WEBVTT

00:10.396 --> 00:12.154
‫« آنچه گذشت… »

00:12.157 --> 00:13.388
‫- هرشل؟
‫- مامان؟

00:15.555 --> 00:16.810
‫اسمم «دیلارد»ـه

00:18.115 --> 00:20.263
‫تهِ نامردی بود!
‫عجب ایده‌ای!

00:20.288 --> 00:21.841
‫مگی، باید مردمت رو بیاری اینجا

00:21.843 --> 00:24.492
‫ببین، تمام چیزهایی که
کروئت ‫درباره‌ی اینجا گفت درستـه

00:24.494 --> 00:26.105
‫اینجا یه قلعه‌ست

00:26.364 --> 00:28.453
‫همین یه بار آخر رو کمکم کن

00:28.825 --> 00:31.088
‫- چجور دکتری هستی؟
‫- دکتر اورژانس

00:31.130 --> 00:32.740
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- بیا

00:32.875 --> 00:35.420
،داما رو که پیدا کنیم
کی می‌تونه جلومون رو بگیره؟

00:35.545 --> 00:37.998
‫نصف میدتاون از دست رفته

00:38.198 --> 00:40.685
‫کارمون تازه شروع شده

00:41.646 --> 00:52.646
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:06.675 --> 01:10.675
‫♪ Lee Wiley - Manhattan ♪

01:20.018 --> 01:27.018
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:00.394 --> 03:01.917
‫خب الان بزن

03:04.144 --> 03:05.394
‫ایول!

03:08.126 --> 03:13.326
‫« بخش اورژانس »

04:18.704 --> 04:20.259
‫تازه دارم گرم می‌کنم

04:20.434 --> 04:23.754
‫تازه دارم موتورمو داغ می‌کنم.
‫تازه داره جالب میشه.

04:24.076 --> 04:25.801
‫ادامه داره…

04:55.864 --> 04:57.286
‫پنج دقیقه‌ی دیگه، عزیزم

04:58.732 --> 05:00.194
‫باشه، کارم تقریباً تمومـه

05:00.910 --> 05:03.419
‫لوئیس گفت می‌خواد توی
مهمونی ازم امتحان بگیره

05:03.841 --> 05:05.643
‫ممنون که این بار به جای سفره‌ی غذاخوری

05:05.645 --> 05:06.880
‫پارچه گذاشتی زیرش

05:12.953 --> 05:14.161
‫بیا ببینم

05:14.923 --> 05:16.107
‫سلام

05:18.164 --> 05:19.756
‫‌یه کادوی کوچیک برات آوردم

05:21.436 --> 05:25.583
‫آخرین کیسه‌ی قهوه‌ی فرانسوی از
ذخایرِ مخفی بروگل

05:25.907 --> 05:28.758
‫نمی‌دونم زنم از دیدنِ من
بیشتر خوشحال میشه یا این

05:28.952 --> 05:31.258
‫تازه اگه اصلاً بشناستت!

05:32.046 --> 05:33.290
‫دستت درد نکنه

05:34.270 --> 05:35.750
اصلاً دلم نمی‌خواد بری

05:36.226 --> 05:37.798
‫چون حسابی دلت برام تنگ میشه؟

05:38.595 --> 05:41.500
‫- یه حس عجیبی دارم
‫- می‌فهمم

05:42.198 --> 05:43.922
‫نگرانی که نکنه اینجا رو هم از دست بدی

05:44.072 --> 05:45.922
‫تو و رناتا واقعاً اینجا گُل کاشتید

05:46.163 --> 05:47.313
‫حسابی تغییر کردی

05:47.789 --> 05:50.532
‫بین تمام دفعاتی که گیر افتادیم و
‫تا مرز کُشته شدن رفتیم،

05:50.580 --> 05:52.977
‫همیشه برام سؤال بود که
قبل از این جریانات چطور آدمی بودی

05:53.946 --> 05:55.529
‫الان دیگه تا حدی دستم اومده

05:55.561 --> 05:58.266
‫در مورد اینجا به کسی چیزی نمیگم، مگی

05:58.640 --> 06:00.938
‫- می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫- بهت اعتماد دارم

06:02.093 --> 06:04.071
‫و در عین حال ندارم

06:04.637 --> 06:06.825
‫هر کسی که توی راه ازم پرسید این قهوه‌ها رو

06:06.827 --> 06:09.231
‫از کجا گیر آوردم، راستش رو میگم

06:10.848 --> 06:12.058
‫از بوستون

06:14.464 --> 06:16.727
‫ببین، می‌دونم وظیفه‌اتـه که
‫حواست به اینجا باشه، اما…

06:16.729 --> 06:18.409
‫حتی اگه به کسی هم بگم،

06:18.649 --> 06:20.825
‫تو راحت از دور می‌تونی ببینی
‫داریم میایم سراغ‌تون!

06:22.229 --> 06:23.818
‫لوئیس، بسـه دیگه!

06:23.881 --> 06:26.797
‫چراغ قرمز، بچه‌ها، چراغ قرمز.
‫می‌دونید که باید چیکار کنید.

06:26.845 --> 06:28.596
‫از پنجره‌ها فاصله بگیرید،
‫زود باشید!

06:32.823 --> 06:34.721
‫- میرم بالا
‫- من هم میام

06:43.351 --> 06:45.484
‫از دست این مگی و رناتا

06:54.648 --> 06:56.906
‫ظاهراً چندتا از دوست‌های نیوبابیلونی خودتن!

07:03.368 --> 07:05.398
‫چند هفته‌ست هیچ بازمانده‌ای ندیدیم

07:05.605 --> 07:07.398
‫کنجکاوم بدونم اومدن چه غلطی کنن!

07:09.099 --> 07:10.390
‫چیزی نمی‌بینی؟

07:10.908 --> 07:11.908
‫نه

07:13.110 --> 07:14.735
‫داما غذا می‌خواد!

07:14.772 --> 07:15.992
‫اول باید به فکر خودمون باشیم!

07:16.012 --> 07:17.789
‫نه، نه، نه. اون واجب‌تره

07:17.791 --> 07:18.852
‫من دو روزه هیچی نخوردم…

07:18.854 --> 07:20.281
‫می‌خوان به یکی کمک کنن

07:20.301 --> 07:22.703
‫ما شکم اون رو سیر می‌کنیم، اون هم شکم ما رو

07:22.730 --> 07:26.383
‫داما روح و روان‌مون رو سیر می‌کنه

07:27.176 --> 07:30.531
‫چون ما هیچ توافق‌نامه‌ی رسمی‌ای
امضاء نکردیم که ‫به جامعه اونا ملحق بشیم

07:30.672 --> 07:31.906
‫آهای، آهای

07:31.968 --> 07:35.616
‫الان ازش می‌پرسم. آروم بگیر

07:36.529 --> 07:38.842
تیتی‌کاکا می‌خواد بدونه کِی
‫اجازه داریم دوباره آهنگ بخونیم

07:38.865 --> 07:41.521
‫چند بار بهت بگم جوری وانمود نکن که

07:41.523 --> 07:44.233
‫مثلاً می‌تونی با اون
شل‌مغزهای بی‌دندون حرف بزنی؟

07:44.273 --> 07:46.145
‫من هم چند بار بهت بگم که می‌تونم

07:46.150 --> 07:48.273
چندتا از جملات‌شون رو رمزگشایی کنم؟
خواسته‌هاشون رو

07:48.275 --> 07:49.491
‫نیگان، صدام رو می‌شنوی؟

07:49.990 --> 07:51.084
‫خیلی‌خب

07:53.296 --> 07:56.920
‫سر قولم هستم، چراغ قرمز که روشن شد،
‫بی‌سیم من هم روشن میشه

07:56.991 --> 07:59.271
‫می‌بینی چه پسر خوبی‌ام؟

07:59.391 --> 08:01.049
اون دوتا رو می‌بینی؟

08:01.051 --> 08:02.654
‫ظاهراً نزدیک‌های شما هستن

08:02.984 --> 08:06.527
‫چلاق‌خان و کره‌خر رو میگی؟
‫آره، چی میگن؟

08:06.529 --> 08:09.687
‫دارن واسه داما دنبال غذا می‌گردن

08:10.752 --> 08:14.109
‫پشمام، مگه داما غذا هم می‌خوره؟
‫فکر می‌کردم فقط خون می‌خوره

08:14.178 --> 08:16.858
‫این همون لحظه‌ایـه که منتظرش بودیم.
‫نگو که مستی!

