WEBVTT

00:00.770 --> 00:06.730
‫حالا؛ می‌شه گایو-سامای
‫ابریشم کرمی‌پوش رو صدا بزنین؟

00:06.940 --> 00:11.740
‫ولی بین ابریشم کرمی پوش‌ها
‫کسی به اسم گایو وجود نداره.

00:11.740 --> 00:12.910
‫ندیمه‌ی خاندان شو
‫لی‌لی

00:11.990 --> 00:12.990
‫ها؟

00:12.990 --> 00:14.240
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
‫شو کیگتسو
‫(روح ریرین)

00:17.660 --> 00:22.410
‫شنیدم کسی از گم شدن
‫سنجاق‌سرش ناله می‌کرده.

00:23.500 --> 00:24.460
‫سیکا-ساما...

00:24.540 --> 00:27.630
‫یه ندیمه دارید که
‫سنجاق سرش رو گم کرده؟

00:24.540 --> 00:29.800
‫دوشیزه‌ی خاندان کین
‫کین سیکا

00:28.130 --> 00:29.920
‫تقریباً کی این اتفاق افتاد؟

00:30.420 --> 00:33.550
‫فکر کنم حدود یک ماه پیش بود.

00:34.300 --> 00:35.720
‫یک ماه...

00:39.560 --> 00:44.440
‫ندیمه‌ی ارشد ریرین
‫کو توستسو

00:41.640 --> 00:44.440
‫بابت گستاخی‌ام در طول
‫مراسم عذر می‌خوام.

00:49.060 --> 00:51.190
‫ملکه
‫کو کنشو

00:49.480 --> 00:51.190
‫چی شده، توستسو؟

00:51.400 --> 00:55.070
‫والاحضرت، لطفاً سریعاً به قصر کو برگردید!

00:55.150 --> 00:56.200
‫بانو...

00:56.700 --> 01:01.080
‫ریرین-ساما به خاطر تبش داره
‫هوشیاریش رو از دست می‌ده!

01:02.580 --> 01:03.950
‫ولیعهد
‫ای گیومی

01:02.830 --> 01:03.950
‫چی؟

01:12.210 --> 01:14.720
‫دوشیزه‌ی خاندان کو
‫کو ریرین
‫(روح کیگتسو)

01:14.840 --> 01:16.130
‫ریرین-ساما!

01:16.220 --> 01:17.220
‫لطفاً دووم بیارید!

01:17.240 --> 01:27.240
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:51.020 --> 02:53.270
‫توستسو، دنبال داروساز رفتی؟

02:53.690 --> 02:58.150
‫بله. خبرشون کردیم، ولی هیچ‌کدوم از داروها اصلاً اثر نکرده.

02:58.440 --> 03:00.240
‫ریرین-ساما زیاد مریض می‌شن،

03:00.320 --> 03:02.530
‫اما تا حالا همچین چیزی پیش نیومده بود.

03:05.660 --> 03:06.660
‫ساکت.

03:10.210 --> 03:12.210
‫حالا قضیه رو کامل فهمیدم.

03:12.290 --> 03:14.880
‫اما توستسو؛ تو رئیس ندیمه‌های دربار هستی.

03:14.880 --> 03:17.170
‫نباید بذاری اضطرابت رو بقیه بفهمن.

03:18.340 --> 03:21.220
‫ریرین با وجود همه‌ی این‌ها، اراده‌ی خیلی قوی‌ای داره.

03:21.300 --> 03:23.550
‫اون دوباره داره شجاعانه تحمل می‌کنه.

03:23.640 --> 03:26.010
‫چرا اطرافیانش باید کنترل‌شون رو از دست بدن؟

03:26.100 --> 03:27.220
‫اما علیاحضرت،

03:27.310 --> 03:30.680
‫این دفعه اوضاع با همیشه فرق داره.

03:30.890 --> 03:35.190
‫می‌ترسم که ریرین-ساما امروز رو دووم نیاره.

03:43.860 --> 03:44.870
‫فرض کن...

