1
00:00:06,750 --> 00:00:10,010
‫اشیای گمشده ضبط شدند،
‫شوالیه‌ی شرور دستگیر شد،

2
00:00:10,010 --> 00:00:13,670
‫و فلوت جادویی و
‫شاهدخت هرتراودا هم در اختیار ما قرار گرفتند.

3
00:00:13,670 --> 00:00:19,320
‫حالا که هر سه مورد دست ماست،
‫پیروزی دوک‌نشین قطعی است.

4
00:00:32,080 --> 00:00:33,660
‫حرکت کنید، برید!

5
00:00:33,660 --> 00:00:35,590
‫قدرت دوک‌نشین رو بهشون نشون بدین!

6
00:00:35,590 --> 00:00:37,720
‫کار پادشاهی تمومه!

7
00:00:37,740 --> 00:00:45,240
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

8
00:00:45,660 --> 00:00:46,660
‫گرفتار در

9
00:00:49,370 --> 00:00:50,910
‫یک بازی شبیه‌ساز دوست‌یابی

10
00:00:58,900 --> 00:01:03,140
‫دوست‌یابی در یک شبیه‌ساز گرفتار

11
00:01:03,140 --> 00:01:07,740
‫دوست‌یابی  2 در یک شبیه‌ساز گرفتار

12
00:02:11,080 --> 00:02:14,960
‫ظاهرسازی‌ام عاشق من

13
00:02:11,130 --> 00:02:12,490
‫ارباب.

14
00:02:12,870 --> 00:02:14,240
‫چیه؟

15
00:02:14,570 --> 00:02:18,500
‫اختلالات ارتباطی خفیفی
‫در نزدیکی مرز شناسایی کردم.

16
00:02:19,500 --> 00:02:22,380
‫خبر فوری دارم!
‫دوک‌نشین حمله کرده!

17
00:02:23,170 --> 00:02:27,920
‫بیش از صد کشتی و هزاران
‫هیولا در حال حمله هستن!

18
00:02:27,920 --> 00:02:30,590
‫غیرممکنه!
‫پس نگهبان‌ها چی‌کار می‌کردن؟

19
00:02:30,910 --> 00:02:35,600
‫ارتباطشون به دلیل مشکلات فنی
‫قطع شده بود.

20
00:02:36,020 --> 00:02:38,500
‫این دوک‌نشین فانوسه.

21
00:02:38,500 --> 00:02:39,520
‫بالاخره پیداشون شد، نه؟

22
00:02:39,520 --> 00:02:44,020
‫مهم نیست. نمی‌تونن به این زودی‌ها
‫به پایتخت پادشاهی برسن.

23
00:02:44,020 --> 00:02:47,990
‫بذار ببینیم اربابان محلی
‫چقدر می‌تونن مقاومت کنن.

24
00:02:48,430 --> 00:02:50,240
‫دستور چیه، ارباب؟

25
00:02:52,490 --> 00:02:55,530
‫خسارات محدود خواهد بود.

26
00:02:55,530 --> 00:02:58,360
‫موقع اطلاع به اعلی‌حضرت، خونسردیت رو حفظ کن.

27
00:02:58,360 --> 00:02:59,370
‫بله، قربان.

28
00:02:59,370 --> 00:03:02,230
‫پایتخت رو در حالت آماده‌باش کامل قرار بده.

29
00:03:04,940 --> 00:03:05,880
‫چی؟

30
00:03:05,880 --> 00:03:06,840
‫چه خبر شده؟

31
00:03:06,840 --> 00:03:07,630
‫چی داره می‌شه؟

32
00:03:07,630 --> 00:03:10,630
‫پایتخت در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفته است.

33
00:03:11,240 --> 00:03:14,080
‫از شهروندان تقاضا می‌شود در خانه‌های خود بمانند.

34
00:03:14,080 --> 00:03:15,560
‫کلاسا لغو شده؟

35
00:03:15,560 --> 00:03:19,360
‫تکرار می‌کنم: پایتخت در حالت
‫آماده‌باش کامل قرار گرفته است.

36
00:03:15,560 --> 00:03:17,030
‫خیلی یهویی بود.

37
00:03:17,030 --> 00:03:18,140
‫آخه چرا؟

38
00:03:18,550 --> 00:03:20,010
‫چی شده؟

39
00:03:20,010 --> 00:03:22,900
‫از شهروندان تقاضا می‌شود در خانه‌های خود بمانند.

40
00:03:20,580 --> 00:03:22,900
‫لئون هنوز تو بازداشته.

41
00:03:23,120 --> 00:03:26,150
‫واقعاً می‌تونیم به این اطلاعات اعتماد کنیم؟

42
00:03:26,150 --> 00:03:29,490
‫می‌دونم. پدر گفت که
‫سریع برگردم خونه.

43
00:03:29,490 --> 00:03:34,950
‫باورم نمی‌شه که واقعاً
‫داره جنگ می‌شه.

