1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,110 --> 00:00:16,490
دوشیزه‌ی خاندان کو
کو ریرین
(روح کیگتسو)

3
00:00:12,900 --> 00:00:15,950
‫نفس کشیدن... خیلی سخت شده.

4
00:00:16,870 --> 00:00:19,700
‫تبشون عین همیشه بالا نیست.

5
00:00:20,200 --> 00:00:23,960
‫ریرین-ساما، حالتون از همیشه بدتر شده؟

6
00:00:24,420 --> 00:00:30,340
‫منظورتون اینه که اون زن با وجود چنین تب بالایی، رفتارش عادی بوده؟

7
00:00:32,720 --> 00:00:36,640
‫کو ریرین هیچ‌وقت توی هیچ مراسمی غایب نبوده.

8
00:00:36,760 --> 00:00:40,140
‫حتی بانوی عالی‌رتبه شو که ازش تعریف می‌کرد،

9
00:00:40,220 --> 00:00:42,930
‫هیچ‌وقت نگفته بود که تا این حد ضعیفه.

10
00:00:44,810 --> 00:00:46,440
‫دارو.

11
00:00:47,520 --> 00:00:49,270
‫داروش کدومه؟

12
00:00:51,900 --> 00:00:53,030
‫کدومه؟

13
00:00:54,950 --> 00:00:56,280
‫دارو!

14
00:01:02,330 --> 00:01:03,660
‫مسخره‌ست.

15
00:01:05,210 --> 00:01:09,420
‫چرا حتی بعد تعویض بدن هم، این‌قدر حالم بده؟

16
00:01:11,050 --> 00:01:12,510
‫باید کمک کنی.

17
00:01:13,260 --> 00:01:18,010
‫باید بهم کمک کنی، کو ریرین!

18
00:02:51,480 --> 00:02:54,690
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روح ریرین)

19
00:02:52,060 --> 00:02:54,150
‫لی‌لی خیلی دیر کرده.

20
00:02:55,230 --> 00:02:58,650
‫می‌خوام برم سنجاق سر رو به گایو-ساما پس بدم.

21
00:02:58,650 --> 00:03:01,410
ندیمه‌ی خاندان شو
لی‌لی

22
00:02:59,320 --> 00:03:00,740
‫نه، لی‌لی.

23
00:03:00,740 --> 00:03:01,410
‫ها؟

24
00:03:01,610 --> 00:03:04,780
‫خودم می‌رم این اختلاف رو حل می‌کنم.

25
00:03:04,950 --> 00:03:07,040
‫لطفاً بذارید من برم!

26
00:03:07,240 --> 00:03:08,070
‫الان چهره‌تون...

27
00:03:08,070 --> 00:03:12,510
‫مثل همون موقعی که آفت‌های توی انبار رو قتل‌عام کردید، خیلی ترسناکه!

28
00:03:12,530 --> 00:03:13,210
‫چی؟

29
00:03:14,210 --> 00:03:15,210
‫پس...

30
00:03:17,210 --> 00:03:19,720
‫مـ ـ می‌بینمتون.

31
00:03:22,300 --> 00:03:23,720
‫مراقب خودت باش.

32
00:03:25,180 --> 00:03:30,600
‫ولی در هر صورت، سیکا-ساما
‫از خاندان کین دستور اذیت کردنم رو داده؟

33
00:03:31,440 --> 00:03:35,860
‫فکر می‌کردم آدم مغرور و راست‌کرداریه.

34
00:03:36,070 --> 00:03:39,610
‫اون‌قدر واسه بهتر کردن حالم درمونده بودم...

35
00:03:40,030 --> 00:03:44,780
‫که شاید نتونستم ارتباط معناداری با بقیه داشته باشم.

36
00:03:45,620 --> 00:03:49,120
‫از طرف دیگه، توی بدن کیگتسو-ساما،

37
00:03:49,330 --> 00:03:51,710
‫لازم نیست این‌قدر تمرکز کنم که از هوش نرم.

38
00:03:52,540 --> 00:03:54,790
‫با هیجان‌زده شدن نفسم بند نمیاد.

39
00:03:55,880 --> 00:03:58,090
‫بدنه اون‌قدر سالمه که حسودیم می‌شه.

40
00:03:59,170 --> 00:04:00,420
‫این اصلاً خوب نیست!

41
00:04:00,510 --> 00:04:05,680
‫اگه علیاحضرت ملکه من رو این‌طوری ببینن، حیرت‌زده می‌شن!

42
00:04:06,260 --> 00:04:11,310
‫روزی که برای اولین بار وارد دربار دوشیزه‌ها
‫شدم، این حرف رو آویزه‌ی گوشم کردم.

43
00:04:11,680 --> 00:04:13,020
‫ریرین جان.

44
00:04:11,680 --> 00:04:16,690
ملکه
کو کنشو

45
00:04:13,100 --> 00:04:16,270
‫من از یک دوشیزه فقط یک چیز می‌خوام.

46
00:04:16,770 --> 00:04:18,690
‫آویزه‌ی گوشت کن.

47
00:04:21,240 --> 00:04:27,700
‫تنها دلیلی که والاحضرت من رو به‌عنوان
‫دوشیزه انتخاب کردن این بود که «جرئت» داشتم.

48
00:04:27,990 --> 00:04:29,740
‫باید خودمو جمع‌وجور کنم.

49
00:04:29,830 --> 00:04:32,410
‫این بدن کیگتسو-ساماست.

50
00:04:32,500 --> 00:04:36,040
‫در نهایت، من هنوز کو ریرینم.

