1
00:00:04,730 --> 00:00:08,860
.از دست تو کایل، باید زودتر می گفتی بهمون که اینجا زادگاهته خب

2
00:00:08,860 --> 00:00:11,740
.اگه می‌دونستم یه‌چندتا سوغاتی‌ای چیزی با خودم میاوردم

3
00:00:11,990 --> 00:00:13,990
.سوغاتیت ارزونی خودت

4
00:00:14,220 --> 00:00:17,250
رفتار کایل کون یکم عجیب نشده به‌نظرت؟

5
00:00:17,250 --> 00:00:18,960
مگه بعد عمری برنگشته به زادگاه‌اش؟

6
00:00:18,960 --> 00:00:21,630
.اون بابا همیشه عجیب رفتار می‌کنه

7
00:00:21,630 --> 00:00:24,000
!لئون سان، زشته حرف‌ات

8
00:00:24,000 --> 00:00:27,380
مهم‌تر از اینا، الآن باید بشینم فکر کنم ببینم
.چطوری می‌تونم از زیر زبون ماریه حرف بکشم بیرون

9
00:00:27,380 --> 00:00:29,190
پیاده‌رویش یکم زیاد نشده؟

10
00:00:29,190 --> 00:00:31,600
.باید مثل بقیه تو بندر منتظر می‌موندی

11
00:00:31,940 --> 00:00:34,010
می‌گی مثل نوچه‌های ماریه رفتار کنم؟

12
00:00:34,510 --> 00:00:35,990
.خسته‌کننده می‌زنه

13
00:00:35,990 --> 00:00:37,770
.بیاین بیخیال‌اش شیم ناموساً

14
00:00:37,770 --> 00:00:39,760
.اختیارم دست خودمه

15
00:00:40,330 --> 00:00:42,310
...تازه باید این جزیره رو هم یه کَند و کاوی بکنمُ

16
00:00:42,310 --> 00:00:45,230
همچین بدم نمیاد یه‌نگاهی به این خرابه‌های باستانی که
.می‌گن کُلی گنجینه توشه بندازم

17
00:00:46,580 --> 00:00:49,110
خیر سرت شاهدخت یه مملکتی و بعد این‌همه خیره‌سر تشریف داری؟

18
00:00:49,620 --> 00:00:53,160
.ارباب، شنیدم اینجا سرزمین الف‌هاست

19
00:00:53,160 --> 00:00:55,120
این «اِلف»ای که می‌گن دقیقاً چیه؟

20
00:00:55,120 --> 00:00:58,460
.توی داده‌هام چیزی ازشون پیدا نکردم

21
00:00:58,460 --> 00:01:01,620
حتماً موقعی که خواب بودم باید سَر و کله‌شون پیدا شده باشه، مگه نه؟

22
00:01:02,000 --> 00:01:04,460
.اکثرشون برده یا خدمتکارن

23
00:01:04,460 --> 00:01:05,390
،علی‌الخصوص

24
00:01:05,390 --> 00:01:09,470
.اینکه نمی‌تونن با آدمیزاد جماعت زاد و ولد داشته باشن، خیلی بدرد بخورشون می‌کنه

25
00:01:09,470 --> 00:01:12,360
.به‌نظر یَد طولایی توی جادو جنبل داشته باشن ولی

26
00:01:12,360 --> 00:01:14,890
نسبت به نسل جدید آدم‌ها، باید گونۀ متفاوتی باشن پس، مگه نه؟

27
00:01:16,470 --> 00:01:17,640
.رسیدیم

28
00:01:26,000 --> 00:01:36,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

29
00:02:57,570 --> 00:03:01,540
سلیقه‌ام توی خراب‌کاری رو دوست دارین یا چی؟

30
00:02:59,850 --> 00:03:01,240
خارجی‌اَن؟

31
00:03:01,240 --> 00:03:02,540
آفتاب از کدوم ور درومده؟

32
00:03:02,540 --> 00:03:03,970
اهالی پادشاهی‌اَن؟

33
00:03:03,970 --> 00:03:05,290
گردشگری‌چیزی‌اَن؟

34
00:03:05,290 --> 00:03:08,150
!چه‌ باحال، همه‌شون مَکُش مرگ‌اَن

35
00:03:05,290 --> 00:03:08,150
!مَکُش مرگ: خوشگل‌مُشکل

36
00:03:08,150 --> 00:03:10,290
این دختره واقعاً چی توی اون کَله‌اش می‌گذره آخه؟

37
00:03:10,290 --> 00:03:12,980
...اِلف‌ها به زیبایی ظاهری اهمیتی نمی‌دن بلکه

38
00:03:12,980 --> 00:03:16,560
.بر اساس مقدار انرژی جادویی طرف‌شون تصمیم به دوست داشتن یا نداشتن‌اش می‌گیرن...

