1
00:00:00,480 --> 00:00:02,980
فرمانده چشمان عقاب
شین‌یو

2
00:00:01,100 --> 00:00:02,980
‫ملکه از حال رفتن.

3
00:00:03,270 --> 00:00:04,770
‫بیماری واگیرداره؟

4
00:00:04,850 --> 00:00:05,860
‫خیر.

5
00:00:05,860 --> 00:00:07,360
ولیعهد
ای گیومی

6
00:00:05,860 --> 00:00:07,360
ندیمه‌ی خاندان شو
لی‌لی

7
00:00:07,440 --> 00:00:10,190
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روحِ ریرین)

8
00:00:08,020 --> 00:00:10,190
‫مطمئنم نفرینه.

9
00:00:12,570 --> 00:00:15,870
‫نفرین سم‌پروری‌ای که روی کیگتسو-ساما گذاشته شده...

10
00:00:15,950 --> 00:00:20,040
‫اگه الان عمه‌م رو هم درگیر کرده باشه...

11
00:00:20,830 --> 00:00:24,840
دوشیزه‌ی خاندان کو
کو ریرین
(روحِ کیگتسو)

12
00:00:20,950 --> 00:00:24,830
‫هدف واقعی بانوی عالی‌رتبه...

13
00:00:25,580 --> 00:00:28,840
‫چیزی که کیگتسو-ساما اونجا می‌خواست بگه احتمالاً این بود...

14
00:00:28,840 --> 00:00:31,590
ملکه
کو کنشو

15
00:00:29,420 --> 00:00:32,880
‫«‌احتمالاً کشتن علیاحضرت ملکه‌ست.»

16
00:00:31,840 --> 00:00:33,590
بانوی عالی‌رتبه
شو گابی

17
00:00:33,970 --> 00:00:36,590
‫فکر کنم اولش می‌خواست از شرِ تو خلاص بشه...

18
00:00:36,680 --> 00:00:38,600
‫چون سد راه نقشه‌هاش بودی.

19
00:00:39,470 --> 00:00:42,220
‫سد راه نقشه‌هاش بودن احتمالاً یعنی...

20
00:00:42,520 --> 00:00:45,390
‫اینکه باغچه رو تبدیل به مزرعه‌ی گیاهان دارویی کرده بودم...

21
00:00:45,810 --> 00:00:48,940
‫و آفت‌ها رو کرده بودم غذای موش‌های آزمایشگاهیم...

22
00:00:49,360 --> 00:00:52,440
‫باعث شده بود قصر کو در حالت بسیار پاکی بمونه.

23
00:00:52,900 --> 00:00:55,730
‫بدون اینکه خودم بدونم، محیطی ساخته بودم...

24
00:00:55,730 --> 00:00:57,490
‫که نفرین سم‌پروری توش فعال نمی‌شه.

25
00:00:58,200 --> 00:01:00,280
‫واسه همین می‌خواست از شر من خلاص بشه...

26
00:01:00,780 --> 00:01:04,540
‫و بعد از جابه‌جا کردن بدن من و کیگتسو-ساما،

27
00:01:04,620 --> 00:01:06,960
‫هردومون رو به سمت مرگ می‌کشوند.

28
00:01:07,040 --> 00:01:09,460
‫این سناریوی بانوی عالی‌رتبه شو بود.

29
00:01:10,170 --> 00:01:14,840
‫حاضر شده این‌همه زحمت بکشه تا جون عمه‌م رو بگیره!

30
00:01:15,720 --> 00:01:17,720
‫به هر قیمتی که شده باید جلوش رو بگیرم.

31
00:01:19,140 --> 00:01:22,220
‫شو کیگتسو، چرا می‌گی این یه نفرینه؟

32
00:01:22,310 --> 00:01:23,680
‫اگه یه بیماری واگیردار باشه،

33
00:01:23,680 --> 00:01:26,850
‫ ندیمه‌های قصر که بهشون خدمت می‌کنن،
‫قبل از علیاحضرت به این بیماری مبتلا می‌شدن.

34
00:01:27,310 --> 00:01:28,350
‫همین‌طوره.

35
00:01:28,440 --> 00:01:31,110
‫علاوه بر این، ارتعاشِ زه کمان دفع بلا

36
00:01:31,190 --> 00:01:33,980
‫علائم دوشیزه‌ی خاندان کو رو تسکین داد، مگه نه؟

37
00:01:34,070 --> 00:01:38,450
‫همین خودش اثبات این نیست
‫که این موضوع یه بیماری نیست، بلکه یه نفرینه؟

38
00:01:39,870 --> 00:01:42,240
‫والاحضرت، عاجزانه ازتون تقاضا می‌کنم.

39
00:01:42,830 --> 00:01:47,460
‫لطفاً اجازه بدید یک بار دیگه کمان دفع بلا رو قرض بگیرم!

