1
00:00:01,980 --> 00:00:04,230
‫لی‌لی، چی شده؟

2
00:00:01,980 --> 00:00:04,230
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روحِ ریرین)

3
00:00:04,280 --> 00:00:07,980
خدمتکار خاندان شو
لی‌لی

4
00:00:04,520 --> 00:00:05,940
‫لعنت بهش.

5
00:00:06,020 --> 00:00:10,780
‫لطفاً یه فکری به‌حال اون سرپرست
‫خدمتکارانِ زیادی جوگیر به اسم توستسو بکنید.

6
00:00:10,860 --> 00:00:13,240
‫تـ ـ توستسو کاری کرده؟

7
00:00:13,530 --> 00:00:17,660
‫پریشب، بعد از اینکه خوابت برد...

8
00:00:21,290 --> 00:00:23,790
سرپرست خدمتکاران ریرین
کو توستسو

9
00:00:24,330 --> 00:00:25,420
‫چی؟

10
00:00:25,580 --> 00:00:27,040
‫خونش درست‌وحسابی بند نمیاد.

11
00:00:27,130 --> 00:00:28,670
‫نمی‌تونه از دست اصلیش استفاده کنه.

12
00:00:29,040 --> 00:00:30,250
‫دوباره پانسمانش می‌کنم.

13
00:00:32,340 --> 00:00:34,300
‫بعدش هم...

14
00:00:35,930 --> 00:00:38,550
‫چـ ـ چی شده این دفعه؟

15
00:00:38,800 --> 00:00:41,930
‫نمی‌تونم بذارم ریرین-ساما توی همچین محیطی بمونه.

16
00:00:42,430 --> 00:00:44,100
‫توی بازسازی اینجا بهم کمک کن.

17
00:00:44,190 --> 00:00:45,690
‫هــــــــا؟

18
00:00:46,190 --> 00:00:49,360
‫پس به‌خاطر همین بود اتاق متفاوت به‌نظر می‌رسید.

19
00:00:49,440 --> 00:00:52,030
‫البته دردسرهای بعدی بعد از اون شروع شد.

20
00:00:52,730 --> 00:00:56,830
‫اصلاً اومدن کسی از کاخ کو به کاخ شو خلاف قوانینه.

21
00:00:57,030 --> 00:00:59,870
‫برای همین فرستادمش بره و بهش گفتم بی‌خیال بشه.

22
00:00:59,950 --> 00:01:01,620
‫بعدش هم، صبح فرداش...

23
00:01:04,830 --> 00:01:06,080
‫داری چـ...

24
00:01:07,290 --> 00:01:08,830
‫دیوار رو یه‌کم جابه‌جا کردم.

25
00:01:09,340 --> 00:01:10,250
‫جان؟

26
00:01:10,340 --> 00:01:14,880
‫رنگ دیوار اصلی رفته بود، دیگه نمی‌شد بهش گفت مرز.

27
00:01:14,970 --> 00:01:16,970
‫برا همین دیوار جدید رو رنگ زدم.

28
00:01:17,180 --> 00:01:20,800
‫در نتیجه، این مکان در حال حاضر
‫یه فضای عمومیه و متعلق به هیچ خاندانی نیست.

29
00:01:21,060 --> 00:01:23,930
‫هرکسی می‌تونه هر موقع دلش خواست بیاد و بره.

30
00:01:24,310 --> 00:01:26,940
‫عجب اراده‌ی قابل تحسینی.

31
00:01:27,020 --> 00:01:28,650
‫از توستسو غیر از اینم انتظار نمی‌رفت.

32
00:01:28,730 --> 00:01:30,190
‫خوشت اومده؟

33
00:01:30,560 --> 00:01:31,980
‫و از اون موقع به بعد...

34
00:01:32,270 --> 00:01:34,400
‫اوضاع ریرین-ساما چطوره؟

35
00:01:34,900 --> 00:01:37,150
‫اینم آب زلال برای حمامش وقتی از خواب بیدار شد.

36
00:01:37,450 --> 00:01:39,160
‫اینم لباس و سنجاق سر.

37
00:01:39,240 --> 00:01:40,370
‫تازه علاوه بر همه‌ی اینا...

38
00:01:40,450 --> 00:01:43,160
‫بهت دفاع شخصی یاد می‌دم.

39
00:01:45,080 --> 00:01:47,620
‫به‌خاطر همین کل بدنم کوفته شده.

40
00:01:48,620 --> 00:01:51,710
‫توستسو استاد هنرهای رزمی من بود.

41
00:01:51,880 --> 00:01:55,590
‫خوشبختانه دیروز توی دربار بانوان مهمونی چای برپا بود

42
00:01:55,670 --> 00:01:57,720
‫تا بهبودی کو ریرین-ساما رو جشن بگیرن،

43
00:01:57,800 --> 00:02:02,010
‫برای همین اون زن با اکراه رفت تا مقدماتش رو بچینه، ولی حالا...

44
00:02:02,100 --> 00:02:07,350
‫خاندان‌های کین، گن و ران یکی پس از دیگری هدیه‌ی عیادت آوردن،

45
00:02:07,430 --> 00:02:09,560
‫و من مجبور شدم به همه‌شون رسیدگی کنم.

46
00:02:09,650 --> 00:02:10,940
‫چه زیاد!

47
00:02:11,020 --> 00:02:13,820
‫نمی‌دونستم داری به این‌همه کار رسیدگی می‌کنی.

48
00:02:13,900 --> 00:02:15,610
‫ممنونم، لی‌لی.

49
00:02:15,690 --> 00:02:18,950
‫فعلاً من مرتبشون می‌کنم و نامه‌های تشکر رو می‌نویسم،

50
00:02:19,090 --> 00:02:19,860
‫تا تو یه‌کم استراحتـ...