39
00:03:16,560 --> 00:03:18,550
.عـــهه، که‌‌اینطور پس

40
00:03:18,550 --> 00:03:21,400
ولی خودمونیم‌ها، عجب تیکه‌هایی هستن، مگه نه؟

41
00:03:21,400 --> 00:03:23,740
.به‌پای من که نمی‌رسن البته

42
00:03:24,310 --> 00:03:26,440
.عــــهه، که‌اینطور پس

43
00:03:27,100 --> 00:03:30,100
هوی، یه مدت‌ـه چِته؟

44
00:03:30,100 --> 00:03:34,400
هیچی، می‌شه واسۀ گول زدن خودت، الکی اِنقدر ادای آدم خوب‌ها رو واسۀ من درنیاری؟

45
00:03:34,400 --> 00:03:37,700
.یادمه گفتم از آدم‌هایی شوتی مثل تو خوشم نمیاد

46
00:03:38,790 --> 00:03:41,510
.منم بچه‌های دماغویی مثل تو شدید بدم میاد

47
00:03:41,510 --> 00:03:44,450
.امیدوارم موقع معرفی ماریه به خانواده‌ات حسابی از خجالت آب شی

48
00:03:44,450 --> 00:03:46,180
مثل‌اینکه تو اصلاً توی باغ نیستی، نه؟

49
00:03:46,180 --> 00:03:50,580
.برده شدن اِلف‌ها همچین فرقی با نقل مکان کردن واسۀ شاغل شدن نداره

50
00:03:50,580 --> 00:03:53,620
...تازه نسبت به شما پسرهای بدبخت که توی آکادمی هستیـ

51
00:03:53,140 --> 00:03:54,460
!خفه‌بمیر! نگو این‌ها رو

52
00:03:55,110 --> 00:03:56,400
...کایل

53
00:04:00,420 --> 00:04:01,680
.یومِریاست

54
00:04:02,030 --> 00:04:03,070
.کایل‌ هم اینجاست که

55
00:04:03,070 --> 00:04:05,140
.شرمنده، یهو کار واسه‌اَم پیش اومد

56
00:04:08,510 --> 00:04:09,680
.ماریه ساما

57
00:04:10,340 --> 00:04:11,770
.بذارین معرفی کنم

58
00:04:12,190 --> 00:04:13,980
.ایشون مادرم، یومِریاست

59
00:04:13,980 --> 00:04:15,730
!ما-مامانته؟

60
00:04:20,920 --> 00:04:23,300
.هعه؟! عا... از دیدنتون خوشوقتم

61
00:04:23,300 --> 00:04:24,730
.منم همینطور

62
00:04:24,730 --> 00:04:26,660
.ممنون که مراقب کایل هستین

63
00:04:26,660 --> 00:04:28,310
.نه‌بابا، وظیفه‌ست

64
00:04:27,160 --> 00:04:29,920
.بالکل با چیزی که اِنتظارشُ داشتم فرق می‌کنه

65
00:04:28,310 --> 00:04:29,920
.نه، نفرمایید

66
00:04:29,920 --> 00:04:34,300
.ما، برنامه داریم بریم سَر وقت خرابه‌های باستانی؛ پس فعلاً

67
00:04:34,300 --> 00:04:35,570
...کایل

68
00:04:37,300 --> 00:04:41,550
واقعاً چِش شده؟
.اِمروز کلاً داره عجیب رفتار می‌کنه

69
00:04:42,000 --> 00:04:47,060
.تقصیر منه؛ چون ناخالص و... نفرت‌انگیزم

70
00:04:47,540 --> 00:04:48,860
ناخالص؟

71
00:04:50,880 --> 00:04:52,240
می‌خواید برید خرابه‌های باستانی؟

72
00:04:52,240 --> 00:04:54,190
بله، اِمکانش هست؟

73
00:04:56,540 --> 00:04:59,520
.اونجا یه مکان مقدسه، می‌دونید

74
00:04:59,520 --> 00:05:02,880
.خارجی‌ها اجازۀ ورود بهش رو ندارن

75
00:05:02,880 --> 00:05:05,330
.فکر نکنم کَدخدا هم اجازه‌اش رو بهتون بده

76
00:05:05,760 --> 00:05:07,450
کَد خدا؟

77
00:05:07,880 --> 00:05:10,430
.خانوم‌بزرگی که روستا رو اداره می‌کنه رو می‌گم

78
00:05:10,430 --> 00:05:14,220
...قدیم‌ها پیش‌گویی‌هاش کُلی گردشگر جذب روستا می‌کرد، ولی

79
00:05:14,220 --> 00:05:18,470
.این‌ روزها دیگه قدرت‌اش رو به افول رفته و حسابی تمرکزش رو از دست داده

80
00:05:18,470 --> 00:05:19,720
پیش‌گویی؟

81
00:05:20,030 --> 00:05:21,970
.یه‌ریزه راجب‌اش کنجکاو شدم

82
00:05:22,430 --> 00:05:24,720
!یعنی چی نمی‌تونیم بریم توی خرابه‌ها؟

83
00:05:24,720 --> 00:05:26,900
گنجینۀ من چی می‌شه پس؟

84
00:05:26,900 --> 00:05:30,660
لال‌مونی بگیر دیگه؛ خیر سرم دارم روی یه نقشۀ جایگزین
.فکر می‌کنم پس گِل بگیر اون دَهن‌ات رو دیگه

85
00:05:30,660 --> 00:05:33,760
!این چه وضع صحبت کردن‌ـه؟ تو خبر مرگت مگه محافظ من نیستی؟

86
00:05:33,760 --> 00:05:35,480
!عین آدم رفتار کن

87
00:05:35,480 --> 00:05:40,490
...عجب گیری کردیم‌ها؛ اینکه اون آیتم‌گمشده توی این روستاست که شکی نیست، ولی

88
00:05:40,910 --> 00:05:44,290
.من چون از اون اصلاً استفاده نکردم زیاد در جریان جزئیات‌اش نیستم

89
00:05:44,620 --> 00:05:46,300
.پیام از طرف کَد خداست

90
00:05:46,300 --> 00:05:47,440
.خیلی وقت بود پیامی نداشت برامون

91
00:05:47,440 --> 00:05:49,280
.محض احتیاط باید گوش بدم

92
00:05:49,780 --> 00:05:50,500
قضیه چیه؟

93
00:05:51,260 --> 00:05:54,930
:ای ملت. کَدخدا اینطور فرمودن

94
00:05:57,190 --> 00:05:59,090
،هیچ کس نباید سمت خرابه های باستانی بره»

