WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:17.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:17.840 --> 00:19.950
...چـ-چرا آخه

00:20.940 --> 00:24.170
حتی یه قدیس هم نمی‌تونه شکست‌اش بده؟

00:24.660 --> 00:25.700
!اولیویا

00:37.260 --> 00:42.320
.اینجانب یولیوس عزیزت، به هر حریف قدری هم که بخوره، عمراً شکست بخور نیست

00:43.410 --> 00:47.400
.آره، منم بخاطر تو مبارزه می‌کنم

00:48.160 --> 00:51.210
!این... قدرت عشق‌ـه

00:54.720 --> 00:55.910
اولیویا

00:54.720 --> 00:55.910
!این... قدرت عشق‌ـه

00:54.880 --> 00:57.120
!این... قدرت عشق‌ـه

00:57.120 --> 00:59.910
عجب. عشق، ها؟

01:00.130 --> 01:03.330
الحق این عشق‌ـه که همیشه دنیا رو نجات می‌ده، مگه نه؟

01:03.750 --> 01:05.290
!آره، ارواح عمه‌تون

01:05.570 --> 01:07.290
!این چه بازی اوتومۀ گوهی‌ـه من دارم بازی می‌کنم؟

01:07.290 --> 01:10.040
!چرا اِنقدر زیادی زن‌محوره این دنیا؟

01:10.040 --> 01:11.930
!تو بی‌نظیری

01:12.550 --> 01:15.550
!بعد گوه‌تر از همه اینه که گرفتن کشتی‌هوایی و لباس هوشمند قاطی یه‌همچین بازی‌ای کردن

01:15.770 --> 01:17.050
!بریم تو کارش

01:17.300 --> 01:21.810
!بعد یعنی چی آخه که تَه‌اش باید با یه هیولای غول‌تشن بجنگی؟

01:21.810 --> 01:23.560
!اعلی‌حضرت، مراقب باشید

01:23.560 --> 01:25.060
یولیوس

01:23.560 --> 01:25.060
!!شاهزاده از مهارت تهاجی استفاده کرد

01:23.560 --> 01:25.060
تجهیزات

01:23.560 --> 01:25.060
!مهارت نهایی منُ نظاره کنید

01:25.060 --> 01:26.530
!تازه‌شم، خیلی سخت‌ـه لامصب

01:26.530 --> 01:28.190
.روم سیاهه، اولیویا

01:28.190 --> 01:30.620
!بابا یه تعادلی توی این بازی کوفتی‌تون می‌ذاشتین

01:30.620 --> 01:32.190
!چند بار باید یه مرحله رو برم آخه؟

01:36.000 --> 01:37.200
!گوه‌تـــــوش

01:37.200 --> 01:39.200
یولیوس

01:37.200 --> 01:39.200
!!شاهزاده از مهارت تهاجی استفاده کرد

01:37.200 --> 01:39.200
تجهیزات

01:37.200 --> 01:39.200
!مهارت نهایی منُ نظاره کنید

01:39.420 --> 01:41.310
.هرجور شده، ازت محافظت می‌کنم

01:41.310 --> 01:42.320
.حالم بهم خورد

01:42.320 --> 01:43.620
.عمراً بهشون ببازم

01:43.620 --> 01:44.560
.چقدر خزی تو

01:44.560 --> 01:46.320
.منم عاشقتم

01:46.320 --> 01:46.940
.خودتُ بکش لطفاً

01:46.940 --> 01:48.070
پس عشق که می‌گن اینه، ها؟

01:48.070 --> 01:48.830
.من چه می‌دونم، عنتر

01:48.830 --> 01:51.090
!بریم، اولیویا

01:51.620 --> 01:52.280
!چشم

01:52.280 --> 01:54.060
!گمشین بابا

01:55.310 --> 01:59.290
آخرش هم یه‌جوری که نمی‌دونم چه‌جوری
...دقیقاً توی همین دنیایی که اِنقدر غُرش رو می‌زدم

01:59.840 --> 02:02.850
.به‌عنوان یه شخصیت پس‌زمینه، تناسخ پیدا کردم...

02:02.850 --> 02:06.350
واسۀ همینه که تونستی منُ بدست بیاری، مگه نه؟

02:06.350 --> 02:09.850
.بعدش، به‌نظر یه‌جورایی داستان بازی رو تغییر دادم

02:09.850 --> 02:11.400
.باورش سخته واقعاً

02:11.400 --> 02:13.460
احیاناً مطمئنی توی خیالات اون ذهن مریض‌ات غرق نشدی؟

02:13.460 --> 02:15.380
!هوی تو خیلی آدم بی شعوری هستی‌ها

02:15.380 --> 02:17.740
!یه‌ریزه که حدأقل باید به اربابت ایمان داشته باشی؟

02:24.620 --> 02:25.620
Trapped in

02:28.330 --> 02:29.870
a Dating Sim

03:49.510 --> 03:53.000
.این                         که همیشه دنیا رو نجات می‌ده

03:49.510 --> 03:53.000
عشق‌ـه

03:54.110 --> 03:55.750
چی‌شد که اینطور شد؟

03:56.000 --> 03:59.260
.همه‌اش سرانجام کارهای خودته، ارباب

03:59.260 --> 04:02.880
ولی بازم تونستم جنگ منطقۀ دوک‌نشینُ حلُ فصل کنم، غیر اینه؟

