1
00:00:01,260 --> 00:00:04,350
،کَد خدا، از اینکه خشم پادشاه شیاطین

2
00:00:04,720 --> 00:00:08,360
.صرفاً با تخریب خرابه های باستانی فروکش کرده، آسوده خاطر شدن

3
00:00:08,630 --> 00:00:11,390
...کار زیادی از دست ما ساخته نیست که بخوایم واسه‌تون انجام بدیم، ولی

4
00:00:11,390 --> 00:00:15,870
.می‌گن حدأقل واسۀ ابراز تشکر، می‌خوان آیندۀ شما عزیزان رو پیش‌گویی کنن...

5
00:00:16,130 --> 00:00:17,470
پیش‌گویی؟

6
00:00:17,470 --> 00:00:18,740
.دست‌تون درد نکنه

7
00:00:19,120 --> 00:00:22,680
.تف، جای این چیزها کاش گنجینه رو بهم می‌دادن

8
00:00:22,680 --> 00:00:24,410
...این زنیکه

9
00:00:24,430 --> 00:00:34,430
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

10
00:01:55,590 --> 00:01:59,560
بچه پر رو,  هوی

11
00:02:00,990 --> 00:02:03,310
.از قدیس‌ساما شروع می‌کنن

12
00:02:04,460 --> 00:02:05,830
.بگو بشنویم ببینم

13
00:02:05,830 --> 00:02:08,260
بهترین پیش‌گویی ممکن رو واسه‌ام بکن، باشه؟

14
00:02:08,260 --> 00:02:09,310
.هوی

15
00:02:09,530 --> 00:02:12,950
.شما ظاهراً سرنوشت عجیبی خواهین داشت

16
00:02:13,430 --> 00:02:17,820
،در ضمن، با اینکه از قبل با نیمۀ‌گمشدۀ زندگی‌تون روبرو شدین
.ولی در نهایت فرصت آشنایی بیشتر باهاش رو از دست دادین

17
00:02:17,820 --> 00:02:21,240
هِع؟! کَس دیگه‌ای هم مگه غیر از یولیوس و دوست‌هاش بوده؟

18
00:02:23,240 --> 00:02:25,200
...در جریان جزئیات‌اش نیستم، ولی

19
00:02:25,200 --> 00:02:29,330
ظاهراً قبلاً اتمام‌حجت‌‌هاتون رو با اون فرد کردینُ
.دیگه هیچوقت نمی‌تونین باهم باشین

20
00:02:29,330 --> 00:02:32,710
!چرا آخه؟ خب اگه اینجوری بود، بهتر نبود اصلاً قضیه رو بهم نمی‌گفتین؟

21
00:02:33,970 --> 00:02:36,290
.شما نمی‌تونید از باری که روی دوش‌تونه فرار کنید

22
00:02:36,790 --> 00:02:39,300
.زندگی‌ای که در انتظارتونه، بسی بی رحمانه‌ست

23
00:02:39,300 --> 00:02:45,100
،یا همه‌چیز رو بدست میارین، یا همه‌چیز رو از دست می‌دین
.سوای این دو راه گزینۀ دیگه‌ای ندارین

24
00:02:46,220 --> 00:02:48,680
!خدایی می‌گین اینا رو؟! دیگه دارم می‌ترسم

25
00:02:48,680 --> 00:02:51,190
!از اوّل بگیر! درخواست ویدیو چک دارم

26
00:02:51,190 --> 00:02:52,860
.نفر بعدی، خانوم مو سیاهه

27
00:02:52,860 --> 00:02:55,300
!گوش کردی چی گفتم؟

28
00:02:53,680 --> 00:02:56,410
،زندگی‌ای که در انتظار شماست

29
00:02:56,410 --> 00:02:58,870
.چندان مطلوب نخواهد بود

30
00:02:58,870 --> 00:03:00,450
اِوا، واقعاً؟

31
00:03:01,230 --> 00:03:06,100
،امّا، زمانی که با اون چالش روبرو بشین
.همون زمانی‌ـه که نیمۀ‌گمشده‌تون رو ملاقات خواهید کرد

32
00:03:06,100 --> 00:03:06,540
عه؟

33
00:03:06,540 --> 00:03:08,620
نامردیه! چرا این زنیکه به نیمۀ‌گمشده‌اش می‌رسه؟

34
00:03:10,930 --> 00:03:13,980
،اگه بتونید راهی پیدا کنید تا اون فرد رو همراهی کنید

35
00:03:13,980 --> 00:03:17,000
...مسیر نه‌چندان مطلوب شما، غرق در نور می‌شه و

36
00:03:17,000 --> 00:03:19,510
.به پشتیبان‌ای قابل اتکا دست خواهید یافت...

