WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.110 --> 00:16.490
دوشیزه‌ی خاندان کو
کو ریرین
(روح کیگتسو)

00:12.900 --> 00:15.950
‫نفس کشیدن... خیلی سخت شده.

00:16.870 --> 00:19.700
‫تبشون عین همیشه بالا نیست.

00:20.200 --> 00:23.960
‫ریرین-ساما، حالتون از همیشه بدتر شده؟

00:24.420 --> 00:30.340
‫منظورتون اینه که اون زن با وجود چنین تب بالایی، رفتارش عادی بوده؟

00:32.720 --> 00:36.640
‫کو ریرین هیچ‌وقت توی هیچ مراسمی غایب نبوده.

00:36.760 --> 00:40.140
‫حتی بانوی عالی‌رتبه شو که ازش تعریف می‌کرد،

00:40.220 --> 00:42.930
‫هیچ‌وقت نگفته بود که تا این حد ضعیفه.

00:44.810 --> 00:46.440
‫دارو.

00:47.520 --> 00:49.270
‫داروش کدومه؟

00:51.900 --> 00:53.030
‫کدومه؟

00:54.950 --> 00:56.280
‫دارو!

01:02.330 --> 01:03.660
‫مسخره‌ست.

01:05.210 --> 01:09.420
‫چرا حتی بعد تعویض بدن هم، این‌قدر حالم بده؟

01:11.050 --> 01:12.510
‫باید کمک کنی.

01:13.260 --> 01:18.010
‫باید بهم کمک کنی، کو ریرین!

02:51.480 --> 02:54.690
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روح ریرین)

02:52.060 --> 02:54.150
‫لی‌لی خیلی دیر کرده.

02:55.230 --> 02:58.650
‫می‌خوام برم سنجاق سر رو به گایو-ساما پس بدم.

02:58.650 --> 03:01.410
ندیمه‌ی خاندان شو
لی‌لی

02:59.320 --> 03:00.740
‫نه، لی‌لی.

03:00.740 --> 03:01.410
‫ها؟

03:01.610 --> 03:04.780
‫خودم می‌رم این اختلاف رو حل می‌کنم.

03:04.950 --> 03:07.040
‫لطفاً بذارید من برم!

03:07.240 --> 03:08.070
‫الان چهره‌تون...

03:08.070 --> 03:12.510
‫مثل همون موقعی که آفت‌های توی انبار رو قتل‌عام کردید، خیلی ترسناکه!

03:12.530 --> 03:13.210
‫چی؟

03:14.210 --> 03:15.210
‫پس...

03:17.210 --> 03:19.720
‫مـ ـ می‌بینمتون.

03:22.300 --> 03:23.720
‫مراقب خودت باش.

03:25.180 --> 03:30.600
‫ولی در هر صورت، سیکا-ساما
‫از خاندان کین دستور اذیت کردنم رو داده؟

03:31.440 --> 03:35.860
‫فکر می‌کردم آدم مغرور و راست‌کرداریه.

03:36.070 --> 03:39.610
‫اون‌قدر واسه بهتر کردن حالم درمونده بودم...

03:40.030 --> 03:44.780
‫که شاید نتونستم ارتباط معناداری با بقیه داشته باشم.

03:45.620 --> 03:49.120
‫از طرف دیگه، توی بدن کیگتسو-ساما،

03:49.330 --> 03:51.710
‫لازم نیست این‌قدر تمرکز کنم که از هوش نرم.

03:52.540 --> 03:54.790
‫با هیجان‌زده شدن نفسم بند نمیاد.

03:55.880 --> 03:58.090
‫بدنه اون‌قدر سالمه که حسودیم می‌شه.

03:59.170 --> 04:00.420
‫این اصلاً خوب نیست!

04:00.510 --> 04:05.680
‫اگه علیاحضرت ملکه من رو این‌طوری ببینن، حیرت‌زده می‌شن!

04:06.260 --> 04:11.310
‫روزی که برای اولین بار وارد دربار دوشیزه‌ها
‫شدم، این حرف رو آویزه‌ی گوشم کردم.

04:11.680 --> 04:13.020
‫ریرین جان.

04:11.680 --> 04:16.690
ملکه
کو کنشو

04:13.100 --> 04:16.270
‫من از یک دوشیزه فقط یک چیز می‌خوام.

04:16.770 --> 04:18.690
‫آویزه‌ی گوشت کن.

04:21.240 --> 04:27.700
‫تنها دلیلی که والاحضرت من رو به‌عنوان
‫دوشیزه انتخاب کردن این بود که «جرئت» داشتم.

04:27.990 --> 04:29.740
‫باید خودمو جمع‌وجور کنم.

04:29.830 --> 04:32.410
‫این بدن کیگتسو-ساماست.

04:32.500 --> 04:36.040
‫در نهایت، من هنوز کو ریرینم.

