1
00:00:05,810 --> 00:00:07,860
‫چه هوای عالی‌ای.

2
00:00:07,940 --> 00:00:09,900
‫یه روز عالی برای کشاورزی!

3
00:00:08,610 --> 00:00:11,110
‫دوشیزه‌ی خاندان شو
‫شو کیگتسو
‫(روح ریرین)

4
00:00:12,530 --> 00:00:14,910
‫الان دیگه چهار روز از جابه‌جاییمون می‌گذره.

5
00:00:14,990 --> 00:00:17,370
‫زندگی اینجا فوق‌العاده بوده!

6
00:00:17,870 --> 00:00:21,620
‫غذاها و گیاهان دارویی این‌قدر خوب رشد می‌کنن که واقعاً برام جالبه

7
00:00:22,080 --> 00:00:26,130
‫و حتی اگه روزها پشت‌سرهم مشغول کشاورزی باشم، اصلاً غش نمی‌کنم.

8
00:00:28,210 --> 00:00:32,630
‫شبا هم اگه دیر بخوابم مزاحم هیچ‌کس نمی‌شم.

9
00:00:32,920 --> 00:00:35,010
‫غذاها هم خیلی خوشمزه‌ن!

10
00:00:35,590 --> 00:00:38,140
‫سالم بودن واقعاً چقدر فوق‌العاده‌ست!

11
00:00:38,640 --> 00:00:44,640
‫آه، جد بزرگ؛
‫آیا اجازه دارم این‌قدر خوشبخت باشم؟

12
00:00:45,480 --> 00:00:47,070
‫این دست و پاهای کشیده...

13
00:00:47,180 --> 00:00:52,030
‫فقط با همین تمرینایی که به
‫برنامه‌م اضافه کردم خیلی راحت قوی‌تر می‌شن.

14
00:00:53,280 --> 00:00:55,360
‫چه لذت وصف‌ناپذیری! ماهیچه‌ها!

15
00:00:55,450 --> 00:00:57,200
‫قدرت همینه!

16
00:00:57,700 --> 00:01:00,530
‫دلم می‌خواد سیکس‌پک هم دربیارم،

17
00:01:00,620 --> 00:01:03,660
‫ولی فکر کنم توی این سه روز باقی‌مونده غیرممکن باشه.

18
00:01:04,710 --> 00:01:07,170
‫جشنواره‌ی آیین آرواح سه روز دیگه‌ست...

19
00:01:07,670 --> 00:01:12,300
‫مطمئنم دوره‌ی حبسم تموم می‌شه و
‫می‌تونم دوباره کیگتسو-ساما رو ببینم.

20
00:01:13,260 --> 00:01:14,800
‫نمی‌تونم تحملش کنم!

21
00:01:15,260 --> 00:01:18,890
‫از همون موقعی که توی سیاهچال
‫صحبت کردیم دیگه هیچ خبری ازش ندارم.

22
00:01:19,550 --> 00:01:22,680
‫یعنی کیگتسو-ساما چه فکری توی سرشه؟

23
00:01:23,850 --> 00:01:27,900
‫درهرحال مجبورم بالأخره یه‌جایی ببینمش.

24
00:01:29,560 --> 00:01:32,190
‫اولِ صبحی با خودت چی داری زیر لب وز وز می‌کنی؟

25
00:01:32,320 --> 00:01:34,190
ندیمه‌ی دربار خاندان شو
لی‌لی

26
00:01:34,360 --> 00:01:37,110
‫آه، لی‌لی. صبح به‌خیر.

27
00:01:37,200 --> 00:01:38,910
‫امروز واقعاً زود بیدار شدی.

28
00:01:38,910 --> 00:01:42,700
‫اینو تو داری می‌گی که حتی
‫زودتر از ندیمه‌ت بیدار شدی!

29
00:01:48,870 --> 00:01:53,880
‫از اون روز به بعد، لی‌لی همه‌ش
‫کنار من غذا می‌خوره و می‌خوابه.

30
00:01:54,880 --> 00:01:59,510
‫خوشحالم که تونسته چند روزی رو
‫اینجا کنارم زندگی کنه.

31
00:01:59,590 --> 00:02:01,220
‫هان؟ چی شده؟

32
00:02:02,050 --> 00:02:02,970
‫هیچی.

33
00:02:03,060 --> 00:02:05,980
‫حسابی منتظرم ببینم امروز قرار چه روزی باشه!

34
00:02:06,060 --> 00:02:07,980
‫بیا امروز رو با انرژی تمام شروع کنیم!

35
00:02:08,000 --> 00:02:20,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

36
00:03:41,780 --> 00:03:43,910
‫خب، دیگه وقتشه صبحونه بخوریم.

37
00:03:43,990 --> 00:03:45,200
‫آهای، دست نگه دار!

38
00:03:45,280 --> 00:03:46,910
‫دیگه سیب‌زمینی بسه.

39
00:03:46,990 --> 00:03:49,790
‫نگران نباش. این دفعه یه طعم دیگه‌ای بهش می‌دم.

40
00:03:49,870 --> 00:03:51,830
‫منظورم این نبود!