08:16.860 --> 08:19.022
‫نه بابا، بریم سراغش

08:20.222 --> 08:21.374
‫خیلی‌خب

08:21.881 --> 08:23.186
‫داما کیـه؟

08:23.272 --> 08:27.021
یه عوضیِ تمام‌عیار که
قراره تقاص کارهاش رو پس بده

08:31.593 --> 08:38.629
بزرگ‌ترین مرجع دنیای مردگان متحرک

09:15.343 --> 09:18.991
« مردگان متحرک: شهر مردگان »
« فصل سوم »
« قسمت دوم: پناهگاه »

09:22.561 --> 09:25.562
‫داداش، راستش رو بخوای ‫هیچوقت
فکر نمی‌کردم یه روز از پیشمون بری

09:25.976 --> 09:27.594
‫فقط دلم می‌خواد برم پیش خانوادم

09:27.596 --> 09:31.494
‫- می‌دونم درکی از این چیزها نداری
‫- آخ، عجب تیکه‌ای بود

09:32.007 --> 09:33.978
‫خب، بذار دلیلش رو بهت بگم

09:33.980 --> 09:36.401
‫چون حقیقتِ تلخ اینـه که آنی و جاشوا

09:36.403 --> 09:38.034
‫بدونِ من زندگیِ بهتری دارن

09:38.036 --> 09:42.223
‫حقیقتِ شیرین هم اینـه که
من هم بدونِ اونا زندگی بهتری دارم

09:43.162 --> 09:46.584
در حالی که توی یه مِیخونه که
بوی گوشتِ گندیده میده زندگی می‌کنه؟

09:50.209 --> 09:51.209
‫خیلی‌خب

09:53.958 --> 09:55.974
‫هنرپیشه‌های سیرکِ داما!

10:14.207 --> 10:17.323
‫چه کسی ما را بیش از
فقط یک تکه نان روزی می‌دهد؟

10:17.910 --> 10:21.403
‫و روح و افکارمان را لبریز می‌سازد؟

10:24.790 --> 10:27.934
‫چه کسی رؤیاها را در دل روز روشن می‌سازد؟

10:29.383 --> 10:32.012
‫چه کسی با روشنایی‌اش راهنمای راهمان است؟

10:34.341 --> 10:37.575
‫چه کسی مانند نوستراداموس آینده را می‌بیند؟

10:38.515 --> 10:42.606
‫چه کسی جز دامای زیبای ما؟

10:47.133 --> 10:50.925
‫خب، یا پیغمبر!

10:50.930 --> 10:54.571
‫صدای ریدنِ من از اینی که خوندید شاعرانه‌تره!

10:54.907 --> 10:56.649
نیومدیم اذیت‌تون کنیم

10:57.883 --> 10:58.985
‫ولی اون…

10:59.852 --> 11:01.809
‫خب، من زیاد اهل نقاشی و اینا نیستم،

11:01.811 --> 11:04.795
‫ولی عجب ممه‌های خوشگل و آب‌داری کشیدید!

11:07.080 --> 11:09.522
‫اینا تپه‌های تبار و خویشاوندی هستن

11:09.524 --> 11:11.567
‫در کنار هم، پایه و اساسِ جوامع بشری…

11:11.569 --> 11:12.874
‫نه، نه، نه، نه، نه

11:13.075 --> 11:14.865
‫من که دوتا ممه می‌بینم

11:15.307 --> 11:17.713
‫خدایی تا حالا ممه از نزدیک ندیدی؟

11:17.720 --> 11:19.591
‫- تموم شد؟
‫- نه والا

11:19.593 --> 11:22.718
‫آخه ببین چه ممه‌های خوشگل و آب‌داری‌ان

11:22.915 --> 11:25.725
‫دیدیم دارید دنبالِ آذوقه می‌گردید،
‫براتون غذا آوردیم

11:26.535 --> 11:29.103
‫ما توی خونه‌مون تا دل‌تون بخواد غذا داریم

11:29.773 --> 11:32.483
‫دکتر هم داریم،
‫می‌تونه درمانت کنه

11:32.567 --> 11:34.694
‫من هم فردا دارم برمی‌گردم نیوبابیلون

11:35.093 --> 11:37.922
‫اگه می‌خواید برید خونه‌تون،
‫قایق من جا داره

11:38.325 --> 11:39.640
‫چه عالی!

11:40.247 --> 11:42.802
‫یه مشت غریبه که می‌خوان بدون هیچ چشم‌داشتی

11:42.804 --> 11:44.138
‫بهمون کمک کنن؟

11:44.166 --> 11:46.586
‫فقط باید بهمون بگید داما کجاست!

11:46.640 --> 11:50.531
‫- فقط همین
‫- من جون‌شون رو نجات دادم!

11:51.056 --> 11:52.056
‫زخمی بودن

11:52.058 --> 11:54.683
‫نه فقط بدن‌شون، بلکه روح‌شون

11:54.983 --> 11:57.886
‫نمی‌تونستن رؤیاپردازی کنن و
من درمان‌شون کردم

11:57.994 --> 12:00.124
‫آدم اولین چیزی که توی
رؤیاهاش می‌بینه اینـه که

12:00.126 --> 12:02.713
‫اجازه نده بقیه جلوی رؤیاپردازی‌هاش رو بگیرن

12:03.341 --> 12:06.866
‫جلوی هرشل رو گرفتی،
‫اما نتونستی جلوی من رو بگیری

12:06.919 --> 12:08.948
‫و جلوی اینا رو هم نمی‌تونی بگیری!

12:09.166 --> 12:13.744
‫آره خب، اصلاً چطوری جلوشون رو بگیریم؟

12:14.010 --> 12:15.925
‫برید پِی کارتون تا زنده بمونید!

12:16.059 --> 12:17.950
‫اما رؤیاهای شما خواهند مُرد!

12:17.994 --> 12:20.673
‫- گندش بزنن!
‫- با این کار این بیچاره‌ها‫ رو به کُشتن میدی!

12:20.675 --> 12:22.676
‫«باری دیگر به سوی شکاف،

12:22.678 --> 12:24.528
‫دوستانِ من، باری دیگر،

12:24.530 --> 12:27.655
‫آن شکاف‌ها را با پیکرِ
‫یاران انگلیسی خودمان پُر کنید.»

12:27.664 --> 12:30.460
‫- برید! خواهش می‌کنم!
‫- «در زمانِ صلح…»

12:30.568 --> 12:31.729
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

12:31.731 --> 12:33.628
‫«هیچ چیز یک مرد را چندان نمی‌آراید،

12:33.630 --> 12:36.153
‫مگر وقار و فروتنی.»

