1
00:00:00,770 --> 00:00:06,730
‫حالا؛ می‌شه گایو-سامای
‫ابریشم کرمی‌پوش رو صدا بزنین؟

2
00:00:06,940 --> 00:00:11,740
‫ولی بین ابریشم کرمی پوش‌ها
‫کسی به اسم گایو وجود نداره.

3
00:00:11,740 --> 00:00:12,910
‫ندیمه‌ی خاندان شو
‫لی‌لی

4
00:00:11,990 --> 00:00:12,990
‫ها؟

5
00:00:12,990 --> 00:00:14,240
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
‫شو کیگتسو
‫(روح ریرین)

6
00:00:17,660 --> 00:00:22,410
‫شنیدم کسی از گم شدن
‫سنجاق‌سرش ناله می‌کرده.

7
00:00:23,500 --> 00:00:24,460
‫سیکا-ساما...

8
00:00:24,540 --> 00:00:27,630
‫یه ندیمه دارید که
‫سنجاق سرش رو گم کرده؟

9
00:00:24,540 --> 00:00:29,800
‫دوشیزه‌ی خاندان کین
‫کین سیکا

10
00:00:28,130 --> 00:00:29,920
‫تقریباً کی این اتفاق افتاد؟

11
00:00:30,420 --> 00:00:33,550
‫فکر کنم حدود یک ماه پیش بود.

12
00:00:34,300 --> 00:00:35,720
‫یک ماه...

13
00:00:39,560 --> 00:00:44,440
‫ندیمه‌ی ارشد ریرین
‫کو توستسو

14
00:00:41,640 --> 00:00:44,440
‫بابت گستاخی‌ام در طول
‫مراسم عذر می‌خوام.

15
00:00:49,060 --> 00:00:51,190
‫ملکه
‫کو کنشو

16
00:00:49,480 --> 00:00:51,190
‫چی شده، توستسو؟

17
00:00:51,400 --> 00:00:55,070
‫والاحضرت، لطفاً سریعاً به قصر کو برگردید!

18
00:00:55,150 --> 00:00:56,200
‫بانو...

19
00:00:56,700 --> 00:01:01,080
‫ریرین-ساما به خاطر تبش داره
‫هوشیاریش رو از دست می‌ده!

20
00:01:02,580 --> 00:01:03,950
‫ولیعهد
‫ای گیومی

21
00:01:02,830 --> 00:01:03,950
‫چی؟

22
00:01:12,210 --> 00:01:14,720
‫دوشیزه‌ی خاندان کو
‫کو ریرین
‫(روح کیگتسو)

23
00:01:14,840 --> 00:01:16,130
‫ریرین-ساما!

24
00:01:16,220 --> 00:01:17,220
‫لطفاً دووم بیارید!

25
00:01:17,240 --> 00:01:27,240
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

26
00:02:51,020 --> 00:02:53,270
‫توستسو، دنبال داروساز رفتی؟

27
00:02:53,690 --> 00:02:58,150
‫بله. خبرشون کردیم، ولی هیچ‌کدوم از داروها اصلاً اثر نکرده.

28
00:02:58,440 --> 00:03:00,240
‫ریرین-ساما زیاد مریض می‌شن،

29
00:03:00,320 --> 00:03:02,530
‫اما تا حالا همچین چیزی پیش نیومده بود.

30
00:03:05,660 --> 00:03:06,660
‫ساکت.

31
00:03:10,210 --> 00:03:12,210
‫حالا قضیه رو کامل فهمیدم.

32
00:03:12,290 --> 00:03:14,880
‫اما توستسو؛ تو رئیس ندیمه‌های دربار هستی.

33
00:03:14,880 --> 00:03:17,170
‫نباید بذاری اضطرابت رو بقیه بفهمن.

34
00:03:18,340 --> 00:03:21,220
‫ریرین با وجود همه‌ی این‌ها، اراده‌ی خیلی قوی‌ای داره.

35
00:03:21,300 --> 00:03:23,550
‫اون دوباره داره شجاعانه تحمل می‌کنه.

36
00:03:23,640 --> 00:03:26,010
‫چرا اطرافیانش باید کنترل‌شون رو از دست بدن؟

37
00:03:26,100 --> 00:03:27,220
‫اما علیاحضرت،

38
00:03:27,310 --> 00:03:30,680
‫این دفعه اوضاع با همیشه فرق داره.

39
00:03:30,890 --> 00:03:35,190
‫می‌ترسم که ریرین-ساما امروز رو دووم نیاره.

40
00:03:43,860 --> 00:03:44,870
‫فرض کن...

