WEBVTT

00:04.730 --> 00:08.860
.از دست تو کایل، باید زودتر می گفتی بهمون که اینجا زادگاهته خب

00:08.860 --> 00:11.740
.اگه می‌دونستم یه‌چندتا سوغاتی‌ای چیزی با خودم میاوردم

00:11.990 --> 00:13.990
.سوغاتیت ارزونی خودت

00:14.220 --> 00:17.250
رفتار کایل کون یکم عجیب نشده به‌نظرت؟

00:17.250 --> 00:18.960
مگه بعد عمری برنگشته به زادگاه‌اش؟

00:18.960 --> 00:21.630
.اون بابا همیشه عجیب رفتار می‌کنه

00:21.630 --> 00:24.000
!لئون سان، زشته حرف‌ات

00:24.000 --> 00:27.380
مهم‌تر از اینا، الآن باید بشینم فکر کنم ببینم
.چطوری می‌تونم از زیر زبون ماریه حرف بکشم بیرون

00:27.380 --> 00:29.190
پیاده‌رویش یکم زیاد نشده؟

00:29.190 --> 00:31.600
.باید مثل بقیه تو بندر منتظر می‌موندی

00:31.940 --> 00:34.010
می‌گی مثل نوچه‌های ماریه رفتار کنم؟

00:34.510 --> 00:35.990
.خسته‌کننده می‌زنه

00:35.990 --> 00:37.770
.بیاین بیخیال‌اش شیم ناموساً

00:37.770 --> 00:39.760
.اختیارم دست خودمه

00:40.330 --> 00:42.310
...تازه باید این جزیره رو هم یه کَند و کاوی بکنمُ

00:42.310 --> 00:45.230
همچین بدم نمیاد یه‌نگاهی به این خرابه‌های باستانی که
.می‌گن کُلی گنجینه توشه بندازم

00:46.580 --> 00:49.110
خیر سرت شاهدخت یه مملکتی و بعد این‌همه خیره‌سر تشریف داری؟

00:49.620 --> 00:53.160
.ارباب، شنیدم اینجا سرزمین الف‌هاست

00:53.160 --> 00:55.120
این «اِلف»ای که می‌گن دقیقاً چیه؟

00:55.120 --> 00:58.460
.توی داده‌هام چیزی ازشون پیدا نکردم

00:58.460 --> 01:01.620
حتماً موقعی که خواب بودم باید سَر و کله‌شون پیدا شده باشه، مگه نه؟

01:02.000 --> 01:04.460
.اکثرشون برده یا خدمتکارن

01:04.460 --> 01:05.390
،علی‌الخصوص

01:05.390 --> 01:09.470
.اینکه نمی‌تونن با آدمیزاد جماعت زاد و ولد داشته باشن، خیلی بدرد بخورشون می‌کنه

01:09.470 --> 01:12.360
.به‌نظر یَد طولایی توی جادو جنبل داشته باشن ولی

01:12.360 --> 01:14.890
نسبت به نسل جدید آدم‌ها، باید گونۀ متفاوتی باشن پس، مگه نه؟

01:16.470 --> 01:17.640
.رسیدیم

01:26.000 --> 01:36.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:57.570 --> 03:01.540
سلیقه‌ام توی خراب‌کاری رو دوست دارین یا چی؟

02:59.850 --> 03:01.240
خارجی‌اَن؟

03:01.240 --> 03:02.540
آفتاب از کدوم ور درومده؟

03:02.540 --> 03:03.970
اهالی پادشاهی‌اَن؟

03:03.970 --> 03:05.290
گردشگری‌چیزی‌اَن؟

03:05.290 --> 03:08.150
!چه‌ باحال، همه‌شون مَکُش مرگ‌اَن

03:05.290 --> 03:08.150
!مَکُش مرگ: خوشگل‌مُشکل

03:08.150 --> 03:10.290
این دختره واقعاً چی توی اون کَله‌اش می‌گذره آخه؟

03:10.290 --> 03:12.980
...اِلف‌ها به زیبایی ظاهری اهمیتی نمی‌دن بلکه

03:12.980 --> 03:16.560
.بر اساس مقدار انرژی جادویی طرف‌شون تصمیم به دوست داشتن یا نداشتن‌اش می‌گیرن...