37
00:03:19,510 --> 00:03:22,720
.و-واقعاً؟ یادم می‌مونه اینا رو

38
00:03:22,720 --> 00:03:24,680
.یه‌ریزه خوشش اومد اِنگار

39
00:03:26,950 --> 00:03:28,900
.بعدی، شما دو نفر هستید

40
00:03:28,900 --> 00:03:30,430
مـ-من؟

41
00:03:30,430 --> 00:03:31,810
منم هستم؟

42
00:03:32,200 --> 00:03:37,980
سرنوشت شما بهم گره خورده و به‌شدت
.از مسیر اصلی خود خارج شده

43
00:03:38,660 --> 00:03:44,070
.در ضمن، کَس دیگه‌ای داره بارهایی که قرار بود شما به‌دوش بکشین رو به دوش می‌کشه

44
00:03:44,290 --> 00:03:48,110
...به‌علاوه، شما از نعمت وجود قهرمانی برخوردارین که

45
00:03:48,110 --> 00:03:49,950
.توان این رو داره تا بر پادشاه‌شیاطین فرمان بده...

46
00:03:49,950 --> 00:03:51,710
قهرمان؟

47
00:03:51,710 --> 00:03:53,070
...اون‌که

48
00:03:53,070 --> 00:03:54,400
...نکنه

49
00:03:54,750 --> 00:03:56,660
!من نیستم بابا

50
00:03:56,660 --> 00:03:59,670
!اگه قهرمانی‌چیزی هست بَدجور خوشحال می‌شم یهو سَر و کله‌اش پیدا بشه
!ولی قطعاً اون، من نیستم

51
00:03:59,990 --> 00:04:02,260
.معلومه که نیستی. اعتماد به نفس تو رو پشکل داشت الان قهوه تُرک بود

52
00:04:02,260 --> 00:04:04,710
.سیاه‌لشکر جماعت دوغ‌شونُ بنوشن بابا

53
00:04:07,770 --> 00:04:11,890
کَد خدا سان، حتما خیلی خسته شدین، نه؟
بهتر نیست برین استراحت کنین؟

54
00:04:16,040 --> 00:04:19,900
.شما به‌نظر فرد بسیار مهربونی هستین

55
00:04:19,900 --> 00:04:21,250
مهربون؟

56
00:04:21,250 --> 00:04:22,410
این مرتیکه؟

57
00:04:22,410 --> 00:04:24,150
مشکلی هست؟

58
00:04:24,420 --> 00:04:31,040
.دِگر باره، برای نجات این روستا، ازتون ممنون‌اَم

59
00:04:32,220 --> 00:04:37,420
.قدرت‌های من، توان پیشگویی آیندۀ شما رو ندارن

60
00:04:37,420 --> 00:04:40,540
...ولی، شما روزی

61
00:04:48,420 --> 00:04:50,250
کَـ-کَد خدا سان؟

62
00:04:50,730 --> 00:04:52,430
.خواب‌شون برد

63
00:04:52,730 --> 00:04:54,670
!وایسا! پاشو جون جدت

64
00:04:54,670 --> 00:04:56,810
!وسط یه‌همچین حرف مهمی یهو نخواب که

65
00:04:56,810 --> 00:04:58,370
!لِئون، تموم‌اش کن

66
00:04:58,370 --> 00:05:01,440
!به بزرگ‌ترت باید احترام بذاری! بچۀ بد

67
00:05:01,440 --> 00:05:05,450
!ولم کنین! نامردیه

68
00:05:01,690 --> 00:05:03,020
.حق‌اش بود

69
00:05:03,730 --> 00:05:05,100
.خخخ

70
00:05:05,450 --> 00:05:08,740
!منم تقاضای ویدیو چــــــــــــک دارم

71
00:05:12,240 --> 00:05:16,310
.لعنتـــی، چقدر رفته روی مُخ‌اَم
.قشنگ خورده توی بُرجک‌اَم

72
00:05:16,310 --> 00:05:18,580
.ارباب، چقدر حال‌بهم‌زن شدین واقعاً

73
00:05:18,820 --> 00:05:20,120
تموم شد؟

74
00:05:20,120 --> 00:05:21,920
.اِنقدر منتظر موندیم زیر پامون علف سبز شد

75
00:05:21,920 --> 00:05:24,090
عه؟ کایل کجاست؟

76
00:05:24,090 --> 00:05:26,290
.زودتر برگشت توی کِشتی

77
00:05:26,290 --> 00:05:28,720
.یه خداحافظی خُشک و خالی هم با مادرش نکرد

78
00:05:29,220 --> 00:05:30,990
.چه بچۀ نچسبی‌ـه واقعاً

79
00:05:31,940 --> 00:05:35,100
می‌گم، الف ناخالص چیه دقیقاً؟

80
00:05:37,810 --> 00:05:41,360
.یومِریا سان، خودشون رو اینطوری صدا کردن

81
00:05:41,680 --> 00:05:43,000
.که‌اینطور

82
00:05:44,720 --> 00:05:49,950
مطلعید که الف‌ها از روی مقدار جادوی افراد اون‌ها رو قضاوت می‌کنن، درسته؟

83
00:05:49,950 --> 00:05:53,830
.بـ-بله، توی یه کتاب خونده بودم‌اش

84
00:05:54,670 --> 00:05:58,990
.معمولاً جادوی هر فرد یه رنگ خاص به خودش می‌گیره

85
00:06:00,570 --> 00:06:05,800
.امّا، هر ازگاهی الف‌هایی با جادوی رنگارنگ به‌دنیا میان

86
00:06:06,350 --> 00:06:08,990
...جادوی اونها قدرتمند و منحصر به‌فرده، اما

87
00:06:10,590 --> 00:06:15,350
.از دید ما اِلف‌ها، شنیع و منزجر کننده به‌نظر میاد...

