1
00:00:08,440 --> 00:00:10,700
بارتفارت رو گرفتن؟

2
00:00:10,700 --> 00:00:12,930
.شنیدم با اِمپراطوری دست‌اِش توی یه کاسه بوده

3
00:00:14,730 --> 00:00:16,980
.مدرک‌اِش رو توی اتاق‌اِش پیدا کردن

4
00:00:16,980 --> 00:00:19,910
پس اون همه بزن‌بهادر بازی‌هایی که
جلوی ارتش اِمپراطوری درآورد همه‌اش فیلم بود؟

5
00:00:22,010 --> 00:00:25,380
.خاک‌برسرش کنن. خائن حلقه به‌گوش اِمپراطوری از آب درومد که

6
00:00:25,380 --> 00:00:28,180
از اول‌اش معلوم بود یه‌جای کارش میلنگه، مگه نه؟

7
00:00:30,170 --> 00:00:33,840
.واقعاً که، هر چرتُ پرتی از دهن‌شون درمیاد بار آدم می‌کنن اینا

8
00:00:34,220 --> 00:00:35,970
!خفه‌خون بگیر، خائن عوضی

9
00:00:38,050 --> 00:00:39,660
.آخ

10
00:00:41,930 --> 00:00:44,220
.قیافۀ میمون‌ات قطعاً یادم می‌مونه

11
00:00:48,360 --> 00:00:49,530
.نگاه‌اش کن

12
00:00:50,320 --> 00:00:51,820
.حقشه

13
00:00:52,640 --> 00:00:53,940
...اون عوضی‌ها

14
00:00:53,940 --> 00:00:55,840
!مایۀ ننگ آکادمی‌ای

15
00:00:55,840 --> 00:00:57,050
!جنایتکار

16
00:00:57,050 --> 00:00:58,380
!وطن‌فروش

17
00:00:58,760 --> 00:01:00,830
!زود باش، راه بیوفت

18
00:01:00,830 --> 00:01:02,600
!بری که دیگه برنگردی

19
00:01:03,210 --> 00:01:05,230
بازم رنگ عوض کردن، ها؟

20
00:01:05,930 --> 00:01:08,830
.خُب، بهتر از اینه که مثل قهرمان باهم رفتار کنن

21
00:01:09,640 --> 00:01:10,840
...لِئون سان

22
00:01:26,590 --> 00:01:27,980
...ای بابا

23
00:01:29,780 --> 00:01:33,150
این دفعه دیگه کدوم پدر سوخته‌ای پا روی دُمم گذشته آخه؟

24
00:01:33,170 --> 00:01:43,170
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

25
00:03:04,500 --> 00:03:08,470
کردن؟ رنگ عوض بازم

26
00:03:10,050 --> 00:03:13,710
.بدین‌ترتیب، این کشتی به‌دست ارتش سلطنتی توقیف می‌شه

27
00:03:16,170 --> 00:03:18,050
!گمشو کنار، عنتر برقی

28
00:03:22,530 --> 00:03:26,680
.اینجا کُلی‌اش مصادره شده، که شامل آیتم‌های مفقودی توش هم می‌شه

29
00:03:27,000 --> 00:03:29,050
هرکی همکاری نکنه می‌ره سینۀ قبرستون، شیر فهم شد؟

30
00:03:51,290 --> 00:03:55,490
.متهم به خیانت، لِئون فو بارتفارت رو آوردیم خدمت‌تون

31
00:03:55,850 --> 00:03:56,940
.کارت خوب بود

32
00:03:56,940 --> 00:04:00,380
.یه سلول توی پایین‌ترین طبقه واسه‌اش تدارک دیدن

33
00:04:00,380 --> 00:04:01,970
.خودمون منتقل‌اش می‌کنیم

34
00:04:02,270 --> 00:04:03,050
.اطاعت

35
00:04:06,090 --> 00:04:08,350
.از این‌طرف، راه بیوفت

36
00:04:12,360 --> 00:04:13,460
.بجنب دیگه

37
00:04:13,830 --> 00:04:17,210
.عـــــه؟ بابا این تَه سرعتمه

38
00:04:19,900 --> 00:04:21,060
میلنه ساما؟

39
00:04:21,060 --> 00:04:23,280
.لِئون کون، صداتو بیار پایین

40
00:04:23,280 --> 00:04:26,740
.اصلاً انتظار نداشتم اینجا ببینمتون

41
00:04:26,740 --> 00:04:28,990
.ارزششُ داشت دستگیرم کنن

42
00:04:28,990 --> 00:04:32,430
واقعاً که، توی این گیر و دار هم باز دست از این کارهات برنمی‌داری؟

