WEBVTT

00:05.810 --> 00:07.860
‫چه هوای عالی‌ای.

00:07.940 --> 00:09.900
‫یه روز عالی برای کشاورزی!

00:08.610 --> 00:11.110
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
‫شو کیگتسو
‫(روح ریرین)

00:12.530 --> 00:14.910
‫الان دیگه چهار روز از جابه‌جاییمون می‌گذره.

00:14.990 --> 00:17.370
‫زندگی اینجا فوق‌العاده بوده!

00:17.870 --> 00:21.620
‫غذاها و گیاهان دارویی این‌قدر خوب رشد می‌کنن که واقعاً برام جالبه

00:22.080 --> 00:26.130
‫و حتی اگه روزها پشت‌سرهم مشغول کشاورزی باشم، اصلاً غش نمی‌کنم.

00:28.210 --> 00:32.630
‫شبا هم اگه دیر بخوابم مزاحم هیچ‌کس نمی‌شم.

00:32.920 --> 00:35.010
‫غذاها هم خیلی خوشمزه‌ن!

00:35.590 --> 00:38.140
‫سالم بودن واقعاً چقدر فوق‌العاده‌ست!

00:38.640 --> 00:44.640
‫آه، جد بزرگ؛
‫آیا اجازه دارم این‌قدر خوشبخت باشم؟

00:45.480 --> 00:47.070
‫این دست و پاهای کشیده...

00:47.180 --> 00:52.030
‫فقط با همین تمرینایی که به
‫برنامه‌م اضافه کردم خیلی راحت قوی‌تر می‌شن.

00:53.280 --> 00:55.360
‫چه لذت وصف‌ناپذیری! ماهیچه‌ها!

00:55.450 --> 00:57.200
‫قدرت همینه!

00:57.700 --> 01:00.530
‫دلم می‌خواد سیکس‌پک هم دربیارم،

01:00.620 --> 01:03.660
‫ولی فکر کنم توی این سه روز باقی‌مونده غیرممکن باشه.

01:04.710 --> 01:07.170
‫جشنواره‌ی آیین آرواح سه روز دیگه‌ست...

01:07.670 --> 01:12.300
‫مطمئنم دوره‌ی حبسم تموم می‌شه و
‫می‌تونم دوباره کیگتسو-ساما رو ببینم.

01:13.260 --> 01:14.800
‫نمی‌تونم تحملش کنم!

01:15.260 --> 01:18.890
‫از همون موقعی که توی سیاهچال
‫صحبت کردیم دیگه هیچ خبری ازش ندارم.

01:19.550 --> 01:22.680
‫یعنی کیگتسو-ساما چه فکری توی سرشه؟

01:23.850 --> 01:27.900
‫درهرحال مجبورم بالأخره یه‌جایی ببینمش.

01:29.560 --> 01:32.190
‫اولِ صبحی با خودت چی داری زیر لب وز وز می‌کنی؟

01:32.320 --> 01:34.190
ندیمه‌ی دربار خاندان شو
لی‌لی

01:34.360 --> 01:37.110
‫آه، لی‌لی. صبح به‌خیر.

01:37.200 --> 01:38.910
‫امروز واقعاً زود بیدار شدی.

01:38.910 --> 01:42.700
‫اینو تو داری می‌گی که حتی
‫زودتر از ندیمه‌ت بیدار شدی!

01:48.870 --> 01:53.880
‫از اون روز به بعد، لی‌لی همه‌ش
‫کنار من غذا می‌خوره و می‌خوابه.

01:54.880 --> 01:59.510
‫خوشحالم که تونسته چند روزی رو
‫اینجا کنارم زندگی کنه.

01:59.590 --> 02:01.220
‫هان؟ چی شده؟

02:02.050 --> 02:02.970
‫هیچی.

02:03.060 --> 02:05.980
‫حسابی منتظرم ببینم امروز قرار چه روزی باشه!

02:06.060 --> 02:07.980
‫بیا امروز رو با انرژی تمام شروع کنیم!

02:08.000 --> 02:20.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:41.780 --> 03:43.910
‫خب، دیگه وقتشه صبحونه بخوریم.

03:43.990 --> 03:45.200
‫آهای، دست نگه دار!

03:45.280 --> 03:46.910
‫دیگه سیب‌زمینی بسه.

03:46.990 --> 03:49.790
‫نگران نباش. این دفعه یه طعم دیگه‌ای بهش می‌دم.

03:49.870 --> 03:51.830
‫منظورم این نبود!