40
00:01:47,480 --> 00:01:57,480
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

41
00:02:03,900 --> 00:02:04,860
Translation & TypeSetting: Elixir

42
00:02:03,900 --> 00:02:04,860
Translation & TypeSetting: Elixir

43
00:02:04,860 --> 00:02:07,490
Translation & TypeSetting: Elixir

44
00:02:04,860 --> 00:02:07,490
Translation & TypeSetting: Elixir

45
00:02:04,860 --> 00:02:08,400
Translation & TypeSetting: Elixir

46
00:02:07,490 --> 00:02:07,570
Translation & TypeSetting: Elixir

47
00:02:07,570 --> 00:02:07,650
Translation & TypeSetting: Elixir

48
00:03:18,880 --> 00:03:20,420
‫داری چی می‌گی؟

49
00:03:20,510 --> 00:03:22,260
‫قصد داری دوباره کمان رو بکشی؟

50
00:03:22,340 --> 00:03:25,760
‫بله. از کمان دفع بلا استفاده می‌کنم تا نفرین رو تطهیر کنم.

51
00:03:27,720 --> 00:03:30,060
‫نمی‌شه. تو نیاز به استراحت داری.

52
00:03:30,350 --> 00:03:31,940
‫چرا نمی‌شه؟

53
00:03:32,560 --> 00:03:37,690
‫راستش من قبل از این به نفرین و خرافات اعتقادی نداشتم...

54
00:03:38,610 --> 00:03:40,190
‫اما الان فرق می‌کنه.

55
00:03:40,990 --> 00:03:42,860
‫توی این دنیا نفرین وجود داره،

56
00:03:42,950 --> 00:03:44,740
‫و معجزه می‌تونه اتفاق بیفته.

57
00:03:46,160 --> 00:03:47,370
‫عاجزانه ازتون می‌خوام.

58
00:03:47,450 --> 00:03:48,410
‫کمان دفع بلـ...

59
00:03:48,490 --> 00:03:49,830
‫بس کن دیگه!

60
00:03:50,000 --> 00:03:51,620
‫مجبورم نکن حرفم رو تکرار کنم.

61
00:03:51,710 --> 00:03:53,620
‫نمی‌تونم کمان دفع بلا رو بهت قرض بدم.

62
00:03:54,500 --> 00:03:57,420
‫چی‌کار کنم تا حرفم رو باور کنید؟

63
00:03:58,090 --> 00:04:01,010
‫این زن قطعاً داره تغییر می‌کنه.

64
00:04:01,510 --> 00:04:02,800
‫با این حال...

65
00:04:04,340 --> 00:04:07,260
‫تو الان شایستگی دست زدن به یه گنجینه‌ی مقدس رو نداری.

66
00:04:07,930 --> 00:04:12,770
‫اما اینکه پیشنهاد دادی بیماری مادرم رو تطهیر کنی، یادم می‌مونه.

67
00:04:12,850 --> 00:04:13,690
‫در زمان مناسـ...

68
00:04:13,690 --> 00:04:16,270
‫پس، دیگه کافیه.

69
00:04:19,610 --> 00:04:21,280
‫موقع قضاوت شیر،

70
00:04:21,360 --> 00:04:23,110
‫موقع آیین جشن ارواح،

71
00:04:23,200 --> 00:04:24,780
‫و حالا هم...

72
00:04:25,280 --> 00:04:27,910
‫همه‌ش داشتم بهتون می‌گفتم والاحضرت،

73
00:04:27,990 --> 00:04:32,290
‫که به حرفام گوش بدید و باورم کنید.

74
00:04:33,410 --> 00:04:37,670
‫اما سه بار شد که نذاشتید خواسته‌هام برآورده بشن.

75
00:04:39,710 --> 00:04:42,920
‫پس، دیگه کافیه.

76
00:04:44,880 --> 00:04:49,180
‫اگه این‌طوره، باید از کیگتسو-ساما بخوام جابه‌جایی رو باطل کنه...

77
00:04:49,600 --> 00:04:53,270
‫تا بتونم به بدن اصلیم برگردم و کمان رو بکشم!

78
00:04:54,190 --> 00:04:56,060
‫هوی. چرا داری می‌ری؟

79
00:04:56,150 --> 00:04:59,520
‫دیگه ازتون اجازه نمی‌گیرم، والاحضرت.

80
00:04:59,610 --> 00:05:01,400
‫فقط کاری رو که دلم می‌خواد انجام می‌دم.

81
00:05:05,990 --> 00:05:08,320
‫کجا تشریف می‌برید بانوی من؟

82
00:05:08,410 --> 00:05:09,410
‫ببخشید!

83
00:05:10,910 --> 00:05:12,700
‫اشکالی نداره بذاریم بره؟

84
00:05:14,120 --> 00:05:16,580
‫فعلاً من از کمان محافظت می‌کنم.

85
00:05:17,080 --> 00:05:18,080
‫باشه.

86
00:05:21,460 --> 00:05:24,590
‫می‌گن چشمه‌ی اژدهای بنفش حقیقت رو نشان می‌ده.

87
00:05:25,300 --> 00:05:27,430
‫تصویری که روی سطحش ظاهر شد...

88
00:05:32,600 --> 00:05:33,680
‫یعنی ممکنه؟

89
00:05:34,390 --> 00:05:36,230
‫التماستون می‌کنم.

90
00:05:36,310 --> 00:05:41,070
‫لطفاً برای یک لحظه‌ی کوچیک، به صحبت‌هام گوش بدید.

91
00:05:41,150 --> 00:05:43,280
‫مِی-کون؛ معمولاً می‌گن شما یک فرمانروای باهوش هستید،

92
00:05:43,360 --> 00:05:45,110
‫و پسرعمه‌ی مهربون من هم هستید، پس...