44
00:03:33,640 --> 00:03:36,830
‫پایتخت در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفته است.

45
00:03:37,120 --> 00:03:38,000
‫آنجی.

46
00:03:38,000 --> 00:03:41,140
‫از شهروندان تقاضا می‌شود در خانه‌های خود بمانند.

47
00:03:41,900 --> 00:03:44,040
‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم، صید کردیم.

48
00:03:44,040 --> 00:03:47,920
‫آره، سر و کله‌ی همه‌ی
‫اشراف مشکوک پیدا شد.

49
00:03:48,170 --> 00:03:51,340
‫چطور باید با این اشیای گمشده کار کنیم؟

50
00:03:51,340 --> 00:03:53,590
‫به ما ملحق شو، تا عفو بشی.

51
00:03:54,070 --> 00:03:55,800
‫برات پاپوش دوختن توسط...

52
00:03:56,500 --> 00:03:58,420
‫اینا شرایط ماست.

53
00:03:59,510 --> 00:04:01,770
‫بانو میلن حق داشت.

54
00:04:01,770 --> 00:04:06,610
‫هرچند، بهتره زودتر بیاد،
‫وگرنه واقعاً اعدام می‌شی.

55
00:04:06,610 --> 00:04:09,350
‫نه اینکه بذارم همچین اتفاقی بیفته.

56
00:04:09,350 --> 00:04:12,180
‫آره، از اونجا که ظاهراً نقشه‌ی شورش کشیده بودم.

57
00:04:12,530 --> 00:04:15,990
‫چرا خودت دست به کار نمی‌شی؟

58
00:04:16,440 --> 00:04:19,700
‫فقط تعداد کمی از اشراف ناراضی هستن.

59
00:04:19,700 --> 00:04:22,860
‫بقیه از ساز و کار
‫این دنیا راضی‌ان.

60
00:04:23,540 --> 00:04:27,150
‫اگه بی‌گدار به آب بزنم و مقابله کنم،
‫آدم‌بده‌ی داستان می‌شم.

61
00:04:27,670 --> 00:04:29,840
‫هر چی نباشه، هنوز یه شوالیه‌ام.

62
00:04:29,840 --> 00:04:35,630
‫شوالیه‌های پادشاهی صرفاً ابزارهای مفیدی
‫برای بانوان اشرافی و دربار هستن.

63
00:04:35,630 --> 00:04:38,800
‫هنوزم فکر می‌کنی شوالیه‌گری
‫یعنی محافظت از مردم؟

64
00:04:39,490 --> 00:04:42,280
‫شوالیه‌گری به هر حال فقط یه ظاهرسازیه.

65
00:04:42,800 --> 00:04:45,640
‫رقت‌انگیزی، بارتفورت.

66
00:04:46,300 --> 00:04:48,360
‫هوی، سبزکِ سنگدل.

67
00:04:48,360 --> 00:04:49,980
‫جیلک هستم.

68
00:04:50,590 --> 00:04:53,220
‫چطوری اومدی تو؟
‫نگهبانا کجان؟

69
00:04:53,220 --> 00:04:57,990
‫از اونجا که ما از قبل با هم دشمنیم،
‫خیلی نگران نبودن.

70
00:04:53,380 --> 00:04:57,990
‫جیلک

71
00:04:57,990 --> 00:05:01,120
‫عالیه. می‌خوای یکم دیگه دشمنی کنیم؟

72
00:05:01,420 --> 00:05:05,210
‫راستش، بانو ماری
‫ازم خواست تا نجاتت بدم.

73
00:05:05,470 --> 00:05:08,530
‫این دیگه چیه، یه جور تله است؟

74
00:05:08,530 --> 00:05:10,460
‫اصلاً چطوری می‌خوای نجاتم بدی؟

75
00:05:10,460 --> 00:05:13,480
‫در صورتی که یادت رفته باشه،
‫خانواده من از اشراف دربار هستن.

76
00:05:13,480 --> 00:05:15,470
‫من پارتی دارم.

77
00:05:16,060 --> 00:05:18,700
‫فقط همون‌جا بشین و نگران
‫هیچ‌چیزی نباش.

78
00:05:23,490 --> 00:05:24,730
‫هی، حالت خوبه؟

79
00:05:26,440 --> 00:05:31,570
‫بهم گفتن به کارهام فکر کنم و
‫حرف‌هام رو نشنیده گرفتن.

80
00:05:32,870 --> 00:05:34,610
‫از هر دست بدی، از همون دست می‌گیری.

81
00:05:35,710 --> 00:05:37,220
‫هوی، قرمزیِ کله‌خر.

82
00:05:37,220 --> 00:05:38,530
‫گرگ هستم.

83
00:05:38,530 --> 00:05:41,520
‫ماری به تو هم گفته بیای نجاتم بدی؟

84
00:05:41,220 --> 00:05:46,250
‫گرگ

85
00:05:41,860 --> 00:05:46,250
‫وقتی از خانواده‌ام خواستم بیرونت بیارن،
‫با پدرم دعوام شد.