04:03.170 --> 04:06.470
.فقط اینکه خیلی زودتر از داستان بازی اتفاق افتاده یه‌مقدار کنجکاوم کرده

04:06.470 --> 04:08.890
.اینکه پشت‌بند هم داری ترفیع می‌گیره هم از قلم نیوفته

04:08.890 --> 04:10.890
!بابا من نخوام ترفیع بگیرم کی رو باید ببینم؟

04:11.180 --> 04:15.150
.توی این کشور اشراف‌زاده شدن فقط دردسرهای آدم رو بیشتر می‌کنه

04:15.150 --> 04:17.200
.اینُ نمی‌تونم منکر بشم واقعاً

04:17.200 --> 04:22.120
.شاهدخت‌ فانوس رو تحویل پادشاهی دادمُ باقی کارها رو به‌خودشون سپردم

04:22.490 --> 04:24.030
.فکر نمی‌کنم مُشکلی از اون لحاظ داشته باشیم

04:24.030 --> 04:25.560
مطمئنی از این بابت؟

04:26.540 --> 04:28.470
.نیتسم واقعاً

04:28.470 --> 04:33.200
،پادشاهی معلوم نیست قراره راجب این قضیه چی‌کار کنه
.تازه قدرت تو رو هم نشون‌شون دادم

04:34.030 --> 04:38.750
خب اگه حوصلۀ دردسر نداری، نظرت نیست بزنیم زودتر این دنیای جدید آدم‌ها رو داغون کنیم؟

04:38.750 --> 04:39.960
!نخیر

04:40.620 --> 04:41.580
...توهم که

04:44.070 --> 04:45.480
چطوره، لئون؟

04:46.640 --> 04:48.810
.چه خوب دوباره سرپا شده

04:48.810 --> 04:51.040
.به لطف پول‌هایی‌ـه که تو واسه‌مون فرستادی

04:51.040 --> 04:53.860
.الحق که پسر اشراف‌زاده ردۀ چهارم خودمونی

04:53.860 --> 04:55.230
.اذیت نکن تورو خدا، بابا

04:55.230 --> 04:59.560
.شنیدم توی آکادمی دختر خاندان رِدگریو رو مخ کردی شیطون

04:59.560 --> 05:01.970
!سرت توی باسن خودت باشه لطفاً برادر عزیزم

05:02.430 --> 05:05.830
نیکس‌خان، جنابعالی تا کی می‌خوای یه عروس آوردن واسۀ ما
از این آکادمی رو طول‌اش بدی؟

05:05.830 --> 05:08.200
!شماهم سرت توی «چیز» خودت باشه لطفاً، پدر عزیزم

05:09.630 --> 05:13.740
اوهوی! میولر قراره اتاق اختصاصی خودش رو داشته باشه دیگه ایشالا؟

05:13.740 --> 05:17.000
جلدی واسۀ بردۀ من اتاق اختصاصی خودشُ آماده می‌کنین، فهمیدین؟

05:17.000 --> 05:19.500
.ردیفه بابا، جنا

05:19.500 --> 05:22.880
عجب بابا عجب! چرا باید همچین موجودی، خواهر ما باشه آخه؟

05:23.760 --> 05:26.510
.عوی، سلطیه اصلی داره میاد تازه

05:27.510 --> 05:30.390
!پسرۀ حیف‌نون احمق

05:30.670 --> 05:32.670
.آه، مادرجان

05:32.670 --> 05:35.390
سلام، عفریته! هنوز نَمُردی؟

05:35.880 --> 05:38.940
!زود باش گنجینۀ معبد رو رد کن بیاد

05:39.480 --> 05:41.320
گنجینۀ معبد؟

05:42.060 --> 05:46.760
ارباب بارتفارت، شما اخیراً یه‌گروه از دزدان‌دریایی رو شکست دادین، مگه نه؟

05:46.760 --> 05:48.900
گیریم که دادم؛ مشکل‌اش چیه؟

05:48.900 --> 05:53.330
.شنیدم گردنبندی که پیش اون دزدها بوده رو جنابعالی مُلا کردی

05:48.900 --> 05:53.330
.مُلا کردن: دزدیدن

05:53.700 --> 05:55.760
گردنبند مقدس رو می‌گن، ها؟

05:56.150 --> 05:59.330
...منتظر بودم زمان مناسب‌اش برسه تا به لیویا بدم‌اش، ولی

05:59.330 --> 06:02.090
.زود باش به معبد پَس‌اش بده ببینم

06:02.090 --> 06:07.070
.هُن؟ هرکی دزدها رو کله‌پا کرده به روی غنائمی که ازشون گرفته حق تأم داره