41
00:03:46,080 --> 00:03:48,370
‫؛فرض کن اون بچه‌ای که این‌قدر دوستش دارم

42
00:03:48,450 --> 00:03:52,160
‫از همین امروز زندگیش توی شعله‌ها بسوزه و تموم شه.

43
00:03:52,250 --> 00:03:54,710
‫با این حال، این تقدیرشه.

44
00:03:57,090 --> 00:03:58,340
‫علیاحضرت!

45
00:04:00,420 --> 00:04:03,470
‫اما، اگر اون بخواد با این تقدیر بجنگه و سعی کنه زنده بمونه؛

46
00:04:03,550 --> 00:04:07,350
‫ما نباید برای کمک کردن بهش دریغ کنیم.

47
00:04:08,060 --> 00:04:09,310
‫فهمیدی، توستسو؟

48
00:04:09,690 --> 00:04:10,390
‫بله!

49
00:04:10,770 --> 00:04:11,930
‫کین سیکا.

50
00:04:13,060 --> 00:04:14,850
‫مراسم فوق‌العاده‌ای بود.

51
00:04:14,940 --> 00:04:16,900
‫گستاخی من رو ببخش که قبل از پایانش رفتم.

52
00:04:17,770 --> 00:04:20,110
‫اون حرف‌ها، بیشتر از لیاقت من هستن.

53
00:04:24,700 --> 00:04:27,620
‫لطفاً صبر کنید، والاحضرت و علیاحضرت.

54
00:04:29,790 --> 00:04:34,870
‫ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً اجازه بدید من هم به قصر کو بیام.

55
00:04:35,460 --> 00:04:36,750
‫چی گفتی؟

56
00:04:37,040 --> 00:04:40,300
‫من کمی دانش پرستاری دارم.

57
00:04:40,800 --> 00:04:44,130
‫معتقدم که می‌تونم بیماری‌اش رو درمان کنم.

58
00:04:44,220 --> 00:04:45,220
‫مضحکه!

59
00:04:46,140 --> 00:04:49,600
‫داری می‌گی مهارتت از یه داروساز بیشتره؟

60
00:04:49,680 --> 00:04:54,310
‫تا جایی که می‌دونم، تنها کسی که
‫می‌تونه این‌قدر پررو باشه، خودِ ریرین هست.

61
00:04:54,390 --> 00:04:55,010
‫واسه همینه که...

62
00:04:55,010 --> 00:04:57,150
‫حد خودت رو بدون، شو کیگتسو.

63
00:04:57,520 --> 00:04:59,730
‫چرا تا این حد نگران این موضوعی؟

64
00:04:59,820 --> 00:05:05,400
‫همه می‌دونن این یه حقیقته که به ریرین حسادت
‫می‌کردی و همیشه با تحقیر بهش نگاه می‌کردی.

65
00:05:06,280 --> 00:05:08,160
‫جدی می‌فرمائید؟

66
00:05:12,240 --> 00:05:14,660
‫خیر، د ـ درست می‌گید.

67
00:05:15,000 --> 00:05:17,670
‫من بهش چشم‌غره می‌رفتم.

68
00:05:17,750 --> 00:05:20,170
‫اما، این از روی بدخواهی نبود.

69
00:05:22,050 --> 00:05:26,550
‫بـ ـ به این خاطر بود که دوستش دارم!

70
00:05:26,800 --> 00:05:28,430
‫چرا داری سرخ می‌شی؟

71
00:05:29,930 --> 00:05:31,350
‫ازتون خواهش می‌کنم.

72
00:05:31,430 --> 00:05:34,430
‫این رو پاداش رقص قبلیم بدونید.

73
00:05:35,600 --> 00:05:40,190
‫به‌خاطر اینکه قبلاً براش دردسر درست کردم، باید نجاتش بدم.

74
00:05:43,110 --> 00:05:44,400
‫نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

75
00:05:46,700 --> 00:05:47,700
‫بسیار خب.

76
00:05:48,570 --> 00:05:51,620
‫شو کیگتسو، اگر می‌خوای در اون پیش بری،

77
00:05:51,700 --> 00:05:53,950
‫بهت یه فرصت می‌دم.

78
00:05:54,160 --> 00:05:56,120
‫علیاحضرت! خیلی ممنـ...

79
00:05:56,210 --> 00:05:58,830
‫اما، این یه فرصت به‌عنوان پرستار نخواهد بود.

80
00:05:58,920 --> 00:06:02,210
‫اول از همه، این فرصتیه تا اعتمادمون رو به دست بیاری.

81
00:06:03,670 --> 00:06:06,720
‫فرمانده چشمان عقاب. کمان محافظت رو بیار.