86
00:05:46,250 --> 00:05:48,950
‫باید ازش عذرخواهی کنی.

87
00:05:48,950 --> 00:05:51,920
‫شماها خیلی برای همه
‫دردسر درست می‌کنین.

88
00:05:53,820 --> 00:05:55,830
‫تو آخرین کسی هستی
‫که می‌خوام این حرف رو ازش بشنوم.

89
00:05:55,830 --> 00:05:57,740
‫چی؟! چرا؟!

90
00:05:59,890 --> 00:06:04,100
‫بنفشِ خودشیفته،
‫تو هم اومدی نجاتم بدی؟

91
00:06:04,100 --> 00:06:05,950
‫برد هستم.

92
00:06:05,740 --> 00:06:10,690
‫برد

93
00:06:06,560 --> 00:06:10,690
‫نقشه‌ام همین بود، ولی نمی‌تونم
‫با خانواده‌ام تماس بگیرم.

94
00:06:11,220 --> 00:06:11,940
‫چی؟

95
00:06:12,270 --> 00:06:17,280
‫نمی‌تونم به ارتباط‌گرشون وصل بشم،
‫و هیچکس هم تو عمارت پایتختمون نیست!

96
00:06:18,420 --> 00:06:21,740
‫گریه نکن. مطمئنم یه
‫دلیلی براش هست.

97
00:06:21,740 --> 00:06:23,940
‫صبر کن، چرا من دارم به تو دلداری می‌دم؟!

98
00:06:24,560 --> 00:06:25,740
‫بارتفورت.

99
00:06:27,020 --> 00:06:28,470
‫آبیِ آویزون؟

100
00:06:28,180 --> 00:06:29,160
‫کریس

101
00:06:29,550 --> 00:06:31,190
‫کریس هستم!

102
00:06:31,190 --> 00:06:33,070
‫من با تحکم پرسیدم که چرا یه استاد شمشیرزنی

103
00:06:33,070 --> 00:06:36,810
‫و استادی مثل پدر من
‫نتونست نجاتت بده،

104
00:06:37,220 --> 00:06:38,890
‫و در عوض این بلا سرم اومد.

105
00:06:38,890 --> 00:06:40,730
‫می‌تونستی بهتر بیانش کنی.

106
00:06:42,950 --> 00:06:44,930
‫گمشو بیرون، سفیدِ عنتر!

107
00:06:44,930 --> 00:06:48,050
‫چرا؟ من که هنوز چیزی نگفتم.

108
00:06:48,050 --> 00:06:49,730
‫ضمناً، جولیوس هستم.

109
00:06:49,330 --> 00:06:50,310
‫جولیوس

110
00:06:50,590 --> 00:06:52,080
‫می‌تونم ببینم چی شده.

111
00:06:52,080 --> 00:06:54,570
‫سعی کردی نجاتم بدی و گند زدی، درسته؟

112
00:06:54,570 --> 00:06:59,190
‫آره. وقتی از مادرم
‫کمک خواستم، یه سیلی بهم زد.

113
00:06:59,700 --> 00:07:03,820
‫بانو میلن این کار رو کرد؟ حتی اون هم به بقیه سیلی می‌زنه؟

114
00:07:06,050 --> 00:07:10,540
‫فقط گفتم که این درخواستیه
‫از طرف عروس آینده‌اش، ماری.

115
00:07:10,540 --> 00:07:14,210
‫این کجاش ایراد داشت؟ هان، بارتفورت؟

116
00:07:14,900 --> 00:07:18,060
‫تو احمقی؟ وایسا، آره، هستی.

117
00:07:18,530 --> 00:07:19,940
‫بارتفورت!

118
00:07:21,240 --> 00:07:24,590
‫قسم می‌خورم یه روزی نجاتت بدم.

119
00:07:29,940 --> 00:07:32,980
‫هدف از این کارا چی بود؟

120
00:07:37,300 --> 00:07:38,480
‫سمت چپ قسمت عقب کشتی تحت آتشه!

121
00:07:38,970 --> 00:07:40,280
‫هیولاها دارن نزدیک می‌شن!

122
00:07:41,120 --> 00:07:42,490
‫تعدادشون خیلی زیاده!

123
00:07:42,770 --> 00:07:44,520
‫متوقف کردنشون غیرممکنه!

124
00:07:55,490 --> 00:07:59,920
‫ناوگان دوک‌نشین حمله
‫به مرز رو آغاز کرده.

125
00:08:00,160 --> 00:08:05,190
‫اربابان محلی در حال مقاومتن،
‫اما تعداد دشمناشون خیلی زیاده.

126
00:08:05,190 --> 00:08:06,510
‫مشکلی نیست.