41
00:03:55,000 --> 00:03:56,000
‫زنبور؟

42
00:03:57,090 --> 00:03:58,090
‫این زن...

43
00:03:58,550 --> 00:04:01,760
‫از وقتی اومده اینجا حس و حالش خیلی خوب شده.

44
00:04:01,840 --> 00:04:03,180
‫اینو بگیر!

45
00:04:03,470 --> 00:04:05,260
‫آه، کرم‌های خاکی!

46
00:04:05,340 --> 00:04:08,010
‫لطفاً برید و خاک رو بیشتر زیر و رو کنین!

47
00:04:08,100 --> 00:04:10,930
‫آه، اینجا یه عنکبوت و یه هزارپا هم هست!

48
00:04:11,270 --> 00:04:12,350
‫هـــا؟

49
00:04:12,430 --> 00:04:14,400
‫لعنت بهت!

50
00:04:14,560 --> 00:04:16,520
‫آه، قیچی و...

51
00:04:16,610 --> 00:04:18,730
‫این برای بالشتک سوزنی عالیه!

52
00:04:18,820 --> 00:04:20,150
‫می‌تونم یه‌کم خیاطی کنم!

53
00:04:20,480 --> 00:04:21,650
‫هـــــــا؟

54
00:04:22,900 --> 00:04:25,910
‫چه بوی گندی می‌ده.
‫این بار دیگه حتماً اشکت رو درمیارم.

55
00:04:25,990 --> 00:04:27,870
‫این کثافت رو بگیر!

56
00:04:28,660 --> 00:04:30,410
‫برای کود فوق‌العاده‌ست!

57
00:04:30,620 --> 00:04:32,160
‫هــــــــــــــا؟

58
00:04:32,710 --> 00:04:35,920
‫هر روز دارم اذیتش می‌کنم،
‫ولی اصلاً فایده‌ای نداره.

59
00:04:36,420 --> 00:04:39,420
‫ولی بازم می‌خوام
‫از قصر شو بزنم بیرون.

60
00:04:39,630 --> 00:04:41,090
‫امروز دیگه وقتشه!

61
00:04:41,630 --> 00:04:42,800
‫ولی باید چیکار کنم؟

62
00:04:45,720 --> 00:04:48,800
‫لی‌لی حتماً داره فکر می‌کنه که چطور منو اذیتـ...

63
00:04:48,890 --> 00:04:52,270
‫یعنی منظورم اینه که چطور امروز بهم خدمت کنه.

64
00:04:54,190 --> 00:04:54,990
‫اگه بشه...

65
00:04:54,990 --> 00:04:59,190
‫خیلی خوشحال می‌شم که دفعه‌ی بعد چیزایی
‫مثل چاقوی آشپزخونه یا یه‌کم رنگ برام بیاره.

66
00:04:59,400 --> 00:05:02,320
‫داری به یه چیز خیلی بد فکر می‌کنی، نه؟

67
00:05:02,400 --> 00:05:03,900
‫وا، معلومه که نه!

68
00:05:04,570 --> 00:05:08,370
‫زنبورهای عزیز، ممنونم به‌خاطر این برکت فوق‌العاده.

69
00:05:09,870 --> 00:05:12,620
‫لی‌لی، نمک رو بیشتر ترجیح می‌دی یا عسل؟

70
00:05:13,750 --> 00:05:15,370
‫جفتش خوبه.

71
00:05:21,340 --> 00:05:24,420
‫یعنی آدما می‌تونن یهویی این‌قدر تغییر کنن؟

72
00:05:25,010 --> 00:05:26,970
‫چنین زن پستی...

73
00:05:27,300 --> 00:05:31,890
‫بوقِ سگ قبل از ندیمه‌ش بیدار می‌شه و باغچه رو تمیز می‌کنه.

74
00:05:32,350 --> 00:05:34,390
‫خب، تموم شد!

75
00:05:36,600 --> 00:05:39,310
‫این‌قدر سخت کار می‌کنه و تازه به منم کمک می‌کنه.

76
00:05:39,400 --> 00:05:42,570
‫علاوه بر اون؛ قبلاً از حشرات متنفر بود،

77
00:05:42,650 --> 00:05:45,320
‫ولی همین چند روز پیش اونا رو با دستای خالی گرفت.

78
00:05:45,610 --> 00:05:47,280
‫به اندازه‌ی کافی ظرف ندارم،

79
00:05:47,360 --> 00:05:49,700
‫پس عنکبوت و هزارپا رو می‌ذارم پیش هم!

80
00:05:49,780 --> 00:05:51,950
‫اگه این کار رو بکنی، آخرش همدیگه رو می‌خورن!

81
00:05:52,700 --> 00:05:55,080
‫خب این خودش قانون طبیعته.

82
00:05:57,460 --> 00:05:58,830
‫وقت غذا خوردنه.

83
00:06:00,380 --> 00:06:01,460
‫آه...

84
00:06:01,710 --> 00:06:06,550
‫لی‌لی، تو هنوز توی سن رشدی؛
‫پس باید تیکه‌ی بزرگ‌تر رو برداری.

85
00:06:06,970 --> 00:06:07,970
‫اوه...