51
00:02:19,860 --> 00:02:21,660
‫چی؟ داری چی می‌گی؟

52
00:02:21,660 --> 00:02:24,370
‫دستت یک ماه تمام زمان می‌بره تا خوب بشه!

53
00:02:24,620 --> 00:02:27,370
‫کار امروزت اینه که هیچ‌کاری نکنی و فقط بخوابی!

54
00:02:28,910 --> 00:02:30,580
‫متوجه شدم.

55
00:02:33,130 --> 00:02:35,500
‫فکر کنم اول بتونیم غذا بخوریم.

56
00:02:37,010 --> 00:02:37,660
‫باشه!

57
00:02:37,680 --> 00:02:47,680
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

58
00:04:08,850 --> 00:04:10,220
‫بابت غذا ممنون!

59
00:04:10,680 --> 00:04:14,600
‫این رو شخصاً کین سیکا-ساما آورده بودن.

60
00:04:14,850 --> 00:04:17,730
دوشیزه‌ی خاندان کین
کین سیکا

61
00:04:15,020 --> 00:04:17,730
‫نه‌اینکه نگران شده باشم یا همچین چیزی.

62
00:04:20,070 --> 00:04:22,360
‫هوممم. چقدر خوشمزه‌ست!

63
00:04:22,440 --> 00:04:24,570
‫واقعاً همین‌طوره.

64
00:04:25,610 --> 00:04:28,660
‫لی‌لی، درباره‌ی اون سنجاق سر،

65
00:04:28,740 --> 00:04:32,000
‫فکر نمی‌کنم سیکا-ساما درگیرش بوده باشه.

66
00:04:33,080 --> 00:04:36,170
‫تو چنین شرایطی، سیکا-ساما شخصاً میوه‌هایی رو آورده...

67
00:04:36,250 --> 00:04:39,090
‫که خوردنش حتی برای افراد آسیب‌دیده هم راحت باشه.

68
00:04:39,630 --> 00:04:42,920
‫اون برای کسایی که ازشون خوشش میاد میوه می‌فرسته،

69
00:04:43,010 --> 00:04:46,840
‫و روی کسایی که ازشون بدش میاد آب می‌پاشه.

70
00:04:47,390 --> 00:04:48,970
‫همین چند روز پیش هم دقیقاً همین‌طور بود.

71
00:04:52,310 --> 00:04:55,730
‫من باور دارم اون همچین آدم درستکاریه..

72
00:04:56,230 --> 00:04:59,690
‫پس اون خدمتکار ابریشم کِرِمی
‫...به اسم کین گایو که من رو تهدید کرد،

73
00:04:59,770 --> 00:05:01,820
‫خودسرانه عمل می‌کرده؟

74
00:05:02,150 --> 00:05:04,740
‫بدون اجازه از طرف اربابش حرف می‌زده...

75
00:05:07,700 --> 00:05:14,250
‫امکان نداره سیکا-ساما روی خدمتکاری
‫با این‌همه وفاداری کنترل نداشته باشه.

76
00:05:14,910 --> 00:05:18,790
‫شاید بانوی پاک‌دامن توی خاندان کین دستور داده باشه.

77
00:05:19,460 --> 00:05:21,800
‫ولی یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده.

78
00:05:22,380 --> 00:05:23,960
‫متأسفم، لی‌لی.

79
00:05:24,050 --> 00:05:27,010
‫اون‌همه ژست شجاعانه گرفتم و گفتم تسویه‌حساب می‌کنم،

80
00:05:27,090 --> 00:05:28,890
‫اما حتی نمی‌تونم ته و توی قضیه رو دربیارم.

81
00:05:28,970 --> 00:05:30,470
‫نه بابا! مشکلی نیست!

82
00:05:31,010 --> 00:05:35,100
‫راستش من مشکلی ندارم اگه بعد از این‌همه ماجرا بی‌خیالش بشید.

83
00:05:35,270 --> 00:05:37,190
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم.

84
00:05:37,270 --> 00:05:41,770
‫اون‌ها به باارزش‌ترین و بانمک‌ترین خدمتکار من آسیب زدن،

85
00:05:41,860 --> 00:05:44,150
‫و من اصلاً تلافی نکنم؟

86
00:05:46,610 --> 00:05:47,530
‫ها؟

87
00:05:47,610 --> 00:05:48,740
‫توستسوئه؟

88
00:05:49,240 --> 00:05:51,580
‫این صدای در زدن، مال کس دیگه‌ایه.

89
00:05:54,290 --> 00:05:58,290
فرمانده چشمان عقاب
شین‌یو

90
00:05:54,950 --> 00:05:56,790
‫فرمانده چشمان عقاب!

91
00:05:56,870 --> 00:05:58,290
‫پس بیداری.

92
00:05:59,290 --> 00:06:00,210
‫اوه، بله.

93
00:06:00,290 --> 00:06:01,790
‫به لطف همه‌ی شما.

94
00:06:02,460 --> 00:06:05,170
‫این یه پماد ضددرده که افسرای نظامی استفاده می‌کنن.

95
00:06:05,510 --> 00:06:07,300
‫چی؟

96
00:06:07,590 --> 00:06:08,970
‫حالت چطور بوده؟

97
00:06:09,050 --> 00:06:12,300
‫بله. حالم داره روز‌به‌روز بهتر می‌شه.

98
00:06:12,390 --> 00:06:15,560
‫هرچی باشه من بدنم قویه، بله!

99
00:06:15,810 --> 00:06:20,520
‫مگه زنی هم پیدا می‌شه که تا دل شب، کمان سنگینی
‫که حتی مردها هم باهاش مشکل دارن رو کش بیاره؟

100
00:06:20,520 --> 00:06:22,150
‫به سلامت عقلت شک کردم.