95
00:05:59,400 --> 00:06:01,880
مبادا خشم ارباب شیاطین باستانی
«.رو برانگیزید

96
00:06:01,880 --> 00:06:03,930
پیش‌گویی که می‌گن اینه؟

97
00:06:03,930 --> 00:06:05,800
چیه؟ به این‌چیزها اعتقاد نداری؟

98
00:06:05,800 --> 00:06:09,640
معلومه که دارم. آدم ها با قدرت های
.عجیب غریب وجود دارن

99
00:06:09,640 --> 00:06:12,920
خودت هم با داشتن خاطرات زندگی
.قبلیت، جزو همین قماشی

100
00:06:12,920 --> 00:06:16,870
راست می‌گی واقعاً. راستی چیزی از این
ارباب شیاطین حالیت شد؟

101
00:06:16,870 --> 00:06:21,150
.من که چیزی نمی‌دونم
مگه توی همین بازی اوتومه‌ای که می‌گی نبوده؟

102
00:06:21,150 --> 00:06:25,550
.نه، نبوده، واسۀ همینه که حسابی کنجکاوم کرده

103
00:06:26,160 --> 00:06:27,780
این کَد خدا که می‌گن تویی، مگه نه؟

104
00:06:28,200 --> 00:06:30,600
.به من مجوز ورود به خرابه‌ها رو بده

105
00:06:30,600 --> 00:06:33,120
.من هرجور شده باید گنجینه رو به‌دست بیارم

106
00:06:36,180 --> 00:06:37,020
.چشم

107
00:06:38,190 --> 00:06:39,920
تو باید قدیسه‌ساما باشی، مگه نه؟

108
00:06:41,200 --> 00:06:45,900
.درسته. خوب دوهزاریت افتاد
.تحت تاثیر قرار گرفتم، آفرین

109
00:06:45,900 --> 00:06:47,300
—پس دست بجنبون و مجوز رو

110
00:06:47,300 --> 00:06:48,880
.مثل اینکه مشکلی نیست واردش بشی

111
00:06:48,880 --> 00:06:50,260
!هِـع؟ واقعاً؟

112
00:06:50,940 --> 00:06:53,750
قدیس، ارباب شیاطین باستانی
.رو با خودش به‌همراه میاره

113
00:06:53,750 --> 00:06:56,270
.کَد خدا همچین چیزی فرمودن

114
00:06:56,270 --> 00:07:00,900
ارباب شیاطین؟ یادم نمیاد توی فَک و فامیل‌هام
.همچین کسی رو داشته باشیم

115
00:07:00,900 --> 00:07:07,880
وقت‌اش رسیده تا ارباب‌شیاطین‌باستانی
.ما و تکبرمان را قضاوت کند

116
00:07:07,880 --> 00:07:11,660
.همگی باید با آرامش‌خاطر به انتظار آن لحظه باشیم

117
00:07:11,660 --> 00:07:12,590
ارباب‌شیاطین؟

118
00:07:12,590 --> 00:07:13,600
داده دست‌مون؟

119
00:07:13,600 --> 00:07:15,190
.شرط می‌بندم بازم پیش‌بینی‌اش قراره اشتباه از آب در بیاد

120
00:07:15,190 --> 00:07:17,170
.کَدخدا ساما قدیم‌ها واقعاً یه‌چیز دیگه‌ بود

121
00:07:17,170 --> 00:07:21,550
نفهمیدم قضیه چیه
.ولی الآن این یعنی که دیگه گنیجه مال خودِ خودمه

122
00:07:23,470 --> 00:07:26,520
به‌چشم من که خود این عجوزه
.قشنگ یه‌پا شیطان‌رجیم‌ـه

123
00:07:30,740 --> 00:07:32,100
اون طرف چیزی پیدا کردین؟

124
00:07:32,100 --> 00:07:33,560
.هیچی

125
00:07:34,820 --> 00:07:36,060
.اینجام هیچی نیست

126
00:07:37,320 --> 00:07:38,440
چرا آخه؟

127
00:07:38,440 --> 00:07:40,060
!فوق‌العاده‌ست

128
00:07:40,060 --> 00:07:43,400
هرچی نباشه یه خرابه باستانیه
!چشم‌هامُ داره جادو می‌کنه

129
00:07:43,400 --> 00:07:44,960
جـ-جدی؟

130
00:07:44,960 --> 00:07:49,160
گنجی وجود ندارد؟
ماجراجویی‌ای در کار نیست؟

131
00:07:49,160 --> 00:07:51,870
نه بابا، اگه درست حسابی بگردیم
.حتماً باید باشه

132
00:07:51,870 --> 00:07:55,050
.حیف شد، انتظارات زیادی داشتم

133
00:07:55,050 --> 00:07:57,710
.خب، بعضی‌وقت‌ها باید از باخت هم لذت برد

134
00:07:58,700 --> 00:07:59,640
چی شد؟

135
00:08:00,210 --> 00:08:02,190
حسابی دلت رو واسه‌اش صابون زده بودی، مگه نه؟

136
00:08:02,190 --> 00:08:05,130
فقط از این ناراحت‌ام که چیزی واسۀ
.گزارش دادن ندارم

