1
00:00:00,770 --> 00:00:04,770
‫همون‌طور که فکر می‌کردم. شما ریرین-ساما هستید، مگه نه؟

2
00:00:05,400 --> 00:00:07,650
‫جوری که رگ‌بند رو بستید.

3
00:00:07,650 --> 00:00:13,280
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
‫(روح ریرین)

4
00:00:08,110 --> 00:00:09,400
‫جوری که لبخند می‌زنید.

5
00:00:09,900 --> 00:00:12,900
‫اون عادتی که وقتی به مشکل می‌خورید
‫دست‌تون رو می‌ذارید روی گونه‌تون.

6
00:00:13,530 --> 00:00:15,280
‫پس واقعاً حقیقت داره؟

7
00:00:15,530 --> 00:00:17,490
‫مـ ـ من...

8
00:00:20,410 --> 00:00:22,290
‫واقعاً متأسفم!

9
00:00:23,290 --> 00:00:24,290
‫توستسو...

10
00:00:24,790 --> 00:00:26,290
‫لطفاً سرت رو بالا بیار.

11
00:00:26,790 --> 00:00:27,790
‫نه!

12
00:00:28,340 --> 00:00:32,420
‫من، توستسو، لایق روبرو شدن با شما نیستم؛ ریرین-ساما!

13
00:00:34,180 --> 00:00:35,180
‫متوجه شدم.

14
00:00:36,010 --> 00:00:37,010
‫پس...

15
00:00:37,720 --> 00:00:39,470
‫من خم می‌شم.

16
00:00:43,350 --> 00:00:45,020
‫شما ریرین-سامایی هستید که می‌شناسم.

17
00:00:45,480 --> 00:00:47,730
‫توی هفت روز گذشته،

18
00:00:47,810 --> 00:00:51,780
‫چرا فکر می‌کردم کسی مثل شو کیگتسو، ریرین-ساماست؟

19
00:00:57,000 --> 00:01:07,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

20
00:02:29,670 --> 00:02:32,750
‫توستسو، چطوری متوجه شدی؟

21
00:02:33,250 --> 00:02:35,630
‫خجالت می‌کشم این رو بگم، ولی همین چند لحظه پیش...

22
00:02:35,960 --> 00:02:42,260
‫وقتی اون زن بیدار شد، حس غیرعادی بودن چیزها که روی هم انباشته شده بود کاملاً فوران کرد.

23
00:02:42,640 --> 00:02:46,180
‫ریرین-ساما! اوه، واقعاً خیالم راحت شد!

24
00:02:46,270 --> 00:02:48,680
‫خیلی نگران بودم!

25
00:02:48,770 --> 00:02:52,190
‫حتی داشتم به تیرهای دفع شر شو کیگتسو متوسل می‌شدم!

26
00:02:52,900 --> 00:02:54,650
‫شو کیگتسو؟

27
00:02:54,730 --> 00:02:55,730
‫بله.

28
00:02:55,900 --> 00:03:00,320
‫می‌گفت به‌خاطر ریرین-ساماست، و تمام طول شب داشت کمان می‌کشید.

29
00:03:00,990 --> 00:03:04,620
‫اولش تعجب کرده بودم که می‌خواد چی‌کار کنه؛

30
00:03:04,700 --> 00:03:06,740
‫ولی مدام کمان خاندان گن رو می‌کشید...

31
00:03:06,830 --> 00:03:08,950
‫کمانی که ظاهراً خاندان شو باهاش سازگاری نداره.

32
00:03:09,040 --> 00:03:12,000
‫حس می‌کنم یه روی شگفت‌انگیز ازش رو دیدم.

33
00:03:12,250 --> 00:03:14,210
‫من گول نمی‌خورم!

34
00:03:15,210 --> 00:03:17,960
‫شما هم نباید گول بخورید!

35
00:03:18,170 --> 00:03:20,670
‫اون زن، شو کیگتسو، خیلی خودخواهه‌!

36
00:03:20,760 --> 00:03:23,220
‫اون شرورترین زن توی دربار دوشیزه‌هاست!

37
00:03:23,220 --> 00:03:24,850
‫اون یه موش فاضلابه!

38
00:03:26,680 --> 00:03:30,350
‫بانوی من، به‌نظر می‌رسه کمی از حالت عادی خارج شدید.

39
00:03:30,730 --> 00:03:33,230
‫یه چای دارویی برای آرامش‌بخشیدن آوردم.

40
00:03:33,440 --> 00:03:37,070
‫اما این چیزیه که شو کیگتسو دم کرده.

41
00:03:37,400 --> 00:03:40,070
‫داروساز برای سم تستش کرد و مشکلی پیدا نکرد،

42
00:03:40,150 --> 00:03:41,610
‫اما اگه تمایلی ندارید...

43
00:03:43,280 --> 00:03:45,820
‫نه، یه‌کم می‌نوشم.

44
00:04:00,420 --> 00:04:01,720
‫تو کی هستی؟

45
00:04:02,800 --> 00:04:05,720
‫چـ ـ چی داری می‌گی، توستسو؟

46
00:04:05,800 --> 00:04:07,720
‫من کو ریریـ...

47
00:04:10,560 --> 00:04:14,020
‫اسم سرور والامقام من رو روی خودت نذار، ای تقلبی!