101
00:06:22,230 --> 00:06:24,780
‫ولی سَبْک تیراندازیت زیبا بود.

102
00:06:24,860 --> 00:06:28,070
‫مـ ـ ممنون از لطفتون.

103
00:06:28,150 --> 00:06:31,370
‫از شنیدنش بی‌نهایت خوشحال شدم.

104
00:06:31,620 --> 00:06:37,290
‫اما چرا بانویی که متعلق به خاندان گن نیست، ناگهان دست به کمان برد؟

105
00:06:38,580 --> 00:06:42,750
‫به‌نظر می‌رسه چهره‌تون هم با قبل خیلی فرق کرده.

106
00:06:42,840 --> 00:06:44,710
‫اون...

107
00:06:44,800 --> 00:06:47,340
‫احتمالاً به‌خاطر اینه که هنوز کاملاً خوب نشدم.

108
00:06:47,420 --> 00:06:48,550
‫مگه نه، لی‌لی؟

109
00:06:49,050 --> 00:06:50,050
‫دقیقاً!

110
00:06:50,510 --> 00:06:55,260
‫آم. یه چیزی بود که می‌خواستم ازتون بپرسم، فرمانده چشمان عقاب.

111
00:06:55,470 --> 00:06:57,390
‫همم؟ چی؟

112
00:06:57,730 --> 00:07:03,020
‫چند روز پیش شنیدم که هیچ خدمتکار
‫عالی‌رتبه‌ای به اسم گایو توی خاندان کین وجود نداره.

113
00:07:03,110 --> 00:07:05,860
‫همون موضوعی که موقع آیین درباره‌ش حرف می‌زدید؟

114
00:07:05,940 --> 00:07:10,570
‫همچنین صحبت از این بود که سنجاق سر یه خدمتکار دزدیده شده.

115
00:07:10,650 --> 00:07:13,160
‫به چشمان عقاب هم گزارشی داده شده بود؟

116
00:07:13,450 --> 00:07:16,240
‫آره. فکر کنم حدود یک ماه پیش بود.

117
00:07:16,700 --> 00:07:18,870
‫پس که این‌طور.

118
00:07:19,120 --> 00:07:22,210
‫خوب یادمه، چون خاندان کین از قبلش به‌هم ریخته بود،

119
00:07:22,290 --> 00:07:25,000
‫به‌خاطر اینکه یه لباس ابریشم کِرِمی هم دزدیده شده بود.

120
00:07:25,340 --> 00:07:26,340
‫چی؟

121
00:07:28,510 --> 00:07:31,970
‫خدمتکاری به اسم کین گایو وجود نداره،

122
00:07:32,050 --> 00:07:35,890
‫و یه لباس ابریشم کِرِمی دزدیده شده بود.

123
00:07:36,350 --> 00:07:40,310
‫طبیعیه اگه فکر کنیم یک نفر دستور آزار و اذیت «شو کیگتسو» رو داده

124
00:07:40,390 --> 00:07:44,980
‫و طوری صحنه‌سازی کرده که انگار کار خاندان کین بوده.

125
00:07:45,560 --> 00:07:47,000
‫احساس می‌کنم کیگتسو-ساما،

126
00:07:47,120 --> 00:07:51,530
‫با دشمنی‌ای روبه‌روئه که ریشه‌هاش خیلی عمیق‌تر از تصور منه.

127
00:07:49,690 --> 00:07:52,450
دوشیزه‌ی خاندان کو
کو ریرین
(روحِ کیگتسو)

128
00:07:57,830 --> 00:08:00,330
ولیعهد
ای گیومی

129
00:07:58,160 --> 00:07:59,370
‫والاحضرت برگشتن!

130
00:07:59,450 --> 00:08:00,830
‫درها رو باز کنید!

131
00:08:09,960 --> 00:08:11,800
‫بیا بیرون، لی‌لی!

132
00:08:11,970 --> 00:08:14,220
‫بدون حتی یک کلمه خبر دادن به بانوی عالی‌رتبه،

133
00:08:14,300 --> 00:08:15,930
‫دیوارهای کاخ شو رو جابه‌جا کردی!

134
00:08:16,010 --> 00:08:17,560
‫اینجا چه خبره آخه؟

135
00:08:17,930 --> 00:08:19,180
‫خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

136
00:08:19,180 --> 00:08:22,180
‫هیچ خدمتکاری اربابش رو جلو نمی‌فرسته.

137
00:08:22,270 --> 00:08:23,940
‫لطفاً دراز بکشید و منتظر بمونید.

138
00:08:24,100 --> 00:08:25,730
‫بله بله، چی می‌خواین؟

139
00:08:25,810 --> 00:08:28,360
‫اون دیوار دیگه چه صیغه‌ایه؟

140
00:08:28,440 --> 00:08:29,360
‫دقیقاً!

141
00:08:29,440 --> 00:08:32,190
‫لطفاً توضیح بدید چطور کار به اینجا کشید!

142
00:08:32,280 --> 00:08:33,650
‫ای بابا، چقدر داد و بیداد می‌کنید...

143
00:08:33,740 --> 00:08:37,910
‫یعنی کیگتسو-ساما الان در چه حالی‌ان؟

144
00:08:43,460 --> 00:08:46,330
‫کیگتسو-ساما، صدام رو می‌شنوید؟

145
00:08:46,750 --> 00:08:49,250
‫خواهش می‌کنم، صدام کنید.

146
00:08:50,130 --> 00:08:51,710
‫می‌خوام باهاتون صحبت کنم.

147
00:08:59,050 --> 00:09:01,140
‫کو... ریرین...

148
00:09:02,470 --> 00:09:05,980
‫باید... کمکم کنی.

149
00:09:06,230 --> 00:09:07,520
‫کیگتسو-ساما!