51
00:04:36,130 --> 00:04:37,750
‫کو ریرین!

52
00:04:44,840 --> 00:04:46,760
‫شمایید، کیگتسو-ساما؟

53
00:04:48,600 --> 00:04:50,390
‫آره، خودمم.

54
00:04:51,680 --> 00:04:54,480
‫ظاهراً شرایط خیلی سختی رو می‌گذرونید.

55
00:04:54,560 --> 00:04:57,940
‫تبم اصلاً قطع نمی‌شه...

56
00:04:58,020 --> 00:05:00,070
‫و نمی‌تونم نفس بکشم.

57
00:05:00,940 --> 00:05:03,150
‫همین الان یه کاری برام بکن!

58
00:05:03,400 --> 00:05:04,610
‫نمی‌تونید نفس بکشید...

59
00:05:04,700 --> 00:05:06,660
‫نفس کشیدن چطور براتون سخت شده؟

60
00:05:06,910 --> 00:05:09,410
‫مجبورم نکن دوباره بگم! فقط نمی‌تونم!

61
00:05:10,660 --> 00:05:13,620
‫همه‌ش سعی می‌کنم دم بگیرم، ولی بازم دردناکه.

62
00:05:14,460 --> 00:05:17,080
‫حتماً دچار بیش‌تنفسی شدید.

63
00:05:17,580 --> 00:05:19,500
‫حالتون خوب می‌شه، کیگتسو-ساما.

64
00:05:19,590 --> 00:05:21,920
‫الان درست بازدم رو انجام نمی‌دید.

65
00:05:22,250 --> 00:05:23,960
‫بازدم انجام نمی‌دم؟

66
00:05:24,050 --> 00:05:26,430
‫بهت که گفتم... نمی‌تونم دم بگیرم، نگفتم؟

67
00:05:26,760 --> 00:05:30,930
‫بدنتون متوجه نیست که داره درست بازدم انجام می‌ده.

68
00:05:31,010 --> 00:05:34,180
‫حالا کیگتسو-ساما، جلوی دهنتون رو با هر دو دست بگیرید.

69
00:05:34,520 --> 00:05:37,480
‫من دارم از درد می‌میرم، اون‌وقت تو می‌گی جلوی دهنم رو بگیرم؟

70
00:05:37,560 --> 00:05:40,770
‫حالتون خوبه. بالأخره تا این حد که می‌تونید حرف بزنید.

71
00:05:40,860 --> 00:05:42,980
‫حالا دهنتون رو بگیرید.

72
00:05:46,200 --> 00:05:50,990
‫گوش کنید. تا وقتی که نگفتم خوبه،
‫به بیرون دادن نفستون ادامه بدید.

73
00:05:52,200 --> 00:05:53,490
‫آروم.

74
00:05:55,040 --> 00:05:56,120
‫بازدم.

75
00:05:57,540 --> 00:05:59,000
‫درست می‌شه.

76
00:06:01,040 --> 00:06:02,040
‫آفرین، همینه.

77
00:06:02,550 --> 00:06:04,000
‫حالا دم بگیرید.

78
00:06:05,420 --> 00:06:07,720
‫و دوباره آروم نفستون رو بدید بیرون.

79
00:06:10,390 --> 00:06:12,600
‫آروم‌تر شدید؟

80
00:06:13,180 --> 00:06:16,060
‫اگه این‌طوره، داروهای شماره ۹ و ۱۵ رو...

81
00:06:16,140 --> 00:06:20,230
‫از سمت چپ و بالای کمد داروها مخلوط کنید و بعداً بُخورش رو استنشاق کنید.

82
00:06:22,900 --> 00:06:25,620
‫این دیگه چه بدنیه که داری؟

83
00:06:25,760 --> 00:06:26,490
‫هوم؟

84
00:06:26,690 --> 00:06:27,900
‫غیرممکنه.

85
00:06:27,990 --> 00:06:31,530
‫تو خیلی ضعیفی. بدنت حتی یه لحظه هم رنگ سلامتی به خودش نمی‌بینه!

86
00:06:31,700 --> 00:06:32,910
‫خیلی عجیبه!

87
00:06:32,990 --> 00:06:35,580
‫خـ ـ خیلی شرمنده‌م.

88
00:06:35,660 --> 00:06:40,540
‫این زندگی روزمره‌ی من بود، واسه همین بهش عادت کرده بودم.

89
00:06:42,880 --> 00:06:43,880
‫می‌گم...

90
00:06:44,250 --> 00:06:47,090
‫چطوره الان این جابه‌جایی رو لغو کنیم؟

91
00:06:48,590 --> 00:06:54,220
‫خیلی حس بدی دارم که با اون بدن
‫شما رو به زحمت انداختم، کیگتسو-ساما.

92
00:06:56,140 --> 00:06:58,020
‫داری با من شوخی می‌کنی؟

93
00:06:58,100 --> 00:07:01,730
‫چرا سعی می‌کنی با مهربون‌بازی، یه چیزی به نفعت بشه؟

94
00:07:01,900 --> 00:07:03,150
‫منظور من این نیستـ...

95
00:07:03,230 --> 00:07:07,280
‫من تا الان نتونسته بودم از این شرایط پر منفعت لذت ببرم.

96
00:07:07,360 --> 00:07:12,820
‫با این حال، این موقعیتی که همه بهم خدمت می‌کنن فوق‌العاده‌ست.

