
00:00:47,030 --> 00:00:48,810
!هوی! پس ما چی؟

14
00:00:48,810 --> 00:00:49,640
!وایسین

15
00:00:49,640 --> 00:00:50,860
!نرید

16
00:00:53,420 --> 00:00:54,950
واقعاً داری می‌گی این‌ها رو؟

17
00:00:55,270 --> 00:01:00,230
حقیقتاً دیگه حتی منم همچین حس خوبی ندارم از اینکه
.بخوام همینجوری مردم رو به حال خودشون ول کنم تا بمیرن

18
00:01:00,710 --> 00:01:04,560
.حالا که مشخصه قراره کُلی آدم این وسط بمیرن، نمی‌تونن یه گوشه وایسم و بِر و بِر نگاه کنم

19
00:01:05,640 --> 00:01:10,460
.درضمن، هر پسری دلش می‌خواد یه‌بار توی زندگیش این قضیه رو تجربه کنه

20
00:01:10,900 --> 00:01:13,050
.فرماندۀ کُل بودن رو می‌گم

21
00:01:13,070 --> 00:01:23,070
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:02:46,020 --> 00:02:50,020
!من می‌زنم به‌چاک ،نخواستین،خواستین ،خواستین

23
00:02:46,960 --> 00:02:49,270
می‌خوای فرماندۀ کُل بشی، ها؟

24
00:02:49,900 --> 00:02:53,810
.راست‌اش رو بخوای، تجربه و مقبولیت کافی واسه‌اش رو نداری

25
00:02:53,810 --> 00:02:56,650
.اگه بخوام تو رو پیشنهاد کنم عقلانیت‌اَم زیر سوأل می‌ره

26
00:02:57,170 --> 00:02:59,250
.خواستین، خواستین، نخواستین من می‌زنم به‌چاک

27
00:02:59,690 --> 00:03:02,030
مگه کسی بهتر از من توی دستُ بالتون دارین اصلاً؟

28
00:03:02,480 --> 00:03:06,160
.با وضعیت فعلی، شما حتی نزدیک نیروهاشون هم نمی‌تونین بشین

29
00:03:06,390 --> 00:03:07,990
.درجا تار و مار می‌شین

30
00:03:08,540 --> 00:03:12,790
.واسۀ‌ خلاصی از یه‌همچین وضعیتی، به کشتی سلطنتی نیازه

31
00:03:13,580 --> 00:03:16,670
!تـ-تو چطوری از کشتی سلطنتی خبر داری؟

32
00:03:17,940 --> 00:03:20,030
...اون فاکتور اصلی تأسیس پادشاهیه و

33
00:03:20,030 --> 00:03:23,320
یه‌جورایی برگ برنده‌اش هم محسوب می‌شه، غیر از اینه؟...

34
00:03:23,320 --> 00:03:27,810
.ا-اون کشتی به این سادگی‌ها راه نمیوفته؛ اون یه آیتم گمشده‌ست

35
00:03:28,930 --> 00:03:31,170
.بهش نیاز دارم. بهم قرض‌اش بدین لطفاً

36
00:03:34,060 --> 00:03:35,420
.از جاش تکون نمی‌خوره

37
00:03:36,440 --> 00:03:39,440
.نه من نه عالیجناب هم نتونستیم راه‌اش بندازیم

38
00:03:40,310 --> 00:03:42,700
.واسۀ راه انداختن‌اش از عالیجناب‌یولیوس و ماریه استفاده می‌کنم

39
00:03:43,190 --> 00:03:45,150
.اون چهارتای دیگه رو هم بیارین پیشم لطفاً

40
00:03:45,150 --> 00:03:48,550
.ولی اون دختر، الآن توی لیست اعدامی‌هاست

41
00:03:48,550 --> 00:03:53,460
.پس قبل از اعدام‌شدن‌اش بذارین کشتی سلطنتی رو راه بندازن

42
00:03:54,230 --> 00:03:56,650
.تا وقتی که لیویا سوار اون کشتی نباشه شانسی واسۀ بردن نداریم

43
00:03:57,430 --> 00:04:00,710
یعنی واقعاً می‌تونی شکست‌شون بدی؟

44
00:04:00,940 --> 00:04:08,190
.شکست‌شون می‌دم. واسۀ همینم به کشتی سلطنتی و فرماندۀ کُل بودن، نیاز دارم

45
00:04:08,190 --> 00:04:11,900
.قطعاً مارکیز فرامپتون باهاش مخالفت می‌کنه

46
00:04:11,900 --> 00:04:15,850
.جناح اون بزرگ‌ترین جناح درباره. ما متحدهای کمی داریم

47
00:04:16,230 --> 00:04:18,980
.ولی بازم، فکر نکنم چاره‌ای غیر از این داشته باشیم

48
00:04:20,740 --> 00:04:22,010
.خیله‌خُب

49
00:04:22,400 --> 00:04:25,360
ولی قول بده صحیح و سالم برگردی، باشه؟

50
00:04:25,700 --> 00:04:27,870
.بله، به‌روی چشم

51
00:04:28,870 --> 00:04:32,920
...و-واقعاً که... می‌دونم همه‌اَش تقصیر خودمونه‌ها، ولی

52
00:04:32,920 --> 00:04:36,630
.کاش بقیۀ شوالیه‌ها هم وفاداری‌ـه تو رو داشتن...