06:07.430 --> 06:09.090
.قانون خود پادشاهی‌ـه

06:09.380 --> 06:13.380
.روی گردنبند مذکور، نشون معبد حکاکی شده

06:13.380 --> 06:16.230
.بنابراین، کار درست اینه که به معبد بازگردونده بشه

06:17.430 --> 06:21.010
.ارباب، متأسفانه اینجا واقعاً باید از خر شیطون بیای پایین

06:21.010 --> 06:22.910
ها؟ چرا اونوقت؟

06:22.910 --> 06:24.880
.شناورها محاصرمون کردن

06:26.260 --> 06:28.200
.اونا کشتی‌های گَشتی معبدن

06:31.380 --> 06:33.160
.چاره‌ای نیست اِنگار

06:34.910 --> 06:36.120
.بفرما، مال خودتون

06:36.870 --> 06:39.660
پس این همون گنجینه گَمشده‌ست؟

06:39.660 --> 06:41.750
.بله، شکی توش نیست

06:42.020 --> 06:44.690
.چیزی که می‌خواستین گرفتین دیگه؟ حالا زود تر برین رد کارتون

06:44.690 --> 06:46.630
نکنه صدقه‌مدقه‌ای چیزی هم می‌خواین؟

06:46.890 --> 06:50.880
.واقعاً که آدم بی‌شعوری هستین. قدیس‌ساما راست می‌گفتن

06:51.490 --> 06:52.510
قدیس؟

06:52.900 --> 06:55.870
...ایشون با دستبند مقدس وارد معبد شدنُ

06:55.870 --> 06:58.660
.این ثابت می‌کنه که ایشون فرد منتخب الهی هستن...

06:58.660 --> 07:01.030
.عصای مقدس هم فوراً بهشون واکنش نشون داده

07:01.700 --> 07:02.900
...این بابایی که می‌گی احیاناً

07:04.040 --> 07:06.530
.ماری فور لافون ساما هستن

07:08.030 --> 07:10.660
!پاک فراموش کرده بودم‌اش

07:12.790 --> 07:15.030
.بالأخره بدست‌اش آوردم

07:15.480 --> 07:20.600
.جای شخصیت اصلی رو گرفتمُ بالأخره یه قدیس شدم

07:21.310 --> 07:26.320
.ارزش این همه به دَر و دیوار زدنُ یاد گرفتن جادوی درمان رو داشت

07:29.050 --> 07:32.010
.واقعاً دهن‌اَم صاف شد

07:32.010 --> 07:37.160
،بدون هیچ عشق و آهی توی بساط، اسماً اشراف‌زاده بودیم
.ولی مثل آشغال باهامون رفتار می‌کردن

07:38.320 --> 07:40.610
.زندگی قبلی‌ام هم واقعنی اعصاب‌خورد کن بود

07:40.970 --> 07:46.130
،همینکه بالأخره دختر محبوب مغازه شده بودم
...با اون آدم بدردنخور آشنا شدم و

07:47.360 --> 07:47.930
...ولی

07:48.320 --> 07:53.230
!توی این دنیا دیگه، قطعاً خوشبخت می‌شم

07:54.990 --> 07:55.780
!ماریه

07:56.000 --> 07:57.530
.اینجا بودی پس

07:57.530 --> 07:59.000
!دنبالت می‌گشتیم

07:59.540 --> 08:04.790
.حالا قدیس شدی، داشتیم فکر می‌کردیم یه مجسمه برات بسازیم

08:04.790 --> 08:06.790
.هزینه ساخت‌اش فقط 500هزار دیا می‌شه

08:08.250 --> 08:11.580
!کی می‌خواین آدم شین شماها آخه؟

08:12.040 --> 08:15.830
یولیوس، جنابعالی اصلاً حالیت هست توی چه موقعیتی هستی؟

08:16.740 --> 08:17.850
منظورت چیه؟

08:18.150 --> 08:23.160
،بعد از اون همه حقارتی که اون بارتفارت عوضی بهت تحمیل کرد
.جایگاه ولیعهدی رو هم از دست دادی

08:23.480 --> 08:25.830
بقیه‌تون هم مگه از مقام‌تون خلع نشدین؟

08:26.940 --> 08:31.720
.ماریه، این چیزهای پیش پا افتاده، عشق ما رو نسبت به تو تغییر نمی‌ده

08:31.720 --> 08:35.680
.عشق یه‌مشت اشراف‌زاده دَر پیتُ لاابالی رو می‌خوام چی‌کار آخه

08:35.680 --> 08:37.840
.هرجور شده ازت محافظت می‌کنم

08:37.540 --> 08:38.820
.حالم بهم خورد

08:38.620 --> 08:40.500
.عمراً بهشون ببازم

08:40.500 --> 08:41.950
.چقدر خزی تو

08:41.950 --> 08:43.620
.منم عاشقتم

08:43.970 --> 08:44.980
.خودتُ بکش لطفاً

08:44.980 --> 08:46.680
عشق که می‌‌گن اینه، ها؟

08:46.680 --> 08:48.130
!من چه می‌دونم، عنتر

08:49.460 --> 08:52.610
!همۀ این آتیش‌ها از گور اون سیاه‌لشکر شُل مجرا بلند می‌شه‌‌ها

