1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:17,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:17,840 --> 00:00:19,950
...چـ-چرا آخه

4
00:00:20,940 --> 00:00:24,170
حتی یه قدیس هم نمی‌تونه شکست‌اش بده؟

5
00:00:24,660 --> 00:00:25,700
!اولیویا

6
00:00:37,260 --> 00:00:42,320
.اینجانب یولیوس عزیزت، به هر حریف قدری هم که بخوره، عمراً شکست بخور نیست

7
00:00:43,410 --> 00:00:47,400
.آره، منم بخاطر تو مبارزه می‌کنم

8
00:00:48,160 --> 00:00:51,210
!این... قدرت عشق‌ـه

9
00:00:54,720 --> 00:00:55,910
اولیویا

10
00:00:54,720 --> 00:00:55,910
اولیویا

11
00:00:54,720 --> 00:00:55,910
!این... قدرت عشق‌ـه

12
00:00:54,880 --> 00:00:57,120
!این... قدرت عشق‌ـه

13
00:00:57,120 --> 00:00:59,910
عجب. عشق، ها؟

14
00:01:00,130 --> 00:01:03,330
الحق این عشق‌ـه که همیشه دنیا رو نجات می‌ده، مگه نه؟

15
00:01:03,750 --> 00:01:05,290
!آره، ارواح عمه‌تون

16
00:01:05,570 --> 00:01:07,290
!این چه بازی اوتومۀ گوهی‌ـه من دارم بازی می‌کنم؟

17
00:01:07,290 --> 00:01:10,040
!چرا اِنقدر زیادی زن‌محوره این دنیا؟

18
00:01:10,040 --> 00:01:11,930
!تو بی‌نظیری

19
00:01:12,550 --> 00:01:15,550
!بعد گوه‌تر از همه اینه که گرفتن کشتی‌هوایی و لباس هوشمند قاطی یه‌همچین بازی‌ای کردن

20
00:01:15,770 --> 00:01:17,050
!بریم تو کارش

21
00:01:17,300 --> 00:01:21,810
!بعد یعنی چی آخه که تَه‌اش باید با یه هیولای غول‌تشن بجنگی؟

22
00:01:21,810 --> 00:01:23,560
!اعلی‌حضرت، مراقب باشید

23
00:01:23,560 --> 00:01:25,060
یولیوس

24
00:01:23,560 --> 00:01:25,060
!!شاهزاده از مهارت تهاجی استفاده کرد

25
00:01:23,560 --> 00:01:25,060
تجهیزات

26
00:01:23,560 --> 00:01:25,060
!مهارت نهایی منُ نظاره کنید

27
00:01:25,060 --> 00:01:26,530
!تازه‌شم، خیلی سخت‌ـه لامصب

28
00:01:26,530 --> 00:01:28,190
.روم سیاهه، اولیویا

29
00:01:28,190 --> 00:01:30,620
!بابا یه تعادلی توی این بازی کوفتی‌تون می‌ذاشتین

30
00:01:30,620 --> 00:01:32,190
!چند بار باید یه مرحله رو برم آخه؟

31
00:01:36,000 --> 00:01:37,200
!گوه‌تـــــوش

32
00:01:37,200 --> 00:01:39,200
یولیوس

33
00:01:37,200 --> 00:01:39,200
!!شاهزاده از مهارت تهاجی استفاده کرد

34
00:01:37,200 --> 00:01:39,200
تجهیزات

35
00:01:37,200 --> 00:01:39,200
!مهارت نهایی منُ نظاره کنید

36
00:01:39,420 --> 00:01:41,310
.هرجور شده، ازت محافظت می‌کنم

37
00:01:41,310 --> 00:01:42,320
.حالم بهم خورد

38
00:01:42,320 --> 00:01:43,620
.عمراً بهشون ببازم

39
00:01:43,620 --> 00:01:44,560
.چقدر خزی تو

40
00:01:44,560 --> 00:01:46,320
.منم عاشقتم

41
00:01:46,320 --> 00:01:46,940
.خودتُ بکش لطفاً

42
00:01:46,940 --> 00:01:48,070
پس عشق که می‌گن اینه، ها؟

43
00:01:48,070 --> 00:01:48,830
.من چه می‌دونم، عنتر

44
00:01:48,830 --> 00:01:51,090
!بریم، اولیویا

45
00:01:51,620 --> 00:01:52,280
!چشم

46
00:01:52,280 --> 00:01:54,060
!گمشین بابا

47
00:01:55,310 --> 00:01:59,290
آخرش هم یه‌جوری که نمی‌دونم چه‌جوری
...دقیقاً توی همین دنیایی که اِنقدر غُرش رو می‌زدم

48
00:01:59,840 --> 00:02:02,850
.به‌عنوان یه شخصیت پس‌زمینه، تناسخ پیدا کردم...

49
00:02:02,850 --> 00:02:06,350
واسۀ همینه که تونستی منُ بدست بیاری، مگه نه؟

50
00:02:06,350 --> 00:02:09,850
.بعدش، به‌نظر یه‌جورایی داستان بازی رو تغییر دادم

51
00:02:09,850 --> 00:02:11,400
.باورش سخته واقعاً

52
00:02:11,400 --> 00:02:13,460
احیاناً مطمئنی توی خیالات اون ذهن مریض‌ات غرق نشدی؟

53
00:02:13,460 --> 00:02:15,380
!هوی تو خیلی آدم بی شعوری هستی‌ها

54
00:02:15,380 --> 00:02:17,740
!یه‌ریزه که حدأقل باید به اربابت ایمان داشته باشی؟