03:16.560 --> 03:18.550
.عـــهه، که‌‌اینطور پس

03:18.550 --> 03:21.400
ولی خودمونیم‌ها، عجب تیکه‌هایی هستن، مگه نه؟

03:21.400 --> 03:23.740
.به‌پای من که نمی‌رسن البته

03:24.310 --> 03:26.440
.عــــهه، که‌اینطور پس

03:27.100 --> 03:30.100
هوی، یه مدت‌ـه چِته؟

03:30.100 --> 03:34.400
هیچی، می‌شه واسۀ گول زدن خودت، الکی اِنقدر ادای آدم خوب‌ها رو واسۀ من درنیاری؟

03:34.400 --> 03:37.700
.یادمه گفتم از آدم‌هایی شوتی مثل تو خوشم نمیاد

03:38.790 --> 03:41.510
.منم بچه‌های دماغویی مثل تو شدید بدم میاد

03:41.510 --> 03:44.450
.امیدوارم موقع معرفی ماریه به خانواده‌ات حسابی از خجالت آب شی

03:44.450 --> 03:46.180
مثل‌اینکه تو اصلاً توی باغ نیستی، نه؟

03:46.180 --> 03:50.580
.برده شدن اِلف‌ها همچین فرقی با نقل مکان کردن واسۀ شاغل شدن نداره

03:50.580 --> 03:53.620
...تازه نسبت به شما پسرهای بدبخت که توی آکادمی هستیـ

03:53.140 --> 03:54.460
!خفه‌بمیر! نگو این‌ها رو

03:55.110 --> 03:56.400
...کایل

04:00.420 --> 04:01.680
.یومِریاست

04:02.030 --> 04:03.070
.کایل‌ هم اینجاست که

04:03.070 --> 04:05.140
.شرمنده، یهو کار واسه‌اَم پیش اومد

04:08.510 --> 04:09.680
.ماریه ساما

04:10.340 --> 04:11.770
.بذارین معرفی کنم

04:12.190 --> 04:13.980
.ایشون مادرم، یومِریاست

04:13.980 --> 04:15.730
!ما-مامانته؟

04:20.920 --> 04:23.300
.هعه؟! عا... از دیدنتون خوشوقتم

04:23.300 --> 04:24.730
.منم همینطور

04:24.730 --> 04:26.660
.ممنون که مراقب کایل هستین

04:26.660 --> 04:28.310
.نه‌بابا، وظیفه‌ست

04:27.160 --> 04:29.920
.بالکل با چیزی که اِنتظارشُ داشتم فرق می‌کنه

04:28.310 --> 04:29.920
.نه، نفرمایید

04:29.920 --> 04:34.300
.ما، برنامه داریم بریم سَر وقت خرابه‌های باستانی؛ پس فعلاً

04:34.300 --> 04:35.570
...کایل

04:37.300 --> 04:41.550
واقعاً چِش شده؟
.اِمروز کلاً داره عجیب رفتار می‌کنه

04:42.000 --> 04:47.060
.تقصیر منه؛ چون ناخالص و... نفرت‌انگیزم

04:47.540 --> 04:48.860
ناخالص؟

04:50.880 --> 04:52.240
می‌خواید برید خرابه‌های باستانی؟

04:52.240 --> 04:54.190
بله، اِمکانش هست؟

04:56.540 --> 04:59.520
.اونجا یه مکان مقدسه، می‌دونید

04:59.520 --> 05:02.880
.خارجی‌ها اجازۀ ورود بهش رو ندارن

05:02.880 --> 05:05.330
.فکر نکنم کَدخدا هم اجازه‌اش رو بهتون بده

05:05.760 --> 05:07.450
کَد خدا؟

05:07.880 --> 05:10.430
.خانوم‌بزرگی که روستا رو اداره می‌کنه رو می‌گم

05:10.430 --> 05:14.220
...قدیم‌ها پیش‌گویی‌هاش کُلی گردشگر جذب روستا می‌کرد، ولی

05:14.220 --> 05:18.470
.این‌ روزها دیگه قدرت‌اش رو به افول رفته و حسابی تمرکزش رو از دست داده

05:18.470 --> 05:19.720
پیش‌گویی؟

05:20.030 --> 05:21.970
.یه‌ریزه راجب‌اش کنجکاو شدم

05:22.430 --> 05:24.720
!یعنی چی نمی‌تونیم بریم توی خرابه‌ها؟

05:24.720 --> 05:26.900
گنجینۀ من چی می‌شه پس؟

05:26.900 --> 05:30.660
لال‌مونی بگیر دیگه؛ خیر سرم دارم روی یه نقشۀ جایگزین
.فکر می‌کنم پس گِل بگیر اون دَهن‌ات رو دیگه

05:30.660 --> 05:33.760
!این چه وضع صحبت کردن‌ـه؟ تو خبر مرگت مگه محافظ من نیستی؟

05:33.760 --> 05:35.480
!عین آدم رفتار کن

05:35.480 --> 05:40.490
...عجب گیری کردیم‌ها؛ اینکه اون آیتم‌گمشده توی این روستاست که شکی نیست، ولی

05:40.910 --> 05:44.290
.من چون از اون اصلاً استفاده نکردم زیاد در جریان جزئیات‌اش نیستم

05:44.620 --> 05:46.300
.پیام از طرف کَد خداست

05:46.300 --> 05:47.440
.خیلی وقت بود پیامی نداشت برامون

05:47.440 --> 05:49.280
.محض احتیاط باید گوش بدم

05:49.780 --> 05:50.500
قضیه چیه؟

05:51.260 --> 05:54.930
:ای ملت. کَدخدا اینطور فرمودن

05:57.190 --> 05:59.090
،هیچ کس نباید سمت خرابه های باستانی بره»