43
00:04:36,780 --> 00:04:39,200
...جنابعالی، اگه اشتباه نکنم باید، داداش آنجی باشی

44
00:04:39,200 --> 00:04:40,710
.برادر بزرگ‌اِش، گیلبرت هستم

45
00:04:41,440 --> 00:04:43,730
.در واقع یه درخواست ازت داشتم

46
00:04:44,260 --> 00:04:45,130
درخواست؟

47
00:04:45,620 --> 00:04:48,760
،لِئون کون، همونطور که قبلاً هم بهت گفتم

48
00:04:48,760 --> 00:04:51,720
.در حال‌حاضر، یه درگیری جناحی شدید توی دربار راه افتاده

49
00:04:51,720 --> 00:04:56,760
دلیل‌اش هم رو به افول رفتن قدرت خاندان ردگریو از زمان
.خلع‌مقام عالیجناب یولیوس‌ـه

50
00:04:57,530 --> 00:05:00,650
.به‌عبارتی، همه‌اش از گور جنابعالی بلند می‌شه

51
00:05:02,330 --> 00:05:06,310
.به‌ویژه، جناح مارکیز فرامپتون حسابی قدرت گرفته

52
00:05:06,620 --> 00:05:11,010
.اونا در تلاشن تا خاندان رِدگریو رو کاملاً از صفحۀ بازی کنار بزنن

53
00:05:11,640 --> 00:05:16,740
.ماکیز ظاهراً واسۀ رسیدن به قدرت، یه زَد و بندهایی با منطقۀ دوک‌نشین راه انداخته

54
00:05:19,010 --> 00:05:23,830
که‌یعنی‌که، این جریان دستگیری من، زیر سر این مارکیز خان مذکور و منطقۀ‌ دوک‌نشینه، ها؟

55
00:05:24,140 --> 00:05:28,770
ماکیز فرامپتون، بخاطر آیتم‌های گمشده‌ای که
.در اختیار داری، تو رو یه تهدید می‌بینه

56
00:05:29,650 --> 00:05:34,180
همکاریش با شاهزادۀ منطقۀ دوک‌نشین که
همین الآن‌اش هم حسابی به خون‌ات تشنه‌ست، منطقی به‌نظر میاد، مگه نه؟

57
00:05:34,660 --> 00:05:36,520
با منطقۀ دوک‌نشین چی‌کار کردین؟

58
00:05:36,520 --> 00:05:40,800
...بابت اون قشون‌کِشی‌ای که راه انداختن ازشون غرامت خواستیم، ولی

59
00:05:40,800 --> 00:05:42,240
.هنوز جوابی بهمون ندادن...

60
00:05:43,510 --> 00:05:47,450
.ممکنه اصلاً توی این قضیه هم مارکیز جلوشون رو گرفته باشه

61
00:05:50,100 --> 00:05:53,350
...شرمندتم، ولی ازت می‌خوایم یه مدت توی این زندان بمونی و

62
00:05:54,040 --> 00:05:57,300
.دست افراد مرتبط با منطقۀ دوک‌نشین رو برامون رو کنی...

63
00:05:57,880 --> 00:06:00,980
.احتمالاً توی این زمان زندانی بودن‌ات تلاش می‌کنن باهات ارتباط برقرار کنن

64
00:06:00,980 --> 00:06:03,390
پس قراره نقش طعمه رو بازی کنم، ها؟

65
00:06:03,390 --> 00:06:06,260
.اوّل از همه، می‌خوایم دوست و دشمن‌هامون رو مشخص کنی

66
00:06:06,800 --> 00:06:10,500
.ببخشید واقعاً، لِئون کون، حسابی توی دردسر انداختیم‌ات