55
00:02:24,620 --> 00:02:25,620
Trapped in

56
00:02:28,330 --> 00:02:29,870
a Dating Sim

57
00:03:49,510 --> 00:03:53,000
.این                         که همیشه دنیا رو نجات می‌ده

58
00:03:49,510 --> 00:03:53,000
عشق‌ـه

59
00:03:54,110 --> 00:03:55,750
چی‌شد که اینطور شد؟

60
00:03:56,000 --> 00:03:59,260
.همه‌اش سرانجام کارهای خودته، ارباب

61
00:03:59,260 --> 00:04:02,880
ولی بازم تونستم جنگ منطقۀ دوک‌نشینُ حلُ فصل کنم، غیر اینه؟

62
00:04:03,170 --> 00:04:06,470
.فقط اینکه خیلی زودتر از داستان بازی اتفاق افتاده یه‌مقدار کنجکاوم کرده

63
00:04:06,470 --> 00:04:08,890
.اینکه پشت‌بند هم داری ترفیع می‌گیره هم از قلم نیوفته

64
00:04:08,890 --> 00:04:10,890
!بابا من نخوام ترفیع بگیرم کی رو باید ببینم؟

65
00:04:11,180 --> 00:04:15,150
.توی این کشور اشراف‌زاده شدن فقط دردسرهای آدم رو بیشتر می‌کنه

66
00:04:15,150 --> 00:04:17,200
.اینُ نمی‌تونم منکر بشم واقعاً

67
00:04:17,200 --> 00:04:22,120
.شاهدخت‌ فانوس رو تحویل پادشاهی دادمُ باقی کارها رو به‌خودشون سپردم

68
00:04:22,490 --> 00:04:24,030
.فکر نمی‌کنم مُشکلی از اون لحاظ داشته باشیم

69
00:04:24,030 --> 00:04:25,560
مطمئنی از این بابت؟

70
00:04:26,540 --> 00:04:28,470
.نیتسم واقعاً

71
00:04:28,470 --> 00:04:33,200
،پادشاهی معلوم نیست قراره راجب این قضیه چی‌کار کنه
.تازه قدرت تو رو هم نشون‌شون دادم

72
00:04:34,030 --> 00:04:38,750
خب اگه حوصلۀ دردسر نداری، نظرت نیست بزنیم زودتر این دنیای جدید آدم‌ها رو داغون کنیم؟

73
00:04:38,750 --> 00:04:39,960
!نخیر

74
00:04:40,620 --> 00:04:41,580
...توهم که

75
00:04:44,070 --> 00:04:45,480
چطوره، لئون؟

76
00:04:46,640 --> 00:04:48,810
.چه خوب دوباره سرپا شده

77
00:04:48,810 --> 00:04:51,040
.به لطف پول‌هایی‌ـه که تو واسه‌مون فرستادی

78
00:04:51,040 --> 00:04:53,860
.الحق که پسر اشراف‌زاده ردۀ چهارم خودمونی

79
00:04:53,860 --> 00:04:55,230
.اذیت نکن تورو خدا، بابا

80
00:04:55,230 --> 00:04:59,560
.شنیدم توی آکادمی دختر خاندان رِدگریو رو مخ کردی شیطون

81
00:04:59,560 --> 00:05:01,970
!سرت توی باسن خودت باشه لطفاً برادر عزیزم

82
00:05:02,430 --> 00:05:05,830
نیکس‌خان، جنابعالی تا کی می‌خوای یه عروس آوردن واسۀ ما
از این آکادمی رو طول‌اش بدی؟

83
00:05:05,830 --> 00:05:08,200
!شماهم سرت توی «چیز» خودت باشه لطفاً، پدر عزیزم

84
00:05:09,630 --> 00:05:13,740
اوهوی! میولر قراره اتاق اختصاصی خودش رو داشته باشه دیگه ایشالا؟

85
00:05:13,740 --> 00:05:17,000
جلدی واسۀ بردۀ من اتاق اختصاصی خودشُ آماده می‌کنین، فهمیدین؟

86
00:05:17,000 --> 00:05:19,500
.ردیفه بابا، جنا

87
00:05:19,500 --> 00:05:22,880
عجب بابا عجب! چرا باید همچین موجودی، خواهر ما باشه آخه؟

88
00:05:23,760 --> 00:05:26,510
.عوی، سلطیه اصلی داره میاد تازه

89
00:05:27,510 --> 00:05:30,390
!پسرۀ حیف‌نون احمق

90
00:05:30,670 --> 00:05:32,670
.آه، مادرجان

91
00:05:32,670 --> 00:05:35,390
سلام، عفریته! هنوز نَمُردی؟

92
00:05:35,880 --> 00:05:38,940
!زود باش گنجینۀ معبد رو رد کن بیاد

93
00:05:39,480 --> 00:05:41,320
گنجینۀ معبد؟

94
00:05:42,060 --> 00:05:46,760
ارباب بارتفارت، شما اخیراً یه‌گروه از دزدان‌دریایی رو شکست دادین، مگه نه؟

95
00:05:46,760 --> 00:05:48,900
گیریم که دادم؛ مشکل‌اش چیه؟

96
00:05:48,900 --> 00:05:53,330
.شنیدم گردنبندی که پیش اون دزدها بوده رو جنابعالی مُلا کردی

97
00:05:48,900 --> 00:05:53,330
.مُلا کردن: دزدیدن

98
00:05:53,700 --> 00:05:55,760
گردنبند مقدس رو می‌گن، ها؟

99
00:05:56,150 --> 00:05:59,330
...منتظر بودم زمان مناسب‌اش برسه تا به لیویا بدم‌اش، ولی

100
00:05:59,330 --> 00:06:02,090
.زود باش به معبد پَس‌اش بده ببینم

101
00:06:02,090 --> 00:06:07,070
.هُن؟ هرکی دزدها رو کله‌پا کرده به روی غنائمی که ازشون گرفته حق تأم داره