150
00:09:07,610 --> 00:09:10,520
‫واو، فوق‌العاده‌ست! ما واقعاً ارتباط داریم!

151
00:09:10,610 --> 00:09:13,110
‫ما واقعاً چقدر باهم جوریم!

152
00:09:13,610 --> 00:09:16,700
‫تو... انگار همیشه داری خوش می‌گذرونی.

153
00:09:17,570 --> 00:09:18,910
‫کیگتسو-ساما...

154
00:09:19,160 --> 00:09:23,080
‫همه‌ی دارویی که بهتون دادم رو خوردید؟

155
00:09:23,160 --> 00:09:24,370
‫خوردم.

156
00:09:24,750 --> 00:09:28,380
‫اما دیگه کارم تمومه.

157
00:09:29,040 --> 00:09:32,130
‫توستسو متوجه جابه‌جایی شد...

158
00:09:33,300 --> 00:09:34,550
‫و بهم گفت...

159
00:09:34,880 --> 00:09:36,930
‫اگر جونت رو دوست داری، حق نداری بری بیرون!

160
00:09:40,300 --> 00:09:43,390
‫و از اون موقع تا حالا، هیچ‌کس نیومده دیدنم.

161
00:09:43,560 --> 00:09:48,230
‫گفت ظاهراً این‌طور وانمود می‌شه که دارم آیین تطهیر رو می‌گذرونم؛

162
00:09:48,310 --> 00:09:49,560
‫اما مطمئنم دروغه!

163
00:09:49,900 --> 00:09:53,860
‫مطمئنم همین الانشم داره همه‌جا حقیقت رو جار می‌زنه.

164
00:09:53,940 --> 00:09:56,150
‫هم علیاحضرت ملکه و هم والاحضرت گیومی...

165
00:09:56,240 --> 00:09:58,320
‫حالا حتماً اعدامم می‌کنن!

166
00:09:59,450 --> 00:10:03,790
‫کیگتسو-ساما، من توستسو رو قانع می‌کنم.

167
00:10:04,080 --> 00:10:06,410
‫پس چطوره قبل از اینکه قضیه برملا بشه،

168
00:10:06,500 --> 00:10:09,420
‫جابه‌جایی رو لغو کنیم؟

169
00:10:10,710 --> 00:10:12,880
‫کار به همین‌جا ختم نمی‌شه!

170
00:10:13,300 --> 00:10:15,300
‫همه شکنجه‌م می‌دن!

171
00:10:15,380 --> 00:10:19,050
‫من رو شکنجه می‌دن و می‌کشن.

172
00:10:19,130 --> 00:10:20,930
‫همه طردم می‌کنن.

173
00:10:23,220 --> 00:10:25,720
‫حرف‌های به این غم‌انگیزی نزنید.

174
00:10:25,810 --> 00:10:31,150
‫حداقلش اینه که می‌خوام همراه شما این مشکل رو حل کنم.

175
00:10:31,810 --> 00:10:34,570
‫علاوه بر این؛ کیگتسو-ساما،

176
00:10:34,650 --> 00:10:38,280
‫سرپرست‌تون، بانوی عالی‌رتبه شو هم طرف شماست...

177
00:10:41,870 --> 00:10:43,450
‫می‌گی بانوی عالی‌رتبه.

178
00:10:47,080 --> 00:10:48,460
‫خوب گوش کن.

179
00:10:49,120 --> 00:10:53,170
‫این بیماری من و جابه‌جایی‌مون...

180
00:10:53,250 --> 00:10:55,500
‫همه‌ش زیر سر بانوی عالی‌رتبه شو بود.

181
00:10:55,590 --> 00:10:56,800
‫چی؟

182
00:11:09,100 --> 00:11:12,100
بانوی عالی‌رتبه
شو گابی

183
00:11:20,950 --> 00:11:23,740
‫جادویی به اسم جادوی سم‌پروری رو می‌شناسی؟

184
00:11:23,950 --> 00:11:25,450
‫بـ ـ بله.

185
00:11:25,530 --> 00:11:29,660
‫همونی که حشرات همدیگه رو می‌خورن تا سم به دست بیاد، درست می‌گم؟

186
00:11:29,750 --> 00:11:31,080
‫درسته.

187
00:11:31,250 --> 00:11:34,670
‫اما صرفاً اینکه حشرات همدیگه رو بخورن،

188
00:11:34,750 --> 00:11:37,090
‫فقط باعث ایجاد یه طلسم ناچیز می‌شه.

189
00:11:37,880 --> 00:11:42,840
‫اگه یه آیین درست‌وحسابی و طلسم واقعی
‫بهش اضافه کنی، اون‌وقت قدرت پیدا می‌کنه.

190
00:11:43,050 --> 00:11:47,010
‫من دچار همچین جادوی سم‌پروری‌ای شده بودم.

191
00:11:47,100 --> 00:11:49,680
‫برا همین نه فقط با چای دارویی،

192
00:11:49,770 --> 00:11:51,890
‫بلکه با ارتعاش زه‌ِ کمان دفع بلا حالم بهتر شد.

193
00:11:52,390 --> 00:11:56,520
‫به عبارت دیگه، این بیماری در واقع یه نفرین بود.

194
00:11:57,110 --> 00:11:58,320
‫نفرین؟

195
00:11:58,400 --> 00:12:01,030
‫توی عودسوزی کاشته شده بود...

196
00:12:01,110 --> 00:12:05,120
‫که کین سیکا درست بعد از جابه‌جایی بهم داد.

197
00:12:05,620 --> 00:12:09,910
‫اما در واقع فکر نمی‌کنم هدیه‌ای از طرف خاندان کین بوده باشه.

198
00:12:11,620 --> 00:12:15,540
‫دقیقاً مثل همون سنجاق سری که ساختن تا باور کنیم کار خاندان کینه.

