WEBVTT

00:04.730 --> 00:07.730
‫بانوی عالی‌رتبه
‫شو گابی

00:09.110 --> 00:13.110
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:14.070 --> 00:15.200
‫که این‌طور.

00:18.450 --> 00:19.910
‫بانوی عالی‌رتبه!

00:19.990 --> 00:21.620
‫چیزی نیست.

00:21.700 --> 00:25.120
‫خیالم راحت شد که حال کنشو-ساما خوبه.

00:26.460 --> 00:27.880
‫خیلی می‌ترسیدم...

00:27.920 --> 00:34.260
‫ملکه
‫کو کنشو

00:28.710 --> 00:34.260
‫از اینکه اگه کنشو-ساما یه ولیعهد به دنیا بیاره، بهش حسادت کنم.

00:34.760 --> 00:38.760
‫اما حالا، از ته دل خوشحالم.

00:39.640 --> 00:42.770
‫دلم می‌خواد هرچه زودتر دوباره ببینمش.

00:45.230 --> 00:46.940
‫وای، خدای من!

00:47.020 --> 00:52.070
‫دارین از اون عودسوزی که به‌عنوان پیشکش عیادت بهتون داده بودم استفاده می‌کنید!

00:52.150 --> 00:53.650
‫اوه، بله.

00:53.650 --> 00:56.030
‫بانوی پاک‌دامن
‫کین ریگا

00:54.400 --> 00:55.950
‫خوشحالم.

00:56.030 --> 01:01.080
‫راستش، داشتم فکر می‌کردم که شاید بهتر باشه به عیادتتون نیام،

01:01.160 --> 01:03.040
‫و جا پای اون شخص بذارم.

01:03.580 --> 01:04.790
‫«اون شخص»؟

01:05.000 --> 01:06.670
‫علیاحضرت ملکه.

01:07.920 --> 01:12.420
‫شما دوتا دوستای خوبی بودید، ولی شاید چون شگون نداره؛

01:12.670 --> 01:14.470
‫حتی یه سر هم به اینجا نزده.

01:14.550 --> 01:16.680
‫خیلی سنگدلیه، این‌طور فکر نمی‌کنید؟

01:17.890 --> 01:21.890
‫ولی خب؛ دوست هم که باشید، آخرش بیگانه‌اید.

01:22.180 --> 01:25.890
‫مطمئنم برای هر کسی، بچه‌ی خودش مهم‌تره.

01:26.140 --> 01:27.730
‫با این حال، گل‌های درشت...

01:27.810 --> 01:30.650
‫روی قربانی‌هایی که حاصلِ پرپر کردن بقیه‌ی گل‌هاست شکوفا می‌شن.

01:31.110 --> 01:35.740
‫و یه پادشاه هم تخت سلطنتش رو روی انبوهی از جسدها بنا می‌کنه.

01:35.990 --> 01:40.660
‫مطمئنم سرنوشت شاهزاده‌ای که از دست دادید، بانوی عالی‌رتبه...

01:46.370 --> 01:48.500
‫جونِ شاهزاده‌ی شما...

01:48.710 --> 01:51.790
‫به شاهزاده‌ی من رسیده.

01:51.880 --> 01:56.840
‫پس مثل پسر خودت عزیزش می‌داری مگه نه، گابی؟

01:58.680 --> 02:00.760
‫نه، ازم دور شو!

02:03.260 --> 02:04.770
‫چرا...

02:05.520 --> 02:07.020
‫چرا...

02:07.100 --> 02:09.020
‫شاهزاده‌ی من!

02:09.650 --> 02:11.270
‫چرا؟

02:11.560 --> 02:14.230
‫کو کنشــــو!

02:14.980 --> 02:16.610
‫حالت خوبه، ریرین؟

02:17.150 --> 02:19.150
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
‫شو کیگتسو
‫(روحِ ریرین)

02:17.610 --> 02:19.150
‫پسرخالـ...

02:19.240 --> 02:21.070
‫ولیعهد
‫اِی گیومی

02:19.570 --> 02:20.700
‫والاحضرت.

02:21.160 --> 02:23.740
‫ندیمه‌ی خاندان شو
‫لی‌لی

02:21.160 --> 02:23.740
‫دوشیزه‌ی خاندان کو
‫کو ریرین
‫(روحِ کیگتسو)

02:24.160 --> 02:25.910
‫بانوی عالی‌رتبه، شو گابی.

02:26.500 --> 02:28.080
‫با گوش‌های خودم شنیدم که به سوءقصد...

02:26.500 --> 02:29.000
‫فرمانده چشمان عقاب
‫شین‌یو

02:28.160 --> 02:30.580
‫به جون علیاحضرت ملکه با استفاده از نفرین اعتراف کردی.