04:36.130 --> 04:37.750
‫کو ریرین!

04:44.840 --> 04:46.760
‫شمایید، کیگتسو-ساما؟

04:48.600 --> 04:50.390
‫آره، خودمم.

04:51.680 --> 04:54.480
‫ظاهراً شرایط خیلی سختی رو می‌گذرونید.

04:54.560 --> 04:57.940
‫تبم اصلاً قطع نمی‌شه...

04:58.020 --> 05:00.070
‫و نمی‌تونم نفس بکشم.

05:00.940 --> 05:03.150
‫همین الان یه کاری برام بکن!

05:03.400 --> 05:04.610
‫نمی‌تونید نفس بکشید...

05:04.700 --> 05:06.660
‫نفس کشیدن چطور براتون سخت شده؟

05:06.910 --> 05:09.410
‫مجبورم نکن دوباره بگم! فقط نمی‌تونم!

05:10.660 --> 05:13.620
‫همه‌ش سعی می‌کنم دم بگیرم، ولی بازم دردناکه.

05:14.460 --> 05:17.080
‫حتماً دچار بیش‌تنفسی شدید.

05:17.580 --> 05:19.500
‫حالتون خوب می‌شه، کیگتسو-ساما.

05:19.590 --> 05:21.920
‫الان درست بازدم رو انجام نمی‌دید.

05:22.250 --> 05:23.960
‫بازدم انجام نمی‌دم؟

05:24.050 --> 05:26.430
‫بهت که گفتم... نمی‌تونم دم بگیرم، نگفتم؟

05:26.760 --> 05:30.930
‫بدنتون متوجه نیست که داره درست بازدم انجام می‌ده.

05:31.010 --> 05:34.180
‫حالا کیگتسو-ساما، جلوی دهنتون رو با هر دو دست بگیرید.

05:34.520 --> 05:37.480
‫من دارم از درد می‌میرم، اون‌وقت تو می‌گی جلوی دهنم رو بگیرم؟

05:37.560 --> 05:40.770
‫حالتون خوبه. بالأخره تا این حد که می‌تونید حرف بزنید.

05:40.860 --> 05:42.980
‫حالا دهنتون رو بگیرید.

05:46.200 --> 05:50.990
‫گوش کنید. تا وقتی که نگفتم خوبه،
‫به بیرون دادن نفستون ادامه بدید.

05:52.200 --> 05:53.490
‫آروم.

05:55.040 --> 05:56.120
‫بازدم.

05:57.540 --> 05:59.000
‫درست می‌شه.

06:01.040 --> 06:02.040
‫آفرین، همینه.

06:02.550 --> 06:04.000
‫حالا دم بگیرید.

06:05.420 --> 06:07.720
‫و دوباره آروم نفستون رو بدید بیرون.

06:10.390 --> 06:12.600
‫آروم‌تر شدید؟

06:13.180 --> 06:16.060
‫اگه این‌طوره، داروهای شماره ۹ و ۱۵ رو...

06:16.140 --> 06:20.230
‫از سمت چپ و بالای کمد داروها مخلوط کنید و بعداً بُخورش رو استنشاق کنید.

06:22.900 --> 06:25.620
‫این دیگه چه بدنیه که داری؟

06:25.760 --> 06:26.490
‫هوم؟

06:26.690 --> 06:27.900
‫غیرممکنه.

06:27.990 --> 06:31.530
‫تو خیلی ضعیفی. بدنت حتی یه لحظه هم رنگ سلامتی به خودش نمی‌بینه!

06:31.700 --> 06:32.910
‫خیلی عجیبه!

06:32.990 --> 06:35.580
‫خـ ـ خیلی شرمنده‌م.

06:35.660 --> 06:40.540
‫این زندگی روزمره‌ی من بود، واسه همین بهش عادت کرده بودم.

06:42.880 --> 06:43.880
‫می‌گم...

06:44.250 --> 06:47.090
‫چطوره الان این جابه‌جایی رو لغو کنیم؟

06:48.590 --> 06:54.220
‫خیلی حس بدی دارم که با اون بدن
‫شما رو به زحمت انداختم، کیگتسو-ساما.

06:56.140 --> 06:58.020
‫داری با من شوخی می‌کنی؟

06:58.100 --> 07:01.730
‫چرا سعی می‌کنی با مهربون‌بازی، یه چیزی به نفعت بشه؟

07:01.900 --> 07:03.150
‫منظور من این نیستـ...

07:03.230 --> 07:07.280
‫من تا الان نتونسته بودم از این شرایط پر منفعت لذت ببرم.

07:07.360 --> 07:12.820
‫با این حال، این موقعیتی که همه بهم خدمت می‌کنن فوق‌العاده‌ست.

07:13.280 --> 07:18.370
‫حتی همون کین سیکای خودخواه هم
‫به‌عنوان هدیه‌ی عیادت، یه عودسوز برام آورد.