67
00:06:10,500 --> 00:06:11,930
...میلِنه ساما

68
00:06:14,690 --> 00:06:17,770
آنجی و بقیه از این قضایا خبر دارن؟

69
00:06:17,770 --> 00:06:20,440
.ندارن، نه، یعنی بهشون نگفتیم اصلاً

70
00:06:21,130 --> 00:06:22,810
.این یه مسئله فوق‌محرمانه‌ست

71
00:06:25,360 --> 00:06:26,940
منظورت از این کار چیه؟

72
00:06:27,190 --> 00:06:29,160
واسۀ لِئون پاپوش دوختی، مگه نه؟

73
00:06:29,600 --> 00:06:32,030
اِوا، راجب چی صحبت می‌کنی؟

74
00:06:32,030 --> 00:06:36,290
.شنیدم با مارکیز فرامپون دوست جون‌جونی شدی

75
00:06:37,280 --> 00:06:41,200
واسۀ گیر انداختن لِئون خودتُ به اون ماکیز عوضی فروختی، نه؟

76
00:06:41,200 --> 00:06:44,220
می‌شه اِنقدر اتهامات بی پایه و اساس به آدم نچسبونی؟

77
00:06:44,800 --> 00:06:48,300
.فقط سر اینکه جناح‌شون با خاندان شما مخالفه

78
00:06:50,600 --> 00:06:52,530
چرا اِنقدر از لِئون متنفری؟

79
00:06:56,010 --> 00:06:58,680
باز می‌خوای یه جنگ دیگه راه بندازی؟

80
00:06:59,690 --> 00:07:04,050
اِنقدر از ما و پادشاهی متنفری یعنی؟

81
00:07:04,050 --> 00:07:06,210
تو چی می‌فهمی؟

82
00:07:07,150 --> 00:07:12,590
چیزی از حملۀ بیست سال پیش پادشاهی به منطقۀ دوک‌نشین به گوش‌ات خورده؟

83
00:07:15,120 --> 00:07:17,760
...حمله‌ای که فقط واسۀ کشور گشایی و

84
00:07:18,280 --> 00:07:21,580
...غارت منابع اونجا انجام شد و بعد...

85
00:07:23,190 --> 00:07:26,300
تَه‌اش اومدن یه چرتُ پرتی راجب غریزۀ ماجراجویانه و این‌چیزها واسۀ...
.ماست‌مالی کردن‌اش سَر هم کردن

86
00:07:26,300 --> 00:07:30,210
.تازه نه فقط سربازها، بلکه به زن و بچه‌ها هم رحم نکردن

87
00:07:33,060 --> 00:07:39,370
،با اینکه سربازهای شجاع منطقۀ دوک‌نشین هرجور بود جلوشون درومدن، ولی
.تلفات زیادی دادیم

88
00:07:40,310 --> 00:07:47,300
تو چی از درد و رنج اونایی که بچه‌ها، والدین و خانواده‌شون رو
بخاطر پادشاهی از دست دادن می‌فهمی؟

89
00:07:47,770 --> 00:07:50,070
!انتظار نداشته باش همینطوری راحت از خیرتون بگذریم

90
00:07:51,420 --> 00:07:56,090
!ماکیز فقط داره از نفرتی که علیه پادشاهی داری واسۀ اهداف‌ خودش استفاده می‌کنه

91
00:07:56,090 --> 00:07:58,000
چرا یه‌همچین چیز واضحی رو نمی‌فهمی؟

92
00:07:59,460 --> 00:08:00,830
.کافیه

93
00:08:03,760 --> 00:08:08,600
دفعۀ آخرتون باشه که اینطور گستاخانه
.با بانو هِرتروده صحبت می‌کنید

94
00:08:09,700 --> 00:08:11,010
...شماها

95
00:08:12,210 --> 00:08:15,050
.هِرتروده ساما، ماکیز دنبالتون فرستادن

96
00:08:19,420 --> 00:08:20,310
...این که

97
00:08:21,540 --> 00:08:28,440
.حین بررسی اقلام سفر اکتشافی به این برخوردم

98
00:08:29,800 --> 00:08:33,310
...توی لیست اومده بود که این یه دست باستانی‌ـه، ولی

99
00:08:33,310 --> 00:08:36,240
.شک ندارم این باید یه آیتم گمشده باشه...