88
00:06:16,410 --> 00:06:18,770
.پس واسۀ همین بود که اون حرف رو زد

89
00:06:19,340 --> 00:06:25,680
به‌علاوۀ اینا، یومِریا یه بار روستا رو ترک کرده تا
.یه هنر پیشه دوره‌گرد بشه

90
00:06:26,240 --> 00:06:32,030
وقتی که برگشت، بچه‌ای همراه‌اش بوده که
.به‌احتمال زیاد پدرش باید یه انسان بوده باشه

91
00:06:32,360 --> 00:06:36,410
چی‌چی؟ مگه نمی‌گن اِلف‌ها نمی‌تونن با گونه‌ای غیر از گونۀ خودشون زاد و ولد داشته باشن؟

92
00:06:36,860 --> 00:06:42,380
دقیقاً همینطوره. امّا ظاهراً افرادی که
.از جادوی خاص برخوردارن، از استثنائات این قضیه هستن

93
00:06:42,380 --> 00:06:44,260
...پس یعنی کایل‌ کون

94
00:06:44,260 --> 00:06:47,210
نیمه‌الفه؟ پس واقعاً وجود دارن؟

95
00:06:47,210 --> 00:06:51,390
،بله. وجود اونها هم، برای الف‌های دیگه‌ای که جزیره رو برای کار ترک کردن

96
00:06:51,390 --> 00:06:53,220
.به‌شدت دردسرسازه

97
00:06:53,850 --> 00:06:57,470
...یکی از دلایل اصلی‌ای که الف‌ها رو به‌عنوان برده ارزشمند می‌کنه اینه که

98
00:06:57,470 --> 00:07:00,850
.اونا نمی‌تونن از آدم‌ها بچه‌دار بشن...

99
00:07:01,210 --> 00:07:03,480
...ولی اگه قرار باشه این قضیه زیر سوال بره

100
00:07:03,910 --> 00:07:08,820
.چه با یومِریا و چه با کایل توی روستا خیلی بد برخورد می‌شه

101
00:07:09,070 --> 00:07:13,450
دادن دست‌مون؟ اینا که همه‌اش تقصیر اون مردک عوضیه که
.یومِریا سان رو وِل کرده رفته

102
00:07:13,760 --> 00:07:15,650
...فقط چون بچه‌دار شده

103
00:07:16,330 --> 00:07:22,330
.در هرصورت، این قضیه مربوط به خود الف‌ها می‌شه
.مثل یه مسئله درون‌خانوادگی می‌مونه

104
00:07:22,330 --> 00:07:24,920
.مشکلی نیست که شماها بتونین حل‌اش کنین

105
00:07:25,140 --> 00:07:28,550
...ولی، با این وضعیتی که روستا داره که، یومِریا سان

106
00:07:39,540 --> 00:07:42,440
به‌نظرت یکم زیادی توی مسائل خانوادگی ملت دخالت نکردی؟

107
00:07:42,690 --> 00:07:44,940
.بازم دلیل نمی‌شد که بخوام همونجوری ولش کنم

108
00:07:45,280 --> 00:07:47,650
.خوب شد که کَد خدا هم قبول کرد کمک‌مون کنه

109
00:07:47,940 --> 00:07:52,730
اینطوری هر وقت دلت بخواد می‌تونی حسابی بزنی به تیپ و تاپ بساط بردگی الف‌ها، مگه نه؟

110
00:07:52,730 --> 00:07:54,910
.آره، برگ برندۀ خوبی می‌شه

111
00:07:55,350 --> 00:07:57,660
.به‌بهترین شکل ممکن ازش استفاده می‌کنم

112
00:07:58,070 --> 00:07:59,910
...بـ-ببخشید

113
00:08:00,390 --> 00:08:03,170
من از به بعد قراره چه چی‌کار کنم؟

114
00:08:03,410 --> 00:08:06,930
.پدر و مادرم دَر به دَر دنبال یه خدمتکار خوب واسۀ خودشونن

115
00:08:06,930 --> 00:08:08,500
دوست داری واسه‌شون کار کنی؟

116
00:08:08,500 --> 00:08:14,180
...ولی، توی روستا همه‌اش منُ احمق و کودن صدا می‌کردن

117
00:08:14,180 --> 00:08:18,000
.نگران‌اش نباش. حقوق خوبی هم بهت می‌دن

118
00:08:18,000 --> 00:08:19,560
!منظورت از این کار چیه؟

119
00:08:20,360 --> 00:08:21,310
...کایل

120
00:08:21,530 --> 00:08:24,900
!چرا مادرم رو از روستا بیرون آوردی؟ غلط کردی سرخود از این کارها کردی

121
00:08:24,900 --> 00:08:28,260
...کایل، لِئون سان نگرانم بودن و

122
00:08:27,400 --> 00:08:30,150
مگه همیشه همینطوری سرت کلاه نمی‌ذارن؟

123
00:08:30,480 --> 00:08:34,520
تا کِی می‌خوای اینطوری ساده‌لوحانه زندگی کنی؟
مگه اصلاً بخاطر همین نیست که اینجوری به خفت و خاری افتادیم؟

