WEBVTT

00:21.591 --> 00:24.152
‫مگی؟ مگی!

00:49.758 --> 00:52.679
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چطوری اومدی اصلاً؟

00:52.933 --> 00:54.954
‫جینی! جینی.

00:59.925 --> 01:02.806
‫- تو خبر داشتی اینجاست؟
‫- نه.

01:02.831 --> 01:04.831
‫درست قبل از اینکه واکرها بیان،

01:05.203 --> 01:06.723
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد.

01:06.748 --> 01:09.270
‫نباید اینجا باشی.

01:10.307 --> 01:14.191
‫حدس می‌زنم می‌خواسته
‫بیاد پیش تو.

01:20.074 --> 01:22.555
‫- شعله...
‫- باید بریم!

01:22.580 --> 01:25.581
‫باید از اینجا بری. شنیدی چی گفتم؟

01:25.606 --> 01:29.208
‫نمی‌تونم همزمان به مگی کمک کنم و
‫حواسم به تو باشه. ما که حرف زده بودیم.

01:29.233 --> 01:31.273
‫من و مگی میریم و هرشل رو پیدا می‌کنیم.

01:31.298 --> 01:33.628
‫تا اون موقع تو پیش افراد مگی می‌مونی،
‫جایی که جونت در امانه.

01:33.653 --> 01:35.052
‫از اول دغدغه‌ام همین بود.

01:35.077 --> 01:37.758
‫که جای تو امن باشه،
‫خودتم این رو می‌دونی جینی.

01:37.783 --> 01:40.159
‫- لعنتی.
‫- من می‌تونم برش گردونم.

01:43.352 --> 01:45.592
‫شماها به کارتون برسید.

01:45.617 --> 01:47.899
‫می‌برمش هرجا بگین.

01:57.858 --> 02:01.660
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫با این آقاهه می‌ری.

02:01.685 --> 02:06.248
‫حواسش بهت هست.
‫آدم خوبیه.

02:06.401 --> 02:09.081
‫ببین جینی، من نمی‌تونم باهات بیام
‫تو هم نمی‌تونی با من بیای.

02:09.106 --> 02:13.349
‫گندش بزنن، نباید با من بگردی.

02:13.374 --> 02:16.415
‫تو من رو نمی‌شناسی بچه‌جون.

02:16.670 --> 02:19.993
‫من اون آدمی نیستم که فکر می‌کنی.

02:26.354 --> 02:29.270
‫ازت می‌خوام...

02:29.295 --> 02:32.081
‫نه!

02:32.150 --> 02:35.534
‫این همه مدت با هم بودیم و
‫تازه الان می‌خوای حرف بزنی؟

02:46.023 --> 02:48.025
‫من بابات رو کُشتم!

02:57.374 --> 03:01.776
‫من برای سرقت و دزدی تحت تعقیب نیستم.

03:01.983 --> 03:04.544
‫پنج نفر رو کُشتم.

03:04.569 --> 03:07.410
‫و بابای تو، جزوی از اون پنج نفر بود.

03:07.435 --> 03:10.476
‫برای همین اومدم مزرعه،
‫می‌دونستم اونجایی.

03:10.544 --> 03:16.348
‫برای همین گذاشتم باهام بیای،
‫چون می‌دونستم کسی رو نداری.

03:16.373 --> 03:20.897
‫تو...واسه اینکه عذاب‌وجدانم رو خاموش کنم
‫اینکارو کردم.

03:23.323 --> 03:25.325
‫همین.

03:36.450 --> 03:38.612
‫عجله کن، بیا بریم. زودباش.

04:51.615 --> 04:55.135
‫«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»
‫[ فصل اول، قسمت ششم ]

04:57.545 --> 05:08.545
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:09.298 --> 05:11.300
‫وقت رفتنه.

05:13.324 --> 05:19.324
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»

05:46.964 --> 05:50.608
‫تو یکم بخواب،
‫من حواسم هست.

05:51.211 --> 05:53.972
‫خوابم نمیاد، اوکی‌ام.

05:54.139 --> 05:58.143
‫بعدشم، اگه بخواد بیاد سراغ‌مون بهتره
‫دوتایی حواس‌مون جمع باشه.

06:03.410 --> 06:08.095
‫کاری که اونجا کردی؛
‫می‌دونم اصلاً آسون نبود.

