WEBVTT

00:01.980 --> 00:04.230
‫لی‌لی، چی شده؟

00:01.980 --> 00:04.230
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روحِ ریرین)

00:04.280 --> 00:07.980
خدمتکار خاندان شو
لی‌لی

00:04.520 --> 00:05.940
‫لعنت بهش.

00:06.020 --> 00:10.780
‫لطفاً یه فکری به‌حال اون سرپرست
‫خدمتکارانِ زیادی جوگیر به اسم توستسو بکنید.

00:10.860 --> 00:13.240
‫تـ ـ توستسو کاری کرده؟

00:13.530 --> 00:17.660
‫پریشب، بعد از اینکه خوابت برد...

00:21.290 --> 00:23.790
سرپرست خدمتکاران ریرین
کو توستسو

00:24.330 --> 00:25.420
‫چی؟

00:25.580 --> 00:27.040
‫خونش درست‌وحسابی بند نمیاد.

00:27.130 --> 00:28.670
‫نمی‌تونه از دست اصلیش استفاده کنه.

00:29.040 --> 00:30.250
‫دوباره پانسمانش می‌کنم.

00:32.340 --> 00:34.300
‫بعدش هم...

00:35.930 --> 00:38.550
‫چـ ـ چی شده این دفعه؟

00:38.800 --> 00:41.930
‫نمی‌تونم بذارم ریرین-ساما توی همچین محیطی بمونه.

00:42.430 --> 00:44.100
‫توی بازسازی اینجا بهم کمک کن.

00:44.190 --> 00:45.690
‫هــــــــا؟

00:46.190 --> 00:49.360
‫پس به‌خاطر همین بود اتاق متفاوت به‌نظر می‌رسید.

00:49.440 --> 00:52.030
‫البته دردسرهای بعدی بعد از اون شروع شد.

00:52.730 --> 00:56.830
‫اصلاً اومدن کسی از کاخ کو به کاخ شو خلاف قوانینه.

00:57.030 --> 00:59.870
‫برای همین فرستادمش بره و بهش گفتم بی‌خیال بشه.

00:59.950 --> 01:01.620
‫بعدش هم، صبح فرداش...

01:04.830 --> 01:06.080
‫داری چـ...

01:07.290 --> 01:08.830
‫دیوار رو یه‌کم جابه‌جا کردم.

01:09.340 --> 01:10.250
‫جان؟

01:10.340 --> 01:14.880
‫رنگ دیوار اصلی رفته بود، دیگه نمی‌شد بهش گفت مرز.

01:14.970 --> 01:16.970
‫برا همین دیوار جدید رو رنگ زدم.

01:17.180 --> 01:20.800
‫در نتیجه، این مکان در حال حاضر
‫یه فضای عمومیه و متعلق به هیچ خاندانی نیست.

01:21.060 --> 01:23.930
‫هرکسی می‌تونه هر موقع دلش خواست بیاد و بره.

01:24.310 --> 01:26.940
‫عجب اراده‌ی قابل تحسینی.

01:27.020 --> 01:28.650
‫از توستسو غیر از اینم انتظار نمی‌رفت.

01:28.730 --> 01:30.190
‫خوشت اومده؟

01:30.560 --> 01:31.980
‫و از اون موقع به بعد...

01:32.270 --> 01:34.400
‫اوضاع ریرین-ساما چطوره؟

01:34.900 --> 01:37.150
‫اینم آب زلال برای حمامش وقتی از خواب بیدار شد.

01:37.450 --> 01:39.160
‫اینم لباس و سنجاق سر.

01:39.240 --> 01:40.370
‫تازه علاوه بر همه‌ی اینا...

01:40.450 --> 01:43.160
‫بهت دفاع شخصی یاد می‌دم.

01:45.080 --> 01:47.620
‫به‌خاطر همین کل بدنم کوفته شده.

01:48.620 --> 01:51.710
‫توستسو استاد هنرهای رزمی من بود.

01:51.880 --> 01:55.590
‫خوشبختانه دیروز توی دربار بانوان مهمونی چای برپا بود

01:55.670 --> 01:57.720
‫تا بهبودی کو ریرین-ساما رو جشن بگیرن،

01:57.800 --> 02:02.010
‫برای همین اون زن با اکراه رفت تا مقدماتش رو بچینه، ولی حالا...

02:02.100 --> 02:07.350
‫خاندان‌های کین، گن و ران یکی پس از دیگری هدیه‌ی عیادت آوردن،

02:07.430 --> 02:09.560
‫و من مجبور شدم به همه‌شون رسیدگی کنم.

02:09.650 --> 02:10.940
‫چه زیاد!

02:11.020 --> 02:13.820
‫نمی‌دونستم داری به این‌همه کار رسیدگی می‌کنی.

02:13.900 --> 02:15.610
‫ممنونم، لی‌لی.

02:15.690 --> 02:18.950
‫فعلاً من مرتبشون می‌کنم و نامه‌های تشکر رو می‌نویسم،

02:19.090 --> 02:19.860
‫تا تو یه‌کم استراحتـ...