137
00:08:06,270 --> 00:08:08,230
!نباید اینجوری می‌شد

138
00:08:08,230 --> 00:08:10,390
!یه سکه طلا هم گیرمون نیومد

139
00:08:10,670 --> 00:08:12,110
.فدای سرت بابا

140
00:08:12,110 --> 00:08:15,500
دوباره می‌تونیم با عالجیناب یولیوس و بقیه
.بزنیم به دل ماجراجویی

141
00:08:15,500 --> 00:08:18,600
!نمی‌خوام! دیگه عمراً به اون دوران پُر قرضُ‌قوله برگردم

142
00:08:18,600 --> 00:08:21,150
!من عمراً بیخیال‌بشو نیستم

143
00:08:21,520 --> 00:08:22,520
!ماریه سان

144
00:08:22,520 --> 00:08:23,540
.الان وقت‌شه

145
00:08:23,540 --> 00:08:25,270
!ماریه، صبر کن

146
00:08:25,270 --> 00:08:27,110
.صبر کن، خودم می‌رم دنبال‌اش

147
00:08:27,110 --> 00:08:28,010
...ولی

148
00:08:28,010 --> 00:08:31,690
.دستور فرمانده تونه
.شما دوتا هم همینجا منتظر بمونید

149
00:08:32,920 --> 00:08:34,120
...لیون

150
00:08:35,230 --> 00:08:38,000
بالأخره می‌تونم بشینم با این دختره
.دو کلوم حرف بزنم

151
00:08:40,080 --> 00:08:42,380
کجاست؟ کجاست؟

152
00:08:43,060 --> 00:08:45,700
ای بابا... این گنجینه بی‌صاحاب کجاست پس؟

153
00:08:46,670 --> 00:08:48,920
.بالاخره تنها شدی

154
00:08:48,920 --> 00:08:51,840
چ-چت شد یهو؟

155
00:08:52,490 --> 00:08:55,470
ماریه، تو یه تناسخ یافته‌ای، مگه نه؟

156
00:08:56,190 --> 00:08:59,320
واسه همین تونستی یولیوس و بقیه رو
.عاشق خودت بکنی

157
00:08:59,320 --> 00:09:01,190
.حتی تونستی قدیس هم بشی

158
00:09:03,150 --> 00:09:04,610
خب که چی حالا؟

159
00:09:04,610 --> 00:09:07,120
توی قضیه تناسخ باهم هم‌قطاریم، مگه نه؟

160
00:09:08,160 --> 00:09:09,740
متوجه شدی؟

161
00:09:09,740 --> 00:09:13,090
!همیشۀ خدا داری چوب لای چرخ‌ام می‌ذاری

162
00:09:13,090 --> 00:09:15,740
از همون اول معلوم بود که
.پای یکی که از بازی خبر داره در میونه

163
00:09:16,030 --> 00:09:20,100
می‌دونستم. پس خبر داری که اینجا
همون دنیای بازی اوتومه‌ست، مگه نه؟

164
00:09:20,100 --> 00:09:22,460
درسته، برای همین همه چیزش
.رو برای خودم برداشتم

165
00:09:22,460 --> 00:09:24,190
مشکلی هست؟

166
00:09:24,190 --> 00:09:27,750
من هر کاری لازم باشه می‌کنم
...تا توی این دنیا خوشبخت

167
00:09:32,590 --> 00:09:34,340
توقف

168
00:09:36,720 --> 00:09:40,520
.داداشی، کولم کن

169
00:09:40,910 --> 00:09:43,270
.نمی‌خوام، سنگینی

170
00:09:43,500 --> 00:09:46,180
.پاهام اونقدر درد گرفته که نمی‌تونم راه برم خب

171
00:09:46,520 --> 00:09:48,280
دوباره زدی تو فاز مظلوم‌نمایی، ها؟

172
00:09:48,490 --> 00:09:51,970
بقیه رو شاید بتونی خر کنی
.ولی من رو نمی‌تونی

173
00:09:54,200 --> 00:09:56,280
.تو آشغال ترین داداشی هستی که دیدم

174
00:09:57,360 --> 00:10:00,040
یعنی... این از زندگی قبلیمه؟

175
00:10:04,360 --> 00:10:09,050
بعد اون، چه اتفاقی برام افتاد؟

176
00:10:10,760 --> 00:10:12,780
.هرجور حساب کنی دیگه خیلی طول‌اش دادن

177
00:10:12,780 --> 00:10:14,640
.باید بریم دنبال‌شون

178
00:10:14,950 --> 00:10:17,490
اگه یه حرکت اشتباه بکنیم و گم بشیم چی؟

179
00:10:17,490 --> 00:10:19,830
،اگه بذاری لیون کارش رو بکنه
.همه‌چی درست می‌شه