86
00:06:08,800 --> 00:06:10,430
‫خیلی ممنونم!

87
00:06:15,680 --> 00:06:17,980
‫آه... خیلی خوشحالم.

88
00:06:18,600 --> 00:06:21,400
‫الان... دارم فکر می‌کنم که چقدر بانمکه.

89
00:06:21,480 --> 00:06:22,650
‫نه، نه!

90
00:06:23,690 --> 00:06:25,440
‫به خودت بیا!

91
00:06:24,170 --> 00:06:25,440
‫ببخشید.

92
00:06:25,530 --> 00:06:28,320
‫حتماً دلایل خودت رو داری، لی‌لی.

93
00:06:28,400 --> 00:06:33,410
‫این رفتارای اخیرت با من به‌خاطر همینه، نه؟

94
00:06:34,450 --> 00:06:38,290
‫خیلی خوب می‌شد اگه از ترس خون بالا می‌آوردم

95
00:06:38,370 --> 00:06:42,380
‫یا خون گریه می‌کردم تا واکنش نشون داده باشم.

96
00:06:42,630 --> 00:06:47,380
‫نه. اگه اینو از قبل می‌دونی، دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

97
00:06:47,840 --> 00:06:51,510
‫اگه این‌طوریه، چرا تمومش نمی‌کنی؟

98
00:06:53,800 --> 00:06:57,060
‫تو یه ندیمه‌ی صادق و فوق‌العاده‌ای.

99
00:06:57,390 --> 00:07:00,620
‫اگه با تمام وجود به وظایف معمولیت به‌عنوان ندیمه برسی،

100
00:07:00,660 --> 00:07:03,440
‫مطمئنم قلبت شاد می‌شه.

101
00:07:05,690 --> 00:07:07,320
‫یعنی چی؟

102
00:07:07,780 --> 00:07:12,110
‫بعد از اون همه باری که مسخره‌م کردی، حالا داری ازم تعریف می‌کنی؟

103
00:07:12,200 --> 00:07:13,200
‫اون...

104
00:07:13,370 --> 00:07:16,620
‫من دارم به یه مجرم توی یه ساختمان متروکه خدمت می‌کنم!

105
00:07:16,700 --> 00:07:20,960
‫تو کسی هستی که باعث شدی
‫خارج از وظایف معمولیم به‌عنوان ندیمه کاری بکنم!

106
00:07:21,290 --> 00:07:22,920
‫اگه بخوام با جون و دل بهت خدمت کنم،

107
00:07:23,000 --> 00:07:26,340
‫جایگاه و مزایای من رو به‌عنوان ندیمه تضمین می‌کنی؟

108
00:07:26,630 --> 00:07:27,710
‫اون...

109
00:07:27,800 --> 00:07:31,130
‫چـ ـ چیزیه که در حال حاضر از دستم برنمیاد.

110
00:07:31,220 --> 00:07:34,550
‫دیدی؟ پس الکی دهنت رو باز نکن!

111
00:07:38,310 --> 00:07:39,430
‫نه‌خیر!

112
00:07:39,520 --> 00:07:41,020
‫اشتباه از من نیست!

113
00:07:41,100 --> 00:07:43,350
‫این یه راه عادلانه برای انتقام گرفتنه!

114
00:07:44,520 --> 00:07:45,900
‫لی‌لی! داری کجا...

115
00:07:46,110 --> 00:07:47,400
‫خفه شو!

116
00:07:51,820 --> 00:07:54,660
‫تو تمام این مدت منو شکنجه دادی!

117
00:07:55,160 --> 00:07:57,370
‫چرا اون‌طوری نگاهم کردی؟

118
00:08:02,290 --> 00:08:03,290
‫وایسا.

119
00:08:04,830 --> 00:08:06,840
‫گا ـ گایو-ساما؟

120
00:08:07,130 --> 00:08:09,380
‫قرار بود موقع گرگ‌ومیش همدیگه رو ببینیم.

121
00:08:11,300 --> 00:08:13,220
‫واقعاً ازت ناامید شدم.

122
00:08:13,300 --> 00:08:14,300
‫ها؟

123
00:08:14,470 --> 00:08:16,140
‫شایعات رو شنیدم.

124
00:08:16,640 --> 00:08:21,560
‫چون به گزارشاتت اعتماد داشتم، بهت پاداش می‌دادم.

125
00:08:21,730 --> 00:08:24,980
‫ولی شنیدم شو کیگتسو روزاش رو با خنده می‌گذرونه.

126
00:08:25,060 --> 00:08:26,560
‫اون...

127
00:08:26,770 --> 00:08:31,360
‫چرا کسی که داره اذیت می‌شه ظاهراً داره بهش خوش می‌گذره؟

128
00:08:31,900 --> 00:08:35,070
‫نکنه بهم... دروغ گفتی؟

129
00:08:35,570 --> 00:08:37,410
‫نه، اصلاً این‌طور نیست!

130
00:08:37,490 --> 00:08:39,200
‫من واقعاً داشتم اذیتش می‌کردم!

131
00:08:39,290 --> 00:08:40,830
‫به جد بزرگ قسم می‌خورم!