03:55.000 --> 03:56.000
‫زنبور؟

03:57.090 --> 03:58.090
‫این زن...

03:58.550 --> 04:01.760
‫از وقتی اومده اینجا حس و حالش خیلی خوب شده.

04:01.840 --> 04:03.180
‫اینو بگیر!

04:03.470 --> 04:05.260
‫آه، کرم‌های خاکی!

04:05.340 --> 04:08.010
‫لطفاً برید و خاک رو بیشتر زیر و رو کنین!

04:08.100 --> 04:10.930
‫آه، اینجا یه عنکبوت و یه هزارپا هم هست!

04:11.270 --> 04:12.350
‫هـــا؟

04:12.430 --> 04:14.400
‫لعنت بهت!

04:14.560 --> 04:16.520
‫آه، قیچی و...

04:16.610 --> 04:18.730
‫این برای بالشتک سوزنی عالیه!

04:18.820 --> 04:20.150
‫می‌تونم یه‌کم خیاطی کنم!

04:20.480 --> 04:21.650
‫هـــــــا؟

04:22.900 --> 04:25.910
‫چه بوی گندی می‌ده.
‫این بار دیگه حتماً اشکت رو درمیارم.

04:25.990 --> 04:27.870
‫این کثافت رو بگیر!

04:28.660 --> 04:30.410
‫برای کود فوق‌العاده‌ست!

04:30.620 --> 04:32.160
‫هــــــــــــــا؟

04:32.710 --> 04:35.920
‫هر روز دارم اذیتش می‌کنم،
‫ولی اصلاً فایده‌ای نداره.

04:36.420 --> 04:39.420
‫ولی بازم می‌خوام
‫از قصر شو بزنم بیرون.

04:39.630 --> 04:41.090
‫امروز دیگه وقتشه!

04:41.630 --> 04:42.800
‫ولی باید چیکار کنم؟

04:45.720 --> 04:48.800
‫لی‌لی حتماً داره فکر می‌کنه که چطور منو اذیتـ...

04:48.890 --> 04:52.270
‫یعنی منظورم اینه که چطور امروز بهم خدمت کنه.

04:54.190 --> 04:54.990
‫اگه بشه...

04:54.990 --> 04:59.190
‫خیلی خوشحال می‌شم که دفعه‌ی بعد چیزایی
‫مثل چاقوی آشپزخونه یا یه‌کم رنگ برام بیاره.

04:59.400 --> 05:02.320
‫داری به یه چیز خیلی بد فکر می‌کنی، نه؟

05:02.400 --> 05:03.900
‫وا، معلومه که نه!

05:04.570 --> 05:08.370
‫زنبورهای عزیز، ممنونم به‌خاطر این برکت فوق‌العاده.

05:09.870 --> 05:12.620
‫لی‌لی، نمک رو بیشتر ترجیح می‌دی یا عسل؟

05:13.750 --> 05:15.370
‫جفتش خوبه.

05:21.340 --> 05:24.420
‫یعنی آدما می‌تونن یهویی این‌قدر تغییر کنن؟

05:25.010 --> 05:26.970
‫چنین زن پستی...

05:27.300 --> 05:31.890
‫بوقِ سگ قبل از ندیمه‌ش بیدار می‌شه و باغچه رو تمیز می‌کنه.

05:32.350 --> 05:34.390
‫خب، تموم شد!

05:36.600 --> 05:39.310
‫این‌قدر سخت کار می‌کنه و تازه به منم کمک می‌کنه.

05:39.400 --> 05:42.570
‫علاوه بر اون؛ قبلاً از حشرات متنفر بود،

05:42.650 --> 05:45.320
‫ولی همین چند روز پیش اونا رو با دستای خالی گرفت.

05:45.610 --> 05:47.280
‫به اندازه‌ی کافی ظرف ندارم،

05:47.360 --> 05:49.700
‫پس عنکبوت و هزارپا رو می‌ذارم پیش هم!

05:49.780 --> 05:51.950
‫اگه این کار رو بکنی، آخرش همدیگه رو می‌خورن!

05:52.700 --> 05:55.080
‫خب این خودش قانون طبیعته.

05:57.460 --> 05:58.830
‫وقت غذا خوردنه.

06:00.380 --> 06:01.460
‫آه...

06:01.710 --> 06:06.550
‫لی‌لی، تو هنوز توی سن رشدی؛
‫پس باید تیکه‌ی بزرگ‌تر رو برداری.