02:31.080 --> 02:34.000
‫بازجویی مفصلی در پیش خواهیم داشت، پس خودت رو آماده کن.

02:34.020 --> 02:39.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:35.130 --> 02:39.010
Translation & TypeSetting: Elixir

02:39.470 --> 02:41.590
‫نه، نه.

02:42.090 --> 02:43.800
‫ازم دور شید!

02:44.890 --> 02:45.890
‫ریرین.

02:47.140 --> 02:49.940
‫پس تو ریرین بودی.

02:50.940 --> 02:53.060
‫چرا متوجه نشدم؟

02:53.730 --> 02:55.730
‫معذرت می‌خوام، پسرخاله‌ی عزیزم.

02:56.230 --> 02:59.860
‫اما الان نمی‌تونم بهش اعتراف کنم.

03:01.070 --> 03:04.870
‫باید جابه‌جایی بدنم با کیگتسو-ساما رو باطل کنم.

03:06.700 --> 03:09.120
‫والاحضرت، دارید درباره‌ی چی صحبت می‌کنید؟

03:10.540 --> 03:11.540
‫من...

03:12.920 --> 03:15.920
‫و ـ وای، خدای من.

03:16.550 --> 03:19.260
‫چه چیِ اژدهای قدرتمندی.

03:19.840 --> 03:21.130
‫چقدر متلاطم...

03:30.520 --> 03:33.730
‫شنیده بودم که بنیان‌گذار ما چیِ اژدهای نیرومندی داشت...

03:33.810 --> 03:35.810
‫و می‌تونست آب‌وهوا رو به دست بگیره.

03:36.770 --> 03:40.070
‫اما نمی‌دونستم پسرخاله هم همچین استعدادی داره.

03:40.610 --> 03:43.820
‫چون من این‌طوریم، دیگه نمی‌تونی من رو ببخشی؟

03:44.240 --> 03:46.240
‫منظورم اون نبود...

03:46.780 --> 03:48.080
‫اما الان...

03:48.450 --> 03:49.660
‫ریرین...

03:49.750 --> 03:52.620
‫لطفاً یه چیزی بگو!

04:01.720 --> 04:03.130
‫خواهش می‌کنم!

04:03.220 --> 04:06.180
‫مهم نیست چی باشه! فقط عجله کن و باهاش حرف بزن!

04:08.850 --> 04:11.930
‫والاحضرت، الان چیزی که مهم‌تره وضعیتِ بانوی عالی‌رتبه شو...

04:12.020 --> 04:14.190
‫تا حدودی در جریان اون جزئیات هستم.

04:15.440 --> 04:17.400
‫و همین‌طور اینکه اون نفرین دیگه باطل شده.

04:17.480 --> 04:19.280
‫علیاحضرت!

04:17.480 --> 04:19.280
‫ملکه!

04:19.360 --> 04:21.440
‫و اگه نفرین باطل شده باشه،

04:21.530 --> 04:25.280
‫توستسو مطمئن می‌شه که جون مادرم به خطر نیفته.

04:25.280 --> 04:27.280
‫سرپرست ندیمه‌های ریرین
‫کو توستسو

04:26.200 --> 04:27.280
‫توستسو؟

04:27.620 --> 04:28.530
‫درسته.

04:28.620 --> 04:30.540
‫من هم همه‌چیز رو از توستسو شنیدم.

04:31.410 --> 04:35.880
‫اینکه چطور شو کیگتسو بهت حسادت کرد و بدنتون رو عوض کرد.

04:35.960 --> 04:40.090
‫اینکه با وجود دونستن این موضوع، هنوزم داری سعی می‌کنی ازش دفاع کنی.

04:40.170 --> 04:41.170
‫همه‌چیز رو.

04:41.510 --> 04:42.670
‫توستسو!

04:42.760 --> 04:44.930
‫فکر می‌کردم دهنت رو بستم!

04:45.300 --> 04:48.470
‫اون هم از اینکه نتونسته بود متوجه این جابه‌جایی بشه...

04:48.550 --> 04:50.140
‫از صمیم قلب پشیمون بود.

04:50.970 --> 04:53.430
‫احساسش رو خیلی خوب درک می‌کنم.

04:55.520 --> 04:56.560
‫من...

04:57.350 --> 04:59.570
‫بهت صدمه زدم.

05:00.110 --> 05:03.320
‫حس می‌کنم این عذاب وجدان داره قلبم رو تیکه‌تیکه می‌کنه.

05:04.150 --> 05:08.820
‫باید یه جوری این طوفان احساسات رو
‫بیرون بریزم، وگرنه حتی نمی‌تونم نفس بکشم!