100
00:08:36,630 --> 00:08:40,370
.آره، با چیزی که توی جزیرۀ الف‌ها پیدا کردیم مو نمی‌زنه

101
00:08:42,810 --> 00:08:48,090
ظاهراً باید جفت اون آیتمی که گمشده باشه، مگه نه؟

102
00:08:48,090 --> 00:08:52,790
.خوشحال می شم در اختیار شما عزیزان منطقۀ دوک‌نشین قرارش بدم

103
00:08:53,840 --> 00:08:58,760
حالا که اینجوریه، دلم میخواد
.فلوت و شمشیر وندل هم پس بدید

104
00:08:59,440 --> 00:09:03,780
خانواده سلطنتی اون دوتا رو
.خیلی سفت و سخت تحت نظر داره

105
00:09:03,780 --> 00:09:08,020
حتی اگه بخوایم با رشوه بدست‌شون بیاریم هم
.باز خطرش خیلی زیاده

106
00:09:09,930 --> 00:09:17,530
همین میتونه کمکتون کنه که طبق نقشه
بخشی از قلمروتون رو پس بگیرید

107
00:09:19,070 --> 00:09:24,400
چیزی که به شما می‌رسه زمین‌ـه و
.چیزی که من بدست‌ میارم، مقام و منسبی‌ـه که در نتیجه دستیابی به صلح بهم می‌رسه

108
00:09:24,400 --> 00:09:27,230
.معامله برد برده

109
00:09:30,380 --> 00:09:33,660
جریان اون اشراف‌زادهه، بارتفارت به کجا کشید؟

110
00:09:33,660 --> 00:09:38,330
.کشتی هوایی و زره سیاه گمشده‌اش توقیف شده

111
00:09:38,850 --> 00:09:41,050
.خودش هم زندانی شده

112
00:09:42,510 --> 00:09:48,440
.که‌یعنی‌که، یکی از تهدیدات‌ـه متوجه منطقۀ‌دوک‌نشین از بین رفته

113
00:09:49,350 --> 00:09:52,690
فکر کنم دیگه کم کم باید
.صدراعظم صدات بکنم زبون‌اَم عادت کنه

114
00:09:52,690 --> 00:09:55,740
.همه‌اَش به‌خاطر کمک‌های جناب‌عالیه

115
00:09:56,070 --> 00:10:00,450
.البته سقوط ردگریو هم کمک خیلی بزرگی بود

116
00:10:01,200 --> 00:10:03,640
.هماهنگی‌ها با منطقۀ دوک‌نشین رو به خودت می‌سپرم پس

117
00:10:03,640 --> 00:10:05,360
.درست انجامش بده

118
00:10:05,360 --> 00:10:07,070
.به‌روی چشم

119
00:10:16,250 --> 00:10:18,130
.دیگه راه برگشتی نیست

120
00:10:19,050 --> 00:10:22,680
رادا، هرچقدر از خواهر بزرگت
.نفرت داشته باشی، حق داری

121
00:10:31,510 --> 00:10:33,890
این از طرف شاهزاده خانومه؟

122
00:10:33,890 --> 00:10:37,860
.مثل‌اینکه خوب تونسته اعتماد پادشاهی رو جلب کنه

123
00:10:38,710 --> 00:10:42,320
وندل دونو، خودتون رو آماده کردید، درسته؟

124
00:10:42,870 --> 00:10:45,450
.من قبلاً یک بار به عنوان شوالیه مردم

125
00:10:45,450 --> 00:10:48,600
بقیه عمرم رو برای شاهزاده خانوم
.فدا می‌کنم

126
00:10:48,600 --> 00:10:49,750
.بسیار عالی

127
00:10:50,190 --> 00:10:56,270
اون شوالیه شرور دستگیر شد و
.کشتی هوایی و زره‌اش هم توقیف شده ظاهراً

128
00:10:56,270 --> 00:11:00,420
.خیلی دلم می‌خواست سنگ‌هامُ با اون پسرک توی میدون جنگ وا بکنم ولی

129
00:11:00,840 --> 00:11:03,910
!اون غرور حنگجویی مسخرت رو بذار کنار

130
00:11:04,520 --> 00:11:08,570
.ما، منطقۀ دوک‌نشین، محکوم به پیروزی‌ایم

131
00:11:11,770 --> 00:11:14,390
.وندل دونو، شما زحمت کارهای این آیتم رو بکشین

132
00:11:14,390 --> 00:11:16,650
...منم اعلیاحضرت دوم

133
00:11:17,490 --> 00:11:22,650
خواهر کوچیکتر شاهزاده
.هرتراودا ساما رو میارم

134
00:11:29,340 --> 00:11:30,910
.هوی، ملاقاتی داری

135
00:11:31,390 --> 00:11:32,420
ملاقاتی؟

136
00:11:34,620 --> 00:11:35,740
.برو پی کارت

137
00:11:40,630 --> 00:11:47,100
چشممون روشن، شاهزاده خانوم
منطقۀ دوک‌نشین چی‌شده سَر از اینجا درآورده؟