102
00:06:07,430 --> 00:06:09,090
.قانون خود پادشاهی‌ـه

103
00:06:09,380 --> 00:06:13,380
.روی گردنبند مذکور، نشون معبد حکاکی شده

104
00:06:13,380 --> 00:06:16,230
.بنابراین، کار درست اینه که به معبد بازگردونده بشه

105
00:06:17,430 --> 00:06:21,010
.ارباب، متأسفانه اینجا واقعاً باید از خر شیطون بیای پایین

106
00:06:21,010 --> 00:06:22,910
ها؟ چرا اونوقت؟

107
00:06:22,910 --> 00:06:24,880
.شناورها محاصرمون کردن

108
00:06:26,260 --> 00:06:28,200
.اونا کشتی‌های گَشتی معبدن

109
00:06:31,380 --> 00:06:33,160
.چاره‌ای نیست اِنگار

110
00:06:34,910 --> 00:06:36,120
.بفرما، مال خودتون

111
00:06:36,870 --> 00:06:39,660
پس این همون گنجینه گَمشده‌ست؟

112
00:06:39,660 --> 00:06:41,750
.بله، شکی توش نیست

113
00:06:42,020 --> 00:06:44,690
.چیزی که می‌خواستین گرفتین دیگه؟ حالا زود تر برین رد کارتون

114
00:06:44,690 --> 00:06:46,630
نکنه صدقه‌مدقه‌ای چیزی هم می‌خواین؟

115
00:06:46,890 --> 00:06:50,880
.واقعاً که آدم بی‌شعوری هستین. قدیس‌ساما راست می‌گفتن

116
00:06:51,490 --> 00:06:52,510
قدیس؟

117
00:06:52,900 --> 00:06:55,870
...ایشون با دستبند مقدس وارد معبد شدنُ

118
00:06:55,870 --> 00:06:58,660
.این ثابت می‌کنه که ایشون فرد منتخب الهی هستن...

119
00:06:58,660 --> 00:07:01,030
.عصای مقدس هم فوراً بهشون واکنش نشون داده

120
00:07:01,700 --> 00:07:02,900
...این بابایی که می‌گی احیاناً

121
00:07:04,040 --> 00:07:06,530
.ماری فور لافون ساما هستن

122
00:07:08,030 --> 00:07:10,660
!پاک فراموش کرده بودم‌اش

123
00:07:12,790 --> 00:07:15,030
.بالأخره بدست‌اش آوردم

124
00:07:15,480 --> 00:07:20,600
.جای شخصیت اصلی رو گرفتمُ بالأخره یه قدیس شدم

125
00:07:21,310 --> 00:07:26,320
.ارزش این همه به دَر و دیوار زدنُ یاد گرفتن جادوی درمان رو داشت

126
00:07:29,050 --> 00:07:32,010
.واقعاً دهن‌اَم صاف شد

127
00:07:32,010 --> 00:07:37,160
،بدون هیچ عشق و آهی توی بساط، اسماً اشراف‌زاده بودیم
.ولی مثل آشغال باهامون رفتار می‌کردن

128
00:07:38,320 --> 00:07:40,610
.زندگی قبلی‌ام هم واقعنی اعصاب‌خورد کن بود

129
00:07:40,970 --> 00:07:46,130
،همینکه بالأخره دختر محبوب مغازه شده بودم
...با اون آدم بدردنخور آشنا شدم و

130
00:07:47,360 --> 00:07:47,930
...ولی

131
00:07:48,320 --> 00:07:53,230
!توی این دنیا دیگه، قطعاً خوشبخت می‌شم

132
00:07:54,990 --> 00:07:55,780
!ماریه

133
00:07:56,000 --> 00:07:57,530
.اینجا بودی پس

134
00:07:57,530 --> 00:07:59,000
!دنبالت می‌گشتیم

135
00:07:59,540 --> 00:08:04,790
.حالا قدیس شدی، داشتیم فکر می‌کردیم یه مجسمه برات بسازیم

136
00:08:04,790 --> 00:08:06,790
.هزینه ساخت‌اش فقط 500هزار دیا می‌شه

137
00:08:08,250 --> 00:08:11,580
!کی می‌خواین آدم شین شماها آخه؟

138
00:08:12,040 --> 00:08:15,830
یولیوس، جنابعالی اصلاً حالیت هست توی چه موقعیتی هستی؟

139
00:08:16,740 --> 00:08:17,850
منظورت چیه؟

140
00:08:18,150 --> 00:08:23,160
،بعد از اون همه حقارتی که اون بارتفارت عوضی بهت تحمیل کرد
.جایگاه ولیعهدی رو هم از دست دادی

141
00:08:23,480 --> 00:08:25,830
بقیه‌تون هم مگه از مقام‌تون خلع نشدین؟

142
00:08:26,940 --> 00:08:31,720
.ماریه، این چیزهای پیش پا افتاده، عشق ما رو نسبت به تو تغییر نمی‌ده

143
00:08:31,720 --> 00:08:35,680
.عشق یه‌مشت اشراف‌زاده دَر پیتُ لاابالی رو می‌خوام چی‌کار آخه

144
00:08:35,680 --> 00:08:37,840
.هرجور شده ازت محافظت می‌کنم

145
00:08:37,540 --> 00:08:38,820
.حالم بهم خورد

146
00:08:38,620 --> 00:08:40,500
.عمراً بهشون ببازم

147
00:08:40,500 --> 00:08:41,950
.چقدر خزی تو

148
00:08:41,950 --> 00:08:43,620
.منم عاشقتم

149
00:08:43,970 --> 00:08:44,980
.خودتُ بکش لطفاً

150
00:08:44,980 --> 00:08:46,680
عشق که می‌‌گن اینه، ها؟

151
00:08:46,680 --> 00:08:48,130
!من چه می‌دونم، عنتر

152
00:08:49,460 --> 00:08:52,610
!همۀ این آتیش‌ها از گور اون سیاه‌لشکر شُل مجرا بلند می‌شه‌‌ها