48
00:04:14,270 --> 00:04:18,570
‫دوشیزه‌ی عزیز من هیچ‌وقت نمی‌گه «لعنتی»!

49
00:04:19,070 --> 00:04:21,440
‫لعنتی!

50
00:04:23,110 --> 00:04:25,360
‫اون هیچ‌وقت به دوشیزه‌های خاندان‌های دیگه با چشم حقارت نگاه نمی‌کنه!

51
00:04:25,450 --> 00:04:30,080
‫علاوه بر این؛ اون هیچ‌وقت از کسی که به چشم
‫یه زن شرور بهش نگاه می‌کنه صدقه قبول نمی‌کنه!

52
00:04:31,910 --> 00:04:33,120
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

53
00:04:33,210 --> 00:04:35,710
‫از زمان جشنواره‌ی هفت‌ها همه‌چیز عجیب بوده.

54
00:04:36,080 --> 00:04:39,340
‫کسی که الان در بدن ریرین-ساماست...

55
00:04:39,630 --> 00:04:41,590
‫تو هستی، مگه نه شو کیگتسو؟

56
00:04:44,840 --> 00:04:49,350
‫و اون با صداقت اوضاع رو برات توضیح داد؟

57
00:04:49,560 --> 00:04:53,850
‫بله. اینکه شما دو نفر در نتیجه‌ی جادوی ممنوعه جا‌به‌جا شدید.

58
00:04:54,520 --> 00:04:57,810
‫اون «با رضایت خودش» همه‌چیز رو بهم گفت.

59
00:04:58,360 --> 00:05:01,110
‫پس تهدیدش کرده.

60
00:05:02,530 --> 00:05:04,780
‫لی‌لی، تعجب نکردی؟

61
00:05:04,860 --> 00:05:08,530
‫خب، چند وقتی بود پیش خودم می‌گفتم...

62
00:05:08,780 --> 00:05:11,120
‫واسه کسی که به «پروانه‌ی محبوب والاحضرت» معروفه...

63
00:05:11,200 --> 00:05:15,120
‫این‌قدر عجیب‌وغریب بودن یه‌کم توی ذوق آدم می‌زنه.

64
00:05:15,210 --> 00:05:17,290
‫«یه‌کم... عجیب‌وغریب»؟

65
00:05:20,040 --> 00:05:22,590
‫پس چرا تا الان چیزی نگفتی؟

66
00:05:25,090 --> 00:05:26,800
‫حس می‌کردم اگه بپرسم،

67
00:05:27,180 --> 00:05:31,970
‫این رابطه‌ی عجیب همراه با وجود شما از بین می‌ره.

68
00:05:32,060 --> 00:05:33,680
‫برای همین...

69
00:05:34,560 --> 00:05:35,810
‫لی‌لی.

70
00:05:36,310 --> 00:05:41,150
‫بانوی من، چرا نخواستید توسط ما نجات پیدا کنید؟

71
00:05:41,690 --> 00:05:42,690
‫چون...

72
00:05:44,070 --> 00:05:46,450
‫شاید یه جور حق‌السکوت بوده؟

73
00:05:46,610 --> 00:05:48,360
‫اون شو کیگتسو...

74
00:05:48,450 --> 00:05:49,950
‫چقدر می‌تونه پست باشه؟

75
00:05:51,200 --> 00:05:53,080
‫یعنی اون زمان...

76
00:05:53,580 --> 00:05:56,660
‫ممکنه باورم نکنی، ولی من...

77
00:05:58,870 --> 00:06:01,540
‫نه تنها متوجه نشدم که شما هستید،

78
00:06:01,630 --> 00:06:03,710
‫بلکه محکومتون کردم و بهتون سم دادم...

79
00:06:04,300 --> 00:06:07,630
‫حماقت من شایسته‌ی مرگ قطعیه.

80
00:06:07,930 --> 00:06:13,100
‫با این حال؛ توستسو، من قدر این موقعیت رو می‌دونم.

81
00:06:13,600 --> 00:06:14,770
‫قدر می‌دونید؟

82
00:06:16,140 --> 00:06:21,020
‫این هفت روز گذشته روزهایی بودن که مثل گنج باارزشن.

83
00:06:21,400 --> 00:06:27,400
‫خودم رو به چالش کشیدم و از تجربه‌هایی لذت بردم که قبلاً نمی‌تونستم داشته باشم.

84
00:06:27,900 --> 00:06:31,280
‫اگه ممکنه؛ دلم می‌خواد بدون بزرگ کردن قضیه، این جریان رو تمومش کنم.

85
00:06:31,450 --> 00:06:35,080
‫شما این‌طور می‌گید، بانوی من. اما من
‫نمی‌تونم خودم رو راضی کنم که اون زن رو ببخشم.

86
00:06:35,540 --> 00:06:41,670
‫حتی اگه قضیه بزرگ بشه، کاری می‌کنم شو کیگتسو محکوم بشه...

87
00:06:41,830 --> 00:06:43,540
‫و بعد تاوان گناهم رو با مرگ می‌دم!

88
00:06:43,630 --> 00:06:44,750
‫من همچین اجازه‌ای نمی‌دم.

89
00:06:46,010 --> 00:06:46,920
‫اما...

90
00:06:47,010 --> 00:06:47,920
‫نمی‌تونی.