12:36.205 --> 12:37.569
‫خواهش می‌کنم برید!

12:37.578 --> 12:40.703
‫- «اما چون شیپور جنگ به صدا درآید…»
‫- با همتونم!

12:40.705 --> 12:42.594
‫- لعنتی!
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید!

12:42.769 --> 12:44.449
‫«عزمتان را جزم کنید…

12:44.457 --> 12:46.081
‫خونتان را به جوش آورید.»

12:52.477 --> 12:54.235
‫آخه این چه کار احمقانه‌ای بود؟!

13:00.099 --> 13:01.099
‫برو!

13:01.702 --> 13:02.962
‫برو!

13:04.828 --> 13:05.982
‫مبارزه کن!

13:06.180 --> 13:07.540
‫مبارزه کن، ای بزدل!

13:11.136 --> 13:12.457
‫اونجاست!

13:15.660 --> 13:21.348
‫- اینجا ته خطـه، داما
‫- هیچ پایانی ‫واقعاً پایان نیست

13:22.415 --> 13:23.675
‫مراقب باشید!

13:28.279 --> 13:29.797
‫حرومزاده!

13:30.414 --> 13:33.805
‫داره میره، پاشید. زود!

13:41.240 --> 13:42.446
‫نه!

14:00.590 --> 14:03.332
‫خوکِ خودخواه!

14:04.356 --> 14:05.748
‫پسرِ تو…

14:06.028 --> 14:09.582
‫قرار بود آینده‌ی این شهر رو بسازه

14:10.534 --> 14:12.450
‫ولی تو نذاشتی این اتفاق بیفته

14:12.821 --> 14:14.957
‫گولش زدی و از چنگم درش آوردی!

14:16.513 --> 14:18.981
‫من دوباره هرشل رو می‌بینم و اون موقع…

14:19.163 --> 14:22.028
‫خودش می‌فهمه راهی که
در پیش گرفته اشتباه بوده

14:23.044 --> 14:24.356
‫آره بابا

14:25.023 --> 14:27.634
‫‫همینطوری به زر زدن ادامه بده، لطفاً

14:27.889 --> 14:29.114
‫نیازی نیست بکُشیش

14:29.116 --> 14:30.190
‫نه

14:30.192 --> 14:32.585
‫باید مثل سگ بمیره!

14:33.895 --> 14:35.201
‫نه!

15:01.020 --> 15:02.303
‫کروئت کجاست؟

15:03.594 --> 15:05.487
‫معلومـه که اون این مخزن‌ها رو راه انداخته

15:05.489 --> 15:06.678
‫کجاست؟

15:07.385 --> 15:08.686
‫مُرد

15:11.828 --> 15:13.787
‫پس مخزن‌ها رو از کجا گیر آوردید؟

15:23.276 --> 15:24.364
‫غذا بخور

15:25.150 --> 15:26.308
‫اینجا نه

15:28.050 --> 15:29.620
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم

15:31.855 --> 15:33.479
‫چرا تا الان من رو نکُشتی؟

15:37.755 --> 15:38.844
‫مگی…

15:42.324 --> 15:43.971
‫من شاید…

15:44.421 --> 15:45.979
‫تو رو دست‌کم گرفته بودم

15:46.341 --> 15:50.417
‫شاید انگیزه و اراده‌ی هرشل واقعاً به تو رفته

15:51.347 --> 15:52.940
‫من می‌خوام کمک کنم، مگی

15:53.087 --> 15:55.745
‫می‌خوام این شهر دوباره احیاء بشه

15:56.041 --> 16:01.714
‫از اول هم همین رو می‌خواستم،
‫این بیمارستان شروع عالی‌ای بود،

16:01.815 --> 16:03.909
‫اما باید به چیزای بزرگ‌تر فکر کنی

16:04.075 --> 16:10.104
‫اگه تعداد این مخزن‌ها رو افزایش بدی،
‫می‌تونی برق کل جزیره رو تأمین کنی

16:10.805 --> 16:13.062
‫فقط باید بیشتر در موردش حرف بزنیم

16:13.614 --> 16:17.008
‫تا بشینم واست نقاشی بکِشم؟

16:18.284 --> 16:20.102
‫تا واست آدم بکُشم؟

16:20.670 --> 16:25.678
‫من یه برنامه‌ی دقیق داشتم،
‫دانشش رو دارم!

16:25.990 --> 16:28.708
‫سنترال پارک زمانی زمین کشاورزی بوده

16:28.726 --> 16:31.569
‫این ساختمون‌ها، این کارخونه‌ها…

16:33.373 --> 16:38.140
‫یه تمدن تمام و کمال
زیر پوست این شهر خوابیده که باید بیدار بشه

16:39.531 --> 16:40.749
‫‫همینطوره

16:44.280 --> 16:45.291
‫مگی!

16:45.703 --> 16:46.757
‫مگی!

16:58.603 --> 17:00.720
‫- فکر نکنم آمادگی‌اش رو داشته باشم
‫- داری!

17:01.898 --> 17:04.838
‫یادت باشه: هر یه نفس، یه حرکت

17:05.225 --> 17:06.423
‫آهای!

17:06.575 --> 17:09.864
‫یکیتون یدونه سوزن بیاره،
‫خودم انجامش میدم!

17:11.026 --> 17:15.565
،یه لایه پوستـه دیگه
مال اون هم مشخصاً حسابی نازکـه

17:29.333 --> 17:32.073
‫خیلی خوشحالم که
‫شدم موش آزمایشگاهیِ جنابعالی!

17:34.848 --> 17:36.737
‫تو اینجا چیکار داری؟

17:37.183 --> 17:38.370
‫مگه کوری؟

17:38.899 --> 17:43.252
‫دارم سوراخ‌سوراخ شدن پوستت
توسط پسرم رو تماشا می‌کنم

17:44.032 --> 17:47.662
‫چرا نمیری واسه پسرت
‫یه پیک عرق بیاری تا استرسش کم بشه؟

17:47.664 --> 17:50.148
حالا چون از سوزن می‌ترسی
لازم نیست دقِ‌دلیت رو سر بچه خالی کنی

17:50.150 --> 17:51.525
‫آره بابا، می‌بینی که

17:51.527 --> 17:54.851
‫مثل سگ از سوزن‌موزن می‌ترسم،
‫مرتیکه‌ی کیر سوزنی!