93
00:05:45,990 --> 00:05:49,620
‫اون موقع، از لقبی استفاده کرد که فقط ریرین به کار می‌بره.

94
00:05:50,070 --> 00:05:52,370
‫توی این دنیا نفرین وجود داره،

95
00:05:52,450 --> 00:05:54,200
‫و معجزه می‌تونه اتفاق بیفته.

96
00:05:55,040 --> 00:05:56,040
‫از کی تا حالا؟

97
00:05:56,620 --> 00:05:57,920
‫اونا جابه‌جا شدن.

98
00:05:58,000 --> 00:05:59,710
‫تنها چیزی که به ذهنم می‌رسه همینه.

99
00:06:00,210 --> 00:06:03,710
‫اگه شب جشن هفت‌ها جابه‌جا شده باشن...

100
00:06:04,000 --> 00:06:06,720
‫من باهاش چی‌کار کردم؟

101
00:06:07,420 --> 00:06:08,720
‫چی بهش گفتم؟

102
00:06:09,800 --> 00:06:13,010
‫توی سیاهچال زندانی‌ش کردم. توی یه قفس با شیر تنهاش گذاشتم.

103
00:06:13,100 --> 00:06:14,390
‫با توهین بهش گفتم شرور.

104
00:06:14,470 --> 00:06:16,730
‫وقتی ندیمه‌ی قصر بهش حمله کرد تنهاش گذاشتم.

105
00:06:17,100 --> 00:06:20,100
‫همه‌ش داشتم بهتون می‌گفتم والاحضرت،

106
00:06:20,190 --> 00:06:23,980
‫که به حرفام گوش بدید و باورم کنید.

107
00:06:24,820 --> 00:06:28,820
‫فراتر از همه، نتونستم هویت واقعیش رو تشخیص بدم.

108
00:06:29,820 --> 00:06:32,950
‫پس، دیگه کافیه.

109
00:06:36,620 --> 00:06:38,000
‫ریریــــن!

110
00:06:43,920 --> 00:06:45,420
مهروموم

111
00:06:47,380 --> 00:06:49,260
‫بالأخره بهت رسیدم.

112
00:06:50,130 --> 00:06:52,970
‫چرا این‌قدر تند راه می‌ری؟

113
00:06:53,050 --> 00:06:56,180
‫لی‌لی! سر بزنگاه رسیدی!

114
00:06:56,470 --> 00:07:00,270
‫خیلی شرمنده‌م، اما می‌شه اونجا دولا بشی؟

115
00:07:00,350 --> 00:07:04,150
‫عمراً! مطمئنم یه فکر شوم توی سرته!

116
00:07:04,230 --> 00:07:06,570
‫فقط می‌خوام یه ذره از روی این دیوار رد بشم.

117
00:07:06,650 --> 00:07:09,200
‫دقیقاً به همین می‌گن یه فکر شوم!

118
00:07:09,280 --> 00:07:10,700
‫می‌دونی که ورودت غیرمجازه؟

119
00:07:11,030 --> 00:07:15,990
‫اما باید هرچه زودتر ببینمش.

120
00:07:16,080 --> 00:07:17,660
‫حتی اگه این‌طور هم باشه،

121
00:07:17,750 --> 00:07:21,580
‫با قیافه‌ی این‌طوری مطمئناً نمی‌تونی بری دیدن علیاحضرت ملکه.

122
00:07:21,920 --> 00:07:23,460
‫منظورم علیاحضرت نیست.

123
00:07:23,540 --> 00:07:24,460
‫ها؟

124
00:07:24,540 --> 00:07:27,880
‫نکنه منظورت شو کیگتسوئه؟

125
00:07:27,960 --> 00:07:28,880
‫بله.

126
00:07:28,960 --> 00:07:30,720
‫دیدنش چه فایده‌ای داره؟

127
00:07:31,680 --> 00:07:32,930
‫نکنه داری فکر می‌کنی...

128
00:07:33,340 --> 00:07:36,930
‫حتی اگه همین کسی که الان هستم نمونم...

129
00:07:39,020 --> 00:07:42,440
‫بازم می‌تونم بیام دیدنت، لی‌لی؟

130
00:07:42,520 --> 00:07:43,330
‫نمی‌خوام!

131
00:07:43,330 --> 00:07:44,100
‫ها؟

132
00:07:44,230 --> 00:07:47,690
‫من اینو نمی‌خوام.

133
00:07:47,780 --> 00:07:51,490
‫تو اولین اربابی هستی که تا حالا داشتم.

134
00:07:52,030 --> 00:07:57,330
‫اما اگه برگردی و بشی کو ریرین، من دیگـ...

135
00:07:58,410 --> 00:08:00,580
‫لطفاً من رو دست‌کم نگیر.

136
00:08:01,750 --> 00:08:06,420
‫احساسات و تعلقات توی خاندانِ کو خیلی عمیقه.

137
00:08:06,920 --> 00:08:08,090
‫جـــان؟

138
00:08:08,170 --> 00:08:12,010
‫لی‌لی، تو همین الانشم توی قلب من جا داری.

139
00:08:12,090 --> 00:08:15,970
‫من هرگز و تحت هیچ شرایطی این رابطه رو قطع نمی‌کنم.