91
00:06:48,010 --> 00:06:53,390
‫سالم زندگی کردن خیلی سخت‌تر از مردنه.

92
00:06:55,140 --> 00:07:01,060
‫اگه به دنبال کفاره دادن هستی، لطفاً
‫برای انجامش یه مرگ آسون رو انتخاب نکن.

93
00:07:01,150 --> 00:07:02,560
‫اما...

94
00:07:02,650 --> 00:07:05,820
‫همه‌ی این‌ها برام خیلی غیرقابل بخششه.

95
00:07:07,690 --> 00:07:09,780
‫درکت می‌کنم، توستسو.

96
00:07:09,860 --> 00:07:11,280
‫پس بیا این کار رو بکنیم.

97
00:07:11,910 --> 00:07:15,580
‫من تو رو از آسیب زدن به اون یا خودت منع می‌کنم.

98
00:07:16,240 --> 00:07:19,410
‫و حق نداری حقیقت رو به علیاحضرت و والاحضرت بگی.

99
00:07:20,620 --> 00:07:23,380
‫با همون سرنوشتی روبرو شو که من روبرو شدم.

100
00:07:23,460 --> 00:07:27,670
‫من می‌گم این، توستسو... مجازات توئه.

101
00:07:28,010 --> 00:07:30,420
‫اما زیادی دارید به من آسون می‌گیرید.

102
00:07:30,510 --> 00:07:33,260
‫قراره با همون سختی‌هایی روبرو بشی که اربابت روبرو شده.

103
00:07:33,340 --> 00:07:34,970
‫کجای این آسون‌گیریه؟

104
00:07:35,470 --> 00:07:36,680
‫اما...

105
00:07:36,970 --> 00:07:42,520
‫با اینکه اون از مرگ نجات پیدا کرده، دربار دوشیزه‌ها جای بی‌رحمیه.

106
00:07:43,020 --> 00:07:45,440
‫چون من بهت اعتماد کردم،

107
00:07:45,520 --> 00:07:48,480
‫می‌خوام توی قصر کو بمونی و ازش محافظت کنی.

108
00:07:49,570 --> 00:07:51,200
‫مفهومه.

109
00:07:51,280 --> 00:07:54,490
‫اگه این دستور شماست، تمام تلاشم رو می‌کنم.

110
00:07:57,370 --> 00:08:00,500
‫متأسفم که طوری شد انگار داشتم گولت می‌زدم.

111
00:08:01,250 --> 00:08:06,380
‫کو ریرین-ساما، من به‌عنوان کسی که به قصر شو مربوطه عذرخواهی می‌کنم.

112
00:08:06,590 --> 00:08:08,960
‫لی‌لی، لطفاً بس کن!

113
00:08:09,050 --> 00:08:11,880
‫دلم می‌خواد مثل قبل بهم خدمت کنی.

114
00:08:12,470 --> 00:08:14,640
‫اگه این‌قدر باهام صریح نبودی،

115
00:08:14,720 --> 00:08:19,310
‫نمی‌تونستم این‌قدر از زندگی در اینجا لذت ببرم.

116
00:08:19,390 --> 00:08:20,390
‫اما...

117
00:08:20,600 --> 00:08:24,940
‫به موقعش، زندگی در اینجا مطمئناً به پایان می‌رسه.

118
00:08:25,020 --> 00:08:26,020
‫بنابراین...

119
00:08:26,310 --> 00:08:27,980
‫تا اون زمان...

120
00:08:34,950 --> 00:08:36,280
‫خب راستش،

121
00:08:36,370 --> 00:08:40,570
‫بعد از اینکه فهمیدم پروانه‌ی محبوب والاحضرت این‌قدر
‫عاشق سیب‌زمینیه و یه آدم عجیبه که عاشق تمرین کردنه،

122
00:08:40,570 --> 00:08:42,660
‫امکان نداره بتونم بهت احترام بذارم، نه؟

123
00:08:43,330 --> 00:08:45,290
‫لی‌لی، داری زیاده‌روی می‌کنی.

124
00:08:45,670 --> 00:08:46,580
‫صبر کن!

125
00:08:46,670 --> 00:08:48,210
‫باورم نمی‌شه.

126
00:08:48,290 --> 00:08:50,050
‫کاملاً رنگت پریده!

127
00:08:50,210 --> 00:08:51,760
‫معلومه که باید این‌طوری باشه.

128
00:08:51,840 --> 00:08:54,510
‫کسی که از بی‌ملاحظگی زیاد از هوش رفته...

129
00:08:54,590 --> 00:08:57,550
‫نمی‌تونه به این راحتی و بی‌خیالی فوراً بلند بشه.

130
00:08:57,800 --> 00:08:59,010
‫فقط برو بخواب!

131
00:08:59,100 --> 00:09:00,970
‫لی‌لی، داری زیاده‌روی می‌کنی.

132
00:09:01,060 --> 00:09:02,060
‫ساکت شو!

133
00:09:02,270 --> 00:09:05,480
‫در هر صورت، بهتره یه قدم هم از این تخت تکون نخوری!

134
00:09:05,560 --> 00:09:07,480
‫پس حداقل بذار گلدوزی‌...

135
00:09:07,560 --> 00:09:08,560
‫خیاطی تعطیل!

136
00:09:08,900 --> 00:09:10,480
‫بافتنی تعطیل! هیچ کاری نکن!