127
00:08:06,510 --> 00:08:11,680
‫ما مخفیانه توافق کردیم که زمین‌های
‫مورد حمله رو به دوک‌نشین واگذار کنیم.

128
00:08:11,680 --> 00:08:15,270
‫به محض اینکه اون منطقه رو تصرف کنن،
‫سلاح‌هاشون رو زمین می‌ذارن.

129
00:08:15,270 --> 00:08:17,840
‫بعدش نوبت ما می‌رسه که وارد عمل بشیم.

130
00:08:17,840 --> 00:08:19,860
‫بذار هر کاری دلشون می‌خواد بکنن.

131
00:08:20,180 --> 00:08:23,530
‫اون موقع جایگاه شما مثل کوه محکم می‌شه.

132
00:08:24,790 --> 00:08:27,160
‫از طرف معبد هم پیامی دریافت کردیم.

133
00:08:27,500 --> 00:08:30,830
‫می‌خوان قدیسه هم وارد جنگ بشه.

134
00:08:31,590 --> 00:08:33,830
‫چقدر دردسرساز.

135
00:08:33,830 --> 00:08:37,260
‫شنیدم قدیسه می‌تونه هیولاها رو دفع کنه.

136
00:08:37,260 --> 00:08:41,630
‫معبد حتماً می‌خواد با نمایش قدرتِ اون،
‫نفوذ خودش رو بیشتر کنه.

137
00:08:42,270 --> 00:08:45,830
‫در هر صورت، این روی توافق ما
‫با دوک‌نشین تأثیری نمی‌ذاره.

138
00:08:45,830 --> 00:08:50,120
‫مدیون کردن معبد به خودمون
‫ایده‌ی بدی نیست.

139
00:08:50,120 --> 00:08:54,330
‫بله، قربان. ضمناً، با بارتفورت
‫باید چی‌کار کنیم؟

140
00:08:54,330 --> 00:08:58,770
‫در نهایت، به نظر نمی‌رسه بتونیم
‫از اشیای گمشده‌اش استفاده کنیم.

141
00:09:05,110 --> 00:09:08,100
‫تحمل کن. تقریباً رسیدیم.

142
00:09:10,370 --> 00:09:12,030
‫لرد بارتفورت.

143
00:09:13,030 --> 00:09:16,790
‫فکر کردم ممکنه تنها باشی،
‫برای همین برات یه نوشیدنی آوردم.

144
00:09:21,570 --> 00:09:25,050
‫شرمنده، ولی فعلاً دور الکل رو خط کشیدم.

145
00:09:25,730 --> 00:09:27,930
‫چرا خودت یکم نمی‌خوری؟

146
00:09:32,720 --> 00:09:35,680
‫تا کی می‌خوای به زندگی چنگ بندازی؟

147
00:09:36,180 --> 00:09:38,710
‫یه شوالیه باید مرگش رو
‫با شرافت بپذیره.

148
00:09:38,710 --> 00:09:42,070
‫آره؟ من ترجیح می‌دم از پیری بمیرم.

149
00:09:42,340 --> 00:09:44,940
‫گستاخی تو حد و مرزی نداره.

150
00:09:47,450 --> 00:09:48,160
‫بمیر!

151
00:09:51,490 --> 00:09:52,470
‫چی؟

152
00:09:55,410 --> 00:09:59,000
‫تو نمی‌تونی بکشیش. به هر حال، سمت راستت رو نگاه کن.

153
00:10:04,180 --> 00:10:06,170
‫بارتفورت، حالت خوبه؟

154
00:10:06,300 --> 00:10:09,970
‫لعنتی! فکر کردی من از حمایتِ کی—

155
00:10:09,970 --> 00:10:11,510
‫ساکت شو.

156
00:10:11,510 --> 00:10:15,970
‫ما هر کاری از دستمون برمی‌اومد کردیم،
‫اما تمام تلاشهامون شکست خورد.

157
00:10:17,230 --> 00:10:19,850
‫برای همین مجبور شدیم متوسل به زور بشیم.

158
00:10:20,280 --> 00:10:23,220
‫گرگ و برد دارن حساب
‫آدمای بالا رو می‌رسن.

159
00:10:23,870 --> 00:10:25,230
‫بچه‌ها...

160
00:10:26,180 --> 00:10:29,360
‫هر اتفاقی که افتاد، منو مقصر ندونید.

161
00:10:33,480 --> 00:10:35,080
‫بیا، بارتفورت.

162
00:10:35,080 --> 00:10:38,570
‫یه گذرگاه مخفی بهت نشون می‌دم
‫که فقط خانواده سلطنتی ازش خبر دارن.

163
00:10:38,570 --> 00:10:40,880
‫رازهای سلطنتی رو به من نگو!

164
00:10:41,460 --> 00:10:43,590
‫ولی این‌طوریه که نجات پیدا می‌کنی.

165
00:10:43,830 --> 00:10:45,840
‫شکایت کردن هیچ منطقی نداره.