06:16.259 --> 06:17.939
‫به‌نظرت نقشه‌مون جواب میده؟

06:17.964 --> 06:22.046
‫خب بذار بگم اکه کروئت خیلی از
‫دیدن من خوشحال بود.

06:22.323 --> 06:25.084
‫برگشت گفت بیا گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

06:25.109 --> 06:28.190
‫حالا نمی‌خوام بگم دیدار دوباره‌مون
‫خیلی بی‌حاشیه پیش رفت...

06:28.215 --> 06:31.623
‫ولی با توجه به گذشته‌مون
‫و اون مزخرفات داداشی و این‌ها،

06:31.648 --> 06:35.492
‫یه حسی بهم می‌گه می‌تونیم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم.

06:54.447 --> 06:56.690
‫برخلاف همه، آرزوی من
‫دیدن مجسمه آزادی نبود.

06:59.922 --> 07:01.964
‫آرزوی من رفتن به فروشگاه «میسیز» بود.

07:08.008 --> 07:13.652
‫وقتی بچه بودم،
‫بعد از اینکه مامانم مریض شد،

07:13.905 --> 07:16.427
‫شب‌ها بغلش می‌خوابیدم و برام
‫قصه می‌گفت.

07:19.408 --> 07:21.967
‫قصه بابانوئل.

07:21.992 --> 07:24.194
‫بابا نوئل واقعی.

07:27.209 --> 07:31.251
‫که بعضی وقت‌ها از قطب شمال سفر می‌کنه

07:31.409 --> 07:35.013
‫به فروشگاه «میسیز» توی منهتن و
‫با همه بچه‌ها دیدار می‌کنه.

07:37.610 --> 07:41.772
‫همیشه رویاپردازی می‌کردم که منم
‫یه روز میرم نیویورک،

07:41.797 --> 07:45.158
‫وارد فروشگاه «میسیز» می‌شم

07:45.183 --> 07:48.426
‫بابانوئل رو می‌بینم و باهاش دوست می‌شم.

07:49.641 --> 07:52.522
‫و اون به‌جای اسباب‌بازی‌های شکسته،

07:52.712 --> 07:55.673
‫یا اونایی که گم‌شون کردم،

07:55.698 --> 07:58.981
‫کُلی اسباب‌بازی نو بهم هدیه می‌ده.

08:11.587 --> 08:13.950
‫اونجاست.

09:55.535 --> 09:57.698
‫دود از کجا میاد؟

10:03.096 --> 10:05.859
‫فکرکنم تمام این مدت راست می‌گفتی.

10:08.549 --> 10:10.551
‫بریم.

10:22.407 --> 10:24.224
‫هی!

10:24.249 --> 10:26.449
‫تو و جینی با هم توی فاضلاب بودین...

10:26.474 --> 10:28.997
‫به‌نظرت چی می‌خواست بهم بگه؟

10:31.025 --> 10:32.945
‫نمی‌دونم، شاید می‌دونسته
‫حتماً به‌خاطر اینکه...

10:32.970 --> 10:36.859
‫اومده اینجا از دستش عصبانی می‌شی و
‫می‎‌خواسته دلیل کارش رو توضیح بده.

12:10.880 --> 12:13.923
‫گندش بزنن. مگی
‫نیازی به این کارها نیست.

12:34.666 --> 12:38.110
‫کافیه! کافیه.

13:10.872 --> 13:12.994
‫بندازش.

13:26.896 --> 13:29.216
‫از نظر من ماجرا از این قراره.

13:29.241 --> 13:31.924
‫کروئت آذوقه‌هاتون رو نگرفت؛ فقط
‫اومد هرشل و برداشت برد.

13:34.099 --> 13:36.327
‫حتماً فکر می‌کنی برای اینکه دَر
‫نرین اینکارو کرده، آره

13:36.352 --> 13:39.315
‫اما هیچوقت برای آذوقه بیشتر برنگشت.

13:40.067 --> 13:42.366
‫از همون اولم من رو می‌خواسته.

13:42.391 --> 13:46.113
‫برای چی؟
‫خدا می‌دونه.

13:46.265 --> 13:50.267
‫اما هر نقشه کسشعری که اون
‫حرومزاده توی ذهنش چیده واسم،

13:50.292 --> 13:52.974
‫مطمئنم مثل سگ پشیمون می‌شه.