17:57.053 --> 17:58.585
‫ببین، پهلوون…

17:58.719 --> 18:02.531
‫من تا حالا چند بار
جون جنابعالی رو نجات دادم

18:02.643 --> 18:04.351
‫چرا اینقدر ازم می‌ترسی؟

18:04.445 --> 18:06.315
‫آدم چرا باید از کسی که تمام روز توی

18:06.324 --> 18:09.695
‫مِیخونه‌ی پُر از زامبیش پاش رو
انداخته روی پاش و ‫و گیم می‌زنه بترسه؟

18:10.338 --> 18:11.731
‫اصلاً بگو ببینم چی شد؟

18:12.758 --> 18:15.499
پرت گرفته به یکی از اون بطری‌های خالیت؟

18:18.498 --> 18:19.733
خبر نداره؟

18:24.549 --> 18:28.862
‫پایینـه. زندانیش کردیم

18:30.743 --> 18:33.985
‫قول میدم کوچک‌ترین آسیبی بهت نرسونه

18:34.606 --> 18:36.652
‫اصلاً نیازی نیست بترسی

18:38.223 --> 18:40.133
‫می‌دونم حرف قشنگی نیست، اما…

18:41.282 --> 18:45.196
‫فکر کنم اگه اونجا بودم،
صد درصد ‫دلم می‌خواست بزنم بکُشمش اما…

18:46.735 --> 18:48.673
‫هممون همین رو می‌خواستیم

18:49.610 --> 18:51.391
‫اما نمی‌دونم واقعاً می‌تونستم بکُشمش یا نه

18:55.204 --> 18:56.907
‫بعضی وقتا نگران میشم که…

18:57.243 --> 18:59.610
‫یه روزی نوبت من بشه یکی رو بکُشم و…

19:00.107 --> 19:01.704
‫نتونم از پسش بربیام

19:05.899 --> 19:07.719
‫می‌تونی این رو هم یادم بدی؟

19:13.047 --> 19:15.589
‫خب، حالا واقعاً باید چیکار کنیم؟

19:15.605 --> 19:17.464
‫یعنی دوتا راه بیشتر نداریم؟

19:17.488 --> 19:19.707
‫یا بکُشیمش یا تا آخر عمر همونجا نگهش داریم؟

19:19.709 --> 19:21.536
‫یا می‌تونیم اصلاحش کنیم

19:21.551 --> 19:24.772
‫- تا حالا دیدی روی کسی جواب بده؟
‫- آره، دیدم

19:24.812 --> 19:26.429
‫به نظرت روی این زنیکه هم جواب میده؟

19:26.835 --> 19:28.609
‫- نمی‌دونم
‫- باشه

19:29.643 --> 19:33.081
‫اگه ‫همینطوری توی زندان نگهش داریم،
منابع‌مون هدر میره

19:33.083 --> 19:34.413
‫منظورم فقط غذا و این چیزها نیست

19:34.415 --> 19:36.554
‫اگر بگیم اونقدر خطرناکـه که

19:36.556 --> 19:38.998
‫نباید آزادش کنیم تا واسه خودش ول بچرخه، پس…

19:39.039 --> 19:42.122
‫به یه نگهبان احتیاج داریم تا
‫حواسش باشه جیم نزنه

19:42.124 --> 19:45.003
‫احتمالاً باید یه نگهبان دیگه هم بیاریم تا
‫حواسش به نگهبان اولیه باشه،

19:45.005 --> 19:47.380
‫چون واضحاً نمیشه زنیکه رو با کسی تنها گذاشت

19:47.708 --> 19:49.051
‫یا هم می‌تونیم بکُشیمش

19:49.053 --> 19:52.716
‫و به ارزش‌هایی که جامعه‌مون رو
بر اساسش ساختیم پُشت کنیم

19:53.216 --> 19:57.224
کسشعر

20:00.283 --> 20:01.496
‫جان؟

20:02.189 --> 20:04.575
‫ببینید، اگه ارزش‌های جامعه‌تون…

20:04.577 --> 20:08.623
‫تر و خشک کردنِ یه قاتلـه،
‫خب، صلاح خویش خسروان دانند

20:09.748 --> 20:11.270
‫تا جایی که می‌دونم،

20:11.272 --> 20:13.037
‫جنابعالی هم کم آدم بی‌گناه نکُشتی!

20:13.061 --> 20:15.920
‫- پس تو رو هم بکُشیم؟
‫- آره

20:15.922 --> 20:17.179
‫ببینید، مشکل اصلی اینـه که

20:17.181 --> 20:22.009
‫من توی جامعه‌ی شما نیستم،
‫من توی «به کیرم آباد»

20:22.011 --> 20:24.259
‫به کُد پستی «کون لقتون» زندگی می‌کنم

20:24.438 --> 20:27.958
‫اگه حاضر نباشی دست به
‫وحشیانه‌ترین کار ممکن بزنی،

20:27.960 --> 20:30.950
‫به هیچ عنوان نمی‌تونی گلیم خودت رو
از آب بکشی بیرون

20:30.952 --> 20:33.498
‫مشخصـه که تو هم اصلاً اهل این کارها نیستی

20:33.913 --> 20:37.287
‫حق با توئـه. اهل این کارها نیستم

20:37.817 --> 20:40.755
‫اگه با این موضوع مشکلی داری، تبریک میگم!

20:40.757 --> 20:42.846
‫با قایم شدن توی اون مِیخونه‌ی کپک‌زده

20:42.848 --> 20:44.976
‫بهترین تصمیم ممکن رو گرفتی

20:47.320 --> 20:48.321
‫ببین…

20:48.722 --> 20:51.206
‫می‌تونی بری اون بالا و زنی رو بکُشی که

20:51.208 --> 20:55.260
‫می‌خواست تو و هرشل رو بکُشه یا
می‌تونی به حرف این یکی که

20:55.262 --> 20:57.581
‫می‌‌خواد تو و هرشل رو به کُشتن بده گوش کنی

20:58.230 --> 20:59.510
‫تصمیم با خودتـه

21:05.253 --> 21:09.003
‫من داما رو می‌شناسم و
نیگان هم می‌شناستش

21:09.683 --> 21:12.769
‫اون زن روزگار هممون رو سیاه کرده

21:13.598 --> 21:16.270
‫بلاهایی که به کروئت گفت سرمون بیاره…

21:17.051 --> 21:21.142
‫آدم وقتی عصبانیـه یا ترسیده
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره

21:21.144 --> 21:25.610
‫من هم دارم تمام سعی می‌کنم تا
چراغِ امید رو روشن نگه دارم، مگی

21:25.612 --> 21:30.376
‫واقعاً میگم، ‫ولی…
نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه

21:30.588 --> 21:34.072
‫شاید نیازی هم نباشه.
‫اصلاً غذا نمی‌خوره.

21:34.631 --> 21:37.986
‫همین الان پیشش بودم.
‫از قیاقه‌اش مشخصـه چند وقتیـه هیچی نخورده.

21:38.028 --> 21:41.770
‫اگه ‫همینطوری ادامه بده زیاد دووم نمیاره

21:42.708 --> 21:44.848
‫پس، شاید بهتر باشه بذاریم خودش تصمیم بگیره

21:46.203 --> 21:48.990
یعنی اگه دلش می‌خواد
‫با زجرآورترین روش ممکن که

21:48.992 --> 21:51.445
‫مُردن از گشنگیـه، خودش رو بکُشه…

21:52.201 --> 21:55.054
‫از نظرم ایرادی نداره که
یه راه دیگه بذاریم جلو پاش

21:56.021 --> 21:57.914
‫لازم نیست اینقدر زجر بکِشه

22:03.269 --> 22:05.177
‫یه لطفی در حقم بکن و بیخیال شو

22:05.179 --> 22:06.616
‫آخه چطوری بیخیالشون بشم، ها؟

22:06.805 --> 22:09.248
‫وقتی بهم میگی نمی‌فهمم چی میگن،
رسماً داری بهم میگی دروغگو

22:09.250 --> 22:11.507
‫نه، فقط دارم میگم جوری وانمود نکن که

22:11.509 --> 22:14.985
‫- انگار می‌فهمی چی میگن…
‫- باز گفت وانمود! وانمود نمی‌کنم. ‫من…

22:17.423 --> 22:18.899
‫- دارم خودم رو وفق میدم
‫- خدای من

22:18.901 --> 22:21.071
‫- نه…
‫- یه لحظه، چیزی نیست. چیزی نیست

22:36.775 --> 22:38.063
‫اسمش چزه!