82
00:06:07,470 --> 00:06:08,880
‫با عرض پوزش؛ علیاحضرت،

83
00:06:07,470 --> 00:06:13,220
‫فرمانده چشمان عقاب
‫شین‌او

84
00:06:08,970 --> 00:06:11,710
‫کمان محافظت یه گنجینه‌ی مقدسه
‫که خاندان گن ازش نگهداری می‌کنن

85
00:06:11,710 --> 00:06:13,720
‫و «چی» آب خیلی قوی‌ای داره.

86
00:06:14,680 --> 00:06:16,390
‫به‌نظرم برای دوشیزه‌ی خاندان شو...

87
00:06:16,480 --> 00:06:18,980
‫که برکت آتش رو داره، مناسب نیست.

88
00:06:19,100 --> 00:06:20,650
‫دقیقاً به همین خاطره.

89
00:06:20,730 --> 00:06:22,820
‫نمی‌شه یه وظیفه برای سنجش صداقت...

90
00:06:22,900 --> 00:06:25,440
‫کار ساده‌ای باشه، مگه نه؟

91
00:06:25,940 --> 00:06:26,940
‫بله.

92
00:06:37,790 --> 00:06:39,710
‫یه چیزی به این سنگینی؟

93
00:06:41,960 --> 00:06:45,590
‫اون کمان بیماری‌ها رو از طریق لرزش زه حس می‌کنه

94
00:06:45,670 --> 00:06:48,510
‫و با صدای برخورد به هدف، اون‌ها رو پاکسازی می‌کنه.

95
00:06:48,920 --> 00:06:52,850
‫اگر بتونی تمام شب این کمان
‫رو بکشی و برای بهبودی ریرین دعا کنی،

96
00:06:52,930 --> 00:06:56,770
‫قبول می‌کنم که هیچ بدخواهی‌ای
‫نداری و بهت اجازه می‌دم مداوایش کنی.

97
00:06:57,020 --> 00:06:58,520
‫تمام شب؟

98
00:07:02,860 --> 00:07:06,030
‫این یه چالشه که ارزش تلاش کردن رو داره!

99
00:07:06,110 --> 00:07:08,360
‫همون‌طور که از علیاحضرت انتظار می‌ره.

100
00:07:12,780 --> 00:07:15,660
‫حتماً انجامش می‌دم... این نگهبانی با کمان رو!

101
00:07:30,130 --> 00:07:33,890
‫مادر، لطفاً بذار برم بیرون! خواهش می‌کنم!

102
00:07:35,050 --> 00:07:36,350
‫این یه رؤیاست.

103
00:07:37,220 --> 00:07:38,680
‫اوه، ساکت شو.

104
00:07:38,770 --> 00:07:42,230
‫تو باعث خجالت منی، پس باید قایمت کنم.

105
00:07:42,310 --> 00:07:45,650
‫خیلی بزرگ و زشتی. یه بچه‌ی واقعاً مایه‌ی شرمساری‌ای.

106
00:07:53,030 --> 00:07:58,370
‫یادم نیست کِی، اما شروع کردم
‫به حرف زدن با شعله‌ها برای پیدا کردن گرما.

107
00:07:59,370 --> 00:08:03,790
‫بعد از دیدن طومارهای پدر فهمیدم که این کار جادوی ممنوعه‌ست.

108
00:08:03,870 --> 00:08:08,210
‫و تا زمانی که تونستم به اراده‌ی خودم کنترل‌شون کنم...

109
00:08:11,590 --> 00:08:14,010
‫پدر و مادرت رو توی سن به این کمی از دست دادی.

110
00:08:14,090 --> 00:08:16,220
‫چقدر ترحم‌برانگیز.

111
00:08:16,220 --> 00:08:25,730
‫بانوی عالی‌رتبه
‫شو گابی

112
00:08:16,390 --> 00:08:20,850
‫تنها باری که تقریباً باعث شد حس اعتماد رو یادم بمونه...

113
00:08:20,930 --> 00:08:25,730
‫زمانی بود که بانوی عالی‌رتبه شو من رو زیر پر و بالش گرفت.

114
00:08:26,690 --> 00:08:27,820
‫با این حال...

115
00:08:31,570 --> 00:08:36,780
‫کاش می‌تونستی دقیقاً مثل ریرین-ساما باشی، مگه نه؟

116
00:08:40,660 --> 00:08:43,120
‫اون‌وقت، من اون می‌شم.

117
00:08:46,330 --> 00:08:50,840
‫و حالا بالأخره اون بدشانسی‌ای که ناعادلانه نصیبم شد تموم می‌شه،

118
00:08:50,920 --> 00:08:53,260
‫و روزهای درخشان شروع می‌شن.