02:19.860 --> 02:21.660
‫چی؟ داری چی می‌گی؟

02:21.660 --> 02:24.370
‫دستت یک ماه تمام زمان می‌بره تا خوب بشه!

02:24.620 --> 02:27.370
‫کار امروزت اینه که هیچ‌کاری نکنی و فقط بخوابی!

02:28.910 --> 02:30.580
‫متوجه شدم.

02:33.130 --> 02:35.500
‫فکر کنم اول بتونیم غذا بخوریم.

02:37.010 --> 02:37.660
‫باشه!

02:37.680 --> 02:47.680
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:08.850 --> 04:10.220
‫بابت غذا ممنون!

04:10.680 --> 04:14.600
‫این رو شخصاً کین سیکا-ساما آورده بودن.

04:14.850 --> 04:17.730
دوشیزه‌ی خاندان کین
کین سیکا

04:15.020 --> 04:17.730
‫نه‌اینکه نگران شده باشم یا همچین چیزی.

04:20.070 --> 04:22.360
‫هوممم. چقدر خوشمزه‌ست!

04:22.440 --> 04:24.570
‫واقعاً همین‌طوره.

04:25.610 --> 04:28.660
‫لی‌لی، درباره‌ی اون سنجاق سر،

04:28.740 --> 04:32.000
‫فکر نمی‌کنم سیکا-ساما درگیرش بوده باشه.

04:33.080 --> 04:36.170
‫تو چنین شرایطی، سیکا-ساما شخصاً میوه‌هایی رو آورده...

04:36.250 --> 04:39.090
‫که خوردنش حتی برای افراد آسیب‌دیده هم راحت باشه.

04:39.630 --> 04:42.920
‫اون برای کسایی که ازشون خوشش میاد میوه می‌فرسته،

04:43.010 --> 04:46.840
‫و روی کسایی که ازشون بدش میاد آب می‌پاشه.

04:47.390 --> 04:48.970
‫همین چند روز پیش هم دقیقاً همین‌طور بود.

04:52.310 --> 04:55.730
‫من باور دارم اون همچین آدم درستکاریه..

04:56.230 --> 04:59.690
‫پس اون خدمتکار ابریشم کِرِمی
‫...به اسم کین گایو که من رو تهدید کرد،

04:59.770 --> 05:01.820
‫خودسرانه عمل می‌کرده؟

05:02.150 --> 05:04.740
‫بدون اجازه از طرف اربابش حرف می‌زده...

05:07.700 --> 05:14.250
‫امکان نداره سیکا-ساما روی خدمتکاری
‫با این‌همه وفاداری کنترل نداشته باشه.

05:14.910 --> 05:18.790
‫شاید بانوی پاک‌دامن توی خاندان کین دستور داده باشه.

05:19.460 --> 05:21.800
‫ولی یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده.

05:22.380 --> 05:23.960
‫متأسفم، لی‌لی.

05:24.050 --> 05:27.010
‫اون‌همه ژست شجاعانه گرفتم و گفتم تسویه‌حساب می‌کنم،

05:27.090 --> 05:28.890
‫اما حتی نمی‌تونم ته و توی قضیه رو دربیارم.

05:28.970 --> 05:30.470
‫نه بابا! مشکلی نیست!

05:31.010 --> 05:35.100
‫راستش من مشکلی ندارم اگه بعد از این‌همه ماجرا بی‌خیالش بشید.

05:35.270 --> 05:37.190
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم.

05:37.270 --> 05:41.770
‫اون‌ها به باارزش‌ترین و بانمک‌ترین خدمتکار من آسیب زدن،

05:41.860 --> 05:44.150
‫و من اصلاً تلافی نکنم؟

05:46.610 --> 05:47.530
‫ها؟

05:47.610 --> 05:48.740
‫توستسوئه؟

05:49.240 --> 05:51.580
‫این صدای در زدن، مال کس دیگه‌ایه.

05:54.290 --> 05:58.290
فرمانده چشمان عقاب
شین‌یو

05:54.950 --> 05:56.790
‫فرمانده چشمان عقاب!

05:56.870 --> 05:58.290
‫پس بیداری.

05:59.290 --> 06:00.210
‫اوه، بله.

06:00.290 --> 06:01.790
‫به لطف همه‌ی شما.

06:02.460 --> 06:05.170
‫این یه پماد ضددرده که افسرای نظامی استفاده می‌کنن.

06:05.510 --> 06:07.300
‫چی؟

06:07.590 --> 06:08.970
‫حالت چطور بوده؟

06:09.050 --> 06:12.300
‫بله. حالم داره روز‌به‌روز بهتر می‌شه.

06:12.390 --> 06:15.560
‫هرچی باشه من بدنم قویه، بله!

06:15.810 --> 06:20.520
‫مگه زنی هم پیدا می‌شه که تا دل شب، کمان سنگینی
‫که حتی مردها هم باهاش مشکل دارن رو کش بیاره؟

06:20.520 --> 06:22.150
‫به سلامت عقلت شک کردم.