140
00:08:16,850 --> 00:08:18,470
‫بانوی من.

141
00:08:18,640 --> 00:08:26,860
‫قصد دارم از کسایی که توی قلبم جا دادم
‫به هر وسیله‌ای و در برابر هر کسی محافظت کنم.

142
00:08:27,270 --> 00:08:30,730
‫تو، ملکه...

143
00:08:31,030 --> 00:08:33,820
‫و یک نفر دیگه.

144
00:08:42,540 --> 00:08:45,370
‫تو زیادی خوش‌قلبی.

145
00:08:45,460 --> 00:08:47,880
‫یا این، یا اینکه اصلاً آدما رو خوب نمی‌شناسی.

146
00:08:48,340 --> 00:08:51,510
‫فکرشو می‌کردم از اینکه جلوت زانو بزنم همچین هم بدم نیاد.

147
00:08:51,510 --> 00:08:54,380
‫اما فکر نمی‌کردم واسه این باشه که تو بتونی از دیوار بپری.

148
00:08:55,340 --> 00:08:57,510
‫خیلی ممنونم، لی‌لی.

149
00:08:57,600 --> 00:09:00,510
‫لطفاً ستون فقراتم رو نشکن.

150
00:09:01,140 --> 00:09:02,600
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

151
00:09:03,140 --> 00:09:06,900
‫تا گفتم ۳، پا می‌ذارم رو شونه‌ت. لطفاً تحملم کن.

152
00:09:06,980 --> 00:09:07,980
‫باشه.

153
00:09:08,190 --> 00:09:09,610
‫ضمناً...

154
00:09:09,900 --> 00:09:13,570
‫دلت می‌خواد یه لباس طلایی خردلی از خاندان کو داشته باشی؟

155
00:09:16,570 --> 00:09:17,870
‫معلومه...

156
00:09:19,070 --> 00:09:21,870
‫واضحه که دلم می‌خواد.

157
00:09:22,160 --> 00:09:26,500
‫پس وقتی اومدم دیدنت اونو به‌عنوان سوغات برات میارم.

158
00:09:31,500 --> 00:09:32,420
‫یک...

159
00:09:32,510 --> 00:09:33,460
‫دو...

160
00:09:33,550 --> 00:09:34,550
‫سه!

161
00:09:39,220 --> 00:09:42,970
‫لی‌لی، حتماً بعداً میام دیدنت!

162
00:09:46,850 --> 00:09:49,730
‫امیدوارم همه‌چی خوب پیش بره.

163
00:09:56,400 --> 00:09:57,400
‫درها رو باز کنید!

164
00:09:58,070 --> 00:10:00,070
‫والاحضرت، لطفاً خویشتن‌داری کنید!

165
00:10:00,160 --> 00:10:02,370
‫روی قصر کو نفرینِ مهر و موم گذاشته شده!

166
00:10:02,540 --> 00:10:06,790
‫نمی‌تونیم حتی کوچک‌ترین خطر ابتلای شما به بیماری رو بپذیریم!

167
00:10:06,870 --> 00:10:08,920
‫لطفاً به قصر اصلی برگردید!

168
00:10:09,000 --> 00:10:10,710
‫هردوتون برید عقب.

169
00:10:10,790 --> 00:10:12,420
‫من نه به‌عنوان ولیعهد،

170
00:10:12,500 --> 00:10:15,130
‫بلکه به‌عنوان یه فرد عادی اومدم تا ببینم اوضاع چطور پیش می‌ره.

171
00:10:15,630 --> 00:10:20,010
‫الان داخل این قصر مادرم و به احتمال زیاد...

172
00:10:22,140 --> 00:10:24,470
‫در رو باز کنید! همین الان!

173
00:10:25,430 --> 00:10:26,890
‫تو اومدی اینجا، نه؟

174
00:10:28,020 --> 00:10:29,230
‫ریریــــن!

175
00:10:29,770 --> 00:10:32,270
‫احساستون رو درک می‌کنیم، اما لطفاً!

176
00:10:29,770 --> 00:10:32,270
‫«تو اومدی اینجا؟»

177
00:10:32,270 --> 00:10:35,030
‫اگه اتفاقی بیفته...

178
00:10:32,270 --> 00:10:35,030
‫متوجه جابه‌جایی شده؟

179
00:10:36,110 --> 00:10:37,770
‫حتی اگه پسر خونی اون باشه،.

180
00:10:38,270 --> 00:10:43,530
‫ فکر نکنم قصر کو با وجود این‌همه بیماری پذیرای ولیعهد باشه

181
00:10:43,780 --> 00:10:48,870
‫اگه والاحضرت برگرده، مجبورم یه ترتیبی بدم.

182
00:11:02,050 --> 00:11:03,180
‫همم؟

183
00:11:18,400 --> 00:11:19,950
‫گا

184
00:11:18,900 --> 00:11:19,950
‫بی...

185
00:11:21,490 --> 00:11:22,780
‫چقدر سرده.

186
00:11:23,280 --> 00:11:25,950
‫دقیقاً مثل همون زمستون...

187
00:11:27,490 --> 00:11:29,080
‫بیست سال پیشه.