03:46.080 --> 03:48.370
‫؛فرض کن اون بچه‌ای که این‌قدر دوستش دارم

03:48.450 --> 03:52.160
‫از همین امروز زندگیش توی شعله‌ها بسوزه و تموم شه.

03:52.250 --> 03:54.710
‫با این حال، این تقدیرشه.

03:57.090 --> 03:58.340
‫علیاحضرت!

04:00.420 --> 04:03.470
‫اما، اگر اون بخواد با این تقدیر بجنگه و سعی کنه زنده بمونه؛

04:03.550 --> 04:07.350
‫ما نباید برای کمک کردن بهش دریغ کنیم.

04:08.060 --> 04:09.310
‫فهمیدی، توستسو؟

04:09.690 --> 04:10.390
‫بله!

04:10.770 --> 04:11.930
‫کین سیکا.

04:13.060 --> 04:14.850
‫مراسم فوق‌العاده‌ای بود.

04:14.940 --> 04:16.900
‫گستاخی من رو ببخش که قبل از پایانش رفتم.

04:17.770 --> 04:20.110
‫اون حرف‌ها، بیشتر از لیاقت من هستن.

04:24.700 --> 04:27.620
‫لطفاً صبر کنید، والاحضرت و علیاحضرت.

04:29.790 --> 04:34.870
‫ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً اجازه بدید من هم به قصر کو بیام.

04:35.460 --> 04:36.750
‫چی گفتی؟

04:37.040 --> 04:40.300
‫من کمی دانش پرستاری دارم.

04:40.800 --> 04:44.130
‫معتقدم که می‌تونم بیماری‌اش رو درمان کنم.

04:44.220 --> 04:45.220
‫مضحکه!

04:46.140 --> 04:49.600
‫داری می‌گی مهارتت از یه داروساز بیشتره؟

04:49.680 --> 04:54.310
‫تا جایی که می‌دونم، تنها کسی که
‫می‌تونه این‌قدر پررو باشه، خودِ ریرین هست.

04:54.390 --> 04:55.010
‫واسه همینه که...

04:55.010 --> 04:57.150
‫حد خودت رو بدون، شو کیگتسو.

04:57.520 --> 04:59.730
‫چرا تا این حد نگران این موضوعی؟

04:59.820 --> 05:05.400
‫همه می‌دونن این یه حقیقته که به ریرین حسادت
‫می‌کردی و همیشه با تحقیر بهش نگاه می‌کردی.

05:06.280 --> 05:08.160
‫جدی می‌فرمائید؟

05:12.240 --> 05:14.660
‫خیر، د ـ درست می‌گید.

05:15.000 --> 05:17.670
‫من بهش چشم‌غره می‌رفتم.

05:17.750 --> 05:20.170
‫اما، این از روی بدخواهی نبود.

05:22.050 --> 05:26.550
‫بـ ـ به این خاطر بود که دوستش دارم!

05:26.800 --> 05:28.430
‫چرا داری سرخ می‌شی؟

05:29.930 --> 05:31.350
‫ازتون خواهش می‌کنم.

05:31.430 --> 05:34.430
‫این رو پاداش رقص قبلیم بدونید.

05:35.600 --> 05:40.190
‫به‌خاطر اینکه قبلاً براش دردسر درست کردم، باید نجاتش بدم.

05:43.110 --> 05:44.400
‫نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

05:46.700 --> 05:47.700
‫بسیار خب.

05:48.570 --> 05:51.620
‫شو کیگتسو، اگر می‌خوای در اون پیش بری،

05:51.700 --> 05:53.950
‫بهت یه فرصت می‌دم.

05:54.160 --> 05:56.120
‫علیاحضرت! خیلی ممنـ...

05:56.210 --> 05:58.830
‫اما، این یه فرصت به‌عنوان پرستار نخواهد بود.

05:58.920 --> 06:02.210
‫اول از همه، این فرصتیه تا اعتمادمون رو به دست بیاری.

06:03.670 --> 06:06.720
‫فرمانده چشمان عقاب. کمان محافظت رو بیار.

