1
00:00:00,600 --> 00:00:03,600
‫کیگتسو-ساما، اومدم دنبالتون.

2
00:00:03,980 --> 00:00:07,150
ندیمه‌ی خاندان شو
لی‌لی

3
00:00:04,900 --> 00:00:07,230
‫یه لباس ساده‌ی سرخِ رنگ‌‌پریده...

4
00:00:07,230 --> 00:00:11,940
دوشیزه‌ی خاندان شو
شو کیگتسو
(روح ریرین)

5
00:00:07,770 --> 00:00:09,730
‫باید ندیمه‌ی خاندان شو باشه.

6
00:00:09,820 --> 00:00:11,940
‫یعنی یه ندیمه‌ی رتبه پایینه؟

7
00:00:12,610 --> 00:00:17,580
‫بانوی عالی‌رتبه دستور دادن
‫که توی نقل‌مکانتون بهتون کمک کنم.

8
00:00:17,660 --> 00:00:18,950
‫نقل‌مکان؟

9
00:00:19,450 --> 00:00:23,120
‫ایشون فرمودن کسی که توی اندرونی قصر بلوا به پا کرده...

10
00:00:23,210 --> 00:00:26,330
‫حتی اگه بی‌گناه باشه، نمی‌شه مثل قبل باهاش رفتار کرد.

11
00:00:26,790 --> 00:00:28,380
‫متوجه شدم.

12
00:00:28,460 --> 00:00:30,550
‫لطفاً راهنماییم کنید.

13
00:00:30,630 --> 00:00:32,340
‫چیزه، شما...

14
00:00:34,760 --> 00:00:36,340
‫من لی‌لی هستم.

15
00:00:36,720 --> 00:00:37,850
‫لی‌لی.

16
00:00:38,010 --> 00:00:41,020
‫من در طول یک سال گذشته
‫کنار شما خدمت می‌کردم.

17
00:00:41,100 --> 00:00:43,980
‫اما ظاهراً شناخت شما از من در همین حده.

18
00:00:44,730 --> 00:00:45,640
‫هــا؟

19
00:00:45,730 --> 00:00:48,020
‫اون ندیمه‌ی شخصی منه؟

20
00:00:48,190 --> 00:00:54,030
‫نکنه شک کرده که من واقعاً خود اون آدمم یا نه؟

21
00:00:54,050 --> 00:01:04,050
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:02:24,740 --> 00:02:28,000
اندرونی
قصر اسب سرخ
(قصر شو)

23
00:02:28,290 --> 00:02:30,210
‫پس قصر شو اینجاست.

24
00:02:31,130 --> 00:02:33,420
‫از بین پنج خاندانی
‫که پادشاهی اِی رو نمایندگی می‌کنن،

25
00:02:33,500 --> 00:02:38,970
‫خاندان شو بر سرزمین‌های جنوبی
‫حکومت می‌کرد و آتش رو گرامی می‌داشت.

26
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
پایتخت امپراتوری

27
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
غرب

28
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
پادشاهی اِی

29
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
خاندان شو
سرزمین‌های جنوبی

30
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
خاندان کو
سرزمین‌های مرکزی

31
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
خاندان ران
سرزمین‌های شرقی

32
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
خاندان کین
سرزمین‌های غربی

33
00:02:37,760 --> 00:02:42,520
خاندان گن
سرزمین‌های شمالی

34
00:02:39,050 --> 00:02:42,510
‫چقدر باشکوهه، با رنگ‌های خیره‌کننده.

35
00:02:43,010 --> 00:02:44,010
‫عه‌وا؟

36
00:02:44,310 --> 00:02:45,220
‫لی‌لی.

37
00:02:45,310 --> 00:02:47,770
‫چیزه، می‌خوام به بانوی عالی‌رتبه شو سلام کنم.

38
00:02:47,980 --> 00:02:51,600
‫بانوی عالی‌رتبه فرمودن که باید در انزوا بمونید.

39
00:02:51,850 --> 00:02:53,480
‫امکان نداره.

40
00:02:53,810 --> 00:02:56,780
‫توی اندرونی قصر، بانوی عالی‌رتبه و دوشیزه...

41
00:02:56,860 --> 00:02:59,740
‫باید پیوندی شبیه به مادر و فرزند داشته باشن.

42
00:02:59,740 --> 00:03:05,490
ملکه - کو کنشو

43
00:03:00,030 --> 00:03:03,990
‫اگه عمه‌ی من بود، اول به حرفام گوش می‌داد.

44
00:03:04,490 --> 00:03:07,790
‫هرچند؛ اگه واقعاً مرتکب جرمی شده بودم،

45
00:03:07,870 --> 00:03:12,040
‫با دست‌های خودش سر از تنم جدا می‌کرد.

46
00:03:12,960 --> 00:03:16,380
‫نکنه بانوی عالی‌رتبه شو خیلی سنگدله؟

47
00:03:16,880 --> 00:03:17,880
‫ولی...

48
00:03:19,300 --> 00:03:21,970
‫اون کسیه که حتی به حشرات هم محبت می‌کنه.

49
00:03:19,920 --> 00:03:25,510
بانوی عالی‌رتبه
شو گابی

50
00:03:22,050 --> 00:03:25,510
‫اصلاً نمی‌تونم فکر کنم که سنگدل باشه.

51
00:03:29,480 --> 00:03:31,020
‫وای، چقدر اینجا بوی گند می‌ده.

52
00:03:31,100 --> 00:03:35,230
‫دوتا موش دارن این‌ور اون‌ور می‌دوئن،
‫یه موش سیاه و یه موش سرخ.

53
00:03:35,940 --> 00:03:38,820
‫ندیمه‌های رتبه متوسط دارن این حرفا رو به یه دوشیزه می‌زنن.

54
00:03:38,900 --> 00:03:43,660
‫توی قصر کو، وقتی از خیابون رد می‌شدم
‫همه با مهربونی باهام حرف می‌زدن.