06:06.970 --> 06:07.970
‫اوه...

06:08.800 --> 06:10.430
‫خیلی ممنونم!

06:15.680 --> 06:17.980
‫آه... خیلی خوشحالم.

06:18.600 --> 06:21.400
‫الان... دارم فکر می‌کنم که چقدر بانمکه.

06:21.480 --> 06:22.650
‫نه، نه!

06:23.690 --> 06:25.440
‫به خودت بیا!

06:24.170 --> 06:25.440
‫ببخشید.

06:25.530 --> 06:28.320
‫حتماً دلایل خودت رو داری، لی‌لی.

06:28.400 --> 06:33.410
‫این رفتارای اخیرت با من به‌خاطر همینه، نه؟

06:34.450 --> 06:38.290
‫خیلی خوب می‌شد اگه از ترس خون بالا می‌آوردم

06:38.370 --> 06:42.380
‫یا خون گریه می‌کردم تا واکنش نشون داده باشم.

06:42.630 --> 06:47.380
‫نه. اگه اینو از قبل می‌دونی، دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

06:47.840 --> 06:51.510
‫اگه این‌طوریه، چرا تمومش نمی‌کنی؟

06:53.800 --> 06:57.060
‫تو یه ندیمه‌ی صادق و فوق‌العاده‌ای.

06:57.390 --> 07:00.620
‫اگه با تمام وجود به وظایف معمولیت به‌عنوان ندیمه برسی،

07:00.660 --> 07:03.440
‫مطمئنم قلبت شاد می‌شه.

07:05.690 --> 07:07.320
‫یعنی چی؟

07:07.780 --> 07:12.110
‫بعد از اون همه باری که مسخره‌م کردی، حالا داری ازم تعریف می‌کنی؟

07:12.200 --> 07:13.200
‫اون...

07:13.370 --> 07:16.620
‫من دارم به یه مجرم توی یه ساختمان متروکه خدمت می‌کنم!

07:16.700 --> 07:20.960
‫تو کسی هستی که باعث شدی
‫خارج از وظایف معمولیم به‌عنوان ندیمه کاری بکنم!

07:21.290 --> 07:22.920
‫اگه بخوام با جون و دل بهت خدمت کنم،

07:23.000 --> 07:26.340
‫جایگاه و مزایای من رو به‌عنوان ندیمه تضمین می‌کنی؟

07:26.630 --> 07:27.710
‫اون...

07:27.800 --> 07:31.130
‫چـ ـ چیزیه که در حال حاضر از دستم برنمیاد.

07:31.220 --> 07:34.550
‫دیدی؟ پس الکی دهنت رو باز نکن!

07:38.310 --> 07:39.430
‫نه‌خیر!

07:39.520 --> 07:41.020
‫اشتباه از من نیست!

07:41.100 --> 07:43.350
‫این یه راه عادلانه برای انتقام گرفتنه!

07:44.520 --> 07:45.900
‫لی‌لی! داری کجا...

07:46.110 --> 07:47.400
‫خفه شو!

07:51.820 --> 07:54.660
‫تو تمام این مدت منو شکنجه دادی!

07:55.160 --> 07:57.370
‫چرا اون‌طوری نگاهم کردی؟

08:02.290 --> 08:03.290
‫وایسا.

08:04.830 --> 08:06.840
‫گا ـ گایو-ساما؟

08:07.130 --> 08:09.380
‫قرار بود موقع گرگ‌ومیش همدیگه رو ببینیم.

08:11.300 --> 08:13.220
‫واقعاً ازت ناامید شدم.

08:13.300 --> 08:14.300
‫ها؟

08:14.470 --> 08:16.140
‫شایعات رو شنیدم.

08:16.640 --> 08:21.560
‫چون به گزارشاتت اعتماد داشتم، بهت پاداش می‌دادم.

08:21.730 --> 08:24.980
‫ولی شنیدم شو کیگتسو روزاش رو با خنده می‌گذرونه.

08:25.060 --> 08:26.560
‫اون...

08:26.770 --> 08:31.360
‫چرا کسی که داره اذیت می‌شه ظاهراً داره بهش خوش می‌گذره؟

08:31.900 --> 08:35.070
‫نکنه بهم... دروغ گفتی؟

08:35.570 --> 08:37.410
‫نه، اصلاً این‌طور نیست!

08:37.490 --> 08:39.200
‫من واقعاً داشتم اذیتش می‌کردم!

08:39.290 --> 08:40.830
‫به جد بزرگ قسم می‌خورم!