06:07.470 --> 06:08.880
‫با عرض پوزش؛ علیاحضرت،

06:07.470 --> 06:13.220
‫فرمانده چشمان عقاب
‫شین‌او

06:08.970 --> 06:11.710
‫کمان محافظت یه گنجینه‌ی مقدسه
‫که خاندان گن ازش نگهداری می‌کنن

06:11.710 --> 06:13.720
‫و «چی» آب خیلی قوی‌ای داره.

06:14.680 --> 06:16.390
‫به‌نظرم برای دوشیزه‌ی خاندان شو...

06:16.480 --> 06:18.980
‫که برکت آتش رو داره، مناسب نیست.

06:19.100 --> 06:20.650
‫دقیقاً به همین خاطره.

06:20.730 --> 06:22.820
‫نمی‌شه یه وظیفه برای سنجش صداقت...

06:22.900 --> 06:25.440
‫کار ساده‌ای باشه، مگه نه؟

06:25.940 --> 06:26.940
‫بله.

06:37.790 --> 06:39.710
‫یه چیزی به این سنگینی؟

06:41.960 --> 06:45.590
‫اون کمان بیماری‌ها رو از طریق لرزش زه حس می‌کنه

06:45.670 --> 06:48.510
‫و با صدای برخورد به هدف، اون‌ها رو پاکسازی می‌کنه.

06:48.920 --> 06:52.850
‫اگر بتونی تمام شب این کمان
‫رو بکشی و برای بهبودی ریرین دعا کنی،

06:52.930 --> 06:56.770
‫قبول می‌کنم که هیچ بدخواهی‌ای
‫نداری و بهت اجازه می‌دم مداوایش کنی.

06:57.020 --> 06:58.520
‫تمام شب؟

07:02.860 --> 07:06.030
‫این یه چالشه که ارزش تلاش کردن رو داره!

07:06.110 --> 07:08.360
‫همون‌طور که از علیاحضرت انتظار می‌ره.

07:12.780 --> 07:15.660
‫حتماً انجامش می‌دم... این نگهبانی با کمان رو!

07:30.130 --> 07:33.890
‫مادر، لطفاً بذار برم بیرون! خواهش می‌کنم!

07:35.050 --> 07:36.350
‫این یه رؤیاست.

07:37.220 --> 07:38.680
‫اوه، ساکت شو.

07:38.770 --> 07:42.230
‫تو باعث خجالت منی، پس باید قایمت کنم.

07:42.310 --> 07:45.650
‫خیلی بزرگ و زشتی. یه بچه‌ی واقعاً مایه‌ی شرمساری‌ای.

07:53.030 --> 07:58.370
‫یادم نیست کِی، اما شروع کردم
‫به حرف زدن با شعله‌ها برای پیدا کردن گرما.

07:59.370 --> 08:03.790
‫بعد از دیدن طومارهای پدر فهمیدم که این کار جادوی ممنوعه‌ست.

08:03.870 --> 08:08.210
‫و تا زمانی که تونستم به اراده‌ی خودم کنترل‌شون کنم...

08:11.590 --> 08:14.010
‫پدر و مادرت رو توی سن به این کمی از دست دادی.

08:14.090 --> 08:16.220
‫چقدر ترحم‌برانگیز.

08:16.220 --> 08:25.730
‫بانوی عالی‌رتبه
‫شو گابی

08:16.390 --> 08:20.850
‫تنها باری که تقریباً باعث شد حس اعتماد رو یادم بمونه...

08:20.930 --> 08:25.730
‫زمانی بود که بانوی عالی‌رتبه شو من رو زیر پر و بالش گرفت.

08:26.690 --> 08:27.820
‫با این حال...

08:31.570 --> 08:36.780
‫کاش می‌تونستی دقیقاً مثل ریرین-ساما باشی، مگه نه؟

08:40.660 --> 08:43.120
‫اون‌وقت، من اون می‌شم.