138
00:11:47,420 --> 00:11:50,680
.اومدم دو کلوم باهات حرف بزنم، .وایکانت بارتفارت

139
00:11:53,760 --> 00:11:58,200
خودت باید تا حالا فهمیده باشی، مگه نه؟
.اینکه قراره یه جنگ دیگه راه بیوفته رو

140
00:11:58,730 --> 00:12:01,460
.آره، به لطف یه بنده خدایی

141
00:12:01,770 --> 00:12:03,370
.وایکانت بارتفارت

142
00:12:04,890 --> 00:12:08,700
.جلوی من زانو بزن و شوالیه من شو

143
00:12:12,050 --> 00:12:16,010
.به خدمت منطقۀ دوک‌نشین در بیا، اون موقع نجاتت می‌دم

144
00:12:16,450 --> 00:12:18,220
می‌خوای بیام طرف تو؟

145
00:12:19,620 --> 00:12:23,630
می‌خوای سر جنگ قدرتِ پادشاهی،
الکی جونت رو از دست بدی؟

146
00:12:24,010 --> 00:12:27,470
مگه تو یه زندگی آروم نمی‌خواستی؟

147
00:12:28,250 --> 00:12:30,100
از کجا به این نتیجه رسیدی؟

148
00:12:31,020 --> 00:12:34,480
چون اون موقع کسی رو نکشتی.

149
00:12:37,310 --> 00:12:41,130
با وجود داشتن آیتم‌های باستانیِ قدرتمند،

150
00:12:41,130 --> 00:12:45,240
نه قدرتت رو به رخ می‌کشی،
نه به ارتش پادشاهی کمک می‌کنی.

151
00:12:47,330 --> 00:12:53,120
اوه؟ مثل اینکه تو بیشتر از پادشاهی
من رو درک می‌کنی.

152
00:12:54,170 --> 00:12:59,220
اگه بهم خدمت کنی، تضمین می‌کنم که در نهایت
به یه زندگی آروم و بی‌دغدغه برسی.

153
00:12:59,220 --> 00:13:00,750
قبول نمی‌کنم.

154
00:13:02,470 --> 00:13:04,430
این پادشاهی این‌قدر برات عزیزه؟

155
00:13:04,430 --> 00:13:06,130
نه آنچنان.

156
00:13:06,570 --> 00:13:07,230
چی؟

157
00:13:07,980 --> 00:13:13,140
من هیچ دینی به این پادشاهی ندارم.
تازه، من رو انداختن اینجا.

158
00:13:13,840 --> 00:13:15,540
راستش رو بخوای، ازشون کینه هم دارم.

159
00:13:15,540 --> 00:13:16,570
پس چرا؟

160
00:13:17,480 --> 00:13:18,650
با این وجود...

161
00:13:22,030 --> 00:13:24,030
ادامه دادنِ این بحث
هیچ فایده‌ای نداره.

162
00:13:24,810 --> 00:13:27,530
اگه بعداً نظرت عوض بشه،
دیگه خیلی دیره.

163
00:13:27,530 --> 00:13:31,490
این بار، پادشاهی هولفورت رو
به خاک و خون می‌کشم

164
00:13:31,950 --> 00:13:35,810
و این سرزمین رو با خاک یکسان می‌کنم.

165
00:13:38,260 --> 00:13:40,560
اگه می‌تونی، جلوم رو بگیر.

166
00:13:42,590 --> 00:13:44,920
معلومه حسابی ازم متنفره.

167
00:13:45,610 --> 00:13:48,680
به نظر من که مردد بود.

168
00:13:49,110 --> 00:13:50,100
مردد؟

169
00:13:56,350 --> 00:13:58,670
پدر، خواهش می‌کنم!

170
00:13:58,670 --> 00:14:00,480
لیون رو آزاد کنید!

171
00:14:01,170 --> 00:14:02,860
این‌قدر لوس‌بازی درنیار.

172
00:14:03,450 --> 00:14:06,900
اما با این وضعیت،
یه جنگ دیگه راه می‌افته.

173
00:14:06,900 --> 00:14:08,900
بدون قدرت لیون...