124
00:08:35,160 --> 00:08:36,230
.هوی

125
00:08:36,230 --> 00:08:37,990
این چه طرز رفتاره؟

126
00:08:38,830 --> 00:08:39,870
.لیویا

127
00:08:40,090 --> 00:08:42,540
!تو چی می‌گی؟ سر توی کار خودت باشه

128
00:08:42,540 --> 00:08:46,210
!نخیر! اون چه طرز صحبت کردن با مادر آدمه؟ سریع معذرت بخواه

129
00:08:49,040 --> 00:08:51,290
شماها چی از حال من می‌فهمین؟

130
00:08:51,290 --> 00:08:55,290
.نه می‌دونین چرا برده شدم و نه می‌دونین که توی روستا چطوری باهام رفتار می‌شد

131
00:08:55,290 --> 00:08:56,970
!هیچی نمی‌دونین و فقط زر مفت می‌زنین

132
00:09:01,590 --> 00:09:05,330
.کایل راست می‌گه. همه‌اَش تقصیر منه

133
00:09:05,690 --> 00:09:09,790
.بدرد نخور بودن من باعث سختی کشیدن این بچه شده

134
00:09:14,250 --> 00:09:21,670
...الف‌های ناخالص مثل من، نمی‌تونن مثل بقیه توی روستا کار کنن، ولی

135
00:09:23,810 --> 00:09:24,670
یه گلدون؟

136
00:09:25,420 --> 00:09:29,080
.نگاه کنید لطفاً. این یکی از معدود توانایی‌های منه

137
00:09:36,430 --> 00:09:37,840
.چه جالب‌انگیز

138
00:09:37,840 --> 00:09:41,830
با این همه هنر که از انگشت‌هاش می‌باره بازم روستایی نمی‌خواستن قبول‌اش کنن یعنی؟

139
00:09:42,240 --> 00:09:44,530
.الف‌ها عجب گونۀ خرفتی تشریف دارن

140
00:09:44,530 --> 00:09:46,520
.بنازم سطح بَد دهنی رو

141
00:09:46,520 --> 00:09:49,180
.ا-اصلاً هم جالب نیست

142
00:09:49,520 --> 00:09:51,850
.توانایی‌هام کُلی محدودیت داره

143
00:09:52,510 --> 00:09:56,540
.من چون می‌خواستم دنیای بیرون رو ببینم، زدم به دل جاده

144
00:09:56,860 --> 00:10:01,030
.یکم بعد از اون، عاشق یه اشراف زاده شدم

145
00:10:01,500 --> 00:10:05,130
،ولی، وقتی دید کسی که نمی‌تونست بچه‌دار بشه، بچه‌دار شده

146
00:10:05,130 --> 00:10:08,670
.فکر کرد که با یه اِلف‌دیگه بهش خیانت کردمُ از خونه بیرونم کرد

147
00:10:09,110 --> 00:10:11,690
...برگشتم روستا و کایل رو به‌دنیا آوردم، ولی

148
00:10:11,690 --> 00:10:17,800
،چون رشد این بچه شبیه رشد انسان‌ها بود
.بقیه فهمیدن که اون یه نیمه‌الفه

149
00:10:18,280 --> 00:10:21,400
واسۀ همین فرستادیش بیرون روستا تا به‌عنوان برده کار کنه؟

150
00:10:21,400 --> 00:10:22,720
!هوی، انقدر رُک نباش که

151
00:10:23,280 --> 00:10:26,100
.این چیزی بود که خودش می‌خواست

152
00:10:26,630 --> 00:10:31,840
.با وجود تمام مخالفت‌هام، بدون اینکه چیزی بهم بگه از خونه رفت

153
00:10:32,570 --> 00:10:34,860
.در حالی که پول فروش خودش رو واسه‌ام گذاشته بود

154
00:10:37,770 --> 00:10:41,020
.اینکه ازم بدش بیاد یه‌چیز بدیهی‌ـه

155
00:10:41,840 --> 00:10:43,520
.ولی باور کنین خیلی بچۀ خوبیه

156
00:10:44,110 --> 00:10:46,540
.حتی بعدشم واسه‌ام خرجی می‌فرستاد

157
00:10:47,630 --> 00:10:52,330
...لِئون سان، من بدون‌اینکه چیزی بدونم، اون حرف‌ها رو زدم

158
00:10:52,860 --> 00:10:55,890
.نترس بابا، خودم یه‌کاریش می‌کنم

159
00:11:01,110 --> 00:11:02,530
.هوی، سوسک‌توله

160
00:11:03,580 --> 00:11:05,600
.بنال، جناب عنترالدوله

161
00:11:05,600 --> 00:11:07,670
.اومدم راجب مادرت صحبت کنیم

162
00:11:09,040 --> 00:11:12,150
.خانوادۀ من به یه خدمتکار جدید نیاز داره

163
00:11:12,630 --> 00:11:14,940
.تضمین می‌کنم بتونه زندگی راحتی داشته باشه

164
00:11:15,220 --> 00:11:17,440
شرط می‌بندم می‌خوای رو مادرم یه حرکتی بزنی، مگه نه؟

165
00:11:17,800 --> 00:11:20,450
.نه به تو و نه به خانواده‌ات اعتماد ندارم

166
00:11:21,000 --> 00:11:25,330
،من که هزار سال یه‌بار یه‌سر به خونه می‌زنم
.بابامم حسابی مادرم رو دوست داره

167
00:11:25,640 --> 00:11:30,370
.به هیچ خدمتکاری دست‌درازی نمی‌کنه... احتمالاً

168
00:11:31,850 --> 00:11:33,190
!نه چیز، یعنی قطعاً نمی‌کنه

169
00:11:33,590 --> 00:11:35,440
.اصلاً قابل اعتماد به نظر نمیای

170
00:11:39,050 --> 00:11:42,260
‫اگه این‌قدر نگرانی،
‫هر وقت خواستی بیا ببینش.