53
00:04:36,980 --> 00:04:38,440
تقصیر خودتونه؟

54
00:04:40,700 --> 00:04:42,260
منظورتون چیه؟

55
00:04:43,630 --> 00:04:45,530
،سختی زیادی رو به مردهای کشور تحمیل کردیم

56
00:04:45,970 --> 00:04:49,890
.مخصوصاً مردهایی که توی هنگ مرزی بودن و اینم نتیجه‌شه که می‌بینی

57
00:04:52,860 --> 00:04:54,390
...خیله‌خُب اصلاً

58
00:04:54,990 --> 00:04:57,910
.بهت همه‌چیز رو می‌گم

59
00:05:02,150 --> 00:05:07,270
متوجهم یارهای زیادی ندارم و اونایی که
.هستن هم کار خاصی ازشون توی میدون جنگ بر نمیاد

60
00:05:07,780 --> 00:05:09,780
باغچۀ پسران

61
00:05:08,170 --> 00:05:09,410
.ولی اِشکال نداره

62
00:05:10,000 --> 00:05:13,850
.من اون «قدرت دوستی» معروف رو دارم

63
00:05:14,860 --> 00:05:16,110
.معلومه که نمیایم

64
00:05:16,110 --> 00:05:19,670
.ما چون از جنگ می‌ترسیدیم اومدیم اینجا قایم شدیم جانم

65
00:05:19,950 --> 00:05:22,560
.اکثر اشراف و شوالیه‌ها هم دارم فلنگ رو می‌بندن

66
00:05:22,560 --> 00:05:25,050
کدوم خری واسۀ این پادشاهی داغون می‌جنگه آخه؟

67
00:05:25,050 --> 00:05:26,470
.همینُ بگو والا

68
00:05:26,470 --> 00:05:29,110
اصلاً دانش‌آموز جماعت رو چه به جنگیدن؟

69
00:05:29,110 --> 00:05:31,930
.کاش مامانم زودتر بیاد دنبالم

70
00:05:32,560 --> 00:05:36,350
!حیفه‌نون‌ها
!پس اون غرور اشرافی‌تون کجاست؟

71
00:05:36,350 --> 00:05:38,290
.توهم بیخیال‌اش شو بابا

72
00:05:38,290 --> 00:05:41,980
مگه همین تازگی الکی دستگیرت نکرده بودن اصلاً؟
.نیاز نیست اِنقدر خودتُ واسه‌شون به آب‌ و آتیش بزنی بابا

73
00:05:41,980 --> 00:05:45,150
اگه پادشاهای شکست بخوره، فقط کافیه بریم زیر پرچم اِمپراطوری دیگه، غیر از اینه؟

74
00:05:45,150 --> 00:05:46,540
.آره والا

75
00:05:46,540 --> 00:05:49,730
.شنیدم توی اِمپراطوری مردها قدرت بیشتری دارن تازه

76
00:05:49,730 --> 00:05:52,670
.خدایی؟ پس درود بر شرف‌شون، اِنرژیم بره طرف‌شون

77
00:05:53,790 --> 00:05:55,120
!اینُ داشته باشین

78
00:05:57,470 --> 00:06:00,040
سند خرید کشتیه؟

79
00:06:00,040 --> 00:06:01,750
خب الآن چی‌کارش کنیم؟

80
00:06:02,010 --> 00:06:05,400
شما الدنگ‌ها از من کِشتی خریدین، مگه نه؟

81
00:06:05,400 --> 00:06:07,340
یادتونه دیگه، مگه نه؟

82
00:06:07,770 --> 00:06:13,220
در جریانید که اون کشتی‌ها فقط توی تأسیسات خانوادۀ من
قابل تعمیر و نگه‌داری‌ هستن دیگه، مگه نه؟

83
00:06:13,220 --> 00:06:15,100
بدون اونا دهنتون آسفالته، مگه نه؟

84
00:06:15,330 --> 00:06:17,800
یعنی می‌خواین بیخیال کِشتی‌ای که
با این همه بدبختی بدست آوردین بشین؟

85
00:06:17,800 --> 00:06:20,670
.روی زن پیدا کردنتون هم حـــســــابــــی تأثیر می‌ذاره‌ها

86
00:06:20,670 --> 00:06:21,360
__چـــ

87
00:06:21,360 --> 00:06:25,050
.ضمناً که، من دارم می‌رم با اِمپراطوری دست به یقه شم

88
00:06:25,410 --> 00:06:27,940
،واقعاً فکر کردین بعد از اینکه اون‌همه کشتی تا دندون مسلح از من خریدین

89
00:06:27,940 --> 00:06:31,240
اِمپراطوری الکی همینطوری می‌ذاره تسلیم‌اش بشین؟

90
00:06:32,490 --> 00:06:37,290
.اگه خدای نکرده یه وقت حاجی‌تون ببازه، اونا شماها رو هم به چشم هم قطار من می‌بینن