07:18.450 --> 07:21.420
‫سیکا-ساما همچین کاری کرد؟

07:21.500 --> 07:26.670
‫چیزه، شاید این چیزی باشه که باید با شک و تردید قبولش کنید.

07:27.250 --> 07:28.840
‫چشم نداری ببینی؟

07:28.920 --> 07:30.170
‫حقت همینه.

07:30.720 --> 07:35.260
‫می‌تونی همین‌طوری به منِ الانم حسودی کنی.

07:35.350 --> 07:39.180
‫به‌عنوان موش فاضلابی شو کیگتسو، بدون زیبایی یا استعداد،

07:39.270 --> 07:41.310
‫که هیچ‌کس بهش محل نمی‌ذاره.

07:41.520 --> 07:44.520
‫لازم نیست بگید که این‌قدر کم‌وکاستی دارید.

07:44.610 --> 07:49.240
‫کیگتسو-ساما، شما بدنی به این سالمی دارید.

07:49.320 --> 07:51.700
‫ها؟ این به چه دردی می‌خوره؟

07:51.900 --> 07:56.530
‫این بدن هیچ‌کدوم از استعدادهای لازم برای یه دوشیزه رو نداره.

07:56.620 --> 07:59.540
‫زیبایی، شانس، مردی که عشقش رو برات زمزه کنه،

07:59.620 --> 08:01.000
‫دوست قابل اعتماد،

08:01.000 --> 08:03.120
‫پدر و مادری که ازت حمایت کنن...

08:04.170 --> 08:05.420
‫درسته.

08:05.920 --> 08:11.550
‫پدر و مادرم هیچ‌کدوم از چیزهایی که برام ضروری بود رو بهم ندادن.

08:11.920 --> 08:16.550
‫اما اونا همچین اسم فوق‌العاده‌ای رو به شما دادن.

08:17.050 --> 08:18.100
‫ها؟

08:18.430 --> 08:21.230
‫کیگتسو-ساما، شما توی جشن هفت‌ها،

08:21.310 --> 08:23.310
‫به ستاره‌ها چه آرزویی کردید؟

08:23.480 --> 08:24.560
‫ها؟

08:24.650 --> 08:27.860
‫من دو تا آرزو کردم.

08:28.230 --> 08:32.530
‫یکیش مسلماً این بود که سالم بشم.

08:33.150 --> 08:37.620
‫من هر روز و هر شب همین آرزو رو داشتم.

08:38.410 --> 08:39.830
‫معلومه.

08:39.910 --> 08:44.500
‫راستش، من قبل از اون خیلی به آرزو کردن اعتقادی نداشتم.

08:45.420 --> 08:49.590
‫حالا که جابه‌جا شدیم و من
‫سلامتی رو به‌دست آوردم، باعث می‌شه فکر کنم...

08:50.210 --> 08:56.010
‫که شاید اون ستاره‌ی دنباله‌دار واقعاً قدرت رقم زدن معجزه رو داشته.

08:56.260 --> 09:00.260
‫و این ربطی به اسم من داره؟

09:01.100 --> 09:05.270
‫کانجی استفاده‌شده برای «کی» توی اسم شما، کیگتسو-ساما،

09:05.640 --> 09:08.400
‫بخش اول کلمه‌ی «دنباله‌دار» به همراه کانجیِ «قلب» هستش.

09:08.710 --> 09:12.190
‫چه اسم باشکوه و زیبایی.

09:14.150 --> 09:17.950
‫من نسبت به شما احساس قدردانی می‌کنم.

09:21.790 --> 09:23.410
‫شما در واقع...

09:24.790 --> 09:27.290
‫دنباله‌دار معجزه‌گر من هستید.

09:29.880 --> 09:32.130
‫چـ ـ چی...

09:34.050 --> 09:35.380
‫چی داری می‌گی؟

09:35.470 --> 09:36.800
‫این خیلی احمقانه‌ست!

09:36.880 --> 09:38.800
‫داری می‌گی من مثل ستاره‌م.

09:39.640 --> 09:41.140
‫کیگتسو-ساما...

09:41.220 --> 09:44.310
‫می‌تونیم حضوری همدیگه رو ببینیم و باهم صحبت کنیم؟

09:44.600 --> 09:48.350
‫گفتید بی‌انصافی بوده که تمام نعمت‌ها نصیب من می‌شده

09:48.440 --> 09:51.690
‫و برای عادلانه شدن همه‌چیز، جابه‌جا شدیم.

09:51.980 --> 09:57.570
‫اما من تازه بعد از این جابه‌جایی دارم اوقات خوشی رو می‌گذرونم.

10:00.120 --> 10:05.450
‫و اگه بتونیم یه صحبت درست‌وحسابی
‫داشته باشیم، مطمئنم ورق برمی‌گرده.