08:41.000 --> 08:43.410
‫اوه، پس قسم می‌خوری؟

08:43.910 --> 08:47.630
‫پس واقعاً دیگه هیچ وفاداری‌ای به شو کیگتسو نداری؟

08:47.710 --> 08:49.210
‫بدون هیچ شکی.

08:49.590 --> 08:52.720
‫و شو کیگتسو خامِت نکرده؟

08:53.220 --> 08:54.840
‫معلومه که نه.

08:57.010 --> 08:58.220
‫خیلی‌خب پس.

08:58.680 --> 09:00.850
‫این بار رو نادیده می‌گیرم.

09:02.520 --> 09:04.100
‫بسیار سپاسگزارم.

09:04.890 --> 09:08.940
‫اما دفعه‌ی بعد که خواستی بری سراغش، از این استفاده کن.

09:09.900 --> 09:12.070
‫جسارتاً، سراغ چی برم؟

09:12.150 --> 09:15.150
‫فهمیدنش وظیفه‌ی خودته.

09:20.580 --> 09:24.500
‫تا زمانی که مدرکی داشته باشیم که
‫بتونیم به سیکا-ساما ارائه بدیم، مشکلی نیست.

09:24.580 --> 09:26.370
‫هرچی که می‌خوای رو می‌تونی تکه‌تکه کنی.

09:26.920 --> 09:28.920
‫لباسش، موهاش...

09:29.000 --> 09:30.210
‫حتی قلبش.

09:31.050 --> 09:34.970
‫اما اذیت با خون و خون‌ریزی کاملاً فرق داره!

09:35.050 --> 09:39.890
‫اگه به یه دوشیزه آسیبی بزنم، اعدام می‌شم!

09:40.470 --> 09:42.890
‫خب که چی؟

09:43.140 --> 09:44.390
‫ها؟

09:44.930 --> 09:47.730
‫تو واقعاً حد و حدودت رو نمی‌دونی.

09:48.270 --> 09:54.030
‫از همون لحظه‌ای که اون سنجاق‌سر
‫رو قبول کردی، جونِ تو توی دستای من بوده.

09:57.570 --> 10:01.580
‫اگه نمی‌تونی انجامش بدی، تحویلت می‌دم به فرمانده چشمان عقاب...

10:01.660 --> 10:04.580
‫اونم به جرم دزدیدن سنجاق‌سر از خاندانِ کین.

10:04.660 --> 10:06.290
‫امکان نداره.

10:06.580 --> 10:10.840
‫من از رده‌ی ابریشم کِرِمی‌ام.
‫تو از رده‌ی سرخ رنگ‌پریده و یه غریبه‌ای.

10:11.340 --> 10:13.170
‫موندم حرف کی رو باور می‌کنن؟

10:13.630 --> 10:15.670
‫ا ـ اما...

10:15.920 --> 10:19.930
‫تو هیچی نیستی جز دختر
‫یه رقاصه که فقط بلده مردها رو خام کنه.

10:20.390 --> 10:22.180
‫ساکت شو و فقط انجامش بده.

10:22.760 --> 10:23.810
‫تو رو خدا صبر کنین!

10:26.770 --> 10:28.600
‫بهم دست نزن.

10:30.190 --> 10:35.110
‫جیره‌ت رو بعد از اینکه کارت رو
‫انجام دادی می‌گیری، سرکار خانم موش.

10:44.660 --> 10:47.660
ولیعهد
اِی گیومی

10:45.240 --> 10:49.040
‫می‌تونی یه فکری به حال اون قیافه‌ی بی‌حوصله‌ت بکنی، شین‌او؟

10:49.040 --> 10:51.550
فرمانده‌ چشمان عقاب
شین‌او

10:49.420 --> 10:51.040
‫بسیار شرمنده‌م.

10:51.500 --> 10:54.920
‫مجبورم هر روز به کو ریرین-دونو سر بزنم،

10:55.000 --> 10:57.420
‫و این‌قدر خسته شدم که از چهره‌م معلومه.

10:57.760 --> 11:00.090
‫با دعوا راه انداختن، کارت رو عذرخواهی جلوه نده.

11:00.930 --> 11:04.930
‫اولین باری هم که همدیگه رو دیدیم، همین نگاه توی چشمات بود.

11:08.390 --> 11:09.980
‫پس تو برادر کوچک‌تر منی.

11:10.350 --> 11:12.690
‫با اینکه از یه پدر هستیم، چقدر قیافه‌هامون متفاوته.