55
00:03:43,740 --> 00:03:45,000
‫ریرین-ساما!

56
00:03:44,520 --> 00:03:45,990
‫تبتون اومده پایین!

57
00:03:46,080 --> 00:03:48,040
‫لطفاً حتماً غذاتون رو کامل بخورید!

58
00:03:48,660 --> 00:03:52,250
‫عه‌وا؟ این اتفاق همیشه می‌افتاد،
‫برای همین سروصدا به پا نکردم.

59
00:03:52,330 --> 00:03:54,580
‫شاید اون وضعیت یه‌کم غیرطبیعی بود؟

60
00:03:54,960 --> 00:03:57,500
‫دلم می‌خواد مستقل‌تر باشم.

61
00:03:57,590 --> 00:03:59,710
‫رؤیای من یه زندگی خودکفاست!

62
00:03:59,800 --> 00:04:01,800
‫این اتاق جدیدتونه.

63
00:04:01,880 --> 00:04:02,880
‫اوه.

64
00:04:06,930 --> 00:04:08,260
‫اینجا...

65
00:04:09,180 --> 00:04:11,810
‫اینجا قبلاً انبار آذوقه بوده.

66
00:04:11,890 --> 00:04:13,810
‫حالا که به حال خودش رها شده،

67
00:04:13,890 --> 00:04:17,400
‫محیط مناسبی برای رشد حشرات و قارچ‌ها شده.

68
00:04:17,900 --> 00:04:20,190
‫اون‌طرف خیابون، عمارت خاندان رانه.

69
00:04:20,690 --> 00:04:24,160
‫این یعنی اینجا دورافتاده‌ترین نقطه‌ی قصر شوئه.

70
00:04:24,660 --> 00:04:26,910
‫من تبعید شدم.

71
00:04:27,620 --> 00:04:30,410
‫قراره اینجا زندگی کنم؟

72
00:04:30,700 --> 00:04:32,160
‫آه، همین‌طوره.

73
00:04:32,660 --> 00:04:33,660
‫لی‌لی؟

74
00:04:34,500 --> 00:04:37,210
‫مطمئنم سعی کردی بکشیش، مگه نه؟

75
00:04:37,290 --> 00:04:40,840
‫چون احمق‌ترین آدمی، توی یه همچین جایی رها شدی!

76
00:04:41,260 --> 00:04:43,010
‫رسیدگی به تو توی یه ساختمون متروکه؟

77
00:04:43,090 --> 00:04:45,590
‫این یعنی دارن بهم می‌گن که برم باهات بمیرم!

78
00:04:45,840 --> 00:04:47,340
‫چرا این‌قدر تعجب کردی؟

79
00:04:47,430 --> 00:04:52,020
‫تو تمام این مدت منو مسخره کردی
‫و دختر یه رقصنده‌ی پست صدام کردی!

80
00:04:52,390 --> 00:04:54,640
‫هرچقدر هم که روش سرپوش بذاری،

81
00:04:54,730 --> 00:04:58,440
‫خون اون مادر فریبنده‌ت پاک نمی‌شه.

82
00:04:59,650 --> 00:05:03,280
‫حالا که ذات واقعی خودمو نشون دادم، ترسیدی؟ واقعاً مسخره‌ست!

83
00:05:05,200 --> 00:05:08,910
‫چشمان کهربایی. موهایی با طیف پررنگی از سرخ.

84
00:05:08,990 --> 00:05:11,830
‫طرز صحبتی شبیه به ساکنان بخش بیرونی شهر.

85
00:05:12,290 --> 00:05:16,330
‫حدس می‌زنم کسی توی خاندان شو با یه رقصنده‌ی مهاجر رابطه داشته.

86
00:05:17,040 --> 00:05:19,000
‫و با وجود اینکه اون یه ندیمه‌ی شخصیه،

87
00:05:19,370 --> 00:05:24,050
‫واسه همینه که لباس‌های رتبه‌پایینِ سرخ رنگ‌پریده بهش دادن.

88
00:05:24,130 --> 00:05:28,840
‫دیگه مراعاتت رو نمی‌کنم!
‫هنوز اتاق ندیمگی خودمو دارم.

89
00:05:29,180 --> 00:05:30,470
‫من قرار نیست اینجا بخوابم،

90
00:05:30,550 --> 00:05:33,470
‫پس می‌تونی تک‌و‌تنها اینجا رو تمیز کنی و لباس‌ها رو بشوری!

91
00:05:33,560 --> 00:05:34,480
‫خـ ـ خودم تنهایی؟

92
00:05:34,560 --> 00:05:38,600
‫مطمئنم هیچ‌کدوم از ندیمه‌هایی که
‫بهشون ظلم کردی هم بهت کمک نمی‌کنن!

93
00:05:39,310 --> 00:05:43,570
‫بانوی عالی‌رتبه شو فرمودن که تو قرار نیست
‫توی جشنواره‌ی ارواحِ هفت روز آینده هم شرکت کنی.

94
00:05:44,030 --> 00:05:45,110
‫راحت باش.

95
00:05:54,200 --> 00:05:57,040
‫قراره... اینجا زندگی کنم؟

96
00:05:57,870 --> 00:05:59,330
‫توی یه همچین...

97
00:05:59,670 --> 00:06:01,460
‫جای شگفت‌انگیزی؟

98
00:06:01,670 --> 00:06:03,460
‫تا جایی که چشم کار می‌کنه سبزه‌ست!

99
00:06:03,670 --> 00:06:05,460
‫خاک حاصلخیز.

100
00:06:05,710 --> 00:06:06,720
‫و...

101
00:06:07,380 --> 00:06:08,880
‫آزادی!

102
00:06:11,550 --> 00:06:14,970
‫می‌تونم کلی گیاه دارویی پرورش بدم، آزمایش کنم، بخوابم،

103
00:06:15,060 --> 00:06:17,730
‫و هرچقدر دلم می‌خواد سر و صدا راه بندازم!