91
00:06:37,290 --> 00:06:39,970
اِمپراطوری پُر از افرادی‌ـه که
.خوش ندارن ریخت مردم پادشاهی رو هم ببینن

92
00:06:39,970 --> 00:06:43,410
.همچین بعید نیست کارتون به بردگی یا مرگ بکشه اصلاً

93
00:06:45,060 --> 00:06:48,630
.ولی غمتون نباشه. من حتماً شکست‌شون می‌دم

94
00:06:49,410 --> 00:06:50,880
!بهم باور داشته باشین

95
00:06:53,500 --> 00:06:56,950
!اَهههه، از دست تو! جنابعالی همیشه کارتو با عوضی‌بازی پیش می‌بری

96
00:06:56,950 --> 00:06:58,980
!شوالیۀ خبیث

97
00:06:59,540 --> 00:07:00,770
تعریف کردی ازم؟

98
00:07:01,030 --> 00:07:02,570
نظاره کردی، اِمپراطوری؟

99
00:07:01,740 --> 00:07:03,040
!خارشو

100
00:07:03,040 --> 00:07:05,530
!«به این می‌گن، «قدرت دوستی

101
00:07:03,360 --> 00:07:04,830
!از اوّل‌اش می‌دونستم این قراردادها بو دارن

102
00:07:04,830 --> 00:07:05,530
!خیلی بی‌شرفی

103
00:07:05,530 --> 00:07:06,780
!شیطان‌رجیم

104
00:07:08,960 --> 00:07:10,400
لِئون سان؟

105
00:07:10,760 --> 00:07:14,770
.تا حالا نشنیده بودم یه دانش‌آموز فرماندهی کُل رو دست بگیره

106
00:07:14,770 --> 00:07:18,410
.با اینحال بازم ارباب می‌خوان این سِمَت رو به‌عهده بگیرن

107
00:07:19,070 --> 00:07:24,640
،کُل نیروهایی که جمع‌آوری‌شون قطعیه
.شامل 20تا کشتی جنگی می‌شه که پارتنر هم جزوشونه

108
00:07:24,640 --> 00:07:27,030
.وضعیت نیرو های پادشاهی معلوم نیست

109
00:07:27,030 --> 00:07:29,880
نیروهای معبد هم بعد از شکستی که
.خوردن حسابی از پا افتادن

110
00:07:29,880 --> 00:07:31,460
.نمی‌شه زیاد روشون حساب کرد

111
00:07:31,460 --> 00:07:34,180
از اشراف محلی نمی‌شه کمک گرفت؟

112
00:07:34,510 --> 00:07:37,440
.اونا همین الانشم حسابی درگیرن

113
00:07:38,100 --> 00:07:43,820
به‌علاوه که، تا الآن هم خیلی‌هاشون بخاطر
.وفاداری کمی که به سلطنت دارن، از قبل تسلیم شدن

114
00:07:43,820 --> 00:07:45,310
چـ-چرا آخه؟

115
00:07:45,760 --> 00:07:51,470
.چون تنها چیزی که تا حالا اونا رو زیر پرچم پادشاهی نگه داشته بود، سلطۀ نظامی بوده

116
00:07:52,380 --> 00:07:55,200
...خیلی دوست داشتم از پدرم کمک بخوام، ولی

117
00:07:55,200 --> 00:07:59,950
،بخاطر لکه‌دار کردن نام خاندان‌مون
.بعید نیست که یهو بگیره کلاً عاق‌اَم کنه

118
00:07:59,950 --> 00:08:05,210
!دختر یه دوک کنار یه رعیت سر خم کرده
!خجالت آوره

119
00:08:05,210 --> 00:08:08,090
.رِد گریوها چقدر خار شدن

120
00:08:08,570 --> 00:08:12,740
من به‌نوبۀ خودم یه‌راهی پیدا می‌کنم تا
.بتونم به لیون کمک کنم

121
00:08:13,070 --> 00:08:14,470
مطمئنی؟

122
00:08:14,820 --> 00:08:17,720
.آره، من به لیون اعتماد دارم

123
00:08:19,110 --> 00:08:21,600
.آنجه همیشه در حال پیش رفتن‌ـه

124
00:08:23,130 --> 00:08:24,730
...از اون طرف، من

125
00:08:26,020 --> 00:08:29,150
چه کاری از دست من برمیاد؟

126
00:08:31,900 --> 00:08:34,300
!تو رو خدا! منم با خودت ببر

127
00:08:34,300 --> 00:08:37,120
خفه‌شو! یادت رفته چقدر مثل از خود راضی‌ها باهام رفتار می‌کردی؟