13:53.489 --> 13:56.212
‫من و تو این رو خوب می‌دونیم.

13:57.388 --> 14:00.189
‫اما می‌دونی چیه مگی،

14:00.230 --> 14:02.630
‫ما خیلی راحت می‌تونستیم
‫کار رو یه‌سره کنیم.

14:02.655 --> 14:04.977
‫می‌تونستیم هرشل رو نجات بدیم.

14:06.125 --> 14:10.848
‫چون من و تو، با هم، تیمی رو تشکیل می‌دیم
‫که خدا هم جلودارش نیست.

14:11.124 --> 14:14.327
‫اما تو خودتم این رو می‌دونی، نه؟

14:14.781 --> 14:18.785
‫شاید یه گوشه دلت همیشه می‌خواستی
‫اینطوری تموم‌ش کنی.

14:24.511 --> 14:29.354
‫مگی، حقیقت اینه که، مهم نیست
‫چه بهونه‌هایی بیارم

14:29.379 --> 14:34.104
‫یا چند هزار بار معذرت خواهی کنم،

14:35.184 --> 14:37.506
‫تو من رو نمی‌بخشی.

14:42.113 --> 14:44.275
‫و نباید هم ببخشی.

15:56.294 --> 15:58.296
‫این رو یادت رفت.

16:04.725 --> 16:06.727
‫به خونه خوش اومدی.

16:21.177 --> 16:25.539
‫اول رفتیم «سنچوئری» و کلی
‫اون سمت‌ها دنبالت گشتیم،

16:25.807 --> 16:30.650
به خرابه‌ای تبدیل شده بود که
سگم اونجا پر نمی‌زد،

16:30.675 --> 16:33.439
واقعاً ناراحت شدم.

16:33.464 --> 16:35.945
‫بعد از اینکه خدا می‌دونه چند ماه «سرزمین اصلی»

16:35.970 --> 16:38.170
‫رو زیر و رو کردیم،

16:38.659 --> 16:41.460
‫بلاخره فهمیدم چه غلطی کردی.

16:41.565 --> 16:45.329
‫چهار تا مرد و یه قاضی.

16:45.902 --> 16:48.423
‫تو، تو، تو.

16:48.448 --> 16:50.901
‫بعدش «جروم» رو پیدا کردم.

16:50.926 --> 16:56.490
‫دلش زیاد راغب به همکاری باهامون نبود،
‫اما...

16:56.664 --> 16:59.865
‫تنها و ضعیف بود.

16:59.890 --> 17:05.214
‫راضی‌ش کردم چیزایی که می‌دونه رو بگه.
‫و داستانی برام تعریف کرد،

17:05.239 --> 17:09.441
‫که توجه‌ام رو جلب کرد.

17:09.603 --> 17:12.844
‫داستانِ یه زن بیوه.

17:12.933 --> 17:17.696
‫به‌هرحال، دیدم به دردمون می‌خوری.

17:17.754 --> 17:21.636
‫قوی و باهوشی.

17:21.661 --> 17:27.144
‫نقاط ضعفی داشتی که می‌شد
‫ازشون سواستفاده کرد.

17:27.169 --> 17:29.970
‫و مهم‌تر از همه،

17:29.995 --> 17:34.678
‫درسته که باید یه تلنگری بهت
‫می‌زدیم تا همکاری کنی اما...

17:34.716 --> 17:37.717
‫تو هم انگیزه‌های خودت رو داشتی.

17:37.750 --> 17:41.912
‫به‌هرحال، انتظار نداشتم از پسش بربیای.

17:41.937 --> 17:46.260
‫اما تونستی.
‫پیداش کردی.

17:46.335 --> 17:49.057
‫و برش گردوندی خونه.

17:51.892 --> 17:54.134
‫الان دیگه تو خونه‌ایم، نه؟

17:57.096 --> 18:00.377
‫می‌دونی، یه لحظه وقتی تو رو اون پایین دیدم

18:00.559 --> 18:04.841
‫با خودم گفتم وای خدایا، خوش به حالم.

18:04.866 --> 18:09.271
‫الان هم نیگان رو دارم؛ هم پسره.

18:13.469 --> 18:15.911
‫ولی اشکالی نداره.