104
00:06:23,820 --> 00:06:29,700
‫از بچگی همیشه بدن ضعیفی داشتم و مدام باعث نگرانی همه می‌شدم.

105
00:06:30,570 --> 00:06:33,490
‫ریرین، توی هر کاری که می‌کنی از خودت پشتکار نشون بده.

106
00:06:34,160 --> 00:06:36,290
‫خاندان کو خادمان زمین هستن.

107
00:06:36,370 --> 00:06:41,330
‫عمه‌م می‌گفت ما به ایستادن روی پاهای خودمون افتخار می‌کنیم...

108
00:06:41,420 --> 00:06:44,130
‫و حتی قدردان سختی‌هامون هستیم.

109
00:06:44,670 --> 00:06:47,880
‫خیلی‌خب! با تمام وجودم تلاش می‌کنم!

110
00:06:48,840 --> 00:06:50,510
‫فرمانده.

111
00:06:50,510 --> 00:06:57,560
خواجه - بونکو

112
00:06:50,680 --> 00:06:53,390
‫با اینکه بی‌گناهیش توی قضاوت شیر معلوم شد،

113
00:06:53,470 --> 00:06:57,640
‫واقعاً نیازی هست که بریم و وضعیت شو کیگتسو رو بررسی کنیم؟

114
00:06:57,640 --> 00:07:00,140
فرمانده چشمان عقاب
شین‌او

115
00:06:57,890 --> 00:07:00,140
‫به‌خاطر اینه که والاحضرت نگرانن.

116
00:07:00,730 --> 00:07:03,650
‫مواظب باش ریرین دوباره آسیبی نبینه.

117
00:07:03,650 --> 00:07:05,900
ولیعهد
اِی گیومی

118
00:07:04,230 --> 00:07:05,900
‫گوش‌به‌زنگ باش.

119
00:07:06,150 --> 00:07:08,240
‫پس قضیه از این قراره.

120
00:07:08,320 --> 00:07:10,910
‫والاحضرت بدجوری شیفته‌ی ریرین-ساما هستن.

121
00:07:13,160 --> 00:07:14,370
‫اوه.

122
00:07:14,910 --> 00:07:19,000
‫با این حال، خاندان شو دوشیزه‌شون
‫رو به یه همچین جایی تبعید کردن؟

123
00:07:19,080 --> 00:07:21,290
‫هوم، حقش بود.

124
00:07:21,370 --> 00:07:24,170
‫خواجه‌ها اصلاً نمی‌تونن به یه دوشیزه آسیب بزنن.

125
00:07:24,420 --> 00:07:26,500
‫اون از این قانون سوءاستفاده کرد،

126
00:07:26,590 --> 00:07:28,800
‫به‌خاطر همین؛ همه کلی عذاب کشیدن.

127
00:07:29,010 --> 00:07:31,550
‫و حالا خودش داره عذاب می‌کشه.

128
00:07:31,630 --> 00:07:32,970
‫مطمئنم توی اتاق قدیمیش...

129
00:07:33,050 --> 00:07:35,970
‫داره قشقرق به پا می‌کنه که نمی‌خواد از اونجا بره؟

130
00:07:36,060 --> 00:07:37,720
‫حاضرم شرط ببـ...

131
00:07:37,810 --> 00:07:38,360
‫اوه؟

132
00:07:38,440 --> 00:07:39,060
‫عه؟

133
00:07:39,140 --> 00:07:43,060
‫اوه. فرمانده چشمان عقاب و بونکو-ساما!

134
00:07:43,440 --> 00:07:45,400
‫امیدوارم روز خوبی داشته باشید.

135
00:07:45,480 --> 00:07:47,440
‫شو کیگتسو؟

136
00:07:47,530 --> 00:07:49,190
‫اوه؟ نـ...

137
00:07:49,280 --> 00:07:52,490
‫آه، بله. همین‌طوره.

138
00:07:52,570 --> 00:07:54,870
‫دقیقاً داری اینجا چیکار می‌کنی؟

139
00:07:54,950 --> 00:07:57,200
‫همون‌طور که می‌بینید، دارم علف‌های هرز رو می‌کنم.

140
00:07:57,280 --> 00:08:01,330
‫داشتم فکر می‌کردم اینجا رو
‫آماده کنم تا بتونم راحت توش زندگی کنم.

141
00:08:01,660 --> 00:08:03,460
‫چه بلایی سر ندیمه‌ی شخصیت اومده؟

142
00:08:03,750 --> 00:08:05,290
‫چـ ـ چیزه...

143
00:08:05,380 --> 00:08:08,840
‫درسته. رفته بیرون تا کاری رو انجام بده.

144
00:08:09,130 --> 00:08:10,970
‫ولش کرده رفته.

145
00:08:11,050 --> 00:08:11,970
‫اوه؟

146
00:08:12,050 --> 00:08:14,970
‫خیلی خوب می‌شد اگه می‌تونستم برای شما دو نفر چای آماده کنم،

147
00:08:15,050 --> 00:08:17,260
‫اما متأسفانه توی یه همچین وضعیتی هستم.

148
00:08:17,350 --> 00:08:21,350
‫چای؟ واسه فرمانده رو درک می‌کنم، اما واسه یه خواجه؟

149
00:08:21,560 --> 00:08:25,940
‫چون سر هر دوتون شلوغه، قلبم به درد میاد که اینجا نگهتون دارم.

150
00:08:26,020 --> 00:08:28,610
‫پس با اجازه‌تون...

151
00:08:29,570 --> 00:08:32,240
‫چیزی هست که دلت بخواد داشته باشی؟

152
00:08:32,990 --> 00:08:35,490
‫چیزی که بخوام داشته باشم؟

153
00:08:35,570 --> 00:08:38,950
‫نه؛ اگه قرار باشه بقیه و حتی شما بهم کمک کنید،

154
00:08:39,030 --> 00:08:40,870
‫جذابیت واقعی این کار از بین می‌ره.