06:22.230 --> 06:24.780
‫ولی سَبْک تیراندازیت زیبا بود.

06:24.860 --> 06:28.070
‫مـ ـ ممنون از لطفتون.

06:28.150 --> 06:31.370
‫از شنیدنش بی‌نهایت خوشحال شدم.

06:31.620 --> 06:37.290
‫اما چرا بانویی که متعلق به خاندان گن نیست، ناگهان دست به کمان برد؟

06:38.580 --> 06:42.750
‫به‌نظر می‌رسه چهره‌تون هم با قبل خیلی فرق کرده.

06:42.840 --> 06:44.710
‫اون...

06:44.800 --> 06:47.340
‫احتمالاً به‌خاطر اینه که هنوز کاملاً خوب نشدم.

06:47.420 --> 06:48.550
‫مگه نه، لی‌لی؟

06:49.050 --> 06:50.050
‫دقیقاً!

06:50.510 --> 06:55.260
‫آم. یه چیزی بود که می‌خواستم ازتون بپرسم، فرمانده چشمان عقاب.

06:55.470 --> 06:57.390
‫همم؟ چی؟

06:57.730 --> 07:03.020
‫چند روز پیش شنیدم که هیچ خدمتکار
‫عالی‌رتبه‌ای به اسم گایو توی خاندان کین وجود نداره.

07:03.110 --> 07:05.860
‫همون موضوعی که موقع آیین درباره‌ش حرف می‌زدید؟

07:05.940 --> 07:10.570
‫همچنین صحبت از این بود که سنجاق سر یه خدمتکار دزدیده شده.

07:10.650 --> 07:13.160
‫به چشمان عقاب هم گزارشی داده شده بود؟

07:13.450 --> 07:16.240
‫آره. فکر کنم حدود یک ماه پیش بود.

07:16.700 --> 07:18.870
‫پس که این‌طور.

07:19.120 --> 07:22.210
‫خوب یادمه، چون خاندان کین از قبلش به‌هم ریخته بود،

07:22.290 --> 07:25.000
‫به‌خاطر اینکه یه لباس ابریشم کِرِمی هم دزدیده شده بود.

07:25.340 --> 07:26.340
‫چی؟

07:28.510 --> 07:31.970
‫خدمتکاری به اسم کین گایو وجود نداره،

07:32.050 --> 07:35.890
‫و یه لباس ابریشم کِرِمی دزدیده شده بود.

07:36.350 --> 07:40.310
‫طبیعیه اگه فکر کنیم یک نفر دستور آزار و اذیت «شو کیگتسو» رو داده

07:40.390 --> 07:44.980
‫و طوری صحنه‌سازی کرده که انگار کار خاندان کین بوده.

07:45.560 --> 07:47.000
‫احساس می‌کنم کیگتسو-ساما،

07:47.120 --> 07:51.530
‫با دشمنی‌ای روبه‌روئه که ریشه‌هاش خیلی عمیق‌تر از تصور منه.

07:49.690 --> 07:52.450
دوشیزه‌ی خاندان کو
کو ریرین
(روحِ کیگتسو)

07:57.830 --> 08:00.330
ولیعهد
ای گیومی

07:58.160 --> 07:59.370
‫والاحضرت برگشتن!

07:59.450 --> 08:00.830
‫درها رو باز کنید!

08:09.960 --> 08:11.800
‫بیا بیرون، لی‌لی!

08:11.970 --> 08:14.220
‫بدون حتی یک کلمه خبر دادن به بانوی عالی‌رتبه،

08:14.300 --> 08:15.930
‫دیوارهای کاخ شو رو جابه‌جا کردی!

08:16.010 --> 08:17.560
‫اینجا چه خبره آخه؟

08:17.930 --> 08:19.180
‫خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

08:19.180 --> 08:22.180
‫هیچ خدمتکاری اربابش رو جلو نمی‌فرسته.

08:22.270 --> 08:23.940
‫لطفاً دراز بکشید و منتظر بمونید.

08:24.100 --> 08:25.730
‫بله بله، چی می‌خواین؟

08:25.810 --> 08:28.360
‫اون دیوار دیگه چه صیغه‌ایه؟

08:28.440 --> 08:29.360
‫دقیقاً!

08:29.440 --> 08:32.190
‫لطفاً توضیح بدید چطور کار به اینجا کشید!

08:32.280 --> 08:33.650
‫ای بابا، چقدر داد و بیداد می‌کنید...

08:33.740 --> 08:37.910
‫یعنی کیگتسو-ساما الان در چه حالی‌ان؟

08:43.460 --> 08:46.330
‫کیگتسو-ساما، صدام رو می‌شنوید؟

08:46.750 --> 08:49.250
‫خواهش می‌کنم، صدام کنید.

08:50.130 --> 08:51.710
‫می‌خوام باهاتون صحبت کنم.

08:59.050 --> 09:01.140
‫کو... ریرین...

09:02.470 --> 09:05.980
‫باید... کمکم کنی.

09:06.230 --> 09:07.520
‫کیگتسو-ساما!