18:20.627 --> 18:23.109
‫نیگان به تنهایی کافیه.

19:05.843 --> 19:09.447
‫می‌گم...

19:10.939 --> 19:12.939
‫ لطفاً حواست به جینی باشه،
‫می‌تونی؟

19:12.964 --> 19:15.485
‫تنها خواسته‌ام همینه.

19:43.581 --> 19:45.180
‫الان چیکار کنیم؟

19:45.431 --> 19:48.875
‫خب، خواسته ما مشترکه
‫مگه نه؟

20:30.462 --> 20:32.464
‫خوشحالم که می‌بینمت بچه‌جون.

22:03.631 --> 22:06.272
‫مثل یه هزارتـو بود و پر از مجسمه های مختلف.

22:06.557 --> 22:10.358
‫گمون کنم با هرچی دستشون اومده بود
‫ساخته بودنش.

22:10.462 --> 22:13.984
‫اما خب؛ ردش رو زدم

22:14.050 --> 22:16.170
‫یه گوشه گیرش آوردم،

22:16.235 --> 22:18.515
‫تفنگم رو گرفتم سمتش.

22:18.540 --> 22:21.782
‫می‌خواست فرار کنه، و...

22:21.807 --> 22:25.528
‫بهش شلیک کردم. کُشتمش.

22:25.553 --> 22:27.174
از شرش خلاص شدیم.
بلاخره از شر اون حرومزاده خلاص شدیم.

22:27.199 --> 22:29.762
‫بذارید حرفش رو تموم کنه.

22:30.294 --> 22:31.574
‫می‌خوام ادامه‌ش رو بشنوم.

22:31.599 --> 22:33.038
‫دیگه اتفاق خاصی نیفتاد.

22:33.191 --> 22:37.594
‫برگشتم سمت قایق،
‫ماشین هم دقیقاً سرجاش بود.

22:37.660 --> 22:40.741
‫خداروشکر به اندازه کافی اتانول داشتم
‫که مستقیم بیام سمت خونه.

22:40.766 --> 22:43.969
‫حیف که مجبور شدی بهش شلیک کنی.

22:45.334 --> 22:47.014
‫به عنوان یه مارشال، من اجازه دارم
‫هر جایی که نیازه...

22:47.039 --> 22:50.040
‫اوکیه بابا می‌دونم.

22:50.208 --> 22:53.690
‫منظورم اینه خیلی خوب می‌شد اعدامش
‫می‌کردیم و آویزونش می‌کردیم همه ببینن.

22:53.920 --> 22:56.242
یه عرض اندامی بکنیم.

23:02.557 --> 23:04.957
‫نه ممنونم خانم.

23:04.982 --> 23:07.623
‫دخترهات در چه حال‌ـن؟

23:07.768 --> 23:11.774
‫ماریجوری، بی و دسی؟

23:11.799 --> 23:15.120
‫نگران نباش، وقتی نبودی حسابی
‫حواس‌مون بهشون بود.

23:15.217 --> 23:17.618
‫باید یه سر برم ببینم‌شون.

23:17.643 --> 23:21.284
‫از قهرمان‌بازی‌های باباشون براشون تعریف کنم.

23:21.309 --> 23:25.393
‫اینکه چقدر سخت برای تامین امنیت
‫ما تلاش کرده.

23:38.958 --> 23:41.681
‫می‌دونستم که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری.

23:48.822 --> 23:51.543
‫می‌دونی این سیگار چطوری درست می‌شه؟

23:51.742 --> 23:54.623
‫خب ببین؛ اینطوریه که باید حتماً برگ‌ها رو

23:54.672 --> 23:58.313
‫تو دمای 38 درجه سلسیوس خشک کنی.

23:58.473 --> 24:01.755
یا تو همین حد و میان،

24:01.780 --> 24:03.792
که دقیقِ دقیق باشه.

24:03.817 --> 24:06.980
‫اما بهترین راه ایجاد همچین شرایطی و
تداومش چیه؟

24:10.746 --> 24:12.912
‫حرارت مرکزی.

24:12.937 --> 24:15.134
‫اما «اتانول» از «ذرت» به دست میاد،

24:15.159 --> 24:19.844
‫از هزاران هکتار زمین ذرت.