199
00:12:15,830 --> 00:12:19,210
‫چون اون جادوی سم‌پروری خاص، فرم عنکبوتی،

200
00:12:19,300 --> 00:12:22,050
‫فقط برای من و یک نفر دیگه شناخته‌شده‌ست.

201
00:12:22,380 --> 00:12:25,470
‫و اون یک نفر دیگه...

202
00:12:25,550 --> 00:12:27,260
‫شو گابیه.

203
00:12:27,350 --> 00:12:30,560
‫از طلسمی استفاده کرده که اصرار داشت از من یادش بگیره.

204
00:12:31,270 --> 00:12:33,810
‫کسی به مهربونیِ بانوی عالی‌رتبه شو...

205
00:12:33,810 --> 00:12:35,650
‫الان که فکرش رو می‌کنم،

206
00:12:35,730 --> 00:12:39,690
‫یکی از حرف‌های اون بود که باعث شد تصمیم بگیرم این جابه‌جایی رو انجام بدم.

207
00:12:40,360 --> 00:12:45,950
‫چی می‌شد اگه تو هم می‌تونستی دقیقاً مثل ریرین-ساما باشی، مگه نه؟

208
00:12:46,320 --> 00:12:51,410
‫اون روی این شرط بسته بود که
‫اگه جابه‌جا بشیم، هر دوتامون خیلی زود می‌میریم...

209
00:12:52,000 --> 00:12:57,960
‫تو به‌خاطر قضاوت شیر، و من به‌خاطر بدن ضعیف و جادوی سم‌پروری.

210
00:12:58,210 --> 00:12:59,880
‫غیرممکنه.

211
00:12:59,960 --> 00:13:02,670
‫درک می‌کنم که من رو هدف بگیره چون مال خاندان دیگه‌ای هستم،

212
00:13:02,760 --> 00:13:04,720
‫اما چرا باید سراغ شما هم بیاد، کیگتسو-ساما؟

213
00:13:04,930 --> 00:13:07,470
‫برای اینکه دهنم رو ببنده.

214
00:13:07,550 --> 00:13:12,020
‫اون فقط به‌خاطر این من رو به‌عنوان بانو انتخاب
‫کرد چون می‌تونستم از جادوی ممنوعه استفاده کنم.

215
00:13:12,100 --> 00:13:14,480
‫حتی اگه بمیرم هم اصلاً براش ضرری محسوب نمی‌شه.

216
00:13:14,890 --> 00:13:17,520
‫چه مسخره‌بازی‌ای.

217
00:13:17,940 --> 00:13:20,480
‫درنهایت واقعاً کاملاً تنها بودم.

218
00:13:21,280 --> 00:13:25,280
‫بخت‌برگشته‌م، طوری که هرکی هرجور دلش خواست باهام رفتار کنه.

219
00:13:25,360 --> 00:13:26,820
‫کیگتسو-ساما.

220
00:13:26,910 --> 00:13:28,490
‫آرزوم...

221
00:13:29,330 --> 00:13:32,290
‫آرزوم توی جشنواره‌ی هفت‌ها...

222
00:13:32,370 --> 00:13:35,330
‫واقعاً همون چیزی بود که اون لحظه داد زدم.

223
00:13:35,960 --> 00:13:39,590
‫زنیکه‌ی رو اعصاب! برو گمشو!

224
00:13:40,540 --> 00:13:44,670
‫اما اون فریاد رو سرِ خودم کشیدم.

225
00:13:47,010 --> 00:13:48,430
‫من...

226
00:13:48,510 --> 00:13:51,060
‫می‌خواستم ناپدید بشم.

227
00:13:51,140 --> 00:13:53,640
‫به‌خاطر همین می‌خواستم بشم تو.

228
00:13:54,140 --> 00:13:57,940
‫تو، پروانه‌ای که همه دوستش دارن.

229
00:13:59,150 --> 00:14:00,980
‫اما نتونستم.

230
00:14:02,530 --> 00:14:03,980
‫یعنی چرا این‌طوری شد؟

231
00:14:04,650 --> 00:14:06,650
‫الان...

232
00:14:06,740 --> 00:14:11,740
‫دست خودم نیست، از قبلِ جابه‌جایی هم بیشتر از خودم متنفرم.

233
00:14:12,330 --> 00:14:14,620
‫می‌گم، کو ریرین...

234
00:14:15,370 --> 00:14:19,540
‫چرا همين الان من رو نمی‌کشی بره؟

235
00:14:24,710 --> 00:14:27,340
‫شما واقعاً زیاده‌روی می‌کنید.

236
00:14:27,420 --> 00:14:31,510
‫به عبارت دیگه؛ منظور اصلیتون اینه که «متأسفم»، درسته؟

237
00:14:33,010 --> 00:14:37,480
‫فرصت عذرخواهی رو رد می‌کنید و
‫یهو کار رو می‌کشونید به اینکه بگید بکشمتون.

238
00:14:37,560 --> 00:14:39,900
‫شما واقعاً آدم سرسختی هستید.

239
00:14:39,980 --> 00:14:42,190
‫دقیقاً مثل یه شعله...

240
00:14:42,270 --> 00:14:46,320
‫حقیقتاً شایسته‌ی دوشیزگی برای خاندان شو، خادمان آتش، هستید.

241
00:14:47,610 --> 00:14:50,190
‫کیگتسو-ساما، من این ویژگی‌تون که احساساتتون رو...

242
00:14:50,190 --> 00:14:52,830
‫این‌قدر واضح بروز می‌دید رو خیلی دوست دارم.

243
00:14:52,910 --> 00:14:55,580
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

244
00:14:55,740 --> 00:15:00,960
‫اینکه می‌بینم هرجور دلتون می‌خواد
‫احساساتتون رو بیان می‌کنید، مایه‌ی آرامشه.