08:52.610 --> 08:55.340
!قطعاً دَهَن‌اش رو سرویس می‌کنم

08:57.300 --> 08:59.390
.نگاه‌اش کن، خدمتکار خاندان اوفری‌ـه

08:59.390 --> 09:01.480
.پاچه‌لیس استفانی‌خانوم

09:01.480 --> 09:02.680
.خائن عوضی

09:02.680 --> 09:04.340
.واقعاً مایۀ شرم آکادمی‌ـه

09:04.340 --> 09:05.890
.کاش زودتر بره گورشُ گم کنه

09:07.070 --> 09:09.310
کجای کار رو اشتباه رفتم آخه؟

09:10.440 --> 09:15.150
.یه‌بارون‌زاده مثل من، معلومه که نمی‌تونه به خانوادۀ یه کنت «نه» بگه

09:15.870 --> 09:20.650
.کاش ماهم مثل اوفری‌ها از بین می‌رفتیم

09:24.490 --> 09:26.040
تو باید کارلا باشی، مگه نه؟

09:35.140 --> 09:39.680
.به‌نظر سختی‌های زیادی رو از سر گذرونده باشی ولی، بیا باهم دوست شیم

09:46.850 --> 09:50.470
.دختری که اون سیاه‌لشکر داغون‌اش کرده، پادوی من می‌شه

09:50.470 --> 09:52.570
.بدجور از کاری که کرده پشیمون‌اش می‌کنم

10:00.190 --> 10:03.080
.این وایکانت تازه به دوران رسیده رو باش

10:03.080 --> 10:08.750
ماریه احتمالاً مثل من به اینجا تناسخ پیدا کرده، ولی موندم دقیقاً چی توی سر این بابا می‌گذره؟

10:08.750 --> 10:10.580
باید کُلی پول‌ و پله بهم زده باشه، مگه نه؟

10:11.140 --> 10:12.340
،توی اون بازی‌اوتومه‌ای که من یادمه

10:12.620 --> 10:15.010
...شخصیت اصلی که اولیویا باشه، قدیس می‌شد و

10:15.010 --> 10:17.970
.با کمک پسرهایی که عاشق‌اش بودن غول آخر بازی رو شکست می‌داد...

10:17.970 --> 10:19.970
.همچین بدم‌ام نمیاد باهاش ازدواج کنم

10:21.470 --> 10:26.510
.ولی چیزی که واقعاً نیازه، قدرت قدیس نیست بلکه قدرت خود لیویاست

10:24.780 --> 10:25.970
اولیویا

10:24.780 --> 10:25.970
!این قدرت عشق‌ـه

10:26.510 --> 10:28.480
.ولی خودمونیم‌ها، چه قیافۀ روی مُخی داره

10:28.740 --> 10:30.390
!خفه‌بمیر چاقال

10:31.350 --> 10:32.390
...واقعاً که

10:34.500 --> 10:38.360
،اگه یه جنگ دیگه راه بیوفته و غول آخر بازی پیداش بشه

10:38.760 --> 10:42.120
.لیویا بدون هیچ دست‌آوردی توی بازی، گیم‌اور می‌شه

10:42.560 --> 10:45.790
.احتمال از بین رفتن دنیا سر این قضیه صفر نیست

10:53.530 --> 10:57.110
.این تغییر موضع 180 درجه‌ای که توی این نامه‌ها می‌بینم همیشه واسه‌ام تازگی داره

10:57.110 --> 10:59.520
کارت دعوت از طرف دخترهاست؟

10:59.520 --> 11:03.010
آش‌ـیه که «ترفیع گرفتن‌ات قبل از تعطیلات زمستونی» واسه‌ات پخته، مگه نه؟

11:03.010 --> 11:05.990
.تا سه روز وقت داری یه مهمون چای واسه‌ام ترتیب بدی

11:05.990 --> 11:08.930
.ازدواج که کردیم، هر ماه باید واسه‌ام لباس جدید بخری

11:08.930 --> 11:11.460
.باید هوای خدمتکارها و معشوقه‌هامُ هم داشته باشی

11:11.800 --> 11:15.220
.طبق معمول، حسابی عنتر تشریف دارن

11:16.650 --> 11:19.320
اِوا، نمی‌خوای کسی رو دعوت کنی؟

11:19.320 --> 11:23.780
.با شناختی که ازت دارم، گفتم حتماً دعوت‌شون می‌کنی‌ها حسابی می‌شوری می‌ذاری‌شون روی بند

11:23.780 --> 11:26.280
‫فکر کردی من کی‌ام؟‬

11:26.280 --> 11:30.450
‫من دورِ دخترایی که فقط دنبال پول و موقعیت‌ان رو خط کشیدم.‬