97
00:07:13,280 --> 00:07:18,370
‫حتی همون کین سیکای خودخواه هم
‫به‌عنوان هدیه‌ی عیادت، یه عودسوز برام آورد.

98
00:07:18,450 --> 00:07:21,420
‫سیکا-ساما همچین کاری کرد؟

99
00:07:21,500 --> 00:07:26,670
‫چیزه، شاید این چیزی باشه که باید با شک و تردید قبولش کنید.

100
00:07:27,250 --> 00:07:28,840
‫چشم نداری ببینی؟

101
00:07:28,920 --> 00:07:30,170
‫حقت همینه.

102
00:07:30,720 --> 00:07:35,260
‫می‌تونی همین‌طوری به منِ الانم حسودی کنی.

103
00:07:35,350 --> 00:07:39,180
‫به‌عنوان موش فاضلابی شو کیگتسو، بدون زیبایی یا استعداد،

104
00:07:39,270 --> 00:07:41,310
‫که هیچ‌کس بهش محل نمی‌ذاره.

105
00:07:41,520 --> 00:07:44,520
‫لازم نیست بگید که این‌قدر کم‌وکاستی دارید.

106
00:07:44,610 --> 00:07:49,240
‫کیگتسو-ساما، شما بدنی به این سالمی دارید.

107
00:07:49,320 --> 00:07:51,700
‫ها؟ این به چه دردی می‌خوره؟

108
00:07:51,900 --> 00:07:56,530
‫این بدن هیچ‌کدوم از استعدادهای لازم برای یه دوشیزه رو نداره.

109
00:07:56,620 --> 00:07:59,540
‫زیبایی، شانس، مردی که عشقش رو برات زمزه کنه،

110
00:07:59,620 --> 00:08:01,000
‫دوست قابل اعتماد،

111
00:08:01,000 --> 00:08:03,120
‫پدر و مادری که ازت حمایت کنن...

112
00:08:04,170 --> 00:08:05,420
‫درسته.

113
00:08:05,920 --> 00:08:11,550
‫پدر و مادرم هیچ‌کدوم از چیزهایی که برام ضروری بود رو بهم ندادن.

114
00:08:11,920 --> 00:08:16,550
‫اما اونا همچین اسم فوق‌العاده‌ای رو به شما دادن.

115
00:08:17,050 --> 00:08:18,100
‫ها؟

116
00:08:18,430 --> 00:08:21,230
‫کیگتسو-ساما، شما توی جشن هفت‌ها،

117
00:08:21,310 --> 00:08:23,310
‫به ستاره‌ها چه آرزویی کردید؟

118
00:08:23,480 --> 00:08:24,560
‫ها؟

119
00:08:24,650 --> 00:08:27,860
‫من دو تا آرزو کردم.

120
00:08:28,230 --> 00:08:32,530
‫یکیش مسلماً این بود که سالم بشم.

121
00:08:33,150 --> 00:08:37,620
‫من هر روز و هر شب همین آرزو رو داشتم.

122
00:08:38,410 --> 00:08:39,830
‫معلومه.

123
00:08:39,910 --> 00:08:44,500
‫راستش، من قبل از اون خیلی به آرزو کردن اعتقادی نداشتم.

124
00:08:45,420 --> 00:08:49,590
‫حالا که جابه‌جا شدیم و من
‫سلامتی رو به‌دست آوردم، باعث می‌شه فکر کنم...

125
00:08:50,210 --> 00:08:56,010
‫که شاید اون ستاره‌ی دنباله‌دار واقعاً قدرت رقم زدن معجزه رو داشته.

126
00:08:56,260 --> 00:09:00,260
‫و این ربطی به اسم من داره؟

127
00:09:01,100 --> 00:09:05,270
‫کانجی استفاده‌شده برای «کی» توی اسم شما، کیگتسو-ساما،

128
00:09:05,640 --> 00:09:08,400
‫بخش اول کلمه‌ی «دنباله‌دار» به همراه کانجیِ «قلب» هستش.

129
00:09:08,710 --> 00:09:12,190
‫چه اسم باشکوه و زیبایی.

130
00:09:14,150 --> 00:09:17,950
‫من نسبت به شما احساس قدردانی می‌کنم.

131
00:09:21,790 --> 00:09:23,410
‫شما در واقع...

132
00:09:24,790 --> 00:09:27,290
‫دنباله‌دار معجزه‌گر من هستید.

133
00:09:29,880 --> 00:09:32,130
‫چـ ـ چی...

134
00:09:34,050 --> 00:09:35,380
‫چی داری می‌گی؟

135
00:09:35,470 --> 00:09:36,800
‫این خیلی احمقانه‌ست!

136
00:09:36,880 --> 00:09:38,800
‫داری می‌گی من مثل ستاره‌م.

137
00:09:39,640 --> 00:09:41,140
‫کیگتسو-ساما...

138
00:09:41,220 --> 00:09:44,310
‫می‌تونیم حضوری همدیگه رو ببینیم و باهم صحبت کنیم؟

139
00:09:44,600 --> 00:09:48,350
‫گفتید بی‌انصافی بوده که تمام نعمت‌ها نصیب من می‌شده

140
00:09:48,440 --> 00:09:51,690
‫و برای عادلانه شدن همه‌چیز، جابه‌جا شدیم.

141
00:09:51,980 --> 00:09:57,570
‫اما من تازه بعد از این جابه‌جایی دارم اوقات خوشی رو می‌گذرونم.

142
00:10:00,120 --> 00:10:05,450
‫و اگه بتونیم یه صحبت درست‌وحسابی
‫داشته باشیم، مطمئنم ورق برمی‌گرده.