09:07.610 --> 09:10.520
‫واو، فوق‌العاده‌ست! ما واقعاً ارتباط داریم!

09:10.610 --> 09:13.110
‫ما واقعاً چقدر باهم جوریم!

09:13.610 --> 09:16.700
‫تو... انگار همیشه داری خوش می‌گذرونی.

09:17.570 --> 09:18.910
‫کیگتسو-ساما...

09:19.160 --> 09:23.080
‫همه‌ی دارویی که بهتون دادم رو خوردید؟

09:23.160 --> 09:24.370
‫خوردم.

09:24.750 --> 09:28.380
‫اما دیگه کارم تمومه.

09:29.040 --> 09:32.130
‫توستسو متوجه جابه‌جایی شد...

09:33.300 --> 09:34.550
‫و بهم گفت...

09:34.880 --> 09:36.930
‫اگر جونت رو دوست داری، حق نداری بری بیرون!

09:40.300 --> 09:43.390
‫و از اون موقع تا حالا، هیچ‌کس نیومده دیدنم.

09:43.560 --> 09:48.230
‫گفت ظاهراً این‌طور وانمود می‌شه که دارم آیین تطهیر رو می‌گذرونم؛

09:48.310 --> 09:49.560
‫اما مطمئنم دروغه!

09:49.900 --> 09:53.860
‫مطمئنم همین الانشم داره همه‌جا حقیقت رو جار می‌زنه.

09:53.940 --> 09:56.150
‫هم علیاحضرت ملکه و هم والاحضرت گیومی...

09:56.240 --> 09:58.320
‫حالا حتماً اعدامم می‌کنن!

09:59.450 --> 10:03.790
‫کیگتسو-ساما، من توستسو رو قانع می‌کنم.

10:04.080 --> 10:06.410
‫پس چطوره قبل از اینکه قضیه برملا بشه،

10:06.500 --> 10:09.420
‫جابه‌جایی رو لغو کنیم؟

10:10.710 --> 10:12.880
‫کار به همین‌جا ختم نمی‌شه!

10:13.300 --> 10:15.300
‫همه شکنجه‌م می‌دن!

10:15.380 --> 10:19.050
‫من رو شکنجه می‌دن و می‌کشن.

10:19.130 --> 10:20.930
‫همه طردم می‌کنن.

10:23.220 --> 10:25.720
‫حرف‌های به این غم‌انگیزی نزنید.

10:25.810 --> 10:31.150
‫حداقلش اینه که می‌خوام همراه شما این مشکل رو حل کنم.

10:31.810 --> 10:34.570
‫علاوه بر این؛ کیگتسو-ساما،

10:34.650 --> 10:38.280
‫سرپرست‌تون، بانوی عالی‌رتبه شو هم طرف شماست...

10:41.870 --> 10:43.450
‫می‌گی بانوی عالی‌رتبه.

10:47.080 --> 10:48.460
‫خوب گوش کن.

10:49.120 --> 10:53.170
‫این بیماری من و جابه‌جایی‌مون...

10:53.250 --> 10:55.500
‫همه‌ش زیر سر بانوی عالی‌رتبه شو بود.

10:55.590 --> 10:56.800
‫چی؟

11:09.100 --> 11:12.100
بانوی عالی‌رتبه
شو گابی

11:20.950 --> 11:23.740
‫جادویی به اسم جادوی سم‌پروری رو می‌شناسی؟

11:23.950 --> 11:25.450
‫بـ ـ بله.

11:25.530 --> 11:29.660
‫همونی که حشرات همدیگه رو می‌خورن تا سم به دست بیاد، درست می‌گم؟

11:29.750 --> 11:31.080
‫درسته.

11:31.250 --> 11:34.670
‫اما صرفاً اینکه حشرات همدیگه رو بخورن،

11:34.750 --> 11:37.090
‫فقط باعث ایجاد یه طلسم ناچیز می‌شه.

11:37.880 --> 11:42.840
‫اگه یه آیین درست‌وحسابی و طلسم واقعی
‫بهش اضافه کنی، اون‌وقت قدرت پیدا می‌کنه.

11:43.050 --> 11:47.010
‫من دچار همچین جادوی سم‌پروری‌ای شده بودم.

11:47.100 --> 11:49.680
‫برا همین نه فقط با چای دارویی،

11:49.770 --> 11:51.890
‫بلکه با ارتعاش زه‌ِ کمان دفع بلا حالم بهتر شد.

11:52.390 --> 11:56.520
‫به عبارت دیگه، این بیماری در واقع یه نفرین بود.

11:57.110 --> 11:58.320
‫نفرین؟

11:58.400 --> 12:01.030
‫توی عودسوزی کاشته شده بود...

12:01.110 --> 12:05.120
‫که کین سیکا درست بعد از جابه‌جایی بهم داد.

12:05.620 --> 12:09.910
‫اما در واقع فکر نمی‌کنم هدیه‌ای از طرف خاندان کین بوده باشه.

12:11.620 --> 12:15.540
‫دقیقاً مثل همون سنجاق سری که ساختن تا باور کنیم کار خاندان کینه.