166
00:10:48,500 --> 00:10:50,960
‫شماها واقعاً یه مشت احمقین.

167
00:10:52,730 --> 00:10:54,260
‫عجله کن. از این طرف.

168
00:10:57,770 --> 00:11:01,550
‫ارباب، متأسفانه،
‫ما محاصره شدیم.

169
00:11:04,800 --> 00:11:06,980
‫سلاح‌هاتون رو بیارید پایین.

170
00:11:06,980 --> 00:11:08,770
‫پـ-پدر!

171
00:11:08,860 --> 00:11:10,960
‫اعلی‌حضرت، پادشاه رولاند؟

172
00:11:15,970 --> 00:11:18,490
‫پدر، بارتفورت...

173
00:11:19,060 --> 00:11:22,250
‫خودم می‌دونم، ابله!

174
00:11:23,850 --> 00:11:25,990
‫به نظر حالتون خوبه سرورم.

175
00:11:26,480 --> 00:11:29,040
‫آره، هنوز زندم. خب؟

176
00:11:29,410 --> 00:11:33,000
‫نیروهای دوک‌نشین دارن به
‫سمت پایتخت حرکت می‌کنن.

177
00:11:34,500 --> 00:11:37,510
‫ناوگان دشمن تقریبأ ۱۵۰ تا کشتی داره.

178
00:11:37,510 --> 00:11:39,350
‫تعداد زره‌ها مشخص نیست.

179
00:11:39,350 --> 00:11:42,430
‫اونقدر همراهشون هیولا آوردن که آسمون سیاه شده.

180
00:11:42,710 --> 00:11:48,060
‫هیولا؟ مگه هرترود-سان و
‫فلوت جادویی طرف ما نیستن؟

181
00:11:48,570 --> 00:11:53,780
‫احتمالاً دوک‌نشین یه فلوت دیگه هم داشته.

182
00:11:54,690 --> 00:11:58,150
‫یکی دیگه؟ این دیگه تو بازی نبود.

183
00:11:58,370 --> 00:12:02,150
‫حدس می‌زنیم شاهزاده دوم
‫داره ازش استفاده می‌کنه.

184
00:12:02,660 --> 00:12:03,990
‫شاهزاده دوم؟

185
00:12:05,290 --> 00:12:10,750
‫بله، خواهر کوچیکه شاهزاده
‫هرترود، یعنی شاهزاده هرترودا.

186
00:12:11,150 --> 00:12:13,750
‫برا خودمم جدیده این.

187
00:12:13,750 --> 00:12:18,100
‫فعلاً داریم در برابر پیشروی‌شون دفاع می‌کنیم،

188
00:12:18,100 --> 00:12:24,010
‫ولی تا الان بیشتر از ۱۰ تا کشتی و
‫نزدیک صدتا زره رو از دست دادیم.

189
00:12:24,560 --> 00:12:27,500
‫معبد پیشنهاد کمک داده،

190
00:12:27,500 --> 00:12:30,270
‫و قراره قدیسه به خط مقدم اعزام بشه.

191
00:12:30,610 --> 00:12:32,020
‫اون؟

192
00:12:32,270 --> 00:12:33,770
‫بـ...بخشید!

193
00:12:34,130 --> 00:12:37,440
‫این چه وضعشه! در زدن مگه یادت ندادن؟

194
00:12:37,810 --> 00:12:40,030
‫اشکالی نداره. چی شده؟

195
00:12:40,030 --> 00:12:43,530
‫نیروهای ما و معبد که برای
‫درگیری با دشمن رفته بودن...

196
00:12:47,940 --> 00:12:50,540
‫دشمن داره از سمت دریای ابرها نزدیک میشه.

197
00:12:51,140 --> 00:12:55,170
‫بانو ماری، وقتشه که قدرت
‫مقدس‌‌تون رو نشون بدید.

198
00:12:55,540 --> 00:12:57,570
‫غمت نباشه!

199
00:12:58,170 --> 00:13:02,030
‫بسپاریدش به خودم.

200
00:13:03,430 --> 00:13:08,320
‫اگه اینجا موفق بشم، دیگه هیچ‌کس
‫نمی‌تونه رو حرفم حرف بزنه.

201
00:13:12,020 --> 00:13:12,720
‫چی؟

202
00:13:17,230 --> 00:13:20,730
‫امکان نداره... کسی نگفته
‫بود وضع اینقدر خرابه!

203
00:13:26,650 --> 00:13:28,950
‫این قدرت قدیسه هستش!

204
00:13:29,880 --> 00:13:31,480
‫می‌تونیم ببریمشون!

205
00:13:31,480 --> 00:13:32,720
‫دوک‌نشین رو به عقب برانید!

206
00:13:32,720 --> 00:13:34,080
‫زنده باد قدیسه!

207
00:13:34,080 --> 00:13:35,930
‫زنده باد قدیسه!

208
00:13:34,080 --> 00:13:37,510
‫هـ..هی، انگار واقعا جواب داد.