128
00:08:37,120 --> 00:08:38,990
!زود باش بذار سوار کشتی بشم

129
00:08:39,210 --> 00:08:40,970
!اِمپراطوری دَم گوش‌مونه

130
00:08:40,970 --> 00:08:42,250
!بذار منم سوار بشم

131
00:08:42,250 --> 00:08:44,120
!نمی‌خوام بمیرم

132
00:08:44,440 --> 00:08:47,240
!اول بچه‌ها می‌رن! زود باشین

133
00:08:47,780 --> 00:08:48,660
!بابا

134
00:08:49,930 --> 00:08:50,750
!لیون

135
00:08:51,180 --> 00:08:53,070
تو، حالت خوبه؟

136
00:08:53,070 --> 00:08:55,860
.آره، چون نگرانتون بودم، برگشتم

137
00:08:55,860 --> 00:08:57,890
.و یه کاری هم با بابا داشتم

138
00:08:58,400 --> 00:09:01,640
!تو مگه دستگیر نشده بودی؟
از زندان فرار کردی؟

139
00:09:01,880 --> 00:09:04,980
.نه بابا؛ خیلی وقته تبرعه شدم

140
00:09:04,980 --> 00:09:06,650
.فقط برام پاپوش درست کرده بودن

141
00:09:08,290 --> 00:09:10,410
.مدارک‌اش هم موجوده

142
00:09:10,830 --> 00:09:13,110
،اشراف‌زاده‌هایی که می‌خواستن مَخ‌ام رو بزنن

143
00:09:13,110 --> 00:09:15,920
.موقع انجام معامله کُلی حرف‌های جالب تحویلم دادن

144
00:09:17,210 --> 00:09:20,410
.یعنی چی لیون؟ قشنگ توضیح بده بفهمیم چی می‌گی

145
00:09:20,410 --> 00:09:22,410
.نیاز نیست. اونُ خودم حل‌اش می‌کنم

146
00:09:22,410 --> 00:09:25,570
.یه اشتباه کافی بود تا اعدام بشی‌ها

147
00:09:32,110 --> 00:09:35,090
آهای! داری با میاولر من چی‌کار می‌کنی؟

148
00:09:36,730 --> 00:09:39,260
.این همون آشغالیه که پسرم رو فروخته

149
00:09:40,410 --> 00:09:42,020
.عمراً بذارم قسر در بری

150
00:09:42,370 --> 00:09:44,410
فـ-فروختدش؟

151
00:09:45,390 --> 00:09:47,850
بالکاس! داری چی‌کار می‌کنی؟

152
00:09:48,330 --> 00:09:50,990
!زود باش بذار سوار کشتی‌ات بشیم

153
00:09:50,990 --> 00:09:53,980
!باید بریم طلب‌هامونُ هم از پایتخت وصول کنیم

154
00:09:55,850 --> 00:09:57,240
آماده‌ای؟

155
00:09:57,240 --> 00:09:58,990
...صبر کن! بذار حرف بزنم

156
00:09:58,990 --> 00:10:00,160
!ببر صداتو

157
00:10:11,080 --> 00:10:13,390
.هرچه کنی به خود کنی

158
00:10:13,390 --> 00:10:16,600
!هرکی بخواد به عزیزانم آسیب بزنه، تاوان‌اش رو پس می‌ده

159
00:10:18,840 --> 00:10:19,880
...بابا

160
00:10:23,600 --> 00:10:25,350
.روتارت، این اولین نبردته

161
00:10:26,700 --> 00:10:31,320
.جنابعالی به‌عنوان پسر بزرگ زولا، حسابی توی ناز و نعمت بزرگ شدی

162
00:10:31,830 --> 00:10:34,520
.ولی، دوران خوش‌خوشون‌ات دیگه تمومه

163
00:10:34,980 --> 00:10:37,510
!تو هم باید از کسایی که واسه‌ات مهم‌ان محافظت کنی

164
00:10:38,290 --> 00:10:39,530
!نـ-نمی‌خوام

165
00:10:39,530 --> 00:10:43,410
!به من اَمر و نهی نکن، نجیب‌زادۀ دوهزاری وحشی

166
00:10:43,410 --> 00:10:45,910
راست می‌گه! فکر کردی داری به کی اَمر و نهی می‌کنی؟

167
00:10:45,910 --> 00:10:49,210
فکر کردی به‌لطف کی بوده که
تا حالا تونستی زنده بمونی؟

168
00:10:49,570 --> 00:10:51,510
.روتارت رو تحویل‌اَم بده

169
00:10:51,510 --> 00:10:54,450
به عنوان پسر ارشد بارتفورت
.به میدون نبرد می‌فرستم‌اش

170
00:10:56,930 --> 00:10:59,550
با خودت چی خیال کردی؟

171
00:10:59,550 --> 00:11:02,220
!روتارت پسر مردیه که من عاشق‌اش بودم

172
00:11:02,220 --> 00:11:05,590
‫خون تو توی رگ‌های اون جریان نداره!‬

173
00:11:05,590 --> 00:11:06,180
‫چی؟‬

174
00:11:07,020 --> 00:11:07,790
‫جدی؟‬

175
00:11:09,650 --> 00:11:12,730
‫ن-نه، صبر کن! داشتم دروغ می‌گفتم!‬

176
00:11:12,730 --> 00:11:15,230
‫همین‌طور که فکر می‌کردم.‬

177
00:11:15,680 --> 00:11:17,730
‫راستش، خیالم راحت شد.‬

178
00:11:18,210 --> 00:11:20,190
‫اینم از خداحافظی، زولا.‬

179
00:11:20,190 --> 00:11:22,490
‫صبر کن! خواهش می‌کنم!‬

180
00:11:23,050 --> 00:11:25,490
‫ازدواج ما فسخ شد.‬

181
00:11:25,490 --> 00:11:27,330
‫اما... نه... نمی‌تونی...‬

182
00:11:26,010 --> 00:11:27,330
‫ازت می‌خوام همین الان بری.‬

183
00:11:27,330 --> 00:11:31,500
‫خواهش می‌کنم! بذار بیایم توی کشتی‌ت!‬
‫نمی‌خوام بمیرم!‬