22:38.286 --> 22:41.305
‫آهای، نندازش به جون‌مون!

22:56.437 --> 22:57.569
‫باشه

23:01.229 --> 23:03.495
‫بیچاره طرفدارِ تیمِ نیویورک جتسـه!
‫(تیم فوتبال آمریکایی)

23:07.449 --> 23:08.643
‫برو کنار ببینم

23:13.397 --> 23:14.694
‫برو کنار!

23:22.877 --> 23:24.751
‫گندش بزنن،
‫زود باش بریم، بریم، بریم!

23:24.923 --> 23:26.166
‫از این سمت!

23:28.464 --> 23:29.595
‫زود باش!

23:33.382 --> 23:34.619
‫خوبی؟

23:38.169 --> 23:39.372
‫اصلاً خنده‌دار نبود

23:47.458 --> 23:49.865
‫این حرومزاده‌ها دندون دارن!

23:51.844 --> 23:53.130
‫ناخن دارن!

23:55.104 --> 23:57.837
مثل حیوون خونگی‌های توی مِیخونه‌ات نیستن

23:57.885 --> 24:01.706
عزرائیل متحرکن. فهمیدی؟

24:01.784 --> 24:03.104
آره

24:03.460 --> 24:10.604
‫باورم نمیشه که بعد از این همه سال…
‫اصلاً مجبورم اینا رو بگم

24:15.000 --> 24:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:27.244 --> 24:29.244
،یه بار دیگه از این غلطا بکنی

24:29.581 --> 24:32.197
با آچارچرخ میفتم به جونت

24:41.768 --> 24:42.923
…میگم

24:48.653 --> 24:50.658
«به زبونِ مُرده‌ها یعنی «متأسفم

25:17.236 --> 25:21.143
قبلاً پلیس بودم. مأمور مخفی

25:23.412 --> 25:25.689
،وقتی تا خرخره میری توی نقش
دیگه خودت نیستی، می‌دونی؟

25:28.421 --> 25:30.682
اما واقعیت اینـه که دقیقاً خودتی

25:32.243 --> 25:35.283
هر کی که باشی، دیگه اون آدم قبلی نیستی اما
مجبوری اونطوری زندگی کنی

25:35.827 --> 25:38.843
،سال‌ها وقتی می‌رفتم توی دل تاریکی
هم خودم بودم

25:38.980 --> 25:40.370
هم یه آدم دیگه

25:40.832 --> 25:43.120
سال‌هاست توی اون مِیخونه جا خوش کردم

25:44.153 --> 25:45.550
می‌دونستم نمی‌فهمم چی میگن

25:47.250 --> 25:49.425
باید تظاهر می‌کردم می‌فهمم وگرنه
میزد به سرم

25:50.018 --> 25:51.702
سگ توش، شاید اصلاً زده به سرم. چمی‌دونم

25:51.704 --> 25:53.612
شاید اصلاً نمی‌دونم چه اتفاقی داره میفته

25:57.017 --> 25:58.393
ولی یه چیز رو می‌دونم

26:01.762 --> 26:03.109
،وقتی زیادی توی یه نقشی فرو میری

26:03.111 --> 26:04.659
میشه بخشی از وجودت

26:06.568 --> 26:10.425
،هر چی هم که بشه
تا ابد باهات می‌مونه

26:14.020 --> 26:16.698
…پس بخشی از من همیشه اون آدمی می‌مونه که

26:18.615 --> 26:21.104
مجبور بود کانتینرهای پُر از دختر رو
از کشتی‌ها خالی کنه

26:25.236 --> 26:27.596
بخشی از من قراره همیشه بفهمه چی میگن

26:36.547 --> 26:37.844
صد درصد ممه‌ست

26:47.694 --> 26:50.131
با دکتر صحبت کردم. غذا نمی‌خورم

26:50.729 --> 26:53.258
اینجا نمی‌مونم -
می‌دونم -

27:06.574 --> 27:09.328
وقتی نیگان توی زندان بود جلوش وایساده بودم

27:10.351 --> 27:11.775
ازم می‌خواست بکُشمش و

27:11.777 --> 27:14.640
من هم نکُشتم چون می‌خواستم زجر بکِشه

27:15.635 --> 27:19.890
تو رو هم نمی‌کُشم ولی
نمی‌خوام زجر بکِشی

27:20.244 --> 27:23.273
قرار نیست از اینجا خلاص شی، خب؟

27:25.118 --> 27:27.734
ولی می‌تونی چیزهایی که می‌دونی بهمون بگی

27:28.924 --> 27:31.336
می‌تونی سعی کنی کارهات رو جبران کنی

27:31.793 --> 27:33.187
می‌تونی تغییر کنی

27:36.366 --> 27:37.366
غذا بخور

27:39.444 --> 27:43.803
یا نخور و… از چاقو استفاده کن

27:45.947 --> 27:47.373
تصمیمش با خودتـه

28:18.245 --> 28:20.943
سلام… چطوره؟

28:22.447 --> 28:23.685
از اینجا بُردمشون

28:26.104 --> 28:29.837
توی اتاقم هستن. دیگه… خسته شده بودم ازشون

28:31.053 --> 28:32.126
…گمونم اگه

28:32.924 --> 28:34.143
همیشه‌ی خدا این پایین نباشن

28:34.145 --> 28:35.438
واسم بهتره، نه؟

28:36.766 --> 28:38.665
…خیلی‌خب، آره، گمونم

28:38.884 --> 28:42.064
به نظرم فکر خوبیـه

28:43.472 --> 28:44.829
…میگم، یه سؤال

28:47.101 --> 28:48.853
اون بازیه که بیست و چهاری نشستی پاش رو

28:48.855 --> 28:50.376
بهم یاد میدی با هم بازی کنیم؟

28:53.539 --> 28:56.210
خب، دلت می‌خواد بازی کنی؟

28:58.325 --> 28:59.675
تو دلت می‌خواد بازی کنم؟

29:01.635 --> 29:04.125
رفیق، آماده باش که قراره برگات بریزه

29:04.228 --> 29:07.000
یه جوری بزنمت که مثل گاو صدا بدی، جوجه

29:07.002 --> 29:11.234
اونقدر چلاقی که بیام جلوت وایسم هم
نمی‌تونی بزنیم، داداش

29:12.227 --> 29:13.965
…کیرم توی اول و آخرت! وای که اگر می‌زدمت

29:13.967 --> 29:17.125
اگر رو بکاری شلغم به عمل میاد

29:18.139 --> 29:19.430
!یالا، یالا، یالا

29:21.063 --> 29:22.211
!یالا، یالا

29:22.781 --> 29:24.664
!یالا، یالا، یالا، یالا

29:24.671 --> 29:25.867
!گندش بزنن

29:27.875 --> 29:29.416
برو بمیر با اون قیافه‌ات

29:29.418 --> 29:32.727
خدایی… خیلی نزدیک بود -
کونِ یکی بدجور سوخته -

29:32.810 --> 29:34.852
می‌دونی، جالبـه چون
همین الان به عرضم رسید که

29:34.854 --> 29:37.695
موش هم در مقابل بی‌خایگیِ تو
سر تعظیم فرود آورده

29:37.697 --> 29:39.624
باید هم آمارش رو داشته باشی چون

29:39.626 --> 29:41.695
«ننه‌ات معروف بود به «موش سوراخ‌مفتی

29:41.859 --> 29:45.617
،توی هر جمعی که می‌رفت
همه با سوراخش یه صفایی می‌کردن

29:45.626 --> 29:47.229
راستش مامانت زن نازنینیـه

29:47.231 --> 29:49.447
بهش توهین نمی‌کنم ولی
باید اون شب آبِ بابات رو می‌خورد

29:49.754 --> 29:52.508
اتفاقاً درست میگی -
سلام -

29:55.414 --> 29:59.152
مارگارت، آفتاب از کدوم طرف در اومده که
گذرت به اینورها افتاده؟