137
00:09:10,570 --> 00:09:11,780
‫فقط بخواب!

138
00:09:12,320 --> 00:09:16,570
‫لی‌لی، واقعاً هیچ احساس بی‌قراری‌ای کنار اربابت نداری.

139
00:09:16,660 --> 00:09:19,070
‫خودت بهم گفتی احساس بی‌قراری نکنم!

140
00:09:21,370 --> 00:09:23,790
‫ممنونم، لی‌لی.

141
00:09:25,000 --> 00:09:27,330
‫عجب دوشیزه‌ی دردسرسازی.

142
00:09:37,430 --> 00:09:40,350
‫چرا... کارهای پستی مثل جادوی ممنوعه می‌کنی؟

143
00:09:41,600 --> 00:09:43,890
‫اگه می‌خوای، بفرما و انجامش بده.

144
00:09:43,890 --> 00:09:49,230
‫اما فقط منم که می‌تونم روح کو ریرین رو به جایی که بود برگردونم.

145
00:09:55,490 --> 00:09:57,780
‫برات مهم نیست چه بلایی سر این بدن میاد؟

146
00:10:00,200 --> 00:10:02,540
‫من می‌رم اربابم رو ببینم.

147
00:10:02,620 --> 00:10:04,910
‫فکر نکن قضیه همین‌جا تموم شده.

148
00:10:15,300 --> 00:10:17,420
‫همه‌چیز تموم شد.

149
00:10:17,930 --> 00:10:19,300
‫عکس‌العمل بانوی دربار این‌طوری بود.

150
00:10:20,090 --> 00:10:23,310
‫اگه والاحضرت بفهمه...

151
00:10:24,220 --> 00:10:26,770
‫در نهایت فرقی نمی‌کنه.

152
00:10:27,690 --> 00:10:30,650
‫حتی بعد از جا‌به‌جا شدن با کسی که همه دوستش دارن،

153
00:10:30,730 --> 00:10:34,190
‫تنها ظرف هفت روز با دشمنی شدیدی روبرو می‌شم.

154
00:10:35,030 --> 00:10:37,070
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت من رو نجات نمی‌ده.

155
00:10:40,320 --> 00:10:45,160
‫من تازه بعد از این جابه‌جایی دارم اوقات خوشی رو می‌گذرونم.

156
00:10:45,240 --> 00:10:49,790
‫و اگه بتونیم یه صحبت درست‌وحسابی
‫داشته باشیم، مطمئنم ورق برمی‌گرده.

157
00:10:49,960 --> 00:10:54,340
‫می‌گفت به‌خاطر ریرین-ساماست، و تمام طول شب داشت کمان می‌کشید.

158
00:10:56,170 --> 00:10:57,880
‫چرا این‌طوریه؟

159
00:11:00,380 --> 00:11:01,680
‫چرا...

160
00:11:03,100 --> 00:11:10,350
‫چرا تو همیشه، توی هر زمینه‌ای و در هر زمانی، این‌قدر زیبا باقی می‌مونی؟

161
00:11:24,740 --> 00:11:25,740
‫اون‌...

162
00:11:26,790 --> 00:11:28,450
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،

163
00:11:28,540 --> 00:11:31,370
‫چشم‌های بی‌شماری که توی خواب بهم حمله کردن...

164
00:11:32,080 --> 00:11:35,090
‫احتمالاً ظاهر یه بلا بوده.

165
00:11:35,170 --> 00:11:39,090
‫و بعد از شنیدن ارتعاش زه‌ کمان محافظت، ناپدید شد.

166
00:11:39,590 --> 00:11:43,720
‫اما عجیبه که یه بلا بتونه با ارتعاش زه تطهیر بشه.

167
00:11:44,180 --> 00:11:46,310
‫اگه می‌تونه تطهیر بشه، یعنی...

168
00:11:47,220 --> 00:11:48,310
‫این یه نفرینه.

169
00:11:49,100 --> 00:11:51,600
‫چرا یه هدیه از طرف خاندان کین...

170
00:11:59,320 --> 00:12:00,990
‫سم‌گری.

171
00:12:01,320 --> 00:12:06,120
‫و جادویی بود که نفرینی می‌ذاشت تا فرد بر اثر بیماری بمیره.

172
00:12:06,530 --> 00:12:07,660
‫امکان نداره.

173
00:12:07,740 --> 00:12:12,960
‫چون تنها کسایی که قادر به ساختنش هستن من و یه نفر دیگه‌ایم.

174
00:12:16,290 --> 00:12:17,460
‫غیرممکنه.

175
00:12:24,590 --> 00:12:26,100
‫این یه هدیه‌ی عیادته.

176
00:12:25,760 --> 00:12:28,760
‫بانوی پاکدامن
‫کین ریگا

177
00:12:25,760 --> 00:12:28,760
‫دوشیزه‌ی خاندان کین
‫کین سیکا

178
00:12:26,600 --> 00:12:28,760
‫بفرمایید، برای ریرین-ساماست.