171
00:11:42,590 --> 00:11:47,880
‫ماری که جایی اونجا نداره، اما به
‫پدرم می‌سپارم اجازه بده بیای تو ملکش.

172
00:11:48,910 --> 00:11:52,780
‫تو تنها پسر خانم یومریا هستی.

173
00:11:55,910 --> 00:11:59,720
‫اون زن... مادرم بیش از حد مهربونه.

174
00:12:00,430 --> 00:12:03,120
‫همین باعث میشه نتونه از هیچ‌کس کینه به دل بگیره.

175
00:12:03,990 --> 00:12:09,050
‫شاید مادر افتضاحی باشه،
‫اما تنها مادریه که دارم.

176
00:12:12,220 --> 00:12:17,450
‫ارباب، لطفاً هوای مادرم رو داشته باشید.

177
00:12:21,940 --> 00:12:22,700
‫خیالت راحت.

178
00:12:25,670 --> 00:12:27,480
‫یه سؤال ازت دارم.

179
00:12:28,170 --> 00:12:30,440
‫چرا ماری رو به امان خدا ول نمی‌کنی؟

180
00:12:32,610 --> 00:12:37,630
‫پیدا کردن یه ارباب جدید سخته،
‫تازه اون الان یه قدیسه‌ست.

181
00:12:37,970 --> 00:12:41,370
‫تازه، بیشتر از چیزی که نشون میده
‫حواس‌جمعه.

182
00:12:41,940 --> 00:12:44,620
‫پس یه جورایی خاطرخواهشه.

183
00:12:45,320 --> 00:12:49,320
‫دقیقاً مثل یه شخصیت کمکی
‫حواسش به همه‌چیز هست.

184
00:12:50,050 --> 00:12:52,060
‫یه چیز دیگه.

185
00:12:53,000 --> 00:12:56,520
‫حواست به شاهدختِ دوک‌نشین باشه.

186
00:12:56,850 --> 00:12:58,970
‫زیر سرش یه نقشه‌ایه.

187
00:12:59,200 --> 00:13:02,100
‫چه جالب.
‫منم دقیقاً همین فکرو می‌کردم.

188
00:13:02,810 --> 00:13:04,310
‫ولی تو چرا این‌طوری فکر می‌کنی؟

189
00:13:04,630 --> 00:13:09,020
‫آدمای زیادی رو دیدم که پشت سر
‫من و مادرم حرف می‌زنن.

190
00:13:09,020 --> 00:13:12,390
‫وقتی دارن نقشه می‌کشن،
‫نگاهشون همیشه یه جور میشه.

191
00:13:14,040 --> 00:13:15,650
‫مثل نگاه تو.

192
00:13:16,030 --> 00:13:17,890
‫نگاه خودتم همین‌طوریه!

193
00:13:32,190 --> 00:13:35,730
‫با این کار، پادشاهی...

194
00:13:39,650 --> 00:13:41,560
‫چیه؟ چی شده؟

195
00:13:41,840 --> 00:13:44,140
‫یه وضعیت غیرعادی توی
‫بخش باربری تشخیص دادم.

196
00:13:44,480 --> 00:13:48,140
‫نباید اون چیز رو
‫می‌آوردیم توی کشتی.

197
00:13:55,920 --> 00:13:56,900
‫حالم به هم خورد!

198
00:13:57,200 --> 00:14:00,340
‫مراقب باش. زنده‌ست.

199
00:14:02,990 --> 00:14:05,000
‫لعنت بهش! حالا چی‌کار کنم؟

200
00:14:05,270 --> 00:14:07,750
‫ارباب، یه چیزی رو محکم بگیرید.

201
00:14:07,750 --> 00:14:08,750
‫ها؟

202
00:14:08,750 --> 00:14:10,380
‫تخلیه محموله.

203
00:14:21,930 --> 00:14:23,430
‫شلیک توپ اصلی.

204
00:14:35,170 --> 00:14:37,210
‫واقعاً لازم بود این‌قدر شلوغش کنی؟

205
00:14:37,210 --> 00:14:40,200
‫اون سلاح اصلاً نباید وجود داشته باشه.

206
00:14:40,510 --> 00:14:44,120
‫حس «آرامش» که می‌گن
‫باید همین باشه.

207
00:14:45,310 --> 00:14:46,120
!لئون سان

208
00:14:46,360 --> 00:14:48,370
‫قضیه چیه؟ اتفاقی افتاده؟

209
00:14:48,370 --> 00:14:52,940
‫چیزی نیست. یه مشکل کوچیک
‫پیش اومد که حلش کردیم.