11:30.450 --> 11:35.420
‫فهمیدم. یعنی می‌خوای بگی اولیویا و آنجلیکا با اونا فرق دارن.‬

11:36.950 --> 11:41.880
‫دیگه وقتش بود احساست رو نسبت بهشون شفاف کنی.‬

11:41.880 --> 11:45.300
‫می‌دونم! می‌دونم، ولی...‬

11:50.390 --> 11:51.690
‫فهمیدم.‬

11:52.150 --> 11:56.200
‫هم فلوت جادویی و هم شاهدخت هرتراود از دست رفتن.‬

11:56.200 --> 11:59.210
‫من، وندل، از یه مشت بچه شکست خوردم.‬

11:59.210 --> 12:01.260
‫از خودم خجالت می‌کشم.‬

12:01.630 --> 12:04.090
‫و اون پسر...‬

12:06.310 --> 12:07.500
‫استاد.‬

12:08.470 --> 12:11.360
‫لازم نیست همه‌شون رو اسیر کنیم، مگه نه؟‬

12:14.600 --> 12:16.680
‫نیازی به شماها ندارم. می‌تونین برین.‬

12:17.950 --> 12:20.500
‫لعنت به اون پسر!‬

12:23.150 --> 12:24.330
‫خواهر...‬

12:29.520 --> 12:31.480
‫اوه، واقعاً؟‬

12:31.730 --> 12:34.670
‫تعطیلات زمستونی رو خونه‌ی آنجی بودی؟‬

12:34.670 --> 12:37.550
‫آره. خیلی بهم خوش گذشت.‬

12:37.550 --> 12:39.480
‫اون بهم یاد داد چطوری اسب‌سواری کنم.‬

12:39.480 --> 12:42.720
‫آنژ خیلی باحال بود.‬

12:45.230 --> 12:47.740
‫اون بیشتر از خودِ شاهزاده‌ها، رفتارِ شاهزاده‌وار داره.‬

12:47.740 --> 12:50.210
‫هرچند که توی بازی، شخصیتِ شرورِ داستان بود.‬

12:47.740 --> 12:50.740
‫آنجلیکا‬

12:47.740 --> 12:50.740
‫صبر کن! اون زن اینجا جایی نداره!‬

12:48.010 --> 12:50.740
‫صبر کن! اون زن اینجا جایی نداره!‬

12:50.740 --> 12:54.250
‫لئون، خسته به نظر می‌رسی.‬

12:54.660 --> 12:58.140
‫آره، یهو غرقِ دعوت‌نامه‌ها شدم.‬

12:58.140 --> 13:00.260
‫رد کردن همه‌شون کارِ خیلی سختیه.‬

13:00.260 --> 13:02.260
‫خب، الان دیگه یه قهرمانی.‬

13:02.520 --> 13:04.510
‫واقعاً نیستم.‬

13:04.760 --> 13:07.250
‫به هر حال، کارت فوق‌العاده بود.‬

13:07.250 --> 13:10.390
‫مـ... من حتی نمی‌دونم چیکار کردم.‬

13:10.670 --> 13:13.390
‫قدرتِ قدیسه، هان؟‬

13:13.740 --> 13:17.340
‫به هیچ دختری علاقه نداری؟‬

13:17.340 --> 13:21.550
‫نه. تو و آنژ برای مهمونی‌های چای من کافی هستین.‬

13:22.900 --> 13:28.440
‫اما مگه کلاریس و دیردری رو برای چای دعوت نکرده بودی؟‬

13:30.740 --> 13:32.860
‫بهتره عجله کنیم وگرنه دیر می‌رسیم سر کلاس.‬

13:35.230 --> 13:36.520
‫در رفت.‬

13:41.030 --> 13:43.090
‫شاید منم درخواست بدم.‬

13:43.090 --> 13:45.610
‫نمی‌ذارم لئون ازم جلو بزنه.‬

13:45.610 --> 13:47.170
‫منم همین کارو می‌کنم.‬

13:47.170 --> 13:49.050
‫شرط می‌بندم اینطوری می‌تونم یه عروس پیدا کنم.‬

13:50.070 --> 13:50.930
‫چه خبره؟‬

13:51.280 --> 13:52.810
‫هی، لئون.‬

13:53.310 --> 13:54.810
‫این رو ببین.‬

13:54.810 --> 13:58.230
‫این چیه؟ "فراخوان دانشجو برای تحصیل در جمهوری آلزر"؟‬

13:58.230 --> 13:59.050
‫نه اون نه.‬

13:59.050 --> 14:00.510
‫این یکی.‬

14:00.510 --> 14:02.320
‫محافظانِ قدیسه؟‬

14:02.920 --> 14:07.180
‫فقط معبد پشتش نیست. کاخ سلطنتی هم درگیرشه.‬

14:07.570 --> 14:11.590
‫مردم می‌گن شاهزاده جولیوس درباره‌ی لیدی ماری راست می‌گفته،‬