153
00:08:52,610 --> 00:08:55,340
!قطعاً دَهَن‌اش رو سرویس می‌کنم

154
00:08:57,300 --> 00:08:59,390
.نگاه‌اش کن، خدمتکار خاندان اوفری‌ـه

155
00:08:59,390 --> 00:09:01,480
.پاچه‌لیس استفانی‌خانوم

156
00:09:01,480 --> 00:09:02,680
.خائن عوضی

157
00:09:02,680 --> 00:09:04,340
.واقعاً مایۀ شرم آکادمی‌ـه

158
00:09:04,340 --> 00:09:05,890
.کاش زودتر بره گورشُ گم کنه

159
00:09:07,070 --> 00:09:09,310
کجای کار رو اشتباه رفتم آخه؟

160
00:09:10,440 --> 00:09:15,150
.یه‌بارون‌زاده مثل من، معلومه که نمی‌تونه به خانوادۀ یه کنت «نه» بگه

161
00:09:15,870 --> 00:09:20,650
.کاش ماهم مثل اوفری‌ها از بین می‌رفتیم

162
00:09:24,490 --> 00:09:26,040
تو باید کارلا باشی، مگه نه؟

163
00:09:35,140 --> 00:09:39,680
.به‌نظر سختی‌های زیادی رو از سر گذرونده باشی ولی، بیا باهم دوست شیم

164
00:09:46,850 --> 00:09:50,470
.دختری که اون سیاه‌لشکر داغون‌اش کرده، پادوی من می‌شه

165
00:09:50,470 --> 00:09:52,570
.بدجور از کاری که کرده پشیمون‌اش می‌کنم

166
00:10:00,190 --> 00:10:03,080
.این وایکانت تازه به دوران رسیده رو باش

167
00:10:03,080 --> 00:10:08,750
ماریه احتمالاً مثل من به اینجا تناسخ پیدا کرده، ولی موندم دقیقاً چی توی سر این بابا می‌گذره؟

168
00:10:08,750 --> 00:10:10,580
باید کُلی پول‌ و پله بهم زده باشه، مگه نه؟

169
00:10:11,140 --> 00:10:12,340
،توی اون بازی‌اوتومه‌ای که من یادمه

170
00:10:12,620 --> 00:10:15,010
...شخصیت اصلی که اولیویا باشه، قدیس می‌شد و

171
00:10:15,010 --> 00:10:17,970
.با کمک پسرهایی که عاشق‌اش بودن غول آخر بازی رو شکست می‌داد...

172
00:10:17,970 --> 00:10:19,970
.همچین بدم‌ام نمیاد باهاش ازدواج کنم

173
00:10:21,470 --> 00:10:26,510
.ولی چیزی که واقعاً نیازه، قدرت قدیس نیست بلکه قدرت خود لیویاست

174
00:10:24,780 --> 00:10:25,970
اولیویا

175
00:10:24,780 --> 00:10:25,970
اولیویا

176
00:10:24,780 --> 00:10:25,970
!این قدرت عشق‌ـه

177
00:10:26,510 --> 00:10:28,480
.ولی خودمونیم‌ها، چه قیافۀ روی مُخی داره

178
00:10:28,740 --> 00:10:30,390
!خفه‌بمیر چاقال

179
00:10:31,350 --> 00:10:32,390
...واقعاً که

180
00:10:34,500 --> 00:10:38,360
،اگه یه جنگ دیگه راه بیوفته و غول آخر بازی پیداش بشه

181
00:10:38,760 --> 00:10:42,120
.لیویا بدون هیچ دست‌آوردی توی بازی، گیم‌اور می‌شه

182
00:10:42,560 --> 00:10:45,790
.احتمال از بین رفتن دنیا سر این قضیه صفر نیست

183
00:10:53,530 --> 00:10:57,110
.این تغییر موضع 180 درجه‌ای که توی این نامه‌ها می‌بینم همیشه واسه‌ام تازگی داره

184
00:10:57,110 --> 00:10:59,520
کارت دعوت از طرف دخترهاست؟

185
00:10:59,520 --> 00:11:03,010
آش‌ـیه که «ترفیع گرفتن‌ات قبل از تعطیلات زمستونی» واسه‌ات پخته، مگه نه؟

186
00:11:03,010 --> 00:11:05,990
.تا سه روز وقت داری یه مهمون چای واسه‌ام ترتیب بدی

187
00:11:05,990 --> 00:11:08,930
.ازدواج که کردیم، هر ماه باید واسه‌ام لباس جدید بخری

188
00:11:08,930 --> 00:11:11,460
.باید هوای خدمتکارها و معشوقه‌هامُ هم داشته باشی

189
00:11:11,800 --> 00:11:15,220
.طبق معمول، حسابی عنتر تشریف دارن

190
00:11:16,650 --> 00:11:19,320
اِوا، نمی‌خوای کسی رو دعوت کنی؟

191
00:11:19,320 --> 00:11:23,780
.با شناختی که ازت دارم، گفتم حتماً دعوت‌شون می‌کنی‌ها حسابی می‌شوری می‌ذاری‌شون روی بند

192
00:11:23,780 --> 00:11:26,280
‫فکر کردی من کی‌ام؟‬

193
00:11:26,280 --> 00:11:30,450
‫من دورِ دخترایی که فقط دنبال پول و موقعیت‌ان رو خط کشیدم.‬