155
00:08:40,950 --> 00:08:41,570
‫جذابیت؟

156
00:08:41,810 --> 00:08:43,120
‫نه، چیزی نیست.

157
00:08:43,960 --> 00:08:48,420
‫با این حال، اگه بتونم از لطف و مهربونی شما استفاده کنم...

158
00:08:48,500 --> 00:08:50,000
‫حالا شروع شد.

159
00:08:50,300 --> 00:08:53,630
‫تمام این مظلوم‌نمایی‌هاش فقط نقش بازی کردنه!

160
00:08:53,720 --> 00:08:55,970
‫ولی...

161
00:08:53,720 --> 00:08:55,970
‫قراره کلی چیز میز بخواد.

162
00:08:56,050 --> 00:08:58,800
‫ندیمه، پول، یا صحبت با بانوی عالی‌رتبه شو.

163
00:08:58,890 --> 00:09:00,810
‫می‌شه برام یه‌کم نمک بیارید؟

164
00:09:01,060 --> 00:09:01,810
‫نمک؟

165
00:09:01,890 --> 00:09:02,890
‫فقط همین؟

166
00:09:03,020 --> 00:09:04,890
‫من اینجا خیلی خوش‌شانسم،

167
00:09:04,980 --> 00:09:07,810
‫و انگار می‌تونم آب بارون و سیب‌زمینی گیر بیارم.

168
00:09:07,900 --> 00:09:12,400
‫اما فکر نمی‌کنم بتونم توی یک روز نمک درست کنم.

169
00:09:15,860 --> 00:09:18,910
‫اون واقعاً شو کیگتسوئه؟

170
00:09:19,330 --> 00:09:20,950
‫بعد از قضاوت شیر،

171
00:09:21,040 --> 00:09:24,040
‫اون گفت نسبت به گذشته‌ش تبدیل به آدم دیگه‌ای شده.

172
00:09:24,120 --> 00:09:26,370
‫لاید توی سیاه‌چال، حسابی توبه کرده.

173
00:09:26,460 --> 00:09:29,790
‫بــلـــه. قدرت اون سیاه‌چالِ زیرزمینی واقعاً زیاده.

174
00:09:30,500 --> 00:09:33,760
‫خب بونکو، تو شرط رو باختی...

175
00:09:33,840 --> 00:09:34,840
‫عه؟

176
00:09:34,840 --> 00:09:39,600
آشپزخانه

177
00:09:35,550 --> 00:09:38,220
‫ازت خواهش می‌کنم، مسئول آشپزخونه.

178
00:09:38,300 --> 00:09:41,220
‫می‌شه واسه کیگتسو-ساما و من، یه‌جوری بهم غذای کافی بدی؟

179
00:09:41,310 --> 00:09:42,970
‫بهت که گفتم. من غذایی ندارم،

180
00:09:43,060 --> 00:09:47,480
‫که بخوام به اون دوشیزه‌ی مایه‌ی ننگِ شو و دختر یه رقصنده بدم.

181
00:09:47,560 --> 00:09:49,060
‫جلوی راه رو گرفتی. برو کنار.

182
00:09:49,560 --> 00:09:51,150
‫لعنتی.

183
00:09:51,230 --> 00:09:54,570
‫من با تندی به شو کیگتسو گفتم که قرار نیست ازش مراقبت کنم.

184
00:09:54,570 --> 00:09:59,030
‫اما اگه نتونم غذایی پیدا کنم، خودم هم از گرسنگی می‌میرم.

185
00:09:59,110 --> 00:10:01,830
‫اگه نمی‌تونم روی کمک قصر شو حساب کنم،

186
00:10:01,910 --> 00:10:03,910
‫باید برم و به یه .قصر دیگه التماس کنم.

187
00:10:03,990 --> 00:10:04,920
‫نکنه...

188
00:10:05,000 --> 00:10:05,700
‫ها؟

189
00:10:07,370 --> 00:10:09,330
‫ابریشم کِرِمی.

190
00:10:09,830 --> 00:10:13,840
‫چرا یه ندیمه‌ی رتبه بالای خاندان کین داره به من نزدیک می‌شه؟

191
00:10:14,000 --> 00:10:17,220
‫چه کمکی از دستم برمیاد، بانوی ابریشم کرمی؟

192
00:10:17,300 --> 00:10:21,100
‫خورشید به‌زودی غروب می‌کنه، پس می‌رم سر اصل مطلب.

193
00:10:21,720 --> 00:10:23,430
‫دخترک بیچاره‌ی سرخ رنگ‌پریده.

194
00:10:23,510 --> 00:10:25,390
‫دلت می‌خواد یه ندیمه واسه خاندان کین بشی؟

195
00:10:25,470 --> 00:10:26,390
‫ها؟

196
00:10:26,480 --> 00:10:30,060
‫درباره‌ی مجازات شو کیگتسو شنیدم.

197
00:10:30,560 --> 00:10:32,980
‫تو هم پات به این قضیه باز شد، مگه نه؟

198
00:10:33,190 --> 00:10:38,070
‫حتی اگه دختر یه رقصنده باشی،
‫خودت با خواست خودت این‌طوری به دنیا نیومدی.

199
00:10:38,150 --> 00:10:39,610
‫چقدر ترحم‌برانگیز.

200
00:10:40,530 --> 00:10:45,700
‫این قضیه قلب دوشیزه‌ی من،
‫بانوی خردمند، کین سیکا-ساما رو به درد میاره.

201
00:10:45,790 --> 00:10:47,250
‫کین سیکا-ساما؟

202
00:10:47,500 --> 00:10:49,500
دوشیزه‌ی خاندان کین
کین سیکا

203
00:10:49,580 --> 00:10:51,710
‫بنابراین؛ تحت شرایط خاصی،

204
00:10:51,790 --> 00:10:55,460
‫بهت یه لباس از جنس قاقم نقره‌ای اعطا می‌کنم.

205
00:10:56,130 --> 00:11:00,260
‫قاقم نقره‌ای؟ این رنگ لباس ندیمه‌های رتبه متوسط خاندان کینه!