14:11.590 --> 14:13.990
‫و این یه نقشه‌ست تا اون رو دوباره به مقام ولیعهدی برگردونن‬

14:13.990 --> 14:18.410
‫و لیدی ماری رو به عنوان قدیسه و ولیعهد انتخاب کنن.‬

14:18.410 --> 14:20.090
‫مردم خل شدن.‬

14:20.890 --> 14:25.080
‫اون احمق چی تو سرشه؟‬

14:25.650 --> 14:26.490
‫لئون.‬

14:27.340 --> 14:28.280
‫آنژ؟‬

14:29.720 --> 14:31.850
‫چرا اینقدر عجله داری؟‬

14:31.850 --> 14:34.600
‫همین الان از خونه خبر رسید.‬

14:35.600 --> 14:38.600
‫تو انتخاب شدی که یکی از محافظانِ قدیسه باشی.‬

14:38.830 --> 14:39.560
‫چی؟‬

14:41.650 --> 14:48.080
‫بدین‌وسیله لئون فو بارت‌فورت رو به عنوان کاپیتان محافظان قدیسه منصوب می‌کنم.‬

14:49.820 --> 14:54.990
‫مطمئنیم که باید محافظ بشه؟‬

14:55.300 --> 14:58.930
‫خاندان ردگریو دیگه اون قدرت سابق رو نداره.‬

14:59.260 --> 15:04.000
‫مخالفتِ منِ تنها نمی‌تونه تصمیم رو عوض کنه، وزیر برنارد.‬

15:04.270 --> 15:09.510
‫من شخصاً به خاطر کاری که برای دخترم کلاریس کرد، بهش مدیونم.‬

15:10.250 --> 15:12.930
‫ترجیح می‌دم اون رو وارد این بازی نکنم.‬

15:13.940 --> 15:16.010
‫این به نفعِ کاخ سلطنتیه.‬

15:16.440 --> 15:20.920
‫طبق گزارش‌ها، اون نه تنها ناوگانِ شاهزاده‌نشین و گله‌ی هیولاها رو نابود کرد،‬

15:20.920 --> 15:23.770
‫بلکه شوالیه‌ی سیاه رو هم فراری داد.‬

15:24.230 --> 15:28.280
‫اون قدرتِ رزمیِ بالایی داره که نمی‌شه نادیده‌ش گرفت.‬

15:28.800 --> 15:34.780
‫بیایین با فرستادنش به این سفر اکتشافی، ببینیم جاه‌طلبیِ شورشگرانه داره یا نه.‬

15:34.780 --> 15:37.750
‫با فرستادنِ اون اسیر همراهش برای زیر نظر گرفتنش،‬

15:37.750 --> 15:39.040
‫با یه تیر دو نشون می‌زنیم.‬

15:39.790 --> 15:43.430
‫عالیه. کاملاً حق با شماست، مارکی فرامپتون.‬

15:43.430 --> 15:46.680
‫اون یه تهدید برای کاخه.‬

15:46.680 --> 15:49.920
‫باید اون شیء گمشده رو قبل از اینکه بتونه با معبد‬

15:49.920 --> 15:51.580
‫برای قبضه کردن قدرت توطئه کنه، مصادره کنیم.‬

15:52.370 --> 15:54.500
‫این خلافِ سیاست‌های ملیه.‬

15:54.500 --> 15:57.930
‫می‌خوای پادشاهی تبدیل به کرکس‌هایی بشه که گنج‌ها رو بالا می‌کشن؟‬

15:58.150 --> 16:03.530
‫وینس، دخترت خیلی با اون ویسکونت صمیمیه.‬

16:03.530 --> 16:07.440
‫شاید می‌خوای اون شیء گمشده رو برای خودت برداری؟‬

16:08.480 --> 16:09.440
‫مزخرفه.‬

16:09.810 --> 16:11.850
‫پس اعتراضی نیست.‬

16:12.270 --> 16:19.080
‫بارت‌فورت رو همراه با قدیسه می‌فرستیم تا فوراً دنبال گنج‌ها بگردن.‬

16:19.380 --> 16:20.830
‫گنج؟‬

16:21.360 --> 16:28.340
‫قدیسه به بودجه نیاز داره، پس خواسته‌ش رو برآورده می‌کنیم.‬