05:09.240 --> 05:10.330
‫باید چیکار کنم؟

05:10.830 --> 05:11.830
‫والاحضرت؟

05:14.000 --> 05:15.370
‫چطور می‌تونم عذرخواهی کنم؟

05:15.790 --> 05:17.830
‫چه سال‌های سال پیش پات زانو بزنم...

05:17.920 --> 05:20.340
‫و چه گنجینه‌های سراسر قاره رو پیشکشت کنم...

05:21.340 --> 05:24.420
‫گناهِ اینکه تا پای گرفتن جونت رفتم، هرگز پاک نمی‌شه!

05:28.680 --> 05:29.760
‫والاحضرت!

05:30.010 --> 05:31.350
‫والاحضرت!

05:31.430 --> 05:33.270
‫لطفاً آروم باشید!

05:36.060 --> 05:39.270
‫دیگه نمی‌تونم قضیه‌ی این جابه‌جایی رو ماست‌مالی کنم.

05:39.770 --> 05:42.270
‫والاحضرت، شما شخص باهوشی هستید.

05:42.360 --> 05:46.240
‫مطمئنم قصد ندارید توی این سرزمین آشوب به پا کنید.

05:46.490 --> 05:47.990
‫یه نگاهی بندازید.

05:48.070 --> 05:52.370
‫نه‌تنها همه‌ی مردم، بلکه حتی درخت‌ها و سبزه‌ها هم به لرزه افتادن.

05:53.040 --> 05:58.620
‫حتی منم وقتی دلتون این‌طور آشوبه ازتون می‌ترسم، والاحضرت.

06:03.750 --> 06:06.380
‫من همین‌جام.

06:07.590 --> 06:11.970
‫درسته که کیگتسو-ساما از طلسم تعویض بدن استفاده کرد.

06:12.430 --> 06:18.350
‫اما در نتیجه‌اش، صاحب یه بدن سالم
‫شدم و از داشتن یه دوست هم بهره‌مند شدم.

06:19.060 --> 06:20.150
‫ببینید.

06:20.230 --> 06:23.480
‫ضربان قلب شگفت‌انگیز و سالمیه، این‌طور نیست؟

06:24.230 --> 06:25.480
‫ریرین.

06:25.730 --> 06:31.120
‫توی این چند روز گذشته، من واقعاً خوشحال بودم.

06:33.160 --> 06:36.160
‫پس لطفاً خودتون رو این‌طور عذاب ندید.

06:42.590 --> 06:46.670
‫با این حال، نمی‌تونم از مهربونیت سوءاستفاده کنم.

06:47.380 --> 06:48.920
‫باید تاوانش رو پس بدم.

06:49.380 --> 06:50.630
‫آه...

06:52.340 --> 06:55.180
‫خیلی‌خب، پس بهتون اجازه می‌دم.

06:55.760 --> 06:57.850
‫والاحضرت، شما دارید به این فکر می‌کنید...

06:57.930 --> 07:01.600
‫که اعتماد قبلی رو دوباره به دست بیارید، درسته؟

07:01.690 --> 07:02.690
‫البته.

07:02.940 --> 07:04.980
‫پس اول از همه، لطفاً از مجازات کردن...

07:05.070 --> 07:09.110
‫شو کیگتسو-ساما سر این موضوعِ تعویض بدن صرف‌نظر کنید.

07:09.200 --> 07:10.200
‫چی؟

07:10.650 --> 07:13.370
‫هرچی باشه، کیگتسو-ساما تحت کنترلِ بانوی عالی‌رتبه شو بود...

07:13.450 --> 07:16.450
‫و در نهایت باعث شد من خیلی خوشحال بشم.

07:16.830 --> 07:19.500
‫اما این‌که اصلاً تاوان پس دادن نمی‌شـ...

07:19.580 --> 07:21.210
‫هیچ اعتراضی رو نمی‌پذیرم.

07:21.670 --> 07:27.880
‫آخه من کسی‌ام که خودتون به‌عنوان
‫یه زن شرور سرزنشم کردید، والاحضرت.

07:28.550 --> 07:33.220
‫پس والاحضرت، باید با کمال آرامش هر کاری
‫رو که این زن شرور بهتون می‌گه انجام بدید.

07:36.100 --> 07:37.100
‫اوه.

07:37.850 --> 07:39.640
‫دقیقاً مثل اون موقع هست.

07:39.980 --> 07:43.770
‫اون شو کیگتسوئه، اما شو کیگتسو نیست.

07:44.690 --> 07:48.690
‫اون ریرینه، ولی با ریرینی که من می‌شناسم فرق داره.

07:49.490 --> 07:55.240
‫یعنی ممکنه آدم دو بار عاشق یه زن
‫بشه، اونم به دو شکل کاملاً متفاوت؟

07:58.580 --> 08:01.620
‫باشه. شو کیگتسو رو مجازات نمی‌کنم.