132
00:08:41,000 --> 00:08:43,410
‫اوه، پس قسم می‌خوری؟

133
00:08:43,910 --> 00:08:47,630
‫پس واقعاً دیگه هیچ وفاداری‌ای به شو کیگتسو نداری؟

134
00:08:47,710 --> 00:08:49,210
‫بدون هیچ شکی.

135
00:08:49,590 --> 00:08:52,720
‫و شو کیگتسو خامِت نکرده؟

136
00:08:53,220 --> 00:08:54,840
‫معلومه که نه.

137
00:08:57,010 --> 00:08:58,220
‫خیلی‌خب پس.

138
00:08:58,680 --> 00:09:00,850
‫این بار رو نادیده می‌گیرم.

139
00:09:02,520 --> 00:09:04,100
‫بسیار سپاسگزارم.

140
00:09:04,890 --> 00:09:08,940
‫اما دفعه‌ی بعد که خواستی بری سراغش، از این استفاده کن.

141
00:09:09,900 --> 00:09:12,070
‫جسارتاً، سراغ چی برم؟

142
00:09:12,150 --> 00:09:15,150
‫فهمیدنش وظیفه‌ی خودته.

143
00:09:20,580 --> 00:09:24,500
‫تا زمانی که مدرکی داشته باشیم که
‫بتونیم به سیکا-ساما ارائه بدیم، مشکلی نیست.

144
00:09:24,580 --> 00:09:26,370
‫هرچی که می‌خوای رو می‌تونی تکه‌تکه کنی.

145
00:09:26,920 --> 00:09:28,920
‫لباسش، موهاش...

146
00:09:29,000 --> 00:09:30,210
‫حتی قلبش.

147
00:09:31,050 --> 00:09:34,970
‫اما اذیت با خون و خون‌ریزی کاملاً فرق داره!

148
00:09:35,050 --> 00:09:39,890
‫اگه به یه دوشیزه آسیبی بزنم، اعدام می‌شم!

149
00:09:40,470 --> 00:09:42,890
‫خب که چی؟

150
00:09:43,140 --> 00:09:44,390
‫ها؟

151
00:09:44,930 --> 00:09:47,730
‫تو واقعاً حد و حدودت رو نمی‌دونی.

152
00:09:48,270 --> 00:09:54,030
‫از همون لحظه‌ای که اون سنجاق‌سر
‫رو قبول کردی، جونِ تو توی دستای من بوده.

153
00:09:57,570 --> 00:10:01,580
‫اگه نمی‌تونی انجامش بدی، تحویلت می‌دم به فرمانده چشمان عقاب...

154
00:10:01,660 --> 00:10:04,580
‫اونم به جرم دزدیدن سنجاق‌سر از خاندانِ کین.

155
00:10:04,660 --> 00:10:06,290
‫امکان نداره.

156
00:10:06,580 --> 00:10:10,840
‫من از رده‌ی ابریشم کِرِمی‌ام.
‫تو از رده‌ی سرخ رنگ‌پریده و یه غریبه‌ای.

157
00:10:11,340 --> 00:10:13,170
‫موندم حرف کی رو باور می‌کنن؟

158
00:10:13,630 --> 00:10:15,670
‫ا ـ اما...

159
00:10:15,920 --> 00:10:19,930
‫تو هیچی نیستی جز دختر
‫یه رقاصه که فقط بلده مردها رو خام کنه.

160
00:10:20,390 --> 00:10:22,180
‫ساکت شو و فقط انجامش بده.

161
00:10:22,760 --> 00:10:23,810
‫تو رو خدا صبر کنین!

162
00:10:26,770 --> 00:10:28,600
‫بهم دست نزن.

163
00:10:30,190 --> 00:10:35,110
‫جیره‌ت رو بعد از اینکه کارت رو
‫انجام دادی می‌گیری، سرکار خانم موش.

164
00:10:44,660 --> 00:10:47,660
ولیعهد
اِی گیومی

165
00:10:45,240 --> 00:10:49,040
‫می‌تونی یه فکری به حال اون قیافه‌ی بی‌حوصله‌ت بکنی، شین‌او؟

166
00:10:49,040 --> 00:10:51,550
فرمانده‌ چشمان عقاب
شین‌او

167
00:10:49,420 --> 00:10:51,040
‫بسیار شرمنده‌م.

168
00:10:51,500 --> 00:10:54,920
‫مجبورم هر روز به کو ریرین-دونو سر بزنم،

169
00:10:55,000 --> 00:10:57,420
‫و این‌قدر خسته شدم که از چهره‌م معلومه.

170
00:10:57,760 --> 00:11:00,090
‫با دعوا راه انداختن، کارت رو عذرخواهی جلوه نده.

171
00:11:00,930 --> 00:11:04,930
‫اولین باری هم که همدیگه رو دیدیم، همین نگاه توی چشمات بود.

172
00:11:08,390 --> 00:11:09,980
‫پس تو برادر کوچک‌تر منی.

173
00:11:10,350 --> 00:11:12,690
‫با اینکه از یه پدر هستیم، چقدر قیافه‌هامون متفاوته.