206
00:11:00,720 --> 00:11:03,430
‫چـ ـ چه شرایطی قراره باشه؟

207
00:11:05,350 --> 00:11:07,100
‫خیلی ساده‌ست.

208
00:11:07,600 --> 00:11:12,190
‫ازت می‌خوام کسی که بهش خدمت می‌کنی، یعنی شو کیگتسو رو شکنجه کنی.

209
00:11:16,030 --> 00:11:16,980
‫چرا؟

210
00:11:17,190 --> 00:11:19,990
‫چرا یه خاندان دیگه به‌خاطر اتفاقی که واسه ریرین-ساما افتاده تلافی می‌کنه؟

211
00:11:20,110 --> 00:11:21,780
‫گوش کن.

212
00:11:21,860 --> 00:11:24,330
‫ریرین-ساما پروانه‌ی موردعلاقه‌ی والاحضرته.

213
00:11:24,410 --> 00:11:26,540
‫اگه دنبال جلب توجه والاحضرتی،

214
00:11:26,620 --> 00:11:29,710
‫فقط کافیه خودت رو داوطلب کنی و به ریرین-ساما وفاداریت رو ابراز کنی.

215
00:11:30,000 --> 00:11:32,920
‫به عبارت دیگه، شو کیگتسو رو سرکوب کن،

216
00:11:33,000 --> 00:11:35,710
‫و طوری بازی کن که انگار خاندان کین طرفِ کو ریرین هستن.

217
00:11:36,250 --> 00:11:38,460
‫خاندان کین قلب اقتصاد اِی هست.

218
00:11:38,550 --> 00:11:40,670
‫کین سیکا با روحیه و تفکر تاجرانه‌ش،

219
00:11:40,760 --> 00:11:43,340
‫قصد داره عمداً بره سراغ جایگاه دوشیزه‌ی دوم.

220
00:11:43,550 --> 00:11:48,640
‫اما، مجازات بیش از حد با مخالفت
‫فرمانده چشمان عقاب روبه‌رو می‌شه.

221
00:11:50,140 --> 00:11:53,850
‫این حرفا از زبون تویی که با تبعید به
‫یه ساختمون متروکه موافقت کرده بعیده.

222
00:11:54,100 --> 00:11:56,070
‫من گایو از خاندان کین هستم.

223
00:11:56,570 --> 00:12:03,320
‫از فردا توی همین موقع از روز، به‌خاطر تحویل دادن
‫یه گزارش درباره‌ی وضعیت شو کیگتسو بهت پاداش می‌دم.

224
00:12:08,240 --> 00:12:11,330
‫یا اینکه این رو ترجیح می‌دی؟

225
00:12:16,670 --> 00:12:17,800
‫برنج؟

226
00:12:20,050 --> 00:12:22,260
‫فردا دو برابرشو برات میارم.

227
00:12:22,880 --> 00:12:24,390
‫قبول می‌کنی، مگه نه؟

228
00:12:27,300 --> 00:12:30,140
‫این لزوماً چیز بدی نیست.

229
00:12:30,220 --> 00:12:31,680
‫واسه اینه که بتونم زنده بمونم.

230
00:12:33,940 --> 00:12:34,940
‫بله.

231
00:12:37,110 --> 00:12:41,000
‫حتماً تا الان شو کیگتسو بین علف‌ها و حشره‌ها گیر افتاده،

232
00:12:41,000 --> 00:12:42,280
‫و زده زیر گریه.

233
00:12:42,950 --> 00:12:47,530
‫یادمه یه بار توی زمستون به باغ تبعید شدم،
‫چون می‌گفت نگاه توی چشمام شیطانیه.

234
00:12:51,410 --> 00:12:53,790
‫اگه صورتش رو به زمین بماله و التماس بخشش کنه،

235
00:12:53,870 --> 00:12:55,290
‫یه لقمه غذا بهش می‌دم.

236
00:12:55,830 --> 00:12:59,590
‫کاری می‌کنم تقاص تمام کارایی که تا الان باهام کرده رو پس بده.

237
00:13:06,340 --> 00:13:08,220
‫اوه، خوش اومدی.

238
00:13:08,300 --> 00:13:10,510
‫لی‌لی، برگشتی!

239
00:13:10,890 --> 00:13:13,140
‫همین الان سرخ کردن سیب‌زمینی‌ها تموم شد.

240
00:13:13,230 --> 00:13:16,020
‫یه‌کم خردل وحشی هم تفت دادم.

241
00:13:16,100 --> 00:13:18,150
‫بیا تا داغه بخوریم!

242
00:13:18,400 --> 00:13:18,780
‫ها؟

243
00:13:18,880 --> 00:13:20,820
‫و... یه نگاه بنداز!

244
00:13:20,900 --> 00:13:23,190
‫نصف کار آماده‌سازی زمین‌ها رو انجام دادم.

245
00:13:23,280 --> 00:13:27,030
‫کلی گیاه مختلف قاطی‌پاتی شده بودن،
‫واسه همین بر اساس نوع‌شون مرتبشون کردم.

246
00:13:27,110 --> 00:13:29,280
‫سیب‌زمینی، تره، کدو و...

247
00:13:29,370 --> 00:13:30,490
‫یه لحظه وایسا!

248
00:13:30,580 --> 00:13:33,370
‫آخه چرا باید از یه ساختمون متروکه سیب‌زمینی و کدو در بیاد؟

249
00:13:33,580 --> 00:13:35,460
‫از جادوی ممنوعه‌ای چیزی استفاده کردی؟

250
00:13:35,660 --> 00:13:37,750
‫ای بابا، لی‌لی.

251
00:13:37,830 --> 00:13:40,630
‫من نمی‌تونم از جادوی ممنوعه استفاده کنم.

252
00:13:40,840 --> 00:13:43,630
‫فقط شانس خیلی خوبی بهم رو کرده.