16:31.720 --> 16:35.340
‫چی فکر می‌کنی؟ شبیه قدیسه‌ها شدم؟‬

16:36.720 --> 16:38.350
‫خیلی خوشگل شدی!‬

16:38.580 --> 16:41.030
‫بدجوری جوگیر شده.‬

16:41.830 --> 16:43.620
‫کارلا اونجا چیکار می‌کنه؟‬

16:43.620 --> 16:46.980
‫احتمالاً برای حرص دادن تو این کارو می‌کنه.‬

16:50.690 --> 16:52.290
‫چرا اینطوری لباس پوشیدی؟‬

16:52.290 --> 16:54.330
‫تو هم خیال کردی ماجراجویی؟‬

16:54.330 --> 16:56.320
‫بی‌خیال. این حرف رو نزن.‬

16:57.240 --> 16:59.190
‫خیلی هم بهش میاد.‬

16:59.190 --> 17:00.740
‫لیدی ماری...‬

17:01.820 --> 17:04.520
‫از این وضعیت متنفره. حقشه.‬

17:06.810 --> 17:10.390
‫چیه؟ قهر کردی چون استادت رو بردن؟‬

17:11.110 --> 17:13.160
‫می‌شه با من حرف نزنی؟‬

17:13.540 --> 17:16.220
‫از تو متنفرم.‬

17:17.920 --> 17:20.080
‫هنوزم همون‌قدر پررویی.‬

17:20.570 --> 17:25.000
‫استاد، چه نیازی بود همکار رو بیاریم؟‬

17:25.000 --> 17:28.790
‫دقیقاً. من از کاخ دستور گرفتم.‬

17:28.790 --> 17:30.520
‫کاخ؟‬

17:30.520 --> 17:32.530
‫اونا از من می‌ترسن.‬

17:33.250 --> 17:35.480
‫واقعاً شورش رو درآوردم.‬

17:35.900 --> 17:37.130
‫لئون!‬

17:37.130 --> 17:38.160
‫لئون!‬

17:41.150 --> 17:44.150
‫ما اولین کسایی هستیم که گنج پیدا می‌کنیم.‬

17:44.150 --> 17:46.920
‫اونقدر هیجان‌زده بودم که دیشب نتونستم بخوابم.‬

17:47.150 --> 17:50.080
‫اشرافِ این پادشاهی در اصل ماجراجو بودن.‬

17:50.410 --> 17:52.420
‫فکر کنم خونِ اجدادش به جوش اومده.‬

17:53.250 --> 17:56.060
‫خوشحالم که می‌تونم خرابه‌ها رو بگردم.‬

17:56.390 --> 17:59.750
‫برام سواله که مردمِ گذشته چطوری زندگی می‌کردن.‬

17:59.750 --> 18:03.410
‫خانم شاگرد اول، تو واقعاً عاشقِ درس خوندنی.‬

18:04.080 --> 18:07.890
‫همکار حمومِ بزرگی داره، پس تا برسیم استراحت کن.‬

18:08.960 --> 18:10.690
‫بی‌صبرانه منتظرشم.‬

18:10.690 --> 18:12.690
‫اوه؟ حموم؟‬

18:12.690 --> 18:16.570
‫عالیه. داشتم فکر می‌کردم چطوری این عرق رو بشورم.‬

18:17.000 --> 18:18.820
‫شماها هم اینجایید؟‬

18:19.090 --> 18:22.510
‫شاهزاده جولیوس توی کاخ کار داشت.‬

18:22.510 --> 18:24.700
‫برای همین ما از ماری محافظت می‌کنیم.‬

18:24.700 --> 18:29.080
‫هرجور راحتین. ولی شماها که دور و بر آدم می‌پلکین، حق ندارین بیایین حموم.‬

18:29.420 --> 18:31.980
‫مگه واسه همین حموم نمی‌خوایم؟ چون داریم خفه می‌شیم؟‬

18:31.980 --> 18:34.960
‫من که خفه نمی‌شم.‬

18:34.960 --> 18:37.620
‫با اون صدایِ بی‌خودی جذابشون، چه حرف‌های احمقانه‌ای می‌زنن.‬

18:38.160 --> 18:41.720
‫نه، صبر کن. اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬

18:42.220 --> 18:44.220
‫چقدر سروصدا.‬

18:44.640 --> 18:47.820
‫آدم‌های این پادشاهی همیشه همین‌طورین؟‬

18:50.490 --> 18:54.070
‫شاهدختِ شاهزاده‌نشینِ فانوس که می‌تونه از فلوت جادویی استفاده کنه.‬

18:54.660 --> 18:59.240
‫حالا که درگیری‌ها تموم شده، اون یه گروگانِ عالی برای پادشاهی محسوب می‌شه.‬

19:00.040 --> 19:03.360
‫ولی اون به دستورِ کاخ همراهِ ما اومده.‬

19:03.680 --> 19:06.740
‫هدفش بازرسیِ مرزهاست؟ آره جونِ خودش.‬

19:06.740 --> 19:08.490
‫اون کیه؟‬

19:08.490 --> 19:12.030
‫شاهدخت هرتراود از شاهزاده‌نشینِ فانوس.‬

19:12.030 --> 19:14.410
‫الان به عنوان دانشجویِ مهمان باهاش رفتار می‌شه.‬

19:14.410 --> 19:17.490
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬

19:17.490 --> 19:22.760
‫درسته. شاید ما اینجاییم که زیر نظرش بگیریم، ولی این یه مسئله‌ی دفاعِ ملیه.‬

19:22.760 --> 19:26.040
‫اگه مشکلی داری، برو به کاخ بگو.‬

19:26.040 --> 19:29.720
‫هرچند شک دارم به حرفِ خاندانِ سقوط‌کرده‌ی ردگریو گوش بدن.‬