209
00:13:37,510 --> 00:13:39,960
‫اصلاً نیازی هم به اولیویا نبود.

210
00:13:42,840 --> 00:13:46,200
‫ظاهراً قدرت قدیسه واقعیه.

211
00:13:46,810 --> 00:13:51,390
‫اعلی حضرت، می‌تونین راه
‫رو به سمت پایتخت باز کنین؟

212
00:13:52,020 --> 00:13:53,210
‫متوجه شدم.

213
00:13:54,000 --> 00:13:56,890
‫خداحافظ خواهر جان.

214
00:13:57,240 --> 00:13:59,730
‫نقشی که تو نتونستی ایفا کنی...

215
00:14:05,210 --> 00:14:06,850
‫من به جای تو ایفا می‌کنم.

216
00:14:07,670 --> 00:14:08,650
‫اون دیگه چی بود؟

217
00:14:09,780 --> 00:14:13,980
‫حالا خشم دوک‌نشین رو بچش، قدیسه!

218
00:14:19,920 --> 00:14:21,670
‫اون...

219
00:14:30,810 --> 00:14:32,800
‫این... خیلی بزرگه!

220
00:14:33,190 --> 00:14:38,560
‫محافظ آسمان واقعاً با ابهته!

221
00:14:40,250 --> 00:14:45,320
‫وقتی از آسمون و دریا تحت
‫فشار برید، قاره‌تون غرق میشه!

222
00:14:46,250 --> 00:14:47,320
‫سرورم!

223
00:14:47,690 --> 00:14:50,540
‫این قدرت اصلی فلوت
‫جادوییه که روح رو می‌مکه.

224
00:14:51,800 --> 00:14:54,200
‫شما فوق‌العاده‌اید اعلی‌حضرت!

225
00:14:54,900 --> 00:14:59,160
‫قدیسه نمی‌تونه ازشون محافظت کنه!

226
00:14:59,160 --> 00:15:02,080
‫با خیال راحت می‌تونیم پادشاهی
‫رو زیر پا هامون له کنیم.

227
00:15:02,800 --> 00:15:05,860
‫من موفق شدم خواهر جان.

228
00:15:10,020 --> 00:15:12,000
‫قدیسه، به سپر نیاز داریم!

229
00:15:12,000 --> 00:15:13,960
‫تو رو خدا اون هیولا رو شکست بدید!

230
00:15:14,350 --> 00:15:17,600
‫بـ...برید عقب! دور شید از من!

231
00:15:35,480 --> 00:15:36,280
‫از پسش برنمیام.

232
00:15:36,280 --> 00:15:38,140
‫نمی‌تونم یه همچین چیزی رو شکست بدم!

233
00:15:38,140 --> 00:15:41,190
‫قرار نبود الان پیداش بشه!

234
00:15:41,190 --> 00:15:43,290
‫تو بازی‌ای که من می‌شناسم اینطوری نبود!

235
00:15:44,570 --> 00:15:45,830
‫قدیسه!

236
00:15:45,830 --> 00:15:48,740
‫قدیسه، یه کاری بکنید!

237
00:15:48,740 --> 00:15:50,420
‫خواهش می‌کنیم قدیسه!

238
00:15:50,420 --> 00:15:51,590
‫قدیسه بزرگ!

239
00:15:51,590 --> 00:15:52,750
‫قدیسه!

240
00:15:52,750 --> 00:15:53,720
‫قدیسه!

241
00:15:53,720 --> 00:15:54,950
‫قدیسه!

242
00:15:54,950 --> 00:15:56,180
‫نجاتمون بدید!

243
00:15:56,450 --> 00:15:57,770
‫بس کنید!

244
00:15:58,840 --> 00:16:02,690
‫من قدیسه نیستم، من
‫فقط اداشو در میارم!

245
00:16:04,170 --> 00:16:05,690
‫قدیسه...

246
00:16:08,930 --> 00:16:12,200
‫کاری از دستم برنمیاد.

247
00:16:12,200 --> 00:16:14,240
‫عـ...عقب‌نشینی کنید! سریع—

248
00:16:20,330 --> 00:16:22,250
‫کاری از دستم ساخته نیست.

249
00:16:22,250 --> 00:16:24,580
‫من اون اصلیه نیستم.

250
00:16:28,010 --> 00:16:31,090
‫من اون اصلیه نیستم.

251
00:16:31,850 --> 00:16:33,190
‫یکی نجاتم بده.

252
00:16:34,970 --> 00:16:37,120
‫نیروهای معبد عقب‌نشینی کردن،

253
00:16:37,120 --> 00:16:39,720
‫و نیروهای کمکی پادشاهی نابود شدن.

254
00:16:41,210 --> 00:16:42,480
‫این یه کابوسه.

255
00:16:42,840 --> 00:16:46,970
‫با این روند، تا دو روز دیگه می‌رسن به پایتخت.