174
00:14:08,900 --> 00:14:15,370
حتی اگه آزادش هم کنم،
کشتی هوایی و زرهش رو ازش گرفتن.

175
00:14:16,370 --> 00:14:20,910
یعنی می‌گید لیون بدونِ آیتم‌های گمشده‌اش
هیچ ارزشی نداره؟

176
00:14:22,670 --> 00:14:26,520
لیون خیلی به من کمک کرده!

177
00:14:26,520 --> 00:14:28,140
خب که چی؟

178
00:14:30,020 --> 00:14:32,890
اون پاداش کارهاش رو گرفته.

179
00:14:33,970 --> 00:14:37,810
فکر می‌کنی کی باعث ترفیع مقامش شد؟

180
00:14:37,810 --> 00:14:39,170
پدر...

181
00:14:39,610 --> 00:14:45,080
من تا الان هوای بارتفورت رو داشتم،
چون قدرت داشت.

182
00:14:45,080 --> 00:14:50,510
حالا که قدرتش رو از دست داده،
خاندان رِدگِریو کاری براش نمی‌کنه.

183
00:14:51,930 --> 00:14:56,090
فراموش نکن. اگه حواست رو جمع نکنی،

184
00:14:56,090 --> 00:14:59,870
دیگه پات رو هم
توی این عمارت نمی‌ذاری.

185
00:15:09,860 --> 00:15:11,050
آقای لیون...

186
00:15:13,880 --> 00:15:14,930
آنجی!

187
00:15:16,490 --> 00:15:19,770
آقای لیون کجاست؟ چه بلایی سرش اومده؟

188
00:15:20,250 --> 00:15:22,440
هنوز تو سیاه‌چاله.

189
00:15:23,310 --> 00:15:26,090
آخه چرا؟

190
00:15:26,460 --> 00:15:28,940
اوضاع خیلی جدی‌تر از
اونیه که فکرش رو می‌کردیم.

191
00:15:31,210 --> 00:15:34,970
توی دربار کسایی هستن که
با امارت در ارتباطن.

192
00:15:34,970 --> 00:15:39,790
اونا لیون رو انداختن زندان
و می‌خوان یه جنگ راه بندازن.

193
00:15:39,790 --> 00:15:42,340
جنگ؟ نه...

194
00:15:42,850 --> 00:15:45,270
از خانواده‌ام خواستم که پادرمیونی کنن،
ولی قبول نکردن.

195
00:15:45,960 --> 00:15:50,270
اگه قدرت بیشتری داشتم،
می‌تونستم از لیون محافظت کنم.

196
00:15:50,270 --> 00:15:53,840
پس حالا چه بلایی
سر آقای لیون میاد؟

197
00:15:55,070 --> 00:16:00,690
اگه نتونیم اتهام خیانتش رو
رد کنیم، احتمالاً اعدام می‌شه.

198
00:16:01,850 --> 00:16:05,480
لیون بارها جون من رو نجات داده.

199
00:16:06,650 --> 00:16:08,980
توی اون دوئل با شاهزاده جولیوس...

200
00:16:10,360 --> 00:16:12,860
وقتی که امارت
من رو گروگان گرفته بود...

201
00:16:14,760 --> 00:16:19,870
ولی من نمی‌تونم هیچ کاری براش بکنم.

202
00:16:20,860 --> 00:16:21,790
آنجی...

203
00:16:25,530 --> 00:16:26,530
لیویا...

204
00:16:28,010 --> 00:16:29,500
نه، صبر کن.

205
00:16:30,010 --> 00:16:33,880
فقط یه گروه دیگه مونده که می‌تونه کمکمون کنه.

206
00:16:34,970 --> 00:16:36,230
نکنه منظورت...

207
00:16:42,180 --> 00:16:46,020
اوه؟ پس واسه همین اومدید پیش من،

208
00:16:46,450 --> 00:16:49,360
پیش قدیسه‌ی بزرگ؟

209
00:16:49,650 --> 00:16:52,340
لطفاً لیون رو نجات بده.

210
00:16:52,340 --> 00:16:53,540
خواهش می‌کنیم.

211
00:16:56,090 --> 00:17:00,690
وقتی شنیدم اون اِن‌پی‌سی دستگیر شده
داشتم بال درمی‌آوردم،

212
00:17:00,690 --> 00:17:04,790
ولی اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم
این دوتا جلوم سر خم کنن.