179
00:12:28,850 --> 00:12:30,770
‫بانوی بافضیلت
‫ران هورین

180
00:12:28,850 --> 00:12:30,770
‫دوشیزه‌ی خاندان ران
‫ران هوشون

181
00:12:30,850 --> 00:12:32,770
‫بانوی شایسته
‫گن گوسِتسو

182
00:12:30,850 --> 00:12:32,770
‫دوشیزه‌ی خاندان گن
‫گن کاسویی

183
00:12:33,190 --> 00:12:38,360
‫مهمانی چای برای جشن بهبودی ریرین-ساما چیزی جز یه نقاب بی‌گناهی نیست.

184
00:12:38,440 --> 00:12:42,030
‫هدف شما انتقاد از سلامتی ضعیف ریرین-ساماست.

185
00:12:42,190 --> 00:12:47,660
‫اوه، اونجا رو نگاه کنید. اون گل‌های آلاله چقدر نازن.

186
00:12:47,740 --> 00:12:51,580
‫اما به‌نظر می‌رسه کمی پژمرده شدن.

187
00:12:51,660 --> 00:12:55,620
‫چنین گل‌های زردی خیلی ظریفن.

188
00:12:55,710 --> 00:12:58,960
‫اگه به سرعت پژمرده بشه؛ حتی توی یه گلدان مجلل،

189
00:12:59,040 --> 00:13:01,130
‫خیلی غمناکه.

190
00:13:04,470 --> 00:13:05,800
‫شو کیگتسو...

191
00:13:06,300 --> 00:13:11,020
‫اینکه یه موش فاضلاب عین تو این دور و بره، یه خوبی داره.

192
00:13:11,520 --> 00:13:13,180
‫چون این‌قدر بوی نا می‌دی،

193
00:13:13,270 --> 00:13:16,810
‫بوی گند زن‌های فرومایه با وجود تو جلب توجه نمی‌کنه.

194
00:13:16,940 --> 00:13:19,820
‫بانوی عالی‌رتبه
‫شو گابی

195
00:13:17,900 --> 00:13:21,480
‫من برای بهبودی ریرین-ساما دعا می‌کنم.

196
00:13:25,570 --> 00:13:28,820
‫بانوی عالی‌رتبه شو، پاتون چش شده؟

197
00:13:29,740 --> 00:13:31,830
‫چیز مهمی نیست.

198
00:13:34,660 --> 00:13:39,750
‫همگی، امروز از همه‌تون خواستم برای دوشیزه‌مون ریرین وقت بذارید.

199
00:13:39,840 --> 00:13:40,840
‫تشکر می‌کنم.

200
00:13:41,130 --> 00:13:44,470
‫حال ریرین-ساما از اون موقع چطوره؟

201
00:13:44,550 --> 00:13:48,090
‫شنیدم که هوشیاریش رو به دست آورده.

202
00:13:48,180 --> 00:13:49,760
‫ببخشید که باعث نگرانی‌تون شدم.

203
00:13:49,850 --> 00:13:52,520
‫ریرین از قبل بهبود پیدا کرده،

204
00:13:52,600 --> 00:13:56,480
‫اما هنوز توسط بانوان دربار که زیادی نگرانشن، محدود شده.

205
00:13:56,560 --> 00:13:57,810
‫نیازی نیست خیلی نگران باشید.

206
00:13:57,900 --> 00:14:01,110
‫اوه، خیالم راحت شد.

207
00:14:01,400 --> 00:14:06,280
‫اما کمی نگران‌کننده‌ست که سلامتیش این‌قدر ضعیفه.

208
00:14:06,360 --> 00:14:12,990
‫دوشیزه‌ها روزی همسران پادشاه می‌شن تا به
‫اعلی‌حضرت آرامش ببخشن و بچه‌هاش رو به دنیا بیارن.

209
00:14:13,080 --> 00:14:16,960
‫آیا ریرین-ساما چنین توان و بنیه‌ای داره؟

210
00:14:17,040 --> 00:14:17,800
‫عمه!

211
00:14:17,800 --> 00:14:19,380
‫بانوی پاک‌دامن کین.

212
00:14:19,500 --> 00:14:24,300
‫اعلی‌حضرت اشاره کرده بودن که شما حریف فوق‌العاده‌ای هستید،

213
00:14:24,380 --> 00:14:27,340
‫اما از صدای بلند شما آزرده‌خاطرن.

214
00:14:28,630 --> 00:14:32,640
‫چـ ـ چنین حرف‌های زننده‌ای وسط روز نزنید!

215
00:14:32,890 --> 00:14:37,350
‫ها؟ من فقط داشتم درباره‌ی بازی گو صحبت می‌کردم.

216
00:14:37,730 --> 00:14:40,980
‫به چه افکار ناپاکی فکر می‌کنید؟

217
00:14:41,060 --> 00:14:42,690
‫چقدر ناپاک.

218
00:14:42,770 --> 00:14:47,030
‫چطور جرئت می‌کنید به‌عنوان ملکه چنین کلمات زننده‌ای بگید؟

219
00:14:47,110 --> 00:14:48,400
‫کین ریگا.

220
00:14:48,610 --> 00:14:50,610
‫من نظر یکسانی با اعلی‌حضرت دارم.

221
00:14:51,530 --> 00:14:52,910
‫گاهی اوقات...

222
00:14:53,950 --> 00:14:56,410
‫صدای شما خیلی گوش‌خراشه.

223
00:14:58,000 --> 00:15:01,250
‫شاید برای خودِ گوینده یه جیک‌جیکِ پاک باشه،

224
00:15:01,330 --> 00:15:06,170
‫اما انعکاس گوش‌خراشش ممکنه
‫برای کسانی که ضعیف شدن تبدیل به سم بشه.