08:46.330 --> 08:50.840
‫و حالا بالأخره اون بدشانسی‌ای که ناعادلانه نصیبم شد تموم می‌شه،

08:50.920 --> 08:53.260
‫و روزهای درخشان شروع می‌شن.

08:54.050 --> 08:56.050
‫یا این چیزی بود که فکر می‌کردم.

09:00.180 --> 09:02.520
‫لعنتی!

09:09.060 --> 09:10.070
‫بانوی من؟

09:10.150 --> 09:11.360
‫ریرین-سامـــا!

09:16.860 --> 09:18.320
‫نکنه من...

09:19.240 --> 09:20.830
‫دارم می‌میرم؟

09:44.390 --> 09:46.940
‫بانو، براتون کمی آب آوردم.

09:49.940 --> 09:53.110
‫گفتی که این دفعه حتماً غذات رو می‌خوری!

09:59.030 --> 10:00.700
‫صدام رو می‌شنوی؟

10:01.580 --> 10:02.870
‫لی‌لی...

10:02.950 --> 10:04.250
‫متأسفم.

10:04.330 --> 10:08.920
‫چیزه، داشتیم درباره‌ی اینکه عسل یا نمک
‫برای سیب‌زمینی سرخ‌کرده بهتره حرف می‌زدیم؟

10:09.000 --> 10:11.880
‫داری کاملاً تیر توی تاریکی می‌زنی!

10:12.090 --> 10:15.050
‫داشتم درباره‌ی این می‌گفتم که چطوری باید درست غذا بخوری.

10:15.130 --> 10:16.130
‫اوه.

10:16.720 --> 10:19.010
‫مگه قبلاً بهت نگفتم؟

10:19.090 --> 10:22.890
‫بعد از رقصیدن اون چرخش سغدیِ سنگین توی آئین جشنواره‌ی ارواح...

10:23.680 --> 10:26.770
‫سریع برگشتی و کمی دارو درست کردی...

10:27.350 --> 10:29.100
‫و اون رو به قصر کو فرستادی.

10:29.400 --> 10:33.110
‫اگر صداقتم پذیرفته شده، لطفاً از این دارو استفاده کنید.

10:33.610 --> 10:38.240
‫و از اون موقع تا حالا، بیش از شش
‫ساعتِ مداومه که اون کمان رو کشیدی.

10:38.320 --> 10:40.870
‫با این روند ممکنه حتی تو هم از پا بیفتی.

10:40.950 --> 10:44.450
‫عزیزم. لی‌لی، تو نگران منی.

10:45.950 --> 10:47.710
‫اگر قرار باشه از پا بیفتی...

10:47.790 --> 10:50.460
‫دیگه جایی برای شب موندن ندارم.

10:50.670 --> 10:52.630
‫فقط همین.

10:53.460 --> 10:56.210
‫احساست رو قبول کردم، لی‌لی.

10:56.630 --> 10:58.050
‫خیلی ممنونم.

10:58.670 --> 11:01.840
‫اما من به‌هیچ‌وجه از پا نمی‌افتم...

11:02.340 --> 11:04.640
‫نه تا وقتی که نجاتش بدم.

11:19.610 --> 11:22.320
‫هنوز خبری از قصر کو به دستمون نرسیده؟

11:22.410 --> 11:24.030
‫خیلی متأسفم.

11:24.120 --> 11:27.240
‫کل قصر قرنطینه شده، و خیلی سخته...

11:27.660 --> 11:30.330
‫مشکلی نیست. تقصیر تو نیست.

11:36.300 --> 11:39.090
‫گیومی، به قصر اصلی برگرد.

11:39.170 --> 11:40.260
‫اما...

11:40.420 --> 11:42.890
‫من هم ازتون به‌عنوان یکی از اعضای خاندان کو خواهش می‌کنم.

11:44.760 --> 11:45.890
‫احساس بی‌ارزشی می‌کنم.

11:46.430 --> 11:50.140
‫نمی‌تونم هیچ کاری برای شرایط سختِ زنی که عاشقش شدم انجام بدم.

11:50.770 --> 11:52.270
‫همیشه همین‌طوریه.