10:08.370 --> 10:09.580
‫قبول نمی‌کنم.

10:09.920 --> 10:15.340
‫به محض اینکه حالم خوب بشه، دیگه هیچ نیازی بهت ندارم.

10:15.420 --> 10:16.590
‫کیگتسو-ساما.

10:17.170 --> 10:21.050
‫اوقات خوشی به‌عنوان شو کیگتسو داری؟

10:21.140 --> 10:24.810
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چقدر دیگه می‌تونی همچین ادعایی بکنی.

10:25.180 --> 10:27.600
‫کیگتسو-ساما، لطفاً صبر کنید...

10:32.650 --> 10:33.650
‫کیگتسو-ساما!

10:35.280 --> 10:36.320
‫لی‌لی.

10:36.400 --> 10:38.610
‫منتظرم بودی؟

10:38.860 --> 10:39.780
‫ها؟

10:39.860 --> 10:41.780
‫پس فهمیدی که برگشتم...

10:41.870 --> 10:43.740
‫و سریع آتیش رو خاموش کردی، مگه نه؟

10:43.950 --> 10:45.200
‫خیلی واضحه.

10:48.750 --> 10:50.210
‫خوش اومدی.

10:51.500 --> 10:52.960
‫خوشمزه‌ست!

10:55.800 --> 10:58.170
‫تونستی سنجاق سر رو با موفقیت پس بدی؟

10:58.880 --> 11:03.510
‫راستش هر چی منتظر موندم نیومد به محل قرار.

11:04.560 --> 11:05.780
‫شاید همین الانشم...

11:05.780 --> 11:09.390
‫ داره خودش رو آماده می‌کنه تا من رو ببره پیش فرمانده‌ چشمان عقاب.

11:09.690 --> 11:13.150
‫اگه این‌طور بود؛ تا الان برای دستگیریت اومده بودن.

11:13.650 --> 11:15.270
‫همین که نیومدن...

11:15.360 --> 11:19.820
‫یعنی طرف مقابل به این نتیجه رسیده که سروکله زدن با تو خطرناکه...

11:19.900 --> 11:21.410
‫و قضیه رو همین‌جا تموم کنه.

11:21.570 --> 11:23.780
‫پس منم همین‌طور فکر می‌کنم.

11:23.870 --> 11:26.620
‫منم کلاً باهاش قطع رابطه می‌کنـ...

11:26.700 --> 11:28.350
‫داری چی می‌گی؟

11:28.350 --> 11:29.080
‫ها؟

11:29.910 --> 11:33.960
‫از اونجایی که قضیه‌ی بین ندیمه‌ها تسویه حساب نشده...

11:34.040 --> 11:37.800
‫معنیش اینه که بانوها‌شون، یعنی خودم و سیکا-ساما،

11:37.880 --> 11:40.720
‫باید همه‌چیز رو تموم کنیم، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

11:40.840 --> 11:41.760
‫چی فرمودی؟

11:41.840 --> 11:44.760
‫اتفاقاً سه روز دیگه جشنواره‌ی ارواح رو داریم، مگه نه؟

11:44.850 --> 11:46.100
‫داریم، ولی...

11:46.180 --> 11:50.060
‫اگه توی مراسم شرکت کنیم، در نتیجه می‌تونیم سیکا-ساما رو ببینیم.

11:50.140 --> 11:53.980
‫ولی بانوی عالی‌رتبه شو گفتن نیازی نیست شرکت کنید.

11:54.310 --> 11:58.320
‫اگه «نیازی نباشه شرکت کنم»، معنیش
‫اینم هست که می‌تونم شرکت کنم.

11:58.400 --> 11:59.440
‫هـا؟

11:59.530 --> 12:01.950
‫ولی کیگتسو-ساما، با شرایط فعلی شما،

12:02.030 --> 12:04.780
‫ندیمه‌های ارشد حاضر نمی‌شن همراهی‌تون کنن.

12:04.950 --> 12:06.740
‫دوشیزه‌ای که هیچ همراهی نداره...

12:06.830 --> 12:10.290
‫اگه سه روز وقت داشته باشم، می‌تونم یه لباس سرخِ درخشان زیبا بدوزم،

12:10.370 --> 12:11.500
‫پس همه‌چیز ردیف می‌شه.

12:12.040 --> 12:14.710
‫مگه نه، ندیمه‌ی ارشد لی‌لی؟

12:14.790 --> 12:17.130
‫مـ ـ من ندیمه‌ی ارشدم؟

12:18.420 --> 12:20.590
‫نه، ولی آیین جشن ارواح...

12:20.670 --> 12:24.090
‫آرزوی محصولی پربرکت می‌کنه و شامل رقص می‌شه.

12:24.180 --> 12:28.560
‫و راستش کیگتسو-ساما، شما استعدادی توی رقص ندارید.