180
00:10:19,830 --> 00:10:21,610
!دقیقاً نگران همین‌اَم اصلاً

181
00:10:21,610 --> 00:10:24,390
.نگرانم بارتفورت یه خریتی بکنه

182
00:10:25,140 --> 00:10:26,600
‫چرت و پرت نگو!‬

183
00:10:26,600 --> 00:10:28,630
‫لئون مثل تو نیست!‬

184
00:10:28,630 --> 00:10:31,150
‫چه فرقی داره؟ اونم یه مرده دیگه!‬

185
00:10:31,590 --> 00:10:34,010
‫ممکنه با ناز و عشوه ماری وسوسه بشه.‬

186
00:10:34,010 --> 00:10:37,070
‫بس کن، تو نقشه‌کشِ عوضی! کله‌خر!‬

187
00:10:37,070 --> 00:10:40,700
‫آنژ، نباید حقیقت رو به زبون بیاری.‬

188
00:10:41,160 --> 00:10:43,120
‫اصلاً داری کمکی بهش نمی‌کنی.‬

189
00:10:47,420 --> 00:10:49,540
‫من... ها؟‬

190
00:10:50,550 --> 00:10:51,700
‫بعدی چیه؟‬

191
00:10:51,700 --> 00:10:53,970
‫چند تا موجود ناشناخته‬
‫روی سقف هستن.‬

192
00:10:54,360 --> 00:10:56,470
‫مواظب باش مهماتت تموم نشه.‬

193
00:11:00,750 --> 00:11:03,960
‫به نظر نمیاد هیولاهای معمولی باشن.‬

194
00:11:03,960 --> 00:11:06,100
‫آره. وقتی می‌کُشیشون غیب نمیشن.‬

195
00:11:06,600 --> 00:11:07,810
‫چ-چی شده؟‬

196
00:11:08,200 --> 00:11:10,920
‫ما افتادیم زیرِ خرابه‌ها.‬

197
00:11:10,920 --> 00:11:14,240
‫اربابم داره چند تا موجود‬
‫ناشناخته رو شکست میده.‬

198
00:11:14,240 --> 00:11:16,560
‫موجودات ناشناخته؟‬

199
00:11:23,210 --> 00:11:25,960
‫آخ، پام! نمی‌تونم وایسم!‬

200
00:11:26,580 --> 00:11:28,600
‫باز داری فیلم بازی می‌کنی؟‬

201
00:11:28,920 --> 00:11:32,000
‫شاید بتونی بقیه رو گول بزنی،‬
‫ولی منو نمی‌تونی.‬

202
00:11:33,070 --> 00:11:35,100
‫تو بدترین داداشِ...‬

203
00:11:35,940 --> 00:11:38,160
‫تو که مقدسی، مگه نه؟‬

204
00:11:38,160 --> 00:11:41,050
‫چرا خودت رو با جادو شفا نمیدی؟‬

205
00:11:52,940 --> 00:11:55,470
‫لعنتی. خروجی کجاست؟‬

206
00:11:57,710 --> 00:12:00,540
‫خیلی طولش دادی.‬
‫از جادوی شفا استفاده نکردی؟‬

207
00:12:00,540 --> 00:12:02,830
‫بعد از شفا گرفتن هم‬
‫تا یه مدت درد داره!‬

208
00:12:02,830 --> 00:12:05,340
‫لیویا هم می‌تونه درد رو از بین ببره.‬

209
00:12:05,340 --> 00:12:07,040
‫مشکلِ آدمای قلابی همینه.‬

210
00:12:07,690 --> 00:12:10,190
‫این‌قدر فکر و خیالش رو کنی هم فایده نداره.‬

211
00:12:10,190 --> 00:12:13,050
‫تو فقط یه شخصیت فرعی هستی.‬
‫اون هیچ‌وقت بهت محل نمیده.‬

212
00:12:13,050 --> 00:12:15,660
‫خب، پس چرا یه حرم‌سرای معکوس ساختی؟‬

213
00:12:15,660 --> 00:12:20,030
‫چی؟! کی از خوشبختی که دم دستشه‬
‫می‌گذره؟!‬

214
00:12:20,030 --> 00:12:23,010
‫بذار تو زندگی دومم هر جور دلم می‌خواد زندگی کنم!‬

215
00:12:23,350 --> 00:12:26,850
‫با سنگ‌اندازی جلوی پای لیویا و‬
‫کشوندن آنژ به تله؟‬

216
00:12:28,620 --> 00:12:30,840
‫همین رو میشه به خودت هم گفت، ارباب.‬

217
00:12:30,840 --> 00:12:31,690
‫ها؟‬

218
00:12:31,690 --> 00:12:34,440
‫تو به جای اولیویا، من رو انتخاب کردی‬

219
00:12:34,940 --> 00:12:39,570
‫و از لت و پار کردنِ جولیوس و دوستاش‬
‫کلی کیف کردی، مگه نه؟‬

220
00:12:40,460 --> 00:12:43,170
‫طرفِ کی هستی تو؟!‬

221
00:12:43,670 --> 00:12:46,020
‫تو اون‌قدرها هم نیستی که بخوای منو قضاوت کنی.‬

222
00:12:46,020 --> 00:12:49,720
!خفه شو! داشتم گوه‌کاری‌های تو رو جمع می‌کردم

223
00:12:49,720 --> 00:12:54,250
‫اگه با قلمرو وارد جنگ می‌شدیم‬
‫و باسِ آخر ظاهر می‌شد، می‌خواستی چیکار کنی؟‬

224
00:12:54,250 --> 00:12:57,500
‫با قدرتِ مقدس یه کاریش می‌کردم!‬

225
00:12:57,500 --> 00:12:59,510
‫قدرتِ لیویا چی؟‬

226
00:12:59,510 --> 00:13:02,500
‫اگه فقط قدرتِ مقدس رو داشته باشی،‬
‫بازی رو باختی!‬

227
00:13:06,860 --> 00:13:09,560
‫به سرزمینِ خاستگاه خوش اومدید.‬

228
00:13:09,860 --> 00:13:11,020
‫دست‌ها بالا.‬

229
00:13:22,040 --> 00:13:24,260
‫لوکسیون، اینجا...‬

230
00:13:24,260 --> 00:13:24,950
‫آره.‬

231
00:13:26,430 --> 00:13:29,510
‫خوش اومدید، انسان‌های نر و ماده.‬

232
00:13:29,510 --> 00:13:31,580
‫یه تیکه آشغالِ عجیب هم‬
‫همراهتونه.‬

233
00:13:31,960 --> 00:13:35,090
‫شماها سوژه‌های عالی‌ای برای‬
‫کالبدشکافی هستید.‬