08:03.040 --> 08:04.330
‫خیلی متشکرم.

08:05.210 --> 08:06.460
‫پس بریم سراغ خواسته‌ی دوم

08:06.700 --> 08:07.130
‫هوم؟

08:07.460 --> 08:13.510
‫لطفاً نظر علیاحضرت رو که قربانی این ماجراست، برای
‫تعیین مجازاتِ بانوی عالی‌رتبه شو در اولویت قرار بدید،

08:13.720 --> 08:18.220
‫کارهای بانوی عالی‌رتبه هرگز نباید بخشیده بشه،

08:18.310 --> 08:21.680
‫اما خود من هم برای محافظت از کسی که می‌خواستم، دست به هر کاری زدم؛

08:21.770 --> 08:24.270
‫حتی اگه به معنی دست‌بردن به طلسم و نفرین بود...

08:25.150 --> 08:27.520
‫و حتی اگه با خطا و گناه همراه می‌شد.

08:28.190 --> 08:32.780
‫وقتی در کالبد اصلی خودم بودم، نمی‌تونستم این حس رو درک کنم...

08:33.570 --> 08:34.990
‫اما حالا مطمئنم...

08:35.660 --> 08:37.780
‫زنده بودن دقیقاً یعنی همین.

08:41.660 --> 08:42.790
‫باشه.

08:43.250 --> 08:44.290
‫این رو هم قبول می‌کنم.

08:46.790 --> 08:49.710
‫ریرین، من واقعاً متأسفم.

08:51.130 --> 08:54.720
‫می‌شه مثل گذشته بازم منو «پسرخاله‌ی عزیزم» صدا بزنی؟

08:57.720 --> 09:00.220
‫پس یه چیز دیگه هم مونده.

09:00.310 --> 09:01.310
‫چی؟

09:01.770 --> 09:06.440
‫آخه، هرچند که من هنوزم بی‌کفایتم......

09:06.730 --> 09:08.270
‫ولی بالأخره یه زن شرورم!

09:09.980 --> 09:14.860
‫لطفاً اجازه بدید در آینده هم جابه‌جایی بدن‌ها رو تکرار کنیم.

09:14.950 --> 09:15.820
‫هان؟

09:16.570 --> 09:17.450
‫چـ...

09:17.530 --> 09:20.620
‫و اگه شما متوجه این موضوع بشید والاحضرت،

09:20.700 --> 09:23.540
‫اون‌وقت همون زمانی می‌شه که شما رو «پسرخاله‌‌ی عزیزم» صدا می‌زنم...

09:23.620 --> 09:27.040
‫و قسم می‌خورم که همچنان دوشیزه‌ی حرمسرای شما باقی بمونم.

09:31.170 --> 09:32.300
‫باشه.

09:32.760 --> 09:38.930
‫پس این بار حتماً می‌گیرمت، پروانه‌ی من.

09:49.650 --> 09:51.730
‫پس برگردیم به بدن‌های خودمون.

09:51.820 --> 09:52.820
‫بله.

09:53.940 --> 09:55.320
‫کیگتسو-ساما...

09:55.740 --> 09:59.820
‫شاید جسارت بوده باشه، اما از همون اول که بدنامون جابه‌جا شد،

10:00.200 --> 10:04.370
‫روز به روز بدنتون رو ورزیده‌تر و قوی‌تر کردم.

10:04.830 --> 10:10.380
‫پس خواهش می‌کنم کیگتسو-ساما، لطفاً
‫خیلی خوب از این بدن فوق‌العاده مراقبت کنید.

10:11.420 --> 10:13.210
‫باز ساز خودت رو می‌زنی...

10:15.420 --> 10:16.970
‫خودتم همین‌طور.

10:18.010 --> 10:20.430
‫حواست باشه توی کله‌خرابی حد و حدود رو رعایت کنی،

10:20.510 --> 10:23.850
‫و حداقل یه‌کم هوای این بدن ضعیفت رو داشته باشی!

10:27.560 --> 10:28.730
‫چشم!

10:53.750 --> 10:57.970
‫سه روز بعد از این ماجرا، محاکمه‌ی بانوی عالی‌رتبه شو برگزار شد.

10:58.420 --> 10:59.760
‫شو گابی.

11:00.260 --> 11:02.760
‫به‌جرم بی‌حرمتی بزرگ به علیاحضرت ملکه؛

11:02.850 --> 11:04.720
‫عنوان «بانوی عالی‌رتبه» از شما سلب می‌شه،

11:04.970 --> 11:06.270
‫و تبعید خواهید شد.

11:07.430 --> 11:11.440
‫شو کیگتسو، به‌خاطر جلوگیری نکردن از توطئه‌ی سرپرستت و جرایم دیگه؛

11:11.680 --> 11:13.480
‫به هفت روز حبس خانگی محکوم می‌شی.