143
00:10:08,370 --> 00:10:09,580
‫قبول نمی‌کنم.

144
00:10:09,920 --> 00:10:15,340
‫به محض اینکه حالم خوب بشه، دیگه هیچ نیازی بهت ندارم.

145
00:10:15,420 --> 00:10:16,590
‫کیگتسو-ساما.

146
00:10:17,170 --> 00:10:21,050
‫اوقات خوشی به‌عنوان شو کیگتسو داری؟

147
00:10:21,140 --> 00:10:24,810
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چقدر دیگه می‌تونی همچین ادعایی بکنی.

148
00:10:25,180 --> 00:10:27,600
‫کیگتسو-ساما، لطفاً صبر کنید...

149
00:10:32,650 --> 00:10:33,650
‫کیگتسو-ساما!

150
00:10:35,280 --> 00:10:36,320
‫لی‌لی.

151
00:10:36,400 --> 00:10:38,610
‫منتظرم بودی؟

152
00:10:38,860 --> 00:10:39,780
‫ها؟

153
00:10:39,860 --> 00:10:41,780
‫پس فهمیدی که برگشتم...

154
00:10:41,870 --> 00:10:43,740
‫و سریع آتیش رو خاموش کردی، مگه نه؟

155
00:10:43,950 --> 00:10:45,200
‫خیلی واضحه.

156
00:10:48,750 --> 00:10:50,210
‫خوش اومدی.

157
00:10:51,500 --> 00:10:52,960
‫خوشمزه‌ست!

158
00:10:55,800 --> 00:10:58,170
‫تونستی سنجاق سر رو با موفقیت پس بدی؟

159
00:10:58,880 --> 00:11:03,510
‫راستش هر چی منتظر موندم نیومد به محل قرار.

160
00:11:04,560 --> 00:11:05,780
‫شاید همین الانشم...

161
00:11:05,780 --> 00:11:09,390
‫ داره خودش رو آماده می‌کنه تا من رو ببره پیش فرمانده‌ چشمان عقاب.

162
00:11:09,690 --> 00:11:13,150
‫اگه این‌طور بود؛ تا الان برای دستگیریت اومده بودن.

163
00:11:13,650 --> 00:11:15,270
‫همین که نیومدن...

164
00:11:15,360 --> 00:11:19,820
‫یعنی طرف مقابل به این نتیجه رسیده که سروکله زدن با تو خطرناکه...

165
00:11:19,900 --> 00:11:21,410
‫و قضیه رو همین‌جا تموم کنه.

166
00:11:21,570 --> 00:11:23,780
‫پس منم همین‌طور فکر می‌کنم.

167
00:11:23,870 --> 00:11:26,620
‫منم کلاً باهاش قطع رابطه می‌کنـ...

168
00:11:26,700 --> 00:11:28,350
‫داری چی می‌گی؟

169
00:11:28,350 --> 00:11:29,080
‫ها؟

170
00:11:29,910 --> 00:11:33,960
‫از اونجایی که قضیه‌ی بین ندیمه‌ها تسویه حساب نشده...

171
00:11:34,040 --> 00:11:37,800
‫معنیش اینه که بانوها‌شون، یعنی خودم و سیکا-ساما،

172
00:11:37,880 --> 00:11:40,720
‫باید همه‌چیز رو تموم کنیم، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

173
00:11:40,840 --> 00:11:41,760
‫چی فرمودی؟

174
00:11:41,840 --> 00:11:44,760
‫اتفاقاً سه روز دیگه جشنواره‌ی ارواح رو داریم، مگه نه؟

175
00:11:44,850 --> 00:11:46,100
‫داریم، ولی...

176
00:11:46,180 --> 00:11:50,060
‫اگه توی مراسم شرکت کنیم، در نتیجه می‌تونیم سیکا-ساما رو ببینیم.

177
00:11:50,140 --> 00:11:53,980
‫ولی بانوی عالی‌رتبه شو گفتن نیازی نیست شرکت کنید.

178
00:11:54,310 --> 00:11:58,320
‫اگه «نیازی نباشه شرکت کنم»، معنیش
‫اینم هست که می‌تونم شرکت کنم.

179
00:11:58,400 --> 00:11:59,440
‫هـا؟

180
00:11:59,530 --> 00:12:01,950
‫ولی کیگتسو-ساما، با شرایط فعلی شما،

181
00:12:02,030 --> 00:12:04,780
‫ندیمه‌های ارشد حاضر نمی‌شن همراهی‌تون کنن.

182
00:12:04,950 --> 00:12:06,740
‫دوشیزه‌ای که هیچ همراهی نداره...

183
00:12:06,830 --> 00:12:10,290
‫اگه سه روز وقت داشته باشم، می‌تونم یه لباس سرخِ درخشان زیبا بدوزم،

184
00:12:10,370 --> 00:12:11,500
‫پس همه‌چیز ردیف می‌شه.

185
00:12:12,040 --> 00:12:14,710
‫مگه نه، ندیمه‌ی ارشد لی‌لی؟

186
00:12:14,790 --> 00:12:17,130
‫مـ ـ من ندیمه‌ی ارشدم؟

187
00:12:18,420 --> 00:12:20,590
‫نه، ولی آیین جشن ارواح...

188
00:12:20,670 --> 00:12:24,090
‫آرزوی محصولی پربرکت می‌کنه و شامل رقص می‌شه.