253
00:13:43,710 --> 00:13:46,180
‫اینجا قبلاً انبار آذوقه بوده، مگه نه؟

254
00:13:46,260 --> 00:13:49,430
‫مواد غذایی رها شده قایمکی اینجا جوونه زده بودن.

255
00:13:49,560 --> 00:13:50,430
‫هـــا؟

256
00:13:50,510 --> 00:13:53,940
‫هرچی نباشه ما توی مرز خاندان ران
‫هستیم، همونایی که خادمان چوب هستن.

257
00:13:54,180 --> 00:13:57,940
‫شاید این منطقه پر از «چی» باشه که به رشد گیاه‌ها کمک می‌کنه.

258
00:13:58,020 --> 00:14:00,610
‫واقعاً... اینجا مثل بهشته.

259
00:14:00,690 --> 00:14:03,070
‫امکان نداره. منظورم اینه که شایعات می‌گن اینجا...

260
00:14:03,150 --> 00:14:05,400
‫جاییه که قارچ‌ها و حشرات ترسناک از توش درمیان.

261
00:14:05,690 --> 00:14:07,200
‫قارچ‌ها! آره، قارچ‌ها!

262
00:14:07,280 --> 00:14:10,660
‫هاگ سیاهک‌ها واقعاً کار فوق‌العاده‌ای کردن!

263
00:14:10,740 --> 00:14:11,740
‫نگاه کن.

264
00:14:11,830 --> 00:14:14,660
‫برنج‌های وحشی به گال‌های برنج فوق‌العاده‌ای تبدیل شدن!

265
00:14:14,750 --> 00:14:16,750
‫واقعاً ازشون ممنونم!

266
00:14:16,830 --> 00:14:20,380
‫آه، فرصت خوبی بهم داده شده...

267
00:14:20,460 --> 00:14:22,880
‫تا تمام دانشی که از کتاب‌ها به دست آوردم رو عملی کنم.

268
00:14:22,960 --> 00:14:25,090
‫من چقدر آدم خوش‌شانسی هستم!

269
00:14:25,380 --> 00:14:27,760
‫اوه، استقامت تموم‌نشدنی...

270
00:14:28,550 --> 00:14:29,470
‫سیب‌زمینی‌ها!

271
00:14:29,550 --> 00:14:30,800
‫زود باش بیا بخوریم!

272
00:14:30,890 --> 00:14:32,890
‫همیشه آرزوم بوده که...

273
00:14:32,970 --> 00:14:35,600
‫غذای پر روغنی که روش نمک پاشیده شده رو بخورم،

274
00:14:35,680 --> 00:14:37,810
‫و نگران سوزش سر دل نباشم!

275
00:14:42,480 --> 00:14:45,690
‫وایسا ببینم، نمک و روغن رو از کجا آوردی؟

276
00:14:45,690 --> 00:14:49,700
‫اوه، به لطف فرمانده چشمان عقاب و بقیه، گرفتمشون.

277
00:14:49,700 --> 00:14:50,700
‫خدایی؟

278
00:14:50,870 --> 00:14:53,120
‫بله. واسه نمک...

279
00:14:53,200 --> 00:14:55,950
‫اگه مجبور بشم می‌تونم از اشکام به‌عنوان چاشنی استفاده کنم.

280
00:14:56,290 --> 00:14:58,080
‫ولی واقعاً دلم می‌خواست حسابی روش بپاشم،

281
00:14:58,160 --> 00:15:00,080
‫واسه همین افراط کردن، انتخاب درستی بود!

282
00:15:00,250 --> 00:15:02,840
‫وایسا ببینم، این طرز فکر دیگه از کجا به ذهنت رسید؟

283
00:15:03,500 --> 00:15:05,800
‫این... چش شده؟

284
00:15:05,880 --> 00:15:07,840
‫انگار کلاً یه آدم دیگه شده.

285
00:15:08,800 --> 00:15:11,680
‫تو واقعاً شو کیگتسو هستی، مگه نه؟

286
00:15:12,180 --> 00:15:15,180
‫اگه نقشه‌ای تو سرته، همین الان بگو.

287
00:15:17,220 --> 00:15:19,640
‫از شب جشنواره‌ی هفت‌ها،

288
00:15:19,730 --> 00:15:22,730
‫من تبدیل به یه آدم کاملاً متفاوت شدم.

289
00:15:23,230 --> 00:15:27,860
‫انگار فعلاً این تنها چیزیه که می‌تونم از زبون خودم بگم.

290
00:15:29,900 --> 00:15:30,760
‫خب، لی‌لی...

291
00:15:31,000 --> 00:15:32,200
‫بگو «آه».

292
00:15:42,500 --> 00:15:44,040
‫خیلی لذت بردم!

293
00:15:44,130 --> 00:15:45,210
‫خوشحالم.

294
00:15:45,290 --> 00:15:48,960
‫حتی اگه مدام بوی روغن به مشامم بخوره، احساس ضعف نمی‌کنم!

295
00:15:49,050 --> 00:15:50,510
‫می‌تونم تا ابد بخورم!

296
00:15:49,590 --> 00:15:50,510
‫قویه.

297
00:15:50,930 --> 00:15:52,300
‫و می‌تونم بنوشم!

298
00:15:51,320 --> 00:15:52,300
‫یعنی من...

299
00:15:52,380 --> 00:15:56,310
‫می‌تونم این دختر رو به مرز ناامیدی بکشونم؟

300
00:16:01,890 --> 00:16:05,150
دوشیزه خاندان کو
کو ریرین
(روح کیگتسو)

301
00:16:04,230 --> 00:16:08,150
‫ریرین-ساما، الان به چیزی احتیاج دارید؟

302
00:16:08,650 --> 00:16:12,240
‫نه، لطفاً نگران من نباشید.

303
00:16:12,740 --> 00:16:15,990
‫ریرین-ساما، پشتکار شما فضیلت فوق‌العاده‌ایه.