24:22.398 --> 24:26.480
‫برای همین ازت می‌خوام این کاری که
‫می‌گم رو بکنی، مارشال

24:26.530 --> 24:30.533
‫می‌خوام دوباره داستانی
‫که گفتی رو برام تعریف کنی.

24:30.558 --> 24:32.838
‫و این بار،

24:32.863 --> 24:36.386
‫می‌خوام سیر تا پیـاز گاز متان
‫رو برام توضیح بدی.

24:37.910 --> 24:44.910
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:52.316 --> 24:55.600
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی بهت گذشته...

24:57.095 --> 24:59.818
‫- امیدوارم بدونی که...
‫- حالم خوب بود.

25:03.766 --> 25:05.125
‫به‌خاطر اینکه پسر شجاعی هستی،

25:05.150 --> 25:06.686
‫خونه که بودیم هر لحظه منتظر...

25:06.711 --> 25:08.437
‫اتفاق بد بعدی بودم.

25:08.462 --> 25:11.624
‫اما الان از نظرم اونجا واقعاً امن‌تره.

25:20.477 --> 25:21.611
‫بهتره یه چیزی بخوری.

25:21.636 --> 25:22.957
.گرسنه نیستم

25:22.982 --> 25:24.543
...به‌خاطر گرسنگی نمی‌گم، به‌خاطر

25:24.568 --> 25:26.175
،وقتی می‌گم گرسنه نیستم
.یعنی گرسنه نیستم

25:26.200 --> 25:27.776
.معلوم نیست چه غذاهایی به خوردت می‌دادن

25:27.801 --> 25:29.941
خب که چی؟ می‌خوای مجبورم کنی غذا بخورم؟

25:29.966 --> 25:31.285
.نه، مجبورت نمی‌کنم

25:31.310 --> 25:33.713
.حالا هرچی. صرفاً... فراموشش کن

25:40.128 --> 25:43.292
این چیـه؟ برای منـه؟

25:48.582 --> 25:49.902
.یه هدیه‌ست‌

25:50.216 --> 25:51.378
.عجب

25:52.878 --> 25:55.261
.چون گروگان گرفته شدم برام سوغاتی گرفتی

25:56.748 --> 25:57.909
.ممنون

25:58.347 --> 26:00.589
.مثل اونیـه که قبلاً می‌پوشیدی

26:07.252 --> 26:08.921
.هرکار می‌خوای باهاش بکن

26:13.368 --> 26:14.836
،اینکه دوباره پیشمی

26:16.025 --> 26:18.812
.نمی‌تونم بگم بابتش چقدر خوشحالم

26:18.837 --> 26:19.875
خوشحال؟

26:19.900 --> 26:20.970
.البته

26:21.127 --> 26:23.299
،انگار بیشتر به یه چیز دیگه اهمیت می‌دادی

26:23.772 --> 26:25.096
،نمی‌دونم

26:25.518 --> 26:26.918
.انتقام یا حالا هرچی

26:26.943 --> 26:28.416
منظورت چیه؟

26:28.565 --> 26:30.236
.انگار فکرت و ذکرت درگیر اون شده

26:30.261 --> 26:33.221
.درگیر نیگان. برای کاری که کرد

26:34.087 --> 26:35.446
.برگردوندنش
...تو همیشه

26:35.471 --> 26:36.884
.هرشل. من به‌خاطر تو اومدم

26:36.909 --> 26:40.064
.و من درست همینجام
.ولی تو من رو نمی‌بینی

26:40.089 --> 26:43.078
،انگار کل زندگیم داشتی من رو می‌پاییدی

26:43.103 --> 26:45.143
،مراقب بودی نیگان نیاد
.منتظرش بودی

26:45.168 --> 26:46.168
!حقیقت نداره

26:46.200 --> 26:47.739
.ولی هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی

26:53.289 --> 26:55.878
.ولش کن. مهم نیست

27:44.625 --> 27:47.047
دومین باری که رفتیم

27:47.072 --> 27:50.476
پیش «مردم رودخونه» رو یادتـه؟

27:51.006 --> 27:56.561
.دفعه اول خوش برخورد و مهمون‌نواز بودن

27:57.012 --> 27:59.644
،بهشون گفتی چه چیزایی لازمه فراهم کنن

28:00.108 --> 28:04.092
و بعد بهشون گفتی اگه
.این کار رو نکنن چی میشه

28:04.517 --> 28:07.797
.در نتیجه، دومین باری که رفتیم

28:09.733 --> 28:13.974
خیلی خونسرد رفتی سراغ رهبرشون

28:14.637 --> 28:20.352
.مثل یه بازیگر مسلط روی صحنه
.مثل یه راک‌‌استار

28:20.627 --> 28:24.843
ولی یه راک‌استار بدون میکروفونش چیـه؟

28:25.927 --> 28:31.413
.پس، لوسیل ظاهر شد

28:32.515 --> 28:34.455
،بعدش برگشتی

28:34.599 --> 28:36.971
.و دادیش به من

28:38.103 --> 28:39.814
.نفهمیدم

28:41.927 --> 28:44.714
.«تازه اومده بودم به «سنچواری

28:44.840 --> 28:47.058
.هیچی نبودم. آدم داغونی بودم

28:50.891 --> 28:53.963
.ولی تو یه چیزی درون من دیدی

28:56.313 --> 28:58.040
.نه اون چیزی که در اون لحظه بودم

28:59.186 --> 29:01.579
.بلکه اون چیزی که می‌تونستم باشم

29:03.421 --> 29:06.523
.و بهم یه فرصت دوباره دادی

29:07.624 --> 29:13.260
.البته، خودمم نمی‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم

29:14.656 --> 29:18.376
،اولین بار که چوب رو چرخوندم
.اصلاً نتونستم بزنم به طرف

29:18.794 --> 29:21.776
،دومین بار
.بیش از حد خوب زدم

29:22.166 --> 29:24.643
.اینقدر با نیروی زیادی بهش ضربه زدم

29:24.668 --> 29:27.253
.شانس آوردم که زنده موند

29:27.413 --> 29:29.686
.ولی تو از دستم ناراحت نشدی

29:31.230 --> 29:33.451
.نه، خونسردیت رو حفظ کردی

29:34.144 --> 29:36.449
صبر و حوصله‌ی این رو داشتی

29:37.275 --> 29:39.223
که به من نشون بدی

29:39.589 --> 29:42.339
.چطور درست انجامش بدم

29:42.958 --> 29:46.617
و بعد وقتی که صورتش پخش زمین شده بود

29:46.642 --> 29:48.704
و به اطرافم نگاه کردم

29:50.375 --> 29:52.103
و همون چیزی رو دیدم

29:53.053 --> 29:55.912
.که تو بهم گفته بودی می‌بینم

29:57.369 --> 30:01.385
.فرمان‌برداریِ تمام و کامل

30:01.760 --> 30:05.111
.ما می‌تونستیم هرکاری بکنیم

30:05.538 --> 30:10.063
دیگه هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌تونست
.چیزی رو از ما بگیره