225
00:15:06,630 --> 00:15:11,590
‫اگه می‌دونی اینجا جایی برای عیادت از بیمارانه، دهن ناخوشایندت رو ببند.

226
00:15:11,680 --> 00:15:13,720
‫می‌خوای توی طبیعت رهات کنم؟

227
00:15:15,220 --> 00:15:18,520
‫بابت گستاخی بانوی پاک‌دامن متأسفم.

228
00:15:18,600 --> 00:15:21,440
‫به عنوان عضوی از خاندان کین، عذرخواهی می‌کنم.

229
00:15:26,480 --> 00:15:27,650
‫خیلی‌خب.

230
00:15:27,740 --> 00:15:30,650
‫خاندان کین متبرک شده به چنین دوشیزه‌ی استواری.

231
00:15:32,950 --> 00:15:37,660
‫هرچند درک می‌کنم که بانوی پاک‌دامن کین نمی‌تونه به من احترام بذاره.

232
00:15:37,870 --> 00:15:43,670
‫اون‌زمان توی دربار دوشیزه‌ها، حتی یک نفر هم پیش‌بینی نمی‌کرد من ملکه بشم.

233
00:15:44,000 --> 00:15:44,680
‫اوه، خدای من.

234
00:15:44,680 --> 00:15:46,170
‫واقعاً؟

235
00:15:46,460 --> 00:15:49,670
‫من مسن‌ترین دوشیزه بودم. هیچ چیز جذابی نداشتم.

236
00:15:49,760 --> 00:15:53,180
‫مطلقاً هیچ علاقه‌ای به سرگرمی‌های زنانه نداشتم.

237
00:15:53,640 --> 00:15:57,260
‫تنها سرگرمی من مبارزه با بانوی شایسته گن بود.

238
00:15:58,520 --> 00:16:02,900
‫وقتی مبارزه می‌کردیم، حتی تنِ فرمانده چشمان عقابِ اون زمان هم می‌لرزید.

239
00:16:02,980 --> 00:16:04,400
‫این‌طور نیست، گوسِتسو؟

240
00:16:04,980 --> 00:16:06,690
‫دقیقاً همین‌طور بود.

241
00:16:07,570 --> 00:16:10,950
‫اعلی‌حضرت به زنان باوقار علاقه داشت.
‫بانوی عالی‌رتبه شو درخشان‌ترین بود.

242
00:16:11,030 --> 00:16:15,870
‫زیبا، مهربان، بسیار بافضیلت و بااصالت.

243
00:16:15,950 --> 00:16:18,580
‫اون به‌عنوان «رز پنبه‌ای والاحضرت» ستایش می‌شد.

244
00:16:18,660 --> 00:16:20,700
‫همه‌ی اون‌ها مال گذشته‌ست.

245
00:16:20,790 --> 00:16:23,790
‫این‌همه تعریفِ زیادی، من رو خجالت‌زده می‌کنه.

246
00:16:23,870 --> 00:16:25,170
‫زیادی نیست.

247
00:16:25,790 --> 00:16:27,670
‫بدون مداخله‌ی شما،

248
00:16:27,960 --> 00:16:30,880
‫نمی‌دونم می‌تونستم توی دربار دوشیزه‌ها باقی بمونم یا نه.

249
00:16:31,470 --> 00:16:33,930
‫۲۲ سال قبل

250
00:16:32,470 --> 00:16:33,840
‫کنشو-ساما؟

251
00:16:33,930 --> 00:16:36,680
‫توی همچین جایی داری چی‌کار می‌کنی؟

252
00:16:36,890 --> 00:16:41,560
‫فکر کردم اگه اینجا چرتی بزنم، می‌تونم بیمار بشم و توی مراسم غایب باشم.

253
00:16:41,640 --> 00:16:45,650
‫لطفاً دست از کارهاب خطرناک به‌خاطر همچین دلیلی بردارید!

254
00:16:46,480 --> 00:16:49,020
‫مهم نیست چقدر باهوش باشید، کنشو-ساما،

255
00:16:49,110 --> 00:16:51,820
‫اگه این گلدوزی‌ای که قراره در جشنواره‌ی هفت‌ها ارائه بدید،

256
00:16:51,900 --> 00:16:54,780
‫دوشیزه‌های دیگه شما رو دست‌کم می‌گیرن.

257
00:16:54,860 --> 00:16:56,450
‫از این موضوع کلافه نمی‌شید؟

258
00:16:56,660 --> 00:16:57,990
‫اصلاً.

259
00:16:58,080 --> 00:17:00,540
‫من می‌خواستم یه مقام دولتی بشم.

260
00:17:00,620 --> 00:17:03,500
‫بدم نمی‌اومد مادر جهان یا همون ملکه بشم؛

261
00:17:03,580 --> 00:17:05,620
‫اما گابی، تو همین‌الانشم روی صندلی ملکه نشستی.

262
00:17:05,710 --> 00:17:09,300
‫این چیزیه که والاحضرت تصمیم می‌گیره.

263
00:17:09,380 --> 00:17:13,260
‫اما من خوشم نمیاد وقتی بقیه شما رو دست‌کم می‌گیرن، کنشو-ساما.