194
00:11:30,450 --> 00:11:35,420
‫فهمیدم. یعنی می‌خوای بگی اولیویا و آنجلیکا با اونا فرق دارن.‬

195
00:11:36,950 --> 00:11:41,880
‫دیگه وقتش بود احساست رو نسبت بهشون شفاف کنی.‬

196
00:11:41,880 --> 00:11:45,300
‫می‌دونم! می‌دونم، ولی...‬

197
00:11:50,390 --> 00:11:51,690
‫فهمیدم.‬

198
00:11:52,150 --> 00:11:56,200
‫هم فلوت جادویی و هم شاهدخت هرتراود از دست رفتن.‬

199
00:11:56,200 --> 00:11:59,210
‫من، وندل، از یه مشت بچه شکست خوردم.‬

200
00:11:59,210 --> 00:12:01,260
‫از خودم خجالت می‌کشم.‬

201
00:12:01,630 --> 00:12:04,090
‫و اون پسر...‬

202
00:12:06,310 --> 00:12:07,500
‫استاد.‬

203
00:12:08,470 --> 00:12:11,360
‫لازم نیست همه‌شون رو اسیر کنیم، مگه نه؟‬

204
00:12:14,600 --> 00:12:16,680
‫نیازی به شماها ندارم. می‌تونین برین.‬

205
00:12:17,950 --> 00:12:20,500
‫لعنت به اون پسر!‬

206
00:12:23,150 --> 00:12:24,330
‫خواهر...‬

207
00:12:29,520 --> 00:12:31,480
‫اوه، واقعاً؟‬

208
00:12:31,730 --> 00:12:34,670
‫تعطیلات زمستونی رو خونه‌ی آنجی بودی؟‬

209
00:12:34,670 --> 00:12:37,550
‫آره. خیلی بهم خوش گذشت.‬

210
00:12:37,550 --> 00:12:39,480
‫اون بهم یاد داد چطوری اسب‌سواری کنم.‬

211
00:12:39,480 --> 00:12:42,720
‫آنژ خیلی باحال بود.‬

212
00:12:45,230 --> 00:12:47,740
‫اون بیشتر از خودِ شاهزاده‌ها، رفتارِ شاهزاده‌وار داره.‬

213
00:12:47,740 --> 00:12:50,210
‫هرچند که توی بازی، شخصیتِ شرورِ داستان بود.‬

214
00:12:47,740 --> 00:12:50,740
‫آنجلیکا‬

215
00:12:47,740 --> 00:12:50,740
‫صبر کن! اون زن اینجا جایی نداره!‬

216
00:12:48,010 --> 00:12:50,740
‫صبر کن! اون زن اینجا جایی نداره!‬

217
00:12:50,740 --> 00:12:54,250
‫لئون، خسته به نظر می‌رسی.‬

218
00:12:54,660 --> 00:12:58,140
‫آره، یهو غرقِ دعوت‌نامه‌ها شدم.‬

219
00:12:58,140 --> 00:13:00,260
‫رد کردن همه‌شون کارِ خیلی سختیه.‬

220
00:13:00,260 --> 00:13:02,260
‫خب، الان دیگه یه قهرمانی.‬

221
00:13:02,520 --> 00:13:04,510
‫واقعاً نیستم.‬

222
00:13:04,760 --> 00:13:07,250
‫به هر حال، کارت فوق‌العاده بود.‬

223
00:13:07,250 --> 00:13:10,390
‫مـ... من حتی نمی‌دونم چیکار کردم.‬

224
00:13:10,670 --> 00:13:13,390
‫قدرتِ قدیسه، هان؟‬

225
00:13:13,740 --> 00:13:17,340
‫به هیچ دختری علاقه نداری؟‬

226
00:13:17,340 --> 00:13:21,550
‫نه. تو و آنژ برای مهمونی‌های چای من کافی هستین.‬

227
00:13:22,900 --> 00:13:28,440
‫اما مگه کلاریس و دیردری رو برای چای دعوت نکرده بودی؟‬

228
00:13:30,740 --> 00:13:32,860
‫بهتره عجله کنیم وگرنه دیر می‌رسیم سر کلاس.‬

229
00:13:35,230 --> 00:13:36,520
‫در رفت.‬

230
00:13:41,030 --> 00:13:43,090
‫شاید منم درخواست بدم.‬

231
00:13:43,090 --> 00:13:45,610
‫نمی‌ذارم لئون ازم جلو بزنه.‬

232
00:13:45,610 --> 00:13:47,170
‫منم همین کارو می‌کنم.‬

233
00:13:47,170 --> 00:13:49,050
‫شرط می‌بندم اینطوری می‌تونم یه عروس پیدا کنم.‬

234
00:13:50,070 --> 00:13:50,930
‫چه خبره؟‬

235
00:13:51,280 --> 00:13:52,810
‫هی، لئون.‬

236
00:13:53,310 --> 00:13:54,810
‫این رو ببین.‬

237
00:13:54,810 --> 00:13:58,230
‫این چیه؟ "فراخوان دانشجو برای تحصیل در جمهوری آلزر"؟‬

238
00:13:58,230 --> 00:13:59,050
‫نه اون نه.‬

239
00:13:59,050 --> 00:14:00,510
‫این یکی.‬

240
00:14:00,510 --> 00:14:02,320
‫محافظانِ قدیسه؟‬

241
00:14:02,920 --> 00:14:07,180
‫فقط معبد پشتش نیست. کاخ سلطنتی هم درگیرشه.‬

242
00:14:07,570 --> 00:14:11,590
‫مردم می‌گن شاهزاده جولیوس درباره‌ی لیدی ماری راست می‌گفته،‬