12:15.830 --> 12:19.210
‫چون اون جادوی سم‌پروری خاص، فرم عنکبوتی،

12:19.300 --> 12:22.050
‫فقط برای من و یک نفر دیگه شناخته‌شده‌ست.

12:22.380 --> 12:25.470
‫و اون یک نفر دیگه...

12:25.550 --> 12:27.260
‫شو گابیه.

12:27.350 --> 12:30.560
‫از طلسمی استفاده کرده که اصرار داشت از من یادش بگیره.

12:31.270 --> 12:33.810
‫کسی به مهربونیِ بانوی عالی‌رتبه شو...

12:33.810 --> 12:35.650
‫الان که فکرش رو می‌کنم،

12:35.730 --> 12:39.690
‫یکی از حرف‌های اون بود که باعث شد تصمیم بگیرم این جابه‌جایی رو انجام بدم.

12:40.360 --> 12:45.950
‫چی می‌شد اگه تو هم می‌تونستی دقیقاً مثل ریرین-ساما باشی، مگه نه؟

12:46.320 --> 12:51.410
‫اون روی این شرط بسته بود که
‫اگه جابه‌جا بشیم، هر دوتامون خیلی زود می‌میریم...

12:52.000 --> 12:57.960
‫تو به‌خاطر قضاوت شیر، و من به‌خاطر بدن ضعیف و جادوی سم‌پروری.

12:58.210 --> 12:59.880
‫غیرممکنه.

12:59.960 --> 13:02.670
‫درک می‌کنم که من رو هدف بگیره چون مال خاندان دیگه‌ای هستم،

13:02.760 --> 13:04.720
‫اما چرا باید سراغ شما هم بیاد، کیگتسو-ساما؟

13:04.930 --> 13:07.470
‫برای اینکه دهنم رو ببنده.

13:07.550 --> 13:12.020
‫اون فقط به‌خاطر این من رو به‌عنوان بانو انتخاب
‫کرد چون می‌تونستم از جادوی ممنوعه استفاده کنم.

13:12.100 --> 13:14.480
‫حتی اگه بمیرم هم اصلاً براش ضرری محسوب نمی‌شه.

13:14.890 --> 13:17.520
‫چه مسخره‌بازی‌ای.

13:17.940 --> 13:20.480
‫درنهایت واقعاً کاملاً تنها بودم.

13:21.280 --> 13:25.280
‫بخت‌برگشته‌م، طوری که هرکی هرجور دلش خواست باهام رفتار کنه.

13:25.360 --> 13:26.820
‫کیگتسو-ساما.

13:26.910 --> 13:28.490
‫آرزوم...

13:29.330 --> 13:32.290
‫آرزوم توی جشنواره‌ی هفت‌ها...

13:32.370 --> 13:35.330
‫واقعاً همون چیزی بود که اون لحظه داد زدم.

13:35.960 --> 13:39.590
‫زنیکه‌ی رو اعصاب! برو گمشو!

13:40.540 --> 13:44.670
‫اما اون فریاد رو سرِ خودم کشیدم.

13:47.010 --> 13:48.430
‫من...

13:48.510 --> 13:51.060
‫می‌خواستم ناپدید بشم.

13:51.140 --> 13:53.640
‫به‌خاطر همین می‌خواستم بشم تو.

13:54.140 --> 13:57.940
‫تو، پروانه‌ای که همه دوستش دارن.

13:59.150 --> 14:00.980
‫اما نتونستم.

14:02.530 --> 14:03.980
‫یعنی چرا این‌طوری شد؟

14:04.650 --> 14:06.650
‫الان...

14:06.740 --> 14:11.740
‫دست خودم نیست، از قبلِ جابه‌جایی هم بیشتر از خودم متنفرم.

14:12.330 --> 14:14.620
‫می‌گم، کو ریرین...

14:15.370 --> 14:19.540
‫چرا همين الان من رو نمی‌کشی بره؟

14:24.710 --> 14:27.340
‫شما واقعاً زیاده‌روی می‌کنید.

14:27.420 --> 14:31.510
‫به عبارت دیگه؛ منظور اصلیتون اینه که «متأسفم»، درسته؟

14:33.010 --> 14:37.480
‫فرصت عذرخواهی رو رد می‌کنید و
‫یهو کار رو می‌کشونید به اینکه بگید بکشمتون.

14:37.560 --> 14:39.900
‫شما واقعاً آدم سرسختی هستید.

14:39.980 --> 14:42.190
‫دقیقاً مثل یه شعله...

14:42.270 --> 14:46.320
‫حقیقتاً شایسته‌ی دوشیزگی برای خاندان شو، خادمان آتش، هستید.

14:47.610 --> 14:50.190
‫کیگتسو-ساما، من این ویژگی‌تون که احساساتتون رو...

14:50.190 --> 14:52.830
‫این‌قدر واضح بروز می‌دید رو خیلی دوست دارم.

14:52.910 --> 14:55.580
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

14:55.740 --> 15:00.960
‫اینکه می‌بینم هرجور دلتون می‌خواد
‫احساساتتون رو بیان می‌کنید، مایه‌ی آرامشه.