264
00:17:13,340 --> 00:17:14,720
‫بنابراین...

265
00:17:15,050 --> 00:17:15,970
‫این رو بگیرید.

266
00:17:16,760 --> 00:17:17,970
‫اوه؟

267
00:17:18,050 --> 00:17:22,470
‫اگه شانس به من رو کنه و ملکه بشم،

268
00:17:22,560 --> 00:17:26,850
‫می‌خوام به عنوان بانوی عالی‌رتبه، دست راست و کنارم باشید.

269
00:17:27,980 --> 00:17:31,070
‫شما رک هستید، دروغ نمی‌گید.

270
00:17:31,150 --> 00:17:35,030
‫خیلی خوب از من و قلب ضعیفم حمایت می‌کنید.

271
00:17:35,200 --> 00:17:38,490
‫قلب ضعیف؟ حتماً شوخی می‌کنید.

272
00:17:38,570 --> 00:17:41,040
‫شخصیت آدم توی گلدوزی معلوم می‌شه.

273
00:17:41,290 --> 00:17:44,750
‫ممکنه ظریف به‌نظر برسه، اما استفاده از رنگتون پویاست؛

274
00:17:44,830 --> 00:17:46,920
‫و کوک‌ها با دقت روی هم قرار گرفتن.

275
00:17:47,330 --> 00:17:49,710
‫بارها سوراخ کردن پارچه‌ی کُلُفت با سوزن،

276
00:17:49,790 --> 00:17:52,840
‫یعنی شما دارای سرسختی و اراده هستید.

277
00:17:52,920 --> 00:17:56,090
‫وای. این خیلی بد به‌نظر می‌رسه.

278
00:17:56,260 --> 00:17:59,760
‫اما مگه همین‌طور نیست؟ شما زنی سرسخت هستید...

279
00:17:59,850 --> 00:18:02,850
‫که هر چی تصمیم بگیره رو عملی می‌کنه، مهم نیست به چه قیمتی.

280
00:18:02,930 --> 00:18:04,930
‫این همون چیزیه که توی شما دوست دارم.

281
00:18:06,350 --> 00:18:08,520
‫ارزیابی خودم به کنار،

282
00:18:08,600 --> 00:18:12,020
‫اگه این گلدوزی بتونه مفید باشه، هیچ‌چیزی بهتر از این نیست.

283
00:18:12,110 --> 00:18:16,110
‫نه، حیف ارائه دادن این به والاحضرته.

284
00:18:16,490 --> 00:18:18,070
‫من این رو دستمال جیبی خودم می‌کنم.

285
00:18:20,370 --> 00:18:21,410
‫خدای من.

286
00:18:21,910 --> 00:18:23,620
‫در عوض چی می‌خواید؟

287
00:18:23,830 --> 00:18:25,250
‫یه شمشیر؟ یه نیزه؟

288
00:18:25,330 --> 00:18:27,210
‫نه، نظرتون درباره‌ی یه کمان چیه؟

289
00:18:27,290 --> 00:18:30,330
‫چرا فقط سلاح‌ها گزینه‌هامونن؟

290
00:18:30,420 --> 00:18:32,000
‫این نشونه‌ی خصومت شماست؟

291
00:18:32,170 --> 00:18:36,550
‫احمق نشو. معنی سپردن سلاح به کسی رو نمی‌دونی؟

292
00:18:36,630 --> 00:18:39,930
‫حتی اگه اون‌قدر از هم دور بشیم که نتونم به کمکت بشتابم،

293
00:18:40,010 --> 00:18:43,680
‫اون سلاح به جای من از تو محافظت خواهد کرد.

294
00:18:45,310 --> 00:18:48,770
‫این بالاترین نماد دوستیه‌. هیچ‌چیزی مثلش نیست.

295
00:18:50,770 --> 00:18:53,570
‫بله، بله، باز شروع کردی.

296
00:18:53,650 --> 00:18:56,030
‫اگه این‌طوریه، لطفاً هروقت دلت خواست بهم بدش.

297
00:18:56,110 --> 00:18:58,400
‫برام مهم نیست کی هدیه‌ی سلاح رو دریافت کنم،

298
00:18:58,490 --> 00:19:01,030
‫چه سال دیگه باشه چه زندگی بعدی.

299
00:19:02,830 --> 00:19:06,200
‫چون رتبه‌بندی جلوی چشم همه مشخص بود،

300
00:19:06,290 --> 00:19:08,790
‫اون روزها روزهای آرومی بودن.

301
00:19:09,000 --> 00:19:10,290
‫اما...

302
00:19:10,830 --> 00:19:12,590
‫والاحضرت مبتلا به بیماری شدن؟

303
00:19:12,670 --> 00:19:14,500
‫اون پی‌درپی استفراغ می‌کرده.

304
00:19:14,590 --> 00:19:17,800
‫حتی نمی‌تونه دارویی رو که داروساز دم کرده رو توی معده‌ش نگه داره.

305
00:19:18,420 --> 00:19:20,050
‫ترس از شیوع اون وجود داره.

306
00:19:20,130 --> 00:19:22,680
‫همه‌ی دوشیزه‌ها باید توی قصرهای خودشون قرنطینه بشن.

307
00:19:22,760 --> 00:19:23,680
‫امکان نداره!

308
00:19:23,760 --> 00:19:25,810
‫چقدر وحشتناک.