184
00:11:31,500 --> 00:11:34,250
‫خواهش می‌کنم!‬

185
00:11:34,250 --> 00:11:36,290
‫لوکسیون، دشمنامون کجا هستن؟‬

186
00:11:36,290 --> 00:11:41,010
‫با سرعتی که دارن، حدوداً تا ۳۰ ساعت دیگه‬
‫به پایتخت می‌رسن.‬

187
00:11:41,910 --> 00:11:43,720
‫بارت‌فورتویسکانت!

188
00:11:43,960 --> 00:11:46,890
‫وزیر برنارد،‬
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون.‬

189
00:11:47,690 --> 00:11:50,230
‫بابت کاری که برای کلاریس کردی ممنونم.‬

190
00:11:50,590 --> 00:11:53,350
‫ملکه مایلن بهم گفت چی شده.‬

191
00:11:53,350 --> 00:11:57,330
‫در مورد نیروهای سلطنتی، تعدادشون کمه.‬

192
00:11:57,330 --> 00:12:00,820
‫فقط حدود ۵۰ تا کشتی‬
‫کاملاً آماده داریم.‬

193
00:12:00,820 --> 00:12:03,110
‫بیشتر از چیزیه که انتظار داشتم.‬

194
00:12:03,110 --> 00:12:07,370
‫با احتساب پارتنر،‬
‫باید بتونم ۲۴ تا کشتی بیارم.‬

195
00:12:07,760 --> 00:12:08,920
‫می‌فهمم.‬

196
00:12:12,190 --> 00:12:14,080
‫دارن نزدیک‌تر می‌شن.‬

197
00:12:14,410 --> 00:12:17,770
‫سِرورم، مطمئنید که می‌تونید پیروز بشید؟‬

198
00:12:17,770 --> 00:12:21,150
‫آره. اگه نمی‌تونستم، بهشون حمله نمی‌کردم.‬

199
00:12:21,970 --> 00:12:26,850
‫البته فقط اگه بتونم کشتی سلطنتی رو‬
‫هدایت کنم و قدرت لیویا رو فعال کنم.‬

200
00:12:22,550 --> 00:12:23,760
‫این قدرت عشقه!‬

201
00:12:22,550 --> 00:12:23,760
‫اولیویا‬

202
00:12:28,270 --> 00:12:30,520
‫تو واقعاً آدم تأثیرگذاری هستی.‬

203
00:12:31,020 --> 00:12:35,450
‫وقتی این نبرد تموم شد،‬
‫با کلاریس ازدواج می‌کنی؟‬

204
00:12:36,600 --> 00:12:38,550
‫باز شروع کردی به شوخی کردن.‬

205
00:12:41,480 --> 00:12:42,840
‫جدی به نظر می‌رسه.‬

206
00:12:44,550 --> 00:12:46,770
‫بذار تا بعد از اینکه‬
‫پیروز شدیم صبر کنیم تا بهش فکر کنیم.‬

207
00:12:46,770 --> 00:12:48,170
‫حق با توئه.‬

208
00:12:48,780 --> 00:12:52,040
‫آه، کسایی که خواسته بودی رسیدن.‬

209
00:12:52,350 --> 00:12:56,960
‫معبد تو هرج‌ومرجِ، واسه همین‬
‫تحت بازداشت قصر بودن.‬

210
00:12:56,960 --> 00:12:58,860
‫بالاخره رسیدن، هان؟‬

211
00:13:09,500 --> 00:13:12,290
‫دیگه اثری از اون رفتار همیشگی‌ت نیست.‬

212
00:13:12,290 --> 00:13:16,300
‫وقتی اعتراف کرد که قدیس نیست،‬
‫همه پشتش رو خالی کردن.‬

213
00:13:19,310 --> 00:13:24,570
‫پیروهاش ولش کردن،‬
‫و معبد هم داره باهاش بدرفتاری می‌کنه.‬

214
00:13:24,570 --> 00:13:26,620
‫واقعاً؟ این یه جورایی خنده‌داره.‬

215
00:13:26,620 --> 00:13:29,450
‫من که اصلاً فکر نمی‌کنم خنده‌دار باشه.‬

216
00:13:30,170 --> 00:13:33,320
‫اربابم اعدام می‌شه؟‬

217
00:13:33,660 --> 00:13:36,710
‫خب، جعل عنوان‬
‫قدیس جرم سنگینیه.‬

218
00:13:36,950 --> 00:13:39,740
‫مجازات رسمی‌ش‬
‫احتمالاً بعداً تعیین می‌شه،‬

219
00:13:39,740 --> 00:13:42,610
‫ولی بعید می‌دونم حتی اگه جنگ رو ببریم،‬
‫بذارن زنده بمونه.‬