29:59.154 --> 30:00.401
یه لحظه وقت داری؟

30:02.365 --> 30:04.188
خیلی‌خب، تو تمرین کن

30:04.470 --> 30:06.078
جنازه‌ات رو می‌فرستم اون دنیا، عزیزم

30:06.611 --> 30:07.844
!بنگ! بنگ

30:14.338 --> 30:15.338
می‌شنوم

30:15.957 --> 30:17.180
چرا موندی؟

30:18.976 --> 30:22.188
،جینی رو که خاک کردیم
آماده بودی سوار قایق شی

30:22.861 --> 30:23.977
چرا موندی؟

30:25.773 --> 30:27.828
واسه این نبوده که
کل روز روی مبل لم بدی، نه؟

30:29.844 --> 30:30.982
نه… نه

30:30.984 --> 30:32.838
گفتم برم دیدن یکی از بازی‌های تیم نیکس

30:32.840 --> 30:35.297
میشه واسه دو دقیقه هم که شده جدی باشی؟

30:38.973 --> 30:40.211
حالت خوبـه؟

30:42.024 --> 30:44.108
نمی‌خوام بهش حق انتخاب بدم

30:47.320 --> 30:49.016
می‌خواستم توی همون آمفی‌تئاتر بکُشمش و

30:49.018 --> 30:51.023
الان هم می‌خوام بکُشمش

30:51.550 --> 30:53.227
خیلی‌خب. چرا به من میگی؟

30:55.300 --> 30:57.391
چون فقط تو درک می‌کنی

31:15.825 --> 31:16.922
پس بکُشش

31:24.604 --> 31:26.237
اینجا خیلی خاصـه

31:26.786 --> 31:29.394
آخرین امیدمونـه

31:29.764 --> 31:31.299
مخصوصاً برای هرشل

31:31.606 --> 31:33.808
با این همه آذوقه و تجهیزاتی که
از دار و دسته‌ها و

31:33.810 --> 31:35.812
نیوبابلیون غنیمت گرفتیم و چیزهایی که

31:35.814 --> 31:36.983
از بریکس آوردیم؟

31:37.067 --> 31:40.269
سلاح داریم، غذا داریم، برق داریم

31:40.295 --> 31:41.909
،با چیزایی که داریم و می‌دونیم

31:41.911 --> 31:43.505
قرار نیست از صفر شروع کنیم

31:45.015 --> 31:46.964
خودت هم یکی از درس‌های عبرتش هستی

31:47.499 --> 31:50.558
من رو نکُشتی، نه؟ -
نه -

31:51.713 --> 31:53.409
تابحال به این فکر کردی که

31:53.411 --> 31:55.410
شاید من یه مورد خیلی استثنام؟

31:56.438 --> 31:57.549
نیستی

31:57.551 --> 31:58.551
هستم

32:01.619 --> 32:03.401
…خیلی‌خب، پس

32:03.674 --> 32:07.243
پس می‌خوای بزنی توی کار
زنده نگه داشتنِ اُسرا» آدما؟»

32:07.412 --> 32:09.987
من خودم تا دلت بخواد این راه رو رفتم

32:10.435 --> 32:12.175
این راه آخر و عاقبت نداره

32:13.034 --> 32:15.261
…ببین، واسه زنده نگه داشتنِ آدما

32:15.370 --> 32:17.698
مجبور میشی کلی آدم دیگه رو بکُشی

32:18.479 --> 32:22.172
دیر یا زود، آدم اشتباهی رو
می‌کُشی و مخت کلاً رد میده

32:22.174 --> 32:24.308
بعدش دیگه نمی‌تونی اونی که باید رو بکُشی

32:24.539 --> 32:28.558
بهتره وارد این بازی نشی

32:30.653 --> 32:33.675
طرز فکر داما هم همینـه -
واقعیتـه -

32:35.297 --> 32:36.948
الان حرفت همینـه؟

32:37.898 --> 32:38.898
آره

32:39.986 --> 32:42.690
می‌تونی کمک کنی اینجا رو بسازیم

32:45.463 --> 32:47.731
میشه یه قلعه‌ی شنی توی دل طوفان

32:48.862 --> 32:51.503
…فکر نمی‌کنی شاید

32:53.014 --> 32:54.712
،بعد از تمام کارهایی که کردی

32:54.714 --> 32:56.417
بتونی به مردم کمک کنی؟

32:59.049 --> 33:04.073
تمام اون کارها رو کردم که به مردم کمک کنم

33:07.297 --> 33:08.612
دیگه کافیـه

33:21.565 --> 33:23.198
…اون روز با کروئت

33:25.344 --> 33:29.090
حداقل من یکی که بعد از اون روز متحول شدم

33:29.857 --> 33:32.394
فکر می‌کردم تو هم شده باشی

33:34.720 --> 33:37.839
می‌دونی، بالاخره فهمیدم
چرا گذاشته اینجا بمونی

33:38.602 --> 33:40.831
تو هم مثل رفقاش مُردی

33:52.715 --> 33:54.105
صحبت خوبی بود؟

33:54.428 --> 33:56.644
آره، عالی بود

34:01.618 --> 34:04.237
سلام، رفیق. کی گذاشته بیای بیرون؟

34:06.299 --> 34:09.105
باز یکی در اتاق ۳۱۵ رو
باز گذاشته؟ نگاش کن

34:10.389 --> 34:12.339
…هی، هی، داداش، داداش

34:13.354 --> 34:14.729
« !لطفاً چیزی دود نکنید »

34:15.315 --> 34:16.425
…رفیق

34:18.510 --> 34:19.948
باشه؟ -
خیلی‌خب -

34:19.972 --> 34:21.189
واسه پوست ضرر داره

34:27.848 --> 34:30.105
میرم بیرون -
ممنون -

35:40.433 --> 35:44.448
…آهای… ببین

35:44.657 --> 35:47.745
می‌خواستم بدونی که من زنده‌ام

35:48.166 --> 35:50.784
من هم اون روز یه چیزهایی بهم گذشت

35:56.705 --> 35:57.705
خیلی‌خب

36:07.277 --> 36:10.581
فقط… نمی‌تونم توی این ساختمون زندگی کنم

36:11.013 --> 36:15.315
نمی‌دونم. امن نیست

36:15.462 --> 36:18.144
امن نیست چون نمی‌تونی هر کی که نیازه رو

36:18.146 --> 36:19.263
بکُشی؟

36:19.281 --> 36:20.879
نه. گوش بده

36:22.675 --> 36:25.104
،اون اول که «ناجی‌ها» رو راه انداختم

36:25.520 --> 36:27.301
می‌خواستیم گروهمون کوچیک بمونه

36:27.303 --> 36:28.416
خب

36:28.418 --> 36:30.623
ولی تعدادمون جوابگو نبود

36:30.655 --> 36:34.705
باید اونقدر آدم داشته باشی تا
بتونی بقیه رو زنده نگه داری