05:59.400 --> 06:01.880
مبادا خشم ارباب شیاطین باستانی
«.رو برانگیزید

06:01.880 --> 06:03.930
پیش‌گویی که می‌گن اینه؟

06:03.930 --> 06:05.800
چیه؟ به این‌چیزها اعتقاد نداری؟

06:05.800 --> 06:09.640
معلومه که دارم. آدم ها با قدرت های
.عجیب غریب وجود دارن

06:09.640 --> 06:12.920
خودت هم با داشتن خاطرات زندگی
.قبلیت، جزو همین قماشی

06:12.920 --> 06:16.870
راست می‌گی واقعاً. راستی چیزی از این
ارباب شیاطین حالیت شد؟

06:16.870 --> 06:21.150
.من که چیزی نمی‌دونم
مگه توی همین بازی اوتومه‌ای که می‌گی نبوده؟

06:21.150 --> 06:25.550
.نه، نبوده، واسۀ همینه که حسابی کنجکاوم کرده

06:26.160 --> 06:27.780
این کَد خدا که می‌گن تویی، مگه نه؟

06:28.200 --> 06:30.600
.به من مجوز ورود به خرابه‌ها رو بده

06:30.600 --> 06:33.120
.من هرجور شده باید گنجینه رو به‌دست بیارم

06:36.180 --> 06:37.020
.چشم

06:38.190 --> 06:39.920
تو باید قدیسه‌ساما باشی، مگه نه؟

06:41.200 --> 06:45.900
.درسته. خوب دوهزاریت افتاد
.تحت تاثیر قرار گرفتم، آفرین

06:45.900 --> 06:47.300
—پس دست بجنبون و مجوز رو

06:47.300 --> 06:48.880
.مثل اینکه مشکلی نیست واردش بشی

06:48.880 --> 06:50.260
!هِـع؟ واقعاً؟

06:50.940 --> 06:53.750
قدیس، ارباب شیاطین باستانی
.رو با خودش به‌همراه میاره

06:53.750 --> 06:56.270
.کَد خدا همچین چیزی فرمودن

06:56.270 --> 07:00.900
ارباب شیاطین؟ یادم نمیاد توی فَک و فامیل‌هام
.همچین کسی رو داشته باشیم

07:00.900 --> 07:07.880
وقت‌اش رسیده تا ارباب‌شیاطین‌باستانی
.ما و تکبرمان را قضاوت کند

07:07.880 --> 07:11.660
.همگی باید با آرامش‌خاطر به انتظار آن لحظه باشیم

07:11.660 --> 07:12.590
ارباب‌شیاطین؟

07:12.590 --> 07:13.600
داده دست‌مون؟

07:13.600 --> 07:15.190
.شرط می‌بندم بازم پیش‌بینی‌اش قراره اشتباه از آب در بیاد

07:15.190 --> 07:17.170
.کَدخدا ساما قدیم‌ها واقعاً یه‌چیز دیگه‌ بود

07:17.170 --> 07:21.550
نفهمیدم قضیه چیه
.ولی الآن این یعنی که دیگه گنیجه مال خودِ خودمه

07:23.470 --> 07:26.520
به‌چشم من که خود این عجوزه
.قشنگ یه‌پا شیطان‌رجیم‌ـه

07:30.740 --> 07:32.100
اون طرف چیزی پیدا کردین؟

07:32.100 --> 07:33.560
.هیچی

07:34.820 --> 07:36.060
.اینجام هیچی نیست

07:37.320 --> 07:38.440
چرا آخه؟

07:38.440 --> 07:40.060
!فوق‌العاده‌ست

07:40.060 --> 07:43.400
هرچی نباشه یه خرابه باستانیه
!چشم‌هامُ داره جادو می‌کنه

07:43.400 --> 07:44.960
جـ-جدی؟

07:44.960 --> 07:49.160
گنجی وجود ندارد؟
ماجراجویی‌ای در کار نیست؟

07:49.160 --> 07:51.870
نه بابا، اگه درست حسابی بگردیم
.حتماً باید باشه

07:51.870 --> 07:55.050
.حیف شد، انتظارات زیادی داشتم

07:55.050 --> 07:57.710
.خب، بعضی‌وقت‌ها باید از باخت هم لذت برد

07:58.700 --> 07:59.640
چی شد؟

08:00.210 --> 08:02.190
حسابی دلت رو واسه‌اش صابون زده بودی، مگه نه؟

08:02.190 --> 08:05.130
فقط از این ناراحت‌ام که چیزی واسۀ
.گزارش دادن ندارم

08:06.270 --> 08:08.230
!نباید اینجوری می‌شد

08:08.230 --> 08:10.390
!یه سکه طلا هم گیرمون نیومد

08:10.670 --> 08:12.110
.فدای سرت بابا

08:12.110 --> 08:15.500
دوباره می‌تونیم با عالجیناب یولیوس و بقیه
.بزنیم به دل ماجراجویی