188
00:11:29,160 --> 00:11:31,920
‫گابی که هم‌زمان با من باردار شده بود،

189
00:11:32,000 --> 00:11:34,380
‫زودتر از موعد مقرر فارغ شد.

190
00:11:34,880 --> 00:11:40,380
‫درحالی‌که همه رفتن دیدن گابی،
‫من حتی یک‌بار هم به دیدنش نرفتم.

191
00:11:41,300 --> 00:11:43,430
‫چطور می‌تونستم باهاش روبرو بشم؟

192
00:11:43,510 --> 00:11:47,890
‫شاهزاده‌ی کوچولوی گابی فوت کرده بود، درحالی‌که فرزند من هنوز زنده بود.

193
00:11:52,190 --> 00:11:56,110
‫صمیمانه بهتون تبریک می‌گم.

194
00:11:56,190 --> 00:12:01,200
‫شنیدم وقتی والاحضرت به دنیا اومدن، چیِ اژدها توی سراسر پایتخت پیچیده.

195
00:12:01,700 --> 00:12:07,330
‫ایشون حتماً تمام چیِ یانگ رو قبل از تجسم یافتن توی این دنیا جمع کرده.

196
00:12:07,490 --> 00:12:10,910
‫برای بانوی عالی‌رتبه شو اتفاق بسیار ناگواری بود.

197
00:12:11,000 --> 00:12:12,330
‫با این حال، گل‌های بزرگ...

198
00:12:12,410 --> 00:12:15,250
‫روی فداکاری حاصل از چیدن بقیه‌ی گل‌ها شکوفه می‌دن.

199
00:12:15,330 --> 00:12:19,880
‫و یک پادشاه، تخت پادشاهیش رو روی اجساد زیادی بنا می‌کنه.

200
00:12:20,710 --> 00:12:27,760
‫والاحضرت گیومی یقیناً سرنوشتِ سپرده‌شده
‫از سوی شاهزاده‌ی فقید رو به ارث برده.

201
00:12:27,850 --> 00:12:33,230
‫بانوی عالی‌رتبه شو باید مثل فرزند خودش از والاحضرت مراقبت کنه.

202
00:12:34,230 --> 00:12:37,270
‫مطمئناً چنین حرفی رو به بانوی عالی‌رتبه شو نگفتی، نه؟

203
00:12:37,520 --> 00:12:41,650
‫اوه، چرا عصبانی می‌شید؟

204
00:12:41,940 --> 00:12:46,030
‫من فقط دارم شاهزاده‌ی والامقامی که متبرک به چیِ اژدهاست

205
00:12:46,120 --> 00:12:49,660
‫و علیاحضرت ملکه که متبرک به شاهزاده شده رو ستایش می‌کنم.

206
00:12:49,870 --> 00:12:54,830
‫اما انگار بانوی عالی‌رتبه شو خیلی تنگ‌نظره.

207
00:12:54,830 --> 00:12:59,960
‫اون‌قدر عصبانی به نظر می‌رسید که هر لحظه ممکن بود علیاحضرت رو نفرین کنه.

208
00:13:00,050 --> 00:13:01,550
‫راستش...

209
00:13:01,630 --> 00:13:03,220
‫،من بهش اطلاع دادم

210
00:13:03,300 --> 00:13:06,220
‫که شما تنها کسی بودید که به دیدنش نرفتید.

211
00:13:06,430 --> 00:13:10,970
‫اون‌قدر خشمگین شد که بالش خودش رو پرت کرد روی زمین.

212
00:13:12,270 --> 00:13:14,020
‫بالش رو پرت کرد؟

213
00:13:14,810 --> 00:13:16,940
‫گابی تمام این مدت بستری بود...

214
00:13:17,020 --> 00:13:19,440
‫و بلند شد با دستش بالش رو پرت کرد؟

215
00:13:19,690 --> 00:13:24,400
‫بله. چهره‌ی زیبای خودش رو درهم کشید تا به علیاحضرت اهانت کنه.

216
00:13:24,490 --> 00:13:28,410
‫واقعاً بی‌احترامیِ بزرگی بود!

217
00:13:29,490 --> 00:13:30,990
‫متوجه شدم...

218
00:13:31,490 --> 00:13:35,790
‫اون همون لحظه‌ای بود که فهمیدم گابی به چی نیاز داره.

219
00:13:36,790 --> 00:13:38,460
‫یه هدف برای خشمش.

220
00:13:38,960 --> 00:13:42,710
‫چیزی که برای بلند شدن از اعماق ناامیدی نیاز داشت تسلی خاطر نبود،

221
00:13:42,800 --> 00:13:48,180
‫بلکه شعله‌ی کینه‌ای بود که سراسر وجودش رو به آتش بکشه.

222
00:13:48,430 --> 00:13:52,390
‫اوه گابی، سوزن رو بردار و درون من فرو کن.

223
00:13:52,470 --> 00:13:54,930
‫نباید دست از تلاش برداری.

224
00:13:55,390 --> 00:13:58,100
‫از کینه‌ت به‌عنوان عصایی برای بلند شدن استفاده کن.

225
00:13:58,190 --> 00:14:01,900
‫تا روزی که زمان التیام زخمات برسه...

226
00:14:05,190 --> 00:14:06,450
‫پس گابی...