12:28.640 --> 12:29.290
‫لی‌لی.

12:29.390 --> 12:30.180
‫هوم؟

12:30.810 --> 12:37.270
‫اگه از کسی که به سلامت روان
‫ندیمه‌ی باارزشم آسیب زده انتقام نگیرم،

12:37.360 --> 12:39.570
‫به‌عنوان یه دوشیزه راضی نمی‌شم.

12:42.280 --> 12:44.030
‫پس هر کاری دلتون می‌خواد بکنید.

12:44.110 --> 12:46.530
‫اگه پشیمون شدید، به من مربوط نیست.

12:46.700 --> 12:51.620
‫الان جاییه که باید دست همدیگه
‫رو بگیریم و داد بزنیم: «هیپ هیپ هورا!» مگه نه؟

12:51.700 --> 12:53.790
‫این وقت شب چرا باید همچین کاری بکنیم؟

12:54.620 --> 12:55.830
‫ای بابا.

12:55.920 --> 12:58.170
‫انتقام گرفتن برای یه ندیمه؟

12:58.790 --> 12:59.800
‫واقعاً که...

13:01.170 --> 13:03.340
‫تو اصلاً کی هستی؟

13:06.550 --> 13:08.680
‫بعد از این، همگی مرخصید.

13:08.760 --> 13:10.060
‫چشم، قربان.

13:10.310 --> 13:13.980
فرمانده چشمان عقاب
شین‌او

13:10.680 --> 13:11.720
‫والاحضرت.

13:11.810 --> 13:14.350
‫در مورد خون‌ریزی توسط ندیمه توی قصر شو...

13:14.060 --> 13:17.810
ولیعهد
ای گیومی

13:14.440 --> 13:17.610
‫مشکلی نیست. گزارش رو خوندم.

13:17.690 --> 13:21.480
‫شو کیگتسو از ندیمه‌ش طرفداری کرد و قضیه رو نادیده گرفت، مگه نه؟

13:22.440 --> 13:23.440
‫بله.

13:24.200 --> 13:25.400
‫می‌خوای به چی برسی؟

13:25.860 --> 13:29.450
‫شو کیگتسو زمانی وقعاً یه دختر شرور بود.

13:29.910 --> 13:32.700
‫ولی الان داره سعی می‌کنه تغییر کنه.

13:33.000 --> 13:34.710
‫حداقل، این چیزیه که من حس کردم.

13:34.790 --> 13:37.630
‫اگه حقیقت داشته باشه عالی می‌شه.

13:38.460 --> 13:42.210
‫ولی شاید داره از ریرین تقلید می‌کنه و ادای آدمای دل‌رحم رو درمیاره.

13:44.760 --> 13:47.640
‫یادمه بهش گفته بودم اگه یه بار دیگه از ریرین تقلید بکنه،

13:47.720 --> 13:50.140
‫سرش رو می‌زنم.

13:55.390 --> 13:56.390
‫بگذریم.

13:57.350 --> 14:00.810
‫حس می‌کنم باید از حکم «قضاوت شیر» پیروی کنیم،

14:00.900 --> 14:03.780
‫ولی با دیدن اینکه ریرین از اون زمان چقدر ضعیف شده،

14:04.070 --> 14:07.070
‫عصبانیتم از شو کیگتسو دوباره برمی‌گرده.

14:07.860 --> 14:11.620
‫دیدن اینکه ریرین الان این‌قدر درمانده به نظر می‌رسه...

14:12.370 --> 14:13.790
‫من رو می‌ترسونه...

14:14.290 --> 14:18.460
‫درست مثل اون شبی که از روی نرده‌ها ناپدید شد...

14:19.040 --> 14:20.250
‫دوباره.

14:38.810 --> 14:40.060
‫خیلی عجیبه...

14:41.110 --> 14:43.900
‫که این دختر هم می‌تونه زیبا به نظر برسه.

14:45.230 --> 14:46.240
‫هوم؟

14:46.320 --> 14:48.570
‫لی‌لی. صبحت به‌خیر.

14:48.780 --> 14:51.120
‫نکنه بیدارت کردم؟

14:51.200 --> 14:55.240
‫نه، یعنی هیچ ندیمه‌ی شایسته‌ای به بانوی خودش بی‌توجهی نمی‌کنه...

14:55.330 --> 14:57.580
‫و بی‌خیال تا دیروقت نمی‌خوابه.

14:57.830 --> 14:58.830
‫ها؟

14:59.460 --> 15:01.330
‫به همین زودی تموم شد؟

15:02.460 --> 15:05.250
‫دوختن تمام قسمت‌های پاره‌شده رو تموم کردم.

15:05.340 --> 15:07.340
‫توی همچین زمان کوتاهی.