189
00:12:24,180 --> 00:12:28,560
‫و راستش کیگتسو-ساما، شما استعدادی توی رقص ندارید.

190
00:12:28,640 --> 00:12:29,290
‫لی‌لی.

191
00:12:29,390 --> 00:12:30,180
‫هوم؟

192
00:12:30,810 --> 00:12:37,270
‫اگه از کسی که به سلامت روان
‫ندیمه‌ی باارزشم آسیب زده انتقام نگیرم،

193
00:12:37,360 --> 00:12:39,570
‫به‌عنوان یه دوشیزه راضی نمی‌شم.

194
00:12:42,280 --> 00:12:44,030
‫پس هر کاری دلتون می‌خواد بکنید.

195
00:12:44,110 --> 00:12:46,530
‫اگه پشیمون شدید، به من مربوط نیست.

196
00:12:46,700 --> 00:12:51,620
‫الان جاییه که باید دست همدیگه
‫رو بگیریم و داد بزنیم: «هیپ هیپ هورا!» مگه نه؟

197
00:12:51,700 --> 00:12:53,790
‫این وقت شب چرا باید همچین کاری بکنیم؟

198
00:12:54,620 --> 00:12:55,830
‫ای بابا.

199
00:12:55,920 --> 00:12:58,170
‫انتقام گرفتن برای یه ندیمه؟

200
00:12:58,790 --> 00:12:59,800
‫واقعاً که...

201
00:13:01,170 --> 00:13:03,340
‫تو اصلاً کی هستی؟

202
00:13:06,550 --> 00:13:08,680
‫بعد از این، همگی مرخصید.

203
00:13:08,760 --> 00:13:10,060
‫چشم، قربان.

204
00:13:10,310 --> 00:13:13,980
فرمانده چشمان عقاب
شین‌او

205
00:13:10,680 --> 00:13:11,720
‫والاحضرت.

206
00:13:11,810 --> 00:13:14,350
‫در مورد خون‌ریزی توسط ندیمه توی قصر شو...

207
00:13:14,060 --> 00:13:17,810
ولیعهد
ای گیومی

208
00:13:14,440 --> 00:13:17,610
‫مشکلی نیست. گزارش رو خوندم.

209
00:13:17,690 --> 00:13:21,480
‫شو کیگتسو از ندیمه‌ش طرفداری کرد و قضیه رو نادیده گرفت، مگه نه؟

210
00:13:22,440 --> 00:13:23,440
‫بله.

211
00:13:24,200 --> 00:13:25,400
‫می‌خوای به چی برسی؟

212
00:13:25,860 --> 00:13:29,450
‫شو کیگتسو زمانی وقعاً یه دختر شرور بود.

213
00:13:29,910 --> 00:13:32,700
‫ولی الان داره سعی می‌کنه تغییر کنه.

214
00:13:33,000 --> 00:13:34,710
‫حداقل، این چیزیه که من حس کردم.

215
00:13:34,790 --> 00:13:37,630
‫اگه حقیقت داشته باشه عالی می‌شه.

216
00:13:38,460 --> 00:13:42,210
‫ولی شاید داره از ریرین تقلید می‌کنه و ادای آدمای دل‌رحم رو درمیاره.

217
00:13:44,760 --> 00:13:47,640
‫یادمه بهش گفته بودم اگه یه بار دیگه از ریرین تقلید بکنه،

218
00:13:47,720 --> 00:13:50,140
‫سرش رو می‌زنم.

219
00:13:55,390 --> 00:13:56,390
‫بگذریم.

220
00:13:57,350 --> 00:14:00,810
‫حس می‌کنم باید از حکم «قضاوت شیر» پیروی کنیم،

221
00:14:00,900 --> 00:14:03,780
‫ولی با دیدن اینکه ریرین از اون زمان چقدر ضعیف شده،

222
00:14:04,070 --> 00:14:07,070
‫عصبانیتم از شو کیگتسو دوباره برمی‌گرده.

223
00:14:07,860 --> 00:14:11,620
‫دیدن اینکه ریرین الان این‌قدر درمانده به نظر می‌رسه...

224
00:14:12,370 --> 00:14:13,790
‫من رو می‌ترسونه...

225
00:14:14,290 --> 00:14:18,460
‫درست مثل اون شبی که از روی نرده‌ها ناپدید شد...

226
00:14:19,040 --> 00:14:20,250
‫دوباره.

227
00:14:38,810 --> 00:14:40,060
‫خیلی عجیبه...

228
00:14:41,110 --> 00:14:43,900
‫که این دختر هم می‌تونه زیبا به نظر برسه.

229
00:14:45,230 --> 00:14:46,240
‫هوم؟

230
00:14:46,320 --> 00:14:48,570
‫لی‌لی. صبحت به‌خیر.

231
00:14:48,780 --> 00:14:51,120
‫نکنه بیدارت کردم؟

232
00:14:51,200 --> 00:14:55,240
‫نه، یعنی هیچ ندیمه‌ی شایسته‌ای به بانوی خودش بی‌توجهی نمی‌کنه...

233
00:14:55,330 --> 00:14:57,580
‫و بی‌خیال تا دیروقت نمی‌خوابه.

234
00:14:57,830 --> 00:14:58,830
‫ها؟

235
00:14:59,460 --> 00:15:01,330
‫به همین زودی تموم شد؟

236
00:15:02,460 --> 00:15:05,250
‫دوختن تمام قسمت‌های پاره‌شده رو تموم کردم.

237
00:15:05,340 --> 00:15:07,340
‫توی همچین زمان کوتاهی.