245
00:15:01,040 --> 00:15:04,460
‫من کسی‌ام که بهش می‌گفتن موش فاضلاب دربار بانوان!

246
00:15:04,550 --> 00:15:06,010
‫اصلاً امکان نداره!

247
00:15:06,090 --> 00:15:10,720
‫کیگتسو-ساما، چرا قضاوتتون درباره‌ی خودتون این‌قدر سخت‌گیرانه‌ست؟

248
00:15:11,300 --> 00:15:14,140
‫نکات فوق‌العاده‌ی زیادی در وجود شما هست.

249
00:15:14,220 --> 00:15:16,060
‫هیچ نقطه‌ی مثبتی ندارم!

250
00:15:16,140 --> 00:15:17,350
‫دارید.

251
00:15:18,100 --> 00:15:20,940
‫اول از همه، شما می‌تونید از جادوی ممنوعه استفاده کنید، مگه نه؟

252
00:15:21,230 --> 00:15:25,620
‫قدرت و شجاعت لازم برای انجام کاری به عجیبیِ جابه‌جایی بدن‌ها رو دارید.

253
00:15:25,980 --> 00:15:29,570
‫و احساساتی اون‌قدر قوی، که حتی دردناک به نظر می‌رسه.

254
00:15:29,650 --> 00:15:30,860
‫داری مسخره می‌کنی؟

255
00:15:34,120 --> 00:15:36,240
‫و همین‌طور اراده‌ی قوی.

256
00:15:36,330 --> 00:15:39,250
‫هرچی باشه، تا الان داشتید با دردی که اون بدن می‌کشه می‌جنگیدید.

257
00:15:40,830 --> 00:15:42,920
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

258
00:15:43,000 --> 00:15:47,250
‫من سعی کردم تو رو بفرستم به سمت مرگ.

259
00:15:47,340 --> 00:15:48,760
‫ولی نتونستید.

260
00:15:50,170 --> 00:15:57,180
‫در نهایت کاری که کردید این بود که یه بدن سالم به من
‫قرض دادید و باعث شدید احساس خوشبختی کنم.

261
00:15:59,350 --> 00:16:01,560
‫کیگتسو-ساما، چیزه...

262
00:16:01,640 --> 00:16:05,730
‫شما در نهایت هیچ استعدادی توی بدبخت کردن بقیه ندارید!

263
00:16:08,230 --> 00:16:09,530
‫ادای چی رو درمیاری؟

264
00:16:09,610 --> 00:16:11,860
‫دارم ادای یه دختر شرور رو درمیارم.

265
00:16:11,950 --> 00:16:15,820
‫چطور بود؟ حرص خوردن باعث نشد انرژی بگیرید؟

266
00:16:19,080 --> 00:16:21,580
‫بی‌عرضگی هم حدی داره.

267
00:16:23,960 --> 00:16:25,500
‫کو ریرین...

268
00:16:26,590 --> 00:16:28,380
‫متأسفم.

269
00:16:28,460 --> 00:16:31,260
‫واقعاً بابت این قضیه شرمنده‌م.

270
00:16:32,720 --> 00:16:35,680
‫نه، من باید عذرخواهی کنم.

271
00:16:35,760 --> 00:16:38,510
‫نزدیک به ۱۰ روز گذاشتم بار بیماری من رو به دوش بکشید.

272
00:16:40,520 --> 00:16:44,020
‫خوشحالم که تونستم این‌طوری باهاتون صحبت کنم، کیگتسو-ساما.

273
00:16:44,600 --> 00:16:45,370
‫راستش؛

274
00:16:45,410 --> 00:16:49,690
‫ بعد از اینکه جابه‌جا شدیم، کسی بود که
‫خودش رو به‌عنوان خدمتکار خاندان کین جا زد؛

275
00:16:49,780 --> 00:16:53,030
‫تا به «شو کیگتسو» آسیب بزنه.

276
00:16:53,780 --> 00:16:55,820
‫اما فکر کنم الان دلیلش رو می‌فهمم.

277
00:16:56,820 --> 00:16:58,160
‫کار بانوی عالی‌رتبه‌ست.

278
00:16:59,330 --> 00:17:03,330
‫اما نمی‌دونم چرا این‌قدر روی این موضوع پافشاری می‌کنه.

279
00:17:03,410 --> 00:17:06,000
‫فکر کنم اولش می‌خواست از شرِ تو خلاص بشه...

280
00:17:06,000 --> 00:17:07,880
‫چون سد راه نقشه‌هاش بودی.

281
00:17:08,420 --> 00:17:10,380
‫سد راه نقشه‌هاش...

282
00:17:10,460 --> 00:17:15,130
‫اما الان می‌ترسه که تو قضیه رو برملا کنی.

283
00:17:16,180 --> 00:17:17,180
‫نکنه؟

284
00:17:18,720 --> 00:17:22,350
‫هدف واقعی بانوی عالی‌رتبه احتمالاً...

285
00:17:23,430 --> 00:17:25,310
‫بانوی من! یه خبر نگران‌کننده!

286
00:17:25,520 --> 00:17:26,440
‫لی‌لی؟

287
00:17:26,520 --> 00:17:27,860
‫والاحضرت گیومی دارن میان عیادت!

288
00:17:27,940 --> 00:17:29,150
‫لطفاً زودتر آماده بشید!

289
00:17:29,230 --> 00:17:30,230
‫جان؟

290
00:17:29,230 --> 00:17:30,230
‫جان؟

291
00:17:31,210 --> 00:17:33,490
‫نـ ـ نکنه متوجه جابه‌جایی شده؟

292
00:17:33,740 --> 00:17:36,450
‫نه، فکر نکنم هنوز چیزی بدونه.