15:08.170 --> 15:12.340
‫نکنه یه لباس جدید از اتاق ندیمه‌ی ارشد دزدیدی؟

15:12.640 --> 15:14.390
‫اوه، لی‌لی.

15:14.470 --> 15:16.810
‫من واقعا همه رو تک‌تک کوک زدم و دوختمش.

15:16.890 --> 15:19.100
‫این کار توی چند ساعت غیرممکنه!

15:19.270 --> 15:24.400
‫آخه اون‌قدر خوشحال بودم که بالأخره چیزی داشتم تا بهت تقدیم کنم،

15:24.480 --> 15:29.240
‫نتونستم هیجانم رو کنترل کنم و فقط یه ذره زودتر از تو بیدار شدم.

15:29.650 --> 15:32.660
‫راستی، چه ساعتی بیدار شدی؟

15:34.370 --> 15:37.370
‫لحظه‌ای که شب تبدیل به صبح می‌شه.

15:37.910 --> 15:41.790
‫چقدر رازآلوده وقتی زمین به رنگ آبی کم‌رنگ درمیاد...

15:41.870 --> 15:44.130
‫پرده‌ی شب طولانی کنار می‌ره،

15:44.210 --> 15:46.960
‫و سعی می‌کنه بپره توی دنیایی پر از نور.

15:47.050 --> 15:51.010
‫چقدر پاکه، مثل چشمان روشن یه نوزاد.

15:51.180 --> 15:53.140
‫به‌عبارت دیگه، شب‌زنده‌داری کردی؟

15:53.220 --> 15:56.850
‫کدوم دوشیزه‌ای تمام شب بیدار می‌مونه تا برای یه ندیمه چیزی بدوزه؟

15:57.720 --> 15:58.070
‫صبـ...

15:58.010 --> 16:00.640
‫اوه، رنگش فوق‌العاده‌ست!

16:00.730 --> 16:03.600
‫موهای روشنت حسابی به این سرخ درخشان میاد.

16:03.690 --> 16:05.150
‫حیرت‌انگیزه.

16:05.270 --> 16:08.480
‫داشتن همچین ندیمه‌ی زیبایی که من رو همراهی کنه،

16:08.570 --> 16:10.780
‫باعث افتخارمه.

16:11.780 --> 16:13.490
‫لطفاً بس کنید.

16:13.570 --> 16:16.580
‫من موقعیت و روحیات خودم رو خیلی خوب می‌شناسم.

16:16.660 --> 16:17.660
‫لی‌لی؟

16:18.120 --> 16:21.500
‫حتی دیروز وقتی داشتم می‌رفتم گایو-ساما رو ببینم،

16:21.580 --> 16:23.330
‫ندیمه‌ی سرخ‌پوش گفت...

16:23.330 --> 16:27.960
‫اوه، موش قرمز بدبخت، داری کجا می‌ری؟

16:28.050 --> 16:30.300
‫واقعاً که! چقدر شلخته‌ست!

16:31.760 --> 16:33.760
‫منم در جواب بهشون چشم‌غره رفتم!

16:34.800 --> 16:38.640
‫فقط بدون که روحیه‌م رو نباختم یا همچین چیزی،

16:38.720 --> 16:41.430
‫ولی لباس سرخ درخشان برای منِ فعلی...

16:42.100 --> 16:47.690
‫می‌دونید، من هیچ‌وقت رفتار شایسته‌ی یه ندیمه‌ی ارشد رو یاد نگرفتم؟

16:49.070 --> 16:53.700
‫تو جواب دندون‌شکنی به اونا دادی، مگه نه؟

16:54.240 --> 16:55.780
‫چی؟ بله.

16:55.870 --> 16:59.160
‫حتی براشون زبون درآوردم و اونا پا به فرار گذاشتن.

16:59.240 --> 17:03.210
‫ولی خب، واسه همین شک دارم که
‫.سرخ درخشان برازنده‌ی من هست یا نه.

17:03.790 --> 17:04.790
‫آها.

17:07.590 --> 17:08.960
‫عصبانی شد؟

17:10.840 --> 17:12.050
‫خب، پس...

17:13.010 --> 17:15.130
‫نخ‌های رنگی میارم تا گلدوزی کنم...

17:15.220 --> 17:19.050
‫تا باشکوه‌ترین لباس سرخ درخشان رو بدوزم!

17:19.140 --> 17:20.640
‫لطفاً منتظرش باش!

17:20.640 --> 17:21.770
‫هــا؟

17:21.890 --> 17:24.770
‫وقتی بهش فکر می‌کنم، برای همچین موقعیت بزرگی،

17:25.100 --> 17:29.320
‫نادونی از من بود که می‌خواستم یه لباس معمولی بدوزم.