11:14.190 --> 11:16.780
‫سایر اعضای خاندان شو بی‌گناه شناخته می‌شن.

11:18.280 --> 11:23.740
‫برای نفرین کردن ملکه و به خطر انداختن جانِ دو دوشیزه،

11:24.030 --> 11:26.620
‫این حکم فوق‌العاده سبک و با ملایمت بود.

11:29.040 --> 11:30.870
‫اعتراضی داری، گیومی؟

11:31.460 --> 11:33.290
‫در حالت عادی، این جنایت اون‌قدری بزرگ هست...

11:33.380 --> 11:36.380
‫که از اعلی‌حضرت امپراتور تقاضای ریشه‌کن کردن خاندان شو رو بکنیم.

11:36.750 --> 11:41.300
‫به‌عنوان ملکه، امور دربار درونی به من سپرده شده.

11:41.380 --> 11:43.010
‫تازه، اگه فقط به نتیجه‌اش نگاه کنیم؛

11:43.260 --> 11:47.520
‫فقط یکی دو روز درگیر یه سرماخوردگی سخت بودم.

11:58.860 --> 12:00.860
‫خسته نباشید، می‌تونید مرخص شید.

12:00.950 --> 12:01.950
‫اطاعت!

12:04.410 --> 12:09.120
‫هوای اینجا به‌شدت گرمه، ولی به‌نظر می‌رسه سردته.

12:10.870 --> 12:12.330
‫عجب جرئتی داری.

12:12.410 --> 12:16.840
‫علیاحضرت ملکه...

12:16.920 --> 12:18.630
‫جلوی چشمای من ظاهر شدی...

12:18.710 --> 12:22.050
‫اونم بدون حتی یه ندیمه یا همراه.

12:23.300 --> 12:24.550
‫دیدی؟

12:24.640 --> 12:26.430
‫حتی توی سیاهچالی هم که...

12:26.510 --> 12:29.560
‫یه زن معمولی ظرف چند ساعت توش دیوونه می‌شه، زبونت به طعنه و کنایه بازه.

12:29.930 --> 12:32.390
‫تو واقعاً زن سرسختی هستی.

12:34.600 --> 12:37.610
‫چه توی سوزن‌دوزی باشه و چه توی نقشه‌ی ترور...

12:38.110 --> 12:41.820
‫واقعاً عاشق ظرافت و جزئیاتی.

12:42.240 --> 12:47.660
‫چقدر زحمت کشیدی تا کینه‌ای رو که از من به دل داری پاک کنی؟

12:48.160 --> 12:51.660
‫پس شو کیگتسو رو هم فقط به‌خاطر انتقام زیر پر و بالت گرفتی؟

12:53.960 --> 12:57.040
‫با این‌که ناپخته است، اما دختر خوش‌قلبیه.

12:57.500 --> 13:01.010
‫با بازی دادن قلب اون دختر، به ریرین آسیب زدی،

13:01.090 --> 13:04.050
‫یادگارِ خواهر کوچولوم، بزرگ‌ترین گنجینه‌ی زندگیم.

13:04.260 --> 13:06.300
‫این‌قدر دلت می‌خواست عذابم بدی؟

13:09.140 --> 13:16.150
‫برای سوءاستفاده از کیگتسو حتی یه لحظه هم تردید نکردم.

13:16.690 --> 13:20.110
‫هرچی بهش می‌گفتم، اون دختر...

13:20.150 --> 13:23.070
‫از سر حماقت همه‌چیز رو کورکورانه قبول می‌کرد.

13:23.490 --> 13:26.110
‫اون منو باور داشت.

13:27.490 --> 13:29.530
‫باور داشت...

13:30.950 --> 13:34.910
‫اگه شاهزاده‌ی من زنده می‌موند...

13:35.830 --> 13:39.080
‫یعنی اونم از ته دلش مادرش رو این‌طور تحسین می‌کرد؟

13:39.840 --> 13:42.960
‫بارها به این موضوع فکر کردم.

13:45.590 --> 13:51.760
‫فکر می‌کردم شعله‌های کینه سرکش و سرخ‌رنگن.

13:52.350 --> 13:53.810
‫با خودم می‌گفتم حتی اگه راهش پلید باشه،

13:53.890 --> 13:58.560
‫اگه گرمایی بهت بده تا باهاش به زندگی ادامه بدی، ایرادی نداره.

14:00.520 --> 14:05.030
‫اما ظاهراً شعله‌های کینه، آبی کم‌رنگن.

14:05.570 --> 14:10.740
‫هرچقدر هم سرکش باشن، بازم مثل یه زندان یخی منجمد و سردن.