213
00:17:04,790 --> 00:17:09,170
چقدر پررواید که حالا
اومدید از من کمک می‌خواید.

214
00:17:09,170 --> 00:17:11,670
یادتون رفته سر جولیوس
چه بلایی آوردید؟

215
00:17:15,020 --> 00:17:19,180
اون موقع که اصلاً رحم نکردید.

216
00:17:20,200 --> 00:17:23,770
من حماقت کردم. عاجزانه طلب بخشش می‌کنم.

217
00:17:23,770 --> 00:17:27,910
آره، معلومه که می‌کنی.
و تو، دختره‌ی حواس‌پرت.

218
00:17:27,910 --> 00:17:29,480
بـ-بله؟

219
00:17:30,170 --> 00:17:33,340
فکر نمی‌کنی درخواست کردن
یه راه و روش خاصی داره؟

220
00:17:33,340 --> 00:17:35,540
راه و روش خاصی؟

221
00:17:36,990 --> 00:17:39,620
بیفت به پام!

222
00:17:40,620 --> 00:17:45,880
اگه حواست رو جمع نکنی، دیگه
پات رو هم توی این عمارت نمی‌ذاری.

223
00:17:48,800 --> 00:17:50,060
من این کار رو می‌کنم.

224
00:17:50,060 --> 00:17:53,450
نه. جفتتون باید این کار رو بکنید.

225
00:17:54,360 --> 00:17:55,320
اما...

226
00:17:58,110 --> 00:18:00,860
آنجلیکا عمراً تن به این کار نمیده.

227
00:18:00,860 --> 00:18:05,490
به پا افتادنِ دختر یه دوک،
از طرد شدنش هم بدتره.

228
00:18:06,980 --> 00:18:10,370
تازه، من که اصلاً نمی‌دونم
چطوری باید اون اِن‌پی‌سی رو نجات بدم.

229
00:18:10,720 --> 00:18:12,970
یه راهی پیدا می‌کنم که دست رد به...

230
00:18:16,180 --> 00:18:16,930
ها؟

231
00:18:20,570 --> 00:18:23,290
چی؟!

232
00:18:24,360 --> 00:18:25,510
چه خبر شده؟

233
00:18:25,510 --> 00:18:26,490
به خاک افتاده؟

234
00:18:26,900 --> 00:18:28,920
دخترِ دوک؟

235
00:18:29,320 --> 00:18:32,080
خاندان رِدگِریو به خاک سیاه نشسته.

236
00:18:33,740 --> 00:18:37,790
خیلی رقت‌انگیز به نظر میان، مگه نه بانو ماری؟

237
00:18:37,790 --> 00:18:43,430
دختر یه دوک کنار یه رعیت
به خاک افتاده! واقعاً ترحم‌انگیزه!

238
00:18:45,680 --> 00:18:50,050
واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟
راستش، حال منم داره به هم می‌خوره.

239
00:18:50,940 --> 00:18:52,840
وایسا، وایسا، وایسا!

240
00:18:52,840 --> 00:18:56,190
فکر نمی‌کردم واقعاً این کار رو بکنه!

241
00:18:56,460 --> 00:18:59,620
لطفاً جون لیون رو نجات بده.

242
00:19:00,170 --> 00:19:01,260
آه...

243
00:19:01,260 --> 00:19:05,530
اشتباهه. درخواست کردن
یه راه و روش خاصی داره، مگه نه؟

244
00:19:06,530 --> 00:19:10,460
نکنه دخترِ دوک بلد نیست
درست صحبت کنه؟

245
00:19:13,790 --> 00:19:18,370
لطفاً جون لیون رو نجات بدید، بـ-بانو ماری.

246
00:19:19,130 --> 00:19:20,720
خیلی حقیره.

247
00:19:21,590 --> 00:19:23,850
تو هم همین‌طور، رعیت.

248
00:19:24,100 --> 00:19:25,100
هی، وایسا!

249
00:19:25,100 --> 00:19:29,350
فقط به خاطر اینکه یه سری قدرت مرموز داری،
دور برندار.

250
00:19:29,350 --> 00:19:31,350
هی!

251
00:19:32,880 --> 00:19:35,980
لطفاً آقای لیون رو نجات بدید، بانو ماری.

252
00:19:38,600 --> 00:19:41,990
ببینید، بانو ماری. یه زیرپایی عالی.