256
00:16:47,400 --> 00:16:50,730
‫عالی‌جناب بارتفورت، رک میگم.

257
00:16:51,610 --> 00:16:53,350
‫می‌تونی ببریشون؟

258
00:16:54,410 --> 00:16:59,490
‫اون هیولایی که ماری نتونست
‫ببرتش، احتمالا غول مرحله آخر بازیه.

259
00:16:59,770 --> 00:17:03,040
‫اگه واقعاً اون باشه، کار من نیست.
‫لوکشیون هم نمی‌تونه ببرتش.

260
00:17:03,040 --> 00:17:06,620
‫فقط لیویا، قهرمان اصلی می‌تونه.

261
00:17:06,850 --> 00:17:11,380
‫ولی الان همه‌چی با بازی فرق کرده.

262
00:17:11,380 --> 00:17:15,280
‫لیویا نمی‌تونه با وجود پسرای
‫اطرافش قدرت عشق رو فعال کنه.

263
00:17:15,750 --> 00:17:19,760
‫خلاصه ش اینه به فنا رفتیم، بازی تمومه.

264
00:17:20,090 --> 00:17:23,190
‫راه حلی نداری؟

265
00:17:23,190 --> 00:17:28,060
‫خیلی خب. تا اطلاعات بیشتری از
‫وضعیت دستمون نیومده منتظر بمون.

266
00:17:28,650 --> 00:17:29,880
‫حله.

267
00:17:30,190 --> 00:17:33,030
‫سرورم، می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

268
00:17:33,370 --> 00:17:34,530
‫چیه؟

269
00:17:34,980 --> 00:17:37,180
‫یولیوس و بقیه که اومدن نجاتم بدن...

270
00:17:37,180 --> 00:17:38,890
‫بازداشت شدن.

271
00:17:38,890 --> 00:17:41,750
‫دانش‌آموزایی که تا حالا خدمت
‫نکردن فقط دست و پا گیر میشن.

272
00:17:42,110 --> 00:17:43,500
‫ولی اونا...

273
00:17:43,800 --> 00:17:46,730
‫اگه من اینجا نبودم معلوم نبود چی می‌شد.

274
00:17:46,730 --> 00:17:48,000
‫یه مشت احمقن.

275
00:17:51,490 --> 00:17:54,550
‫معبد می‌خواد ماری رو اعدام کنه.

276
00:17:55,480 --> 00:18:00,240
‫بخاطر جعل هویت قدیسه
‫می‌سوزوننش یا به صلیب می‌کشنش.

277
00:18:01,140 --> 00:18:06,440
‫به هرحال، خیلی خوش‌بینن که تو این
‫شرایط ازت می‌خوان منتظر بمونی.

278
00:18:07,320 --> 00:18:08,400
‫لوکشیون.

279
00:18:08,400 --> 00:18:09,650
‫بله؟

280
00:18:10,010 --> 00:18:11,400
‫چند نفر؟

281
00:18:11,660 --> 00:18:12,420
‫چی؟

282
00:18:13,490 --> 00:18:16,030
‫چند نفر توی حمله دوک‌نشین کشته شدن؟

283
00:18:16,280 --> 00:18:21,910
‫اگه ۳۰ تا کشتی معبد و ۲۰۰ تا کشت
‫ی سلطنتی نابود شده باشن،

284
00:18:21,910 --> 00:18:24,040
‫تلفات میرسه به چند ده هزار نفر.

285
00:18:25,690 --> 00:18:32,420
‫قربان، به خاطر اختلال تو سیگنال‌ها
‫طول کشید، ولی کل پادشاهی رو اسکن کردم.

286
00:18:32,850 --> 00:18:35,770
‫دو تا هیولای غول‌پیکر ردیابی کردم.

287
00:18:35,770 --> 00:18:40,490
‫دارن از آسمون و دریا نزدیک
‫میشن تا پایتخت رو محاصره کنن.

288
00:18:40,490 --> 00:18:41,320
‫چی؟

289
00:18:52,890 --> 00:18:55,410
‫دو تان؟ مگه میشه؟

290
00:18:55,930 --> 00:18:58,380
‫اینم حتی با بازی فرق داره.

291
00:18:59,100 --> 00:19:02,820
‫بخاطر همین غول‌هاست که
‫ارتباطات مختل شده.

292
00:19:03,450 --> 00:19:06,450
‫پیشنهاد می‌کنم از این قاره فرار کنیم.

293
00:19:07,150 --> 00:19:11,580
‫متوجه‌م. منم هیچ وابستگی‌ای
‫به این پادشاهی ندارم.

294
00:19:11,830 --> 00:19:13,060
‫ولی...

295
00:19:19,960 --> 00:19:21,730
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، استاد.

296
00:19:22,810 --> 00:19:25,850
‫آقای لیون، انگار یه چیزی ذهنت رو درگیر کرده.