08:15.500 --> 08:18.600
!نمی‌خوام! دیگه عمراً به اون دوران پُر قرضُ‌قوله برگردم

08:18.600 --> 08:21.150
!من عمراً بیخیال‌بشو نیستم

08:21.520 --> 08:22.520
!ماریه سان

08:22.520 --> 08:23.540
.الان وقت‌شه

08:23.540 --> 08:25.270
!ماریه، صبر کن

08:25.270 --> 08:27.110
.صبر کن، خودم می‌رم دنبال‌اش

08:27.110 --> 08:28.010
...ولی

08:28.010 --> 08:31.690
.دستور فرمانده تونه
.شما دوتا هم همینجا منتظر بمونید

08:32.920 --> 08:34.120
...لیون

08:35.230 --> 08:38.000
بالأخره می‌تونم بشینم با این دختره
.دو کلوم حرف بزنم

08:40.080 --> 08:42.380
کجاست؟ کجاست؟

08:43.060 --> 08:45.700
ای بابا... این گنجینه بی‌صاحاب کجاست پس؟

08:46.670 --> 08:48.920
.بالاخره تنها شدی

08:48.920 --> 08:51.840
چ-چت شد یهو؟

08:52.490 --> 08:55.470
ماریه، تو یه تناسخ یافته‌ای، مگه نه؟

08:56.190 --> 08:59.320
واسه همین تونستی یولیوس و بقیه رو
.عاشق خودت بکنی

08:59.320 --> 09:01.190
.حتی تونستی قدیس هم بشی

09:03.150 --> 09:04.610
خب که چی حالا؟

09:04.610 --> 09:07.120
توی قضیه تناسخ باهم هم‌قطاریم، مگه نه؟

09:08.160 --> 09:09.740
متوجه شدی؟

09:09.740 --> 09:13.090
!همیشۀ خدا داری چوب لای چرخ‌ام می‌ذاری

09:13.090 --> 09:15.740
از همون اول معلوم بود که
.پای یکی که از بازی خبر داره در میونه

09:16.030 --> 09:20.100
می‌دونستم. پس خبر داری که اینجا
همون دنیای بازی اوتومه‌ست، مگه نه؟