238
00:15:08,170 --> 00:15:12,340
‫نکنه یه لباس جدید از اتاق ندیمه‌ی ارشد دزدیدی؟

239
00:15:12,640 --> 00:15:14,390
‫اوه، لی‌لی.

240
00:15:14,470 --> 00:15:16,810
‫من واقعا همه رو تک‌تک کوک زدم و دوختمش.

241
00:15:16,890 --> 00:15:19,100
‫این کار توی چند ساعت غیرممکنه!

242
00:15:19,270 --> 00:15:24,400
‫آخه اون‌قدر خوشحال بودم که بالأخره چیزی داشتم تا بهت تقدیم کنم،

243
00:15:24,480 --> 00:15:29,240
‫نتونستم هیجانم رو کنترل کنم و فقط یه ذره زودتر از تو بیدار شدم.

244
00:15:29,650 --> 00:15:32,660
‫راستی، چه ساعتی بیدار شدی؟

245
00:15:34,370 --> 00:15:37,370
‫لحظه‌ای که شب تبدیل به صبح می‌شه.

246
00:15:37,910 --> 00:15:41,790
‫چقدر رازآلوده وقتی زمین به رنگ آبی کم‌رنگ درمیاد...

247
00:15:41,870 --> 00:15:44,130
‫پرده‌ی شب طولانی کنار می‌ره،

248
00:15:44,210 --> 00:15:46,960
‫و سعی می‌کنه بپره توی دنیایی پر از نور.

249
00:15:47,050 --> 00:15:51,010
‫چقدر پاکه، مثل چشمان روشن یه نوزاد.

250
00:15:51,180 --> 00:15:53,140
‫به‌عبارت دیگه، شب‌زنده‌داری کردی؟

251
00:15:53,220 --> 00:15:56,850
‫کدوم دوشیزه‌ای تمام شب بیدار می‌مونه تا برای یه ندیمه چیزی بدوزه؟

252
00:15:57,720 --> 00:15:58,070
‫صبـ...

253
00:15:58,010 --> 00:16:00,640
‫اوه، رنگش فوق‌العاده‌ست!

254
00:16:00,730 --> 00:16:03,600
‫موهای روشنت حسابی به این سرخ درخشان میاد.

255
00:16:03,690 --> 00:16:05,150
‫حیرت‌انگیزه.

256
00:16:05,270 --> 00:16:08,480
‫داشتن همچین ندیمه‌ی زیبایی که من رو همراهی کنه،

257
00:16:08,570 --> 00:16:10,780
‫باعث افتخارمه.

258
00:16:11,780 --> 00:16:13,490
‫لطفاً بس کنید.

259
00:16:13,570 --> 00:16:16,580
‫من موقعیت و روحیات خودم رو خیلی خوب می‌شناسم.

260
00:16:16,660 --> 00:16:17,660
‫لی‌لی؟

261
00:16:18,120 --> 00:16:21,500
‫حتی دیروز وقتی داشتم می‌رفتم گایو-ساما رو ببینم،

262
00:16:21,580 --> 00:16:23,330
‫ندیمه‌ی سرخ‌پوش گفت...

263
00:16:23,330 --> 00:16:27,960
‫اوه، موش قرمز بدبخت، داری کجا می‌ری؟

264
00:16:28,050 --> 00:16:30,300
‫واقعاً که! چقدر شلخته‌ست!

265
00:16:31,760 --> 00:16:33,760
‫منم در جواب بهشون چشم‌غره رفتم!

266
00:16:34,800 --> 00:16:38,640
‫فقط بدون که روحیه‌م رو نباختم یا همچین چیزی،

267
00:16:38,720 --> 00:16:41,430
‫ولی لباس سرخ درخشان برای منِ فعلی...

268
00:16:42,100 --> 00:16:47,690
‫می‌دونید، من هیچ‌وقت رفتار شایسته‌ی یه ندیمه‌ی ارشد رو یاد نگرفتم؟

269
00:16:49,070 --> 00:16:53,700
‫تو جواب دندون‌شکنی به اونا دادی، مگه نه؟

270
00:16:54,240 --> 00:16:55,780
‫چی؟ بله.

271
00:16:55,870 --> 00:16:59,160
‫حتی براشون زبون درآوردم و اونا پا به فرار گذاشتن.

272
00:16:59,240 --> 00:17:03,210
‫ولی خب، واسه همین شک دارم که
‫.سرخ درخشان برازنده‌ی من هست یا نه.

273
00:17:03,790 --> 00:17:04,790
‫آها.

274
00:17:07,590 --> 00:17:08,960
‫عصبانی شد؟

275
00:17:10,840 --> 00:17:12,050
‫خب، پس...

276
00:17:13,010 --> 00:17:15,130
‫نخ‌های رنگی میارم تا گلدوزی کنم...

277
00:17:15,220 --> 00:17:19,050
‫تا باشکوه‌ترین لباس سرخ درخشان رو بدوزم!

278
00:17:19,140 --> 00:17:20,640
‫لطفاً منتظرش باش!

279
00:17:20,640 --> 00:17:21,770
‫هــا؟

280
00:17:21,890 --> 00:17:24,770
‫وقتی بهش فکر می‌کنم، برای همچین موقعیت بزرگی،

281
00:17:25,100 --> 00:17:29,320
‫نادونی از من بود که می‌خواستم یه لباس معمولی بدوزم.