253
00:19:42,280 --> 00:19:47,140
چرا روی دختر دوک نمی‌شینید
و پاهاتون رو روی این رعیت نمی‌ذارید؟

254
00:19:48,060 --> 00:19:50,460
ا-این دخترا چه‌شونه؟

255
00:19:50,460 --> 00:19:53,750
دارن از اسم من سوءاستفاده می‌کنن
تا عقده‌هاشون رو خالی کنن!

256
00:19:54,220 --> 00:19:57,000
مایه‌ی افتخارته که صندلیِ
قدیسه باشی، مگه نه؟

257
00:19:57,000 --> 00:19:59,740
جواب بده!

258
00:19:59,740 --> 00:20:00,760
تمومش کنید!

259
00:20:07,130 --> 00:20:08,390
جولیوس...

260
00:20:09,070 --> 00:20:11,930
اینا عزم و اراده‌شون رو ثابت کردن.

261
00:20:11,930 --> 00:20:14,690
ماری، دیگه نیازی به این کارا نیست.

262
00:20:14,950 --> 00:20:18,570
بعد از این کارشون،
ما هم باید حسن نیتمون رو نشون بدیم.

263
00:20:18,940 --> 00:20:22,610
بیایید گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

264
00:20:23,000 --> 00:20:26,620
ادامه‌ی این کار،
به شهرتت لطمه می‌زنه ماری.

265
00:20:26,910 --> 00:20:30,370
بیایید بارتفورت رو نجات بدیم.

266
00:20:30,370 --> 00:20:36,130
آخه من که نمی‌دونم چطوری باید نجاتش بدم!

267
00:20:36,380 --> 00:20:39,880
پـ-پس شماها کمکم می‌کنید؟

268
00:20:40,530 --> 00:20:41,380
آره.

269
00:20:41,740 --> 00:20:43,130
می‌تونی روی ما حساب کنی!

270
00:20:44,010 --> 00:20:44,890
آنجی.

271
00:20:47,050 --> 00:20:49,900
تو که مجبور نبودی این کار رو بکنی. چرا؟

272
00:20:50,420 --> 00:20:52,730
چون فکر کردم این بهترین راهه،

273
00:20:53,190 --> 00:20:55,020
حتی اگه به قیمتِ لکه‌دار شدنِ
اسم خانواده‌ام تموم بشه،

274
00:20:55,500 --> 00:20:58,880
یا التماس کردن به زنی که
نامزدم رو از چنگم درآورد.

275
00:20:59,230 --> 00:21:03,730
با تمام این‌ها، می‌خواستم لیون رو نجات بدم.

276
00:21:03,730 --> 00:21:04,990
آنجی...

277
00:21:05,610 --> 00:21:08,710
معلومه که واقعاً عاشقشه.

278
00:21:22,690 --> 00:21:25,010
اون شوالیه‌ی شرور هیچ حرکتی نمی‌کنه.

279
00:21:25,290 --> 00:21:30,160
مارکیز فرامپتون هنوز هم
کشتی جنگی و زره رو در اختیار داره.

280
00:21:31,100 --> 00:21:32,230
خوبه.

281
00:21:33,840 --> 00:21:37,020
شاهزاده، ما آماده‌ایم.

282
00:21:42,260 --> 00:21:44,530
به‌پا خیزید، مردم من!

283
00:21:45,090 --> 00:21:47,770
به سوی پادشاهی هولفورت پیشروی می‌کنیم!

284
00:21:49,050 --> 00:21:50,030
به سوی نبرد!

285
00:21:55,000 --> 00:22:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

286
00:23:26,130 --> 00:23:28,170
آنجی با به خاک افتادنش همه رو شوکه می‌کنه
و اون احمق‌ها هم بهش ملحق می‌شن!

287
00:23:28,170 --> 00:23:30,050
در همین حین، لیونِ زندانی
مثل همیشه با اعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسه!

288
00:23:30,050 --> 00:23:31,720
قدیسه قدرتش رو از دست میده!
پادشاهی توی دردسر افتاده!

289
00:23:32,720 --> 00:23:34,840
قسمت بعد، «عاشق ظاهرسازی‌ام.»

290
00:23:34,840 --> 00:23:37,220
ولی اصلاً احساس امنیت نمی‌کنم
که قراره اینا نجاتم بدن!