234
00:13:35,430 --> 00:13:37,840
‫شماها بودید که این هیولاها رو ساختید؟‬

235
00:13:38,100 --> 00:13:41,340
‫اوه؟ برای یه انسان خیلی باهوشی.‬

236
00:13:41,760 --> 00:13:47,900
‫ما توی این خرابه‌ها، به قلمروِ الهیِ‬
‫خلقِ حیات وارد شدیم!‬

237
00:13:49,760 --> 00:13:55,900
‫خیلی وقت پیش، دنیا نه دستِ‬
‫انسان‌های وحشی، که دستِ ما الف‌ها بود.‬

238
00:13:55,900 --> 00:13:58,350
‫این خرابه‌ها گواهشه.‬

239
00:13:58,900 --> 00:14:02,330
‫اجدادِ ما موجودات زیادی رو اینجا خلق کردن.‬

240
00:14:02,330 --> 00:14:06,990
‫گونه‌های پست‌ترِ شما، یعنی انسان‌ها،‬
‫یکی از اونا بودن.‬

241
00:14:07,260 --> 00:14:09,830
‫عمراً. من تا حالا همچین افسانه‌ای نشنیدم.‬

242
00:14:10,060 --> 00:14:13,950
‫ما دنیایی که انسان‌ها ازمون گرفتن رو پس می‌گیریم.‬

243
00:14:13,950 --> 00:14:19,340
‫الف‌ها تمام گونه‌ها رو به زیرِ یوغِ خودشون می‌کِشن‬
‫و دنیا رو به شکلِ اصلیش برمی‌گردونن.‬

244
00:14:19,340 --> 00:14:22,500
‫توی همه چیز اشتباه می‌کنی.‬

245
00:14:22,500 --> 00:14:23,590
‫چی گفتی؟‬

246
00:14:23,590 --> 00:14:26,850
‫همه چیز رو جوری تفسیر کردید‬
‫که به نفع خودتون باشه.‬

247
00:14:26,850 --> 00:14:30,250
‫این انسان‌ها بودن که این مرکز رو اداره می‌کردن.‬

248
00:14:30,250 --> 00:14:33,850
‫این شما الف‌ها بودید که خلق شدید.‬

249
00:14:35,550 --> 00:14:37,310
‫اون آشنایِ تو کیه؟‬

250
00:14:37,310 --> 00:14:39,600
‫اون لوکسیونه، یه آیتمِ خیلی قدرتمند.‬

251
00:14:39,600 --> 00:14:41,480
‫اگه بازی رو انجام داده بودی، باید می‌شناختیش.‬

252
00:14:41,480 --> 00:14:44,760
‫خب، انجام ندادم. و تقلب کردن منصفانه نیست.‬

253
00:14:44,760 --> 00:14:45,530
‫بدهش به من.‬

254
00:14:45,840 --> 00:14:49,280
‫تو واقعاً یه موجودِ عجیبی،‬
‫می‌دونستی؟‬

255
00:14:49,280 --> 00:14:51,910
‫انسان‌ها ما رو ساختن؟‬

256
00:14:52,170 --> 00:14:54,160
‫تو هم یه تیکه آشغالی با‬
‫حسِ شوخ‌طبعیِ افتضاح.‬

257
00:14:54,410 --> 00:14:55,360
‫در واقع،‬

258
00:14:55,360 --> 00:14:58,750
‫من اون اطلاعات رو از هوشِ مصنوعیِ‬
‫این مرکز گرفتم.‬

259
00:14:58,750 --> 00:15:00,500
‫هوشِ مصنوعی؟‬

260
00:15:00,500 --> 00:15:04,400
‫درست میگه.‬

261
00:15:05,130 --> 00:15:10,140
‫الف‌های این جزیره، نسخه‌های وحشیِ‬
‫همونایی هستن که اینجا ساخته شدن.‬

262
00:15:10,140 --> 00:15:13,030
‫پس تو هم یه هوشِ مصنوعیِ دیگه‌ای؟‬

263
00:15:13,030 --> 00:15:17,220
‫آره. من مدتِ زیادی تو حالتِ خواب بودم.‬

264
00:15:17,220 --> 00:15:20,200
‫به نظر میاد ویژگی‌های قدیمیِ انسان‌ها رو داری.‬

265
00:15:20,200 --> 00:15:22,030
‫ملاقات با شما افتخارِ منه.‬

266
00:15:22,030 --> 00:15:25,450
‫الف‌ها خلق شدن؟ چرت و پرت نگو.‬

267
00:15:25,450 --> 00:15:28,270
‫ما از همه برتریم.‬

268
00:15:28,270 --> 00:15:31,550
‫ما عمرِ طولانی داریم و‬
‫توی استفاده از جادو مهارت داریم.‬

269
00:15:31,550 --> 00:15:34,320
‫عمرتون طولانیه چون‬
‫بتونید بیشتر بجنگید.‬

270
00:15:34,320 --> 00:15:38,740
‫توی جادو هم مهارت دارید چون‬
‫طوری طراحی شدید که این‌طور باشید.‬

271
00:15:38,740 --> 00:15:44,300
‫البته شما نسبت به الف‌هایی که‬
‫اولش ساختیم، ضعیف‌ترید.‬