14:11.950 --> 14:13.700
‫گوش کن، گابی...

14:18.040 --> 14:21.170
‫دیگه کینه رو توی دلت نگه ندار.

14:21.590 --> 14:26.170
‫اون زمان، به‌جای اینکه بذارم خودت رو با شعله‌های کینه گرم کنی...

14:26.920 --> 14:30.970
‫باید می‌اومدم پیشت و این‌طوری در آغوشت می‌گرفتم.

14:32.260 --> 14:36.930
‫واقعاً حرف‌های اون روباه‌صفتِ خاندان کین رو باور کردی؟

14:37.180 --> 14:39.940
‫اینکه من سرنوشت شاهزاده‌ت رو گرفتم...

14:40.020 --> 14:42.060
‫تا به گیومی چیِ اژدها برسه؟

14:42.440 --> 14:44.320
‫واقعاً همچین چیزی رو باور کردی؟

14:44.820 --> 14:46.740
‫معلومه که اصلاً این‌طور نبوده.

14:47.360 --> 14:51.700
‫من از صمیم قلبم می‌خواستم که تو خوشبخت باشی.

15:02.210 --> 15:03.340
‫این رو بهت می‌دم.

15:03.790 --> 15:09.590
‫شاید زخمه زدن به زِهش باعث بشه
‫نفرینی که به جونت افتاده، کمی عقب بکشه.

15:10.340 --> 15:11.840
‫این حرفم رو خوب توی خاطرت نگه دار.

15:12.430 --> 15:15.680
‫از این به بعد، هیچ‌کس این کمان رو برات نمی‌کشه.

15:15.970 --> 15:19.060
‫تنها کسی که می‌تونه نجاتت بده، خودتی.

15:20.560 --> 15:22.060
‫در عوض چی می‌خواید؟

15:22.610 --> 15:24.020
‫یه شمشیر؟ یه نیزه؟

15:24.110 --> 15:26.070
‫نه، نظرتون درباره‌ی یه کمان چیه؟

15:26.150 --> 15:29.320
‫چرا فقط سلاح‌ها گزینه‌هامونن؟

15:29.400 --> 15:31.160
‫این نشونه‌ی خصومت شماست؟

15:31.320 --> 15:35.410
‫احمق نشو. معنی سپردن سلاح به کسی رو نمی‌دونی؟

15:38.200 --> 15:40.410
‫چرا کمان؟

15:41.210 --> 15:43.170
‫این نشونه‌ی خصومتته؟

15:44.590 --> 15:49.130
‫احمق نشو. معنی سپردن سلاح به کسی رو نمی‌دونی؟

15:50.010 --> 15:51.510
‫می‌دونم.

15:52.470 --> 15:55.760
‫حتی اگه اون‌قدر از هم دور بشیم که نتونم به کمکت بشتابم،

15:55.850 --> 15:59.640
‫اون سلاح به جای من از تو محافظت خواهد کرد.

16:01.140 --> 16:04.560
‫این بالاترین نماد دوستیه‌. هیچ‌چیزی مثلش نیست.

16:05.690 --> 16:08.980
‫خیلی خوب می‌دونم.

16:14.530 --> 16:15.950
‫من...

16:17.200 --> 16:19.250
‫توی تمام این بیست سال گذشته...

16:19.660 --> 16:24.120
‫من از صمیم قلبم می‌خواستم که تو خوشبخت باشی.

16:24.670 --> 16:30.260
‫فقط دلم می‌خواست این کلمات رو از خودت بشنوم...

16:31.380 --> 16:32.550
‫کنشو-ساما.

16:40.180 --> 16:42.140
‫اومدم گزارش بدم...

16:42.640 --> 16:46.520
‫که شو گابی-ساما لحظاتی پیش اندرونی رو ترک کردن.

16:47.190 --> 16:49.530
‫که این‌طور. ممنون که بهم خبر دادی.

16:54.240 --> 16:58.030
‫یه کیسه‌ی کنفی بزرگ رو مثل یه گنج توی آغوشش فشرده بود.

16:58.490 --> 17:03.040
‫گرچه قدم‌هاش آروم بود، اما تزلزلی توشون دیده نمی‌شد.

17:04.000 --> 17:07.420
‫کمان سلاحیه که از اختیار و کنترل آدم خارجه.

17:08.000 --> 17:11.550
‫تیری که رها بشه، دیگه نمی‌شه بهش رسید یا ردش رو گرفت.

17:14.300 --> 17:19.310
‫با این حال؛ کمان سلاحیه که می‌تونه از کسی که خیلی دوره، محافظت کنه.

17:20.470 --> 17:22.930
‫بیشتر از هر سلاح دیگه‌ای.

17:23.430 --> 17:25.390
‫این باوریه که بهش دارم.