11:52.350 --> 11:56.690
‫به‌نظر می‌رسه که به عنوان ولیعهد بیشترین اختیارات رو دارم.

11:57.190 --> 11:59.400
‫اما در واقع، از هر گرفتاری دور نگه داشته می‌شم

11:59.690 --> 12:02.110
‫و با احترام توی یه قفس حبس می‌شم.

12:04.110 --> 12:06.160
‫از دیدنتون خوشبختم.

12:06.660 --> 12:08.660
‫اسم من ریرین هست.

12:15.290 --> 12:16.960
‫چرا آرایش می‌کنی؟

12:18.170 --> 12:24.010
‫به‌خاطر اینکه وقتی رنگ‌پریده نیستم، همه شادتر به‌نظر می‌رسن.

12:25.390 --> 12:28.310
‫از اون روز به بعد، من همیشه...

12:31.100 --> 12:32.100
‫عذر می‌خوام...

12:32.890 --> 12:35.520
‫این یه گزارش از قصر کو نیست،

12:35.600 --> 12:37.860
‫ولی گزارش‌هایی هست که شو کیگتسو-ساما،

12:37.940 --> 12:40.570
‫به‌طور مداوم داره کمان محافظت رو می‌کشه.

12:40.900 --> 12:42.700
‫حدوداً شش ساعت شده.

12:42.780 --> 12:44.150
‫می‌گی شش ساعت؟

12:44.240 --> 12:47.490
‫بله. از غذا خوردن امتناع می‌کنه و با جدیت تلاش می‌کنه.

12:47.990 --> 12:52.000
‫خیلی از خواجه‌هایی که مراقبش بودن تحت‌تأثیر قرار گرفتن.

12:58.170 --> 12:59.340
‫چسبید!

13:00.630 --> 13:03.590
‫البته هنوز تا زدن به هدف خیلی فاصله داره.

13:03.800 --> 13:05.510
‫این یه قدم رو به جلوئه.

13:05.590 --> 13:06.840
‫صبر کن.

13:07.050 --> 13:12.060
‫می‌فهمم که واقعاً می‌خوای کو ریرین-ساما رو نجات بدی،

13:12.140 --> 13:14.440
‫اما دیگه این‌قدر کافی نیست؟

13:14.520 --> 13:15.730
‫همین‌طوره.

13:16.690 --> 13:17.900
‫فرمانده چشمان عقاب؟

13:17.980 --> 13:19.400
‫و بونکو-ساما هم همین‌طور.

13:19.480 --> 13:20.730
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

13:20.730 --> 13:28.490
‫خواجه
‫بونکو

13:21.030 --> 13:22.530
‫به‌خاطر اینکه ندیمه‌های دربار...

13:22.610 --> 13:26.660
‫و خواجه‌هایی که نمی‌تونستن شاهد
‫اون دوشیزه‌ی بی‌کله باشن، ما رو خبر کردن.

13:26.740 --> 13:27.740
‫درسته، فرمانده؟

13:28.820 --> 13:33.620
‫شو کیگتسو، اگر این تیراندازی برای کفاره‌ی گناهانت هست، دیگه کافیه.

13:34.160 --> 13:36.460
‫ما از قصر کو خبر گرفتیم

13:36.540 --> 13:38.630
‫که هر تیراندازی دیگه‌ای بی‌معنی خواهد بود.

13:39.130 --> 13:41.880
‫بنابراین، نیازی نیست دیگه اون کمان رو بکشی.

13:42.460 --> 13:46.260
‫پس، داروی من رو خورده؟

13:46.760 --> 13:49.300
‫کو ریرین-دونو هنوز به هوش نیومده.

13:49.390 --> 13:53.560
‫اون توی شرایطی نیست که
‫هیچ چیزی، حتی داروی داروسازها رو بخوره.

13:53.970 --> 13:55.390
‫فهمیدم.

13:56.060 --> 13:59.310
‫پس باید بازم کمان رو بکشم.

13:59.650 --> 14:01.440
‫یه‌ذره استراحت کن!