309
00:19:28,100 --> 00:19:29,810
‫من خودم رو توی انبار حبس می‌کنم.

310
00:19:29,980 --> 00:19:33,230
‫تا زمانی که مطمئن بشید مبتلا نشدید؛ همگی دور بمونید.

311
00:19:33,310 --> 00:19:34,320
‫بله!

312
00:19:34,480 --> 00:19:36,400
‫گابی-ساما، وقتشه عجله کنید.

313
00:19:38,280 --> 00:19:41,320
‫کنشو-ساما! قصد داری چی‌کار کنی؟

314
00:19:41,660 --> 00:19:43,450
‫قصد دارم ازش مراقبت کنم.

315
00:19:43,950 --> 00:19:47,240
‫وظیفه‌ی یه همسره که تا آخرین لحظه از شوهرش محافظت کنه.

316
00:19:47,330 --> 00:19:50,210
‫هیچ قصدی ندارم به‌عنوان همسر دوم به مردی تسلی بدم،

317
00:19:50,410 --> 00:19:53,960
‫اما این اراده رو دارم که به‌خاطر شوهرم جون خودم رو فدا کنم.

318
00:19:57,510 --> 00:19:59,220
‫یک هفته بعد

319
00:20:03,010 --> 00:20:06,600
‫اوه، بالاخره بیدار شدید، والاحضرت.

320
00:20:07,720 --> 00:20:11,480
‫شش ماه بعد
‫مراسم ارتقای مقام همسران

321
00:20:07,890 --> 00:20:10,310
‫ولیعهد مسند امپراتوری رو به ارث برد،

322
00:20:10,390 --> 00:20:12,980
‫و به دوشیزه‌ها مقام‌های همسری‌شون اختصاص داده شد.

323
00:20:13,520 --> 00:20:16,770
‫و از خوش‌شانسی محض، من...

324
00:20:20,070 --> 00:20:21,070
‫علیاحضرت؟

325
00:20:23,820 --> 00:20:25,010
‫خب، می‌دونید...

326
00:20:25,400 --> 00:20:27,990
‫به عبارت دیگه؛ رتبه‌بندی ساکنان دربار داخلی زودگذره.

327
00:20:28,080 --> 00:20:31,620
‫هیچ مشخص نیست چطور و چه زمانی اوضاع دگرگون می‌شه.

328
00:20:31,910 --> 00:20:36,290
‫مهم نیست عنوان شما چیه، احترام متقابل به همدیگه مهمه.

329
00:20:36,380 --> 00:20:39,420
‫دقیقاً همون‌طوریه که می‌گید.

330
00:20:39,510 --> 00:20:43,970
‫اوه نه، ولی جایگاه شما به عنوان علیاحضرت ملکه تزلزل‌ناپذیره.

331
00:20:44,050 --> 00:20:46,550
‫شما تنها کسی هستید که...

332
00:20:46,640 --> 00:20:50,060
‫ولیعهد فوق‌العاده‌ای مثل والاحضرت گیومی رو به دنیا آورده.

333
00:20:52,060 --> 00:20:55,060
‫وای، دستم سر خورد.

334
00:20:56,770 --> 00:21:00,570
‫اما شکستن کاسه‌ی چای در روز عیادت شگون نداره.

335
00:21:00,650 --> 00:21:02,700
‫بیاید برای امروز جلسه رو ختم کنیم.

336
00:21:02,900 --> 00:21:06,160
‫چـ ـ چیزه؛ مگه مشکلی با حرف منـ...

337
00:21:06,240 --> 00:21:09,330
‫دوشیزه‌ها، من هدیه‌ای برای قدردانی از عیادت‌تون آماده کردم.

338
00:21:09,540 --> 00:21:12,080
‫پارچه‌ی لوله‌شده‌ی انتخابی خودتون رو بپذیرید.

339
00:21:12,540 --> 00:21:15,250
‫امیدوارم در آینده همچنان مراقب ریرین باشید.

340
00:21:22,340 --> 00:21:24,430
‫اون به‌خاطر من بود؟

341
00:21:25,050 --> 00:21:26,470
‫درباره‌ی چی صحبت می‌کنی؟

342
00:21:27,720 --> 00:21:28,760
‫هیچی.

343
00:21:28,850 --> 00:21:33,560
‫هر چی باشه، تو همچین آدمی هستی.

344
00:21:39,610 --> 00:21:41,230
‫خب، گابی...

345
00:21:41,610 --> 00:21:44,700
‫هنوز دوختن الگوی نفرتت رو تموم نکردی؟

346
00:21:53,000 --> 00:22:03,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

347
00:23:27,800 --> 00:23:31,090
‫اوه، کاملاً خواب موندم.

348
00:23:32,090 --> 00:23:34,850
‫وای! منم گشنمه!

349
00:23:34,930 --> 00:23:36,850
‫حس می‌کنم زنده‌م!

350
00:23:38,100 --> 00:23:39,100
‫اوه؟

351
00:23:39,480 --> 00:23:42,860
‫اتاق... کاملاً تمیز شده.

352
00:23:44,570 --> 00:23:46,730
‫بیدار شدی.

353
00:23:46,980 --> 00:23:48,490
‫خیلی خوشحالم.

354
00:23:48,570 --> 00:23:49,990
‫لی‌لی؟