243
00:14:11,590 --> 00:14:13,990
‫و این یه نقشه‌ست تا اون رو دوباره به مقام ولیعهدی برگردونن‬

244
00:14:13,990 --> 00:14:18,410
‫و لیدی ماری رو به عنوان قدیسه و ولیعهد انتخاب کنن.‬

245
00:14:18,410 --> 00:14:20,090
‫مردم خل شدن.‬

246
00:14:20,890 --> 00:14:25,080
‫اون احمق چی تو سرشه؟‬

247
00:14:25,650 --> 00:14:26,490
‫لئون.‬

248
00:14:27,340 --> 00:14:28,280
‫آنژ؟‬

249
00:14:29,720 --> 00:14:31,850
‫چرا اینقدر عجله داری؟‬

250
00:14:31,850 --> 00:14:34,600
‫همین الان از خونه خبر رسید.‬

251
00:14:35,600 --> 00:14:38,600
‫تو انتخاب شدی که یکی از محافظانِ قدیسه باشی.‬

252
00:14:38,830 --> 00:14:39,560
‫چی؟‬

253
00:14:41,650 --> 00:14:48,080
‫بدین‌وسیله لئون فو بارت‌فورت رو به عنوان کاپیتان محافظان قدیسه منصوب می‌کنم.‬

254
00:14:49,820 --> 00:14:54,990
‫مطمئنیم که باید محافظ بشه؟‬

255
00:14:55,300 --> 00:14:58,930
‫خاندان ردگریو دیگه اون قدرت سابق رو نداره.‬

256
00:14:59,260 --> 00:15:04,000
‫مخالفتِ منِ تنها نمی‌تونه تصمیم رو عوض کنه، وزیر برنارد.‬

257
00:15:04,270 --> 00:15:09,510
‫من شخصاً به خاطر کاری که برای دخترم کلاریس کرد، بهش مدیونم.‬

258
00:15:10,250 --> 00:15:12,930
‫ترجیح می‌دم اون رو وارد این بازی نکنم.‬

259
00:15:13,940 --> 00:15:16,010
‫این به نفعِ کاخ سلطنتیه.‬

260
00:15:16,440 --> 00:15:20,920
‫طبق گزارش‌ها، اون نه تنها ناوگانِ شاهزاده‌نشین و گله‌ی هیولاها رو نابود کرد،‬

261
00:15:20,920 --> 00:15:23,770
‫بلکه شوالیه‌ی سیاه رو هم فراری داد.‬

262
00:15:24,230 --> 00:15:28,280
‫اون قدرتِ رزمیِ بالایی داره که نمی‌شه نادیده‌ش گرفت.‬

263
00:15:28,800 --> 00:15:34,780
‫بیایین با فرستادنش به این سفر اکتشافی، ببینیم جاه‌طلبیِ شورشگرانه داره یا نه.‬

264
00:15:34,780 --> 00:15:37,750
‫با فرستادنِ اون اسیر همراهش برای زیر نظر گرفتنش،‬

265
00:15:37,750 --> 00:15:39,040
‫با یه تیر دو نشون می‌زنیم.‬

266
00:15:39,790 --> 00:15:43,430
‫عالیه. کاملاً حق با شماست، مارکی فرامپتون.‬

267
00:15:43,430 --> 00:15:46,680
‫اون یه تهدید برای کاخه.‬

268
00:15:46,680 --> 00:15:49,920
‫باید اون شیء گمشده رو قبل از اینکه بتونه با معبد‬

269
00:15:49,920 --> 00:15:51,580
‫برای قبضه کردن قدرت توطئه کنه، مصادره کنیم.‬

270
00:15:52,370 --> 00:15:54,500
‫این خلافِ سیاست‌های ملیه.‬

271
00:15:54,500 --> 00:15:57,930
‫می‌خوای پادشاهی تبدیل به کرکس‌هایی بشه که گنج‌ها رو بالا می‌کشن؟‬

272
00:15:58,150 --> 00:16:03,530
‫وینس، دخترت خیلی با اون ویسکونت صمیمیه.‬

273
00:16:03,530 --> 00:16:07,440
‫شاید می‌خوای اون شیء گمشده رو برای خودت برداری؟‬

274
00:16:08,480 --> 00:16:09,440
‫مزخرفه.‬

275
00:16:09,810 --> 00:16:11,850
‫پس اعتراضی نیست.‬

276
00:16:12,270 --> 00:16:19,080
‫بارت‌فورت رو همراه با قدیسه می‌فرستیم تا فوراً دنبال گنج‌ها بگردن.‬

277
00:16:19,380 --> 00:16:20,830
‫گنج؟‬

278
00:16:21,360 --> 00:16:28,340
‫قدیسه به بودجه نیاز داره، پس خواسته‌ش رو برآورده می‌کنیم.‬