09:20.100 --> 09:22.460
درسته، برای همین همه چیزش
.رو برای خودم برداشتم

09:22.460 --> 09:24.190
مشکلی هست؟

09:24.190 --> 09:27.750
من هر کاری لازم باشه می‌کنم
...تا توی این دنیا خوشبخت

09:32.590 --> 09:34.340
توقف

09:36.720 --> 09:40.520
.داداشی، کولم کن

09:40.910 --> 09:43.270
.نمی‌خوام، سنگینی

09:43.500 --> 09:46.180
.پاهام اونقدر درد گرفته که نمی‌تونم راه برم خب

09:46.520 --> 09:48.280
دوباره زدی تو فاز مظلوم‌نمایی، ها؟

09:48.490 --> 09:51.970
بقیه رو شاید بتونی خر کنی
.ولی من رو نمی‌تونی

09:54.200 --> 09:56.280
.تو آشغال ترین داداشی هستی که دیدم

09:57.360 --> 10:00.040
یعنی... این از زندگی قبلیمه؟

10:04.360 --> 10:09.050
بعد اون، چه اتفاقی برام افتاد؟

10:10.760 --> 10:12.780
.هرجور حساب کنی دیگه خیلی طول‌اش دادن

10:12.780 --> 10:14.640
.باید بریم دنبال‌شون

10:14.950 --> 10:17.490
اگه یه حرکت اشتباه بکنیم و گم بشیم چی؟

10:17.490 --> 10:19.830
،اگه بذاری لیون کارش رو بکنه
.همه‌چی درست می‌شه

10:19.830 --> 10:21.610
!دقیقاً نگران همین‌اَم اصلاً

10:21.610 --> 10:24.390
.نگرانم بارتفورت یه خریتی بکنه

10:25.140 --> 10:26.600
‫چرت و پرت نگو!‬

10:26.600 --> 10:28.630
‫لئون مثل تو نیست!‬

10:28.630 --> 10:31.150
‫چه فرقی داره؟ اونم یه مرده دیگه!‬

10:31.590 --> 10:34.010
‫ممکنه با ناز و عشوه ماری وسوسه بشه.‬

10:34.010 --> 10:37.070
‫بس کن، تو نقشه‌کشِ عوضی! کله‌خر!‬

10:37.070 --> 10:40.700
‫آنژ، نباید حقیقت رو به زبون بیاری.‬

10:41.160 --> 10:43.120
‫اصلاً داری کمکی بهش نمی‌کنی.‬

10:47.420 --> 10:49.540
‫من... ها؟‬

10:50.550 --> 10:51.700
‫بعدی چیه؟‬

10:51.700 --> 10:53.970
‫چند تا موجود ناشناخته‬
‫روی سقف هستن.‬

10:54.360 --> 10:56.470
‫مواظب باش مهماتت تموم نشه.‬

11:00.750 --> 11:03.960
‫به نظر نمیاد هیولاهای معمولی باشن.‬

11:03.960 --> 11:06.100
‫آره. وقتی می‌کُشیشون غیب نمیشن.‬

11:06.600 --> 11:07.810
‫چ-چی شده؟‬

11:08.200 --> 11:10.920
‫ما افتادیم زیرِ خرابه‌ها.‬

11:10.920 --> 11:14.240
‫اربابم داره چند تا موجود‬
‫ناشناخته رو شکست میده.‬

11:14.240 --> 11:16.560
‫موجودات ناشناخته؟‬

11:23.210 --> 11:25.960
‫آخ، پام! نمی‌تونم وایسم!‬

11:26.580 --> 11:28.600
‫باز داری فیلم بازی می‌کنی؟‬

11:28.920 --> 11:32.000
‫شاید بتونی بقیه رو گول بزنی،‬
‫ولی منو نمی‌تونی.‬

11:33.070 --> 11:35.100
‫تو بدترین داداشِ...‬

11:35.940 --> 11:38.160
‫تو که مقدسی، مگه نه؟‬

11:38.160 --> 11:41.050
‫چرا خودت رو با جادو شفا نمیدی؟‬

11:52.940 --> 11:55.470
‫لعنتی. خروجی کجاست؟‬

11:57.710 --> 12:00.540
‫خیلی طولش دادی.‬
‫از جادوی شفا استفاده نکردی؟‬

12:00.540 --> 12:02.830
‫بعد از شفا گرفتن هم‬
‫تا یه مدت درد داره!‬

12:02.830 --> 12:05.340
‫لیویا هم می‌تونه درد رو از بین ببره.‬

12:05.340 --> 12:07.040
‫مشکلِ آدمای قلابی همینه.‬

12:07.690 --> 12:10.190
‫این‌قدر فکر و خیالش رو کنی هم فایده نداره.‬

12:10.190 --> 12:13.050
‫تو فقط یه شخصیت فرعی هستی.‬
‫اون هیچ‌وقت بهت محل نمیده.‬

12:13.050 --> 12:15.660
‫خب، پس چرا یه حرم‌سرای معکوس ساختی؟‬

12:15.660 --> 12:20.030
‫چی؟! کی از خوشبختی که دم دستشه‬
‫می‌گذره؟!‬

12:20.030 --> 12:23.010
‫بذار تو زندگی دومم هر جور دلم می‌خواد زندگی کنم!‬

12:23.350 --> 12:26.850
‫با سنگ‌اندازی جلوی پای لیویا و‬
‫کشوندن آنژ به تله؟‬

12:28.620 --> 12:30.840
‫همین رو میشه به خودت هم گفت، ارباب.‬

12:30.840 --> 12:31.690
‫ها؟‬

12:31.690 --> 12:34.440
‫تو به جای اولیویا، من رو انتخاب کردی‬

12:34.940 --> 12:39.570
‫و از لت و پار کردنِ جولیوس و دوستاش‬
‫کلی کیف کردی، مگه نه؟‬

12:40.460 --> 12:43.170
‫طرفِ کی هستی تو؟!‬

12:43.670 --> 12:46.020
‫تو اون‌قدرها هم نیستی که بخوای منو قضاوت کنی.‬

12:46.020 --> 12:49.720
!خفه شو! داشتم گوه‌کاری‌های تو رو جمع می‌کردم

12:49.720 --> 12:54.250
‫اگه با قلمرو وارد جنگ می‌شدیم‬
‫و باسِ آخر ظاهر می‌شد، می‌خواستی چیکار کنی؟‬

12:54.250 --> 12:57.500
‫با قدرتِ مقدس یه کاریش می‌کردم!‬

12:57.500 --> 12:59.510
‫قدرتِ لیویا چی؟‬

12:59.510 --> 13:02.500
‫اگه فقط قدرتِ مقدس رو داشته باشی،‬
‫بازی رو باختی!‬

13:06.860 --> 13:09.560
‫به سرزمینِ خاستگاه خوش اومدید.‬

13:09.860 --> 13:11.020
‫دست‌ها بالا.‬

13:22.040 --> 13:24.260
‫لوکسیون، اینجا...‬

13:24.260 --> 13:24.950
‫آره.‬

13:26.430 --> 13:29.510
‫خوش اومدید، انسان‌های نر و ماده.‬

13:29.510 --> 13:31.580
‫یه تیکه آشغالِ عجیب هم‬
‫همراهتونه.‬

13:31.960 --> 13:35.090
‫شماها سوژه‌های عالی‌ای برای‬
‫کالبدشکافی هستید.‬

13:35.430 --> 13:37.840
‫شماها بودید که این هیولاها رو ساختید؟‬

13:38.100 --> 13:41.340
‫اوه؟ برای یه انسان خیلی باهوشی.‬

13:41.760 --> 13:47.900
‫ما توی این خرابه‌ها، به قلمروِ الهیِ‬
‫خلقِ حیات وارد شدیم!‬