227
00:14:07,110 --> 00:14:10,320
‫هنوز دوختن الگوی کینه‌ت رو تموم نکردی؟

228
00:14:24,590 --> 00:14:26,420
‫کینه‌ت...

229
00:14:26,920 --> 00:14:29,260
‫فقط قوی‌تر شده؟

230
00:14:39,770 --> 00:14:42,190
‫علیاحضرت! لطفاً خودتون رو کنترل کنید!

231
00:14:47,110 --> 00:14:48,110
‫علیاحضرت!

232
00:14:51,620 --> 00:14:53,330
‫عمه...

233
00:14:53,580 --> 00:14:54,910
‫یک نفر کیسه‌ی یخ بیاره!

234
00:14:54,990 --> 00:14:57,290
‫نه، پاهاش رو گرم کنید!

235
00:14:57,370 --> 00:14:58,870
‫لطفاً آروم باشید.

236
00:15:00,210 --> 00:15:02,920
‫شما اعضای قصر کو هستید که به زمین خدمت می‌کنید.

237
00:15:03,000 --> 00:15:05,340
‫نباید این‌قدر متزلزل باشید.

238
00:15:07,630 --> 00:15:09,380
‫شو کیگتسو-ساما؟

239
00:15:09,470 --> 00:15:10,970
‫چرا کسی از یه خاندان دیگه...؟

240
00:15:11,430 --> 00:15:13,600
‫می‌گم چشمان عقاب ببرنت.

241
00:15:13,680 --> 00:15:15,390
‫همگی دست نگه دارید لطفاً.

242
00:15:17,220 --> 00:15:19,730
سرپرست ندیمه‌های ریرین
کو توستسو

243
00:15:20,060 --> 00:15:21,850
‫توستسو-ساما.

244
00:15:24,940 --> 00:15:28,360
‫این زن دوشیزه‌ی ارزشمندیه.

245
00:15:28,820 --> 00:15:32,990
‫فداکاریش از اقداماتی که با کمان دفع بلا انجام داده روشنه.

246
00:15:33,070 --> 00:15:37,080
‫احتمالاً خبر در خطر بودن علیاحضرت رو
‫شنیده و از فرط نگرانی سراسیمه اومده اینجا.

247
00:15:38,200 --> 00:15:42,580
‫عمه، حتماً نجاتت می‌دم.

248
00:15:43,000 --> 00:15:45,540
‫مهم نیست در ازاش مجبور بشم از چی بگذرم...

249
00:15:45,630 --> 00:15:46,840
‫همه‌چیز درست می‌شه.

250
00:15:46,920 --> 00:15:48,630
‫قطعاً همه‌چیز درست می‌شه.

251
00:15:50,090 --> 00:15:54,220
‫سرندیمه توستسو، خیلی ممنونم.

252
00:15:54,970 --> 00:15:58,600
‫با این حال، بابت سرزده اومدن به‌عنوان یه خاندان دیگه عذرخواهی می‌کنم.

253
00:15:59,640 --> 00:16:04,860
‫همگی، علیاحضرت ملکه دارن با سرسختی با بیماری‌شون می‌جنگن.

254
00:16:05,360 --> 00:16:08,980
‫امیدوارم شما هم وظایف خودتون رو به نحو احسن انجام بدید.

255
00:16:11,280 --> 00:16:12,780
‫بدرقه‌تون می‌کنم.

256
00:16:16,030 --> 00:16:19,250
‫توستسو، تنفس علیاحضرت داشت ضعیف می‌شد.

257
00:16:19,750 --> 00:16:22,540
‫لطفاً از دارویی استفاده کن که مجرای تنفسی رو باز کنه.

258
00:16:22,620 --> 00:16:25,670
‫ولی توی این وضعیت نمی‌تونن داروی پودری بخورن.

259
00:16:25,750 --> 00:16:27,800
‫یه داروی موضعی هست که جواب می‌ده.

260
00:16:27,880 --> 00:16:31,800
‫پماد شماره ۵۳ که توی اتاق یخی
‫گذاشتم رو روی سینه و پشتشون بمالید.

261
00:16:31,880 --> 00:16:32,880
‫چشم!

262
00:16:33,260 --> 00:16:37,300
‫اگه استفراغشون ادامه داشت،
‫باید جلوی کم‌شدن آب بدنشون رو بگیرید.

263
00:16:37,390 --> 00:16:41,890
‫یه تیکه پنبه رو به مخلوط آب و نمک
‫و شکر آغشته کنید و دهنشون رو مرطوب کنید.

264
00:16:42,100 --> 00:16:43,520
‫متوجه شدم.

265
00:16:44,350 --> 00:16:46,230
‫خوشحالم که اومدید اینجا.

266
00:16:46,310 --> 00:16:49,400
‫نمی‌دونید این چقدر مایه‌ی دلگرمی هسـ...

267
00:16:51,650 --> 00:16:54,860
‫متأسفم توستسو. واقعاً...

268
00:16:56,370 --> 00:16:58,410
‫اما فقط یه ذره‌ی دیگه.

269
00:16:58,910 --> 00:17:01,330
‫از اینجا به بعد یه راهی براش پیدا می‌کنم،

270
00:17:01,410 --> 00:17:03,710
‫پس تا اون موقع، لطفاً مراقب علیاحضرت باش.

271
00:17:07,420 --> 00:17:08,880
‫چشم.