220
00:13:42,610 --> 00:13:43,650
‫بارت‌فورت!‬

221
00:13:44,380 --> 00:13:49,010
‫ماری، به حرفش گوش نده.‬
‫ما هوات رو داریم.‬

222
00:13:49,010 --> 00:13:50,850
‫آره! ما پیشتیم!‬

223
00:13:49,350 --> 00:13:50,850
‫آره! حالت خوب می‌شه!‬

224
00:13:51,090 --> 00:13:52,600
‫خفه شید.‬

225
00:13:52,600 --> 00:13:53,810
‫ماری؟‬

226
00:13:55,000 --> 00:13:56,730
‫خفه شید.‬

227
00:13:57,080 --> 00:14:00,480
‫خفه شید، خفه شید، خفه شید، خفه شید!‬

228
00:14:01,230 --> 00:14:03,230
‫کجای کار درسته؟!‬

229
00:14:03,230 --> 00:14:07,490
‫شما احمق‌های ساده‌لوحِ خوش‌بین چه غلطی می‌تونید بکنید؟!‬

230
00:14:07,720 --> 00:14:11,240
‫اوه-اوه. بالاخره‬
‫داره روی واقعی‌ش رو نشون می‌ده.‬

231
00:14:11,570 --> 00:14:13,240
‫همه‌تون بزنید بیرون!‬

232
00:14:13,240 --> 00:14:15,630
‫ازتون متنفرم!‬

233
00:14:15,630 --> 00:14:18,110
‫بانو ماری، لطفاً آروم باشید.‬

234
00:14:18,110 --> 00:14:20,250
‫اونا عمیقاً بهتون اهمیت می‌دن.‬

235
00:14:20,250 --> 00:14:22,890
‫خفه شو! تو هم بزن بیرون!‬

236
00:14:22,890 --> 00:14:24,450
‫ازم دور شید!‬

237
00:14:24,450 --> 00:14:27,380
‫ا-اما تو بهم گفتی دوستت...‬

238
00:14:28,010 --> 00:14:29,890
‫معلومه که داشتم دروغ می‌گفتم!‬

239
00:14:31,930 --> 00:14:33,600
‫حتماً احمقی!‬

240
00:14:33,600 --> 00:14:37,950
‫فقط ازتون استفاده کردم چون فکر می‌کردم‬
‫اون ان‌پی‌سی رو کلافه می‌کنه!‬

241
00:14:37,950 --> 00:14:39,900
‫معلومه که دوست نیستیم!‬

242
00:14:40,250 --> 00:14:41,430
‫بانو ماری...‬

243
00:14:45,920 --> 00:14:51,410
‫تا الان خوب تونستی نقاب بزنی،‬
‫ولی امروز تموم می‌شه.‬

244
00:14:51,410 --> 00:14:54,160
‫نکن! ماری فقط خسته‌ست!‬

245
00:14:54,160 --> 00:14:56,520
‫خفه شو! دخالت نکن!‬

246
00:14:56,520 --> 00:14:58,410
‫تنها کاری که بلدی اینه که شمشیر دستت بگیری!‬

247
00:14:59,660 --> 00:15:02,920
‫و تو، کله‌خر! فقط حرف می‌زنی!‬

248
00:15:04,480 --> 00:15:06,670
‫و اون خودشیفتگی‌ت حالم رو بهم می‌زنه!‬

249
00:15:07,920 --> 00:15:11,430
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونم بفهمم‬
‫به چی فکر می‌کنی، عوضیِ چندش!‬

250
00:15:15,430 --> 00:15:16,680
‫ماری...‬

251
00:15:16,930 --> 00:15:20,780
‫تو از همه بزرگ‌تر مشکل‌سازی،‬
‫ولیعهد سابق!‬

252
00:15:20,780 --> 00:15:25,070
‫تنها چیز به درد بخورت‬
‫عنوانت بود که اونم دور انداختی!‬

253
00:15:25,070 --> 00:15:27,820
‫جدی، شماها احمقید؟‬

254
00:15:27,820 --> 00:15:31,820
‫فکر کردید با دور انداختن مقام،‬
‫افتخار و ثروتتون باعث می‌شید ازتون خوشم بیاد؟‬

255
00:15:32,070 --> 00:15:33,870
‫اصلاً منطقی نیست!‬

256
00:15:34,740 --> 00:15:37,040
‫در مورد تو هم همینه،‬
‫بچه پررو و وراج!‬

257
00:15:37,040 --> 00:15:39,090
‫حد خودت رو بدون!‬

258
00:15:39,090 --> 00:15:40,530
‫ارباب...‬

259
00:15:41,080 --> 00:15:44,330
‫همه‌تون باید با من مهربون‌تر باشید!‬

260
00:15:44,670 --> 00:15:47,300
‫فقط باید هر چی می‌گم رو انجام بدید!‬

261
00:15:47,300 --> 00:15:51,090
‫از هر کسی که‬
‫به درد نخوره و ازم نافرمانی کنه متنفرم!‬