279
00:16:31,720 --> 00:16:35,340
‫چی فکر می‌کنی؟ شبیه قدیسه‌ها شدم؟‬

280
00:16:36,720 --> 00:16:38,350
‫خیلی خوشگل شدی!‬

281
00:16:38,580 --> 00:16:41,030
‫بدجوری جوگیر شده.‬

282
00:16:41,830 --> 00:16:43,620
‫کارلا اونجا چیکار می‌کنه؟‬

283
00:16:43,620 --> 00:16:46,980
‫احتمالاً برای حرص دادن تو این کارو می‌کنه.‬

284
00:16:50,690 --> 00:16:52,290
‫چرا اینطوری لباس پوشیدی؟‬

285
00:16:52,290 --> 00:16:54,330
‫تو هم خیال کردی ماجراجویی؟‬

286
00:16:54,330 --> 00:16:56,320
‫بی‌خیال. این حرف رو نزن.‬

287
00:16:57,240 --> 00:16:59,190
‫خیلی هم بهش میاد.‬

288
00:16:59,190 --> 00:17:00,740
‫لیدی ماری...‬

289
00:17:01,820 --> 00:17:04,520
‫از این وضعیت متنفره. حقشه.‬

290
00:17:06,810 --> 00:17:10,390
‫چیه؟ قهر کردی چون استادت رو بردن؟‬

291
00:17:11,110 --> 00:17:13,160
‫می‌شه با من حرف نزنی؟‬

292
00:17:13,540 --> 00:17:16,220
‫از تو متنفرم.‬

293
00:17:17,920 --> 00:17:20,080
‫هنوزم همون‌قدر پررویی.‬

294
00:17:20,570 --> 00:17:25,000
‫استاد، چه نیازی بود همکار رو بیاریم؟‬

295
00:17:25,000 --> 00:17:28,790
‫دقیقاً. من از کاخ دستور گرفتم.‬

296
00:17:28,790 --> 00:17:30,520
‫کاخ؟‬

297
00:17:30,520 --> 00:17:32,530
‫اونا از من می‌ترسن.‬

298
00:17:33,250 --> 00:17:35,480
‫واقعاً شورش رو درآوردم.‬

299
00:17:35,900 --> 00:17:37,130
‫لئون!‬

300
00:17:37,130 --> 00:17:38,160
‫لئون!‬

301
00:17:41,150 --> 00:17:44,150
‫ما اولین کسایی هستیم که گنج پیدا می‌کنیم.‬

302
00:17:44,150 --> 00:17:46,920
‫اونقدر هیجان‌زده بودم که دیشب نتونستم بخوابم.‬

303
00:17:47,150 --> 00:17:50,080
‫اشرافِ این پادشاهی در اصل ماجراجو بودن.‬

304
00:17:50,410 --> 00:17:52,420
‫فکر کنم خونِ اجدادش به جوش اومده.‬

305
00:17:53,250 --> 00:17:56,060
‫خوشحالم که می‌تونم خرابه‌ها رو بگردم.‬

306
00:17:56,390 --> 00:17:59,750
‫برام سواله که مردمِ گذشته چطوری زندگی می‌کردن.‬

307
00:17:59,750 --> 00:18:03,410
‫خانم شاگرد اول، تو واقعاً عاشقِ درس خوندنی.‬

308
00:18:04,080 --> 00:18:07,890
‫همکار حمومِ بزرگی داره، پس تا برسیم استراحت کن.‬

309
00:18:08,960 --> 00:18:10,690
‫بی‌صبرانه منتظرشم.‬

310
00:18:10,690 --> 00:18:12,690
‫اوه؟ حموم؟‬

311
00:18:12,690 --> 00:18:16,570
‫عالیه. داشتم فکر می‌کردم چطوری این عرق رو بشورم.‬

312
00:18:17,000 --> 00:18:18,820
‫شماها هم اینجایید؟‬

313
00:18:19,090 --> 00:18:22,510
‫شاهزاده جولیوس توی کاخ کار داشت.‬

314
00:18:22,510 --> 00:18:24,700
‫برای همین ما از ماری محافظت می‌کنیم.‬

315
00:18:24,700 --> 00:18:29,080
‫هرجور راحتین. ولی شماها که دور و بر آدم می‌پلکین، حق ندارین بیایین حموم.‬

316
00:18:29,420 --> 00:18:31,980
‫مگه واسه همین حموم نمی‌خوایم؟ چون داریم خفه می‌شیم؟‬

317
00:18:31,980 --> 00:18:34,960
‫من که خفه نمی‌شم.‬

318
00:18:34,960 --> 00:18:37,620
‫با اون صدایِ بی‌خودی جذابشون، چه حرف‌های احمقانه‌ای می‌زنن.‬

319
00:18:38,160 --> 00:18:41,720
‫نه، صبر کن. اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬

320
00:18:42,220 --> 00:18:44,220
‫چقدر سروصدا.‬

321
00:18:44,640 --> 00:18:47,820
‫آدم‌های این پادشاهی همیشه همین‌طورین؟‬

322
00:18:50,490 --> 00:18:54,070
‫شاهدختِ شاهزاده‌نشینِ فانوس که می‌تونه از فلوت جادویی استفاده کنه.‬

323
00:18:54,660 --> 00:18:59,240
‫حالا که درگیری‌ها تموم شده، اون یه گروگانِ عالی برای پادشاهی محسوب می‌شه.‬

324
00:19:00,040 --> 00:19:03,360
‫ولی اون به دستورِ کاخ همراهِ ما اومده.‬

325
00:19:03,680 --> 00:19:06,740
‫هدفش بازرسیِ مرزهاست؟ آره جونِ خودش.‬

326
00:19:06,740 --> 00:19:08,490
‫اون کیه؟‬

327
00:19:08,490 --> 00:19:12,030
‫شاهدخت هرتراود از شاهزاده‌نشینِ فانوس.‬

328
00:19:12,030 --> 00:19:14,410
‫الان به عنوان دانشجویِ مهمان باهاش رفتار می‌شه.‬

329
00:19:14,410 --> 00:19:17,490
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟‬

330
00:19:17,490 --> 00:19:22,760
‫درسته. شاید ما اینجاییم که زیر نظرش بگیریم، ولی این یه مسئله‌ی دفاعِ ملیه.‬

331
00:19:22,760 --> 00:19:26,040
‫اگه مشکلی داری، برو به کاخ بگو.‬

332
00:19:26,040 --> 00:19:29,720
‫هرچند شک دارم به حرفِ خاندانِ سقوط‌کرده‌ی ردگریو گوش بدن.‬