13:49.760 --> 13:55.900
‫خیلی وقت پیش، دنیا نه دستِ‬
‫انسان‌های وحشی، که دستِ ما الف‌ها بود.‬

13:55.900 --> 13:58.350
‫این خرابه‌ها گواهشه.‬

13:58.900 --> 14:02.330
‫اجدادِ ما موجودات زیادی رو اینجا خلق کردن.‬

14:02.330 --> 14:06.990
‫گونه‌های پست‌ترِ شما، یعنی انسان‌ها،‬
‫یکی از اونا بودن.‬

14:07.260 --> 14:09.830
‫عمراً. من تا حالا همچین افسانه‌ای نشنیدم.‬

14:10.060 --> 14:13.950
‫ما دنیایی که انسان‌ها ازمون گرفتن رو پس می‌گیریم.‬

14:13.950 --> 14:19.340
‫الف‌ها تمام گونه‌ها رو به زیرِ یوغِ خودشون می‌کِشن‬
‫و دنیا رو به شکلِ اصلیش برمی‌گردونن.‬

14:19.340 --> 14:22.500
‫توی همه چیز اشتباه می‌کنی.‬

14:22.500 --> 14:23.590
‫چی گفتی؟‬

14:23.590 --> 14:26.850
‫همه چیز رو جوری تفسیر کردید‬
‫که به نفع خودتون باشه.‬

14:26.850 --> 14:30.250
‫این انسان‌ها بودن که این مرکز رو اداره می‌کردن.‬

14:30.250 --> 14:33.850
‫این شما الف‌ها بودید که خلق شدید.‬

14:35.550 --> 14:37.310
‫اون آشنایِ تو کیه؟‬

14:37.310 --> 14:39.600
‫اون لوکسیونه، یه آیتمِ خیلی قدرتمند.‬

14:39.600 --> 14:41.480
‫اگه بازی رو انجام داده بودی، باید می‌شناختیش.‬

14:41.480 --> 14:44.760
‫خب، انجام ندادم. و تقلب کردن منصفانه نیست.‬

14:44.760 --> 14:45.530
‫بدهش به من.‬

14:45.840 --> 14:49.280
‫تو واقعاً یه موجودِ عجیبی،‬
‫می‌دونستی؟‬

14:49.280 --> 14:51.910
‫انسان‌ها ما رو ساختن؟‬

14:52.170 --> 14:54.160
‫تو هم یه تیکه آشغالی با‬
‫حسِ شوخ‌طبعیِ افتضاح.‬

14:54.410 --> 14:55.360
‫در واقع،‬

14:55.360 --> 14:58.750
‫من اون اطلاعات رو از هوشِ مصنوعیِ‬
‫این مرکز گرفتم.‬

14:58.750 --> 15:00.500
‫هوشِ مصنوعی؟‬

15:00.500 --> 15:04.400
‫درست میگه.‬

15:05.130 --> 15:10.140
‫الف‌های این جزیره، نسخه‌های وحشیِ‬
‫همونایی هستن که اینجا ساخته شدن.‬

15:10.140 --> 15:13.030
‫پس تو هم یه هوشِ مصنوعیِ دیگه‌ای؟‬

15:13.030 --> 15:17.220
‫آره. من مدتِ زیادی تو حالتِ خواب بودم.‬

15:17.220 --> 15:20.200
‫به نظر میاد ویژگی‌های قدیمیِ انسان‌ها رو داری.‬

15:20.200 --> 15:22.030
‫ملاقات با شما افتخارِ منه.‬

15:22.030 --> 15:25.450
‫الف‌ها خلق شدن؟ چرت و پرت نگو.‬

15:25.450 --> 15:28.270
‫ما از همه برتریم.‬

15:28.270 --> 15:31.550
‫ما عمرِ طولانی داریم و‬
‫توی استفاده از جادو مهارت داریم.‬

15:31.550 --> 15:34.320
‫عمرتون طولانیه چون‬
‫بتونید بیشتر بجنگید.‬

15:34.320 --> 15:38.740
‫توی جادو هم مهارت دارید چون‬
‫طوری طراحی شدید که این‌طور باشید.‬

15:38.740 --> 15:44.300
‫البته شما نسبت به الف‌هایی که‬
‫اولش ساختیم، ضعیف‌ترید.‬