272
00:17:11,380 --> 00:17:15,380
‫چقدر مغرور و خودخواه بودم...

273
00:17:16,050 --> 00:17:20,140
‫در حالت عادی؛ این موقعیتی بود که کو ریرین، نفر دوم قصر کو...

274
00:17:20,140 --> 00:17:22,390
‫باید اداره‌ی امور رو به دست می‌گرفت و دستور صادر می‌کرد.

275
00:17:23,060 --> 00:17:26,560
‫بعد از جابه‌جایی بدن زیاد نگران نشدم.

276
00:17:26,650 --> 00:17:31,150
‫تازه بی‌خیال بودم و داشتم از داشتن یه بدن سالم لذت می‌بردم.

277
00:17:31,730 --> 00:17:35,990
‫اون زندگی رویایی با بدن جابه‌جا شده دیگه تموم شد.

278
00:17:36,910 --> 00:17:42,540
‫کیگتسو-ساما، حتی اگه برخلاف میل شما باشه؛ بدنم رو پس می‌گیرم.

279
00:17:43,040 --> 00:17:48,540
‫و از جمله خود شما، همه چیز مربوط به این اتفاق،

280
00:17:48,630 --> 00:17:50,540
‫با دستای خودم ختم به خیر می‌شه!

281
00:17:52,800 --> 00:17:53,800
‫بانوی من.

282
00:17:55,220 --> 00:17:56,880
‫منم.

283
00:17:56,970 --> 00:17:58,590
‫لطفاً در رو باز کنید.

284
00:18:00,470 --> 00:18:01,850
‫تویی؟

285
00:18:02,560 --> 00:18:04,730
‫کس دیگه‌ای هم همراهت هست؟

286
00:18:04,810 --> 00:18:07,850
‫نه. کاملاً تنهام.

287
00:18:26,790 --> 00:18:29,880
‫۹ روز از جشن هفت‌ها می‌گذره.

288
00:18:30,210 --> 00:18:34,340
‫بالأخره تونستم حضوری ببینمتون، کیگتسو-ساما.

289
00:18:35,260 --> 00:18:37,930
‫می‌رم سر اصل مطلب.

290
00:18:38,010 --> 00:18:41,220
‫ازتون می‌خوام همین الان جابه‌جایی رو باطل کنید.

291
00:18:43,060 --> 00:18:48,310
‫راستش می‌خواستم هرچقدر که دلتون می‌خواد بهتون زمان بدم،

292
00:18:48,390 --> 00:18:49,940
‫اما اوضاع عوض شده.

293
00:18:51,190 --> 00:18:54,570
‫علیاحضرت ملکه به خاطر نفرین سم‌پروری از پا دراومدن.

294
00:18:55,860 --> 00:19:00,530
‫واسه همین می‌خوام سریع‌تر به کالبد اصلیم برگردم تا نجاتشون بدم.

295
00:19:00,780 --> 00:19:03,160
‫پس که این‌طور.

296
00:19:03,240 --> 00:19:07,080
‫پس هدف واقعی بانوی عالی‌رتبه شو...

297
00:19:07,160 --> 00:19:09,750
‫واقعاً کشتن علیاحضرت ملکه بوده.

298
00:19:09,830 --> 00:19:15,550
‫واسه همینه که می‌خوام هرچه زودتر
‫کمان دفع بلا رو بکشم تا نفرین رو تطهیر کنم.

299
00:19:16,090 --> 00:19:20,760
‫اما والاحضرت کمان رو به شو کیگتسو قرض نمی‌ده.

300
00:19:20,840 --> 00:19:23,680
‫واسه همین می‌خوام همین الان به بدن اصلیم برگردم؛

301
00:19:23,760 --> 00:19:27,270
‫و به‌عنوان خواهرزاده‌ی علیاحضرت کمان رو قرض بگیرم!

302
00:19:28,060 --> 00:19:30,560
‫وایسا! جریان این خون چیه؟

303
00:19:31,810 --> 00:19:35,190
‫صمیمانه عذر می‌خوام که به بدنتون آسیب زدم!

304
00:19:35,400 --> 00:19:38,360
‫یه ذره زیادی کمان رو کشیدم.

305
00:19:39,360 --> 00:19:42,320
‫اصلاً واسه چی کشیدیش؟

306
00:19:42,410 --> 00:19:43,320
‫چی؟

307
00:19:43,410 --> 00:19:45,870
‫می‌تونی از یکی از افسران نظامی بخوای برات بکشتش.

308
00:19:46,080 --> 00:19:49,000
‫تا اونجا که یادمه، گنجینه‌ی مقدس تحت اختیارات خاندان گنه.

309
00:19:49,080 --> 00:19:51,580
‫و فرمانده چشمان عقاب هم از خون گنه.

310
00:19:51,670 --> 00:19:55,960
‫اگه اون کمان رو بکشه، ارتعاش زهش قوی‌تر نمی‌شه؟

311
00:19:56,050 --> 00:19:57,880
‫کیگتسو-ساما.

312
00:19:57,960 --> 00:19:59,090
‫چی شده؟

313
00:19:59,550 --> 00:20:03,090
‫حـ ـ حق با شماست.

314
00:20:03,590 --> 00:20:06,600
‫فکر می‌کردم خودم باید یه کاری براش بکنم.