14:01.520 --> 14:04.440
‫بهت گفتم که صداقتت قبلاً به اون‌ها ثابت شده.

14:05.490 --> 14:06.950
‫اون دست راست.

14:07.450 --> 14:08.360
‫ها؟

14:08.450 --> 14:09.620
‫اوه، امم...

14:09.700 --> 14:10.700
‫چی؟

14:10.950 --> 14:11.950
‫این...

14:12.830 --> 14:14.950
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

14:15.040 --> 14:16.710
‫دستات داغونه.

14:16.870 --> 14:18.920
‫مـ ـ من خوبم.

14:19.000 --> 14:22.340
‫من دارم نهایت دقت رو می‌کنم که خون روی گنجینه‌ی مقدس نریزه.

14:22.420 --> 14:24.210
‫منظورم این نیست!

14:24.380 --> 14:26.590
‫حـ ـ حق با توئه!

14:26.670 --> 14:31.650
‫داری بهم یادآوری می‌کنی که چون ذهنم درگیرِ کثیف
‫شدنش شده و حواسم پرت شده، تمرکزم داره کم می‌شه.

14:31.650 --> 14:33.260
‫موضوع این نیست، احمق!

14:33.350 --> 14:35.600
‫آره، من یه احمقم!

14:35.850 --> 14:37.480
‫حالا دیگه اون کمان رو ازت می‌گیرم.

14:38.020 --> 14:39.100
‫نمی‌خوام!

14:39.230 --> 14:40.270
‫شو کیگتسو!

14:40.350 --> 14:43.690
‫چرا جلوم رو گرفتی، فرمانده‌ چشمان عقاب؟

14:43.770 --> 14:45.820
‫من یه زن شرورم، مگه نه؟

14:46.110 --> 14:49.110
‫همه سر اینکه یه همچین زنی فقط یه‌کم خراش برداشته...

14:49.200 --> 14:52.280
‫دارن یه ماجرای بزرگ درست می‌کنن و برام خیلی عجیبه!

14:53.370 --> 14:55.830
‫فرمانده‌ چشمان عقاب! بونکو-ساما!

14:57.120 --> 15:02.080
‫تبِ کو ریرین-ساما داره کم‌کم پایین میاد، و علائم بهبودی دیده می‌شه!

15:04.800 --> 15:06.710
‫سریع به والاحضرت خبر می‌دم.

15:07.670 --> 15:10.470
‫بعداً یه طبیب پیشت می‌فرستیم.

15:10.550 --> 15:11.720
‫حتماً مداوا شو.

15:12.090 --> 15:14.100
‫و باید تیراندازی رو متوقف کنی.

15:14.600 --> 15:16.970
‫حالت چهره‌ت آروم به‌نظر می‌رسه،

15:17.060 --> 15:20.020
‫اما این مقدار غیرعادی عرق داره حد و مرزت رو محک می‌زنه.

15:21.190 --> 15:25.110
‫ندیمه، اگر اتفاقی افتاد؛ فوراً دفتر چشمان عقاب رو خبر کنید.

15:25.190 --> 15:26.610
‫بـ ـ بله!

15:30.360 --> 15:31.360
‫هوم؟

15:32.240 --> 15:33.530
‫صـ ـ صبر کن!

15:33.620 --> 15:36.370
‫حداقل اول یه مداوا بشو!

15:36.450 --> 15:39.210
‫کو ریرین-ساما داره بهبود پیدا می‌کنه..

15:39.290 --> 15:40.540
‫دیگه کافیه، مگه نه؟

15:42.500 --> 15:45.630
‫لی‌لی، با کمال تعجب من...

15:46.130 --> 15:50.420
‫نه، صبر کن. من دارم از این وضعیت لذت می‌برم.

15:50.670 --> 15:51.680
‫ها؟

15:52.180 --> 15:54.640
‫حتی اگه این یه گنجینه‌ی الهی با «چی» آبِ قوی باشه،

15:54.720 --> 15:59.560
‫چون من چی خاک قوی‌ای دارم، باید بتونم کنترلش کنم.