119
00:08:54,050 --> 00:08:56,050
‫یا این چیزی بود که فکر می‌کردم.

120
00:09:00,180 --> 00:09:02,520
‫لعنتی!

121
00:09:09,060 --> 00:09:10,070
‫بانوی من؟

122
00:09:10,150 --> 00:09:11,360
‫ریرین-سامـــا!

123
00:09:16,860 --> 00:09:18,320
‫نکنه من...

124
00:09:19,240 --> 00:09:20,830
‫دارم می‌میرم؟

125
00:09:44,390 --> 00:09:46,940
‫بانو، براتون کمی آب آوردم.

126
00:09:49,940 --> 00:09:53,110
‫گفتی که این دفعه حتماً غذات رو می‌خوری!

127
00:09:59,030 --> 00:10:00,700
‫صدام رو می‌شنوی؟

128
00:10:01,580 --> 00:10:02,870
‫لی‌لی...

129
00:10:02,950 --> 00:10:04,250
‫متأسفم.

130
00:10:04,330 --> 00:10:08,920
‫چیزه، داشتیم درباره‌ی اینکه عسل یا نمک
‫برای سیب‌زمینی سرخ‌کرده بهتره حرف می‌زدیم؟

131
00:10:09,000 --> 00:10:11,880
‫داری کاملاً تیر توی تاریکی می‌زنی!

132
00:10:12,090 --> 00:10:15,050
‫داشتم درباره‌ی این می‌گفتم که چطوری باید درست غذا بخوری.

133
00:10:15,130 --> 00:10:16,130
‫اوه.

134
00:10:16,720 --> 00:10:19,010
‫مگه قبلاً بهت نگفتم؟

135
00:10:19,090 --> 00:10:22,890
‫بعد از رقصیدن اون چرخش سغدیِ سنگین توی آئین جشنواره‌ی ارواح...

136
00:10:23,680 --> 00:10:26,770
‫سریع برگشتی و کمی دارو درست کردی...

137
00:10:27,350 --> 00:10:29,100
‫و اون رو به قصر کو فرستادی.

138
00:10:29,400 --> 00:10:33,110
‫اگر صداقتم پذیرفته شده، لطفاً از این دارو استفاده کنید.

139
00:10:33,610 --> 00:10:38,240
‫و از اون موقع تا حالا، بیش از شش
‫ساعتِ مداومه که اون کمان رو کشیدی.

140
00:10:38,320 --> 00:10:40,870
‫با این روند ممکنه حتی تو هم از پا بیفتی.

141
00:10:40,950 --> 00:10:44,450
‫عزیزم. لی‌لی، تو نگران منی.

142
00:10:45,950 --> 00:10:47,710
‫اگر قرار باشه از پا بیفتی...

143
00:10:47,790 --> 00:10:50,460
‫دیگه جایی برای شب موندن ندارم.

144
00:10:50,670 --> 00:10:52,630
‫فقط همین.

145
00:10:53,460 --> 00:10:56,210
‫احساست رو قبول کردم، لی‌لی.

146
00:10:56,630 --> 00:10:58,050
‫خیلی ممنونم.

147
00:10:58,670 --> 00:11:01,840
‫اما من به‌هیچ‌وجه از پا نمی‌افتم...

148
00:11:02,340 --> 00:11:04,640
‫نه تا وقتی که نجاتش بدم.

149
00:11:19,610 --> 00:11:22,320
‫هنوز خبری از قصر کو به دستمون نرسیده؟

150
00:11:22,410 --> 00:11:24,030
‫خیلی متأسفم.

151
00:11:24,120 --> 00:11:27,240
‫کل قصر قرنطینه شده، و خیلی سخته...

152
00:11:27,660 --> 00:11:30,330
‫مشکلی نیست. تقصیر تو نیست.

153
00:11:36,300 --> 00:11:39,090
‫گیومی، به قصر اصلی برگرد.

154
00:11:39,170 --> 00:11:40,260
‫اما...

155
00:11:40,420 --> 00:11:42,890
‫من هم ازتون به‌عنوان یکی از اعضای خاندان کو خواهش می‌کنم.

156
00:11:44,760 --> 00:11:45,890
‫احساس بی‌ارزشی می‌کنم.

157
00:11:46,430 --> 00:11:50,140
‫نمی‌تونم هیچ کاری برای شرایط سختِ زنی که عاشقش شدم انجام بدم.

158
00:11:50,770 --> 00:11:52,270
‫همیشه همین‌طوریه.

159
00:11:52,350 --> 00:11:56,690
‫به‌نظر می‌رسه که به عنوان ولیعهد بیشترین اختیارات رو دارم.