17:27.730 --> 17:29.400
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

17:32.070 --> 17:33.240
‫ریرین.

17:34.700 --> 17:37.280
‫اتفاقی که افتاد نباید دوباره تکرار بشه.

17:38.240 --> 17:41.200
‫بله. حتماً حواسم بهش هست.

17:43.120 --> 17:44.160
‫ریرین...

17:44.750 --> 17:47.330
‫هر روز زیباتر از دیروز می‌شی.

17:49.170 --> 17:50.420
‫سیشو.

17:51.250 --> 17:54.050
‫یعنی می‌تونم سر قولم بمونم؟

17:56.430 --> 17:58.680
‫چند روز بعد

17:58.760 --> 18:01.680
‫حالا دیگه نوش جان کنید.

18:02.430 --> 18:06.190
‫خب، چرا هر روز میای به من سر می‌زنی؟

18:06.640 --> 18:10.110
‫به‌نظرم نشون دادن دوستی و محبت،
‫چیزی نیست که توش خساست به خرج داد.

18:10.190 --> 18:12.110
‫من سرم شلوغه!

18:12.190 --> 18:14.650
‫تازه؛ شیرینی هم وقتی هر روز تعارف بشه، دیگه لطفی نداره!

18:14.740 --> 18:16.320
‫معذرت می‌خوام.

18:16.400 --> 18:19.070
‫باید یه خوراکی شور یا ترش هم آماده می‌کردم.

18:19.160 --> 18:21.780
‫منظورم اصلاً اون نبود!

18:23.410 --> 18:25.580
‫هوا حسابی عالیه.

18:25.830 --> 18:30.170
‫گذروندن چنین روزایی توی فضای باز باید واقعاً حس خوبی داشته باشه.

18:30.250 --> 18:31.590
‫می‌دونی...

18:39.470 --> 18:42.260
‫وای، چه عرقی ریختی!

18:42.350 --> 18:43.640
‫چه رقت‌انگیز.

18:44.520 --> 18:47.600
‫چرا یه‌کم بیشتر به سر و وضع خودت نمی‌رسی؟

18:47.850 --> 18:51.940
‫حالا هم خشکت نزنه. زود باش برو توی سایه.

18:52.020 --> 18:55.280
‫اگه از این برای خنک کردن رگ‌های اصلی بدنت استفاده کنی که چه بهتر.

18:55.360 --> 18:56.000
‫چیزه...

18:56.000 --> 18:57.070
‫وای، چقدر چندش.

18:57.400 --> 19:00.200
‫همه‌ی علف‌های هرز رو از ریشه کندی.

19:00.280 --> 19:01.170
‫نابغه‌ای چیزی هستی؟

19:01.170 --> 19:01.950
‫چیزه...

19:02.240 --> 19:04.330
‫خیلی واضحه، ریرین-ساما.

19:04.410 --> 19:06.910
‫هان؟ از کجا فهمیدی؟

19:07.000 --> 19:11.380
‫این دفعه با کلی زحمت یه فهرست از سؤالای احتمالی آماده کردم و همه‌شون رو حفظ کردم!

19:11.460 --> 19:14.500
‫بیا این تلاش‌های بی‌فایده رو کنار بذاریم.

19:14.590 --> 19:15.710
‫آخه یه نگاه به خودت بنداز.

19:15.800 --> 19:18.260
‫خیلی با خیال راحت داری با خرخاکی‌ها بازی می‌کنی!

19:18.340 --> 19:19.840
‫دست خودم نبود!

19:20.260 --> 19:24.140
‫خب، امیدوارم امروز والا‌حضرت این طرفا نیان.

19:24.220 --> 19:28.270
‫شنیدم دیشب مهمونی‌ای بوده که تا نزدیکی‌های صبح طول کشیده.

19:28.350 --> 19:33.360
‫حتماً این‌قدر خسته‌ن که امروز صبح حتی نتونن تکون بخورن.

19:35.230 --> 19:38.990
‫از اون موقع، والاحضرت به کاخ کو و کاخ شو سر می‌زدن...

19:39.070 --> 19:40.740
‫اونم حداقل هر سه روز یه بار.

19:41.320 --> 19:45.950
‫اما تا الان دو بار فرصت مچ‌گیری
‫جابه‌جایی این دوشیزه‌ها رو از دست دادن.

19:46.040 --> 19:50.080
‫و چون والاحضرت زیاد به کاخ شو سر می‌زنن،

19:50.160 --> 19:53.250
‫خاندان شو از گزند خاندان‌های دیگه در امان مونده.

19:53.670 --> 19:57.590
‫مطمئنم ریرین-ساما همون موقع که این پیشنهاد
‫رو مطرح کرد از قبل به اینجاش هم فکر کرده بود.