174
00:11:13,480 --> 00:11:15,150
‫اون چشمای آبی از مادرت به ارث رسیده؟

175
00:11:15,650 --> 00:11:16,900
‫ظاهراً.

176
00:11:17,740 --> 00:11:19,860
‫جوری رفتار می‌کنی انگار ربطی به تو نداره.

177
00:11:19,950 --> 00:11:21,910
‫چیز زیادی ازش یادم نمیاد.

178
00:11:22,820 --> 00:11:24,070
‫جبهه‌ی جنگ چطور بود؟

179
00:11:24,580 --> 00:11:28,620
‫به‌جز آدمایی که همدیگه رو می‌کشتن، جای بی‌اهمیتی بود.

180
00:11:31,040 --> 00:11:32,040
‫خوبه.

181
00:11:32,120 --> 00:11:35,380
‫اون چشمات که شبیه ماهی مرده‌ست، توجهم رو جلب می‌کنه.

182
00:11:35,960 --> 00:11:39,760
‫از وقتی شما ازم تعریف کردین والاحضرت، بدون هیچ تغییری بزرگ شدم.

183
00:11:41,090 --> 00:11:42,640
‫به‌هر‌حال؛

184
00:11:42,720 --> 00:11:47,770
‫فکر نمی‌کردم از زنایی که صرفاً لطیف
‫و دوست‌داشتنی هستن خوشتون بیاد، والاحضرت.

185
00:11:49,770 --> 00:11:52,600
‫فکر می‌کنی ریرین زنیه که صرفاً دوست‌داشتنیه؟

186
00:11:53,190 --> 00:11:55,690
‫اون یه زن از خاندان کو با اراده‌ای قویه.

187
00:11:56,190 --> 00:11:57,530
‫وقتی بهم معرفیش کردن،

188
00:11:57,610 --> 00:12:01,360
‫درحالی‌که بقیه شیفته‌ی «چیِ» اژدهای من شده بودن،

189
00:12:01,650 --> 00:12:04,570
‫اون تنها زنی بود که لپ‌هاش گل ننداخت.

190
00:12:05,030 --> 00:12:06,780
‫دست‌کم گرفتنش اشتباهه.

191
00:12:07,700 --> 00:12:11,500
‫ولی اتفاقی که با شو کیگتسو افتاد
‫خیلی روی روحیه‌ش اثر گذاشته.

192
00:12:12,000 --> 00:12:15,380
‫نگران‌کننده‌ست. از زمان جشن هفت‌ها، رفتارش تغییر کرده.

193
00:12:16,090 --> 00:12:17,460
‫حالا که صحبت از تغییر شد،

194
00:12:17,550 --> 00:12:22,010
‫شو کیگتسو هم از زمان قضاوت شیر خیلی خوش‌اخلاق‌تر شده.

195
00:12:23,260 --> 00:12:26,760
‫نه اینکه بخوام بیش از حد به شو کیگتسو حمله کنم...

196
00:12:27,180 --> 00:12:31,270
‫ولی این یه واقعیته که اون بارها
‫رفتاری داشته که لقب «شرور» بهش دادن.

197
00:12:31,560 --> 00:12:33,350
‫قبل از اینکه تو بشی فرمانده‌ چشمان عقاب،

198
00:12:33,440 --> 00:12:37,900
‫اون به دروغ یه خواجه رو متهم کرد که قصد
‫تجاوز بهش رو داشته و سعی کرد اعدامش کنه.

199
00:12:38,400 --> 00:12:39,860
‫واقعاً همچین اتفاقی افتاد؟

200
00:12:40,990 --> 00:12:42,030
‫فرمانده!

201
00:12:42,990 --> 00:12:45,990
خواجه
بونکو

202
00:12:43,200 --> 00:12:45,990
‫والاحضرت گیومی، واقعاً عذر می‌خوام.

203
00:12:46,070 --> 00:12:48,240
‫اجازه دارم به فرمانده‌م گزارش بدم؟

204
00:12:50,160 --> 00:12:53,080
‫این گزارش از طرف یکی از چشمان عقاب مأمور در حرمسراست.

205
00:12:53,160 --> 00:12:57,380
‫یکی از ندیمه‌های رده‌‌ی سرخ رنگ‌پریده
‫با خنجر توی دستش به سمت قصر شو رفته.

206
00:12:57,750 --> 00:13:01,630
‫گفتن قدم‌هاش ناپایدار بوده
‫و رفتارش نگران‌کننده به نظر می‌رسیده.

207
00:13:01,800 --> 00:13:03,300
‫چرا همون‌جا جلوش رو نگرفتن؟

208
00:13:03,380 --> 00:13:07,970
‫ما مثل شما به‌راحتی نمی‌تونیم وارد دربار بشیم، فرمانده!

209
00:13:08,050 --> 00:13:10,430
‫و طبق این گزارش معتبر،

210
00:13:10,510 --> 00:13:13,980
‫ظاهراً به سمت کلبه‌ای می‌رفته که شو کیگتسو توش زندگی می‌کنه.