36:34.967 --> 36:37.683
…ناجی‌ها -
ببین، نمی‌خوای توی -

36:37.685 --> 36:40.049
دنیایی زندگی کنی که
مجبوری جلاد باشی، درستـه؟

36:40.051 --> 36:42.526
دنیای قدیم همینجوری بود -
نه. اشتباه می‌کنی -

36:42.565 --> 36:45.955
،اگه دنیای قدیم چرخش می‌چرخید
واسه این بود که حساب و کتاب داشت؛

36:45.957 --> 36:49.885
از رئیس زندان و پاسبان و قاضی گرفته تا
وکیل و حتی اونی که

36:49.887 --> 36:52.213
ساندویچ می‌داد دست وکیل‌ها

36:52.465 --> 36:54.010
پس میگی باید تعدادمون رو بیشتر کنیم؟

36:54.064 --> 36:58.791
،خیلی بیشتر. بیشتر از هیل‌تاپ
بیشتر از ناجی‌ها

36:59.186 --> 37:03.182
اینجوری می‌تونی اون امنیتی که
می‌خوای رو اینجا برقرار کنی

37:03.950 --> 37:06.534
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونیم
دنیای قدیم رو دوباره اینجا زنده کنیم؟

37:06.779 --> 37:08.534
فکر نکنم دلم بخواد

37:10.301 --> 37:12.268
چون سعی داشتم اینجا رو مخفی نگه دارم

37:15.622 --> 37:18.534
…ولی شاید… شاید

37:19.799 --> 37:21.479
ولی حقیقت اینـه به قدر کافی غذا داریم

37:21.481 --> 37:24.252
حتی سه برابرِ جمعیت الانمون رو کفاف میده

37:25.113 --> 37:28.534
بعدش می‌تونیم دکترها و
مهندس‌های بیشتری بار بیاریم

37:30.354 --> 37:32.135
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

37:33.776 --> 37:36.596
محصولِ بیشتری برداشت کنیم و
بعدش دوباره آدمای بیشتری جذب کنیم