210
00:14:52,940 --> 00:14:55,380
‫حتماً یکی بیدارش کرده.

211
00:14:55,910 --> 00:14:58,190
‫فیلم‌های امنیتی رو چک کنیم؟

212
00:14:58,190 --> 00:14:59,170
‫آره.

213
00:15:01,010 --> 00:15:05,060
‫شاهدخت، دنبال همین بودی؟

214
00:15:08,560 --> 00:15:10,140
‫این کارا یعنی چی؟

215
00:15:10,470 --> 00:15:15,150
‫به ما خبر رسید که یه
‫آیتم باارزش به دست آوردی.

216
00:15:15,400 --> 00:15:17,980
‫چرا بدون مشورت با ما
‫نابودش کردی؟

217
00:15:18,400 --> 00:15:20,650
‫پس آمار همه‌چیز رو داره، نه؟

218
00:15:20,650 --> 00:15:25,070
‫معبد و دربار
‫خواهان این مأموریت اکتشافی بودن.

219
00:15:25,070 --> 00:15:27,910
‫ما حق داریم غنایم رو بررسی کنیم.

220
00:15:27,910 --> 00:15:30,600
‫همون‌طور که گفتم، چاره دیگه‌ای نداشتم.

221
00:15:30,600 --> 00:15:33,620
‫اگه سعی می‌کردم بیارمش
‫و کشتی‌م سقوط می‌کرد چی؟

222
00:15:33,620 --> 00:15:36,290
‫دربار خسارتم رو می‌داد؟

223
00:15:37,550 --> 00:15:41,550
‫در هر صورت، کل ماجرا
‫توی گزارشم نوشته شده.

224
00:15:38,690 --> 00:15:41,550
‫نوشته شده توسط لوکسیون

225
00:15:41,550 --> 00:15:45,140
‫اگه مشکلی دارید،
‫خودتون یه گزارش بنویسید.

226
00:15:46,260 --> 00:15:47,930
‫پسره‌ی تازه‌به‌دوران‌رسیده...

227
00:15:47,930 --> 00:15:50,140
‫دمتون گرم، فعلاً.

228
00:15:57,930 --> 00:16:01,050
‫واقعاً باید با اون لحن باهاشون حرف می‌زدی؟

229
00:16:01,050 --> 00:16:04,590
‫باید خداشونم باشه
‫که اصلاً اومدم گزارش بدم.

230
00:16:04,900 --> 00:16:07,340
‫فردا یه مهمونی چای مهم دارم.

231
00:16:08,570 --> 00:16:09,970
‫می‌بینم که هیچ تغییری نکردی.

232
00:16:12,890 --> 00:16:14,380
‫ملکه میلن!

233
00:16:14,380 --> 00:16:18,910
‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم،
‫لئون. می‌تونیم صحبت کنیم؟

234
00:16:22,200 --> 00:16:24,300
‫توی مأموریت اکتشافی گل کاشتی.

235
00:16:24,860 --> 00:16:29,320
‫ولی وقتی شاهدخت هرترود رو
‫با خودت بردی، یه کم هول کردم.

236
00:16:29,680 --> 00:16:33,010
‫من نبردمش. خودش آویزونمون شد.

237
00:16:33,010 --> 00:16:34,980
‫ادعا می‌کرد دستور دربار بوده.

238
00:16:35,380 --> 00:16:36,770
‫دربار؟

239
00:16:36,770 --> 00:16:42,740
‫به‌طور رسمی، داشت از
‫مرزها بازدید می‌کرد. به‌طور رسمی.

240
00:16:42,960 --> 00:16:46,230
‫این روزا، جنگ جناح‌ها توی
‫دربار بالا گرفته.

241
00:16:46,230 --> 00:16:49,240
‫آدمایی با
‫هر نوع عقیده‌ای پیدا میشن.

242
00:16:49,240 --> 00:16:53,130
‫مثلاً کسایی که از من خوششون نمیاد؟

243
00:16:53,130 --> 00:16:56,570
‫کسایی که ممکنه سعی کنن
‫یه آیتم گمشده رو ازم بدزدن؟

244
00:16:57,820 --> 00:17:01,290
‫بله، خیلیا به قدرتت حسودی می‌کنن.

245
00:17:01,290 --> 00:17:05,280
‫من هر کاری بتونم برای کمکت می‌کنم.
‫فقط کافیه بگی به چی نیاز داری.

246
00:17:06,660 --> 00:17:10,270
‫واقعاً که توی عصر مادرانگی زندگی می‌کنیم!

247
00:17:10,900 --> 00:17:11,810
.میلن ساما

248
00:17:13,110 --> 00:17:15,580
‫پس، پیش من بمونید.

249
00:17:15,580 --> 00:17:16,350
‫ها؟

250
00:17:17,090 --> 00:17:18,860
‫من شما رو می‌خوام.

251
00:17:21,390 --> 00:17:23,900
‫مـ-من نمی‌تونم همچین کاری کنم!

252
00:17:23,900 --> 00:17:27,440
‫من جای مادرتم!

253
00:17:27,440 --> 00:17:30,140
‫من یه بچه هم‌سن تو دارم!