211
00:13:14,060 --> 00:13:18,230
‫به عبارتی؛ اگه قربانی شو کیگتسو باشه مشکلی نیست؟

212
00:13:33,450 --> 00:13:35,460
‫دارن سخت کار می‌کنن...

213
00:13:36,210 --> 00:13:38,210
‫من بی‌عرضه‌ام.

214
00:13:38,290 --> 00:13:43,210
‫نتونستم حتی یه کار برای جبران زحمات لی‌لی بکنم.

215
00:13:44,220 --> 00:13:49,470
‫کمتر کسی پیدا می‌شه که احساساتش
‫رو این‌قدر صادقانه باهات به اشتراک بذاره.

216
00:13:50,550 --> 00:13:53,560
‫سنجاق‌سرها و شونه‌های شخصی من توی قصر کو هستن،

217
00:13:53,640 --> 00:13:56,480
‫پس الان نمی‌تونم اونا رو بهش بدم.

218
00:13:58,060 --> 00:14:00,900
‫هعی! وقتشه با انرژی تمام کارها رو پیش ببرم!

219
00:14:07,150 --> 00:14:09,990
‫آه، لی‌لی! متوجه نشدم برگشتیـ...

220
00:14:11,830 --> 00:14:13,910
‫داری چیکار می‌کنی؟

221
00:14:13,990 --> 00:14:15,000
‫اون...

222
00:14:15,790 --> 00:14:17,500
‫همه‌ش تقصیر توئه.

223
00:14:19,920 --> 00:14:24,670
‫تو... زندگی من رو کاملاً نابود کردی.

224
00:14:25,170 --> 00:14:27,420
‫لی‌لی، آروم باش لطفاً.

225
00:14:27,510 --> 00:14:28,630
‫خفه شو!

226
00:14:28,720 --> 00:14:30,050
‫هر کاری هم که بکنم،

227
00:14:30,140 --> 00:14:32,510
‫آخرش بهم می‌گن «دختر رقاصه»!

228
00:14:33,010 --> 00:14:34,140
‫دیگه تحملم تموم شده!

229
00:14:34,220 --> 00:14:37,060
‫لی‌لی، فعلاً بیا آروم باشیم.

230
00:14:37,140 --> 00:14:38,520
‫بهم دست نزن!

231
00:14:39,600 --> 00:14:41,650
‫دیگه کار من تمومه!

232
00:14:42,020 --> 00:14:43,020
‫این‌طور نیـ...

233
00:14:48,110 --> 00:14:50,070
‫موهای کیگتسو-ساما...

234
00:14:50,740 --> 00:14:54,370
‫لعنتی!

235
00:14:55,290 --> 00:14:56,330
‫داری چیکار می‌کنی؟

236
00:14:59,080 --> 00:15:00,080
‫حالت خوبه؟

237
00:15:02,420 --> 00:15:05,710
‫فرمانده چشمان عقاب و بونکو-ساما.

238
00:15:05,800 --> 00:15:07,170
‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟

239
00:15:07,260 --> 00:15:09,340
‫برای بررسی موضوعی به دستور والاحضرت اومدیم.

240
00:15:10,130 --> 00:15:15,220
‫اگه کسی توی دربار داخلی فکر کرده مجازات
‫خودسرانه علیه شو کیگتسو پذیرفته‌ست،

241
00:15:15,310 --> 00:15:16,640
‫پس این... تقصیر منه.

242
00:15:17,100 --> 00:15:19,640
‫حتماً رفتار من باعث شده همچین فکری بکنن.

243
00:15:20,100 --> 00:15:22,060
‫لطفاً برید اونجا، فرمانده.

244
00:15:22,150 --> 00:15:23,150
‫اطاعت، سرورم!

245
00:15:25,230 --> 00:15:27,780
‫خون‌ریزی توی دربار داخلی ممنوعه.

246
00:15:28,280 --> 00:15:30,950
‫کسانی که قوانین رو زیر پا بذارن مجازات سختی خواهند شد.

247
00:15:33,200 --> 00:15:35,160
‫بر این اساس، از شما دو نفر می‌پرسم.

248
00:15:35,490 --> 00:15:36,790
‫چی شده؟

249
00:15:46,550 --> 00:15:48,380
‫بذارید ببینم...

250
00:15:50,010 --> 00:15:52,090
‫داشتم ازش می‌خواستم موخوره‌هام رو کوتاه کنه.

251
00:15:53,590 --> 00:15:54,720
‫چی گفتی؟

252
00:15:54,970 --> 00:15:58,220
‫گفتم داشت به موهام رسیدگی می‌کرد.

253
00:15:59,980 --> 00:16:02,950
‫به تو لقب شرور رو دادن ولی از بقیه حمایت می‌کنی...

254
00:16:03,120 --> 00:16:05,480
‫نباید کارهایی رو بکنی که بهشون عادت نداری.

255
00:16:05,860 --> 00:16:09,110
‫فکر کردی این بهونه توی این موقعیت جواب می‌ده؟

256
00:16:09,280 --> 00:16:13,740
‫بهونه نیست. کاملاً بر اساس واقعیته.

257
00:16:14,320 --> 00:16:18,160
‫مهم نیست لی‌لی چه احساساتی توی دلش داشته.