304
00:16:16,080 --> 00:16:19,250
‫ولی اگه نخواید به ما تکیه کنید،
‫باعث می‌شه احساس دل‌سردی کنیم.

305
00:16:19,330 --> 00:16:23,540
‫لطفاً کوچک‌ترین تغییرات رو هم بدون تردید به ما بگید.

306
00:16:23,620 --> 00:16:27,170
‫اوه، چقدر همه‌تون نگرانید.

307
00:16:27,250 --> 00:16:29,340
‫من خوبم. لطفاً مرخص بشید.

308
00:16:33,220 --> 00:16:36,510
‫چقدر حس خوبیه که بقیه لوست کنن و نگرانت باشن.

309
00:16:36,600 --> 00:16:38,470
‫این دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودم.

310
00:16:38,970 --> 00:16:41,890
‫وقتی کسی رو این‌قدر عزیز بدونن،

311
00:16:41,980 --> 00:16:49,480
‫حتی یه موش فاضلاب هم به یه پروانه‌ی ظریف و باوقار تبدیل می‌شه‌.

312
00:16:49,860 --> 00:16:53,280
‫از همون اولش هم غیرممکن بود.

313
00:16:53,360 --> 00:16:56,160
‫اینکه یه دختر روستایی که یه‌کم جادوی ممنوعه بلده،

314
00:16:56,240 --> 00:16:59,620
‫بخواد توی قصر دوشیزه‌ها، دل والاحضرت رو به دست بیاره.

315
00:17:00,620 --> 00:17:01,730
‫یک سال پیش...

316
00:17:02,130 --> 00:17:05,080
‫پدرم که یه جادوگر سقوط‌کرده بود و
‫مادرم که پایین‌ترین رتبه رو توی خاندان شو داشت،

317
00:17:05,170 --> 00:17:08,250
‫بدهی‌هاشون بالا زد و خودکشی کردن.

318
00:17:09,170 --> 00:17:11,630
‫واسه همین ندیمه‌ی خاندان اصلی شو شدم.

319
00:17:13,380 --> 00:17:15,510
‫پدر و مادرت رو توی سن به این کمی از دست دادی.

320
00:17:15,890 --> 00:17:17,720
‫چقدر ترحم‌برانگیز.

321
00:17:19,100 --> 00:17:22,770
‫بانوی عالی‌رتبه شو که بر حسب اتفاق به خونه‌ی پدریش سر زده بود،

322
00:17:22,850 --> 00:17:26,350
‫در نگاه اول از من خوشش اومد و منو به‌عنوان دوشیزه‌ی خودش انتخاب کرد.

323
00:17:26,440 --> 00:17:29,770
‫ولی من هیچ استعدادی نداشتم.
‫فقط از روی دلسوزی انتخاب شده بودم.

324
00:17:29,860 --> 00:17:32,440
‫درست از همون‌جا بود که بدشانسی‌هام شروع شد.

325
00:17:32,530 --> 00:17:36,740
‫ندیمه‌های دربار مسخره‌م می‌کردن
‫و بانوی عالی‌رتبه فقط می‌تونست غصه بخوره.

326
00:17:36,820 --> 00:17:40,280
‫دوشیزه‌های دیگه توی قصر فقط بهم ریشخند می‌زدن.

327
00:17:40,660 --> 00:17:43,450
‫اما اون دختر فرق داشت.

328
00:17:44,460 --> 00:17:49,000
‫اون دختر... زیبا، باهوش و با شخصیت بی‌نقصی بود.

329
00:17:49,500 --> 00:17:51,420
‫واسه همین ازش متنفر بودم.

330
00:17:51,500 --> 00:17:53,550
‫حالم رو به‌هم می‌زنه.

331
00:17:54,470 --> 00:17:55,470
‫ریرین-ساما.

332
00:17:56,220 --> 00:17:58,300
‫والاحضرت اومدن تا شما رو ببینن.

333
00:17:59,720 --> 00:18:03,430
‫کو ریرین. همه‌ش تقصیر توئه.

334
00:18:03,890 --> 00:18:07,390
‫والاحضرت رو ازت می‌گیرم.

335
00:18:08,730 --> 00:18:13,190
‫ریرین، معذرت می‌خوام که توی
‫قضاوت شیر باعث شدم احساس ناامنی کنی.

336
00:18:13,480 --> 00:18:16,450
‫من حالم خوبه.

337
00:18:16,530 --> 00:18:22,080
‫فقط قلبم به درد میاد که باعث نگرانیت می‌شم، پسردایی عزیزم.

338
00:18:23,620 --> 00:18:25,960
‫سابقه نداشته این‌طوری برام لوس بشی.

339
00:18:26,540 --> 00:18:30,040
‫اوه، چه حس خوبی داره.

340
00:18:31,290 --> 00:18:35,460
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، خوشحالم که اون دختر نمرد.

341
00:18:35,970 --> 00:18:38,180
‫توی اون احتمال ضعیفِ لو رفتنِ قضیه‌ی جابه‌جایی...

342
00:18:38,260 --> 00:18:39,970
‫می‌تونم راحت گروگانش بگیرم.

343
00:18:40,050 --> 00:18:43,470
‫هرچی نباشه، من تنها کسی‌ام که می‌تونه
‫ما رو به بدن‌های اصلی‌مون برگردونه.

344
00:18:44,470 --> 00:18:47,690
‫حالا هرچی، ولی این بدن بیش از حد ضعیفه.

345
00:18:48,190 --> 00:18:49,980
‫ریرین-ساما، با اجازه.

346
00:18:49,980 --> 00:18:52,230
ندیمه‌ی ارشد ریرین
کو توستسو

347
00:18:50,100 --> 00:18:52,230
‫چیزی شده، توستسو؟

348
00:18:52,520 --> 00:18:56,940
‫بله. دو روزه که تب شما شروع شده.

349
00:18:57,030 --> 00:18:58,740
‫واسه همین وسایل تمرینتون رو آوردم.