282
00:17:29,400 --> 00:17:30,400
‫عـــــه؟

283
00:17:30,520 --> 00:17:31,860
‫برای مراسم رسمی،

284
00:17:31,940 --> 00:17:34,990
‫ندیمه‌ها هم مجاز هستن لباس‌های گلدوزی‌شده بپوشن،

285
00:17:35,070 --> 00:17:39,070
‫این یعنی هیچ دلیلی نداره تمام بدنت رو خوشگل نکنی، مگه نه؟

286
00:17:39,160 --> 00:17:40,240
‫نه، یه لحظه صبر کنید.

287
00:17:40,330 --> 00:17:45,370
‫چیزه، فکر کنم همین الان گفتم که
‫در حد و اندازه‌ی پوشیدن سرخ درخشان نیستم.

288
00:17:45,460 --> 00:17:48,250
‫بله. به عبارت دیگه، می‌خوای هرچی زودتر به زنی تبدیل بشی...

289
00:17:48,330 --> 00:17:51,050
‫که شایسته‌‌ی سرخ درخشان باشه.

290
00:17:51,130 --> 00:17:52,840
‫چقدر فوق‌العاده‌ست!

291
00:17:53,260 --> 00:17:56,550
‫لی‌لی، نمی‌دونستم چنین بلندپروازی‌هایی داری!

292
00:17:56,630 --> 00:17:58,640
‫من همچین بلندپروازی‌هایی ندارم.

293
00:17:58,720 --> 00:17:59,640
‫اوه، وای!

294
00:17:59,720 --> 00:18:00,760
‫عاشقتم!

295
00:18:01,390 --> 00:18:02,810
‫اون اراده و سرسختی.

296
00:18:02,890 --> 00:18:04,520
‫اون الهام بی‌‌پایان.

297
00:18:04,520 --> 00:18:08,650
‫روح تو برای تبدیل شدن به یه ندیمه‌ی ارشد شایستگی داره!

298
00:18:08,730 --> 00:18:09,940
‫دارم می‌گم که...

299
00:18:09,940 --> 00:18:11,730
‫بیا باهم تمام تلاشمون رو بکنیم.

300
00:18:11,820 --> 00:18:13,980
‫با تمام وجود ازت حمایت می‌کنم.

301
00:18:14,070 --> 00:18:15,070
‫صبر کنـ...

302
00:18:15,240 --> 00:18:17,700
‫اول از همه، باید طرز ایستادنت رو درست کنیم.

303
00:18:17,780 --> 00:18:19,530
‫تمرین برای افزایش قدرت عضلانی...

304
00:18:19,620 --> 00:18:21,330
‫هر روز ۱۵ دقیقه صبح و عصر.

305
00:18:21,740 --> 00:18:24,870
‫درمورد تنفس، تمام کارهای زندگی روزمره رو...

306
00:18:24,950 --> 00:18:27,210
‫به تنفس شکمی تغییر می‌دیم.

307
00:18:27,370 --> 00:18:31,250
‫علاوه بر اون، حفظ کردن متون مقدس، تمرین خوش‌نویسی با قلم‌مو،

308
00:18:31,340 --> 00:18:33,710
‫و یه‌کم هم تلاش برای گلدوزی رو داریم.

309
00:18:33,840 --> 00:18:34,760
‫و بعدش...

310
00:18:34,840 --> 00:18:38,340
‫این چیزا اصلاً چه ربطی داره به اینکه من یه ندیمه‌ی ارشد بشم؟

311
00:18:38,680 --> 00:18:42,850
‫آخه تو تنها و باارزش‌ترین ندیمه‌ی منی، مگه نه؟

312
00:18:45,930 --> 00:18:52,360
‫مطمئنم توی لباس طلایی خردلی هم فوق‌العاده می‌شی.

313
00:18:53,650 --> 00:18:55,360
‫طلایی خردلی؟

314
00:18:55,690 --> 00:19:00,070
‫طلایی خردلی رنگیه که ندیمه‌های ارشد توی قصر کو می‌پوشن.

315
00:19:01,240 --> 00:19:02,530
‫نکنه...

316
00:19:03,410 --> 00:19:04,990
‫چیزی شده؟

317
00:19:05,080 --> 00:19:06,080
‫نه.

318
00:19:07,080 --> 00:19:09,040
‫زبونش درست نچرخید؟

319
00:19:10,120 --> 00:19:14,170
‫اگه خوب بهش فکر کنی، ستاره‌های اصلی مراسم خود دوشیزه‌ها هستند، مگه نه؟

320
00:19:14,250 --> 00:19:16,670
‫باید برای خودتون همه‌چی رو آماده کنید.

321
00:19:16,760 --> 00:19:18,970
‫حتی لباسی برای مراسم ندارید.

322
00:19:19,050 --> 00:19:22,970
‫خیالت راحت باشه، لباس سرخ کم‌رنگت رو برمی‌دارم...

323
00:19:23,050 --> 00:19:24,510
‫و یه‌کم روش کار می‌کنم.

324
00:19:24,680 --> 00:19:26,180
‫حتی گل‌ها رو برای رنگ‌کردنش آماده کردم،

325
00:19:26,240 --> 00:19:29,340
‫و با موهایی که دیروز کوتاه شد، قلم‌مو ساختم.

326
00:19:29,690 --> 00:19:32,650
‫شما دوشیزه‌اید، ولی زیادی با این سبک زندگی خو گرفتید!

327
00:19:33,310 --> 00:19:39,490
‫ولی، چیزه، اینکه فقط من باشم که
‫یه دوشیزه ازش مراقبت کنه و راهنماییش کنه...