297
00:19:28,800 --> 00:19:30,560
‫اینطور بنظر میرسم؟

298
00:19:30,890 --> 00:19:33,550
‫ملکه میلین نگران شما بود.

299
00:19:33,550 --> 00:19:37,640
‫شما توی دلبری از زنا خیلی ماهرید.

300
00:19:37,640 --> 00:19:40,070
‫به منم باید یاد بدین.

301
00:19:41,180 --> 00:19:44,270
‫معمولا اینطوری شوخی نمی‌کنه!

302
00:19:47,070 --> 00:19:50,250
‫استاد، نمی‌خوای فرار کنی؟

303
00:19:52,420 --> 00:19:57,270
‫من یه شوالیه‌ام با داشتن یه عنوان
‫اشرافی از طرف پادشاهی.

304
00:19:58,160 --> 00:19:59,340
‫نمی‌خوای با من فرار کنی؟

305
00:20:01,360 --> 00:20:10,600
‫آقای لیون، اگه فرار کنید سرزنشتون
‫نمی‌کنم، ولی من تصمیم گرفتم بمونم.

306
00:20:11,850 --> 00:20:15,840
‫شوالیه بودن یعنی محافظت از
‫کسایی که برات عزیزن.

307
00:20:16,600 --> 00:20:17,780
‫و بخاطر همین هدفم که شده...

308
00:20:19,360 --> 00:20:24,230
‫حتی اگه شانسم کم باشه، تا آخرین لحظه می‌جنگم.

309
00:20:25,530 --> 00:20:28,120
‫شوالیه، هاه؟

310
00:20:28,480 --> 00:20:32,120
‫بله. می‌تونم بپرسم برای
‫شما چه معنی‌ای میده؟

311
00:20:32,890 --> 00:20:35,240
‫شوالیه بودن فقط یه ظاهرسازیه.

312
00:20:37,500 --> 00:20:41,430
‫ولی خب... من عاشقِ این ظاهرسازی‌ام.

313
00:20:41,950 --> 00:20:44,810
‫عاشقِ این ایده‌ام که شوالیه‌ها از مردم محافظت کنن.

314
00:20:51,070 --> 00:20:55,130
‫ممنون بابت چای، استاد.
‫من دیگه میرم.

315
00:21:02,400 --> 00:21:04,980
‫قربان، واقعاً قصد فرار ندارید؟

316
00:21:04,980 --> 00:21:07,640
‫نه. می‌خوام با دوک‌نشین بجنگم.

317
00:21:07,640 --> 00:21:09,410
‫جدی می‌گی؟

318
00:21:09,410 --> 00:21:14,160
‫یولیوس و اون احمق‌ها با اینکه
‫می‌دونستن دستگیر میشن اومدن نجاتم بدن.

319
00:21:14,160 --> 00:21:17,920
‫نمی‌تونم ولشون کنم و بزنم به چاک.

320
00:21:18,490 --> 00:21:21,380
‫نکنه حماقت اونا رو شما هم اثر کرده؟

321
00:21:21,380 --> 00:21:24,050
‫این تصمیم اصلاً منطقی نیست.

322
00:21:26,220 --> 00:21:28,550
‫خودمم نمی‌دونم چرا.

323
00:21:29,020 --> 00:21:33,350
‫ولی اگه الان فرار کنم، می‌دونم
‫بعدا مغزمو درگیر میکنه.

324
00:21:34,390 --> 00:21:36,490
‫نمی‌خوام باقی عمرم رو

325
00:21:36,490 --> 00:21:40,010
‫هر شب موقع خواب با این فکر بگذرونم
‫که آیا تصمیم درستی گرفتم یا نه.

326
00:21:41,090 --> 00:21:44,160
‫رو کسی دیگه ای هم نمی‌تونم حساب کنم،
‫پس خودم انجامش می‌دم.

327
00:21:44,570 --> 00:21:46,200
‫کمکم کن، لوکشیون.

328
00:21:46,980 --> 00:21:48,270
‫هعی روزگار.

329
00:21:50,350 --> 00:21:52,640
.قربان، الکی امید واهی داری

330
00:21:52,660 --> 00:22:02,660
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

331
00:23:26,300 --> 00:23:27,990
‫لیون بالاخره تصمیمش رو می‌گیره.

332
00:23:27,990 --> 00:23:30,910
‫متحدانش یه دوستِ دهن‌لق و یه پدرِ سرسختن.

333
00:23:30,910 --> 00:23:32,720
‫و آخرش، هویت اصلیشون رو میشه.

334
00:23:33,080 --> 00:23:35,730
‫قسمت بعدی: «اگه خوشم نیاد، فقط فرار می‌کنم.»

335
00:23:35,730 --> 00:23:37,720
‫گریه می‌کنیم، می‌خندیم، و کل‌کل می‌کنیم...

336
00:23:37,720 --> 00:23:39,700
‫وایسا ببینم، الان وقت این حرفا نیست!