11:13.480 --> 11:15.150
‫اون چشمای آبی از مادرت به ارث رسیده؟

11:15.650 --> 11:16.900
‫ظاهراً.

11:17.740 --> 11:19.860
‫جوری رفتار می‌کنی انگار ربطی به تو نداره.

11:19.950 --> 11:21.910
‫چیز زیادی ازش یادم نمیاد.

11:22.820 --> 11:24.070
‫جبهه‌ی جنگ چطور بود؟

11:24.580 --> 11:28.620
‫به‌جز آدمایی که همدیگه رو می‌کشتن، جای بی‌اهمیتی بود.

11:31.040 --> 11:32.040
‫خوبه.

11:32.120 --> 11:35.380
‫اون چشمات که شبیه ماهی مرده‌ست، توجهم رو جلب می‌کنه.

11:35.960 --> 11:39.760
‫از وقتی شما ازم تعریف کردین والاحضرت، بدون هیچ تغییری بزرگ شدم.

11:41.090 --> 11:42.640
‫به‌هر‌حال؛

11:42.720 --> 11:47.770
‫فکر نمی‌کردم از زنایی که صرفاً لطیف
‫و دوست‌داشتنی هستن خوشتون بیاد، والاحضرت.

11:49.770 --> 11:52.600
‫فکر می‌کنی ریرین زنیه که صرفاً دوست‌داشتنیه؟

11:53.190 --> 11:55.690
‫اون یه زن از خاندان کو با اراده‌ای قویه.

11:56.190 --> 11:57.530
‫وقتی بهم معرفیش کردن،

11:57.610 --> 12:01.360
‫درحالی‌که بقیه شیفته‌ی «چیِ» اژدهای من شده بودن،

12:01.650 --> 12:04.570
‫اون تنها زنی بود که لپ‌هاش گل ننداخت.

12:05.030 --> 12:06.780
‫دست‌کم گرفتنش اشتباهه.

12:07.700 --> 12:11.500
‫ولی اتفاقی که با شو کیگتسو افتاد
‫خیلی روی روحیه‌ش اثر گذاشته.

12:12.000 --> 12:15.380
‫نگران‌کننده‌ست. از زمان جشن هفت‌ها، رفتارش تغییر کرده.

12:16.090 --> 12:17.460
‫حالا که صحبت از تغییر شد،

12:17.550 --> 12:22.010
‫شو کیگتسو هم از زمان قضاوت شیر خیلی خوش‌اخلاق‌تر شده.

12:23.260 --> 12:26.760
‫نه اینکه بخوام بیش از حد به شو کیگتسو حمله کنم...

12:27.180 --> 12:31.270
‫ولی این یه واقعیته که اون بارها
‫رفتاری داشته که لقب «شرور» بهش دادن.

12:31.560 --> 12:33.350
‫قبل از اینکه تو بشی فرمانده‌ چشمان عقاب،

12:33.440 --> 12:37.900
‫اون به دروغ یه خواجه رو متهم کرد که قصد
‫تجاوز بهش رو داشته و سعی کرد اعدامش کنه.

12:38.400 --> 12:39.860
‫واقعاً همچین اتفاقی افتاد؟

12:40.990 --> 12:42.030
‫فرمانده!

12:42.990 --> 12:45.990
خواجه
بونکو

12:43.200 --> 12:45.990
‫والاحضرت گیومی، واقعاً عذر می‌خوام.

12:46.070 --> 12:48.240
‫اجازه دارم به فرمانده‌م گزارش بدم؟

12:50.160 --> 12:53.080
‫این گزارش از طرف یکی از چشمان عقاب مأمور در حرمسراست.

12:53.160 --> 12:57.380
‫یکی از ندیمه‌های رده‌‌ی سرخ رنگ‌پریده
‫با خنجر توی دستش به سمت قصر شو رفته.

12:57.750 --> 13:01.630
‫گفتن قدم‌هاش ناپایدار بوده
‫و رفتارش نگران‌کننده به نظر می‌رسیده.

13:01.800 --> 13:03.300
‫چرا همون‌جا جلوش رو نگرفتن؟

13:03.380 --> 13:07.970
‫ما مثل شما به‌راحتی نمی‌تونیم وارد دربار بشیم، فرمانده!

13:08.050 --> 13:10.430
‫و طبق این گزارش معتبر،

13:10.510 --> 13:13.980
‫ظاهراً به سمت کلبه‌ای می‌رفته که شو کیگتسو توش زندگی می‌کنه.