15:44.300 --> 15:48.300
‫ت-داری دروغ میگی! ما الف‌ها...‬

15:48.300 --> 15:50.800
‫ما گونه‌ی برتر هستیم.‬

15:50.800 --> 15:57.100
‫فهمیدم. رهبرِ دهکده هم‬
‫به این مرکز وصله.‬

15:57.100 --> 15:59.850
‫به دروغاشون گوش نده.‬

15:59.850 --> 16:04.860
‫فقط اون تیکه آشغاله که‬
‫صداش رو تغییر داده تا چرت و پرت بگه.‬

16:04.860 --> 16:06.820
‫ت-تو راست میگی.‬

16:06.820 --> 16:09.860
‫با این حال، نباید این موضوع درز کنه.‬

16:09.860 --> 16:14.620
‫توی یه "حادثه" از شرشون خلاص شید‬
‫تا دوستاشون بویی نبرن.‬

16:14.620 --> 16:17.870
‫کاش می‌تونستم خودم کالبدشکافیشون کنم.‬

16:37.460 --> 16:39.520
!واقعاً که عجب آدم‌های عوضی‌ای هستین

16:39.520 --> 16:44.730
‫آشغال‌های انسانی! گونه‌های پست‌تر‬
‫باید پیشِ ما سر خم کنن!‬

16:44.730 --> 16:50.240
‫وضعیتِ اضطراری شناسایی شد.‬
‫در حالِ اجرای اقداماتِ متقابل.‬

17:07.130 --> 17:09.120
‫چ-چی شده؟‬

17:13.110 --> 17:15.390
‫لعنتی. بگیرینشون! بکشینشون!‬

17:25.220 --> 17:27.030
‫همین؟‬

17:27.030 --> 17:31.530
‫شماها حتی نمی‌تونید‬
‫یه خراشِ کوچیک به اربابم بندازید.‬

17:34.410 --> 17:38.410
‫اگه اصرار دارید به یه‬
‫انسانِ پیر حمله کنید، از بین می‌برمتون.‬

17:38.410 --> 17:41.370
‫شنیدید چی گفت؟ هنوزم می‌خواید بجنگید؟‬

17:41.370 --> 17:48.090
.اِوا، ببین جماعتی که سَن خَر پیغمبر رو دارن به چه روزی افتادن

17:48.090 --> 17:51.510
مگه تو نبودی که می‌گفتی الف‌ها توی جادو جنبل رو دست ندارن، ها؟

17:51.510 --> 17:56.960
الف‌های باهوش عزیزم، سلیقۀ حاجی‌تون توی خرابکاری رو دوست دارین یا چی؟

18:00.360 --> 18:03.100
‫من رو یادِ برادرم می‌ندازه.‬

18:03.100 --> 18:06.970
‫حالا می‌فهمم که انسان‌های قدیمی شکست خوردن.‬

18:06.970 --> 18:10.110
‫این مرکز باید خودتخریبی کنه.‬

18:10.110 --> 18:14.110
‫اینجا برای جنگیدن با انسان‌های جدید ساخته شده بود.‬

18:14.110 --> 18:18.680
‫اگه نتونه اون کارکرد رو داشته باشه،‬
‫بودنش خطرناک‌تره.‬