333
00:19:31,040 --> 00:19:33,370
‫فلوت جادویی توی پایتخت نگهداری می‌شه.‬

334
00:19:34,280 --> 00:19:36,490
‫تا وقتی که اون رو جلوی چشمم نگه دارم،‬

335
00:19:36,490 --> 00:19:38,870
‫لازم نیست نگرانِ ظاهر شدنِ غولِ آخر باشم.‬

336
00:19:36,840 --> 00:19:39,530
‫خیره شدن‬

337
00:19:39,530 --> 00:19:43,240
‫می‌شه این‌طوری با هوس بهم نگاه نکنی؟‬

338
00:19:43,240 --> 00:19:44,030
‫ها؟‬

339
00:19:44,400 --> 00:19:46,280
‫با هوس؟‬

340
00:19:50,260 --> 00:19:52,170
‫اوه، شرمنده.‬

341
00:19:52,490 --> 00:19:54,570
‫چرا توی چشمات ترحم می‌بینم؟!‬

342
00:19:58,050 --> 00:19:59,550
‫این یکی واقعاً چشمگیره.‬

343
00:19:59,550 --> 00:20:02,550
‫خیلی قشنگه. آبش هم عالیه.‬

344
00:20:09,930 --> 00:20:11,440
‫اوه، ام...‬

345
00:20:11,440 --> 00:20:14,290
‫خیلی نرم به نظر می‌رسیدن... واسه همین...‬

346
00:20:14,290 --> 00:20:15,190
‫ای بابا.‬

347
00:20:15,410 --> 00:20:17,350
‫مالِ تو هم همین‌طوره، آنژ.‬

348
00:20:17,850 --> 00:20:19,460
‫نکن، لیویا.‬

349
00:20:19,460 --> 00:20:22,100
‫خانم قدیسه، من از اون دوتا خوشم نمیاد.‬

350
00:20:22,100 --> 00:20:25,410
‫تقریباً یه ساله که ازشون متنفر شدم.‬

351
00:20:29,390 --> 00:20:31,450
‫ببین. اونجاست.‬

352
00:20:31,920 --> 00:20:34,580
‫لئون، اون جزیره‌ی معلق مقصدِ ماست.‬

353
00:20:35,100 --> 00:20:40,140
‫آماده‌ی فرود باش. نمی‌خوام برای پیدا کردنِ گنج وقت تلف کنیم.‬

354
00:20:41,930 --> 00:20:43,090
‫چی می‌خوای؟‬

355
00:20:43,090 --> 00:20:46,360
‫مگه تو قدیسه نیستی؟‬

356
00:20:46,360 --> 00:20:49,350
‫مطمئن نیستم که باید اینقدر درگیرِ پول باشی.‬

357
00:20:49,580 --> 00:20:52,480
‫تو یه شاهدختی! چی از بی‌پولی می‌فهمی؟!‬

358
00:20:52,480 --> 00:20:55,480
‫بی‌پولی خیلی سخته.‬

359
00:20:55,480 --> 00:20:57,730
‫از مردن هم سخت‌تره!‬

360
00:20:57,730 --> 00:21:02,730
‫خانواده‌ام هم مدام بدهی بالا میارن و پول هدر می‌دن!‬

361
00:21:02,730 --> 00:21:04,110
‫مـ... متوجه شدم.‬

362
00:21:04,390 --> 00:21:07,400
‫دارم کم‌کم دلم براش می‌سوزه.‬

363
00:21:07,710 --> 00:21:10,190
‫من رو یادِ خواهرم توی زندگیِ قبلیم می‌ندازه.‬

364
00:21:10,190 --> 00:21:11,870
‫پول!‬

365
00:21:11,870 --> 00:21:14,890
‫خب، کجا فرود بیایم؟‬

366
00:21:14,890 --> 00:21:17,440
‫احتمالاً هر گنجی باشه، توی خرابه‌هاست.‬

367
00:21:18,410 --> 00:21:22,430
‫و بدون شک یه شیء گمشده اینجا هست.‬

368
00:21:22,430 --> 00:21:24,210
‫من راهنمایی‌تون می‌کنم.‬

369
00:21:25,220 --> 00:21:29,890
‫جزیره پر از جنگله و جایِ کمی برای فرود داره.‬

370
00:21:30,830 --> 00:21:32,140
‫از کجا می‌دونی؟‬

371
00:21:33,840 --> 00:21:36,360
‫اینجا سرزمینِ مادریِ منه.‬

372
00:21:40,370 --> 00:21:45,040
‫گروه قدیسه به زودی به مقصدشون می‌رسن.‬

373
00:21:45,690 --> 00:21:49,780
‫امیدوارم توی به دست آوردنِ اون موفق بشن.‬

374
00:21:55,000 --> 00:22:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

375
00:23:25,960 --> 00:23:28,590
‫ما داریم خرابه‌ها رو برای پیدا کردنِ گنج می‌گردیم.‬

376
00:23:28,590 --> 00:23:30,590
‫ما توی جزیره‌ای هستیم که پر از الف‌های زیباست،‬

377
00:23:30,590 --> 00:23:33,030
‫اما چیزی شوم توی سایه‌ها کمین کرده.‬

378
00:23:33,030 --> 00:23:34,220
‫شوم‌تر از خودت؟‬

379
00:23:34,220 --> 00:23:34,970
‫هی!‬

380
00:23:34,970 --> 00:23:37,850
‫قسمت بعد، "آیا از زیباییِ نابودی لذت می‌بری؟"‬

381
00:23:37,850 --> 00:23:39,930
‫به سمتِ ماجراجوییِ پرهیاهویِ ما!‬