258
00:16:18,240 --> 00:16:23,870
‫اتفاقی که واقعاً افتاد این بود که موخوره‌های من زده شد و نه هیچ چیز دیگه‌ای.

259
00:16:24,500 --> 00:16:31,340
‫شک کردن و سخت‌گیری درباره‌ی چیزایی
‫که اتفاق نیفتادن فقط هدر دادنِ انرژیه.

260
00:16:37,010 --> 00:16:40,470
‫این زن... کیه؟

261
00:16:41,430 --> 00:16:45,350
‫بنابراین، اگه اجازه بدین...

262
00:16:45,860 --> 00:16:50,190
‫ندیمه‌م کاملاً خیس شده، پس باید ببرمش لباساش رو عوض کنه.

263
00:16:52,440 --> 00:16:55,780
‫چیزه، حرفی نداری که بخوای بگی؟

264
00:16:56,620 --> 00:16:58,080
‫حرفی که بخوام بگم؟

265
00:16:58,580 --> 00:17:01,540
‫الان چیزای دیگه‌ای هستن که توی اولویت باشن.

266
00:17:10,050 --> 00:17:12,760
‫همون‌طور که فکر می‌کردم.
‫شو کیگتسو رفتارای عجیبی داره.

267
00:17:12,840 --> 00:17:14,550
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

268
00:17:14,840 --> 00:17:17,640
‫گزارش به والاحضرت باید بسیار با دقت تنظیم بشه.

269
00:17:17,720 --> 00:17:19,560
‫منم همین‌طور فکر می‌کنم.

270
00:17:20,010 --> 00:17:23,390
‫بنابراین، به‌نظرم بهتره خودت گزارش رو بنویسی.

271
00:17:23,480 --> 00:17:25,310
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

272
00:17:28,230 --> 00:17:31,940
‫خب لی‌لی، اون لباس کثیف رو دربیار.

273
00:17:32,440 --> 00:17:34,740
‫و پشتت رو بکن به من.

274
00:17:35,450 --> 00:17:37,320
‫می‌خوای بهم شلاق بزنی؟

275
00:17:37,450 --> 00:17:40,160
‫ای بابا، این چه حرفیه می‌زنی؟

276
00:17:40,240 --> 00:17:43,500
‫چه بلایی سر خودِ سرخوش همیشگیت اومده؟

277
00:17:44,000 --> 00:17:45,830
‫آخه، من...

278
00:17:46,710 --> 00:17:48,920
‫قصد داشتم بکشمت.

279
00:17:51,300 --> 00:17:54,970
‫تو آدم مهربونی هستی، لی‌لی.

280
00:17:56,590 --> 00:17:57,720
‫ها؟

281
00:17:57,800 --> 00:18:00,470
‫فقط کافیه سرشونه‌هاش رو تنگ‌تر کنم تا عالی بشه.

282
00:18:00,550 --> 00:18:03,220
‫واقعاً خوشحالم که آسترش آسیبی ندیده.

283
00:18:04,850 --> 00:18:05,980
‫چیکار...

284
00:18:06,140 --> 00:18:10,480
‫معلومه، دارم یه لباس رو اندازه می‌گیرم تا به تو هدیه بدم.

285
00:18:12,780 --> 00:18:15,650
‫از خوش‌شانسی، یه لباس سرخ درخشانه.

286
00:18:15,740 --> 00:18:17,780
‫سرخ رنگ‌پریده هم خیلی بهت میاد،

287
00:18:17,860 --> 00:18:22,080
‫ولی چون خیلی پرجنب‌وجوشی،
‫مطمئنم این یکی بیشتر بهت میاد.

288
00:18:22,160 --> 00:18:23,330
‫امکان نداره.

289
00:18:23,830 --> 00:18:28,000
‫یعنی من، سرخ درخشان بپوشم؟
‫رنگی که ندیمه‌های رده‌بالای دربار می‌پوشن؟

290
00:18:28,250 --> 00:18:31,750
‫تو ندیمه‌ی ارزشمند من هستی.

291
00:18:31,840 --> 00:18:34,260
‫مگه چه مشکلی هست؟

292
00:18:34,340 --> 00:18:37,630
‫خوشحالم که چیزی داشتم تا بهت هدیه بدم.

293
00:18:42,560 --> 00:18:44,850
‫خوب گوش کن، لی‌لی.

294
00:18:44,930 --> 00:18:51,730
‫شستنِ دست‌ها، آراسته بودن
‫و لبخند زدن؛ رازِ سلامت موندن همینه.

295
00:18:51,810 --> 00:18:53,770
‫اگه تو ندیمه‌ی شخصی من هستی،

296
00:18:53,860 --> 00:18:56,940
‫باید تحت هر شرایطی این سه تا کار رو رعایت کنی.

297
00:18:57,530 --> 00:18:58,740
‫ولی بازم...

298
00:18:59,450 --> 00:19:02,950
‫من روی تو خنجر کشیدم و قصد داشتم بهت آسیب بزنم.