328
00:19:39,570 --> 00:19:41,780
‫باعث می‌شه احساس بی‌عرضگی بکنم.

329
00:19:41,990 --> 00:19:43,030
‫آه!

330
00:19:43,120 --> 00:19:48,200
‫اگه این‌طوره لی‌لی، در عوضش چرخش سغدی رو بهم یاد می‌دی؟

331
00:19:48,290 --> 00:19:49,210
‫چی فرمودی؟

332
00:19:49,290 --> 00:19:53,330
‫نه، امکان نداره بتونم همچین رقص سختی رو انجام بدم!

333
00:19:53,630 --> 00:19:55,130
‫چقدر فروتنی می‌کنی.

334
00:19:55,210 --> 00:19:57,250
‫مادرت استاد چرخش سغدی بود،

335
00:19:57,590 --> 00:19:59,630
‫و تو با نگاه کردن به اون بزرگ شدی، مگه نه؟

336
00:19:59,720 --> 00:20:02,260
‫پس حتماً یادت هست.

337
00:20:05,050 --> 00:20:06,060
‫هوممم.

338
00:20:07,010 --> 00:20:09,640
‫این رقص خیلی مناسب آیین پیش‌رو نیست،

339
00:20:09,730 --> 00:20:12,520
‫پس فقط برای یادگیری خودمه.

340
00:20:12,600 --> 00:20:14,270
‫خیلی جدیش نگیر.

341
00:20:14,520 --> 00:20:16,190
‫و ـ ولی...

342
00:20:16,270 --> 00:20:17,400
‫لطفاً؟

343
00:20:23,030 --> 00:20:26,280
‫پس، فقط یه ذره.

344
00:20:27,140 --> 00:20:28,790
‫باشه!

345
00:20:29,250 --> 00:20:31,870
‫پس بیا پرقدرت شروع کنیم!

346
00:20:32,670 --> 00:20:35,420
جشنواره‌ی ارواح

347
00:20:45,680 --> 00:20:48,060
دوشیزه‌ی خاندان کین
کین سیکا

348
00:20:46,300 --> 00:20:48,140
‫چقدر کسل‌کننده.

349
00:20:48,140 --> 00:20:50,810
دوشیزه‌ی خاندان گن
گن کاسوی

350
00:20:48,510 --> 00:20:50,810
‫هیچ زیبایی درخشانی اینجا نیست.

351
00:20:50,890 --> 00:20:52,850
‫اصلاً جالب نیست.

352
00:20:50,890 --> 00:20:53,390
دوشیزه‌ی خاندان ران
ران هوشون

353
00:20:53,730 --> 00:20:57,650
‫جشن ارواح، جایی که دوشیزگان
‫رقص محصول پربرکت رو اجرا می‌کنن،

354
00:20:57,730 --> 00:21:00,780
‫بخشی از وظایف خاندان کینِ ما به‌عنوان حکمرانان پاییزه.

355
00:21:01,190 --> 00:21:06,560
‫اما تدارکات این آیین، بعد از آیین تطهیرِ
‫شو کیگتسوی نفرین‌شده متوقف شد...

356
00:21:07,380 --> 00:21:08,780
‫ابعاد مراسم هم کوچک‌تر شد.

357
00:21:09,080 --> 00:21:14,540
‫چیزی که کمتر از همه می‌تونم بپذیرم
‫اینه که ریرین-ساما توی مراسم امروز شرکت نمی‌کنن.

358
00:21:15,080 --> 00:21:19,250
‫ریرین-سامای زیبا، که به‌عنوان
‫پروانه‌ی سوگلیِ والاحضرت شناخته می‌شن.

359
00:21:20,210 --> 00:21:22,300
‫روزی که ایشون ملکه بشن،

360
00:21:22,380 --> 00:21:26,140
‫می‌خوام در کنار ایشون به‌عنوانِ
‫بانوی عالی‌رتبه، از والاحضرت حمایت کنم.

361
00:21:27,010 --> 00:21:32,890
‫ولی از وقتی شو کیگتسو پرتشون کرد پایین، توی بستر هستن.

362
00:21:33,770 --> 00:21:36,000
‫فقط رقص‌های من و ریرین-ساما...

363
00:21:36,230 --> 00:21:39,440
‫ارزش به نمایش دراومدن جلوی والاحضرت رو دارن.

364
00:21:40,270 --> 00:21:45,820
‫رقص دختر بدعنق خاندان گن و دخترک شکل سنجابِ خاندان ران...

365
00:21:45,910 --> 00:21:47,950
‫اصلاً نمی‌تونه جای خالیش رو پر کنه.

366
00:21:48,280 --> 00:21:50,830
‫چه برسه به شو کیگتسو.

367
00:21:50,990 --> 00:21:53,790
‫نه استعدادی، نه هوشی.
‫چه دختر خبیثی.

368
00:21:53,870 --> 00:21:57,830
‫کاری به کارش نداشتم، چون وقت گذاشتن
‫برای یه موش فاضلاب رو دور از شأن می‌دیدم...

369
00:21:58,330 --> 00:22:00,590
‫اما دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

370
00:22:00,790 --> 00:22:04,170
‫کاری می‌کنم چنان احساس خواری و بدبختی بکنه...

371
00:22:04,260 --> 00:22:07,220
‫که از موندن توی دربار دوشیزه‌ها پشیمون بشه.

372
00:22:07,590 --> 00:22:12,220
‫حالا... خودت رو نشون بده، شو کیگتسو!

373
00:22:12,240 --> 00:22:22,240
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