160
00:11:57,190 --> 00:11:59,400
‫اما در واقع، از هر گرفتاری دور نگه داشته می‌شم

161
00:11:59,690 --> 00:12:02,110
‫و با احترام توی یه قفس حبس می‌شم.

162
00:12:04,110 --> 00:12:06,160
‫از دیدنتون خوشبختم.

163
00:12:06,660 --> 00:12:08,660
‫اسم من ریرین هست.

164
00:12:15,290 --> 00:12:16,960
‫چرا آرایش می‌کنی؟

165
00:12:18,170 --> 00:12:24,010
‫به‌خاطر اینکه وقتی رنگ‌پریده نیستم، همه شادتر به‌نظر می‌رسن.

166
00:12:25,390 --> 00:12:28,310
‫از اون روز به بعد، من همیشه...

167
00:12:31,100 --> 00:12:32,100
‫عذر می‌خوام...

168
00:12:32,890 --> 00:12:35,520
‫این یه گزارش از قصر کو نیست،

169
00:12:35,600 --> 00:12:37,860
‫ولی گزارش‌هایی هست که شو کیگتسو-ساما،

170
00:12:37,940 --> 00:12:40,570
‫به‌طور مداوم داره کمان محافظت رو می‌کشه.

171
00:12:40,900 --> 00:12:42,700
‫حدوداً شش ساعت شده.

172
00:12:42,780 --> 00:12:44,150
‫می‌گی شش ساعت؟

173
00:12:44,240 --> 00:12:47,490
‫بله. از غذا خوردن امتناع می‌کنه و با جدیت تلاش می‌کنه.

174
00:12:47,990 --> 00:12:52,000
‫خیلی از خواجه‌هایی که مراقبش بودن تحت‌تأثیر قرار گرفتن.

175
00:12:58,170 --> 00:12:59,340
‫چسبید!

176
00:13:00,630 --> 00:13:03,590
‫البته هنوز تا زدن به هدف خیلی فاصله داره.

177
00:13:03,800 --> 00:13:05,510
‫این یه قدم رو به جلوئه.

178
00:13:05,590 --> 00:13:06,840
‫صبر کن.

179
00:13:07,050 --> 00:13:12,060
‫می‌فهمم که واقعاً می‌خوای کو ریرین-ساما رو نجات بدی،

180
00:13:12,140 --> 00:13:14,440
‫اما دیگه این‌قدر کافی نیست؟

181
00:13:14,520 --> 00:13:15,730
‫همین‌طوره.

182
00:13:16,690 --> 00:13:17,900
‫فرمانده چشمان عقاب؟

183
00:13:17,980 --> 00:13:19,400
‫و بونکو-ساما هم همین‌طور.

184
00:13:19,480 --> 00:13:20,730
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

185
00:13:20,730 --> 00:13:28,490
‫خواجه
‫بونکو

186
00:13:21,030 --> 00:13:22,530
‫به‌خاطر اینکه ندیمه‌های دربار...

187
00:13:22,610 --> 00:13:26,660
‫و خواجه‌هایی که نمی‌تونستن شاهد
‫اون دوشیزه‌ی بی‌کله باشن، ما رو خبر کردن.

188
00:13:26,740 --> 00:13:27,740
‫درسته، فرمانده؟

189
00:13:28,820 --> 00:13:33,620
‫شو کیگتسو، اگر این تیراندازی برای کفاره‌ی گناهانت هست، دیگه کافیه.

190
00:13:34,160 --> 00:13:36,460
‫ما از قصر کو خبر گرفتیم

191
00:13:36,540 --> 00:13:38,630
‫که هر تیراندازی دیگه‌ای بی‌معنی خواهد بود.

192
00:13:39,130 --> 00:13:41,880
‫بنابراین، نیازی نیست دیگه اون کمان رو بکشی.

193
00:13:42,460 --> 00:13:46,260
‫پس، داروی من رو خورده؟

194
00:13:46,760 --> 00:13:49,300
‫کو ریرین-دونو هنوز به هوش نیومده.

195
00:13:49,390 --> 00:13:53,560
‫اون توی شرایطی نیست که
‫هیچ چیزی، حتی داروی داروسازها رو بخوره.

196
00:13:53,970 --> 00:13:55,390
‫فهمیدم.

197
00:13:56,060 --> 00:13:59,310
‫پس باید بازم کمان رو بکشم.

198
00:13:59,650 --> 00:14:01,440
‫یه‌ذره استراحت کن!

199
00:14:01,520 --> 00:14:04,440
‫بهت گفتم که صداقتت قبلاً به اون‌ها ثابت شده.