37:36.812 --> 37:41.280
،منتها مسئله فقط تعداد آدما نیست، مگی

37:41.282 --> 37:42.913
کیفیت‌شونـه

37:42.968 --> 37:44.924
متأسفم که من باید این خبرِ بد رو بهت بدم ولی

37:44.926 --> 37:47.726
فکر نکنم خیلی آدم خوبی مونده باشه

37:48.043 --> 37:49.710
خودت مربی باشگاه بودی

37:51.140 --> 37:54.618
بعدش دنیا عوض شد و مردم تغییر کردن چون

37:54.620 --> 37:56.054
ترسیده بودن

37:56.320 --> 37:59.671
…اگه فاکتور ترس رو حذف کنی
…مثل الکساندریا و زندان

37:59.673 --> 38:02.054
،اون موقع که همه چی داشتیم
،قبل از اینکه اوضاع خراب بشه

38:02.056 --> 38:03.937
آدما داشتن بهتر میشدن

38:04.053 --> 38:07.945
همه نه. بعضیا عوض‌بشو نیستن

38:08.088 --> 38:10.090
قاضی و وکیل و رئیس زندان

38:10.092 --> 38:11.518
واسه همون آدماست

38:14.500 --> 38:15.698
اشتباه می‌کنی

38:20.305 --> 38:21.823
زمان همه چی رو معلوم می‌کنه

38:43.659 --> 38:47.549
،از همون اول
فقط تلاش داشتی اینجا رو مخفی نگه داری

38:47.724 --> 38:50.809
…چراغ‌های قرمز، دوربین‌ها، پوشوندنِ پنجره‌ها

38:51.114 --> 38:52.715
می‌دونم -
گفتی اگه -

38:52.717 --> 38:54.231
،کسی از وجود اینجا باخبر بشه

38:54.233 --> 38:56.083
ما رو می‌کُشن تا از چنگمون درش بیارن

38:56.314 --> 38:57.434
می‌دونم

38:57.727 --> 38:59.356
خب. الان چیزی فرق کرده؟

38:59.362 --> 39:02.473
همچنان ما رو می‌کُشن تا
اینجا رو از چنگمون در بیارن

39:02.519 --> 39:04.215
برای همین آدمای بیشتری لازم داریم

39:04.217 --> 39:07.599
اونقدری که بتونیم از
گوشه‌گوشه‌ی اینجا دفاع کنیم

39:07.720 --> 39:09.999
،اگه کاری که میگی رو بکنیم
بعید نیست از فردا پای

39:10.001 --> 39:11.724
کلی آدمِ نادرست و نااهل به اینجا باز شه

39:11.930 --> 39:13.334
ما هم براشون آماده‌ایم

39:13.798 --> 39:17.107
،تمام این مسیر رو نگهبان می‌ذاریم
نقطه به نقطه‌اش

39:17.351 --> 39:19.646
هر کی از رودخونه رد شه، خبردار میشیم

39:19.685 --> 39:23.256
،با این زاغه‌ی مهماتی که داریم
دستِ بالاتر رو داریم

39:23.259 --> 39:25.318
اصلاً چرا باید واسه
همچین گزینه‌ای وقت بذاریم؟

39:26.231 --> 39:28.834
الان وضع هممون از
هر زمان دیگه‌ای بهتره، مگی

39:28.836 --> 39:30.256
یه انبار پُر از آذوقه و خوراکی داریم

39:30.258 --> 39:33.654
انباری که هر روز داره خالی و خالی‌تر میشه و

39:33.770 --> 39:35.279
راهی هم نداریم که دوباره پُرش کنیم

39:35.281 --> 39:37.514
چشم به هم بزنیم زمستون شده و

39:37.552 --> 39:39.510
اونجاست که کارد می‌رسه به استخونِ آدما

39:39.513 --> 39:41.721
،آدمی هم که کارد به استخونش رسیده
از هر کسی خطرناک‌تره

39:41.736 --> 39:43.358
،اگه آدمای بیشتری جذب کنیم

39:44.387 --> 39:46.287
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

39:46.625 --> 39:48.818
مگی، ما بیمارستان داریم

39:48.820 --> 39:50.896
کیفیت بیمارستان با دکترهاش سنجیده میشه

39:50.898 --> 39:52.381
ما یه دکتر داریم

39:52.639 --> 39:54.128
اگه خدای نکرده قبل از اینکه

39:54.130 --> 39:56.404
چند نفر دیگه رو تعلیم بده
…بلایی سر لوئیس بیاد

39:56.491 --> 39:59.662
،این آدمایی که میان
ممکنـه بین‌شون دکتر هم باشه

39:59.664 --> 40:01.388
خیلی‌خب، ببین، می‌فهمم چی میگی، جدی میگم

40:01.390 --> 40:03.037
،متوجه حرفت هستم

40:03.039 --> 40:07.482
ولی وظیفه‌ی اصلی من
محافظت از مردم اون هم همین الانـه

40:09.685 --> 40:11.201
شرمنده، مگی، نمیشه

40:11.203 --> 40:12.568
…ببین، رناتا

40:14.504 --> 40:17.451
…وقتی رئیسِ هیل‌تاپ و بریکس بودم

40:18.852 --> 40:20.459
دقیقاً همینطور فکر می‌کردم

40:20.912 --> 40:23.263
فقط می‌تونستم جلوی پام رو ببینم

40:24.240 --> 40:25.857
مثل الان دستم باز نبود

40:25.925 --> 40:27.959
فرصت نداشتم به آینده فکر کنم

40:28.381 --> 40:30.724
می‌دونم این کار خلافِ
درس‌هاییـه که از دنیا گرفتیم؛

40:30.726 --> 40:32.288
می‌دونم ترسناکـه

40:32.515 --> 40:34.538
،ولی مگه خودت همش نمی‌گفتی آدم وقتی ترسیده

40:34.540 --> 40:36.079
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره؟

40:36.081 --> 40:38.888
مگی، من باید به فکر
…خواهرزاده‌ی کوچولوم باشم، خیلی

40:38.890 --> 40:40.390
من هم پسر دارم

40:40.810 --> 40:43.897
،می‌فهمم الان جاشون امنـه

40:44.299 --> 40:45.921
ولی این وضعیت موندگار نیست

40:46.190 --> 40:47.366
،اگه الان کوتاه نیایم

40:47.368 --> 40:49.468
چه آینده‌ای در انتظارشونـه؟

40:50.033 --> 40:52.483
بهت باور دارم، رناتا

40:52.976 --> 40:57.647
مطمئنم هم امروز می‌تونی
ازمون محافظت کنی، هم فردا

40:58.382 --> 41:00.491
،شرایط همینـه که می‌بینی

41:01.650 --> 41:03.983
تصمیمش با خودمونـه که باهاش چیکار کنیم

41:22.587 --> 41:23.842
می‌خوایم چجور آدمایی باشیم؟

41:35.120 --> 41:36.120
!آهای

41:41.610 --> 41:42.823
فقط می‌خوایم کمکت کنیم

41:43.929 --> 41:44.973
اجازه میدی؟

41:44.975 --> 41:46.870
می‌ذاری کمکت کنیم؟ لطفاً

41:47.509 --> 41:49.628
یادتـه توی آمفی‌تئاتر چی گفتم؟

41:49.993 --> 41:51.409
پیشنهادم هنوز سر جاشـه

41:53.012 --> 41:54.144
چیزی نیست

42:07.505 --> 42:09.073
درست میشه، خب؟

42:17.634 --> 42:18.634
!آرمسترانگ

42:25.228 --> 42:27.986
ایشالا یه تاکسی پیدا کردی که
ببرتت اون سرِ شهر

42:31.314 --> 42:32.767
چند بار باید خداحافظی کنیم؟

42:32.769 --> 42:35.087
می‌دونم. قول میدم این دفعه دیگه آخریشـه

42:36.180 --> 42:39.410
اون موقع اشتباه می‌کردم

42:40.452 --> 42:42.253
می‌تونی به مردم درباره‌ی اینجا بگی

42:42.559 --> 42:45.370
می‌خوایم آدما بیان، آدمای خوب

42:45.573 --> 42:46.730
به روی چشم

42:49.164 --> 42:50.667
خودت هم برگرد

42:51.753 --> 42:54.233
…می‌دونم داری میری دیدن خانوادت ولی

42:55.562 --> 42:58.136
امیدوارم همتون با هم برگردید

42:59.748 --> 43:02.206
…ممنونم. جدی میگم، ولی

43:03.639 --> 43:05.130
من برنمی‌گردم اینجا

43:05.958 --> 43:07.264
حداقل تا یه مدتی

43:09.105 --> 43:11.301
فقط واسه دیدن خانوادت برنمی‌گردی، مگه نه؟

43:12.457 --> 43:13.963
نیوبابیلون بهم نیاز داره

43:13.965 --> 43:15.137
،حالا که ارتش از بین رفته

43:15.139 --> 43:17.363
،می‌دونم اوضاع اونجا احتمالاً عوض شده
،اگر هم نشده باشه

43:17.566 --> 43:19.957
چند نفرمون منتظر بودیم تا
فرصتِ تغییر فرا برسه

43:20.828 --> 43:25.793
الان وقتشـه -
اگه یه نفر از پسش بر بیاد، اون تویی -

43:26.280 --> 43:27.280
ممنون

43:28.226 --> 43:29.317
،کارم که تموم شد

43:29.900 --> 43:32.931
مطمئن باش من و تو حرف واسه زدن زیاد داریم

44:09.876 --> 44:12.657
…برو به اون همکار بی‌حال و حوصله‌ات بگو که

44:13.770 --> 44:18.478
این کسرول تُن ماهی
اصلاً چنگی به دل نمی‌زنه

44:22.823 --> 44:25.581
چیـه؟ -
خیال می‌کردم مُرده باشی -

44:26.641 --> 44:28.197
حالا می‌تونم بکُشمت

44:40.132 --> 44:42.650
مسلحم -
ایول -

44:47.013 --> 44:48.156
!کمک

44:48.632 --> 44:51.811
!یکی بیاد این پایین! کمک
!یکی بیاد این پایین

44:51.813 --> 44:54.811
!کمکم کنید! کمک

44:54.996 --> 44:57.871
عجیبـه، نه؟ -
!یکی بیاد این پایین -

44:57.941 --> 45:01.636
واسه روانی‌ای مثل تو نگهبان نذاشتن

45:01.638 --> 45:06.261
فقط منِ ناچیز و دست‌تنها موندم که
از اینجا محافظت کنم

45:19.750 --> 45:21.890
آهای، روبراهی؟

45:23.134 --> 45:27.406
،اون دکمه رو که بزنیم
راه برگشتی نیست

45:28.462 --> 45:30.595
می‌دونم واسه مقابله با کله‌خرهایی که

45:30.597 --> 45:33.085
…پاشون به اینجا باز شه برنامه داری

45:33.146 --> 45:34.960
نگران جزیره‌ای؟

45:35.687 --> 45:36.747
بهت که گفتم

45:36.749 --> 45:41.968
نه کریستوسی هست، نه بروگل، نه کروئت

45:42.349 --> 45:44.546
الگوی کروئت چی؟

45:45.486 --> 45:47.228
نیگان عوض شده

45:49.087 --> 45:51.782
ولی اون نیگان قدیمی هنوز
یه جایی توی وجودشـه، مگی

45:52.314 --> 45:56.485
این هم… اصلاً خوب نیست

45:56.945 --> 45:59.204
…راستش، بیشتر از همه از این می‌ترسم که

45:59.969 --> 46:03.571
نمی‌دونم برای ما خوب نیست، یا دشمن‌هامون

46:06.097 --> 46:08.845
وقتی ورق برمی‌گرده دیگه بهت حال نمیده، نه؟

46:15.743 --> 46:16.798
حاضری؟

46:17.905 --> 46:19.069
برو که رفتیم

47:37.686 --> 47:39.100
به نظرت یعنی چی؟

47:40.114 --> 47:41.373
به نظرم باید بریم ببینیم

47:41.544 --> 48:01.544
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

48:05.168 --> 48:06.960
!همگی اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین

48:06.962 --> 48:08.188
!سلاح‌ها زمین

48:08.206 --> 48:09.979
« …آنچه خواهید دید »

48:10.630 --> 48:12.888
،باید بدونم که اگه اوضاع قاراشمیش شد

48:13.218 --> 48:14.977
می‌تونم بهت اعتماد کنم

48:16.040 --> 48:17.327
همه جا رو قرنطینه می‌کنیم

48:17.329 --> 48:19.555
،با این اوضاع قمر در عقرب
احتیاط شرط عقلـه

48:22.710 --> 48:25.797
دو دسته آدم. اما فقط یکیشون می‌تونه بمونه

48:26.033 --> 48:27.844
پس قراره یه بازی بکنیم

48:28.455 --> 48:31.197
« مردگان متحرک: شهر مردگان »