13:14.060 --> 13:18.230
‫به عبارتی؛ اگه قربانی شو کیگتسو باشه مشکلی نیست؟

13:33.450 --> 13:35.460
‫دارن سخت کار می‌کنن...

13:36.210 --> 13:38.210
‫من بی‌عرضه‌ام.

13:38.290 --> 13:43.210
‫نتونستم حتی یه کار برای جبران زحمات لی‌لی بکنم.

13:44.220 --> 13:49.470
‫کمتر کسی پیدا می‌شه که احساساتش
‫رو این‌قدر صادقانه باهات به اشتراک بذاره.

13:50.550 --> 13:53.560
‫سنجاق‌سرها و شونه‌های شخصی من توی قصر کو هستن،

13:53.640 --> 13:56.480
‫پس الان نمی‌تونم اونا رو بهش بدم.

13:58.060 --> 14:00.900
‫هعی! وقتشه با انرژی تمام کارها رو پیش ببرم!

14:07.150 --> 14:09.990
‫آه، لی‌لی! متوجه نشدم برگشتیـ...

14:11.830 --> 14:13.910
‫داری چیکار می‌کنی؟

14:13.990 --> 14:15.000
‫اون...

14:15.790 --> 14:17.500
‫همه‌ش تقصیر توئه.

14:19.920 --> 14:24.670
‫تو... زندگی من رو کاملاً نابود کردی.

14:25.170 --> 14:27.420
‫لی‌لی، آروم باش لطفاً.

14:27.510 --> 14:28.630
‫خفه شو!

14:28.720 --> 14:30.050
‫هر کاری هم که بکنم،

14:30.140 --> 14:32.510
‫آخرش بهم می‌گن «دختر رقاصه»!

14:33.010 --> 14:34.140
‫دیگه تحملم تموم شده!

14:34.220 --> 14:37.060
‫لی‌لی، فعلاً بیا آروم باشیم.

14:37.140 --> 14:38.520
‫بهم دست نزن!

14:39.600 --> 14:41.650
‫دیگه کار من تمومه!

14:42.020 --> 14:43.020
‫این‌طور نیـ...

14:48.110 --> 14:50.070
‫موهای کیگتسو-ساما...

14:50.740 --> 14:54.370
‫لعنتی!

14:55.290 --> 14:56.330
‫داری چیکار می‌کنی؟

14:59.080 --> 15:00.080
‫حالت خوبه؟

15:02.420 --> 15:05.710
‫فرمانده چشمان عقاب و بونکو-ساما.

15:05.800 --> 15:07.170
‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟

15:07.260 --> 15:09.340
‫برای بررسی موضوعی به دستور والاحضرت اومدیم.

15:10.130 --> 15:15.220
‫اگه کسی توی دربار داخلی فکر کرده مجازات
‫خودسرانه علیه شو کیگتسو پذیرفته‌ست،

15:15.310 --> 15:16.640
‫پس این... تقصیر منه.

15:17.100 --> 15:19.640
‫حتماً رفتار من باعث شده همچین فکری بکنن.

15:20.100 --> 15:22.060
‫لطفاً برید اونجا، فرمانده.

15:22.150 --> 15:23.150
‫اطاعت، سرورم!

15:25.230 --> 15:27.780
‫خون‌ریزی توی دربار داخلی ممنوعه.

15:28.280 --> 15:30.950
‫کسانی که قوانین رو زیر پا بذارن مجازات سختی خواهند شد.

15:33.200 --> 15:35.160
‫بر این اساس، از شما دو نفر می‌پرسم.

15:35.490 --> 15:36.790
‫چی شده؟

15:46.550 --> 15:48.380
‫بذارید ببینم...

15:50.010 --> 15:52.090
‫داشتم ازش می‌خواستم موخوره‌هام رو کوتاه کنه.

15:53.590 --> 15:54.720
‫چی گفتی؟

15:54.970 --> 15:58.220
‫گفتم داشت به موهام رسیدگی می‌کرد.

15:59.980 --> 16:02.950
‫به تو لقب شرور رو دادن ولی از بقیه حمایت می‌کنی...

16:03.120 --> 16:05.480
‫نباید کارهایی رو بکنی که بهشون عادت نداری.

16:05.860 --> 16:09.110
‫فکر کردی این بهونه توی این موقعیت جواب می‌ده؟

16:09.280 --> 16:13.740
‫بهونه نیست. کاملاً بر اساس واقعیته.