19:58.960 --> 20:02.260
‫کو ریرین، دیگه بسِت نیست، نه؟

20:03.550 --> 20:04.760
‫کیگتسو-ساما!

20:06.100 --> 20:09.810
‫واه، خدای من! همین چند لحظه پیش بدنامون رو عوض کردیم!

20:09.980 --> 20:14.560
‫آخه اون زن کمر به قتل من بسته!

20:14.650 --> 20:15.810
‫اوه.

20:15.900 --> 20:18.780
‫لطفاً این رو نوعی ابراز محبت از طرفِ توستسو در نظر بگیرید.

20:19.320 --> 20:20.570
‫هر بار که جابه‌جا می‌شن،

20:20.650 --> 20:24.160
‫کیگتسو-ساما زیر بار تمرین‌های طاقت‌فرسای سرندیمه قرار می‌گیره.

20:24.910 --> 20:29.830
‫راستی لی‌لی، چرا هنوزم اون ردای سرخ آتشین رو تنت کردی؟

20:29.910 --> 20:32.210
‫من که از قبل یه ردای زرد طلایی بهت داده بودم.

20:32.290 --> 20:34.790
‫عه؟ خب، آخه...

20:34.880 --> 20:36.460
‫وقتی شماها این‌طوری بدناتون رو عوض می‌کنید،

20:36.460 --> 20:39.590
‫به درد می‌خوره که این طرف هم یه نفر رازدار باشه، مگه نه؟

20:39.670 --> 20:42.010
‫درسته، اما...

20:42.090 --> 20:45.180
‫بدون حضور کسی مثل تو هم مشکلی پیش نمی‌اومد!

20:45.260 --> 20:46.430
‫بله، بله.

20:47.050 --> 20:52.350
‫راستش نپوشیدن اون ردای طلایی، یه دلیل دیگه‌ای هم داره.

20:53.190 --> 20:57.400
‫اگه اینجا بمونم، می‌تونم همچنان یه آدم خاص برای ریرین-ساما باشم.

20:58.770 --> 21:02.990
‫فکر کنم برای کیگتسو-ساما هم که مدام این جابه‌جایی رو قبول می‌کنه، قضیه همین باشه.

21:03.280 --> 21:07.240
‫مطمئنم به‌خاطر اینه که می‌تونه توی یه راز خاص شریک باشه.

21:07.740 --> 21:11.000
‫والاحضرت و تلاش‌های بی‌وقفه‌ش برای پی بردن به هویت واقعی اون‌ها...

21:11.660 --> 21:15.790
‫سرندیمه‌ای که با وفاداری دور و بر ریرین-ساما می‌چرخه...

21:16.290 --> 21:20.630
‫فرمانده چشمان عقاب که به بهانه‌ی کارش مدام به اینجا سر می‌زنه...

21:21.130 --> 21:23.380
‫برای همه‌شون، ریرین-ساما...

21:23.920 --> 21:27.300
‫این پروانه‌ی سبک‌بال و باوقار...

21:27.510 --> 21:29.760
‫همون کسیه که دلشون می‌خواد توی دستای خودشون بگیرنش.

21:30.600 --> 21:35.600
‫واقعاً که زن شرور قابلی هستی.

21:39.230 --> 21:42.070
‫عــه، پس کاخ اسب سرخ‌فام اینجاست؟

21:42.230 --> 21:44.990
‫حتی دروازه‌هاش هم یه‌کم جلف و زیادی زننده‌ن.

21:45.070 --> 21:48.950
‫داداش‌بزرگه، درست نیست بدون اجازه پامون رو بذاریم تو.

21:49.450 --> 21:54.410
‫خاله‌مون قبل از اینکه چشممون به خواهر کوچولوی عزیزمون بیفته ما رو تیکه‌تیکه می‌کنه.

21:54.410 --> 21:57.960
‫کو کیکو

21:54.790 --> 21:57.960
‫ولی دلت نمی‌خواد حداقل یه نگاه کوچیک بهش بندازی؟

21:58.040 --> 22:00.090
‫منظورم صورت اون زن شروریه...

21:58.040 --> 22:02.460
‫کو کیشو

22:00.170 --> 22:04.800
‫که خواهر کوچولوی عزیزمون رو از بالای بتکده‌ی هفتم پرت کرد پایین.

22:04.820 --> 22:14.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:37.140 --> 23:39.190
‫مشکلی نیست. خودم انجامش می‌دم.

23:39.560 --> 23:41.400
‫شو کیگتسو.

23:41.480 --> 23:44.360
‫بذار کاری کنیم این زن به‌اصطلاح شروری که مایه‌ی بلا و نکبته...

23:44.440 --> 23:48.860
‫حال و روز ما شهروندایی رو که به بن‌بست رسیدیم درک کنه.