15:01.040 --> 15:04.460
‫من کسی‌ام که بهش می‌گفتن موش فاضلاب دربار بانوان!

15:04.550 --> 15:06.010
‫اصلاً امکان نداره!

15:06.090 --> 15:10.720
‫کیگتسو-ساما، چرا قضاوتتون درباره‌ی خودتون این‌قدر سخت‌گیرانه‌ست؟

15:11.300 --> 15:14.140
‫نکات فوق‌العاده‌ی زیادی در وجود شما هست.

15:14.220 --> 15:16.060
‫هیچ نقطه‌ی مثبتی ندارم!

15:16.140 --> 15:17.350
‫دارید.

15:18.100 --> 15:20.940
‫اول از همه، شما می‌تونید از جادوی ممنوعه استفاده کنید، مگه نه؟

15:21.230 --> 15:25.620
‫قدرت و شجاعت لازم برای انجام کاری به عجیبیِ جابه‌جایی بدن‌ها رو دارید.

15:25.980 --> 15:29.570
‫و احساساتی اون‌قدر قوی، که حتی دردناک به نظر می‌رسه.

15:29.650 --> 15:30.860
‫داری مسخره می‌کنی؟

15:34.120 --> 15:36.240
‫و همین‌طور اراده‌ی قوی.

15:36.330 --> 15:39.250
‫هرچی باشه، تا الان داشتید با دردی که اون بدن می‌کشه می‌جنگیدید.

15:40.830 --> 15:42.920
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

15:43.000 --> 15:47.250
‫من سعی کردم تو رو بفرستم به سمت مرگ.

15:47.340 --> 15:48.760
‫ولی نتونستید.

15:50.170 --> 15:57.180
‫در نهایت کاری که کردید این بود که یه بدن سالم به من
‫قرض دادید و باعث شدید احساس خوشبختی کنم.

15:59.350 --> 16:01.560
‫کیگتسو-ساما، چیزه...

16:01.640 --> 16:05.730
‫شما در نهایت هیچ استعدادی توی بدبخت کردن بقیه ندارید!

16:08.230 --> 16:09.530
‫ادای چی رو درمیاری؟

16:09.610 --> 16:11.860
‫دارم ادای یه دختر شرور رو درمیارم.

16:11.950 --> 16:15.820
‫چطور بود؟ حرص خوردن باعث نشد انرژی بگیرید؟

16:19.080 --> 16:21.580
‫بی‌عرضگی هم حدی داره.

16:23.960 --> 16:25.500
‫کو ریرین...

16:26.590 --> 16:28.380
‫متأسفم.

16:28.460 --> 16:31.260
‫واقعاً بابت این قضیه شرمنده‌م.

16:32.720 --> 16:35.680
‫نه، من باید عذرخواهی کنم.

16:35.760 --> 16:38.510
‫نزدیک به ۱۰ روز گذاشتم بار بیماری من رو به دوش بکشید.

16:40.520 --> 16:44.020
‫خوشحالم که تونستم این‌طوری باهاتون صحبت کنم، کیگتسو-ساما.

16:44.600 --> 16:45.370
‫راستش؛

16:45.410 --> 16:49.690
‫ بعد از اینکه جابه‌جا شدیم، کسی بود که
‫خودش رو به‌عنوان خدمتکار خاندان کین جا زد؛

16:49.780 --> 16:53.030
‫تا به «شو کیگتسو» آسیب بزنه.

16:53.780 --> 16:55.820
‫اما فکر کنم الان دلیلش رو می‌فهمم.

16:56.820 --> 16:58.160
‫کار بانوی عالی‌رتبه‌ست.

16:59.330 --> 17:03.330
‫اما نمی‌دونم چرا این‌قدر روی این موضوع پافشاری می‌کنه.

17:03.410 --> 17:06.000
‫فکر کنم اولش می‌خواست از شرِ تو خلاص بشه...

17:06.000 --> 17:07.880
‫چون سد راه نقشه‌هاش بودی.

17:08.420 --> 17:10.380
‫سد راه نقشه‌هاش...

17:10.460 --> 17:15.130
‫اما الان می‌ترسه که تو قضیه رو برملا کنی.

17:16.180 --> 17:17.180
‫نکنه؟

17:18.720 --> 17:22.350
‫هدف واقعی بانوی عالی‌رتبه احتمالاً...

17:23.430 --> 17:25.310
‫بانوی من! یه خبر نگران‌کننده!

17:25.520 --> 17:26.440
‫لی‌لی؟

17:26.520 --> 17:27.860
‫والاحضرت گیومی دارن میان عیادت!

17:27.940 --> 17:29.150
‫لطفاً زودتر آماده بشید!

17:29.230 --> 17:30.230
‫جان؟

17:31.210 --> 17:33.490
‫نـ ـ نکنه متوجه جابه‌جایی شده؟

17:33.740 --> 17:36.450
‫نه، فکر نکنم هنوز چیزی بدونه.