30:13.660 --> 30:15.167
یادتـه؟

30:19.857 --> 30:20.943
.آره

30:21.867 --> 30:24.117
خیلی دوران زیبایی بود، نه؟

30:30.665 --> 30:31.753
.آره

30:35.129 --> 30:37.276
...می‌دونی، خیلی زمان برد

30:38.297 --> 30:39.679
...سال‌ها زمان برد

30:41.471 --> 30:45.163
تا بالأخره اتفاقی که بین‌مون
.افتاد رو درک کنم

30:47.251 --> 30:49.416
.نباید اون دختر رو می‌کشتم

30:54.994 --> 30:57.064
،تو بهم گفتی نکشمش

30:57.698 --> 30:59.700
.و من سرپیچی کردم

31:02.327 --> 31:06.765
و تبدیل شدم به تهدیدی
.که مجبور بودی کلکش رو بکنی

31:07.113 --> 31:08.871
،بهت قول میدم

31:11.422 --> 31:13.986
.اون اتفاق دیگه تکرار نمیشه

32:17.925 --> 32:18.937
.سلام

32:22.720 --> 32:23.797
.سلام

32:37.957 --> 32:39.719
...داشتم در مورد

32:42.582 --> 32:44.738
.حرفی که زدی فکر می‌کردم

32:49.383 --> 32:52.444
،می‌دونی، برای یه مدت طولانی
،برای بیشتر طول عمرم

32:53.625 --> 32:56.373
احساس می‌کردم دنیا
...همینجوری داره ازم می‌گیره

32:59.069 --> 33:01.600
...و به گرفتن ادامه می‌داد و

33:02.985 --> 33:04.812
،فکر کنم بالأخره یه جایی

33:05.642 --> 33:08.621
با خودم گفتم اگه فقط به‌اندازه‌ی
،کافی سخت مبارزه کنم

33:08.646 --> 33:10.634
.می‌تونم پسش بگیرم

33:11.603 --> 33:13.415
...حداقل یه‌ذره‌شو

33:16.737 --> 33:18.869
،ولی اینجوری عمل نمی‌کنه

33:21.066 --> 33:23.641
چون اینجوری فقط اون چیزی
.که داری رو از دست میدی

33:25.582 --> 33:27.922
.و دیگه نمی‌خوام به این کار ادامه بدم

33:29.780 --> 33:31.433
،نمی‌دونم چطوری

33:33.377 --> 33:35.135
...ولی این قضیه‌ی نیگان

33:38.587 --> 33:40.282
.می‌خوام تمومش کنم

33:43.933 --> 33:45.854
.تا صرفاً بتونم بیخیالش بشم

33:58.380 --> 34:04.169
،نبرد من با قبیله‌ها
،اون موش‌هایی که مجبور بودم ریشه‌کن کنم‌شون