315
00:20:06,680 --> 00:20:10,730
‫جوگیر شده بودم که باید همه‌چی رو خودم به تنهایی حل کنم.

316
00:20:10,850 --> 00:20:16,020
‫و با همین فکر، خیلی تند با والاحضرت حرف زدم.

317
00:20:16,520 --> 00:20:19,240
‫پیش لی‌لی هم یه‌کم خودنمایی کردم.

318
00:20:19,440 --> 00:20:23,030
‫گمونم به این می‌گن آب در هاون کوبیدن...

319
00:20:23,110 --> 00:20:24,700
‫این حرفا چیه یهو می‌زنی؟

320
00:20:24,780 --> 00:20:27,790
‫خیلی عذر می‌خوام، کیگتسو-ساما.

321
00:20:27,870 --> 00:20:30,330
‫به‌خاطر بزرگ‌ترین حس شرمساری تموم عمرم...

322
00:20:30,410 --> 00:20:33,460
‫اصلاً تواناییِ حرکت کردن ندارم.

323
00:20:35,130 --> 00:20:39,760
‫تو سر عجیب‌ترین چیزا، به‌طرز
‫غافلگیرکننده‌ای نازک‌نارنجی می‌شی!

324
00:20:40,760 --> 00:20:44,510
‫اصلاً... داری زیادی با ملایمت با این موضوع برخورد می‌کنی.

325
00:20:44,590 --> 00:20:48,060
‫چون نفرینه می‌خوای کمان بکشی تا نفرین رو باطل کنی؟

326
00:20:48,470 --> 00:20:53,600
‫این مثل این می‌مونه که واسه پروندن
‫پشه‌ای که دور و برت می‌چرخه دست تکون بدی.

327
00:20:53,690 --> 00:20:55,980
‫هیچ‌چیزی رو حل نمی‌کنه.

328
00:20:56,060 --> 00:20:57,020
‫چی؟

329
00:20:57,110 --> 00:21:00,070
‫اگه نفرینت کردن، باید با یه نفرین دیگه باهاش مقابله کنی.

330
00:21:01,570 --> 00:21:04,240
‫مقابله با نفرین...

331
00:21:04,320 --> 00:21:08,080
‫تو این مورد، یعنی آسیب زدن به بانوی عالی‌رتبه شو؟

332
00:21:08,990 --> 00:21:11,620
‫شما با این کار مشکلی ندارید، کیگتسو-ساما؟

333
00:21:12,870 --> 00:21:15,170
‫ماهیت نفرین همینه.

334
00:21:16,580 --> 00:21:17,880
‫با این حال...

335
00:21:17,960 --> 00:21:20,960
‫اگه قراره آتیش رو با آتیش خاموش کنیم، اول از همه...

336
00:21:21,510 --> 00:21:25,930
‫باید حشراتی که واسه ساخت نفرین سم‌پروری به کار می‌رن رو جمع کنیم.

337
00:21:26,010 --> 00:21:29,510
‫اما کامل شدنش چند روزی زمان می‌بره.

338
00:21:29,970 --> 00:21:30,970
‫هــا؟

339
00:21:31,270 --> 00:21:36,190
‫چیزه، فقط به یه حشره‌ی کمیاب
‫نیاز داریم که با هم‌نوع‌خواری زنده مونده باشه؟

340
00:21:36,270 --> 00:21:37,520
‫بله.

341
00:21:37,610 --> 00:21:41,190
‫اما ظاهراً توی نفرین سم‌پروریِ
‫بانوی عالی‌رتبه از عنکبوت استفاده شده،

342
00:21:41,280 --> 00:21:44,990
‫پس ما به یه حشره‌ی بزرگ نیاز داریم که عنکبوت‌ها رو شکار کنه.

343
00:21:46,740 --> 00:21:48,410
‫به اندازه‌ی کافی ظرف ندارم،

344
00:21:48,490 --> 00:21:50,870
‫پس عنکبوت و هزارپا رو می‌ذارم پیش هم!

345
00:21:50,950 --> 00:21:53,120
‫اگه این کار رو بکنی، آخرش همدیگه رو می‌خورن!

346
00:21:53,250 --> 00:21:54,910
‫کیگتسو-ساما! زود باشید راه بیفتیم!

347
00:21:55,000 --> 00:21:56,080
‫چـ ـ چی شده؟

348
00:21:56,170 --> 00:21:57,920
‫توی راه براتون توصیح می‌دم!

349
00:21:58,000 --> 00:21:59,750
‫از در پشتی می‌زنیم بیرون!

350
00:22:00,170 --> 00:22:01,380
‫و ـ وایسا!

351
00:22:04,630 --> 00:22:05,930
‫جریانِ چی آشفته شده.

352
00:22:06,010 --> 00:22:07,930
‫والاحضرت، اینجا خطرناکه!

353
00:22:08,010 --> 00:22:11,180
‫لطفاً سریعاً به جایی که شایسته‌تون هست برگردید، والاحضرت!

354
00:22:14,850 --> 00:22:17,600
‫عمه، همین الان میام نجاتتون می‌دم!

355
00:22:17,690 --> 00:22:19,150
‫لطفاً منتظرم بمونید!

356
00:22:19,170 --> 00:22:29,170
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