272
00:15:44,300 --> 00:15:48,300
‫ت-داری دروغ میگی! ما الف‌ها...‬

273
00:15:48,300 --> 00:15:50,800
‫ما گونه‌ی برتر هستیم.‬

274
00:15:50,800 --> 00:15:57,100
‫فهمیدم. رهبرِ دهکده هم‬
‫به این مرکز وصله.‬

275
00:15:57,100 --> 00:15:59,850
‫به دروغاشون گوش نده.‬

276
00:15:59,850 --> 00:16:04,860
‫فقط اون تیکه آشغاله که‬
‫صداش رو تغییر داده تا چرت و پرت بگه.‬

277
00:16:04,860 --> 00:16:06,820
‫ت-تو راست میگی.‬

278
00:16:06,820 --> 00:16:09,860
‫با این حال، نباید این موضوع درز کنه.‬

279
00:16:09,860 --> 00:16:14,620
‫توی یه "حادثه" از شرشون خلاص شید‬
‫تا دوستاشون بویی نبرن.‬

280
00:16:14,620 --> 00:16:17,870
‫کاش می‌تونستم خودم کالبدشکافیشون کنم.‬

281
00:16:37,460 --> 00:16:39,520
!واقعاً که عجب آدم‌های عوضی‌ای هستین

282
00:16:39,520 --> 00:16:44,730
‫آشغال‌های انسانی! گونه‌های پست‌تر‬
‫باید پیشِ ما سر خم کنن!‬

283
00:16:44,730 --> 00:16:50,240
‫وضعیتِ اضطراری شناسایی شد.‬
‫در حالِ اجرای اقداماتِ متقابل.‬

284
00:17:07,130 --> 00:17:09,120
‫چ-چی شده؟‬

285
00:17:13,110 --> 00:17:15,390
‫لعنتی. بگیرینشون! بکشینشون!‬

286
00:17:25,220 --> 00:17:27,030
‫همین؟‬

287
00:17:27,030 --> 00:17:31,530
‫شماها حتی نمی‌تونید‬
‫یه خراشِ کوچیک به اربابم بندازید.‬

288
00:17:34,410 --> 00:17:38,410
‫اگه اصرار دارید به یه‬
‫انسانِ پیر حمله کنید، از بین می‌برمتون.‬

289
00:17:38,410 --> 00:17:41,370
‫شنیدید چی گفت؟ هنوزم می‌خواید بجنگید؟‬

290
00:17:41,370 --> 00:17:48,090
.اِوا، ببین جماعتی که سَن خَر پیغمبر رو دارن به چه روزی افتادن

291
00:17:48,090 --> 00:17:51,510
مگه تو نبودی که می‌گفتی الف‌ها توی جادو جنبل رو دست ندارن، ها؟

292
00:17:51,510 --> 00:17:56,960
الف‌های باهوش عزیزم، سلیقۀ حاجی‌تون توی خرابکاری رو دوست دارین یا چی؟

293
00:18:00,360 --> 00:18:03,100
‫من رو یادِ برادرم می‌ندازه.‬

294
00:18:03,100 --> 00:18:06,970
‫حالا می‌فهمم که انسان‌های قدیمی شکست خوردن.‬

295
00:18:06,970 --> 00:18:10,110
‫این مرکز باید خودتخریبی کنه.‬

296
00:18:10,110 --> 00:18:14,110
‫اینجا برای جنگیدن با انسان‌های جدید ساخته شده بود.‬

297
00:18:14,110 --> 00:18:18,680
‫اگه نتونه اون کارکرد رو داشته باشه،‬
‫بودنش خطرناک‌تره.‬

298
00:18:18,680 --> 00:18:21,120
‫مطمئنی؟ تازه بیدار شدی.‬

299
00:18:21,120 --> 00:18:22,810
‫مشکلی نیست.‬

300
00:18:22,810 --> 00:18:26,380
‫لوکسیون، داده‌هام رو بهت می‌سپرم.‬

301
00:18:26,380 --> 00:18:30,880
‫قبوله. حالا دیگه‬
‫از همیشه تواناتر میشم.‬

302
00:18:30,880 --> 00:18:33,960
‫داده‌ها برام مهم نیست.‬

303
00:18:33,960 --> 00:18:36,140
‫گنجی چیزی نداره؟!‬

304
00:18:36,140 --> 00:18:40,500
‫آیتم‌هایی هست که ممکنه‬
‫براتون ارزشمند باشه.‬

305
00:18:40,500 --> 00:18:42,010
‫می‌خواید برشون دارید؟‬

306
00:18:42,010 --> 00:18:48,400
‫پس اینجا بود.‬

307
00:18:48,400 --> 00:18:50,870
‫بالاخره یه گنجی پیدا کردی!‬

308
00:18:50,870 --> 00:18:52,680
‫تو حملش کن.‬

309
00:18:52,680 --> 00:18:55,410
‫خوش‌شانس نیستی؟‬
‫قراره گنج حمل کنی!‬

310
00:18:55,410 --> 00:19:01,410
‫اون من رو یادِ‬
‫خواهرم تو زندگیِ قبلیم می‌ندازه.‬

311
00:19:01,410 --> 00:19:04,620
‫بجنب و بازش کن.‬

312
00:19:04,620 --> 00:19:06,840
‫می‌دونم، می‌دونم. خفه شو.‬

313
00:19:06,840 --> 00:19:10,840
‫ها؟ این دیگه چیه؟‬

314
00:19:10,840 --> 00:19:15,880
‫این همون آیتمِ گمشده‌ست.‬
‫اسمش چی بود؟‬

315
00:19:15,880 --> 00:19:18,880
‫معنیِ این کار چیه؟‬

316
00:19:18,880 --> 00:19:21,520
‫لوکسیون، چی شده؟ آروم باش.‬

317
00:19:21,520 --> 00:19:23,390
‫من آرومم.‬

318
00:19:23,390 --> 00:19:26,930
‫من با آرامش این شیء رو نابود می‌کنم،‬
‫پودرش می‌کنم،‬