299
00:19:04,240 --> 00:19:06,950
‫تو فقط یه‌کم از موهای من رو زدی، مگه نه؟

300
00:19:13,540 --> 00:19:17,340
‫قوز کردن هیچی جز ضرر برای بدنت نداره.

301
00:19:17,920 --> 00:19:23,010
‫سینه‌ت رو بده جلو، یه نفس عمیق بکش و به جلو نگاه کن.

302
00:19:23,100 --> 00:19:25,180
‫اگه بی‌خیال سلامتیت بشی و سرت رو بندازی پایین،

303
00:19:25,260 --> 00:19:27,600
‫مادرت حتماً سرزنشت می‌کنه.

304
00:19:27,810 --> 00:19:29,270
‫مادرم؟

305
00:19:29,350 --> 00:19:31,850
‫اون یه رقاصه از یه سرزمین بیگانه بود، مگه نه؟

306
00:19:32,230 --> 00:19:35,150
‫حتی افسران نظامی هم بدون شمشیر نمی‌تونن بجنگن.

307
00:19:35,230 --> 00:19:38,570
‫ولی اون توی یه سرزمین غریب
‫فقط با تکیه بر بدنش زندگی می‌کرد.

308
00:19:39,070 --> 00:19:41,110
‫چه شخص فوق‌العاده‌ای بوده.

309
00:19:41,910 --> 00:19:44,700
‫باید جوری زندگی کنی که مایه‌ی ننگ مادرت نباشی.

310
00:19:48,450 --> 00:19:49,830
‫چرا؟

311
00:19:50,410 --> 00:19:53,580
‫چرا داره این حرفا رو می‌زنه؟

312
00:19:54,460 --> 00:19:58,380
‫گوش کن لی‌لی. دختر نازنینم.

313
00:19:58,460 --> 00:20:00,010
‫اینو همیشه به‌خاطر داشته باش.

314
00:20:00,340 --> 00:20:02,890
‫زن‌ها باید همیشه سرشون رو بالا نگه دارن...

315
00:20:03,390 --> 00:20:05,470
‫و بدنشون رو استوار حفظ کنن.

316
00:20:10,180 --> 00:20:11,730
‫منو ببخشید...

317
00:20:13,440 --> 00:20:18,530
‫به‌خاطر این‌طور تند و خشن حرف زدنم، به‌خاطر
‫اذیت و آزارهایی که به روش‌های مختلف کردم...

318
00:20:19,780 --> 00:20:24,240
‫به‌خاطر پاره کردن لباست، به‌خاطر زدن موهات... منو ببخشـ...

319
00:20:24,320 --> 00:20:26,530
‫واقعاً به‌خاطر کاری که کردم عمیقاً عذر می‌خوام!

320
00:20:29,450 --> 00:20:30,870
‫اشکالی نداره، لی‌لی.

321
00:20:35,080 --> 00:20:36,430
‫بهت که گفتم، نه؟

322
00:20:36,440 --> 00:20:39,460
‫من... اصلاً برام مهم نیست.

323
00:20:40,090 --> 00:20:43,470
‫بیشتر مسئله‌م اینه که تو خیلی تحت فشار بودی،

324
00:20:43,550 --> 00:20:46,010
‫ولی من خیلی دیر متوجه‌ش شدم.

325
00:20:46,100 --> 00:20:47,510
‫منو ببخش.

326
00:20:51,640 --> 00:20:52,810
‫اون عوض شده.

327
00:20:53,640 --> 00:20:57,400
‫واقعاً کاملاً تغییر کرده.

328
00:21:00,320 --> 00:21:03,990
‫می‌خوام کنارش باشم.

329
00:21:06,120 --> 00:21:08,830
‫می‌خوام سنجاق‌سر رو به گایو-ساما پس بدم.

330
00:21:09,330 --> 00:21:15,330
‫دیگه نمی‌تونم بهش خیانت کنم یا باعث بشم ناامید بشه.

331
00:21:16,630 --> 00:21:20,750
‫حتی اگه معنیش این باشه که متهم به جرم بشم.

332
00:21:30,260 --> 00:21:34,100
‫خب لی‌لی، حالا بریم سرِ اصل مطلب.

333
00:21:34,890 --> 00:21:36,100
‫اصل مطلب؟

334
00:21:36,480 --> 00:21:42,230
‫یکی لبخند رو ازت گرفته و کاری کرده
‫که احساس کنی همه‌چیز «تموم شده».

335
00:21:44,240 --> 00:21:46,660
‫لطفاً بهم بگو، لی‌لی.

336
00:21:47,530 --> 00:21:54,500
‫اون احمق نادونی که ندیمه‌ی ارزشمند منو تحت فشار قرار داده کیه؟

337
00:21:54,520 --> 00:22:04,520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

338
00:23:33,890 --> 00:23:35,180
‫چقدر داغه...

339
00:23:35,260 --> 00:23:38,390
‫درد... درد... درد!

340
00:23:38,890 --> 00:23:40,600
‫اینجا چه خبره؟

341
00:23:40,690 --> 00:23:43,480
‫تبم الان پنج روزه که قطع نشده!

342
00:23:43,730 --> 00:23:47,570
‫یعنی قراره همین‌طوری بمیرم؟