16:14.320 --> 16:18.160
‫مهم نیست لی‌لی چه احساساتی توی دلش داشته.

16:18.240 --> 16:23.870
‫اتفاقی که واقعاً افتاد این بود که موخوره‌های من زده شد و نه هیچ چیز دیگه‌ای.

16:24.500 --> 16:31.340
‫شک کردن و سخت‌گیری درباره‌ی چیزایی
‫که اتفاق نیفتادن فقط هدر دادنِ انرژیه.

16:37.010 --> 16:40.470
‫این زن... کیه؟

16:41.430 --> 16:45.350
‫بنابراین، اگه اجازه بدین...

16:45.860 --> 16:50.190
‫ندیمه‌م کاملاً خیس شده، پس باید ببرمش لباساش رو عوض کنه.

16:52.440 --> 16:55.780
‫چیزه، حرفی نداری که بخوای بگی؟

16:56.620 --> 16:58.080
‫حرفی که بخوام بگم؟

16:58.580 --> 17:01.540
‫الان چیزای دیگه‌ای هستن که توی اولویت باشن.

17:10.050 --> 17:12.760
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.
‫شو کیگتسو رفتارای عجیبی داره.

17:12.840 --> 17:14.550
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

17:14.840 --> 17:17.640
‫گزارش به والاحضرت باید بسیار با دقت تنظیم بشه.

17:17.720 --> 17:19.560
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

17:20.010 --> 17:23.390
‫بنابراین، به‌نظرم بهتره خودت گزارش رو بنویسی.

17:23.480 --> 17:25.310
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

17:28.230 --> 17:31.940
‫خب لی‌لی، اون لباس کثیف رو دربیار.

17:32.440 --> 17:34.740
‫و پشتت رو بکن به من.

17:35.450 --> 17:37.320
‫می‌خوای بهم شلاق بزنی؟

17:37.450 --> 17:40.160
‫ای بابا، این چه حرفیه می‌زنی؟

17:40.240 --> 17:43.500
‫چه بلایی سر خودِ سرخوش همیشگیت اومده؟

17:44.000 --> 17:45.830
‫آخه، من...

17:46.710 --> 17:48.920
‫قصد داشتم بکشمت.

17:51.300 --> 17:54.970
‫تو آدم مهربونی هستی، لی‌لی.

17:56.590 --> 17:57.720
‫ها؟

17:57.800 --> 18:00.470
‫فقط کافیه سرشونه‌هاش رو تنگ‌تر کنم تا عالی بشه.

18:00.550 --> 18:03.220
‫واقعاً خوشحالم که آسترش آسیبی ندیده.

18:04.850 --> 18:05.980
‫چیکار...

18:06.140 --> 18:10.480
‫معلومه، دارم یه لباس رو اندازه می‌گیرم تا به تو هدیه بدم.

18:12.780 --> 18:15.650
‫از خوش‌شانسی، یه لباس سرخ درخشانه.

18:15.740 --> 18:17.780
‫سرخ رنگ‌پریده هم خیلی بهت میاد،

18:17.860 --> 18:22.080
‫ولی چون خیلی پرجنب‌وجوشی،
‫مطمئنم این یکی بیشتر بهت میاد.

18:22.160 --> 18:23.330
‫امکان نداره.

18:23.830 --> 18:28.000
‫یعنی من، سرخ درخشان بپوشم؟
‫رنگی که ندیمه‌های رده‌بالای دربار می‌پوشن؟

18:28.250 --> 18:31.750
‫تو ندیمه‌ی ارزشمند من هستی.

18:31.840 --> 18:34.260
‫مگه چه مشکلی هست؟

18:34.340 --> 18:37.630
‫خوشحالم که چیزی داشتم تا بهت هدیه بدم.

18:42.560 --> 18:44.850
‫خوب گوش کن، لی‌لی.

18:44.930 --> 18:51.730
‫شستنِ دست‌ها، آراسته بودن
‫و لبخند زدن؛ رازِ سلامت موندن همینه.

18:51.810 --> 18:53.770
‫اگه تو ندیمه‌ی شخصی من هستی،

18:53.860 --> 18:56.940
‫باید تحت هر شرایطی این سه تا کار رو رعایت کنی.

18:57.530 --> 18:58.740
‫ولی بازم...

18:59.450 --> 19:02.950
‫من روی تو خنجر کشیدم و قصد داشتم بهت آسیب بزنم.