15:59.680 --> 16:04.060
‫دستم داره بی‌حس می‌شه، اما دقت داره به‌تدریج بیشتر می‌شه.

16:04.610 --> 16:09.150
‫حس می‌کنم کمان داره آروم‌آروم به من عادت می‌کنه.

16:11.200 --> 16:13.450
‫والاحضرت، خبرهای خوبی دارم.

16:13.740 --> 16:16.830
‫که این‌طور. نشونه‌های بهبود.

16:17.030 --> 16:18.160
‫که این‌طور.

16:18.910 --> 16:20.250
‫خوشحالم.

16:24.290 --> 16:25.630
‫من یه مدتی می‌رم بیرون.

16:25.710 --> 16:26.670
‫یه مشعل بردار.

16:26.750 --> 16:29.510
‫والاحضرت، تمایل شما برای عجله کردن رو درک می‌کنم،

16:29.590 --> 16:33.510
‫اما چرا حداقل صبر نمی‌کنید تا سپیده‌دم برای بازدید از قصر کو برید؟

16:33.590 --> 16:34.590
‫می‌دونم.

16:34.760 --> 16:36.510
‫دارم می‌رم به چشمه‌ی اژدهای بنفش.

16:36.890 --> 16:38.470
‫چشمه‌ی اژدهای بنفش؟

16:38.560 --> 16:40.520
‫یعنی شهر ممنوعه...

16:40.980 --> 16:42.890
‫خوشبختانه، من قبلاً بدنم رو تطهیر کردم.

16:43.520 --> 16:46.690
‫این قراره آبی از چشمه‌ی اژدهای بنفش با قدرت‌های عرفانی باشه.

16:47.730 --> 16:51.070
‫حداقل، باید کمی بیشتر از آب معمولی کمک‌کننده باشه.

16:52.110 --> 16:53.740
‫شنیدم که حتی شو کیگتسو...

16:53.820 --> 16:56.620
‫داره احمقانه با جدیت به تیراندازی ادامه می‌ده.

16:56.700 --> 17:00.620
‫اون با وجود خون‌ریزی از کف دستش، به کارش با کمان ادامه داد.

17:01.120 --> 17:02.830
‫این دلیلی قوی‌تره.

17:03.330 --> 17:06.330
‫اصلاً راه نداره که بخوام با آرامش تا سپیده‌دم صبر کنم.

17:07.840 --> 17:08.840
‫بله.

17:09.300 --> 17:10.300
‫یه اطلاعیه بدید.

17:10.800 --> 17:12.460
‫اجازه‌ی اعلی‌حضرت رو می‌گیرم.

17:12.550 --> 17:16.970
‫پارچه‌ی تمیز، یه مشعل خوب روغنی‌شده،
‫کمی ساکه برای پیشکش به چشمه،

17:17.050 --> 17:18.470
‫و یه سطل جدید...

17:20.470 --> 17:22.680
‫دو تا سطل آماده کن.

17:23.890 --> 17:26.230
‫باقیش رو به تو می‌سپرم، شین‌او.

17:41.450 --> 17:42.540
‫ها؟

18:02.350 --> 18:04.680
‫نه. نه!

18:10.150 --> 18:11.150
‫ها؟

18:20.370 --> 18:21.580
‫این...

18:22.450 --> 18:23.740
‫چیه؟

18:27.080 --> 18:30.380
‫کیگتسو-ساما، متأسفم.

18:31.210 --> 18:35.630
‫راستش اون موقع داشتم سعی می‌کردم خودم رو نشون بدم.

18:36.260 --> 18:37.800
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

18:37.880 --> 18:41.140
‫اولین چیزی که توی جشنواره‌ی هفت‌ها آرزو کردم،

18:41.220 --> 18:46.060
‫کمتر «می‌خوام سالم بشم» بود و بیشتر «می‌خوام احساس راحتی کنم».

18:47.310 --> 18:51.230
‫احتمالاً خیلی خسته بودم.