319
00:19:26,930 --> 00:19:31,400
‫و اون‌قدر می‌کوبمش تا حتی‬
‫یه ذره‌اش هم باقی نمونه!‬

320
00:19:31,400 --> 00:19:35,400
‫لوکسیون قاطی کرد.‬

321
00:19:35,400 --> 00:19:40,160
‫آروم باش، لوکس. نفسِ عمیق بکش.‬

322
00:19:40,160 --> 00:19:42,820
‫من نیازی به نفس کشیدن ندارم.‬

323
00:19:42,820 --> 00:19:47,040
‫اوه، درسته. ببخشید.‬

324
00:19:47,040 --> 00:19:51,400
‫فقط من و ماری می‌دونیم که این یه آیتمِ گمشده‌ست.‬

325
00:19:51,400 --> 00:19:55,310
‫اصلاً از این چیز خوشم نمیاد!‬

326
00:19:55,310 --> 00:19:57,050
‫تو هم نمی‌دونی چیه؟‬

327
00:19:57,050 --> 00:19:59,550
‫می‌تونیم دنبالِ گنج‌های بیشتری بگردیم.‬

328
00:19:59,550 --> 00:20:02,060
‫امنیتِ تو از همه چیز مهم‌تره.‬

329
00:20:02,060 --> 00:20:08,060
‫خودتخریبی کرد.‬

330
00:20:08,060 --> 00:20:11,700
‫حالا اون هوشِ مصنوعی‬
‫برای مدتی می‌خوابه...‬

331
00:20:11,700 --> 00:20:17,570
‫شنلِ نامرئی؟! این واحدِ اصلیِ لوکسیونه؟!‬

332
00:20:17,570 --> 00:20:21,540
‫باورم نمیشه این کار رو دستم گذاشت.‬

333
00:20:21,540 --> 00:20:23,580
‫تقاصش رو پس میدن!‬

334
00:20:23,580 --> 00:20:28,710
‫قربان، آسمون عجیب به نظر میرسه.‬

335
00:20:28,710 --> 00:20:32,090
‫آ-این همونیه که رئیس در موردش حرف می‌زد؟‬

336
00:20:32,090 --> 00:20:38,090
‫این خشمِ اربابِ شیاطینه!‬

337
00:20:38,090 --> 00:20:41,090
‫نه، اون شریکِ منه!‬

338
00:20:41,090 --> 00:20:49,180
‫این چیزیه که وقتی عصبانیم می‌کنی اتفاق میفته.‬

339
00:20:49,180 --> 00:20:51,390
‫مطمئنی خودت اربابِ شیاطین نیستی؟‬

340
00:20:51,390 --> 00:20:56,070
‫چی شده، عالیجناب؟‬

341
00:20:56,070 --> 00:20:59,610
‫هیچی. خوشحالم که گنجت رو پیدا کردی.‬

342
00:20:59,610 --> 00:21:00,240
‫نکنه اون...‬

343
00:21:07,580 --> 00:21:08,900
‫اربابِ شیاطین!‬

344
00:21:08,900 --> 00:21:10,120
‫ما رو ببخش!‬

345
00:21:10,120 --> 00:21:13,170
‫از جزیره‌مون بگذر!‬

346
00:21:13,170 --> 00:21:21,130
‫خب، اینم از این، گندش دراومد.‬

347
00:21:21,130 --> 00:21:24,380
‫کایل، آسیب دیدی؟‬

348
00:21:24,380 --> 00:21:27,140
‫مگه نمی‌بینی؟ تنهام بذار.‬

349
00:21:27,140 --> 00:21:30,140
‫فهمیدم. متاسفم.‬

350
00:21:30,140 --> 00:21:36,780
‫حیف شد که خرابه‌ها نابود شدن،‬

351
00:21:36,780 --> 00:21:40,130
‫ولی ممنون که کسایی که‬
‫تابو رو زیر پا گذاشتن رو دستگیر کردید.‬

352
00:21:40,130 --> 00:21:45,160
‫به عنوانِ تشکر، رئیس‬
‫آینده‌تون رو پیش‌گویی می‌کنه.‬

353
00:21:45,160 --> 00:21:47,160
‫آینده‌مون؟‬

354
00:21:47,160 --> 00:21:51,910
‫آره، ظاهراً.‬

355
00:21:51,910 --> 00:21:53,960
‫در موردِ آینده‌تون.‬

356
00:21:53,980 --> 00:22:03,980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

357
00:23:25,960 --> 00:23:27,550
.تجدید دیدار مادر و پسری

358
00:23:27,550 --> 00:23:29,950
‫یه آیتمِ مشکوک پیدا می‌کنیم و‬
‫روابط در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرن.‬

359
00:23:29,950 --> 00:23:33,180
‫باورتون نمیشه توی یه مهمونیِ چایِ آروم‬
‫چه بلایی سرم میاد.‬

360
00:23:33,180 --> 00:23:35,560
‫قسمتِ بعد، "هی، جوجه."‬

361
00:23:35,560 --> 00:23:37,190
‫شماها به پیش‌گویی اعتقاد دارید؟‬

362
00:23:37,190 --> 00:23:38,530
‫من دارم.‬

363
00:23:38,530 --> 00:23:40,020
‫اوه، واقعاً؟‬