17:29.400 --> 17:30.400
‫عـــــه؟

17:30.520 --> 17:31.860
‫برای مراسم رسمی،

17:31.940 --> 17:34.990
‫ندیمه‌ها هم مجاز هستن لباس‌های گلدوزی‌شده بپوشن،

17:35.070 --> 17:39.070
‫این یعنی هیچ دلیلی نداره تمام بدنت رو خوشگل نکنی، مگه نه؟

17:39.160 --> 17:40.240
‫نه، یه لحظه صبر کنید.

17:40.330 --> 17:45.370
‫چیزه، فکر کنم همین الان گفتم که
‫در حد و اندازه‌ی پوشیدن سرخ درخشان نیستم.

17:45.460 --> 17:48.250
‫بله. به عبارت دیگه، می‌خوای هرچی زودتر به زنی تبدیل بشی...

17:48.330 --> 17:51.050
‫که شایسته‌‌ی سرخ درخشان باشه.

17:51.130 --> 17:52.840
‫چقدر فوق‌العاده‌ست!

17:53.260 --> 17:56.550
‫لی‌لی، نمی‌دونستم چنین بلندپروازی‌هایی داری!

17:56.630 --> 17:58.640
‫من همچین بلندپروازی‌هایی ندارم.

17:58.720 --> 17:59.640
‫اوه، وای!

17:59.720 --> 18:00.760
‫عاشقتم!

18:01.390 --> 18:02.810
‫اون اراده و سرسختی.

18:02.890 --> 18:04.520
‫اون الهام بی‌‌پایان.

18:04.520 --> 18:08.650
‫روح تو برای تبدیل شدن به یه ندیمه‌ی ارشد شایستگی داره!

18:08.730 --> 18:09.940
‫دارم می‌گم که...

18:09.940 --> 18:11.730
‫بیا باهم تمام تلاشمون رو بکنیم.

18:11.820 --> 18:13.980
‫با تمام وجود ازت حمایت می‌کنم.

18:14.070 --> 18:15.070
‫صبر کنـ...

18:15.240 --> 18:17.700
‫اول از همه، باید طرز ایستادنت رو درست کنیم.

18:17.780 --> 18:19.530
‫تمرین برای افزایش قدرت عضلانی...

18:19.620 --> 18:21.330
‫هر روز ۱۵ دقیقه صبح و عصر.

18:21.740 --> 18:24.870
‫درمورد تنفس، تمام کارهای زندگی روزمره رو...

18:24.950 --> 18:27.210
‫به تنفس شکمی تغییر می‌دیم.

18:27.370 --> 18:31.250
‫علاوه بر اون، حفظ کردن متون مقدس، تمرین خوش‌نویسی با قلم‌مو،

18:31.340 --> 18:33.710
‫و یه‌کم هم تلاش برای گلدوزی رو داریم.

18:33.840 --> 18:34.760
‫و بعدش...

18:34.840 --> 18:38.340
‫این چیزا اصلاً چه ربطی داره به اینکه من یه ندیمه‌ی ارشد بشم؟

18:38.680 --> 18:42.850
‫آخه تو تنها و باارزش‌ترین ندیمه‌ی منی، مگه نه؟

18:45.930 --> 18:52.360
‫مطمئنم توی لباس طلایی خردلی هم فوق‌العاده می‌شی.

18:53.650 --> 18:55.360
‫طلایی خردلی؟

18:55.690 --> 19:00.070
‫طلایی خردلی رنگیه که ندیمه‌های ارشد توی قصر کو می‌پوشن.

19:01.240 --> 19:02.530
‫نکنه...

19:03.410 --> 19:04.990
‫چیزی شده؟

19:05.080 --> 19:06.080
‫نه.

19:07.080 --> 19:09.040
‫زبونش درست نچرخید؟

19:10.120 --> 19:14.170
‫اگه خوب بهش فکر کنی، ستاره‌های اصلی مراسم خود دوشیزه‌ها هستند، مگه نه؟

19:14.250 --> 19:16.670
‫باید برای خودتون همه‌چی رو آماده کنید.

19:16.760 --> 19:18.970
‫حتی لباسی برای مراسم ندارید.

19:19.050 --> 19:22.970
‫خیالت راحت باشه، لباس سرخ کم‌رنگت رو برمی‌دارم...

19:23.050 --> 19:24.510
‫و یه‌کم روش کار می‌کنم.

19:24.680 --> 19:26.180
‫حتی گل‌ها رو برای رنگ‌کردنش آماده کردم،

19:26.240 --> 19:29.340
‫و با موهایی که دیروز کوتاه شد، قلم‌مو ساختم.

19:29.690 --> 19:32.650
‫شما دوشیزه‌اید، ولی زیادی با این سبک زندگی خو گرفتید!

19:33.310 --> 19:39.490
‫ولی، چیزه، اینکه فقط من باشم که
‫یه دوشیزه ازش مراقبت کنه و راهنماییش کنه...