34:04.521 --> 34:07.683
.همه تمرینی بودن برای نبرد پیشِ‌رو

34:08.573 --> 34:11.581
به‌محض اینکه کنترل کامل
،جزیره رو به دست بگیریم

34:11.925 --> 34:16.703
داما میگه حتماً بین جامعه‌ها
.جنگی رُخ می‌ده

34:16.971 --> 34:21.063
پس وقتی بهش در مورد
،تمام کارهای خوبی که قبلاً کردی

34:21.314 --> 34:24.108
و تمام آدمایی که نجات دادی
،و ازشون محافظت کردی گفتم

34:24.787 --> 34:29.131
.گفت تو همون چیزی هستی که لازم داریم

34:55.140 --> 34:57.177
هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

34:57.248 --> 35:02.069
بعد از تو یه خونه
.با یه نفر دیگه پیدا کنم

35:07.092 --> 35:09.397
!دل تو دلم نیست که ببینیش

35:09.710 --> 35:13.691
انگار مامان و بابا
دوباره بهم رسیدن. می‌دونی؟

35:18.319 --> 35:19.599
.بله

35:32.749 --> 35:36.982
...داما، مایه‌ی افتخاره که تو رو به

35:37.007 --> 35:38.232
.ممنون

35:47.484 --> 35:50.485
.خب. بیاین شروع کنیم
.بیاین دست به کار بشیم

35:50.510 --> 35:52.712
فکر کنم من و مهمون‌مون باید
یکم وقت بذاریم

35:52.737 --> 35:54.134
.تا با هم آشنا بشیم

35:55.064 --> 35:57.227
ولی بابت اینکه ما رو
.به هم معرفی کردی ازت ممنونم

36:04.441 --> 36:05.534
.البته

36:10.566 --> 36:11.809
.البته

36:23.611 --> 36:28.625
.خدایا، خیلی حساسـه. بشین

36:28.650 --> 36:32.498
،راحتم. پام بدجوری درد می‌کنه

36:32.523 --> 36:34.078
.خیلی اذیتم می‌کنه

36:34.367 --> 36:37.477
.شنیدم کنیاک برای دردهای اینجوری خوبه

36:37.502 --> 36:38.563
جدی؟

36:38.765 --> 36:40.485
.برای همه‌چی خوبه

36:41.173 --> 36:43.781
،آره، باید بهت بگم که
.بیشتر جین می‌خورم

36:45.698 --> 36:48.585
.باعث خوشحالیه که بالأخره دیدمت

36:48.923 --> 36:51.063
،و فهمیدم که در واقع

36:51.088 --> 36:54.805
.تو واقعی هستی و زاده‌ی جنون کسی نیستی

36:55.913 --> 36:58.514
.در مورد نمایشت توی بانک شنیدم

36:58.940 --> 37:01.161
،مسخره کردن، شوخی کردن

37:01.186 --> 37:05.308
اون یه‌ذره نفرت‌انگیز بودنِ اضافه

37:05.333 --> 37:07.750
.ولی کاملاً ضروری

37:08.071 --> 37:10.172
.ترس و وحشتی که درست کردی و اینا

37:12.292 --> 37:13.351
!آفرین

37:14.623 --> 37:15.848
،بهت که گفتم

37:16.630 --> 37:18.019
.من بیشتر جین می‌خورم

37:39.981 --> 37:42.621
.نگو که از پلیس‌ها ترسیدی

37:42.748 --> 37:45.155
.من نگران پلیس‌ها نیستم

37:45.565 --> 37:47.525
.از نیروهای پشت‌شون می‌ترسم

37:47.550 --> 37:50.319
،هرجا که پر از منابع طبیعی باشه

37:50.457 --> 37:51.683
اونا میان سراغش

37:51.731 --> 37:55.808
.مثل یه گله کفتار دزد و پست

37:55.926 --> 38:01.598
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

38:01.622 --> 38:04.928
.جزیره به رهبر احتیاج داره
.الآن بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

38:04.953 --> 38:09.812
،یه نفر با اعتماد به نفس
،نترس، با کاریزما

38:10.300 --> 38:14.018
.و استعداد خاص و بالا توی سیاست

38:14.882 --> 38:17.988
مگه سیاست چیزی جز نحوه‌ی عملکرده؟

38:24.873 --> 38:26.368
.خیلی‌خب

38:26.545 --> 38:32.683
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

38:32.707 --> 38:34.016
،بگو ببینم

38:35.026 --> 38:36.469
چرا باید بهتون کمک کنم؟

38:37.272 --> 38:38.733
.افراد دیگه‌ای هم هستن

38:38.946 --> 38:42.141
.«جامعه‌هایی تا شمال «هارلم

38:43.013 --> 38:45.213
اگه بتونیم همشون رو
،تحت رهبری یه نفر متحد کنیم

38:45.238 --> 38:47.191
.شکست‌ناپذیر می‌شیم

38:47.811 --> 38:52.511
.و همه‌ی اینا، می‌تونه دوباره مال تو باشه

39:01.064 --> 39:03.025
.کلیدهای قلمرو

39:09.868 --> 39:12.258
ولی چطور می‌تونم مطمئن باشم؟

39:12.687 --> 39:14.411
.شاید تو اون مردی نباشی که قبلاً بودی

39:14.436 --> 39:16.483
.شاید هیچ‌وقت همچین آدمی نبودی

39:17.842 --> 39:19.272
.شاید

40:15.264 --> 40:16.849
این چه کوفتیـه؟

40:20.601 --> 40:23.950
.من و مهمان سابقم کلی با هم حرف زدیم

40:24.488 --> 40:28.414
داستان مردی رو برام تعریف کرد
که پدرش رو کشته

40:28.439 --> 40:31.677
،نه فقط جلوی مادرش
،بلکه جلوی خودش

40:31.702 --> 40:34.493
.بچه‌ی داخل شکم مادرش

40:37.205 --> 40:40.895
و می‌تونستم از بقیه‌ی داستان این رو حس کنم

40:40.920 --> 40:43.330
.چیزی که خود اون نمی‌تونست

40:43.367 --> 40:46.689
،این که قاتل پدرش شاید احساس پشیمونی کنه

40:46.731 --> 40:51.640
احساس مسئولیت کنه در مقابل پسری که
.کل خانواده‌ش رو نابود کرده

40:58.890 --> 41:04.406
خب، البته، این رو فقط زمانی بهم گفت
.که پیشم احساس امنیت می‌کرد

41:11.629 --> 41:15.432
،و با این حال اینجایی
.این همه راه اومدی تا نجاتش بدی

41:16.525 --> 41:21.603
همونطور که می‌دونی، من در نهایت
.در ازای تو ولش می‌کنم

41:21.847 --> 41:25.292
.ولی یه تیکه‌ی کوچیک ازش رو نگه داشتم

41:27.340 --> 41:30.984
.و همیشه می‌تونم برای تیکه‌های بیشتر برگردم

41:33.644 --> 41:35.143
.دیگه نخور

41:35.903 --> 41:38.157
.در مورد کلی چیز باید بحث کنیم

41:40.264 --> 41:42.190
.کلی نقشه باید بکشیم

42:02.101 --> 42:05.101
« پایان فصل اول »