262
00:15:51,090 --> 00:15:52,760
‫ازشون متنفرم!‬

263
00:15:56,490 --> 00:15:58,350
‫هی، داری آبروی خودت رو می‌بری.‬

264
00:15:58,350 --> 00:16:00,640
‫خفه شو! از اینجا برو!‬

265
00:16:00,640 --> 00:16:03,850
‫تو دلیل اینی که نمی‌تونم خوشحال باشم!‬

266
00:16:04,600 --> 00:16:10,010
‫پسش بده. خوشحالیم رو بهم پس بده.‬

267
00:16:10,440 --> 00:16:16,250
‫پسش بده. پسش بده. پسش بده.‬

268
00:16:24,900 --> 00:16:25,860
‫لئون!‬

269
00:16:25,860 --> 00:16:26,940
‫آقای لئون!‬

270
00:16:28,750 --> 00:16:31,780
‫خیلی خوشحالم. شنیدیم آزاد شدی.‬

271
00:16:38,890 --> 00:16:41,740
‫چ-چه خبره اینجا؟‬

272
00:16:41,740 --> 00:16:44,400
‫اوه، می‌دونی دیگه...‬

273
00:16:46,510 --> 00:16:47,900
‫ماری!‬

274
00:16:52,630 --> 00:16:54,820
‫فقط خوابیده.‬

275
00:16:55,190 --> 00:16:57,760
‫حتماً تحت فشار زیادی بوده.‬

276
00:16:57,760 --> 00:16:59,660
‫باید باهاش حرف بزنم.‬

277
00:17:00,010 --> 00:17:02,910
‫ببخشید، ولی می‌شه تنهامون بذارید؟‬

278
00:17:15,050 --> 00:17:19,640
‫این ادامه همون‬
‫خوابِ دهکده الف‌هاست؟‬

279
00:17:21,620 --> 00:17:23,440
‫منم یه احمقم.‬

280
00:17:23,930 --> 00:17:27,530
‫باید برمی‌گشتم خونه،‬
‫ولی زیادی لجباز بودم.‬

281
00:17:29,450 --> 00:17:33,970
‫احمق. اگه قرار بود واسش گریه کنی،‬
‫باید پیاده می‌رفتی.‬

282
00:17:39,060 --> 00:17:39,910
‫یالا.‬

283
00:17:44,290 --> 00:17:49,060
‫آه، درسته. آخرش برادرم اومد‬
‫دنبال من.‬

284
00:17:51,510 --> 00:17:55,800
‫باید از همون اول‬
‫این کار رو می‌کردی، عوضی.‬

285
00:18:00,070 --> 00:18:02,390
‫چرا همیشه به من تکیه می‌کنی؟‬

286
00:18:03,060 --> 00:18:08,060
‫درسته. برادرم‬
‫بددهن بود، ولی مهربون هم بود.‬

287
00:18:10,890 --> 00:18:12,070
‫پس...‬

288
00:18:14,750 --> 00:18:16,710
‫چرا باید می‌مرد؟‬

289
00:18:27,230 --> 00:18:32,770
‫آخرش نتونستم ببینمش‬
‫چون رفته بودم خارج.‬

290
00:18:34,210 --> 00:18:36,740
‫مثل همیشه برام غر بزن.‬

291
00:18:37,280 --> 00:18:41,330
‫مثل همیشه نجاتم بده، داداش.‬

292
00:18:43,160 --> 00:18:44,850
‫داداش...‬

293
00:18:48,410 --> 00:18:51,600
‫من رو یاد خواهرم‬
‫تو زندگی قبلی‌م می‌ندازه.‬

294
00:18:52,350 --> 00:18:55,250
‫اونم مدام اذیتم می‌کرد.‬

295
00:18:57,040 --> 00:18:59,790
‫مطمئنی باید بذاری بخوابه؟‬

296
00:18:59,790 --> 00:19:02,640
‫نباید بیدارش کنی‬
‫و ببریش توی کشتی سلطنتی؟‬

297
00:19:02,640 --> 00:19:05,570
‫فکر کردی من کی‌ام؟‬

298
00:19:05,570 --> 00:19:07,750
‫یه آدم بی‌تصمیم و بی‌کفایت.‬

299
00:19:07,750 --> 00:19:10,090
‫این طرز حرف زدن با اربابت نیست!‬

300
00:19:14,170 --> 00:19:15,210
‫بیداری؟‬

301
00:19:15,700 --> 00:19:17,980
‫خب، وقتشه حرف بزنیم.‬

302
00:19:18,540 --> 00:19:21,990
‫عمراً. تا وقتی برادرم نیاد‬
‫هیچ کاری نمی‌کنم.‬

303
00:19:21,990 --> 00:19:26,220
‫برادر داری؟ شرط می‌بندم‬
‫فقط یه عوضیِ به‌دردنخور باشه.‬