17:36.530 --> 17:37.950
‫با ناختی که از اخلاق والاحضرت دارم،

17:38.030 --> 17:41.790
‫اگه می‌فهمید عجولانه می‌اومد سراغ شما
‫کیگتسو-ساما، و اول از همه شکنجه‌تون می‌کرد.

17:41.870 --> 17:43.040
‫این الان تهدیده؟

17:43.120 --> 17:45.960
‫در هر صورت، من این طرف یه جوری قضیه رو جمعش می‌کنم.

17:46.040 --> 17:48.380
‫تا زمانی که مثل شما رفتار کنم، کیگتسو-ساما...

17:48.460 --> 17:50.590
‫به هر حال؛ فعلاً این شمع رو خاموش می‌کنم!

17:51.960 --> 17:54.590
‫شو کیگتسو. بیداری؟

17:54.670 --> 17:56.340
‫بانوی من، در رو باز می‌کنم!

17:58.590 --> 18:01.100
‫بـ ـ بله، بیدارم!

18:02.010 --> 18:03.720
‫باید مثل یه دختر شرور باشم!

18:04.060 --> 18:05.020
‫بیارش داخل.

18:05.240 --> 18:05.890
‫اطاعت!

18:05.980 --> 18:08.060
‫همه به‌جز خدمتکار شخصیش برن کنار.

18:08.400 --> 18:09.480
‫اطاعت، سرورم.

18:11.320 --> 18:13.980
‫مثل یه دختر شرو، مثل یه دختر شرور.

18:14.070 --> 18:15.070
‫چیزه...

18:15.400 --> 18:20.700
‫من هنوز دارم خون‌ریزی می‌کنم، برا همین
‫معذرت می‌خوام که پذیرایی شایسته‌ای ازتون نمی‌کنم، والاحضرت!

18:20.990 --> 18:25.790
‫اوه؟ اجازه‌ی ورود شین‌یو، کین سیکا و خدمتکارهای خاندان کو رو می‌دی؛

18:25.870 --> 18:27.330
‫اما اجازه نمی‌دی من بیام تو؟

18:28.170 --> 18:32.420
‫آخه همون‌طور که می‌بینید خیلی ظاهر زننده‌ای دارم!

18:32.500 --> 18:34.130
‫هه، تازه یاد این افتادی؟

18:34.630 --> 18:36.220
‫اینجا جای خیلی دلگیر و تاریکیه.

18:36.510 --> 18:39.640
‫ا ـ اون‌قدرها هم دلگیر نیست.

18:39.720 --> 18:41.100
‫اینجا بهترین جای دنیاست!

18:41.390 --> 18:43.100
‫دارم بهت می‌گم زخم‌هایی که در حالت عادی خوب می‌شن؛

18:43.180 --> 18:45.220
‫با موندن توی یه همچین جایی خوب نمی‌شن.

18:45.640 --> 18:47.480
‫این آب چشمه‌ی اژدهای بنفش...

18:47.560 --> 18:49.710
‫از عمق کاخ اصلیه، که روش دعا خونده شده.

18:50.280 --> 18:52.020
‫ازش برای تطهیر و پاکسازی زخم‌هات استفاده کن.

18:52.110 --> 18:52.860
‫چی؟

18:52.940 --> 18:56.570
‫چشمه‌ی اژدهای بنفش؟ همون که آب شفابخش و معجزه‌آسا داره؟

18:59.780 --> 19:05.040
‫از شین‌یو شنیدم که کمان دفع بلا رو اون‌قدر کشیدی که کف دستت زخم شده.

19:05.120 --> 19:08.620
‫چیز به این ارزشمندی رو برای من آوردید؟

19:08.710 --> 19:10.210
‫اشتباه برداشت نکن.

19:10.290 --> 19:13.090
‫می‌خواستم برای عیادت ریرین هدیه ببرم ولی زیادی آب گیرم اومد.

19:13.170 --> 19:14.170
‫آها.

19:14.500 --> 19:17.460
‫با این حال، خودم این آب رو کِشیدم.

19:20.510 --> 19:22.430
‫چیه، نمی‌خوایش؟

19:22.640 --> 19:25.310
‫چی؟ اوه، نه، اصلاً این‌طور نیست...

19:25.680 --> 19:27.310
‫همم. نشونم بده!

19:28.060 --> 19:29.060
‫اوه!

19:31.100 --> 19:32.480
‫این دیگه چیه‌؟

19:32.560 --> 19:36.400
‫اوه، خب... یه خراشیدگی؟

19:36.480 --> 19:39.900
‫فکر کنم بشه توی این دسته‌بندی قرارش داد.

19:39.990 --> 19:42.030
‫خیلی بدتر از یه خراشیدگی ساده‌ست.

19:42.110 --> 19:43.570
‫یعنی می‌گی درد نداره؟

19:44.120 --> 19:45.780
‫خب، چیزه...

19:45.870 --> 19:48.160
‫یه‌کم درد حس می‌کنم.

19:48.660 --> 19:50.710
‫درسته.

19:51.000 --> 19:52.210
‫آره، درد دارم.

19:52.710 --> 19:54.000
‫خیلی زیاد.