19:31.040 --> 19:33.370
‫فلوت جادویی توی پایتخت نگهداری می‌شه.‬

19:34.280 --> 19:36.490
‫تا وقتی که اون رو جلوی چشمم نگه دارم،‬

19:36.490 --> 19:38.870
‫لازم نیست نگرانِ ظاهر شدنِ غولِ آخر باشم.‬

19:36.840 --> 19:39.530
‫خیره شدن‬

19:39.530 --> 19:43.240
‫می‌شه این‌طوری با هوس بهم نگاه نکنی؟‬

19:43.240 --> 19:44.030
‫ها؟‬

19:44.400 --> 19:46.280
‫با هوس؟‬

19:50.260 --> 19:52.170
‫اوه، شرمنده.‬

19:52.490 --> 19:54.570
‫چرا توی چشمات ترحم می‌بینم؟!‬

19:58.050 --> 19:59.550
‫این یکی واقعاً چشمگیره.‬

19:59.550 --> 20:02.550
‫خیلی قشنگه. آبش هم عالیه.‬

20:09.930 --> 20:11.440
‫اوه، ام...‬

20:11.440 --> 20:14.290
‫خیلی نرم به نظر می‌رسیدن... واسه همین...‬

20:14.290 --> 20:15.190
‫ای بابا.‬

20:15.410 --> 20:17.350
‫مالِ تو هم همین‌طوره، آنژ.‬

20:17.850 --> 20:19.460
‫نکن، لیویا.‬

20:19.460 --> 20:22.100
‫خانم قدیسه، من از اون دوتا خوشم نمیاد.‬

20:22.100 --> 20:25.410
‫تقریباً یه ساله که ازشون متنفر شدم.‬

20:29.390 --> 20:31.450
‫ببین. اونجاست.‬

20:31.920 --> 20:34.580
‫لئون، اون جزیره‌ی معلق مقصدِ ماست.‬

20:35.100 --> 20:40.140
‫آماده‌ی فرود باش. نمی‌خوام برای پیدا کردنِ گنج وقت تلف کنیم.‬

20:41.930 --> 20:43.090
‫چی می‌خوای؟‬

20:43.090 --> 20:46.360
‫مگه تو قدیسه نیستی؟‬

20:46.360 --> 20:49.350
‫مطمئن نیستم که باید اینقدر درگیرِ پول باشی.‬

20:49.580 --> 20:52.480
‫تو یه شاهدختی! چی از بی‌پولی می‌فهمی؟!‬

20:52.480 --> 20:55.480
‫بی‌پولی خیلی سخته.‬

20:55.480 --> 20:57.730
‫از مردن هم سخت‌تره!‬

20:57.730 --> 21:02.730
‫خانواده‌ام هم مدام بدهی بالا میارن و پول هدر می‌دن!‬

21:02.730 --> 21:04.110
‫مـ... متوجه شدم.‬

21:04.390 --> 21:07.400
‫دارم کم‌کم دلم براش می‌سوزه.‬

21:07.710 --> 21:10.190
‫من رو یادِ خواهرم توی زندگیِ قبلیم می‌ندازه.‬

21:10.190 --> 21:11.870
‫پول!‬

21:11.870 --> 21:14.890
‫خب، کجا فرود بیایم؟‬

21:14.890 --> 21:17.440
‫احتمالاً هر گنجی باشه، توی خرابه‌هاست.‬

21:18.410 --> 21:22.430
‫و بدون شک یه شیء گمشده اینجا هست.‬

21:22.430 --> 21:24.210
‫من راهنمایی‌تون می‌کنم.‬

21:25.220 --> 21:29.890
‫جزیره پر از جنگله و جایِ کمی برای فرود داره.‬

21:30.830 --> 21:32.140
‫از کجا می‌دونی؟‬

21:33.840 --> 21:36.360
‫اینجا سرزمینِ مادریِ منه.‬

21:40.370 --> 21:45.040
‫گروه قدیسه به زودی به مقصدشون می‌رسن.‬

21:45.690 --> 21:49.780
‫امیدوارم توی به دست آوردنِ اون موفق بشن.‬

21:55.000 --> 22:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:25.960 --> 23:28.590
‫ما داریم خرابه‌ها رو برای پیدا کردنِ گنج می‌گردیم.‬

23:28.590 --> 23:30.590
‫ما توی جزیره‌ای هستیم که پر از الف‌های زیباست،‬

23:30.590 --> 23:33.030
‫اما چیزی شوم توی سایه‌ها کمین کرده.‬

23:33.030 --> 23:34.220
‫شوم‌تر از خودت؟‬

23:34.220 --> 23:34.970
‫هی!‬

23:34.970 --> 23:37.850
‫قسمت بعد، "آیا از زیباییِ نابودی لذت می‌بری؟"‬

23:37.850 --> 23:39.930
‫به سمتِ ماجراجوییِ پرهیاهویِ ما!‬