200
00:14:05,490 --> 00:14:06,950
‫اون دست راست.

201
00:14:07,450 --> 00:14:08,360
‫ها؟

202
00:14:08,450 --> 00:14:09,620
‫اوه، امم...

203
00:14:09,700 --> 00:14:10,700
‫چی؟

204
00:14:10,950 --> 00:14:11,950
‫این...

205
00:14:12,830 --> 00:14:14,950
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

206
00:14:15,040 --> 00:14:16,710
‫دستات داغونه.

207
00:14:16,870 --> 00:14:18,920
‫مـ ـ من خوبم.

208
00:14:19,000 --> 00:14:22,340
‫من دارم نهایت دقت رو می‌کنم که خون روی گنجینه‌ی مقدس نریزه.

209
00:14:22,420 --> 00:14:24,210
‫منظورم این نیست!

210
00:14:24,380 --> 00:14:26,590
‫حـ ـ حق با توئه!

211
00:14:26,670 --> 00:14:31,650
‫داری بهم یادآوری می‌کنی که چون ذهنم درگیرِ کثیف
‫شدنش شده و حواسم پرت شده، تمرکزم داره کم می‌شه.

212
00:14:31,650 --> 00:14:33,260
‫موضوع این نیست، احمق!

213
00:14:33,350 --> 00:14:35,600
‫آره، من یه احمقم!

214
00:14:35,850 --> 00:14:37,480
‫حالا دیگه اون کمان رو ازت می‌گیرم.

215
00:14:38,020 --> 00:14:39,100
‫نمی‌خوام!

216
00:14:39,230 --> 00:14:40,270
‫شو کیگتسو!

217
00:14:40,350 --> 00:14:43,690
‫چرا جلوم رو گرفتی، فرمانده‌ چشمان عقاب؟

218
00:14:43,770 --> 00:14:45,820
‫من یه زن شرورم، مگه نه؟

219
00:14:46,110 --> 00:14:49,110
‫همه سر اینکه یه همچین زنی فقط یه‌کم خراش برداشته...

220
00:14:49,200 --> 00:14:52,280
‫دارن یه ماجرای بزرگ درست می‌کنن و برام خیلی عجیبه!

221
00:14:53,370 --> 00:14:55,830
‫فرمانده‌ چشمان عقاب! بونکو-ساما!

222
00:14:57,120 --> 00:15:02,080
‫تبِ کو ریرین-ساما داره کم‌کم پایین میاد، و علائم بهبودی دیده می‌شه!

223
00:15:04,800 --> 00:15:06,710
‫سریع به والاحضرت خبر می‌دم.

224
00:15:07,670 --> 00:15:10,470
‫بعداً یه طبیب پیشت می‌فرستیم.

225
00:15:10,550 --> 00:15:11,720
‫حتماً مداوا شو.

226
00:15:12,090 --> 00:15:14,100
‫و باید تیراندازی رو متوقف کنی.

227
00:15:14,600 --> 00:15:16,970
‫حالت چهره‌ت آروم به‌نظر می‌رسه،

228
00:15:17,060 --> 00:15:20,020
‫اما این مقدار غیرعادی عرق داره حد و مرزت رو محک می‌زنه.

229
00:15:21,190 --> 00:15:25,110
‫ندیمه، اگر اتفاقی افتاد؛ فوراً دفتر چشمان عقاب رو خبر کنید.

230
00:15:25,190 --> 00:15:26,610
‫بـ ـ بله!

231
00:15:30,360 --> 00:15:31,360
‫هوم؟

232
00:15:32,240 --> 00:15:33,530
‫صـ ـ صبر کن!

233
00:15:33,620 --> 00:15:36,370
‫حداقل اول یه مداوا بشو!

234
00:15:36,450 --> 00:15:39,210
‫کو ریرین-ساما داره بهبود پیدا می‌کنه..

235
00:15:39,290 --> 00:15:40,540
‫دیگه کافیه، مگه نه؟

236
00:15:42,500 --> 00:15:45,630
‫لی‌لی، با کمال تعجب من...

237
00:15:46,130 --> 00:15:50,420
‫نه، صبر کن. من دارم از این وضعیت لذت می‌برم.

238
00:15:50,670 --> 00:15:51,680
‫ها؟

239
00:15:52,180 --> 00:15:54,640
‫حتی اگه این یه گنجینه‌ی الهی با «چی» آبِ قوی باشه،

240
00:15:54,720 --> 00:15:59,560
‫چون من چی خاک قوی‌ای دارم، باید بتونم کنترلش کنم.