254
00:17:30,140 --> 00:17:33,250
‫اینا که مهم نیست! شما زیبایی!

255
00:17:33,250 --> 00:17:34,910
‫شما جذاب‌ترین
‫شخص توی پادشاهـ

256
00:17:35,560 --> 00:17:37,620
‫آخ...

257
00:17:38,200 --> 00:17:42,170
‫اوه، والاحضرت. از زمان جشنواره آکادمی
‫تا حالا همدیگه رو این‌طوری ندیده بودیم.

258
00:17:42,170 --> 00:17:46,630
‫خیلی جسارت می‌خواد که توی دربار
‫مخ ملکه رو بزنی، بارتفورت.

259
00:17:46,940 --> 00:17:50,140
‫د-داری اشتباه می‌کنی، جولیوس! ما فقط داشتیم...

260
00:17:50,710 --> 00:17:52,640
‫فقط داشتیم عشقمون رو به هم ثابت می‌کردیم.

261
00:17:57,230 --> 00:17:59,490
‫و شما، مادر!

262
00:17:59,490 --> 00:18:03,110
‫من به‌خاطر بدهی ماری
‫اومدم دربار، اونوقت شما

263
00:18:03,110 --> 00:18:06,950
‫این‌طور که فکر می‌کنی نیست!
‫باید یه چیزی بهش می‌گفتم!

264
00:18:06,950 --> 00:18:09,070
‫یه چیزی بهش می‌گفتی؟

265
00:18:09,350 --> 00:18:10,870
‫چی هست؟

266
00:18:11,880 --> 00:18:13,370
‫در مورد دوک‌نشینه.

267
00:18:14,760 --> 00:18:18,250
‫قراره دوباره علیه پادشاهی
‫دندون تیز کنه.

268
00:18:18,250 --> 00:18:22,470
‫حواست رو جمع کن.

269
00:18:27,550 --> 00:18:30,260
‫کایل گفت کمک نمی‌کنه.

270
00:18:30,260 --> 00:18:33,230
‫هرچی باشه، خدمتکار قدیسه‌ست.

271
00:18:33,230 --> 00:18:35,320
‫باید محتاط باشه.

272
00:18:35,320 --> 00:18:38,020
‫به‌هرحال، عجیبه که تونستی یه کلید گیر بیاری.

273
00:18:38,020 --> 00:18:41,270
‫خواهر روحانی یه کلید یدک داشت.

274
00:18:41,270 --> 00:18:44,020
‫منم فقط امانت گرفتمش.

275
00:18:44,020 --> 00:18:46,510
‫بهتره قبل از اینکه بفهمه
‫پسش بدی.

276
00:18:46,510 --> 00:18:47,880
‫به من ربطی نداره.

277
00:18:48,620 --> 00:18:52,970
‫وقتی اینو بذارم تو اتاقش، پولم رو می‌گیرم.

278
00:18:53,510 --> 00:18:55,370
‫بعدش می‌بینیم چی میشه.

279
00:18:55,820 --> 00:18:58,290
‫حقشه.

280
00:18:59,550 --> 00:19:02,040
‫همه‌چیز آماده‌ست.

281
00:19:03,390 --> 00:19:06,490
‫اون احمقیه که یه آیتم گمشده رو حروم کرد.

282
00:19:06,490 --> 00:19:09,160
‫حسابی به خدمتش می‌رسیم.

283
00:19:10,840 --> 00:19:12,180
‫داری بهمون کشتی میدی؟

284
00:19:12,180 --> 00:19:13,930
‫اونم مجانی؟

285
00:19:14,170 --> 00:19:18,400
‫آره. وقتی با دوک‌نشین
‫می‌جنگیدم به دستشون آوردم.

286
00:19:18,400 --> 00:19:22,060
‫فرستادمشون خونه،
‫ولی می‌تونید برشون دارید.

287
00:19:22,060 --> 00:19:24,310
‫واقعاً؟ من که حتماً یکیشو می‌خوام!

288
00:19:24,310 --> 00:19:26,190
‫این‌طوری می‌تونم یه نامزد پیدا کنم.

289
00:19:26,190 --> 00:19:29,370
‫نه، صبر کن. این قضیه یه بویی میده.

290
00:19:29,370 --> 00:19:31,650
‫ما داریم با لئون معامله می‌کنیم.

291
00:19:31,650 --> 00:19:32,990
‫چه نقشه‌ای تو سرته؟

292
00:19:32,990 --> 00:19:35,940
‫هی، این حرفت قشنگ نبودا.

293
00:19:35,940 --> 00:19:38,440
‫صدقه که نمیدم.

294
00:19:38,440 --> 00:19:40,500
‫برای خودمم سود داره.

295
00:19:40,500 --> 00:19:42,000
‫چطوری؟

296
00:19:42,240 --> 00:19:43,900
‫کشتی‌ها رو مجانی بهتون میدم،

297
00:19:43,900 --> 00:19:46,750
‫ولی هزینه تعمیر و نگهداریشون
‫پای خودتونه.

298
00:19:47,240 --> 00:19:50,550
‫تو فکرم که تو زادگاهم یه
‫کارخونه کشتی هوایی بسازم،

299
00:19:50,550 --> 00:19:53,220
‫اما اولش پیدا کردن مشتری سخته.