293
00:17:36,530 --> 00:17:37,950
‫با ناختی که از اخلاق والاحضرت دارم،

294
00:17:38,030 --> 00:17:41,790
‫اگه می‌فهمید عجولانه می‌اومد سراغ شما
‫کیگتسو-ساما، و اول از همه شکنجه‌تون می‌کرد.

295
00:17:41,870 --> 00:17:43,040
‫این الان تهدیده؟

296
00:17:43,120 --> 00:17:45,960
‫در هر صورت، من این طرف یه جوری قضیه رو جمعش می‌کنم.

297
00:17:46,040 --> 00:17:48,380
‫تا زمانی که مثل شما رفتار کنم، کیگتسو-ساما...

298
00:17:48,460 --> 00:17:50,590
‫به هر حال؛ فعلاً این شمع رو خاموش می‌کنم!

299
00:17:51,960 --> 00:17:54,590
‫شو کیگتسو. بیداری؟

300
00:17:54,670 --> 00:17:56,340
‫بانوی من، در رو باز می‌کنم!

301
00:17:58,590 --> 00:18:01,100
‫بـ ـ بله، بیدارم!

302
00:18:02,010 --> 00:18:03,720
‫باید مثل یه دختر شرور باشم!

303
00:18:04,060 --> 00:18:05,020
‫بیارش داخل.

304
00:18:05,240 --> 00:18:05,890
‫اطاعت!

305
00:18:05,980 --> 00:18:08,060
‫همه به‌جز خدمتکار شخصیش برن کنار.

306
00:18:08,400 --> 00:18:09,480
‫اطاعت، سرورم.

307
00:18:11,320 --> 00:18:13,980
‫مثل یه دختر شرو، مثل یه دختر شرور.

308
00:18:14,070 --> 00:18:15,070
‫چیزه...

309
00:18:15,400 --> 00:18:20,700
‫من هنوز دارم خون‌ریزی می‌کنم، برا همین
‫معذرت می‌خوام که پذیرایی شایسته‌ای ازتون نمی‌کنم، والاحضرت!

310
00:18:20,990 --> 00:18:25,790
‫اوه؟ اجازه‌ی ورود شین‌یو، کین سیکا و خدمتکارهای خاندان کو رو می‌دی؛

311
00:18:25,870 --> 00:18:27,330
‫اما اجازه نمی‌دی من بیام تو؟

312
00:18:28,170 --> 00:18:32,420
‫آخه همون‌طور که می‌بینید خیلی ظاهر زننده‌ای دارم!

313
00:18:32,500 --> 00:18:34,130
‫هه، تازه یاد این افتادی؟

314
00:18:34,630 --> 00:18:36,220
‫اینجا جای خیلی دلگیر و تاریکیه.

315
00:18:36,510 --> 00:18:39,640
‫ا ـ اون‌قدرها هم دلگیر نیست.

316
00:18:39,720 --> 00:18:41,100
‫اینجا بهترین جای دنیاست!

317
00:18:41,390 --> 00:18:43,100
‫دارم بهت می‌گم زخم‌هایی که در حالت عادی خوب می‌شن؛

318
00:18:43,180 --> 00:18:45,220
‫با موندن توی یه همچین جایی خوب نمی‌شن.

319
00:18:45,640 --> 00:18:47,480
‫این آب چشمه‌ی اژدهای بنفش...

320
00:18:47,560 --> 00:18:49,710
‫از عمق کاخ اصلیه، که روش دعا خونده شده.

321
00:18:50,280 --> 00:18:52,020
‫ازش برای تطهیر و پاکسازی زخم‌هات استفاده کن.

322
00:18:52,110 --> 00:18:52,860
‫چی؟

323
00:18:52,940 --> 00:18:56,570
‫چشمه‌ی اژدهای بنفش؟ همون که آب شفابخش و معجزه‌آسا داره؟

324
00:18:59,780 --> 00:19:05,040
‫از شین‌یو شنیدم که کمان دفع بلا رو اون‌قدر کشیدی که کف دستت زخم شده.

325
00:19:05,120 --> 00:19:08,620
‫چیز به این ارزشمندی رو برای من آوردید؟

326
00:19:08,710 --> 00:19:10,210
‫اشتباه برداشت نکن.

327
00:19:10,290 --> 00:19:13,090
‫می‌خواستم برای عیادت ریرین هدیه ببرم ولی زیادی آب گیرم اومد.

328
00:19:13,170 --> 00:19:14,170
‫آها.

329
00:19:14,500 --> 00:19:17,460
‫با این حال، خودم این آب رو کِشیدم.

330
00:19:20,510 --> 00:19:22,430
‫چیه، نمی‌خوایش؟

331
00:19:22,640 --> 00:19:25,310
‫چی؟ اوه، نه، اصلاً این‌طور نیست...

332
00:19:25,680 --> 00:19:27,310
‫همم. نشونم بده!

333
00:19:28,060 --> 00:19:29,060
‫اوه!

334
00:19:31,100 --> 00:19:32,480
‫این دیگه چیه‌؟

335
00:19:32,560 --> 00:19:36,400
‫اوه، خب... یه خراشیدگی؟

336
00:19:36,480 --> 00:19:39,900
‫فکر کنم بشه توی این دسته‌بندی قرارش داد.

337
00:19:39,990 --> 00:19:42,030
‫خیلی بدتر از یه خراشیدگی ساده‌ست.

338
00:19:42,110 --> 00:19:43,570
‫یعنی می‌گی درد نداره؟

339
00:19:44,120 --> 00:19:45,780
‫خب، چیزه...

340
00:19:45,870 --> 00:19:48,160
‫یه‌کم درد حس می‌کنم.

341
00:19:48,660 --> 00:19:50,710
‫درسته.

342
00:19:51,000 --> 00:19:52,210
‫آره، درد دارم.

343
00:19:52,710 --> 00:19:54,000
‫خیلی زیاد.