350
00:18:59,240 --> 00:19:00,240
‫ها؟

351
00:19:00,410 --> 00:19:03,580
‫گلدوزی تا خودِ صبح، نوشتن ۱۰۰ سوترا،

352
00:19:03,660 --> 00:19:06,580
‫کلاس رقص، کلاس ساز...

353
00:19:06,660 --> 00:19:08,750
‫یا تمرین استقامت بدنی پایه.

354
00:19:09,000 --> 00:19:10,920
‫امشب نوبت کدومه؟

355
00:19:11,790 --> 00:19:15,920
‫این داره چی می‌گه؟ داره با یه آدم مریض حرف می‌زنه!

356
00:19:16,090 --> 00:19:21,590
‫«وقتی جونم در خطره، زمانیه که بدنم
‫با طمع بیشتری دانش و مهارت کسب می‌کنه.»

357
00:19:21,680 --> 00:19:26,430
‫«وقتی سرم به‌خاطر تب گیج می‌زنه، زمانیه
‫که می‌تونم فراتر از محدودیت‌هام رو ببینم.»

358
00:19:26,890 --> 00:19:31,310
‫اولین باری که داشتم ازتون پرستاری می‌کردم
‫خیلی عادی این حرف رو زدید، ریرین-ساما.

359
00:19:31,400 --> 00:19:33,900
‫هر بار که یادش میفتم، تمام بدنم مورمور می‌شه!

360
00:19:35,110 --> 00:19:37,780
‫و ریرین-ساما، شما خون خاندان کو رو در رگ‌هاتون دارید،

361
00:19:37,860 --> 00:19:40,820
‫خونی که بیشتر از هر کسی برای تلاش ارزش قائله.

362
00:19:41,070 --> 00:19:45,330
‫شخصاً افتخار می‌کنم که می‌تونم توی تمریناتون همراهیتون کنم،

363
00:19:45,410 --> 00:19:47,790
‫مخصوصاً حالا که ملکه هم وارد صحنه شدن.

364
00:19:47,870 --> 00:19:49,710
‫حالا، هر طور که مایلید.

365
00:19:50,710 --> 00:19:53,250
‫تـ ـ توستسو؟ می‌دونی...

366
00:19:53,330 --> 00:19:56,590
‫تبم جوریه که حتی بلند شدن هم برام دردناکه.

367
00:19:56,670 --> 00:19:59,340
‫پس توی شرایط فوق‌العاده‌ای هستید!

368
00:20:00,260 --> 00:20:02,970
‫حـ ـ حـ ـ حالت تهوع دارم.

369
00:20:03,050 --> 00:20:05,470
‫فکر کنم تبم داره بدتر هم می‌شه.

370
00:20:05,550 --> 00:20:08,390
‫پس به نظر می‌رسه قراره به اوجی برسید که تا حالا دیده نشده!

371
00:20:08,470 --> 00:20:09,000
‫چی؟

372
00:20:09,000 --> 00:20:10,060
‫من یه تشت آب میارم.

373
00:20:10,140 --> 00:20:11,140
‫نــه!

374
00:20:11,270 --> 00:20:12,390
‫این...

375
00:20:13,310 --> 00:20:17,150
‫فکر می‌کنم یه بیماری واگیردار باشه.

376
00:20:17,230 --> 00:20:18,610
‫لطفاً برید عقب.

377
00:20:18,690 --> 00:20:20,070
‫همین الان.

378
00:20:20,860 --> 00:20:24,820
‫اگه خدای نکرده اتفاقی واسه شما عزیزان بیفته،

379
00:20:24,820 --> 00:20:27,700
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم خودم رو ببخشم.

380
00:20:27,870 --> 00:20:29,250
‫ریرین-ساما.

381
00:20:30,000 --> 00:20:33,870
‫وایِ من، فکرش هم نمی‌کردم وضعیت جسمیتون این‌قدر بد باشه.

382
00:20:33,960 --> 00:20:35,880
‫همین الان داروساز رو خبر می‌کنم!

383
00:20:35,960 --> 00:20:37,840
‫لطفاً دووم بیارید!

384
00:20:37,920 --> 00:20:39,710
‫ما همین‌جا کنارتون هستیم!

385
00:20:40,210 --> 00:20:44,590
‫دیوونه‌ن. اینا قطعاً دیوونه‌ن.

386
00:20:44,890 --> 00:20:50,640
‫مگه کو ریرین یه پروانه‌ی ظریف نبود که همه ازش محافظت و لوسش می‌کردن؟

387
00:20:50,720 --> 00:20:53,560
‫نکنه همه این‌قدر روش حساسن...

388
00:20:53,640 --> 00:20:56,810
‫چون خودش کلی به بدنش فشار میاره که تا پای مرگ می‌ره،

389
00:20:56,900 --> 00:20:59,730
‫و مجبورشون می‌کنه که این‌جوری نگران بشن؟

390
00:21:05,450 --> 00:21:06,740
‫یعنی می‌تونم...

391
00:21:07,370 --> 00:21:11,290
‫توی این بدن دووم بیارم، مگه نه؟

392
00:21:23,920 --> 00:21:25,680
‫اوه.

393
00:21:26,760 --> 00:21:28,510
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

394
00:21:28,600 --> 00:21:31,180
‫دیگه اینجا جایی واسه خوابیدن موش‌ها نیست.

395
00:21:37,860 --> 00:21:39,690
‫خیلی کلافه‌م.

396
00:21:41,940 --> 00:21:45,150
‫بهت یه لباس از جنس قاقم نقره‌ای اعطا می‌کنم.

397
00:21:45,910 --> 00:21:50,620
‫ازت می‌خوام کسی که بهش خدمت می‌کنی، یعنی شو کیگتسو رو شکنجه کنی.

398
00:21:52,330 --> 00:21:55,920
‫اگه بتونم از اینجا فرار کنم، بابتش هرکاری انجام می‌دم!

399
00:21:55,940 --> 00:22:05,940
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

400
00:22:05,970 --> 00:22:19,970
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