241
00:15:59,680 --> 00:16:04,060
‫دستم داره بی‌حس می‌شه، اما دقت داره به‌تدریج بیشتر می‌شه.

242
00:16:04,610 --> 00:16:09,150
‫حس می‌کنم کمان داره آروم‌آروم به من عادت می‌کنه.

243
00:16:11,200 --> 00:16:13,450
‫والاحضرت، خبرهای خوبی دارم.

244
00:16:13,740 --> 00:16:16,830
‫که این‌طور. نشونه‌های بهبود.

245
00:16:17,030 --> 00:16:18,160
‫که این‌طور.

246
00:16:18,910 --> 00:16:20,250
‫خوشحالم.

247
00:16:24,290 --> 00:16:25,630
‫من یه مدتی می‌رم بیرون.

248
00:16:25,710 --> 00:16:26,670
‫یه مشعل بردار.

249
00:16:26,750 --> 00:16:29,510
‫والاحضرت، تمایل شما برای عجله کردن رو درک می‌کنم،

250
00:16:29,590 --> 00:16:33,510
‫اما چرا حداقل صبر نمی‌کنید تا سپیده‌دم برای بازدید از قصر کو برید؟

251
00:16:33,590 --> 00:16:34,590
‫می‌دونم.

252
00:16:34,760 --> 00:16:36,510
‫دارم می‌رم به چشمه‌ی اژدهای بنفش.

253
00:16:36,890 --> 00:16:38,470
‫چشمه‌ی اژدهای بنفش؟

254
00:16:38,560 --> 00:16:40,520
‫یعنی شهر ممنوعه...

255
00:16:40,980 --> 00:16:42,890
‫خوشبختانه، من قبلاً بدنم رو تطهیر کردم.

256
00:16:43,520 --> 00:16:46,690
‫این قراره آبی از چشمه‌ی اژدهای بنفش با قدرت‌های عرفانی باشه.

257
00:16:47,730 --> 00:16:51,070
‫حداقل، باید کمی بیشتر از آب معمولی کمک‌کننده باشه.

258
00:16:52,110 --> 00:16:53,740
‫شنیدم که حتی شو کیگتسو...

259
00:16:53,820 --> 00:16:56,620
‫داره احمقانه با جدیت به تیراندازی ادامه می‌ده.

260
00:16:56,700 --> 00:17:00,620
‫اون با وجود خون‌ریزی از کف دستش، به کارش با کمان ادامه داد.

261
00:17:01,120 --> 00:17:02,830
‫این دلیلی قوی‌تره.

262
00:17:03,330 --> 00:17:06,330
‫اصلاً راه نداره که بخوام با آرامش تا سپیده‌دم صبر کنم.

263
00:17:07,840 --> 00:17:08,840
‫بله.

264
00:17:09,300 --> 00:17:10,300
‫یه اطلاعیه بدید.

265
00:17:10,800 --> 00:17:12,460
‫اجازه‌ی اعلی‌حضرت رو می‌گیرم.

266
00:17:12,550 --> 00:17:16,970
‫پارچه‌ی تمیز، یه مشعل خوب روغنی‌شده،
‫کمی ساکه برای پیشکش به چشمه،

267
00:17:17,050 --> 00:17:18,470
‫و یه سطل جدید...

268
00:17:20,470 --> 00:17:22,680
‫دو تا سطل آماده کن.

269
00:17:23,890 --> 00:17:26,230
‫باقیش رو به تو می‌سپرم، شین‌او.

270
00:17:41,450 --> 00:17:42,540
‫ها؟

271
00:18:02,350 --> 00:18:04,680
‫نه. نه!

272
00:18:10,150 --> 00:18:11,150
‫ها؟

273
00:18:20,370 --> 00:18:21,580
‫این...

274
00:18:22,450 --> 00:18:23,740
‫چیه؟

275
00:18:27,080 --> 00:18:30,380
‫کیگتسو-ساما، متأسفم.

276
00:18:31,210 --> 00:18:35,630
‫راستش اون موقع داشتم سعی می‌کردم خودم رو نشون بدم.

277
00:18:36,260 --> 00:18:37,800
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

278
00:18:37,880 --> 00:18:41,140
‫اولین چیزی که توی جشنواره‌ی هفت‌ها آرزو کردم،

279
00:18:41,220 --> 00:18:46,060
‫کمتر «می‌خوام سالم بشم» بود و بیشتر «می‌خوام احساس راحتی کنم».

280
00:18:47,310 --> 00:18:51,230
‫احتمالاً خیلی خسته بودم.

281
00:18:51,310 --> 00:18:53,820
‫روزگارم رو با ملاحظه‌کاری می‌گذروندم،

282
00:18:53,900 --> 00:18:56,650
‫که نکنه بقیه‌ی مردم رو نگران کنم.