344
00:19:54,080 --> 00:19:55,380
‫چرا الان می‌خندی؟

345
00:19:55,840 --> 00:19:57,710
‫اخیراً رفتارهات خیلی عجیب غریب شده.

346
00:19:57,800 --> 00:19:59,840
‫اوه، اصلاً این‌طور نیسـ...

347
00:20:08,270 --> 00:20:12,900
‫شنیدم تب ریرین درست از زمانی که ارتعاش زه شنیده شد، فروکش کرد.

348
00:20:13,270 --> 00:20:15,520
‫از این بابت، واقعاً ازت ممنونم.

349
00:20:16,400 --> 00:20:17,480
‫و همین‌طور یه‌کم پشیمونم.

350
00:20:18,610 --> 00:20:21,400
‫صرف‌نظر از حسی که به کارهای گذشته‌ت داشتم،

351
00:20:21,490 --> 00:20:24,370
‫با این حال به صداقتت شک کردم و بهت توهین کردم.

352
00:20:25,200 --> 00:20:27,910
‫معتقدم رفتارم نسبت به تو صادقانه و درست نبود.

353
00:20:28,410 --> 00:20:29,540
‫عذرخواهی می‌کنم.

354
00:20:32,210 --> 00:20:33,210
‫نفرمائید.

355
00:20:33,460 --> 00:20:35,460
‫من هر کاری که کردم، خودم دلم می‌خواست.

356
00:20:35,540 --> 00:20:37,340
‫هیچ دلیلی نداره بابتش قدردانی،

357
00:20:37,420 --> 00:20:40,170
‫یا عذرخواهی کنید؛ والاحضرت.

358
00:20:42,260 --> 00:20:43,220
‫تو...

359
00:20:43,300 --> 00:20:44,430
‫بله؟

360
00:20:44,510 --> 00:20:46,640
‫خیلی عوض شدی.

361
00:20:48,010 --> 00:20:50,810
‫وای نه، این فاجعه‌ست بانوی من!

362
00:20:50,850 --> 00:20:55,020
‫آب باارزش و مقدس از روی پارچه چکیده روی لباس والاحضرت!

363
00:20:55,100 --> 00:20:57,980
‫جابه‌جایی بدن نباید لو بره! اصلاً و ابداً!

364
00:20:58,900 --> 00:21:01,610
‫درسته، حرف‌ها و رفتارهای یه دختر شرور!

365
00:21:01,900 --> 00:21:06,120
‫و چنین حرف‌های متین و تحسین‌برانگیزی همه‌ش دروغه.

366
00:21:06,570 --> 00:21:12,620
‫حقیقت اینه که معتقدم بانوی خاندان کو باید ممنون‌دارِ من باشه.

367
00:21:13,120 --> 00:21:14,120
‫چی گفتی؟

368
00:21:14,330 --> 00:21:17,750
‫والاحضرت، شما زیادی هوای اون رو دارید.

369
00:21:17,840 --> 00:21:21,460
‫به‌عنوان سرپرست دربار بانوان، نباید انصاف رو مد نظر داشته باشید؟

370
00:21:21,550 --> 00:21:24,630
‫اگه به یه پروانه‌ی محبوب و یه موش فاضلاب به یک اندازه لبخند بزنم،

371
00:21:24,720 --> 00:21:26,720
‫اون وقت واقعاً بی‌انصافی نیست؟

372
00:21:27,010 --> 00:21:30,430
‫نمی‌شه یه فکری به‌حال این‌جور لقب‌ها کرد؟

373
00:21:30,510 --> 00:21:33,350
‫اصلاً مگه موش‌های کوچولو ناز و دوست‌داشتنی نیستن؟

374
00:21:33,430 --> 00:21:37,190
‫تازه؛ مرز بین پروانه‌ها و بیدها هم خیلی باریکه، این‌طور نیست؟

375
00:21:37,270 --> 00:21:39,400
‫داری می‌گی ریرین بیده؟

376
00:21:40,320 --> 00:21:41,690
‫با اجازه‌تون!

377
00:21:42,070 --> 00:21:44,400
‫والاحضرت، اتفاق غیرعادی‌ای توی کاخ کو افتاده.

378
00:21:44,700 --> 00:21:45,610
‫چی شده؟

379
00:21:45,700 --> 00:21:47,030
‫بلایی سر ریرین اومده؟

380
00:21:48,950 --> 00:21:50,780
‫ملکه از حال رفتن.

381
00:21:52,080 --> 00:21:53,290
‫چی گفتی؟

382
00:21:53,620 --> 00:21:57,500
‫ظاهراً علائمی مشابه همون علائمی دارن که کو ریرین-دونو بهش مبتلا شده بودن.

383
00:21:57,580 --> 00:21:58,580
‫مشابه؟

384
00:21:58,790 --> 00:22:01,500
‫دیروز ناگهان بیمار شدن.

385
00:22:02,210 --> 00:22:04,130
‫دیگه حتی نمی‌تونن یک قطره آب بخورن.

386
00:22:04,220 --> 00:22:07,470
‫خواسته‌ی خودِ علیاحضرت بود که موضوع پنهان بمونه،

387
00:22:05,220 --> 00:22:07,970
ملکه
کو کنشو

388
00:22:07,550 --> 00:22:09,430
‫اما گزارش‌هایی از بانوان دربار دریافت کردم...

389
00:22:09,510 --> 00:22:11,350
‫که نشون می‌ده دیگه نمی‌شه مخفیش کرد.

390
00:22:11,640 --> 00:22:13,140
‫بیماری واگیرداره؟

391
00:22:13,220 --> 00:22:14,230
‫خیر.

392
00:22:17,140 --> 00:22:19,440
‫مطمئنم نفرینه.

393
00:22:19,460 --> 00:22:29,460
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