19:54.080 --> 19:55.380
‫چرا الان می‌خندی؟

19:55.840 --> 19:57.710
‫اخیراً رفتارهات خیلی عجیب غریب شده.

19:57.800 --> 19:59.840
‫اوه، اصلاً این‌طور نیسـ...

20:08.270 --> 20:12.900
‫شنیدم تب ریرین درست از زمانی که ارتعاش زه شنیده شد، فروکش کرد.

20:13.270 --> 20:15.520
‫از این بابت، واقعاً ازت ممنونم.

20:16.400 --> 20:17.480
‫و همین‌طور یه‌کم پشیمونم.

20:18.610 --> 20:21.400
‫صرف‌نظر از حسی که به کارهای گذشته‌ت داشتم،

20:21.490 --> 20:24.370
‫با این حال به صداقتت شک کردم و بهت توهین کردم.

20:25.200 --> 20:27.910
‫معتقدم رفتارم نسبت به تو صادقانه و درست نبود.

20:28.410 --> 20:29.540
‫عذرخواهی می‌کنم.

20:32.210 --> 20:33.210
‫نفرمائید.

20:33.460 --> 20:35.460
‫من هر کاری که کردم، خودم دلم می‌خواست.

20:35.540 --> 20:37.340
‫هیچ دلیلی نداره بابتش قدردانی،

20:37.420 --> 20:40.170
‫یا عذرخواهی کنید؛ والاحضرت.

20:42.260 --> 20:43.220
‫تو...

20:43.300 --> 20:44.430
‫بله؟

20:44.510 --> 20:46.640
‫خیلی عوض شدی.

20:48.010 --> 20:50.810
‫وای نه، این فاجعه‌ست بانوی من!

20:50.850 --> 20:55.020
‫آب باارزش و مقدس از روی پارچه چکیده روی لباس والاحضرت!

20:55.100 --> 20:57.980
‫جابه‌جایی بدن نباید لو بره! اصلاً و ابداً!

20:58.900 --> 21:01.610
‫درسته، حرف‌ها و رفتارهای یه دختر شرور!

21:01.900 --> 21:06.120
‫و چنین حرف‌های متین و تحسین‌برانگیزی همه‌ش دروغه.

21:06.570 --> 21:12.620
‫حقیقت اینه که معتقدم بانوی خاندان کو باید ممنون‌دارِ من باشه.

21:13.120 --> 21:14.120
‫چی گفتی؟

21:14.330 --> 21:17.750
‫والاحضرت، شما زیادی هوای اون رو دارید.

21:17.840 --> 21:21.460
‫به‌عنوان سرپرست دربار بانوان، نباید انصاف رو مد نظر داشته باشید؟

21:21.550 --> 21:24.630
‫اگه به یه پروانه‌ی محبوب و یه موش فاضلاب به یک اندازه لبخند بزنم،

21:24.720 --> 21:26.720
‫اون وقت واقعاً بی‌انصافی نیست؟

21:27.010 --> 21:30.430
‫نمی‌شه یه فکری به‌حال این‌جور لقب‌ها کرد؟

21:30.510 --> 21:33.350
‫اصلاً مگه موش‌های کوچولو ناز و دوست‌داشتنی نیستن؟

21:33.430 --> 21:37.190
‫تازه؛ مرز بین پروانه‌ها و بیدها هم خیلی باریکه، این‌طور نیست؟

21:37.270 --> 21:39.400
‫داری می‌گی ریرین بیده؟

21:40.320 --> 21:41.690
‫با اجازه‌تون!

21:42.070 --> 21:44.400
‫والاحضرت، اتفاق غیرعادی‌ای توی کاخ کو افتاده.

21:44.700 --> 21:45.610
‫چی شده؟

21:45.700 --> 21:47.030
‫بلایی سر ریرین اومده؟

21:48.950 --> 21:50.780
‫ملکه از حال رفتن.

21:52.080 --> 21:53.290
‫چی گفتی؟

21:53.620 --> 21:57.500
‫ظاهراً علائمی مشابه همون علائمی دارن که کو ریرین-دونو بهش مبتلا شده بودن.

21:57.580 --> 21:58.580
‫مشابه؟

21:58.790 --> 22:01.500
‫دیروز ناگهان بیمار شدن.

22:02.210 --> 22:04.130
‫دیگه حتی نمی‌تونن یک قطره آب بخورن.

22:04.220 --> 22:07.470
‫خواسته‌ی خودِ علیاحضرت بود که موضوع پنهان بمونه،

22:05.220 --> 22:07.970
ملکه
کو کنشو

22:07.550 --> 22:09.430
‫اما گزارش‌هایی از بانوان دربار دریافت کردم...

22:09.510 --> 22:11.350
‫که نشون می‌ده دیگه نمی‌شه مخفیش کرد.

22:11.640 --> 22:13.140
‫بیماری واگیرداره؟

22:13.220 --> 22:14.230
‫خیر.

22:17.140 --> 22:19.440
‫مطمئنم نفرینه.

22:19.460 --> 22:29.460
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