283
00:18:56,780 --> 00:19:03,910
‫چند بار موقع خوابیدن با خودم فکر کردم که تا صبح می‌میرم یا نه.

284
00:19:04,830 --> 00:19:08,370
‫با تکرار ترس و درد، بهش عادت می‌کنی.

285
00:19:09,370 --> 00:19:15,670
‫احتمالاً موقع بیماری خودم رو وقف آموزش کردم تا توی قلبم رو خالی کنم.

286
00:19:17,130 --> 00:19:18,340
‫با این حال...

287
00:19:19,680 --> 00:19:21,430
‫می‌دونی، کیگتسو-ساما؛

288
00:19:22,340 --> 00:19:27,560
‫به‌لطف تو، من در حال حاضر استقامت زیادی دارم...

289
00:19:28,060 --> 00:19:32,190
‫یه انرژی شگفت‌انگیز که می‌تونه قلبم رو برای حرکاتم، پرانرژی نگه داره.

290
00:19:34,940 --> 00:19:35,940
‫واسه همینه که...

291
00:19:46,870 --> 00:19:50,580
‫اجازه بده بی‌شرمانه بجنگم، بی‌کله باشم...

292
00:19:51,710 --> 00:19:54,130
‫و نجاتت بدم!

293
00:19:56,380 --> 00:19:58,340
‫نمی‌ذارم بمیری!

294
00:20:05,970 --> 00:20:07,100
‫کیگتسو-ساما!

295
00:20:08,640 --> 00:20:10,390
‫لطفاً، از این طرف!

296
00:20:20,610 --> 00:20:22,070
‫ریرین-ساما؟

297
00:20:22,820 --> 00:20:24,320
‫ریرین-ساما!

298
00:20:24,700 --> 00:20:27,200
‫خیلی خوشحالم! بیدار شدید!

299
00:20:29,870 --> 00:20:31,370
‫زدی به هدف!

300
00:20:31,460 --> 00:20:32,830
‫انجامش دادم!

301
00:20:32,920 --> 00:20:34,330
‫انجامش دادم، لی‌لی!

302
00:20:34,830 --> 00:20:35,840
‫عـــه؟

303
00:20:36,630 --> 00:20:39,090
‫اون صدایی که همین الان اومد رو شنیدیش؟

304
00:20:39,170 --> 00:20:42,340
‫بله! صدای تشویق از سمت قصر کو بود!

305
00:20:44,510 --> 00:20:47,050
‫ریرین-ساما به هوش اومده!

306
00:20:47,970 --> 00:20:50,390
‫بانوی من، کو ریرین-ساما...

307
00:20:50,680 --> 00:20:52,100
‫بله.

308
00:20:52,180 --> 00:20:53,890
‫خیلی خوشحالم.

309
00:20:59,440 --> 00:21:00,900
‫امکان نداره.

310
00:21:01,400 --> 00:21:06,320
‫من رکورد هشت روز متوالی بدون بیهوش شدن رو زدم.

311
00:21:06,410 --> 00:21:07,410
‫صبر کن.

312
00:21:07,830 --> 00:21:09,120
‫بانوی من!

313
00:21:09,140 --> 00:21:19,140
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

314
00:22:50,640 --> 00:22:52,760
‫لی‌لی، تو حتی من رو درمان کردی.

315
00:23:06,740 --> 00:23:08,200
‫اوه، خدای من.

316
00:23:08,700 --> 00:23:10,570
‫نمی‌دونستم...

317
00:23:11,240 --> 00:23:15,540
‫که لحظه‌ای که احساس آرامش می‌کنی، اشک از چشم‌هات جاری می‌شه.

318
00:23:16,580 --> 00:23:18,120
‫کیگتسو-ساما...

319
00:23:18,620 --> 00:23:21,830
‫خوشحالم که زنده موندی.

320
00:23:22,590 --> 00:23:23,840
‫واقعاً خوشحالم.

321
00:23:24,250 --> 00:23:26,090
‫پس بیدار شدید.

322
00:23:29,550 --> 00:23:31,090
‫توستسو.

323
00:23:32,140 --> 00:23:33,140
‫اوه.

324
00:23:33,220 --> 00:23:34,680
‫توستسو-ساما.

325
00:23:39,310 --> 00:23:40,440
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

326
00:23:40,690 --> 00:23:41,940
‫ها؟

327
00:23:42,270 --> 00:23:43,770
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.

328
00:23:43,860 --> 00:23:46,150
‫شما ریرین-ساما هستید، مگه نه؟