300
00:19:53,220 --> 00:19:56,760
‫واسه همین می‌خوام شما مشتری‌هام باشید
‫و بهم بازخورد بدید.

301
00:19:56,760 --> 00:20:00,130
‫طبیعتاً، قیمت منصفانه‌ای برای
‫تعمیر و نگهداری ازتون می‌گیرم.

302
00:20:00,130 --> 00:20:04,020
‫با توجه به اینکه کشتی‌ها مجانین،
‫این هزینه واقعاً ناچیزه.

303
00:20:04,280 --> 00:20:05,670
‫که این‌طور.

304
00:20:05,670 --> 00:20:07,420
‫در این صورت...

305
00:20:07,420 --> 00:20:10,810
‫حتی به اولین کسایی که درخواست بدن
‫یه زره هم اشانتیون میدم.

306
00:20:10,810 --> 00:20:12,370
‫چی کار می‌کنی؟ بده به من!

307
00:20:12,370 --> 00:20:13,780
‫قبول نیست! من اول بودم!

308
00:20:13,780 --> 00:20:14,620
‫منم می‌خوام!

309
00:20:14,620 --> 00:20:15,730
‫یکی به من بده!

310
00:20:15,230 --> 00:20:18,030
‫باشه، باشه. اینم فرم‌هاش.

311
00:20:15,730 --> 00:20:17,130
‫یکیشو بده به من!

312
00:20:18,030 --> 00:20:22,420
‫اینا نمی‌دونن که هیچ‌چیز
‫گرون‌تر از جنس مفت نیست؟

313
00:20:28,800 --> 00:20:30,670
‫آره، این عالیه.

314
00:20:30,670 --> 00:20:32,950
‫خیلی بی‌خیالیا.

315
00:20:32,950 --> 00:20:36,140
‫اصلاً می‌فهمی
‫توی چه وضعیتی هستی، لئون؟

316
00:20:36,450 --> 00:20:37,640
‫وضعیت من؟

317
00:20:37,860 --> 00:20:41,770
‫جناح ردگریوها توی
‫دربار ضعیف شده.

318
00:20:42,110 --> 00:20:46,270
‫پدرم که یه وزیره،
‫نفوذش رو از دست داده.

319
00:20:46,270 --> 00:20:53,990
‫مارکی مالکوم فرامپتون که قدرت گرفته،
‫اصرار داره بدجوری به خدمتت برسن.

320
00:20:53,990 --> 00:20:58,950
‫واو، شما دوتا آمار همه‌چیز رو
‫توی دربار دارید.

321
00:20:58,950 --> 00:21:01,980
‫لئون، باید مراقب باشی.

322
00:21:01,980 --> 00:21:05,460
‫مارکی فرامپتون این قدرت رو داره
‫که حرفش رو به کرسی بشونه.

323
00:21:05,460 --> 00:21:08,640
‫دوک‌نشین هم ازت کینه به دل داره.

324
00:21:08,640 --> 00:21:11,080
‫نباید این‌قدر بی‌خیال باشی.

325
00:21:11,080 --> 00:21:13,240
‫وگرنه، یهو می‌بینی...

326
00:21:18,500 --> 00:21:19,660
‫این مسخره‌بازیا چیه؟

327
00:21:19,660 --> 00:21:23,220
‫چقدر بی‌ادب! می‌دونید که
‫اون یه وایکانت رسمیه!

328
00:21:23,750 --> 00:21:26,480
‫لقب یه شورشی اهمیتی نداره.

329
00:21:26,740 --> 00:21:27,990
‫شورشی؟

330
00:21:27,990 --> 00:21:32,730
‫مدارک خیانت توی
‫اتاق این مرد پیدا شده.

331
00:21:33,090 --> 00:21:34,490
‫چی؟

332
00:21:34,710 --> 00:21:38,330
‫اون داشت برای شورش
‫علیه پادشاهی نقشه می‌کشید.

333
00:21:38,330 --> 00:21:43,020
‫امکان نداره! اون قهرمانیه
‫که از دانش‌آموزای زیادی محافظت کرده!

334
00:21:43,020 --> 00:21:45,410
‫می‌تونید اعتراضتون رو توی دادگاه بیان کنید.

335
00:21:48,540 --> 00:21:50,650
‫راه بیفت، پسر جون!

336
00:21:52,540 --> 00:21:54,190
‫عجب، بالاخره گیرم انداختن.

337
00:21:54,210 --> 00:22:04,210
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

338
00:23:26,680 --> 00:23:28,770
‫فکر می‌کردم قهرمانم،
‫ولی حالا شدم شورشی؟

339
00:23:28,770 --> 00:23:30,980
‫توطئه چیده شده و
‫دوک‌نشین حرکتش رو می‌زنه.

340
00:23:30,980 --> 00:23:33,270
‫این نتیجه‌ی
‫همون رفتارهای همیشگی‌تونه.

341
00:23:33,270 --> 00:23:34,300
...لئون سان

342
00:23:34,300 --> 00:23:36,840
‫قسمت بعد، «بازم تغییر موضع؟»

343
00:23:36,840 --> 00:23:39,240
‫می‌دونی، اتفاقاً
‫یه جورایی هم تنوعه!