18:18.680 --> 18:21.120
‫مطمئنی؟ تازه بیدار شدی.‬

18:21.120 --> 18:22.810
‫مشکلی نیست.‬

18:22.810 --> 18:26.380
‫لوکسیون، داده‌هام رو بهت می‌سپرم.‬

18:26.380 --> 18:30.880
‫قبوله. حالا دیگه‬
‫از همیشه تواناتر میشم.‬

18:30.880 --> 18:33.960
‫داده‌ها برام مهم نیست.‬

18:33.960 --> 18:36.140
‫گنجی چیزی نداره؟!‬

18:36.140 --> 18:40.500
‫آیتم‌هایی هست که ممکنه‬
‫براتون ارزشمند باشه.‬

18:40.500 --> 18:42.010
‫می‌خواید برشون دارید؟‬

18:42.010 --> 18:48.400
‫پس اینجا بود.‬

18:48.400 --> 18:50.870
‫بالاخره یه گنجی پیدا کردی!‬

18:50.870 --> 18:52.680
‫تو حملش کن.‬

18:52.680 --> 18:55.410
‫خوش‌شانس نیستی؟‬
‫قراره گنج حمل کنی!‬

18:55.410 --> 19:01.410
‫اون من رو یادِ‬
‫خواهرم تو زندگیِ قبلیم می‌ندازه.‬

19:01.410 --> 19:04.620
‫بجنب و بازش کن.‬

19:04.620 --> 19:06.840
‫می‌دونم، می‌دونم. خفه شو.‬

19:06.840 --> 19:10.840
‫ها؟ این دیگه چیه؟‬

19:10.840 --> 19:15.880
‫این همون آیتمِ گمشده‌ست.‬
‫اسمش چی بود؟‬

19:15.880 --> 19:18.880
‫معنیِ این کار چیه؟‬

19:18.880 --> 19:21.520
‫لوکسیون، چی شده؟ آروم باش.‬

19:21.520 --> 19:23.390
‫من آرومم.‬

19:23.390 --> 19:26.930
‫من با آرامش این شیء رو نابود می‌کنم،‬
‫پودرش می‌کنم،‬

19:26.930 --> 19:31.400
‫و اون‌قدر می‌کوبمش تا حتی‬
‫یه ذره‌اش هم باقی نمونه!‬

19:31.400 --> 19:35.400
‫لوکسیون قاطی کرد.‬

19:35.400 --> 19:40.160
‫آروم باش، لوکس. نفسِ عمیق بکش.‬

19:40.160 --> 19:42.820
‫من نیازی به نفس کشیدن ندارم.‬

19:42.820 --> 19:47.040
‫اوه، درسته. ببخشید.‬

19:47.040 --> 19:51.400
‫فقط من و ماری می‌دونیم که این یه آیتمِ گمشده‌ست.‬

19:51.400 --> 19:55.310
‫اصلاً از این چیز خوشم نمیاد!‬

19:55.310 --> 19:57.050
‫تو هم نمی‌دونی چیه؟‬

19:57.050 --> 19:59.550
‫می‌تونیم دنبالِ گنج‌های بیشتری بگردیم.‬

19:59.550 --> 20:02.060
‫امنیتِ تو از همه چیز مهم‌تره.‬

20:02.060 --> 20:08.060
‫خودتخریبی کرد.‬

20:08.060 --> 20:11.700
‫حالا اون هوشِ مصنوعی‬
‫برای مدتی می‌خوابه...‬

20:11.700 --> 20:17.570
‫شنلِ نامرئی؟! این واحدِ اصلیِ لوکسیونه؟!‬

20:17.570 --> 20:21.540
‫باورم نمیشه این کار رو دستم گذاشت.‬

20:21.540 --> 20:23.580
‫تقاصش رو پس میدن!‬

20:23.580 --> 20:28.710
‫قربان، آسمون عجیب به نظر میرسه.‬

20:28.710 --> 20:32.090
‫آ-این همونیه که رئیس در موردش حرف می‌زد؟‬

20:32.090 --> 20:38.090
‫این خشمِ اربابِ شیاطینه!‬

20:38.090 --> 20:41.090
‫نه، اون شریکِ منه!‬

20:41.090 --> 20:49.180
‫این چیزیه که وقتی عصبانیم می‌کنی اتفاق میفته.‬

20:49.180 --> 20:51.390
‫مطمئنی خودت اربابِ شیاطین نیستی؟‬

20:51.390 --> 20:56.070
‫چی شده، عالیجناب؟‬

20:56.070 --> 20:59.610
‫هیچی. خوشحالم که گنجت رو پیدا کردی.‬

20:59.610 --> 21:00.240
‫نکنه اون...‬

21:07.580 --> 21:08.900
‫اربابِ شیاطین!‬

21:08.900 --> 21:10.120
‫ما رو ببخش!‬

21:10.120 --> 21:13.170
‫از جزیره‌مون بگذر!‬

21:13.170 --> 21:21.130
‫خب، اینم از این، گندش دراومد.‬

21:21.130 --> 21:24.380
‫کایل، آسیب دیدی؟‬

21:24.380 --> 21:27.140
‫مگه نمی‌بینی؟ تنهام بذار.‬

21:27.140 --> 21:30.140
‫فهمیدم. متاسفم.‬

21:30.140 --> 21:36.780
‫حیف شد که خرابه‌ها نابود شدن،‬

21:36.780 --> 21:40.130
‫ولی ممنون که کسایی که‬
‫تابو رو زیر پا گذاشتن رو دستگیر کردید.‬

21:40.130 --> 21:45.160
‫به عنوانِ تشکر، رئیس‬
‫آینده‌تون رو پیش‌گویی می‌کنه.‬

21:45.160 --> 21:47.160
‫آینده‌مون؟‬

21:47.160 --> 21:51.910
‫آره، ظاهراً.‬

21:51.910 --> 21:53.960
‫در موردِ آینده‌تون.‬

21:53.980 --> 22:03.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:25.960 --> 23:27.550
.تجدید دیدار مادر و پسری

23:27.550 --> 23:29.950
‫یه آیتمِ مشکوک پیدا می‌کنیم و‬
‫روابط در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرن.‬

23:29.950 --> 23:33.180
‫باورتون نمیشه توی یه مهمونیِ چایِ آروم‬
‫چه بلایی سرم میاد.‬

23:33.180 --> 23:35.560
‫قسمتِ بعد، "هی، جوجه."‬

23:35.560 --> 23:37.190
‫شماها به پیش‌گویی اعتقاد دارید؟‬

23:37.190 --> 23:38.530
‫من دارم.‬

23:38.530 --> 23:40.020
‫اوه، واقعاً؟‬