304
00:19:26,220 --> 00:19:27,810
‫مسخره‌ش نکن!‬

305
00:19:28,190 --> 00:19:29,270
‫اوه.‬

306
00:19:30,100 --> 00:19:34,150
‫ارباب، این رو فراموش نمی‌کنم.‬

307
00:19:34,380 --> 00:19:36,880
‫بعد از اون فروپاشی روانی،‬
‫داری این‌طور وحشیانه داد و بیداد می‌کنی؟‬

308
00:19:36,880 --> 00:19:38,730
‫تو واقعاً یه عوضی هستی.‬

309
00:19:38,730 --> 00:19:40,770
‫خواهرم از تو بهتره.‬

310
00:19:40,770 --> 00:19:45,560
‫خفه شو! شرط می‌بندم خواهرت‬
‫فقط یه احمقِ دیوونه‌ست!‬

311
00:19:48,610 --> 00:19:52,790
‫آره، شاید یه فوجوشیِ‬
‫دیوونه و خودخواه باشه،‬

312
00:19:53,030 --> 00:19:55,440
‫ولی بازم صد برابر‬
‫از تو بهتره!‬

313
00:19:55,440 --> 00:20:00,630
‫خب، برادر من بددهنه و‬
‫چهره‌ش هم فراموش‌شدنیه،‬

314
00:20:00,630 --> 00:20:04,300
‫ولی صد برابر‬
‫از تو بهتره—نه، بیشتر!‬

315
00:20:09,460 --> 00:20:10,560
‫این مسخره‌ست.‬

316
00:20:11,210 --> 00:20:13,950
‫چرا الان دارم با تو دعوا می‌کنم؟‬

317
00:20:14,970 --> 00:20:17,610
‫اصلاً چرا نمی‌تونستی‬
‫سر جات بشینی؟‬

318
00:20:17,610 --> 00:20:20,220
‫چرا جایگاه شخصیت اصلی رو دزدیدی؟‬

319
00:20:20,220 --> 00:20:21,890
‫باز این حرف؟‬

320
00:20:21,890 --> 00:20:24,800
‫گفتم که، "این کار رو کردم تا بتونم خوشحال باشم."‬

321
00:20:24,800 --> 00:20:26,470
‫احمقی؟‬

322
00:20:26,780 --> 00:20:32,600
‫اگه اون بازی رو تموم کرده باشی، می‌دونی که برای شکست دادن باس نهایی به قدرت اولیویا نیاز داریم.‬

323
00:20:32,600 --> 00:20:34,580
‫م-من هیچی در مورد اون نمی‌دونم!‬

324
00:20:35,630 --> 00:20:37,590
‫بازی رو تموم نکردی؟‬

325
00:20:37,590 --> 00:20:42,350
‫دادم برادرم برام تمومش کرد.‬

326
00:20:43,510 --> 00:20:46,840
‫ولی اون مرد...‬

327
00:20:48,940 --> 00:20:53,860
‫بعداً که اوضاع آروم شد،‬
‫فقط فایل ذخیره‌ش رو چک کردم.‬

328
00:20:54,870 --> 00:20:58,810
‫تنها چیزی که دیدم کات‌سین نهایی بود.‬

329
00:21:03,520 --> 00:21:08,370
‫تونست با اون اطلاعات کم،‬
‫یه حرم‌سرای معکوس بسازه؟‬

330
00:21:08,790 --> 00:21:10,390
‫این واقعاً یه جورایی تحسین‌برانگیزه.‬

331
00:21:11,370 --> 00:21:16,520
‫به هر حال، باورم نمی‌شه برادرت‬
‫حاضر شده اون بازی رو برات تموم کنه.‬

332
00:21:16,520 --> 00:21:19,880
‫اوه، خفه شو. پس خودت چی؟‬

333
00:21:19,880 --> 00:21:23,510
‫خواهرم ازم خواست‬
‫بازی رو براش تموم کنم،‬

334
00:21:23,510 --> 00:21:26,730
‫واسه همین کلش رو بازی کردم.‬
‫طبیعتاً، من...‬

335
00:21:31,420 --> 00:21:35,390
‫بهم گفت وقتی‬
‫خارج از کشور بود تمومش کنم، و...‬

336
00:21:46,070 --> 00:21:50,070
‫داداش!‬

337
00:21:47,700 --> 00:21:51,870
‫خودتی؟!‬

338
00:21:51,890 --> 00:22:01,890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

339
00:23:26,460 --> 00:23:28,710
‫شاهزاده‌نشین داره نزدیک می‌شه.‬
‫خائن کیه؟‬

340
00:23:28,710 --> 00:23:30,000
‫من نیستم.‬

341
00:23:30,000 --> 00:23:32,160
‫فقط کسایی که اراده دارن زنده می‌مونن.‬

342
00:23:32,160 --> 00:23:33,640
‫من نیستم، خب؟‬

343
00:23:33,640 --> 00:23:36,190
‫دفعه بعد، "خفه شو، عوضیِ کثیف."‬

344
00:23:36,190 --> 00:23:36,850
‫چطور جرئت می‌کنی؟!‬

345
00:23:36,850 --> 00:23:39,930
‫از دستوراتم اطاعت کن یا شروع کن به دویدن.‬