19:04.240 --> 19:06.950
‫تو فقط یه‌کم از موهای من رو زدی، مگه نه؟

19:13.540 --> 19:17.340
‫قوز کردن هیچی جز ضرر برای بدنت نداره.

19:17.920 --> 19:23.010
‫سینه‌ت رو بده جلو، یه نفس عمیق بکش و به جلو نگاه کن.

19:23.100 --> 19:25.180
‫اگه بی‌خیال سلامتیت بشی و سرت رو بندازی پایین،

19:25.260 --> 19:27.600
‫مادرت حتماً سرزنشت می‌کنه.

19:27.810 --> 19:29.270
‫مادرم؟

19:29.350 --> 19:31.850
‫اون یه رقاصه از یه سرزمین بیگانه بود، مگه نه؟

19:32.230 --> 19:35.150
‫حتی افسران نظامی هم بدون شمشیر نمی‌تونن بجنگن.

19:35.230 --> 19:38.570
‫ولی اون توی یه سرزمین غریب
‫فقط با تکیه بر بدنش زندگی می‌کرد.

19:39.070 --> 19:41.110
‫چه شخص فوق‌العاده‌ای بوده.

19:41.910 --> 19:44.700
‫باید جوری زندگی کنی که مایه‌ی ننگ مادرت نباشی.

19:48.450 --> 19:49.830
‫چرا؟

19:50.410 --> 19:53.580
‫چرا داره این حرفا رو می‌زنه؟

19:54.460 --> 19:58.380
‫گوش کن لی‌لی. دختر نازنینم.

19:58.460 --> 20:00.010
‫اینو همیشه به‌خاطر داشته باش.

20:00.340 --> 20:02.890
‫زن‌ها باید همیشه سرشون رو بالا نگه دارن...

20:03.390 --> 20:05.470
‫و بدنشون رو استوار حفظ کنن.

20:10.180 --> 20:11.730
‫منو ببخشید...

20:13.440 --> 20:18.530
‫به‌خاطر این‌طور تند و خشن حرف زدنم، به‌خاطر
‫اذیت و آزارهایی که به روش‌های مختلف کردم...

20:19.780 --> 20:24.240
‫به‌خاطر پاره کردن لباست، به‌خاطر زدن موهات... منو ببخشـ...

20:24.320 --> 20:26.530
‫واقعاً به‌خاطر کاری که کردم عمیقاً عذر می‌خوام!

20:29.450 --> 20:30.870
‫اشکالی نداره، لی‌لی.

20:35.080 --> 20:36.430
‫بهت که گفتم، نه؟

20:36.440 --> 20:39.460
‫من... اصلاً برام مهم نیست.

20:40.090 --> 20:43.470
‫بیشتر مسئله‌م اینه که تو خیلی تحت فشار بودی،

20:43.550 --> 20:46.010
‫ولی من خیلی دیر متوجه‌ش شدم.

20:46.100 --> 20:47.510
‫منو ببخش.

20:51.640 --> 20:52.810
‫اون عوض شده.

20:53.640 --> 20:57.400
‫واقعاً کاملاً تغییر کرده.

21:00.320 --> 21:03.990
‫می‌خوام کنارش باشم.

21:06.120 --> 21:08.830
‫می‌خوام سنجاق‌سر رو به گایو-ساما پس بدم.

21:09.330 --> 21:15.330
‫دیگه نمی‌تونم بهش خیانت کنم یا باعث بشم ناامید بشه.

21:16.630 --> 21:20.750
‫حتی اگه معنیش این باشه که متهم به جرم بشم.

21:30.260 --> 21:34.100
‫خب لی‌لی، حالا بریم سرِ اصل مطلب.

21:34.890 --> 21:36.100
‫اصل مطلب؟

21:36.480 --> 21:42.230
‫یکی لبخند رو ازت گرفته و کاری کرده
‫که احساس کنی همه‌چیز «تموم شده».

21:44.240 --> 21:46.660
‫لطفاً بهم بگو، لی‌لی.

21:47.530 --> 21:54.500
‫اون احمق نادونی که ندیمه‌ی ارزشمند منو تحت فشار قرار داده کیه؟

21:54.520 --> 22:04.520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:33.890 --> 23:35.180
‫چقدر داغه...

23:35.260 --> 23:38.390
‫درد... درد... درد!

23:38.890 --> 23:40.600
‫اینجا چه خبره؟

23:40.690 --> 23:43.480
‫تبم الان پنج روزه که قطع نشده!

23:43.730 --> 23:47.570
‫یعنی قراره همین‌طوری بمیرم؟