18:51.310 --> 18:53.820
‫روزگارم رو با ملاحظه‌کاری می‌گذروندم،

18:53.900 --> 18:56.650
‫که نکنه بقیه‌ی مردم رو نگران کنم.

18:56.780 --> 19:03.910
‫چند بار موقع خوابیدن با خودم فکر کردم که تا صبح می‌میرم یا نه.

19:04.830 --> 19:08.370
‫با تکرار ترس و درد، بهش عادت می‌کنی.

19:09.370 --> 19:15.670
‫احتمالاً موقع بیماری خودم رو وقف آموزش کردم تا توی قلبم رو خالی کنم.

19:17.130 --> 19:18.340
‫با این حال...

19:19.680 --> 19:21.430
‫می‌دونی، کیگتسو-ساما؛

19:22.340 --> 19:27.560
‫به‌لطف تو، من در حال حاضر استقامت زیادی دارم...

19:28.060 --> 19:32.190
‫یه انرژی شگفت‌انگیز که می‌تونه قلبم رو برای حرکاتم، پرانرژی نگه داره.

19:34.940 --> 19:35.940
‫واسه همینه که...

19:46.870 --> 19:50.580
‫اجازه بده بی‌شرمانه بجنگم، بی‌کله باشم...

19:51.710 --> 19:54.130
‫و نجاتت بدم!

19:56.380 --> 19:58.340
‫نمی‌ذارم بمیری!

20:05.970 --> 20:07.100
‫کیگتسو-ساما!

20:08.640 --> 20:10.390
‫لطفاً، از این طرف!

20:20.610 --> 20:22.070
‫ریرین-ساما؟

20:22.820 --> 20:24.320
‫ریرین-ساما!

20:24.700 --> 20:27.200
‫خیلی خوشحالم! بیدار شدید!

20:29.870 --> 20:31.370
‫زدی به هدف!

20:31.460 --> 20:32.830
‫انجامش دادم!

20:32.920 --> 20:34.330
‫انجامش دادم، لی‌لی!

20:34.830 --> 20:35.840
‫عـــه؟

20:36.630 --> 20:39.090
‫اون صدایی که همین الان اومد رو شنیدیش؟

20:39.170 --> 20:42.340
‫بله! صدای تشویق از سمت قصر کو بود!

20:44.510 --> 20:47.050
‫ریرین-ساما به هوش اومده!

20:47.970 --> 20:50.390
‫بانوی من، کو ریرین-ساما...

20:50.680 --> 20:52.100
‫بله.

20:52.180 --> 20:53.890
‫خیلی خوشحالم.

20:59.440 --> 21:00.900
‫امکان نداره.

21:01.400 --> 21:06.320
‫من رکورد هشت روز متوالی بدون بیهوش شدن رو زدم.

21:06.410 --> 21:07.410
‫صبر کن.

21:07.830 --> 21:09.120
‫بانوی من!

21:09.140 --> 21:19.140
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:50.640 --> 22:52.760
‫لی‌لی، تو حتی من رو درمان کردی.

23:06.740 --> 23:08.200
‫اوه، خدای من.

23:08.700 --> 23:10.570
‫نمی‌دونستم...

23:11.240 --> 23:15.540
‫که لحظه‌ای که احساس آرامش می‌کنی، اشک از چشم‌هات جاری می‌شه.

23:16.580 --> 23:18.120
‫کیگتسو-ساما...

23:18.620 --> 23:21.830
‫خوشحالم که زنده موندی.

23:22.590 --> 23:23.840
‫واقعاً خوشحالم.

23:24.250 --> 23:26.090
‫پس بیدار شدید.

23:29.550 --> 23:31.090
‫توستسو.

23:32.140 --> 23:33.140
‫اوه.

23:33.220 --> 23:34.680
‫توستسو-ساما.

23:39.310 --> 23:40.440
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

23:40.690 --> 23:41.940
‫ها؟

23:42.270 --> 23:43.770
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

23:43.860 --> 23:46.150
‫شما ریرین-ساما هستید، مگه نه؟