19:39.570 --> 19:41.780
‫باعث می‌شه احساس بی‌عرضگی بکنم.

19:41.990 --> 19:43.030
‫آه!

19:43.120 --> 19:48.200
‫اگه این‌طوره لی‌لی، در عوضش چرخش سغدی رو بهم یاد می‌دی؟

19:48.290 --> 19:49.210
‫چی فرمودی؟

19:49.290 --> 19:53.330
‫نه، امکان نداره بتونم همچین رقص سختی رو انجام بدم!

19:53.630 --> 19:55.130
‫چقدر فروتنی می‌کنی.

19:55.210 --> 19:57.250
‫مادرت استاد چرخش سغدی بود،

19:57.590 --> 19:59.630
‫و تو با نگاه کردن به اون بزرگ شدی، مگه نه؟

19:59.720 --> 20:02.260
‫پس حتماً یادت هست.

20:05.050 --> 20:06.060
‫هوممم.

20:07.010 --> 20:09.640
‫این رقص خیلی مناسب آیین پیش‌رو نیست،

20:09.730 --> 20:12.520
‫پس فقط برای یادگیری خودمه.

20:12.600 --> 20:14.270
‫خیلی جدیش نگیر.

20:14.520 --> 20:16.190
‫و ـ ولی...

20:16.270 --> 20:17.400
‫لطفاً؟

20:23.030 --> 20:26.280
‫پس، فقط یه ذره.

20:27.140 --> 20:28.790
‫باشه!

20:29.250 --> 20:31.870
‫پس بیا پرقدرت شروع کنیم!

20:32.670 --> 20:35.420
جشنواره‌ی ارواح

20:45.680 --> 20:48.060
دوشیزه‌ی خاندان کین
کین سیکا

20:46.300 --> 20:48.140
‫چقدر کسل‌کننده.

20:48.140 --> 20:50.810
دوشیزه‌ی خاندان گن
گن کاسوی

20:48.510 --> 20:50.810
‫هیچ زیبایی درخشانی اینجا نیست.

20:50.890 --> 20:52.850
‫اصلاً جالب نیست.

20:50.890 --> 20:53.390
دوشیزه‌ی خاندان ران
ران هوشون

20:53.730 --> 20:57.650
‫جشن ارواح، جایی که دوشیزگان
‫رقص محصول پربرکت رو اجرا می‌کنن،

20:57.730 --> 21:00.780
‫بخشی از وظایف خاندان کینِ ما به‌عنوان حکمرانان پاییزه.

21:01.190 --> 21:06.560
‫اما تدارکات این آیین، بعد از آیین تطهیرِ
‫شو کیگتسوی نفرین‌شده متوقف شد...

21:07.380 --> 21:08.780
‫ابعاد مراسم هم کوچک‌تر شد.

21:09.080 --> 21:14.540
‫چیزی که کمتر از همه می‌تونم بپذیرم
‫اینه که ریرین-ساما توی مراسم امروز شرکت نمی‌کنن.

21:15.080 --> 21:19.250
‫ریرین-سامای زیبا، که به‌عنوان
‫پروانه‌ی سوگلیِ والاحضرت شناخته می‌شن.

21:20.210 --> 21:22.300
‫روزی که ایشون ملکه بشن،

21:22.380 --> 21:26.140
‫می‌خوام در کنار ایشون به‌عنوانِ
‫بانوی عالی‌رتبه، از والاحضرت حمایت کنم.

21:27.010 --> 21:32.890
‫ولی از وقتی شو کیگتسو پرتشون کرد پایین، توی بستر هستن.

21:33.770 --> 21:36.000
‫فقط رقص‌های من و ریرین-ساما...

21:36.230 --> 21:39.440
‫ارزش به نمایش دراومدن جلوی والاحضرت رو دارن.

21:40.270 --> 21:45.820
‫رقص دختر بدعنق خاندان گن و دخترک شکل سنجابِ خاندان ران...

21:45.910 --> 21:47.950
‫اصلاً نمی‌تونه جای خالیش رو پر کنه.

21:48.280 --> 21:50.830
‫چه برسه به شو کیگتسو.

21:50.990 --> 21:53.790
‫نه استعدادی، نه هوشی.
‫چه دختر خبیثی.

21:53.870 --> 21:57.830
‫کاری به کارش نداشتم، چون وقت گذاشتن
‫برای یه موش فاضلاب رو دور از شأن می‌دیدم...

21:58.330 --> 22:00.590
‫اما دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

22:00.790 --> 22:04.170
‫کاری می‌کنم چنان احساس خواری و بدبختی بکنه...

22:04.260 --> 22:07.220
‫که از موندن توی دربار دوشیزه‌ها پشیمون بشه.

22:07.590 --> 22:12.220
‫حالا... خودت رو نشون بده، شو کیگتسو!

22:12.240 --> 22:22.240
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
